PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : روش های نادرست تربیت فرزند + راهکارهای درست



The Praises to God
۱۳۹۱/۰۱/۱۰, ۰۶:۴۵
بسم الله الرحمن الرحیم


به حول و قوه الهی
در این تاپیک نمونه های جالب تربیتی!!! البته از نوع نادرستش که در بین مادر و پدرهای جامعه باب شده رو در این قسمت قرار میدیم ، البته همراه با راهکار صحیح.
ان شاءالله مفید واقع بشه.


http://www.iraneshad.com/wp-content/uploads/2012/02/1111.jpg

The Praises to God
۱۳۹۱/۰۱/۱۰, ۰۶:۵۰
شیوه تک بعدی هدایت


اندر حکایات:
مادری به فرزند دلبندش می آموخت، به هنگام شب در گذر از گورستان و هر جای سهمگین اگر با شَبحی رو به رو شد، دل قوی دارد و با شجاعت بر او حمله ور شود؛ زیرا با این کار موجب می شود که شبح از وی روگرداند و فرار را بر قرار ترجیح دهد. فرزند زیرک در برابر آموخته های مادرش به او گفت: اگر همین آموزش هایی که تو به من می آموزی، مادر شبح به او آموخته باشد و او به من حمله ور شود، آن وقت تکلیف چیست.:nishkand:


===>> در این حکایت مادری ناآشنا به اصول صحیح هدایت که در مقام راهنما قرار گرفته است، قصد دارد به فرزند خود بیاموزد که می تواند با شیوه پیش دستی درزدن ضربه به حریف، از گذرگاه های خطرناک، خود را به سر منزل مقصود سالم برساند. در حالی که، فرزند تیزهوش او که به شیوه راهنمایی مادر و میزان موفقیت طرح او مردد است و می کوشد با طرح پرسشی به جا، احتمال ناموفق بودن طرح را به راهنمای خود گوشزد کند.:nishkand:


درواقع مولوی در این حکایت شیرین، ضمن نکوهش یک سونگری، به نوعی معلمان و تمام کسانی را که در مقام راهنمایی و هدایت انسان ها قرار دارند، از یک سونگری بازمی دارد و آنان را آگاه می سازد که اعتماد به یک شیوه و به کارگیری آن، برای ارشاد و هدایتگری کافی و مطمئن نیست.
پیام متن:


پرهیز از یک سونگری در پند و هدایت.

The Praises to God
۱۳۹۱/۰۴/۲۰, ۰۳:۴۷
اندر احوالات روزگار:
مادری کودک را سوار بر تاب کرده و همین طور که تاب را به جلو و عقب می راند برای دلبندش می خواند:
تاب تاب عباسی
خدا منو نندازی!!!!
اگه منو بندازی
تو بغل مامان بندازی
و کلی هم ذوق که دارد برای کودکش شعر کودکی خودش را می خواند:nishkand:
در همین حال بود
که ناگهان کودک پرسید:
مامان ! مگه خدا آدم رو میندازه!!!!!
مامان برق از کلش پرید!:nishkand:
این بار کمی با تفکر شعر را دوباره زمزمه کرد....:Labkhand:
بعد از چند لحظه فکر کردن
اینجوری خوند شعرش رو:
تاب تاب عباسی
خدای من چه نازی
به من دادی هم بازی
....
----------------------------------------


و اینجوری بود که مادر قصه ما شاعر هم شد:nishkand:

====>>در واقع این داستانک به این موضوع اشاره دارد که ما بیشتر وقت ها کوکورانه یه سری کار ها رو تکرار می کنیم بدون توجه به اصل موضوع یا تفکر در علتشون...!
حالا یا این کارهای اشتباه به جامانده از گذشته است ( که ناشی از نبود علم کافی در برخی علوم در گذشته است است) و یا القایی از تفکرات وارداتی غرب ...
و متاسفانه با این اشتباهات تفکرات کفر آمیز را به کودکانمان آموزش می دهیم...!
نمونه اش همان متن ساده در کتاب اول دبستان((بابا نان داد )) که بعدا سیاست های پشت این جمله ساده را متوجه شدند.......

در کل
بچه ها هنگام بازی خیلی خوب برخی مطالب رو یاد می گیرند
میشه با خوندن شعر های زیبا آنها را با با اصول دین،سوره های قرآن وحتی برخی احکام آشنا کرد.