PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مراقب باشید شما خدا نشوید !!!



mostafa1234
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۱:۴۱
امروزه شاهد هجوم همه جانبه دستگاههای تبلیغاتی غرب و جبهه استکبار به سمت ارزشهای دینی،مذهبی،سیاسی ،و فرهنگی ملت مسلمان ایران هستیم. این هجمه ها که تحت عناوین مختلفی در رشته ها و گروههای عام و خاصی در حال انجام میباشند.به عنوان مثال یکی از این هجمه ها حمله به توحید و یکتا پرستی مسلمانان و مومنین میباشدکه در قالبهای گوناگونی بصورت خیزشی بزرگ در حال شکل گیری و گسترش می باشد. نمونه این حملات در بخشهای علمی مثلا روانشناسی که خود شامل کنترل ذهن ،خود مدیریتی ، خودشناسی جدیدو ...است.برای روبرو شدن با این هجمه ها نیاز به شرایط خاصی نیست زیرا بسیاری از این حملات در اطراف بخوبی قابل مشاهده می باشند. در کوچه و خیابان، در مترو ،در مراکز فرهنگی و... همگی حکایت از وسعت این قالب دارد که با تمام وجود در حال مطرح کردن خود به عنوان علوم جدید یا رازها ویا کلاسهای موفقیت می باشد.البته شایان ذکر است تمامی این عناوین از حیث کامل شامل این حملات نمی باشند به بیان بهتر همه این مسائل مردود و غیر قابل قبول نیستند.بلکه استادی و ماهر بودن تفکرپشت این حملات است که مسائل درست و غلط را در هم آمیخته و تحت عناوین رازهای موفقیت به خورد مخاطبان خود می دهند .این مخاطبان هم اطلاعات میکس شده و فریبنده و ظاهر فریب را با اشتهای تمام می پذیرند .البته استثنائاتی هم وجود دارد منتها اکثرا در این دام خوش آب رنگ می افتند.مثلا مشاهده شده است که در این حملات سعی شده انسان را به عنوان موجودی که خود هر آنچه در ذهن تجسم می کند در عالم بیرون خلق میکند ،معرفی شود که ما در این مقال در پی اثبات یا نفی توانایی های انسان نیستیم. اما آنچه مشخص است بسیاری از این معانی در هیچ کجای اسلام ،قرآن، سیره پیامبر و گفتار معصومیین گفته نشده است.اینکه ادعا می شود انسا ن خود خدایی است که کاملا بر سرنوشت خود حاکم است و هر آنچه تصور م کند خلق می شود ، خود نوعی از انحراف و بدعت می باشد که پایه های توحید و عبودیت را سست می کند . البته مشخص است که همه اینهاچیزی جز ترفند، مکر و حیله و توطئه برای شکستن ارکان ایمان مخاطبان خود نمی باشند.بنابراین توصیه ای که می توان کرد اینست که مراقب اطراف خود باشید چون دیر یا زود شما هم در معرض این فریبها قرار خواهید گرفت ولی این مهم نیست بلکه توان ایمان ، اخلاص و یکتا پرستی شما است که به بوته آزمایش قرار خواهد گرفت که انشاالله با اراده قوی وهوشیاری شما بی اثر خواهد ماند.

sahab1722
۱۳۹۰/۰۲/۲۳, ۰۴:۵۸
سلام دوست عزیز از دیدگاه عرفای شیعه انسان کامل میتونه بجایی برسه که توی همین دنیا (انچه که در بهشت با اراده ی خودش میتونه خلق کنه رو ) خلق کنه و بوجود بیاره . همون صورت ذهنی و تصورشو اونقدر میتونه قوی کنه که به بیرون بیاد و شما هم ببینید . این کاملا حقیقته منتهای درکش برای کسانی ممکنه که خودشون اهل سیر و سلوک باشن و عرفان نظری و عملی رو خوانده و در جان خودشون پیاده کرده باشن . البته برای مبتدئین هم با شرایطی قابل قبوله مثل رجوع به نظر اهل خبره و اعتماد به متخصصین این فن یعنی عرفان موفق باشید .

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۲۳, ۱۵:۰۸
.مثلا مشاهده شده است که در این حملات سعی شده انسان را به عنوان موجودی که خود هر آنچه در ذهن تجسم می کند در عالم بیرون خلق میکند ،معرفی شود که ما در این مقال در پی اثبات یا نفی توانایی های انسان نیستیم. اما آنچه مشخص است بسیاری از این معانی در هیچ کجای اسلام ،قرآن، سیره پیامبر و گفتار معصومیین گفته نشده است.اینکه ادعا می شود انسا ن خود خدایی است که کاملا بر سرنوشت خود حاکم است و هر آنچه تصور م کند خلق می شود ، خود نوعی از انحراف و بدعت می باشد که پایه های توحید و عبودیت را سست می کند . البته مشخص است که همه اینهاچیزی جز ترفند، مکر و حیله و توطئه برای شکستن ارکان ایمان مخاطبان خود نمی باشند.بنابراین توصیه ای که می توان کرد اینست که مراقب اطراف خود باشید چون دیر یا زود شما هم در معرض این فریبها قرار خواهید گرفت ولی این مهم نیست بلکه توان ایمان ، اخلاص و یکتا پرستی شما است که به بوته آزمایش قرار خواهد گرفت که انشاالله با اراده قوی وهوشیاری شما بی اثر خواهد ماند.
با عرض سلام
به نظر بنده این اشتباه از انجای سر چشمه میگیرد که انسان ان را در بعد زمان می سنجد چون حتی زمانی که خداوند میفرماید تا میگویم موجود باش خلق میشود انسان برحسب قرار گرفتن در مکان و زمان ان را به قید زمان مبتدل میکند در صورتی که برای خداوند زمان بی معنا است پس زمانی که خداوند میفرماید موجود باش بر حسب اراده خداوند است و خواه یا ناخواه باید موجود شود ولی بعد زمان در ان متصور نیست چون خداوند در بعد زمان نیست حال حرف این است که بله انسان میتواند به درجه برسد که مانند خالق خود خالق شود الته نه به واسطه انی و خارج از زمان بلکه بر حسب اراده و زمان لازم و درک از صفات خداوندی برای مثال عقل یکی از صفات الهی میباشد که بی انتها است و در تمام موجودات بطور مساوی قرار دارد نه این است که کسی کم داشته باشد یا کسی زیاد ولی درک عقل بر حسب ضمیر انسان صورت میگیرد و هر شخصی بر حسب درک خود به مرتبه عقل میرسد صفات هم به همین صورت است صفات خداوندی عین ذات اوست پس از لحاظ قدرت همانند اوست حال اگر کسی به درک کامل از تمام صفات خداوندی برسد و به ان عمل کند خوب قدرتی همانند او دارد و این اصل میتواند بصورت برعکس هم شود یعنی اینکه چون انسان برای درک صفات کریمه احتیاج به متضاد ان دارد صفات رزیله را خود خلق میکند و اگر دز صفات رزیله کامل شود اوج ذلت است و سقوط و عدم قدرت حال بعضی از انسانها با قبول نداشتن خداوند به واسطه اینکه درکی از موضوع عقل خود پیدا کردند قابلیت بروز نتها همان صفت را دارند و مثلا دانشمندی میشود بدون باور به خدا به درجه بالای علمی میرسد و جون در یک صفت رشد داشته و مابقی صفات را درک نکرده به راه بی دینی رفته و شخص دیگر در صفات دیگر خداوند درک به هم میرساند در ان زمینه شکوفا میشود ولی انسان کامل مانند ولیا در تمام زمینها درک و شناخت پیدا میکنند و حاضل کار خلیفه االه شدن میشود پس انسان ذاتا داری این پتانسیل است ولی باید بتواند از صفات کریمه عنایت شده توسط خداوند درک درست و شناخت مناسب همراه باعمل داشته باشد تا شکوفا شود

mostafa1234
۱۳۹۰/۰۲/۲۳, ۱۵:۵۷
))حديث قدسي : عُبًدي اَطٍعني حتي اَجعلك مٍثلي اَن اَقول كُن فَيكَون اَنتَ تَقُول كُن فَيكُون ((
اي بندة‌ من ، مرا فرمان بر، تاتورا همانند خويش كنم ، من زندة جاويد هستم وترا نيز زندة جاويد خواهم ساخت . من به هر چيز فرمان دهم ، چنان خواهد شد وتورا نيز چنان خواهم كرد كه به هر چيز فرمان دهي ، انجام پذيرد .

mostafa1234
۱۳۹۰/۰۲/۲۳, ۱۶:۰۰
))حديث قدسي : عُبًدي اَطٍعني حتي اَجعلك مٍثلي اَن اَقول كُن فَيكَون اَنتَ تَقُول كُن فَيكُون ((
اي بندة‌ من ، مرا فرمان بر، تاتورا همانند خويش كنم ، من زندة جاويد هستم وترا نيز زندة جاويد خواهم ساخت . من به هر چيز فرمان دهم ، چنان خواهد شد وتورا نيز چنان خواهم كرد كه به هر چيز فرمان دهي ، انجام پذيرد .

Lachini
۱۳۹۰/۰۲/۲۳, ۱۹:۲۸
جناب mostafa1234

این حدیث نه قدسی بلکه شیطانی است و اصلا همه احادیث قدسی در قران است و در غیر قران حدیثی قدسی یافت نمی شود و اما چرا شیطانی؟ چون در تضاد با کلام الله است: حضرت الله " لیس کمثله شی " است و اگر قرار باشد کسی نعوذ بالله در برخی صفات با الله برابری کند که این گزاره وحیانی از درجه اعتبار ساقط می شود.

mostafa1234
۱۳۹۰/۰۲/۲۳, ۲۰:۳۰
جناب mostafa1234

این حدیث نه قدسی بلکه شیطانی است و اصلا همه احادیث قدسی در قران است و در غیر قران حدیثی قدسی یافت نمی شود و اما چرا شیطانی؟ چون در تضاد با کلام الله است: حضرت الله " لیس کمثله شی " است و اگر قرار باشد کسی نعوذ بالله در برخی صفات با الله برابری کند که این گزاره وحیانی از درجه اعتبار ساقط می شود.
یعنی وا قعا اینطوریه ؟!!!! دوستان روشنگری کنند لطفا !!!!!:salavat10:

bina88
۱۳۹۰/۰۲/۲۳, ۲۳:۳۱
اینکه ادعا می شود انسا ن خود خدایی است که کاملا بر سرنوشت خود حاکم است و هر آنچه تصور م کند خلق می شود ، خود نوعی از انحراف و بدعت می باشد که پایه های توحید و عبودیت را سست می کند .

سلام علیکم

اگر کلمه سلام از دهان یک کافر خطاب به کسی ادا شود با سلام یک مومن خطاب به آن شخص صد در صد متفاوت است.

چراکه درود اول بواسطه فساد در اعمال و گفتار و پندار او بوده ولی سلام دوم بر عکس .

امروزه ما با مرضی عود کرده بنام امانیسم که مبنای ابتدائی پذیرش مفاهیم شیطان پرستی روبرو هستیم و آن عبارتست از خدا کردن انسان و حذف خدا از متن زندگی انسان و جایگزینی شیطان بواسطه ابتلای به انواع امراض از طرف انسان است.

از طرفی انسانی که به خودآئی برسد به تصویری از بعض از صفات الهی شبیه میگردد و اصطلاحا میگویند از خودآئی به خدائی رسیده و لازمه آن ترک منیت و عطای اختیار بر دست یار است که پس از تزکیه و تعالی نفس و تقوی و رحمت الهی در حق بنده واقع شده .

یک بعد روان شناسانه ای هم هست که به انسان یادآوری میکند که انسان را خداوند خلق کرده و تمام آسمانها و زمین را تحت تسخیر او درآورده و انسان با عبودیت و هدایت الهی میتواند از تمام مواهب الهی استفاده نماید.

تشخیص بین این 2 و آن روانشناسی مبتنی بر دین داری یا روانشناسی استوار بر کفر و شیطان پرستی تنها در شناخت مفاهیم بیان شده و شناخت شخص گوینده نهفته است.

همچون همان سلامی که از زبان کافر یا مسلمان شنیده میشود.

یاحق

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۲۴, ۰۰:۰۵
یعنی وا قعا اینطوریه ؟!!!! دوستان روشنگری کنند لطفا !!!!!:salavat10:
با عرض سلام
اين همان وحدتي است كه ميان بنده و خدا پديد مي آيد و تفاوت ها جز در عبوديت و ربوبيت ذاتي (نه طولي) از ميان مي رود. اين گونه است كه هر آن چه از بنده صادر مي شود از خدا و به اراده اوست و شخص، ذات و وجودش را به خداوند تفويض مي كند و عمل او عمل خدا مي شود و خدا از راه او در كائنات تصرف مي كند.
اين همان مقام وحدتي است كه خداوند در آيه 17 سوره انفال براي خود و پيامبر (ص) اثبات مي كند و مي فرمايد: و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي؛ اي پيامبر تو تير نيانداختي زماني كه تير انداختي بلكه اين خداوند است كه تير انداخت. در اين زمان همه آن چه در فلسفه به نام امكان شناخته مي شود از بنده سلب و زايل مي شود و بنده به صفات وجوبي متصف مي گردد.امام صادق (ع) اين ترقي ذاتي از امكان به وجوب را اين گونه تعبير مي كند كه بنده متصف به صفات ربوبي مي شود: العبوديه جوهره كنهها الربوبيه؛ ما فقد في العبوديه وجد في الربوبيه؛ عبوديت و بندگي حق، جوهري است كه كنه و حقيقت آن ربوبيت است آن چه انسان در عبوديت از دست مي دهد در ربوبيت به دست مي آورد.
به سخني ديگر بنده اگر در مقام عبوديت، كبرو تكبر را از دست مي دهد و به تواضع و فروتني مي رود، در عمل به بزرگي ربوبيتي دست مي يابد. كسي كه به فقر ذاتي خويش در مقام عبوديت اقرار مي كند به غناي ربوبيت مي رسد. (فاطر آيه 15)
به هر حال باید فکر کنیم که چرا خداوند از صفات خود به انسان عنایت فرموده دلیل ان چه بوده و چرا خداوند در عالم ذز از انسان پیمان بندگی گرفته در صورتی که بنده بودن انسان حتمی و مشخص است پس این پیمان برای چیست