PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : لیلة‌المبیت چه شبی ست ؟ { شرح آیه لیلة المبیت }



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۶, ۰۱:۳۴
http://shiaupload.ir/images/srs651aa4kognwtlo4w.gifhttp://www.eteghadat.com/Files/user1/besm/b_141.gifhttp://shiaupload.ir/images/hjrksfl0l8hbohbxhao.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43442388806277605594.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43442388806277605594.gif)




وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤوُفٌ بِالْعِبادِ.

و از میان مردم، كسانی هستند كه جانشان را به خاطر خشنودی خدا عرضه می كنند و خداوند نسبت به اینگونه بندگان بسیار مهربان است.

(بقره /)207


كافران قریش پس از ناامیدی از تغییررویه پیامبردردعوت به اسلام، سرانجام تصمیم گرفتند آن حضرت را به قتل برسانند. نقشه آنها این بود كه گروهی از مردان قبایل مختلف قریش به خانه پیامبر یورش برند و آن حضرت را در بستر خواب غافلگیر كرده و با ضربات نیزه و شمشیر تكّه تكّه اش كنند.

حضرت جبرئیل فرشته وحی، پیامبر را از تصمیم ناجوانمردانه و وحشیانه كافران آگاه كرد و از سوی خداوند دستور آورد كه همان شب از مكه خارج شود و برای فریب كافران، علی علیه السلام را در بستر خود بخواباند.

پیامبر، موضوع را با علی علیه السلام در میان گذاشت و از او خواست كه در بستر بخوابد، تا كافران از آن حضرت غافل بمانند و او بتواند با استفاده از فرصت در محل مناسبی، دور از دسترس كافران مخفی شود و سپس به یثرب برود.

علی علیه السلام با كمال خرسندی پذیرفت كه جانش را سپر بلا سازد تا آسیبی به رسول خدا صلی الله علیه وآله نرسد.

-علی آن شب را در بستر خوابید و همانطور كه پیامبر فرموده بود، كافران پنداشتند، این پیامبر است كه خوابیده است. امّا نخواستند در تاریكی شب به خانه هجوم آورند، چون ممكن بود به اشتباه افراد دیگری را در تاریكی بكشند. برای همین تا سپیده دم خانه را زیر نظر گرفتند.

هنگامی كه هوا كمی روشن شد، به خانه حمله بردند و با شمشیرهای آخته بر بستر یورش آوردند، در حالی كه یقین داشتند پیامبر كشته خواهد شد. امّا همین كه به بستر نزدیك شدند با كمال حیرت و حسرت دیدند این علی است كه در بستر پیامبر آرمیده است!

به پاس این جانبازی و فداكاری، خداوند ایه ای نازل فرمود و در آن از این حادثه شورانگیز یاد كرد تا این ماجرا جاودانه بماند. آن شب در تاریخ به لَیلَةُ الْمَبیت معروف شده است، یعنی شبی كه حضرت علی در بستر پیامبر خوابید. این حماسه مقدس را فخر رازی در تفسیر خود(4) (http://www.missagh.org/books_articles/books/a_d_q_v_s.htm#n4) چنین نقل كرده است:

نَزَِلَتْ فی علی بن ابیطالب. باتَ عَلی فِراشِ رَسولِ اللّهِ لَیلَةَ خُروجِهِ اِلَی الْغار، و یروی أَنَّهُ لَمّا نامَ عَلی فِراشِهِ قامَ جبرئیلُ عِنْدَ رَأْسِهِ و میكائیلُ عِندَ رِجْلَیهِ وَ جبریلُ ینادی: بَخٍّ بَخٍّ مِنْ مِثْلِكَ یابْنَ اَبی طالب یباهِی اللّهُ بِكَ الْمَلائِكَةَ.

این ایه در شأن علی بن ابیطالب نازل شده است. همان شبی كه پیامبر به غار ثور رفت و وی در بستر خوابید. حضرت جبرئیل بالای سر او و حضرت مكائیل پایین پاهای او ایستاده بودند. در آن حال جبرئیل ندا در می داد:

آفرین بر تو ای پسر ابو طالب، اینك خداوند به فرشتگان آسمان - به خاطر عظمت این فداكاری تو- مباهات می كند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۹:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47398506610914476809.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47398506610914476809.gif)



ليلة المبيت به عقيده اهل تسنن

شب اول ماه ربيع الاول به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصدهجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مؤمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان و نجات جان پيامبر، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابيد

مفسر معروف اهل تسنن ثعلبي مي گويد: هنگامي كه پيغمبر اسلام تصميم گرفت مهاجرت كند، براي اداي دين هاي خود و تحويل دادن امانت هايي كه نزد او بود علي عليه السلام را به جاي خويش قرار داد و شب هنگام كه مي خواست به سوي غار ثور برود و مشركان اطراف خانه را براي حمله به او محاصره كرده بودند،

از علي عليه السلام خواست تا در بستر او بخوابد و پارچه ي سبز رنگي (برد حضرمي ) كه مخصوص خود پيامبر صلي الله و عليه و آله بود روي خويش بكشد، در اين هنگام خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحي فرستاد كه من بين شما برادري ايجاد كردم و عمر يكي از شما را طولاني تر قرار دادم،كدام يك از شما حاضر است ايثار به نفس كند و زندگي ديگري را بر خود مقدم دارد؟

هيچكدام حاضر نشدند، به آنها وحي شد اكنون علي عليه السلام در بستر پيامبر من خوابيده و آماده شده جان خويش را فداي او سازد، به زمين برويد و حافظ و نگهبان او باشيد

هنگامي كه جبرئيل بالا سر و ميكائيل پايين پاي علي عليه السلام نشسته بودند جبرئيل مي گفت: به به!! آفرين به تو اي علي خداوند به واسطه ي تو بر فرشتگان مباهات مي كند. در اين هنگام آيه ي فوق نازل گرديد و به همين دليل آن شب تاريخي به نام ليلة المبيت ناميده شده است

ابو جعفر اسكافي مي گويد: همان طور كه ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه ج3 ص270 ذكر كرده است ،جريان خوابيدن علي عليه السلام در بستر پيغمبر به تواتر ثابت شده است و غير از كساني كه مسلمان نيستند و افراد سبك مغز آن را انكار نمي كنند




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۹:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79369773295289836776.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79369773295289836776.gif)



وقایع لیله المبیت به نقل از کتاب ارشاد

و از جمله فضائل آن حضرت عليه السّلام اينست: كه هنگامى كه پيغمبر (ص) بواسطه انجمنى كه از قريش براى كشتن آن حضرت فراهم شد (و از هر قبيله كه در مكه بود يكتن را براى انجام اين كار برگزيدندكه همگان بطور دسته جمعى خونش را بريزند) مأمور شد از مكه بمدينه هجرت كند و نمى‏توانست در برابر آنها آشكارا از مكه بيرون رود، و خواست در پنهانى و بى‏خبرى آنان خارج گردد، تا از شر آنها آسوده ماند (تنها) بأمير المؤمنين گزارش كار خود را داد (و جز او كسى را آگاه نكرد) و او را وادار بدفاع از خويشتن كرد، باين گونه كه (دستور داد) در بستر او بخوابد، بدانسان كه ندانند در بستر خوابيده و گمان كنند خود پيغمبر (ص) است و مانند هر شب در جاى خود آرميده، پس أمير المؤمنين عليه السّلام در آن شب جان خود را براى خداى تعالى در كف نهاد، و آن را در راه پيروى او بفروخت، و در راه پيامبر گراميش از جان گذشت، و اين بخاطر آن بود كه آن حضرت بدين وسيله از شر دشمنان رهائى يابد، و وجود شريفش از نقشه شوم كافران سالم بماند، و بهدف اساسى كه دعوت مردمان بخدا، و بر پا داشتن دين و آشكار ساختن آئين بود برسد.

پس على عليه السّلام بجاى رسول خدا (ص) در بستر خوابيد، و براى اينكه او را نشناسند با جامه خود را پيچد، (بدانسان كه اگر كسى او را ميديد گمان نميكرد جز پيغمبر (ص) باشد) پس (از انجام آنچه گفته شد) آنها كه براى كشتن رسول خدا (ص) انجمن كرده بودند و همگى مسلح بودند سر رسيدند، و گرداگرد على عليه السّلام پره زدند (و حلقه‏وار او را احاطه كردند) و چشم براه سپيده دم دقيقه شمارى ميكردند تا هوا روشن شود، و آشكارا او را بكشند، تا خونش هدر رود و پايمال گردد زيرا چون بنى هاشم كشندگان او را بنگرند، و از هر قبيله و فاميلى كه در مكه بودند يكتن را در ميان كشندگان ببينند و همه را شريك در ريختن خون او بدانند، نتوانند كشندگان را بدان جرم بكشند، چون بخاطر كشته شدن يكتن نتوانند با همه قبائل بستيزه و نبرد درآيند، و (با اين نقشه زيركانه‏اى كه كشيده بودند)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۲۰:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08674751910901049146.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08674751910901049146.gif)




نتیجه فداکاری حضرت علی علیه السلام

تنها فداكارى على عليه السّلام بود كه سبب رهائى يافتن (ص) از دست آنان گرديد، و جلوگير از ريخته شدن خون آن حضرت شد، و در نتيجه توانست دستور پروردگار خويشتن را انجام دهد، (و مردم را بخداى يگانه راهنمائى كند) و اگر امير المؤمنين عليه السّلام نبود و آن فداكارى را نميكرد، كار تبليغ (و رساندن احكام) رسول خدا (ص) بپايان نميرسيد، و عمرش كفاف انجام آن را نميداد و دشمنان و رشگ بران آن حضرت بر او چيره و پيروز ميشدند.

از اين رو على عليه السّلام در بستر خوابيد، و آنها نيز بى ‏آنكه از جريان آگاه باشند و گمان ببرند كه او على عليه السّلام است، در اطراف او چشم براه سپيده و روشنى هوا بودند) چون صبح شد و ناگهان بسوى او يورش بردند، على عليه السّلام برخاسته بآنها حمله‏ور شد، آنها كه (باور نداشتند آن مرد خفته على باشد، همين كه) او را ديدند پراكنده شده و بازگشتند، و انديشه شومشان در باره رسول خدا (ص) نقش بر آب شد، و رشته تدبيرشان يكسره از هم گسيخت و آرزوهائى كه بدنبال اين كار در سر پرورانده بودند جملگى بر باد رفت .

با آن پيش بينى كه پيغمبر اكرم (ص) فرمود: و آن فداكارى كه على عليه السّلام كرد نظم و ترتيب ايمان بر جاى ماند، و بينى شيطان بخاك ماليده شد، و دشمنان دين و آئين سرافكنده گشتند، و اين براى أمير المؤمنين صلوات اللَّه عليه منقبتى است بى‏نظير، و كسى در اين باره همباز و در اين فضيلت انباز او نگشت، و مانند او در اين راه كسى از جان نگذشت.

و خداى سبحان در باره اين جريان، و از خود گذشتگى امير مؤمنان، اين آيه از قرآن را فرو فرستاد: «و از مردم كسى است كه ميفروشد جان خود را در پى خوشنودى خدا، و خدا است مهربان ببندگان» (سوره بقره آيه 207).

ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى ج‏1 43
[فصل (9) داستان ليلة المبيت‏]





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۲۰:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91098870162610459754.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91098870162610459754.gif)

فرمانروای کون و مکان مرتضی على است
شاهنشه زمین و زمان مرتضی على است

صاحب‌دلی که در عوض جان مصطفی(ص)
در خوابگه گذشت ز جان مرتضی على است

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۲۰:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93069308850191368791.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93069308850191368791.gif)

چون به سوی غار می‌شد مصطفی(ص)
خفت آن شب بر فراشش مرتضی(ع)


کرد جان خویش را حیدر نثار
تا بماند جان آن صدر کبار

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۲۲:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84218912384230336866.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84218912384230336866.gif)





پیمان برادری از جانب حق تعالی

درصفحه 62 كتاب حق اليقين آمده است :حقت عالي وحي كرد بسوي جبرئيل و ميكائيل كه من ميان شما برادري قرار داده ام و عمر يكي از شما را دراز تر از ديگري گردانيده ام كداميك از شما ديگري را بر خود اختيار مي كنيد به طول زندگاني پس هيچيك دست از طول زندگاني خود بر نداشتند و اختيار طول حيات ديگري بر خود نكردند.

حق تعالي وحي كرد به ايشان كه چرا شما مثل علي بن ابي طالب نبوديد كه من او و محمد را برادر كردم و بر فراش او خوابيد وجان خود را فداي او گردانيد و زندگاني محمد را بر زندگاني خود اختيار كرد اكنون برويد بسوي زمين واو را از شر دشمنان محافظت نمائيد پس هر دو به زمين آمدند. و جبرئيل ندا كرد كه به به كيست مثل تو اي پسر ابو طالب خدا به تو مباهات مي كند .

از خدا آمده اي آيت رحمت بر خلق
وان كدام آيت لطف است كه در شان تو نيست




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۵, ۰۲:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96784841472872506468.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96784841472872506468.gif)


وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤوُفٌ بِالْعِبادِ.


و از میان مردم، كسانی هستند كه جانشان را به خاطر خشنودی خدا عرضه می كنند
و خداوند نسبت به اینگونه بندگان بسیار مهربان است.

سوره مبارکه بقره - آیه 207


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00974454580412925630.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00974454580412925630.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۵, ۰۲:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86471821153606379249.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86471821153606379249.gif)



آن شهنشاهی که بحر لافتی را گوهر است
شحنه دشت نجف، شاه ولایت حیدر است

در شب جان باختن ، بر جای احمد تکیه زد
زانکه جای مصطفی(ص) هم مرتضی(ع) را در خور است


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

مجیب
۱۳۹۰/۱۱/۰۵, ۰۸:۰۳
http://www.mihan24.com/user_upload/images/article/1297157720%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A9%20%D8%A7%D9%84% D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%AA.jpg

بشنو از لیل المبیت مرتضا
شیر مردی که بگرداند قضا


آن شبی را که به جهل جاهلان
کشته می شد خاتم پیغمبران

پهلوانانی به جد پولاد تن
سر برآورده ز اقوام کهن

قصد قتل مصطفی را داشتند
زین سبب تیغ و سنان افراشتند

خفته در بستر پیمبر غرق نور
نور را کی دیده آن چشمان کور

سر زپا پیچیده در بستر چنان
تا شود رویش ز نامردان نهان

چون که از پرده پس آمد آفتاب
آفتاب آمد دلیل آفتاب

نوجوانی از جوانان شیرتر
در خرد از پیرمردان پیرتر

پهلوان پهلوانان عرب
شیر مرد شیر مردان عرب

خفته در کونام چون شیری سترگ
چشم در چشمان آن دزدان گرگ

جست چالاک و چنین فریاد کرد
زهره آن ناکسان بر باد کرد

گفت:نام من علی المرتضاست
جایگاهم در حریم کبریاست

زادگاهم خانه امن خداست
گر بگیرم جانتان امشب رواست

می کشم تیغ از برای کردگار
تیغ آن هم چه تیغی، ذوالفقار

خفته ام اینجا کنار یار مرگ
تا زنم تاریخ را زرینه برگ

خفته ام در بستر پیغمبران
بستر نوح نبی و دیگران

همچو اسماعیلم اینجا زیر تیغ
جان نخواهم کرد از مردن دریغ

چون که خواهد تیغ حق برد گلو
جان حیدر هم فدای راه او

عزم حیدر چون به گرگان شد پدید
شهوت خون از بن دندان پرید

شد به یثرب آفتابی منجعلی
آفتاب مکه مغلوب علی

چون که احمد آیه حق می سرود
آیه در حیدر تجلی می نمود


مرتضی صورتگر شمع هداست
شاه باز عشقبازی با خداست

گر که پرسی قله خلقت کجاست ؟
بی تامل ، زیر پای مرتضاست.

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۵, ۱۰:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84218912384230336866.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84218912384230336866.gif)



ماجرای لیله المبیت
هجرت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مكّه به مدینه
یكی از داستان‎های مهم زندگی پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ ماجرای عظیم هجرت او و یارانش از مكّه به مدینه است، چنان كه قرآن در سوره انفال آیه 30، و سوره بقره آیه 207 به این مطلب اشاره كرده است، كه خلاصه‎اش چنین است:
هنگامی كه مسلمانان در مكّه در فشار و آزار شدید مشركان قرار گرفتند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ، مسلمانان را به هجرت به مدینه دستور داد، مشركان احساس خطر شدید كردند و با خود گفتند:
هجرت مسلمانان به مدینه موجب تشكّل آنها در مدینه شده، و در آینده نزدیك، كار را بر ما سخت خواهد كرد. سران آنها در «دار النَّدوَه» مجلس شورای خود اجتماع كردند، و هر كدام در مورد جلوگیری از اسلام و دعوت پیامبر، پیشنهادی نمودند، چنان كه در آیه 30 سوره انفال به این توطئه، اشاره شده است.
سرانجام پیشنهاد ابوجهل تصویب شد، پیشنهاد او این بود كه:
«از هر قبیله‎ای، یك جوان شجاع به عنوان نماینده انتخاب شود، و همه آن نمایندگان در یك شب، خانه پیامبر را محاصره كنند، و به سوی او حمله كرده و او را در رختخوابش بكشند.»
آن شب فرا رسید، جبرئیل ماجرای توطئه كودتاچیان را به پیامبر خبر داد.
پیامبر ماجرا را به علی ـ علیه السلام ـ خبر داد، و به او فرمود: «امشب در رختخواب من بخواب، تا كافران گمان كنند كه من در رختخواب خود خوابیده‎ام، به انتظار من در بیرون خانه بمانند و من پنهانی از خانه خارج شوم.»
با این كه خوابیدن در رختخواب پیامبر و افكندن روپوش سبز پیامبر بر روی خود، صد در صد خطرناك بود، حضرت علی با جان و دل، این پیشنهاد را پذیرفت، و در رختخواب آن حضرت خوابید. آن شب نمایندگان مشركان، با شمشیرهای برهنه، خانه پیامبر را محاصره كردند، پیامبر شبانه، بی‎آنكه مشركان متوجه شوند، در تاریكی شب از خانه بیرون آمد و به سوی غار ثور كه در هفت كیلومتری جنوب مكّه قرار گرفته، رفت و در آن جا مخفی شد، در این هنگام ابوبكر نیز همراه پیامبر بود.
سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از غار ثور به سوی مدینه هجرت نمود، آن حضرت در روز پنجشنبه اول ربیع الاول سال 13 بعثت از مكّه خارج شد و در روز 12 همین ماه به مدینه وارد گردید.[1]
مباهات خدا به فرشتگان در مورد خوابیدن علی ـ علیه السلام ـ
جبرئیل و میكائیل از سوی خداوند، كنار رختخواب حضرت علی ـ علیه السلام ـ آمدند، جبرئیل به آن حضرت گفت:
«به به! كیست مثل تو ای فرزند ابوطالب، كه فرشتگان به وجود تو (و فداكاری تو) مباهات می‎كنند.» آن گاه این آیه را از طرف خداوند، در شأن علی ـ علیه السلام ـ، به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل كرد:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضی از مردم (فداكار و باایمان، هم چون علی ـ علیه السلام ـ به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر) جان خود را در برابر خشنودی خدا می‎فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.»[2]
[1]. اقتباس از سیره ابن هشام، ج 2، ص 126 به بعد؛ ناسخ التواریخ هجرت، ج 1، ص 14.
[2]. تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 23 و 29. (بقره، 207).



del.askquran3pt83p245y37vzqx8dm.gif

مقداد
۱۳۹۰/۱۱/۰۵, ۱۳:۱۱
«ليلة المبيت»

سيزده سال پر ماجراى توقف رسول خدا (ص) را پس از بعثت در شهر مكه پشت سر مى ‏گذاريم،سيزده سالى را كه رسول خدا با رساندن پيام الهى هر روز و هر هفته و هر ماه و سال آن براى آن حضرت (ص) و نزديكترين يار و كمك كار باوفايش يعنى ‏على (ع) ماجراى تازه و داستان و رنج جديدى را به همراه داشت و خاطرات تلخ و ناگوارى را براى وى و پيروانش به يادگار گذارده و تاريخ اسلام يكايك آنها را ثبت نموده است.

در سالهاى آخر اين رسالت بزرگ در مكه يعنى دهم و يازدهم،دو حامى بزرگ و دو پشتيبان با وفاى رسول خدا يعنى ابو طالب و خديجه از دنيا رفتند و ادامه كار براى پيامبر بزرگوار اسلام در مكه مشكلات زيادى داشت كه سبب اصلى آن جرئت و جسارت بيشتر دشمنان نسبت به آن حضرت بود،به شرحى كه در تاريخ زندگانى پيغمبر اسلام مذكور گرديد.

به دنبال همين جسارت و جرئت زياد دشمنان اسلام بود كه در پى يك نشست و شور دستجمعى مشركان تصميم به قتل پيغمبر اكرم گرفتند و شبى كه خواستند اين تصميم را عملى كنند،رسول خدا به دستور پروردگار خود از شهر مكه خارج و از طريق غار ثور عازم يثرب گرديد.

شب سهمگينى بود و رسول خدا از جانب خداى تعالى مأمور شده بود بدون اطلاع ياران و نزديكان خود از شهر خارج گردد و كسى نمى ‏دانست پيغمبر به كجا خواهد رفت و سرانجام چه خواهد شد،اين بار رسول خدا (ص) خطرناكترين و عين حال حساسترين مأموريتها را به على (ع) سپرد و او را مأمور كرد تا در بستر آن حضرت بخوابد و بُرد مخصوص او را به خود پيچيد،و خود آن حضرت پس از تاريك شدن شب از خانه خارج شد و به سوى غار ثور حركت كرد.

خطرناك بودن مأموريت از آن جهت بود كه ده يا پانزده تن مسلح به پشت خانه رسول خدا آمده و خود را آماده كرده بودند تا ناگهان به كسى كه در بستر خوابيده ـو در آن وقت جز على كسى ديگرى نبودـ بتازند و همگى در قتل او شركت جسته و او را به قتل برسانند و هر آن بيم آن مى‏ رفت كه اين حمله انجام گيرد و على (ع) از اين ماجرا مطلع بود.و حساس بودن مأموريت از آن جهت بود كه توطئه گران همگى از پشت ديوار رفتار و حركات كسى را كه در بستر خوابيده بودـ و به خيال آنها رسول خدا بود ـزير نظر داشتند و از روى ديوارهاى كوتاهى كه در آن زمان اطراف خانه‏ ها وجود داشت،پيوسته سر مى‏ كشيدند و مراقب حال خفته در بستر بودند و على (ع) موظف بود براى حفظ جان رسول خدا و سرگرم ساختن مشركان توطئه ‏گر،به گونه ‏اى رفتار كند كه او را نشناسند و چنان پندارند كه خود رسول خداست كه در بستر خفته و هيچ گونه حركت و يا عملى كه او را به آنها بشناساند و يا سوء ظنى براى آنها ايجاد كند،انجام ندهد .

با توجه به پاره ‏اى از خصوصيات كه در تاريخ اين داستان در كتابها ذكر شده،اهميت اين عمل خدا پسندانه على (ع) و حساسيت و پر مخاطره بودن اين مأموريت بزرگ الهى بخوبى روشن مى‏ شود،زيرا در كتاب الفصول المهمة» (ص 29) تأليف ابن صباغ مالكى آمده كه گويد:

«...در آن شب كه مقدارى از آن گذشته بود و على در بستر رسول خدا خفته بود،مشركان همچنان بر او سنگ مى‏زدند و على (ع) سنگها را بر سر و بدن خود مى‏خريد اما نگرانى و بى‏تابى از خود نشان نمى‏داد (كه مبادا مشركان آن خفته در بستر را بشناسند و از رفتن پيغمبر مطلع گردند..».

و در روايت امالى شيخ نيز اين گونه است:

«و چون شب هنگام،درهاى خود را بست و پرده‏هاى خود را آويخت (كنايه از سياهى و تاريكى شب است) و رفت و آمد قطع شد،آنان به سوى على (ع) كه در بستر خفته بود،هجوم آوردند و با سنگ بر او مى‏زدند و شك نداشتند كه وى رسول خداست تا وقتى كه فجر طالع گرديد...»(1)

در آخر آنچه در اين ميان مورد اتفاق همه تاريخ نويسان بوده و كسى نتوانسته از آن اغماض كرده و آن را ناديده بگيرد،فدا كارى بى ‏نظير امير المؤمنين (ع) در اين ماجراست كه چگونه به خاطر حفظ جان رهبر بزرگوار اسلام و ولى نعمت خود جان بر كف گرفته و در راه عزيزترين و محبوبترين بندگان خدا بار گران را بر دوش كشيده است تا جايى كه اين فداكارى و ايثار جان،در راه محبوب،موجب تعجب فرشتگان و افتخار و مباهات خداى سبحان در نزد آنان گرديده است و بهتر آن است كه اين ماجرا را از زبان بزرگان اهل سنت بشنويد:

ثعلبى در تفسير خود،صفورى در نزهة المجالس،غزالى در احياء العلوم،جزرى در اسد الغابة،حموى در ثمرات الاوراق،ابن صباغ مالكى در فصول المهمة و جمع زياد ديگرى در كتابهاى خود (2) روايت كرده اند كه:

چون رسول خدا (ص) خواست از مكه هجرت كند على بن ابيطالب را در مكه به جاى خود گذارد تا بدهى ‏هاى او را بپردازد و امانتهايى را كه نزد آن حضرت بود به صاحبانش مسترد دارد و در آن شبى كه مشركان دور خانه‏ اش را گرفته بودند،على را مأمور كرد تا در بستر او بخوابد و بدو فرمود:

پارچه برد حضرمى سبز مرا به خود بپيچ كه ان شاء الله تعالى خطرى از سوى آنها متوجه تو نخواهد شد،على نيز اين مأموريت را به همان گونه انجام داد.

در اين وقت خداى تعالى به جبرئيل و ميكائيل وحى كرد كه من در ميان شما دو فرشته،پيوند برادرى منعقد ساختم و عمر يكى را بيش از ديگرى مقرر داشتم،اكنون كداميك از شما دو نفر زندگى و عمر بيشتر را به برادر ديگر ايثار كرده و گذشت مى‏ كند؟

هر دوى آنها حيات و زندگى بيشتر را اختيار كردند.

در اين وقت خدا عز و جل بدانها فرمود:

«افلا كنتما مثل علي بن ابيطالب آخيت بينه و بين نبيي محمد فبات على فراشه يفديه بنفسه و يؤثره بالحياة... : چه شد كه شما همچون على بن ابيطالب نشديد كه من ميان او و پيامبرم محمد پيوند برادرى برقرار كردم و على در بستر محمد خوابيد و جان خود را فداى او كرد وزندگى خود را در راه او ايثار نمود...».

اكنون هر دو بر زمين فرود آييد و او را از شر دشمنان محافظت كنيد،آن دو فرشته،پيرو فرمان خداى تعالى به زمين هبوط كردند و جبرئيل در بالاى سر على و ميكائيل در پايين پاى آن حضرت قرار گرفت،و جبرئيل ندا مى‏كرد:

«بخ بخ من مثلك يابن ابيطالب،يباهى الله عز و جل بك الملائكة : به به!اى على كيست كه همانند تو باشد اى فرزند ابى طالب،كه خداوند عز و جل به وجود تو بر فرشتگان خود مباهات مى‏كند...».

به دنبال اين ماجرا هنگامى كه رسول خدا در راه مدينه بود اين آيه در شأن على بن ابيطالب نازل گرديد:

«و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد» (3) : و از زمره مردم كسى است كه جان خود را در راه رضاى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به بندگان خود رئوف و مهربان است.

و اين روايت را بيش از سى نفر از علما و محدثين و تفسير نويسان اهل سنت نقل كرده‏ اند .

ما وقتى مقايسه كنيم گذشت و فداكارى امير المؤمنين (ع) را در آن شب با رفتار ابو بكر و ترس و وحشتى كه در غار از خود نشان داد.تا جايى كه رسول خدا او را دلدارى داد و چنانكه خداى تعالى در قرآن نقل مى ‏كند بدو فرمود:

«لا تحزن ان الله معنا...»

تفاوت عمل و ارزش آن بخوبى روشن مى‏ شود...و به هر اندازه على (ع) آسودگى خاطر شريف رسول خدا (ص) را فراهم نمود،وى ‏موجب ناراحتى و نگرانى آن بزرگوار شد. (4)

بارى على (ع) آن شب را تا به صبح در بستر رسول خدا خوابيد و با اينكه هر لحظه بيم آن مى ‏رفت كه پانزده نفر مرد قوى هيكل همانند ابو جهل،عقبة بن ابى معيط،ابى بن خلف،طعمة بن عدى و امثال آنان با شمشيرهاى آخته خود بر سر او بريزند و او را قطعه قطعه كنند و با اينكه همان گونه كه در منابع تاریخی آمده است پيوسته بر سر و بدن او سنگ مى ‏زدند،همه را بر خود تحمل كرد و حركتى كه موجب ترديد آنان بشود و او را بشناسند و در نتيجه تدبير رسول خدا در فرار از مكه به ثمر نرسد،از خود نشان نداد و همچنان ثابت و استوار در جاى آن حضرت خوابيد تا چون هوا روشن شد و فجر طالع گرديد،يك مرتبه به درون خانه ريختند و در اين وقت على (ع) كه خيالش از جانب رسول خدا آسوده شده بود،ناگهان از جا برخاست و آنها مشاهده كردند كه خفته در بستر على (ع) است و آن كس كه از سر شب تا به صبح سنگها را بر سر و بدن خود مى‏ خريد وى بوده و كسى را كه به دنبالش آمده بودند و مى‏ خواستند او را بكشند از دست آنها گريخته...على (ع) در اين وقت به روى آنها فرياد زد:چه خبر است؟

مشركان كه سخت ناراحت شده بودند،گفتند:محمد كجاست؟على (ع) فرمود:مگر مرا به نگهبانى او گماشته بوديد؟مگر شما او را به اخراج از اين شهر تهديد نمى ‏كرديد؟او هم با پاى خود از شهر شما رفت!

آنچه مسلم است اين مطلب است كه على (ع) روى علاقه شديدى كه به رسول خدا داشت،تنها به فكر آن بزرگوار بود و به خود هيچ فكر نمى ‏كرد و شاهد اين گفتار نيز حديثى است كه از علامه شيخ طوسى (ره) در امالى و مناقب ابن شهر آشوب نقل شده كه چون رسول خدا توطئه مشركان را در آن شب به اطلاع على (ع) رسانيد و مأموريت خود را براى هجرت از مكه و مأموريت على را براى خفتن در بستر خود به اطلاع وى رسانيد به دنبال آن به صورت سؤال و نظر خواهى از امير مؤمنان از وى پرسيد:

«فما انت قائل و صانع»؟ : اى على تو در اين باره چه مى‏گويى؟و چه خواهى كرد؟] (5)

پاسخى كه على (ع) داد اين بود كه گفت:

«أ و تسلمن بمبيتى هناك يا نبى الله؟»:اى رسول خدا اگر من جاى شما بخوابم شما به سلامت خواهى بود؟

حضرت فرمود:آرى،على (ع) در اين وقت تبسمى كرده و سجده شكر خداى تعالى را به جاى آورد و چون سر از سجده برداشت،گفت:

«امض لما امرت،فداك سمعى و بصرى و سويداء قلبى،و مرنى بما شئت...و ما توفيقى الا بالله ...» (6) : اينك مأموريت خود را هر آنچه هست انجام ده كه گوش و ديده و سويداى قلبم به فدايت باد،و مرا نيز به هر چه خواهى فرمان ده كه فرمانبردارم...و جز از خداى بزرگ توفيق نخواهم. ..».
حلبى شافعى در سيره حلبيه (ج 2،ص 26) روايت كرده كه در آن شب رسول خدا به اصحاب خود فرمود:

«ايُّكم يبيت على فراشى و انا أضمن له الجنة؟فقال علي:انا أبيت و اجعل نفسى فداك : كداميك از شما امشب در بستر من خواهد خوابيد تا من براى او بهشت را ضمانت كنم؟على (ع) پاسخ داد:من مى ‏خوابم و جان خود را فداى تو مى‏ كنم». (7)

و در مناقب ابن شهر آشوب آمده كه چون رسول خدا خواست حركت كند،على را مخاطب قرار داده فرمود:

«من تو را خبر مى ‏دهم اى على كه خداى تعالى دوستان خود را به مقدار ايمانشان و جايگاهشان از دين و آيينى كه دارند،آزمايش مى‏كند.پس سخت‏ترين مردم در بلا و آزمايش پيغمبران هستند و سپس هر كه بدانها شبيه تر و نزديكتر و همچنين...و اى فرزند مادر (8) خداوند تو را امتحان و آزمايش كرد و مرا نيز درباره تو امتحان كرد به همان گونه كه خليل خود ابراهيم و اسماعيل ذبيح را آزمود،بردبار باش و صبر پيشه كن كه براستى رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است..و سپس على را به سينه خود چسبانيد.(9)

پى ‏نوشت‏ها:

1.امالى الشيخ،ص .298

2.براى اطلاع و توضيح بيشتر به احقاق الحق،ج 3،صص 34ـ26 و ج 6،صص 481ـ479 مراجعه شود .

3.سوره بقره،آيه .207

4.احمد بن حنبل،يكى از بزرگان اهل سنت در مسند خود (ج 1،ص 331) روايت كرده كه در آن شب ابوبكر (كه از حركت رسول خدا مطلع نبود) به خانه آن حضرت آمد و خيال كرد رسول خدا خفته از اين رو صدا زد:يا نبى الله،على (ع) پاسخ داد:پيغمبر اينجا نيست و به سوى بئر ميمون رفت...و طبرى يكى از بزرگترين مورخين اهل سنت دنباله داستان را اين گونه روايت كرده كه ابوبكر بسرعت به سوى بئر ميمون حركت كرد و رسول خدا همچنان كه مى ‏رفت ناگهان صداى پايى از پشت سر خود شنيد و دانست كه شخصى در تعقيب اوست و گمان كرد يكى از مشركان است،از اين رو رسول خدا نيز بسرعت خود افزود و همين ماجرا سبب شد كه بند جلوى نعلين آن حضرت پاره شد و انگشت ابهام پاى رسول خدا به سنگى خورده و شكافته شد و به دنبال آن خون زيادى از پاى آن حضرت مى ‏رفت ولى از ترس رسيدن شخصى كه آن حضرت را دنبال مى ‏كرد به سرعت خود افزود،تا جايى كه ابوبكر فرياد زد و رسول خدا او را شناخته،ايستاد و ابوبكر نزديك شد و به همراه آن حضرت به غار ثور رفتند و همچنان از پاى رسول خدا خون مى ‏رفت ...

5.اين ماجرا خيلى شباهت دارد به مأموريت حضرت ابراهيم (ع) براى ذبح فرزندش اسماعيل كه بدو فرمود:«يا بنى انى أرى فى المنام انى أذبحك فانظر ماذا ترى؟قال:يا أبت افعل ما تؤمر .»سوره صافات،آيه .102

6.بحار الانوار،ج 19،ص 60؛مناقب،ابن شهر آشوب،ج 1،ص .183

7.احقاق الحق،ج 8،ص .347

8.مرحوم مجلسى در شرح حديث ديگرى كه اين تعبير در آن آمده گويد:اينكه رسول خدا به على«فرزند مادر»خطاب كرده،به خاطر آن است كه فاطمه بنت اسد پيغمبر را تربيت كرده و آن حضرت او را مادر خطاب مى‏كرد و به همين جهت وقتى على نزد آن حضرت آمد و گفت:مادرم از دنيا رفت،رسول خدا فرمود:بلكه به خدا مادر من هم بود.بحار الانوار،ج 19،صص 69ـ .68

9- مناقب ابن شهر آشوب،ج 1،ص .183.

زندگانى اميرالمؤمنين عليه السلام ص 65

سيدهاشم رسولى محلاتى (http://imamalinet.net/per/pc/pcb/pcbg/pcbg2.htm)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۵, ۱۷:۳۷
http://img.tebyan.net/big/1389/06/159454723820148442351892202331861394819654.jpg



http://shiaupload.ir/images/bjfvx8k1qd92w0v0v6.gif (http://shiaupload.ir/images/bjfvx8k1qd92w0v0v6.gif)
http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-51.gif
http://shiaupload.ir/images/c88ngndnajep91rorce9.gif (http://shiaupload.ir/images/c88ngndnajep91rorce9.gif)

او که جانش را می فروشد...

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ ...»؛
از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد.
(بقره/ 207)
این آیه نورانی در شب اوّل ربیع الاول در شأن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نازل شد.
آن شب پیامبر(صلی الله علیه و آله) از شر کفّار از مکه به مدینه هجرت کردند و
امام علی(علیه السلام) این قهرمان همیشه تاریخ با نثار جان خویش در بستر رسول الله(صلی الله علیه و آله) خوابیدند.
آری، آن شب لیلة المبیت بود...

http://shiaupload.ir/images/bjfvx8k1qd92w0v0v6.gif (http://shiaupload.ir/images/bjfvx8k1qd92w0v0v6.gif)
http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-51.gif
http://shiaupload.ir/images/c88ngndnajep91rorce9.gif (http://shiaupload.ir/images/c88ngndnajep91rorce9.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۳, ۱۶:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00843817146733086560.gif

لیلة المبیت شب جانبازی مولا امیر المومنین
در راه پیامبر اعظم محمد مصطفی ست

شبی آرمیدن باور در بستر ایمان است
شبی خنثی کردن توطئه کوردلانی ست
که چون جغدهای شوم میخواستند
بیت رسول الله را ویرانه آرزوهای پلید خویش کنند

یرِیدُونَ لِیطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛
ولی خدا نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!

سوره مبارکه صف/آیه 8


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55824476936447074991.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۴, ۱۵:۳۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41100280173733083706.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۴, ۱۶:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/15331864017965875999.gif

مریم
۱۳۹۲/۱۰/۱۲, ۲۱:۴۴
ماه "ربیع الاول" همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه هاست؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست.

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقاابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم،

از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

ماه "ربیع الاول" همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست .

در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است

و مى توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و

نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است که کاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها،

شاملترین رحمتها، برترین برکتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان که برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است

در این ماه به شکرانه ارزانی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین

نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".


خبرآنلاین

گلستان قرآن
۱۳۹۲/۱۰/۱۲, ۲۱:۴۶
سلام
امشب را گرامی میداریم و بر مولا امیرالمومنین درود میفرستیم.ان شاءالله خداوند ما را با ایشان محشور نماید.

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۲, ۲۲:۴۴
بنظر حقیر لیلة المبیت یه جورایی شبیه به واقعه غدیر خم هستش زیرا در غدیر پیامبر اکرم :doa(1):جانشین بر حق خود را معرفی میکند و در لیلة المبیت هم همینطور است...