PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : غنا و موسيقي، مفاهيم و احکام



دلواپس
۱۳۸۹/۱۱/۲۴, ۰۷:۳۶
به لطف خداوند متعال قصد دارم در این تاپیک سلسله مطالبی را که مدتیست در روزنامه رسالت در مورد مساله غنا و موسیقی مطرح می شود، قرار بدم.
این مطالب در صفحه نقد و نظر و به اهتمام آقای محمد مهدی معتمدی ذکر شده و هنوز هم ادامه دارد.




غنا و موسيقي در تاريخ


از مهم ترين مقولات عرصه فرهنگ و هنر مسئله غنا وموسيقي است. تأثير شگفت انگيز غنا و موسيقي بر روح آدمي، توجه بيشتر اقوام را از ديرباز به سوي خود کشانده است. شاعران ايراني به وجود خوانندگي و نوازندگي درايران کهن و دوران ساساني اشاره کرده اند.تأثير آن به قدري زياد بوده است که شاهان ساساني، خلفاي اموي عباسي و... گاه براي نواختن يک قطعه کوتاه، پولهاي گزافي را مي پرداخته اند. مثلاً هارون، به ابراهيم موصلي که براي او موسيقي اجرا کرده بود، سه هزار درهم جايزه داد.(عقد الفريد، ابن عبد ربه اندلسي، ج6/46، دارالکتاب العربي، بيروت)البته بيشتر پادشاهان و خلفا، غنا و موسيقي را با شراب و شاهد همراه مي کرده اند که از ديد شرع، هرگز مشروع نبوده و نخواهد بود، اما استفاده از اين هنر، مختص به اين مجالس گناه آلود نبوده است، نغمه هاي روحاني و دل انگيزي که تأثيري عميق بر روح شنوندگان داشته است نيز، در لابه لاي صفحات تاريخ، ديده مي شود.

ابن ابي الحديد، در باره صداي حضرت داوود(ع) مي نويسد: "به حضرت داوود، نغمه خوش و دلپذيري عنايت شده بود، به گونه اي که پرندگان، هنگام نغمه سرايي وي، در محراب عبادت وي، جمع مي شدند و حيوانات بيابان نيز، به مجردشنيدن صداي وي، به اونزديک مي شدند و از شدت تأثير جذبه صداي خوش او، حضور مردم [و خطرهاي ناشي از آن] را فراموش مي کردند".( شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج9/231، داراحياء التراث العربي، بيروت)حضرت داوود، جداي از نغمه خوش، مزماري(ني يا ابزاري که در آن بدمند) معروف داشته است. اميرمؤمنان(ع) وي را صاحب (مزامير) وقاري اهل بهشت معرفي کرده است. ( نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه 160)

هنر استفاده از صداي نيکو در آغاز اسلام، در عرصه قرائت قرآن جلوه کرد. روايات زيادي درباره قرائت نيکوي پيامبر اکرم(ص) و ديگر معصومان(ع) وارد شده است. بعضي ازروايات، پيامبر اکرم(ص) را (احسن الناس صوتاً بالقرآن) معرفي کرده اند.(اصول کافي، ج2/614 ـ 616; وسائل الشيعه، ج4/856 ـ 860; بحارالانوار، ج46/69، 92؛ تفسير عياشي، ج2/259) و از روايت ديگر برداشت مي شود که آن حضرت در نماز جماعت، براي رعايت حال مأمومين و جلوگيري از خود بي خود شدن آنان، از نيکويي قرائت خويش مي کاسته است.( بحارالانوار، ج46/69)امام زين العابدين و امام باقر(ع) چنان با صداي خوش قرآن مي خواندند که گاه، مردم مي ايستاده اند و به قرائت آنان گوش فرا مي داده اند(وسائل الشيعه، ج4/858) و گاه نيز، نيکويي قرائت امام، آنان را از هوش مي برده است.(اصول کافي، ج2/615)
خوش خواندن قرآن، منحصر به معصومان(ع) نبوده است، شماري از صحابه و تابعين نيز، قرائتهاي نيکويي داشته اند. در بعضي از موارد، پيامبر اکرم(ص) به قرائت آنان با کمال اشتياق گوش فرا مي داده است.( صحيح مسلم، به شرح نوري، ج6/80) در مواردي نيز، قرائت آنان رابه (مزمار) داوود(ع) تشبيه مي فرموده است.(همان)

از سوي ديگر، با نگاهي کوتاه به مجموعه هاي روايي، دو موضوع: غنا و آلات لهو و لعب جلب نظر مي کند. روايات بسياري به حکم اين دو موضوع: غنا، موسيقي و ابزارهاي آن و شرح نمونه هاي آنها پرداخته اند. صاحب وسائل الشيعه، در ضمن طرح سه عنوان پيوسته با مسئله، پنجاه و دو روايت را مي آورد.(وسائل الشيعه، ج12/225ـ 237) مشهور فقهاي شيعه، از اين روايات، حرمت غنا را استفاده کرده اند. (ينابيع الفقهيه، علي اصغر مرواريد، ج13/4، 11، 17، 22، 108; ج14/400، 405، مؤسسة فقه الشيعه، بيروت) شيخ محمد جواد عاملي در کتاب مفتاح الکرامه، جلد4 صفحه 52 و گروهي از فقهاي شيعه، حکم حرمت غنا را اجماعي دانسته اند. (کاوشي نو در فقه اسلامي، شماره 4، صفحه 328 و 329)


پيچيدگي هاي امر غنا و موسيقي


در موضوع غناي حرام، اختلاف زيادي وجود دارد. مفهوم غنا، ضرب المثل مفهوم مجمل در ميان اصوليان شده است. از سوي ديگر، اختراع و استعمال وسايل و ابزارهاي جديد موسيقي نيز مي تواند در ابهام بيشتر مصاديق غنا و موسيقي حرام، در عصر حاضر موثر افتد.پوشيدگي هاي بالا، تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، نمي توانست مسئله و مشكلي در زندگي اجتماعي مسلمانان به حساب آيد، چرا كه راديو و تلويزيون كه بيشترين استفاده را از اين هنر مي كند، در دست متعهدان به دين اسلام نبود و مردم مسلمان نيز، با توجه به اختلاط مسلم مصاديق حلال و حرام و غلبه مصاديق حرامِ قطعي موسيقي و غنا از استفاده از اين دو رسانه خودداري مي كردند، تا به گناه آلوده نشوند. فقيهان نيز، با توجه به كاربردهاي حرام اين دو وسيله فتوا به حرمت خريد و فروش آنها مي دادند; امّا امروزه، شرايط زمان و مكان و حاكم بودن فقيه، اجازه تكرار احتياطات و تكرار شرحها و روشنگري هاي موضوعي و حكمي اين مقوله را كه توسط فقيهان دوران هاي پيش، بيان شده، نمي دهد.
امروزه كه گونه هاي فراواني، از اين نوع هنر در عرصه فرهنگ عمومي جهان ارائه شده و با بررسي هاي علمي، ويژگي هاي متمايز آنها تا حدود زيادي شناخته شده است و از جهت تجربي تاثيرات هر نوع نيز از انواع ديگر، كاملاً متمايز و ملموس گرديده، كند و كاوي نوين و همه جانبه مورد انتظار است.اين نكته، هرگز به معناي تلاش در جهت توجيه فقهي آنچه مرسوم است، نخواهد بود، بلكه در حقيقت با توجه به طرح پرسش هاي نوين و فهم تفاوت كاربردهاي غنا و موسيقي و روشن شدن بيشتر زواياي مخفي غنا در موسيقي، بايد تلاش ورزيد كه به فهم دقيق تري از حكم شارع مقدس اسلام رسيد و تا حد امكان تكليف موضوعات مشتبه و مورد احتياط را روشن كرد. نكته ديگر آن كه: گرچه از جهت فتوايي، فتاواي راهگشاي حضرت امام خميني (ره) كه امروزه نيز، براساس جواز تقليد از آن امام راحل، كه مورد نظر عموم فقيهان و مراجع در قيد حيات است، مورد عمل قرار مي گيرد؛ از اين روي، از جهت عمل به وظيفه شرعي، تكليف رسانه ها و مردم مشخص است، امّا آنچه مهم تر از فتواست، ارائه تبيين هاي نظري و استدلالي و برهاني ساختن همه جانبه اين فتوا و يا تبيين ديدگاه هاي فقهي ديگر است; چرا كه حيات دراز مدت يك انديشه در زمان هاي دور، بيش از آنكه مبتني بر شخصيت صاحب آن راي باشد، بر برهان ها و استدلال هاي روشن و استوار متكي است.


پرسش هايي كه در اين مقال، مهم تر جلوه مي كند، از اين قرار است:

حكم شرعي غنا، حرمت است يا حليت؟ و يا در حكم ياد شده، تفصيلي وجود دارد؟
در هر صورت، مقصوداز غناي محرم چيست؟
آيا غناي لُغوي موضوع حكم شرعي است؟ يا غنا داراي مفهوم جديدي گرديده و حقيقت عرفيه يا شرعيه آن با معناي لُغوي متفاوت است؟ ازويژگي هاي زمان صدور روايات، مي توان راهبرد ويژه اي درفهم و يا تبيين موضوع غناي محرم به دست آورد يا نه؟
در صورت اجمال مفهومي غنا و يا تعارض روايات، اصل عملي مورد تمسك چيست؟
اجماع فقها، در حكم مسئله چه مقدار مي تواند به عنوان مستند جداگانه اي رخ بنمايد؟
در صورت رسيدن به نتيجه فقهي غير مشهور، جامعه مانوس با فتواي مشهور را چگونه مي توان با فتواي غير مشهور آشنا كرد، به گونه اي كه مخالفت با مشهور را مخالفت با ضروري دين، نپندارند؟



غنا در «گاه» ظهوراسلام



غنا در هنگام ظهور اسلام


آن گونه كه از كتاب هاي تاريخي معتبر به دست مي آيد، فن موسيقي و غنا، پيش از آنكه در جزيرة العرب رواج يابد، در ميان اقوام متمدن آن زمان، چون: ايران وروم شناخته شده و استعمال مي گرديده است.گروه مغنيان در نزد فارسيان جايگاه ويژه اي داشته اند و مجالس مهم خويش را در همه شهرها و ايالات به آواز وصناعت آنان، پرشور و گرم مي داشته اند; اما عرب جاهلي با اين هنر، همچون هنرهاي زياد ديگري، نا آشنا بود.
ابن خلدون در اين باره مي نويسد: «عرب ها،درآغاز كه به فن (شعر) آشناشدند، كلام خويش را با حفظ تناسب حروف متحرك و ساكن، در قالب هاي شعري جدا جدا مي ساختند و به آن (بيت) مي گفتند… اين تناسب شعري، قطره اي از درياي تناسب صدا در كتاب هاي موسيقي است، امّا عرب به آنها آگاه نبود، پس از آن شتربانان به (حداء) تغني مي كردند و دختركان و كنيزان، به ترجيع صدا و ترنّم آن در خانه هامي پرداختند. اگرترنّم در شعر بود، به آن (غنا) و اگر در قرائت بود، به آن (تغبير) مي گفتند. نوع ديگري از تغني آنان كه با دايره و ني همراه بود و موجب سبكي مي شد، سَنّاد نام داشت. البتّه اين نوع تغني آنان (فني) نبود وگونه اي بود كه بدون تعليم نيز به آن راه برده مي شد. در زمان ظهور اسلام و غلبه مسلمانان بر كشورهاي ديگر، در آغاز لذت آنان در قرآن خواندن و ترنّم به اشعار (كه رسم قديم آنان بود) خلاصه مي شد، امّا باكسب غنايم جنگي و حصول رفاه و خوشگذراني و راه يافتن مغنيان حرفه اي فارس و روم به ميان اعراب، كم كم عرب با زمينه هاي جديدي آشنا شد. اشعار عربي را در قالب لحن هاي غنايي تازه وارد ريخته و برخي نيز، به فراگيري اين فن مشغول شدند، نام مَعبر و ابن شريح در اين زمينه مشهور شد. زمان ابراهيم بن المهدي از بني عباس رسيد و افرادي چون ابراهيم موصلي و فرزندش، اسحاق و نوه اش، حماد به اين فن مشهور شدند، در اين زمان بني عباس در لهو غوطه ور شدند و آلات جديدي براي رقص تهيه كردند».(مقدمه ابن خلدون/426 ـ 428، داراحياء التراث العربي، بيروت)

ورود موسيقي فني و پيچيده،در اثر ارتباط اقوام عرب جاهلي، با اقوام ديگر، حاصل شد. ابوالفرج اصفهاني مي نويسد: «مهم ترين ابزاري كه عربان حجاز، پيش از اسلام، براي نواختن به كار مي بردند، دف چهارگوش و ني لبك و ني بلند بود».(اغاني، ابوالفرج اصفهاني، ج2/157)
در حدود دوران پيامبران اسلام(ص) نفوذ موسيقي از ديگر سرزمين ها، در قلمرو عرب، آغاز شده بود. اميران غساني، دسته هاي هم آوازي از دختران نغمه گر داشتند. لحميان حيره (عود) را از ايران گرفته بودند و حجازيان، از ايشان گرفتند، بنابر روايتي، نضربن حارث بن كلده، اين ابزار را ازحيره، به مكه برد.( (مروج الذهب) مسعودي، 8/93 ـ 94، دارالمعرفه، بيروت) روايت ديگري، آوردن عود ايراني را به ابن سريج نسبت مي دهد.( اغاني، 1/98)
اين نغمه پردازي، در دوران جاهليت، وجود داشته است و بيشتر، زن بوده اند. ابوالفرج اصفهاني، نام شمار زيادي از آنان را آورده است.( همان مدرك، ج8/3; 10/48) خنساء، بزرگ ترين زن شاعر عرب، كه در روزگار پيامبر(ص) مي زيسته، مرثيه هايي در رثاي برادرش سروده كه با آواز، خوانده مي شده است.( اغاني، ج3/140)

با ظهور اسلام در ميان جامعه متعهد به دين، به دلايل فراواني، از جمله، وضعيت انقلابي روزگار پيامبر(ص) و فراواني جنگ ها و درگيري ها، از وجود زنان آواز خوان و موسيقي شهواني، خبري نبوده است.
در زمان پيامبر(ص)، (حداء) رواج داشته، آن هم به نقل ابن منظور، ويژه شتربانان نبوده، بلكه عرب در وقت هاي فراغت، بدان زمزمه مي كرده است. امّا پيامبر(ص) دوست تر مي داشته كه به جاي (تغني) به گونه (ركباني) (آوازهاي رايج در ميان عرب)، به قرائت قرآن بپردازند. در اين نقل، گرچه پيامبر اكرم(ص) درخواست تبديل (ماده) زمزمه آنان را به قرآن دوست مي داشته، ولي نسبت به چگونگي زمزمه به قرآن، دستور جديدي نداده و يا گونه خاصي را، پيشنهاد نكرده است.

اينك عبارت ابن منظور: «قال ابن الاعرابي: كانت العرب، تتغنّي بالرُّكبانيّ [نشيد بالمد والتمطيط] اذا ركبت الابل واذا جلست في الافنية وعلي اكثر احوالها، فلمّا نزل القرآنُ احبَّ النبيُّ، صلي اللّه عليه وسلم، ان يكون هجِّيراهُم مكان التَّغنيِّ بالرُّكبانيِّ».( لسان العرب، ابن منظور، ج10/135)
روشن است كه يكي از جلوه هاي هنر خوشخواني دردوران نزول قرآن، در قرائت قرآن جلوه كردكه به مواردي از آن، در آغاز اين نوشته، اشاره گرديد. امّا غنا، به طور مطلق، كم كم در دوره هاي بعدي، در فرهنگ مردم، بويژه در منش خلفا، جايگاه ويژه اي يافت. در روزگار عثمان، گرايش به غنا، بيشتر شد و مردم، باهماهنگي صوت و ابزار موسيقي، آشنا شدند. اين، همان چيزي است كه مورخان عرب، آن را نغمه دقيق و ظريف ناميده اند.
براي نخستين بار، مرداني زن نما (مُخَنثَّان) به ميدان آمدند و موسيقي گراني بنام شدند. از جمله: طويس از مردم مدينه كه پدر آواز در اسلام به شمار مي رفت. به احتمال قوي، همو، نخستين كسي است كه وزن را به موسيقي عرب، وارد كرد و نخستين آواز خواني است كه با دف، سروده ها را هماهنگ ساخت.( اغاني، ج2/170 ـ 173)
از كتاب اغاني، كه دربردارنده تاريخ جامعي از موسيقي دانان است (تا زمان نويسنده) به دست مي آيد، در دوران بني اميه و بني عباس، در فن موسيقي و غناي شهواني، گام هاي بزرگي برداشته شده و تشويق هاي فراوان از خوانندگان صورت گرفته و جايزه هاي سنگيني نيزبه موسيقي دانان و نوازندگان و خوانندگان داده مي شده است.( اغاني)، ج3/239؛ ج5/41، 52; ج6/8، 12; ج21/226، 237) اين ها همه، نشانگر تحقق مفهوم ثانوي براي غنا، در روزگار بني اميه، بويژه بني عباس، يعني در دوران صدور روايات صادقين(ع)، است كه در ظهور غناي شاهانه و آلوده به شراب و شاهد دارد.
با توجه به تفاوت لحن روايات نبوي و روايات صادقين(ع) درباره غنا، مي توان از اين تفاوت شيوه اجراي موسيقي و غنا، در اين دو عصر، تفسير مناسبي را به دست آورد. البته وجود غناي لهوي، در ميان عربان جاهلي، بويژه استفاده از كنيزان آواز خوان، انكار نمي شود، ولي در دوران بيان تفصيلي احكام (دوران مدينه) و در ميان جامعه اي كه مخاطب بيان احكام بودند هرگز چنين غنايي رواج نداشته است، بدين جهت، گرچه بعضي از مورّخان به وجود كنيزكان آواز خوان كه با صداي خوش و استفاده از آلات لهو و لعب در جذب مردان فاسق مي كوشيدند،اشاره كرده و بعيد نيست كه آيه شريفه: «ولاتكرهوا فتياتكم علي البغاء ان اردن تحصناً» (اغاني، ج3/239؛ ج5/41، 52؛ ج6/8، 12; ج21/226، 237) نيز به نهي موالي اين كنيزان از اين عمل ناپسند نظرداشته است، ولي با اين همه، در عصر بيان احكام از اين عادت ناپسند،مسلّماً در ميان جامعه اسلامي اثري نبوده است. با توجه به اين نكته، نمي توان همچون بعضي از فقها و نويسندگان، غناي زمان پيامبراكرم(ص) را داراي حقيقت عرفيه در غناي لهوي و شهواني دانست، گرچه پذيرش حقيقت عرفيه غنا و غناي لهوي در زمان صادقين(ع) پس از رواج اين گونه غنا در دستگاه بني اميه و بني عباس ناصواب نيست.

ادامه دارد . . .

دلواپس
۱۳۸۹/۱۱/۲۶, ۰۶:۳۱
"غِنا"، در معناي لغوي


صرف نظر از ديدگاه شرع درباره غنا، مفهوم لغوي و کاربرد عرفي غنا، کدام است؟ درباره معناي غنا در ميان لغويان اختلاف زيادي وجود دارد: ابن منظور، آن را به صدايي که شادي آفرين باشد، معني کرده است. همو در توضيح اين لغت در بخش ديگري مي نويسد: "هر کس صداي خود را بلند کند، عرب به آن صدا، غنا مي گويد".
دهخدا، ازسه کتاب: منتهي الادب، غياث اللغات و اقرب الموارد، به ترتيب،سه تعريف زير را براي غنا مي آورد: "آواز خوش که طرب انگيزد. سرود (منتهي الادب) نغمه و سرود خواني (غياث اللغات) آواز خوش طرب انگيز غنا به معناي تغني و آواز خواني است و آن، در صورتي تحقق مي پذيرد که الحانش از شعر و همراه با کف زدن باشد و اين، نوعي بازي است (اقرب الموارد)".
فخر الدين طريحي، قيد مطرِب بودن را براي غنا، لازم نمي داند: "غنا، صدايي است که ترجيع
شادي آفرين و طرب انگيز را در بر بگيرد، يا صدايي که عرف آن را غنا بداند، گرچه مطرب نباشد". وي، مفهوم غنا را بين دو چيز مردد مي داند که در بخش دوّم، از واگذاردن سخن به عرف، سخن به ميان مي آورد. روشن است که در اين واگذاري و گرفتن معرِّف در معرَّف دور وجود دارد.

نراقي نيز در مستند الشيعه، تعريفهاي گوناگوني را براي مفهوم غنا نقل مي کند: "صوت طرب آور. صوت حاوي ترجيع و طرب. ترجيع صوت. صداي مطرب. بلند کردن صدا با ترجيع. کشيدن صدا. کشيدن صدا با ترجيع. کشيدن صدا با ترجيع و شادي آفرين. کشيدن صدا به گونه شادي آفرين. نيکو گردانيدن صدا، کشيدن و پي در پي آوردن صدا. صداي موزون و مفهومي که قلب را به جنبش در آورد".

امام خميني(ره)، ضمن اشاره به متن ياد شده و به تعريف طريحي، به چند تعريف ديگر که بيشتر متأثر از حکم شرعي غناست، اشاره مي کند: "صوت ترجيع مطرب، يا آنچه در عرف، غناست، گرچه مطرب نباشد. صداي لهوي. صداي اهل فسق و گناه. آنچه با مجالس لهو سازگاري دارد. آنچه با آلات لهو و لعب سازگاري دارد. صداي آماده شده براي مجالس لهو و لعب. صداي بر انگيزاننده شهوت جنسي، صوت در بر دارنده ترجيع مطرب، صوتي که شأن آن را دارد که در متعارف مردم، طرب انگيزد و طرب آن، سبکي آور است، به گونه اي که عقل را در آن حالت زايل مي کند. صدايي که حسن ذاتي دارد (گرچه به مقدار کم) و شأن آن را دارد که براي متعارف مردم، طرب انگيزد".
تعريف اخير را ايشان برگزيده اند. تعريف پيش از آن، که تفاوت اندکي با تعريف اخير دارد، از رساله چاپ نشده شيخ محمد رضا آل شيخ علامه شيخ محمد تقي نقل نشده است.

در بين تعريفهايي که ياد شد، بدون ترديد، برخي شرح الاسم و در نتيجه، اعم از مفهوم واقعي غنايند. مثلاً اطلاق غنا، بر هر صداي کشيده، بلند و يا هرگونه ترجيعي، مسلماً باطل است، گرچه صوت غنايي، بيشتر بلند، کشيده و يا مرجع است،
بعضي از تعريفها نيز، مسلماً متأثر از موضوع حکم شرعي غنا در ديدگاه نويسندگان است، بويژه کساني که مطلق غنا را حرام دانسته اند، در تنگ کردن دايره مفهوم لغوي غنا و گاه، گسترش آن، تا اندازه اي که بر موضوع حکم حرمت برابري کند، کوشيده اند.
مثلاً تعريف غنا، به صداي اهل فسق و گناه، يا صداي برانگيزاننده شهوت جنسي، به طور مسلم، متأثر از حکم شرعي است؛ چرا که هيچ کتاب لغتي، چنين قيدهايي را نياورده و اصولاً، به ويژگي نوازنده در نامگذاري به غنا، توجهي نداشته است.
پاره اي ديگر از تعريفها نيز بعضي از اوصاف غالبي را به جاي وصف مقوم تحقق غنا، ياد کرده اند، مانند
تعريف اقرب الموارد، يا تعريف به کشيدن صدا و
پي در پي آوردن آن و تعريفهايي که در آن، قيد ترجيع وجود دارد؛ چرا که بيشتر ايجاد غنا، با ترجيع، توالي حرکات صدا و... همراه است.

با توجه به اين نکته ها، به نظر مي رسد آنچه در بين تعريفهاي بالا، مي تواند مورد اعتماد واقع شود، آواز خوش شادي آفرين است. اين تعريف، جداي از آنكه در عبارات کتابهاي لغت، چون: لسان العرب، منتهي الادب، اقرب الموارد و... آمده است، روح و جان بعضي از تعريفهاي ديگر را تشکيل مي دهد.به نظر مي رسد «خوش» و «شادي آفريني» از مقومات غناي لغوي است. تعريف حضرت امام خميني(ره) و تعريف شيخ محمد رضا آل شيخ، در حقيقت تفصيلي از همين تعريف است. البته، به نظر مي رسد مطلق آواز خوش طرب انگيز، موضوع حکم شرعي نباشد. در اين باره تفصيلي است که خواهد آمد. آقاي خويي، در پاسخ استفتاء، به اين تفاوت معناي لغوي و اصطلاحي غنا، اشاره دارد: (غنا، بر حسب معناي لغوي، از غناي حرام، فراگيرتراست و همه صداهاي خوش را در بر مي گيرد و به همين جهت، در بعضي از روايات، به تغني در قرآن، فرمان داده شده است.)
آنچه در سخن بالا مهم مي نماید، اشاره ايشان است به تفاوت معناي لغوي غنا و معناي اصطلاحي آن (يعني معنايي که درديدگاه ايشان و گروهي ديگر، موضوع حرمت است) بر اين اساس، معناي کلمه غنا، که در عرف و لغت در آن معني استعمال مي شود، روشن است امّا اينكه اين کلمه، داراي معناي اصطلاحي ديگري غير از معناي لغوي است و حرمت شرعي، بر چه
محدوده اي وارد شده، مطلبي است که در ادامه اين نوشتار، بدان خواهيم پرداخت.



آراي فقها در حکم "غنا"‏


در باب غنا، سه ديدگاه وجود دارد: ‏

1 . حرمت غنا به نحو مطلق:
اين ديدگاه، كه مشهور در بين فقهاست، مطلق غنا را حرام مي داند، گرچه در بين صاحبان اين ديدگاه، غنا مفهوم و احدي ندارد.
محمد جواد عاملي مي نويسد: «اختلافي در حرمت غنا و مزد بر آن و يادگيري و آموزش و شنيدن آن، نيست، چه در قرآن و دعا و شعر باشد و چه در غير آن، همان گونه كه صاحب مجمع البرهان نيز، آورده است... تا اين كه محدث كاشاني و فاضل خراساني، چون غزالي از عامه، رشته جداگانه اي بافته و تحريم را به غناي همراه با محرمات ديگر، اختصاص داده اند».( مفتاح الكرامه، ج4/52)‏
شيخ انصاري نيز، نظر به حرمت مطلق غنا دارد؛ امّا از سخن ايشان فهميده مي شود كه: صوت لهوي باطل، حرام است؛ از اين روي، آشكار ادعا دارد: اگر دايره صوت لهوي باطل، نسبت به غنا، اعم، يا اخص باشد، فقط همان دايره صوت لهوي باطل، حرام خواهد بود، نه غير آن. البته در نظر ايشان، غنا، يعني صوت لهوي باطل. وي، مفهوم آواز و صوت لهوي باطل را، در همه نمونه هاي غنا، محقق مي داند.( مكاسب، شيخ انصاري، ج1/102)‏


دلايل حرمت:
ماهيت بحث غنا، ايجاب مي كند كه دليل عقلي بر حرمت آن، وجود نداشته باشد، امّا از سه دليل ديگر: كتاب، سنت و اجماع در حرمت غنا، استفاده شده است.

1 . كتاب: در قرآن كريم، لفظ تغني وارد نشده و نسبت به اين عنوان، امر و نهي خاصي وجود ندارد؛ اما به آياتي كه در آنها تعبيرهايي چون: «قول زور»، «لغو» و «لهوالحديث» آمده استناد جسته اند. منشا اين تفسير، تطبيقي است كه در روايات نقل شده از ائمه(ع) آمده است:‏

آيه اول: «فاجتنبوا الرّجس من الاوثان واجتنبوا قول الزّور؛ از بتهاي پليد و سخن باطل و دروغ دوري گزينيد ».( سوره حج، آيه 31)
دلالت اين آيه، بر حرمت «قول زور» روشن است. واژه «زور» در لغت به معناي باطل و دروغ آمده است. با توجه به اينكه «الزور» مضاف اليه «قول» واقع شده، ظاهر آيه دلالت دارد كه آنچه تحريم شده، از جنس گفتار است و به آنچه از نوع كيفيت صدا و بيان است، نه محتوا، دلالتي ندارد. برخي از مصاديق آيه شريفه كه در روايات آمده، با اين معني هماهنگي دارند.
در روايتي صحيحيه از امام صادق(ع) نقل شده: «منه قول الرجل للذي يغنّي احسنت؛ ازقول باطل است، تشويق آواز خوان». (البرهان في تفسير القرآن، سيد هاشم حسيني بحراني، ج90/3)‏
برخي از مفسران، حتي قرطبي كه با تغني به قرآن مخالفت كرده، در ذيل آيه شريفه، مصداق «قول زور» را شهادت ناروا دانسته اند و روايتي را در اين باره يادآور شده اند . اينان، به هيچ روي، به غنا اشاره ندارند. (الجامع الاحكام القرآن، محمد بن احمد انصاري قرطبي، ج3/54)‏

تفسير «قول زور» به غنا، در شماري از روايات آمده، ولي، با اينكه در حدّ استفاضه اند، (وسائل الشيعه، ج12/225 ـ 230، روايات: 2، 8، 9، 20، 24، 26) سند معتبري ندارند. در بعضي از روايات آمده: «قول الزّور الغناء»، «اجنتبوا الغناء» گرچه ظاهر اين تعبير، اتحاد مصداقي اين مفهوم را مي رساند؛ امّا با درنگ روي تفسيرهاي ديگري كه از قول زور شده، چه در ذيل اين آيه و چه در ذيل آيات ديگر، روشن مي شود كه مقصود روايات يادآوري فرد شايع و يا مصداق كامل آن بوده است.
دلالت، (اطلاقي) اين آيه برحرمت غنا، آن گاه تمام خواهد بود كه در روزگار صدور روايات، بيشترين استعمال غنا، در غناي لهوي و باطل، موجبات انصراف لفظ غنا، به نوعي از آن را فراهم نكرده باشد؛ امّا با توجه به اينكه همه اين روايات از امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده و گذشت كه در دوران آن دو بزرگوار، غنا، در غناي لهوي و باطل، بيشترين استعمال را داشته، اين اطلاق، تمام نيست. از اين نكته نيز بگذريم، دلالت اين آيه بر حرمت جميع نمونه هاي غنا، از باب ظهور اطلاقي است و قابل تقييد. تنها دلالت روشن اين آيه، با توجّه به روايات تفسيري، مرجوح و حرام بودن في الجمله غناست.

آيه دوم: «ومن الناس من يشتري لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه بغير علم ويتخذها هزواً اولئك لهم عذاب مُهين؛ گروهي از مردم، خريدار سخنان بيهوده اند، تا به ناداني، مردم را از راه گمراه كنند و قرآن را به مسخره مي گيرند. بهره اينان، عذابي است خوار كننده ».( سوره لقمان، 5)
در اين آيه شريفه نيز، حرمت خريد كلام بيهوده، روشن است، بويژه در روايات صحيحه اي، غنا برآيه شريفه تطبيق شده و وعده آتش، بر غنا داده است. (وسائل الشيعه، ج12/226، روايت 6. محمد بن مسلم عن الباقر(ع): «الغناء، مما وعداللّه عليه النار. و تلا هذه الايه: ومن الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل اللّه بغير علم ويتخذها هزواً، اولئك لهم عذاب مهين»)

آيه سوم: در مجموع، مطالبي كه در دلالت آيه شريفه پيش بيان شد، در اينجا نيز، جريان دارد. «والذين لايشهدون الزور واذا مروا باللغو مروا كراماً؛ آنان كه به دروغ شهادت نمي دهند و چون برناپسندي بگذرند، به شتاب از آن دوري مي جويند».(سوره فرقان آيه 72)
در روايت معتبر، (الزّور) در اين آيه شريفه، به غنا تفسير شده است.( وسائل الشيعه، ج12/226، روايت 3 و 5) اين آيه، با آيه شريفه سوره حج، تقريباً، يك معني دارند.
اشكالاتي كه در دلالت آيه سوره حج وارد بود، در دلالت اين آيه نيز جريان دارند. افزون بر اينها، دو اشكال ديگر نيز در دلالت اين آيه مطرح است:
1. آيه در صدد شمارش ويژگي هاي عبادالرحمان است. از آنجا كه عباد الرحمان، مقام والايي دارند، ياد آوري ويژگي هاي آنان، نمي تواند به معناي لزوم نگهداشت اين ويژگيها براي همه مومنان باشد. آري رسيدن به آن كمال، نيازمند به نگهداشت اين خصال پسنديده است و قرينه داخلي اين آيات نيز، بر اين نكته دلالت دارد.
2 . از سوي ديگر، اين آيه شريفه، حضور در مجلس غنا را حرام مي داند، ولي از آن، حرام بودن تغني استفاده نمي شود. مگر كسي بگويد، حرام بودن شهادت بر غنا، با حرمت نفس عمل تغني، ملازمت دارد.

ادامه دارد . . .

shamime_yas
۱۳۹۰/۰۳/۰۱, ۲۲:۴۰
آیا زن و شوهر به جهت تمایل وافزايش ميل به يکديگر، می توانند به موسیقی لهوی گوش فرا دهند؟

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۳/۱۰, ۱۵:۱۶
آیا زن و شوهر به جهت تمایل وافزايش ميل به يکديگر، می توانند به موسیقی لهوی گوش فرا دهند؟



باسلام و عرض ادب



همه مراجع: گوش دادن به موسيقى حرام، جايز نيست و صرف افزايش تمايل به همسر، مجوّز شرعى براى استماع آن محسوب نمى‏شود.

منابع:

آيت‏الله خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1152 و 1155 آيت‏الله صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 999 و 1005 آيت‏الله تبريزى، استفتاءات، س 1083 و صراط النجاة، ج 5، س 1149 دفتر امام، آيت‏الله بهجت، آيت‏الله وحيد، آيت‏الله مكارم، آيت‏الله نورى، آيت‏الله سيستانى و آيت‏الله فاضل‏

راه كارهاي شرعي و منطقي فراواني براي افزايش تمايل به همسر در روايات بيان شده ، مي توان جهت ميل و دوست داشتن افزون تر به اين روايات عمل كرد .

khaleghifar78
۱۳۹۰/۰۳/۱۰, ۱۶:۰۷
سلام

موسیقی حرام یعنی چی ؟
اگه فقط منظور احساس نادرستی هست که در فرد ایجاد می کنه این بستگی به شخصیت افراد داره
پس نمیشه مرزی برای موسیقی حلال و حرام قرار داد؟

میقات
۱۳۹۰/۰۳/۱۰, ۱۸:۲۸
سلام

موسیقی حرام یعنی چی ؟
اگه فقط منظور احساس نادرستی هست که در فرد ایجاد می کنه این بستگی به شخصیت افراد داره
پس نمیشه مرزی برای موسیقی حلال و حرام قرار داد؟


با سلام و درود

غالبا جعل و تشریع احکام، نوعی است نه شخصی. یعنی اگر نوع مردم چنین هستند که شنیدن فلان موسیقی برای آنها لهوی است، پس این موسیقی برای همه حرام است، ولو کسی باشد که این موسیقی برای شخص او لهو آور نباشد.

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۰۳/۱۰, ۲۱:۱۳
سلام و خسته نباشید من هم مثل
خیلیای دیگه شنیدم که گوش دادن
به موسیقی باعث میشه صدای
امام زمان رو وقتی مردم رو برای
یاری رساندنشان صدا میکنند نشنویم
و اما یه سوال
آهنگهای عموپورنگ یا بعضی ترانه های
کودکانه ایرادی دارن همه ی اونها موسیقی
کاملی دارن بعضی وقتا شادکننده اند
من واقعا شاد میشم شعرهای عموپورنگ رو
میشنوم چون با انرژی میخونن
حالا این اشعار و سرود ها هم حکم
نشنیدن صدای آقا رو داره یا نه؟

خیرالبریه
۱۳۹۰/۰۳/۱۱, ۰۸:۱۹
با سلام


در تفسیر عیاشی از قول پیامبر (ص) آمده که اولین شخص آواز خوان جناب ابلیس بود که هنگام خوردن آدم (ع) از درخت ممنوعه آواز خواند.

عن جابر، عن النبي صلى الله عليه وآله قال: إبليس أول من تغنى، وأول
من ناح، لما أكل آدم من الشجرة تغنى.

واز عامه هم روایت شده که هنگامیکه زنی آواز بخواند در اصل شیطان بصدای او آواز میخواند !
وقال النبي ص عن جارية كانت تغني : قد نفخ الشيطان في منخريها . صححه الألباني .

میقات
۱۳۹۰/۰۳/۱۱, ۱۶:۲۳
];439895']

آهنگهای عموپورنگ یا بعضی ترانه های
کودکانه ایرادی دارن همه ی اونها موسیقی
کاملی دارن بعضی وقتا شادکننده اند
من واقعا شاد میشم شعرهای عموپورنگ رو
میشنوم چون با انرژی میخونن
حالا این اشعار و سرود ها هم حکم


نشنیدن صدای آقا رو داره یا نه؟



با سلام و درود

فرقی بین اقسام و انواع موسیقی، مانند موسیقی کودکانه و ... نیست.

هر موسیقی ای که لهوی و مطرب محسوب شود، شنیدن آن حرام است؛ و موسیقی ای که لهوی و مطرب نباشد، شنیدن آن اشکال ندارد و جایز است.

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۰۳/۱۱, ۲۰:۴۲
با سلام و درود

فرقی بین اقسام و انواع موسیقی، مانند موسیقی کودکانه و ... نیست.

هر موسیقی ای که لهوی و مطرب محسوب شود، شنیدن آن حرام است؛ و موسیقی ای که لهوی و مطرب نباشد، شنیدن آن اشکال ندارد و جایز است.



در این صورت آهنگ های برنامه کودک ها همگی حرامند
چون واقعا شادی بخش هستن و آدم غمش رو فراموش میکنه

زینب_الگوی صبر
۱۳۹۰/۰۳/۱۱, ۲۲:۴۵
با سلام و درود

فرقی بین اقسام و انواع موسیقی، مانند موسیقی کودکانه و ... نیست.

هر موسیقی ای که لهوی و مطرب محسوب شود، شنیدن آن حرام است؛ و موسیقی ای که لهوی و مطرب نباشد، شنیدن آن اشکال ندارد و جایز است.



شرمنده اما من اینو نمیتونم قبول کنم که موسیقی که باعث شادی میشه حرامه چرااااااا چرا حرامه البته درسته که بعضی از موسیقیها شور از مزه میبرن به اصطلاح همون لهوی ومطرب بودن بیش از حد

به نظر من این بستگی به نظریه بعضی از روحانیون داره بعضیا دیگه تو منع کردن موسیقی خیلی افراط میکنن وااااااااا

یعنی چی وقتی ادم با یه اهنگ شاد شادیشو بدست میاره چرا گوش نکنه

اصل ، قلبمون باید سفید باشه که سیاهه:biggrin:

واقعا چرا افراد نسبت به اهنگ شاد اینقدر عکس العمل نشون میدن بیشتر اداما رو که من باهاشون سر کار داشتم موافق موسیقی شاد بودند

دیگه بعضیا که خیلی مذهبی هستند...

خدا عاقبت همه رو ختم به خیر کنه اگه هم من اشتباه میکنم پی به اشتباهم ببرم :Doaa:

میقات
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۶:۵۳
شرمنده اما من اینو نمیتونم قبول کنم که موسیقی که باعث شادی میشه حرامه چرااااااا چرا حرامه البته درسته که بعضی از موسیقیها شور از مزه میبرن به اصطلاح همون لهوی ومطرب بودن بیش از حد

به نظر من این بستگی به نظریه بعضی از روحانیون داره بعضیا دیگه تو منع کردن موسیقی خیلی افراط میکنن وااااااااا

یعنی چی وقتی ادم با یه اهنگ شاد شادیشو بدست میاره چرا گوش نکنه

اصل ، قلبمون باید سفید باشه که سیاهه:biggrin:

واقعا چرا افراد نسبت به اهنگ شاد اینقدر عکس العمل نشون میدن بیشتر اداما رو که من باهاشون سر کار داشتم موافق موسیقی شاد بودند

دیگه بعضیا که خیلی مذهبی هستند...

خدا عاقبت همه رو ختم به خیر کنه اگه هم من اشتباه میکنم پی به اشتباهم ببرم :doaa:






با سلام و درود

اسلام مخالف شادي و شور و نشاط نيست، اما با لهو و لعب مخالف است.

لهو عملي است كه نمي توان ياد خدا را با آن همراه كرد؛ يعني انسان به سبب آن، به طور طبيعي از ياد خدا غافل مي شود.

موسيقي ها هم دو نوعند: موسيقي مطرب و موسيقي غير مطرب.
آن موسيقي اي كه حرام است و انسان را از ياد خدا غافل مي كند، موسيقي مطرب است. و الا بسياري از موسيقي هاي شاد، با مضاميني عرفاني و دوست داشتني وجود دارد كه مي توان از آن بهره برد.

با مطالعه تاريخ موسيقي در جهان درمي يابيم، هنرمندان گاه از اين وسيله براي ارتقاء روح و روان بهره مي گرفته اند. ما در تاريخ اسلام عالماني داشته ايم كه با اين هنر آشنا و داراي سبك بوده اند.

اما روح اسلام با بي بند و باري و اموري كه مهيج شهوات باشد مخالف است، زيرا انسان براي هدفي والاتر آفريده شده است.

حسین سلیمانی
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۷:۱۹
با سلام و درود

غالبا جعل و تشریع احکام، نوعی است نه شخصی. یعنی اگر نوع مردم چنین هستند که شنیدن فلان موسیقی برای آنها لهوی است، پس این موسیقی برای همه حرام است، ولو کسی باشد که این موسیقی برای شخص او لهو آور نباشد.


سلام
ظاهرا یک اشتباه در نقل در اینجا رخ داده!
تشخیص موضوع در مورد موسیقی به عهده خود مکلف هست!
"جواز گوش‌دادن به نوارها منوط به تشخيص خود مکلّف است"
استفتائات رهبری سئوال 1129.
اطلاعات بیشتر در این لینک:
http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=11

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۷:۲۳
به نظر من این بستگی به نظریه بعضی از روحانیون داره بعضیا دیگه تو منع کردن موسیقی خیلی افراط میکنن وااااااااا روحانیون حکم از مراجع میگیرن...اونوقت اینا افراط میکنند یعنی چی؟! حکم که از روایات بدست می آید.
پس اونا هم حکمی که از قرآن و احادیث بدست اومده رو میگن که اگر بر اساس نظر شخصیشون باشه دیگه تو جایگاه مرجعیت نیستن! الان اینجا آخت کی افراط کرد؟

حسین سلیمانی
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۷:۲۴
بسياري از موسيقي هاي شاد، با مضاميني عرفاني و دوست داشتني وجود دارد كه مي توان از آن بهره برد.

مضامین موجود در موسیقی‌ها ملاک حرمت یا عدم حرمت نیست!
"هر موسيقى که به حسب طبيعت خود از نوع موسيقى لهوى باشد، حرام است اعم از اينکه مهيّج باشد يا خير و موجب ايجاد حزن و اندوه و حالات ديگر در شنونده بشود يا خير"
استفتائات رهبری شماره 1132.
اطلاعات بیشتر در:
http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=11

میقات
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۸:۲۱
سلام
ظاهرا یک اشتباه در نقل در اینجا رخ داده!
تشخیص موضوع در مورد موسیقی به عهده خود مکلف هست!
"جواز گوش‌دادن به نوارها منوط به تشخيص خود مکلّف است"
استفتائات رهبری سئوال 1129.
اطلاعات بیشتر در این لینک:
http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=11


با سلام و درود

لطفا بین اصطلاحات و عناوین علمی خلط نکنید. بله تشخیص بر عهده مکلف است ولی معیار شناسایی لهوی یا مطرب بودن، عرف است.

یعنی خود مکلف موظف است به عرف مراجعه نماید و ببیند عرف چه چیزی را لهو و مطرب می داند، و چه چیزی را لهوی و مطرب نمی داند.

پس از آن خود مکلف باید این مورد خودش را بررسی کند و ببیند از مواردی است که عرف لهوی دانسته یا از آن موارد نیست.

بنابر این معیار کلی لهوی بودن یا نبودن را از عرف می گیرد، ولی تطبیق آن معیار بر این موضوع خاص، بر عهده خود مکلف است.

میقات
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۸:۲۴
مضامین موجود در موسیقی‌ها ملاک حرمت یا عدم حرمت نیست!
"هر موسيقى که به حسب طبيعت خود از نوع موسيقى لهوى باشد، حرام است اعم از اينکه مهيّج باشد يا خير و موجب ايجاد حزن و اندوه و حالات ديگر در شنونده بشود يا خير"
استفتائات رهبری شماره 1132.
اطلاعات بیشتر در:
http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=11

با سلام و درود

آن چه که نقل کرده اید صحیح است ولی در این مورد تطبیق ندارد.

همان طور که شما عبارت مرا ذکر کرده اید و من هم قبلا بیان کردم (اگر دقت کرده باشید)، بین موسیقی شاد با موسیقی لهوی فرق گذاشتم.

عرض کردم اسلام مخالف شادی و نشاط نیست، بلکه مخالف لهو و لعب است.

لذا تعبیر من از موسیقی شاد، حکایت از حرام نبودن موسیقی دارد، یعنی موسیقی ای که منظور است آن است که لهوی و مطرب نیست.

و الا موسیقی لهوی و مطرب که مسلما حرام است، و جای شبهه نیست.

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۲۳:۰۷
اصلا من یکی دلم نمیاد به خاطر چهار تا
ابزار ساز صدای مولامو وقتی تنها ایستاده
و فریادمیزنی کسی هست یاریم کنه نشنوم
و بی تفاوت وایسم عین کوفی ها حاضرم
هرکاری بکنم تا این صدا رو باگوشای خودم
بشنوم و با شرمندگی برم جلو بگم اگه
کاری ازدست مابرمیاد در خدمتیم آقا...

زینب_الگوی صبر
۱۳۹۰/۰۳/۱۳, ۱۲:۵۴
روحانیون حکم از مراجع میگیرن...اونوقت اینا افراط میکنند یعنی چی؟! حکم که از روایات بدست می آید.
پس اونا هم حکمی که از قرآن و احادیث بدست اومده رو میگن که اگر بر اساس نظر شخصیشون باشه دیگه تو جایگاه مرجعیت نیستن! الان اینجا آخت کی افراط کرد؟


با سلام

خب میدونی جناب مبارز برا چی اینو گفتم اخه تو یکی از جشنهای ولادت حضرت علی یه موسیقی شاد پخش کردیم یهو روحانی مسجد از مجلس بیرون رفت حالا تازه میخواستیم به وسیله همین روحانی جشنو ادامه بدیم کلی برنامه که ...
یا مثلا بعضیاشون میگن نباید دست زد دست زدن حرامه یعنی دست زدن حرامه واییییییییییییییییییییییی یییی به خدا دین اسلام اینقدر سخت نیست که بعضیا اینقدر پیچیدش میکنن:Graphic (49):

ما که اخرش نفهمیدیم کدوم موسیقی لهو لعب هست کدوم مجازه کدوم شاده و مجاز
یه روحانی مخالفه همین موسیقی شاده یکی دیگه موافقه همین موسیقی

زینب_الگوی صبر
۱۳۹۰/۰۳/۱۳, ۱۳:۰۰
در ضمن کسانی رو هم دیدم که در اعتقادات محکم خدا شناس مومن اما موسیقی لهبو لعب هم گوش میکنن (صدای خواننده زن )حالا تکلیف این ادم چیه میشه بهش گفت مومن؟؟؟

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۰/۰۳/۱۴, ۰۰:۵۲
اخه تو یکی از جشنهای ولادت حضرت علی یه موسیقی شاد پخش کردیم یهو روحانی مسجد از مجلس بیرون رفت
سلام علیکم...همین دیگه! همین موسیقی شاد کارتون رو خراب کرد! موسیقیش چی بود؟ مطمئنید حلال بود؟
اسم خانندش رو بگید من میگم حرامه یا حلال!:khoshgel:

زینب_الگوی صبر
۱۳۹۰/۰۳/۲۴, ۰۹:۵۷
سلام علیکم...همین دیگه! همین موسیقی شاد کارتون رو خراب کرد! موسیقیش چی بود؟ مطمئنید حلال بود؟
اسم خانندش رو بگید من میگم حرامه یا حلال!:khoshgel:
اصلا خواننده نداشت اهنگ بی کلام بود با ارگ بود اهنگش هم انقدر نبود که باعث غنا شه باور کنید همه جوونا که اطراف خیمه بودن از کوچه خیابون :biggrin:با شنیدن این اهنگ از هر کجا بود وارد خیمه شدن و اون وقت بود که من میخواستم حاج اقا بحث خودشون رو شروع کنن در مورد یه سری مسائل جوونا... اما حیف که ایشون... حیف ...

زینب_الگوی صبر
۱۳۹۰/۰۳/۲۴, ۱۰:۰۴
چرا «لهو» مورد نکوهش و تحریم است؟


پاسخ: باید اثرات خطرناک لهو را مورد توجه قرارداد تا روشن شود که راز حرمت آن چیست.
تردیدی نیست که لهو نامشروع، همان سرگرمی های ناسالم است چیزی که می تواند اثرات غنا نامشروع را به همراه داشته باشد و اساساً غنا حرام یکی از مصادیق آن است که برخی از اثرات منفی آن عبارت اند از:
الف: سستی اراده:
سرگرمی غفلت زا یعنی سرگرمی های نامطلوب باعث سستی اراده آدمی است. قال علی(ع): «اللهو یفسد عزائم الجد»(3) آن حضرت(ع) همواره یاران را از پرداختن به لهو و لعب منع می کردند. آن حضرت همچنین می فرمایند: «اهجر اللهو فانک لم تخلق عبثا فتلهو و لم تترک سدی فتلغو» (4) از سرگرمی بیجا دوری کنید زیرا تو بدون هدف، خلق نشده ای و یله و رها نمی باشی.
بقیه مطالب:

http://komeil881.blogfa.com/post-140.aspx

arameshe_zendeghi
۱۳۹۰/۰۵/۰۸, ۱۶:۱۶
سلام اكثريت فقهاء شيعه به حرمت غنا فتوي داده و فرموده‌اند قرآن، مرثيّه و نوحه را نيز اگر با غنا بخوانند حرام است حال تفاوت خواندن قرآن با غنا و خواندن قرآن با تجويد و ترتيل چيست؟:Gig:

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۵/۰۹, ۱۸:۵۱
سلام اكثريت فقهاء شيعه به حرمت غنا فتوي داده و فرموده‌اند قرآن، مرثيّه و نوحه را نيز اگر با غنا بخوانند حرام است حال تفاوت خواندن قرآن با غنا و خواندن قرآن با تجويد و ترتيل چيست؟:gig:
با عرض سلام
برای جواب این سوال اول باید ببینم که تجوید و ترتیل چیست بـه تـعـريـفى ساده , تجويد علم و قواعد درست خواندن , و ترتيل , هنر درست خوانى قرآن مجيد است تجويد از علوم شرعى و علوم قرآنى است قـدمـت آن بـه عـصـر رسـول اللّه (ص ) و مواظبت ايشان بر اداى درست كلمات قرآنى و آموختن درست خوانى قرآن بازمى گردد تـرتيل يعنى هنر درست و شمرده و شيوا خواندن قرآن مجيد و در قرآن چند بار و روشنتر از همه در آيه سوم مزمل به آن توصيه شده است : ( و رتل القران ترتيلا ) ( و قرآن را شمرده و شيوا بخوان ) و حال باید ببینم غنا چیست «غنا»، نوعی خاص از ترانه و آوازخوانی است که در شنونده حالت طرب ایجاد می‏کند و باعث زوال حالت طبیعی وی شده ، او را در حزن و اندوه یا فرح و شادی بسیار فرو می‏برد یعنی در اصل از انسان را از فطرت خود دور میکند غنا به تعقل و اندیشه آدمی صدمه می‏زند پس هر چیزی که باعث پرورش صفات رزیله در انسان میشود غنا است مانند مشروبات الکلی، حالتی شبیه مستی و از خود بی‏خود شدن ایجاد می‏کند یا وسایل لهو و آلات موسیقی که تناسب با روح فطرت انسان ندارد یا اوازی که انسان را حال طبیعی خارج و به رویای باطل بکشاند یا به قولی از عرف خارج باشد حال اگر خواندن قرآن با آهنگ و صوت متداول در موسیقی را در صورتی که مناسب مجالس لهو و لعب باشد، حرام است ولی هر صدای خوشی که انسان ر ابه خود جذب کند و جلب توجه نماید، غنا نیست اگر با فطرت انسان سازگاری داشته باشد مانند صدای بلبل ( و نظایر آن از دیگر پرندگان خوش الحان ) را اگر چه اجزایش متناسب باشد و موجب طرب شنونده گردد، غنا نیست یا همچنین غنا مربوط به آواز و ترانه و موسیقی است و اگر کلام و سخنی، جذاب و طرب‏آور باشد ، غنا نیست اگر طرب‏انگیز بودن، مربوط به ذات کلام باشد ، نه آواز ... یا به دلیل زیبایی صاحب کلام یا زیبایی الفاظ و معانی آن و مانند این‏ها باشد ... ، غنا نامیده نمی شود

میقات
۱۳۹۰/۰۵/۰۹, ۱۹:۰۲
سلام اكثريت فقهاء شيعه به حرمت غنا فتوي داده و فرموده‌اند قرآن، مرثيّه و نوحه را نيز اگر با غنا بخوانند حرام است حال تفاوت خواندن قرآن با غنا و خواندن قرآن با تجويد و ترتيل چيست؟:gig:


با سلام و درود

چند نکته:

1. غنا با ترتیل و تجوید تفاوت اساسی دارد.

2. غنا به چرخاندن صدا در گلو، که به آن چهچهه هم گفته می شود اطلاق می گردد.

3. هر غنایی حرام نیست، بلکه آن غنایی که لهوی باشد حرام است، یعنی غنایی که متناسب با مجالس فسق و فجور و مجالس گناه است.

4. اگر حتی قرآن هم به صورت غنای لهوی خوانده شود حرام است.


بنابر این، ترتیل و تجوید، اولا با غنا تفاوت دارند، و در ثانی لهوی هم نیستند.

سلام برتو
۱۳۹۰/۱۰/۲۶, ۰۹:۳۳
با سلام و درود

فرقی بین اقسام و انواع موسیقی، مانند موسیقی کودکانه و ... نیست.

هر موسیقی ای که لهوی و مطرب محسوب شود، شنیدن آن حرام است؛ و موسیقی ای که لهوی و مطرب نباشد، شنیدن آن اشکال ندارد و جایز است.

جواب بالا را یکی از پاسخ گویان محترم داده است
پاسخگوی محترم فرمودند : هر موسیقی ای که لهوی و مطرب ......الی آخر
بنابراین در اعیاد که صداو سیما اینگونه موسیقی پخش میکند چه میشود؟ ببینید من دغدغه دین دارم و باید جواب فرزندم را بدهم نمیتوانم بگویم هر موسیقی ای که لهوی و مطرب ......حرام است . از طرفی او از صدا و سیما و نیز در مدرسه در ایام اعیاد اسلامی از اینگونه موسیقی میشنود و تناقض بوجود آمده را نمیتواند حل کند.حکم اسلام یا رفتار و عملکرد ارگان ها ؟

میقات
۱۳۹۰/۱۰/۲۶, ۱۶:۵۹
با سلام و درود
فرقی بین اقسام و انواع موسیقی، مانند موسیقی کودکانه و ... نیست.
هر موسیقی ای که لهوی و مطرب محسوب شود، شنیدن آن حرام است؛ و موسیقی ای که لهوی و مطرب نباشد، شنیدن آن اشکال ندارد و جایز است.

جواب بالا را یکی از پاسخ گویان محترم داده است
پاسخگوی محترم فرمودند : هر موسیقی ای که لهوی و مطرب ......الی آخر
بنابراین در اعیاد که صداو سیما اینگونه موسیقی پخش میکند چه میشود؟ ببینید من دغدغه دین دارم و باید جواب فرزندم را بدهم نمیتوانم بگویم هر موسیقی ای که لهوی و مطرب ......حرام است . از طرفی او از صدا و سیما و نیز در مدرسه در ایام اعیاد اسلامی از اینگونه موسیقی میشنود و تناقض بوجود آمده را نمیتواند حل کند.حکم اسلام یا رفتار و عملکرد ارگان ها ؟


با سلام و درود

1. آن چه بیان شده حکم شرعی است و صحیح می باشد.

2. باید به فرزندانمان بیاموزیم که مانند هر موضوع دیگری، حکم دین و شرع را نیز بایستی از متخصصین آن فرا گرفت، و نهادها و سازمانهای اداری و ... متخصصین این امر نیستند و طبیعی است که در این موضوع نباید آنها را ملاک و معیار قرار داد. لذا آنها هم می تواند عملکردشان بر خلاف معیارهای دینی و شرعی باشد.

3. این گونه هم نیست که هر موسیقی ای که در ایام جشن و ... پخش می شود، از نوع لهوی و مطرب باشد، یعنی موسیقی می تواند برای این ایام باشد ولی لهوی و متناسب با مجالس فسق و گناه نباشد.
در حالت شک در لهوی و حرام بودن نیز اشکالی ندارد و حرام نیست.

بنا بر این، سازمانها و ارگانها معیار تشخیص حکم شرعی نیستند و در این زمینه بایستی به متخصصین آن مراجعه نمود و احکام دین و معیارها را از آنها بیاموزیم. و حتی کلی تر از این، این که نظر دین را از خود دین، جویا شویم و دین را از طریق خود دین بشناسیم، نه از روی رفتار و عملکرد ادارات و ارگانها.