PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سوالات متفرقه پیرامون: احکام جزائی و کیفری، دیه، قصاص، تعذیر



کاربر جدید!
۱۳۸۵/۱۲/۲۶, ۱۲:۵۱
سلام
اگر یک نفر به خاطر بی احتیاطی خودش زیر ماشین بره مجبور کردن راننده به پرداخت دیه ظلم نیست؟:confused:

mohammzd ali
۱۳۸۶/۰۱/۱۴, ۱۲:۰۰
سلام
اگر یک نفر به خاطر بی احتیاطی خودش زیر ماشین بره مجبور کردن راننده به پرداخت دیه ظلم نیست؟:confused:

به نام خدا
فرد خاطي و بي احتياط مقصر بوده تقصير خانواده او كه از اين پس نان آوري ندارند چيست ؟
اگر به آنها ديه پرداخت نشود و به كارهاي خلاف كشيده شوند چه كسي مقصر است ؟

رمضان
۱۳۸۶/۰۱/۱۶, ۰۷:۲۲
به نام خدا
بين قتل عمدي و خطايي تفاوت وجود دارد در چنين مواردي كه راننده مقررات و قوانين رانندگي را مانند حفظ فاصله وسرعت رعايت نكرده است و نتوانسته ماشين را كنترل كند اگر مصدوم بميرد قتل خطايي محسوب مي شود و احكام قتل خطايي بر آن جاري است .كه حكم آن تنها پرداخت ديه است .
نكته ديگراينكه ديه در واقع كمك به خانواده مصدوم است كه سرپرست خانواده و نان آور را از دست داده اند نه اين كه ارزش جان مصدوم باشد . ارزش جان مصدوم تنها با قصاص نفس جبران مي شود كه در صورت قتل عمدي است بنابراين ظلمي در پرداخت ديه وجود ندارد

ریحانه
۱۳۸۸/۰۲/۱۳, ۲۲:۴۶
بسمه تعالی

سوال : اگر فرزند خود را با چند قطره روغن آنهم در عین عصبانیت بسوزانیم

آیا دیه تعلق میگیرد یا ارش ؟

و چه حکمی دارد ؟

parsa
۱۳۸۸/۰۲/۱۳, ۲۳:۵۰
به نام خدا و سلام بر شما
اگر به حدی باشه که سرخ شده باشه یا بیشتر از اون، بله، دیه تعلق می گیره.
مقدار دیه هم بستگی به نوع آسیب و همچنین مکان عضو آسیب دیده داره.

سرخ شدن، کبود شدن، خراشیده شدن، زخم شدن و خون آمدن، شکسته شدن، قطع شدن و... با هم متفاوت هست. همچنین در تقسیم بندی اعضا، دیه آسیب به سر و صورت دو برابر دیگر اعضا هست.

شما بفرمایید آسیب دست در چه حدی بوده؟ فقط سرخی یا بیشتر؟

ریحانه
۱۳۸۸/۰۲/۱۴, ۰۸:۵۹
آسیب به دست ....و الان به رنگ لکه های قهوه ای رنگ است ....

مدافع
۱۳۸۸/۰۲/۱۴, ۲۳:۲۰
:Rose: بسم الله الرحمن الرحیم :Rose:

خواهرم، خانم جهرمی؛ سلام و وقت به خیر.

در مورد تعیین نوع آسیب دیدگی و همچنین میزان خسارت وارده باید کارشناسان مربوطه موضوع را بررسی نموده و حکم صادر کنند. شما اگر می خواهید حساب کتاب دقیقی در این زمینه داشته باشید اول باید آسیب را به کارشناس آسیب شناسی نشان داده و سپس در مورد میزان دیه ی آن با کسی که آشنا ی با مباحث حقوقی است مشورت نمائید.

کارشناسان آسیب شناسی در کشور ما امروزه همان مراکز پزشکی قانونی می باشند و کارشناسان مباحث حقوقی نیز قوه قضائیه و یا وکیل ها و امثال این ها هستند.

اگر مایلید دقیق حسابرسی داشته باشید، می توانید به این مراجع مراجعه کرده و به نتیجه ی قطعی برسید. منتهی به نظر من اول یک تماس با دفتر مرجع تقلید خود بگیرید و قضیه را برای ایشان شرح دهید و از ایشان سوال کنید که تا چه اندازه در اینجا دقت لازم است.


سربلند باشید

parsa
۱۳۸۸/۰۲/۱۵, ۰۲:۲۶
به نام خدا و سلام

اگر اجازه بدین برای بهتر روشن شدن موضوع، به عنوان مقدمه ابتدا مساله ای رو طرح کنیم که آیا والدین یا معلم و یا دیگران حق تأدیب فرزند رو دارند یا خیر؟


حكم شرع درخصوص تنبيه بدني فرزندان:

حد تنبيه بدني كه شرعاً پدر (و طبق بعضی از نظرات، والدین) مجاز است نسبت به فرزند خود اعمال كند، به مقداري است كه اثري بر روي پوست بدن نگذارد حتي موجب قرمزي پوست بدن نگردد درغير اين صورت علاوه براين كه مرتكب معصيت شده و موظف به پرداخت ديه مقرره به فرزند است.

لذا اگر پدر يا مادرى فرزند خود را براى تربيت يا از روى غضب بزنند و جاى آن قرمز، سياه يا كبود بشود، ديه دارد.

نکته دیگه اینکه رضایت فرزند قبل از بلوغ موجب سقوط دیه نیست.
اما اگر والدین فعلا توانایی پرداخت دیه را ندارند، می تونند به عنوان بدهی به ذمه گرفته و هر موقع توانستند به فرزند پرداخت کنند.

همچنین اگر وقتی فرزند به سن بلوغ رسید، واقعا اون ها رو بخشید، از ذمه شون خارج میشه.

متاسفانه ما والدین تقریبا اصلا به این موضوع توجه نداریم!!! :Ealam:
اول از همه خودم رو عرض می کنم!!!!!

--------------------------

چند سوال و جواب در این مورد از تحریر الوسیله مرحوم امام خمینی (ره) - کتاب الدیات:


سؤال: بر معلّمى كه مى‏خواهد شاگردانش پيشرفت كنند اگر صلاح بداند و كتك بزند ديه واجب مى‏شود يا نه و همچنين درباره پدر و مادر؟

جواب: پدر در صورتى كه صلاح بداند جايز است فرزند را تأديب نمايد و لكن نه به مقدارى كه موجب ديه شود و اگر تأديبِ او باعث ديه شود واجب است ديه را به اولاد بدهد و همچنين است حكم مادر و معلم در تأديب با اذن پدر، اما بدون اذن پدر تأديبِ آنها جايز نيست.(10)


سؤال: آيا پدر يا مادر مى‏توانند فرزند خود را براى تأديب بزنند؟

جواب: در صورت انحصار طريق تأديب به زدن، مانعى ندارد ولى بايد سعى كنند موجب ديه نشود.(11)


سؤال: معلّمين در رابطه با تنبيه كودكانِ محصّل اظهار مى‏دارند كه معلّم دلسوز اگر بچه‏ها را كتك نزند كار تعليم پيشرفتى ندارد، با توجه به اين امر مستدعى است جواب سؤالات زير را مرقوم فرماييد؟

.1 آيا معلّم مى‏تواند بدون اجازه ولىّ طفل، جهت آموزش او را بزند يا خير؟
.2 اگر زرد و كبود و سرخ شد آيا ولىّ طفل مى‏تواند ديه را ببخشد يا خير؟
.3 اگر نتواند ديه‏ها را ادا نمايد وظيفه‏اش چيست؟
.4 اگر در اثر كتك، دستِ بچّه خون بيايد ديه‏اش چه مقدار است؟

جواب:

.1 جواز كتك زدنِ شاگرد جهت تأديبِ شرعى با اجازه ولى شرعى اگر موجب ديه نشود و به طور آرام بعيد نيست و اگر جاى ضرب، به سرخى يا كبودى يا سياهى تغييرِ رنگ بدهد جايز نيست و معلم ضامن ديه است.
.2 نمى‏تواند.
.3 مديون است و بعد احتياط كند و نزند.
.4 در فرض سؤال، ديه، يك شتر است.(12)


سؤال: اگر شخصى پسر بچه‏اى را كه در سنين (چهارده - دوازده) سالگى است كتك زده باشد و آن بچه هنوز بالغ نشده است، آيا بايد خود مضروب را راضى كند يا پدر و مادر او را؟

جواب: بايد از پدر و مادر او حليت بطلبد و احتياطاً هنگامى كه بالغ شد از خود او نيز حليت بخواهد.(13)


سؤال: در موضوع ديه كه فقها مى‏فرمايند مثلاً ديه سيلى زدن به صورت كه سرخ شود فلان مقدار طلا است اگر قيمت آن را بپردازد كافى است يا اختيار با آن كسى است كه ديه مى‏گيرد و به هر كدام راضى شد بايد ادا كند؟

جواب: لازم است آنچه شرعاً تعيين شده ادا نمايد مگر آن‏كه مستحقّ ديه راضى به قيمت شود.(14

--------------------

سوالی که در این خصوص از مرحوم آیت الله گلپایگانی (ره) شده است:

سؤال: آيا تنبيه بدني كودكان براي تأديب جايز است؟

پاسخ: درغير تعزير كه اجراي آن وظيفه حاكم شرع است زدن طفل جايز نيست مگر در بعضي موارد كه تأديب متوقف برآن است و درموردي كه شرعاً اجازه داده شده نبايد طوري بزند كه موجب ديه شود مثلاً رنگ پوست بدن سرخ شود.

(مجمع المسائل ۲۶۶‎/۳)

--------------------

دیه‌ی سرخ شدن و کبود شدن بر اثر ضرب چیست؟

اگر به صورت کسی سیلی یا چیز دیگر بزند، به طوری که صورت او سرخ شود، باید یک مثقال و نیم شرعی طلای سکه‌دار بدهد و اگر کبود شود، سه مثقال و اگر سیاه شود، باید شش مثقال شرعی طلای سکه‌دار بدهد.

و اگر جای دیگر بدن کسی را به واسطه‌ی زدن سرخ یا کبود یا سیاه کند، باید نصف آن چه را که گفته شد بدهد.

هر مثقال شرعى حدود 18 نخود است، و مثقال معمولى (بازاری) 24 نخود.
بنابراين، اگر به حساب مثقال معمولى باشد یک چهارم از آنچه در بالا گفتيم كم مى شود.

------------------------------------

همه این مواردی که گفته شد، در جایی است که موجب خراشیدگی پوست، زخم شدن و یا خون امدن نشده باشد. وگرنه در اون صورت دیه بسیار متفاوت تر و بالاتر از این مقدار است!!!

parsa
۱۳۸۸/۰۲/۱۵, ۰۲:۵۳
آسیب به دست ....و الان به رنگ لکه های قهوه ای رنگ است....طبق صحبت های بالا، شما ببینید آسیب در چه حدی هست.

چون فرمودید آسیب در دست هست، لذا دیه اش نصف صورت می باشد.

پس:

اگر در حد سرخی هست، دیه اش میشه: سه چهارم مثقال طلای شرعی

هر مثقال طلای شرعی هم مساوی هست با 18 نخود
18 تقسیم بر 4 ضرب در سه = 13.5 نخود طلای شرعی

از طرفی چون هر مثقال طلای معمولی (بازاری) برابر است با 24 نخود، پس یک چهارم کمتر می شود.
لذا:
13.5 تقسیم بر 4 ضرب در 3 = 10.125 نخود طلای معمولی

و چون گفتیم هر مثقال طلای معمولی 24 نخود است، پس ببینید طلا در بازار مثقالی چند هست، اونوقت تقسیم بر 24 کرده و بعد ضرب در 10.125 کنید.

-------------

در مورد کبودی و سیاه شدن هم طبق حساب بالا میشه مقدار دیه رو به دست آورد.

(البته اگر این حسابی که من نصفه شبی کردم درست باشه!!
دوستان اگر اشکالی در محاسبه دیدند، تذکر بدن.)

ریحانه
۱۳۸۸/۰۲/۱۵, ۰۷:۵۷
در حد سرخی هست، دیه اش میشه: سه چهارم مثقال طلای شرعی


من که عرض کردم به رنگ قهوه ای هست و این اتفاق مال 2 الی 3 سال پیشه ...اولش سرخ بود ولی حالا قهوه ای رنگ شده ...

ریحانه
۱۳۸۸/۰۲/۱۵, ۱۶:۱۰
میخوای دقیقتر عرض کنم ....

یکروز نهار درست میکردم و با چنگال شامی ها رو زیر و رو میکردم با همون چنگال چند بار کودک خود را تهدید کردم که اگه ساکت نشد این چنگال داغ رو روی دستش میگذارم لعنت بر شیطون همین کار رو هم کردم و واقعا نفهمیدم که چنگال اینقدر داغ شده که دستش بسوزه چون خیلی وقت بود که از روغن بیرون آورده بودم

حالا که قضیه روشن شد حالا حکم بفرمایید ..

مدافع
۱۳۸۸/۰۲/۱۵, ۲۱:۳۹
من که عرض کردم به رنگ قهوه ای هست و این اتفاق مال 2 الی 3 سال پیشه ...اولش سرخ بود ولی حالا قهوه ای رنگ شده ...


سلام مجدد

در این زمینه حتما باید از یک فرد خبره در این فن استفاده کنید ( همان پیشنهاد قبلی که برایتان نوشته بودم).

parsa
۱۳۸۸/۰۲/۱۹, ۱۴:۰۳
با عرض سلام مجدد و معذرت از بابت تاخیر در پاسخ

بنده سوال کردم و شکی که داشتم تبدیل به یقین شد که در مورد سوختگی بحث دیه پیش نمیاد و تعیین ارش می کنند. چون مشخص و معین نیست.
یعنی همانطور که جناب مدافع فرمودند فرد به متخصص امر (که در کشور ما پزشکی قانونی هست) مراجعه کرده تا میزان آسیب و مقدار خسارت تعیین شود و با سپس با مراجعه به حاکم (که دادگاه باشد) میزان پرداختی رو تعیین می کنند.

البته، در مورد شما چون بحث شکایت و دعوا و از این حرفا نیست، پیشنهاد بنده اینه که شما اصلا وارد این مقوله نشید و شاید مناسب هم نباشه.
بهترین راه فکر کنم این هست که صبر کنید تا این فرزند به سن بلوغ رسیده و سپس رضایت او رو بگیرید و به شکلی باهم مصالحه کنید.

احسنت و آفرین به شما به خاطر حساسیتی که در مورد اینگونه مسائل شرعی دارید. :Kaf:
خیلی از خانواده ها اصلا به این موضوعات توجهی ندارند.

ریحانه
۱۳۸۸/۰۲/۱۹, ۱۴:۳۸
بهترین راه فکر کنم این هست که صبر کنید تا این فرزند به سن بلوغ رسیده و سپس رضایت او رو بگیرید و به شکلی باهم مصالحه کنید.



اولا بسیار بسیار تشکر میکنم که واقعا به فکرم بودید و از پاسخ دادن به سوالم دریغ نکردید امیدوارم همیشه موفق باشید ولی آیا درسته که صبر کنم تا فرزندم بزرگ بشه و .....آیا تا اون موقع زنده هستم .....؟؟؟

parsa
۱۳۸۸/۰۲/۱۹, ۱۵:۵۹
سلامت باشید.
اینجا اگر کاری هم انجام می گیره، چیزی جز انجام وظیفه نیست.

در اینکه فرزند حقی گردن شما داره، شکی نیست. ولی شما می تونید ادای این حق رو تا زمان بلوغ او به ذمّه بگیرید و اون موقع ادا کنید. این همانند دین و بدهی ای است که به کسی دارید و فعلا براتون قابل پرداخت نیست و تا زمان امکان پرداخت، به عهده تون باقی می مونه.

البته در این مورد شاید با مراجعه به مراجع قانونی ذکر شده قابل پرداخت باشه، ولی (به نظر شخصی حقیر) کار مناسب و شایسته ای به نظر نمیرسه. شما هم که نمی خواهید از زیر این دین شانه خالی کنید. پس فکر کنم بهتر باشه فعلا به ذمّه بگیرید و تا زمان مذکور صبر کنید. معمولا فرزندان هم در اون زمان گذشت می کنند و اگر هم این امر اتفاق نیفتاد، می تونید یجوری با هم مصالحه کنید.

ان شاءالله عمر طولانی و پر برکتی هم خواهید داشت. ولی اگر عمرتون به دنیا نبود و قبل از بلوغ فرزند به دیار باقی شتافتید، این نیز همانند همه دیون و بدهی های دیگر، بستگی به بخشش طرف مقابل دارد و اگر نبخشید، قبل از تقسیم ارث بدهی ها رو پرداخت می کنند. (که البته در خصوص شما و فرزندتان، مطمئنا به این بخش ها نخواهد رسید.)

خداوند عمر با عزت همراه با سلامتی به شما و همه خانواده تان عنایت فرماید.

.

مدیر تدوین
۱۳۸۹/۰۲/۱۵, ۱۷:۱۰
به نام خدا
بخشي ديگر از سوالت جناب sasan2012 (http://www.askquran.ir/member.php?u=54043) :
حقوق شخص آزاد با بنده متفاوت است . اگر شخصی مرد آزادی را به قتل برساند حکمش قصاص یا دیه کامل خواهد بود ولی اگر کسی بنده ای را به قتل برساند فقط قیمت خرید آن بنده بر گردنش خواهد بود .

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۲/۲۰, ۱۶:۲۹
به نام خدا
بخشي ديگر از سوالت جناب sasan2012 (http://www.askquran.ir/member.php?u=54043) :
حقوق شخص آزاد با بنده متفاوت است . اگر شخصی مرد آزادی را به قتل برساند حکمش قصاص یا دیه کامل خواهد بود ولی اگر کسی بنده ای را به قتل برساند فقط قیمت خرید آن بنده بر گردنش خواهد بود .

اولا اسلام با برده داری مخالف است و این مسائل برده داری برای اوایل اسلام و جامعه آن زمان است .اما این که چرا اسلام در آن موقع برده داری را قبول کرد ؟ در حیطه بحث این تاپیک نیست و در صورت علاقه می توانید تاپیک دیگری زده شود(اگه وجود ندارد) و در آن جا بحث کرد.
مسائل برده داری برای زمان ما هیچ گونه کاربدی ندارد. الان نه کسی برده است و نه کسی برده دارد.

ثانیا:
بله حقوق شخص آزاد با بنده متفاوت است اما این به این معنا نیست که همه جا حق بنده کمتر از حق انسان آزاد باشد.( بهتر است بگوییم کمتر به نظر بیاید.)

ديه برده به مقدار قيمت و ارزش او است كه بايد به صاحب او پرداخت شود، حتي گاهي قيمت او به اندازة ديه يك انسان آزاد مي شود و گاهي بيشتر مي شود كه در اين صورت نبايد بيشتر از ديه كامل پرداخت كرد، بلكه بايد به اندازه ديه يا كمتر پرداخت شود.(وسائل الشيعه، ج 19، ص 152)

یکی دیگر از احکام برده این است که که حد شرعی برده خفیف‌تر از حد انسان آزاد و فی‌الجمله نصف آن است. مثلاً حد برده زناكار اعم از محصن و محصنه پنجاه ضربه شلاق است.در صورتی که حد انسان آزاد خیلی سخت تر است و اگر زنای محصن انجام دهد حکم آن سنگسار است.

همان طور که مشاهده می کنید انسان آزاد و برده هر دو یک گناه را مرتکب شده اند اما مجازات برده خفیف تر است.

پس بیشتر دقت کنید و همه جوانب و احکام را با هم در نظر بگیرید و نه فقط یک حکم را.

ریحانه
۱۳۸۹/۰۷/۱۷, ۱۷:۵۰
سلام ..میدونم این تاپیک خیلی قدیمی هست ولی به جواب سوالم نیاز داشتم ..

سوال :

اگه دیه پرداخته بشه ..ایا باید به خود فرزند داده بشود ؟ ( اگه سن فرزند کمتر از 8 سال باشد )

ایا اگه پرداخت شد دیگه خدا هم ما رو میبخشه ؟

filis
۱۳۸۹/۱۰/۲۵, ۰۲:۵۴
اینکه چرا دیه برده کمتر از دیه فرد آزاد است، به دلیل آن نیست که ارزش انسانی وی کمتر است بلکه دیه اصولا یک حکم اقتصادی است و نصف بودن دیه زن هم به جهت نصف بودن جنبه انسانی وی نیست بلکه به جهت آنست که خرج خانواده بر دوش وی نیست.
دیه وجهی است که با آن خانواده مقتول یا آسیب دیده ،مقداری از خسارت اقتصادی ای را که بابت نبود نان آور و یا زمین گیر بودن وی متحمل شده اند ،جبران کند.(یعنی یک نوع راه حل بریا برهه زمانی خاص و جهت برطرف شدن یک سری مشکلات اولیه است)

برده که خرج خودش نیز بر عهده صاحبش است، از لحاظ اقتصادی لزومی برای برابر بودن دیه وی با فرد آزاد نیست، تنها خسارتی که به صاحبش وارد شده یعنی قیمت اولیه خرید برده ، گرفته میشود.چون جان انسانها ارزشش بیشتر از آنست که با پول خریده بشود.در قرآن آمده که هرکس فردی (نفسی) را به ناحق بکشد فارغ از اینکه چه کسی بوده (برده و آزاد و زن و مرد و ...) گویی تمام انسانها و انسانیت را کشته است.پس هیچ چیز قبح کشتن را از بین نمیبرد .دیه نیز به دلایل بسیار تنها یک حکم اقتصادی است.
سوال اصلی اینجاست:
از لحاظ انسانی چرا به خاطر کشتن یک برده فرد قاتل را اعدام نمیکنند؟؟
یک دلیلش اینست که در میان بردگان دلایل قتل بسیار کمند یعنی مسائلی که منجر به قتل آنان توسط افراد آزاد غیر از صاحبانشان بشود، نادر هستند.مگر انکه قاتل خودش برده باشد که در آن صورت قصاص میشود.

از پاسخگویان عزیز خواهش میکنم باقی دلایل را ذکر کنید و به این سوال نیز پاسخ دهید که اگر فردی برده خود را میکشت ،چه حکمی برایش قائل بودند؟

saba89
۱۳۸۹/۱۰/۲۵, ۰۶:۲۶
اینکه چرا دیه برده کمتر از دیه فرد آزاد است، به دلیل آن نیست که ارزش انسانی وی کمتر است بلکه دیه اصولا یک حکم اقتصادی است و نصف بودن دیه زن هم به جهت نصف بودن جنبه انسانی وی نیست بلکه به جهت آنست که خرج خانواده بر دوش وی نیست.
دیه وجهی است که با آن خانواده مقتول یا آسیب دیده ،مقداری از خسارت اقتصادی ای را که بابت نبود نان آور و یا زمین گیر بودن وی متحمل شده اند ،جبران کند.(یعنی یک نوع راه حل بریا برهه زمانی خاص و جهت برطرف شدن یک سری مشکلات اولیه است)

اگر دلیل حکم اقتصادی است، خب ممکنه زن سرپرست خانواده باشه و خرج خانواده را تأمین کنه. آیا اونوقت دیه زن برابر با مرد میشه؟!

filis
۱۳۸۹/۱۰/۲۵, ۰۸:۳۳
اگر دلیل حکم اقتصادی است، خب ممکنه زن سرپرست خانواده باشه و خرج خانواده را تأمین کنه. آیا اونوقت دیه زن برابر با مرد میشه؟!بحث را منحرف نکن صبا خانم! موضوع چیز دیگری است موضوع مهم تر قصاص برده است نه دیه زن!

حالا جواب شما:
اینکه در حال حاضر بعضی از علما دیه را برابر اعلام کرده اند، بر اساس همین مسئله است.یعنی در شرایط حاضر که بسیاری از زنان مانند مردان در تامین مخارج زندگی سهیمند، دیه اشان نیز برابر شده.البته خیلی از زنان نقش کلیدی در تامین مخارج ندارند و حکمت وجود دیه نیز نقش کلیدی در تامین مخارج است نه کمکی و فرعی!

در برخی اعضای بدن دیه زن و مرد برابر است و آن اعضا عموما اعضایی هستند که ربط چندانی به نان آوری خانواده ندارند یعنی در وضعیت کاری و عملی فرد تاثیر چندانی مانند زمینگیر شدن و .. ندارند.دیه حکمتهای گوناگون دارد یکی از انها جلوگیری از اتکاب جرم است اما دلیل اصلی اقتصادی است.

این هم که تعیین نصف یا کامل بودن دیه را به عهده دادگاه بگذاریم تا برای هر زنی که نقش مهم در تامین مخارج خانواده دارد، دیه کامل و برای زنان دیگر دیه نصف در نظر بگیرد ، شدنی نیست.چون باب بسیاری از جرائم را باز میکند و ممکن است بسیاری افراد کلاه برداری و ظاهرسازی کنند.علاوه بر آن باعث تشویق بانوان به کار بیرون از خانه که نه برایشان مفید است و نه در شانشان باشد،میشود.ممکن است باعث تنبلی و کم مسئولیت شدن همسرش نیز بشود.در کل هرج و مرج به وجود میاید(در عرض چندسال) و ممکن است مردی به این جهت همسرش را به جهت اعتیاد یا گرفتن زن دیگر یا .... بکشد تا پول دیه را از فردی که قتل را به گردن وی انداخته ، بگیرد.شاید هم فردی شکاک باشد که خودش بدور از تحقیق و نظر دادگاه به خاطر شک ، زنش را کشته گردن فردی که به آن شک دارد،بیندازد و در نهایت پول دیه را نیز از وی بگیرد!(با اجرای این قوانین، راه برای بسیاری مفاسد باز میشود البته همه اینها در حد بررسی و بحث من و شماست یعنی در حد فرض یک قانون من درآوردی!)

دیه زن را مرد میگیرد و دیه زن را مرد!(یادمان باشد)

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۲۵, ۱۸:۴۵
با سلام به شما دوست عزیز


از لحاظ انسانی چرا به خاطر کشتن یک برده فرد قاتل را اعدام نمیکنند؟؟

چرائی احکام جزائی اسلام (بمانند سائر احکام اسلامی) تابع مصالح و مفاسدی است که از ناحیه شارع مقدس برای تکامل بشر نازل شده است، و اطلاع ما از مفاسد و مصالح اندک است.

و اگر دلیلی بیان می کنیم باید و حتما مستند به کلام معصوم (حاملان وحی) یا فقهاء جامع الشرائط باشد غیر از این باشد نامش دلیل نیست، مثلا اگر با تعقل و تدبر خودمان فلسفه ای برایش بیان کنیم در حدّ یک احتمال خواهد بود و ارزش علمی نخواهد داشت، زیرا ما عالم به مفاسد و مصالح احکام شرع نیستیم، ما بشریم و نهایت درک و عقل ما همین عالم مادی است.

لذا جواب سؤال فوق را از روایات و متون علمی نیافتم.

اما اینکه فرمودید:


حکمت وجود دیه نیز نقش کلیدی در تامین مخارج است نه کمکی و فرعی!

مستند این حکمت چیست؟
قرآن، روایات، کدامیک؟
منتظر ارائه سند از جانب حضرتعالی هستم.

موفق باشید.

filis
۱۳۸۹/۱۰/۲۷, ۱۰:۱۴
سلام بر شما

چرائی احکام جزائی اسلام (بمانند سائر احکام اسلامی) تابع مصالح و مفاسدی است که از ناحیه شارع مقدس برای تکامل بشر نازل شده است، و اطلاع ما از مفاسد و مصالح اندک است.
و اگر دلیلی بیان می کنیم باید و حتما مستند به کلام معصوم (حاملان وحی) یا فقهاء جامع الشرائط باشد غیر از این باشد نامش دلیل نیست، مثلا اگر با تعقل و تدبر خودمان فلسفه ای برایش بیان کنیم در حدّ یک احتمال خواهد بود و ارزش علمی نخواهد داشت، زیرا ما عالم به مفاسد و مصالح احکام شرع نیستیم، ما بشریم و نهایت درک و عقل ما همین عالم مادی است.
جناب پاسخگو! زحمت کشیدید!
حکمت و دلیل بسیاری از احکام را ما از روی شواهد استخراج میکنیم.تاریخ اسلام و مسلمانان مملو است از تفکر و تعقل در باب دلایل و اسباب احکام برای فهم بهتر آنها و اجرای بهتر و در جای خود آنها.پس هیچ کس را نمیتوان بابت فکر کردن درباره علل احکام و به قول شما احتمالهایی که میتواند از حکمتهای آن حکم شرعی بدهد، منع کرد.من به نوبه خودم میتوانم در حد فهم خودم دلایلی برای آنها ذکر کنم.شما نیز میتوانید.وقتی فکرها روی هم ریخته شود،نتیجه خواهد داد.هدف شرکت در بحثهای این سایت نیز همینست.ما نیز ادعایی در خصوص سندیت قطعی و علمی نتایج نداریم و هرگز آن را با نظر علما برابر نمیدانیم.برای هر فرد باید در حد فهم وی مسائل را توضیح داد شاید توضیح و دلیلی که یک فرد کم اطلاع بیاورد بسیار قانع کننده تر و قابل فهم تر برای مردم عادی باشد ما که نمیخواهیم احکام را استخراج کنیم! قصد من تنها روشن شدن برخی جهات موضوع و رفع شبهات تا اندازه ای که میتوانیم است.
شما و دیگر همکارانتان نیز در بخش حکمت برده داری عللی را عنوان کردید که بعضا در روایات نیامده بلکه از روی شواهد عنوان کردید.این شواهد میتواند اختلاف در اجرای یک حکم در دو شرایط مختلف باشد مثلا از این اختلاف در شرایط ، حکمت برخی مسائل نیز استخراج میشود آن وقت است که یک عالم میتواند با توجه به آنها در شرایط مختلف احکام را متناسب با آن بیان کند که به آن فقه میگویند! ما هرگز قصد نداریم جا پای علما بگذاریم.حالا من از شما میخواهم از همان دلایلی که در مورد حکمت عدم لغو کامل برده داری بیان کردید و اکثرا در روایات و آیات قرآن نیامده اند،چند مورد نیز برای این مسئله ذکر کنید تا موضوع ملموس تر و پذیرفتنی تر شود.

حالا پرسش جنابعالی!:

مستند این حکمت چیست؟
قرآن، روایات، کدامیک؟
منتظر ارائه سند از جانب حضرتعالی هستم.
اینکه دیه به جهت نصف بودن ارزش و جنبه انسانی زن نیست، کاملا مشخص است.اگر شما خلاف آن را باور دارید، بیان کنید تا با آیات قرآن پاسخ شما را بدهم.
اینکه بیشتر بودن دیه مرد به سبب نقش بیشتر و پررنگ تر اقتصادی وی است، کاملا مشخص است.شما خلاف آن باور دارید؟
البته از دیگر قرائن برمیاید که یکی دیگر از این حکمتها جنبه حمایتی و حفاظتی مرد است که با نبودن و یا ایجاد نقص در وی مشکلات بسیاری به وجود میاید.در آیه 49سوره بقره خداوند میفرماید:
وَإِذْ نَجَّيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ
و (به ياد آريد) هنگامى كه شما را از (چنگال) فرعونيان نجات داديم كه بدترين شكنجه را بر شما تحميل مى‏كردند، پسران شما را دسته جمعى سر مى‏بريدند و زن‏هاى شما را زنده نگه مى‏داشتند، و در اين كار از جانب پروردگارتان آزمايشى بزرگ (براى شما) بود

نظیر این مضمون در آیه 6 سوره ابراهیم از زبان حضرت موسی (ع) نیز نقل شده است:

وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیکُمْ إِذْ أَنْجاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ وَ یذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یسْتَحْیونَ نِساءَکُمْ وَ فی ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیمٌ؛ إبراهیم/6
و ( به خاطر بیاورید ) هنگامی را که موسی به قومش گفت: نعمت خدا بر خود را به یادداشته باشید، زمانی که شما را از ( چنگال ) آل فرعون رهایی بخشید. همانا شما را به بدترین وجهی عذاب می‌کردند، پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را ( برای خدمتکاری ) زنده نگه می‌داشتند و در این، آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود.

من در کتابی از آقای قرائتی در مورد نکات این آیه خواندم که نبود مردان باعث ایجاد فساد و دستبرد به خانواده و ناموس میشود.البته این دو آیه شریفه با برده داری یک مقدار در تضاد است که فعلا به آن نمیپردازیم.

خب! چنانچه دیدیم یکی از دلایل همین نقش حمایتی و به اصطلاح (قوام بودن) مرد بر زن است.

همه اینها را گفتم تا بدانید منظور من این نبود که تمام حکمت بیشتر بودن دیه مرد نسبت به زن فقط نقش اقتصادی است.(در واقع خواستم یک حکمت دیگر را در حد خودم بیان کرده باشم که در پست قبلی یادم رفت ذکر کنم:biggrin:)
برخی اعضای بدن زن و مرد در دیه برابر هستند که وقتی آنها را بررسی میکنیم متوجه میشویم که در نقش اقتصادی و محافظتی تاثیر چندانی ندارد.دیگر شواهد نیز همگی حاکی از این موضوع هستند.پس این نتیجه که یکی از بزرگترین حکمتهای بیشتر بودن دیه مرد نقش بیشتر اقتصادی وی است،مشخص شد.
اما با توجه به انکه در صدر اسلام زنانی بوده اند که در تامین هزینه خانواده کمک میکردند و نقش مکمل داشتند،ولی هیچ یک از روایات بر ایجاد تبصره در این مورد توسط ائمه (ع) دلالت نمیکند، متوجه میشویم که نقش مکمل اقتصادی نمیتواند باعث برابر بودن دیه زن با مرد شود.اتفاقا روایاتی از امام علی (ع) وجود دارد که کمک کردن زن در تامین هزینه خانواده البته با شغل های خانگی مانند خیاطی و .. را ستوده اند.

حالا مشخص شد؟؟
این همه وقت ما را گرفتید آن هم سر مسئله ای که موضوع اصلی این تاپیک نبود!!

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۲۷, ۱۲:۱۷
با سلام به شما دوست عزیز
دقت کنید مطالب تاپیک خارج از موضوع نشود، قبل از ادامه بحث لطف کنید متن زیر را مطالعه کنید، بعد از آن در خدمت حضرتعالی خواهم بود، انشاء الله.

بیان مشروح از آیات عظام جعفر سبحانی و ناصر مکارم شیرازی درباره فلسفه احکام:



بسمه تعالی

گفتگو و پرسش و پاسخ در مورد فلسفه احکام و قوانین و مقررات اسلامی، از مهم ترین بحث هائی است که امروزه با آن سر و کار داریم
هرکس از خود مى‏پرسد ما چرا باید نماز بخوانیم؟ به زیارت خانه خدا برویم؟چرا رباخوارى در اسلام حرام است؟ تحریم خوردن گوشت خوک چه فلسفه‏اى دارد؟جواز تعدد زوجات در اسلام براى چیست؟ و علت تحریم ظروف طلا و نقره و ماننداینها چه مى‏باشد؟ ...


آیا ما چنین حقی داریم که از فلسفه احکام الهی سوال کنیم یا نه؟ و آیا ما می توانیم فلسفه احکام را درک کنیم یا خیر؟
برخی معتقدند که ما نباید دنبال فلسفه احکام برویم و بعضی بالعکس، درک فلسفه احکام را ضروری می دانند.
بحث از فلسفه احکام و قوانین و مقررات اسلامى، از مهمترین بحث هایى است کهامروزه با آن سروکار داریم و قسمت قابل توجهى از پرسش ها و پاسخ هاى ما راتشکیل مى‏دهد.

مطالعه متون اسلامى - قرآن و احادیث پیامبر (ص) و ائمه (ع) وگفتگوهاى اصحاب و یاران آنها - نشان مى‏دهد که همواره بحث از فلسفه احکامدر میان آنها رایج بوده است و باید هم چنین باشد؛
زیرا روش قرآن رایک روش استدلالى و منطقى آزاد مى‏دیدند و به خود حق مى‏دادند در مباحثمربوط به احکام نیز از این روش استفاده کرده و سؤال از فلسفه حکم کنند.

اصولا اسلام خدا را چنین معرفى مى‏کند: وجودى است از نظرعلم و قدرت بی نهایت و بى نیاز از همه چیز و همه کس، و همه کارهاى او روىحکمت خاصى است - چه بدانیم و چه ندانیم - عبث و لغو و لهو درکار او راهندارد و پیامبران را براى تعلیم و تربیت و دعوت به سوى حق و عدالت فرستاده است.
چنین معرفى از «خدا» ما را به سؤال از فلسفه احکام و اسرارى که طبعا در زندگى و سعادت و سرنوشت ما دارد تشویق مى‏کند.

اگر تصور کنیم روش قرآن فقط استدلال در «اصول دین» و مسائل عقیدتى است نه «فروع دین» و «مسائل علمى»، اشتباه کرده‏ایم.
زیرا مى‏بینیم قرآن مثلا پس از تشریع روزه ماه مبارک رمضان مى‏گوید: «لعلکم تتقون؛ تا شاید شما تقوا پیشه کنید» [سوره بقره، آیه 9]
و به این ترتیب فلسفه آن را پرهیز از گناه ذکر مى‏کند که در پرتو این ریاضت مخصوص اسلامى، تسلط بر نفس و هوسهاى سرکش حاصل مى‏گردد.

در مورد مسافران و بیماران که از حکم روزه مستثنا هستند، مى‏گوید: «یریداللَّه بکم الیسر ولایرید بکم العسر؛ خداوند راحتى شما را مى‏خواهد، نهزحمت شما را.» [سوره بقره، آیه 185] و فلسفه آن را نفى عُسر و حرج و مشقتذکر مى‏کند.

در مورد تحریم قمار و شراب مى‏گوید: «انما یرید الشیطان ان یوقع بینکمالعداوة و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر اللَّه و عن الصلوةفهل انتم منتهون؛ شیطان مى‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این زیان و فساد و با این نهى اکید) خوددارى خواهید کرد؟!» [سوره مائده، آیه 91]

در مورد خوددارى از نگاه به زنان بیگانه مى‏گوید: «ذلک ازکى لهم؛ این براى آنان پاکیزه‏تر است.» [سوره نور، آیه 30]
در مورد «فى‏ء» (قسمتى از اموال بیت المال) و علت اختصاص آن به بیت المالو صرف آن در مصارف مورد نیاز عمومى، مى‏فرماید: «کى لایکون دولة بنىالاغنیاء منکم؛ تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد.» [سوره حشر، آیه 7] و موارد زیاد دیگر...

در احادیث پیامبر (ص) و ائمه هدى (ع) نیز موارد بسیار زیادى دیده مى‏شود که پیشوایان اسلام بدواً یا پس از پرسش مردم، به ذکر اسرار و فلسفه احکام پرداخته‏اند و کتاب معروف علل الشرایع (دلایل و فلسفه های احکام) تالیف محدث بزرگوار مرحوم شیخ صدوق - همان طورى که از نامش پیداست - مجموعه‏اى از این گونه اخبار و مانند آن مى‏باشد.

بنابراین، هنگامىکه مى‏بینیم قرآن مجید و پیشوایان اسلام در موارد زیادى به بیان فلسفه واسرار احکام مى‏پردازند، دلیل بر این است که چنین حقى را به ما داده‏اندکه در این باره به بحث بپردازیم، در غیر این صورت مى‏بایست مردم را صریحا از غور و بررسى و دقت در این قسمت ممنوع سازند.
تا اینجا نتیجه مى‏گیریم: طرز برداشت اسلام از مسائل دینى بطور کلى، و بازبودن راه و باب استدلال در همه آنها، و نیز روش مسلمانان و یاران پیغمبر وائمه (ع) در خصوص اسرار احکام، چنین حقى را براى ما محفوظ داشته است.

اگر تصور شود ذکرفلسفه احکام ممکن است از اهمیت و قاطعیت و عمومیت آنها بکاهد اشتباه است؛بلکه به عکس با اشباع کردن عقل و روح انسان، احکام را داخل در زندگى او وجزء ضروریات و نیازمندیهاى وى مى‏سازد که نه تنها به عنوان تعبد خشک، بلکهبه عنوان یک واقعیت شناخته شده از آن استقبال خواهد کرد.
از سوى دیگر مى‏دانیم معلومات ما،هر قدر هم با گذشت زمان پیش برود باز هم محدود است، ما همه چیز را نمى‏دانیم،اگر مى‏دانستیم لازم بود قافله علم و دانش بشر فورا متوقف گردد؛ زیرا بهپایان راه رسیده بود و این نادانیهاى ماست که دانشمندان بشر را به تلاش وکوشش دائمى براى یافتن «نایافته‏ها» و کشف «مجهولات» وا مى‏دارد.
بلکه آنچه مى‏دانیم در برابر آنچه نمى‏دانیم، قطره‏اى در برابر دریا و یا سطرى از کتابى بسیار عظیم و بزرگ است.

حتى در میان مجهولات ما چیزهاى بسیارى است که اگر هم معلم و استادى براىشرح آن از جهانى مافوق جهان ما بیاورند، باز ما استعداد درک آن را نداریم؛همان طور که بسیارى از مسائل علمى امروز اگر براى انسانهاى هزار سال پیششرح داده مى‏شد اصلا قدرت درک آن را نداشتند، تا چه رسد که بخواهند با پاىعقل و فکر خود به سوى آن بروند.
این را نیز مى‏دانیم که احکام و دستورات آسمانى از علم بى پایان خداوندسرچشمه مى‏گیرد، از مبدئى که همه حقایق هستى پیش او روشن است و گذشته وآینده و غیب و شهود براى او مفهومى ندارد، بلکه از همه چیز بطور یکسانآگاه است.

آیا با توجه به حقایق فوق، مى‏توانیم انتظار داشته باشیم که فلسفه همه احکام را درک کنیم؟
اگر چنین بود چه نیازى به پیامبران براى تشریع احکام داشتیم؟ خودمانمى‏نشستیم و آنچه صلاح و مصلحت بود تصویب مى‏کردیم و این همه در سنگلاخهاى زندگى سرگردان نمى‏شدیم! وانگهى مگر ما همه اسرار آفرینش و تمامىموجودات جهان و قوانینى که بر آنها حکومت مى‏کند و فلسفه وجودى هر یک رامى‏دانیم؟
احکام تشریعى جدا از حقایق آفرینش و تکوین نیست، اطلاعات ما در هر دو قسمت محدود است.

از مجموع این بحث چنین نتیجه مى‏گیریم که:
ما فقط به اندازه اطلاعات و میزان معلومات بشرى در هر عصر و زمان مى‏توانیم فلسفه و اسرار احکام الهى را دریابیم، نه همه آنها را؛
و اصولا با عمق و وسعت آن دستورات و محدودیت علم ما، نباید غیر از این انتظار داشته باشیم.
مفهوم این سخن این است که هرگز نمى‏توانیم اطاعت از این دستورات و احکام را مشروط به درک و فهم فلسفه آنها کنیم،زیرا در این صورت ادعاى علم نامحدود براى خود کرده‏ایم و دانش خود را درسطح دانش پروردگار آورده‏ایم و این با هیچ منطقى سازگار نیست.
ما درباره فلسفه احکام الهى بحث مى‏کنیم تا به ارزش و اهمیت و آثار مختلفآنها آشناتر شویم، نه براى این که ببینیم آیا باید به آنها عمل کرد یا نه.

این مساله درست به این مى‏ماند که ما از پزشک معالج فوق تخصص خود،توضیحاتى درباره فواید و چگونگى تاثیر داروهایى که براى ما تجویز کردهبخواهیم تا آگاهى بیشترى به آن پیدا کرده و عملکرد بهتری در مورد مصرفدارو داشته باشیم، نه این که به کار بستن دستورات آن پزشک و خوردن داروها،مشروط به توضیحات قانع کننده او باشد، زیرا در این صورت باید خود ما همطبیب باشیم!

منظور ازبحث و بررسى درباره اسرار احکام این نیست که آسمان و ریسمان را به هم ببافیم و براى احکام و دستورات عالى مذهبى با یک مشت تخیلات و حدس و گمان،فلسفه هایى سر هم کنیم و مثلا نماز را یک نوع ورزش سوئدى و اذان راوسیله‏اى براى تقویت تارهاى صوتى و روزه را منحصرا رژیمى براى لاغر شدن وحج را وسیله‏اى براى کمک مالى به بادیه نشینیان عرب و رکوع و سجود رادستورى براى بهداشت ستون فقرات و پیشگیرى از بیمارى سیاتیک بدانیم!
نه، منظور هرگز این نیست؛ زیرا این فلسفه بافی هاى تخیلی و مضحک، نه تنهاکسى را به دستورات علاقه‏مند نمى‏سازد، بلکه وسیله خوبى براى از بین بردنارزش و بى اعتبار جلوه دادن آنها خواهد بود.

filis
۱۳۸۹/۱۰/۲۷, ۱۲:۴۱
سلام جناب پاسخگو

من با نظر شما کاملا موافقم.از لحن تند و توهین آمیزم عذرخواهی میکنم .قصدی نداشتم.قبول دارم که در نظرم پیرامون فلسفه تفاوت در مقدار دیه افراد، قطعیت داشتم و از این حیث اشتباهی بزرگ مرتکب شدم اما از اول نیز قصدم به بحث گذاشتن فلسفه این حکم تا حدی که یک مقدار از سوالات ذهنی پاسخ داده شود، بود.
در واقع مسئله برده داری مسئله ای است که باعث ایجاد تشکیک در یکی از دوستانم شده است و من بی صبرانه منتظرم تا پاسخی به وی بدهم بلکه اندکی از سوالات ذهنی وی که به قول خودش خسته شده است،پاسخ داده شود.

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۲۷, ۱۶:۴۵
با سلام مجدد

طبق مبنائی که عرض شد مطالبی را فقط بعنوان احتمال برای احکام شرع مطرح میکنم.

بعد از امضای برده داری توسط شرع مقدس اسلام، نوبت به احکام جنبی این موضوع می رسد، ببینیم میتوانیم به حکمت قصاص نشدن غیر برده توسط برده شویم یا خیر؟

قطعا مطالب ذیل بعنوان علت و فلسفه حکم فقهی نخواهد بود زیرا همانطور که عرض شد علت احکام اگر از جانب شارع مقدس بیان شده باشد حجت است و الا در حد یک احتمال در حدّ خود باقی خواهی ماند.

مطلب زیر را در یکی از سایتها خواندم:


در دوره های برداری به عنوان مثال در برخی از مناطق، با توجه به اسناد ثبت شده، اگر برده ای برده دیگر را می کشت، خود می توانست توسط خواست برده دار به قتل برسد، زیرا حیات برده در دست برده داربود و از اینرو یک برده ی دیگر اجازه نداشت که به ملک او (که برده به قتل رسیده بود) دست یازی کند. از اینرو مجرم، نه به اتهام قتل یک انسان دیگر، که به دلیل زیان رسانی به ملک برده دار می توانست، به اعدام محکوم شود. در عین حال تشخیص جرم و اجرای مجازات نیز در بسیاری موارد توسط خود برده دار صورت می گرفت. به همین دلیل قتل برده توسط برده دار جرم محسوب نمیشد.

طبق استدلال فوق، وقتی برده ای به قتل می رسید در واقع به ارباب او ضرر می رسید و ارباب به دنبال جبران خسارت، فقط وجه را از قاتل دریافت می کرد، چراکه کشتن قاتل برده برای ارباب ارزش نداشت، بنابراین فقط خسارت طلب می کرد.

یک نکته نیز بعنوان قانع کردن فکر افراد عرض کنم:


در واقع مسئله برده داری مسئله ای است که باعث ایجاد تشکیک در یکی از دوستانم شده است و من بی صبرانه منتظرم تا پاسخی به وی بدهم بلکه اندکی از سوالات ذهنی وی که به قول خودش خسته شده است،پاسخ داده شود.

اگر چند مسئله هم زمان مورد توجه قرار گیرد خیلی از ابهامات برطرف خواهد شد، قطعا شما و دوست محترمتان با تک تک اینها موافقید اما توجه هم زمان به آنها مشکل فوق را حل خواهد کرد انشاء الله.
1- خداوند مهربانترین است.
2- خداوند آگاه ترین است.
3- قرآن برای تکامل بشر است.
4- ما موجودی ضعیف و سراپا نقص، برای تکامل، به عمل به این دستورات نیازمنیدم.
5- عمل به ای دستورات خیرش به ما میرسد چه بدانیم مصلحتش را چه ندانیم.
6- و آخر کلام اینکه بخشی از فلسفه احکام به هیچ وجه به عقل نخواهد رسید پس چاره ای نیست جز تعبد در برابر آن ذات قادر متعال.

موفق باشید دوست عزیز.:Rose:

filis
۱۳۸۹/۱۰/۲۸, ۰۹:۴۱
سلام جناب پاسخگو

یافتم!
نظر شما را مطالعه کردم و با توجه به آن یک دلیل و احتمالی که برای این مورد میتوان ذکر کرد و از همه موارد قابل قبول تر است،را ذکر میکنم:

قرآن ولی دم را به بخشش توصیه میکند و بیشتر تاکیدش بر عدم قصاص است تا قصاص اما این حق را به ولی دم واگذار کرده تا انتقام خون عزیزشان را بگیرند یا ببخشند.این موضوع باعث جلوگیری از قتل میشود چرا که قاتل قبل از جنایت از عدم بخشش ولی دم واهمه دارد و از این حیث قصاص مایه حیات و زندگی است و از ارتکاب قتلهای بیشتر جلوگیری میکند.
اما زمانی که مقتول ولی دم ندارد (مانند برده) و اختیارش نیز دست فرد دیگری است نیازی به قصاص نیست چون حق قصاص به ولی دم میرسد نه صاحب برده! و وی در این باره حق و اختیاری ندارد تنها خسارت خود را از بابت قیمت خرید برده میتواند بستاند.در این شرایط با توجه به آنکه تا حد امکان به بخشش قاتل امر شده،قاتل را قصاص نمیکنند.دلایل قتل بردگان توسط افراد آزاد نیز دلایلی نیست که بر قتل عمد دلالت کند(عموما).با بررسی اینکه کشتن برده فرد دیگر دلیل عقلانی ندارد و به جهت نبود دلیل مشخص این اتفاق کم میفتد،نبود حکم قصاص نیز توجیه میشود.

اما مورد دیگر قتل برده توسط صاحبش است،در این صورت نیز اصل بر بخشش قرار گرفته و قاتل قصاص نمیشود اگر برده در حین جنگ اسیر شده باشد و از کفار حربی باشد،قتلش نیز چندان محل اشکال نیست.اما اگر از طریق خرید و فروش و بدون اینکه از کفار حربی باشد،بدست صاحبش رسیده باشد و جرمی هم مرتکب نشده باشد، باید پرسید چرا مجازاتی نه در حد قصاص بلکه در حدی کم تر از آن برای قاتل که همان صاحبش است در نظر نگرفته شده تا کسی بی جهت برده خود را از روی عصبانیت و بدرفتاری و .. نکشد؟؟یعنی آیا عامل بازدارنده ای در این مورد وجود دارد؟

(ما تنها در مورد این مسائل بحث میکنیم وگرنه تسلیم امر خداوندیم و این بحث ها هر نتیجه ای داشته باشد باعث رد و زیرسوال بردن حکم نمیشود)

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۳۰, ۲۲:۱۰
سلام بر شما دوست عزیز


چرا مجازاتی نه در حد قصاص بلکه در حدی کم تر از آن برای قاتل که همان صاحبش است در نظر نگرفته شده تا کسی بی جهت برده خود را از روی عصبانیت و بدرفتاری و .. نکشد؟؟یعنی آیا عامل بازدارنده ای در این مورد وجود دارد؟

همانطور که شما بررسی کردید قصاص تنها عامل بازدارنده برای جلوگیری از قتل برده نیست، خصوصا اگر جنبه مالیت داشتن برده را در نظر داشته باشید، مثلا (در مثال مناقشه نیست) شاید نتوانید کسی را پیدا کنید که یک کیسه پر از طلا را داخل دریا بیاندازد، حتما میدانید قیمت یک برده (معمولی نه آنهائی که هنر خاصی داشتند) برابر با قیمت یک خانه مسکونی در آن زمان بوده است، قطعا در چنین حالتی کشن یک برده کمتر از مثلا 200ملیون تومان حالا نیست، در تاریخ نیز کمتر گزارش شده کسی کنیز و برده خود را کشته باشد.

شاید در اینجا بتوان یک وجه شباهتی میان قصاص نکردن پدر در قتل فرزند و قصاص نکردن ارباب در قتل برده یافت کرد، و آن اینکه در هردو، انگیزه قتل عمد بسیار نادر است از طرفی دیگر قانون إن الحدود تدرء بالشبهات مانع از قصاص است، معنای این قانون این است که حد شرعی (شلاق و قطع دست و قصاص و...) به محضی که احتمال غیر عمد باشد ساقط است، و درباره پدر در قتل فرزند چنین شبهه ای قوی می باشد، همین احتمال نیز(کمی نازل تر) درباره قتل برده توسط ارباب نیز وجود دارد.

به مناسبت بحث بهتر است کمی بیشتر درباره این قانون گفتگو کنیم:

قاعده الحدود تدرءبالشبهات یکی از قواعد باب حدود و قصاص می باشد که از اهمیت ویژه ای در فقه و حقوق جزا برخوردار بوده و فقها در موارد متعددی بدان استناد کرده اند این قاعده متخذ از روایتی است که شیخ صدوق قدس سره، آن را از پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین علیهما و آلهما الصلاة والسلامنقل کرده است که عبارت است : از ادرئوالحدود بالشبهات یعنی: در موارد شبهه مجازاتها را ساقط کنید.
نظر مشهور این است که قاعده در مورد همه شبهات، اعم از شبهات موضوعیه و حکمیه و شبهه اکراه و عدم اختیار و اضطرار جاری می شود. همچنین در نظر مشهور فقها، در ملاک شبهه وارده شده، مطلق ظن و شک و حدس کفایت می کند و در مورد ملاک در عوامل پیدایش شبهه نیز، نظر فقها براینست که شبهه هم در نزد متهم معتبر است و هم در نزد قاضی.
اما آیا قاعده مذکور شامل قصاص و تعزیرات را نیز در برمیگیرد؟ آنچه از متون فقهی بر می آید، اینست که فقها در مواردی، قاعده مذکور را در خصوص قصاص و تعزیرات نیز جاری کرده اند.

همانطور که ملاحظه شد این قاعده نهایت رأفت اسلامی را ثابت می کند، یعنی به محض اینکه قاضی حدس بزند متهم تعمد نداشته حد و قصاص ساقط میشود و این حدس زدن در قتل فرزند توسط پدر و قتل برده توسط ارباب (به همان دلائلی که ذکر شد) تقویت می شود.

در پایان نکته ای لازم است تکرار شود:

همانطور که شما نیز اشاره کردید تمام این مطالب بیشتر برای درک مصلحت احکام شرعی در حد فکر و توان ماست و هیچ ارتباطی به میزان اعتقاد ما به آموزه های شرعی نخواهد داشت.

موفق باشید.:Rose:

shamime_yas
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۱۳:۳۷
هرگاه نطفه اى كه به روش شبيه سازى همسان طلبى يا به روش شبيه سازى سنّتى در دستگاهى به دست آمده باشد و با انجماد نگاهدارى شود، آيا مى توان آن را نابود ساخت؟ يا به منزله نطفه در رحم زن است و نابود كردنش حرام است؟



کارشناس بحث : پاسخگوي احکام

پاسخگوی احکام 1
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۰۱:۴۷
هرگاه نطفه اى كه به روش شبيه سازى همسان طلبى يا به روش شبيه سازى سنّتى در دستگاهى به دست آمده باشد و با انجماد نگاهدارى شود، آيا مى توان آن را نابود ساخت؟ يا به منزله نطفه در رحم زن است و نابود كردنش حرام است؟

به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

سقط جنین تنها در چند دو حالت جایز است:

1- جان مادر در خطر باشد و یا خطر و ضرر مهمى براى مادر داشته باشد، (مثل اینکه بیمارى شدیدى مادر را تهدید کند)، که در این صورت در مراحل اولیه (یعنی زمانی که جنین هنوز به مرحله دمیدن روح نرسیده)، سقط جایز است.

2- اگر تشخیص قطعى داده شود که جنین به گونه اى ناقص است که براى پدر و مادر و اطرافیان سبب عسر و حرج شدید مى شود، مشروط بر اینکه در مراحل ابتدایى جنین باشد و روح در آن دمیده نشده باشد، سقط جایز است. (البته در این مورد ممکن است نظرات متفاوت باشد.)

-----------------

در این دو صورت، سقط کردن و ختم حاملگى جایز است. و حتی اگر راه منحصر به طبیب مرد باشد، در این صورت مانعى ندارد. و البته چون احتمال تعلّق دیه مى رود، احتیاط آن است که پدر و مادر، طبیب را نسبت به دیه تبرئه کنند. همچنین ورثه این کودک (غیر از پدر و مادر) با میل و رضاى خود از آن صرف نظر کنند.

=================

اما در مورد سوال شما در خصوص نطفه رشد یافته در آزمایشگاه، کاش مرجع تقلید مورد نظرتان را هم می فرمودید تا طبق نظر ایشان استفتاء شود.


-----------------------------

ادامه دارد...

پاسخگوی احکام 1
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۰۱:۴۷
ادامه از پست قبل:

---------------------------

من فعلا نظر آیت الله مکارم شیرازی را از استفتائاتشان داشتم و نقل می کنم. اگر نظر مرجع دیگری مد نظرتان هست، بفرمایید:


سوال:

اطبا در آزمایشگاه، منى مرد «اسپرم» را با منى زن «اوول» در لوله آزمایش قرار داده و آن را رشد مى دهند، بفرمایید:

الف) آیا نطفه رشد یافته را مى توان دور افکند یا این که حکم سقط جنین را پیدا مى کند و باید تا طفل کامل (صاحب روح) شدن از وى محافظت نمود؟

ب) اگر دور افکندن آن جایز نباشد، آیا باید دیه سقط جنین پرداخت شود و در صورتى که باید پرداخت شود به عهده کیست؟

ج) آیا دور اندازى آن در زمان قبل از ولوج روح یا بعد از ولوج، فرق دارد، لطفاً بیان نمایید؟

د) در مورد سؤال فوق آیا فرقى بین منى مرد اجنبى با منى زن اجنبیّه براى لقاح و رشد در لوله آزمایشگاهى هست؟

هـ) اگر منى مرد و زن اجنبى و اجنبیّه باشد، آیا اصل انجام این عمل جایز است؟


پاسخ:

الف) نگهدارى آن واجب نیست.

ب) از جواب قبل روشن شد که دیه ندارد.

ج) مادامى که به صورت انسان زنده اى در نیامده، حفظ آن دلیلى ندارد.

د) تفاوتى نیست.

هـ) خالى از اشکال نیست.

.

niloufar
۱۳۹۰/۰۳/۱۳, ۱۳:۳۱
سلام
امروز میخواشتم ماشین را جابه جا کنم متوجه شدم سه تا بچه رگبه زیر ماشین هستند و سعی کردم آن ها را فراری بدم وقتی ماشین را روشن کردم با احتیاط خیلی زیادی و به آرامی حرکت کردم . اما وقتی پیاده شدم متوجه شدم یکی از آن سه بچه گربه را زیر کرده ام .
حکم شرعی این کار چیست ؟
یکی از دوستان گفت تنها انداخیتن صدقه کفایت میکند .
ممنون میشم راهنمایی بفرمائید .

پاسخگوی احکام 1
۱۳۹۰/۰۳/۱۳, ۱۵:۳۳
سلام
امروز میخواشتم ماشین را جابه جا کنم متوجه شدم سه تا بچه رگبه زیر ماشین هستند و سعی کردم آن ها را فراری بدم وقتی ماشین را روشن کردم با احتیاط خیلی زیادی و به آرامی حرکت کردم . اما وقتی پیاده شدم متوجه شدم یکی از آن سه بچه گربه را زیر کرده ام .
حکم شرعی این کار چیست ؟
یکی از دوستان گفت تنها انداخیتن صدقه کفایت میکند .
ممنون میشم راهنمایی بفرمائید .
به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

درست است که ناراحت کننده است، ولی برای این کار نیازی به صدقه یا هر کار دیگه ای نیست. شما هم خود را سرزنش نکنید، چون عمدا مرتکب اینکار نشده اید.

بله، اگر کسی از روی عمد به حیوانات آزار و اذیت برساند، مرتکب گناه شده است. حتی در مورد حیوانات موذی هم که برای دفع آنها ناچار به استفاده از مواد یا وسایلی برای کشتنشان می شوند، تا جایی که ممکن است نباید کاری انجام دهند که موجب اذیت و آزارشان گردد.

.

sobhandara
۱۳۹۰/۰۷/۲۵, ۱۱:۳۹
سلام خانمی هست سقط جنین نموده چند سال پیش
1- چه دیه ای باید پرداخت کند وبه چه کسی (حدود 2ماهه)
2- ایا غسل بایستی انجام می داده یا نه واگر غسل داشته الان بعداز چندسال چه کار باید بکند؟
3-الان پشیمونه و می خواهد توبه کنه چکار کنه ؟

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۷/۲۶, ۱۴:۱۰
سلام خانمی هست سقط جنین نموده چند سال پیش
1- چه دیه ای باید پرداخت کند وبه چه کسی (حدود 2ماهه)



با سلام و عرض ادب

قبل از اينكه به سوالات حضرت عالي پاسخ داده شود لازم است اين تذكر داده شود كه سقط جنين يكي از محرمات است و هيچ بهانه اي از جمله معلوليت جنين موجب جواز سقط جنين نخواهد شد .

مقدار ديه جنين چقدر است؟

مقدار دیه جنین بستگی به مراحل رشد آن دارد. اگر روح در آن جنین ندمیده باشد (که این مورد ندمیده است) چون مادر این کار را کرده است باید دیه بدهد و سهمی به خود او هم نمی رسد.

مراحل رشد جنين و مقدار ديه آن :

الف – روح در آن دمیده باشد و پسر باشد 1000دینار و اگر دختر باشد 500 دینار.

ب- اگر روح در آن دمیده نشده اما خلقت آن تمام شده باشد اگر پسر باشد 100 دینار و اگر دختر 50 دینار.

ج- و اگر هنوز خلقت آن کامل نشده و گوشت استخوان او را نپوشانده است و تنها استخوانی هست 80 دینار.

د- و اگر مضغه(قطعه ای گوشت) باشد 60 دینار و اگر علقه(آویزک) و خون بسته باشد 40دینار

و: اگر نطفة تنها باشد که در رحم مستقر شده است 20 دینار خواهد بود.[ تحریر الوسیله ج 2 کتاب الدیات اللواحق الاول فی الجنین.]

(دینار سکه طلا است که مثقال شرعی است و وزن مثقال شرعی دینار 6/3 گرم می باشد البته در این مورد اختلافات جزئی بین فقها وجود دارد.

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۷/۲۶, ۱۴:۱۰
استفتاء از محضر مقام معظم رهبری

س:مقدار دیه جنینی که دوماه و نیم عمر دارد، در صورتی که عمدا سقط شود چقدر است و پرداخت آن برعهدهکیست؟

ج:اگر علقه باشد دیه آن چهل دینار است و اگر مضغه باشدشصت دینار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد هشتاد دینار است و دیه به وارث جنین بارعایت طبقات ارث پرداخت می‏شود ولی وارثی که مباشر سقط جنین بوده از آن، سهمی ندارد.[ رساله اجوبه استفتائات آیت اله خامنه ای(مد ظله العالی) سؤال 1268]

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۷/۲۶, ۱۴:۲۸
سلام خانمی هست سقط جنین نموده چند سال پیش

2- ایا غسل بایستی انجام می داده یا نه ؟



استفتاء از آيت الله حيسني زنجاني:

آیا زنی که بچه خود را سقط کرده است غسلی در گردن دارد، اگر غسل دارد شرایطش را بیان کنید؟

بسمه تعالی

خونی که پس از سقط کردن از زن خارج می شود تا ده روز خون نفاس است و در این مدت کارهایی که بر حائض حرام است بر کسی که خون نفاس دیده نیز حرام است و هر وقت خون نفاس قطع شد زن باید غسل کند و غسل آن نیز همانند سایر غسل هاست و فرقی ندارد.والله العالم

http://www.alzanjani.ir/talifat/

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۷/۲۶, ۱۴:۳۲
اگر غسل داشته الان بعداز چندسال چه کار باید بکند؟



اگر بعد از سقط جنين غسل جنابت انجام داده است اعمال او بعد از غسل جناب صحيح است ، اما اعمال قبل از غسل جنابت را بايستي قضا كند .

استفتاء از آيت الله نوري همداني

خانمى 10 سال پيش سقط جنين كرده كه به طور تصادفى بوده است، نمازها و روزه ‏هايى كه در طول اين مدت خوانده و گرفته، چه حكمى دارد؟ و اگر خانمى با اين اوصاف به خانه خدا رفته باشد چه؟

ج: اگر غسل جنابت انجام داده، كفايت از غسل نفاس مى‏كند، و اعمالى كه بعد از غسل جنابت انجام داده صحيح است .

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۷/۲۶, ۱۴:۴۴
3-الان پشیمونه و می خواهد توبه کنه چکار کنه ؟


خداوند سبحان در قرآن كريم مي فرمايد:

فان تابوا و اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه فخلوسبیلهم ان الله غفور رحیم .

بنا براین اگر گنهکار بخواهد توبه کند باید این امور را رعایت نماید .

1ـ اقتدار به روش و منش پیامبران (ص)
2 ـ رعایت تقوا و خود نگهداری از گناه
3ـ گفتن به حق و صواب
4ـ اطاعت از رسولخدا (ص)
5ـ ایمان به خدا
6ـ قطع رابطه با گناه
7ـ برپا داشتن نماز
8ـ اعتراف و اقرار به گناه در پیشگاه حضرت حق .


و نيز توبه حقیقی چنانکه امیر مومنان (ع) فرموده است این چنین است که شش برنامه را اجرا کند :


1ـ پشیمانی برآنچه که گذشت .
2ـ تصمیم جدی بربازنگشتن به گناه
3ـ ادا کردن حقوق مردم به مردم
4ـ ادای واجبات ضایع شده
5ـ آب کردن گوشتی که برگناه به بدن روییده تا جایی که اثری از آن گوشت نباشد
6ـ چشاندن رنج طاعت به بدن ، چنانکه لذت معصیت به آن چشانده شد .

پس از اینکه با عزم جدی بر ترک گناه و نیت خالص توبه کند و شرائط را رعایت نماید و به رحمت الهی امید وار باشد ، خداوند نیز توبه پذیر است . آنگاه خواهد دید که زندگی در سایه بندگی و طاعت حق و بدور از گناه و معصیت چه لذت بخش و آرامش آفرین است .

ابدیت
۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۱۴:۳۱
سوالاتی داشتم:
پارسال خانواده ای به باغ یکی از دوستانشان دعوت شده بودند. در آن باغ چاهی از قدیم بوده که روی آن را پوشیده بودند ولی دختر خانواده مهمان در آن چاه میفته و آسیب نخاعی میبینه. در حالی که نمیدانستند در آن باغ چاهی وجود دارد بعد از یکسال هنوز کامل خوب نشده فقط با عصا میتواند راه برود.
از صاحب باغ شکایتی نکردند و وجهی هم دریافت نکردند.


آیا الان میتونند شکایت کنند؟
دیه به این دختر تعلق میگیرد؟
این دختر در مراحل پایانی تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بوده و آماده به کار بوده... با توجه به این مورد چه نوع دیه ای به او تعلق میگیرد؟

sunstar
۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۲۱:۲۰
سلام
نه دیه ایی به دختر داده نمیشه. چون نه عامدا صورت گرفته ونه شکایتی انجام شده.
اصلا چه موضوعی باعث شده که شما به این فکر بیافتید که باید به این دختر دیه داده بشه؟؟؟؟؟؟؟؟
بایه مثال بهتر توضیح میدم:
اگر من توی پیاده رو برم ویه چاه فاضلاب باشه بعد من حواسم نباشه وتوی چاه بیافتم آیا شهرداری باید به من دیه بده؟؟؟؟

پاسخگوی احکام 1
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۱۰:۰۸
سوالاتی داشتم:
پارسال خانواده ای به باغ یکی از دوستانشان دعوت شده بودند. در آن باغ چاهی از قدیم بوده که روی آن را پوشیده بودند ولی دختر خانواده مهمان در آن چاه میفته و آسیب نخاعی میبینه. در حالی که نمیدانستند در آن باغ چاهی وجود دارد بعد از یکسال هنوز کامل خوب نشده فقط با عصا میتواند راه برود.
از صاحب باغ شکایتی نکردند و وجهی هم دریافت نکردند.


آیا الان میتونند شکایت کنند؟
دیه به این دختر تعلق میگیرد؟
این دختر در مراحل پایانی تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بوده و آماده به کار بوده... با توجه به این مورد چه نوع دیه ای به او تعلق میگیرد؟


به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

در استفتاء تلفنی از دفتر مقام معظم رهبری چنین گفتند:

اگر مهمان به رضایت و دعوت صاحبخانه به آنجا رفته است، و این چاه هم در محلی قرار داشته که برای رفت و آمد بوده و میزبان هم نکات ایمنی را رعایت نکرده است، مسئولیت این اتفاق به عهده میزبان هست.

اما اگر این فرد بدون اطلاع و اجازه صاحبخانه به آنجا رفته است، و یا با اطلاع و اجازه بوده ولی میزبان نکات ایمنی را رعایت کرده است، و یا چاه در محلی بوده که عموما برای رفت و آمد دیگران نبوده، چیزی به عهده میزبان نیست.

در صورت شک هم لازم است با هم مصالحه کنند و البته اگر به رضایت نرسیدند، تشخیص موضوع و تصمیم نهایی به عهده دادگاه هست.

----------------------

طبق توضیحاتی که شما نوشتید چنین بر می آید که چیزی به عهده میزبان نباشد. اما اگر باز هم نیاز به پاسخی قطعی دارید، بفرمایید تا از دفتر مرجع تقلیدتان استفتاء شود. (همچنین می توانید با یک مشاور حقوقی نیز مشورت کنید.)

ابدیت
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۱۳:۰۰
به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

در استفتاء تلفنی از دفتر مقام معظم رهبری چنین گفتند:

اگر مهمان به رضایت و دعوت صاحبخانه به آنجا رفته است، و این چاه هم در محلی قرار داشته که برای رفت و آمد بوده و میزبان هم نکات ایمنی را رعایت نکرده است، مسئولیت این اتفاق به عهده میزبان هست.

اما اگر این فرد بدون اطلاع و اجازه صاحبخانه به آنجا رفته است، و یا با اطلاع و اجازه بوده ولی میزبان نکات ایمنی را رعایت کرده است، و یا چاه در محلی بوده که عموما برای رفت و آمد دیگران نبوده، چیزی به عهده میزبان نیست.

در صورت شک هم لازم است با هم مصالحه کنند و البته اگر به رضایت نرسیدند، تشخیص موضوع و تصمیم نهایی به عهده دادگاه هست.

----------------------

طبق توضیحاتی که شما نوشتید چنین بر می آید که چیزی به عهده میزبان نباشد. اما اگر باز هم نیاز به پاسخی قطعی دارید، بفرمایید تا از دفتر مرجع تقلیدتان استفتاء شود. (همچنین می توانید با یک مشاور حقوقی نیز مشورت کنید.)


ممنون از توضیحاتتون
با رضایت میزبان رفته بودند و چاه قدیمی بوده و مانعی که سر آن گذاشته بودند بر اثر گذشت زمان کهنه شده بود.
سوال اصلیم این است که بعد از گذشت یک سال میتونند از صاحب باغ شکایت کنند؟

پاسخگوی احکام 1
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۱:۵۸
ممنون از توضیحاتتون
با رضایت میزبان رفته بودند و چاه قدیمی بوده و مانعی که سر آن گذاشته بودند بر اثر گذشت زمان کهنه شده بود.
سوال اصلیم این است که بعد از گذشت یک سال میتونند از صاحب باغ شکایت کنند؟

با سلام مجدد خدمت شما و وقت بخیر

اگر این چاه بر سر راه عبور و مرور نبوده، و صاحبخانه هم در پوشش آن سهل انگاری نکرده باشد، قاعدتا چیزی به عهده او نیست. ولی اگر ثابت شود که تقصیر (تمام تقصیر یا جزئی از تقصیر) به عهده اوست، به همان میزان مدیون می شود.

تشخیص همه این موارد هم با توجه به قرائن و شواهد به عهده دادگاه صالحه است.

در مورد شکایت، از جهت امکان که می توانند شکایت کنند و مشکلی از لحاظ قانونی پیش نمیاد، ولی اینکه آیا بعد از این همه مدت هنوز شواهد و قرائن موجود باشد و بتوانند به نتیجه برسند یا خیر، بحث دیگریست.

پیشنهاد بنده این است که قبل از اقدام به هر کاری، با یک مشاور حقوقی نیز مشورت کنند.

javadhashemi
۱۳۹۰/۱۲/۲۲, ۲۱:۳۶
احکام سقط جنین 50روزه چیست ودیه آن چگونه میباشد؟

javadhashemi
۱۳۹۰/۱۲/۲۲, ۲۱:۴۰
هردینار معادل چند تومان می شود

پاسخگوی احکام 1
۱۳۹۰/۱۲/۲۲, ۲۳:۴۹
احکام سقط جنین 50روزه چیست ودیه آن چگونه میباشد؟


هردینار معادل چند تومان می شود

به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

طبق نظر همه مراجع محترم تقلید: ديه براى نطفه، 20 مثقال شرعى طلاى سكه دار براى علقه (خون بسته شده)، 40 مثقال و براى مضغه (پاره گوشت)، 60 مثقال است. اگر استخوان داشته و بدون گوشت باشد، 80 مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت كامل شده باشد، 100 مثقال است. اگر روح در آن دميده شده چنانچه پسر باشد، 1000 مثقال و اگر دختر باشد، 500 مثقال شرعى طلاى سكه دار ديه دارد. گفتنى است روح در حدود چهار ماهگى، در جنين دميده مى شود. (1)

جنين 50 روزه به صورت علقه است. اگر کسی جنين را از بين ببرد، ديه آن 40 مثقال شرعی طلاى سكه دار است كه هر مثقال، هيجده نخود مى باشد. بنابراين يک نخود برابر يک هجدهم مثقال طلا است. كه قیمت روز آن را بايد از بازار طلا فروشان سوال بفرماييد.

دینار سکه طلا است که مثقال شرعی است و وزن مثقال شرعی دینار 6/3 گرم می باشد البته در این مورد اختلافات جزئی بین فقها وجود دارد.

--------------------------

پی نوشت :

1- آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج ۳، م ۳۷۹ آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۹۴۶ امام، تحريرالوسيله، ج ۲، دية الجنين و دفتر همه مراجع.

light-blue
۱۳۹۱/۰۴/۲۹, ۲۳:۴۲
با سلام
من تا آنجا که مطالعه کرده ام این حکم اسلام هست، حکم خداست و رسول او:



1.اگر حر یا حره ای عمداً برده ای را به قتل برسانند قصاص نمی شوند،
2.اگر مولی قاتل را عفو نکند، قاتل قیمت بردة مقتول را به مولایش می پردازد، به شرطی که از دیة حر تجاوز نکند.
3.اما اگر برعکس برده ای حر یا حره ای را عمداً به قتل رسانید، ولی دم بین کشتن برده به عنوان قصاص و استرقاق وی مخیر است. (تکمله منهاج الصالحین ۶۸)

حکم کاملا معلوم است، یعنی اینکه اگه کسی بخواهد و از دست برده اش عصبانی شد، میتواند او را بکشد، و در جهان آخرت نیز هیچ گناهی بر او نیست، این حکم خدا و رسولش است و کسی نمیتواند آن را عوض کند
اگر انسان آزاد برده ی شخص دیگری را بکشد ، قیمتش را میدهد، در صورتی که از دیه تجاوز نکند، و این که یکی گفته بود مثل معادل 200 میلیون الان و اینا، درست نیست، مثلا اگه قیمت برده 100 برابر دیه ی انسان آزاد میبوده، اگه یکی میکشتش و صاحب برده تقاضای دیه میکرده، باید به اندازه ی دیه ی یک نفر بهش پرداخت میکرده
و باز هم تاکید میکنم، اینها حکم خدا و رسولش هست و بر کسی که برده را کشته گناهی نیست (اگر صاحبش باشد)، ولی اگر قاتل صاحبش نباشد تنها قیمتش را باید پرداخت کند

me64
۱۳۹۱/۱۱/۱۷, ۲۱:۲۵
بسمه تعالیبا سلام
چندی پیش خبرهایی در مورد تغییر دیه زن شنیدیم
آیاتی که مربوط به دیه است در مطلب زیر آورده شده


در دو آیه از آیات قرآن دیه آمده است: ۱. (و ما کان لمؤمن أن یقتل مؤمناً إلاّ خطأً و من قتل مؤمناً خطأً فتحریر رقبه مؤمنه و دیه مسلّمه إلى أهله إلاّ أن یصّدّقوا فان کان من قوم عدوّ لکم و هو مؤمن فتحریر رقبه مؤمنه و إن کان من قوم بینکم و بینهم میثاق فدیه مسلّمه إلى أهله و تحریر رقبه مؤمنه فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین توبه من الله و کان الله علیماً حکیماً) نساء/۹۲ هیچ فرد با ایمانى مجاز نیست که مؤمنى را به قتل برساند, مگر این که این کار از روى خطا و اشتباه از او سرزند; و (در عین حال) کسى که مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایى به کسان او بپردازد; مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول, از گروهى باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند) ولى مقتول با ایمان بود, (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر جمعیتى باشد که میان شما و آنها پیمانى برقرار است, باید خونبهاى او را به کسان او بپردازد, و یک مؤمن برده (نیز) آزاد کند. و آن کسى که دسترسى(به آزاد کردن برده) ندارد, دو ماه پى در پى روزه بگیرد. این یک (یک نوع تخفیف) توبه الهى است و خداوند دانا و حکیم است. این آیه شریفه به قاعده اشتراک زنان با مردان در احکام به صراحت دلالت بر وجوب دیه در قتل غیرعمد زنان دارد. ۲. (یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى الحرّ بالحرّ و العبد بالعبد و الأنثى بالأنثى فمن عفى له من أخیه شىء فاتباع بالمعروف و أداء الیه باحسان ذلک تخفیف من ربّکم و رحمه فمن اعتدى بعد ذلک فله عذاب ألیم) بقره/۱۷۸ اى افرادى که ایمان آورده اید! حکم قصاص درمورد کشتگان, بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد, و برده در برابر برده, و زن در برابر زن, پس اگر کسى از سوى برادر دینى خود چیزى به او بخشیده شود, (و حکم قصاص او تبدیل به خونبها گردد) باید از راه پسندیده پیروى کند. (و صاحب خون, حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد) و او [= قاتل] نیز به نیکى دیه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن مسامحه نکند) این, تخفیف و رحمتى است از ناحیه پروردگار شما! و کسى که پس از آن تجاوز کند, عذاب دردناکى خواهد داشت. این آیه شریفه که درباره احکام قتل عمد است به حکم اشتراک احکام میان زنان و مردان, دلالت بر دیه در قتل زنان دارد.( منبع : http://www.quran-p.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=285:%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85 )


اما در روایات در این مورد صحبت شده و دیه زن را نصف آورده اند (از همان منبع بالا میتوانید استفاده کنید)


اما چند سوال
بر فرض دیه بر اساس دینمان یکسان نباشد حال دو سوال پیش می آید
1- آیا در شرع ما مشکلی وجود داشته که حالا نمایندگان مجلس خاستار تغییر آن هستند؟
1-1 آیا این شائبه پیش نخواهد آمد که از فردا هر کس هر جای دین را به طریقی و با یک همچین سیاستی (کلاه شرعی) تغییر دهد؟
2- نکته دیگر این است که مجلس تصمیم گرفته که دیه را مساوی کند، آیا این پول را از جیب مبارک خودشان پرداخت میکنند یا از جیب جامعه. تقریبا نصف جامعه مرد هستند حال اگر این مردها راضی نباشند از جیب آنها مجلس به زنها پول بدهد این خود خلاف نیست؟



کارشناس بحث: پاسخگوی احکام 2

نور
۱۳۹۱/۱۱/۲۵, ۰۵:۵۲
بسمه تعالیبا سلام
چندی پیش خبرهایی در مورد تغییر دیه زن شنیدیم
آیاتی که مربوط به دیه است در مطلب زیر آورده شده


در دو آیه از آیات قرآن دیه آمده است: ۱. (و ما کان لمؤمن أن یقتل مؤمناً إلاّ خطأً و من قتل مؤمناً خطأً فتحریر رقبه مؤمنه و دیه مسلّمه إلى أهله إلاّ أن یصّدّقوا فان کان من قوم عدوّ لکم و هو مؤمن فتحریر رقبه مؤمنه و إن کان من قوم بینکم و بینهم میثاق فدیه مسلّمه إلى أهله و تحریر رقبه مؤمنه فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین توبه من الله و کان الله علیماً حکیماً) نساء/۹۲ هیچ فرد با ایمانى مجاز نیست که مؤمنى را به قتل برساند, مگر این که این کار از روى خطا و اشتباه از او سرزند; و (در عین حال) کسى که مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایى به کسان او بپردازد; مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول, از گروهى باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند) ولى مقتول با ایمان بود, (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر جمعیتى باشد که میان شما و آنها پیمانى برقرار است, باید خونبهاى او را به کسان او بپردازد, و یک مؤمن برده (نیز) آزاد کند. و آن کسى که دسترسى(به آزاد کردن برده) ندارد, دو ماه پى در پى روزه بگیرد. این یک (یک نوع تخفیف) توبه الهى است و خداوند دانا و حکیم است. این آیه شریفه به قاعده اشتراک زنان با مردان در احکام به صراحت دلالت بر وجوب دیه در قتل غیرعمد زنان دارد. ۲. (یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى الحرّ بالحرّ و العبد بالعبد و الأنثى بالأنثى فمن عفى له من أخیه شىء فاتباع بالمعروف و أداء الیه باحسان ذلک تخفیف من ربّکم و رحمه فمن اعتدى بعد ذلک فله عذاب ألیم) بقره/۱۷۸ اى افرادى که ایمان آورده اید! حکم قصاص درمورد کشتگان, بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد, و برده در برابر برده, و زن در برابر زن, پس اگر کسى از سوى برادر دینى خود چیزى به او بخشیده شود, (و حکم قصاص او تبدیل به خونبها گردد) باید از راه پسندیده پیروى کند. (و صاحب خون, حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد) و او [= قاتل] نیز به نیکى دیه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن مسامحه نکند) این, تخفیف و رحمتى است از ناحیه پروردگار شما! و کسى که پس از آن تجاوز کند, عذاب دردناکى خواهد داشت. این آیه شریفه که درباره احکام قتل عمد است به حکم اشتراک احکام میان زنان و مردان, دلالت بر دیه در قتل زنان دارد.( منبع : http://www.quran-p.com/index.php?opt...B1%DB%8C%D9%85 )


اما در روایات در این مورد صحبت شده و دیه زن را نصف آورده اند (از همان منبع بالا میتوانید استفاده کنید)


اما چند سوال
بر فرض دیه بر اساس دینمان یکسان نباشد حال دو سوال پیش می آید
1- آیا در شرع ما مشکلی وجود داشته که حالا نمایندگان مجلس خاستار تغییر آن هستند؟
1-1 آیا این شائبه پیش نخواهد آمد که از فردا هر کس هر جای دین را به طریقی و با یک همچین سیاستی (کلاه شرعی) تغییر دهد؟
2- نکته دیگر این است که مجلس تصمیم گرفته که دیه را مساوی کند، آیا این پول را از جیب مبارک خودشان پرداخت میکنند یا از جیب جامعه. تقریبا نصف جامعه مرد هستند حال اگر این مردها راضی نباشند از جیب آنها مجلس به زنها پول بدهد این خود خلاف نیست؟

با سلام و عرض ادب و عذرخواهی از تاخیر در پاسخ

در مساله برابری دیه مرد و زن تنها اتفاقی که افتاده تغییر قراردادی به قراردادی دیگر است و آن چه در مطبوعات و از سوی مسئولان اعلام می شود برابری دیه دو دسته زن و مرد نیست؛ چون بر اساس حکم اسلام احکام اسلامی به دو دسته ثابت و متغیر دسته بندی می شوند و حکم دیه از دسته احکام ثابت است و نمی تواند تغییر کند. اما چرا قانون ایران اسلامی چنین حکمی داده است؟توهم تغییر و تعطیل از آن جا پدید آمده است که واژه و اصطلاح دیه در این جا به کار رفته است در حالی که آن چه اتفاق افتاده است دیه نیست. دیه بر اساس اسلام در قتل خطایی غیر عمد و یا اشتباهی است که به جای قصاص دیه جایگزین می شود. دیه در قتل خطایی و اشتباهی بر عهده عاقله است و عاقله عبارت از بستگان و خویشان شخصی است که مرتکب قتل شده است. با چشم پوشی از شرایط و مباحث پیرامونی می توان گفت که در ایران امروز کسی به این حکم عمل نمی کند و به شکلی عاقله از دایره عمل خارج رفته است و آن سخنی دیگر است که در این نوشتار کوتاه نمی توان بدان پرداخت.اما در حال حاضر اشخاص موظف شدند تا خود را بیمه کنند و عناوین متعدد و اقسام آن را با پرداخت مبلغی برای خود و یا شخص ثالث و یا بیمه بدنه ماشین و مانند آن برای خود اجرا کنند. شخص با بیمه گزار قرار داد می بندد که وی را در قبال پرداخت سالیانه و یا ماهیانه حمایت کند و بخشی یا تمامی هزینه هایی تصادفات و یا مانند آن را بر عهده گیرد. این گونه است که مساله از حالت قانون شرعی به قرارداد دو طرف و یا چند طرف تبدیل می شود. بنابراین آن چه تاکنون به عنوان دیه پرداخت می شد بر اساس قراردادی میان شخص با بیمه گزار بوده است. دولت برای این که حقوق انسان ها پایمال نشود به جای عاقله از بیمه مبلغی معادل یا بیش تر از آن را می گرفت و به شخص خسارت دیده می داد. بنابراین چیزی به نام دیه هر گز از سوی بیمه گزار پرداخت نمی شده است و آن چه پرداخت می شد معادل دیه بوده است که به جای عاقله و یا شخص از سوی بیمه گزار پرداخت می شد. در قانون پیشین این گونه بود که تفاوت های میان زن و مرد که در دیه شرعی لازم و ضروری است که اجرا شود مورد تاکید بوده و اجرا می شده است. در قانون جدید نوع قرار تغییر یافته و پرداخت معادل دیه از سوی بیمه گزار برای مرد و زن یکسان شده است. دلیل شرعی این قرار داد اصل نخست و امضایی " اوفوا بالعقود " است . بنابراین هر کسی بر اساس قراردادی که می بندد موظف است عمل کند و شرایط آن را به اجرا در آورد. در قانون جدید به گونه ای اصل قرارداد میان شخص با بیمه بسته می شود که تفاوتی میان پرداختی معادل دیه میان زن و مرد و یا مسلمان و غیر مسلمان نباشد.بنابراین آن چه اتفاق افتاده است نه تعطیل حکم یا تغییر آن بوده است و نه برابری دیه مرد و زن ؛ بلکه آن چه اتفاق افتاده است برابری در قانون پرداخت هایی است که از سوی بیمه گزار به بیمه کننده پرداخت می شود.البته این که آیا بیمه گزار می تواند در حکم عاقله قرار گیرد و به جای آن مسئولیت خویشان به بیمه منتقل شود سخن بسیار است که برخی به حکم آن که عاقله در گذشته به سبب ارتباط خویشی از ماترک سودی می برده است و حتی خویشان دور و طبقات پایین ارث نیز در بخشی از سرمایه ها و فواید عاقله بودن بهره مند می شدند و اکنون این گونه نیست بر این باورند که بیمه گزار می تواند در حکم عاقله باشد؛ زیرا بیمه گزار با دریافت ماهیانه و یا سالیانه بهره خود را می برد و از باب من له غنم فعلیه الغرم در سود و زیان شریک می شود.

موفق وموید باشید.

ویان
۱۳۹۱/۱۱/۲۵, ۰۸:۱۶
سلام و عرض ادب

جناب me64 (http://www.askquran.ir/member63740.html)

در این آیاتی که شما ذکر نموده اید به هیچ وجه نیم بودن دیه زن تصریح نشده است.
دیه زن بر اساس اجماع (طبق آیات ارث) و روایات ایجاد شده نه قانون قرآن.
مراجع محترم تقلید نیز معصوم نیستند که اگر سخنانشان تغییر داده شود نتیجه شود که حکم دین اشتباه بوده یا کلاه شرعی ایجاد شده است.
دریکی از آیات قرآن به صراحت گفته شده نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و معنی نفس کاملا مشخص و آشکار است و گفته نشده نفس مرد در برابر دو نفس زن! بنابراین اینکه مردی زنی را بکشد و بعد خانواده مقتول نیمی از دیه مرد را بپردازند تا قاتل مجازات شود با توجه به حکم صریح این آیه کمی عجیب است.

خادمة المهدی
۱۳۹۱/۱۱/۳۰, ۱۶:۳۱
باسلام

سوالی ازپاسخگویان داشتم وآن اینکه:

چرااگرزنی مردی رابه قتل برساندقصاص می شود

ولی اگرمردی زنی رابه قتل برساندقصاص نمی شود؟

براساس آیه:

یاایهاالذین امنواکتب علیکم القصاص فی القتلی

الحربالحروالعبدبالعبدوالا نثی بالانثی....(.178بقره)

ملاک ومیزان قصاص هم رتبه بودن طرفین(قاتل ومقتول)است.

پس اینکه مردی که زنی رابه قتل برساندقصاص نمی شود

آیانمایانگراین است مقام و مرتبه زن پایین تر از مرد است؟



کارشناس بحث: پاسخگوی قرآنی 1

میقات
۱۳۹۱/۱۲/۰۱, ۱۹:۰۴
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى‏»
اى افرادى كه ايمان آورده ‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن. (بقره، 178)


«وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْس‏»؛ و بر آنها [بنى اسرائيل‏] در آن [تورات‏]، مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان‏. (مائده، 45)



با سلام و درود

قتل نفس از روی عمد، گناهی بسیار بزرگ است و کیفر و عذاب اخروی دارد، و در این خصوص هم فرقی بین زن و مرد نیست.

مراد این آیات این نیست که مرد نباید در برابر زن، قصاص شود، زیرا بر اساس روایات وارده از معصومین علیهم السلام در صورتی که مردی به عمد، زنی را به قتل رسانده باشد، خانواده زن می توانند مرد را قصاص کنند، مشروط بر این که تفاضل دیه مرد را به او بدهند. (الکافی، ج 7، ص 298، ح 1و2و3و4؛ التهذیب، ج 10، ص 182، ح 8و10و11)

لذا این آیات دليل بر برترى خون مرد نسبت به زن نيست و مرد قاتل را نيز مى ‏توان (با شرائطى) در برابر زن مقتول قصاص كرد.

و منظور از عدم قصاص مرد در برابر قتل زن، قصاص بدون قيد و شرط است ولى با پرداخت نصف ديه، كشتن او جايز است.


نکته:

پرداخت اضافه دیه براى اجراى قصاص، بخاطر اين نیست كه زن از مرتبه انسانيت دورتر است و يا خون او كمرنگ ‏تر از خون مرد است، بلکه پرداخت نصف ديه تنها بخاطر جبران خسارتى است كه از قصاص گرفتن از مرد متوجه خانواده او مى ‏شود.

مردان غالبا در خانواده عضو مؤثر اقتصادى هستند و مخارج خانواده را متحمل مى ‏شوند و با فعاليتهاى اقتصادى خود چرخ زندگى خانواده را به گردش در مى ‏آورند، بنا بر اين تفاوت ميان از بين رفتن مرد و زن، از نظر اقتصادى و جنبه ‏هاى مالى بر كسى پوشيده نيست كه اگر اين تفاوت مراعات نشود خسارت بى ‏دليلى به بازماندگان مرد مقتول و فرزندان بى ‏گناه او وارد مى ‏شود.

لذا اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ در مورد قصاص مرد رعايت حقوق همه افراد را كرده و از اين خلاء اقتصادى و ضربه نابخشودنى، كه به يك خانواده مى‏ خورد جلوگيرى نموده است اسلام هرگز اجازه نمى ‏دهد كه به بهانه لفظ "تساوى"، حقوق افراد ديگرى مانند فرزندان شخصى كه مورد قصاص قرار گرفته پايمال گردد.

البته ممكن است زنانى براى خانواده خود، نان ‏آورتر از مردان باشند، ولى مى‏ دانيم احكام و قوانين، شخصی و بر محور افراد دور نمى ‏زند بلكه نوعی است و كل مردان را با كل زنان بايد سنجيد. (تفسير نمونه، ج ‏1، ص 611)



بنا بر این:

قتل زن و مرد، از نظر الهى و انسانى و كيفر اخروى يكسان است، لكن در كيفر دنيوى فرق دارد و اين به خاطر آن است كه معمولا مرد نان ‏آور خانه است و قتل او سبب ضربه اقتصادى به خانواده است و قانون بر اساس نوع است، نه موارد نادر كه ممكن است زنى نان ‏آور باشد.

خادمة المهدی
۱۳۹۱/۱۲/۱۱, ۱۵:۵۷
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى‏»
اى افرادى كه ايمان آورده ‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن. (بقره، 178)


«وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْس‏»؛ و بر آنها [بنى اسرائيل‏] در آن [تورات‏]، مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان‏. (مائده، 45)

نکته:

پرداخت اضافه دیه براى اجراى قصاص، بخاطر اين نیست كه زن از مرتبه انسانيت دورتر است و يا خون او كمرنگ ‏تر از خون مرد است، بلکه پرداخت نصف ديه تنها بخاطر جبران خسارتى است كه از قصاص گرفتن از مرد متوجه خانواده او مى ‏شود.


قتل زن و مرد، از نظر الهى و انسانى و كيفر اخروى يكسان است، لكن در كيفر دنيوى فرق دارد و اين به خاطر آن است كه معمولا مرد نان ‏آور خانه است و قتل او سبب ضربه اقتصادى به خانواده است و قانون بر اساس نوع است، نه موارد نادر كه ممكن است زنى نان ‏آور باشد.



باسلام

چرااین جکم به این صورت بیان نشدکه مردقاتل زن قصاص شود

ودرعین حال برای جبران خسارت ازطرف حاکم شرع(نه خانواده مقتول)هزینه ای به خانواده قاتل پرداخت شود.

یعنی حکم قصاص قاتل منوط به پرداخت دیه ازطرف خانواده مقتول نباشد.

وحکم قصاص برای قاتل ثابت باشدولی هزینه ای هم ازطرف حاکم شرع به خانواده قاتل پرداخت شود؟

ولی حکم اینچنین است که حکم قاتل قصاص نیست

ولی اگرخانواده مقتول(زن)خواهان قصاص قاتل هستندبایدنیمی ازدیه رابپردازند.

درحالیکه میشدحکم قصاص برای مردقاتل باشدولی درعین حال هزینه ای هم پرداخت شود.


باتشکر

میقات
۱۳۹۱/۱۲/۱۲, ۱۶:۴۲
باسلام

چرااین جکم به این صورت بیان نشدکه مردقاتل زن قصاص شود

ودرعین حال برای جبران خسارت ازطرف حاکم شرع(نه خانواده مقتول)هزینه ای به خانواده قاتل پرداخت شود.

یعنی حکم قصاص قاتل منوط به پرداخت دیه ازطرف خانواده مقتول نباشد.

وحکم قصاص برای قاتل ثابت باشدولی هزینه ای هم ازطرف حاکم شرع به خانواده قاتل پرداخت شود؟

ولی حکم اینچنین است که حکم قاتل قصاص نیست

ولی اگرخانواده مقتول(زن)خواهان قصاص قاتل هستندبایدنیمی ازدیه رابپردازند.

درحالیکه میشدحکم قصاص برای مردقاتل باشدولی درعین حال هزینه ای هم پرداخت شود.


باتشکر



با سلام و درود

این حکم در ارتباط با حکم دیه زن و مرد است لذا نمی توان آنها را از هم جدا دانست. لذا این تفاوت دیه باید در نظر گرفته شود و طبیعتا بر عهده کسی است که حقی را از دیگری ضایع می کند.

در این جا با قصاص کردن مرد که سرپرست یک خانواده است، خسارت بزرگی از این جهت به همسر و فرزندان او وارد می شود لذا با دادن دیه توسط کسی که این خسارت را می زند، این خسارت باید جبران شود. و این خسارت را خانواده زن وارد می کنند لذا آنها هم باید جبران کنند.

همان طور که قتل زن با پرداخت دیه از طرف قاتل، از نظر مادی جبران می شود، پرداخت نصف دیه از طرف خانواده زن، جبران این خسارت مادی به خانواده مرد است.

شما موضوع را از دو طرف نگاه کنید، یعنی یکبار از طرف خانواده زن، و یکبار از طرف خانواده مرد؛ تا بهتر بدون طرفداری بتوانید قضاوت کنید.

همین طور که شما می گویید چرا مرد را نباید قصاص کنند و نصف دیگر دیه را حاکم شرع بدهد، کسی هم می تواند بگوید چرا مرد باید نصف دیه را بدهد و آزاد شود، این نصف دیه را حاکم شرع بدهد و مرد هم آزاد شود.

این کاملا معقول و منطقی است که در موارد عادی، هر کس خسارتی به دیگری وارد کند باید همان هم جبران کند، نه این که حاکم شرع باید جبران کند.


ضمنا این جا هم حکم قصاص هست ولی این حکم چون با حق خانواده مرد تعارض پیدا می کند مشروط به دادن نصف دیه است.

خادمة المهدی
۱۳۹۱/۱۲/۱۳, ۲۰:۲۶
باسلام

وتشکرازجناب پاسخگوی محترم

باتوجه به پاسخ حضرت عالی سوالی دیگرپیش می آیدوآن اینکه

چرااگرزنی مردی رابه قتل برساندبایدقصاص شود؟

چرازن قاتل فقط ملزم به پرداخت دیه نشده حتمابایدقصاص شود.

درحالی که حکم می توانست به این صورت باشدکه زن دیه کامل مردراپرداخت کندوقصاص نشود.

ضمن تشکربابت پاسخگویی

لطفادرکنارپاسخگویی اجمالی |،کتابی رادراین زمینه معرفی بفرمایید.

میقات
۱۳۹۱/۱۲/۱۴, ۱۸:۳۱
چرااگرزنی مردی رابه قتل برساندبایدقصاص شود؟

چرازن قاتل فقط ملزم به پرداخت دیه نشده حتمابایدقصاص شود.

درحالی که حکم می توانست به این صورت باشدکه زن دیه کامل مردراپرداخت کندوقصاص نشود.

لطفادرکنارپاسخگویی اجمالی |،کتابی رادراین زمینه معرفی بفرمایید.


با سلام و درود

«وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»
و بر آنها [بنى اسرائيل‏] در آن [تورات‏]، مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان‏. (مائده، 45)

قاعده اولیه این است که مجازات قاتل، قتل است ولی این به معنای الزامی بودن آن نیست لذا در صورت توافق و رضایت خانوده مقتول، زن می تواند دیه کامل را بدهد و قصاص نشود.

این احکام در کتب فقهی ـ استدلالی بیان شده که بسیار مفصل است. البته در برخی رساله های عملیه قسمتی به "احکام دیه" اختصاص داده شده که بطور مختصر به این احکام اشاره شده است.

yanoor
۱۳۹۲/۰۲/۲۴, ۱۸:۲۱
اگر تفاوت دیه را بدهند یعنی تفاوت دیه زن و مرد آن مرد قصاص می شود

میقات
۱۳۹۲/۰۲/۲۵, ۱۷:۰۴
اگر تفاوت دیه را بدهند یعنی تفاوت دیه زن و مرد آن مرد قصاص می شود



با سلام و درود

در قتل عمدی که مردی زنی را بکشد، اولیای دم (خانواده زن) می توانند مرد را قصاص کنند، به شرط این که نصف دیه را به خانواده مرد بدهند.

در غیر این صورت، مرد قصاص نمی شود، و در صورت رضایت خانواده زن به دیه، مرد باید نصف دیه را به خانواده زن بدهد.

در قتل عمدی که زنی مردی را بکشد، می توانند زن را قصاص کنند و باید به همان اکتفا کنند لذا نمی توانند پس از نیز نصف دیه را مطالبه کنند.

____________
ر.ک: تحریر الوسیله، ج 2، ص 519، القول فی الشرائط المعتبره فی القصاص.

میقات
۱۳۹۲/۰۲/۳۱, ۱۰:۳۵
قتل و قصاص زن و مرد



پرسش1:
چرا اگر زنی مردی را به قتل برساند قصاص می شود ولی اگر مردی زنی را به قتل برساند قصاص نمی شود؟
بر اساس آیه: «یا ایها الذین امنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر والعبد بالعبد والا نثی بالانثی» (178بقره)، ملاک و میزان قصاص هم رتبه بودن طرفین (قاتل و مقتول) است.
پس این که مردی که زنی را به قتل برساند قصاص نمی شود آیا نمایانگر این است مقام و مرتبه زن پایین تر از مرد است؟

پاسخ:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى‏»؛ اى افرادى كه ايمان آورده ‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن.(1)
«وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْس‏»؛ و بر آنها [بنى اسرائيل‏] در آن [تورات‏]، مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان‏.(2)
با سلام و درود
قتل نفس از روی عمد، گناهی بزرگ است و کیفر و عذاب اخروی دارد، و در این خصوص هم فرقی بین زن و مرد نیست.
مراد این آیات این نیست که مرد نباید در برابر زن، قصاص شود، زیرا بر اساس روایات وارده از معصومین علیهم السلام در صورتی که مردی به عمد، زنی را به قتل رسانده باشد، خانواده زن می توانند مرد را قصاص کنند، مشروط بر این که تفاضل دیه مرد را به او بدهند.(3)
لذا این آیات دليل بر برترى خون مرد نسبت به زن نيست و مرد قاتل را نيز مى ‏توان (با شرائطى) در برابر زن مقتول قصاص كرد.
و منظور از عدم قصاص مرد در برابر قتل زن، قصاص بدون قيد و شرط است ولى با پرداخت نصف ديه، كشتن او جايز است.
نکته:
پرداخت اضافه دیه براى اجراى قصاص، بخاطر اين نیست كه زن از مرتبه انسانيت دورتر است و يا خون او كمرنگ ‏تر از خون مرد است، بلکه پرداخت نصف ديه تنها بخاطر جبران خسارتى است كه از قصاص گرفتن از مرد متوجه خانواده او مى ‏شود.
مردان غالبا در خانواده عضو مؤثر اقتصادى هستند و مخارج خانواده را متحمل مى ‏شوند و با فعاليتهاى اقتصادى خود چرخ زندگى خانواده را به گردش در مى ‏آورند، بنا بر اين تفاوت ميان از بين رفتن مرد و زن، از نظر اقتصادى و جنبه ‏هاى مالى بر كسى پوشيده نيست كه اگر اين تفاوت مراعات نشود خسارت بى ‏دليلى به بازماندگان مرد مقتول و فرزندان بى ‏گناه او وارد مى ‏شود.
لذا اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ در مورد قصاص مرد رعايت حقوق همه افراد را كرده و از اين خلاء اقتصادى و ضربه نابخشودنى، كه به يك خانواده مى‏ خورد جلوگيرى نموده است اسلام هرگز اجازه نمى ‏دهد كه به بهانه لفظ "تساوى"، حقوق افراد ديگرى مانند فرزندان شخصى كه مورد قصاص قرار گرفته پايمال گردد.
البته ممكن است زنانى براى خانواده خود، نان ‏آورتر از مردان باشند، ولى مى‏ دانيم احكام و قوانين، شخصی و بر محور افراد دور نمى ‏زند بلكه نوعی است و كل مردان را با كل زنان بايد سنجيد.(4)
بنا بر این:
قتل زن و مرد، از نظر الهى و انسانى و كيفر اخروى يكسان است، لكن در كيفر دنيوى فرق دارد و اين به خاطر آن است كه معمولا مرد نان ‏آور خانه است و قتل او سبب ضربه اقتصادى به خانواده است و قانون بر اساس نوع است، نه موارد نادر كه ممكن است زنى نان ‏آور باشد.


پرسش2:
چرا این حکم به این صورت بیان نشد که مرد قاتل زن قصاص شود، و در عین حال برای جبران خسارت از طرف حاکم شرع (نه خانواده مقتول) هزینه ای به خانواده قاتل پرداخت شود. یعنی حکم قصاص قاتل منوط به پرداخت دیه از طرف خانواده مقتول نباشد. و حکم قصاص برای قاتل ثابت باشد ولی هزینه ای هم از طرف حاکم شرع به خانواده قاتل پرداخت شود؟
ولی حکم این چنین است که حکم قاتل قصاص نیست ولی اگر خانواده مقتول (زن) خواهان قصاص قاتل هستند باید نیمی از دیه را بپردازند.
در حالی که می شد حکم قصاص برای مرد قاتل باشد ولی در عین حال هزینه ای هم پرداخت شود.

پاسخ:
این حکم در ارتباط با حکم دیه زن و مرد است لذا نمی توان آنها را از هم جدا دانست. لذا این تفاوت دیه باید در نظر گرفته شود و طبیعتا بر عهده کسی است که حقی را از دیگری ضایع می کند.
در این جا با قصاص کردن مرد که سرپرست یک خانواده است، خسارت بزرگی از این جهت به همسر و فرزندان او وارد می شود لذا با دادن دیه توسط کسی که این خسارت را می زند، این خسارت باید جبران شود. و این خسارت را خانواده زن وارد می کنند لذا آنها هم باید جبران کنند.
همان طور که قتل زن با پرداخت دیه از طرف قاتل، از نظر مادی جبران می شود، پرداخت نصف دیه از طرف خانواده زن، جبران این خسارت مادی به خانواده مرد است.
شما موضوع را از دو طرف نگاه کنید، یعنی یکبار از طرف خانواده زن، و یکبار از طرف خانواده مرد؛ تا بهتر بدون طرفداری بتوانید قضاوت کنید.
همین طور که شما می گویید چرا مرد را نباید قصاص کنند و نصف دیگر دیه را حاکم شرع بدهد، کسی هم می تواند بگوید چرا مرد باید نصف دیه را بدهد و آزاد شود، این نصف دیه را حاکم شرع بدهد و مرد هم آزاد شود.
این کاملا معقول و منطقی است که در موارد عادی، هر کس خسارتی به دیگری وارد کند باید همان هم جبران کند، نه این که حاکم شرع باید جبران کند.
ضمنا این جا هم حکم قصاص هست ولی این حکم چون با حق خانواده مرد تعارض پیدا می کند مشروط به دادن نصف دیه است.


پرسش3:
چرا اگر زنی مردی را به قتل برساند باید قصاص شود؟ چرا زن قاتل فقط ملزم به پرداخت دیه نشده حتما باید قصاص شود. در حالی که حکم می توانست به این صورت باشد که زن دیه کامل مرد را پرداخت کند و قصاص نشود.
لطفا کتابی را دراین زمینه معرفی بفرمایید.

پاسخ:
«وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»؛ و بر آنها [بنى اسرائيل‏] در آن [تورات‏]، مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان‏.(5)
قاعده اولیه این است که مجازات قاتل، قتل است ولی این به معنای الزامی بودن آن نیست لذا در صورت توافق و رضایت خانوده مقتول، زن می تواند دیه کامل را بدهد و قصاص نشود.
این احکام در کتب فقهی ـ استدلالی بیان شده که بسیار مفصل است. البته در برخی رساله های عملیه قسمتی به "احکام دیه" اختصاص داده شده که بطور مختصر به این احکام اشاره شده است.


پرسش4:
اگر تفاوت دیه را بدهند یعنی تفاوت دیه زن و مرد آن مرد قصاص می شود؟

پاسخ:
در قتل عمدی که مردی زنی را بکشد، اولیای دم (خانواده زن) می توانند مرد را قصاص کنند، به شرط این که نصف دیه را به خانواده مرد بدهند.
در غیر این صورت، مرد قصاص نمی شود، و در صورت رضایت خانواده زن به دیه، مرد باید نصف دیه را به خانواده زن بدهد.
در قتل عمدی که زنی مردی را بکشد، می توانند زن را قصاص کنند و باید به همان اکتفا کنند لذا نمی توانند پس از نیز نصف دیه را مطالبه کنند.(6)

____________


بقره، 178.
مائده، 45.
الکافی، ج 7، ص 298، ح 1و2و3و4؛ التهذیب، ج 10، ص 182، ح 8و10و11.
تفسير نمونه، ج ‏1، ص 611.
مائده، 45.
ر.ک: تحریر الوسیله، ج 2، ص 519، القول فی الشرائط المعتبره فی القصاص.

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۲/۰۳/۱۰, ۲۰:۴۶
با نام و یاد دوست


سلام

یکی از کاربران محترم کانون گفتگوی قرآنی سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح بشه

لذا سوال ایشون رو با حفظ امانتداری در این تاپیک نقل می کنم تا توسط کارشناسان محترم پاسخ داده شود

اما سوال ایشون:




تکلیف پزشکی که در طبابت خودش کوتاهی میکنه طوری که حالا یا بیمار فوت میکنه یا درگیر یه عارضه میشه که تا آخر عمر گرفتارشه،چیه؟
برای مثال پزشک زنان که در زمان وضع حمل زنی کوتاهی میکنه و بچه داخل شکم مادر بمونه و دچار کمبود اکسیِن بشه و به تبع آن دچار عارضه مغزی بشه چیه؟
یعنی بچه تا آخر عمر فلج بشه به دلیل چند دقیقه یا ثانیه کمبود اکسیِژن
فقط به دلیل اینکه اون پزشک اصرار داشتند که اون خانم میتونه زایمان طبیعی داشته باشه ولی در واقع نمیتونسته





مرجع تقلید: آیة الله مکارم شیرازی

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۲/۰۳/۱۰, ۲۰:۴۸
با نام و یاد دوست







http://www.askquran.ir/member75940-albums1516-33185.png


http://www.askdin.com/gallery/images/80/1_noor.gif

نور
۱۳۹۲/۰۳/۱۳, ۰۹:۱۲
با نام و یاد دوست


سلام

یکی از کاربران محترم کانون گفتگوی قرآنی سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح بشه

لذا سوال ایشون رو با حفظ امانتداری در این تاپیک نقل می کنم تا توسط کارشناسان محترم پاسخ داده شود

اما سوال ایشون:


تکلیف پزشکی که در طبابت خودش کوتاهی میکنه طوری که حالا یا بیمار فوت میکنه یا درگیر یه عارضه میشه که تا آخر عمر گرفتارشه،چیه؟
برای مثال پزشک زنان که در زمان وضع حمل زنی کوتاهی میکنه و بچه داخل شکم مادر بمونه و دچار کمبود اکسیِن بشه و به تبع آن دچار عارضه مغزی بشه چیه؟
یعنی بچه تا آخر عمر فلج بشه به دلیل چند دقیقه یا ثانیه کمبود اکسیِژن
فقط به دلیل اینکه اون پزشک اصرار داشتند که اون خانم میتونه زایمان طبیعی داشته باشه ولی در واقع نمیتونسته




مرجع تقلید: آیة الله مکارم شیرازی

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

با سلام و عرض ادب

طبق استفتای شفاهی از مسئول استفتائات دفتر آیه الله مکارم بیان شد درصورتی که به دستور پزشک عمل شده و این اتفاق افتاده باشد پزشک ضامن است و البته باید ازطریق مراجع ذی صلاح(مانند پزشکی قانونی) تایید شود و برای جبران خسارت مطابق با نظر مراجع قضایی عمل شود.

استفتا از دفتر آیه الله مکارم در قم

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۲/۰۳/۱۳, ۱۸:۰۰
با نام و یاد دوست

سلام

و تشکر از کارشناس محترم

کاربر محترم نیاز به توضیح بیشتری دارند

و این پیام رو برای من فرستادند:







سلام وقتتون بخیر
ممنون از اینکه جواب سوالمو دادید
ولی جوابش اصلا قانع کننده نبود
بنظرتون ضامن هست یعنی چی؟
چطور میشه نسبت به یک پزشک این کار رو انجام داد
جدا از این بنظرتون میتونه جبران خسارت کنه؟اصلا با پول میشه جبران اینکار رو کرد که یه بچه تا آخر عمر نتونه راه بره و مدام جلو چشمت باشه و در واقع عذابت بده‍
من به جواب نرسیدم



ممنون میشم توضیح بیشتری ارائه نمایید.

با تشکر از شما

در پناه قران و عترت پیروز و موفق باشید

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۲/۰۳/۱۶, ۲۳:۲۹
سلام

خب این مسئله هم مثل مسئله ی قتل میمونه .. وقتی کسی یک فرد دیگری رو به قتل میرسونه خانواده ی داغدار هم فقط و فقط دیه دریافت میکنن !!! به همون اندازه که شما در حال حاضر عذاب میکشید اون خانواده ها هم عذاب میکشن ..

اما چه کار میشه کرد ؟ راه دیگه ای نیست . هر کاری هم انجام بشه نه فردی که این مابین به قتل رسیده برمیگرده و نه سلامتی نوزاد به حالت قبلش بر میگرده و نه دیه مادی اونم با اون همه دردسر اثبات و غیره اش ... برای خانواده تسکین دهنده است .

مادر بزرگ خود من به خاطر اشتباه پزشکی با عمری عذاب زندگی کرد و آخر سر هم با از دست دادن کلیه ها فوت شدن .. به همین علت همیشه از دکتر ها فراری هستم ...

خواهر یا برادر بزرگوار ، امیدوارم خدا بهتون صبر و تحمل بده :Rose:

التماس دعا

نور
۱۳۹۲/۰۳/۱۸, ۱۴:۰۴
با نام و یاد دوست

سلام

و تشکر از کارشناس محترم

کاربر محترم نیاز به توضیح بیشتری دارند

و این پیام رو برای من فرستادند:





سلام وقتتون بخیر
ممنون از اینکه جواب سوالمو دادید
ولی جوابش اصلا قانع کننده نبود
بنظرتون ضامن هست یعنی چی؟
چطور میشه نسبت به یک پزشک این کار رو انجام داد
جدا از این بنظرتون میتونه جبران خسارت کنه؟اصلا با پول میشه جبران اینکار رو کرد که یه بچه تا آخر عمر نتونه راه بره و مدام جلو چشمت باشه و در واقع عذابت بده‍
من به جواب نرسیدم



ممنون میشم توضیح بیشتری ارائه نمایید.

با تشکر از شما

در پناه قران و عترت پیروز و موفق باشید

با سلام و تشکر از پیگیری شما

آنچه بیان می شود حکم شرعی است و براساس ادله استخراج شده و بدستمان رسیده است که درصورت کوتاهی، پزشک ضامن است و باید دیه پرداخت نماید ولی اینکه خداوند چگونه کوتاهی پزشک را مواخذه نماید یا درقبال صبر وسختی بیمار چگونه اجر بدهد تا راضی شود یااینکه فلسفه اینگونه احکام چیست، از اموری است که خارج از مباحث فقهی است البته می توانید در انجمن کلام و اعتقادات جبران مافات(گذشته) و تاثیرات دنیوی و اخروی آن را در آینده، مفصلا پیگیری نمایید.

همواره به سلامت باشید.

yanoor
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۷:۳۰
آیا در اجرای احکام جزایی و کیفری دین اسلام همه مردم یکسان هستند ؟


آیا در اجرای احکام جزایی و کیفری دین اسلام همه مردم یکسان هستند یا بین

مردم در اجرای احکام تفاوت هست بطور مثال برای عده ای اجرا می شود

و برای عده ای می توان اجرا نکرد ؟

yanoor
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۷:۴۱
یک مثال :

گاه می گویند: بریدن دست دزد، قساوت است و با انسانیت و انسان دوستی ناسازگار56. اگر این حکم در دنیای امروز عملی شود، باید بسیاری از دست ها را ببُرند.

استاد شهید در نقد سخنان یاد شده می نویسد:

آدم هایی که شعاع دیدشان کوتاه است، این حرف را می زنند. شما به صفحات حوادث روزنامه ها نگاه کنید و این صفحات را بخوانید و ببینید در اثر دزدی تنها، نه فقط چقدر اموال ربوده می شود، بلکه چقدر جنایت ها و آدم کشی ها واقع می شود. اگر مجازات دزد درجای خودش صورت گیرد و دزد مطمئن باشد و یقین داشته باشد که اگر دزدی کند و به چنگال پلیس و قانون بیفتد، این چهار انگشتش را قطع می کنند و تا آخر داغ این جنایت روی بدنش هست، [هرگز دزدی نمی کند].57
همان گونه که استاد در قسمت های پیشین و در قسمت بالا اشاره کرد(اگر مجازات دزد در جای خود صورت گیرد) هر دزدی را این حکم در بر نمی گیرد، بلکه تنها گروهی از دزدان خطرناک را شامل می شود که امنیّت مردم و جامعه را برهم زده اند. اگر امروز دزدی زیاد، رخ می دهد، به خاطر این است که این قانون اجرا نمی شود.
استاد شهید به عنوان نمونه از وضع عربستان سعودی و امنیّت نداشتن حجاج بیت اللّه الحرام در گذشته یاد می کند و سپس اشاره می کند: وقتی که عربستان سعودی این حدّ اسلامی را به اجرا گذاشت، کم کم دزدی از آن منطقه رخت بربست و حُجّاج با امنیّت کامل می رفتند و بر می گشتند:
پس این نوع رأفت ها و دل سوختن ها و ترحم ها، ترحم هایی غیر منطقی است. یعنی قساوت هایی است به صورت ترحم. به عبارت دیگر، این نوع ترحم، ترحم در یک مورد و قساوت در موارد دیگر است.58
در این گونه موردها، عاطفه و احساس، در برابر عقل و مصلحت قرار می گیرد. بی شک، مصلحت جامعه بر عاطفه ها و احساس ها مقدّم است.
گاه می گویند: اجرای این حدّ برای «ربع دینار» با آن همه احترامی که اسلام برای جان انسان قائل شده، ناسازگار است.
استاد شهید، پاسخ می دهد: «ابوالعلاء معرّی همین اشکال را کرده بود و سید مرتضی بدان چنین پاسخ داده است:
عزُّ الامانة اَعلاها و اَرخصها
ذُلُّ الْخِیانة فَافهَم حَکمَةَ الباری59
عزّت امانت آن دست را گران قیمت کرد اما ذلّت خیانت، بهای آن را پایین آورد، پس حکمت حکم خدا را بدان!
3. شرایط مجازات دزداستاد شهید، پس از پاسخ به شبهه ها، یاد آور می شود: از نگاه اسلام قانون های جزایی، آن گاه اجرا می شود که به گونه ای روشن اعلام شده باشند و بزهکار، با آگاهی از این که مجازات دزدی چیست، به این عمل دست زده باشد. بنابراین، انگشتان دزد، همین که دزدی انجام گرفت، بریده نمی شود (چنان که شماری از نا آشنایان به احکام اسلام پنداشته و گفته اند که اگر بنا شود این حکم در دنیای امروز عمل شود، باید بسیاری از دست ها را ببُرند) بلکه اجرای این حدّ اسلامی، شرایط زیادی دارد که بدون آن شرایط، بریدن دست دزد روا نیست، از جمله:
الف) مالی که ربوده شده باید دستکم یک ربع دینار ارزش داشته باشد.
ب) از جای محفوظی، همانند خانه و مغازه دزدی صورت گرفته باشد.
پ) دزد، عاقل و بالغ باشد و در حال اختیار دست به این کار بزند.
ت) دزدی پدر از مال فرزند و شریک از مال شرکت، نباشد.
ث) در قحطسالی که مردم گرسنه و راه به جایی ندارند، نباشد و... .
این شرطها و شرطهای دیگر، سبب شده است که این حدّ اسلامی، در طول چند قرن نخستین در مواردی اندک، به اجرا درآید.
آیا بریدن دست چند بزهکار برای امنیّت چند قرن یک ملّت قیمت گزافی است؟

http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/86170

yanoor
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۷:۴۳
قوانین کیفری اسلام و عقلانی بودن آن از دیدگاه استاد مطهری


http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/86170

yanoor
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۹:۳۶
آیا در اجرای احکام جزایی و کیفری دین اسلام همه مردم یکسان هستند ؟

بله باید همه یکسان باشند با توجه به احادیث ...............

اگر مساوی نباشند دلیل ضعف قوه قضاییه خواهد بود

hadi_13
۱۳۹۲/۰۵/۰۵, ۱۳:۰۸
سلام می خواستم موضوع دو برابر بودن دیه در ماه مبارک رمضان رو برام از دیدگاه قرآنی و منطقی کاملا روشن کنید ممنون ...

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۲/۰۵/۰۶, ۱۰:۲۹
با نام و یاد دوست






http://www.askquran.ir/member75940-albums1516-33185.png





کارشناس بحث: استاد کریم

Hadi99g
۱۳۹۲/۰۵/۰۶, ۲۱:۱۶
سلام می خواستم موضوع دو برابر بودن دیه در ماه مبارک رمضان رو برام از دیدگاه قرآنی و منطقی کاملا روشن کنید ممنون ...
سلام. ببخشید مگه دیه در ماه رمضان با سائر ایّام فرق می‌کنه؟!http://img.noodi.net/uploads/13745688971641.gif

البته دیه در چهار ماه حرام (رجب، ذی القعده، ذی الحجه، و محرّم) به اندازه یک سوّم کلّ دیه، اضافه میشه ولی در ماه رمضان شما از کجا میگید که فرق میکنه؟

کریم
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۰:۳۸
سلام می خواستم موضوع دو برابر بودن دیه در ماه مبارک رمضان رو برام از دیدگاه قرآنی و منطقی کاملا روشن کنید ممنون ...
دیه در ماههای حرام که عبارت از رجب،ذی قعده، ذی حجه ومحرم است به مقدار یک سوم بیشتر می شود اما در سایر ایام از جمله در ماه مبارک رمضان به همان حالت عادی وسابق خود است وچیزی برآن اضافه نمی شود.

hadi_13
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۱۱:۰۹
ممنون از ‍‍‍‍‍‍ اینکه موضوع رو روشنتر کردید ولی با این وجود علت اصلی این افزایش چه موضوعیه ؟

کریم
۱۳۹۲/۰۵/۰۹, ۱۲:۰۹
ممنون از ‍‍‍‍‍‍ اینکه موضوع رو روشنتر کردید ولی با این وجود علت اصلی این افزایش چه موضوعیه ؟
خداوند متعال می فرماید: آن عدة الشهور عندالله اثنی عشر شهرافی کتاب الله یوم خلق السموات والارض منها اربعة حرم،(توبه/36) تعداد ماهها نزد خداوند از روزی که آسمانها وزمین را آفریده است در کتاب خدا دوازده ماه است که چهار تا از آن ماهها حرام است.
ماههای حرام ماههایی هستند که قبل اسلام در بین مشرکان نیز وجود داشت واسلام نیز آنرا تایید کرد که در آن جنگ وقتال را حرام وممنوع می دانستند وچون در این ماهها جنگ ووقتال حرام است اگر کسی اقدام به چنین کاری کند مجزاتش تشدید می یابد ویک سوم به دیه اضافه می شود.
در اصل این یک سنت حسنه است که حداقل در این چهار ماه انسانها از خونریزی اجتناب کنند وسعی کنند اقدام به این کارها نکنند.

hadi_13
۱۳۹۲/۰۵/۱۰, ۲۲:۲۱
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما کارشناس محترم ...
ممنونم که وقت گذاشتید و به این مطلب التفات داشتید
حقیقتش خودم با این موضوع مشکل خاصی نداشتم و تا حدودی درباره این مطلب جملاتی رو جسته و گریخته شنیده بود ...
این سوال از وقتی برام حساس شد که همکارم خواست اگه می تونم این موضوع رو از راهی سوای منابع قرآنی و روایی یه جورایی (بدلیل سابقه ی تصادف و جریانات حقوقی و پرداخت دیه) براش توجیه کنم این شد که بهترین راه رو مشورت با سایت دیدم ...

کریم
۱۳۹۲/۰۵/۱۱, ۱۳:۳۸
حقیقتش خودم با این موضوع مشکل خاصی نداشتم و تا حدودی درباره این مطلب جملاتی رو جسته و گریخته شنیده بود ...
این سوال از وقتی برام حساس شد که همکارم خواست اگه می تونم این موضوع رو از راهی سوای منابع قرآنی و روایی یه جورایی (بدلیل سابقه ی تصادف و جریانات حقوقی و پرداخت دیه) براش توجیه کنم این شد که بهترین راه رو مشورت با سایت دیدم ...

همانطور که اشاره کردید این بحثی حقوقی است وقوانین حقوقی نیز بر گرفته قرآن واحادیث است ومنبع دیگری نیز در این زمینه پاسخگو نیست چون بحث فلسفی نیست که بتوان با تحلیل واستدلال فلسفی جواب داد.

hadi_13
۱۳۹۲/۰۵/۱۲, ۲۰:۲۴
سلام خدمت شما کارشناس محترم
از شما بخاطر کمکی که در این موضوع به من کردید صمیمانه تشکر می کنم.

tazkie
۱۳۹۲/۰۹/۰۹, ۰۷:۱۴
آیا برای یک قاضی صحیح است که اگر کسی داوطلبانه جرم فرد دیگری را به گردن گرفت، مجازات مجرم را بر کسی که به گردن گرفته، جاری نماید؟

حکمت
۱۳۹۲/۰۹/۰۹, ۰۸:۵۱
با نام الله







http://www.askquran.ir/member75940-albums1516-33185.png







کارشناس بحث: استاد نور

نور
۱۳۹۲/۰۹/۱۳, ۲۰:۵۷
آیا برای یک قاضی صحیح است که اگر کسی داوطلبانه جرم فرد دیگری را به گردن گرفت، مجازات مجرم را بر کسی که به گردن گرفته، جاری نماید؟

با سلام و احترام

قاضی باید حکم را درمورد مجرم صادر نماید.

موفق و موید باشید

ماهرو
۱۳۹۲/۰۹/۲۴, ۲۰:۵۵
سلام
قسمت پایین صورتم توسط لیزر توسط پزشک در ۸/۴ سوخته است به پزشکی قانونی رفتم و سوختگی درجه دو را برایم نوشتند و مراجعه دوم برای ۱۰/۱۳. بعد از دو هفته پزشک معالجم گفت که پوست روی چانه در ۲ قسمت دچار سوختگی درجه ۳ شده است. به سازمان نظام پزشکی رفتم و آنها عدم صلاحیت پزشک را نوشتند انشالا بعد از مراجعه دوم به پزشکی قانونی به دادگاه خواهم رفت برای گرفتن حقوقم.
حالا سوالم اینست که طی مراجعه دوم به پزشکی قانونی که صورتم بهبود تقربیا کامل یافته است و آثار مختصری از سوختگی را همراه دارد ارش یا دیه ای صورت می گیرد یا نه چون آثار سوختگی برطرف شده چیزی تعلق نمیگیرد به من؟ با توجه به اینکه به علت مواظبت از عفونت نکردن تاولهای صورتم من یک از جانب پزشک معالجم مرخصی داشتم و اکنون هم که از خانه بیرون می آیم با تحمل شرایط خاص برای نور ندیدن قسمت سوخته صورتم برای به جا نماندن لک بر روی صورتم. این درد و رنج هایی که به اجبار از جانب این پزشک به من تحمیل شده چه طور از طرف دادگاه براورد می شود؟
اگر ارش یا دیه ای صورت می گیرد حدودا به چه میزان می باشد؟
پیشاپیش از راهنماییتان تشکر می کنم.

حکمت
۱۳۹۲/۰۹/۲۵, ۱۷:۴۸
با نام الله






http://www.askquran.ir/member75940-albums1516-33185.png





کارشناس بحث: استاد سجاد

سجاد
۱۳۹۲/۰۹/۲۷, ۰۹:۱۲
سلام
قسمت پایین صورتم توسط لیزر توسط پزشک در ۸/۴ سوخته است به پزشکی قانونی رفتم و سوختگی درجه دو را برایم نوشتند و مراجعه دوم برای ۱۰/۱۳. بعد از دو هفته پزشک معالجم گفت که پوست روی چانه در ۲ قسمت دچار سوختگی درجه ۳ شده است. به سازمان نظام پزشکی رفتم و آنها عدم صلاحیت پزشک را نوشتند انشالا بعد از مراجعه دوم به پزشکی قانونی به دادگاه خواهم رفت برای گرفتن حقوقم.
حالا سوالم اینست که طی مراجعه دوم به پزشکی قانونی که صورتم بهبود تقربیا کامل یافته است و آثار مختصری از سوختگی را همراه دارد ارش یا دیه ای صورت می گیرد یا نه چون آثار سوختگی برطرف شده چیزی تعلق نمیگیرد به من؟ با توجه به اینکه به علت مواظبت از عفونت نکردن تاولهای صورتم من یک از جانب پزشک معالجم مرخصی داشتم و اکنون هم که از خانه بیرون می آیم با تحمل شرایط خاص برای نور ندیدن قسمت سوخته صورتم برای به جا نماندن لک بر روی صورتم. این درد و رنج هایی که به اجبار از جانب این پزشک به من تحمیل شده چه طور از طرف دادگاه براورد می شود؟
اگر ارش یا دیه ای صورت می گیرد حدودا به چه میزان می باشد؟
پیشاپیش از راهنماییتان تشکر می کنم.

با عرض سلام و احترام خدمت حضرت عالی و تشکر از سؤال شما

مقدار دیه را دادگاه صرف نظر از اینکه آسیب بهبود یافته یا خیر و با تشخیص نوع جراحت و شدت آن ، معین می کند .

همیشه موفق و سلامت باشید

yanoor
۱۳۹۲/۰۹/۲۷, ۱۷:۳۱
تفاوت ديه با ارش چيست؟

تعريف« ارش »: مالي است که جاني در مقابل جنايت به مجني عليه مي پردازد در صورتي که براي آن جراحت يا صدمه، ديه تعيين نشده باشد و طبق ماده ٣٦٧ قانون مجازات اسلامي براي آن عضو شرعا ديه اي معين نشده باشد.رئيس شعبه ١٠١ جزايي بيرجند در گفت وگو با خراسان در اين باره گفت: پس «ارش» و «ديه» از لحاظ تعريف تشابه زيادي با همديگر دارند و تنها فرق آن دو با يکديگر اين است که ديات بر اساس مقررات و قوانين و احکام اسلامي مشخص شده است ولي ارش توسط خبره يا کارشناس (پزشکي قانوني) تعيين مي شود.وديعي با بيان اين که طبق ماده ٤٩٥ قانون مجازات اسلامي تعيين ميزان «ارش» توسط فرد متخصص که در حال حاضر پزشکي قانوني عهده دار اين مسئوليت مي باشد تعيين مي شود ادامه داد: کارايي «ارش» در حال حاضر بسيار وسيع است به طوري که اگر بخواهيم تقابل اين دو يعني«ارش» و «ديه» را از يکديگر بسنجيم در عمل کار بر ارش وسيع تر از «ديه» است.ديه براي اعضاي خاصي از بدن مانند دست، پا، دندان، استخوان ها، بعضي جراحات وارده به سر و صورت و... تعيين شده است در حالي که صدمات وارده به بدن اشخاص عمدي و غير عمدي آن قدر متنوع است که ناگزير بايد «ارش» تعيين شود.وي در پاسخ به اين سوال که صدمات و جراحات وارده بر سر و صورت در ماده ٤٨٠ قانون مجازات اسلاميتعيين شده و تعداد ٩ فقره جراحت در اين ماده شمارش شده است.حال در صورت سوختگي صورت آيا اين نوع جراحات قابل تعميم است يا خير؟پاسخ داد: سوختگي نوعي از جراحات است که فقط با تعيين «ارش» مي توان خسارت آن را تعيين کرد، بعضي از جراحات بر اثر پيشرفت موضوع جرايم و حادث بودن جرم نياز به تعيين «ارش» دارد چرا که در زمان صدر اسلام که موضوع ديه براي اعضا مطرح بوده بعضي از جرايم وجود خارجي نداشته است مانند اسيد پاشي و سوختگي ناشي از آن که ناچار در اين گونه موارد به «ارش» بايد متوسل شويم.وديعي با اشاره به اين که گاهي موارد «ارش» وارده به يک شخص ممکن است اين قدر زياد باشد که از چندين فقره «ديه» کامله تجاوز کند ادامه داد: به عنوان مثال به يک شخصي که در اثر حادثه اعم از عمدي يا غير عمدي مصدوم شود و صدمات وارده شديد باشد علاوه بر ديات مقرر، «ارش» هاي زيادي تعلق مي گيرد مانند «ارش» کاهش سطح هوشياري، کاهش بينايي، شنوايي و زوال منافع و در مجموع افرادي در اين پرونده ها بوده اند که تا ٥ يا ٦ فقره ديه کامله براي صدمات خود اعم از ارش و ديه گرفته اند البته بايد توجه کرد اين افراد ديگر زندگي سالم و راحتي نخواهند داشت و تا آخر عمر معلول و ناتوان هستند.دادرس شعبه ١٠١ جزايي بيرجند در ادامه گفت: يک سري از جراحات و صدمات که«ارش» به آن تعلق مي گيرد در خود قانون مجازات اسلامي معين شده است.

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=4&year=1387&month=5&day=5&id=1823323

yanoor
۱۳۹۲/۰۹/۲۷, ۱۷:۳۲
حکم قصاص و ديه اعضاء در اسيدپاشي
در جرم اسيدپاشي اگر فرد مجني عليه کشته شود مطابق ماده 205 قانون مجازات اسلامي فرد جاني به قصاص نفس محکوم خواهد شد اما اگر فرد مجني عليه عضوي از اعضاي خود را از دست بدهد بر طبق ماده 273 قانون مجازات فرد جاني در برابر او قصاص عضو خواهد شد.

http://mehrkhane.com/fa/news/2901/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%8A%D8%AF%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%82%D9%87-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A-

yanoor
۱۳۹۲/۰۹/۲۷, ۱۷:۳۷
دیه اعضای مختلف بدن

........................

ماده 372 : دیه موهاى مجموع دو ابرو در صورتیکه هرگز نروید پانصد دینار است و دیه هر کدام دویست و پنجاه دینار و دیه هر مقدار از یک ابرو به همان نسبت خواهد بود اگر دوباره روئیده شود در همهء موارد ارش است و اگر مقدارى از آن دوباره روئیده شود و مقدار دیگر هرگز نروید نسبت به آن مقدار که مجدداً روئیده شود ارش است و نسبت به آن مقدار که روئیده نمى شود و دیه با احتساب مقدار مساحت تعیین مى شود .
ماده 373: از بین بردن موهاى پلک چشم موجب ارش است خواه دوباره بروید خواه نروید و خواه تمام آن باشد و خواه بعض آن .ماده 374 : از بین بردن مو در صورتى موجب دیه یا ارش مى شود که به تنهایى باشد نه از بین بردن عضو یا کندن پوست و مانند آن که در این موارد فقط دیهء عضو قطع شده یا مانند آن پرداخت مى گردد. فصل دوم : دیه چشم ماده 375 : از بین بردن دو چشم سالم موجب دیهء کامل است و دیه هر کدام از آنها نصف دیه کامل خواهد بود .

http://hoqooqi.blogsky.com/1388/07/13/post-35

متاسفانه نام منبع ذکر نشده است

sh-hasani
۱۳۹۴/۰۱/۲۹, ۱۴:۰۵
ا سلام
پسر 10 ساله من با یک موتور تصادف کرد و در بیمارستان جهت استخوان درشت نی پلاتین کار گذاشته شد و پزشک قانون (http://www.daneshju.ir/forum/vbglossar.php?do=showentry&item=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86)ی شکستگی استخوان درشت نی و همچنین شکستگی استخوان نازک نی را تایید کرد. خواستم بدونم دیه چقدر میشه و آیا دو استخوان یک دیه داره یا جداست. همچنین یک ماه بعد از عمل بر اثر عفونت محل عمل جراحی مجددا عمل شد آیا این هم دیه جدا داره یا اصلا ربطی نداره.
با تشکر

اهورانی
۱۳۹۴/۰۱/۳۰, ۱۱:۳۸
سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام



خواستم بدونم دیه چقدر میشه
دیه یا ارش این سانحه و آسیب دیدگی براساس مواد قانونی و دیه کل مشخص میشه و دادگاه دادنامه میده و بعد از صدور اجرایه قابل وصول هستش و الان نمیشه رقم درستی رو بیان کرد
این یعنی رقم صحیح رو قاضی بعد از مطالعه نظر پزشکی قانونی اعلام میکنه


دو استخوان یک دیه داره یا جداست.
چون دو نقطه متفاوت هستش و دو نام متفاوت داره دیه یا ارش این دو موضوع هم باید جدا گانه حساب بشه
هر نقطه از بدن انسان نامی داره و دیه یا ارش متفاوت رو هم به خودش اختصاص داده



چنانچه شکستگی آنهادریک نقطه از ساق باشدچون عرفا"باینگونه صدمه یک شکستگی اطلاق میشود بنابراین تعیین یک دیه کافی است .ولی هرگاه محل شکستگی هامتفاوت باشددراین صورت چون عرفا"دوتاشکستگی بوجودآمده بایستی دوفقره دیه (مثلا"دوفقره خمس دیه پا)تعیین گردد



یک ماه بعد از عمل بر اثر عفونت محل عمل جراحی مجددا عمل شد آیا این هم دیه جدا داره یا اصلا ربطی نداره.
خوب این عفونت به اون سانحه مربوط نمیشه به نوع مراقبت مربوط میشه
باید از نگاه یک قاضی این سوال رو بپرسین من اگر وکیل باشم نوع نگاهم با وجود طرفم موکلم فرق میکنه اما خوب عدالت اینه که جدای از این سانحه بهش نگاه بشه چون تصادف یه سری
بازخورد و آسیب دیدگی داشته
اما عفونت که جزوش نبوده
باید از یک قاضی بخواین نظر بده
من عفونت رو جزو سانحه نمیدونم و بعید میدونم ارشی داشته باشه