PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده فن بیان در قران چگونه است؟



شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۱/۳۰, ۱۹:۴۰
فن بیان در قران چگونه است؟

بیان مهمترین وسیله ارتیاط با دیگران است،
خداوند سبحان چه بیانی را از ما می پذیرد؟



:parvane::parvane::parvane:



کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۲, ۱۵:۰۷
فروتنی و ادب در گفتار
یکی از ارزش های اخلاقی در گفتار، رعایت ادب و تواضع در گفتار است که به ویژه درباره سخن گفتن با والدین توصیه شده است. «و قل لهما قولا کریما» 1. منظور از « قول کریم » در این آیه، همان سخن مودبانه است تواضع و ادب. در همه جا، در رفتار و گفتار، مطلوب است.

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۲, ۱۵:۰۸
اعراض از لغو در سخن گفتن
علی علیه السلام فرمود: «تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه ؛ سخن گوئید تا شناخته شوید، همانا آدمی زیر زبانش نهان است.»
یکی دیگر از معیارهای سخن ارزشی آن است که نیک و پسندیده باشد و به همین خاطر دستور داده شده است که با یتیمان سخن نیک و پسندیده بگویید .

بعضی ها خیال می کنند که از هر طریق ممکن می توان خود را به دیگران معرفی کنند، و به خاطر همین عقیده ناصواب متمسک به حرف های لغو و بیهوده می شوند، غافل از آن که، سخن لغو نه تنها بر شخصیت انسان نمی افزاید، بلکه ضربه ای سهمگین بر شخصیت انسان وارد می کند.
خداوند کریم به خاطر اهمیت این موضوع و ابطال این عقیده نادرست می فرماید: مومنان کسانی هستند که از لغو اعراض و دوری می کند و روشن است که آیه منحصر در رفتار لغو و بیهوده نیست بلکه شامل گفتار لغو هم می شود «وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» در حقیقت لغو همان گونه که بعضی از مفسرین گفته اند هر گفتار و عمل است که فایده قابل ملاحظه ای نداشته باشد.

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۲, ۱۵:۰۹
نرمش در گفتار
این از مطالب روشن و بدیهی می باشد که برای نفوذ و تأثیر بر افراد باید به نرمی سخن گفت تا مخاطب احساس کند که گوینده قصد خیرخواهی دارد نه دشمنی و عداوت. قرآن کریم در اهمیت این اصل مهم به حضرت موسی علیه السلام و هارون علیه السلام می فرماید: «اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَكَّرُ أَوْ یَخْشَى»9 ؛ به سوی فرعون بروید که طغیان کرده است، اما به نرمی سخن گویید شاید متذکر شود و یا از خداوند بترسد .
از نکاتی که در مقام ارشاد و تعلیم دیگران، به خصوص در تربیت و تبلیغ مذهب صحیح، باید توجه داشته باشیم این است که رفتار و گفتارمان با هم توافق داشته باشد. نور به آرامی و ملایمت در دیگران اثر می گذارد، در حالی که نار می سوزاند و آزار دهنده است. در مقام ارشاد و هدایت دیگران، باید مثل نور بود نه نار. نباید طوری حرف بزنیم که مخاطب و شنونده اذیت شود. نباید با تندی و خشونت برخورد نمائیم، باید با ملایمت رفتار کنیم که حرف حق در شنونده اثر کند

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۲, ۱۵:۱۰
نیک بودن گفتار
«معروف» نامی است برای هر کاری که بواسطه عقل یا شرع، حسنش شناخته شده باشد و «منکر» آن است که به واسطه این دو مورد انکار قرار گرفته باشد. معروف گاه صفت فعل قرار می گیرد، آن گونه که از آیه (وامر بالعرف) 17 فهمیده می شود.
و گاه صفت کلام قرار می گیرد؛ یعنی یکی از آداب سخن آن است که کلام متکلم باید از نظر عقل و شرع تحسین شده باشد . آری یکی دیگر از معیارهای سخن ارزشی آن است که نیک و پسندیده باشد و به همین خاطر دستور داده شده است که با یتیمان سخن نیک و پسندیده بگویید 18؛ «و سخن شایسته به آن ها بگویید».

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۲, ۱۹:۵۱
گفتن بهترین سخن
«وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» ؛ به بندگانم بگو سخنی بگویید که بهترین باشد .

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۲, ۱۹:۵۷
انصاف در گفتار
«وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ» زمانی که سخن می گویید، رعایت عدالت در گفتار را بکنید.

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۲, ۱۹:۵۹
بلیغ و رسا بودن گفتار
« وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغًا » ؛ و آن ها را اندرز ده و با بیانی رسا نتایج اعمال شان را به آن ها گوشزد کن. بلاغت در لغت به معنای وصول و انتها است و در اصطلاح عبارت است از مطابقت کلام با مقتضای حال و مقام .
امام علی علیه السلام فرمود: الا تتکلمن اذا لم تجد للکلام موقعا ؛ البته نباید هنگامی که برای کلام زمینه نیست سخن گفت .

طارق
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۰۴:۲۹
با او


عرض سلام و ادب ؛


یکی از سبک ها و دأب های قرآن کریم ضمن تفسیر آیه ی 177 سوره ی بقره در تفسیر عظیم المیزان توسط علامه طباطبایی (ره) بیان شده است ؛

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (بقره-177)



ترجمه :

نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روى خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد; (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد; و همه وقت خود را مصروف آن سازيد;) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز ، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده; و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند; نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد; و (همچنين) كسانى كه به عهد خود -به هنگامى كه عهد بستند-وفا مى‏كنند; و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند; اينها كسانى هستند كه راست مى‏گويند; و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است;) و اينها هستند پرهيزكاران! (177)




تفسیر المیزان :



(ولكن البر من آمن باللّه ) الخ ، در اين جمله بجاى اينكه كلمه (بر) به كسره را تعريف كند، كلمه (بر) به فتحه را تعريف كرد، تا هم بيان و تعريف مردان نيكوكار را كرده باشد و در ضمن اوصافشان را هم شرح داده باشد، و هم اشاره كرده باشد باينكه مفهوم خالى از مصداق و حقيقت ، هيچ اثرى و فضيلتى ندارد.




ذكر مصداق در كنار مفهوم ، داءب قرآن در تمام بياناتش مى باشد




و اين خود داءب قرآن در تمامى بياناتش است كه وقتى ميخواهد مقامات معنوى را بيان كند، با شرح احوال و تعريف رجال دارنده آن مقام ، بيان ميكند و به بيان مفهوم تنها قناعت نميكند.




و سخن كوتاه آنكه جمله : (ولكن البر من آمن باللّه و اليوم الاخر) تعريف ابرار و بيان حقيقت حال ايشان است كه هم در مرتبه اعتقاد تعريفشان مى كند و هم در مرتبه اعمال و هم اخلاق ، درباره اعتقادشان ميفرمايد (من آمن باللّه ) و درباره اعمالشان ميفرمايد: (اولئك الذين صدقوا)، و درباره اخلاقشان ميفرمايد. (و اولئك هم المتقون )






متن عربی :



« قوله تعالى: و لكن البر من آمن بالله، عدل عن تعريف البر بالكسر إلى تعريف البر بالفتح ليكون بيانا و تعريفا للرجال مع تضمنه لشرح وصفهم و إيماء إلى أنه لا أثر للمفهوم الخالي عن المصداق و لا فضل فيه، و هذا دأب القرآن في جميع بياناته فإنه يبين المقامات و يشرح الأحوال بتعريف رجالها من غير أن يقنع ببيان المفهوم فحسب.


و بالجملة قوله و لكن البر من آمن بالله و اليوم الآخر، تعريف للأبرار و بيان لحقيقة حالهم، و قد عرفهم أولا في جميع المراتب الثلاث من الاعتقاد و الأعمال و الأخلاق بقوله: من آمن بالله و ثانيا بقوله: أولئك الذين صدقوا و ثالثا بقوله: و أولئك هم المتقون. » جلد 1 المیزان-ص428





التماس دعا



طارق

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۱۵:۲۰
صداقت انبيا در گفتار و كردار صداقت داشتند. آنها در برابر برخى درخواست‏ها و سؤالات مخالفان، طبق دستور خدا، با صراحت اعلام مى داشتند كه ما نمى‏دانيم و يا دست ما نيست و خدا مى داند.
از پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله درباره روز قيامت سؤال كردند، خداوند فرمود: به آنها بگو: «انّما علمها عند ربّى»( علم روز قيامت فقط نزد پروردگار من است.
همچنين مى‏فرمودند: «قل لا املك لنفسى نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله»(من مالك سود و زيان خود نيستم مگر آنچه را خدا بخواهد.
سوره اعراف، آيه 187.
سوره اعراف، آيه 188.

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۱۵:۲۵
وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِى صَغِيراً
و از روى مهربانى و لطف، بالِ تواضع خويش را براى آنان فرودآور و بگو: پروردگارا! بر آن دو رحمت آور، همان گونه كه مرا در كودكى تربيت كردند.

میقات
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۱۸:۲۳
با سلام و درود


ظاهرا جناب استارتر ابهام خاصی در این زمینه ندارند و بیشتر قصدشان اشاره به آیات مطرح شده در قرآن است. بنده نیز به چند آیه در همین زمینه اشاره می کنم.



«وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً»

و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو! (اسراء، 23)




*************************


«وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَيْسُوراً»

و هر گاه از آنان [مستمندان‏] روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! (اسراء، 28)

میقات
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۱۸:۲۴
«فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‏»

اما به نرمى با او سخن بگوييد شايد متذكّر شود، يا (از خدا) بترسد! (طه، 44)




*************************


«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَديداً»

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و سخن حق بگوييد. (احزاب، 70)




*************************


«وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمينَ»

چه كسى خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به سوى خدا مى‏كند و عمل صالح انجام مى‏دهد و مى‏گويد: «من از مسلمانانم»؟! (فصلت، 33)

میقات
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۱۸:۲۴
«قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَليمٌ»

گفتار پسنديده (در برابر نيازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونتهاى آنها)، از بخششى كه آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است و خداوند، بى‏نياز و بردبار است. (بقره، 263)




*************************


«طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ»

(ولى) اطاعت و سخن سنجيده براى آنان بهتر است و اگر هنگامى كه فرمان جهاد قطعى مى‏شود به خدا راست گويند (و از در صدق و صفا درآيند) براى آنها بهتر مى‏باشد! (محمد، 21)

میقات
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۱۸:۲۵
«وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً »

و (به ياد آوريد) زمانى را كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد و به مردم نيك بگوييد. (بقره، 83)



*************************


«يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»

اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! (احزاب، 32)

میقات
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۱۸:۲۶
«وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»
اموال خود را، كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده، به دست سفيهان نسپاريد و از آن، به آنها روزى دهيد! و لباس بر آنان بپوشانيد و با آنها سخن شايسته بگوييد! (نساء، 5)




*************************


«وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»

و اگر به هنگام تقسيم (ارث)، خويشاوندان (و طبقه‏اى كه ارث نمى‏برند) و يتيمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چيزى از آن اموال را به آنها بدهيد! و با آنان به طور شايسته سخن بگوييد! (نساء، 8)




*************************


«وَ لْيَخْشَ الَّذينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَديداً»

كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بيادگار بگذارند از آينده آنان مى‏ترسند، بايد (از ستم درباره يتيمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند. (نساء، 9)




*************************


«أُولئِكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما في‏ قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في‏ أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغاً»

آنها كسانى هستند كه خدا، آنچه را در دل دارند، مى‏داند. از (مجازات) آنان صرف نظر كن! و آنها را اندرز ده! و با بيانى رسا، نتايج اعمالشان را به آنها گوشزد نما! (نساء، 63)

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۲۰:۱۱
با سلام و درود


ظاهرا جناب استارتر ابهام خاصی در این زمینه ندارند و بیشتر قصدشان اشاره به آیات مطرح شده در قرآن است. بنده نیز به چند آیه در همین زمینه اشاره می کنم.



سلام و درود
کانون گفتمان طبعا یکی ازکارهایش رفع ابهام است از دیگر وظایف ان ترویج معروف و ترویج قران واست

شیوه کلامی قران بهترین الگو برای همگان است
امیدوارم با توجه به تجربه، توانمندی و تخصصتان این تایپیک را غنی نمایید

دلواپس
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۲۲:۲۳
قرآن کریم تنها کلامیست که در نهایت فصاحت و بلاغت صادر شده است چرا که کلام باری تعالی است.

تنها به یک مورد کوچک (فقط با ذکر چند آیه) از این دریای اعجاز اشاره کنم:



تمثیل و تشبیه



«مَّثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ»
وصف حال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند [اين‏گونه است] اعمالشان مانند خاكسترى است كه در يك روز توفانى ، تند بادى بر آن بوزد [و آن را به صورتى كه هرگز نتوان جمع كرد ، پراكنده كند].
ابراهیم/18


«وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا»
و كافران اعمالشان مانند سرابى در بيابانى مسطّح و صاف است كه تشنه آن را [از دور] آب مى‏پندارد ، تا وقتى كه به آن رسد آن را چيزى نيابد.
نور/38


«مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاءً و نداءً»
داستان [دعوت كننده] كافران [به ايمان] ، مانند كسى است كه به حيوانى [براى رهاندنش از خطر] بانگ مى‏زند ، ولى آن حيوان جز آوا و صدا [آن هم آوا و صدايى كه مفهومش را درك نمى‏كند] نمى‏ شنود .
بقره/171

«وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ»
و زندگى دنيا را براى آنان وصف كن كه [در سرعت زوال و ناپايدارى] مانند آبى است كه آن را از آسمان نازل كنيم ، پس گياه زمين به وسيله آن [به طور انبوه و در هم پيچيده] برويد ، [و طراوت و سرسبزى شگفت‏ انگيزى پديد آورد] آن گاه [در مدتى كوتاه] خشك و ريز ريز شود كه بادها آن را به هر سو پراكنده كنند.

کهف/45



«مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ»
مَثَل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند ، مانند دانه‏اى است كه هفت خوشه بروياند ، در هر خوشه صد دانه باشد.
بقره/261


«مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا»
وصف كسانى كه عمل كردن به تورات به آنان تكليف شده است ، آن گاه به آن عمل نكردند ، مانند درازگوشى است كه كتاب‏هايى را [كه هيچ آگاهى به محتويات آنها ندارد] حمل مى‏ كند .
جمعه/5


«إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا»
چون آنان را ببينى پندارى مرواريدى پراكنده ‏اند
انسان/19

شعاع الفقه و الأصول
۱۳۸۹/۱۲/۰۴, ۰۲:۲۱
ببخشید لطفا حذف شود نوشته نامرتب بود عذر می طلبم .

شعاع الفقه و الأصول
۱۳۸۹/۱۲/۰۴, ۰۲:۲۷
بسم الله الرحمن الرحیم .

حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِکِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَکَانٍ سَحِيقٍ‌ ﴿الحج‏، 31﴾

در حالى كه گروندگان خالص به خدا باشيد ; نه شريك‏گيرندگان [ براى ] او ! و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان [ شكارى ] او را ربوده‏اند يا باد او را به جايى دور افكنده است .

در این آیه شریفه مبارکه تشبیه تمثیلی به کار برده شده که از انواع بدیع تشبیه بیانی است واقعا معرکه است .

در رابطه با کافر صحبت می کنه که در شرک خودش قوطه ور هستش و چیزی جزء گمراهی و ضلالت و هلاکت به شکل عجیب نصیبی ندارن .

حنفاء و حنیف و حنفیة به اصطلاح میل از گمراهی و پیوستن به حق و حقیقت و در این جا دین توحید حقه مراد است حال چرا فرمود غیر مشرکین به و فرقش با حنفاء چیست فعلا مورد بحثم نیست .


در لغت عربی سقوط انواع دارد یکی از انواع سقوط این است که شخصی از بلندی بدون اختیار سقوط کند مثلا پاش لیز بخورد و با صورت بیفتد بر روی زمین اون هم از بلندی .

خطف یعنی گرفتن دفعی با چنگ و چنگال است عرب به چیزی که در آسمان است و یه دفعی و به طور سریع و با چنگال توسط پرندگان گوشت خوار ربوده می شود را خطف گویند .

تهوی یعنی باد چیزی را با خودش ببرد و آن چیز قیمت داشته باشد .

سحیق : برای تقریب این معنا به اذهان شما وقتی لباس را می گیرید و فشار می دهید که آبش گرفته بشه سحق هم همین است مثلا داروی گیاهی را می گیرید و می چولانید ( البته اگه فارسی را درست گفته باشم ) . ولی در عربی همین معنا را در نظر بگیرید و یه چیز دیگه بهش اضافه کنید و اون چیز چولاندن همراه با زدن با دو دست مثلا .

حال با حفظ این مقدمه ببینید حال این همه جنبده روی زمین به نام کافر بی دین یا پرستش گنندگان گاو و ستاره و موش یا پرستش کنندگان به اصطلاح چیزای مادی و عدم باور به چیزای ماوراء الطبیعه حالشون مثل کسی که از آسمان به طور ناگهانی و ناخواسته سقوط کرده که در این حین پرندگان گوشت خوار با چنگاهای خود آن را گرفته و قطعه قطعه می کنن و یا باد آن را در مکان بسیار پست و ناچیز که حتی از زباله دان هم بدتر است می برد .

کسی که خدا را نداشته باشد و اذعان به کبریائیش نداشته باشد حالش این است هیچ ملجأ و پناهی ندارد لیس لهم من دون الله من ولی و لا نصیر ....
بحق چه تشبیه تمثیلی زیبایی را به کار برده واقعا چقدر ریبا است .

خدا رحمت کند علامه بلاغی را کلام زیبا و قشنگی دارد در این زمینه که دوستان موالی مطلع شوند خیلی خوب است .

حال كونهم حُنَفاءَ لِلَّهِ معرضين عمن دونه غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ ما دونه وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ سماء الفطرة و العقلية و الشرعة فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ لأنه ساقط أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ يسحقه و يمحقه، هويّا من أفق التوحيد السامق إلى درك الشرك الساحق.

البته ایشان از منظری گفته که کلامش حق و درست است .


ناگفته نماند منکر ولایت أمیر المومنین صلوات الله علیه به نص قرآن چنین حالی دارد که شرحش طولانی است برای یه وقت دیگه ...


بد نیست یه مثال دیگه بزنیم تا اعجاز بیانی قرآن بیشتر برای دوستان روشن شود .

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْکُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَيْلاَ يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ‌ ﴿الحج‏، 5﴾

فقره ایی که زیرش خط کشیدم جقدر تشبیه زیبا و بدیع و وصف ناشدنی است واقعا .

زمین را به انسانی تشبیه می کند که وقتی از تازه از خواب بیدار شده و هنوز خواب آلود است و کم کم حالت خواب آلودگی درش از بین می رود و سر حال و زنده می شود و با تمام قدرت به کارهای روز مره اش رسیدگی می کند .

زمین هم همین طور است بعد از این که خدای متعال اذن بدهد به آسمان که ببارد زمین را می بیینم که مرده و بی حال است ولی وقتی باران ببارد و آب بر روی زمین جاری شود مثل همان آدم از خواب بیدار شده زنده می شود و انواع ثمرات از گلها گیاهان و انواع عجائب و غرائب زیبائیها از درختان سر سبز و آبشارهای حیرت آور و هزاران چیز دیگه ... مشاهده می کنیم ... و این قدرت تشبیه بسیار زیبا برای قدرت فاعلی استقلالی خداوند متعال است .

یه مثال دیگه بزنم که قدرت اعجاز بیانی قرآن واضحتر بشه .


از عجائب لغت عربی این است که حرکت حرف و لحن ادای آن در کلمه تاثیر دارد مثلا حرف سین که خفیف است و با حرف صاد که سنگین و قدرت بیشتری برای تلفظش می خواهد در کلمه معانی مختلفی را آداء می کند .

برای همین است که عرب مثلا به آبی که کم کم و با آرامی سرازیر می شود می گویند سال الماء ( حرف سین را به کار می برن ) و برای آبی که به طور دفعی ریخته می شود صب الماء می گویند که حکایت از شدت ریزش آب و دفعی بودن آن دارد .

این قاعده زیبا , عجیب و منحصر به فرد لغت عربی را قرآن به نحو احسن و أتم به کار برده است به طوری که فصحاء و بلغای لغت عربی را به زانو در آورده است .

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاَ شَفِيعٍ أَ فَلاَ تَتَذَکَّرُونَ‌ ﴿السجده‏، 4﴾

خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است ، در شش هنگام آفريد ، آن گاه بر عرش [ قدرت ] استيلا يافت ، براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست ; آيا باز هم پند نمى‏گيريد ؟


أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلاَ تَذَکَّرُونَ ‌ ﴿الجاثية، 23﴾


پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده‏اش پرده نهاده است ؟ آيا پس از خدا چه كسى او را هدايت خواهد كرد ؟ آيا پند نمى‏گيريد ؟


در آیه شریفه اول در این جا تتذکرون را به کار برده بدون ادغام که از لحاظ تلفظ خفیفتر است در ضمن این که اشاره به قاعده دیگر دارد که توضیح نمی دهم حال دقت کنید چون دارد مردم را به تفکیر در خلق آسمانها و زمین و ... می کند و با شدت با آنها برخورد نکرده است فقط خواسته که فکر کنن تعمق کنن و بیندیشن .

آما در دومی از لفظ تذکرون با ادغام استعمال کرده چون برخورد برخورد شدیدی است و داره آنها را توبیخ می کنه بنابراین چون ادغام درش شدت و حدت هست تذکرون را استعمال کرد خلاف آیه اولی .
بیشتر از این نمی گم شما خودتون ما قبل و بعد آیات را هم نگاه کنید که بیشتر واضحه بشه براتون .

اگر دوستان بیشتر از این به لغت عربی وارد بودن بیشتر می گفتم که خواب شب را از چشمانشان برباید از این همه فصاحت و بلاغت اعجاز آور که افصح من نطق بالضاد پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله عاجز است از چنین بیانی ...

تحقیق می دم به دوستان روش کار کنن این آیه شریفه را """

ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً ﴿المدثر، 11﴾

مرا با آنكه [ او را ] تنها آفريدم واگذار .

فقط یه نکته ایی بگم .

پر واضح است که حالا دوستان اولین کاری که می کنن مراجعه به تفسیر نمونه می کنن یا یه ذره بالاتر به المیزان البته نوعا ترجمه شده آن مراجعه می کنن یا مجمع البیان یا امثال اینها و می گن بله وجوهی در تفسیرش گفته شده و الی آخر ...

از آلان بگم فایده نداره هیچی گیرتون نمی یات ولی خدایش فکر کنید خودتون ببینید چی گیرتون می یات از این آیه شریفه با عظمت بعد خواستید در خدمتتون هستم .

موفق باشید . ( نوشته غلط غلوط داشت با بزرگواری خودتون ببخشید همینه به زور نوشتم به خاطر ضیق وقت . )

میقات
۱۳۸۹/۱۲/۰۴, ۱۷:۲۸
با سلام و درود


دوستان گرامی توجه داشته باشند که موضوع تاپیک راجع به چگونگی برخورد بیانی با دیگران، و تعالیمی که در قرآن در این زمینه وارد شده است می باشد؛ و این با اعجاز بیانی قرآن کریم تفاوت دارد.


موضوع اعجاز بیانی قرآن کریم را بایستی در تاپیک جداگانه و مستقلی پیگیری نمود.

شهید علی اصغر پازوکی
۱۳۸۹/۱۲/۰۴, ۲۱:۴۱
علاوه بر صفات بیانی که بر شمرده شد شیوه های بیان نیز مهم است


یکی از شیوه های مهم قران بیان سیره تاریخی یک موضوع است

مثل اینکه انسان اول ...بود و بعد

میقات
۱۳۸۹/۱۲/۰۵, ۰۸:۳۰
علاوه بر صفات بیانی که بر شمرده شد شیوه های بیان نیز مهم است
یکی از شیوه های مهم قران بیان سیره تاریخی یک موضوع است
مثل اینکه انسان اول ...بود و بعد


با سلام و درود

این دامنه گفتگو را خیلی گسترده می کند و موضوعات مختلف را در بر می گیرد که نیاز به تاپیک های مستقل و جداگانه دارد.

لذا دوستان بهتر است همان طور که در عنوان و اولین پست این تاپیک آمده "بیانی که وسیله ارتباط با دیگران است" را دنبال کنند و مباحث و موضوعات دیگر را در تاپیک مستقل و جداگانه مطرح کنند که حق هر مطلبی در جای خود ا