PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : حکمت توسل



نگار
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۱۶:۵۶
سلام دوستان

خیلی وقته که توی نت نیومدم .اینجا هم ...
ولی هیچ کس نه حالی نه احوالی. فقط سارا خانم بود که با اینکه نمی شناسمشون.معرفت به خرج داد و حالی ازم پرسید .
ولی سوالم که خیلی هم منو با خودش درگیر کرده:
اصلا نمی دونم توسل حکمتش چیه؟مگه خدا نمیتونه که خودش به تنهایی مشکلات ما رو حل کنه؟پس چرا راه رو دور بزنیم و به کسانی غیر از خدا التماس کنیم که مشکلات ما رو حل کنند؟
آخه خودم مدتی حسابی در گیر همین موضوع بودم برای همین هم این موضوع منو در گیر خودش کرده که:
چرا؟
واقعا چرا باید از غیر خدا بخواهیم؟

meshkaat
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۱۷:۲۷
سلام دوستان

خیلی وقته که توی نت نیومدم .اینجا هم ...
ولی هیچ کس نه حالی نه احوالی. فقط سارا خانم بود که با اینکه نمی شناسمشون.معرفت به خرج داد و حالی ازم پرسید .
ولی سوالم که خیلی هم منو با خودش درگیر کرده:
اصلا نمی دونم توسل حکمتش چیه؟مگه خدا نمیتونه که خودش به تنهایی مشکلات ما رو حل کنه؟پس چرا راه رو دور بزنیم و به کسانی غیر از خدا التماس کنیم که مشکلات ما رو حل کنند؟
آخه خودم مدتی حسابی در گیر همین موضوع بودم برای همین هم این موضوع منو در گیر خودش کرده که:
چرا؟
واقعا چرا باید از غیر خدا بخواهیم؟


بنام خدا
با سلام خدمت شما خانم نگار گرامی
ممنون وسپاس از حضور مجددتان
قرار دادن واسطه ، فقط به خاطر دور بودن «واسطه قرار دهنده » نيست تا گفته شود : خدا كه دور نيست، پس چرا واسطه قرار داده است ؟ بلكه ممكن است جهات ديگرى داشته باشد مثلاً : قرار دادن واسطه مى تواند تقدير و سپاس از زحمات شخصى كه واسطه قرار داده شده است باشديعنى خداوند به خاطر تقدير از عبادات و تلاش ها و مجاهدت هاى بنده اى ، مقام وساطت در درگاه خويش را به او عطا نمايد چرا که ممكن است وسيله اى براى هدايت بهتر مردم نيزباشد. به اين صورت كه خداوند شخصى را كه از كمالات عالى انسانى و الهى برخوردار است، واسطه و مقرّب درگاه خود معرفى كند تا مردم به او مراجعه كنند و با نزديك شدن به او،وى را الگوى عملى خويش قرار دهند و اسباب سعادت دنيوى و اخروى خود را كسب کرده با معارف دين ،بيشتر آشنا شوند.
پيامبر(ص)و ائمه (ع)حكم چراغ هاى فروزانى را دارند كه خداوند به واسطه ايشان ، مسير حركت بندگان به سوى خويش را روشن ساخته و كشتى هاى نجاتى هستند كه خداوند ، آنها را در درياى پر تلاطم زندگى براى نجات انسان ها به حركت در آورده است .
ان شاء الله این موضوع را ادامه می دهم البته منتظرم تا شما نیز نظرات خودتان را بیان کنید.

sara.m
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۱۹:۲۷
ببین نگار عزیزم
ما بواسطه گناهایی که می کنیم نسبت به ائمه و معصومین آبروی کمتری پیش خدا داریم ، خب قطعا یه فرقی بین من و امام معصوم پیش خدا هست یا نه ، دعای منه گناهکار شاید بالا نره ولی اگه من این دعام رو بصورت توسل به یکی از ائمه بسپارم و امانت بدم ، اونوقت دعا بالا می ره و ...انشاءالله هم که خدا بواسطه آبرویی که اون امام معصوم داره دعا رو بر نمی گردونه
یه جایی شنیدم که ائمه واسطه فیض الهی هستند و خدا از مجرای وجودی ائمه (ع) برکات و نعمتهاش رو به ما می رسونه ، توسل به ائمه اطهار دقیقا انجام دادن کار از راه صحیحش هست ، به همین دلیل هم سریع تر انجام می شه مثل راهی که مستقیمه و کوتاهترین مسیر به سوی هدفه ، حالا همین راه مستقیم رو با وسائل مختلف می شه کوتاهتر کرد ، توسل هم همین نقش رو داره یعنی دعای صحیح و درست رو سریع تر مستجاب می کنه

meshkaat
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۲۱:۱۰
بنام خدا
برای اینکه بیشتر با برکات و ارزش توسل آشنا شویم داستانی از یک توسل را برای شما نقل می کنم.

آيةاللَّه العظمى گلپايگانى (ره)من كه از ابتدا به همه ائمه اطهار (ع)مخصوصا صاحب الزمان (عج)ارادت خاصى داشتم، در مشكلات و گرفتارى‏ها به آن حضرت متوسل مى‏شدم، حضرت هم عنايت مى‏فرمودند و مشكلاتم برطرف مى‏شد.
در همان اوايل طلبگى كه در زمان رضاشاه بود، مرحوم آقا روح‏اللَّه اصفهانى (ره) از اصفهان به قم آمده بودند، و عده‏اى از علماء و بزرگان ايران را بسيج كرده بود تا بر عليه رضا شاه قيام كنند. ولى مرحوم آيةاللَّه العظمى حائرى (ره) اين كار را به صلاح حوزه نمى‏دانستند و موافق آن نبودند. لذا عده‏اى مى‏گفتند: بايد به دنبال آقا روح اللّه رفت. و عده‏اى هم مى‏گفتند: بايد ديد نظر حاج شيخ چيست؟ و بايد از ايشان تبعيت كرد.
اين مسأله باعث شده بود كه امر بر من مشتبه شود، لذا به حضرت حجّت عليه‏السلام متوسّل شدم كه در اين اوضاع وظيفه من چيست؟ آيا از شيخ تبعيت كنم؟ يا دنبال آقا روح اللّه اصفهانى بروم؟ و رضايت شما در كدام است؟!
ماه مبارك رمضان بود، موقع ظهر در مدرسه فيضيه خوابيده بودم كه در عالم خواب ديدم:
"در آسمان يك تابلو سبز رنگى، شبيه به نئون، روشن است و با خط سبز بر آن نوشته شده بود:
"وَاِذا ظَهَرَ عَلَيْكُمْ البِدَع فَعَلَيْكُمْ بِالشّيِخ عَبْدُ الْكَريم"
"هنگامى كه براى شما مسئله تازه و جديدى اتفاق افتاد، بر شما باد كه به حاج شيخ عبدالكريم رجوع كنيد".
وقتى از خواب بيدار شدم، فهميدم كه بايد به دنبال حاج شيخ عبدالكريم بروم. اتفاقا حاج آقا روح اللّه اصفهانى هم كارى از پيش نبرد و سياست حاج شيخ در آن مقطع زمانى باعث حفظ حوزه علميه از شرّ رضاخان شد والاّ رضاخان قصد از بين بردن حوزه را داشت.
منبع (http://www.jamkaran.info/fa/page.aspx?id=45&title=دستور%20ارجاع%20به%20آيةال َّه%20حائرى%20از%20طريق%20حضرت&mode=0&menu=48)

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۲۲:۰۱
اگه بخوایید برید یه بزرگی رو ببینید و احساس کوچیکی کنید مگه غیره اینه که دنباله پارتی،واسطه ای چیزی می گردید تا بتونید راحت تر اون بزرگ رو ملاقات کنید؟!
خب!
اهل بیت (صلوات الله علیه ) هم نقش واسطه رو بازی می کنن تا من و شما راحت تر به خدا نزدیک بشیم...
از طرفی بعضی مواقع از خدا خجالت می کشیم و صحبت کردن باهاش واسمون سخته...
اما اهل بیت کشتی نجاتند و چراغ هدایت...می شینیم باهاشون درد و دل می کنیم و به اونا یم گیم شما برید به خدا بگید مشکل ما رو...
بعضی مواقع هم خدا رو به حق این عزیزان قسم میدیم چون می دونیم خدا خیلی دوسشون داره...

نگار
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۲۲:۱۰
اگه بخوایید برید یه بزرگی رو ببینید و احساس کوچیکی کنید مگه غیره اینه که دنباله پارتی،واسطه ای چیزی می گردید تا بتونید راحت تر اون بزرگ رو ملاقات کنید؟!
خب!
اهل بیت (صلوات الله علیه ) هم نقش واسطه رو بازی می کنن تا من و شما راحت تر به خدا نزدیک بشیم...
از طرفی بعضی مواقع از خدا خجالت می کشیم و صحبت کردن باهاش واسمون سخته...
اما اهل بیت کشتی نجاتند و چراغ هدایت...می شینیم باهاشون درد و دل می کنیم و به اونا یم گیم شما برید به خدا بگید مشکل ما رو...
بعضی مواقع هم خدا رو به حق این عزیزان قسم میدیم چون می دونیم خدا خیلی دوسشون داره...

یعنی اینهایی که ما بهشون توسل می کنیم اونقدر قدرت دارند که حتی می تونیم بگیم خیلی راحت بجای اینکه به خدا حرف دلهامونو بزنیم به اونها بگیم.
درسته؟
در ضمن مشکات عزیز از داستانتون هم مرسی
خیلی برام جالب بود که علما ما اونقدر توی اعتقاداتشون قوی بودند. ای کاش ما هم مثل اونها باشیم.ولی میدونم که من یکی نمی تونم مثل اونها باشم.اونها کجا و ما کجا؟؟؟؟؟:Motehayer:

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۲۲:۱۷
به نظرم ارتبط با اهل بیت خیلی راحت تره...خدا خیلی عظمت و بزرگی داره...باید به واسطه اهل بیت سعی کرد که به خدا نزدیک شد...
البته این نظر شخصیه بنده است...
نه!
این طوری نیست که ما حتما مثله اون بزرگان باشیم...هر کس به انداره توانایی هاش و قدرتش باید به خدا نزدیک بشه...
با انجام واجبات و ترک محرمات می شه به بالاترین مقام های معنوی رسید.

meshkaat
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۲۲:۴۰
نگار;18155]یعنی اینهایی که ما بهشون توسل می کنیم اونقدر قدرت دارند که حتی می تونیم بگیم خیلی راحت بجای اینکه به خدا حرف دلهامونو بزنیم به اونها بگیم.
درسته؟
در ضمن مشکات عزیز از داستانتون هم مرسی
خیلی برام جالب بود که علما ما اونقدر توی اعتقاداتشون قوی بودند. ای کاش ما هم مثل اونها باشیم.ولی میدونم که من یکی نمی تونم مثل اونها باشم.اونها کجا و ما کجا؟؟؟؟؟

بنام خدا
با سلام وآرزوی توفیقات الهی
خانم نگار گرامی
اشتباه برداشت نکنید لطفا.
اینکه ما به اهل بیت (ع)و بزرگان دینمان توسل می کنیم به این معنا نیست که آنها را هم شأن خداوند قرار دهیم .بلکه:
پيامبر(ص)و ائمه (ع)حكم چراغ هاى فروزانى را دارند كه خداوند به واسطه آنها ، مسير حركت بندگان به سوى خود را روشن ساخته و كشتى هاى نجاتى هستند كه خداوند ، آنها را در درياى پر تلاطم زندگى براى نجات انسان ها به حركت در آورده است .
از همه اینها که بگذریم نباید این نکته را فراموش کنیم که:

خدا گرچه از رگ گردن به ما نزديگ تر است ، ولى ما از او دوريم

این ما انسانها هستیم که با توسل به اسباب و وسایلی كه خود او قرار داده ، سعى در نزديك شدن به او را داريم .هر چندکه از اين سعادت و نعمت عظيم هم برخورداريم كه هر وقت بخواهيم او را مى خوانيم و نام مباركش را بر زبان مى آوريم .
اتفا قا خداوند در قرآن نیز موضوع هم شآن بودن انسانها را در برابر خویش رد میکند تاآنجاییکه در آيات 165 و 166 سوره بقره سخن در اين مورد است كه انسان براى خدا همتايانى را قرار دهد و به جاى خدا به آن ها توجه کند«يتخذ من دون الله أنداداً» و حال آن كه به پيامبر(ص)و معصومين(ع) در راستاىِ توجه به خدا و به خاطرِ توجه به او و به دستورِ خودِ خداوند توجه مى شود . خداوند ، خود فرموده كه با راستگويان باشيد (توبه / 119) وباز فرموده : «فَسْـَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (نحل / 43 و انبياء/ 7) كه باز هم در روايات ، ائمه هدى(ع) «اهل ذكر» معرفى شده اند . و نيزخود فرموده : اگر مرتكب گناهى شديد و به خويش ستم كرديد ، در صورتى كه از كرده خود پشيمان شويد و پيامبر(ص)را واسطه قرار دهيد ، مورد مغفرت واقع مى شويد . (نساء / 64) و ائمه معصوم(ع) بنابر روايات متعدد ، جانشينان پيامبر(ص)هستند

elham
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۲۲:۴۰
نگار عزیز

توسل به ائمه نه تنها راه رسیدن به خدا رو طولانی نمی کنه که یه راه میانبره و ما رو زودتر به مقصد می رسونه .

شما وقتی توی یک اداره هم که می ری مراتب رو رعایت می کنی ، شاید توسل هم یه چیزی شبیه همین مساله باشه

بله ائمه اینقدر قدرت و حرمت و منزلت دارن که به راحتی می تونیم حرفامونو بهشون بزنیم . عالم به حضور و وجود پربرکت ولی حی حاضر خدا ( امام زمان عج) برپاست و اگر روزی جهان از وجود امام خالی شود ، عالم برجا نمی ماند .

از یکی از معصومین نقل شده ( چون دقیقا متن حدیث رو خاطرم نیست از انتساب به امام پرهیز می کنم ) که مردم فقط ما رو خدا نپندارند ، ما قدرت انجام هر کاری را داریم

حالا هر وقت متوسل شدی ما رو هم گوشه کنارا به یاد داشته باش

meshkaat
۱۳۸۷/۰۲/۲۷, ۲۳:۰۵
نگار;18155]
در ضمن مشکات عزیز از داستانتون هم مرسی
خیلی برام جالب بود که علما ما اونقدر توی اعتقاداتشون قوی بودند. ای کاش ما هم مثل اونها باشیم.ولی میدونم که من یکی نمی تونم مثل اونها باشم.اونها کجا و ما کجا؟؟؟؟؟

بنام خدای مهربانی ها
سلام خواهر گرامی
همیشه یک نکته را در ذهن داشته باشیم که هیچ وقت خودمان را دست کم نگیریم بلکه انسان دایما باید به فکر پیشرفت در زندگی در جهت رسیدن به اون هدف عالیه از خلقت بشر که رسیدن به تکامل و سعادت بشری است برسد.علما مانیز کسانی بودند مثل خودما.اما با اتکال به خداوند وتلاش در رشد معنویت خودشان به مقامات بالا رسیدند.
راستی !!
مگر فضیل عیاض کی بود که یک شبه به اون مرحله رسید که تمام گناهان را کنار گذاشته وبه سوی خدای خودش میگردد.یا داستان حرّ ریاحی را که قطعا زیاد شنیدید .همونی که راه را امام حسین (ع) در کربلاء می بندد ولی روز عاشوراء در راه امام (ع) شهید می شود.و یا داستان رسول ترک را که آنچنان متحول میشود.
پس هیچوقت خودمان را واراده قوی خودمان را .همچنین آن خدایی که نگهبان ماست را دست کم نگیریم.بلکه باید به خودمان بقبولانیم که مانیز می توانیم مانند بزرگان وعلمای دینمان خوب زندگی کنیم و خوب خدای خودمان را پرستش کنیم و خیلی خوب هم می توانیم حریف شیطان شویم البته همه اینها در صورتی است که
رابطه خودمان را با اهل بیت(ع) بیشتر وبهتر کنیم و یک دوستی عمیق ودایمی با آنها ایجاد کنیم.
پس::
ما نیز می توانیم به مراحل والای تقوا و شناخت حقیقی خداوند برسیم...
می توانیم

ameer
۱۳۸۷/۰۲/۲۸, ۰۸:۵۲
سلام :Gol:
حتما شنيديد كه برخي توسل را شرك مي پندارند و متوسلان را مشرك . در اين باره خوب است بدانيد :

يكتا پرستى اساس دعوت همه پيامبران آسمانى است. ;(نحل،36)
از ديدگاه قرآن مجيد، يكتاپرستى اصل مشترك ميان تمام اديان آسمانى است :بگو: اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يك سان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد... .آل عمران،64
بنابراين، در قرآن كريم هيچ گونه دستورى كه با يكتاپرستى سرسازش نداشته باشد و شرك آلود باشد، يافت نمى شود. با توجه به نكته ياد شده، هنگامى كه به مطالعه قرآن مى پردازيم، مى بينيم كه خداوند به توسّل دستور داده است: اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از خدا پروا كنيد و وسيله اى براى تقرّب به خدا انتخاب كنيد...»مائده، 35
براى پى بردن به شرك نبودن توسّل به اولياى الهى، لازم است به معناى شرك و توسّل اشاره كنم.
شرك در برابر توحيد است. و به شرك ذاتى، شرك صفاتى، شرك افعالى و شرك در عبادت تقسيم مى شود.
توسّل نيز گونه هايى دارد:
1. خواندن خدا به حق اولياى او; حاجت خود را از خدا مى خواهيم و هنگام دعا، خدا را به حق اوليايش سوگند مى دهيم كه حاجت ما را برآورده سازد. اين روش را پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) تعليم فرمود و خود نيز بدان عمل مى كرد.
عثمان بن حنيف مى گويد: روزى محضر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) بودم، حضرت به شخصى كه مشكل خود را به ايشان عرضه كرد، شيوه دعا و توسل را چنين ياد داد: برو وضو بساز و دو ركعت نماز به جا آور و پس از آن، خداوند را با اين جملات بخوان: اللّهمّ انّى اسألك واتوجه اليك بنبيك نبىّ الرحمة يا محمّد انّى اتوجه بك الى ربّى فى حاجتى لتقضى، اللّهم شفّعه فىّ; بار خدايا! از تو درخواست مى كنم و به تو روى مى آورم به پيامبرت، پيامبر رحمت. اى محمّد! من به حق تو به سوى خدايم روى آورده ام تا حاجتم برآورده شود. خدايا! پيامبرت را شفيع من قرار ده.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: خداوند عزوجل مى فرمايد: اى بندگان من! گرامى ترين خلق و با فضيلت ترين آنان نزد من، محمّد و برادرش على و امامان پس از او هستند. اينان وسيله ها به سوى من مى باشند. هركس حاجتى دارد و نفعى را طالب است و يا دچار حادثه اى سخت و زيان بار گشته، برطرف شدن آن را مى خواهد، مرا به محمّد و آل طاهرينش بخواند تا به نيكوترين وجه حاجت او را برآورم.
سمهودى از دانشمندان اهل سنّت، در فصلى از كتاب خود تحت عنوان، توسّل زائر به رسول خدا و شفيع قرار دادن وى به پيشگاه خدا، مى نويسد: «بدان كه استغاثه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و جاه و منزلت و مقام او را به درگاه خداوند شفيع قرار دادن، كار انبيا و رسولان و سيره صالحان پيشين بوده است، پيش از آفرينش آن حضرت و پس از آن، چه در حال حيات و چه پس از رحلت، چه در جهان برزخ و چه در عرصه قيامت.
2. درخواست دعا از اولياى الهى;
همان گونه كه درخواست دعا از برادر مؤمن صحيح و پسنديده است، از اولياى الهى و آبرومندان درگاه او پسنديده تر است و چنين كارى ريشه قرآنى دارد.
فرزندان يعقوب، پس از پشيمانى از گناه خود و ظلمى كه نسبت به برادرشان يوسف روا داشته بودند، به پدرشان گفتند: «يا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انّا كنا خاطئين; (يوسف، 97) اى پدر! براى گناهان ما درخواست آمرزش كن كه ما خطاكار بوديم.»
خداوند در حق رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد:اگر آنان وقتى به خود ستم كردند، نزد تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و تو براى آنان درخواست آمرزش مى كردى، قطعاً خدا را توبه پذير مهربان مى يافتند.»نساء،64
3. درخواست حاجت از اولياى الهى;
گونه ديگر توسّل اين است كه به طور مستقيم حاجت خود را از اولياى الهى بخواهيم; مثلاً بگوييم: اى پيامبر رحمت! مريض ما را شفا بده.
بى ترديد هيچ يك از اين سه گونه توسل شرك نيست; زيرا شخصى كه به اولياى الهى توسل مى جويد، نه آنان را در تأثيرگذارى در جهان مستقل مى داند و نه آنان را پرستش مى كند، بلكه معتقد است كه هر آن چه آنان دارند، خدا به آنان عطا كرده است و هر آن چه مى كنند به اذن الهى است. و آنان را پرستش و عبادت نمى كنند; زيرا عبادت عبارت است از خضوع عملى و يا لفظى و زبانى كه از اعتقاد به الوهيت و ربوبيت طرف سرچشمه مى گيرد. كسانى كه به اولياى الهى توسّل مى جويند، نه آنان را اله مى دانند و نه ربّ.
پس هرگونه خضوع و تواضع در برابر ديگرى عبادت و پرستش نيست.
:Sham::Rose:

meshkaat
۱۳۸۷/۰۲/۲۸, ۱۲:۰۱
بنام خدا
با سلام
خداوند خود در قران كريم فرمان و سيطره استقلالى را از پيامبراسلام(ص) نفي مي كندمانند آنجايي كه ميفرمايد:
«ليس لك من الأمر شى ء.. .» (آل عمران/128و129) نه مطلق امر و فرمان، زيرا خداوند در آيات متعدد ديگري ، پيامبراكرم(ص)را در امورى صاحب اختيار دانسته است مانند : «فَأْذَن لِّمَن شِئْت َ مِنْهُمْ» (نور / 62) يا «وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِن وَ لاَ مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ» (احزاب /36) و مثل همان آيه اى كه ذكر شد و استغفار پيامبر(ص)را براى امت مؤثر دانست (نساء / 64) و مثل آياتى كه شفاعت و واسطه گرى را به اذن خداوند جايز مى شمارد : «مَن ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ».(بقره /255)
در آيات 50 و 51 سوره ذاريات از اين كه خداى ديگرى همتاى خدا دانسته شود ، نهى شده است . «و لاتجعلوا مع الله إلهًا ءاخر» و حال آن كه هيچ شيعه اى به ديد خدايى و صاحب قدرت مستقل به ائمه(ع) نمى نگرد . فرازهاى مختلف دعاى شريف توسل ، به خوبى شاهد اين مدعاست و نيز جملاتى كه در زيارات امامان دين(ع) خوانده مى شود ، سخن فوق را تأييد مى كند . شيعه بعد از نماز زيارت ائمه (مثل زيارت امام حسين(ع) اعتراف مى كند كه: «اللّهم انّى صلّيت و ركعت و سجدت لك وحدك لاشريك لك لانّ الصلوة و الركوع و السجود لايكون إلاّ لك لأنّك أنت الله لا اله إلاّ أنت »
در همين زيارت نامه نيز ما اقرار مي كنيم كه اهل بيت(ع) مالك محض نيستند بلكه بعنوان اسبابي هستند براي رسيدن به قرب الهي....

نگار
۱۳۸۷/۰۲/۲۹, ۲۱:۳۶
سلام
از کجا بدونیم اهل بیت به ما نگاه می کنند ؟راستش مدتیه هر چی از اهل بیت می خوام تا مشکلم حل بشه .انگارنه انگار که به اونها توسل می کنم. نمی دونم شاید به من بخندید ولی بخدا دیگه نا امید شدم. خیلی دوست دارم یکبار هم که شده از اونها چیزی بخوام وجواب بدن تا خیالم راحت بشه که صدامو می شنوند.

شهيدان
۱۳۸۷/۰۲/۲۹, ۲۲:۴۳
سلام
از کجا بدونیم اهل بیت به ما نگاه می کنند ؟راستش مدتیه هر چی از اهل بیت می خوام تا مشکلم حل بشه .انگارنه انگار که به اونها توسل می کنم. نمی دونم شاید به من بخندید ولی بخدا دیگه نا امید شدم. خیلی دوست دارم یکبار هم که شده از اونها چیزی بخوام وجواب بدن تا خیالم راحت بشه که صدامو می شنوند.
باسلام خدمت شما ((نگار))
توسل به اهل بيت به اين معني است كه شما آنها را بين خود وخدا واسطه قرار مي دهيد وگرنه استجابت دعا دست خداست .اگر خدا صلاح بداند دعا مستجاب مي شود .پس ممكنه اهل بيت توجه كرده باشند ولي خدا صلاح ندانسته باشد كه دعاي شما مستجا ب شود.يعني شايد رسيدن شما به خواسته دلتان به صلاح شما نباشد ويا زمان آن نرسيده .
اين داستان رو هم خوندنش مناسبه .كه مي گويند:

روزي ابراهيم ادهم در بازارهاي بصره عبور مي كرد مردم اطرافش را گرفته گفتند ابراهيم ! خداوند در قرآن مجيد فرموده (ادعوني استجب لكم) مرا بخوانيد جواب مي دهم شما را، ما او را مي خوانيم ولي دعاي ما مستجاب نمي شود. ابراهيم گفت علتش آنست كه دلهاي شما بواسطه ده چيز مرده است (دعايتان صفائي ندارد و دلها پاك و بي آلايش نيست) پرسيدند آن ده امر چيست ؟
گفت اول آنكه خدا را شناختيد ولي حقش را ادا ننموديد.
2- قرآن را تلاوت كرديد ولي عمل به آن نكرديد.
3- ادعاي محبت با پيغمبر صلي الله عليه و آله نموديد ولي با اولادش ‍ دشمني كرديد.
4- ادعا كرديد با شيطان عداوت داريم ولي در عمل با او موافقت نموديد.
5- مي گوئيد ببهشت علاقمنديم اما براي وارد شدن در بهشت كاري انجام نمي دهيد.
6- گفتيد از آتش جهنم مي ترسيم ولي بدنهاي خود را در آن افكنديد.
7- به عيب گوئي مردم مشغول شديد و از عيوب خود غافل مانديد.
8- گفتيد دنيا را دوست نداريم و ادعاي بغض آنرا نموديد ولي با حرص ‍ جمعش مي كنيد.
9- اقرار به مرگ داردي ولي خويشتن را مهيا براي آن نمي كنيد.
10- مردگان را دفن نموديد اما از آنها عبرت و پند نگرفتيد اين علل ده گانه است كه باعث مستجاب نشدن دعاي شما مي شود. روزي ابراهيم ادهم در بازارهاي بصره عبور مي كرد مردم اطرافش را گرفته گفتند ابراهيم ! خداوند در قرآن مجيد فرموده (ادعوني استجب لكم) مرا بخوانيد جواب مي دهم شما را، ما او را مي خوانيم ولي دعاي ما مستجاب نمي شود. ابراهيم گفت علتش آنست كه دلهاي شما بواسطه ده چيز مرده است (دعايتان صفائي ندارد و دلها پاك و بي آلايش نيست) پرسيدند آن ده امر چيست ؟ گفت اول آنكه خدا را شناختيد ولي حقش را ادا ننموديد. 2- قرآن را تلاوت كرديد ولي عمل به آن نكرديد. 3- ادعاي محبت با پيغمبر صلي الله عليه و آله نموديد ولي با اولادش ‍ دشمني كرديد. 4- ادعا كرديد با شيطان عداوت داريم ولي در عمل با او موافقت نموديد. 5- مي گوئيد ببهشت علاقمنديم اما براي وارد شدن در بهشت كاري انجام نمي دهيد. 6- گفتيد از آتش جهنم مي ترسيم ولي بدنهاي خود را در آن افكنديد. 7- به عيب گوئي مردم مشغول شديد و از عيوب خود غافل مانديد. 8- گفتيد دنيا را دوست نداريم و ادعاي بغض آنرا نموديد ولي با حرص ‍ جمعش مي كنيد. 9- اقرار به مرگ داردي ولي خويشتن را مهيا براي آن نمي كنيد. 10- مردگان را دفن نموديد اما از آنها عبرت و پند نگرفتيد اين علل ده گانه است كه باعث مستجاب نشدن دعاي شما مي شود.

شهيدان
۱۳۸۷/۰۲/۲۹, ۲۲:۵۳
سلام
از کجا بدونیم اهل بیت به ما نگاه می کنند ؟راستش مدتیه هر چی از اهل بیت می خوام تا مشکلم حل بشه .انگارنه انگار که به اونها توسل می کنم. نمی دونم شاید به من بخندید ولی بخدا دیگه نا امید شدم. خیلی دوست دارم یکبار هم که شده از اونها چیزی بخوام وجواب بدن تا خیالم راحت بشه که صدامو می شنوند.

كسى نزد اميرمؤ منان على (عليه السلام) از عدم استجابت دعايش شكايت كرد و گفت با اينكه خداوند فرموده دعا كنيد من اجابت مى كنم ، چرا ما دعا مى كنيم و به اجابت نمى رسد ؟! اما در پاسخ فرمود: قلب و فكر شما در هشت چيز خيانت كرده لذا دعايتان مستجاب نمى شود:
1- شما خدا را شناخته ايد اما حق او را ادا نكرده ايد، بهمين دليل شناخت شما سودى بحالتان نداشته.
2- شما به فرستاده او ايمان آورده ايد سپس با سنتش به مخالفت برخاسته ايد ثمره ايمان شما كجا است ؟
3- كتاب او را خوانده ايد ولى به آن عمل نكرده ايد، گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم سپس به مخالفت برخاستيد.
4- شما مى گوئيد از مجازات و كيفر خدا مى ترسيد، اما همواره كارهائى مى كنيد كه شما را به آن نزديك مى سازد ...
5- مى گوئيد به پاداش الهى علاقه داريد اما همواره كارى انجام مى دهيد كه شما را از آن دور مى سازد ...
6- نعمت خدا را مى خوريد و حق شكر او را ادا نمى كنيد.
7- به شما دستور داده دشمن شيطان باشيد (و شما طرح دوستى با او مى ريزيد) ادعاى دشمنى با شيطان داريد اما عملا با او مخالفت نمى كنيد.
8- شما عيوب مردم را نصب العين خود ساخته و عيوب خود را پشت سر افكنده ايد .. . با اين حال چگونه انتظار داريد دعايتان به اجابت برسد؟ در حالى كه خودتان درهاى آنرا بسته ايد؟ تقوا پيشه كنيد، اعمال خويش را اصلاح نمائيد امر به معروف و نهى از منكر كنيد تا دعاى شما به اجابت برسد.
امام علی (ع) (نهج البلاغه حكمت 337) : دعا كننده بدون عمل و تلاش مانند تيرانداز بدون زه است.

meshkaat
۱۳۸۷/۰۲/۲۹, ۲۳:۲۴
سلام
از کجا بدونیم اهل بیت به ما نگاه می کنند ؟راستش مدتیه هر چی از اهل بیت می خوام تا مشکلم حل بشه .انگارنه انگار که به اونها توسل می کنم. نمی دونم شاید به من بخندید ولی بخدا دیگه نا امید شدم. خیلی دوست دارم یکبار هم که شده از اونها چیزی بخوام وجواب بدن تا خیالم راحت بشه که صدامو می شنوند.
بنام خدا
با سلام خدمت شما خواهر گرامی
شما از کجا می دونید اهل بیت(ع) به ما توجهی ندارند ؟اهل بیتی که به مسیحی و یهودی توجه دارند چطور ممکنه به پیروان خودشون بی اعتناء باشند؟.
خیلی از چیزهایی که ما می خواهیم به صلاح ما نیست.ما حکمت خیلی از اموری که دوست داریم به آنها دست پیدا کنیم را نمی دانیم. برای همین هم
انتظار داریم هر چه که بخواهیم را خدا وند به ما عنایت کند. در حالی که خداوند بهتر از ما می داند که حکمت برخی کارهای ما چیست.
مشکل ما اینه که کمی عجولیم و خیلی سریع به تمام خواسته هامون برسیم .
پس:
1:باید در توسلاتمان به اهل بیت خلوص نیت داشته باشیم.
2:هیچ گاه امیدمان را نسبت به اهل بیت وخدا از دست ندهیم که بزرگترین گناه یآس ونا امیدی است.
3:انتظار نداشته باشیم که خداوند همه آن چه را می خواهیم را دربست وتمام و کمال به ما بدهد .شاید اگر خودمان حکمت برخی خواسته هامونو می دونستیم یقنا ز خدا می خواستیم که به ما ندهد.
4:شما یقین بدونید که اهل بیت به شما توجه دارندوگرنه اینطور نگران عدم توجه آنها نبودید.
5: هر موقع احساس تنها یی کردید مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه را بخوانید .این دعا یک نوع آرامش واحساس نزدیکی خاصی به خدا میکنید.
هیچ وقت از این آیه شریفه غافل نشوید که:


الا بذکرالله تطمئن القلوب( رعد/ 28)

موفق باشید

نگار
۱۳۸۷/۰۲/۳۰, ۰۶:۳۹
سلام
مگه خدا نمیگه از من بخواهید تا خواسته هاتونو اجابت کنم؟
پس چرا ......

شهيدان
۱۳۸۷/۰۲/۳۰, ۰۷:۰۷
سلام
مگه خدا نمیگه از من بخواهید تا خواسته هاتونو اجابت کنم؟
پس چرا ......

ببینید
قرآن می قرماید:ادعونی استجب لکم
بخوانید تا اجابت کنم شمارا
یعنی:اگر مرا صدا کنید جواب شما را می دهم.ندای شما را بی پاسخ نمی گذارم.
ولی قرار نیست که پاسخ خدا رسیدن ما به خواسته دلمان باشد.بلکه چون اوخیروصلاح مارا بهترازما می شناسد ؛شایدصلاح ما این باشد که فعلا به آن مطلبمان نرسیم.

parsa
۱۳۸۷/۰۳/۰۱, ۰۱:۳۷
در این مورد به مطلب جالبی در "این وبلاگ" (http://quranblog.blogsky.com/?PostID=143) برخوردم که اینجا نقل میکنم. امیدوارم مفید باشه!

-----------------------------------------------------------------------

شیعه و توسل

زندگى بشر بر اساس بهره‏گیرى از وسائل و اسباب طبیعى استوار است که هریک آثار ویژه خود را دارند. همه ما هنگام تشنگى آب مى‏نوشیم، و هنگام گرسنگى غذا مى‏خوریم. چه، رفع نیاز توسط وسائل طبیعى، به شرط آنکه براى آنها «استقلال در تاثیر» قائل نشویم، عین توحید است.

قرآن یادآور مى‏شود که: ذوالقرنین در ساختن سد از مردم درخواست کمک کرد: ‹‹فاعینونى بقوة اجعل بینکم و بینهم ردما›› (کهف/95)
با قدرت خویش مرا یارى کنید تا میان شما و آنان (یاجوج و ماجوج) سدى برپا سازم.

کسانى که شرک را به معنى «تعلق و توسل به غیر خدا» تفسیر مى‏کنند، حرفشان تنها در صورتى صحیح است که ما براى ابزار و وسائط موجود، «اصالت و استقلال‏» قائل شویم، وگرنه چنانچه آنها را وسایلى بدانیم که، به مشیت و اذن الهى، ما را به نتیجه مى‏رسانند از مسیر توحید خارج نشده‏ایم، و اصولا زندگى بشر از روز نخست‏بر این اساس، یعنى استفاده از وسائل ووسائط موجود، استوار بوده و پیشرفت علم و صنعت نیز در همین راستا صورت گرفته و مى‏گیرد.

ظاهرا توسل به اسباب طبیعى مورد بحث نیست; سخن درباره اسباب غیر طبیعى است که بشر جز از طریق وحى راهى به شناخت آنها ندارد. هرگاه در کتاب و سنت چیزى به عنوان وسیله معرفى شده باشد، تمسک به آن همان حکمى را دارد که در توسل به امور طبیعى جارى است.

بنابر این، ما زمانى مى‏توانیم با انگیزه دینى به اسباب غیر طبیعى تمسک جوییم، که دو مطلب ملحوظ نظر قرار گیرد:

1. از طریق کتاب و سنت، وسیله بودن آن چیز براى نیل به مقاصد دنیوى یا اخروى ثابت‏شود;

2. براى اسباب و وسائل، هیچ‏گونه اصالت و استقلالى قائل نشده و تاثیر آنها را منوط به اذن و مشیت الهى بدانیم.


قرآن کریم، ما را به بهره گرفتن از وسائل معنوى دعوت کرده مى‏فرماید:‹‹یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون›› (مائده/35)
اى افراد با ایمان خود را از خشم و سخط الهى واپایید، وبراى تقرب به او وسیله‏اى جستجو کنید، و در راه وى جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.


باید توجه نمود که وسیله به معناى تقرب نیست، بلکه چیزى است که مایه تقرب به خدا مى‏گردد و یکى از طرق آن، جهاد در راه خدا است که در آیه ذکر شده است و در عین حال مى‏تواند، چیزهاى دیگر نیز وسیله تقرب باشد. (1)

ثابت‏شد که توسل به اسباب طبیعى وغیر طبیعى(به شرط اینکه، رنگ استقلال در تاثیر به خودنگیرند) عین توحید است. شکى نیست که انجام واجبات و مستحبات، همچون نماز و روزه و زکات و جهاد و غیره در راه خدا، همگى وسایل معنوى‏یى هستند که انسان را به سر منزل مقصود، که همان تقرب به خداوند است مى‏رسانند.
انسان در پرتو این اعمال، قیقت‏بندگى را مى‏یابد و در نتیجه به خدا نزدیک مى‏شود. ولى باید توجه نمود که وسایل غیر طبیعى، منحصر به انجام امور عبادى نیست، بلکه در کتاب و سنت‏یک رشته وسایل معرفى شده که توسل به آنها استجابت دعا را به دنبال دارد که ذیلا برخى از آنها را یادآور مى‏شویم:

1. توسل به اسما و صفات حسناى الهى که در کتاب و سنت وارد شده است، چنانکه مى‏فرماید: ‹‹و لله الاسماء الحسنى فادعوه بها›› (اعراف/180): اسماء حسنى مخصوص خداوند است، پس خداوند را به وسیله آنها بخوانید. در ادعیه اسلامى، توسل به اسما و صفات الهى فراوان وارد شده است.

2. توسل به دعاى صالحان که برترین نوع آن توسل به ساحت پیامبران و اولیاى خاص خداوند است تا براى انسان از درگاه الهى دعا کنند.

قرآن مجید به کسانى که بر خویشتن ستم کرده‏اند (گنهکاران) فرمان مى‏دهد سراغ پیامبر روند و در آنجا هم خود طلب مغفرت کنند، و هم پیامبر براى آنان طلب آمرزش کند. و نوید مى‏بخشد که: در این موقع خدا را توبه پذیر ورحیم خواهند یافت،
چنانکه مى‏فرماید:‹‹و لو انهم اذظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما›› (نساء/64)

در آیه دیگر، منافقان را نکوهش مى‏کند که چرا هرگاه به آنان گفته شود سراغ پیامبر بروند تا در باره آنان از خداوند طلب آمرزش کند، سرپیچى مى‏کنند؟!
چنانکه مى‏فرماید:‹‹و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤوسهم ورایتهم یصدون و هم مستکبرون›› (منافقون/5).

از برخى از آیات بر مى‏آید که در امتهاى پیشین نیز چنین سیره‏اى جریان داشته است.

فى‏المثل، به صریح قرآن، فرزندان یعقوب علیه السلام از پدر خواستند بابت گناهانشان از خدا براى آنان طلب آمرزش کند و یعقوب نیز درخواست آنان را پذیرفت و وعده استغفار داد: ‹‹یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین× قال سوف استغفر لکم ربى انه هو الغفور الرحیم›› (یوسف/97-98).

ممکن است گفته شود: توسل به دعاى صالحان، در صورتى عین توحید (ویا لااقل مؤثر) است که کسى که به او توسل مى‏جوییم در قید حیات باشد، ولى اکنون که انبیا و اولیا از جهان رخت‏بر بسته‏اند، چگونه توسل به آنان مى‏تواند مفید و عین توحید باشد؟


در پاسخ به این سؤال یا ایراد، دو نکته را بایستى یادآور شویم:

الف - حتى اگر فرض کنیم شرط توسل به نبى یا ولى حیات داشتن آنهاست، در این صورت توسل به انبیا و اولیاى الهى پس از مرگ آنان، تنها کارى غیر مفید خواهد بود، نه مایه شرک; واین نکته‏اى است که غالبا از آن غفلت‏شده، و تصور مى‏گردد که حیات و موت، مرز توحید و شرک است! در حالیکه بر فرض قبول چنین شرطى (حیات انبیا و اولیا در هنگام توسل دیگران به آنان)، زنده بودن شخص نبى و ولى، ملاک مفید و غیر مفید بودن توسل خواهد بود، نه مرز توحیدى بودن و شرک آمیز بودن عمل!


ب - مؤثر و مفید بودن توسل دو شرط بیشتر ندارد:

1. فردى که به وى توسل مى‏جویند، داراى علم و شعور و قدرت باشد;

2. میان توسل جویندگان و او ارتباط برقرار باشد; و در توسل به انبیا و اولیایى که از جهان درگذشته‏اند، هر دو شرط فوق (درک و شعور، و وجود ارتباط میان ما و آنان) به دلایل روشن عقلى و نقلى، تحقق دارد.


وجود حیات برزخى یکى از مسایل مسلم قرآنى و حدیثى است که دلایل آن را در اصل 105 و106 یادآور شدیم. در جایى که، به تصریح قرآن، شهداى راه حق حیات و زندگى دارند، مسلما پیامبران و اولیاى خاص الهى - که بسیارى از ایشان خود نیز شهید شده‏اند: از حیات برتر وبالاترى برخوردارند.


بر وجود ارتباط میان ما و اولیاى الهى دلایل بسیارى در دست است که برخى را ذیلا یادآور مى‏شویم:

1. همه مسلمانان در پایان نماز شخص پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم را خطاب قرار داده و مى‏گویند: السلام علیک ایها النبى و رحمة الله و برکاته ; آیا آنان براستى کار «لغوى‏» انجام مى‏دهند و پیامبر این همه سلام را نمى‏شنود و پاسخى نمى‏دهد؟!

2. پیامبر گرامى در جنگ بدر دستور داد اجساد مشرکانرا در چاهى ریختند. سپس خود با همه آنان سخن گفت. یکى از یاران رسول خدا عرض کرد: آیا با مردگان سخن مى‏گویید؟ پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: شماها از آنان شنواتر نیستید. (2)

3. رسول گرامى صلى الله علیه و آله و سلم کرارا به قبرستان بقیع مى‏رفت و به ارواح خفتگان در قبرستان چنین خطاب مى‏کرد: السلام على اهل الدیار من المؤمنین و المؤمنات. و بر اساس روایتى دیگر مى‏فرمود: السلام علیکم دار قوم مؤمنین‏». (3)

4. بخارى در صحیح خود آورده است: روزى که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم درگذشت، ابوبکر وارد خانه عایشه شد. سپس به سوى جنازه پیامبر رفته، جامه از صورت پیامبر برگرفت و او را بوسید و گریست و گفت:بابى انت‏یا نبى الله لا یجمع الله علیک مؤتتین، اما الموتة التى کتبت علیک فقدمتها». (4)
پدرم فداى تو باداى پیامبر خدا، خدا دو مرگ بر تو ننوشته است. مرگى که بر تو نوشته شده بود، تحقق یافت.
چنانچه رسول گرامى حیات برزخى نداشته و هیچگونه ارتباطى میان ما و او وجود ندارد، چگونه ابوبکر به او خطاب کرده و گفت: یا نبى الله.

5. امیر مؤمنان على علیه السلام آنگاه که پیامبر را غسل مى‏داد به او چنین گفت: بابى انت و امى یا رسول الله لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوة والانباء و اخبار السماء... بابى انت و امى اذکرنا عند ربک و اجعلنا من بالک‏» (5) پدر و مادرم فداى تو باداى رسول خدا، با مرگ تو چیزى منقطع گردید، که با مرگ دیگران منقطع نگردیده بود; با مرگ تو رشته نبوت و وحى گسسته شد... پدر و مادرم فداى تو باد، ما را نزد خدایت‏به یاد آور،ما را به خاطر داشته باش.


در پایان یادآور مى‏شویم که توسل به انبیا و اولیا صورتهاى مختلفى دارد که مشروح آن در کتب عقاید بیان شده است.

--------------------------------------------------------------------------------

پى‏نوشتها:

1. راغب در مفردات (ذیل ماده وسل) مى‏گوید: الوسیلة التوصل الى الشی‏ء برغبة و حقیقة الوسیلة الى الله مراعاة سبیله بالعلم و العبادة و تحرى مکارم الشریعة.
2.صحیح بخارى، ج‏5، باب قتل ابى جهل، سیره ابن هشام:2/292 وغیره.
3. صحیح مسلم، ج‏2، باب ما یقال عند دخول القبر.
4. صحیح بخارى، ج‏2، کتاب الجنائز، ص‏17.
5. نهج البلاغه، بخش خطبه‏ها، شماره 235.
منشور عقاید امامیه صفحه 231

نگار
۱۳۸۷/۰۳/۰۱, ۲۲:۴۹
سلام
چرا ما ها برای برای گرفتن خواسته هامون خدا را به اهل بیت قسم می دهیم؟

مثلا می‌گوییم: خدایا ! به حق رسول اعظم ( ص ) بیمار مرا شفا بده،
در صورتی که هیچ‌کس بر گردن خدا حق ندارد، تا خدا را به حق آنان سوگند دهیم.
واقعا چرا؟؟؟؟

نگار
۱۳۸۷/۰۳/۰۱, ۲۲:۵۲
ببینید
قرآن می قرماید:ادعونی استجب لکم
بخوانید تا اجابت کنم شمارا
یعنی:اگر مرا صدا کنید جواب شما را می دهم.ندای شما را بی پاسخ نمی گذارم.
ولی قرار نیست که پاسخ خدا رسیدن ما به خواسته دلمان باشد.بلکه چون اوخیروصلاح مارا بهترازما می شناسد ؛شایدصلاح ما این باشد که فعلا به آن مطلبمان نرسیم.


سلام چناب شهیدان
ممنون از جوابتون. ولی راستش زیاد قانع نشدم.من حتی گاهی برای نماز اول وقتهام هم دعا می کنم. ولی باز همان آش وهمان کاسه...
این که برای آخرتم است.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۳/۰۱, ۲۲:۵۴
به نظره من منظور از حق اینجا ابرو است...
یعنی به آبروی حضرت رسول(که پیش تو خیلی عزیزه و واسش خیلی ارزش قائلی) بیمار من رو شفا بده...

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۳/۰۱, ۲۳:۰۰
قرار نیست همه دعاهامون همون موقع مستجاب بشه...یه مثال بزنم؟!
شما به پدرتون میگید به من پول بده....
پدر شما برای شما دو نوع کمک مالی در نظر می گیره...
1.مقداری پول نقد بهتون می ده
2.مقدار قابل توجه و زیادی پول به حسابتون می ریزه و شرط می کنه که بعد از یه سنه خاصی می تونید از اون برداشت کنید....
ماجرای دعاهای من و شما هم به همین صورته!
خدا جوابه بعضی از خواسته های من و شما رو زود می ده ولی بعضی هاش رو هم نگه می داره به خوقعش بهمون می ده...پس زیاد نباید عجله داشت...
ببخشید اگر ناقص گفتم مطلب رو نتونستم برسونم.

meshkaat
۱۳۸۷/۰۳/۰۱, ۲۳:۱۰
سلام
چرا ما ها برای برای گرفتن خواسته هامون خدا را به اهل بیت قسم می دهیم؟

مثلا می‌گوییم: خدایا ! به حق رسول اعظم ( ص ) بیمار مرا شفا بده،
در صورتی که هیچ‌کس بر گردن خدا حق ندارد، تا خدا را به حق آنان سوگند دهیم.
واقعا چرا؟؟؟؟
بنام خدا
سلام خواهر گرامی
اولا ایام شهادت حضرت فاطمه (س) را تسلیت میگویم.
این سوال شما رو از قول آیت الله سبحانی پاسخ می دهم.
مقصود از حق در این تعبیر ها، همان منزلت و مقام والایی است که آن‌ها نزد خدا دارند و اگر هم این منزلت، حق شمرده شود، حقی است که خدا به آنان داده است و این مطلب، عین توحید است، زیرا خدا در برخی از موارد بنده خود را ذی حق و خود را بدهکار معرفی می‌کند مثلا می‌فرماید: « کان حقا علینا نصر المومنین » « یاری کردن افراد مومن حقی است بر ما ».
راهنمای حقیقت، آیت الله شیخ جعفر سبحانی

meshkaat
۱۳۸۷/۰۳/۰۱, ۲۳:۲۶
سلام چناب شهیدان
ممنون از جوابتون. ولی راستش زیاد قانع نشدم.من حتی گاهی برای نماز اول وقتهام هم دعا می کنم. ولی باز همان آش وهمان کاسه...
این که برای آخرتم است.
بنام خدا
سلام خانم نگار گرامی

دعا کردن وخواستن از خدا یک روی سکه موفقیت است. یک روی دیگر آن اراده,همت بالا,برنامه ریزی دقیق و منظم و... می باشد.
اما چون خوذتان در مورد خواسته تان از خدا برای نماز اول وقتتان مثال زدید منهم دو راه را علاوه بر استمداد از خداوندبرای موفقیت در خواسته مقدستان پیشنهاد می کنم.
1 . کتاب هايى درباره اهميت و ارزش نماز مطالعه کنيد تا شناخت شما در مورد نماز بيشتر شود . وقتى بدانيم نماز به معناى ارتباط و سخن گفتن مستقيم با خداوند بزرگ است ، و اين بالاترين توفيقى است که يک انسان مى تواند از آن برخوردار باشد ، سعى مى کند همواره خود را آماده سازد .
قرآن کريم مى فرمايد: « . . .وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ; (انعام ،92) . . . آن ها که به آخرت ايمان دارند به آن (قرآن ) ايمان مى آورند و مراقب نمازهاى خويش مى باشند» .
2 . سعى کنيد براى نماز برنامه ريزى کنيد; مثلا: شب ها کمتر غذا بخوريد ، و زودتر بخوابيد و از هر گونه سستى و تنبلى دورى کنيد ، زيرا سستى و تنبلى مخصوصاً براى نماز صبح از وسوسه هاى شيطان است . براى در امان ماندن از وسوسه هاى شيطان شايسته است به خداوند بزرگ پناه برد; «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس * مَلِکِ النَّاس * إِلَـهِ النَّاسِ * مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس * الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاس * مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ; (ناس /1ـ6)
بگو پناه مى برم به پروردگار مردم ، پادشاه مردم ، خداى مردم ، از شروسوسه هاىشياطين از جنى و انسانى » .
پاورقی:

تفسير نمونه ، آيت الله مکارم شيرازى و ديگران ، ج 5 ، ص 342

شهيدان
۱۳۸۷/۰۳/۰۲, ۰۵:۰۳
سلام
چرا ما ها برای برای گرفتن خواسته هامون خدا را به اهل بیت قسم می دهیم؟

مثلا می‌گوییم: خدایا ! به حق رسول اعظم ( ص ) بیمار مرا شفا بده،
در صورتی که هیچ‌کس بر گردن خدا حق ندارد، تا خدا را به حق آنان سوگند دهیم.
واقعا چرا؟؟؟؟

باسلام
منظور از حق چنانچه ار خود کلمه اش معلومه (حقیقت وجودی اهل بیت ) است .برحق بودن آنها نزد خدا منظور است .
یعنی خدایا به حقیقتی که آنها نرد تو دارند به ما نظری بیانداز و....

نگار
۱۳۸۷/۰۳/۰۲, ۱۸:۱۶
سلام دوستان
از کجا بدونیم که خداوند هم به توسل کردن به معصومین اجازه داده؟
منظورم اینه که توی قرآن هم اشاره ای شده یا نه؟؟؟

sara.m
۱۳۸۷/۰۳/۰۲, ۱۹:۴۳
من شنیدم این آیه در قرآن به معنی این هست که برای تقرب به خداوند باید به وسیله ای متوسل شویم ، این وسیله همان اهل بیت (ع) هستند به این دلیل که اونها (ع) واسطه رساندن فیض و برکت خداوند به دیگران هستند
یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله ...
ای اهل ایمان از خدا بترسید و به سوی او وسیله جویید ... (مائده 35)

meshkaat
۱۳۸۷/۰۳/۰۲, ۲۰:۱۷
سلام دوستان
از کجا بدونیم که خداوند هم به توسل کردن به معصومین اجازه داده؟
منظورم اینه که توی قرآن هم اشاره ای شده یا نه؟؟؟
بنام خدا
سلام خواهر گرامی
سوال خوبی مطرح کردید.
توسل به پيامبر و ائمه معصومين(ع) به اذن خداوند است ; چرا كه فرموده : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ » (مائده /35)
چنان كه توجه به آيات :
مائده / 104 : «تَعَالَوْاْ إِلَى مَآ أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ» ،
توبه / 99 : «وَ يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَـت عِندَ اللَّهِ وَ صَلَوَ ت ِ الرَّسُولِ» ،
منافقون / 5 : «وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ» ،
توبه / 59 : «سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ» ،
توبه / 74 : «وَمَا نَقَمُواْ إِلآَّ أَنْ أَغْنَـيـهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ» ، و.. .
در اين زمينه بسيار مناسب است ; چون به خوبي اين نکته را بيان مي کنند که توجه به رسول الله(ص) و بعد از ايشان به اهلبيت(ع) كه با توجه به آيات و روايات فراوان ، جانشينان پيامبر(ص)هستند نه تنها لقمه را از پشت در دهان گذاشتن نيست ، بلكه ورود به خانه از «در» آن است : «و أتوا البيوت من أبوبها» (بقره /189) و آن كه از در وارد خانه شود ، ظالم نيست . ظالم آن است كه بخواهد از پشت بام به خانه وارد شود!

meshkaat
۱۳۸۷/۰۳/۰۵, ۰۸:۳۵
مسأله توسل از ابتداي اسلام امرى رايج بين مسلمانان بوده تا جايى كه بعضى از بزرگان اهل سنت نيز نوشته هاى ارزنده اى را در اين زمينه از خود به جاى گذاشته اند كه به چند نمونه اشاره مى كنم :
1 . الوفاء فى فضائل مصطفى:ابن جوزى
2 . «مصباح الظلام فى المستغيثين بخير الانام»: شمس الدين محمد بن نعمان مالكى
3 . «وفاء الوفاء لاخبار دارالمصطفى » جلد دوم، ص 413 تا 419 :سيد نور الدين سمهودى

muslim
۱۳۸۷/۰۸/۲۷, ۰۸:۱۲
بسم الله الرحمن الرحیم

یوم یقوم الروح والملائکه صفا لا یتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا

میران
۱۳۸۷/۱۰/۳۰, ۱۱:۳۱
http://vb.mosalman.net/
بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

برادران مشركين قريش هم مثل شيعه مي كفتن كه ما اين بتهارا نمي برستيم

بلكه اينها ما را به خدا نزيدكتر مي كنند جون مشركين خداي محمد را قبول داشتن

ولي واسطه بين خودشان وخدا مي كذاشتن

َلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّار
ايه 3 سوره زمر

آگاه باشيد كه آيين و اعتقاد و طاعت خالص از آن خداست، و كسانى كه به جاى خدا سرپرستان و اربابى (از فرشتگان و اجنّه و قدّيسين بشر) اتخاذ كرده‏اند (مى‏گويند) ما آنها را نمى‏پرستيم جز براى آنكه هر چه بيشتر ما را به خدا نزديك كنند، همانا خداوند ميان آنها (و مؤمنان) در آنچه اختلاف مى‏نمايند (در روز قيامت) داورى خواهد كرد، البته خداوند كسانى را كه دروغگو و كافر و ناسپاسند هدايت نمى‏كند.
ترجمه قرآن (مشكينى)، ص: 59

ابو محمد
۱۳۸۷/۱۱/۰۹, ۰۱:۵۷
بابااستدلال
عزیز جان دقت نکردی آیة چی چی گفته
میفرمایدوَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ
دو نکته دارد
1-
من دونه اولیاء یعنی اولیاء غیر خدایی
اما ما شیعیان محبتمان به ائمه صلوات الله علیهم اجمعین غیر خدائی نیست بلکه در راستای اطاعت از امر خداوند است
میپرسی چطور؟
آنجا که به رسولش دستور میدهد مزد رسالت را مودة فی القربی اعلام کند
قل{فعل امر هست اگر سوات عربیک داری}قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی
2-
آیه میفرماید که آنها اولیاء غیرخدایی خودرا میپرستیدندو شما طبق فهم خودت ترجمه کردی{مي كفتن كه ما اين بتهارا نمي برستيم بلكه اينها ما را به خدا نزيدكتر مي كنند}
واین نشان عدم تسلط شما به زبان قران- که همان زبان دین اسلامست-میباشد
جالبتر اینکه چند خط بعد ترجمه را از {ترجمه قرآن (مشكينى)، ص: 59}نقل کردی
ما آنها را نمى‏پرستيم جز براى آنكه
ولی بازهم نفهمیدی که این عبارت یعنی ماآنهارا میپرستم فقط برای...
واین تفاوت معنای جز وبلکه فقط یک مطلب ساده ادبی بود که شما از درکش عاجز بودی چه برسدبه.....
اما ما شیعیان احدی را جز ذات احدیت نمیپرستیم و حتی در تشهد نمازمان ابتدا به عبد وبنده بودن پیامبر وسپس به رسالت ایشان شهادت میدهیم{اشهدان محمداًعبده ورسوله}واصولاًمقام ائمه بسبب اوج عبودیت وبندگی آن حضرات دربرابر ذات احدیت است
پس خلاصه اینکه
اولاً ماشیعیان من دون الله اندادا نداریم
ثانیاً کسی راجز خداوند لایق پرستش نمیدانیم
البته جناب میران هم اگر کمی تعقل میکرد خودش میفهمید اما....
التماس دعا

bababozorg
۱۳۸۷/۱۲/۲۰, ۰۷:۴۹
[quote=میران;100128]آيا دعا و طلب از اولياء به جاي الله سبحانه و تعالي كفر است.؟؟ برادران مشركين قريش هم مثل شيعه مي كفتن كه ما اين بتهارا نمي برستيم ....
دعا و واسطه قراردادن پیامبر وامامان مانند عمل کفار پرستش نیست ..بلکه کمک خواستن و کمک نمودن امان وپیامبر به اذن الهی است که قرآن نیز بدان تصریح نوده...
ابری الاکمة والابرص واحی الموتی باذن الله... (سوره آل عمران آیه 49) من کور و مبروص را شفا میدهم ومرده را به اذن و اجازه خدا زنده میکنم...
جناب میران.. پس میبینید سوال شما نادرست هست: زیرا
کار پیامبر وامام به جای خدا نیست بلکه ا زطرف خداست.

1000 chehre
۱۳۸۷/۱۲/۲۵, ۲۱:۵۹
آيا دعا و طلب از اولياء به جاي الله سبحانه و تعالي كفر است.؟؟
خیر

meshkaat
۱۳۸۸/۰۱/۱۶, ۱۵:۴۱
زندگی بشر براساس بهره‌گیری از وسائل و اسباب طبیعی استوار است که هر یک آثار ویژه خود را دارند. همة ما هنگام تشنگی آب می‌نوشیم و هنگام گرسنگی غذا می‌خوریم. رفع نیاز توسط وسائل طبیعی به شرط آنکه برای آنها استقلال قائل نشویم، عین توحید است.
در توسل به اسباب غیر طبیعی هم مسئله به همین صورت است یعنی اگر توسل به اهل بیت پیامبر (ص) و دیگر اولیای الهی، بصورتی باشد که قدرت و مقام آنها را با اذن و ارادة الهی بدانیم هیچ منافاتی با توحید ندارد.
کسانی که توسل را شرک می‌دانند حرفشان تنها در صورتی درست می بود که ما برای وسائط و ابزار اصالت و استقلال قائل می شدیم اما با این اعتقاد که تأثیر آنها به مشیت و اذن الهی است، اعتقاد به آنها و استفادة از آنها هیچ منافاتی با توحید ندارد.

meshkaat
۱۳۸۸/۰۱/۱۶, ۱۵:۵۰
آيا دعا و طلب از اولياء به جاي الله سبحانه و تعالي كفر است.؟؟
خیر
بنام خدا
اگر دعا و طلب از اولياء بدون در نظر گرفتن خداوند متعال باشد یقیننا موجب شرک به خداوند می گردد.چرا که اهل بیت(ع) بعنوان واسطه فیض بین ما وخداوند می باشند نه اینکه بطور مستقل و بدون اراده الهی کاری انجام دهند