PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : هنگام مصائب انسان از رحمت خدا مایوس میشود یا به او روی میاورد ؟



morteza13612
۱۳۹۰/۱۰/۱۵, ۲۳:۵۳
باسلام خدمت کارشناسان عزیز
من برای سؤالاتم دوآیه مثال می زنم


لایَسئَمُ الإنسانُ مِن دُعاءِ الخَیرِوَإن مَسَّهُ ااشَّرُّ فَیَئُوسٌ قَنوط
آدمی ازخدا به دعای دایم تمّنای خیرمی کندوهرگزخستگی وسیری ندارد
ولیکن اگربه وی شروزیانی برسدزودمأیوس وناامیدشود
(آیه ی 49سوره ی فُصّلَت)

وَإذا أنعَمناعَلی الإنسانِ أعرَضَ ونَئابِجانِبِهِ وَإذامَسَّهُ الشَّرُّ فَذُودُعاءٍ عَریض
وماهرگاه به انسان نعمتی عطاکنیم روبگرداندودوری جوید
وهرگاه شروزیانی به او روآوردآنگاه دایم زبان به دعامی گشاید
(آیه ی 51سوره ی فُصّلَت)


به گفته ی قرآن

آیاوقتی ازجانب خداوندشروزیانی به انسان برسدآیاانسان ناامیدمی شودوازرحمت خدامأیوس می گرددیااینکه به یادخدامی افتدودایم زبان به دعا می گشاید؟؟؟

باتشکر
التماس دعا


کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1

میقات
۱۳۹۰/۱۰/۱۶, ۱۸:۰۵
«لَّا يَسئَمُ الْانسَنُ مِن دُعَاءِ الْخَير وَ إِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيؤُسٌ قَنُوطٌ»

انسان هرگز از تقاضاى نيكى (و نعمت) خسته نمى‏شود و هر گاه شرّ و بدى به او رسد، بسيار مأيوس و نوميد مى‏گردد! (1)



«وَ إِذَا أَنْعَمْنَا عَلىَ الْانسَانِ أَعْرَضَ وَ نأی بجانِبِهِ وَ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِيضٍ»

و هر گاه به انسان (غافل و بى‏خبر) نعمت دهيم، روى مى‏گرداند و به حال تكبّر از حق دور مى‏شود ولى هر گاه مختصر ناراحتى به او رسد، تقاضاى فراوان و مستمرّ (براى بر طرف شدن آن) دارد! (2)

میقات
۱۳۹۰/۱۰/۱۶, ۱۸:۰۶
در آیه 49 سوره فصلت آمده است هنگامى كه به انسان شر و ناراحتى برسد دعاى عريض و مستمر دارد؛ ولى در آيه 83 سوره اسراء آمده است هنگامى كه بدى به او برسد مايوس مى‏شود. همين مضمون در آیه 51 سوره فصلت نيز آمده است.

دعاى مستمر و كثير دليل بر اميدوارى است، در حالى كه در آيه ديگر مى‏گويد او نااميد مى‏شود. لذا این سؤال مطرح می شود که چگونه انسان مأيوس دعا مى‏كند؟ و مراد این آیات چیست؟


مفسران به اين پرسش، پاسخ‏هاى متفاوتى داده‏اند:


1. بعضى از مفسران در پاسخ اين سؤال، مردم را به دو گروه تقسيم كرده‏اند گروهى كه به هنگام سختيها به كلى مأيوس مى‏شوند، و گروهى كه اصرار در دعا و جزع و فزع دارند. (3)

2. بعضى ديگر گفته‏اند منظور از يأس، نوميدى از اسباب عادى است، و اين منافات با تقاضاى از خداوند و دعا كردن ندارد؛ یعنی انسان از اسباب عادى مأيوس مى‏شود ولى از خدا درخواست مى‏كند. (4)

3. اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از "ذو دعاء عريض" تقاضاى از خداوند نيست، بلكه جزع و فزع فراوان است. شاهد اين سخن آيه 20 سوره معارج است كه مى‏فرمايد: «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً»، انسان حريص آفريده شده، هنگامى كه ناراحتى به او رسد بسيار جزع و فزع مى‏كند.

يا اين كه اين دو حالت در دو مرحله به اين گونه افراد كم‏ظرفيت دست مى‏دهد، در ابتدا شروع به دعا و تقاضاى زياد از پير و پيغمبر مى‏كنند، و فرياد و جزع و فزع سر مى‏دهند، اما چيزى نمى‏گذرد كه حالت يأس سراسر وجود آنها را فرا گرفته مأيوس و خاموش مى‏شوند. (5)

4. برخی نیز گفته اند شايد بتوان گفت كه مراد از دعا، استمداد از خداوند نيست، بلكه همان يأس است كه به صورت جزع و جيغ و ناله اظهار مى‏كند و هر دو آيه يك مسأله را مطرح مى‏كند لكن در يك جا مى‏فرمايد: مأيوس است و در جاى ديگر مى‏فرمايد: به خاطر يأس جيغ و داد مى‏زند، نظير آيه‏ى «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً»، (6). (7)

_________
(1) فصلت، 49.
(2) فصلت، 51.
(3) تفسير روح البيان، ج 8، ص 280.
(4) ر.ک: ترجمه تفسير الميزان، ج 17، ص 610.
(5) تفسير نمونه، ج‏20، ص 327.
(6) معارج، 20.
(7) تفسير نور، ج‏10، ص 363.