PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده شأن نزول هاي سوره «ص»



بسمت خدا
۱۳۹۰/۱۲/۱۲, ۰۹:۲۸
هو الباقی

شأن نزول هاي سوره «ص» چیست ؟(سوره ص در مورد چه كسي نازل شده است؟)


کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 3

هدی
۱۳۹۰/۱۲/۱۵, ۰۸:۲۲
به نام خدا
با سلام

شأن نزول هاي سوره «ص» چیست ؟(سوره ص در مورد چه كسي نازل شده است؟)
در كتب تفسير و حديث شان نزولهاى مشابهى براى آيات آغاز اين سوره وارد شده است كه به يكى از آنها كه مشروحتر و جامعتر است در اينجا اشاره مى كنيم و آن حديثى است كه مرحوم كلينى از امام باقر (عليه السلام ) نقل مى كند:
ابوجهل و جماعتى از قريش نزد ابوطالب عموى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمدند و گفتند: فرزند برادرت ما را آزار داده ، و خدايان ما را نيز ناراحت ساخته است ! او را بخوان و به او دستور ده دست از خدايان ما بردارد تا ما هم ناسزا به خداى او نگوئيم !
ابوطالب كسى را خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرستاد، هنگامى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) وارد خانه شد و به اطراف اطاق نگاه كرد ديد كسى جز مشركان در كنار ابوطالب نيست ، گفت : السلام على من اتبع الهدى سلام بر كسانى كه پيرو هدايتند!
سپس نشست ، ابوطالب سخنان آنها را براى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) شرح داد.
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در جواب فرمود: او هل لهم فى كلمة خير لهم يسودون بها العرب و يطاون اعناقهم : آيا آنها حاضرند جمله اى را با من موافقت كنند و در سايه آن بر تمام عرب پيشى گيرند و حكومت كنند؟!
ابوجهل (كه از اين سخن به وجد آمده بود و انتظار داشت كليد حكومت بر عرب را از دست پيامبر بگيرد) گفت : بله موافقيم ، منظورت كدام جمله است ؟
پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: تقولون لا اله الا الله ! بگوئيد معبودى جز الله نيست ! (و اين بتها را كه مايه بدبختى و ننگ و عقب افتادگى شماست دور بريزيد).
هنگامى كه حضار اين جمله را شنيدند آنچنان وحشت كردند كه انگشتها در گوش گذاردند و با سرعت خارج شدند، و مى گفتند، چنين چيزى را تاكنون نشنيده ايم ، اين يك دروغ است .
اينجا بود كه آيات آغاز سوره ((ص )) نازل شد.(1)

(1)- ر.ك: تفسير نمونه ، ج 19، صص 206 و 207

بسمت خدا
۱۳۹۰/۱۲/۱۶, ۰۸:۵۴
بسیار متشکر :Gol:

هدی
۱۳۹۰/۱۲/۱۶, ۱۴:۵۱
همچنين در خصوص آيات 4-7 اين سوره نيز شان نزولى شبيه آنچه در آيات قبل بيان شد نقل كرده اند و بعيد نيست شان نزول واحدى باشد كه براى مجموع اين آيات است .
ولى از آنجا كه اين شان نزول مطالب تازه اى دارد جهت تكميل مطالب قبل عرض مي شود :
هنگامى كه رسول خدا دعوتش را آشكار كرد سران قريش نزد ابوطالب آمدند و گفتند اى ابوطالب فرزند برادرت ما را سبك مغز مى خواند، و به خدايان ما ناسزا مى گويد، جوانان ما را فاسد نموده ، و در جمعيت ما تفرقه افكنده است اگر اين كارها به خاطر كمبود مالى است ما آنقدر مال براى او جمع آورى مى كنيم كه ثروتمندترين مرد قريش شود، و حتى حاضريم او را به رياست برگزينيم .
ابوطالب اين پيام را به رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) عرض ‍ كرد: پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: لو وضعوا الشمس فى يمينى و القمر فى يسارى ما اردته ، و لكن كلمة يعطونى يملكون بها العرب و تدين بها العجم و يكونون ملوكا فى الجنة !:
اگر آنها خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند من به آن تمايل ندارم ، ولى (به جاى اين همه وعده ها) يك جمله ، با من موافقت نمايند تا در سايه آن بر عرب حكومت كنند، و غير عرب نيز به آئين آنها درآيند، و آنها سلاطين بهشت خواهند بود!.
ابوطالب اين پيام را به آنها رسانيد، آنها گفتند: حاضريم به جاى يك جمله ده جمله را بپذيريم (كدام جمله منظور تو است ؟).
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به آنها فرمود: تشهدون الا لا اله الا الله و انى رسول الله : گواهى دهيد كه معبودى جز الله نيست و من رسول خدا هستم .
آنها (از اين سخن سخت وحشت كردند و) گفتند: ما 360 خدا را رها كنيم تنها به سراغ يك خدا برويم ؟ چه چيز عجيبى ؟! (آنهم خدائى كه هرگز ديده نمى شود!).
در اينجا آيات زير نازل شد ((بل عجبوا ان جائهم منذر منهم و قال الكافرون هذا ساحر كذاب ... ان هذا الا اختلاق )) (ص/4-7) (1)
جهت مطالعه اسباب نزول و شان نزول ها مي توانيد به كتبي كه در اين زمينه نگاشته شده است من جمله كتاب اسباب نزول دكتر محمد باقر حجتي مراجعه بفرماييد .

(1)- ر. ك: تفسير نمونه ، ج 19، ص 214

هدی
۱۳۹۶/۰۱/۲۲, ۱۲:۵۱
پرسش:
شأن نزول های سوره «ص» چیست؟ (سوره ص در مورد چه كسی نازل شده است؟)

پاسخ:
در كتب تفسير و حديث شان نزولهاى مشابهى براى آيات آغاز اين سوره وارد شده است كه به يكى از آنها كه مشروح تر و جامعتر است در اينجا اشاره مى كنيم و آن حديثى است كه مرحوم كلينى از امام باقر (عليه السلام ) نقل مى كند:
ابوجهل و جماعتى از قريش نزد ابوطالب عموى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمدند و گفتند: فرزند برادرت ما را آزار داده، و خدايان ما را نيز ناراحت ساخته است! او را بخوان و به او دستور ده دست از خدايان ما بردارد تا ما هم ناسزا به خداى او نگوئيم!

ابوطالب كسى را خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرستاد، هنگامى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) وارد خانه شد و به اطراف اطاق نگاه كرد ديد كسى جز مشركان در كنار ابوطالب نيست، گفت: «السلام على من اتبع الهدى»؛ سلام بر كسانى كه پيرو هدايتند! سپس نشست، ابوطالب سخنان آنها را براى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) شرح داد.
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در جواب فرمود: «او هل لهم فى كلمة خير لهم يسودون بها العرب و يطاون اعناقهم»؛ آيا آنها حاضرند جمله اى را با من موافقت كنند و در سايه آن بر تمام عرب پيشى گيرند و حكومت كنند؟!

ابوجهل (كه از اين سخن به وجد آمده بود و انتظار داشت كليد حكومت بر عرب را از دست پيامبر بگيرد) گفت: بله موافقيم، منظورت كدام جمله است؟ پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «تقولون لا اله الا الله»؛ بگوئيد معبودى جز الله نيست! (و اين بتها را كه مايه بدبختى و ننگ و عقب افتادگى شماست دور بريزيد.)
هنگامى كه حضار اين جمله را شنيدند آنچنان وحشت كردند كه انگشتها در گوش گذاردند و با سرعت خارج شدند، و مى گفتند، چنين چيزى را تاكنون نشنيده ايم، اين يك دروغ است، اينجا بود كه آيات آغاز سوره «ص» نازل شد.(1)

همچنين در خصوص آيات 4-7 اين سوره نيز شان نزولى شبيه آنچه در آيات قبل بيان شد نقل كرده اند و بعيد نيست شان نزول واحدى باشد كه براى مجموع اين آيات است .
ولى از آنجا كه اين شان نزول مطالب تازه اى دارد جهت تكميل مطالب قبل عرض مي شود:
هنگامى كه رسول خدا دعوتش را آشكار كرد سران قريش نزد ابوطالب آمدند و گفتند اى ابوطالب فرزند برادرت ما را سبك مغز مى خواند، و به خدايان ما ناسزا مى گويد، جوانان ما را فاسد نموده، و در جمعيت ما تفرقه افكنده است اگر اين كارها به خاطر كمبود مالى است ما آنقدر مال براى او جمع آورى مى كنيم كه ثروتمندترين مرد قريش شود، و حتى حاضريم او را به رياست برگزينيم.

ابوطالب اين پيام را به رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) عرض ‍ كرد: پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: «لو وضعوا الشمس فى يمينى و القمر فى يسارى ما اردته ، و لكن كلمة يعطونى يملكون بها العرب و تدين بها العجم و يكونون ملوكا فى الجنة!»؛ اگر آنها خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند من به آن تمايل ندارم، ولى (به جاى اين همه وعده ها) يك جمله، با من موافقت نمايند تا در سايه آن بر عرب حكومت كنند، و غير عرب نيز به آئين آنها درآيند، و آنها سلاطين بهشت خواهند بود!.

ابوطالب اين پيام را به آنها رسانيد، آنها گفتند: حاضريم به جاى يك جمله ده جمله را بپذيريم (كدام جمله منظور تو است؟)
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به آنها فرمود: «تشهدون الا لا اله الا الله و انى رسول الله»؛ گواهى دهيد كه معبودى جز الله نيست و من رسول خدا هستم.
آنها (از اين سخن سخت وحشت كردند و) گفتند: ما 360 خدا را رها كنيم تنها به سراغ يك خدا برويم؟ چه چيز عجيبى؟! (آنهم خدائى كه هرگز ديده نمى شود!)
در اينجا آيات زير نازل شد «وَعَجِبُوا أَن جَاءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَٰذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ... إِنْ هَٰذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ»(2) و (3)


جهت مطالعه اسباب نزول و شان نزول ها می توانيد به كتبي كه در اين زمينه نگاشته شده است من جمله كتاب اسباب نزول دكتر محمد باقر حجتی مراجعه بفرماييد .

____________
(1) ر.ك: تفسير نمونه ، ج 19، صص 206 و 207.
(2) ص/ 4-7.
(3) ر. ك: همان، ص 214.

کلید واژه ها: شان نزول سوره صاد (ص)، خورشید را در دست راست من، ماه را در دست چپ من بگذارند.