PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده مادر در اسلام چه جايگاهي دارد؟



khasteha_63
۱۳۹۰/۰۳/۱۸, ۲۱:۲۴
بعد از جدائي زن و مرد و سپردن حضانت فرزند به پدر تکليف مادري که فرزندش رو دوست داره چي ميشه ؟بچه باید تا آخر عمر بدون مادر باشه؟؟ خانواده چی میشه؟خانواده یعنی مرد و بچه؟؟ نکنه تو اسلام مادر در اصل جایگاهی نداره چون اگه اصل بود همچین قوانینی وجود نداشت!!


کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن

هدی
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۰۹:۳۱
به نام خدا
با سلام
قبل از ارائه پاسخ اصلي بايد مقدمه اي را در مورد طلاق و تبعات ناشي از آن - يعني حضانت فرزندان و ...- مطرح كنيم .
اينكه در روايات وارد شده است كه طلاق مبغوض ترين حلالها نزد خداوند است به دليل تبعات منفي اي است كه بر خانواده ميگذارد .
در طلاق به دليل جدايي زوجين ، فرزندان دچار مشكلات عاطفي مي شوند ، فرزندي كه نياز به دو نفر به عنوان والدين دارد اكنون پس از طلاق بايد با يك والد زندگي كند ؛ طرح مساله از اين سو - يعني از سويي كه شما مطرح كرديد و با واگذاري حضانت فرزند به پدر ، مادر را بي اصل و بي جايگاه در خانواده معرفي نموديد - هم به حل اصل بحث كمكي نميكند زيرا اگر حق حضانت فرزند به مادر واگذار مي شد نيز همين سوالات از سوي ديگرش مطرح بود يعني به اين نحو:
بچه باید تا آخر عمر بدون پدر باشه؟؟ خانواده چی میشه؟خانواده یعنی مادر و بچه؟؟ نکنه تو اسلام پدر در اصل جایگاهی نداره چون اگه اصل بود همچین قوانینی وجود نداشت!!
بنابراين در بررسي احكام و قوانين ، تشبث و توسل به چنين راهكارها و چنين قياسهايي ابدا جايگاهي ندارد و بايد بصورت اصولي به حقوق و وظايف نگريست . لازم به ذكر است كه مساله حضانت فرزندان ، يك مساله اختلافي در ميان فقهاست چه بطور كلي فقهاي اماميه و اهل سنت و چه در ميان خود فقهاي اماميه .همچنين ميان فقهاي متاخر و متقدم نيز اندك اختلافي ديده مي شود .
نظر مشهور متأخرين طبق نظر محقق: صاحب کتاب شرائع الاسلام اين است که پسر تا
دو سالگي و دختر تا هفت سالگي بايد با مادر باشد. صاحب جواهر نيز به دو دليل قول محقق را اشهر و مشهور ميان فقها دانسته اند.
الف) اجماع منقول: که در کلام ابن زهره حلبي در کتاب ”غنيه“ آمده است.
ب) اعتبار: زيرا پدر به پرورش پسرو مادر به پرورش دختر، شايسته تر است.
نظر فقهاي سلف: در برخي موارد به طور مطلق چه در مورد دختر و چه در مورد پسر
اظهار نظر کرده اند، حضانت با مادر است، مادامي که مادر پس از مرگ شوهرش شوهر نکرده باشد برخي نيز درباره پسر، هفت يا هشت سالگي و درباره دختر تا زماني که مادر شوهر نکرده باشد، پايان حضانت دانسته اند.[1]
نظر حضرت امام خميني (ره) در تحرير الوسيله: حق حضانت فرزند چه دختر و چه پسر
تا دو سالگي با مادر است و پس از دو سال اگر فرزند پسر باشد، پدر احق است و اگر دختر باشد تا هفت سالگي با مادر و پسر از آن پدر است.[2]
________________
1- مجله دادرسي، ص 12.
2 - تحرير الوسيله، ج 2، ص 312.

هدی
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۰۹:۳۹
اما بطور كلي در خصوص مساله حضانت بايد گفت كه در حضانت، آنچه‌ از دوش‌ زنان‌ برداشته‌ شده‌ وظایف‌ و مشقات‌ ادارة‌ معاش‌ کودک، تعلیم، تربیت، حفاظت‌ و مسؤ‌ولیتهای‌ ناشی‌ از آن‌ است‌ والا‌ از جهت‌ عاطفی، همة‌ فقهأ معتقدند که‌ فرزند، حق‌ ملاقات‌ و در کنار مادر بودن‌ را دارا است. این‌ تأسیس‌ فقهی‌ با سایر تأسیسات‌ نیز همخوانی‌ دارد که‌ یکی‌ از آنها طلاق‌ است. در شرائط‌ عادی، اختیار طلاق‌ در نهایت‌ بدست‌ زوج‌ است‌ لذا دادن‌ حضانت‌ فرزندان‌ و مسؤ‌ولیت‌ سنگین‌ حفظ‌ و نگهداری‌ آنان‌ بر دوش‌ مرد، یکی‌ از راههای‌ محدود کردن‌ طلاق‌ است‌ تا مردان‌ بسادگی‌ زنان‌ را طلاق‌ ندهند. اگر زوجی‌ مطمئن‌ شود که‌ بعد از طلاق، وظیفه‌ نگهداری‌ کودکان‌ و مسؤ‌ولیت‌های‌ ناشی‌ از آن‌ به‌ راحتی‌ به‌ عهده‌ مادر قرار می‌گیرد و او بار دیگر به‌ ایام‌ مجرد‌ی‌ و آزادی‌ از قیود مسؤ‌ولیت‌ برمی‌گردد به‌ راحتی‌ می‌تواند پیرامون‌ جدائی، تصمیم‌ گیرد. اما اگر وظایف‌ سنگینی‌ به‌ عهده‌ وی‌ باشد و قانون‌ نیز در موارد لازم‌ وی‌ را اجبار به‌ انجام‌ وظایف‌ کند به‌ ثبات‌ خانواده‌ کمتر لطمه‌ می‌خورد.
نکته‌ دیگر، توجه‌ به‌ موارد سقوط‌ و شرایط‌ تحقق‌ «حق‌ حضانت» برای‌ هر یک‌ از پدر و مادر است. آنچه‌ اسلام‌ پی‌ریزی‌ کرده، توجه‌ به‌ زندگی‌ کودک‌ است‌ و لذا برای‌ صاحبان‌ حق، شرایط‌ و قیودی‌ را قرار داده‌ که‌ اگر از آنها تخلف‌ شود، حق‌ خودبخود ساقط‌ می‌شود.

khaleghifar78
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۱۰:۵۸
اما بطور كلي در خصوص مساله حضانت بايد گفت كه در حضانت، آنچه‌ از دوش‌ زنان‌ برداشته‌ شده‌ وظایف‌ و مشقات‌ ادارة‌ معاش‌ کودک، تعلیم، تربیت، حفاظت‌ و مسؤ‌ولیتهای‌ ناشی‌ از آن‌ است‌ والا‌ از جهت‌ عاطفی، همة‌ فقهأ معتقدند که‌ فرزند، حق‌ ملاقات‌ و در کنار مادر بودن‌ را دارا است. این‌ تأسیس‌ فقهی‌ با سایر تأسیسات‌ نیز همخوانی‌ دارد که‌ یکی‌ از آنها طلاق‌ است. در شرائط‌ عادی، اختیار طلاق‌ در نهایت‌ بدست‌ زوج‌ است‌ لذا دادن‌ حضانت‌ فرزندان‌ و مسؤ‌ولیت‌ سنگین‌ حفظ‌ و نگهداری‌ آنان‌ بر دوش‌ مرد، یکی‌ از راههای‌ محدود کردن‌ طلاق‌ است‌ تا مردان‌ بسادگی‌ زنان‌ را طلاق‌ ندهند.

سلام
خسته نباشید.
این مسائلی که شما فرمودید مال زمان قدیمه
الان زنان مثل مردها حقوق دارن کار می کنن و می تونن از عهده زندگی بربیان شرایط خیلی با گذشته تغییر کرده
احکام حضانت و اینا مگه احکام ثانویه نیستن؟
و احکام ثانویه هم با توجه به تغییر شرایط تغییر می کنن.
شاید دیگه باید یه سری تغییرات تو این موارد داده شود مگه نه؟ :ok:

khasteha_63
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۱۶:۰۷
بچه باید تا آخر عمر بدون پدر باشه؟؟ خانواده چی میشه؟خانواده یعنی مادر و بچه؟؟ نکنه تو اسلام پدر در اصل جایگاهی نداره چون اگه اصل بود همچین قوانینی وجود نداشت!!
این که شما میگین که یکی دو تا نیست تو اسلام هزاران مورد از این موارد است که همه به نفع مردان تموم میشه
همین ازدواج موقت یعنی چی یعنی به وجود آوردن خانواده ناقص بدون مادر

هدی
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۱۷:۴۷
سلام خسته نباشید.
سلام
شما هم خسته نباشيد

این مسائلی که شما فرمودید مال زمان قدیمه الان زنان مثل مردها حقوق دارن کار می کنن و می تونن از عهده زندگی بربیان شرایط خیلی با گذشته تغییر کرده
من در بيان دلايل واگذاري حق حضانت - البته نه بطور مطلق بلكه به شكلي كه شرايطش را بيان نمودم - تنها علت را تامين معاش كودك بيان نكردم كه شاغل بودن زنان در زمان ما راهي براي حل مشكل باشد اگر دقت فرموده باشيد عرض كردم :

آنچه‌ از دوش‌ زنان‌ برداشته‌ شده‌ وظایف‌ و مشقات‌
اداره معاش‌ کودک، تعلیم، تربیت، حفاظت‌ و مسؤ‌ولیتهای‌ ناشی‌ از آن‌ است‌
شما در عصر حاضر با زنان جوان شاغل زيادي مواجهيد كه توان مالي نگهداري از فرزندشان را دارند و مايلند ازدواج مجدد نمايند اما همسر ايده ال دوم ، حاضر به پذيرش فرزند وي نيست .
يا با زنان شاغل زيادي مواجهيد كه توان مالي نگهداري از فرزند را دارند اما توان تربيت و تعليم و نگهداري از فرزندشان را به دليل مشغله كاري ندارند و اينها همه در شرايطي است كه پدر فرزند ، بدور از هر مسئوليت و سختي ناشي از داشتن فرزند يا فرزندان ، ميتواند به ازدواج دوم با هر كيسي كه مايل بود اقدام نمايد و مسئوليت فرزندانش و تعليم و تربيت و نگهداري و ... از آنها را بر دوش مادر بياندازد .
اينها مواردي است كه به عينه در جامعه زنان شاغل مطلقه ما وجوددارد و نميتوان منكر آن بود .
مگر نگهداري از فرزند تنها آب و نان دادن و تنها تامين معاش اوست ؟ كه با اشتغال مادر رفع شود ؟ وانگهي بد نيست بدانيم كه حق حضانت حتي اگر به مادر هم واگذار شود تامين مسئوليت مالي و نفقه فرزند بر عهده پدر است .

فراموش نكنيم كه طلاق تبعاتي دارد كه هر يك از والدين نهايتا - چه از سر اجبار چه از سر اختيار - آن را پذيرفته اند و يكي از آنها جدايي نسبي از فرزندان است - عرض ميكنيم نسبي زيرا هيچ كس و هيچ مرجعي نميتواند حق ديدار مادر و فرزند يا پدر و فرزند را از آنها سلب نمايد و بر اساس قوانين و توافقات طرفين ، هر دو طرف مثلا مادر يا پدر ميتوانند در هفته روزهايي را به ديدار فرزندشان اختصاص داده و وي را نزد خود ببرند - لذا در اين ميان صلاح فرزند بايد مورد ملاحظه قرار گيرد نه والدين ضمن اينكه اگر پدر صلاحيت نگهداري از فرزند را نداشته باشد حق حضانت از او سلب و به مادر واگذار مي شود و يا والدين ميتوانند با توافق با يكديگر، اين حق را به مادر واگذار كنند .

هدی
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۱۸:۰۹
با سلام

این که شما میگین که یکی دو تا نیست تو اسلام هزاران مورد از این موارد است که همه به نفع مردان تموم میشه
همانطور كه در پاسخ به خانم خالقي فر عرض كردم ، حضانت فرزند مسئوليت سنگيني است هم تامين معاش كودك و هم تربيت و نگهداري و مسائل جانبي آن .
بنظر شما واگذاري اين مسئوليت به پدر فرزند ، به نفع مردان است ؟ يعني اگر اين مسئوليت بر عهده مادر قرار ميگرفت و مادر به تنهايي علاوه بر تامين معاش كودك - و حتي بدون آن - مسئول تربيت و نگهداري و تحصيل و تامين آتيه و كار و ازدواج فرزندانش مي شد و به دليل داشتن چند فرزند ازدواج مجدد هم نميتوانست بكند - زيرا كمتر مردي حاضر به پذيرش چند فرزند به همراه همسر جديدش مي شود - و تا پايان عمر مجبور بود ازدواج نكند ، آنگاه اين قانون به نفع زنان بود ؟
تعجب آور است .
البته بعد عاطفي نگهداري از فرزند براي زن غير قابل انكار است ، هيچ كس مانند مادر ارتباط عاطفي با فرزندش ندارد و بسيار سخت و غير قابل تحمل است كه يك مادر از فرزندش جدا شود اما اين قانون مطلق و بدون تبصره نيست ، در بسياري از جدايي ها مرد براحتي حق حضانت را واگذار ميكند و يا برخي مردان در قبال عدم پرداخت مهريه ، حاضر به واگذاري اين حق هستند و حتي در صورتي كه نخواهند حق حضانت را واگذار كنند نميتوانند فرزند را از مادرش جداكنند و اجازه ملاقلات و ديدار مادر از فرزندش را بگيرند يعني قانون - هم قوانين گذشته و هم قوانين فعلي - نگهداري از فرزندان دختر و پسر را تا سنين خاصي به مادر واگذار نموده و پس از آن سنين هم حق ديدار را به ميزان متعارف به مادر داده است لذا حق ديدار هرگز سلب نميشود و تنها مسئوليتهاي فرزند به پدر واگذار مي شود .
البته بحثهاي جانبي ديگري هم در اين خصوص وجود دارد كه قابل طرح در اين مقام نيست .

khasteha_63
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۲۰:۰۶
با سلام

همانطور كه در پاسخ به خانم خالقي فر عرض كردم ، حضانت فرزند مسئوليت سنگيني است هم تامين معاش كودك و هم تربيت و نگهداري و مسائل جانبي آن .
بنظر شما واگذاري اين مسئوليت به پدر فرزند ، به نفع مردان است ؟ يعني اگر اين مسئوليت بر عهده مادر قرار ميگرفت و مادر به تنهايي علاوه بر تامين معاش كودك - و حتي بدون آن - مسئول تربيت و نگهداري و تحصيل و تامين آتيه و كار و ازدواج فرزندانش مي شد و به دليل داشتن چند فرزند ازدواج مجدد هم نميتوانست بكند - زيرا كمتر مردي حاضر به پذيرش چند فرزند به همراه همسر جديدش مي شود - و تا پايان عمر مجبور بود ازدواج نكند ، آنگاه اين قانون به نفع زنان بود ؟
تعجب آور است .
البته بعد عاطفي نگهداري از فرزند براي زن غير قابل انكار است ، هيچ كس مانند مادر ارتباط عاطفي با فرزندش ندارد و بسيار سخت و غير قابل تحمل است كه يك مادر از فرزندش جدا شود اما اين قانون مطلق و بدون تبصره نيست ، در بسياري از جدايي ها مرد براحتي حق حضانت را واگذار ميكند و يا برخي مردان در قبال عدم پرداخت مهريه ، حاضر به واگذاري اين حق هستند و حتي در صورتي كه نخواهند حق حضانت را واگذار كنند نميتوانند فرزند را از مادرش جداكنند و اجازه ملاقلات و ديدار مادر از فرزندش را بگيرند يعني قانون - هم قوانين گذشته و هم قوانين فعلي - نگهداري از فرزندان دختر و پسر را تا سنين خاصي به مادر واگذار نموده و پس از آن سنين هم حق ديدار را به ميزان متعارف به مادر داده است لذا حق ديدار هرگز سلب نميشود و تنها مسئوليتهاي فرزند به پدر واگذار مي شود .
البته بحثهاي جانبي ديگري هم در اين خصوص وجود دارد كه قابل طرح در اين مقام نيست .




من گفتم قوانین موجود در اسلام همه شون فقط به نفع مردان تموم میشن بعد گفتم چرا ازدواجی (موقت) در اسلام داریم که خانواده رو ناقص می کنه ؟؟؟؟؟

منتقد کوچولو
۱۳۹۰/۰۳/۲۰, ۱۰:۰۳
من گفتم قوانین موجود در اسلام همه شون فقط به نفع مردان تموم میشن بعد گفتم چرا ازدواجی (موقت) در اسلام داریم که خانواده رو ناقص می کنه ؟؟؟؟؟
تو شرایط ضمن عقد همه این چیزا رو شرط کنید تا دست و پای شوهرتون بسته باشه
حق این غلطا رو نداشته باشه

هدی
۱۳۹۰/۰۳/۲۰, ۱۲:۳۰
من گفتم قوانین موجود در اسلام همه شون فقط به نفع مردان تموم میشن بعد گفتم چرا ازدواجی (موقت) در اسلام داریم که خانواده رو ناقص می کنه ؟؟؟؟؟
خب از ميان اين قوانين كه شما ميفرماييد همشون به نفع مردان تموم ميشن فعلا كه با بررسي اين يكي به اين نتيجه رسيديم كه اگر سپردن حضانت فرزند به پدر، وانهادن مسئوليت فرزند بر عهده پدر و آزاد گذاشتن زن در انتخاب و زندگي آينده وي ، به ضرر مرد نباشد به نفع وي هم نيست . شما اگر در بحثي كه آغاز كرديم مناقشه يا نقدي داريد بفرماييد و اگر نداريد پس پذيرفته ايد كه اينگونه نيست كه با يك حكم و يك كلام بگوييم همه قوانين به نفع مرد تمام مي شوند يا به نفع زن بلكه اين مسائل صرفا يك مساله عاطفي نيست ، تبعات سنگيني دارد و چه كسي بايد آن را بپردازد ؟ زن ؟ يامرد ؟ مسلما آنكس كه حقوق بيشتري دارد ، تكاليف بيشتري هم بايد بر عهده بگيرد زيرا حق بدون تكليف ، يعني تبعيض ، پس اكنون كه ولي و سرپرست فرزند ، پدر وي است و حق طلاق نيز بدست وي ، پس تكليف و مسئوليت مالي و تربيتي و آتيه و اشتغال و ازدواج و ... هم بايد بر عهده او باشد نه اينكه پس از دارا شدن فرزند ، وي را با تمام مسئوليتها و سختي هايش بر دوش مادر بگذارد و وي را طلاق دهد و به زندگي خوش مجردي بازگردد و اين پروسه را با زن ديگري تكرار كند . وقتي به يك حكم در مرحله عمل فكر ميكنيم بيشتر ميتوانيم منطقي بيانديشيم تا عاطفي .
مساله ديگر ، فرزندان ازدواج موقت است . همانگونه كه منتقد گرامي هم فرمودند ، در عقد موقت اولا موقت بودنش دليل بر اين است كه هر دو طرف من جمله زن ميدانند اين ازدواج دائمي نيست و با بوجود آمدن فرزند بهر حال نميتواند دائما با او باشد پس اين انتخابي است كه خودش با علم و اراده و آگاهي بدان دست ميزند . در ثاني در ازدواج موقت ميتوانند از بوجود آمدن فرزند جلوگيري كنند اما در صورت بچه دار شدن هم باز فرقي نميكند و مسئوليت فرزند با پدر است .
در باب ازدواج موقت سخن بسيار است كه از ظرفيت و حوصله تاپيك خارج است .

khasteha_63
۱۳۹۰/۰۳/۲۰, ۱۲:۴۲
تو شرایط ضمن عقد همه این چیزا رو شرط کنید تا دست و پای شوهرتون بسته باشه
حق این غلطا رو نداشته باشه


چه چیزها رو؟؟؟

khaleghifar78
۱۳۹۰/۰۳/۲۰, ۱۴:۵۳
سلام
شما هم خسته نباشيد

من در بيان دلايل واگذاري حق حضانت - البته نه بطور مطلق بلكه به شكلي كه شرايطش را بيان نمودم - تنها علت را تامين معاش كودك بيان نكردم كه شاغل بودن زنان در زمان ما راهي براي حل مشكل باشد اگر دقت فرموده باشيد عرض كردم :

شما در عصر حاضر با زنان جوان شاغل زيادي مواجهيد كه توان مالي نگهداري از فرزندشان را دارند و مايلند ازدواج مجدد نمايند اما همسر ايده ال دوم ، حاضر به پذيرش فرزند وي نيست .
يا با زنان شاغل زيادي مواجهيد كه توان مالي نگهداري از فرزند را دارند اما توان تربيت و تعليم و نگهداري از فرزندشان را به دليل مشغله كاري ندارند و اينها همه در شرايطي است كه پدر فرزند ، بدور از هر مسئوليت و سختي ناشي از داشتن فرزند يا فرزندان ، ميتواند به ازدواج دوم با هر كيسي كه مايل بود اقدام نمايد و مسئوليت فرزندانش و تعليم و تربيت و نگهداري و ... از آنها را بر دوش مادر بياندازد .
اينها مواردي است كه به عينه در جامعه زنان شاغل مطلقه ما وجوددارد و نميتوان منكر آن بود .
مگر نگهداري از فرزند تنها آب و نان دادن و تنها تامين معاش اوست ؟ كه با اشتغال مادر رفع شود ؟ وانگهي بد نيست بدانيم كه حق حضانت حتي اگر به مادر هم واگذار شود تامين مسئوليت مالي و نفقه فرزند بر عهده پدر است .

فراموش نكنيم كه طلاق تبعاتي دارد كه هر يك از والدين نهايتا - چه از سر اجبار چه از سر اختيار - آن را پذيرفته اند و يكي از آنها جدايي نسبي از فرزندان است - عرض ميكنيم نسبي زيرا هيچ كس و هيچ مرجعي نميتواند حق ديدار مادر و فرزند يا پدر و فرزند را از آنها سلب نمايد و بر اساس قوانين و توافقات طرفين ، هر دو طرف مثلا مادر يا پدر ميتوانند در هفته روزهايي را به ديدار فرزندشان اختصاص داده و وي را نزد خود ببرند - لذا در اين ميان صلاح فرزند بايد مورد ملاحظه قرار گيرد نه والدين ضمن اينكه اگر پدر صلاحيت نگهداري از فرزند را نداشته باشد حق حضانت از او سلب و به مادر واگذار مي شود و يا والدين ميتوانند با توافق با يكديگر، اين حق را به مادر واگذار كنند .

سلام

من یه سوال داشتم چه فرقی بین یک زن شاغل و یک مرد شاغل در تعلیم تربیت و نگهداری از فرزندانشون هست؟؟؟؟

هدی
۱۳۹۰/۰۳/۲۰, ۱۸:۴۵
سلام من یه سوال داشتم چه فرقی بین یک زن شاغل و یک مرد شاغل در تعلیم تربیت و نگهداری از فرزندانشون هست؟؟؟؟سلام
من دقيقا متوجه سوال شما نشدم ، آنچه از عرايض بنده را كه بولد نموديد يعني اين قسمت :


يا با زنان شاغل زيادي مواجهيد كه توان مالي نگهداري از فرزند را دارند اما توان تربيت و تعليم و نگهداري از فرزندشان را به دليل مشغله كاري ندارند
در خصوص زنان شاغل مطلقه عرض كردم زيرا وي هم بايد مخارج خود و فرزندانش را تامين كند و هم به نگهداري از آنان بپردازد و هم بار تحصيل و تامين شغل و ازدواج و ... را در خصوص فرزندان ، به تنهايي به دوش بكشد و معمولا هم تحت اين شرايط كمتر كسي تمايل به ازدواج با وي را پيدا خواهد نمود اما اگر همين خانم شاغل ، مطلقه نباشد ، مسئوليتها ميان وي و همسرش تقسيم ميشود و بار زندگي، يك سويه بر دوش وي نخواهد بود .
اما يك مرد شاغل در صورتي كه با همسرش زندگي ميكند - هر چند وظيفه تربيت فرزندان و نگهداري از آنان شرعا و قانونا بر عهده ي وي است - اما در يك تقسيم وظيفه ي اخلاقي مدارانه ، اين مسئوليت و تكليف را عموما مادرتقبل مينمايد و اگر مرد با همسرش متاركه نموده باشد كه تكليف نگهداري از فرزندان تا سنين مشخصي به مادر و سپس به پدر واگذار مي شود ضمن اينكه در مدت نگهداري فرزندان توسط مادر ، مخارج و نفقه آنها با پدر است .
بهر حال مردي كه فرزند يا فرزنداني دارد و تصميم به جدايي ميگيرد - حق طلاق بدست وي است - بايد فكري بحال مسئوليتهايش بكند هر حقي ، در ازاي تكليفي است اين مساله ي بسيار بسيار مهمي است كه بويژه در بحثهاي حقوق زن و مرد و مقايسه آندو بسيار كليدي است و كمتر مورد توجه قرار ميگيرد .
خلاف اين باشد وضعيت اينگونه خواهد شد كه مرد حق طلاق دارد مي تواند همسرش را هر زمان خواست طلاق دهد و فرزندان را بر عهده ي وي بگذارد و ضمن اينكه موقعيتهاي ازدواج مجدد از مادر معمولا تحت چنين شرايطي سلب مي شود ، پدر با فراغ بال و بدور از هيچ مسئوليت و مزاحمتي به ازدواج مجدد اقدام ميكند ، آيا از نظر شما اين عادلانه است ؟
در حالي كه همين مسئوليت و تكليف سنگين نگهداري و پرورش فرزندان كه بر عهده ي مرد است ، يكي از اهرمهاي قوي براي جلوگيري از تصميم به طلاق از جانب مردان است كه خود مانعي عملي براي طلاقهاي بي مورد از جانب مرد بوجود خواهد آورد .

khasteha_63
۱۳۹۰/۰۳/۲۹, ۰۱:۵۵
چرا بعد از طلاق یا فوت همسر خانواده مرد میتونن بچه رو از مادرش جدا کنن؟؟؟؟:Motehayer:

"Aye"
۱۳۹۰/۰۳/۲۹, ۱۴:۲۲
چرا بعد از طلاق یا فوت همسر خانواده مرد میتونن بچه رو از مادرش جدا کنن؟؟؟؟:motehayer:

بله ، منم خيلي ازاين حكم رنجيده بودم اما ميدونم گاهي اين به نفعه بچه ست !!! البته پدرمادر مرد فوت شده ، سر پيري تا چيزي بشدت مجبورشون نكنه كه خودشونو دچار مسئوليت يه بچه نميكنن !!

khasteha_63
۱۳۹۰/۰۴/۰۳, ۲۰:۵۱
چرا بعد از طلاق یا فوت همسر خانواده مرد میتونن بچه رو از مادرش جدا کنن؟؟؟؟:Motehayer:چرا کسی جوابمو نداد؟؟؟؟؟:Motehayer::Narahat::aatash:

هدی
۱۳۹۰/۰۷/۰۲, ۱۶:۲۴
به نام خدا
با سلام


چرا بعد از طلاق یا فوت همسر خانواده مرد میتونن بچه رو از مادرش جدا کنن
به موجب ماده 1175 قانون مدنی «طفل را نمی توان از ابوین ویا از پدر و یا از مادری که حضانت با اوست گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی.» به بیان دیگر،درمدتی که دادگاه حضانت طفل را به مادر بسپارد کسی نمی تواند در مدت قانونی این حق را ا زاو سلب کند،مگر در موارد زیر:
1- جنون مادر
2- ازدواج مجدد مادر- در صورتي كه پدر در قيد حيات باشد -
3- بخطر افتادن صحت جسماني يا تربيت فرزند
4 - فوت مادر: در صورت فوت، حضانت طفل با کسی است که در قید حیات است. بنابراین اگر مادر (یا پدر) طفل فوت کند، حضانت او با دیگری خواهد بود ولو جد پدری (پدر پدر) در قید حیات باشد.

نکته ای که لازم است در اینجا بیان شود این است که در صورتی که مادر پس از فوت پدر، حضانت فرزندان را به عهده بگیرد و تصمیم به ازدواج مجدد داشته باشد، این ازدواج مانع از حضانت او نمی گردد. تبصره 2 ماده واحده قانون «حق حضانت فرزندان صغیر یا مهجور به مادران آنها» مصوب سال 1364 مجلس شورای اسلامی مؤید همین معناست .

تبصره مذکور چنین اعلام می دارد :

تبصره2- ازدواج مادرانی که درماده واحده ذکر شده است، مانع از حق حضانت آنها نمی گردد.

لازم به ذکر است در صورتی که پدر طفل زنده باشد و مادر طفل از همسرش جدا شده و شوهر دیگری اختیار کند، مطابق با ماده 1170 قانون مدنی، حق حضانت از او ساقط و بر عهده پدر قرار می گیرد، ولی در موردی که پدر فوت کرده و مادر حق حضانت به عهده گرفته است، چنانچه شوهر کند مطابق تبصره2 قانون فوق الذکر حق حضانت مادر، ساقط نگردیده و همچنان سرپرستی کودکان را بر عهده خواهد داشت .

khasteha_63
۱۳۹۰/۰۷/۰۳, ۱۹:۰۶
به نام خدا
با سلام


به موجب ماده 1175 قانون مدنی «طفل را نمی توان از ابوین ویا از پدر و یا از مادری که حضانت با اوست گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی.» به بیان دیگر،درمدتی که دادگاه حضانت طفل را به مادر بسپارد کسی نمی تواند در مدت قانونی این حق را ا زاو سلب کند،مگر در موارد زیر:
1- جنون مادر
2- ازدواج مجدد مادر- در صورتي كه پدر در قيد حيات باشد -
3- بخطر افتادن صحت جسماني يا تربيت فرزند
4 - فوت مادر: در صورت فوت، حضانت طفل با کسی است که در قید حیات است. بنابراین اگر مادر (یا پدر) طفل فوت کند، حضانت او با دیگری خواهد بود ولو جد پدری (پدر پدر) در قید حیات باشد.

نکته ای که لازم است در اینجا بیان شود این است که در صورتی که مادر پس از فوت پدر، حضانت فرزندان را به عهده بگیرد و تصمیم به ازدواج مجدد داشته باشد، این ازدواج مانع از حضانت او نمی گردد. تبصره 2 ماده واحده قانون «حق حضانت فرزندان صغیر یا مهجور به مادران آنها» مصوب سال 1364 مجلس شورای اسلامی مؤید همین معناست .

تبصره مذکور چنین اعلام می دارد :

تبصره2- ازدواج مادرانی که درماده واحده ذکر شده است، مانع از حق حضانت آنها نمی گردد.

لازم به ذکر است در صورتی که پدر طفل زنده باشد و مادر طفل از همسرش جدا شده و شوهر دیگری اختیار کند، مطابق با ماده 1170 قانون مدنی، حق حضانت از او ساقط و بر عهده پدر قرار می گیرد، ولی در موردی که پدر فوت کرده و مادر حق حضانت به عهده گرفته است، چنانچه شوهر کند مطابق تبصره2 قانون فوق الذکر حق حضانت مادر، ساقط نگردیده و همچنان سرپرستی کودکان را بر عهده خواهد داشت .

من حکم اسلام رو میگم نه قانون الان:Motehayer:

khasteha_63
۱۳۹۰/۰۷/۰۳, ۱۹:۰۸
تو شرایط ضمن عقد همه این چیزا رو شرط کنید تا دست و پای شوهرتون بسته باشه
حق این غلطا رو نداشته باشه


عزیز تو شرط ضمن عقد نمیشه شرط کنی که مرد حق نداره بره زن دیگه ای بگیره و همچنین نمیشه شرط کنی حق طلاق با تو باشه:Motehayer:

هدی
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۰۹:۴۲
به نام خدا

من حکم اسلام رو میگم نه قانون الان
دوست بزرگوار !
قوانين فعلي هم غالبا با توجه به روايات و استنباطهاي فقها از قران و سنت است ، شما فكر ميكنيد چرا در شوراي نگهبان فقيه داريم ؟ براي اينكه قوانين تصويب شده مغاير با قوانين و احكام اسلام نباشد .
در ثاني چرا شما در خصوص حق حضانت فرزند كه با پدر است مجاب شديد - حداقل اينطور از برخورد شما برداشت مي شد كه قانع شديد - چرا همان علل را در خصوص جد پدري و مادر بچه جاري و ساري نميدانيد ؟ ضمن اينكه معمولا جد پدري به دليل كهولت نسبي سن و دردسرهايي كه سرپرستي كودكان صغير دارد بيشتر مايل است سرپرستي كودكان با مادر باشد .
اما ذشما تصور كنيد بعد از فوت پدر ، سرپرستي فرزندان صغير - البته شرايط دارد و به اين كليت هم نيست - به جد پدري واگذار شده باشد ، اين براي زن جواني كه شاغل نيست و بايد هزينه مسكن و نفقه و تحصيل كودكان صغيرش را هم فراهم كند و تربيت آنها نيز بر عهده اوست و از طرف ديگر كمتر كسي مايل به ازدواج با زن بيوه اي است كه چند فرزند صغير هم دارد ، بنظر شما تحميل چنين شرايطي به چنين زني ، اجحاف است يا عدالت ؟ اما در غالب موارد كه مادر بخواهد فرزندانش را سرپرستي كند ميتواند با جد پدري به تفاهم برسد ، تجربه اجتماعي در اين خصوص نشان ميدهد كه جد پدري در اين شرايط معمولا هزينه زندگي فرزندان را در دامن مادرشان تامين ميكند و همه - مادر ، فرزندان و جد پدري - از اين تقسيم وظيفه خرسندند مگر مادري كه بخواهد زندگيش را جدا نموده و ازدواج كند كه قانون اسلام در اين صورت تحميلي براو نميكند و او آزاد است . قانون اسلام بر اساس مصالح افراد است اينكه حضانت فرزندان به پدر يا جد پدري واگذار شده اولا در جهت مصالح مادر و آزادي او از تحميل بار زندگي و نيز مصالح فرزندان است و حقي غير قابل واگذاري نيست زيرا همانگونه كه بوفور شاهديم ، بسياري از مردان يا اجداد پدري اين حق را واگذار ميكنند اما از آنطرفش ، تحميلي به زن وجود ندارد . لطفا به اين نكته دقت بفرماييد .

عزیز تو شرط ضمن عقد نمیشه شرط کنی که مرد حق نداره بره زن دیگه ای بگیره و همچنین نمیشه شرط کنی حق طلاق با تو باشه
در ضمن عقد ، زن ميتواند شروطي را قيد نمايد از جمله وكالت طلاق - نه حق طلاق - منتها بايد دقت كند كه وكالت بلا عزل طلاق بگيرد نه وكالت طلاق ، زيرا وكالت طلاق به راحتي قابل فسخ است اما وكالت بلاعزل طلاق قابل فسخ و ... نيست .

khasteha_63
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۱۵:۲۴
به نام خدا
در ضمن عقد ، زن ميتواند شروطي را قيد نمايد از جمله وكالت طلاق - نه حق طلاق - منتها بايد دقت كند كه وكالت بلا عزل طلاق بگيرد نه وكالت طلاق ، زيرا وكالت طلاق به راحتي قابل فسخ است اما وكالت بلاعزل طلاق قابل فسخ و ... نيست .

ازدواج دوم مرد چی؟؟؟؟

هدی
۱۳۹۰/۰۷/۲۵, ۲۰:۲۵
ازدواج دوم مرد چی؟؟؟؟
در خصوص اينكه آيا زن ميتواند شرط ضمن عقد كند كه شوهرش همسر دوم اختيار نكند ، نظر مراجع در خصوص نافذ بودن اين شرط متفاوت است ، آيات عظام تبريزى، سيستانى و صافى معتقدند ، بله اين شرط صحيح و نافذ است .

شعاع الفقه و الأصول
۱۳۹۰/۰۷/۲۶, ۰۰:۳۵
بسم الله الرحمن الرحیم .

خیلی از این شروط در ضمن عقد از لحاظ اسلام باطل است .

از این رو مشکلات مردم روز به روز رو به افزایش است طلاق بی داد می کند دخترها بدون ازدواج وحشتناک است و همین طور تا آخر ...

هیچ تردید نیست تا 10 سال دیگه ایران وضعیت بسیار اسف ناکی خواهد داشت .

اما این که واقعا فقیه الطائفة آقای سیستانی چنین نظری دارن .

بعدا سر فرصت به این می پردازم .

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۷/۲۶, ۱۱:۲۹
در رابطه به جايگاه مادر در آيين مقدس اسلامي، ابو داوود و ترمذي از طريق معاويه بن حيدة‌ حديثي را نقل كرده اند كه مي گويد:‌ از پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم پرسيدم كدام يك از پدر و مادر بيشتر مستحق نيكي اند، فرمودند:‌ (مادرت)؛ گفتم: بعد از وي؟ فرمودند: (مادرت)؛ گفتم:‌ بعد از او؟ فرمودند:‌ (مادرت)؛ گفتم:‌ بعد از وي؟ فرمودند:‌ (پس از آن پدرت؛ و بالترتيب ساير اقارب). همين حديث را امام بخاري و امام مسلم از طريق ابوهريره روايت كرده اند.

اين حديث در تفسير آيات فوق از پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم نقل شده كه حق مادر را بالاي فرزند در مقايسه با حق پدر، سه برابر بيشتر نشان ميدهد.

هدی
۱۳۹۲/۱۱/۰۲, ۱۷:۱۲
مساله حضانت فرزندان ، يك مساله اختلافي در ميان فقهاست چه بطور كلي فقهاي اماميه و اهل سنت و چه در ميان خود فقهاي اماميه .همچنين ميان فقهاي متاخر و متقدم نيز اندك اختلافي ديده مي شود . اما بطور كلي در خصوص مساله حضانت بايد گفت كه در حضانت، آنچه‌ از دوش‌ زنان‌ برداشته‌ شده‌ وظایف‌ و مشقات‌ ادارة‌ معاش‌ کودک، تعلیم، تربیت، حفاظت‌ و مسؤ‌ولیتهای‌ ناشی‌ از آن‌ است‌ والا‌ از جهت‌ عاطفی، همة‌ فقهأ معتقدند که‌ فرزند، حق‌ ملاقات‌ و در کنار مادر بودن‌ را دارا است. این‌ تأسیس‌ فقهی‌ با سایر تأسیسات‌ نیز همخوانی‌ دارد که‌ یکی‌ از آنها طلاق‌ است. در شرائط‌ عادی، اختیار طلاق‌ در نهایت‌ بدست‌ زوج‌ است‌ لذا دادن‌ حضانت‌ فرزندان‌ و مسؤ‌ولیت‌ سنگین‌ حفظ‌ و نگهداری‌ آنان‌ بر دوش‌ مرد، یکی‌ از راههای‌ محدود کردن‌ طلاق‌ است‌ تا مردان‌ بسادگی‌ زنان‌ را طلاق‌ ندهند. اگرمردي مطمئن‌ شود که‌ بعد از طلاق، وظیفه‌ نگهداری‌ کودکان‌ و مسؤ‌ولیت‌های‌ ناشی‌ از آن‌ به‌ راحتی‌ به‌ عهده‌ مادر قرار می‌گیرد و او بار دیگر به‌ ایام‌ مجرد‌ی‌ و آزادی‌ از قیود مسؤ‌ولیت‌ برمی‌گردد به‌ راحتی‌ می‌تواند پیرامون‌ جدائی، تصمیم‌ گیرد. اما اگر وظایف‌ سنگینی‌ به‌ عهده‌ وی‌ باشد و قانون‌ نیز در موارد لازم‌ وی‌ را اجبار به‌ انجام‌ وظایف‌ کند به‌ ثبات‌ خانواده‌ کمتر لطمه‌ می‌خورد.
نکته‌ دیگر، توجه‌ به‌ موارد سقوط‌ و شرایط‌ تحقق‌ «حق‌ حضانت» برای‌ هر یک‌ از پدر و مادر است. آنچه‌ اسلام‌ پی‌ریزی‌ کرده، توجه‌ به‌ زندگی‌ کودک‌ است‌ و لذا برای‌ صاحبان‌ حق، شرایط‌ و قیودی‌ را قرار داده‌ که‌ اگر از آنها تخلف‌ شود، حق‌ خودبخود ساقط‌ می‌شود.
پرسش: این مسائلی که شما فرمودید مربوط به زمان قدیم است.الان زنان مثل مردها حقوق دارند و کار می کنند و می تونند از عهده مخارج زندگی بربیايند .
پاسخ :اولا حق حضانت حتي اگر به مادر هم واگذار شود تامين مسئوليت مالي و نفقه فرزند بر عهده پدر است .ثانيا مگر نگهداري از فرزند تنها تامين معاش اوست ؟ثالثا شما در عصر حاضر با زنان جوان شاغل زيادي مواجهيد كه توان مالي نگهداري از فرزندشان را دارند و مايلند ازدواج مجدد نمايند اما همسر ايده ال دوم ، حاضر به پذيرش فرزند وي نيست .
يا با زنان شاغل زيادي مواجهيد كه توان مالي نگهداري از فرزند را دارند اما توان تربيت و تعليم و نگهداري از فرزندشان را به دليل مشغله كاري ندارند و اينها همه در شرايطي است كه پدر فرزند ، بدور از هر مسئوليت و سختي ناشي از داشتن فرزند يا فرزندان ، ميتواند به ازدواج دوم با هر كيسي كه مايل بود اقدام نمايد و مسئوليت فرزندانش و تعليم و تربيت و نگهداري و ... از آنها را بر دوش مادر بياندازد .
اينها مواردي است كه به عينه در جامعه زنان شاغل مطلقه ما وجوددارد و نميتوان منكر آن بود . در حالي كه همين مسئوليت و تكليف سنگين نگهداري و پرورش فرزندان كه بر عهده ي مرد است ، يكي از اهرمهاي قوي براي جلوگيري از تصميم به طلاق از جانب مردان است كه خود مانعي عملي براي طلاقهاي بي مورد از جانب مرد بوجود خواهد آورد .

هدی
۱۳۹۴/۰۱/۱۸, ۰۷:۰۰
پرسش:
چرا در اسلام حق حضانت فرزند با پدر است ؟ چرا اين حق به مادر واگذار نشده است در حاليكه امروزه مادران بسياري شاغلند و از عهده هزينه زندگي فرزندشان بر مي آيند؟

پاسخ:
هر چند مساله حضانت يك مساله نسبتا اختلافی ميان فقهاست اما بطور كلی بايد گفت كه در حضانت، آنچه‌ از دوش‌ زنان‌ برداشته‌ شده‌ وظایف‌ و مشقات‌ اداره معاش‌ کودک، تعلیم، تربیت، حفاظت‌ و مسؤ‌ولیت های‌ ناشی‌ از آن‌ است‌ و الا‌ از جهت‌ عاطفی، همه فقهأ معتقدند که‌ فرزند، حق‌ ملاقات‌ و در کنار مادر بودن‌ را دارا است. این‌ تأسیس‌ فقهی‌ با سایر تأسیسات‌ نیز همخوانی‌ دارد که‌ یکی‌ از آن ها طلاق‌ است. در شرائط‌ عادی، اختیار طلاق‌ در نهایت‌ بدست‌ زوج‌ است‌ لذا دادن‌ حضانت‌ فرزندان‌ و مسؤ‌ولیت‌ سنگین‌ حفظ‌ و نگهداری‌ آنان‌ بر دوش‌ مرد، یکی‌ از راه های‌ محدود کردن‌ طلاق‌ است‌ تا مردان‌ به سادگی‌ زنان‌ را طلاق‌ ندهند. اگر مردي مطمئن‌ شود که‌ بعد از طلاق، وظیفه‌ نگهداری‌ کودکان‌ و مسؤ‌ولیت‌های‌ ناشی‌ از آن‌ به‌ راحتی‌ به‌ عهده‌ مادر قرار می‌گیرد و او بار دیگر به‌ ایام‌ مجرد‌ی‌ و آزادی‌ از قیود مسؤ‌ولیت‌ برمی‌گردد به‌ راحتی‌ می‌تواند پیرامون‌ جدائی، تصمیم‌ گیرد. اما اگر وظایف‌ سنگینی‌ به‌ عهده‌ وی‌ باشد و قانون‌ نیز در موارد لازم‌ وی‌ را اجبار به‌ انجام‌ وظایف‌ کند به‌ ثبات‌ خانواده‌ کمتر لطمه‌ می‌خورد.

نکته‌ دیگر، توجه‌ به‌ موارد سقوط‌ و شرایط‌ تحقق‌ «حق‌ حضانت» برای‌ هر یک‌ از پدر و مادر است. آنچه‌ اسلام‌ پی‌ریزی‌ کرده، توجه‌ به‌ زندگی‌ کودک‌ است‌ و لذا برای‌ صاحبان‌ حق، شرایط‌ و قیودی‌ را قرار داده‌ که‌ اگر از آنها تخلف‌ شود، حق‌ خودبخود ساقط‌ می‌شود.
مطلب بعدی در مورد مادران شاغل و توانايی تامين نفقه فرزندان اين است كه مگر نگهداری از فرزند تنها تامين معاش اوست ضمن اينكه شما در عصر حاضر با زنان جوان شاغل زيادی مواجهيد كه توان مالی نگهداری از فرزندشان را دارند و مايلند ازدواج مجدد نمايند اما همسر ايده ال دوم، حاضر به پذيرش فرزند وی نيست.
يا با زنان شاغل زيادی مواجهيد كه توان مالی نگهداری از فرزند را دارند اما توان تربيت و تعليم و نگهداری از فرزندشان را به دليل مشغله كاری ندارند و اينها همه در شرايطی است كه پدر فرزند ، به دور از هر مسئوليت و سختی ناشی از داشتن فرزند يا فرزندان ، مي تواند به ازدواج دوم با هر كسی كه مايل بود اقدام نمايد و مسئوليت فرزندانش و تعليم و تربيت و نگهداری و ... از آنها را بر دوش مادر بياندازد.

اينها مواردی است كه به عينه در جامعه زنان شاغل مطلقه ما وجود دارد و نمي توان منكر آن بود. در حالی كه همين مسئوليت و تكليف سنگين نگهداری و پرورش فرزندان كه بر عهده مرد است، يكی از اهرم های قوی برای جلوگيری از تصميم به طلاق از جانب مردان است كه خود مانعی عملی برای طلاق های بی مورد از جانب مرد بوجود خواهد آورد .

كليد واژه ها: حق حضانت، تامين نفقه فرزندان، مسئوليت فرزندان، ازدواج مجدد، زنان شاغل مطلقه