PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چرا خداوند داری عالمی غیر از ماده است



بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۶:۲۱
جهان هستى داراى عوالم گوناگونى است: عالم اسماى الهى، عالم تجرد، عالم مثال و عالم مادى. ميان عالم مادى و اسماى الهى دو عالم تجرد و مثال وجود دارد. در فلسفه اسلامى - به ويژه در حكمت متعاليه - مستدل شده است كه عوالم هستى با نظام و ترتيب خاصى از ذات حق - كه در مظاهر اسما متجلى است - سرچشمه گرفته است. عوالم وجود از آثار و جلوه‏هاى اسماى الهى‏اند.
نخستين عالم پس از عالم اسماى الهى عالم تجّرد و جبروت است. اين عالم از آثار ضعف وجود پاك است، و ازاين‏رو عالم «جبروت» ناميده مى‏شود؛ يعنى، عالمى كه با قرب به مبدأ متعال و برخوردارى از اشراق‏هاى ربانى، كمبودهايش جبران گشته و جاى آنها را كمالات گرفته است.
عالم بعدى، عالم مثال، برزخ يا ملكوت است. اين عالم مترتب بر عالم تجرد، و نشأت گرفته از آن است. اين عالم، جلوه آخرين عوالم تجرد است كه در آن حقايق مجرد، در مرتبه نازل و در حد و اندازه‏ها و قالب‏ها جلوه‏گر است. عالم برزخ هم داراى عوالم ديگرى است كه برخى برتر از برخى ديگر و بعضى مترتب بر بعضى ديگر و نشأت گرفته از آن مى‏باشند.
عالم آخر، عالم جسم و نظام مادى است كه عالم «ناسوت» و در اصطلاح قرآن عالم «شهادت» نيز ناميده مى‏شود. اين عالم متأخر از عالم برزخ و نشأت گرفته از آن است. عالم مادى، دورترين عالم از مبدأ متعال بوده، از وجود ضعيف‏ترى برخوردار است. حقايق عالم مادى، ظهورات و تابش‏هاى نازله و محدود حقايق مثالى است كه در ماده جلوه مى‏كند.v}نگا: معاد يا بازگشت به سوى خدا، ج 1، صص 226 و 212.

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۶:۲۵
انتقال شده از قسمت ذات و صفات


با عرض سلام




اقای بی طرف متافیزیک را در بحث جداگانه پاسخ دام به انجا مراجعه کنید
اما بنده هیچ چیزی غیر از ماده فرض نمی کنم که بخواهم برای ان مکان و یا فضایی تصوری کنم
خیلی ساده است


[/quote]

اقای بی طرف وقتی میگویی که خداوند باید در عالمی باشد مستلزم ان است که خداوند دارای مکان و زمان باشد و در عالم بگنجد و جنسیت داشته باشد
من نمی دانم این موضوع ساده را چطور توضیح دهم
یعنی چی که عالمی که مکان ندارد و زمان ندارد خود یک نوع قالب و علم باشد؟
این از تناقضات عقلی است
خیلی ساده است خدایی که زمان - مکان و جنسیت ندارد یقینا عالم و جایی هم ندارد

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۶:۳۵
اصل نوشته توسط حامد


اقای بی طرف قبلا پاسخ دادم - خیلی ساده و شفاف

خیلی ساده است خدایی که زمان - مکان و جنسیت ندارد یقینا عالم و جایی هم ندارد


ضمن انکه خدا ماده نیست که در عالم ماده باشد
و هیچ جنس دیگر هم ندارد
فلذا جایی و یا عالمی برای بودن نمی خواهد
جا و مکان برای موجوداتی است که احتیاج به زندگی یا ظهور در ان را دارند

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۶:۳۷
با عرض سلام
دوست من حرف شما تماما ضد و نقیض است شما میفرماید که


با عرض سلام
اما بنده هیچ چیزی غیر از ماده فرض نمی کنم که بخواهم برای ان مکان و یا فضایی تصوری کنم
خیلی ساده است



و بعد میگوید که


با عرض سلام

اقای بی طرف وقتی میگویی که خداوند باید در عالمی باشد مستلزم ان است که خداوند دارای مکان و زمان باشد و در عالم بگنجد و جنسیت داشته باشد

خوب شما که هیچ چیزی غیر از ماده فرض نمی کنم که بخواهم برای ان مکان و یا فضایی تصوری کنید و خداوند را نیز در عالم ماده نمیدانید و اعتقادی هم به عالم دیگری ندارید بفرماید که خداوند کجا است نمیشود که بگویم خدا هست ولی در عالمی نیست پس چطور از رک کردن به ما نزدیکتر است یعنی چه خداوند وجود دارد ولی در عالمی نیست او همه جا هست و در درجه بالاتر باید بر حسب مرتبه خود داری عالمی باشد و اگر در هیچ عالمی وجود ندارد یعنی نیست این حرف شما معنی نمیدهد که خداوند وجود دارد ولی در هیچ جا نیست که البته خداوند هست و در همه جا حی و حاضر و ناظر است و هرچه را که به اصطلاح عالم می نامند از عالم ماده تا لاهوت موجود است ولی داری مرتبه است تا جای که در عالم ماده به لقاء دست نمییابید ولی در قیامت مومنان به لقاء خواهند رسید این نشان میدهد با اینکه خداوند در عالم ماده حی و حاضر است ولی عالمی در مرتبه خود دارد هر چیز که در تمام کائنات و جود دارد از تجلی خداوند است واگر خداوند در جای نباشد ان جا اصلا وجود ندارد خداوند نه در زمان است نه در مکان است نه جنسیت دارد نه ساکن است نه در حرکت است نه متشابه است نه متغیرنه ان است که در چیزی باشد یا چیزی در او تمام کائنات در صفات او غرق هستند و او قادر به هر چیز و هیچ چیزی از دایره قدرت او خارج نیست

خیلی ساده است خدایی که زمان - مکان و جنسیت ندارد یقینا عالم و جایی هم ندارد

جا و مکان برای موجوداتی است که احتیاج به زندگی یا ظهور در ان را دارند
مگر ما نمیگویم که خداوند حی است یعنی او زنده است در ضمن طبق فرمایش شما جهنم کجا هست بهشت کجا هست برزخ کجا است ایا تمام اینها از ماده هستند اگر چنین است بفرماید عقل از چه نوعی از ماده است
به نظر بنده دوست عزیز باید بیشتر در مورد موضوعات دقت فرماید

یعنی چی که عالمی که مکان ندارد و زمان ندارد خود یک نوع قالب و علم باشد؟

بنظر بنده برداشت شما از عالم چون بر اساس ماده است عالم بالا را نمیتوانید تصور کنید صفات شما در این عالم است ولی از جنس این عالم نیست این مشهود و روشن است ایا میتوانید جنسی برای محبت پیدا کنید معلوم است که صفات وجود دارد ولی از عالم ماده نیست پس خود باید داری عالمی باشد که از جنس خودش باشد شما نمیتوانید بگوید چون در عالم ماده وجود دارد پس از جنس ماده است چون نیست مثلا خداوند میگوید از رگ کردن به شما نزدیکترم پس خداوند نزدیک ماست در عالم ماده است چون خداوند در عالم ماده است ایا او از ماده است همانطور که خود شما فرمودید خیر نیست پس باید مرتبه خودش را در مکانی داشته باشد و ما ان را عالم غیب میگویم چون شناختی از ان نداریم ان را غیب مینامیم

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۱۵
آقای بی طرف
این روش شما من را یاد روش سوفساطیون میاندزه
که به هر دری میزنند تا حرف خودشون را به کرسی برسونند
چرا دوباره یک سرفصل جدید باز کرد

ببینید موضع بحث با یک ادعای بسیار پیش پا افتاده و شاید کودکانه شروع شد
که مثلا برای بالا بردن مقام پیامبر اکرم و امامان و اولیا خلقت انها را قبل از عالم باز کردید
اما چون این ادعا هیچ جنبه عقلانی و قرانی نداشت با باز نمودن مطالب مختلف به موازات هم وتکرار دلایل سعی در اشفتگی مخاطب و عدم توانایی به هم ربط دادن انها میکنید
ببینید تمام پست هایی که باز میکنید همه و همه نشانگر ان است که شما میخواهید به نوعی ذهن بنده و مخاطبان را خسته و فرسوده کنید تا در این فرصت یک جمع بندی در همان مبحث اول بکنید( که قبلا اینکار رو کردید)
اقای بی طرف زندگی اینقدر طولانی نیست تا شما بخواهید با گرفتار شدن در مسایل کاملا فلسفی و گاها خیالی خود و دیگران را دچار سردر گمی کنید

بنده در همین جا جمع بندی خواهم کرد
1- خداوندی وجود دارد که از ذات و چگونگی به وجود امدنش نه نتها بشر بلکه در هیچ کتب مذهبی و غیر مذهبی ذکری از جنسیت - عالم وی - و چگونگی وجودش مطلبی ارائه نشده است
2-بر اساس قران و نتیجه گیری عقل این خداوند که کل جهان را افریده نه جنس دارد نه عالمی که در ان زندگی کند در غیر اینصورت اورا محدود به نوعی از عالم - دارای جنسیت- زمان- و مکان خواهد شد
3- به هر دلیلی که تا امروز علت ان مشخص نشده وی خلقتی انجام داده که با علم امروزی قدمت این خلقت به میلیاردها سال میرسد
4-ااز انجاییکه قبلا تعریف کردیم ماده ان چیزی است که جرم دارد و فضا واشغال میکند
لذا هر انچه از انسان- جماد و نبات است ماده و همچنین جن و فرشته چون بالاخره دارای جرم هستند و فضایی اشغال میکنند پس ماده هستند
5- چون خداوند قادر مطلق است و خلقت وی در مجموع و کل بدون هیچ گونه نقص است لذا از لحاظ عقل ضروریت بر افریدن موجودی که از خود وی توانا تر باشد نداشته و ندارد ویقینا لزومی به خلقت موجودی سوپر مخلوق نداشته است

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۱۹
اقای بی طرف بفرمایید شما برای خداوند
جنس
مکان---
و زمان
قایل هستید؟

عمار
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۷:۰۷
چرا خداوند داری عالمی غیر از ماده است
با سلام و تشكر از بحث خوب جناب بيطرف منصف
براي پاسخ به اين پرسش ما اول بايد بحث مكان نداشتن خداي متعال رو ثابت كنيم تا شبهات آن برطرف شود و بعد وارد جواب اين سوال خواهيم شد.

دوستان عزيز خوب مي دانيد كه خداوند آفريننده مكان است و همانند «نور محض» نيازي به مكان ندارد بلكه پيدايي همه چيز در پرتو روشنايي و تجلي اوست و همانند «روح» تدبير همه سلول هاي بدن و فعاليت هاي بدن به عهده اوست بدون اينكه جايي از بدن را اشغال كند اما نه جدا از جهان است و نه آميخته با جهان است و همچنان كه انسان در شناخت روح و اسرار آن عاجز است و از درك ذات حق نيز عقل آدمي عاجز است و تنها بايد به آثار و صفات خداوند فكر كند تا معرفت پيدا كند. و تنها بايد از طريق محبت و قلب او را بيابد كه وصف ناشدني است. براي توضيح بيشتر توجه شما را به متن زير جلب مي كنيم:

الف. وقتي ما بخواهيم صفتي را براي چيزي اثبات يا سلب كنيم يا بپرسيم كه اين چيز فلان صفت و ويژگي را دارد و يا خير بايد آن چيز قابليت و استعداد پذيرش آن صفت را داشته باشد لذا انسان كه قابليت عالم شدن را دارد مي توانيم بگوييم عالم است و يا عالم نيست و يا بپرسيم كه آيا عالم است؟ ولي در رابطه با چيزي مثل ديوار كه قابليت پذيرش اين صفت را نداردو نمي توانيم بگوييم آيا عالم است و يا جاهل است مثلا سؤال از اينكه آيا اين ديوار عالم است يا جاهل سؤال بي معنايي خواهد بود. پس اين قاعده منطقي بما مي گويد در جايي مي توان از ثبوت يا سلب صفتي سؤال كرد كه قابليت اتصاف به آن صفت باشد ولي در جايي كه بخاطر ضعف يا قوت وجود اين قابليت نيست سؤال معنا نخواهد داشت.

ب. در اين مقدمه بايد معناي مكاني روشن شود. براي مكان فلاسفه تعاريف متعددي ذكر كرده اند معروفترين تعريف كه مورد قبول فارابي و ابن سينا است و از راسطو ذكر شده اين است كه مكان عبارت است از سطح داخلي جسمي كه مماس با سطح خارجي جسم ديگر باشد.(آموزش فلسفه، ج 2، آيت الله مصباح يزدي، ص 144)

معناي اين عبارت اين است كه مكان حقيقي هر چيز عبارت است از مقداري از حجم جهان مادي كه مساوي با حجم جسم منسوب به مكان باشد. چنانچه از اين تعريف و همينطور از تعاريف ديگر بدست مي آيد كه اولا مكان تابع جهان است و قبل از پيدايش يا بعد از فناء جهان مادي مكان وجود ندارد و ثانيا مكان از خواص اجسام است و شي مجرد داراي مكان نيست.

ج. فلاسفه بين مكان و مفهوم كجائي فرق مي گذارند و مي گويند كجائي از مفاهيم نسبي است يعني كجائي از سنجش چيزي با مكان حاصل مي شود كه اين فرع داشتن نسبت يا مكان است لهذا چيزي كه نسبت يا مكان ندارد سؤال كجائي درباره او معنا ندارد.(آموزش فلسفه، ج 2، آيت الله مصباح يزدي، ص 142)

د. خداوند متعال موجودي مكانمند نيست تا جا و مكاني را اشغال نمايد كه ادله بسياري به اين مدعي ذكر شده يكي از مهمترين ادله اين است كه قرار گرفتن در جهت يا مكان از اوصاف اجسام يا عوارض جسماني است و خداوند متعال نه جسم است و نه از عوارض جسماني و اينكه خداوند جسم و جسماني نيست چون جسمانيت مستلزم تركيب است و هر مركبي در تحقق خود محتاج به اجزاء است حال آنكه خداوند متعال واجب الوجود و غني مطلق است.(آموزش كلام اسلامي، محمد سعيدي مهر، ص 287)

پس مركب نيست پس جسم نيست پس انتساب به مكان در او معنا ندارد. وقتي طبق مقدمات معلوم شد خداوند از افق مكان بيرون است چنانچه از افق زمان بيرون است ، موجودي است فرازماني و مكاني چون زمان و مكان از خصائص جهان ماده و اجسام هستند كه مخلوق خداوند متعال هستند. ديگر اين سؤال كه در كجاست و يا در چه زماني است معنا نخواهد داشت و آيه شريفه: «و لله المشرق و المغرب فاينما تولوا فتم وجه الله» (سوره بقره، آيه 115) اشاره به همين حقيقت دارد كه خداوند فراتر از مكان است كه اين چنين موجودي در همه جا هست منتهي نه بدين معنا كه در مكان حلول كند كه ملازم يا محدوديت و جسمانيت است. لهذا بهترين تعبير تعبير امام صادق(ع) است كه فرمود: «ان الله تبارك و تعالي لا يوصف بزمان و لا مكان و لا حركت و لا انتقال و لا سكون بل هو خالق الزمان و المكان و الحركه و السكون و الانتقال» (بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 3، ص 309، ح 1)

همانا خداوند به زمان و مكان و حركت و سكون و انتقال وصف نمي شود بلكه او آفريدگار زمان و مكان و حركت و سكون و انتقال است.
نكته دقيقي كه در اين روايت است اينكه در كنار نفي حركت، سكون را نيز از خداوند نفي مي كنند و مي فرمايد معناي اينكه خداوند داراي حركت نيست اين نيست كه ساكن است كه همان طور كه در مقدمه اول درباره عالم بودن انسان و ديوار فرق قايل شديم تقابل بين حركت و سكون يا زمان و مكان داشتن و نداشتن به تقابل ملكه و عدم ملكه است لهذا نفي يكي مستلزم اثبات ديگري نيست بلكه بدين معنا است كه او فراتر از اينها است.

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۸:۰۸
با عرض سلام و ادب خدمت جناب پاسخگوی محترم
برای روشن شدن موضوع در صورت امکان در باره عالم غیب و عالمهای که به اصطلاح ان نام میبرند مانند جبروت یا ملکوت نیز رهنمای بفرماید تا شبه دوستان در باره اینکه تنها قائل به یک عام هستند و ان هم عالم ماده است برطرف شود با تشکر

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۸:۲۵
آقای بی طرف
این روش شما من را یاد روش سوفساطیون میاندزه
که به هر دری میزنند تا حرف خودشون را به کرسی برسونند
چرا دوباره یک سرفصل جدید باز کرد

ببینید موضع بحث با یک ادعای بسیار پیش پا افتاده و شاید کودکانه شروع شد
ت
با عرض سلام
و ادب خدمت شما دوست عزیز
دوست من قصد بر گلایه نیست ولی اگر تایپهای کوناکون باز شده برای این بوده که شما از هر فرصتی استفاده نمودید تا بحث را منجرف فرماید و در جای که دیگر به نتیجه نمیرسید با انحراف ان موضوع را تعقیر دهید حتی تا جای که شما فرمودید بنده شما را کافر خواندم و خوب بنده را از اتهامات خود بی نسیب نگذاشتید ولی بنده با باز کردن تایپ جدید مانع از این امر شدم وگرنه ما بحث خود را در مورد پیامبر و نور انجام میدادیم شما سوال در مورد مخلوق اول نمودید و زمانی که میخواست به نتیجه برسد بحث ذات و صفات را مطرح فرمودید و زمانی که در ان تایپ میخواهیم به نتیجه برسیم بحث عالمها را پیش اوردید شاهد بر مدعای بنده تایپهای موجود است البته برای شما سخت است که تصور فرماید اشتباه هم ممکن است انجام دهید برای همین یک تایپ مینویسید و در تمام قسمتها ان را گپی میکنید نمیدانم دلیل ان چیست و حتی بعصی وقتها حرف خودم را به خودم میزنید و چنین وانمود میفرماید که این نظر شما بوده و با ان میخواهید بنده را محکم کنید البته برای بنده مهم نیست چون اینجا محل تبادل افکار است نه میدان جنک که کسی پیروز شود یا نه ولی به هر حال جواب سوال شما را قبلا دادم


اقای بی طرف بفرمایید شما برای خداوند
جنس
مکان---
و زمان
قایل هستید؟
جوابی که قبلا دادم



و هر دو قبول داریم که خداوند در عالم ماده نیست پس بنا بر این وقتی خداوند به عالم ماده تعلق ندارد باید در عالم دیگر باشد که ان عالم غیب یا عیر ماده است که درک وشناخت ان عالم برای ما ممکن نیست بله بنده هم قبول دارم که خداوند در لامکان ولا زمان است و همان لا مکان ولازمان را عالم عیر ماده مینامند و عالم غیر ماده بنده متوجه این بحث شما نمیشود که مسله به این سادکی را اینچنین پیچیده می کنید بنده فقط گفتم دو عالم داریم ماده وغیر ماده و ما از عالم غیر ماده اطلاعی در دست نداریم

و در جای دیگر باز جواب دادم

با عرض سلام

خوب شما که هیچ چیزی غیر از ماده فرض نمی کنم که بخواهم برای ان مکان و یا فضایی تصوری کنید و خداوند را نیز در عالم ماده نمیدانید و اعتقادی هم به عالم دیگری ندارید بفرماید که خداوند کجا است نمیشود که بگویم خدا هست ولی در عالمی نیست پس چطور از رک کردن به ما نزدیکتر است یعنی چه خداوند وجود دارد ولی در عالمی نیست او همه جا هست و در درجه بالاتر باید بر حسب مرتبه خود داری عالمی باشد و اگر در هیچ عالمی وجود ندارد یعنی نیست این حرف شما معنی نمیدهد که خداوند وجود دارد ولی در هیچ جا نیست که البته خداوند هست و در همه جا حی و حاضر و ناظر است و هرچه را که به اصطلاح عالم می نامند از عالم ماده تا لاهوت موجود است ولی داری مرتبه است تا جای که در عالم ماده به لقاء دست نمییابید ولی در قیامت مومنان به لقاء خواهند رسید این نشان میدهد با اینکه خداوند در عالم ماده حی و حاضر است ولی عالمی در مرتبه خود دارد هر چیز که در تمام کائنات و جود دارد از تجلی خداوند است واگر خداوند در جای نباشد ان جا اصلا وجود ندارد خداوند نه در زمان است نه در مکان است نه جنسیت دارد نه ساکن است نه در حرکت است نه متشابه است نه متغیر نه ان است که در چیزی باشد یا چیزی در او تمام کائنات در صفات او غرق هستند و او قادر به هر چیز و هیچ چیزی از دایره قدرت او خارج نیست




ولی این شما هستید که همه چیز را فقط در عالم ماده میبینید

با عرض سلام
اما بنده هیچ چیزی غیر از ماده فرض نمی کنم که بخواهم برای ان مکان و یا فضایی تصوری کنم
خیلی ساده است






4-ااز انجاییکه قبلا تعریف کردیم ماده ان چیزی است که جرم دارد و فضا واشغال میکند
لذا هر انچه از انسان- جماد و نبات است ماده و همچنین جن و فرشته چون بالاخره دارای جرم هستند و فضایی اشغال میکنند پس ماده هستند
در ضمن بفرماید شما بر اساس چه مدرکی فرشته را جز عالم ماده معرفی فرمودید
در ضمن اگر در مورد تایپ 13 ذات و صفات شبه شما بر طرف شده در همان قسمت بفرماید و اگر نه جواب تایپ 13 را بدهید

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۱:۲۵
جناب بی طرف
انچه جناب پاسخگو اوردند تمام عرایض بنده بود لکن با بیانی دیگر
خلاصه و ساده
خداوند جنسیت ندارد و احتیاج به زمان و مکان ندارد فلذا هیچ عالمی برای وی متصور نیست

اما انچه در مورد فرشته گفتید به نظر میرسه قبلا به صراحت پاسخ دادم اما دوباره تکرار میکنم
چون فرشته یا هر موجودی که شما فرا ماده می پنداری مخلوق است دو شرط اساسی بر وی متصور میشود
1-در مکانی به منصه ظهور میرسد و عالمی ان را احاطه میکند( پس فضایی را اشغال میکند)
2- هرچه فضایی را اشغال کند حتما جرم دارد
خوب این دو اصل شما به یاد تعریفات از ماده نمی اندازد؟

حال ممکن است و یقینا نوع حالتی که این موجودات میگیرند در سه حالت مشهور ماده که جامد - مایع و گاز است نباشد اما در هر صورت ماده است

اما شما به چه علت عقلانی و قرانی انها را غیر ماده میدانید؟

صالح
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۳:۲۴
با سلام به شما دوست عزیز
حضرتعالی نکاتی را جمع بندی نمودید، ذیل هرکدام از آنها توضیحی خدمت شما ارائه می شود:


در همین جا جمع بندی خواهم کرد 1- خداوندی وجود دارد که از ذات و چگونگی به وجود امدنش نه نتها بشر بلکه در هیچ کتب مذهبی و غیر مذهبی ذکری از جنسیت - عالم وی - و چگونگی وجودش مطلبی ارائه نشده است

عبارت ذکر نشدن خصوصیات وجودی خداوند و چگونگی بوجود آمدن او، همچنین عالمی که مربوط به آن است وقتی صحیح است که درک درستی از آفرینش داشته باشیم، ابزار علمی امروز کمک بهتری برای چنین درکی به ما خواهد داد، از تماشای کوچکترین موجودات به وسیله علم نانوتکنولژی گرفته تا دیدن کهکشانها و سیاراتی که میلیاردها برابر منظومه شمسی هستند، همه اینها به ما می فهماند که آفریننده آن چه مشخاصتی دارد، خوب به این مطلب دقت نمائید، تا در ادامه اگر نیاز بود توضیح دهم.


2-بر اساس قران و نتیجه گیری عقل، این خداوند که کل جهان را افریده نه جنس دارد نه عالمی که در ان زندگی کند در غیر اینصورت اورا محدود به نوعی از عالم - دارای جنسیت- زمان- و مکان خواهد شد

این یافته عقلی مولود همان تفکر در مخلوقات است، بهترین نتیجه آن این است که خداوند زاییده نشده، یعنی مخلوق نیست تا به دنبال زمان آفرینش آن بگردید.

صالح
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۳:۲۵
3- به هر دلیلی که تا امروز علت ان مشخص نشده وی خلقتی انجام داده که با علم امروزی قدمت این خلقت به میلیاردها سال میرسد

و مشخص نیز نخواهد شد مگر به کمک وحی، زیرا ما انسانها خود معلول و محکوم همین جهان ماده بوده و ظرفیتی مطابق همین شرائط را دارا هستیم لذا قابل برای فهم عقلی (جدای از وحی) علت و قوانین فرامادی نخواهیم بود، مگر اینکه آب اقیانوس در یک لیوان تخلیه شود.


4-ااز انجاییکه قبلا تعریف کردیم ماده ان چیزی است که جرم دارد و فضا واشغال میکند لذا هر انچه از انسان- جماد و نبات است ماده و همچنین جن و فرشته چون بالاخره دارای جرم هستند و فضایی اشغال میکنند پس ماده هستند

معنای کاربردی واژه هائی مثل ماده، فضا و جرم در مورد مخلوقات، یکسان نبوده و هرکدام تعریف خاص خود را دارند، مثلا جرم فرشته غیر جرم انسان و حیوان است، لذا سعی کنید نتیجه گیری خود را تصحیح نمائید، اینکه هرچه جرم دارد، یا فضا اشغال کرد پس ماده است، نیاز به تحقیق و تدبر دارد، و صحت و سقم آن با دقت در مسائل مربوطه مشخص خواهد شد.


5- چون خداوند قادر مطلق است و خلقت وی در مجموع و کل بدون هیچ گونه نقص است لذا از لحاظ عقل ضروریت بر افریدن موجودی که از خود وی توانا تر باشد نداشته و ندارد ویقینا لزومی به خلقت موجودی سوپر مخلوق نداشته است

به کارگیری عبارات نداشته و ندارد بر میگردد به درک دقیق آفرینش و خالق آن، که اگر درست صورت گرفته باشد استفاده از چنین کلماتی صحیح نخواهد بود.

موفق باشید.

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۳:۴۲
جناب بی طرف
انچه جناب پاسخگو اوردند تمام عرایض بنده بود لکن با بیانی دیگر
خلاصه و ساده
خداوند جنسیت ندارد و احتیاج به زمان و مکان ندارد فلذا هیچ عالمی برای وی متصور نیست


با عرض سلام
باز خدا را شکر که حرف جناب پاسخگو را قبول نمودید


خداوند جنسیت ندارد و احتیاج به زمان و مکان ندارد فلذا هیچ عالمی برای وی متصور نیست


کجا بنده گفتم که خداوند جنسیت دارد یا مکان یا زمان حرف بنده این است که شما میفرماید غیر عالم ماده عالمی نیست و خداوند هم در عالم ماده نیست چون خداوند جنسیت ندارد و احتیاج به زمان و مکان ندارد فلذا هیچ عالمی برای وی متصور نیستید بنده میگویم که خداوند طبق همان تعریفی که فرمودید هست ولی حی و جاضر در تمام عالمها اصلا جای که خدا نباشد وجود ندارد خداوند در عالم ماده حاضر و ناظر است ولی عالم ماده تجلی بسیار ضعیفی از ان وجود عظیم است و این تجلی در مراحل مختلف رخ داده تا اخر امر به عالم ماده رسیده حال ما میتوانیم عالم ماده را درک کنیم برای اینکه با حواس پنچگانه خود ان را ارزیابی میکنیم ولی عالمهای دیگر را توانای ارزیابی نداریم اختلاف بنده و شما بر سر این است که شما میفرماید فقط عالم ماده است و عالم غیب وجود ندارد بنده میگویم اگر وجود نداشت قران نمیگفت بنده تمام ایات قران را که درباره غیب بود برای شما اوردم ولی باز شما قبول نمیکنید که عالم غیب وجود دارد


1-در مکانی به منصه ظهور میرسد و عالمی ان را احاطه میکند( پس فضایی را اشغال میکند)
2- هرچه فضایی را اشغال کند حتما جرم دارد
خوب این دو اصل شما به یاد تعریفات از ماده نمی اندازد؟

حال ممکن است و یقینا نوع حالتی که این موجودات میگیرند در سه حالت مشهور ماده که جامد - مایع و گاز است نباشد اما در هر صورت ماده است

اما شما به چه علت عقلانی و قرانی انها را غیر ماده میدانید؟


بنده چون هیچ اگاهی از عالم غیب ندارم نمیدانم که فرشته از چه جنسی است ولی شما که ادعا میفرماید از ماده است باید ثابت نماید و ثانیا جواب اول شما که فرمودید 1-در مکانی به منصه ظهور میرسد و عالمی ان را احاطه میکند( پس فضایی را اشغال میکند)
بفرماید ایا صفات ما به منصه ظهور رسیده اگر به ظهور رسیده نوع جنسش زا مشخص نماید و مقدار فضای اشعالی ان چقدر است و در مورد جواب دوم که 2- هرچه فضایی را اشغال کند حتما جرم دارد ایا صفات جرم دارند فکر کنم جرم نداشته باشد پس اگر ندارد از ماده نیست پس اصل اول شما درباره ظهور به وسیله اصل دوم شما نقض میشود این تناقض را چگونه جواب میدهید تنها راه ان این است که بفرماید صفت جز ماده نیست خوب حال این چیزی که ظهور هم دارد و جز ماده نیست در کدام گروه و دسته قرار میگیرد

{{الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّارَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ‏(بقره/3)
(متّقين) كسانى هستند كه به غيب ايمان دارند و نماز را به پاى مى‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۰۶:۵۳
با سلام خدمت جناب پاسخگو

با سلام به شما دوست عزیز
حضرتعالی نکاتی را جمع بندی نمودید، ذیل هرکدام از آنها توضیحی خدمت شما ارائه می شود:

عبارت ذکر نشدن خصوصیات وجودی خداوند و چگونگی بوجود آمدن او، همچنین عالمی که مربوط به آن است وقتی صحیح است که درک درستی از آفرینش داشته باشیم، ابزار علمی امروز کمک بهتری برای چنین درکی به ما خواهد داد، از تماشای کوچکترین موجودات به وسیله علم نانوتکنولژی گرفته تا دیدن کهکشانها و سیاراتی که میلیاردها برابر منظومه شمسی هستند، همه اینها به ما می فهماند که آفریننده آن چه مشخاصتی دارد، خوب به این مطلب دقت نمائید، تا در ادامه اگر نیاز بود توضیح دهم..

جناب پاسخگو
نمی دانم شما از کدام دسته انسان ها هستید از ان گروه که به هر نحو سعی در دفاع از گروه و همراهان خود دارند؟ یا نه از دسته که به عدالت بین مردم قضاوت میکنند؟
اگر با کمی عدالت به عرایض بنده در تمامی پست هایی که نوشتم دقت کنید خواهید دید تمام عرایض بنده ان چیزی است که شما در پست قبلی نوشتید منتهای مراتب به دور از اصطلاحات قلمبه و مشکل دار فلسفی
علی ایحال خدا را شکر میکنم تا امروز سخنی نگفتم که با قران و عقل در تناقض باشد
ببینید بنده همین را گفتم انچه برای بشر به ویژه بشر امروزی قابل قبول است که با داده های عقلانی حداقل در تضاد نباشد
لذا صرف انکه به صورت ذهنی و شاید خیالی فلسفی یک سری مسایل به عنوان اعتقادات وبه زور به مردم بقبولانیم بسیار غلط است


این یافته عقلی مولود همان تفکر در مخلوقات است، بهترین نتیجه آن این است که خداوند زاییده نشده، یعنی مخلوق نیست تا به دنبال زمان آفرینش آن بگردید.

خوب همین تفکر است که ما را به این نتیجه می رساند که خالقی که نباید زایده شده باشد
و خود سرچشمه وجود است نمی تواند قالبی یا عالمی یا جنسیتی داشته باشد
چون لازمه انکه موجودی در قالبی باشد این است که قبل از به وجود امدن ان باید ان قالب ابتدا باشد و سپس ان موجود در ان قالب یا عالم ظهور پیدا کند
لذا در این حالت شما خداوند را اولا حادث و دوما محتاج دانسته اید
مضاف بر اینکه این سئوال مطرح است که ان قالب یا عالم توسط چه کسی درست شده
واین تسلسل است

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۰۷:۰۳
و مشخص نیز نخواهد شد مگر به کمک وحی، زیرا ما انسانها خود معلول و محکوم همین جهان ماده بوده و ظرفیتی مطابق همین شرائط را دارا هستیم لذا قابل برای فهم عقلی (جدای از وحی) علت و قوانین فرامادی نخواهیم بود، مگر اینکه آب اقیانوس در یک لیوان تخلیه شود.

جناب پاسخگو تا انجا که بنده مطاله ردم هیچ ایه یا سخنی که از جناب حضرت حق باشد مبنی بر علت افرینش ذکر نشده است


معنای کاربردی واژه هائی مثل ماده، فضا و جرم در مورد مخلوقات، یکسان نبوده و هرکدام تعریف خاص خود را دارند، مثلا جرم فرشته غیر جرم انسان و حیوان است، لذا سعی کنید نتیجه گیری خود را تصحیح نمائید، اینکه هرچه جرم دارد، یا فضا اشغال کرد پس ماده است، نیاز به تحقیق و تدبر دارد، و صحت و سقم آن با دقت در مسائل مربوطه مشخص خواهد شد.
جناب پاسخگو
تعریف تعریف است و هرچه در تعریف ماده بگنجد لا جرم ماده است
و صرف اینکه جرم فرشته با جرم انسان فرق دارد دلیل به غیر مادی بودن فرشته نیست
قبلا هم نیز عرض کردم
ممکن است حالتی که فرشته دارد در سه حالت ماده ( جامد- مایع و گاز نباشد) اما با تعریف ناده یقینا انها نیز ماده هستند
شما بفرمایید نور ماده هست ایا نه؟
اگر هست شما ان را در کدامیک از حالات ماده تصور میکنید


به کارگیری عبارات نداشته و ندارد بر میگردد به درک دقیق آفرینش و خالق آن، که اگر درست صورت گرفته باشد استفاده از چنین کلماتی صحیح نخواهد بود.

موفق باشید.

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۰۷:۲۰
سلام بر شما

با عرض سلام
باز خدا را شکر که حرف جناب پاسخگو را قبول نمودید

اقای بی طرف به نظر میرسه شما صرفا به این کار دارید که چه کسی حرف میزند نه انکه چه میگوید
لذا این همه عرایض بنده را نپذیرفتید(علیرغمی که نوشته ای پاسخگو همان نوشته های من بود با اب وتاب کمی فلسفی)
علی ایحال خوشحالم که بالاخره اصل مطلب را پذیرفتید

کجا بنده گفتم که خداوند جنسیت دارد یا مکان یا زمان حرف بنده این است که شما میفرماید غیر عالم ماده عالمی نیست و خداوند هم در عالم ماده نیست چون خداوند جنسیت ندارد و احتیاج به زمان و مکان ندارد فلذا هیچ عالمی برای وی متصور نیستید بنده میگویم که خداوند طبق همان تعریفی که فرمودید هست ولی حی و جاضر در تمام عالمها اصلا جای که خدا نباشد وجود ندارد خداوند در عالم ماده حاضر و ناظر است ولی عالم ماده تجلی بسیار ضعیفی از ان وجود عظیم است و این تجلی در مراحل مختلف رخ داده تا اخر امر به عالم ماده رسیده حال ما میتوانیم عالم ماده را درک کنیم برای اینکه با حواس پنچگانه خود ان را ارزیابی میکنیم ولی عالمهای دیگر را توانای ارزیابی نداریم اختلاف بنده و شما بر سر این است که شما میفرماید فقط عالم ماده است و عالم غیب وجود ندارد بنده میگویم اگر وجود نداشت قران نمیگفت بنده تمام ایات قران را که درباره غیب بود برای شما اوردم ولی باز شما قبول نمیکنید که عالم غیب وجود دارد
اقای بی طرف وقتی که شما میگویید خدا در عالم ماده نیست اما در عالمی دیگر (غیر از ماده ) است پس برای خدا جنسیت قایل هستی
در دو پست بالا تر دلایل خودم را گفتم
ضمن انکه شما از کجا میدانید که بشر توانایی ارزیابی انچه تاامروز نشناخته ندارد
ضمن انکه بنده کجا گفتم غیب را قبول ندارم
گفتم انچه به عنوان غیب مطرح میشود ربطی به جنسیت ان ندارد
غیب صرفا و صرفا ان چیزی است بشر ان را یا احساس نمی کند ویا دلیلی برای ان نشناخته است




بنده چون هیچ اگاهی از عالم غیب ندارم نمیدانم که فرشته از چه جنسی است ولی شما که ادعا میفرماید از ماده است باید ثابت نماید و ثانیا جواب اول شما که فرمودید 1-در مکانی به منصه ظهور میرسد و عالمی ان را احاطه میکند( پس فضایی را اشغال میکند)

بفرماید ایا صفات ما به منصه ظهور رسیده اگر به ظهور رسیده نوع جنسش زا مشخص نماید و مقدار فضای اشعالی ان چقدر است و در مورد جواب دوم که 2- هرچه فضایی را اشغال کند حتما جرم دارد ایا صفات جرم دارند فکر کنم جرم نداشته باشد پس اگر ندارد از ماده نیست پس اصل اول شما درباره ظهور به وسیله اصل دوم شما نقض میشود این تناقض را چگونه جواب میدهید تنها راه ان این است که بفرماید صفت جز ماده نیست خوب حال این چیزی که ظهور هم دارد و جز ماده نیست در کدام گروه و دسته قرار میگیرد

{{الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّارَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ‏(بقره/3)
(متّقين) كسانى هستند كه به غيب ايمان دارند و نماز را به پاى مى‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.

اقای بی طرف اولا تا امروز بنده بحثی در باره ماهیت صفات نکردم
بلکه در باره فرشته گفتم که موجودی است افریده شده
وشما که هیچ اطلاعی در باره عالم غیب نداری نمی توانی نظر من را در باره ماده بودن ان رد کنید
اما در باره صفات
چون بی ارتباط به هم نیست مثالی میزنم
و سئوالی از شما میکنم
صوت و صدا را ماده میدانید یا خیر؟
یا موج را ماده میدانید یا خیر

صالح
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۰۹:۵۹
با سلام به شما دوست عزیز


تا انجا که بنده مطاله ردم هیچ ایه یا سخنی که از جناب حضرت حق باشد مبنی بر علت افرینش ذکر نشده است


برای درک صحیح علت آفرینش، کافی است به مشخصات وجودی انسان از منظر قرآن و روایات دقت نمائید، اینکه خداوند همه چیز را برای انسان آفریده و انسان را برای بندگی خودش، بعنوان نمونه کلمه لکم را در قرآن جستجو نمائید، خصوصا اگر به همراه خلق، جعل، رزقا، انزل، و سخّر باشد، البته بهترین آن برای ادامه بحث، سخّر لکم می باشد.

همانطور که عالم ماده را خداوند برای انسان آفریده و آن را علت آفرینش ذکر کرده، کتاب و رسول را نیز برای همین انسان آفریده است، در اینجا نیز اگر لکم را به همراه بیان، بعثت، خیر، آیه و رسل سرچ کنید به همین نتیجه خواهید رسید.
موفق باشید.

عمار
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۴:۴۶
با عرض سلام و ادب خدمت جناب پاسخگوی محترم برای روشن شدن موضوع در صورت امکان در باره عالم غیب و عالمهای که به اصطلاح ان نام میبرند مانند جبروت یا ملکوت نیز رهنمای بفرماید تا شبه دوستان در باره اینکه تنها قائل به یک عام هستند و ان هم عالم ماده است برطرف شود با تشکر

با سلام و عرض ادب
بله مطمئنا عوالم فقط مادي نمي باشند بلكه ما داراي عالم غير ماده هم هستيم كه دقيق عرض مي كنم.
البته ما تعريف خود عالم رو هم بدانيم خوب است لذا اشاره اي هم در ابتدا به آن مي كنم براي وضوح بحث.

در دائرة المعارف فارسي درباره اقسام عالم و تعاريف آن‏ها آمده است:
عالم، كلمه عربي به معني جهان، يعني تمام موجودات "ماسوي اللَّه (به جز ذات خدا)" و در نزد كساني كه قائل به وجود خدا نيستند، يعني مجموع موجودات.
بعضي از قدما عالم را عبارت از مجموع موجودات جسماني مي دانستند، و تعريف آن را طبق نظريه بطلميوسي چنين مي گفتند: "آن چه سطح بيرون فلك اعلي( فلك الافلاك) آن را در بر گرفته است".

آن چه در درون سطح بيروني فلك اعلي است، نيز به عقيده ايشان بر دو قسم بود: عالم علوي يا جهان بالا؛ و عالم سفلي؛ يا جهان زيرين. عالم علوي شامل افلاك و ستارگان است؛ كه از اثير تشكيل يافته‏اند، و عالم سفلي شامل اجسام عنصري يا عناصر چهارگانه (آب، آتش؛ خاك و باد) مي باشد. عالم سفلي ياعالم عناصر را عالم كون و فساد (يعني جهان پيدايش و تباهي) مي خواندن، زيرا معتقد بودند كه عالم علوي كه عالم افلاك و ستارگان است، و از جسم اثيري تشكيل يافته، تباهي بردار نيست، و پيدايش و تباهي، خاصّ عالم عناصر است.

اما معتقدان به وجود عالمي غير از عالم جسماني به طور كلي به دو عالم قائل بودند: عالم روحاني و عالم جسماني. علماي اسلام و مفسيران و متكلمان بر اين دو عالم نام هايي نهاده‏اند كه از قرآن مجيد اقتباس شده است؛ مثل عالم خلق (يعني عالم جسماني) و عالم امر (يعني عالم غير جسماني)؛ يا عالم شهادت (عالمي كه به حس در مي آيد يعني عالم محسوسات يا اجسام)؛ و عالم غيب (عالمي كه از حواس انساني پينهان است و به حس در نمي‏آيد؛ يعني عالم غير جمساني). اسامي ديگري نيز به اين دو عالم داده شده است، از قبيل عالم ملك و عالم ملكوت؛ عالم تكوين و جهان ازل؛ جهان طبع و جهان خرد (عالم طبيعت و عالم عقل)؛ و جهان جزئي و جهان كلّي.

بابا افضل پس از ذكر نام‏هاي مذكور مي گويد: "تمام اين الفاظ را يك معني است، و آن اين كه دو جهان هست؛ يكي حقيقت و ديگري مثال؛ حقيقت اصل است و مثال فرع؛ حقيقت جهان كلي است و مثال جهان جزئي و موجودات جهان عالم جزئي (جسماني) داراي مقدار و اندازه است، و موجودات جهان كلي بي كميت و اندازه است؛ موجودات جهان جسماني در نفس خود مرده‏اند، و حيات ايشان به عالم حقيقت يا عالم عقل است، و جهان جسماني سايه و حكايت جهان روحاني است". )

ادامه دارد...

عمار
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۴:۴۸
ادامه بحث...

شيخ اشراق شمار عوالم را چهار مي داند:

1- عالم عقول و ملائكه و مقربان، كه به اصطلاح او عالم انوار قاهره است؛
2- عالم نفوس، كه عالم انوار مدبره دانسته است؛
3- عالم برزخيان، كه عالم حس و عبارت است از عالم افلاك و ستارگان و عالم عناصر؛
4- عالم مثال و خيال كه به اصطلاح او، عالم صور معلقة ظلمانيه و مستنيره است؛ و ارواح اشقيا و سعدا. هر دو در آن عالم است.

براي عالم غيب، تحت تأثير حكمت نو افلاطوني و مكتب تصوف، تقسيماتي قائل شده‏اند، از قبيل عالم ملكوت و عالم جبروت، كه عالم ملكوت عالم حقايق و عقول و ارواح است، و عالم جبروت به عقيده بعضي عالم برزخ (يعني عالم متوسط ميان جسمانيات و روحانيات) است، و عالم مثال نيز خوانده مي شود. بعضي عالم جبروت را عالم اسما و صفات دانسته‏اند. غزالي لوح محفوظ را از عالم ملكوت مي داند، و بعدالرزاق كاشاني آن را از عالم جبروت. ملاصدرا مجموع عوامل را سه مي داند: عالم عقل، عالم خيال، و عالم حس.

قيصري در مقدمه شرح فصوص الحكم شمار عوالم را پنج مي داند: عالم اعيان ثابته، عالم ملك، عالم عقول و نفوس مجرده، عالم مثال، و عالم انساني (كه جامعه جميع عوالم است). در نظر صوفيه، مجموع موجودات، عالم كبير خوانده مي شود، و انسان كه مظهر و جامعه جميع عوالم است، عالم صغير.

عالم لاهوت (مشتق از الاه، يعني عالم الاهي)، كه حلاج آن را بيشتر ذكر كرده است، تقريباً معادل عالم غيب است، و در برابر آن عالم ناسوت (مشتق از ناس، يعني عالم انساني) است، كه معادل عالم شهادة مي باشد".(غلام حسين مصاحب، دائرة المعارف فارسي، ج 2، ص 1653)

در لغت نامه دهخدا آمده است: "عالم طبيعت و اجسام و جسمانيات و زمان و زمانيات را عالم ناسوت مي نامند و عالم خلق، عالم شهادت، جهان ماده، جهان نمود... عالم ناسوت، مقابل عالم جبروت و عالم لاهوت و عالم ملكوت...".(لغت نامه دهخدا، ج 13، ص 19576)، "ناسوت - اصطلاح فلسفي) عالم اجسام و جسمانيات و زمان و زمانيات را ناسوت مي نامند و عالم ملك و شهادت هم گويند".(جعفر سجادي، فرهنگ معارف اسلامي، ج 4، ص 428.

.

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۵:۴۵
با تشکر از جناب پاسخگو و جواب داده شده

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۶:۲۴
سلام بر شما


اقای بی طرف به نظر میرسه شما صرفا به این کار دارید که چه کسی حرف میزند نه انکه چه میگوید
لذا این همه عرایض بنده را نپذیرفتید(علیرغمی که نوشته ای پاسخگو همان نوشته های من بود با اب وتاب کمی فلسفی)
علی ایحال خوشحالم که بالاخره اصل مطلب را پذیرفتید

[
با عرض سلام خدمت دوست عزیزم
دوست من اگر توجه فرماید قبلا هم خدمت شما عرض کردم شما مطلب را درست عرض میکنید ولی در نتیجه گیری داری اشتباه هستید صحبت شما در مورد تعریف از خداوند درست است ولی در اخر نتیجه میگیرید که خداوند در هیچ عالمی نیست بحث ما بر سر این است که خداوند در تمام عالمها هست از ماده تا به بالا ولی شما میفرماید نمیتوانید تصور کنید که خداوند هم در عالمی میتواند حضور داشته باشد ولی جناب پاسخگو چنین حرفی نزدند


اقای بی طرف وقتی که شما میگویید خدا در عالم ماده نیست اما در عالمی دیگر (غیر از ماده ) است پس برای خدا جنسیت قایل هستی

دوست من مشکل شما این است که فقط برای ماده عالم قائل هستید و چون خداوند جنسیت ندارد و زمان و مکان خداوند را هم بدون عالم تصور میفرماید

[quote=حامدعلی;430040]با عرض سلام
اما بنده هیچ چیزی غیر از ماده فرض نمی کنم که بخواهم برای ان مکان و یا فضایی تصوری کنم
خیلی ساده است
[
quote=حامدعلی;430107]خیلی ساده است خدایی که زمان - مکان و جنسیت ندارد یقینا عالم و جایی هم ندارد

نوشته اصلی توسط : حامدعلی
خوب اقای بی طرف بر اساس نظر بنده هرچه غیر از خدا است که تکلیفش روشن است اعمم از ادم - حیوان- نبات- جن - فرشته - روح و هرچه فکر کنید در عالم ماده است

در دو پست بالا تر دلایل خودم را گفتم
ضمن انکه شما از کجا میدانید که بشر توانایی ارزیابی انچه تاامروز نشناخته ندارد


اگر شناخته میشد اعلام شده بود



ضمن انکه بنده کجا گفتم غیب را قبول ندارم
گفتم انچه به عنوان غیب مطرح میشود ربطی به جنسیت ان ندارد
غیب صرفا و صرفا ان چیزی است بشر ان را یا احساس نمی کند ویا دلیلی برای ان نشناخته است

بله ممکن است شما بفرماید عالم غیب را قبول دارید ولی عالم غیبی که شما قبول دارید عالم بالا و روحانی نیست عالم عیب شما چیزهای است که دیده نمیشود یا حس نمیشود ولی از عالم ماده است


سئوالی میکنم ایا شما وجود میکروب را قبوب دارید یا خیر؟
ایا میکروب از حواس پنجگانه مال غایب نیست؟
یعنی در قدیم ان را جزو عالم غیب می پنداشتند و انچه از بیماری را که علت ان را نمی دانستند به عوالم غیبی و گاهی به از ما بهترون( جن و پری) نسبت می دادند
علی ایحال این ایات تعریف ویا اشاره ایی به جنس عالم غیب ندارد بلکه منظور کلیه اموری است که به نوعی با حواس پنجگانه قابل درک نیست




گفتم انچه به عنوان غیب مطرح میشود ربطی به جنسیت ان ندارد
غیب صرفا و صرفا ان چیزی است بشر ان را یا احساس نمی کند ویا دلیلی برای ان نشناخته است

ولی در ادامه این را میفرماید لطفا توضیح دهیدان چیزی که ما احساس نمیکنیم شامل خداوند یا فرشته یا صفت یا جهنم یا بهشت هست یا نه





اقای بی طرف اولا تا امروز بنده بحثی در باره ماهیت صفات نکردم
بلکه در باره فرشته گفتم که موجودی است افریده شده
وشما که هیچ اطلاعی در باره عالم غیب نداری نمی توانی نظر من را در باره ماده بودن ان رد کنید

شما که به اطمینان نظر میدهد که ماده است باید ان را نیز ثابت کنید دلایل اثباتی خود را بفرماید شما فقط فرمودید که



اما انچه در مورد فرشته گفتید به نظر میرسه قبلا به صراحت پاسخ دادم اما دوباره تکرار میکنم
چون فرشته یا هر موجودی که شما فرا ماده می پنداری مخلوق است دو شرط اساسی بر وی متصور میشود
1-در مکانی به منصه ظهور میرسد و عالمی ان را احاطه میکند( پس فضایی را اشغال میکند)
2- هرچه فضایی را اشغال کند حتما جرم دارد
خوب این دو اصل شما به یاد تعریفات از ماده نمی اندازد؟

حال ممکن است و یقینا نوع حالتی که این موجودات میگیرند در سه حالت مشهور ماده که جامد - مایع و گاز است نباشد اما در هر صورت ماده است

اما شما به چه علت عقلانی و قرانی انها را غیر ماده میدانید؟
که بنده تناقض ان را از شما سوال کردم ولی جوابی ندادید صفت هم ظهور دارد ثابت کنید از جنس ماده است یا فضا اشغال میکند یا حجم دارد
خداوند هم ظهور داری دلیل ان که خود میگوید از رک کردن نزدیکترم ایا قضا اشغال کرده یا حجم دارد پس دوست من تعریف شما از پایه اشتباه است



اما در باره صفات
چون بی ارتباط به هم نیست مثالی میزنم
و سئوالی از شما میکنم
صوت و صدا را ماده میدانید یا خیر؟
یا موج را ماده میدانید یا خیر
شما میخواهید با تشبیه کردن نور با صفت بفرماید که صفت هم الکترودینامیک کوانتومی است ولی باید این را در نظر بگیرید که نظریه الکترومغناطیسی و نظریه کوانتومی با هم ایجاد یک نظریه نامتناقض و بدون ابهام می‌کنند که تمام پدیده‌های نوری را توجیه می‌کنند و ان لااقل در قالب ریاضی جوابگو است سرشت نور کاملاً شناخته شده‌است شما میتوانید با تعریف گستره طول موجی نور و ماهیت ذره‌ای و ماهیت موجی و ماهیت الکترومغناطیس و ماهیت کوانتومی نور به ان پی ببرید و ان را در قالب ماده جا دهید در مورد صدا نیز تعریف وجود دارد اگر خواستید تمام این تعاریف را مطرح میکنم ولی اگر شما میتوانید تعاریفی بیاورید که صفات را جز ماده قرار دهد حرف شما درست است

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۰۶:۰۷
ادامه بحث...

شيخ اشراق شمار عوالم را چهار مي داند:

1- عالم عقول و ملائكه و مقربان، كه به اصطلاح او عالم انوار قاهره است؛
2- عالم نفوس، كه عالم انوار مدبره دانسته است؛
3- عالم برزخيان، كه عالم حس و عبارت است از عالم افلاك و ستارگان و عالم عناصر؛
4- عالم مثال و خيال كه به اصطلاح او، عالم صور معلقة ظلمانيه و مستنيره است؛ و ارواح اشقيا و سعدا. هر دو در آن عالم است.

براي عالم غيب، تحت تأثير حكمت نو افلاطوني و مكتب تصوف، تقسيماتي قائل شده‏اند، از قبيل عالم ملكوت و عالم جبروت، كه عالم ملكوت عالم حقايق و عقول و ارواح است، و عالم جبروت به عقيده بعضي عالم برزخ (يعني عالم متوسط ميان جسمانيات و روحانيات) است، و عالم مثال نيز خوانده مي شود. بعضي عالم جبروت را عالم اسما و صفات دانسته‏اند. غزالي لوح محفوظ را از عالم ملكوت مي داند، و بعدالرزاق كاشاني آن را از عالم جبروت. ملاصدرا مجموع عوامل را سه مي داند: عالم عقل، عالم خيال، و عالم حس.

قيصري در مقدمه شرح فصوص الحكم شمار عوالم را پنج مي داند: عالم اعيان ثابته، عالم ملك، عالم عقول و نفوس مجرده، عالم مثال، و عالم انساني (كه جامعه جميع عوالم است). در نظر صوفيه، مجموع موجودات، عالم كبير خوانده مي شود، و انسان كه مظهر و جامعه جميع عوالم است، عالم صغير.

عالم لاهوت (مشتق از الاه، يعني عالم الاهي)، كه حلاج آن را بيشتر ذكر كرده است، تقريباً معادل عالم غيب است، و در برابر آن عالم ناسوت (مشتق از ناس، يعني عالم انساني) است، كه معادل عالم شهادة مي باشد".(غلام حسين مصاحب، دائرة المعارف فارسي، ج 2، ص 1653)

در لغت نامه دهخدا آمده است: "عالم طبيعت و اجسام و جسمانيات و زمان و زمانيات را عالم ناسوت مي نامند و عالم خلق، عالم شهادت، جهان ماده، جهان نمود... عالم ناسوت، مقابل عالم جبروت و عالم لاهوت و عالم ملكوت...".(لغت نامه دهخدا، ج 13، ص 19576)، "ناسوت - اصطلاح فلسفي) عالم اجسام و جسمانيات و زمان و زمانيات را ناسوت مي نامند و عالم ملك و شهادت هم گويند".(جعفر سجادي، فرهنگ معارف اسلامي، ج 4، ص 428.

.


با سلام
این فرمایشاتی که جنابعالی نوشتید جز یک سری مسایل فلسفی که کاملا ذهنی و خیالی است هیچ نیست
فرقی هم نمی کند از ذهن بطلمیوس باشد یا ارسطو یا بوعلی یا شیخ اشراق و یا هرکس دیگر تا کنون نه نتها اثبلات نشده است بلکه برخی از این نظریات ذهنی وخیالی رد و خلاف ان اثبات شده است
مثلا گردش جهان به دور زمین
اگر به صورت عملی بتوان ان را اثبات نمود قابل قبول است
والایک نظریه بیشتر نخواهد بود

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۰۶:۳۳
با سلام



با عرض سلام خدمت دوست عزیزم
دوست من اگر توجه فرماید قبلا هم خدمت شما عرض کردم شما مطلب را درست عرض میکنید ولی در نتیجه گیری داری اشتباه هستید صحبت شما در مورد تعریف از خداوند درست است ولی در اخر نتیجه میگیرید که خداوند در هیچ عالمی نیست بحث ما بر سر این است که خداوند در تمام عالمها هست از ماده تا به بالا ولی شما میفرماید نمیتوانید تصور کنید که خداوند هم در عالمی میتواند حضور داشته باشد ولی جناب پاسخگو چنین حرفی نزدند
آقای بی طرف
ایا شما و اقای پاسخگو می فرمایید خدا برای خود عالمی دارد؟
فکر کنم عناد شما با بنده باعث مشه اصلا مطالبی که بنده مینویسم نخوانید و فقط دنبال ان میگردید که اشکالات من را زیر ذره بین قرار دهید
اقای بی طرف بنده نگفتم که خدا وند در جهان حضور ندارد
بلکه از اول هم تاکید بنده همین بود که خداوند در همه جا حاضر و ناضر است
البته این شما بودید که قبول نداشتید و سئوال خدا در ما است و یا ما در خداییم را به عنوان یک پست جدید باز کردید
اما انچه بنده عرض کردم غیر از ان چیزی است که میفرمایید
نه خیر خدا جنسیت ندارد و عالمی هم ندارد - اما در همه جا حضور دارد مضاف بر اینکه بر همه احاطه دارد


دوست من مشکل شما این است که فقط برای ماده عالم قائل هستید و چون خداوند جنسیت ندارد و زمان و مکان خداوند را هم بدون عالم تصور میفرماید
[quote]
[این واقعتی است که شما نمی خواهید بپذیرید


[QUOTE=بیطرف منصف;431041]اگر شناخته میشد اعلام شده بود
این چه استدلالی است ؟
خوب معلوم است که بسیاری از حقایق عالم شناخته نشده است
ویقینا به محض شناخت اعلام میشود
مثل انچه تا به امروز اتفاق افتاده


بله ممکن است شما بفرماید عالم غیب را قبول دارید ولی عالم غیبی که شما قبول دارید عالم بالا و روحانی نیست عالم عیب شما چیزهای است که دیده نمیشود یا حس نمیشود ولی از عالم ماده است
عالم غیب شما هم عالمی است کاملا خیالی و فلسفی که پس از گذشت سالیان دراز تا کنون اثبات نشده است
با موجوداتی خیالی



ولی در ادامه این را میفرماید لطفا توضیح دهیدان چیزی که ما احساس نمیکنیم شامل خداوند یا فرشته یا صفت یا جهنم یا بهشت هست یا نه

بله حتما هست
شامل فرشته- جن- بهشت- جهنم و هرچه تا امروز برای ما پوشیده است
اما نه جنس دیگر از همین جنس ماده
سئوال میکنم؟
ایا در بهشت و جهنم لذات و عذاب های مادی را قبول دارید یا نه ؟
اگر قبول دارید نمی توانید انها متعلق به عالم روحانی و بالا بدانید


شما که به اطمینان نظر میدهد که ماده است باید ان را نیز ثابت کنید دلایل اثباتی خود را بفرماید شما فقط فرمودید که

نیاز به اثبات ندارد بلکه نیاز به کشف و شناخت دارد
زیرا ماده که اثبات شده است و انها باید کشف شوند
اما شما باید اثبات کنید
شمایید که حرف دیگری غیر از انچه وجود دارد میزنید
و تاکنون هیچ کس از جنسیت انها چیزی را به اثبات نرسانده و صرفا یک سری نظریات ذهنی و خیالی و فلسفی را مطرح کرده اند

که بنده تناقض ان را از شما سوال کردم ولی جوابی ندادید صفت هم ظهور دارد ثابت کنید از جنس ماده است یا فضا اشغال میکند یا حجم دارد
خداوند هم ظهور داری دلیل ان که خود میگوید از رک کردن نزدیکترم ایا قضا اشغال کرده یا حجم دارد پس دوست من تعریف شما از پایه اشتباه است
نه خیر مشکل شما این است که خدا را دارای جنس می دانید که از ریشه و بنیان اشتباه است و مرتب خداوند را با فرشته و امثالهم میسنجید و از یک جنس


شما میخواهید با تشبیه کردن نور با صفت بفرماید که صفت هم الکترودینامیک کوانتومی است ولی باید این را در نظر بگیرید که نظریه الکترومغناطیسی و نظریه کوانتومی با هم ایجاد یک نظریه نامتناقض و بدون ابهام می‌کنند که تمام پدیده‌های نوری را توجیه می‌کنند و ان لااقل در قالب ریاضی جوابگو است سرشت نور کاملاً شناخته شده‌است شما میتوانید با تعریف گستره طول موجی نور و ماهیت ذره‌ای و ماهیت موجی و ماهیت الکترومغناطیس و ماهیت کوانتومی نور به ان پی ببرید و ان را در قالب ماده جا دهید در مورد صدا نیز تعریف وجود دارد اگر خواستید تمام این تعاریف را مطرح میکنم ولی اگر شما میتوانید تعاریفی بیاورید که صفات را جز ماده قرار دهد حرف شما درست است

اولا تمام فیلسوفی که شما قبول دارید از غیر اسلامی مانند ارسطو و افلاطون و فلاسفه اسلامی ( فارغ از شخصیت انها که قابل احترام است) مانند بوعلی - اشراق - سهروردی و یا هرکه شما می شناسی تا قبل از شناخت ماهیت نور ان را فرا ماده و از جنس عالم روحانی میشناختند و نظریات مختلف فلسفی در رابطه با ان ابراز می کردند
و این بشر به اصطلاح مادی شما توانست ماهیت ان را بشناسد

اما صدا از لحاظ علمی هیچ گونه شکل مادی ندارد
بلکه اثاری است که از حرکت و جنبش ملکول ها در محیط کشسان بوجود می اید وهیچ گونه شکل مادی جدید ندارد

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۱۴:۰۷
با سلام



آقای بی طرف
ایا شما و اقای پاسخگو می فرمایید خدا برای خود عالمی دارد؟
فکر کنم عناد شما با بنده باعث مشه اصلا مطالبی که بنده مینویسم نخوانید و فقط دنبال ان میگردید که اشکالات من را زیر ذره بین قرار دهید
اقای بی طرف بنده نگفتم که خدا وند در جهان حضور ندارد
بلکه از اول هم تاکید بنده همین بود که خداوند در همه جا حاضر و ناضر است
البته این شما بودید که قبول نداشتید و سئوال خدا در ما است و یا ما در خداییم را به عنوان یک پست جدید باز کردید
اما انچه بنده عرض کردم غیر از ان چیزی است که میفرمایید
نه خیر خدا جنسیت ندارد و عالمی هم ندارد - اما در همه جا حضور دارد مضاف بر اینکه بر همه احاطه دارد

با عرض سلام وادب خدمت برادر عزیزم حامد
حامد جان خدای ناکرده بنده هیچ عنادی با برادر دینی خود ندارم اینجا بحث میکنیم تا دانش خود را گسترش دهیم و از هم بیاموزیم و اگر اصراری طرفین بحث بر حرف خود دارند نه به واسطه عناد است بر حسب این است که حرف خود را محق میدانند ولی فایده این بحثها این است که انسان با تحقیق و پی بردن به حقایقی با عنایت و هدایت خداوند خود راه را پیدا خواهد کرد دوست من اگر توجه بفرماید بنده فقط کلام خود شما را نقل قول میکنم تا متوجه شوید که با مطرح کردن توع بیان خود چگونه مخاطب را به اشتباه میاندازید چون کلام شما ضد و نقیض است اگر توجه بیشتری بفرماید به نظر بنده بهتر است برای مثال موارد میاورم


ضمن انکه بنده کجا گفتم غیب را قبول ندارم
گفتم انچه به عنوان غیب مطرح میشود ربطی به جنسیت ان ندارد
غیب صرفا و صرفا ان چیزی است بشر ان را یا احساس نمی کند ویا دلیلی برای ان نشناخته است

این گفته شما است بنده از شما سوال کردم که

ولی در ادامه این را میفرماید لطفا توضیح دهیدان چیزی که ما احساس نمیکنیم شامل خداوند یا فرشته یا صفت یا جهنم یا بهشت هست یا نه
شما در اول میگوید به شامل میشود و بعد میگوید همه از جنس ماده هستند این جواب شما ان را میرساند یا سوال بنده را متوجه نشدید یا ان را دقیق مطالعه نفرمودید چون بنده خداوند را هم جز سوال اورده بودم

با سلام
بله حتما هست
شامل فرشته- جن- بهشت- جهنم و هرچه تا امروز برای ما پوشیده است
اما نه جنس دیگر از همین جنس ماده
سئوال میکنم؟
ایا در بهشت و جهنم لذات و عذاب های مادی را قبول دارید یا نه ؟
اگر قبول دارید نمی توانید انها متعلق به عالم روحانی و بالا بدانید

پس دوست من شما خود قبول کردید که عالم عیب وجود دارد و فرشته بهشت و جهنم در ان است حال میماند نوع جنس انها که از اول که این بحث شروع شد بر سر این بود که بنده یک کلام گفتم دو عالم داریم ماده و عیر ماده حرفی از جنسیت یا چیز دیگری نبود حال خود میفرماید عالم غیب را قبول دارید و عالم ماده هم که قبول دارید پس چرا برای همان یک کلام بنده که گفتم دو عالم داریم این هم بحث به راه انداختید البته حالا هم که در مورد عالم به توافق رسیدیم باید یک بحث جدیدی راه بیندازیم که جنسیت انها چیست به هر حال
دوست من ما اینجا جنگ با یکدیگر نداریم یا نمیخواهیم از یک دیگر کاف بگیرم لااقل قصد بنده از بحث اموختن است و بنده از شما میاموزم ولی زمانی این کار را میشود انجام داد که نسبت به مطلب مطروح شده با انصاف برخورد شود و ان مطلب را به عنوان حمله به خود ارزیابی نشود ان را خواند تفکر کرد نگات خوب را کرفت و نگات مورد دارد را کوشزد کرد نه با عصبانیت ان را خواند و با همان حال جواب داد به هر حال بنده کوچکتر از ان هستم که این حرفها را به شما بزنم این صحبت جنبه جمعی داشت و منظور به کل کسانی است که بحث میکنند اللخصوص خودم
البته جواب تایپ شما را خواهم داد ولی این تایپ را زدم تا بدانید که بنده هیچ کونه عناد با دوست خوب و عزیز خود ندارم

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۰۶:۲۳
جناب بی طرف عزیز
خدا را شکر می کنم
لطفا کمی با تامل بیشتر پاسخ های بنده را مطالع بفرمایید
شما فرمودیدایا غیب را قبول دارید
بنده عرض کردم غیب را قبول دارم اما نگفتم که عالمی جدای از این عالم ماده قبول دارم
به پاسخ من خوب توجه کنید عرض کردم بنده موجوداتی مانند جن فرشته و امثالهم را قبول درام اما نه به عنوان جنس جدا موجوداتی مادی که تا کنون کشف نشده اند

مجددا پاسخ بنده را بخوانید

نوشته اصلی توسط : حامدعلیhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gifبا سلام
بله حتما هست
شامل فرشته- جن- بهشت- جهنم و هرچه تا امروز برای ما پوشیده است
اما نه جنس دیگر از همین جنس ماده
سئوال میکنم؟
ایا در بهشت و جهنم لذات و عذاب های مادی را قبول دارید یا نه ؟
اگر قبول دارید نمی توانید انها متعلق به عالم روحانی و بالا بدانید http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-left.gif

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۸:۵۵
جناب بی طرف عزیز
خدا را شکر می کنم
لطفا کمی با تامل بیشتر پاسخ های بنده را مطالع بفرمایید
شما فرمودیدایا غیب را قبول دارید
بنده عرض کردم غیب را قبول دارم اما نگفتم که عالمی جدای از این عالم ماده قبول دارم
به پاسخ من خوب توجه کنید عرض کردم بنده موجوداتی مانند جن فرشته و امثالهم را قبول درام اما نه به عنوان جنس جدا موجوداتی مادی که تا کنون کشف نشده اند

مجددا پاسخ بنده را بخوانید

نوشته اصلی توسط : حامدعلیhttp://www.askquran.ir/quranic/misc/quotes/quot-by-right.gifhttp://www.askquran.ir/quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gifبا سلام
بله حتما هست
شامل فرشته- جن- بهشت- جهنم و هرچه تا امروز برای ما پوشیده است
اما نه جنس دیگر از همین جنس ماده
سئوال میکنم؟
ایا در بهشت و جهنم لذات و عذاب های مادی را قبول دارید یا نه ؟
اگر قبول دارید نمی توانید انها متعلق به عالم روحانی و بالا بدانید http://www.askquran.ir/quranic/misc/quotes/quot-bot-left.gif
با عرض سلام و ادب خدمت شما
دوست عزیز خدمت شما عرض کردم ما در حال حاضر کاری به جنسیت نداریم میخواهیم بدانیم که عالم چیست زمانی که میگویم عالم خواب یا عالم رویا یا عالم خیال یا هر عالم دیگر به چه معنا است زمانی که ما میگویم عالم به این معنا است که هر چیزی را در یک مرتبه خاص خود میبینیم که امکان رویت ان در عالم دیگر نیست مثلا خواب در عالم ماده موجود است ولی چون نمیبوایم ان را با عالم ماده بسنجیم برای ان یک عالم در رتبه خودش درست میکنیم و عالم خواب را در این طبقه بندی جا میدهیم پس اگر ما معتقد به غیب باشیم باید رتبه برای ان عالمی در نظر بگیریم تا بتوانیم تعریف خودش را در جای مناسب خودش داشته باشیم به اصطلاح خلق عالم برای طبقه بندی مرتبه موجودات است و خداوند در تمام عالمها وجود دارد

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۰۶:۰۶
با عرض سلام و ادب خدمت شما
دوست عزیز خدمت شما عرض کردم ما در حال حاضر کاری به جنسیت نداریم میخواهیم بدانیم که عالم چیست زمانی که میگویم عالم خواب یا عالم رویا یا عالم خیال یا هر عالم دیگر به چه معنا است زمانی که ما میگویم عالم به این معنا است که هر چیزی را در یک مرتبه خاص خود میبینیم که امکان رویت ان در عالم دیگر نیست مثلا خواب در عالم ماده موجود است ولی چون نمیبوایم ان را با عالم ماده بسنجیم برای ان یک عالم در رتبه خودش درست میکنیم و عالم خواب را در این طبقه بندی جا میدهیم پس اگر ما معتقد به غیب باشیم باید رتبه برای ان عالمی در نظر بگیریم تا بتوانیم تعریف خودش را در جای مناسب خودش داشته باشیم به اصطلاح خلق عالم برای طبقه بندی مرتبه موجودات است و خداوند در تمام عالمها وجود دارد

با عرض سلام خدمت شما
جناب بی طرف
اصلا از همان ابتدا بحث بر سر یک پارچگی و هم جنس بودن کل عالم بود نه انکه دسته بندی های مختلف در عالم که حال شما ان را به عوالم دست بندی میکنید
اگر منظورتان از عالم گروه بندی امور در عالم هستی است میتوان به نوعی قبول کرد
اما اگر منظورتان افتراق بین این دسته بندی ( یا به قول شما عالمهای مختلف) بر اساس جنس انها است خیر از نظر بنده قابل قبول نیست
سئوالی میکنم
ایا موجوداتی مانند فرشته - جن و غیره زنده هستند یا خیر؟

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۰۷:۰۶
با عرض سلام خدمت شما
جناب بی طرف
اصلا از همان ابتدا بحث بر سر یک پارچگی و هم جنس بودن کل عالم بود نه انکه دسته بندی های مختلف در عالم که حال شما ان را به عوالم دست بندی میکنید
اگر منظورتان از عالم گروه بندی امور در عالم هستی است میتوان به نوعی قبول کرد
اما اگر منظورتان افتراق بین این دسته بندی ( یا به قول شما عالمهای مختلف) بر اساس جنس انها است خیر از نظر بنده قابل قبول نیست
سئوالی میکنم
ایا موجوداتی مانند فرشته - جن و غیره زنده هستند یا خیر؟
با عرض سلام
دوست من اگر اجازه فرماید در مورد جنس مخلوقات در بحث جداگانه به ان بپردازیم تایپ جدید با این موضوع که جنس فرشته و جن چه هست اگر شما موفق باشید بحث صفت و ذات و عالمها را جمع بندی کنیم و در مورد جنس موجودات در تایپ دیگر تبادل نظر کنیم البته در قسمت صفات و ذات اگر موردی ندارد ان را جمع بندی کنیم
با ارزوی موفقیت برای شما

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۰۷:۴۴
اقای بی طرف از انجاییکه بحث عالم به جنسیت ارتباط دارد به نظر من درست نیست که تاپیک جدید باز شود
ضمن اینکه شما احتمالا می خواهید بحث را به این مطلب بکشانید که جهان دارای عوالمی است
منتهای مراتب اینکه اگر شما منظورتان دسته بندی و گروه بندی موجودات است نمی توانید تعریف عالم بر انها اطلاق کنید
مگر در باره جنسیت انها نیز نظر بدهید
از لحاظ بنده جهان دارای یک جنس و یک عالم است
اما می توان بر اساس عملکرد و نوع کاربرد شان دسته بندی های مختلف ارائه داد
مثلا بگویید دنیای گیاهان
دنیای پرندگان
دنیای خاک و ووو
اما در خصوص جنسیت انها باید بتوانید جنسیت جدید را تعریف و تشریح کنید و الا صرف این ادعا که فرشته لطیف است و مجرد است دلیلی بر غیر ماده بودن ان نیست

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۰۷:۴۷
ضمنا اگر شما بپذیرد که خداوند جنس ندارد
مکان ندارد
زمان ندارد
در عین حال بر کل افرینش احاطه دارد و جهان بدون وی نمی تواند ادامه وجود داشته باشد
به این نتیجه خواهید رسید اصل موضوع این تاپیک کلا بی معنی است و از پایه غلط است
و خداوند دارای عالمی غیر از عالم ماده نیست چون اصلا عالمی ندارد که بخواهد ماده یا غیر ماده باشد

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۱۶:۳۵
اقای بی طرف از انجاییکه بحث عالم به جنسیت ارتباط دارد به نظر من درست نیست که تاپیک جدید باز شود
ضمن اینکه شما احتمالا می خواهید بحث را به این مطلب بکشانید که جهان دارای عوالمی است
منتهای مراتب اینکه اگر شما منظورتان دسته بندی و گروه بندی موجودات است نمی توانید تعریف عالم بر انها اطلاق کنید
مگر در باره جنسیت انها نیز نظر بدهید
از لحاظ بنده جهان دارای یک جنس و یک عالم است
اما می توان بر اساس عملکرد و نوع کاربرد شان دسته بندی های مختلف ارائه داد
مثلا بگویید دنیای گیاهان
دنیای پرندگان
دنیای خاک و ووو
اما در خصوص جنسیت انها باید بتوانید جنسیت جدید را تعریف و تشریح کنید و الا صرف این ادعا که فرشته لطیف است و مجرد است دلیلی بر غیر ماده بودن ان نیست
با عرض سلام
سوال دارم ایا شما قائل به جنسیتی غیر از ماده هستید یا نه (البته بدون در نظر گرفتن خداوند ) اگر جواب شما خیر است ایا همه چیز را مادی میدانیداگر جواب بله باشد در شکل ظاهری انها تفاوتی قائل هستید اگر جواب شما مثبت است ان اشکال را چگونه طبقه بندی میکنید
البته این سوالها برای بیشتر اشنا شدن با نظر جناب عالی است
در ضمن در این قسمت مخلوق چیست میتوانیم در مورد این موضوع بهتر بحث کنیم در ضورت امکان جواب خود را در ان قسمت بیان فرماید که مربوط به جنسیت و عالم است و اگر در اینجا موافق باشید که هر موجودی برحسب نوع خلقت خود باید داری طبقه باشد و ان طبقات را میشود عالم نام برد بحث عالم را جمع کنیم
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26003

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۳:۱۰
جناب بی طرف عزیز
بنده هیچ جنسیتی غیر از ماده قایل نیستم( غیر از خداوند کهخ اصلا جنسیتی ندارد)
اما برای مواد اشکال و حالا ت مختلف قبول دارم
لطفا شما نظرتان بفرمایید تا بحث جمع شود

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۸:۱۰
جناب بی طرف عزیز
بنده هیچ جنسیتی غیر از ماده قایل نیستم( غیر از خداوند کهخ اصلا جنسیتی ندارد)
اما برای مواد اشکال و حالا ت مختلف قبول دارم
لطفا شما نظرتان بفرمایید تا بحث جمع شود
با عرض سلام و ادب خدمت دوست عزیز حامد و مابقی دوستان که در این بحث شرکت نمودند
در جمع اوری بحث به این نتیجه رسیدیم که در عالم کائنات مخلوقات بصورتهای مختلف وجود دارند و هر مخلوقی بر حسب نوع خلقت خود در طبقه خاص خود قرار میکیرد که میتوانیم این طبقه بندی را با اسمهای مختلف صدا بزنم و ما در اینجا برای هر طبقه اسم عالم را انتخاب کردیم که مخلوقات برحسب نوعیت خود در ان عالمها قرار دادیم

اما در مورد جنسیت موجودات میتوانید در این قسمت ان را دنبال فرماید
حامد جان پاسخ سوال شما را در مورد ماده در این قسمت خواهم داد
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26003 مخلوق چیست
متشکرم

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۲۴, ۰۶:۴۰
اقای بی طرف بنده با پراکندن بحث بشدت مخالفم
و این روش شما جز خستگی هیچ ثمری ندارد
ضمن انکه شما تایید نکردید خداوند در هیچ عالمی نیست و جنسیتی ندارد

وتا قبل از این موضوع ادامه بحث غلط است
ضمن انکه الفاظ دارای بار معنای مختلف است
اگر شما اشکال و حالات مختلف را عالم میدانید درست است اما لفظ عالم به ان دادن غلط است

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۲۴, ۱۶:۰۷
اقای بی طرف بنده با پراکندن بحث بشدت مخالفم
و این روش شما جز خستگی هیچ ثمری ندارد
ضمن انکه شما تایید نکردید خداوند در هیچ عالمی نیست و جنسیتی ندارد

وتا قبل از این موضوع ادامه بحث غلط است
ضمن انکه الفاظ دارای بار معنای مختلف است
اگر شما اشکال و حالات مختلف را عالم میدانید درست است اما لفظ عالم به ان دادن غلط است
شما کلا از دایره منطق خازج هستیند گوش دارید نمشنوید و چشم دارید نمیبنید واقعا برای خودم متاسف هستم که با شما وارد بحث شدم

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۲۵, ۰۸:۱۵
شما کلا از دایره منطق خازج هستیند گوش دارید نمشنوید و چشم دارید نمیبنید واقعا برای خودم متاسف هستم که با شما وارد بحث شدم

اقای بی طرف لطفا مصداق های این که بنده از دایره منطق خارج هستم بفرمایید
و الا در روز قیامت از شما نخواهم گذشت

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۲۵, ۱۵:۳۲
در تایپ شما امده

جناب بی طرف عزیز
بنده هیچ جنسیتی غیر از ماده قایل نیستم( غیر از خداوند کهخ اصلا جنسیتی ندارد)
اما برای مواد اشکال و حالا ت مختلف قبول دارم
لطفا شما نظرتان بفرمایید تا بحث جمع شود
بنده هم فقط در مورد عالم گفتم


با عرض سلام و ادب خدمت دوست عزیز حامد و مابقی دوستان که در این بحث شرکت نمودند
در جمع اوری بحث به این نتیجه رسیدیم که در عالم کائنات مخلوقات بصورتهای مختلف وجود دارند و هر مخلوقی بر حسب نوع خلقت خود در طبقه خاص خود قرار میکیرد که میتوانیم این طبقه بندی را با اسمهای مختلف صدا بزنم و ما در اینجا برای هر طبقه اسم عالم را انتخاب کردیم که مخلوقات برحسب نوعیت خود در ان عالمها قرار دادیم

اما در مورد جنسیت موجودات میتوانید در این قسمت ان را دنبال فرماید
حامد جان پاسخ سوال شما را در مورد ماده در این قسمت خواهم داد
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26003 مخلوق چیست
متشکرم
با وجودی که خود حالات مختلف را قبول دارید باز میفرماید که

اقای بی طرف بنده با پراکندن بحث بشدت مخالفم
و این روش شما جز خستگی هیچ ثمری ندارد
ضمن انکه شما تایید نکردید خداوند در هیچ عالمی نیست و جنسیتی ندارد

وتا قبل از این موضوع ادامه بحث غلط است
ضمن انکه الفاظ دارای بار معنای مختلف است
اگر شما اشکال و حالات مختلف را عالم میدانید درست است اما لفظ عالم به ان دادن غلط است

ایا این عیر از بی منطقی است


اقای بی طرف لطفا مصداق های این که بنده از دایره منطق خارج هستم بفرمایید
و الا در روز قیامت از شما نخواهم گذشت
size="4"]جناب حامد بحث کردن با شما فقط وقت تلف کردن است ما زبان یکدیگر را متوجه نمیشویم و بنده دیگر با شما بحثی در هیچ زمینه ندارد نظر هر کس برای خودش محترم است قبل از اینکه از یکدیگر دلخور شویم بحث را بنده با شما رها میکنم [/size]

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۸:۲۹
صرفا جهت رفع اتهام به بنده
در تایپ شما امده



http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-left.gifنقلhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-left.gif http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/viw.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=432824#post432824) نوشته اصلی توسط : حامدعلیhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gifجناب بی طرف عزیز
بنده هیچ جنسیتی غیر از ماده قایل نیستم( غیر از خداوند کهخ اصلا جنسیتی ندارد)
اما برای مواد اشکال و حالا ت مختلف قبول دارم
لطفا شما نظرتان بفرمایید تا بحث جمع شود http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-left.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-right.gif

بنده هم فقط در مورد عالم گفتم
بله درسته ایشان در باره عالم گفتند

http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-left.gifنقلhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-left.gif http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/viw.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=432947#post432947) نوشته اصلی توسط : بیطرف منصفhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gifبا عرض سلام و ادب خدمت دوست عزیز حامد و مابقی دوستان که در این بحث شرکت نمودند
در جمع اوری بحث به این نتیجه رسیدیم که در عالم کائنات مخلوقات بصورتهای مختلف وجود دارند و هر مخلوقی بر حسب نوع خلقت خود در طبقه خاص خود قرار میکیرد که میتوانیم این طبقه بندی را با اسمهای مختلف صدا بزنم و ما در اینجا برای هر طبقه اسم عالم را انتخاب کردیم که مخلوقات برحسب نوعیت خود در ان عالمها قرار دادیم

اما در مورد جنسیت موجودات میتوانید در این قسمت ان را دنبال فرماید
حامد جان پاسخ سوال شما را در مورد ماده در این قسمت خواهم داد
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26003 مخلوق چیست
متشکرم http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-left.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-right.gif

با وجودی که خود حالات مختلف را قبول دارید باز میفرماید که



http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-left.gifنقلhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-left.gif http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/viw.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=434684#post434684) نوشته اصلی توسط : حامدعلیhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gifاقای بی طرف بنده با پراکندن بحث بشدت مخالفم
و این روش شما جز خستگی هیچ ثمری ندارد
ضمن انکه شما تایید نکردید خداوند در هیچ عالمی نیست و جنسیتی ندارد

وتا قبل از این موضوع ادامه بحث غلط است
ضمن انکه الفاظ دارای بار معنای مختلف است
اگر شما اشکال و حالات مختلف را عالم میدانید درست است اما لفظ عالم به ان دادن غلط است http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-left.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-right.gif

ایا این عیر از بی منطقی است

ایا اینکه بنده حالات مختلف را قبول داشته باشم اما با دادن انچه در این مبحث به عنوان (عالم) مطرح است یعنی جهان و حالتی که از جهان مادی جدا است مخالفت کردم و غیر از این چیزی نگفتم
اما اگر عالم به معنی دسته بندی باشد چرا قبول دارم
مانند عالم گیاهان- عالم چهارپایان- عالم انسان ها وووو
حالا کجای این بی منطقی است - نمی دانم؟



http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-left.gifنقلhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-left.gif http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/viw.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=434978#post434978) نوشته اصلی توسط : حامدعلیhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gifاقای بی طرف لطفا مصداق های این که بنده از دایره منطق خارج هستم بفرمایید
و الا در روز قیامت از شما نخواهم گذشت http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-left.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-right.gif

size="4"]جناب حامد بحث کردن با شما فقط وقت تلف کردن است ما زبان یکدیگر را متوجه نمیشویم و بنده دیگر با شما بحثی در هیچ زمینه ندارد نظر هر کس برای خودش محترم است قبل از اینکه از یکدیگر دلخور شویم بحث را بنده با شما رها میکنم [/size]

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۷:۵۳
با عرض سلام خدمت دوستان
برای اینکه این بحث از این حالت خارج شود میخواهیم از جهات مختلف به مساله عالمهای دیگر از نظر دیدگاهای مختلف بپردازیم پس نظریات را هم از لحاظ علم تجربی و هم ریاضی و هم فلسفه و هم منطق و هم دینی بصورت مدون دنبال میکنیم
اول از نظر علم فیزیک به این موضوع میپردازیم
ما زمانی میتوانیم چیزی را متعلق به یک عالم بدانیم که از جنس همان عالم باشد از دانشي كه درباره ي جزء بدست مي آوريم نمي توانيم درباره ي كل نتيجه گيري كنيم پس باید بدون فهرست کردن مواد در عالمها و نوع ان با خرد و انديشه همراه با سخت كوشي، تلاش، و جسارت واقع بینانه نگاه کنیم مثلاً، خواص مشابهي مثل سختي، زبري، نرمي، تغيير حالت دادن (ذوب شدن، بخار شدن، منجمد شدن)، و بسياري خواص ديگر و مهم تر اينكه همه جرم و حجم دارند و «فضا» تعریف ماده است ولی خیلی چیز ها است که این تعریف را ندارد ایا انها را هم میتوانیم در این طبقه قرار دهیم با انکه در ان محیط موجود است نور ماهيتي متفاوت از اجسام، يا ماده، دارد. تقريباً در همان دوران، كه علم دانش ما درباره ي ماده را به اتم و آجرهاي سازنده اش مي رساند، ماهيت نور نيز بر ما آشكار مي شد. اين هر دو در طي قرن سيزدهم/ نوزدهم روي داد. ما در نيمه دوم اين قرن (13 ه/ 19 م.) بود كه فهميديم نور جزء خانواده اي از امواج است كه به آن طيف امواج الكترومغناطيس مي گويند. به تدريج و در طي زمان اعضاي ديگر اين خانواده نيز كشف شدند. اكنون مي دانيم كه امواج راديويي، فروسرخ، نور مرئي، فرابنفش، ايكس، و گاما طيف امواج الكترومغناطيس را مي سازند. خوب، آيا اكنون مي توانيم بگوييم كه دانش ما از عالم دور و برمان كامل شده است؟
مشاهدات و تجربه هاي ما درباره ي ماده آگاهي هاي تازه اي درباره ي آن به ما مي دهد. اجسام (ماده) بر يكديگر اثر مي گذارند. اصطلاحاً مي گوييم با هم بر هم كنش دارند. گاه اين برهم كنش «آشكار» است. مثلاً، توپ بر اثر ضربه ي پاي ما از سكون به حركت در مي آيد. برهم كنش هاي ديگري به اين آشكاري نيستند. زمين اجسام را به سوي خود مي كشد، بارهاي الكتريكي يكديگر را جذب يا دفع مي كنند، و آهن ربا آهن را مي ربايد. همه ي اينها در حالي روي مي دهد كه اين اجسام با هم تماسي ندارند. از سويي ديگر، اين پرسش مطرح است كه چه چيزي باعث مي شود اتم ها به هم «بچسبند» و مواد مختلف را تشكيل دهند؟ ظاهراً نوعي نيرو به صورت چسب عمل مي كند و اكسيژن و هيدروژن را در كنار هم نگه داشته، آب را تشكيل مي دهد. ما به نيرو برهم كنش نيز مي گوييم. ما،‌همانطور كه ويژگي هاي مشترك اجسام گوناگون را در مفهوم ماده جمع كرديم، در خصوص نور و برهم كنش ها هم از مفهوم ميدان استفاده مي كنيم ما مصداق ميدان را در ميدان الكترومغناطيسي، ميدان گرانشي، ميدان هاي قوي و ضعيف مي بينيم. دانش كنوني ما از مفهوم ماده و ميدان بسيار پيچيده شده است. مثلاً، مي دانيم كه به هر ميدان اكنون مي توانيم ذره نسبت بدهيم و به هر ذره ميدان. اما وارد اين بحث نمي شويم و معرفي مفهوم ميدان را براي اينكه بحث خود را درباره ي عالم به سرانجام برسانيم
ایا مشاهدات ما از عالم دور و برمان و شناخت حاصل از تلاش انسان براي درك و فهم اين عالم حاكي است كه تمامي آنچه ما درو و برمان داريم، از جمله خودمان،‌از ماده و ميدان درست شده است. آيا اين را مي توانيم به «همه جا» تعميم دهيم و بگوييم عالم يعني ماده و ميدان؟ جواب صريح، سرراست و بديهي به نظر مي رسد، بله!
اگر ما عالم را محدود فقط به یک عالم کنیم به این معنا است که ان از ماهيت يكپارچه و واحد است در صورتی که ماهیتها با هم متفاوت هستند پس لازمه کار عالم متفاوت برحسب نوع ماهیت است حال پرسش بعدي: «عالم كجاست؟» پاسخ ان پرسش نيز در بطن پاسخ قبلي به «عالم چيست؟» قرار دارد. عالم آن جايي است كه ماده و ميدان وجود دارد. «خوب، قبول. اما تاكجاست؟» اين جواب هم ممكن است شما را نااميد كند كه «عالم تا آنجايي است كه ماده و ميدان هست.» ولي واقعيت آن است كه واقعاً جوابي به غير از آن وجود ندارد. البته، ما مي توانيم مدل هايي براي عالم و ساختار آن بدهيم. اين مدل ها به صورت روابط رياضي بيان مي شوند. بنيان اصلي تمامي اين مدل ها نظريه ي نسبيت عام اينشتين است. اما آنچه در اين نظريه، كه معادله اينشتين ناميده مي شود، به صورت پارامتر اصلي ظاهر مي شود چگالي عالم است كه جنس آن از ماده و ميدان است. پس از لحاظ علمی ما باید بگویم ما درعین زمان یکسان داری دو عالم هستیم یک عالم ماده و دیگری عالم میدان که بر حسب معادلات ماكسول که توسط كولن، آمپر، اورستد و دیگران انجام شد را میتوان ثابت کرد
در بحث بعدی از نظر ریاضی و معادله ماکسول ان را برسی میکنیم

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۳/۱۰, ۱۴:۰۲
بحث انتقالی از قسمت ذات و صفات





با او

عرض سلام و ادب؛

می بخشید که وسط بحثتون وارد می شم فقط یک سوال از آیدی محترم و دوست عزیز جناب حامد علی دارم از آن قسمتی که فرمودند:

« انچه در باره فیزیک و متافیزیک گفتم هردو در عالم ماده هستند
در فیزیک برای ماده سه حالت معروف قایل هستند(جامد- مایع و گاز) هرچه خارج از این سه گروه باشد و با ابزار فیزیکی قابل تشخیص نباشد به عنوان متا فیزیک تلقی می کنند هرچند که در عالم ماده است. »

در این عبارت جناب حامد علی ، ما با ایشون دو اتفاق نظر و یک اختلاف نظر داریم.

اتفاق نظرها :


اینکه چیزهایی خارج از سه حالت جامد و مایع و گاز وجود دارد.

و اینکه دسته ای از چیزهایی که ذیل سه حات جامد و مایع و گاز نمی گنجند ، در عین حال مادی هستند.


اختلاف نظر :


اینکه چیزی که خارج از سه حالت جامد و مایع و گاز باشد ولی در عین حال مادی هم نباشد و ماوراء مادی باشد وجود ندارد.


و در واقع ما می گوییم :

بعضی از آنچه که جامد و مابع و گاز نیست، مادی و بعضی اش ماوراء مادی است.

و شما می گویید :

هر آنچه جامد و مایع و گاز نیست، در عین حال غیر مادی نبوده و مادی است.

اگر ممکن است ادعایی که مطرح فرموده اید یعنی جملات قرمز رنگ را به شکل استدلال منطقی ثابت کنید.یعنی استدلالی متشکل از حد اقل دو مقدمه و مبتنی بر قواعد استنتاج علم منطق(logic).

تشکر فراوان و آرزوی تعالی پیوسته
طارق
در جواب جناب حامد فرمودند



با تشکر از جناب طارق

دوست عزیز انچه عقل و منطق عقلی حکم میکند اینست
که تا وقتی دلیل و مدرکی یا برهانی مبنی بر اینکه انچه در عالم است از جنس دیگر باشد لذا می بایست همچنان کل جهان را از یک جنس بدانیم
اگر کمی در علم نجوم و از سویی علم وراثت( دی ان ای) مطالعه بفرمایید خواهید دید که انچه در اجرام اسمانی یافت میشود در بسیاری از موارد در موجودات زمینی هم هست و این نشان دهنده همجنس بودن ان است
اما دلیل ان است ( که یک قاعده منطقی و عقلانی است) تا زمانی که انچه ادعا میشود که از جنس دیگر است ( به قول شما و دوستان دیگر) در عالم ملکوت از جنس غیر ماده است - جنس ان معرفی و خصوصیات ان بیان شود

قبلا بنده عرض کردم انچه جرم دارد و فضایی را اشغال کند ماده است و هرچه در این تعریف بگنجد لاجرم ماده است

مثلا در تعریف جن اورده اند مستور است
اما همان روایات اذعان دارد
اولا جن چیزی شبیه هوای گرم ویا گاز است

حال شما به بنده بفرمایید ایا فرشته و امثالهم در هر حال دارای جرم هستند یا خیر( هرچند خیلی لطیف) و فضایی را اشغال میکنند یا خیر؟
ضمن اینکه به شما یاد اوری میکنم اگر انها غیر مادی هستند پس چگونه توانسته اند بر برخی از پیامبر ان و اولیا به صورت مادی ظاهر شوند؟
سوال جناب طارق






با او

عرض سلام و ادب؛

پس تعریف شما از ماده این است :

هر آنچه که جرم دارد و فضایی را اشغال می کند.

چند سوال :


1.جرم را تعریف کنید.(در تعریفتون اومده)
2.فضا را تعریف کنید.(در تعریفتون اومده)
3.جنس این ماده از چیست؟


اما در مورد اینکه فرمودید:

ضمن اینکه به شما یاد اوری میکنم اگر انها غیر مادی هستند پس چگونه توانسته اند بر برخی از پیامبر ان و اولیا به صورت مادی ظاهر شوند؟

پاسخ:

این یکی از بحث های فلسفه است که وقتی قوانین حاکم بر عالم ماده را شناخت و سپس عالم ماوراء ماده را هم شناخت، در قدم بعدی نحوه ی رابطه ی این دو عالَم ماده و ماوراء ماده را بررسی کرده و توضیح می دهد. از جمله اینکه بوعلی سینا عقل فعال را رابطه ی ارتباط این دو می داند و بعد هم گویا تصریح کرده است که عقل فعال همان جبرئیل ع است. که از جهتی مجرد و از جهتی مادی است و...

موفق و موید
طارق

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۳/۱۰, ۱۴:۳۳
[]پست انتقالی جناب حامد و جواب ایشان به جناب طارق[]




با او

عرض سلام و ادب؛

پس تعریف شما از ماده این است :

هر آنچه که جرم دارد و فضایی را اشغال می کند.



هوالحق

سلام بر اهل هدایت
جناب طارق
این تعریف بنده نیست
تعریفی است فیزیکی از ماده





چند سوال :

[right]1.جرم را تعریف کنید.(در تعریفتون اومده)
[/center]
از لحاظ فیزیکی به عناصر تشکیل دهنده یک شی گویند





2.فضا را تعریف کنید.(در تعریفتون اومده)


و فضا ظرفی است که ان جرم در ان جا میگیرد




3.جنس این ماده از چیست؟

این سئوال تان کمی سر کار گذاشتن است مثل ان است که در ابتدا چوب را تعریف کنیم انگاه بگوییم خوب جنس ان چیست؟
ماده ماده است




[center]اما در مورد اینکه فرمودید:

ضمن اینکه به شما یاد اوری میکنم اگر انها غیر مادی هستند پس چگونه توانسته اند بر برخی از پیامبر ان و اولیا به صورت مادی ظاهر شوند؟

پاسخ:

این یکی از بحث های فلسفه است که وقتی قوانین حاکم بر عالم ماده را شناخت و سپس عالم ماوراء ماده را هم شناخت، در قدم بعدی نحوه ی رابطه ی این دو عالَم ماده و ماوراء ماده را بررسی کرده و توضیح می دهد. از جمله اینکه بوعلی سینا عقل فعال را رابطه ی ارتباط این دو می داند و بعد هم گویا تصریح کرده است که عقل فعال همان جبرئیل ع است. که از جهتی مجرد و از جهتی مادی است و...

موفق و موید
طارق
بنده که متوجه فرمایشات جنابعالی نشدم
اما چند سئوال

از نظر شما و ایذا دوستانتان
لطفا تعریفی از
ماده
غیر ماده
ملکوت
موجودات مادی
موجودات غیر مادی بدهید
لطفا این تعریف شامل
جنس- مکان و خصوصیات انها باشد

طارق
۱۳۹۰/۰۳/۱۱, ۰۰:۰۶
با او


عرض سلام و ادب؛


در پی مطالب آیدی محترم حامد علی؛



**********************************


قبلا در تعریف ماده فرموده بودید:


هر آنچه که جرم دارد و فضایی را اشغال می کند.


بعد ما خواستیم اجزاء تعریفتان یعنی جرم و فضا را تعریف کنید، چنین تعریف کردید:


جرم: از لحاظ فیزیکی به عناصر تشکیل دهنده یک شی گویند.
فضا: ظرفی است که ان جرم در ان جا میگیرد.



نکته:


اولا آنقدر که ما اطلاع داریم در تعریف جرم اینطور گفته می شود:


جرم: ضریب ِ ثابت ِ رابطه ی نیوتن. f=ma
یعنی رابطه ثابتی که نیوتون میان نیروی وارد بر شیء و میزان شتاب آن،قائل شده و ثابت کرده است.
ولی شما جرم را معادل اجزای سازنده ی یک شیء در نظر گرفته اید.پس یعنی اجزای سازنده ی موجود مرکّب.


ثانیا می شود ویژگی های این فضا را هم توضیح دهید؟
یعنی این ظرفی است که جرم در ان جا میگیرد، چه ویژگی هایی دارد؟



**********************************


اما با فرض پذیرش تعاریف شما، پس تعریف دقیق تر شما از ماده این می شود:


ماده: آن چیزی که مرکب بوده و دارای اجزایی است که از آن ساخته شده و همچنین بستری که آن اجزاء در آن قرار دارند.


حالا آیا قبول دارید هر چیزی ابعاد مختلفی دارد از جمله: مفهوم، مصادیق،اجزاء، زمینه-شرایط(بستر) و....که اینها با هم متفاوت اند. مثلا یک مفهوم اسکیت سواری داریم که مفهوم کلی است. یک مصادیق اسکیت سواری داریم مثلا اسکیت سواری شما در روز سه شنبه ساعت2 و اسکیت سواری من در روز پنج شنبه ساعت 7 و... . یک اجزائی دارد از جمله: کفش های اسکیت،زمین اسکیت سواری، من،پاهای من و ... که اینها همه با هم مفهوم و مصادیق اسکیت سواری را می سازند. و یک زمینه و شرایطی(بستر) هم دارد مثل: زمان، مکان،وقت آزاد فرد،داشتن پول و وسایل، بلد بودن اسکیت سواری و... .


پس عناصر 4 گانه ی : مفهوم-مصداق-اجزاء-زمینه وبستر متفاوت اند.


شما در تعریف ماده، به اجزاء اشاره کردید.


حالا لطفا اجزاء سازنده ی (جرم) درد دندان،عشق،انرژی،خواب و رؤیا و احساس ناخوش آیند هنگام شنیدن فحش را تک تک بیان بفرمائید.اگر همه ی اینها مادی باشند، باید بنا به تعریف شما دارای جرم به معنی دارای اجزاء سازنده باشند و فضا. فضای تحقق اینها را هم تک تک بیان بفرمائید.



**********************************


اینکه فرمودید:


این سئوال تان کمی سر کار گذاشتن است مثل ان است که در ابتدا چوب را تعریف کنیم انگاه بگوییم خوب جنس ان چیست؟
ماده ماده است


سوال:


بسیار خب، سوال را طوری دیگر می پرسم.ویژگی ها و اجزاء سازنده ی ماده را بیان بفرمائید.ویژگی ها مثل اینکه مطلق است یا مقیّد.نامحدود است یا محدود؟ حتما با حواس پنج گانه درک می شود یا خیر؟ و همچنین اجزاء سانزده اش که خودتان نام جرم بر آن گذاشتید را هم بگید. توجه کنید که موجود مادی خاصی مدّ نظر نیست، اینجا خود ماده به طور مستقل مدّ نظر است.


**********************************


و اینکه فرمودید:

اما چند سئوال؛از نظر شما و ایذا دوستانتان لطفا تعریفی از: ماده،غیر ماده ،ملکوت ،موجودات مادی،موجودات غیر مادی بدهید



ماده در فلسفه به معنی قوّه و استعداد تعریف می شود.آنچه که مجملش متحقق در صورت فعلی است و مفصّلش صورت بعدی شیء است که می تواند به آن برسد یا نرسد.


غیر ماده : خلاف قوه و استعداد، می شود فعلیت.


باقی موارد از تعاریف فوق در می آید، فقط ملکوت می ماند که توصیه می کنم بگذارید در مبانی مان به اشتراک برسیم تا بعد به مصادیق و موارد جزئی تر برسیم.


موفق و موید
طارق

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۳/۱۱, ۱۱:۵۴
با او



عرض سلام و ادب؛


در پی مطالب آیدی محترم حامد علی؛



**********************************


قبلا در تعریف ماده فرموده بودید:


هر آنچه که جرم دارد و فضایی را اشغال می کند.


بعد ما خواستیم اجزاء تعریفتان یعنی جرم و فضا را تعریف کنید، چنین تعریف کردید:


جرم: از لحاظ فیزیکی به عناصر تشکیل دهنده یک شی گویند.
فضا: ظرفی است که ان جرم در ان جا میگیرد.

با سلام خدمت کاربر محترم طارق





نکته:


اولا آنقدر که ما اطلاع داریم در تعریف جرم اینطور گفته می شود:


جرم: ضریب ِ ثابت ِ رابطه ی نیوتن. f=ma
یعنی رابطه ثابتی که نیوتون میان نیروی وارد بر شیء و میزان شتاب آن،قائل شده و ثابت کرده است.
این موضوعی که از انیشتن بیان کردید تعریف جرم نیست بلکه بیان عددی و ریاضی مابین جرم و نیرو است




ولی شما جرم را معادل اجزای سازنده ی یک شیء در نظر گرفته اید.پس یعنی اجزای سازنده ی موجود مرکّب.
الزاما این موجود مرکب نیست و میتواند از یک موجود به تنهایی تشکیل شده باشد



ثانیا[/B] می شود ویژگی های این فضا را هم توضیح دهید؟
یعنی این ظرفی است که جرم در ان جا میگیرد، چه ویژگی هایی دارد؟

این ظرفی است که در هیچ ستان-خلا_ است و صرفا و صرفا توسط قدرت الله احاطه شده است

**********************************




اما با فرض پذیرش تعاریف شما، پس تعریف دقیق تر شما از ماده این می شود:


ماده: آن چیزی که مرکب بوده و دارای اجزایی است که از آن ساخته شده و همچنین بستری که آن اجزاء در آن قرار دارند.


حالا آیا قبول دارید هر چیزی ابعاد مختلفی دارد از جمله: مفهوم، مصادیق،اجزاء، زمینه-شرایط(بستر) و....که اینها با هم متفاوت اند. مثلا یک مفهوم اسکیت سواری داریم که مفهوم کلی است. یک مصادیق اسکیت سواری داریم مثلا اسکیت سواری شما در روز سه شنبه ساعت2 و اسکیت سواری من در روز پنج شنبه ساعت 7 و... . یک اجزائی دارد از جمله: کفش های اسکیت،زمین اسکیت سواری، من،پاهای من و ... که اینها همه با هم مفهوم و مصادیق اسکیت سواری را می سازند. و یک زمینه و شرایطی(بستر) هم دارد مثل: زمان، مکان،وقت آزاد فرد،داشتن پول و وسایل، بلد بودن اسکیت سواری و... .


پس عناصر 4 گانه ی : مفهوم-مصداق-اجزاء-زمینه وبستر متفاوت اند.


شما در تعریف ماده، به اجزاء اشاره کردید.


حالا لطفا اجزاء سازنده ی (جرم) درد دندان،عشق،انرژی،خواب و رؤیا و احساس ناخوش آیند هنگام شنیدن فحش را تک تک بیان بفرمائید.اگر همه ی اینها مادی باشند، باید بنا به تعریف شما دارای جرم به معنی دارای اجزاء سازنده باشند و فضا. فضای تحقق اینها را هم تک تک بیان بفرمائید.

اولا عرض کردم الزاما مرکب نیست و میتواند ساده باشد
دوما برخی از امور به معنی وجود نیست بلکه آثاری است که ا انجام فعالیت ماده به وجود می اید و این اعمال باعث تاثیر در دیگر مواد خواهد شد
مثالی میزنم
ایا شما به فرایند صوت اشنایی دارید یا خیر؟
صوت عبارت است از حرکت در جای مولکولهای قابل کشسان و به حرکت درآوردن ملکولهای جانبی و در نهایت دریافت توسط دستگاه شنوایی و تجزیه وتحلیل توسط مغز



**********************************




اینکه فرمودید:


این سئوال تان کمی سر کار گذاشتن است مثل ان است که در ابتدا چوب را تعریف کنیم انگاه بگوییم خوب جنس ان چیست؟
ماده ماده است


سوال:


بسیار خب، سوال را طوری دیگر می پرسم.ویژگی ها و اجزاء سازنده ی ماده را بیان بفرمائید.ویژگی ها مثل اینکه مطلق است یا مقیّد.نامحدود است یا محدود؟ حتما با حواس پنج گانه درک می شود یا خیر؟ و همچنین اجزاء سانزده اش که خودتان نام جرم بر آن گذاشتید را هم بگید. توجه کنید که موجود مادی خاصی مدّ نظر نیست، اینجا خود ماده به طور مستقل مدّ نظر است.

اولا ماده مقید و محدود است
ولی لازم نیست حتما با حواس پنجگانه درک شود
(مثال صوت را که یادتان هست صوت به سه گروه عمده فرو صوت -فراصوت و امواج شنوایی تقسیم میشود و صرفا اندسته از اصوات قابل شنیدن است که در محدوده شنوایی باشد- مثلا شما خوب میدانید گردش زمین به دور خود دارای صدا است اما چون در فرا صوت است غیر قابل دریافت توسط حواس پنجگانه است)
اما بخش اخر سئوالتان بازهم چوب کاری بنده است
دوست من اصل علوم به منظور کشف همین اجزا است
شما می توانید با مراجعه به علوم مختلف و با علم کنونی و دانش بدست امده تا امروز اطلاعات مفیدی کسب نمایید



**********************************




و اینکه فرمودید:


اما چند سئوال؛از نظر شما و ایذا دوستانتان لطفا تعریفی از: ماده،غیر ماده ،ملکوت ،موجودات مادی،موجودات غیر مادی بدهید




ماده در فلسفه به معنی قوّه و استعداد تعریف می شود.آنچه که مجملش متحقق در صورت فعلی است و مفصّلش صورت بعدی شیء است که می تواند به آن برسد یا نرسد
این مطالب شما انقدر فلسفی است که بنده هیچ از ان سر در نیاوردم اما شاید منظورتان این است که ماده حالتی است که در حال حاضر این است که دیده میشود و توضیح جز اش بعدا یا میرسد یا خیر؟
و این تعریف اصلا تعریف نیست بلکه بیان خصویات ماده است نه خود ماده



غیر ماده : خلاف قوه و استعداد، می شود فعلیت.

اصلا متوجه نشدم


باقی موارد از تعاریف فوق در می آید، فقط ملکوت می ماند که توصیه می کنم بگذارید در مبانی مان به اشتراک برسیم تا بعد به مصادیق و موارد جزئی تر برسیم.


موفق و موید

طارق
[/QUOTE]

طارق
۱۳۹۰/۰۳/۱۱, ۱۵:۴۰
با او


سلام و ادب؛


فرمودید:


این موضوعی که از انیشتن بیان کردید تعریف جرم نیست بلکه بیان عددی و ریاضی مابین جرم و نیرو است



پاسخ:

البته حتما عنایت دارید که از منظر اینشتین در نسبیت عام، جرم گرانشی (f=GMm/r.r) و جرم اینِرسی (f=ma) یکی بوده و باید یکی تلقّی شوند و به تعبیر دقیق تر ماهیت دو فرمول متفاوت ولی نتیجه و خروجیشان یکی می شود.لذا در هر حال محاسبه ی جرم و اجزاء سازنده ی جرم یا به تعبیر دیگر جرم جرم از همین فرمول ها مستفاد می شود.اما تعریف شما با اندکی مسامحه از هر دو تعریف در می آید، لذا با تسامح تعریف شما را می پذیریم و اختلاف نظر در این مورد را ادامه نمی دهیم.


فرمودید:


الزاما این موجود مرکب نیست و میتواند از یک موجود به تنهایی تشکیل شده باشد


سوال:


پس یعنی موجود مادی می تواند دارای جرم تک جزئی باشد.یعنی موجود یک پارچه.


فرمودید:


این ظرفی است که در هیچ ستان-خلا_ است


سوال:


این جمله را متوجه نشدم.چمله گنگ و کلی است.کمی توضیح بفرمایید؟


فرمودید:


برخی از امور به معنی وجود نیست بلکه آثاری است که ا انجام فعالیت ماده به وجود می اید و این اعمال باعث تاثیر در دیگر مواد خواهد شد.


سوال:


خب اشکالی ندارد، همین که فرمودید از فعالیت ماده بعضی چیزها ایجاد می شود، ولی بالاخره ایجاد می شود و وجود دارد.نفرمایید وجودی نستند، بلکه دارای وجود مستقل نیستند، وجودی وابسته به ماده و فعالیت آن دارند. وقتی شما با فعالیت ماده، صوت ایجاد می کنید و آن را به سمت لیوانی آب می گیرید شاهد موج گرفتن آب می شوید.


درست است که هر چه هست مولکول هاست که با ارتعاش خود این را منتقل می کنند، به هر حال چیزی هست که موجب ارتعاش مولکول ها می شود. و آن انرژی است.منکر وجود انرژی که نیستید؟! پس انرژی وجود دارد ولی وجود مستقل مثل ماده ندارد، بلکه وجودی وابسته به ماده دارد.


حالا با همین پیش فرض لطفا مواردی که عرض کردم را مشخص کنید کدامش وجود مستقل مادی دارد و کدام وجود وابسته به فعالیت ماده دارد مثل صوت؟!!


یعنی این موارد:


درد دندان،عشق،انرژی،خواب و رؤیا و احساس ناخوش آیند هنگام شنیدن فحش را تک تک بیان بفرمائید.
اگر مادی است، جرم و فضاش را هم بفرمائید و اگر مانند صوت است، ماده ای که با فعالیت خود آن را ایجاد کرده بفرمائید؟!


و اینکه فرمودید:


دوست من اصل علوم به منظور کشف همین اجزا است
شما می توانید با مراجعه به علوم مختلف و با علم کنونی و دانش بدست امده تا امروز اطلاعات مفیدی کسب نمایید.


نکته:


خب به هر حال در این بحث گریزی نیست جز اینکه بنده اینها را از شما بخواهم.لازم نیست جواب ابنها را هم از خودتان بفرمائید، همان علومی که برای این سوال ما پاسخی دارند از همان ها نقل بفرمائید. چون دقیقا نقطه ی اختلاف اینجاست که ما معتقدیم علوم مادی و تجربی برای همه ی امور توجیهی ندارند. ولی شما می فرمایید دارند، نقل بفرمائید که این مثال هایی که بنده زدم را چطور توجیه و توضیح می دهند که حول آن صحبت کنیم و ببینیم این سنخ امور چگونه مادی است و با تعریف خودتان جرم و فضایش چیست یا باز با مبنای خودتان چگونه مانند صوت از فعالیت چه ماده ای حاصل شده اند.


اما در مورد این که فرمودید:


این مطالب شما انقدر فلسفی است که بنده هیچ از ان سر در نیاوردم.


نکته:


اولا توصیه می کنم وقتی حول موضع علمی اظهار نظر می کنید با مبانی و مسائل مهم آن علم آشنا باشید.نمی شود شما بخشی از موضوعات و مسائل فلسفی که عالَم مجردات است را انکار کنید و در عین حال با واژه ی ساده ی قوه و فعل در فلسفه آشنا نباشید.


بنده رشته ام فیزیک نیست، ولی وقتی در مورد مدعیات شما در مورد فیزیک می خواهم صحبت کنم، سعی می کنم مسائل مبنایی و لازم از فیزیک را بدانم تا بتوانم با شما بحث کنم نه اینکه شما از ماده و جرم حرف بزنید و من اصلا ندانم که جرم چیست.و قبل از زیر سوال بردن مدعیات فلسفه، اندکی با مبانی فلسفه آشنا باشید


اما یک سوال می کنم:


آیا این را یکی از خواص موجودات مادی می دانید که هر موجود مادی، دائما در حال تغییر و تحول بوده و از صورتی به صورت دیگر در می آید.مثلا دانه ی سیب هم مادی است و هم درخت سیب هم مادی است، ولی صورتشان متفاوت است.یعنی دانه ی سیب اگر لوازمش باشد کم کم تغییر شکل و تحول پیدا می کند به سوی درخت سیب؟! اگر قبول دارید پس علاوه بر دو ویزگی که در تعریف ماده و موجود مادی گفتید، این ویژگی سوم را هم باید اضافه کنید


موفق و موید
طارق

حامدعلی
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۰۹:۰۴
سلام بر اهل هدایت

[QUOTE=طارق;440151]
با او



سلام و ادب؛


فرمودید:


این موضوعی که از انیشتن بیان کردید تعریف جرم نیست بلکه بیان عددی و ریاضی مابین جرم و نیرو است



پاسخ:

البته حتما عنایت دارید که از منظر اینشتین در نسبیت عام، جرم گرانشی (f=GMm/r.r) و جرم اینِرسی (f=ma) یکی بوده و باید یکی تلقّی شوند و به تعبیر دقیق تر ماهیت دو فرمول متفاوت ولی نتیجه و خروجیشان یکی می شود.لذا در هر حال محاسبه ی جرم و اجزاء سازنده ی جرم یا به تعبیر دیگر جرم جرم از همین فرمول ها مستفاد می شود.اما تعریف شما با اندکی مسامحه از هر دو تعریف در می آید، لذا با تسامح تعریف شما را می پذیریم و اختلاف نظر در این مورد را ادامه نمی دهیم.

از سعه صدر شما ممنون اما شما هنوز فرق تعریف اولیه از یک موضوع با بیان ارتباط ان با دیگر اجزا را قایل نیستید
برای جرم انواع و اقسام فرمول داریم که در اصل بیان گر جرم نیستند بلکه بیان گر ارتباط اجزا مختلف ماده هستند مثلا فرمول نسبیت که در ان جرم دخیل است و یا در قضایا ی پرتابه ها جرم عامل اصلی است و یا در شیمی میگویند تغییرات شیمایی و ایذا فیزیکی باعث از بین رفتن جرم نمی شود ومثال ساده ان سوزاندن کمی چوب است که در نهایت جرم ان مقدار چوب ثابت می ماند



فرمودید:


الزاما این موجود مرکب نیست و میتواند از یک موجود به تنهایی تشکیل شده باشد


سوال:


پس یعنی موجود مادی می تواند دارای جرم تک جزئی باشد.یعنی موجود یک پارچه.

می تواند باشد

فرمودید:


این ظرفی است که در هیچ ستان-خلا_ است


سوال:


این جمله را متوجه نشدم.چمله گنگ و کلی است.کمی توضیح بفرمایید؟

انچه که عیان است چه حاجت به بیان است
البته جمله من بقیه داشت لطفا به ادامه ان توجه بفرمایید


فرمودید:


برخی از امور به معنی وجود نیست بلکه آثاری است که ا انجام فعالیت ماده به وجود می اید و این اعمال باعث تاثیر در دیگر مواد خواهد شد.


سوال:


خب اشکالی ندارد، همین که فرمودید از فعالیت ماده بعضی چیزها ایجاد می شود، ولی بالاخره ایجاد می شود و وجود دارد.نفرمایید وجودی نستند، بلکه دارای وجود مستقل نیستند، وجودی وابسته به ماده و فعالیت آن دارند. وقتی شما با فعالیت ماده، صوت ایجاد می کنید و آن را به سمت لیوانی آب می گیرید شاهد موج گرفتن آب می شوید.


درست است که هر چه هست مولکول هاست که با ارتعاش خود این را منتقل می کنند، به هر حال چیزی هست که موجب ارتعاش مولکول ها می شود. و آن انرژی است.منکر وجود انرژی که نیستید؟! پس انرژی وجود دارد ولی وجود مستقل مثل ماده ندارد، بلکه وجودی وابسته به ماده دارد.


حالا با همین پیش فرض لطفا مواردی که عرض کردم را مشخص کنید کدامش وجود مستقل مادی دارد و کدام وجود وابسته به فعالیت ماده دارد مثل صوت؟!!


از اینکه چه چیز وجود مستقل از دیگری دارد بنده اطلاعی ندارم ولی انقدر هست که انچه ماده با توجه به وجودی که خداو.ند در ان به ودیعه گذاشته جبرا و یا مختارا می تواند برخی از فعالیتهای عالم را به عهده بگیرد و این امور به می تواند به صورت پیوسته به یکدیگر در ارتباط باشد و اثر این عمل در دیگر ی اثر داشته باشد - کم یا زیاد
یعنی این موارد:


درد دندان،عشق،انرژی،خواب و رؤیا و احساس ناخوش آیند هنگام شنیدن فحش را تک تک بیان بفرمائید.
اگر مادی است، جرم و فضاش را هم بفرمائید و اگر مانند صوت است، ماده ای که با فعالیت خود آن را ایجاد کرده بفرمائید؟!

قبلا پاسخ این شبه شما را به دوستتان دادم اگر تا امروز علت برخی امور شناخته نشده است دلیل نمی شود ان امور ناشناخته را به عوالم خیالی نسبت دهیم
امروز ثابت شده بسیاری از اعمال انسانی اعمم از خشم محبت و غیره دقیقا به علت کمبود یا زیاد بود مواد عالی و معدنی در بدن است مثلا اگر میزان روی در بدن شما از حد خاصی کاهش پیدا کند شما دچار رخوت تنبلی و کاهلی خواهید شد
یا ترشح هورمون ادرنالین باعث استرس و نگرانی و درد خواهد شد
حتما دیدید که انسان ها در برخورد با دندانپزشکی برخوردهای بسیار متفاوت دارند
امروزه ثابت شده که این موضوع با دارو قابل کنترل است
حال اینکه درد و امثالهم و عملکرد ان از کدام اقسام ماده است هنوز کشف نشده است
البته شاید هم شده باشد و به اطلاع عموم نرسیده باشد


و اینکه فرمودید:


دوست من اصل علوم به منظور کشف همین اجزا است
شما می توانید با مراجعه به علوم مختلف و با علم کنونی و دانش بدست امده تا امروز اطلاعات مفیدی کسب نمایید.


نکته:


خب به هر حال در این بحث گریزی نیست جز اینکه بنده اینها را از شما بخواهم.لازم نیست جواب ابنها را هم از خودتان بفرمائید، همان علومی که برای این سوال ما پاسخی دارند از همان ها نقل بفرمائید. چون دقیقا نقطه ی اختلاف اینجاست که ما معتقدیم علوم مادی و تجربی برای همه ی امور توجیهی ندارند. ولی شما می فرمایید دارند، نقل بفرمائید که این مثال هایی که بنده زدم را چطور توجیه و توضیح می دهند که حول آن صحبت کنیم و ببینیم این سنخ امور چگونه مادی است و با تعریف خودتان جرم و فضایش چیست یا باز با مبنای خودتان چگونه مانند صوت از فعالیت چه ماده ای حاصل شده اند.

بنده در اینجا سر تعظیم فرود می اورم و قبول می کنم از دانش هیچ نمی دانم اما لطفا و بدون انکه مسایل خیالی و بدون اثبات بفرمایید بنده را با اصول خودتان راهنمایی بفرمایید


اما در مورد این که فرمودید:


این مطالب شما انقدر فلسفی است که بنده هیچ از ان سر در نیاوردم.


نکته:


اولا توصیه می کنم وقتی حول موضع علمی اظهار نظر می کنید با مبانی و مسائل مهم آن علم آشنا باشید.نمی شود شما بخشی از موضوعات و مسائل فلسفی که عالَم مجردات است را انکار کنید و در عین حال با واژه ی ساده ی قوه و فعل در فلسفه آشنا نباشید.


بنده رشته ام فیزیک نیست، ولی وقتی در مورد مدعیات شما در مورد فیزیک می خواهم صحبت کنم، سعی می کنم مسائل مبنایی و لازم از فیزیک را بدانم تا بتوانم با شما بحث کنم نه اینکه شما از ماده و جرم حرف بزنید و من اصلا ندانم که جرم چیست.و قبل از زیر سوال بردن مدعیات فلسفه، اندکی با مبانی فلسفه آشنا باشید

اولا که این کانون کانونی است که عموم کاربران در ان حاضر هستند و همانطور که یقینا شما از علم فیزیک ظاهری از ان میدانید و مثلا حتی به ریز مثلا نمک طعام ممکن است اشنایی نداشته باشید بسیاری از کاربران مانند من به مسایل بسیار خیالی فلسفی اشنایی نداشته باشند
ضمن اینکه خودتان بهتر میدانید که اکثر اصطلاحات که در علوم مختلف به کار میرود مخصوص متخصص ان علم است و کاربرد عمومی ندارد
مثلا ممکن است شما تلسکوپ هابل را بشناسید اما قطعا از چگونگی ساخت ان شرایط پرتاب الیازهای به کار رفته در ان وووو اطلاع ندارید
لذا لطفا از ذکر اصطلاحات تخصصی خود داری بفرمایید
ضمن انکه اگر می خواستم در فلسفه بحث کنم به کانون فلسفه مراجعه می کردم


اما یک سوال می کنم:


آیا این را یکی از خواص موجودات مادی می دانید که هر موجود مادی، دائما در حال تغییر و تحول بوده و از صورتی به صورت دیگر در می آید.مثلا دانه ی سیب هم مادی است و هم درخت سیب هم مادی است، ولی صورتشان متفاوت است.یعنی دانه ی سیب اگر لوازمش باشد کم کم تغییر شکل و تحول پیدا می کند به سوی درخت سیب؟! اگر قبول دارید پس علاوه بر دو ویزگی که در تعریف ماده و موجود مادی گفتید، این ویژگی سوم را هم باید اضافه کنید


موفق و موید

طارق



اما لطفا بدون اینکه بخواهید بنده را تخریب کنید لطفا به سئوالات من بدون ذکر مسایل خیالی فلسفی پاسخ دهید
ان عالم غیر ماده که میفرمایید
اولا جنسش از چیست
خصوصیات ان چیست
در کجا قرار دارد
ایا ماده می تواند با ان عالم ارتباط برقرار کند
اگر می تواند به چه صورت
و سئوالات دیگر که در جای خود خواهم پرسید

bina88
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۳:۴۹
سلام علیکم جمیعا

اساتید محترم و دوستان بزرگوار
بیطرف عزیز عوالمی را معرفی کردند و خداوند را در آن عوالم توصیف فرمودند و از اساتید اهل فن خواستند در باب این عوالم توضیح دهند.

وقتی ما از چند چون این عوالم نا آگاه باشیم همین مباحثی که حامد علی مطرح فرمودند را بیان میکنیم.

بنده چند سوال مطرح میکنم امیدوارم به آنها پاسخ داده شود تا مفهوم این عوالم و نسبت آنها با خدای عالم مشخص گردد.

1- عالم اسماء الهی - عالم تجرد ( جبروت ) و عالم مثال ( ملکوت )
هر سه عالم عوالمی مصنوع الهی هستند یا عوالمی هستند که از ابتدا بوده اند.

2- نسبت خدای رحمان با این عوالم چگونه است . آیا خداوند تابع قوانیین و منطق موجود در آن عوالم است یا برعکس .

3- منطق موجود در آن عوالم چگونه است آیا با منطق عالم مادی همشکل است ؟ آیا موجود و وجود داخل آن عوالم مجبور به تابعیت از قوانین آن عالم هستند ؟


یاحق

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۶:۰۷
سلام علیکم جمیعا

اساتید محترم و دوستان بزرگوار
بیطرف عزیز عوالمی را معرفی کردند و خداوند را در آن عوالم توصیف فرمودند و از اساتید اهل فن خواستند در باب این عوالم توضیح دهند.

وقتی ما از چند چون این عوالم نا آگاه باشیم همین مباحثی که حامد علی مطرح فرمودند را بیان میکنیم.

بنده چند سوال مطرح میکنم امیدوارم به آنها پاسخ داده شود تا مفهوم این عوالم و نسبت آنها با خدای عالم مشخص گردد.

1- عالم اسماء الهی - عالم تجرد ( جبروت ) و عالم مثال ( ملکوت )
هر سه عالم عوالمی مصنوع الهی هستند یا عوالمی هستند که از ابتدا بوده اند.

2- نسبت خدای رحمان با این عوالم چگونه است . آیا خداوند تابع قوانیین و منطق موجود در آن عوالم است یا برعکس .

3- منطق موجود در آن عوالم چگونه است آیا با منطق عالم مادی همشکل است ؟ آیا موجود و وجود داخل آن عوالم مجبور به تابعیت از قوانین آن عالم هستند ؟


یاحق

با عرض سلام و ادب و تشکر از دوست گرامی
اگر در اصطلاح چیزی به عنوان عالم مطرح میشود به این منظور است که هر مخلوق بر حسب ظرفیت خود در ان عالمها طبقه بندی میشوند پس هر عالم معرف نوعیت مخلوق است برای مثال انسان جسم دارد نفس دارد و عقل وصفات دارد حال این سه معقوله متعلق به سه نوع جنسیت متفاوت هستند و بر حسب هر جنسیتی عالمی را باید برای انها در نظر گرفت جسم را بر حسب نوع جنس ان در عالم ماده تصور میکنیم و نفس را در عالم ملکوت و عقل و صفات را در عالم جبروت و از تجلی انها در عالم پایین تر خداوند خلق را صورت داده و در بازگشت نیز هر کدام در مقام خود بازگشت دارند
در جواب پاسخ اول
1 تمام عالمها مصنوع خداوند منان هستند ولی بر حسب نوع عالم نوع خلقت فرق میکند

2 تمام عالمها تابع ذات ملکوتی خداوند هستند و برحسب قانونی که خود خداوند گذاشته عمل میکنند و لی این به ان معنا نیست که خداوند مجبور است خود او میتواند قوانین را تعقیر دهد

3 تمام انها را در عالم ماده میتوانیم بیابیم و در خود ما موجود است ولی از لحاظ ماهیت تعریفی درستی از انها نداریم با انکه موجود است و نمیتوانیم منکر ان شویم همانطور که گفتم نفس را در عالم ماده میتوانیم به انرژی تصور کنیم و روح را به صفات و عقل با اینکه هر دوی اینها در عالم ماده موجود هستند و برای ما مشخص ولی نمیتوانیم ماهیت انها را مشخص کنیم و نمیتوانیم منکر انها شویم به این معنا نمیتوانیم ماهیت انها را تعریف کنیم چون در علم شناخت انها محاط هستیم و احاطه بر انها نداریم و چون میدانیم که از جنس ماده نیستند برای طبقه بندی انها عالمهای را به اسامی مختلف تعین میکنیم حال هر کس هر اسمی میخواهد بر ان عالمها بگذارد حرف این است که جنس انها با ماده یکی نیست و بر حسب جنسیت باید در طبقه نوعیت خود قرار بگیرند

ولی برادرمان جناب حامد معتقد هستند که تمام موجودات به علت اینکه خلق شدند از جنس ماده هستند و هر چیزی را که میشناسد از جنس ماده است به غیر از خداوند البته بنده با ایشان در تایپهای مختلف در این مورد بحثهای زیادی داشتم و در قسمت مخلوق چیست از طریق علم فیزیک توضیح دادم که انرژی از ماده است ولی از جنس ماده نیست یا نور یا صفات یا عقل ولی متاسفانه موفق نبودم و برای اینکه خدای ناکرده ایشان از بنده دلگیر نشوند و متقابلا بنده هم دلگیر نشوم بحث را بیشتر با ایشان را صلاح هر دو نفر ندانستم حال استاد گرانقدر جناب طارق در این موضوع با دوست عزیزم بحث میکنند که انشاالله به نتیجه برسد که موجودات همه از جنس ماده نیستند

حامدعلی
۱۳۹۱/۰۴/۰۳, ۰۹:۵۷
اميدوارم اين بحث عالم مادهو غير ماده مجددا باز شود

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۰۳, ۱۷:۱۰
.ما معتقدیم علوم مادی و تجربی برای همه ی امور توجیهی ندارند
درود بر طارق عزیز
ابتدا بگویم که قصدم فقط یادگیری و تحقیق است و مطابق آنچه در گذشته بودم نیستم. تا اینجای بحث را مطالعه کردم و باز هم متأسفانه فارومهای ما به بحث نمیپردازند و حالتی کاربردی دارند. برای آنکه وارد موضوع شوم لازم است مقصودتان از این جمله را بدانم. سپاس :Rose:

spinoza
۱۳۹۱/۰۴/۰۳, ۱۸:۴۹
سوال: چرا خداوند دارای عالمی غیر از ماده است؟
اشکالات:
1. منظور از خدا چیست؟
2.منظور از عالمی که خدا در آن است چیست؟(چون قبول این موضوع خود قبول مکانمند شدن خدا است و باید دید تعریف خدا چیست---برگشت به سوال نخست)
3.با روندی میتوان اثبات کرد که صفت خالقیت خدای غیر مادی را میتوان از او سلب کرد (علم فیزیک اینکار را در بخش مکانیک کوانتوم--شکل گیری اجزای هستی نظیر ریسمانها---انجام میدهد)

در نتیجه باید دید تعریف لفظ "خدا" در این جمله سوالی دارای بُعد تحلیلی هست یا خیر؟!

حامدعلی
۱۳۹۱/۰۴/۰۴, ۰۸:۳۳
خدا آن قدرت و ذاتي است كه وجودش وابسته به خودش است

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۰۵, ۰۴:۲۴
سوال: چرا خداوند دارای عالمی غیر از ماده است؟اشکالات:1. منظور از خدا چیست؟2.منظور از عالمی که خدا در آن است چیست؟(چون قبول این موضوع خود قبول مکانمند شدن خدا است و باید دید تعریف خدا چیست---برگشت به سوال نخست)3.با روندی میتوان اثبات کرد که صفت خالقیت خدای غیر مادی را میتوان از او سلب کرد (علم فیزیک اینکار را در بخش مکانیک کوانتوم--شکل گیری اجزای هستی نظیر ریسمانها---انجام میدهد)در نتیجه باید دید تعریف لفظ "خدا" در این جمله سوالی دارای بُعد تحلیلی هست یا خیر؟!این مرورگر بازیش گرفته و مجبورم اینگونه کوت کنم:علم فیزیک اینکار را در بخش مکانیک کوانتوم--شکل گیری اجزای هستی نظیر ریسمانها---انجام میدهدلطفا در این مورد بیشتر توضیح دهید چون من در یکی از نوشته ها به همین نکته رسیدم و بدان نیاز دارم. سپاس

molana1400
۱۳۹۱/۰۴/۰۵, ۱۰:۵۱
سلام. درمباحث عرفانی داریم که خدا اول و آخر است. برای تصور چنین حالتی به نظر شما چه باید کرد؟ چگونه میشود یک چیزی هم اول باشد هم آخر؟ حال سراغ اشکال هندسی میرویم. در هندسه برای برخی اشکال میتوان ابتدا و انتهایی تصور کرد. مثل خط. اما برای برخی دیگر چنین نیست. مانند دایره. در دایره شما هر نقطه ای را انتخاب کنید هم اول است و هم آخر! حال سوال بنده اینست که اصولا ماده ای که ما از آن دم میزنیم ماهیت آن چیست؟ آیا اگر بینهایت در ماده ریز شویم میتوان برای آن ابتدایی تصور کرد. و آیا مطابق نظریه دکتر حسابی (اگر فهم بنده درست باشد) میتوان انتهایی برای ماده متصور شد. از نظر بنده بسیاری از تصورات ما نصبت به اشیاء و مفاهیم پیرامونمان مانند مثال خط و دایره است که در بالا اشاره شد. و البته با گذشت روزگار کامل تر میشود. روزگاری مردم زمین را صفحه ای تخت میدانستند که اگر روی آن حرکت میکردی پایین میافتادی. اما با کامل تر شدن علوم و دانش بشر متوجه شد که زمین یک گوی کروی خاکیست که نه میتوان برای آن ابتدایی تصور کرد و نه انتهایی.البته به نظر بنده جهل ما تا حدود زیادی ساخته دست خودمان است. چرا که خودمان را محروم کرده ایم و از منبع اصلی علم که در آن نقصی راه ندارد دور افتاده ایم.

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۰۵, ۲۰:۵۰
سلام. درمباحث عرفانی داریم که خدا اول و آخر است. برای تصور چنین حالتی به نظر شما چه باید کرد؟ چگونه میشود یک چیزی هم اول باشد هم آخر؟ حال سراغ اشکال هندسی میرویم. در هندسه برای برخی اشکال میتوان ابتدا و انتهایی تصور کرد. مثل خط. اما برای برخی دیگر چنین نیست. مانند دایره. در دایره شما هر نقطه ای را انتخاب کنید هم اول است و هم آخر! حال سوال بنده اینست که اصولا ماده ای که ما از آن دم میزنیم ماهیت آن چیست؟ آیا اگر بینهایت در ماده ریز شویم میتوان برای آن ابتدایی تصور کرد. و آیا مطابق نظریه دکتر حسابی (اگر فهم بنده درست باشد) میتوان انتهایی برای ماده متصور شد. از نظر بنده بسیاری از تصورات ما نصبت به اشیاء و مفاهیم پیرامونمان مانند مثال خط و دایره است که در بالا اشاره شد. و البته با گذشت روزگار کامل تر میشود. روزگاری مردم زمین را صفحه ای تخت میدانستند که اگر روی آن حرکت میکردی پایین میافتادی. اما با کامل تر شدن علوم و دانش بشر متوجه شد که زمین یک گوی کروی خاکیست که نه میتوان برای آن ابتدایی تصور کرد و نه انتهایی.البته به نظر بنده جهل ما تا حدود زیادی ساخته دست خودمان است. چرا که خودمان را محروم کرده ایم و از منبع اصلی علم که در آن نقصی راه ندارد دور افتاده ایم.
اشاراتی نظیر آنچه میگویید فراوان است و اینها نشان از واقعیت دارد و اینکه آدمی آنرا میبیند اما برحسب تربیت ذهنی خویش تفسیر میکند. واقعه و پدیده یکی است اما برداشتها متفاوت. در اینمورد فروان میشود بحث کرد و هریک از جملاتی که در بازار دین دست بدست میشود خود میتواند گواهی بر واقعیت مادی جهان باشد که تنها این شکل از وجود میتواند درک و پیش بینی شود. اما از استارتر محترم این سایت و از کارشناسان مدافع نظریه ی وجود عوالم غیرمادی خواهشمندم وارد بحث شوند و پاسخ دهند عالم غیرمادی چگونه عالمی است. اینکه از متن سخن مدعی (که در اینجا لابد قرآن است) مثال آورید نمیشود.. دم روباه شاهد پذیرفته نمیشود. و سندیت ندارد. صرفا کافیست توضیحی ارائه دهید که منطق آنرا بپذیرد. تا ببینیم آیا کارشناس این سایت زنده است یا به مرخصی رفته است .. و آیا این سکوت در برابر سخنان ما تا کجا ادامه خواهد داشت. اینجا شاهدی دارم که اتفاقا از خود شماست (خطاب به حضرات متدین) اما یواش یواش با دیدن این سکوت شما دارد شک ورش میدارد که واقعا داستان چیست که شما هیچ پاسخی برای من ندارید!! تاپیک من چه شد؟ هنوز در حال بررسی هستید؟ :Labkhand:

molana1400
۱۳۹۱/۰۴/۰۶, ۱۴:۲۲
سلام دوست عزیز. ابتدا جسارتا باید نسبت به دستور زبانتون تذکر بدم چرا که به دلیل نوع جمله بندیتون فهم مطالب شما تا حدودی سخته. بازم پوزش میخوام اگر جسارتی شد. اما در مورد مطالبی که فرمودین من این دفعه سعی میکنم علمی با شما بحث میکنم. با یک مثال شروع میکنم. به نظر شما نقطه ای که روی یک خط حرکت میکنه میتونه تصوری از صفحه داشته باشه؟ و یا خطی که روی یک صفحه حرکت میکنه میتونه تصوری از ارتفاع داشته باشه؟ و به طور کلی یک فضای nبعدی میتونه تصوری از فضای n+1بعدی داشته باشه؟ نقطه ای که روی خطه تمام عالم رو همون خط میبینه و خط تمام عالم رو صفحه میبینه و همینطور الی آخر. ولی در واقع تمام این اجزا ضمن بودن در فضای خودشان با سایر فضاها هم اتحاد دارند. شما میفرمایید عالم ماده.من میگم عالم ریاضیات. آیا شما میتونید در عالم مادی شناخته شده یک دایره برای من پیدا کنید. میبینید که امکان نداره. ولی همین دایره در عالم ریاضی به راحتی در دسترسه و یه وفور یافت میشه. شما میگید عالم ماده من میگم عالم خواب. شما در عالم خواب به مکانهای ناشناخته حرکت میکنید و بعد زمان رو حس نمیکنید. حتی میتونید پرواز کنید. در عین حال تمام این عوالمی که گفتم با هم اتحاد دارن. فی المثل شما از قواعد عالم ریاضی میتونید در عالم ماده استفاده کنید. بنابراین وجود یک عالم نمیتونه دلیل بر نبود عوالم دیگر باشد.

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۰۷, ۲۱:۵۲
سلام دوست عزیز. ابتدا جسارتا باید نسبت به دستور زبانتون تذکر بدم چرا که به دلیل نوع جمله بندیتون فهم مطالب شما تا حدودی سخته. د.درود بر شما. نفهمیدم دستورزبان اشکال دارد یا جمله بندی؟ دستورزبان مشکل داشته باشد جمله نامفهوم است، اما اینک و منبعد لطف کرده جمله ی معیوب مرا همراه با ذکر جمله ی سالم آن ارسال کنید تا تکرار نشود و از اطلاعات دستورزبانی شما یاد بگیریم. دوباره مرور کردم و اشکالی در آن ندیدم.
به نظر شما نقطه ای که روی یک خط حرکت میکنه میتونه تصوری از صفحه داشته باشه؟ اگر منظور از نقطه همین نقطه ی خطوط عربی هستند که خوب اینها در هیچ صورتی هیچ تصوری ندارند. منظور از نقطه چیست؟ چیزی که به بحث مربوط شود. ایضا:
و یا خطی که روی یک صفحه حرکت میکنه میتونه تصوری از ارتفاع داشته باشه؟ و به طور کلی یک فضای nبعدی میتونه تصوری از فضای n+1بعدی داشته باشه؟ نقطه ای که روی خطه تمام عالم رو همون خط میبینه و خط تمام عالم رو صفحه میبینه و همینطور الی آخر. ...........اما اینها چیزی دارند:
ولی در واقع تمام این اجزا ضمن بودن در فضای خودشان با سایر فضاها هم اتحاد دارند. البته بازهم "اینها " معلوم نیست چه چیزی هستند، پس "فضای خودشان" و "سایر فضاها"ی دیگر هم نامعلوم است و نمیتوان چیزی از آن فهمید. اما یک توضیح: هستی یک مفهوم کلی است که پوشاننده ی هستی است. هرآنچه هست در آن جای میگیرد و هستی فقط از طریق مغز و فهم آدمی برای او وجود دارد. بنابراین هر آنچه از آن سخن بگوییم قبل از هر چیز واژه ای در مغز است و طبیعتا همه ی موجودات مغز با یکدیگر و عوالم یکدیگر مرتبط هستند چون همه درون یک پکیج جای دارند.
شما میفرمایید عالم ماده.من میگم عالم ریاضیات. آیا شما میتونید در عالم مادی شناخته شده یک دایره برای من پیدا کنید. میبینید که امکان نداره. ولی همین دایره در عالم ریاضی به راحتی در دسترسه و یه وفور یافت میشه. شما میگید عالم ماده من میگم عالم خواب. شما در عالم خواب به مکانهای ناشناخته حرکت میکنید و بعد زمان رو حس نمیکنید. حتی میتونید پرواز کنید. در عین حال تمام این عوالمی که گفتم با هم اتحاد دارن. فی المثل شما از قواعد عالم ریاضی میتونید در عالم ماده استفاده کنید. بنابراین وجود یک عالم نمیتونه دلیل بر نبود عوالم دیگر باشعالم ریاضیات ، عالم خواب، و لابد عالم شیمی و عالم مکانیک هم وجود دارد و.. الخ.اینها همه عوالمی در مغز یک موجود متفکر و خیال‌پرور است. اگر منظور از عوالم خدا نیز یک چنین عوالمی است که درگیری ندارد.. این خدای انسان‌گونه بیش از آنچه هست به یک مرد قطاع‌الطریق بادیه‌نشین نزدیک میشود. این مثال و کلا هرآنچه در این پست آمده است ارتباط خوبی با بحث برقرار نمیکند. مگر آنکه نکاتی را که مشخص کردم توضیح دهید. تا اینجا نمیتوانم بفهمم چه نتیجه ای میخواهید بگیرید و نتیجه ای که در آخر متن گرفتید معلوم نیست از کجا آمد؛ (منطق میدانید؟ صغری کبری و.. . ؟) در کل این طریق بحث علمی لزومی ندارد اینجا از دین حرف میزنیم و دین ربطی به علم پیدا نمیکند. عنوان تاپیک وقتی اشتباه باشد نتیجه همین میشود: بجای پرداختن به چرائی کار خدا یا همان توجیه کار خدا (که معلوم نیست واقعی است یا فانتزی) به بحثی پرداختید که تا اینجا هیچی نیست. یک کمی جمع تر بحث کنید برای خودتان بهتر است. و نیز اگر یکی در راه رضای خدا بگوید این تاپیک ادعایش چیست ممنون میشوم. موفق باشید.

حقیقت
۱۳۹۱/۰۴/۰۸, ۱۷:۳۸
درود بر شما. نفهمیدم دستورزبان اشکال دارد یا جمله بندی؟ دستورزبان مشکل داشته باشد جمله نامفهوم است، اما اینک و منبعد لطف کرده جمله ی معیوب مرا همراه با ذکر جمله ی سالم آن ارسال کنید تا تکرار نشود و از اطلاعات دستورزبانی شما یاد بگیریم. دوباره مرور کردم و اشکالی در آن ندیدم.اگر منظور از نقطه همین نقطه ی خطوط عربی هستند که خوب اینها در هیچ صورتی هیچ تصوری ندارند. منظور از نقطه چیست؟ چیزی که به بحث مربوط شود. ایضا:...........اما اینها چیزی دارند:البته بازهم "اینها " معلوم نیست چه چیزی هستند، پس "فضای خودشان" و "سایر فضاها"ی دیگر هم نامعلوم است و نمیتوان چیزی از آن فهمید. اما یک توضیح: هستی یک مفهوم کلی است که پوشاننده ی هستی است. هرآنچه هست در آن جای میگیرد و هستی فقط از طریق مغز و فهم آدمی برای او وجود دارد. بنابراین هر آنچه از آن سخن بگوییم قبل از هر چیز واژه ای در مغز است و طبیعتا همه ی موجودات مغز با یکدیگر و عوالم یکدیگر مرتبط هستند چون همه درون یک پکیج جای دارند. عالم ریاضیات ، عالم خواب، و لابد عالم شیمی و عالم مکانیک هم وجود دارد و.. الخ.اینها همه عوالمی در مغز یک موجود متفکر و خیال‌پرور است. اگر منظور از عوالم خدا نیز یک چنین عوالمی است که درگیری ندارد.. این خدای انسان‌گونه بیش از آنچه هست به یک مرد قطاع‌الطریق بادیه‌نشین نزدیک میشود. این مثال و کلا هرآنچه در این پست آمده است ارتباط خوبی با بحث برقرار نمیکند. مگر آنکه نکاتی را که مشخص کردم توضیح دهید. تا اینجا نمیتوانم بفهمم چه نتیجه ای میخواهید بگیرید و نتیجه ای که در آخر متن گرفتید معلوم نیست از کجا آمد؛ (منطق میدانید؟ صغری کبری و.. . ؟) در کل این طریق بحث علمی لزومی ندارد اینجا از دین حرف میزنیم و دین ربطی به علم پیدا نمیکند. عنوان تاپیک وقتی اشتباه باشد نتیجه همین میشود: بجای پرداختن به چرائی کار خدا یا همان توجیه کار خدا (که معلوم نیست واقعی است یا فانتزی) به بحثی پرداختید که تا اینجا هیچی نیست. یک کمی جمع تر بحث کنید برای خودتان بهتر است. و نیز اگر یکی در راه رضای خدا بگوید این تاپیک ادعایش چیست ممنون میشوم. موفق باشید.


ابتدا باید بگویم: نوع سخن گفتنت مانند آن موجودی است که افسارش را بریده است

در ادامه باید بدانی انسان ها تنها به 4 درصد از آن چیزی که در جهان است پی برده اند

شما علمت اندک است و این حقیقتی است تلخ برای شما


در انتها: اگر نمی توانی چیزی را قبول کنی دلیلی نمی شود تکذیب کنی

در پناه حق

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۰۹, ۰۸:۵۶
ابتدا باید بگویم: نوع سخن گفتنت مانند آن موجودی است که افسارش را بریده است



آیا میتوانم اینگونه استفسار کنم که شما بنظر خودت موجودی هستی که هنوز افسارش سرجایش است؟

در ادامه باید بدانی انسان ها تنها به 4 درصد از آن چیزی که در جهان است پی برده اند

یعنی حضرتعالی نه تنها از کل جهان باخبری بلکه از کل کل علم هم باخبری و میتوانی نسبتها را تعیین کنی. کامپیوتر ناسا ..ه میخورد به این ادعا نزدیک شود .. جل الخالق.. واعظمتا

شما علمت اندک است و این حقیقتی است تلخ برای شما


خیلی سعی میکنم ولی نمیتوانم پاسخی برایت بیابم. برای بحث با شما ابتدا باید یکدوره زبانهای ویژه را مطالعه کرد.

در انتها: اگر نمی توانی چیزی را قبول کنی دلیلی نمی شود تکذیب کنی

:Gig:


در پناه حق
اگر شما درپناه حق به این وضعیت گرفتار شده ای ترجیح میدهم در پناه حق نباشم. سپاسمندم ای موجود افسار نبریده .
:Ebraz Doosti:

حقیقت
۱۳۹۱/۰۴/۰۹, ۱۸:۳۴
آیا میتوانم اینگونه استفسار کنم که شما بنظر خودت موجودی هستی که هنوز افسارش سرجایش است؟

یعنی حضرتعالی نه تنها از کل جهان باخبری بلکه از کل کل علم هم باخبری و میتوانی نسبتها را تعیین کنی. کامپیوتر ناسا ..ه میخورد به این ادعا نزدیک شود .. جل الخالق.. واعظمتا


خیلی سعی میکنم ولی نمیتوانم پاسخی برایت بیابم. برای بحث با شما ابتدا باید یکدوره زبانهای ویژه را مطالعه کرد.

:Gig:


اگر شما درپناه حق به این وضعیت گرفتار شده ای ترجیح میدهم در پناه حق نباشم. سپاسمندم ای موجود افسار نبریده .
:Ebraz Doosti:

اول:
من تنها نوع سخن گفتن شما را شرح دادم و جلوه ای از خودتان را به شما نشان دادم و کلامی مخالف با ادب به شما نزدم

دوم:

این ادعا نیست و حقیقتی که اتفاقا در سایت ویکی پدیا مطالعه نموده ام که ما انسان ها قادریم چند بعد را درک کنیم و از درک دیگر حقایق ناتوانیم.اگر بیشتر نباشد کمتر نیست نسبتی را که بیان نموده اند و اگر کمی به کلام بنده توجه کنید متوجه می شوید

علت گفتن این جملات در بخش دوم سخنانم آن بود که کسی که نمی تواند همه چیز را درک کند نمی تواند در مورد چیزی که می گوییم همه چیز است سخنی کامل بگوید

چنانچه می بینیم در مورد خدا سخنان ناقص ، بریده بریده است

سوم:
آن بخش که گفتم آن چه را نمی توانی قبول کنی دلیلی نمی شود تکذیب کنی

منظور این است: به عنوان مثال یک انسان کور نمی تواند آسمان را ببیند اما دلیلی نمی شود تکذیبش کند

آیا چون شما نمی توانی خدا را قبول کنی او را سریعا تکذیب می کنید؟یا به تحقیقات بیشتر و مطالعات بیشتر ادامه می دهید؟

چهارم:

در پناه حق

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۰۹, ۲۲:۱۲
ممنونم عزیز. فکر میکنم بتوانم از آنچه فرمودید استفاده کنم. شما که اینقدر نظر خوبی دارید در مورد موضوع تاپیک هم چیزی مینویسید؟ اما واقعا میگویم اپست شما را خیلی ستودم. لااقل غیرتش را داشتید دوسه تا فحش دادید. اینجا هرچه پراندیم کسی فحشمان هم نداد. واغیرتا. :Rose::Moshtagh:

talleb
۱۳۹۱/۰۴/۱۰, ۰۹:۰۳
[quote]ابتدا باید بگویم: نوع سخن گفتنت مانند آن موجودی است که افسارش را بریده است[/quot اوج تربیت الهی و قرانی !! هرجا کم اوردی فحش بده مطابق سنت و قران!

حقیقت
۱۳۹۱/۰۴/۱۰, ۱۴:۱۹
ممنونم عزیز. فکر میکنم بتوانم از آنچه فرمودید استفاده کنم. شما که اینقدر نظر خوبی دارید در مورد موضوع تاپیک هم چیزی مینویسید؟ اما واقعا میگویم اپست شما را خیلی ستودم. لااقل غیرتش را داشتید دوسه تا فحش دادید. اینجا هرچه پراندیم کسی فحشمان هم نداد. واغیرتا. :Rose::Moshtagh:

نظرم را دادم

در مورد خدا صحبت می کنم و نظر هم می دهم ولی آن را نه رد می کنم و نه قبول

ترجیح می دهم اینگونه باشم

قحش هم در کار نبود...من آیینه ای شدم برای شما و حالت شما را بیان نمودم

در پناه حق

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۱۰, ۱۹:۴۴
نظرم را دادم

در مورد خدا صحبت می کنم و نظر هم می دهم ولی آن را نه رد می کنم و نه قبول

ترجیح می دهم اینگونه باشم

قحش هم در کار نبود...من آیینه ای شدم برای شما و حالت شما را بیان نمودم

در پناه حق
خردمندانه بود و نبود.
اما اینکه خدا را نه رد میکنی و نه قبول یک نظر غنوصی است که من شخصا آنرا (ببخشید اینجا نمیتوانم نظرم را بگویم شاید فکر کنید منظورم به شماست که نیست.. کلا میگویم) .. قبول ندارم.
اما از اینها گذشته آیا اصولا نظری راجع به عوالم دیگر داری؟ حالا صرفنظر از خالق داشتن یا نداشتن آن. بعضی کوانتومیستها که ملحد هم هستند فرضیه ی دنیاهای موازی را طرح کرده اند که خیلی شبیه عوالم مد نظر دینداران است و من این بحث را بیشتر بامید یکی ازین علمیها مشترک شدم. دینداران اصولا حقانیتی برای اظهارنظر دراین خصوص ندارند.
:Rose:

حقیقت
۱۳۹۱/۰۴/۱۰, ۲۱:۳۳
خردمندانه بود و نبود.
اما اینکه خدا را نه رد میکنی و نه قبول یک نظر غنوصی است که من شخصا آنرا (ببخشید اینجا نمیتوانم نظرم را بگویم شاید فکر کنید منظورم به شماست که نیست.. کلا میگویم) .. قبول ندارم.
اما از اینها گذشته آیا اصولا نظری راجع به عوالم دیگر داری؟ حالا صرفنظر از خالق داشتن یا نداشتن آن. بعضی کوانتومیستها که ملحد هم هستند فرضیه ی دنیاهای موازی را طرح کرده اند که خیلی شبیه عوالم مد نظر دینداران است و من این بحث را بیشتر بامید یکی ازین علمیها مشترک شدم. دینداران اصولا حقانیتی برای اظهارنظر دراین خصوص ندارند.
:Rose:


همان طور که از اسم اینجانب پیداست بنده به دنبال حقیقت هستم

برایم فرقی نمی کند دین آن را بگوید و یا علم

اما معتقد هستم که این دو در کنار هم صحیح تر هستند

علم بدون دین لنگ است و دین بدون علم کور (آلبرت انیشتین)

در پناه حق

molana1400
۱۳۹۱/۰۴/۱۱, ۰۷:۰۲
سلام. من تعجب میکنم این برادر عزیز بحث فضاهای nبعدی منو درک نکرد. اما حالا داره از دنیاهای موازی حرف میزنه! جل الخالق!برادر عزیز تو یا طوطی وار یه چیزی رو یاد گرفتی یا اینکه اگر درست میفهمیدی میدیدی منم همین حرف خودتو زدم! چه جوره تو دنیاهای موازی رو بلدی اما بحث ابعاد فضاها که ارتباط نزدیکی با این بحث داره رو نفهمیدی؟ فکر میکنم شما بیشتر دنبال بازی میگردی تا دنبال یه بحث منطقی!:Rose:

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۱۲, ۱۴:۲۵
همان طور که از اسم اینجانب پیداست بنده به دنبال حقیقت هستم

برایم فرقی نمی کند دین آن را بگوید و یا علم

اما معتقد هستم که این دو در کنار هم صحیح تر هستند

علم بدون دین لنگ است و دین بدون علم کور (آلبرت انیشتین)

در پناه حق
عالی ، آنقدر که علاقمند شدم در پناه حق قرار گیرم. :Rose:
آیا میخواهی از تجربه ام در حقجوئی برایت بگویم. گوزنها (آیین من) یک معنی دارد و آن حقجوئی است. تجربه ام میگوید بایستی فراوان تکاپو کرد و از خارمغیلان نترسید و فراوان پرسید. شما کم میپرسی.
از تاپیک خارج نشویم: آیا عالم دیگری هست؟ فرقی نمیکند کی پاسخ بدهد. بعنوان یک انسان آزاد یا متدین یا بیخدا مثل من. هرکسی میتواند به این پرسش فکر کند و مطمئن باش که یک پرسش یعنی پرسیدن از کل هستی. اگر به سؤالاتت ادامه دهی به این مطلب هم میرسی. آیا پاسخ میدهی؟ عالم دیگری هست یا نه؟ سپاس :Rose:

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۱۲, ۱۴:۲۸
سلام. من تعجب میکنم این برادر عزیز بحث فضاهای nبعدی منو درک نکرد. اما حالا داره از دنیاهای موازی حرف میزنه! جل الخالق!برادر عزیز تو یا طوطی وار یه چیزی رو یاد گرفتی یا اینکه اگر درست میفهمیدی میدیدی منم همین حرف خودتو زدم! چه جوره تو دنیاهای موازی رو بلدی اما بحث ابعاد فضاها که ارتباط نزدیکی با این بحث داره رو نفهمیدی؟ فکر میکنم شما بیشتر دنبال بازی میگردی تا دنبال یه بحث منطقی!:Rose:
درود دوست گرامی.
قهر کردی رفتی ؟؟
فضاهای nبعدی یا هر کوفتی میتواند مورد اشاره باشد. اما مهم ارتباط آن با مطلب است یا اینکه لااقل سخنی را متبادر کند. ایراد سخن شما آن بود که چیزی را مطرح نمیکرد تا بفهمیم مرتبط است یا نه. دوباره بگو.. از اولش.. آیا به وجود عالم دیگری اعتقاد داری؟ چه جور عالمی؟ دلیلت چیست.
موفق باشی. :Rose::Sham:

حقیقت
۱۳۹۱/۰۴/۱۲, ۱۸:۱۵
عالی ، آنقدر که علاقمند شدم در پناه حق قرار گیرم. :Rose:
آیا میخواهی از تجربه ام در حقجوئی برایت بگویم. گوزنها (آیین من) یک معنی دارد و آن حقجوئی است. تجربه ام میگوید بایستی فراوان تکاپو کرد و از خارمغیلان نترسید و فراوان پرسید. شما کم میپرسی.
از تاپیک خارج نشویم: آیا عالم دیگری هست؟ فرقی نمیکند کی پاسخ بدهد. بعنوان یک انسان آزاد یا متدین یا بیخدا مثل من. هرکسی میتواند به این پرسش فکر کند و مطمئن باش که یک پرسش یعنی پرسیدن از کل هستی. اگر به سؤالاتت ادامه دهی به این مطلب هم میرسی. آیا پاسخ میدهی؟ عالم دیگری هست یا نه؟ سپاس :Rose:

بله انسان باید بپرسد و پرسش از مهم ترین و ابتدایی ترین کارها برای رسیدن به حقیقت است

عالم دیگر به چه معنا؟! آیا منظورتان همان بهشت و جهنم مسلمانان است؟

یا عالم های دیگری که فیزیک دانان از آن سخن می گویند؟

در پناه حق

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۱۳, ۰۲:۳۹
بله انسان باید بپرسد و پرسش از مهم ترین و ابتدایی ترین کارها برای رسیدن به حقیقت است

عالم دیگر به چه معنا؟! آیا منظورتان همان بهشت و جهنم مسلمانان است؟

یا عالم های دیگری که فیزیک دانان از آن سخن می گویند؟

در پناه حق
البته این سؤال کلی است و در همان قالب کلی خودش دربرگیرنده ی بهشت و جهنم نیز هست. بهشت و جهنم عوالمی هستند که تعاریف و اشارات مغشوشی در باب آن هست که اگر فقط به توضیحات خالق آن که ادیان است رجوع کنیم منطقا وجود آن محال بنظر خواهد رسید. اما اگر از زاویه ی کلی تری به آن نگریست و مثلا مباحث فیزیک نوین را مطرح کرد آنگاه بحث کلا اتمسفر متفاوتی خواهد یافت. اما اینکه یکنفر بخواهد با رجوع به اشارات دینی از یافته های فیزیک سخن بگوید آنقدر مسخره خواهد بود که من ادعا میکنم : قطعا و بدون هیچ ترحمی مثل بولدوزر خرابش میکنم.. خواه هاوکینگ دیگری باشد یا آکوئیناس و برکلی دیگری (بیچاره هاوکینگ بدبخت.. آخرین بازمانده ی بیخدایان فسیلی که علم را در مقابل دین بکار بردند. خوشحالم که دارامروئی هستم).
اما شما برای ورود صحیح به مطلب بایستی از خودت شروع کنی. ببخشی که اینجوری حرف میزنم منظور بدی ندارم. اصولا میخواهم خارج از این ظن و تردیدهای بیخودی که در محیط گفتمان اسلامی خلق کرده اند و منظوری جز تخطئه ی بحث و عقیم نهادن اندیشه ندارد حرف بزنیم. من استاد کسی نیستم اما به تجربه ی خودم که نباید خیانت کنم. تجربه ام میگوید شما اینجوری شروع کن و میل با شماست که چکار کنی. بهتر است از خودت بپرسی راجع به وجود یک عالم دیگر چه باوری داری؟ فرق نمیکند عوالم مخلوق والت دیسنی باشد یا مصنوع آموزه های سرگردان دینی.. فقط راجع به یک دنیای دیگر چه میگوئی تا من خدمت این مولانای مشکوک الذهن را با دنیای nبعدیش برسم.

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۱۳, ۰۲:۴۲
جناب مولانا ادعایت چیست؟ میخواهی شوربای nبعدی با بلغور آمیزفسنجون ببافی؟ پیشنهاد میکنم خط خود را مشخص کن. یا فیزیک یا عمه یوجیب. از کدام زاویه معتقدی دنیای دیگری هست؟

حقیقت
۱۳۹۱/۰۴/۱۳, ۱۹:۲۹
البته این سؤال کلی است و در همان قالب کلی خودش دربرگیرنده ی بهشت و جهنم نیز هست. بهشت و جهنم عوالمی هستند که تعاریف و اشارات مغشوشی در باب آن هست که اگر فقط به توضیحات خالق آن که ادیان است رجوع کنیم منطقا وجود آن محال بنظر خواهد رسید. اما اگر از زاویه ی کلی تری به آن نگریست و مثلا مباحث فیزیک نوین را مطرح کرد آنگاه بحث کلا اتمسفر متفاوتی خواهد یافت. اما اینکه یکنفر بخواهد با رجوع به اشارات دینی از یافته های فیزیک سخن بگوید آنقدر مسخره خواهد بود که من ادعا میکنم : قطعا و بدون هیچ ترحمی مثل بولدوزر خرابش میکنم.. خواه هاوکینگ دیگری باشد یا آکوئیناس و برکلی دیگری (بیچاره هاوکینگ بدبخت.. آخرین بازمانده ی بیخدایان فسیلی که علم را در مقابل دین بکار بردند. خوشحالم که دارامروئی هستم).
اما شما برای ورود صحیح به مطلب بایستی از خودت شروع کنی. ببخشی که اینجوری حرف میزنم منظور بدی ندارم. اصولا میخواهم خارج از این ظن و تردیدهای بیخودی که در محیط گفتمان اسلامی خلق کرده اند و منظوری جز تخطئه ی بحث و عقیم نهادن اندیشه ندارد حرف بزنیم. من استاد کسی نیستم اما به تجربه ی خودم که نباید خیانت کنم. تجربه ام میگوید شما اینجوری شروع کن و میل با شماست که چکار کنی. بهتر است از خودت بپرسی راجع به وجود یک عالم دیگر چه باوری داری؟ فرق نمیکند عوالم مخلوق والت دیسنی باشد یا مصنوع آموزه های سرگردان دینی.. فقط راجع به یک دنیای دیگر چه میگوئی تا من خدمت این مولانای مشکوک الذهن را با دنیای nبعدیش برسم.


علم بشر بسیار اندک است به طوری که اگر هم سخنی بگوید در انتها و در بهترین شرایط به سخنانش می گویند نظریه و نمی تواند خیلی قطعی سخن بگوید و در موارد اندکی قطعی سخن می گوید

معتقد هستم سخنانی هم که درباره دنیاهای دیگر در فیزیک مطرح می شود چه درست و چه غلط آغاز رسیدن به حقیقتی است که به دنبال آن هستیم و همه آنها قابل احترام هستند

همان طور که می دانید برای رسیدن به یک نظریه صحیح انسان های بسیار می آیند و نظریات بسیار مطرح می شود تا در انتها درست ترین نظریه انتخاب و قابل شهود و درک می شود

می توانیم این مهم را در مورد عناصر وجودی عالم ببینیم که ابتدا معتقد بودن چهار عنصر اصلی دنیا را می سازد و بعد آنها را کم و زیاد کردند و سخنان دیگری گفتند


و علم فیزیک را بسیار می پسندم

در مورد عوالمی هم که دین آنها را بیان نموده و بهشت و جهنم را بیان نموده هم تا به حال ردشان نکرده ام و قبولشان هم نکرده ام

نداشتن نظر عیب نیست

اینکه با عجله نظر دهیم بد است

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۱۸, ۱۵:۱۸
شما دوست گرامی در نقطه ی بسیار متینی از تفکر هستی که آرزو میکنم همه ی انسانها میتوانستند از آن برخوردار شوند و نه آنکه تفکرشان برخی ِ بازوی شکمشان شود. با این اعتراف چیز دیگری باقی نمیماند جز اینکه بگویم همه باید صبر کنند ببینند علم درباره ی عوالم دیگر چه میگوید.. نه اینکه زیر عَلمِ بهشت و برزخ سینه بزنند. موفق باشید. :Rose:

Al-taïr
۱۳۹۱/۰۴/۱۸, ۱۸:۴۷
شما دوست گرامی در نقطه ی بسیار متینی از تفکر هستی که آرزو میکنم همه ی انسانها میتوانستند از آن برخوردار شوند و نه آنکه تفکرشان برخی ِ بازوی شکمشان شود. با این اعتراف چیز دیگری باقی نمیماند جز اینکه بگویم همه باید صبر کنند ببینند علم درباره ی عوالم دیگر چه میگوید.. نه اینکه زیر عَلمِ بهشت و برزخ سینه بزنند. موفق باشید. :Rose:

الان مشکل شما گرامی این است که متوجه نیستید هر چیزی را نمی توان از هر دیدگاهی بررسی کرد. فیزیک نهایتا می تواند درباره همین عالم نظر دهد آن هم نه قطعی چون تجربی است. حالا این که می خواهید با فیزیک جدید وجود یا عدم عوالم دیگر را بررسی بفرمایید مثل این است که با فلسفه دنبال علت مثلا سرماخوردگی برویم.

r.daramroei
۱۳۹۱/۰۴/۱۹, ۱۳:۴۵
الان مشکل شما گرامی این است که متوجه نیستید هر چیزی را نمی توان از هر دیدگاهی بررسی کرد. فیزیک نهایتا می تواند درباره همین عالم نظر دهد آن هم نه قطعی چون تجربی است. حالا این که می خواهید با فیزیک جدید وجود یا عدم عوالم دیگر را بررسی بفرمایید مثل این است که با فلسفه دنبال علت مثلا سرماخوردگی برویم.
دوست گرامی خواهشمندم بفرمایید از این گفته ی شما چه نتیجه ای باید گرفت. منظورم اینست که شما خود چه نتیجه ای گرفته اید؟ سرماخوردگی و فلسفه را نمیگویم.. حتی اینرا هم توجهی ندارم که من ابدا معتقد نیستم هرچیزی از هر دیدگاهی قابل دیدن است و برعکس اگر رجوع کنید در تمام مطالب در حال تفکیک مقولات از یکدیگر هستیم. اینها مهم نیست. مهم اینست که من منطقا منتظرم انسان از آگاهی خود نتیجه بگیرد و وقتی فلان ادعا را طرح میکند خودش پیگیری کند که این ادعا چه ضروریات منطقی را بدنبال دارد. اگر این نباشد مثل آن خواهد بود که ضغرا و کبری را بچینیم و نتیجه را نگیریم.. مسلما سخن ارزشی نخواهد داشت. سپاس گرامی :Rose:

حقیقت
۱۳۹۱/۰۴/۱۹, ۲۱:۱۸
الان مشکل شما گرامی این است که متوجه نیستید هر چیزی را نمی توان از هر دیدگاهی بررسی کرد. فیزیک نهایتا می تواند درباره همین عالم نظر دهد آن هم نه قطعی چون تجربی است. حالا این که می خواهید با فیزیک جدید وجود یا عدم عوالم دیگر را بررسی بفرمایید مثل این است که با فلسفه دنبال علت مثلا سرماخوردگی برویم.

ابتدا بهتر است تعریفی از فیزیک به شما ارائه داد:
فیزیک علم مطالعه طبیعت است

و در حال حاضر می بینید که تنها یک فیزیک دان نظر نمی دهد

علوم مختلف و دانشمندان مختلف جمع می شوند تا بتوانند بر روی یک مسئله نظر دهند مانند همین عالم های دیگر


این کار حتی اگر به شکست بی انجامد زیبا و نیکو است


اما شما:

تنها بخاطر اینکه کلماتی در کتاب مقدسش بیان شده چشم و گوش بسته می گوید قبول می کنم باید به خود بی اندیشید و دست از این نوع تفکر بردارید

Al-taïr
۱۳۹۱/۰۵/۰۶, ۰۵:۰۵
دوست گرامی خواهشمندم بفرمایید از این گفته ی شما چه نتیجه ای باید گرفت. منظورم اینست که شما خود چه نتیجه ای گرفته اید؟ سرماخوردگی و فلسفه را نمیگویم.. حتی اینرا هم توجهی ندارم که من ابدا معتقد نیستم هرچیزی از هر دیدگاهی قابل دیدن است و برعکس اگر رجوع کنید در تمام مطالب در حال تفکیک مقولات از یکدیگر هستیم. اینها مهم نیست. مهم اینست که من منطقا منتظرم انسان از آگاهی خود نتیجه بگیرد و وقتی فلان ادعا را طرح میکند خودش پیگیری کند که این ادعا چه ضروریات منطقی را بدنبال دارد. اگر این نباشد مثل آن خواهد بود که ضغرا و کبری را بچینیم و نتیجه را نگیریم.. مسلما سخن ارزشی نخواهد داشت. سپاس گرامی :Rose:

اینکه صحبتتان در پست قبلیتان درست نیست، قبول دارید؟


و در حال حاضر می بینید که تنها یک فیزیک دان نظر نمی دهد

علوم مختلف و دانشمندان مختلف جمع می شوند تا بتوانند بر روی یک مسئله نظر دهند مانند همین عالم های دیگر

آفرین، این علوم دیگر چه علومی هستند، علوم تجربی دیگر؟ پس همان پست قبلیم را دوباره بخوانید. این چیزی نیست که با علوم تجربی بتوان دنبالش رفت