PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده دوستی و ازدواج



yahya63
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۰۷:۵۵
سلام و خسته نباشید خدمت دوستان این سایت.
ممنون که با ایجاد فضایی مناسب برای بحث در مورد مسائل دینی به رشد معنوی جامعه کمک میکنید.
اما سئوال و در ادامه سئوال (البته تقریبا انتهای تایپیک)نقد بنده.
شخصی رو میشناسم که با یک دختر خانوم دوست بود.بعد از مدتی دوستی تصمیم گرفتن که ازدواج کنن.میخوام بدونم از نظر شرعی و منطقی درسته که تو خواستگاری این شخص شرکت کرد؟
آیا کمک به موفقیت برای این ازدواج با توجه به اینکه طرفین از کار خودشون پشیمون نیستن و دوستی رو بد نمیدونن، جایز هست؟آیا کمک به این مسئله باعث نمیشه که این نوع انتخاب همسر درست شمرده بشه و جوونهای دیگه الگو برداری کنن؟
ممنون میشم جواب کاملی بدین.
واسه اینکه پیش زمینه ای در ذهنتون هم باشه عرض کنم که بنده با یکی از مراجع قبلا این بحث رو مطرح کردم.پس خواهش میکنم تمام جوانب رو در نظر بگیرید.حتی حکم قرآن در مورد این مسئله،دوستی و ازدواج.(سوره های مائده و نساء)
ممنون.

كارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن

هدی
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۱۴:۴۸
به نام خدا
با سلام

شخصی رو میشناسم که با یک دختر خانوم دوست بود.بعد از مدتی دوستی تصمیم گرفتن که ازدواج کنن.میخوام بدونم از نظر شرعی و منطقی درسته که تو خواستگاری این شخص شرکت کرد؟
از لحاظ روانشناختی ازدواج دوست پسر و دوست دختر با هم توصیه نمی گردد به دلايل آسيب شناسي هاي بسياري كه در اين ارتباط وجود دارد .
در خصوص موردي كه شما ميفرماييد البته ما نميدانيم اين دختر و پسر آيا موافقت خانواده هاي خود را جلب كرده اند و خانواده ها هم موافق ازدواج اين دو نفرند يا خير خانواده ها اين ازدواج را مناسب نميبينند و آنها بواسطه حضور شما و چند دوست يا فاميل موثر ، ميخواهند خانواده ها را راضي كنند .
و باز نميدانيم آيا مورد مشاوره براي ازدواج واقع شده اند يا خير
اين موارد ميتواند حضور يا عدم حضور شما را توجيه نمايد .
توضيح اينكه اگر خانواده هر دو طرف راضي هستند و به جهت مشاوره نيز مشكلي در اين ازدواج وجود ندارد ، حضور شما تعيين كننده نيست بلكه در جهت برگزاري مراسم خواستگاري است ضمن اينكه اين امر مهم را در نظر داشته باشيد كه اين دو فرد ميخواهند اين ارتباط حرام - هر چند خودشان آنرا حرام ندانند اما في الواقع حرام است - را به يك ارتباط مشروع و حلال تبديل نمايند كه اين ارتباط مشروع مورد تاييد و تاكيد شرع است مسلما كساني كه شما را به عنوان فردي متدين مي شناسند متوجه اين مساله هستند كه حضور و كمك شما به شكل گيري اين ازدواج ، كمك به امر مقدس ازدواج و جلوگيري از يك امر حرام است زيرا آنچه شما به پيش آمدنش كمك ميكنيد ، ازدواج حلال و اتمام يك ارتباط نادرست است كه اين مساله هم از نظر شرع مقبول است .
اما اينكه دختر و پسر قبول ندارند كه ارتباطشان حرام بوده و غير شرعي و از اين بابت هم پشيمان نيستند ، اين گناهي است كه بر عهده و گردن خودشان است و تا زماني كه توبه و استغفار نكنند بر جاي خود باقي است .
واما اگر خانواده ها موافق نيستند و يا ازدواج به جهت اختلافات فاحشي كه ميان دختر و پسر وجود دارد ، قطعا با شكست مواجه خواهد شد ، بله بايد در اين حضور ترديد و تجديد نظر نمود .
اما در مورد اول به جهت شرعي حضور شما مشكلي ندارد .

هدی
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۱۵:۰۲
قران كريم در موارد متعددي دوستي با جنس مخالف يا صحبتهاي و قرارهاي پنهاني با جنس مخالف و صحبتهاي خارج از محدوده شرعي را نهي نموده است :
ولا جناح عليكم فيما عرضتم به من خطبه النساء او اكننتم في انفسكم علم الله انكم ستذكرونهن ولكن لا تواعدوهن سرا الا ان تقولوا قولا معروفا(بقره / 235)
و در باره آنچه شما به طور سربسته از آنان [در عده وفات] خواستگارى كرده يا [آن را] در دل پوشيده داشته‏ايد بر شما گناهى نيست‏خدا مى‏دانست كه [شما] به زودى به ياد آنان خواهيد افتاد ولى با آنان قول و قرار پنهانى مگذاريد مگر آنكه سخنى پسنديده بگوييد
فانكحوهن باذن اهلهن وآتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات ولا متخذات اخدان (نساء /25)
پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست‏گيران پنهانى نباشند
اين آيات شريفه بوضوح ارتباط با جنس مخالف را نهي نموده است لذا ارتباط فرد مورد نظر شما با خانمي نامحرم اگر خارج از چارچوب شرع بوده باشد حرام است اما اين مساله مربوط به قبل از خواستگاري مي شود و حضور ديگران در مراسم خواستگاري و ازدواج ، تاييد فعل حرام قبل از خواستگاري نيست زيرا حضور اين افراد براي شكل گيري يك امر حلال است .

yahya63
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۱۵:۵۰
ممنون از پاسختون اما چند نکته.
اول اینکه خانواده ها راضی هستن و مشکلی از این بابت وجود نداره.
حرف بنده چیزه دیگه ای.
با توجه به همون آیه ای که شما هم گذاشتین ازدواج با کسانی که اهل دوستی هستن جایز نیست.(نساء 25)
اما مورد دیگه اینکه.حتما شما هم مثل بنده با کسانی برخورد کرده اید که این نوع ازدواج ها رو به نتیجه رسیدن اون دوستی میدونن.
وقتی به اشخاص مضرات دوستی رو میگی و اینکه اینطور افراد تو زندگی زناشویی به مشکل میخورن اونا مثال افرادی مثل همین شخص مورد نظر من رو میارن و میگین که نگاه کن این دونفر دوست بودن همدیگر رو شناختن و الان هم دارن ازدواج میکنن و زندگی خوبی دارن.چرا من اینکار رو انجام ندم؟
کمک کردن به ازدواج این افراد و اینکه سعی کنیم این افراد به هم دیگه برسن فقط نشون دهنده این هست که کار حرام هم میشه که به نتیجه خوب برسه.(امیدوارم منظورمو رسونده باشم).
نگاه کنید ما وقتی با جوونها بحث میکنیم میگیم که مثلا دوستی نتایج بدی داره و به سرانجام نمیرسه و ...حالا خودمون بیایم و کمک کسی بکنیم که این راه حرام رو انتخاب کرده و کاری کنیم که از این راه حرام به نتیجه هم برسه.آیا این رواج دادن و عادی کردن این روش برای انتخاب همسر نیست؟؟؟
نشون دادن اینکه میشه از راه دوست شدن هم همسرانتخاب کرد.
مهم بودن و یا نبودن من نیست.منظور از این سئوال درست بودن یا نبودن این نوع ازدواج و کمک به نتیجه رسیدن این نوع دوستیهاست.
بنده با اینکه کسی از کار حرام خارج بشه مخالف نیستم.بلکه منظور بنده اینکه تا وقتی طرفین توبه نکرده و از کار قبلیشون و پایه این ازدواج پشیمون نشدن نباید کمک این اشخاص کرد.چون کمک به این افراد در واقع کمک به نتیجه رسیدن اون فعل حرام هست.کاری که بنیانش از حرام شروع بشه چطور ممکنه که ادامه دادنش درست باشه؟؟
خواهش میکنم از این دو منظر مسئله رو برام توضیح بیدن.
اول در مورد آیه که صراحتا گفته کسانی که اهل دوستی هستن رو باهاشون ازدواج نکنید.
و دوم در مورد این مسئله ای که خودم مطرح کردم که نوعی کمک به نتیجه رسیدن فعل حرام و عادی کردن این روش هست.

این کار مثل این میمونه که ما به یک فعل حرام کمک کنیم تا نتیجه حلال داشته باشه!
یعنی کسی رو برای به نتیجه رسوندن کار حرامش همراهی کنیم که اون نتیجه(فقط از نظر ما)حلال هست.یعنی هدف وسیله رو توجیح میکنه!

sunstar
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۱۶:۲۹
سلام
من یه مقدار واقع گرایانه به مساله نگاه میکنم:
1-اول باید دیدکه چرا این دو با هم دوست شدند؟.
نکته:آخه بعضی پدر ومادرها میدونند که پسرشون یا دخترشون با کسی دوسته ولی ازاین بابت هیچ اشکالی براشون نداره
2-کی میگه ازدواج دوست پسر ودوست دختر با همدیگه خوبه؟ها؟
نکته:لذت دوستی با جنس مخالف درپنهانی بودن و....است ولی وقتی این رابطه به سرانجام میرسه دیگه پسر میبینه دختری که هفته ای دویا سه بار میدیدش حالا دیگه 24ساعته کنارشه وهیچ محدودیتی نداره.
خوب آیا این پسرو دختر تا سالیان دراز همینطور عاشق(به لفظ عامیانه) هم میمونند؟؟معلومه که نه
3-این نوع ازدواج ها عمرش تا حداکثر یکساله اگه دقت کرده باشی اولش که ازدواج میکنندهمه جا با هم میرن وتوی خیابون شونه به شونه ی هم میرن ولی وقتی یک سال میگذره دیگه توی خیابون ازهم فاصله میگیرن ویواش یواش کارشون به طلاق میکشه

yahya63
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۱۶:۳۷
سلام
من یه مقدار واقع گرایانه به مساله نگاه میکنم:
1-اول باید دیدکه چرا این دو با هم دوست شدند؟.
نکته:آخه بعضی پدر ومادرها میدونند که پسرشون یا دخترشون با کسی دوسته ولی ازاین بابت هیچ اشکالی براشون نداره
2-کی میگه ازدواج دوست پسر ودوست دختر با همدیگه خوبه؟ها؟
نکته:لذت دوستی با جنس مخالف درپنهانی بودن و....است ولی وقتی این رابطه به سرانجام میرسه دیگه پسر میبینه دختری که هفته ای دویا سه بار میدیدش حالا دیگه 24ساعته کنارشه وهیچ محدودیتی نداره.
خوب آیا این پسرو دختر تا سالیان دراز همینطور عاشق(به لفظ عامیانه) هم میمونند؟؟معلومه که نه
3-این نوع ازدواج ها عمرش تا حداکثر یکساله اگه دقت کرده باشی اولش که ازدواج میکنندهمه جا با هم میرن وتوی خیابون شونه به شونه ی هم میرن ولی وقتی یک سال میگذره دیگه توی خیابون ازهم فاصله میگیرن ویواش یواش کارشون به طلاق میکشه
بله این یکی از آسیبهاش هست.بنده هم به خاطر امثال این دلایل هست که میگم نباید بهشون کمک کرد.

sunstar
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۱۶:۵۲
بله این یکی از آسیبهاش هست.بنده هم به خاطر امثال این دلایل هست که میگم نباید بهشون کمک کرد.
بنظرم مقصرپدر ومادر این دو هستند.
وقتی پدر ومادر خوب نباشند دلیلی بر خوب بودن فرزندان نیست.
من افتخار خادمی قرآن رو دارم وبه نونهالان درس قرآن میدم
به رئیس موسسه گفتم که بچه ها توی هفته فقط یک ساعت ونیم پیش ماهستند وبقیه روزها پیش پدرومادرشون هستند.
حالا اگه کسی قرارباشه بچه هارو اصلاح کنه اون پدر ومادره نه منی که خودم 1000تا مشکل دارم

yahya63
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۱۷:۰۴
حرف شما کاملا درسته.
اما سئوال بنده جدای از این مسائل هست.
از دوستان خواهش میکنم یک جواب کامل و جامع به من بدن.
کمک کردن برای به نتیجه رسیدن یک فعل حرام(دوستی دختر و پسر)که نتیجه اون حتی حلال(ازدواج) باشه،جایز هست یا نه؟
با توجه به آیه قرآن در سوره مائده5 و نساء 25.

هدی
۱۳۹۰/۰۷/۲۴, ۰۸:۵۶
به نام خدا
با سلام

با توجه به همون آیه ای که شما هم گذاشتین ازدواج با کسانی که اهل دوستی هستن جایز نیست.(نساء 25)

خواهش میکنم از این دو منظر مسئله رو برام توضیح بدين. اول در مورد آیه که صراحتا گفته کسانی که اهل دوستی هستن رو باهاشون ازدواج نکنید.
همانطور كه در پست قبل هم عرض كردم آيه در صدد بيان نوع ارتباط با زن نامحرم است و تبيين اينكه اين ارتباط نه از راه زنا باشد و نه از راه دوستگيري پنهاني .
برخي بر اين عقيده اند كه آنچه آيه بيان مينمايد تبيين نوع ارتباطهاي نا درست و نامشروع است نه اينكه ازدواج با زن زناكار يا با زني كه دوست پنهاني ميگيرد جايز نباشد ، فتاواي برخي فقها هم مبني بر همين امر است .


و دوم در مورد این مسئله ای که خودم مطرح کردم که نوعی کمک به نتیجه رسیدن فعل حرام و عادی کردن این روش هست.
ما اگر در ارتباط حرام اونها كمكي كنيم مثلا وساطت براي ايجاد ارتباط يا وساطت براي خبر بردن و آوردن بين آنها يا مثلا قرض دادن اتومبيل و ... براي ايجاد اين ارتباط و ... باشد حرام است اما الان اين دو نفر ميخواهند ازدواج كنند ازدواج كه حرام نيست ، كار امروز من و كمك نسبت به ارتباط جديد - يعني ازدواج - ربطي به كار ديروز و تاييد كار ديروز اين دو نفر نيست ، ديروز آنها مربوط به خودشان است اگر توبه نكنند گناهشان تا قيامت هم محفوظ است حتي اگر زن و شوهر هم بشوند گناه ارتباط قبلي كه نامحرم بودند محفوظ است اين ربطي به من ندارد من در ايجاد يك امر مشروع وساطت ميكنم و همانطور كه عرض كردم بر اساس نظر فقها نيز هر چند نوع ارتباط نامشروع و حرام بوده باشد اما ازدواج با چنين زني مجاز است .
جوانهايي هم كه به شما اشكال ميكنند در جوابشان بگوييد كار ديروز آنها حرام بوده و گناهش بر گردنشان است اما امروز بحث ازدواج است شما كه به ادامه ارتباط حرام آنها كمك نميكنيد بلكه به ازدواج آنها كمك ميكنيد كه آنهم علي الظاهر جايز است .
آيا جوانهاي ديگر مايلند حرام خدا را مرتكب شوند ؟ و ارتباط دوستي با زني برقرار كنند ؟ در اينصورت چنين شخصي كه حرام و گناه را كوچك ميشمارد بهانه اش براي گناه ، وساطت در امر خير نيست او گناه را سبك ميشمارد و بايد در عقايدش تجديد نظر كند .

farane
۱۳۹۰/۰۷/۲۴, ۱۰:۳۴
از نظر من اتفاقا باید به این دو نفر کمک بشه که ازدواج کنن چون اگه من وشما به این ها کمک نکنیم کی میخواد کمک کنه (البته اینو هم باید در نظر بگیریم که این دو نفر واقعا همدیگرو میخوان و قصدشون ازدواج هستش اگه نه، که اون بحثش جداس )
ببنید به هر حال این ها دوست هستن و ما نمیتونیم منکرش بشیم اگر هم بخوایم جداشون بکنیم ممکنه ضربه بخورن و این اصلا خوب نیست چون حتی اون شخصم بخواد از جنس مخلافه خودش که با هاش قبلا دوست بوده جدا بشه بعد ها در زندگی خودش ممکنه همسر آینده خودشو با اون شخص قبلی مقایسه کنه.....
البته من نمیگم هر کی که دوست شد حتما باید به هم برسونیمشون ....
میدونم این راه از پایه اشتباه هستش ولی وقتی این موقعیت ها هستش ما مجبوریم که کاری کنیم تا بهتر بشه نه بدتر
حداقلش اینه که اجازه نمیدیم بیشتر از این ،این دو فرد به گناه آلوده بشن

bahjat1388
۱۳۹۰/۰۷/۲۴, ۱۱:۵۵
حرف شما کاملا درسته.
اما سئوال بنده جدای از این مسائل هست.
از دوستان خواهش میکنم یک جواب کامل و جامع به من بدن.
کمک کردن برای به نتیجه رسیدن یک فعل حرام(دوستی دختر و پسر)که نتیجه اون حتی حلال(ازدواج) باشه،جایز هست یا نه؟
با توجه به آیه قرآن در سوره مائده5 و نساء 25.

خالي از اشكال نيست.

yahya63
۱۳۹۰/۰۷/۲۹, ۲۱:۲۳
به نام خدا
با سلام




ما اگر در ارتباط حرام اونها كمكي كنيم مثلا وساطت براي ايجاد ارتباط يا وساطت براي خبر بردن و آوردن بين آنها يا مثلا قرض دادن اتومبيل و ... براي ايجاد اين ارتباط و ... باشد حرام است اما الان اين دو نفر ميخواهند ازدواج كنند ازدواج كه حرام نيست ، كار امروز من و كمك نسبت به ارتباط جديد - يعني ازدواج - ربطي به كار ديروز و تاييد كار ديروز اين دو نفر نيست ، ديروز آنها مربوط به خودشان است اگر توبه نكنند گناهشان تا قيامت هم محفوظ است حتي اگر زن و شوهر هم بشوند گناه ارتباط قبلي كه نامحرم بودند محفوظ است اين ربطي به من ندارد من در ايجاد يك امر مشروع وساطت ميكنم و همانطور كه عرض كردم بر اساس نظر فقها نيز هر چند نوع ارتباط نامشروع و حرام بوده باشد اما ازدواج با چنين زني مجاز است .
جوانهايي هم كه به شما اشكال ميكنند در جوابشان بگوييد كار ديروز آنها حرام بوده و گناهش بر گردنشان است اما امروز بحث ازدواج است شما كه به ادامه ارتباط حرام آنها كمك نميكنيد بلكه به ازدواج آنها كمك ميكنيد كه آنهم علي الظاهر جايز است .
آيا جوانهاي ديگر مايلند حرام خدا را مرتكب شوند ؟ و ارتباط دوستي با زني برقرار كنند ؟ در اينصورت چنين شخصي كه حرام و گناه را كوچك ميشمارد بهانه اش براي گناه ، وساطت در امر خير نيست او گناه را سبك ميشمارد و بايد در عقايدش تجديد نظر كند .

فکر کنم نتونستم منظورمو درست برسونم.
ببینید یه دختر و پسر با هم دوست هستن.ادوستی به معنای امروزی.بعد از یه مدت باهم بودن مثلا میبینن که از هم خوششون میاد و میتونن ازدواج کنن و...
تو دوستیای امروزی جدا شدن نتیجه بد این دوستیها و ازدواج هم نتیجه خوب این دوستایهاست.
مثلا گفته میشه(چیزی که بارها شنیده شده)فلانی با فلانی دوست بود الان هم ازدواج کردن و زندگی خوبی دارن...
خوب حالا ما بیایم و به این دونفر کمک کنیم تا ازدواج کنن.دوتا مشکل هست.
اولی از نظر امر به معروف و نهی از منکر:طرفین چه دختر و چه پسر یک کار حرام و راه حرام رو برای آشنایی انتخاب کردن و توی این راه هم به هیچ مشکلی برنخوردن و هیچکس هم بهشون یک تلنگری نزد که اینکار اشتباست.شرکت نکردن توی مراسم خواستگاری و حاضر نشدن تو اون مراسم یک نوع امر به معروف و نهی از منکر هست .در اصل با شرکت نکردن بهشون نشون میدیم که این روش اشتباست.


دوم تایید این روش انتخابی:اگر همه بدون هیچ مشکلی توی این مراسم شرکت کنن هم یک نوع تایید کار اون شخص و روش انتخابی اون شخص هست و هم یک نوع رواج دادن اینکه از این راه هم میشه به ازدواج رسید.یعنی از راه حرام و الگو میشه برای جوونهای دیگه.

بزارید یه مثال بزنم.مثلا توی یه فامیل یکی از بچه ها با یک شخصی که دوست هست میخواد ازدواج کنه.جوونهای دیگه فامیل میگن فلانی با دوستش میخواد ازدواج کنه همه هم با اینکه با طرفش دوست بوده دارن کمکش میکنن.خوب اگه دوستی کار بدی بود کمکش نمیکردن که به اون طرفش برسه.
مثلا خود من الان وقتی برم و با یه دختر خانم دوست بشم و باهاش ازدواج کنم و از کارم پشیمون نباشم وقتی هیچ کس بهم اعتراض نکنه و بهم بی اعتنایی نکنه و بدون هیچ مانعی و بدون هیچ مشکلی به دوست دخترم برسم، این نوع روش همسر یابی عادی میشه و میشه عرف.تمام بچه های فامیل و دوستام این رو میکنن الگو.

بزارید اصلا یهجور دیگه بگم.درسته که ازدواجی که پایانه این ماجراست حلاله اما مگه هر حلالی رو میشه قبول کرد؟توضیح میدم.
یک دزد رو تصور کنید که از راه دزدی پول در میاره.حالا بدون اینکه اصلا پشیمون شده باشه بره و این پول دزدی رو در راه خیر (حلال)خرج کنه.آیا درسته من تو اون راه کمکش کنم؟با اینکه میدونم از راه دزدی و غلط داره این پول رو در میاره؟
داستان ازدواج هم همینه.طرف با یک روش غلط همسر انتخاب کرده و حالا بدون هیچ پشیمونی میخواد ازدواج کنه.اصلا این شخص وقتی پشیمون نباشه یعنی به حلال یا حرام بودن اون کار ،کار نداره.اصلا براش مهم نیست.حالا من نوعی با توجه به اینکه میدونم این شخص رابطه نامشروع داشته باز برم و کمکش کنم؟؟؟؟
نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه.منظورم بیشتر روی تایید این روش هست.وقتی به کسی که با دوست دختر میخواد ازدواج کنه کمک بشه خوب نوعی تایید روش اون شخص برای همسر یابی هست.
البته باز هم میگم منظورم در مورد کسی هست که از کارش پشیمون نشده باشه.
ممنون میشم پاسخ بدین.

هدی
۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۰۸:۴۲
با سلام

خوب حالا ما بیایم و به این دونفر کمک کنیم تا ازدواج کنن.دوتا مشکل هست. اولی از نظر امر به معروف و نهی از منکر:طرفین چه دختر و چه پسر یک کار حرام و راه حرام رو برای آشنایی انتخاب کردن و توی این راه هم به هیچ مشکلی برنخوردن و هیچکس هم بهشون یک تلنگری نزد که اینکار اشتباست.شرکت نکردن توی مراسم خواستگاری و حاضر نشدن تو اون مراسم یک نوع امر به معروف و نهی از منکر هست .در اصل با شرکت نکردن بهشون نشون میدیم که این روش اشتباست.
شما نهي از منكر را بايد در جايي اعمال بفرماييد كه منكري واقع شود ، در حقيقت جاي اين حساسيت شما در مساله نهي از منكر ، قبل از اقدام به ازدواج اين دو جوان بود يعني در زماني كه اين دو جوان با هم ارتباط غير شرعي داشتند و دوست بودند اما نهي از منكر الان شما فعلا و در خواستگاري محلي ندارد موجب اين شبهه هم مي شود كه شما داريد در امر خير اخلال ميكنيد ، شما بايد مواضعتان را در زماني كه اين دو جوان با هم دوست بودند بيان ميكرديد و آنها را تشويق به ازدواج مينموديد و از دوستي اينچنيني پرهيز ميداديد .
همانگونه كه قبلا هم عرض شد ، اين دو جوان حتي اگر زن و شوهر هم بشوند گناه ارتباط قبل از ازدواجشان باقي است ، شما در پاسخ به كساني كه ممكن است اين كار شما را حمل بر صحت و تاييد كار قبلي و دوستي سابق اين دو جوان كنند بايد بفرماييد كه گناه كار قبلي آنان باقي است ، يك جوان اگر خدا ترس باشد پس از خواستگاري و قبل از اجراي صيغه حواسش به رفتار و گفتارش با نامحرمي كه قرار است بزودي با هم عقد كنند هست و اگر خدا ترس نباشد ، برايش فرقي نميكند ، هر ارتباطي را بخواهد ايجاد ميكند ، رفتن يا نرفتن شما به خواستگاري مذكور هم فرقي در باور او ايجاد نميكند .
بهر حال شما اگر از اين بابت احساس وظيفه ميكنيد ميتوانيد در خواستگاري شركت نكنيد اما حواستان باشد كه اين احتياط ، منجر به قطع صله رحم نشود .
موفق باشيد

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۲۲:۴۹
سلام
شخصی رو میشناسم که با یک دختر خانوم دوست بود.بعد از مدتی دوستی تصمیم گرفتن که ازدواج کنن.میخوام بدونم از نظر شرعی و منطقی درسته که تو خواستگاری این شخص شرکت کرد؟
آیا کمک به موفقیت برای این ازدواج با توجه به اینکه طرفین از کار خودشون پشیمون نیستن و دوستی رو بد نمیدونن، جایز هست؟آیا کمک به این مسئله باعث نمیشه که این نوع انتخاب همسر درست شمرده بشه و جوونهای دیگه الگو برداری کنن؟


سلام برادر بحث خوبیه ازش خوشم اومد من با استاد پاسخگو کاملا موافقم علتش رو هم با یه مثال توضیح میدم چون این بحث یه خورده پیچ در پیچه با مثال بهتر مشخص میشه البته مثالی که شما زده بودید در مورد دزدی که پول دزدیشو خرج حلال میکنه به نظر من خیلی با مسئله ی این دختر و پسر فرق داره دزد به مردم خیانت میکنه اما این دختر و پسر به خودشون دارن خیانت میکنن
بگذریم...
و اما مثال این دوتا جوون... فرض کنید این دونفر تو یه راهی دارن میرن که راهش انتهاش چاهه....اکثر افرادی که تو این راه اومدن افتادن تو چاه حالا دست بر قضا طوری شده که این دونفر یه راهی رو پیدا کردند که اسمش راه در روئه این راه مسیرشون رو از چاه منحرف میکنه ولی راه صاف و همواری نیست هزاران هزار مشکل و بدبختی تو این راه دوم وجود داره اما بهتر از پریدن تو چاهه و مهمتر اینکه احتمالش هست که نجات پیدا کنند

حالا وسط این دوراهی شما از راه میرسید و میخواهید کار خیری بکنید ....شما دوراه دارید یا به این دوتا بگید راهتون غلطه این مسیر رو برگردید و سرجای اولتون از اول راه درست رو انتخاب کنید یا اینکه مسیر انحرافی رو برید و با سختی به مقصد برسید
ولی شما اینطور که از صحبت هاتون پیداست اعتقاد دارید این افراد حاضر به برگشت نیستن و اعتقاد شما اینه که این دوتا چون اشتباه اومدن نباید راه در رو، رو برن باید بیوفتن تو چاه تا درس عبرتی بشه برای دیگران تا دیگران این راه رو نرن!

خداییش............منطقیه؟!!!
دونفر تلف بشن به خاطر بقیه!
هرکس خودش عقل داره امام داره دین داره خودش باید راه خودشو انتخاب کنه نه اینکه ما قربانی بدیم تا یکی دیگه سالم باشه....

yahya63
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۲۰:۴۹
با سلام

شما نهي از منكر را بايد در جايي اعمال بفرماييد كه منكري واقع شود ، در حقيقت جاي اين حساسيت شما در مساله نهي از منكر ، قبل از اقدام به ازدواج اين دو جوان بود يعني در زماني كه اين دو جوان با هم ارتباط غير شرعي داشتند و دوست بودند اما نهي از منكر الان شما فعلا و در خواستگاري محلي ندارد موجب اين شبهه هم مي شود كه شما داريد در امر خير اخلال ميكنيد ، شما بايد مواضعتان را در زماني كه اين دو جوان با هم دوست بودند بيان ميكرديد و آنها را تشويق به ازدواج مينموديد و از دوستي اينچنيني پرهيز ميداديد .
همانگونه كه قبلا هم عرض شد ، اين دو جوان حتي اگر زن و شوهر هم بشوند گناه ارتباط قبل از ازدواجشان باقي است ، شما در پاسخ به كساني كه ممكن است اين كار شما را حمل بر صحت و تاييد كار قبلي و دوستي سابق اين دو جوان كنند بايد بفرماييد كه گناه كار قبلي آنان باقي است ، يك جوان اگر خدا ترس باشد پس از خواستگاري و قبل از اجراي صيغه حواسش به رفتار و گفتارش با نامحرمي كه قرار است بزودي با هم عقد كنند هست و اگر خدا ترس نباشد ، برايش فرقي نميكند ، هر ارتباطي را بخواهد ايجاد ميكند ، رفتن يا نرفتن شما به خواستگاري مذكور هم فرقي در باور او ايجاد نميكند .
بهر حال شما اگر از اين بابت احساس وظيفه ميكنيد ميتوانيد در خواستگاري شركت نكنيد اما حواستان باشد كه اين احتياط ، منجر به قطع صله رحم نشود .
موفق باشيد

سلام
ببینید دوستان.این مسئله الان بین خیلی از جوونها رایج هست که گفته میشه اگه مثلا ازدواج دوست دختر و پسر با هم بد بود این همه آدم این کار رو انجام نمیدادن و به نتیجه نمیرسیدن.
این افراد میگن دوستی دو نتیجه میتونه داشته باشه.نتیجه خوب و نتیجه بد.وقتی سرانجام یک کار خوب بشه بالطبع افراد دیگه هم تشویق میشن برای ادامه اون کار و اگه نتیجه اون کار بد باشه افراد سراغش نمیرن.
نتیجه خوب دوستی توی دید مردم همون ازدواج هست.وقتی دو نفر دوست با هم ازدواج میکنن گفته میشه که خوب سر و سامون گرفتن رفتن سر زندگیشون!!همین موجب میشه که افراد دیگه هم جا پای این افراد بزارن و این روش رو روش درستی بدونن.(انتخاب همسر از طریق دوستی)
اما وقتی این به نتیجه نرسه خوب بالطبع افراد طرف اینطور مسائل و این روش نمیرن!
یااینکه از طرف اقوام و کسانی که اعتباری تو فامیل دارن این مسئلهتحریم بشه کسی دیگه سراغ این مسئله نمیره.
حالا حرف اینکه، خوب ما حداقل کاری که میتونیم بکنیم اینکه توی این مراسم کمک نکنیم،نه اینکه جلوی این کار رو بگیریم.(اگه بتونیم که خوبه،منظورم اینکه اگه نتونستیم جلو گیری کنیم حداقل کمک هم نکنیم)چون کمک کردن به این افراد میشه همون تایید روششون.اما وقتی شما با کمک نکردن اعتراض خودتون رو اعلام کنید و به روش انتخابی، با این کار اعتراض کنید حداقل قبح این مسئله رو نشکوندین.
باز هم میگم با تایید این روش از طریق شرکت تو مراسم این افراد روش انتخابی این افراد رو تایید کردیم.این کاملا طبیعی هست و یک مسئله ای هست که تو تمام امور رعایت میشه.(تو تمام امور امروزی چه سیاسی چه اجتماعی چه اقتصادی و....)
اما ظاهرا چون اینجا نظر مراجع این مسئله رو دو قسمت کرده دوستان به حالت توجیح صحبت میکنن.

اما در مورد چاه و مسیر و درس عبرت شدن بقیه و...
دوست عزیز اگه بخوایم این صحبت شما رو مد نظر قرار بدیم خیلی از احکام جزایی اسلام باید برداشته بشه.چون تماما برای عبرت دیگران هست.
در مورد خیانت این افراد به خودشون یا جامعه.باید بگم که دوست گرامی این دوستی به شدت به جامعه و دید جامعه و قبح گناه توی جامعه ضربه میزنه.خیانت نشده؟!؟!؟!؟!؟!
این افراد دارای فرزند میشن و بالطبع فرزندشون هم مثل خودشون بار میاد و....
البته لازمه باز هم بگم که منظور افرادی هستن که از این کار پشیمون نیستن و میخوان ازدواج کنن.


پاسخگوی قرآنی عزیز بنده اصلا منظورم نگرانی برای اون فرد نیست!!
چون اون فرد وقتی از کارش پشیمون نیست یعنی میخواد کار خودش رو دنبال کنه دیگه با خودشه.
منظور تایید این روش از دید عوام هست.
به طور مثال شما یک روحانی هستی وقتی یکی از اقوامتون با یک دختر خانوم رابطه نامشروع داره و دوست هست و حالا بعد از مدتی بدون پشیمونی و ابراز این مسئله تصمیم به ازدواج میگیرن.حالا شما رو برای خواستگاری دعوت میکنن.
اولین چیزی که با حضور شما تو اون مراسم به ذهن تداعی میشه اینکه مثلا حسن رفته با دوست دخترش ازدواج کنه حاج آقا فلانی هم تو مراسمش رفته.اگه بد بود و این روش درست نبود که نمیرفت!اصلا حاج آقا در مورد رابطشون حساسیت نشون نداد و تو مراسمشون شرکت کرد.(حالا بماند پیامدهای دیگش)
نمیان به شما بگن ،بلکه بین جوونها این مسئله رواج پیدا میکنه.
اصلا این یه مسئله واضحه که جوونهای دیگه با به ثمر نشستن این روش نادرست این روش رو الگو قرار میدن و میشه یک مسئله عادی!(حق هم دارن چون این مسئله طبعیه)
بزارید فاجعه رو براتون بگم وقتی شما دوستان اصلا اثرات منفی یک مسئله رو دقت نمیکنید کار به جایی میرسه که امروز رسیده.
تمام جونها این روش رو انتخاب میکنن و مذهبیون هم به ازدواج افرادی که این روش رو انتخاب کردن کمک میکنن و اصلا براشون مهم نیست.
پیامدش چیه؟؟؟؟؟؟
پیامدش اینکه اولا این روش میشه یک روش عادی و عرف در جامعه و ما مذهبیون فقط دلمون رو خوش میکنیم که همه دارن ازدواحج میکنن و دوم اینکه این افراد صاحب فرزند میشن و چون خودشون از این روش استفاده کردن اکثرا فرزندانشون هم به همین مسئله دچار میشن.چون پدر و مادر اصلا با این مسئله مشکلی ندارن.
چرا؟؟؟
چون خودشون هم از این روش استفاده کردن و به کمک دوستان روحانی و مذهبی هیچ وقت هم بر سر راهشون برای اینطور ازدواجها مشکلی نبوده و این روش انتخاب همسر شده یک عرف.
همینطور که الان خیلیا اینکار رو انجام میدن.
چرا شما به جامعه شناسی توجه نمیکنید؟چرا اصلا دقت نمیکنید که یک پدیده اجتماعی باعث خیلی از مسائل دیگه میشه.چرا منتظرید یک پدیده که نتیجش با جامعه شناسی مشخص هست اول به یک مشکل تبدیل بشه و بعد بگید که این کار حرام هست یا ....
از هر جامعه شناسی میخواین بپرسین.وقتی شما برای به نتیجه رسیدن این روش غلط کمک کنید ،در اصل به عرف شدن این روش غلط کمک کردید.
خواهش میکنم یک جواب منطقی و کامل به من بدید.
دوست گرامی من تو پست قبلی هم گفتم بنده مشکلم اون شخص نیست،بلکه پیامدها و جلوه ای که کار این شخص تو جامعه داره رو دارم بحث میکنم.
متاسفانه این ضعف فقه ما فقط تو این مسئله نیست بلکه تو خیلی از بحثهای دیگه هم هست.البته جاهایی که مسئله کاملا به وسیله قرآن یا حدیث روشن شده مشکلی نداریم.اما وقتی مسئله بر میگرده به امروز و مسائلی که باید توش اجتهاد بشه خیلی ضعف داریم.
یکی دیگه از این مسائل حجاب.خیلی از افراد هنوز هم اعتقاد دارن که بد حجابی حق الناس نیست!!!
دوست گرامی بنده از حکم مراجع نسبت به این مسئله اطلاع دارم.البته با توضیحات کمی که تونستم تو سایتشون بدم،شاید اگه توضیحات کاملتری بهشون میدادم متوجه مشکل میشدن و نظرشون فرق میکرد اما تا همونجایی که تونستم بهشون گفتم اونها همین جواب شما رو دادن که اصلا مشکلی نداره.پس من دنبال حکم فقهی نیستم،بنده دنبال توضیح این مسئله هستم که چطور همچین مسئله ای امکان داره که ما به یک روش حرام کمک کنیم تا به نتیجه حلال برسه!!در حالی که خودمون میدونیم این روش حرام هست و حکم قرآن هم هست.
ممنون میشم کامل توضیح بدین.
در مورد اینکه گفتین که اگه شرکت نکنی شاید بگن داری جلوی یک امر خیر می ایستی باید بگم،دوست گرامی هنوز این دونفر ازدواج نکردن و میخوان ازدواج کنن یعنی هنوز ازدواجی اتفاق نیافتاده و این دو نفر هنوز دوست هستن تا وقتی که صیغه خونده نشه.خوب وقتی شما تو مراسم شرکت نکنی هر کس پرسید که چرا شرکت نکردی میتونی بگی چون این دونفر دوست بودن.این درست بالعکس مسئله ای هست که شما گفتی.
پس این جواب درست نیست.
شما بفرمایید که چرا باید به یک روش غلط کمک کرد که به نتیجه برسه؟؟؟؟؟؟
توجه(در مورد افرادی که پشیمون نیستن)

خواهش میکنم توضیح بدین.چون این مسئله واقعا امروز تبدیل شده به عرف.

reih4ne
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۲۲:۴۵
قران كريم در موارد متعددي دوستي با جنس مخالف يا صحبتهاي و قرارهاي پنهاني با جنس مخالف و صحبتهاي خارج از محدوده شرعي را نهي نموده است :
ولا جناح عليكم فيما عرضتم به من خطبه النساء او اكننتم في انفسكم علم الله انكم ستذكرونهن ولكن لا تواعدوهن سرا الا ان تقولوا قولا معروفا(بقره / 235)
و در باره آنچه شما به طور سربسته از آنان [در عده وفات] خواستگارى كرده يا [آن را] در دل پوشيده داشته‏ايد بر شما گناهى نيست‏خدا مى‏دانست كه [شما] به زودى به ياد آنان خواهيد افتاد ولى با آنان قول و قرار پنهانى مگذاريد مگر آنكه سخنى پسنديده بگوييد
فانكحوهن باذن اهلهن وآتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات ولا متخذات اخدان (نساء /25)
پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست‏گيران پنهانى نباشند
اين آيات شريفه بوضوح ارتباط با جنس مخالف را نهي نموده است لذا ارتباط فرد مورد نظر شما با خانمي نامحرم اگر خارج از چارچوب شرع بوده باشد حرام است اما اين مساله مربوط به قبل از خواستگاري مي شود و حضور ديگران در مراسم خواستگاري و ازدواج ، تاييد فعل حرام قبل از خواستگاري نيست زيرا حضور اين افراد براي شكل گيري يك امر حلال است .



سلام
من عضو جدیدم
ببخشید میپرم وسط بحثتون اما این آیه قرآن جذبم کرد و اینکه سوالی که دارم دغدغه امروزم هست به خاطر شرایطی که برام پیش اومده
:Gig:
چه اشکالی داره دوره ای یکی یا دوماهه دختر یا پسر با هم ارتباطی زیر نظر خانواده ها داشته باشن که البته دور از وابستگی باشه فقط و فقط برای آشنایی با طرف مقابل
چون با توجه به شرایط جامعه امروزی به این راحتیا نمیشه پسر یا دخترا رو شناخت
بدون این صیغه محرمیت یا خطبه عقد خونده بشه ...؟؟؟؟

mohebbe mother
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۷:۲۴
سلام

حالا حرف اینکه، خوب ما حداقل کاری که میتونیم بکنیم اینکه توی این مراسم کمک نکنیم،نه اینکه جلوی این کار رو بگیریم.(اگه بتونیم که خوبه،منظورم اینکه اگه نتونستیم جلو گیری کنیم حداقل کمک هم نکنیم)چون کمک کردن به این افراد میشه همون تایید روششون.اما وقتی شما با کمک نکردن اعتراض خودتون رو اعلام کنید و به روش انتخابی، با این کار اعتراض کنید حداقل قبح این مسئله رو نشکوندین.
باز هم میگم با تایید این روش از طریق شرکت تو مراسم این افراد روش انتخابی این افراد رو تایید کردیم.این کاملا طبیعی هست و یک مسئله ای هست که تو تمام امور رعایت میشه.(تو تمام امور امروزی چه سیاسی چه اجتماعی چه اقتصادی و....)
اما ظاهرا چون اینجا نظر مراجع این مسئله رو دو قسمت کرده دوستان به حالت توجیح صحبت میکنن.

...........
منظور تایید این روش از دید عوام هست.
به طور مثال شما یک روحانی هستی وقتی یکی از اقوامتون با یک دختر خانوم رابطه نامشروع داره و دوست هست و حالا بعد از مدتی بدون پشیمونی و ابراز این مسئله تصمیم به ازدواج میگیرن.حالا شما رو برای خواستگاری دعوت میکنن.
اولین چیزی که با حضور شما تو اون مراسم به ذهن تداعی میشه اینکه مثلا حسن رفته با دوست دخترش ازدواج کنه حاج آقا فلانی هم تو مراسمش رفته.اگه بد بود و این روش درست نبود که نمیرفت!اصلا حاج آقا در مورد رابطشون حساسیت نشون نداد و تو مراسمشون شرکت کرد.(حالا بماند پیامدهای دیگش)
نمیان به شما بگن ،بلکه بین جوونها این مسئله رواج پیدا میکنه.
اصلا این یه مسئله واضحه که جوونهای دیگه با به ثمر نشستن این روش نادرست این روش رو الگو قرار میدن و میشه یک مسئله عادی!(حق هم دارن چون این مسئله طبعیه)
بزارید فاجعه رو براتون بگم وقتی شما دوستان اصلا اثرات منفی یک مسئله رو دقت نمیکنید کار به جایی میرسه که امروز رسیده.
تمام جونها این روش رو انتخاب میکنن و مذهبیون هم به ازدواج افرادی که این روش رو انتخاب کردن کمک میکنن و اصلا براشون مهم نیست.
پیامدش چیه؟؟؟؟؟؟
پیامدش اینکه اولا این روش میشه یک روش عادی و عرف در جامعه و ما مذهبیون فقط دلمون رو خوش میکنیم که همه دارن ازدواحج میکنن و دوم اینکه این افراد صاحب فرزند میشن و چون خودشون از این روش استفاده کردن اکثرا فرزندانشون هم به همین مسئله دچار میشن.چون پدر و مادر اصلا با این مسئله مشکلی ندارن.
چرا؟؟؟
..............
چون خودشون هم از این روش استفاده کردن و به کمک دوستان روحانی و مذهبی هیچ وقت هم بر سر راهشون برای اینطور ازدواجها مشکلی نبوده و این روش انتخاب همسر شده یک عرف.
همینطور که الان خیلیا اینکار رو انجام میدن..........

خواهش میکنم توضیح بدین.چون این مسئله واقعا امروز تبدیل شده به عرف.


با یاد او

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه

واقعا حرف های این برادر بزرگوار جای فکر کردن داره.............

همانطور که این برادر بزرگوار فرمودند اگر ما تو این گونه محافل شرکت کنیم و خوش وخندون

باشیم در واقع راهشون رو تائید کردیم..........

و به گفته ی این برادر ,این میشه یه عرف که صد در صد اشتباهه...

اما راه حل چیست؟؟؟؟؟

به نظر من که همون شرکت نکردنش بهتره.چون نشون میده که ما با این کار مخالفیم

هدی
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۳:۲۰
سلام ببینید دوستان.این مسئله الان بین خیلی از جوونها رایج هست که گفته میشه اگه مثلا ازدواج دوست دختر و پسر با هم بد بود این همه آدم این کار رو انجام نمیدادن و به نتیجه نمیرسیدن. این افراد میگن دوستی دو نتیجه میتونه داشته باشه.نتیجه خوب و نتیجه بد.وقتی سرانجام یک کار خوب بشه بالطبع افراد دیگه هم تشویق میشن برای ادامه اون کار و اگه نتیجه اون کار بد باشه افراد سراغش نمیرن. نتیجه خوب دوستی توی دید مردم همون ازدواج هست.وقتی دو نفر دوست با هم ازدواج میکنن گفته میشه که خوب سر و سامون گرفتن رفتن سر زندگیشون!!همین موجب میشه که افراد دیگه هم جا پای این افراد بزارن و این روش رو روش درستی بدونن.(انتخاب همسر از طریق دوستی) اما وقتی این به نتیجه نرسه خوب بالطبع افراد طرف اینطور مسائل و این روش نمیرن! یااینکه از طرف اقوام و کسانی که اعتباری تو فامیل دارن این مسئلهتحریم بشه کسی دیگه سراغ این مسئله نمیره. حالا حرف اینکه، خوب ما حداقل کاری که میتونیم بکنیم اینکه توی این مراسم کمک نکنیم،نه اینکه جلوی این کار رو بگیریم.(اگه بتونیم که خوبه،منظورم اینکه اگه نتونستیم جلو گیری کنیم حداقل کمک هم نکنیم)چون کمک کردن به این افراد میشه همون تایید روششون.اما وقتی شما با کمک نکردن اعتراض خودتون رو اعلام کنید و به روش انتخابی، با این کار اعتراض کنید حداقل قبح این مسئله رو نشکوندین. باز هم میگم با تایید این روش از طریق شرکت تو مراسم این افراد روش انتخابی این افراد رو تایید کردیم.این کاملا طبیعی هست و یک مسئله ای هست که تو تمام امور رعایت میشه.(تو تمام امور امروزی چه سیاسی چه اجتماعی چه اقتصادی و....) اما ظاهرا چون اینجا نظر مراجع این مسئله رو دو قسمت کرده دوستان به حالت توجیح صحبت میکنن. اما در مورد چاه و مسیر و درس عبرت شدن بقیه و... دوست عزیز اگه بخوایم این صحبت شما رو مد نظر قرار بدیم خیلی از احکام جزایی اسلام باید برداشته بشه.چون تماما برای عبرت دیگران هست. در مورد خیانت این افراد به خودشون یا جامعه.باید بگم که دوست گرامی این دوستی به شدت به جامعه و دید جامعه و قبح گناه توی جامعه ضربه میزنه.خیانت نشده؟!؟!؟!؟!؟! این افراد دارای فرزند میشن و بالطبع فرزندشون هم مثل خودشون بار میاد و.... البته لازمه باز هم بگم که منظور افرادی هستن که از این کار پشیمون نیستن و میخوان ازدواج کنن. پاسخگوی قرآنی عزیز بنده اصلا منظورم نگرانی برای اون فرد نیست!! چون اون فرد وقتی از کارش پشیمون نیست یعنی میخواد کار خودش رو دنبال کنه دیگه با خودشه. منظور تایید این روش از دید عوام هست. به طور مثال شما یک روحانی هستی وقتی یکی از اقوامتون با یک دختر خانوم رابطه نامشروع داره و دوست هست و حالا بعد از مدتی بدون پشیمونی و ابراز این مسئله تصمیم به ازدواج میگیرن.حالا شما رو برای خواستگاری دعوت میکنن. اولین چیزی که با حضور شما تو اون مراسم به ذهن تداعی میشه اینکه مثلا حسن رفته با دوست دخترش ازدواج کنه حاج آقا فلانی هم تو مراسمش رفته.اگه بد بود و این روش درست نبود که نمیرفت!اصلا حاج آقا در مورد رابطشون حساسیت نشون نداد و تو مراسمشون شرکت کرد.(حالا بماند پیامدهای دیگش) نمیان به شما بگن ،بلکه بین جوونها این مسئله رواج پیدا میکنه. اصلا این یه مسئله واضحه که جوونهای دیگه با به ثمر نشستن این روش نادرست این روش رو الگو قرار میدن و میشه یک مسئله عادی!(حق هم دارن چون این مسئله طبعیه) بزارید فاجعه رو براتون بگم وقتی شما دوستان اصلا اثرات منفی یک مسئله رو دقت نمیکنید کار به جایی میرسه که امروز رسیده. تمام جونها این روش رو انتخاب میکنن و مذهبیون هم به ازدواج افرادی که این روش رو انتخاب کردن کمک میکنن و اصلا براشون مهم نیست. پیامدش چیه؟؟؟؟؟؟ پیامدش اینکه اولا این روش میشه یک روش عادی و عرف در جامعه و ما مذهبیون فقط دلمون رو خوش میکنیم که همه دارن ازدواحج میکنن و دوم اینکه این افراد صاحب فرزند میشن و چون خودشون از این روش استفاده کردن اکثرا فرزندانشون هم به همین مسئله دچار میشن.چون پدر و مادر اصلا با این مسئله مشکلی ندارن. چرا؟؟؟ چون خودشون هم از این روش استفاده کردن و به کمک دوستان روحانی و مذهبی هیچ وقت هم بر سر راهشون برای اینطور ازدواجها مشکلی نبوده و این روش انتخاب همسر شده یک عرف. همینطور که الان خیلیا اینکار رو انجام میدن. چرا شما به جامعه شناسی توجه نمیکنید؟چرا اصلا دقت نمیکنید که یک پدیده اجتماعی باعث خیلی از مسائل دیگه میشه.چرا منتظرید یک پدیده که نتیجش با جامعه شناسی مشخص هست اول به یک مشکل تبدیل بشه و بعد بگید که این کار حرام هست یا .... از هر جامعه شناسی میخواین بپرسین.وقتی شما برای به نتیجه رسیدن این روش غلط کمک کنید ،در اصل به عرف شدن این روش غلط کمک کردید. خواهش میکنم یک جواب منطقی و کامل به من بدید. دوست گرامی من تو پست قبلی هم گفتم بنده مشکلم اون شخص نیست،بلکه پیامدها و جلوه ای که کار این شخص تو جامعه داره رو دارم بحث میکنم. متاسفانه این ضعف فقه ما فقط تو این مسئله نیست بلکه تو خیلی از بحثهای دیگه هم هست.البته جاهایی که مسئله کاملا به وسیله قرآن یا حدیث روشن شده مشکلی نداریم.اما وقتی مسئله بر میگرده به امروز و مسائلی که باید توش اجتهاد بشه خیلی ضعف داریم. یکی دیگه از این مسائل حجاب.خیلی از افراد هنوز هم اعتقاد دارن که بد حجابی حق الناس نیست!!! دوست گرامی بنده از حکم مراجع نسبت به این مسئله اطلاع دارم.البته با توضیحات کمی که تونستم تو سایتشون بدم،شاید اگه توضیحات کاملتری بهشون میدادم متوجه مشکل میشدن و نظرشون فرق میکرد اما تا همونجایی که تونستم بهشون گفتم اونها همین جواب شما رو دادن که اصلا مشکلی نداره.پس من دنبال حکم فقهی نیستم،بنده دنبال توضیح این مسئله هستم که چطور همچین مسئله ای امکان داره که ما به یک روش حرام کمک کنیم تا به نتیجه حلال برسه!!در حالی که خودمون میدونیم این روش حرام هست و حکم قرآن هم هست. ممنون میشم کامل توضیح بدین. در مورد اینکه گفتین که اگه شرکت نکنی شاید بگن داری جلوی یک امر خیر می ایستی باید بگم،دوست گرامی هنوز این دونفر ازدواج نکردن و میخوان ازدواج کنن یعنی هنوز ازدواجی اتفاق نیافتاده و این دو نفر هنوز دوست هستن تا وقتی که صیغه خونده نشه.خوب وقتی شما تو مراسم شرکت نکنی هر کس پرسید که چرا شرکت نکردی میتونی بگی چون این دونفر دوست بودن.این درست بالعکس مسئله ای هست که شما گفتی. پس این جواب درست نیست. شما بفرمایید که چرا باید به یک روش غلط کمک کرد که به نتیجه برسه؟؟؟؟؟؟ توجه(در مورد افرادی که پشیمون نیستن) خواهش میکنم توضیح بدین.چون این مسئله واقعا امروز تبدیل شده به عرف.
به نام خدا
با سلام و تشكر از پيگيري بحث
قبل از اينكه به پاسخ اصلي در مورد سوال شما برادر بزرگوار بپردازم ، چند مثال كه بتواند منظور بنده را درست برساند و با مطالب شما هم بتواند مرتبط شود خدمتتان ارائه ميكنم :
ببينيد فردي كه خودكشي ميكند و از دنيا ميرود مرتكب حرام شده ، چه كسي بر اين فرد نماز ميت ميخواند ؟
- يك روحاني - فرض كنيد يك روحاني جليل القدر -
- در نماز ميت چه ميگويد ؟
- اللهم اغفر لهذا الميت - اللهم لا نعلم منه الا خيرا و ...
اين فرد بوسيله حرام از دنيا رفته ، الان هم يك فرد مذهبي بر او نماز ميخواند و در نمازش هم براي او طلب استغفار ميكند ، خيل عظيمي از افراد چه مومن و چه غير مومن براي او استغفار ميكنند
سوال : آيا به دليل اينكه يك فرد مذهبي و يك روحاني جليل القدر بر اين فرد نماز خوانده و در كفن و دفنش هم فرضا شركت نموده يا حتي برايش نماز ليلة الدفن خوانده ، تمام جواناني كه در تشيع جنازه و ختم اين فرد شركت كرده اند ، تشويق مي شوند بروند و خودكشي كنند ؟ به دليل اينكه يك روحاني جليل القدر در مراسم تشيع يا كفن و دفن وي شركت كرده است ، كسي به ذهنش خطور ميكند كه پس از نظر اين روحاني ، خودكشي كار درستي است ؟ پس من بعد ما هم برويم و خودكشي كنيم ؟ !
مسلما خير
مگر مقدمات ، حرام نبوده - خودكشي - ؟ مگر كفن و دفن و تشيع پيكر مسلمان و نمازخواند بر او حلال ، جايز و بلكه از مستحبات نيست ؟
كسي از اين تشيع و نماز مستحب ، به اين فكر مي افتد كه پس خودكشي كار درستي است ؟ ما هم برويم و خودكشي كنيم ؟ كسي استدلال ميكند كه اگر خودكشي كار درستي نبود ، فلان روحاني در نماز و تشيع اين فرد شركت نميكرد ؟ پس ماهم برويم و خودكشي كنيم و فلان روحاني يا امثال او بيايند و بر ما نماز بخوانند ؟ !
يقينا خير
چرا ؟ لطفا با دقت پاسخ دهيد .

هدی
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۳:۲۳
باز ميگرديم به مطلب شما :
دختر و پسري رابطه دوستي با هم دارند - مقدمات حرام - يك فرد مذهبي در خواستگاري اين دو نفر شركت ميكند - كار حلال - چرا افرادي بايد به اين نتيجه برسند كه پس دوستي پسر و دختر مشكلي ندارد ماهم برويم و با جنس مخالف دوست شويم و نهايتا هم ازدواج كنيم و اين فرد مذهبي هم در خواستگاري ما حضور مي يابد و مشكلي نيست ؟
تقاضا ميكنم درست و دقيق به پاسخ توجه بفرماييد .
در مثال اول ، به دليل اينكه خودكشي امري انزجار آور است و افراد به حيات و ادامه زندگي تمايل دارند ، كار تشيع و نماز يك روحاني را به حساب تاييد خودكشي نميگذارند .
اما در مثال دوم برخي افراد - همان افرادي كه به نظر شما برداشتشان اين است كه پس دوستي دختر و پسر مشكلي ندارد - به دليل اينكه به دوستي با جنس مخالف رغبت و تمايل دارند ، به دنبال توجيهي براي ايجاد اين ارتباط يا شرعي يا عرفي بهر حال و به هر طريق ،موجه جلوه دادن اين ارتباط هستند ، در واقع به دليل اينكه نميتوانند مقابل وساوس نفس مقاومت كنند و تمايل قلبي به ايجاد اين ارتباط دارند به دنبال دليلي براي موجه جلوه دادن كار خودشان هستند وگرنه چرا فرضا حضور همان روحاني را دليل بر موجه دانستن خودكشي نميدانند و نميروند خودكشي كنند ؟!
بنابراين تا جايي كه فعل ما كمك مستقيم به ظلم يا گناهي نباشد ، نه گناه و نه اشاعه آن محسوب نمي شود .
ادامه در پست بعد ان شاء لله

پر سوال
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۰۶:۵۹
بعضی از دوستی ها به ازدواج ختم می شود. من افرادی را می شناسم که اول با هم دوست بودند اما فقط در حد گل دادن و تو خیابون همدیگرو دیدن یعنی یه جورای اشنایی قبل از ازدواج که سعی کردند به گناه کشیده نشه و الان هم با هم ازدواج کرده اند و خوشبختند و صاحب چند فرزند هم شده اند.
اما همه اینها ریسک هست مخصوصا در جامعه ما یک ریسک خطرناک است. مگر در جامعه چندتا از دوستی ها به ازدواج ختم میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ایا دوستی ای که به روابط نا مشروع بکشه دیگر ارزش تشکیل خانواده و تربیت فرزندان سالم رو داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی بعضی پسرها به عینه اعتراف می کنند که تا وقتی دخترای صیغه ای هستند بدون جهیزیه و حاضر و اماده برای ما چه نیازی به ازدواج داریم خوب از طریق همینها تخلیه می شیم. معذرت میخوام اینقدر بی پروا صحبت می کنم اما چند لحظه فکر کنید از کجا معلوم اون پسری که میاد با ما دوست میشه واقعا قصد ازدواج داره؟؟؟؟؟؟؟
پسره خوشتیپه و پولداره و تحصیلکرده و... چرا ازدواج نمی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته من همون اول گفتم که همه ایننجوری نیستند ولی تو جامعه از این افراد فراوونه.
دختر خانمها بدونید و بفهمید که مردان با صحبت کردن خیلی راحت زنان رو می تونن خام خودشون کنند. خواهش میکنم حتی اگر زیر دست ناپدری و یا نامادری خبیثی زندگی می کنید خیلی بهتر از دوستی با مرد دورویی است که برای رسیدن به امیال خودش به شما محبت میکنه.
من موارد فراوانی دیدم که از دخترها مثل دستمال کاغذی برخورد کرده اخرش هم که سیر شدن یه تهمت به دختره می زنند و بای بای...... واقعا در عجبم از دخترهایی که زود خام این اشخاص می شوند.
دوباره میگم گول حرفای چرب و چیلی مردها رو نخورید و انکه رو که خانواده به روش پیامبر خدا برای شما انتخاب می کنند انتخاب کنید. در اخر هم باید بگم که البته بعضی پسرها هم مجبورند زن صیغه ای دور از چشم پدر و مادر بگیرند اونم به خاطر محدودیتهایی مثل مهریه و خونه و ماشین و .....
خدا نصیب هیچ زن پاکی چنین مردهایی رو نکنه. و به همه ما دخترها کمک کنه که پیرو راه بانو فاطمه زهرا باشیم.

mohebbe mother
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۰۷:۵۸
همه اینها ریسک هست مخصوصا در جامعه ما یک ریسک خطرناک است. مگر در جامعه چندتا از دوستی ها به ازدواج ختم میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ایا دوستی ای که به روابط نا مشروع بکشه دیگر ارزش تشکیل خانواده و تربیت فرزندان سالم رو داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیر نداره,چه فایده اون زندگی که همش دو نفر سر هم شک کنند.
مطمئنن این افراد دیگه نسبت به هم خوش بین نیستند
[QUOTE=پر سوال;498756]. و به همه ما دخترها کمک کنه که پیرو راه بانو فاطمه زهرا باشیم.


:Doaa:

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۰۹:۲۸
به نام خدا

به نظر من هم ،دوستی که به ازدواج بی انجامد بنیان محکمی ندارد و ستون های اصلی ان سسته..........

در صورتی که ازدواج باید به دوستی عمیق و مودت بین زن و شوهر بی انجامد.......

و این ازدواج یقینا مستحکمتر است

خدایا به توفیق زندگی با منش فاطمی عنایت بفرما

و به مردان هم منش و رفتار علوی عنایت کن

امین یا رب العالمین
:Rose:

reih4ne
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۰۰:۱۴
سلام
من عضو جدیدم
ببخشید میپرم وسط بحثتون اما این آیه قرآن جذبم کرد و اینکه سوالی که دارم دغدغه امروزم هست به خاطر شرایطی که برام پیش اومده
:Gig:
چه اشکالی داره دوره ای یکی یا دوماهه دختر یا پسر با هم ارتباطی زیر نظر خانواده ها داشته باشن که البته دور از وابستگی باشه فقط و فقط برای آشنایی با طرف مقابل
چون با توجه به شرایط جامعه امروزی به این راحتیا نمیشه پسر یا دخترا رو شناخت
بدون این صیغه محرمیت یا خطبه عقد خونده بشه ...؟؟؟؟


کسی نبود جواب منو بده ...؟!!!:Motehayer: :Ghamgin:

محمد
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۰۱:۲۸
http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-left.gifنقلhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-left.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/viw.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=498420#post498420) نوشته اصلی توسط : reih4nehttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-right.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gifسلام
من عضو جدیدم
ببخشید میپرم وسط بحثتون اما این آیه قرآن جذبم کرد و اینکه سوالی که دارم دغدغه امروزم هست به خاطر شرایطی که برام پیش اومده
:Gig:
چه اشکالی داره دوره ای یکی یا دوماهه دختر یا پسر با هم ارتباطی زیر نظر خانواده ها داشته باشن که البته دور از وابستگی باشه فقط و فقط برای آشنایی با طرف مقابل
چون با توجه به شرایط جامعه امروزی به این راحتیا نمیشه پسر یا دخترا رو شناخت
بدون این صیغه محرمیت یا خطبه عقد خونده بشه ...؟؟؟؟ http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-left.gifhttp://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-right.gif

سلام و درود خدمت شما
و عرض خوشامد گویی به شما دوست عزیز
خب اشنایی های کوتاه مدت با نظارت والدین دو طرف و با رعایت احکام ارتباط دو نامحرم برای شناخت نمیتواند مشکلی به همراه داشته باشد.اما باید توجه کرد مدت این زمان کم بوده تا دو طرف دچار دلبستگی احساسی نشوند و تصمیم زود و بدور از عقل و منطق نگیرند.درین شرایط اگر روابط دو نامحرم شرعی و کنترل شده باشد احتیاجی به سایر مسائل نیست.

هدی
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۰۸:۳۸
به نام خدا
با سلام و عذر خواهي بابت تاخير در پاسخ

چه اشکالی داره دوره ای یکی یا دوماهه دختر یا پسر با هم ارتباطی زیر نظر خانواده ها داشته باشن که البته دور از وابستگی باشه فقط و فقط برای آشنایی با طرف مقابل چون با توجه به شرایط جامعه امروزی به این راحتیا نمیشه پسر یا دخترا رو شناخت بدون این صیغه محرمیت یا خطبه عقد خونده بشه ...؟؟؟؟
همانطور كه جناب رهگذر هم فرمودند ، اولا حدود ارتباط با نامحرم رعايت شود و در ثاني وابستگي عاطفي و احساسي بوجود نيايد و نكته تكميلي اينكه اين ارتباط كاملا كنترل شده ، پس از خواستگاري رسمي پسر به همراه خانواده اش صورت گيرد زيرا در اين شرايط اطمينان بيشتري به قول و قرارهاي ادعايي پسر هست .
ديگر اينكه اين ارتباط و جلسات ديدارها به تعداد نياز باشد يعني دختر و پسر اگر غرضشان از اين ديدارها ، شناخت بيشتر باشد ، از اولين جلسات ، صحبتها را مديريت نموده و در پايان هر جلسه ميزان اطلاعاتي كه از طرف مقابل كسب كردند را بايد بسنجند .
يكي از آسيب شناسي هاي بسيار متداول در اين امر ، ايجاد ارتباط عاطفي و وابستگي به طرف مقابل است ، در اين صورت اين ديد و بازديدها ،كه در ظاهر نام شناخت بيشتر براي ازدواج را دارد ، دقيقا منعكوس عمل خواهد نمود يعني در ابتدا دو طرف به دليل وابستگي عاطفي ، ابدا عيوب يكديگر را نميبينند و يا اگر هم ببينند آنرا قابل رفع قلمداد ميكنند و ديگر اينكه اساسا بجاي اينكه حواسشان معطوف به شناخت بيشتر طرف مقابل باشد در جلسات ديدارها ، در حوزه هاي عاطفي ورود نموده و بيشتر آنچه هستند را نشان نميدهند بلكه آنچه طرف مقابل دوست دارد باشند را نشان ميدهند .

هدی
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۰۸:۴۸
علامت بارز اين انحراف از مسير اصلي شناخت اين است كه دختر يا پسر بجاي اينكه پس از ديدار ها در خصوص ويژگي هاي اخلاقي يا خلقي و اجتماعي و مذهبي طرف مقابل با والدينشان به مشورت بنشينند و موارد منفي را هم عنوان كنند ، يا ابدا در خصوص وي صحبتي نميكنند و يا صرفا به بازگو نمودن محاسن مي پردازند .
ديدارها و تماسهاي تلفني هم كم كم بجاي اينكه حكم همان شناخت را داشته باشد و پس از شناخت لازم ، قطع شود ، به عادت يا نياز تبديل مي شود .
برخي از دختران و پسران هم جلسات معارفه را حمل بر پاسخ مثبت نموده و پس از چند جلسه حتي اگر به اين نتيجه برسند كه به درد يكديگر نميخورند ، يا نميتوانند اين مطلب را بي تعارف بازگو كنند و يا نميتوانند پاسخ منفي را از طرف مقابل بشنوند .
البته آسيب شناسي هاي ديگري هم وجود دارد كه در اينجا مجال آن نيست .
لذا اگر دختر خانمي و يا بالعكس آقا پسري ، براي شناخت بيشتر ، تمايل دارد مدتي با طرف مقابل رفت و آمد داشته باشد بايد بسيار محتاطانه اين كار را انجام دهد و مراقب دين و قلب و عواطفش باشد كه درگير نشوند ، خلاصي از درگيري عاطفي كار آساني نيست و گاه انسان را با خود به مهلكه مياندازد .
مشاوران خانواده از جمله جناب دكتر دهنوي ، بر اين امر كه اين ارتباط بايد حتما تحت نظارت و كنترل خانواده صورت گيرد و از درگيري احساسي بدور باشد ، تاكيد بسيار دارند . براي مطالعه و اطلاعت بيشتر ميتوانيد به كتاب گلبرگ زندگي ، نوشته حجت الاسلام حسين دهنوي ، مراجعه بفرماييد .

هدی
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۰۸:۴۸
يك تذكر هم عرض كنم :
من جمله شما را در خصوص صيغه يا عقد متوجه نشدم يعني متوجه نشدم منظور شما اين است كه جهت اين شناخت ، عقد موقت دو ماهه مثلا جاري شود يا منظورتان بعكس است يعني چون قبل از عقد نمي شود شناخت ، پس بد نيست يك دوره يكي دو ماهه قبل از عقد ، تحت نظر والدين و ... آمد و رفت داشته باشيم .
لذا عرض ميكنم از ايجاد هر گونه صيغه و عقد موقت به هر بهانه اي در اين دوران اكيدا خودداري بفرماييد ، شناخت بيشتر ، نيازمند عقد موقت نيست ، بهانه هايي از اين دست كه هنگام بيرون رفتن نامحرم هستيم ، هنگام صحبت كردن نامحرم هستيم و ... را نبايد دست آويز و بهانه قرار داد تا عقد موقت صورت گيرد زيرا در عقد موقت به دليل محرميت و حلاليتي كه حاصل مي شود يقينا صحبت هاي عاطفي و برخوردهاي احساسي - كه تنها عامل دوري از آن نامحرم بودن است و با عقد موقت اين مانع هم رفع مي شود - رد و بدل خواهد شد و بطور قطع دلبستگي ها و وابستگي ها و مشغوليتهاي عاطفي هم بوجود خواهد آمد و در اين شرايط معمولا كسي نميتواند تصميم معقول بگيرد يا به عيوب طرف مقابل فكر كند . ضمن اينكه اگر به هر دليلي اين ارتباط به ازدواج منجر نشد ، براي موارد و خواستگاريهاي بعدي براي دختر خانم مشكلاتي بوجود مي آيد زيرا وي قبلا عقد موقت فرد ديگري بوده و اكنون براي پسري كه به خواستگاري او مي آيد بسيار سخت است كه اين مساله را بپذيرد لذا ممكن است حتي خواستگاران خوب خود را هم بر سر همين مساله از دست بدهد ، بنابراين از عقد موقت براي شناخت بيشتر بپرهيزيد .

reih4ne
۱۳۹۰/۰۹/۰۱, ۰۰:۴۹
يك تذكر هم عرض كنم :
من جمله شما را در خصوص صيغه يا عقد متوجه نشدم يعني متوجه نشدم منظور شما اين است كه جهت اين شناخت ، عقد موقت دو ماهه مثلا جاري شود يا منظورتان بعكس است يعني چون قبل از عقد نمي شود شناخت ، پس بد نيست يك دوره يكي دو ماهه قبل از عقد ، تحت نظر والدين و ... آمد و رفت داشته باشيم .
لذا عرض ميكنم از ايجاد هر گونه صيغه و عقد موقت به هر بهانه اي در اين دوران اكيدا خودداري بفرماييد ، شناخت بيشتر ، نيازمند عقد موقت نيست ، بهانه هايي از اين دست كه هنگام بيرون رفتن نامحرم هستيم ، هنگام صحبت كردن نامحرم هستيم و ... را نبايد دست آويز و بهانه قرار داد تا عقد موقت صورت گيرد زيرا در عقد موقت به دليل محرميت و حلاليتي كه حاصل مي شود يقينا صحبت هاي عاطفي و برخوردهاي احساسي - كه تنها عامل دوري از آن نامحرم بودن است و با عقد موقت اين مانع هم رفع مي شود - رد و بدل خواهد شد و بطور قطع دلبستگي ها و وابستگي ها و مشغوليتهاي عاطفي هم بوجود خواهد آمد و در اين شرايط معمولا كسي نميتواند تصميم معقول بگيرد يا به عيوب طرف مقابل فكر كند . ضمن اينكه اگر به هر دليلي اين ارتباط به ازدواج منجر نشد ، براي موارد و خواستگاريهاي بعدي براي دختر خانم مشكلاتي بوجود مي آيد زيرا وي قبلا عقد موقت فرد ديگري بوده و اكنون براي پسري كه به خواستگاري او مي آيد بسيار سخت است كه اين مساله را بپذيرد لذا ممكن است حتي خواستگاران خوب خود را هم بر سر همين مساله از دست بدهد ، بنابراين از عقد موقت براي شناخت بيشتر بپرهيزيد .


ممنون از توضیحات کاملتون
در خصوص صیغه محرمیت هم این عنوان به تازگی توسط مشاوران ازدواج باب شده که برای شرعی بودن رفت و آمد قبل از عقد به منظور آشنایی هست
من خودم هم مخالفم و کلا جالب نمیدونم اما مثل اینکه بعضیا میخوان کم کم این شیوه رو باب کنن که اگه بشه یه فاجعه میشه

هدی
۱۳۹۰/۰۹/۰۱, ۱۲:۲۳
ببینید دوستان.این مسئله الان بین خیلی از جوونها رایج هست که گفته میشه اگه مثلا ازدواج دوست دختر و پسر با هم بد بود این همه آدم این کار رو انجام نمیدادن و به نتیجه نمیرسیدن. این افراد میگن دوستی دو نتیجه میتونه داشته باشه.نتیجه خوب و نتیجه بد.وقتی سرانجام یک کار خوب بشه بالطبع افراد دیگه هم تشویق میشن برای ادامه اون کار و اگه نتیجه اون کار بد باشه افراد سراغش نمیرن. نتیجه خوب دوستی توی دید مردم همون ازدواج هست.وقتی دو نفر دوست با هم ازدواج میکنن گفته میشه که خوب سر و سامون گرفتن رفتن سر زندگیشون!!همین موجب میشه که افراد دیگه هم جا پای این افراد بزارن و این روش رو روش درستی بدونن.(انتخاب همسر از طریق دوستی)
برادر بزرگوار اول اينكه جواناني كه ميگويند اگر ازدواج دوست دختر و پسر با هم بد بود این همه آدم این کار رو انجام نمیدادن و به نتیجه نمیرسیدن در پاسخ بايد گفت كثرت نشانه حقانيت نيست بسا حق در اقليت باشد دليل بر حق بودن كار اكثريت نيست . دوم اينكه ما در مناسبات اجتماعي بايد ببينيم بعنوان مسلمان دستور و فرمان خداوند چيست ؟ نه اينكه ببينيم اكثريت چه ميكنند و آنرا نشانه حقانيت تلقي كنيم .
سوم اينكه در به نتيجه رسيدن دوستي هاي جنس مخالف بحث و گفت بسياري وجود دارد زيرا درصد بسيار زيادي از اين دوستيها پس از متضرر شدن يكي از دو طرف يا هردو ناكام ميماند و طرفين تا سالها درگير مشكلات عاطفي و رواني حاصل از اين مساله هستند - اگر آسيبي متوجه دخترخانم نشده باشد در اينصورت عوارض بي عفتي ديگري هم گريبان او را خواهد گرفت - وانگهي در خصوص آن عده كمي هم كه به ازدواج منجر مي شود باز هم دچار ريزش شده و طيف وسيعي از ازدواجشان راضي نيستند حال يا به جدايي ختم مي شود و يا به سوختن و ساختن ميانجامد . پس اين صحبت كلي كه هر كس با جنس مخالف دوست بود و ازدواج كرد ، دوستي اش به ثمر رسيده است صحبتي ناصحيح و از جهات بسيار ، مخدوش است . مضاف بر اينكه راه اين ازدواج سالم و موفقيت آميز را ميشود از راه ديگر و مطمئن تري طي نمود و لازم به اين همه مخاطره و گناه مضاعف نيست . نتيجه منفي و ضرر بار اين دوستي ها به مراتب و به گواه اعتراف تمامي مشاوران خانواده و موارد بسيار زيادي كه به آنها مراجعه مي شود ، بسيار بسيار بيشتر از نتيجه خوبي است كه برخي جوانان تصور ميكنند بعلاوه ، معلوم نيست همين نتيجه به قول آنها خوب ، چند درصد با موفقيت و دوام زندگي همراه خواهد بود ، اولين و بارزترين آفت چنين ازدواجهايي ، بي اعتمادي طرفين به يكديگر است و اين مساله يك مطلب كاملا شخصي و خصوصي است و امري نيست كه كسي به راحتي آنرا براي اقوام و دوستان و آشنايان به زبان آورد .

هدی
۱۳۹۰/۰۹/۰۱, ۱۲:۲۵
سرو سامان گرفتن دو جوان نيز همواره به معني ازدواج موفق نيست ، بله منكر اين مساله نيستم كه برخي از اين دوستي ها - البته درصد بسيار كمي - به ازدواج موفق هم منجر مي شود اما چه تضميني وجود دارد كه امروز دوستي دو جوان منجر به ازدواج موفق در آينده خواهد شد ؟ اين مساله علاوه بر گناهي كه دارد و با ازدواج اين دونفر هم از بين نميرود ، يك ريسك خطرناك است ، اگر يك جوان ملاك قضاوتش ، ازدواج چند درصد از اين دوستي هاست ، بگوييد به دادگاههاي خانواده و مشاوران خانواده مراجعه كند تا آمار آن درصد بسيار بالايي كه هم به ازدواج ختم نشده و هم به مشكلات روحي و عاطفي جدي براي جوانان و معضلات بي عصمتي براي دختران و خانواده هاي آنان منجر شده است را هم بدست آورد و اگر يك جوان با دانستن اين مسائل و با داشتن صدها چراغ بخواهد به بيراهه برود ، ديگر از عدم حضور شما در مراسم خواستگاري كاري بر نخواهد آمد ، زيرا او تصميم دارد اين مسير را بپيمايد .

هدی
۱۳۹۰/۰۹/۰۱, ۱۲:۲۸
مطمئن باشيد چنين جواني كه با اينهمه دليل و مثال و نمونه زنده و حاضر ، اصرار دارد با جنس مخالف دوستي كند ، حاضر نشدن شما در يك مجلس خواستگاري ، برايش مانع ايجاد نخواهد كرد و توجيهاتي كه شما از قبل حضور تان در مجلس خواستگاري مذكور داريد ، براي او بهانه و توجيه و دست آويزي است تا به وساوس نفساني اش جامه عمل بپوشد و اينها صرفا توجيهي براي عمل نادرستي است كه وجدانش هم به غلط بودن آن گواهي ميدهد . آيا همين آقايي كه اين مساله را دال بر مجاز بودن دوستي و منجر شدن به ازدواج ميداند ، حاضر است خواهرش را آزادانه به دوستي با پسري براي ازدواج تشويق كند ؟ يا دختر خانمي كه اين مساله را دال بر ازدواج ميداند آيا حاضر است با پسري ازدواج كند كه قبلا دوستيهاي متعدد داشته ؟ و اگر حاضر باشد آيا به اين چنين مردي مي شوداعتماد كرد ؟
يقينا نه وجدان نه دين و نه عرف ، چنين روابطي را صحيح نميدانند و اساسا وقتي مي شود از راه مطمئن تري به اين نتيجه رسيد چه لزومي وجود دارد كه به اين راه پر مخاطره بيانديشيم مگر اينكه تمايل داشته باشيم بر اساس خواسته نفساني قدم برداريم و آنگاه براي فرار از بازخواست جامعه ، آنرا امري متعارف جلوه دهيم .
ادامه دارد ...

هدی
۱۳۹۰/۰۹/۰۲, ۰۶:۳۲
به نام خدا

چرا شما به جامعه شناسی توجه نمیکنید؟چرا اصلا دقت نمیکنید که یک پدیده اجتماعی باعث خیلی از مسائل دیگه میشه.چرا منتظرید یک پدیده که نتیجش با جامعه شناسی مشخص هست اول به یک مشکل تبدیل بشه و بعد بگید که این کار حرام هست یا ....
ببينيد برادر بزرگوار !بنده هم با شما موافقم كه اين مساله ي ارتباط و دوستي با جنس مخالف دارد به يك عرف تبديل ميشوداما عرض بنده كه شما به اون توجه نميفرماييد اين است كه ريشه ي اين عرفي شدن ، ريشه ي اين رفتار نادرست اجتماعي را بايد در جاي ديگر جستجو نمود ، جوانهايي هم كه اين كار يك فرد مذهبي را - يعني شركت در مراسم خواستگاري اين دو نفر را - حمل بر صحت و تاييد اين كار توسط فرد مذهبي ميكنند ، براي سرپوش نهادن بر نفسانيات خود و براي توجيه آن و جهت شريك جرم پيدا كردن است كه به اين توجيهات متوسل مي شوند وگرنه چرا در مثال نماز ميت بر جنازه جواني كه خود كشي كرده ، نماز يك روحاني را حمل بر تاييد خودكشي نميكنند ؟ لطفا دقت بفرماييد ، بسيار واضح و روشن است زيرا در آنجا خودكشي براي اين جوانان تنفر آور است ، لذا ميان كار روحاني و خودكشي جوان ، هيچ ارتباطي نميبينند حتي اگر كسي چنين ادعايي هم بكند به او اعتراض ميكنند كه اول او خودكشي كرده بود و نماز ميت اين روحاني ، هيچ دخلي و ارتباطي به خودكشي او ندارد و هيچ تاييدي بر خودكشي او نيست اما در مثال مورد بحث ما ، به دليل اينكه برخي جوانان مايل به ايجاد ارتباط با جنس مخالفند ، هر حركتي از جانب افراد معتبر جامعه را حمل بر تاييد اين دوستي تلقي ميكنند اصلا چرا راه دور برويم ، حتي صحبت كردن كاملا رسمي و در چارچوبه شرعي دو نامحرم مذهبي را هم برچسب دوستي ميزنند و حتي برايشان تهمت زدن به ديگران هم مهم نيست براحتي ميگويند مگر فلاني و فلاني با هم دوست نيستند ؟ درحالي كه ارتباط دو فرد مذهبي كه در چارچوبه كاملا شرعي و اسلامي و اساسا ارتباط كاري است چه ربطي به دوستي با جنس مخالف دارد ؟ اينها تماما دست آويزها و بهانه هايي است براي توجيه آن نفسانيات و هواي نفسي كه در تمايل به ارتباط با جنس مخالف وجود دارد .

هدی
۱۳۹۰/۰۹/۰۲, ۰۶:۳۴
ريشه اين امر هيچ كدام از اين مسائل نيست . ريشه در خانواده است ، ريشه در تربيت ديني و اعتقادات و باورها و ميزان تقيد يك جوان به اين امر است ، چرا جوانهاي مذهبي و متعهد از حضور يك فرد مذهبي در جلسه خواستگاري اين دونفر ، چنين تلقي ايي برايش حاصل نمي شود ؟ ريشه در ريزش قبح برخي امور در جامعه است ، ريشه در القاء محرمات در قالب تغيير ات پيشرفته اجتماعي از وضع سنتي است . ريشه در ضعف ايمان است نه از حضور يك فرد مذهبي در يك مراسم خواستگاري كه امري حلال است . اين برداشت ، يك مغالطه است و اگر در ميان جوانان شيوع هم بيابد ، بايد مغالطه را حل كرد نه اينكه از طرفي به آن دامن زد و از طرف ديگر از ريشه اصلي غفلت نمود .
در بحثهاي جامعه شناسي هم ريشه معضل وناهنجاري را يافته و مورد هدف قرار ميدهند ، عرف شدن يك ناهنجاري و تغيير باورهاي جامعه محركي بسيار بسيار قوي تر از اينها لازم دارد . البته منكر اين نيستم كه افراد مذهبي جامعه در عرف شدن يك هنجار يا يك ناهنجاري به دليل قبول عام ، پتانسيل بالايي دارند اما مورد مذكور شما ، يك مغالطه است به جاي يك غلط .خواهشمندم توجه بفرماييد .

yahya63
۱۳۹۰/۰۹/۱۵, ۱۴:۴۹
اول سلام و بعد به شدت عرض ادب.

کمی طولانیه اما خواهش میکنم با حوصله بخونید.

ممنون از اینکه بحث رو دنبال میکردین.
راستشو بخواین فکر نمیکردم که ادامه بدین و پاسخگو باشین.به خاطر همین نمیومدم تو سایت.در هر صورت واقعا ممنون.
یه گلایه دارم و اون اینکه نمیدونم شما واقعا منظور منو متوجه نمیشین یا اینکه میخواین دنبال توجیح حکم مراجع باشین.اما جوابتون واقعا از بحث خارجه.حالا تو خود بحث بیشتر توضیح میدم.
ازتون خواهش میکنم بدون تعصب به حکم مراجع به بحث نگاه کنید.مثالی که زدین یا ریشه یابی که کردین واقعا به بحث ما ربطی نداشت.
یه مطلب دیگه اینکه من شخصا برای اهالی مذهب احرتام خاصی قائلم.اگه یه وقت یه جای بحث تندی کردم،بزارین به پای جوونی و اینکه شما رو دوست خودم میدونم.وگرنه به هیچ وجه قصد بی احترامی به شما رو ندارم.
اگه جایی از بحثم به طور مشخص مراجع رو مورد اشاره قرار دادم،فقط یک نقد هست و نه اینکه خدای نکرده بخوام مرجعیت رو زیر سئوال ببرم.
باز هم ممنون،خواهش میکنم بحث رو کامل بخونید.



به نام خدا
با سلام و تشكر از پيگيري بحث
قبل از اينكه به پاسخ اصلي در مورد سوال شما برادر بزرگوار بپردازم ، چند مثال كه بتواند منظور بنده را درست برساند و با مطالب شما هم بتواند مرتبط شود خدمتتان ارائه ميكنم :
ببينيد فردي كه خودكشي ميكند و از دنيا ميرود مرتكب حرام شده ، چه كسي بر اين فرد نماز ميت ميخواند ؟
- يك روحاني - فرض كنيد يك روحاني جليل القدر -
- در نماز ميت چه ميگويد ؟
- اللهم اغفر لهذا الميت - اللهم لا نعلم منه الا خيرا و ...
اين فرد بوسيله حرام از دنيا رفته ، الان هم يك فرد مذهبي بر او نماز ميخواند و در نمازش هم براي او طلب استغفار ميكند ، خيل عظيمي از افراد چه مومن و چه غير مومن براي او استغفار ميكنند
سوال : آيا به دليل اينكه يك فرد مذهبي و يك روحاني جليل القدر بر اين فرد نماز خوانده و در كفن و دفنش هم فرضا شركت نموده يا حتي برايش نماز ليلة الدفن خوانده ، تمام جواناني كه در تشيع جنازه و ختم اين فرد شركت كرده اند ، تشويق مي شوند بروند و خودكشي كنند ؟ به دليل اينكه يك روحاني جليل القدر در مراسم تشيع يا كفن و دفن وي شركت كرده است ، كسي به ذهنش خطور ميكند كه پس از نظر اين روحاني ، خودكشي كار درستي است ؟ پس من بعد ما هم برويم و خودكشي كنيم ؟ !
مسلما خير
مگر مقدمات ، حرام نبوده - خودكشي - ؟ مگر كفن و دفن و تشيع پيكر مسلمان و نمازخواند بر او حلال ، جايز و بلكه از مستحبات نيست ؟
كسي از اين تشيع و نماز مستحب ، به اين فكر مي افتد كه پس خودكشي كار درستي است ؟ ما هم برويم و خودكشي كنيم ؟ كسي استدلال ميكند كه اگر خودكشي كار درستي نبود ، فلان روحاني در نماز و تشيع اين فرد شركت نميكرد ؟ پس ماهم برويم و خودكشي كنيم و فلان روحاني يا امثال او بيايند و بر ما نماز بخوانند ؟ !
يقينا خير
چرا ؟ لطفا با دقت پاسخ دهيد .

بهرت نیست به جای اینکه مثال پشت مثال بیاریم که یک مثال رو توضیح بدیم؟من تو پست قبلیم مثال دزد و کار خیر رو زدم.اما شما بدون توجه به اون مسئله از کنارش گذشتین.چون جوابش کاملا مشخص بود.اما من بر عکس شما مثالتون رو توضیح میدم تا نا مربوط بودنش مشخص بشه.
دوست گرامی مثال شما به هیچ وجه (همونطور که خودتون هم تو ادامه بحث عنوان کردین)به موضوع بحث ارتباطی نداشت.
چرا؟
مرگ یک مسئله ای که مسلمان و غیر مسلمان ازش تنفر دارن.(به جزموارد خاص)یعنی کلا انسان به طور غریزی از مرگ گریزانه.پس نیاز چندانی نداره که براش دست به امر به معروف و نهی از منکر بزنیم.
به طور مثال یه عالمی بره بالای منبر و بگه مردم برید خود کشی کنید(همین الانشم هست دیگه،عملیات انتحاری برای بهشت رفتن)شاید عده کمی حرفشو گوش کنن اما اکثریت انسانها بهش اهمیت نمیدن.چون میدونن کار احمقانه ای.(کلیت منظور هست)
به همین خاطر چه بعدش کار حلال صورت بگیره و چه کار حرام زیاد تو نظر مردم تاثیر نداره.اصلا برای افراد مهم نیست که بعدش کار حلال صورت بگیره یا حرام از خود اون کار ترس دارن.به خاطر همین هم هست که حتی اگه امام معصوم هم بیاد بالای سر اون جنازه نماز بخونه کسی نمیگه پس کار اون شخص درست بوده.چون ذاتا مرگ تلخ هست.

اما دوستی و ازدواج.
مسئله ای که شما دوستان روحانی(البته بعضی از دوستان)بهش توجه نمیکنید اینکه،تو ادبیات عوام دوستی و ازدواج با هم میاد.
میپرسید یعنی چی؟
یعنی اینکه خیلی از افراد (بگیم 50%)دوستی رو برای ازدواج میخوان.یعنی میگن ما دوست شدیم که ازدواج کینم.یا مثلا مطرح میشه بعد از چند سال دوستی ازدواج کردن.یا میگن دوستیم تا آشنا بشیم و بعد ازدواج کینم.یا اگه دوست نشیم چطور طرفمون رو بشناسیم یا....
تو همه این موارد دوستی و ازدواج با هم هست.یعنی دوستی رو پیش نیاز ازدواج میدونن.باز هم یعنی دوستی رو برای ازدواج میخوان و باز هم یعنی پایان دوستی رو به یک مسئله شیرین که همون ازدواج باشه میرسونن.
یعنی پیش نیاز.روشی برای انتخاب همسر و ازدواج که ازدواج به خودی خود شیرین هست(این سنخیتش با مرگی که شما مثال زدین چیه؟؟؟؟؟؟؟؟)
باز هم میگم عوام یعنی جوونی که جز افراد معمولی جامعه هست و اصلا خودش رو درگیر فکر کردن نمیکنه.اون براش طبق تعریف جامعه و اون احساسات جوونی ازدواج خاتمه شیرین هست و فقط رسیدن براش هدف هست و بس.(اینو تو جامعه میشه به وفور دید)
این جملات رو حتما خیلی شنیدین:
ما میخوایم بهم برسیم!!!!!
فلانی و فلانی بهم رسیدن!!!!
فلانی و فلانی عاشق هم بودن بهم رسیدن!!!!
قربون خدا برم آخرش بهم رسیدن!!!
و امثال این جملات
حالا در مورد این مسئله پایینتر بیشتر توضیح میدم.


باز ميگرديم به مطلب شما :
دختر و پسري رابطه دوستي با هم دارند - مقدمات حرام - يك فرد مذهبي در خواستگاري اين دو نفر شركت ميكند - كار حلال - چرا افرادي بايد به اين نتيجه برسند كه پس دوستي پسر و دختر مشكلي ندارد ماهم برويم و با جنس مخالف دوست شويم و نهايتا هم ازدواج كنيم و اين فرد مذهبي هم در خواستگاري ما حضور مي يابد و مشكلي نيست ؟
تقاضا ميكنم درست و دقيق به پاسخ توجه بفرماييد .
در مثال اول ، به دليل اينكه خودكشي امري انزجار آور است و افراد به حيات و ادامه زندگي تمايل دارند ، كار تشيع و نماز يك روحاني را به حساب تاييد خودكشي نميگذارند .
اما در مثال دوم برخي افراد - همان افرادي كه به نظر شما برداشتشان اين است كه پس دوستي دختر و پسر مشكلي ندارد - به دليل اينكه به دوستي با جنس مخالف رغبت و تمايل دارند ، به دنبال توجيهي براي ايجاد اين ارتباط يا شرعي يا عرفي بهر حال و به هر طريق ،موجه جلوه دادن اين ارتباط هستند ، در واقع به دليل اينكه نميتوانند مقابل وساوس نفس مقاومت كنند و تمايل قلبي به ايجاد اين ارتباط دارند به دنبال دليلي براي موجه جلوه دادن كار خودشان هستند وگرنه چرا فرضا حضور همان روحاني را دليل بر موجه دانستن خودكشي نميدانند و نميروند خودكشي كنند ؟!
بنابراين تا جايي كه فعل ما كمك مستقيم به ظلم يا گناهي نباشد ، نه گناه و نه اشاعه آن محسوب نمي شود .
ادامه در پست بعد ان شاء لله


دقیقا شما به مسئله مورد بحث اشاره کردین.
کسی سراغ خودشکی نمیره به خاطر وحش از مرگ و...
اما سراغ دوستی میره چون ....
پس مشخص هست که اصلا این دو مثال ربطی به هم نداره.
بنده هم میدونم عده ای که اهل فکر هستن به خاطر توجیح میرن دنبال این توجیحات اما...
دوست گرامی متاسفانه شما پیش فرض رو آدمی میگیرید که یا کمی مذهبی هست و براش این کار قبح داره که دنبال توجیح میگرده یا آدمی میگیرید که مثلا اهل تفکر هست.
اما دوست عزیز من جامعه امروزی (ایران و دنیا)رو اینطوری تفکیک نمیکنن.
باز هم میگم شما هم میتونی بری از هر عالمی بپرسی.اکثریت جامعه انسانی رو عوام تشکیل میدن که یا روی موج احساسات هستن و یا روی موج تبلیغات و فضای جامعشون.کسانی که اصلا اهل تفکر نیستن.
به قول استاد ازغدی میگن مردم عادی دلیل خیلی از کارای خودشون رو هم نمیدونن.
واقعیت هم همین هست.

خوب اگه جامع رو اینطوری ببینیم (که واقعیت هم همین هست)میبینید که این کار (نفی این کار با شرکت نکردن و رد کردنش)درست هست.شما با این کار برای هر دو قشر الگو ارائه میدین.
برای افراد کمی مذهبی و افرادی که کمی اهل تعقل هستن توجیح درست نمیکنید.(کسانی که مدیونن این کار درست نیست اما به خاطر فضای جامعه دنبالش میرن)و هم اینکه برای افرادی که فقط روی موج سوارن هم الگوی نامناسب ارائه نمیدین.

بزارید اینطوری براتون مثال بزنم:
تصور کنید یک دختر خانوم با سن جوانی(18 سال)تو جامعه ای که پر است از تبلیغ و الگو سازی برای این مسائل داره زندگی میکنه.این دختر پدری داره که تو مراسم خواستگاری دختر خاله این دختر خانوم شرکت کرده با وجود اینکه میدونسته دختر خاله این دختر قصه ما از روش دوستی برای انتخاب همسرش استفاده کرده.فکر این دختر رو در مورد این رفتار پدرش تصور کنید و ذهنیتی که براش درست میشه.
و حالا تصور کنید همین دختر خانوم پدری داره که تو مراسمی که میدونه از روش دوستی استفاده شده شرکت نمیکنه.حالا فکر و ذهنیت این دختر خانوم رو نسبت به کار پدرش تصور کنید.
کدوم قبح کار رو برای این دختر خانوم کمتر میکنه(اگه نگیم میشکنه)؟
پدری که بدون توجه به روش انتخابی اون شخص تو مراسم شرکت کرده ،قبح رو برای این دختر خانوم کمرنگ میکنه یا پدری که با توجه به روش اشتباه اون شخص تو مراسم شرکت نکرده؟
خواهش میکنم ازتون واقعا خواهش میکنم ازتون همه رو عالم ندونید که واقعا هم همه عالم نیستن یه لحظه از اون لباس روحانیت بیایین بیرون و خودتون رو جای کسی بزارید که با احکام دین آشنایی کامل نداره .یک آدم عادی یک آدمی که اصلا اهل فکر کردن نیست و فقط میخواد زندگی کنی و روش زندگیش هم میخواد تو فضایی باشه،مثل مردم باشه و نه تافته جدا بافته.


نقد شدیدی که من به شما و مراجع معظم دارم اینکه تو همه مسائل میخوان جواب مسئله رو بندازن گردن خود مقلد یا سئوال کننده.(البته تو بعضی از موارد چاره ای جز اینکار نیست)
اگه فساد نداشته باشه اگه ،اگه اگه....این اگه رو کی باید مشخص کنه خدا میدونه.(این قسمت جدا از بحثمون بود)



برادر بزرگوار اول اينكه جواناني كه ميگويند اگر ازدواج دوست دختر و پسر با هم بد بود این همه آدم این کار رو انجام نمیدادن و به نتیجه نمیرسیدن در پاسخ بايد گفت كثرت نشانه حقانيت نيست بسا حق در اقليت باشد دليل بر حق بودن كار اكثريت نيست . دوم اينكه ما در مناسبات اجتماعي بايد ببينيم بعنوان مسلمان دستور و فرمان خداوند چيست ؟ نه اينكه ببينيم اكثريت چه ميكنند و آنرا نشانه حقانيت تلقي كنيم .
سوم اينكه در به نتيجه رسيدن دوستي هاي جنس مخالف بحث و گفت بسياري وجود دارد زيرا درصد بسيار زيادي از اين دوستيها پس از متضرر شدن يكي از دو طرف يا هردو ناكام ميماند و طرفين تا سالها درگير مشكلات عاطفي و رواني حاصل از اين مساله هستند - اگر آسيبي متوجه دخترخانم نشده باشد در اينصورت عوارض بي عفتي ديگري هم گريبان او را خواهد گرفت - وانگهي در خصوص آن عده كمي هم كه به ازدواج منجر مي شود باز هم دچار ريزش شده و طيف وسيعي از ازدواجشان راضي نيستند حال يا به جدايي ختم مي شود و يا به سوختن و ساختن ميانجامد . پس اين صحبت كلي كه هر كس با جنس مخالف دوست بود و ازدواج كرد ، دوستي اش به ثمر رسيده است صحبتي ناصحيح و از جهات بسيار ، مخدوش است . مضاف بر اينكه راه اين ازدواج سالم و موفقيت آميز را ميشود از راه ديگر و مطمئن تري طي نمود و لازم به اين همه مخاطره و گناه مضاعف نيست . نتيجه منفي و ضرر بار اين دوستي ها به مراتب و به گواه اعتراف تمامي مشاوران خانواده و موارد بسيار زيادي كه به آنها مراجعه مي شود ، بسيار بسيار بيشتر از نتيجه خوبي است كه برخي جوانان تصور ميكنند بعلاوه ، معلوم نيست همين نتيجه به قول آنها خوب ، چند درصد با موفقيت و دوام زندگي همراه خواهد بود ، اولين و بارزترين آفت چنين ازدواجهايي ، بي اعتمادي طرفين به يكديگر است و اين مساله يك مطلب كاملا شخصي و خصوصي است و امري نيست كه كسي به راحتي آنرا براي اقوام و دوستان و آشنايان به زبان آورد .


نمدونم چی بگم!!!
واقعا از شما تعجب میکنم.
درمورد قسمتاول و دوم:
دوست عزیز بنده مدتها با جوانان مختلف حرف زدم.میدونم شما هم اینطور بودین اما قبول کنید به خاطر شرایط متفاوت من و شما با من خیلی راحت تر هستن.
اینکه میگید باید در جوابشون گفت...کاملا درست.
اما دوست گل من اینا رو منم خوب میدونم.میدونم باید بهش گفت ملاک فرمان خداست و...
دوست عزیز شما واقعا دارید جامعه رو طوری که نیست میبینید.واسه همینه که هر چقدر کار تو این زمینه میکنیم باز به جایی نمیرسیم.چون شما و دوستانتون فکر میکنید که همه اهل تفکر هستن و وقتی بهشون اینطوری جواب بدی قبول میکنن.
بزارید یه مثال براتون بزنم که متوجه بشید جامعه کجاست و شما کجا.
به یک دختر خانومی از اقوام تذکر دادم راجع به حجابش میدونید چی گفت؟؟؟؟
گفت میدونم حجاب خوبه،میدونم حجاب درست چجوریه و...اما خدا اینقدر رو میبخشه.اگه بخوایم مثل اونا(آخوندا)زندگی کنیم که دیگه اصلا نباید نفس بکشیم.نه افراط خوبه و نه تفریط.نه اونقدر باید سخت گرفت ونه اونطور خراب بود!!!!
خدا شاهده این حرف رو از خیلیا شنیدم.
اما میدونید چی باعث میشه این دختر یا اون اشخاص نیان طرف واقعیت؟همین حرفای شما،همین تصور شما از جامعه که اگه شخص دلیل بودنه دیگه نمیره و....
دوست من فضای جامعه خیلیا رو میکشونه طرف خودش.چرا اینو نمیبینید؟؟؟؟نگید آره جامعه ما خراب شده و....
دنیا خراب شده،فضای جامعه جهانی خراب شده.حالا شما هی بگو ما نباید اکثریت رو ببینیم.
غرب میدونید چرا تو تاثیر گذاری فرهنگی موفق شده؟چون کار کرده،تبلیغات کرده،تبلیغاتی که اگه یک آدم کمی منطقی بشینه پاش میفهمه که همش انحرافه،اما اونا روی مسائل علمی تکیه کردن و جامعه رو از نظر علمی بررسی کردن فهمیدن اگه تبلیغات حتی تو راه دروغ هم باشه باز تاثیر گزار هست.دروغ و لذت،یا بهتر بگم دروغی که همراه با لذت باشه.اون نمیگه اگه لذت بردین برین فلان کار رو بکنید اون میگه برید فلان کار رو بکنید تا لذت ببرید.اون لذت رو تلقین میکنه.کارهایی که شیطان پرستان میکنن چه لذتی برای یک ادم عادی داره؟اما با تبلیغات این کار رو میکنن.اونا بر عکس روحانیون ما نمیگن مگه هر کاری که اکثریت کرد درسته؟اونا میگن ما وقتی اکثریت رو به یک طرف بکشیم خواه ناخواه عده بسیار زیادی میان طرف ما.
چرا؟؟؟؟؟
چون میدونن انسان تمایل نداره مورد اشاره منفی جامعه قرار بگیره.
انسان دوست نداره تمسخر بشه؟
اونا میگن وقتی ما اکثریت جامعه رو طرف خودمون کنیم اگه یه نفر نخواد مثل بقیه باشه منزوی میشه و خود به خود این انزوا میکشونش طرف جامعه.
چیزی که الان تو همه جای این دنیا میشه دید.همین ایران ما چقدر از افراد فقط به خاطر اینکه از جمع دوستانشون ترد نشن میرن دنبال کارهای غیر اخلاقی؟چقدر به خاطر اینکه تمسخر نشن میرن دنبال این مسائل.
بله ما باید شخص رو قوی کنیم که خودش نره و.....اما شما چقدر میتونید همه رو قوی کنید؟چقدر میتونید افراد رو توی انزوا ببینید و بگید که توکلت به خدا باشه.توکل به خدا داشتن جای خودش اماباید تا جایی که میتونیم کاری کنیم که اکثریت جامعه و فضای جامعه طوری باشه که این شخص تو دین داشتن راحت تر باشه.
نه اینکه بگیم مگه ملاک اکثریت؟؟؟؟
دوست گرامی ملاک اکثریت نیست،اما شما نمیتونی تاثیر اکثریت رو روی زندگی تک تک افراد نادیده بگیری.
تحقیقات علمی تو این زمینه ،تاثیر اکثریت رو تایید میکنه.
شما یک شخص رو توی یگ جامعه فاسد قرار بده چند درصد احتمال داره این فرد فاسد بشه و چند درصد احتمال داره سالم بمونه؟
همینطور بالعکس.
جدا از این مسائل حتی ما توی احکام اسلام هم توجه به این تاثیر اکثریت بر اقلیت رو میبینیم.
روزی خواری در ملاء عام،یا حجاب،یا شکستن قبح گناه و....
میدونید فرق ما و غربیا چیه؟
غربیا طبق مباحث علمی به این مسئله رسیدن که اگه یک تفکر رو کم کم وارد ذهن فرد بکنی هم احتمال ماندگاریش بیشتر و هم احتمال اینکه اون شخص کاری رو که ما میخوایم انجام بده.اما ما چی؟میگیم تا اون شخص اون کار رو انجام نداده ما نباید به افکارش کاری داشته باشم و زمینه هایی که براش ایجاد میشه رو در نظر نمیگیریم.
میشینیم و کاری نمیکنیم تا اینکه طرف یک جرم انجام بده.

اما قسمت سوم بحثتون.
باز هم دارین جواب میدین و میگین باید به اون افراد گفت؟؟؟؟
دوست گرامی وقتی میگم واقعیت جامعه رو نمیبینید همینه دیگه.
اکثریت جوونها اون ازدواج رو پایان میدونن و پایان خوش میدونن.
چرا؟؟؟؟
چون تو جامعه و فضای جامعه این مسئله وجود داره.نه تو ایران بلکه تو تمام دنیا ازدواج یک امر شیرین هست.
بله اون مسائلی که شما میگی کاملا منطقیه اما دوست گرامی باز هم میگم شما افراد عادی رو که اکثریت جامعه رو تشکیل میدن رو نمیبینی.
اکثریت جامعه روی جو غالب تصمیم میگیرن.
جوونی که میره دوست میشه اصلا به مضرات دوستی فکر نمیکنه.اون فقط شیرینی اون لحظات رو میبینه.
حتی اگه صدتا مثال براش بیاری چون فضای جامعه به اون سمت هست اون خود به خود کشیده میشه به این مسائل.
هم فضای جامعه اونطوریه و هم اینکه نفس انسان این مسئله رو قبول میکنه.همین دو مورد کافیه که شخص وارد این مسائل بشه.بدون در نظر گرفتن عواقبش.
کسی که عواقب رو در نظر بگیره اصلا نیازی به امر به معروف و نهی از منکر نداره.چون خودش فکر میکنه.
اکثریت یک جامعه رو انسانهای عادی تشکیل میدن.چند بار این مسئله رو باید تاکید کرد؟؟
همین بحث پوشش رو که امروزه شده یک معضل ببینید.
خیلی از خانومها چون مانتو شده پوشش امروز جامعه،رفتن طرف مانتو.یک دختر جوون وقتی با چادر بیاد بیرون همه نگاها طرفشه،نگاهایی که اونو یک عقب مونده تصور میکنن.این بار سنگین این نگاها رو چند نفر میتونن تحمل کنن؟؟؟؟؟؟چند نفر باید ریزش کنن تا مثلا ما دلمون رو خوش کنیم به تعداد معدودی که آره اینا دیگه واقعا ....
دوستی هم همینه.وقتی طرف با دوری از این کار از جامعش ترد بشه و از جمع دوستان ترد بشه چقدر میتونه این انزوا رو طاقت بیاره؟؟؟
همه اینا رو دارم میگم که تاثیر یک جامعه رو روی شخص نشون بدم.
حالا شما میایی میگی باید به اون شخص گفت دوستی بده؟؟؟باید بهش گفت اگه ازدواج هم بکنن بعدش فلان میشه؟؟؟باید بهش گفت اکثریت ملاک نیست؟؟؟؟
اون شخص تحت تاثیر جامعش فقط شیرینی اون ازدواج رو میبینه و خیلیاشون برای این معضلاتی که شما برای بعد از ازدواج نام بردی مثلا برای خودشون یه سری اعمال مراقبتی انجام میدن.
میگن ما اگه طرفو نشناسیم میشه طلاق،پس دوست بشیم که بشناسیم.
میگن طرفمون رو امتحان میکینم،پس دوست میشیم.
میگن مگه کسایی که دوست نشدن طلاق نمیگیرن؟
مگه اونایی که دوست نشدن به مشکل نمیخورن؟
به جز تمام این مسائل نیاز عاطفی یک دختر یا پسر به جنس مخالف رو هم در نظر بگیرید که اینقدر قوی هست که شخص چشمش رو روی خیلی از مسائل ببنده.

حالا تصور کنید مراجع بگن این شرکت کردن اشکالی نداره،تاثیر مثبت تری میزاره یا اینکه بگن در صورت اطلاع از روش این کار اشکال داره.
حداقل اینطوری یک عده در برابر این روش نادرست با عملشون یک مقاومتی کردن و نشون میدن که اینکار کار درستی نیست.مثال همون دختر و پدرش.قبح اینکار برای عده ای حفظ میشه.اما الان...

yahya63
۱۳۹۰/۰۹/۱۵, ۱۴:۵۰
سرو سامان گرفتن دو جوان نيز همواره به معني ازدواج موفق نيست ، بله منكر اين مساله نيستم كه برخي از اين دوستي ها - البته درصد بسيار كمي - به ازدواج موفق هم منجر مي شود اما چه تضميني وجود دارد كه امروز دوستي دو جوان منجر به ازدواج موفق در آينده خواهد شد ؟ اين مساله علاوه بر گناهي كه دارد و با ازدواج اين دونفر هم از بين نميرود ، يك ريسك خطرناك است ، اگر يك جوان ملاك قضاوتش ، ازدواج چند درصد از اين دوستي هاست ، بگوييد به دادگاههاي خانواده و مشاوران خانواده مراجعه كند تا آمار آن درصد بسيار بالايي كه هم به ازدواج ختم نشده و هم به مشكلات روحي و عاطفي جدي براي جوانان و معضلات بي عصمتي براي دختران و خانواده هاي آنان منجر شده است را هم بدست آورد و اگر يك جوان با دانستن اين مسائل و با داشتن صدها چراغ بخواهد به بيراهه برود ، ديگر از عدم حضور شما در مراسم خواستگاري كاري بر نخواهد آمد ، زيرا او تصميم دارد اين مسير را بپيمايد .



خدایا شکرت.
در مورد خیلی از مباحث مطرحی بالاتر توضیح دادم.مسئله ای که اینجا اشاره کردین تاثیر عدم حضور هست.
ببین دوست عزیز من تو پست قبلی هم گفتم مسئله اصلی تاثیر من روی اون شخص نیست بلکه تاثیر روی الگو شدن و شکسته شدن قبح این کار هست.
اینکه روی اون فرد یا افراد دیگه چقدر تاثیر میزاره بر میگرده به گستردگی این کار.وقتی تمام افراد مذهبی این کار رو انجام بدن حداقل روی افراد دور و بر خودشون تاثیر داره.
یه مثال میزنم.
شاواش که همه جا عرف هست و همه دارن پرداخت میکنن رو که دیدید.
این کار طبق فتوای مراجع حرام هست.با اینکه خیلیا میدونن این کار حرام هست باز طبق عرف اینکار رو انجام میدن.اینو مرجع هم خوب میدونه اما باز این فتوا رو میده.حالا مرجع باید بگه چون من میدونم این کار تاثیر چندانی نداره پس حکمش رو هم نگم؟؟؟
اینجا هم همینه.شاید اینکار معضل رو کامل حل نکنه اما وقتی فتوای این کار داده بشه حداقل افرادی طبق فتوا عمل میکنن و این خود نوعی اعتراض به این روش انتخاب همسر هست.
اما حالا بگیم نه برید هر جور بود شرکت کنید اشکالی نداره.تو این عمل اعتراضی نهفتست؟؟؟؟
تاثیرش شاید فقط و فط روی مثلا دختر یا پسر جوون همون یه خانواده باشه اما باز هم تاثیر داره.حالا تصور کنید تمام مقلدین یک مرجع این مسئله رو رعایت کنن چندتا دختر و پسر جوون حتی فقط از همون خانواده ها این رو نشونه اعتراض میبینن و طرف این کار نمیرن و قبح این کار براشون حفظ میشه.
این همون مسئله ای هست که گفتم ،که غربیا روی ریزه کاریا کار میکنن تا فکر رو تو ذهن شخص نهادینه کنن.اما ما....
ما تو اسلام داریم مثلا یه خانوم بد حجاب رو دیدی حتی شده با اخم کردن و چشم اون رو نهی از منکر کن.شما به من بگو این کار مثلا چقدر تاثیر داره؟؟اما با همه تاثیر کمش اسلام روی این مسئله تاکید کرده.چون میدونه وقتی یه جوون با چندتا اعتراض این مدلی روبرو بشه روی ذهنش خیلی اثیر میزاره.این مسئله شرکت نکردن هم مثل همین هست.





مطمئن باشيد چنين جواني كه با اينهمه دليل و مثال و نمونه زنده و حاضر ، اصرار دارد با جنس مخالف دوستي كند ، حاضر نشدن شما در يك مجلس خواستگاري ، برايش مانع ايجاد نخواهد كرد و توجيهاتي كه شما از قبل حضور تان در مجلس خواستگاري مذكور داريد ، براي او بهانه و توجيه و دست آويزي است تا به وساوس نفساني اش جامه عمل بپوشد و اينها صرفا توجيهي براي عمل نادرستي است كه وجدانش هم به غلط بودن آن گواهي ميدهد . آيا همين آقايي كه اين مساله را دال بر مجاز بودن دوستي و منجر شدن به ازدواج ميداند ، حاضر است خواهرش را آزادانه به دوستي با پسري براي ازدواج تشويق كند ؟ يا دختر خانمي كه اين مساله را دال بر ازدواج ميداند آيا حاضر است با پسري ازدواج كند كه قبلا دوستيهاي متعدد داشته ؟ و اگر حاضر باشد آيا به اين چنين مردي مي شوداعتماد كرد ؟
يقينا نه وجدان نه دين و نه عرف ، چنين روابطي را صحيح نميدانند و اساسا وقتي مي شود از راه مطمئن تري به اين نتيجه رسيد چه لزومي وجود دارد كه به اين راه پر مخاطره بيانديشيم مگر اينكه تمايل داشته باشيم بر اساس خواسته نفساني قدم برداريم و آنگاه براي فرار از بازخواست جامعه ، آنرا امري متعارف جلوه دهيم .
ادامه دارد ...

باز هم مسئله اون جوون رو گفتید.من بارها گفتم تاثیر روی افراد دیگه خیلی بیشتر هست تا تاثیر روی خود اون فرد.اگه پدر همون پسر تو مورد مشابه همین رفتار رو قبلا انجام داده بود چه بسا پسرش طرف این مسائل هم نمیرفت.بنده نگفتم سنگ بندازیم جلو پاش گفتم تو مراسمش شرکت نکنیم.کسی هم ادعا نکرد که با شرکت نکردن اون شخص از ازدواج با اون دختر منصرف میشه بلکه ادعا اینکه با این کار اون فرد متوجه میشه که اکثریت با این کارش مخالفن حتی نزدیکانش.اما وقتی با خوشی و خرمی برن براش خواستگاری کجا این فکر به ذهنش میرسه که مثلا اقوام با این کار من مخالفن؟؟؟
من تو پست قبلی هم گفتم کسی که پشیمون باشه از این دوستی و بخواد بره برای ازدواج باید کمکش کرد اما بحث ما سر کسی هست که اصلا این کار رو اشتباه نمیدونه.وقتی شما برای مراسمش نری حداقل یه تلنگر به اون فرد میخوره که نکنه واقعا کار من اشتباست.
این تلنگر با رفتن میخوره یا با اعتراض و نرفتن؟
تازه این اون تاثیر کمی هست که گفتم روی فرد میزاره.
بحث اصلی روی الگو شدن این کار برای افراد دیگه هست.
باز هم میگم شما متاسفانه همه جامعه رو عالم میدونید و میگید وقتی این همه دلیل رو بدونه و بره....
دوست گرامی خیلی از افراد نمیتونن این مسائل رو کنار هم قرار بدن و طبق فضای جامعه پیش میرن.وقتی شما با نرفتن و اعتراض به این کار فضا رو به سمت نقد این روش ببری اون اشخاص هم باز طبق جو حاکم عمل میکنن.
کسی ادعا نمیکنه اینکار باعث میشه این معضل اخلاقی توی جامعه حل بشه.ادعا روی تاثیر هست.یعنی اینکار با کارهای دیگه جمع میشه و تاثیر میزاره.
باز هم همون مسئله غرب،غربیا روی کوچکترین مسئله دقت میکنن تا نتیجه بگیرن،اونا میدونن تمام مسائل ریز هست که ذهنیت و ضمیر ناخودآگاه یک شخص رو میسازه ، اما ما....
البته تو قرآن ما روی ریزه کاریها به شدت کار شده.مثلا دنبال نکردن گام به گامهای شیطان، و...
یا تو روایات که یک موردش رو مطرح کردم در مورد اخم کردن و...
اما نمیدونم مشکل کجاست که تو این مسائل اینطور کوتاهی میکنیم.

ما بقی پسستون هم اصلا ربطی به بحث نداره،شما دارید بنده و اون شخص رو موئظه میکنید.که این کار بده ،خوب نیست این اثرات رو داره و....بحث سر بد و خوب بودن دوستی نیست.که هم من میدونم کار درستی نیست و هم شما.بحث بر سر اعمال من و شما و تاثیر این اعمال روی جامعست.

به نام خدا

ببينيد برادر بزرگوار !بنده هم با شما موافقم كه اين مساله ي ارتباط و دوستي با جنس مخالف دارد به يك عرف تبديل ميشوداما عرض بنده كه شما به اون توجه نميفرماييد اين است كه ريشه ي اين عرفي شدن ، ريشه ي اين رفتار نادرست اجتماعي را بايد در جاي ديگر جستجو نمود ، جوانهايي هم كه اين كار يك فرد مذهبي را - يعني شركت در مراسم خواستگاري اين دو نفر را - حمل بر صحت و تاييد اين كار توسط فرد مذهبي ميكنند ، براي سرپوش نهادن بر نفسانيات خود و براي توجيه آن و جهت شريك جرم پيدا كردن است كه به اين توجيهات متوسل مي شوند وگرنه چرا در مثال نماز ميت بر جنازه جواني كه خود كشي كرده ، نماز يك روحاني را حمل بر تاييد خودكشي نميكنند ؟ لطفا دقت بفرماييد ، بسيار واضح و روشن است زيرا در آنجا خودكشي براي اين جوانان تنفر آور است ، لذا ميان كار روحاني و خودكشي جوان ، هيچ ارتباطي نميبينند حتي اگر كسي چنين ادعايي هم بكند به او اعتراض ميكنند كه اول او خودكشي كرده بود و نماز ميت اين روحاني ، هيچ دخلي و ارتباطي به خودكشي او ندارد و هيچ تاييدي بر خودكشي او نيست اما در مثال مورد بحث ما ، به دليل اينكه برخي جوانان مايل به ايجاد ارتباط با جنس مخالفند ، هر حركتي از جانب افراد معتبر جامعه را حمل بر تاييد اين دوستي تلقي ميكنند اصلا چرا راه دور برويم ، حتي صحبت كردن كاملا رسمي و در چارچوبه شرعي دو نامحرم مذهبي را هم برچسب دوستي ميزنند و حتي برايشان تهمت زدن به ديگران هم مهم نيست براحتي ميگويند مگر فلاني و فلاني با هم دوست نيستند ؟ درحالي كه ارتباط دو فرد مذهبي كه در چارچوبه كاملا شرعي و اسلامي و اساسا ارتباط كاري است چه ربطي به دوستي با جنس مخالف دارد ؟ اينها تماما دست آويزها و بهانه هايي است براي توجيه آن نفسانيات و هواي نفسي كه در تمايل به ارتباط با جنس مخالف وجود دارد .

دوست عزیز کی اینجا ادعا کرد که ریشه اینطور مسائل بر میگرده به شرکت کردن و یا نکردن در مراسم خواستگاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کی گفت اگه شرکت کردن نباشه دیگه کسی دوست نمیشه و....
دوست عزیز تر از جان،بحث روی تاثیر این کار هست حتی تاثیر بسیار بسیار اندک.وگرنه من هم میدونم ریشه جای دیگست.
اگه بحث شما رو بخوایم تو مسائل دیگه هم وارد کنیم اصلا چرا باید به یک خانوم بگیم مثلا حجاب داشته باش؟؟؟؟
ریشه بد حجابی اون خانوم به گفتن و نگفتن من نیست!!!اون به خاطر عقده های روانی و ....به این بد حجابی رسیده!!!
اینطور استدلال منطقیه؟؟؟
این استدلال شما آدم رو یاد کسانی میندازه که میگه دزد رو نگیرید برید ریشه رو درست کنید!!!
به بد حجاب حرف نزنید برید ریشه رو درست کنید.
در صورتی تمام این عوامل باعث میشن که یک مسئله حل بشه.
وقتی شخص تو جامعه ،مدرسه و...بشنوه که مثلا دوستی کار درستی نیست و این مسئله براش قبح داشته باشه و تو خانواده هم ببینه که پدر و مادرش تو این مسئله بسیار حساس هستن و براشون این کار قبیح هست و تو این مراسمها شرکت نمیکنن،تمام این عوامل باعث میشه شخص این عمل براش قییح بشه.
یعنی جمع این اعمال باعث میشه که این مسئله قبیح بمونه و اینطور روز افزون نشه.
اما وقتی هر کس بگه آقا مشکل جایه دیگست به من و عمل من ربطی نداره،میشه جامعه امروز.وقتی طرف براش مهم نیست که مثلا فلان کس از چه روشی انتخاب همسر کرده باشه و میره تو مراسمش شرکت میکنه چطور میشه فهمید و چطور میشه این مسئله رو برای فرزند اون شخص توضیح داد که این کار برای پدر و مادر شما یا برای فلانی یا برای افراد مذهبی قبح داره.این کار از نظر اونا رد شدست.
دیگه چجوری باید توضیح بدم نمیدونم.
به خدا اگه با یک روانشناس امروزی صحبت کنید متوجه میشید که فرزند یه خانواده یا مثلا افراد جوونتر چطور الگو برداری میکنن.
اصلا نمیرن به طرف بگن که تو الگوی منی،فقط نگاه میکنن و الگو میگیرن.
تمام این مسائل روی ذهن شخص تاثیر میزاره و ذهنیتش رو نسبت به یک کار تشکیل میده.




ريشه اين امر هيچ كدام از اين مسائل نيست . ريشه در خانواده است ، ريشه در تربيت ديني و اعتقادات و باورها و ميزان تقيد يك جوان به اين امر است ، چرا جوانهاي مذهبي و متعهد از حضور يك فرد مذهبي در جلسه خواستگاري اين دونفر ، چنين تلقي ايي برايش حاصل نمي شود ؟ ريشه در ريزش قبح برخي امور در جامعه است ، ريشه در القاء محرمات در قالب تغيير ات پيشرفته اجتماعي از وضع سنتي است . ريشه در ضعف ايمان است نه از حضور يك فرد مذهبي در يك مراسم خواستگاري كه امري حلال است . اين برداشت ، يك مغالطه است و اگر در ميان جوانان شيوع هم بيابد ، بايد مغالطه را حل كرد نه اينكه از طرفي به آن دامن زد و از طرف ديگر از ريشه اصلي غفلت نمود .
در بحثهاي جامعه شناسي هم ريشه معضل وناهنجاري را يافته و مورد هدف قرار ميدهند ، عرف شدن يك ناهنجاري و تغيير باورهاي جامعه محركي بسيار بسيار قوي تر از اينها لازم دارد . البته منكر اين نيستم كه افراد مذهبي جامعه در عرف شدن يك هنجار يا يك ناهنجاري به دليل قبول عام ، پتانسيل بالايي دارند اما مورد مذكور شما ، يك مغالطه است به جاي يك غلط .خواهشمندم توجه بفرماييد .
دوست گرامی باز هم میگم اینکه ریشه چیه و این ریشه این مسائل نیست،بنده ادعایی نکردم که این عمل ریشه اینکار هست.
این که گفتین چرا جوونهای مذهبی اینطوری فکر نمیکنن باید بگم که دوست عزیز بنده چندین بار گفتم شما نمتونی یک جامعه رو اینطوری ببینی،چون اکثریت یک جامعه عوام هستن،افرادی که نه اهل تفکر هستن و نه مثل جوون مثالی شما مذهبی.
گفتین قبح،دقیقا این مسئله هم قبح شکنی میکنه.
توی جامعه شناسی ریشه رو پیدا میکنن اما عوامل موثر رو هم بررسی میکنن.تا تمام جوانب در نظر گرفته بشه.دقیقا مثال همون ،بد حجاب رو نگیرین.بهش اخم نکنید چون ریشش جای دیگست.
دین ما به ما میگه باید با هر روشی شده امر به معروف و نهی از منکر بکنید.حتی با اخم کردن.در صورتی که تاثیرش حتی بسیار ناچیز باشه.اما وقتی جامعیت پیدا کنه تاثیر میزاره.
خواهشا واقعیت جامعه رو ببینید.

در آخر به نظر دوستان کدوم جمله درست تر هست؟
اگه از روش شخص در انتخاب همسر اطلاع دارید(از روش دوستی)شرکت کردن در مراسم جایز نیست.
بدون توجه به روش انتخابی در مراسم شرکت کنید.

کدوم یکی از این جمله ها بار نفی این کار رو داره و نوعی اعتراض رو نشون میده؟؟؟؟؟خواهش میکنم منصف باشید

هدی
۱۳۹۰/۰۹/۲۳, ۰۹:۲۳
به نام خدا
با سلام

بهرت نیست به جای اینکه مثال پشت مثال بیاریم که یک مثال رو توضیح بدیم؟من تو پست قبلیم مثال دزد و کار خیر رو زدم.اما شما بدون توجه به اون مسئله از کنارش گذشتین.چون جوابش کاملا مشخص بود.
بزرگوار منصف باشيم ، من مثال پشت مثال نياوردم فقط براي اينكه شما را در جريان آنچه در ذهن دارم قرار دهم مثالي كه مناسب تر بود انتخاب كردم كه الحمدلله آنچه ميخواستم واقع شد و خودتان در ضمن بحث به آن اذعان نموديد - حالا عرض خواهم كرد - لذا براي روشن تر شدن آنچه منظور من است به مثال جديد متوسل شدم و گمان كنم صرفا همين يك مثال را در كل اين صفحات زدم نه مثال پشت مثال .

دوست گرامی مثال شما به هیچ وجه (همونطور که خودتون هم تو ادامه بحث عنوان کردین)به موضوع بحث ارتباطی نداشت.
نقل قول بزنيد و عرض بنده را نشان بدهيد لطفا . من كجا عرض كردم ارتباط نداشت ؟ اگر ارتباط نداشت كه مثال نميزدم بزرگوار .

مرگ یک مسئله ای که مسلمان و غیر مسلمان ازش تنفر دارن.
احسنت بنده هم ميخواستم شما دقيقا به همينجا برسيد و همين مساله را اعتراف كنيد .
برادر گرامي مثال من با مساله شما هيچ تفاوتي نداشت الا در همين يك مورد ، اينكه بنده دائما در پاسخ هايم متذكر اين معنا شدم كه آنچه شما ميفرماييد و آنچه تاكيد داريد كه جوانهاي ديگر از اين ازدواج برداشت ميكنند ،از نفسانيات و شهوات برخاسته است نه از حضور شما يا يك فرد مثلا مذهبي در چنين مجلسي .
مثال من هم همين بود ، يك روحاني بر يك ميتي كه خودكشي كرده ، نماز ميت مي خواند جالبتر اينكه در دعاي دستش ميگويد : اللهم لا نعلم منه الا خيرا - از او جز خوبي و خير نمي شناسيم- سوال من اين بود كه چرا جوانهاي ديگر از اين مساله منتقل نمي شوند به اينكه خودكشي كار خوبي است و مورد تاييد روحانيون است تازه برايش نماز ميخوانند و در قنوت نماز از او تعريف هم ميكنند ، پس ما هم هر وقت زندگي فشار و سختي داشت ، برويم و خود كشي كنيم ، اگر خودكشي كار بد و خلاف شرعي بود كه يك روحاني بر جنازه فلاني نماز نميخواند و از او تعريف نميكرد !
خواهش ميكنم موارد مثال من را با مساله خودتان تطبيق دهيد ، آنگاه پاسخ بفرماييد .
برادر بزرگوار ! كسي از كار روحاني به جايز بودن خودكشي منتقل نمي شود چون مرگ و خودكشي ذاتا امري تنفر آور است وگر نه طبق توضيح شما از مساله ازدواج دوست دختر و پسر ، بايد ميگفتيم هيچ فرد مذهبي و روحاني نبايد بر جنازه كسي كه خودكشي كرده نماز بخواند تا همان عده اي هم كه خودكشي را مباح ميدانند سراغش نروند و اين مساله در جامعه ، ريشه كن شود يا به حداقل برسد .
در اينجا شما اين را نميگوييد چون انسانها ذاتا از مرگ متنفرند و اگر كسي كار روحاني را بخواهد دليل بر جايز بودن خودكشي بگيرد هزار تا دليل براي او مي آوريم اما در مساله دوست دختر و پسر نميتوانيد بپذيريد كه همين شرايط آنجا هم برقرار است ، كار روحاني يا فرد مذهبي ، دليل بر تاييد دوستي دختر و پسر نيست همانطور كه در آنجا دليل بر تاييد خودكشي نبود در انجا كسي كار روحاني را به حساب تاييد خودكشي نميگذارد چون ذاتا خودكشي تنفر اور است اما اينجا ميگذارد چرا ؟ در هر دو مورد كه مساله يكي بود ؟ چرا در اينجا كار روحاني يا فرد مذهبي دليل بر جواز دوستي دختر و پسر محسوب مي شود اما در آنجا دليل بر جواز خودكشي محسوب نمي شود ؟ چون دوستي با جنس مخالف از شهوات و نفسانيات است و فرد به دنبال توجيهي براي موجه جلوه دادن نفسانيات خود است وگرنه چه فرقي بين كار روحاني در خودكشي و نماز ميت و بين دوستي قبلي دختر و پسر و خواستگاري امروز است ؟ لطفا با دقت شرايط هر دو مساله را بسنجيد بعد قضاوت كنيد ، در هر دو مورد فرد مذهبي در كاري وارد شده كه قبلش گناهي صورت گرفته ، اما در يكي ما آنرا دليل بر تاييد كار ميدانيم اما در ديگري خير .پس مساله مربوط به نفس ماست نه كار روحاني ، در انجا كاري به كار روحاني نداريم چون دوست نداريم خودكشي كنيم ، در اينجا مسئوليت مساله را بر روحاني حمل ميكنيم چون ميخواهيم با جنس مخالف دوستي كنيم و دنبال موجه ساختن و عادي سازي آن هستيم . پس هر چه هست از نفس ماست و به آن باز ميگردد نه به كار روحاني و مذهبي . باز هم خواهش ميكنم دقيق به عرايض بنده عنايت بفرماييد .

مسافر زمان
۱۳۹۰/۱۱/۰۶, ۰۰:۲۵
سلام

من با یک نفر دوست بودم

اون خیلی اسرار داشت که با هم ازدواج کنیم ولی من از اونجایی که میدونستم آخرش به خوبی نمیشه گفتم نه

و بعد از هم جدا شدیم

پشت سر من ازم خیلی بد گفت

ولی من تحمل کردم تا خوشبخت بشه

چون میدونستم ازدواج از راه دوستی خوشبختی نمی آره

بنظرتون کار بدی کردم ؟

هدی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۸:۲۸
به نام خدا
با سلام

سلام

من با یک نفر دوست بودم

اون خیلی اسرار داشت که با هم ازدواج کنیم ولی من از اونجایی که میدونستم آخرش به خوبی نمیشه گفتم نه

و بعد از هم جدا شدیم

پشت سر من ازم خیلی بد گفت

ولی من تحمل کردم تا خوشبخت بشه

چون میدونستم ازدواج از راه دوستی خوشبختی نمی آره

بنظرتون کار بدی کردم ؟

اساس دوستي با جنس مخالف بر خلاف آموزه ها و فرامين قرآني است :
...فانكحوهن باذن اهلهن وآتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات ولا متخذات اخدان...( نساء/25)
پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست‏گيران پنهانى نباشند
...والمحصنات من المومنات والمحصنات من الذين اوتوا الكتاب من قبلكم اذا آتيتموهن اجورهن محصنين غير مسافحين ولا متخذي اخدان ... (مائده/5)
و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانى كه پيش از شما كتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهايشان را به ايشان بدهيد در حالى كه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوست‏ خود بگيريد
بنابراين دوستي با جنس مخالف از اصل و اساس مغاير حكم خداوند است .
بهترين و پسنديده ترين كار در مواقعي كه يك پسر جوان يك دختر جوان را مي پسندد اين است كه جهت ازدواج اقدام نموده و خانواده اش را براي صحبت با خانواده دختر بفرستد . اين مطمئن ترين و بهترين راهكار است .

هدی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۸:۳۰
مشاركت در فعل حرام
پرسش :آيا از نظر شرعی و منطقی صحيح است كه در مراسم خواستگاری دو نفر كه قبلا با هم دوست بودند، شرکت کرد؟کمک کردن به ازدواج این افراد نشان دهنده این هست که کار حرام هم مي شود به نتيجه خوب ختم شود. ضمن اينكه براي ساير جوانان نيز بد آموزي دارد زيرا تصور مي كنند كه اگر با جنس مخالف دوست شوند اقوام هم در به ثمر رسيدن دوستي انان كمك خواهند كرد .
پاسخ : اگر فرد مذهبي در ارتباط حرام آنها كمكي كند مثلا وساطت براي ايجاد ارتباط يا وساطت براي خبر بردن و آوردن بين آنها يا مثلا قرض دادن اتومبيل و ... براي ايجاد اين ارتباط و ... باشد حرام است اما اكنون اين دو نفر مي خواهند ازدواج كنند و ازدواج حرام نيست ، كار امروز اين فرد مذهبي و كمك نسبت به ارتباط جديد - يعني ازدواج - ربطي به كار ديروز و تاييد كار ديروز اين دو نفر نيست ، ديروز آنها مربوط به خودشان است اگر توبه نكنند گناهشان تا قيامت هم محفوظ است حتي اگر زن و شوهر هم بشوند گناه ارتباط قبلي كه نامحرم بودند محفوظ است اين ربطي به فرد مذهبي كه در امر ازدواج امروز آنها مشاركت داشته ، ندارد او در ايجاد يك امر مشروع وساطت مي كند و بر اساس نظر فقها نيز هر چند نوع ارتباط نامشروع و حرام بوده اما ازدواج با چنين زني مجاز است .
دوستي آنها مربوط به قبل است اما امروز بحث ازدواج است فرد مذهبي كه به ادامه ارتباط حرام آنها كمك نمي كنيد بلكه به ازدواج آنها كمك مي كنيد كه آنهم جايز است .
جوانان ديگري كه تصور مي كنند به ورطه دوستي با جنس مخالف بيافتند و بعد هم دوستي شان ثمر مي دهدآيا مايلند حرام خدا را مرتكب شوند ؟ و ارتباط دوستي با زني برقرار كنند ؟ در اينصورت چنين شخصي كه حرام و گناه را كوچك مي شمارد ، وساطت يك فرد مذهبي دراين امر خير را بهانه اي براي توجيه گناه خويش قرار داده است. او گناه را سبك مي شمارد و بايد در عقايدش تجديد نظر كند .

هدی
۱۳۹۱/۰۴/۲۱, ۰۹:۱۳
پرسش : ازدواج دو دوست موجب می شود که افراد دیگر هم جا پای این افراد بگذارند تصور كنند دوستي هم نتيجه خوب ببار مي آورد اما وقتی این دوستي به نتیجه نرسد يا از طرف اقوام تحريم شود جوانان هم گرد این مسائل و این روش نمی روند! حداقل کاری که ما می توانیم انجام دهيم این است كه به اين نوع ازدواج ها کمک نکنیم، چون کمک کردن به این افراد تاييد كار و روش آنهاست.اما وقتي شما با عدم شركت در اين نوع خواستگاري ها اعتراضتان را نشان مي دهيد حداقل قبح اين مساله شكسته نمي شود . بنظر مي رسد مشاركت افراد مذهبي و اقوام در اين نوع مراسم خواستگاري موجب قبح شكني و كمك به اشاعه آن مي شود .
پاسخ : قبل از اينكه به پاسخ اصلي يك مثال:
ببينيد فردي كه خودكشي مي كند و از دنيا مي رود مرتكب حرام شده است ، چه كسي بر اين فرد نماز ميت مي خواند ؟
- يك روحاني - فرض كنيد يك روحاني جليل القدر -
- در نماز ميت چه ميگويد ؟
- اللهم اغفر لهذا الميت - اللهم لا نعلم منه الا خيرا و ...
اين فرد بوسيله حرام از دنيا رفته ، الان هم يك فرد مذهبي بر او نماز مي خواند و در نمازش هم براي او طلب استغفار مي كند ، خيل عظيمي از افراد چه مومن و چه غير مومن براي او استغفار مي كنند.
آيا به دليل اينكه يك فرد مذهبي و يك روحاني جليل القدر بر اين فرد نماز خوانده و در كفن و دفنش هم فرضا شركت نموده يا حتي برايش نماز ليلة الدفن خوانده ، تمام جواناني كه در تشيع جنازه و ختم اين فرد شركت كرده اند ، تشويق مي شوند بروند و خودكشي كنند ؟ به دليل اينكه يك روحاني جليل القدر در مراسم تشيع يا كفن و دفن وي شركت كرده است ، كسي به ذهنش خطور مي كند كه پس از نظر اين روحاني ، خودكشي كار درستي است ؟ پس من بعد ما هم برويم و خودكشي كنيم ؟ !
مسلما خير
آيا كسي استدلال مي كند كه اگر خودكشي كار درستي نبود ، فلان روحاني در نماز و تشيع اين فرد شركت نمي كرد ؟ پس ماهم برويم و خودكشي كنيم و فلان روحاني يا امثال او بيايند و بر ما نماز بخوانند ؟ !
باز مي گرديم به مطلب شما :
دختر و پسري رابطه دوستي با هم دارند - مقدمات حرام - يك فرد مذهبي در خواستگاري اين دو نفر شركت مي كند - كار حلال - چرا افرادي بايد به اين نتيجه برسند كه پس دوستي پسر و دختر مشكلي ندارد ماهم برويم و با جنس مخالف دوست شويم و نهايتا هم ازدواج كنيم و اين فرد مذهبي هم در خواستگاري ما حضور مي يابد و مشكلي نيست ؟
در مثال اول ، به دليل اينكه خودكشي امري انزجار آور است و افراد به حيات و ادامه زندگي تمايل دارند ، كار تشيع و نماز يك روحاني را به حساب تاييد خودكشي نمي گذارند .
اما در مثال دوم برخي افراد - همان افرادي كه به نظر شما برداشتشان اين است كه پس دوستي دختر و پسر مشكلي ندارد - به دليل اينكه به دوستي با جنس مخالف رغبت و تمايل دارند ، به دنبال توجيهي براي موجه جلوه دادن اين ارتباط هستند ، در واقع به دليل اينكه نميتوانند مقابل وساوس نفس مقاومت كنند و تمايل قلبي به ايجاد اين ارتباط دارند به دنبال دليلي براي موجه جلوه دادن كار خودشان هستند وگرنه چرا فرضا حضور همان روحاني را دليل بر موجه دانستن خودكشي نمي دانند و نمي روند خودكشي كنند ؟!
بنابراين تا جايي كه فعل ما كمك مستقيم به ظلم يا گناهي نباشد ، نه گناه و نه اشاعه آن محسوب نمي شود .
وانگهي در پاسخ جواناني كه تصور مي كنند دوستي با جنس مخالف مشكلي ندارد و اينهمه جوان دوست شده اند و ازدواج كرده اند و ازدواجشان به ثمر رسيده است بايد گفت
اول اينكه كثرت نشانه حقانيت نيست بسا حق در اقليت باشد دليل بر حق بودن كار اكثريت نيست . دوم اينكه ما در مناسبات اجتماعي بايد ببينيم بعنوان مسلمان دستور و فرمان خداوند چيست ؟ نه اينكه ببينيم اكثريت چه مي كنند و آنرا نشانه حقانيت تلقي كنيم .
سوم اينكه در به نتيجه رسيدن دوستي هاي جنس مخالف بحث و گفت بسياري وجود دارد زيرا درصد بسيار زيادي از اين دوستيها پس از متضرر شدن يكي از دو طرف يا هردو ناكام مي ماند وانگهي در خصوص آن عده كمي هم كه به ازدواج منجر مي شود باز هم دچار ريزش شده و طيف وسيعي از ازدواجشان راضي نيستند حال يا به جدايي ختم مي شود و يا به سوختن و ساختن مي انجامد . پس اين صحبت كلي كه هر كس با جنس مخالف دوست بود و ازدواج كرد ، دوستي اش به ثمر رسيده است صحبتي ناصحيح و از جهات بسيار ، مخدوش است . مضاف بر اينكه راه اين ازدواج سالم و موفقيت آميز را مي شود از راه ديگر و مطمئن تري طي نمود و لازم به اين همه مخاطره و گناه مضاعف نيست . نتيجه منفي و ضرر بار اين دوستي ها به مراتب و به گواه اعتراف تمامي مشاوران خانواده و موارد بسيار زيادي كه به آنها مراجعه مي شود ، بسيار بسيار بيشتر از نتيجه اي است كه برخي جوانان تصور مي كنند .
پرسش:چرا شما به جامعه شناسی توجه نمی کنید؟ اصلا دقت نمی کنید که یک پدیده اجتماعی باعث خیلی از مسائل ديگر مي شود.چرا منتظرید یک پدیده که نتیجه اش با جامعه شناسی مشخص است اول به یک مشکل تبدیل شود و بعد بگويید که این کار حرام است یا ....
پاسخ : بنده هم با شما موافقم كه اين مساله ي ارتباط و دوستي با جنس مخالف دارد به يك عرف تبديل مي شود اما آنچه كه شما به آن توجه نمي فرماييد اين است كه ريشه ي اين عرفي شدن ، ريشه ي اين رفتار نادرست اجتماعي را بايد در جاي ديگر جستجو نمود ، جوانهايي هم كه اين كار يك فرد مذهبي را - يعني شركت در مراسم خواستگاري اين دو نفر را - حمل بر صحت و تاييد اين كار توسط فرد مذهبي مي كنند ، براي سرپوش نهادن بر نفسانيات خود و براي توجيه آن و جهت شريك جرم پيدا كردن است كه به اين توجيهات متوسل مي شوند وگرنه چرا در مثال نماز ميت بر جنازه جواني كه خود كشي كرده ، نماز يك روحاني را حمل بر تاييد خودكشي نمي كنند ؟
ريشه اين امر هيچ يك از اين مسائل نيست . ريشه در خانواده است ، ريشه در تربيت ديني و اعتقادات و باورها و ميزان تقيد يك جوان به اين امر است ، چرا جوانهاي مذهبي و متعهد از حضور يك فرد مذهبي در جلسه خواستگاري اين دونفر ، چنين تلقي ايي برايش حاصل نمي شود ؟
اين برداشت ، يك مغالطه است و اگر در ميان جوانان شيوع هم بيابد ، بايد مغالطه را حل كرد نه اينكه از طرفي به آن دامن زد و از طرف ديگر از ريشه اصلي غفلت نمود .
در بحثهاي جامعه شناسي هم ريشه معضل وناهنجاري را يافته و مورد هدف قرار مي دهند ، عرف شدن يك ناهنجاري و تغيير باورهاي جامعه محركي بسيار بسيار قوي تر از اينها لازم دارد . البته منكر اين نيستم كه افراد مذهبي جامعه در عرف شدن يك هنجار يا يك ناهنجاري به دليل قبول عام ، پتانسيل بالايي دارند اما مورد مذكور شما ، يك مغالطه است نه يك غلط.

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۷/۲۹, ۱۰:۰۷
http://mojarradha.astanemehr.ir/DesktopModules/FAQs/showFAQ.aspx?ItemId=529&mid=291

azarbooyeh
۱۳۹۲/۰۷/۳۰, ۱۸:۳۹
داستان پیچیده هست ..... اگر در آینده خدایه نکرده با هم مشکل جدی پیدا کنن و تو سر هم بزنن که تو چشات هرز بود که من رو تو خیابون دیدی و .... یا بعدا به همدیگه شک بکنند که نکنه عروس خانوم هنوز روابط قبلی خودش رو با دوس پسر هاش داره و ....... نتونند و .... طلاق بگیرند هزار تا حرف درست میکنند که فلانی براش رفته بود خواستگاری و ......
داستان خیلی پیچیده هست و محدود به زمان و مکان خواستگاری نمیشه ..... به نظرم استخاره بگیرید

هدی
۱۳۹۲/۱۱/۲۹, ۲۰:۴۶
پرسش:
شخصی رو می شناسم که با یک دختر خانوم دوست بود.بعد از مدتی دوستی تصمیم گرفتن که ازدواج کنند. می خواهم بدانم از نظر شرعی و منطقی درست است که در خواستگاری این شخص شرکت کرد؟
آیا کمک به موفقیت برای این ازدواج با توجه به این که طرفین از کار خودشان پشیمان نیستند و دوستی را بد نمی دانند، جایز هست؟ آیا کمک به این مسئله باعث نمی شود که این نوع انتخاب همسر درست شمرده بشود و جوان های دیگر الگو برداری کنند.؟

پاسخ:
اگر خانواده هر دو طرف راضی هستند و به جهت مشاوره نيز مشكلی در اين ازدواج وجود ندارد ، حضور شما تعيين كننده نيست بلكه در جهت برگزاری مراسم خواستگاری است ضمن اين كه اين امر مهم را در نظر داشته باشيد كه اين دو فرد می خواهند اين ارتباط حرام - هر چند خودشان آن را حرام ندانند اما فی الواقع حرام است - را به يك ارتباط مشروع و حلال تبديل نمايند كه اين ارتباط مشروع مورد تاييد و تاكيد شرع است مسلّما كساني كه شما را به عنوان فردي متدين می شناسند متوجه اين مساله هستند كه حضور و كمك شما به شكل گيری اين ازدواج ، كمك به امر مقدس ازدواج و جلوگيری از يك امر حرام است زيرا آن چه شما به پيش آمدنش كمك می كنيد ، ازدواج حلال و اتمام يك ارتباط نادرست است كه اين مساله هم از نظر شرع مقبول است.

اما اين كه دختر و پسر قبول ندارند كه ارتباطشان حرام بوده و غير شرعی، و از اين بابت هم پشيمان نيستند، اين گناهي است كه بر عهده و گردن خودشان است و تا زماني كه توبه و استغفار نكنند بر جای خود باقی است.
قران كريم در موارد متعددي دوستي با جنس مخالف يا صحبت ها و قرارهای پنهانی با جنس مخالف و صحبت های خارج از محدوده شرعی را نهی نموده است: «ولا جناح عليكم فيما عرضتم به من خطبه النساء او اكننتم في انفسكم علم الله انكم ستذكرونهن و لكن لا تواعدوهن سرا الا ان تقولوا قولا معروفا»؛ و درباره آن چه شما به طور سر بسته از آنان [در عده وفات] خواستگارى كرده يا [آن را] در دل پوشيده داشته ‏ايد بر شما گناهى نيست‏ خدا می ‏دانست كه [شما] به زودى به ياد آنان خواهيد افتاد ولى با آنان قول و قرار پنهانى مگذاريد مگر آنكه سخنى پسنديده بگوييد.(1)
«فانكحوهن باذن اهلهن و آتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان»؛ پس آنان را با اجازه خانواده‏ شان به همسرى [خود] درآوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آن كه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست‏گيران پنهانى نباشند.(2)

اين آيات شريفه به وضوح ارتباط با جنس مخالف را نهي نموده است لذا ارتباط فرد مورد نظر با خانمي نامحرم اگر خارج از چارچوب شرع بوده باشد حرام است اما اين مساله مربوط به قبل از خواستگاري مي شود و حضور ديگران در مراسم خواستگاري و ازدواج، تاييد فعل حرام قبل از خواستگاري نيست زيرا حضور اين افراد براي شكل گيري يك امر حلال است .

__________
(1) بقره/ 235.
(2) نساء/ 25.