PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : حرمت ازدواج هاي فامیلی قبل از اسلام ؟



سائل قرآنی
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۰:۰۵
سلام
حرمت ازدواج هاي فامیلی قبل از اسلام و در ساير جوامع چگونه بوده و آيا آيه حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ و َبَنَاتُكُمْ و َأَخَوَاتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ و َخَالاَتُكُمْ وَ بَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ و َأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَ أَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ (سورة النساء:23) از باب تقرير و امضاء روش پيشينيان بوده يا خود حکم جديدي را بيان کرده و از اين نظر معجزه محسوب مي شود؟


کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی

مقداد
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۲۱:۰۲
سلام
حرمت ازدواج هاي فامیلی قبل از اسلام و در ساير جوامع چگونه بوده و آيا آيه حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ و َبَنَاتُكُمْ و َأَخَوَاتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ و َخَالاَتُكُمْ وَ بَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ و َأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَ أَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ (سورة النساء:23) از باب تقرير و امضاء روش پيشينيان بوده يا خود حکم جديدي را بيان کرده و از اين نظر معجزه محسوب مي شود؟


کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی


حرمت ازدواج فاميلي

با عرض سلام و ادب خدمت شما پرسشگر محترم

ناگفته پيدا است که همه افراد طبعا از اين گونه ازدواجها تنفر دارند و به همين دليل همه اقوام و ملل (جز افراد کمى ) ازدواج با محارم را ممنوع مى دانند و حتى مجوسى ها که در منابع اصلى خود قايل به جواز اين گونه ازدواج ها بوده اند، امروز آن را انکار مى کنند.(1)

به هر حال در بين اديان الهي فقط مورد دين زرتشت اين برداشت وجود دارد كه در اين دين ازدواج با محارم مشروع بوده است،ولي هر چند طبق گزارشات فراوان تاريخي ازدواج با محارم در ميان پيروان دين زرتشت رواج داشته است،اما قرائني وجود دارد كه اين نوع ازدواج در اصل دين زرتشت جايز نبوده است،بعنوان مثال شيخ صدوق دركتاب توحید، روایتی نقل می‏کند و همان روایت در وسائل الشیعه‏ ابواب النکاح آمده است که روزی از روزها علی علیه السلام از مردم تقاضا می‏کرد تا زنده است فرصت را مغتنم شمرده مشکلات خویش را بپرسند و این‏ جمله را تکرار می‏کرد: «سلونی قبل ان تفقدونی» یکی از سؤال‏ کنندگان اشعث بن قیس کندی بود، این مرد نسبت به ایرانیان نظر خوشی‏ نداشت، از علی سؤال کرد: چرا با مجوس مانند اهل کتاب‏ معامله می‏کنید و از آنها جزیه می‏گیرید و حال آنکه آنها کتاب آسمانی‏ ندارند.

علی علیه السلام فرمود آنها کتابی داشته ‏اند، خداوند پیامبری در میان‏ آنها مبعوث فرمود و در شریعت آن پیامبر ازدواج با محارم جایز نبود، یکی از پادشاهان آنها در یک شب که مست بود در حال مستی با دختر خویش در آمیخت، مردم‏ آگاه شدند و شورش کردند و گفتند تو دین ما را فاسد کردی و اکنون لازم‏ است بر تو حد جاری کنیم. آن پادشاه نیرنگی اندیشید، به آنها گفت همه‏ گرد آیید و سخن مرا بشنوید، اگر ناصواب بود هر تصمیمی می‏خواهید بگیرید.
مردم جمع شدند و او به آنها گفت: خودتان می‏دانید که در میان افراد بشر هیچ کس به پای پدر بزرگ و مادر بزرگ ما آدم و حوا نمی‏رسد، همه‏ گفتند راست است. گفت مگر نه این است که این دو بزرگوار که صاحب‏ پسران و دختران شدند، همانها را با یکدیگر زن و شوهر قرار دادند؟ گفتند راست می‏گویی گفت پس معلوم می‏شود که ازدواج با محارم از قبیل دختر یا خواهر مانعی ندارد. مردم با این بیان قانع شدند و از آن پس این رسم، مشروع تلقی شد و مردم عمل کردند (2).

شهيد مطهري در اين رابطه مي گويد:
هرچند اين عمل يعني ازدواج با محارم در اصل دين مجوس و آيين اصلاحي زرتشت وجود نداشت، ولي بعدها به اسم دين چنان شهرت يافته كه آن را جزو اركان آيين زرتشت به حساب آورده‌اند چنان كه يعقوبي مي‌گويد: «ايرانيان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج مي‌كردند و اين كار را نوعي صله رحم و عبادت مي‌دانستند»(3)

با توجه به اين مطالب بايد گفت اسلام كه تمام احكامش مطابق فطرت پاك انساني است،اين حكم فطري را تأييد و امضاء نموده است.

پي نوشتها:
1- تفسير نمونه،ج3،ص327.
2- توحید صدوق، چاپ مکتبه الصدوق، صفحه 306 و وسائل الشیعه، جلد 3، صفحه 46.
3- مجموعه آثار، ج 14، ص 262، اريخ يعقوبي، ج 1، ص 152.