PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ╫●*●╬ مباهله، تابش پنچ خورشیدعالم افروز درصبحی به جاودانگی تاریخ ╫●*●╬



║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۱۸:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65746067845985592318.gif
ویژه نامه روز مباهله
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41023601329685704942.gif
http://www.askquran.ir/upload/files/mobaheleh.ask_askquran.ir.swf
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41023601329685704942.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۲۳:۴۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_25.gif

صبحی به جاودانگی تاریخ

خداوند بر دل‏هایشان مُهر زده است. نور تو را نمی‏بینند؛
و حقیقت را درنمی‏یابند. نه می‏دانند و نه می‏خواهند بدانند.
این سوختگان در شعله ‏های دوزخیِ عصیانِ خویش،
تو را به مبارزه می‏طلبند.

راهبان گوشه‏های تزویر و نیرنگ، چشم در چشم تو ایستاده ‏اند،
بی‏ آن‏که خروش دریا را در بیابان بفهمند.

هوا به شدّت می‏غرّد، آسمان غضب کرده است.
آرام آرام نزدیک می‏شوی.
زمین زیر پای تو و همراهانت تکان می‏خورد.

علی علیه ‏السلام بر گریبان مهربانی خویش سر نهاده است.
فاطمه علیهاالسلام نگران پیشانی توست.
حسن علیه‏ السلام آهی از جگر می‏کشد
و حسین علیه ‏السلام سر به شانه‏ هایت می‏گذارد.

ای ایستادگان در تیه گمراهی!
بگویید محمّد صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله پیامبر راستین خداوند است.

سنگ‏ها به صدا درمی‏آیند؛ امّا از گلوگاه فکر صدایی نمی‏رسد.
زانوهای ننگ بر زمین می‏نشینند تا آتش نفرین خویش را شعله‏ ور سازند؛
امّا زبان‏ها خشک شده‏ اند و دندان‏ها در هم پیچیده‏ اند.

تو بلند و پایدار ایستاده‏ای بر پیشانی جبروت.
تمام زاویه‏ ها از خداوند پر شده است
و تو از تمام زوایا آکنده ‏ای.
دست‏هایت را بر گلوی حسین می‏سایی؛
آسمان بر سر و سینه خویش می‏کوبد.

شیاطین عقب نشسته‏ اند. دهان‏ هایشان از حیرت باز مانده است.
دست می‏کشی بر پیشانی‏ات. صفحات زمین در هم می‏لغزند.
قیامتی در صحرا نطفه بسته است.
مسیح علیه‏ السلام عاشقانه به تماشایت ایستاده است.

ترس در چشم‏های عصیان شفّاف‏تر می‏شود.
قدم‏ها سُست و رجزها ویران شده است.
بیابان سخت می‏لرزد. بوی وحشت می‏آید. مرگ در یک قدمی است.
خداوندگاران زور و تزویر بر زانوهای حسرت می‏کوبند.
چه کسی چنگ در حلقه گیسوی بادها زده است؟

خیره می‏شوی در پیشانی امیر علیه‏السلام .
فرشتگان واویلا کنان به راهت ایستاده ‏اند.
بوته‏ های بیابان مهیّای زبانه کشیدن است؛

و هنوز حسن علیه‏ السلام آهی از جگر نمی‏کشد؛
و فاطمه علیهاالسلام ! که اگر لب از لب بگشاید،
سرنوشت زمین در خون و تاول خواهد غلتید.
طنین همهمه می‏آید.
در پیراهن دریده زمان چنگ می‏زنند.
شن‏ها هوره می‏کشند و راهبان گریزان،
طعم خفّت خویش را از لب‏ها می‏مکند.
هنوز می‏آیید و زمین زیر پای همراهان تو می‏لرزد.
زمین جان می‏کَند. خداوند باران حمایتش را بر تو چنین می‏بارد:
«پیامبرم! به شکوه تو سوگند،
هرگز مُهر را از دل‏هایشان بر نخواهم داشت»

روز به پایان خویش نزدیک می‏شود.
و تو لبخند زنان، دستی به بازوان حسن علیه‏السلام ،
دستی به شانه ‏های حسین علیه‏السلام ،
فاتحانه به راه می‏افتی.
علی علیه‏ السلام و فاطمه علیهاالسلام
قد و بالای بلندت را از عمق جان، عاشقانه نفس می‏کشند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72400117662063726844.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۱:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_normal_XrKOBZYV_image12.gif



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49951046551667643544.gif



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05164327520791498628.gif ◄*♥*► مباهله روز اثبات حقانيت اسلام ومعرفي اهل بيت رسول الله(ص)◄*♥*► (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24519)(ویژه نامه سال گذشته)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05164327520791498628.gif ▐♥ ▬☼▬♥▐مباهله پیامبر (ص) جلوگاه حقانیت اسلام ▐♥ ▬☼▬♥ ▐ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=498426#post498426)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05164327520791498628.gif ▐*♪*▐مباهله اثبات حقانیت پیامبرو آل پیامبر صلوات الله علیهم ▐*♪*▐ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=498427#post498427)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05164327520791498628.gif ▐●●*^*●● ▐آیه مباهله، سند افتخار شیعه ▐●●*^*●● ▐ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=498428#post498428)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05164327520791498628.gif ▐✿▐✿▐✿▐بررسی تاریخی آیه مباهله و بازتاب‌های آن ▐✿▐✿▐✿▐ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=498429#post498429)






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49951046551667643544.gif

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۸:۲۲
مباهله در قرآن
بعد از فتح مكه در سال نهم هجري به دنبال تبليغ دين مبين اسلام در شهرهاي مختلف، گروههاي فراواني از مناطق دوردست براي پذيرش اسلام و مناظره با پيامبر اكرم(ص) به حضور ايشان در مدينه شرفياب ميشدند؛ به همين جهت آن سال به نام "عام الوفود" يعني سال ملاقات گروهها با رسول خدا(ص) شهرت يافت. يكي از آن گروهها چند نفر از اهل نجران و پيرو حضرت عيسي(ع) بودند كه به مدينه ميآمدند تا علاوه بر آشنا شدن با كسي كه خود را پيامبر معرفي ميكرد، از وضعيت دين جديد او آشنايي پيدا کنند. اين گروه پس از ورود به مسجد مدينه و آشنايي با پيامبر اسلام، در مورد اعتقادات ديني خود با او به محاجّه پرداختند؛ اما مسيحيان پس از مناظره و شنيدن برهانهاي كافي از جانب پيامبر اسلام قانع نشدند؛ در نتیجه خدای سبحان به رسولش دستور داد تا با آنها به مباهله بپردازد:
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَاذِبِينَ»
«هر گاه بعد از علم و دانشى كه (درباره‌ی مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»
با توجه به تفاسير مختلفي كه درباره‌ی اين آيه بيان شده، ‌نبي مکرم اسلام –صل‌الله علیه و آله- در ابتدا مسیحیان را دعوت به اسلام ميكند و آنها در مقابل خود را مسلمان و معتقد به خدا و عملكننده به دستورات او معرفي ميكنند. پيامبر اسلام(ص) براي مسلمان خصوصيات و صفاتي را معرفي ميكند كه از جمله‌ی آن، اعتقادات صحيح در مورد حضرت عيسي(ع) است.
مسيحيان زمان پيامبر اسلام(ص)، حضرت عيسي(ع) را به دلیل اينكه بدون پدر به دنيا آمده بود، به عنوان پسر خداوند قبول داشتند:
«وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسيحُ ابْنُ اللَّهِ...»
«يهود گفتند: عزير پسر خداست! و نصارى گفتند: مسيح پسر خداست!...»
حضرت محمد(ص) با بیان ويژگيهايي از خداوند متعال،‌و نيز با بیان ويژگيهايي از حضرت عيسي(ع) از جمله خوردن و نوشيدن و... به آنها ثابت نمود كه عقيده‌ی آنها خالي از حجت بالغه و عاري از صحت و درستي بوده و مسيح(ع) به عنوان مخلوق، نميتواند فرزند خدا باشد.
به دنبال اين جواب، مسيحيان مسئله‌ی ديگري را مطرح نموده و درباره‌ی پدر عيسي(ع) سؤال مينمايند. در اين هنگام از جانب خداوند، آيه‌اي به پيامبر وحي ميشود كه در آن به مسئله‌ی شباهت تولد عيسای مسیح با حضرت آدم اشاره شده است:
«إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ‏ عِندَاللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»
«مَثَل عيسى در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفريد، و سپس به او فرمود: موجود باش! او هم فوراً موجود شد. (بنابراين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيّت او نيست.)»
نبي اكرم(ص) در جواب آنها با تلاوت اين آيه و با به چالش كشيدن تفكرات آنها، اين مسئله را مطرح ميكند كه چگونه آنها مسيح را به دليل نداشتن پدر، به عنوان پسر خدا قبول دارند؛ درحالي‌كه آدم را كه نه پدر داشته و نه مادر، پسر خدا نميدانند؟
وقتی پيامبر اكرم(ص) با این بیان و استدلال از احتجاج و مناظره با مسيحيان نتيجه نگرفت، ‌از جانب خداوند مأمور شد تا با آنها به مباهله برخيزد.
اهل نجران نيز بعد از مشورت به اين كار راضي شده و قرار بر اين ميگذارند تا فردا صبح هر دو گروه با فرزندان و همسران خود به محل تعيين شده آمده و براي نابودي اهل باطل دعا كنند.
پيامبر اكرم به همراه علي‌بن ابیطالب، فاطمه‌ی زهرا، حسن و حسين –صلوات‌الله علیهم اجمعین- روانه ميشوند.
مسيحيان نجران كه به نبوت پيامبر(ص) ايمان داشته و دعاي او را همانند انبياي پيشين مستجاب ميديدند،نابودي خود را در اين ماجرا حتمي دانسته و هنگامي كه مشاهده كردند او عزيزترين نزديكان خود را براي اينكار راهي ميدان كرده است، به صدق ادعاي او پي برده و از مباهله منصرف ميشوند. آنها در میان خود به اين نتيجه ميرسند كه اگر ادعاي او بياساس بود، هيچگاه در صحنهاي كه قرار است همراهان ايشان مورد لعن و نفرين قرار گيرند، اهل بيت خويش را سپر بلاي خود قرار نميداد؛ لذا آوردن آنها به اين صحنه دليل بر درستي دعاوي ايشان و اطمينان خاطر از نابودي طرف مقابل است. اين امر موجب شد تا مسيحيان از مباهله دست كشيده و به پرداخت جزيه به پيامبراسلام راضي شوند.

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۸:۲۵
آيه‌ی مباهله سند برتري اهل بيت


جریان مباهله علاوه بر اینکه دليلي بر نبوت پيامبر اكرم(ص) است، برتري و فضيلت اهلبيت او را كه همراه حضرت به مباهله آمده بودند، اثبات ميکند.
اين آيه به‌طور روشن بر برتري و فضيلت اهل‌بيت و آل‌عبا دلالت دارد. حتي به جرأت ميتوان گفت كه در فضیلت اهل بیت پیامبر نازل شده است.سند این روايات و تفاسيري است كه به وفور در ميان گفتهها و سخنان مفسرين شيعه و اهل سنت يافت ميشود.
نمونه‌ی بارز آن سخن امام رضا(ع) در اين‌باره است که می‌فرمایند: «خداوند، بندگان پاك خود را در آيه‌ی مباهله مشخص ساخته و به پيامبرش دستور انجام مباهله با مسيحيان را داده است. به دنبال نزول اين آيه، پيامبر اكرم، علي و فاطمه و حسنين –صلوات‌الله علیهم اجمعین- را با خود به مباهله برد. اين مزيتي است كه هيچكس در آن، بر اهلبيت(ع) پيشي نگرفته و فضيلتي است كه هيچ انساني به آن نرسيده و شرافتي است كه قبل از آن هيچكس از آن برخوردار نبوده است.»
برخی از مفسرين اهل سنت،‌ذيل آيه مباهله، پس از اثبات وجود اهل بيت همراه پيامبر(ص)، درباره‌ی فضائل ايشان مينويسند:
روايت شده كه پيامبر اسلام با يك عباي پشمي سياه رنگي از منزل خود خارج شدند، حسن(ع) آمد، او را داخل عباي خود نمودند؛ سپس حسين(ع) آمد، او را نيز داخل عباي خود قرار دادند؛ پس علي(ع) و فاطمه(س)‌آمدند. بعد از آن حضرت(ص) فرمودند: «خداوند فقط ميخواهد پليدي را از شما اهلبيت دور كند و شما را كاملا پاك سازد.» وي بعد از بيان اين واقعه ميگويد: بدان كه در مورد صحت اين روايت بين مفسران و محدثان اتفاق نظر وجود دارد.

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۸:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif



بیست و چهارم ذی‌الحجه روز مباهله نام گرفته و روزی است بسیار گرامی و دارای فضیلت بسیار. در این روز که روز نزول آیه «تطهیر» نیز هست، خداوند مهر تأییدی دیگر بر ارزش‌ها و فضیلت‌های اهل بیت(ع) و جایگاه راستین آنان در درک و شناخت اسلام راستین را بازنمود.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۹:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

«خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد...»

پیامبر اکرم عبا بر دوش گرفته است و علی بن ابی‌طالب(ع)، فاطمه(س)، حسن و حسین(علیهما السلام) را زیر آن عبا گرد آورده است و در همان حال این جملات از سوی خداوند تعالی بر او نازل گشته است.

این واقعه در روز بیست و چهارم ذی الحجه اتفاق افتاده است. روزی که بنا شده بود، پس از مذاکرات بسیار پیامبر با مسیحیان نجران، بنا شده بود در مکانی با آنان گرد آید و مباهله کند.

مسیحیان نجران، پس از گفت‌وگوی بسیار پیامبر با ایشان گفته بودند: «گفت‌و گوهای شما ما را قانع نمی كند. راه این است كه در وقت معینی با یكدیگر مباهله نمائیم و بر دروغگو نفرین بفرستیم، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاك و نابود كند.»

در این هنگام بود که حضرت جبرائیل نازل گردید، آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور کرد تا با كسانی كه با او مجادله می كنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد:

«فمن حاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائكُم وَ نِسائنا و نِسائكُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـكُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علی الكاذبین.» (آل عمران / آیه 61) «پس هرکه بعد از رسیدن به علم با تو محاجه کرد... پس بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را فرا خوانیم، آن‌گاه مباهله کنیم و لعنت خداوند را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.»

چنین بود که دو طرف مذاکره‌کننده رضایت دادند که بحث و گفت‌وگو را پایان دهند و قرار بر این شد که فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود با یکدیگر مباهله نمایند و از خداوند بخواهد که دروغگویان را عذابی نازل کند و به کیفر برساند.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۹:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

اکنون بیست و چهارم ذی الحجه است و روز مباهله فرا رسیده است. پیامبر اسلام فاطمه را به مصداق «نسائنا»، حسن و حسین را به مصداق «ابنائنا» و علی را به مصداق «انفسنا» (که نفس و خویشتن پیامبر اسلام است) فراخوانده و آنان را در زیر عبای خویش و در محضر پروردگار خویش گردآورده، این عزیزترین کسانش را تا چون گواهی بر صدق رسالتش به مباهله با مسیحیان بیرون رود. و در همین لحظه فرشته وحی آیه تطهیر را بر او نازل می‌کند که:

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» / «خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد.»

و چنین بود که وقت مباهله فرا رسید. قبلاً پیامبر و هیئت نمایندگی «نجران»، توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر از میان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برگزیده است كه در این حادثه تاریخی شركت نمایند. زیرا در میان تمام مسلمانان، نفوسی پاك تر، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن، وجود ندارد.

پیامبر در حالی رهسپار محل قرار شد كه حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب (ع) پشت سر وی حركت می‌كردند؛ پیامبر (ص) این چنین گام به میدان مباهله نهاد، او پیش از ورود به میدان «مباهله»، به همراهان خود گفت: من هر وقت كه دعا كردم، شما دعای مرا با گفتن آمین بدرقه كنید.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۹:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
شاید سران هیئت نمایندگی نجران گمان می‌کردند که محمد(ص) با افسران و سربازان خود به میدان مباهله بیاد و شكوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما دهد. اما پیامبر وارد شد در حالی که جز جگرگوشه‌هایش کسی همراهش نبود.

مسیحیان نجران که صحنه آمدن بی پیرایه پیامبر به صحنه مباهله را دیدند، همگی با بهت و حیرت به چهره یكدیگر نگاه كردند و از اینكه او فرزندان معصوم و بی‌گناه و یگانه دختر و یادگار خود و داماد و پسرعمویش را به صحنه مباهله آورده، انگشت تعجب به دندان گرفتند.

آنان دریافتند كه پیامبر، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یك فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره‌هایی را می‌بینم كه هر گاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهی بخواهند كه بزرگ‌ترین كوه‌ها را از جای بكند، فوراً كنده می‌شود. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد بافضیلت، مباهله نمائیم.

و چنین بود که هیئت نصرانیان نجران درخواست مباهله را پس گرفتند و از پیامبر خواستند تا تحت حاکمیت حکومت اسلام درآیند.

از این روی روز بیست و چهارم ذی الحجه، در تقویم دینی اسلام، روزی با اهمیت شد و مهر تأییدی دیگر بر حقانیت خاندان پیامبر اکرم(ص) و اسلام راستین گردید.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
منابع:
1. جعفر سبحانی، فروغ ابدیت.
2. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.
3. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان.

((برگرفته از خبرگزاری اینده روشن))

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۹:۴۱
روز مباهله، شكوه ومنزلت والاى پنج تن پاك، عيان تر شد؛ مناسبتى كه خداى متعال، على عليه السلام، فاطمه سلام الله عليها وحسن وحسين عليهماالسلام را نفس، وكسان پيامبر صلّى الله عليه وآله خواند، اين روز بر تمام مسلمانان به ويژه شيعيان مبارك باد

http://www.shirazi.ir/monasebat/images/mobaheleh.jpg

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۹:۵۰
http://quranct.com/gallery/images/3/1_mobahele_1_.jpg

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۰:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif



معنای لغوی و اصطلاحی مباهله


مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است.
اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است
که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند
و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۰:۱۶
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/730/20213.jpg


سخنان ابوحارثه درباره مصالحه

هنگامی که هیئت نجرانی پیامبر را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند».


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49951046551667643544.gif

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۰:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57375660359417147719.gif


مباهله، سند عظمت اهل بیت


مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده است و پیامبر تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند، همان طور که منظور از«نِساءَنا» فاطمه علیهاالسلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس پیامبر است.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57375660359417147719.gif

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۰:۵۷
http://askquran.ir/gallery/images//62818/1_1_mobahele_Wallpaper.jpg



« فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا
وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ »


هرگاه بعدازعلم ودانشى كه به تورسيده،(باز) كسانى باتوبه محاجّه وستيزبرخيزند،به آنهابگو:


«بياييدمافرزندان خودرادعوت كنيم،شماهم فرزندان خودرا؛مازنان خويش رادعوت نماييم،
شماهم زنان خودرا؛ماازنفوس خوددعوت كنيم،شماهم ازنفوس خود؛آنگاه مباهله كنيم؛
ولعنت خدارابردروغگويان قراردهيم.»





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57375660359417147719.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۱:۰۵
http://s18.rimg.info/9a82431232081635e3fac9ce81b04b35.gif

قویترین دلیل بر فضلیت اصحاب کساء
http://s18.rimg.info/9a82431232081635e3fac9ce81b04b35.gif
نظر به اهمیت این رویداد در تاریخ اسلام، بدیهی است بایدافرادی در آن شرکت کنند که از شایستگی کافی برخور دار باشند;زیرا این رخداد در تاریخ دین اسلام ثبت خواهد شد. به همین جهت،پیامبر بزرگوار اسلام از میان کسان و اصحاب خود تنها چهار تن را انتخاب کرد که عبارتند از: حضرت علی بن ابی طالب، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین(علیهم السلام).
از عایشه چنین نقل شده است:
روز مباهله پیامبر اسلام چهار تن همراهان خود را زیر عبای مشکی وارد کرد و این آیه را خواند: «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا».
زمخشری می گوید: سرگذشت مباهله و مفاد آیه آن قویترین دلیل بر فضلیت اهل کساست.

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۱:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11512932948571695448.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11512932948571695448.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75346536788291657529.gif


چون همیشه، ایمانی راسخ در دریای نگاهت موج می‏زد.
تمام فانوس‏های هدایت را روشن کردی، دلیل و برهان قاطع برایشان آوردی، معجزه قرآن را به همه نمایاندی و حتی انجیل را بر صدق گفتارت گواه گرفتی؛
ولی نور هدایت، راه نفوذی در دل‏هایشان نیافت.
خدا بر ضمیر نهانشان آگاه بود و نیت‏های ناپاکشان را می‏دید؛ پس وحی فرستاد که پیامبرم!
«به آنانی که بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، با تو ستیز می‏کنند بگو که فرزندان و زنان و نزدیکان خود را گرد آوریم و لعنت...»
شما پنج نفر...
روز مباهله فرا رسید. تلاطم مهیبِ شک و تردید، آرامش پوشالی قلب‏هایشان را درهم کوبیده بود.
آرزو می‏کردند تو را با گروهی از یاران و سربازانت ببینند تا اینکه با خاندان سراسر نورت به میدان مباهله قدم بگذاری.
ولی تو آمدی؛ با دنیایی که محو تماشای جمال و هیبت خاندان پاک و روحانی‏ات شده بود.
قلب زمان از استواری گام‏های علی علیه‏السلام به تپش افتاد و گل‏های یاس، به تماشای فاطمه علیهاالسلام عطرافشان شدند.
دست در دانه اهل آسمان، حسن علیه‏السلام ، را در دستان مهربانت داشتی و جگرگوشه‏ات حسین علیه‏السلام را عاشقانه به سینه چسبانده بودی.
زمین بر آسمان فخر می‏فروخت که بر پشت او گام می‏نهید و آسمان از دیدن آن همه شکوه و وقار، به وجد آمده بود.
باد، عظمت ایمانتان را در گوش هزار سرو آزاد نجوا کرد و یک دشت شقایق، شیفته پاکی نگاهتان شد... . و نجران، به حقانیت این خاندان، اعتراف کرد.
فاطره ذبیح‏زاده



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75346536788291657529.gif

محمد جواد حیدری
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۱:۱۰
مسجد مباهله

http://hajj.ir/hadjwebui/ImageGallery/ImageNews/image_2007126123647036.jpg

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۱:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

درس هایی که از واقعه مباهله می گیریم

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif






1-از انجا که مباهله،به عنوان اخرین حربه پیامبر،پس از اثر نکردن منطق و استدلال،مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور ان ظاهر شدنف اثر خارجی نفرین است،نه یک نفرین ساده بی اثر




2. پیشنهاد مباهله را کسی می دهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.
3. آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.
4. مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی(ع)، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.
5. زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).
6. در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه ها و شخصیت هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله کننده پنج نفر بیش تر نبودند).



7-علی بن اب طالب، جان رسول خداست.(انفسنا)

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۲:۰۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

8. استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.

9. آخرین برگ برنده مؤمن واقعی، دعاست.

10.استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.

11.اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب نشینی می کند.

12.قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ اند.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۵:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33737281978718119267.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33737281978718119267.jpg)




آنان که با مه ‏آلوده ‏ترین شب‏ها پیمان بسته بودند،
آمدند تا آفتاب حقیقت را به تاریکی فرو افکنند.

تو آمدی؛ چون ماهی درخشان
که کهکشانی از ستاره‏ ها را به همراه دارد.

آنان نمی‏دانستند که سپیده را نفرت تیرگی، کارگر نیست
و دست‏های سبز بهار را رگبار زرد خزان، فرو ریختن نمی‏تواند.
معاشران حق، به آیه ‏های آبی آسمان تکیه دارند
و جز به راستی زبان نمی ‏گشایند.

همراه با چهار دلیل محکم
دست در دست فرزندان آبشار آمدی؛
با اطمینانی که تار و پودت را روشن می‏کرد.
آمدی؛ با چهار نشانه سبز، چهار دلیل محکم که نگاهشان،
خانه برانداز توفان جهل و سیاهی بود.

آمدی تا حقانیت خورشید را
در خواب‏ آلوده‏ ترین چشم‏ها، بشارتی ابدی باشی.

روز برمی‏آید ، حتی در هجوم ابرهای بی‏خبری
و مژده آگاهی و رویش را با خود خواهد آورد.
پرده از چشم‏های نجرانیان کنار رفت

پس هر کس با تو در مقام مجادله برآید، درباره عیسی
بعد از آن‏که به وحی خدا به احوال او آگاهی یافتی، بگو بیایید!
ما و شما با فرزندان و زنان خود به مباهله برخیزیم
تا دروغ‏گویان و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.

عطر یقینت که در همه‏ جا پیچید،
پرده ‏های تردید از دیدگان بی‏ خبر نجرانیان کنار رفت.
آنان دریافتند که تو نیز چون مسیح علیه ‏السلام ،
پیام‏ آور مهربان آئینه ‏ای و بشارت‏ دهنده رستگاری انسان‏ها.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86670802517355258543.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86670802517355258543.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۹:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27968093486496344243.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27968093486496344243.jpg)

و اینک، سربازان اندیشه محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ،
همه خانواده و همه دار و ندار محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آمده‏اند.
آمده‏اند تا گواه صدق او باشند؛ تا گواه باشند بر یقین محمد.

یقین، متاع بازار محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است.
چگونه است که این بازار مکاره الحاد
و این آزار جهل خودخواسته یهود،
با مشتى جهل، به جدال با ایمان آمده است
و چه حقیر است غیر از محمد و آلش
هر کسى و چه ضعیف است غیر از کلام محمد!

این جمع که مى‏آیند،
هر یک براى حقانیت جهانى کفایت مى‏کنند؛
هر یک خود، دلیل آفرینش جهانند و سکان کشتى زمین.

محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ؛
على علیه‏السلام ، فاطمه علیهاالسلام
و حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام ،
هر یک آیه‏اى از آیات پروردگارند.

ستاره‏هاى آسمان حقیقت
آب‏ها در سرچشمه حیات،
سجده بر شما را آغاز کردند
و بادها از یمین و یسار مدینه،
نیستان اندیشه را به نوا در آوردند.

اى ستاره‏هاى آسمان حقیقت!
چگونه فرشته مرگ، قصد شما کند
که مرگ و زندگى، بهانه شناخت شماست
و شما اثبات آیین محمد؟!

اما واى بر مردمى که از محمد امین،
براى صداقتش گواه مى‏خواهند
و از منادى توحید، براى رسالتش اعجاز.

با نفس خویش، به مباهله آمده‏ام
با نفس خویش به مباهله آمده‏ام.
گفته‏ام نام پنج بهار بى‏خزان را با خود گواه مى‏برم.
گفته‏ام نام پنج جهان بى‏منتها،
پنج بى‏کران بزرگ را گواه مى‏برم.
مى‏خواهم با جهل و تجاهل نفسم به جهاد درآیم.

امروز، به نام محمد و على و فاطمه و حسن و حسین،
مى‏خواهم بر الحاد پنهان درونم پیروز شوم؛
مى‏خواهم به دین محمد، دوباره بنگرم
و بتى را که از خواسته‏هایم تراشیده‏ام، فرو بریزم.

مى‏خواهم گوساله سامرى عادت‏هایم را
در میدان مباهله با خود بسوزانم و به خودم ثابت کنم
که براى عشق ورزیدن به خالق هستى،
«عشق محمد بس است و آل محمد».


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75745822443095868848.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75745822443095868848.gif)

مجیب
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۲۲:۳۱
اینم نماد مباهله حضرت رسول (ص) در قالب مسجد (بماند که چه وضعیتی داره) در مدینه منوره


http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=1099&pictureid=8679 (http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=1099&pictureid=8679)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۰۲:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50462471156549363913.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50462471156549363913.jpg)





و مگر اهل حق را از رویارویى با دشمن باکى است؟!
مگر مى‏توان دل بسته حقیقت بود و بر شاخسار بلندش آویخت
و به دامان استوارش چنگ زد،
ولى در خطرها و مهلکه‏ها پاى سست نمود؟!

اهل حق را چه نسبت با ترس و هزیمت؛
که هرجا مجال بحث و جدال بود،
استوار و باصلابت، زبان به حق‏گویى
و دفاع از ایمان خویش مى‏گشایند و آن‏گاه که
دشمن کینه‏توز لجوجانه بر باطل خویش پاى مى‏فشرد،

به امر خداوند، مردانه او را به «مباهله»
و خداى را به داورى مى‏خوانند
تا هیمنه پوشالى باورهاى اهل باطل،
به چشم بر هم زدنى نابود شود... .

چهره‏هاى آسمانى
چیزى از طلوع خورشید نگذشته بود
و هنوز خورشید سوزان جزیره‏العرب،
گرماى خویش را بر خنکاى بامدادان مسلط نکرده بود؛
ولى همه اهل مدینه در بیرون شهر، نگران و امیدوار،
انتظار واقعه‏اى تازه را مى‏کشیدند.

آن سوتر، مسیحیان نجران نیز حاضر بودند؛
ولى نگرانى و دلهره در چهره‏هاشان موج مى‏زد،
از دیروز که پس از ساعت‏ها بحثِ بزرگانشان با رسول خدا
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و قانع نشدن آنها،
ناچار به پیشنهاد مباهله حضرت تن دادند،
تا امروز، خواب برچشمانشان حرام شده بود،...

ناگهان مردى فریاد زد رسول‏خدا،
رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏آیند.

همه گردن کشیدند تا ببینند آن حضرت با چه هیئتى
و به همراه چه کسانى به مباهله آمده.

خبر به بزرگ مسیحیان، «ابوحارثه»، رسید؛
او نیز عصا زنان خود را به جلوى جمعیت رساند
و حیرت‏زده رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را دید؛
در حالى که دست کودکى را در دست دارد
و کودکى خردسال نیز در آغوش اوست؛

آرام و باوقار، همراه جوانى نورانى در کنار
و زنى باوقار در پشت سر، پیش مى‏آید...

با شگفتى پرسید: اینان کیستند؟

کسى پاسخ داد: آن جوان، پسر عم و داماد اوست
و آن زن نیز فاطمه دختر او و عزیزترین مردم در نزد او؛
و آن دو کودک نیز فرزندان آنها هستند...

ابوحارثه بى‏درنگ گفت:
«چهره‏هایى را مى‏بینم که اگر از خدا بخواهند
کوه‏ها را از جاى برکَنَد چنین خواهد کرد ؛
بترسید و با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد
و حتى یک نصرانى در زمین باقى نخواهد ماند...».







http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19037632742204925680.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19037632742204925680.gif)

كبوتر حرم معصومه
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۰۷:۱۷
مطالبي كه "كبوتر دل" بيان كرده اند، بسيار شيرين و خواندني بود. ممنون.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۱۲:۵۰
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/70162254344793407905.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۰:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26752238361254604118.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26752238361254604118.jpg)

پیامبر، سرشار از یقین بود و تو پر از تردید.
هنوز در گوش‏هاى ناباورى‏ات،
آن دعوت صریح تکرار مى‏شود؟

هنوز سه واژه‏اى که از فراوانى سرشارند،
ترس غریب درونت را کبریت مى‏زنند؟

«...ابنائنا...، نسائنا... انفسنا...
نکند محمد خواص خود را به همراه بیاورد!
نکند به شیوه پیغمبران، هنگام مباهله زانو بزند!
نکند.........».

مباهله را پذیرفته‏اى اسقف! اما ذهنت،
این صخره لجوج، هنوز سیلى خور امواج کلمات است.

نمى‏توانى برجستگى ملموس آن سه واژه را انکار کنى،
تکرار مى‏شوند...تکرار مى‏شوند...
در قالب فراخوانى مقتدر:

«فَقُلْ تَعالَوا ندْعُ «أَبْنائنا» و أَبْنائکُمْ
وَ «نِسائَنا» و نِسائَکُمْ و
«أَنْفُسَنا» و أنْفُسَکُم ثُمَّ نَبْتَهِل
فَنَجْعَل لَعْنَهَ اللّهِ عَلَى الکاذِبینَ».

انجیل را دوباره مرور کن:
این‏بار، رو به روى دو راهى
اقرار و نابودى قرار گرفته‏اى.

جدل، صحراى وسیعى است
که تو را به این ورطه کشانده است.
اضلاع وجودند اینان که در تدارک نفرینند.

درست مى‏بینى اسقف!
پیامبر با خواص خود آمده است
و ردایى نورانى این پنج تن را پوشانده است.

به آن دو نهال روشنایى نگاه کن؛
ببین که مسیح،
چه هم‏زادان بى‏بدیلى در این سوى تاریخ دارد.
تو نیک مى‏دانى که این دو هیئت نورانى
چه جمع مبارک فراوانى در پى آورده‏اند.

در برابر آفتاب کویر دست‏خالى!
توفان شن را فراموش کن!
تو هیچ پرده‏اى ندارى که روى حقیقت خورشید بکشى.
نیستى‏ات را رقم نزن؛
مگر نمى‏دانى که روز را نمى‏شود انکار کرد؟!
و تو در برابر آفتابى.

انجیل را دوباره مرور کن و ببین،
این مقدس عفیف، تو را به یاد مریم مقدس نمى‏اندازد؟

این چه دارایى کامل و شاملى است که همراه محمد است؟
این زهراست که مى‏آید؛ قطعه گمشده تاریخ،
پیدا شده و شمار بهترین زنان عالم، با او تکمیل شده است.

تو در برابر قرینه مادر مسیحىْ اسقف!
هیچ زن دیگرى در پى پیامبر نیست.
این سیده نساءالعالمین است.

بانگ مرگ مى‏وزد
توده ظلمانى درونت را قانع کن.
شش روز از غدیر مى‏گذرد و نه تنها تو،
که از مکه تا مدینه، تمام ذرات خاک هم على را مى‏شناسند.
یکى است؛ اما هزاران است، مرد پولادین حماسه‏ها.
جان نبى است این که در وعده انفسنا لبریز است.

ابو حارثه! چهره‏هایى مى‏بینى
که اگر از خدا بخواهند کوهى را از جاى برکنند،
البته خواهند کرد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70444529902132270774.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70444529902132270774.gif)

مجیب
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۲:۲۱
http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQZ9U9bEJEfLK0L6fGxE4DDxH2Gw9aUt _QpwDICr1Aem4AuN4t4uLwTE46Q

ترجمه آیه مباهله به نظم


به دستــــور پــــروردگــــار جـــــــــلال
بود خـــــلقت عیسی انــــدر مثـــــال

چــــــو آدم که او را زخــــــــاک آفریــد
که چون گفت شو، ناگهان شد پدید

پس از این هر آن کس که ورزد جلال
کـــه در بـاب عیسی بود آن مقـــــال

کنـون چون به وحـــــــی یگانــــه خدا
شـــدی آگه از حــالش ای مصطفـــی

بـــــگو پس بیـــایند تا ایــــن زمـــــان
همــــــه گـــــرد آییم دریــــک مـــــکان

به همــــراه انفــــاس و اطفــــال و زن
تبـــــاهــل نمــــاییـم ای انـجمـــــــن

نمـــــــاییـم نفـــــــرین بر یــکدیـــــــگر
بـــه درگـــاه پروردگـــار بشــــر

کـه ناراست گــــو را به خشــــم خــدا
نمـــاییم با این عمــــل مبتــــلا

:Rose::Rose::Rose:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۱۰:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23501141580622904837.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23501141580622904837.gif)

مثل سحرگاهان پرندین بهار، سرشار از عطر رضوان،
پیش روی نگاه‏ها طلوع می‏کردند؛ می‏آمدند، با آرامشی آسمانی،
تا تردید «کویر» را رنگ باور ببخشند و عظمت «بهار» را به حافظه‏ها بسپارند!

می‏آمدند؛ امّا از سمتی که به خدا، خیلی نزدیک بود
و این را درخشش جبینشان نشان می‏داد که در هاله‏ای از انوار ملایم ربّانی بود!
می‏آمدند، از سمت بهار، با منطق لطافت؛ مثل باران! با استدلال زلالی؛ مثل آب!
با برهان عطوفت؛ مثل نسیم! با رسالت شکوفایی؛ مثل گل!
با صداقت محبت؛ مثل آسمان! می‏آمدند، تا در آیینه روزگار؛ مثل بهار؛
زیبایی، عشق، و شکوه شکوفایی آنان را، ناباوران به چشم خود تماشا کنند!

آسمان به خرامیدن نجیبشان می‏نازید و فرشتگان از خاک پایشان؛
سُرمه به «تبرّک» می‏بردند! '
شگفتا! شگفتا که خزان برای مقابله و «مباهله» با بهار،
نازیبایی‏های پوسیده خود را آراسته بود و می‏پنداشت
که زرق و برق «صلیب»هایش، معجزه خواهد کرد!
می‏پنداشت که دست‏های لرزان «ابوحارثه» را توان مباهله و مقابله
با «سرور کاینات و اشرفف مخلوقات، محمّد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خواهد بود!

می‏پنداشت که «عاقب» را یارای مواجههِ با معجزات علوی مولا امیر مؤمنان هست!
می‏پنداشت که خداوند «جلّ جلاله»، «عبد المسیح» را
بر میوه‏های دل «زهرا علیهاالسلام » ترجیح خواهد داد!

حاشا که خداوند برگزیدگان خویش را،
معصومان «آل کساء علیه‏السلام » را تنها بگذارد!
حاشا که خداوند به انتشار انوار خویش نپردازد!
آن هم انوار جاودانه وجه اللهی! آن هم انوار «آل عبا»!

آری! هیبت بهار، آیینه خودنمایی خزان‏زدگان را فرو شکست
و ترس و پریشانی، سراسر وجود کویری‏شان را فرا گرفت!

آری اوست «جلّ جلاله» که گردن‏کشان را با شمشیر مولا علیه‏السلام ،
جاهلان را با صبر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ،
و خودبینان متحجّر را با انوار آل عبا، ادب می‏آموزد
تا راه به مکتب معرفت بیابند!
چگونه می‏تواند خداوند (عزّ و جلّ) کسانی را فرو گذارد که خود درباره آن‏ها فرموده است:
إِنَّما یُریدُ اللّه لِیُذْهِبَ عَنْکُم الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْت وَ یُطَهِّرَکُم تَطْهیرا؟! (احزاب: ۳۳)

چگونه می‏تواند کسانی را که شرافت نبوّت و امامت عنایت کرده است،
در خطرات تنها گذارد و عظمتشان را به دیگران ننمایاند؟!

«نصارایِ» خودخواه «نجران» که خزان‏زدگی، وجودشان را گرفته بود،
چنان جذب وجود بهاریِ «آل اللّه» شده بودند که راهی جز تواضع و ادب،
در برابر انوار الهی نداشتند!

پس با تواضع و ادبِ تمام، تسلیم رضای پیامبر می‏شدند!
تسلیم سروری که حکمش بر تمام موجودات عالم:
از نباتات و جمادات و... ، جاری بوده و هست!
و اوصیای معصومینش علیه‏السلام حُجج خداوند در آسمان و زمینند.

عطوفت و صبر مصطفوی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و پرهیز از نفرین به آنان،
صلابت بهارانه و رحمت کریمانه اهل بیت علیهم‏السلام را
به آن گروه خودخواه نصاری، نشان داد و از رفتارشان پشیمان ساخت
و سبب «هدایت» عده‏ای از آنان به جاده سبز «سعادت» شد!




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31315361353274870757.gif