PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ▐♥^♥^♥▐به‌ مناسبت 20 مهر، روز بزرگداشت لسان الغيب حافظ شيرازي▐♥^♥^♥▐



║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۰۲:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97164832672797690648.jpg

روزبزرگداشت حافظ

حافظ یکی از مفاخر ماست، خیابانها، مکانها،
ساختمانها و تالارهایمان به نام اوست،
دیوانش از جمله پرفروش ترین کتابها در ایران است،

حافظ، از افتخارات شعر و ادب و جامعه پارسی و ایرانی است.
او ده ها جلد مثنوی و دیوان و قصاید ندارد!
او صدها هزار بیت غزل و شعر ندارد! حافظ تنها یک دیوان غزل دارد.
غزل هایی زیبا، زمینی و ماندگار!




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44555581079302131495.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۰۲:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79581997456175895011.jpg





دلا دیدی كه آن فرزانه فرزند
چه دید اندر خم این طاق رنگین؟





به جای لوح سیمین در كنارش

فلك بر سر نهادش لوح سیمین





او رگ خواب ایرانی را خوب می داند. عشق و یار و باده و رند و... .
صحبت او از رند خود داستانی است.

حافظ نه جامعه شناس و روشنفکر که روایتگر خوب زمان خویش است!
در کنار عشق و یار و خمار، او روایتگر دورویی ها،
نفاق، کاستی ها و انحرافات جامعه زمان خویش است.
به قول یک بزرگ، او نه یک انسان کامل که کاملا انسان است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44555581079302131495.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۰۳:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22492825245831362311.jpg

«بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار
روز فراق را که نهد در شمار عمر

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش ماند از قلمت یادگار عمر»

و چرا چنین نباشد که واژه ها به طنّازی و کلمات به رعنایی
از چشمه سار لبش می جوشند و این انفاس قدسی و نوای روحانی اوست
که در جان شعر ریخته است؛
آن گونه که نه شب های یلدا که تمام شب های بی ستاره
و سردمان را گرمابخش محفل می شود.

واژه واژه غزلیاتش، روح آدمی را با خود می برد.
او شعر می گوید و دلتنگی های ما سر بر شانه های آرامش می گذارند.
و شعر می گوید و دریچه های باورمان به شهودها
و اشراق ها گشوده می شود.

«منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است

غرض ز مسجد و میخانه ام، وصال شماست
جز این خیال ندارم، خدا گواه من است»

کلمات، گویی تداعی تکثیر نور و شفق است
در شب های بی باران و بی ستاره آدمی.
شاعر است و پیشانی ارادت به حضرت دوست.
شاعر است و دنیایی از کلمات ناب و بکر برای سر کشیدن آب حیات
و دیدار یار آشنا و شهریاری تمام سرزمین عشق
و گاهی هم گوشه نشینی خانقاه.

شاعر است و دنیای کلمه و واژه؛ که قصری می سازد از کلمات.
باید که دیوان او را در دست گرفت و برای او غزل خواند که:

«گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام ست


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44555581079302131495.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۰۳:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32639361348860670264.jpg

عاشقی می کنی و دل به لطف بی کران خداوند بسته ای؛
نه دنیای دون و مردمان خاکی؛

لطف الهی بکند کار خویش
فصل خدا بیشتر از جرم ماست

به برکت و اعجاز عشق، ایمان داری و همیشه از عشق می سرایی
می دانی که کلامت کیمیا خواهد شد.

«در ازل پرتو حسنت ز تجلّی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»

حکمت خویشتن شناسی را به نیکی دریافته بودی و نیک تر سرودی:

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

«بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

به یگانه دلبسته بودی و می دانستی تنها اوست که لایق دوست داشتن است
و دوستی؛ اوست که همیشه دوست خواهد بود.

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این ندارد، حقا که آن ندارد

به خلق و خدمت به خلق، ایمان داشتی و وفای به عهد با خالقت را
در خدمت بندگانش می دیدی:

هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد

وقتی که می سرودی، کلمات پرنده می شدند و پرنده ها عاشق.
جهان را با کلماتت تغییر دادی؛ چنان که گفتی:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و می در ساغر اندازیم


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44555581079302131495.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۰۳:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38479802568940825339.jpg

هنوز از غزلت حس و حال می گیرد
دلی که از تنش ماه و سال می گیرد

هنوز در نظر بعضی از غزل نوشان
شراب کهنه و نابت ملال می گیرد

تو عطر عقده گشای بهار نارنجی
که با تو پنجره حسی زلال می گیرد


عزیز، «یوسف گمگشته» را که می خواند
کبوترانه به هر شاخه بال می گیرد

ولی به نوک زدن شاهدانه معتاد است
پرنده ای که سر کوچه فال می گیرد

نمی شناسمت و می فریبی ام حافظ!
دلم از این روش ایده آل می گیرد



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44555581079302131495.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۰۳:۱۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49531431227669546496.jpg

جهان، از دریچه نجوای گداخته ات می گذرد و سرشار می شود.
می جوشی تا در تبِ کلمات، عطشِ ویران کننده خاک را فرو بنشانی
جاری تر از آب ٬ با هیاهویی شگفت در کلمه تا کلمه ات.
جهان، گرد سرت می چرخد. از هر چه خورشید گدازنده تر شده ای.
کلمات، تاب نمی آورندت. بر مدار نظم پیچیده ای اندیشه ات را.
تو را خاموشی نخواهد بود.

بی خویشی و فرو ریخته در خویش. کوچه های غلیظ شیراز را
با بوی نارنجستان های کهن قدم زده ای. کلمات، صفحه به صفحه،
راز گلوی تو را به دنبال می کشند.

دستم لای صفحات می چرخد.
لب باز می کنی و صدایت تمامی ام را به شور می آورد.

«حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست»

ایستاده ای و تمام ستاره ها بر مدار کلامت می چرخند.
ایستاده ای و جهانی مقابل بزرگی نامت حیرانند
که چگونه کلامت، خاک را مجذوب کرده و تا افلاک بال گرفته است.

از لبانت جویباری از عشق جاری است.
نامت را به آب های روان زده ای و به نسیم های گذرا.
همه جا سخن از توست. هر صبح و شام،
بیت بیت بر دهان شهر زمزمه می شوی؛
چون منشوری از رنگ های بدیعِ در حال تکثیر.

تو فراموش نمی شوی. نسیم، صدایت را گسترده است.
هیچ گاه بر لب طاقچه از یاد نمی روی.
در پهنه روزها و ثانیه ها می تراوی
شیوا هنوز ایستاده ای و ذهنت در عبور است.

«این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت»


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44555581079302131495.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۰۳:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70361482516657405129.jpg

باز هم شب و سکوت من
فال حافظ و نگفته ها

باز هم غم نبود تو
سینه ای پر از نهفته ها

باز می نشینم و دلم
می سراید از تو و بهار

می روم سراغ حافظ و
می شوم دوباره بی قرار

باز می کنم کتاب شعر را
باز هم به نیت وصال

این شده ست کار هر شبم
ماه ها و سال های سال

یعنی می شود ببینمت
با همان نگاه آتشین؟

با صدای خنده های مست
با سر و صدای دلنشین؟

وه! چه عالم عجیبی است
با تو گفتن خیال های خویش

با تو از وصال گفتن و
از فراق سال های پیش

حافظم بشارتی دهد
می رسد زمان وصل او

باز بی قرار می شوی
باز می رسی به آرزو

آری این همیشه حافظ است
می دهد امید این وصال

لیک این منم همیشه منتظر
روزها و سال های سال...


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44555581079302131495.gif

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۱۰:۵۴
http://yadeyar.ir/image/hafez.jpg



ای قصه بهشت ز کویت حکایتی ... شرح جمال حور ز رویت روایتی

انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه‌ای ... آب خضر ز نوش لبانت کنایتی

هر پاره از دل من و از غصه قصه‌ای ... هر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی

کی عطرسای مجلس روحانیان شدی ... گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی

در آرزوی خاک در یار سوختیم ... یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی

ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت ... صد مایه داشتی و نکردی کفایتی

بوی دل کباب من آفاق را گرفت ... این آتش درون بکند هم سرایتی

در آتش ار خیال رخش دست می‌دهد ... ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی

دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست ... از تو کرشمه‌ای و ز خسرو عنایتی


یادش گرامی باد

:goleroz:

خالد بن ولید
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۲۲:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//38430/medium/1_hafez.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//38430/1_hafez.jpg)





حافظ آئینه ای است که هر کس اید ه آلهای خود را درآن می بیند

بهمین دلیل است که نه تنها قدسیان بلکه شیخ و مفتی و محتسب نیز شعر حافظ از بر می کنند !!

و کسی به او متوسل می شود که یا می خواهد نوری به قلبش بتابد یا بتوسط او محبوب خلق گردد ...

این است پاداش کسی که درظواهر دین متوقف نماند ...

belher2
۱۳۹۱/۰۷/۱۹, ۲۳:۵۷
صبحدم ازعرش ميامد خروشي عقل گفت
قدسيان گويي كه شعر حافظ از برمي كنند
روز بزرگداشت لسان الغيب حافظ برادب دوستان مباركباد:Rose:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۷/۲۰, ۰۰:۱۱
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43424554425482477039.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43424554425482477039.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43424554425482477039.gif)


مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید

زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس
موسی آنجا به امید قبسی می‌آید

هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست
هرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید

جرعه‌ای ده که به میخانهٔ ارباب کرم
هر حریفی ز پی ملتمسی می‌آید

دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است
گو بران خوش که هنوزش نفسی می‌آید

خبر بلبل این باغ بپرسید که من
ناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آید

یار دارد سر صید دل حافظ یاران
شاهبازی به شکار مگسی می‌آید

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43424554425482477039.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43424554425482477039.gif)

حلماء
۱۳۹۱/۰۷/۲۰, ۰۶:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67252033725577222999.gif
بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
ور عمر مرا جز شب دیجور نماندست

صبرست مرا چاره هجران تو لیکن
چون صبر توان کرد که مقدور نماندست

هنگام وداع تو زبس گریه کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

وصل تو اجل را زسرم دور همی داشت
از دولت هجر تو کنون دور نماندست

در هجر تو گر چشم مرا آب نماند
گو خون جگر ریز که معذور نماندست

حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده
ماتم زده را داعیه ی سور نماندست
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67252033725577222999.gif

حلماء
۱۳۹۱/۰۷/۲۰, ۰۸:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84292637472078919365.gif

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که خانه که کاشانه بسوخت


تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۷/۲۰, ۰۸:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43424554425482477039.gif


ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه غم و مژده دیدار بیار

نکته روح فزا از دهن دوست بگو
نهمه خوش خبر از عالم اسرار بیار

تا معطّر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمّه ای از نفحات نفس یار بیار

بوفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار

گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خونبار بیار

خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیّار بیار

شکر آنرا که تو در عشرتی ای مرغ چمن
باسیران قفس مژده گلزار بیار

کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست
عشوه ای زان لب شیرین شکر یار بیار

روزگاریست که دل چهره ی مقصود ندید
ساقیا آن قدح آیینه کردار بیار

دلق حافظ به چه ارزد به می اش رنگین کن
وانگهش مست و خراب از سر بازار بیار

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43424554425482477039.gif

حلماء
۱۳۹۱/۰۷/۲۰, ۰۹:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84292637472078919365.gif
ساقیا برخیز و درده جام را
خاک بر سرکن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا زبر
برکشم این دلق ازرق فام را

گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمی خواهیم ننگ و نام را

باده در ده چند از این باد غرور
خاک بر سرنفس نافرجام را

با دلارامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یکباره برد آرام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84292637472078919365.gif

رهرو سراج دل
۱۳۹۱/۰۷/۲۰, ۱۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32270039829711431649.gif

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان

دل آزرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان

ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند
یار مه روی مرا نیز به من بازرسان

دیده‌ها در طلب لعل یمانی خون شد
یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان

برو ای طایر میمون همایون آثار
پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان

آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب
به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32270039829711431649.gif