PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اشکالات وارد بر وهابیت چیست؟



رضوانه
۱۳۹۱/۰۱/۱۸, ۰۹:۱۱
اشکالات وارد بر وهابیت چیست؟




کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 4

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۰۰:۵۸
اشکالات وارد بر وهابیت چیست؟


کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 4


با سلام خذمت شما

وهابیان از جهتی شبیه خوارج هستند. خوارج بر اساس تلقی خاصشان از ایمان و کفر، دیگر مسلمانان را کافر و مشرک می دانستند. وهابیون نیز بر اساس تلقی خاصشان از توحید، بسیاری از آداب اسلامی را شرک و کفر می دانند و در نتیجه معتقدان و عمل کنندگان به این آداب را که همه مسلمانان غیر وهابی هستند ، مشرک و کافر می دانند.
اگر بخواهیم عقاید وهابیان را بیان کنیم بیشتر باید بر نفی و انکار آنها تاکید بورزیم. به دیگر سخن، عقاید آنها نفی عقاید و اعمال دیگر مسلمانان و اتهام شرک به دیگران است.

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۰۰:۵۹
از جمله مواردی که وهابیان آن را شرک می دانند عبارتند از:

- توسل به اولیای الهی و طلب شفاعت از آنها

- سفر به قصد زیارت قبر پیامبر:sallallah: و اهل بیت:alayhe:

- تبرک و استشفاء به آثار اولیای الهی

- تعمیر و زیارت قبور اولیای الهی و ساختن مسجد در کنار قبور و نذر بر اهل قبور

- خداوند را به حق و مقام اولیایش سوگند دادن

- اعتقاد به سلطه غیبی اولیای الهی

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۰۱:۰۰
وهابیان تمامی موارد فوق را به دلیل مخالفت با توحید انکار می کنند. البته توحید مورد نظر وهابیان، توحید عبادی است. بر اساس توحید عبادی ، کلمه لا اله الا الله بیانگر آن است که تنها موجودی که باید عبادت و پرستش شود الله تبارک و تعالی می باشد. طبعا این آموزه دینی مورد پذیرش همه مسلمانان بلکه همه مومنان و موحدان است. تفاوت وهابیان با دیگر مسلمانان این است که آنان مواردی همچون توسل و کمک گرفتن و طلب شفاعت از غیر خدا را عبادت غیر خدا و شرک می دانند. موارد که در پست قبل ذکر شد همگی از همین جهت مورد انکار وهابیت قرار می گیرد.

حال پرسش این است که چرا این امور عبادت غیر خدا و شرک محسوب می شود؟؟

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۰۱:۰۰
محمد بن عبدالوهاب در پاسخ می گوید:

لااله الا الله هر نوع اله و معبودی غیر از خدا را نفی می کند و واسطه ، نوعی اله و معبود می باشد.پس هرکس پیامبر:sallallah: را واسطه میان خود و خدا قرار دهد، پیامبر را اله و معبود دانسته و او را پرستش کرده است. دلیل او بر این مطلب آن است که مشرکان زمان پیامبر:sallallah: به خدا اعتقاد داشتند اما بتها را واسطه قرار می دادند و به آنها توسل می جستند و از آنها شفاعت می خواستند. در نتیجه همین کار آنها باعث شرکشان شد و خونشان مباح گردید. لازمه توحید این است که فقط خدا را بخوانیم و به او امید داشته باشیم و تنها به او استغاثه کنیم و برای او قربانی و نذر کنیم.پس هرکس به غیر خدا استغاثه کند و برای غیر او قربانی نذر کند ، کافر است. (مجموعه آثار محمد بن عبدالوهاب، ج10، ص363-366و398-399.)

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۰۱:۰۱
پاسخ به محمد بن عبدالوهاب

البته لازمه سخنان محمد بن عبدالوهاب ، مشرک و کافر بودن همه انسان ها و از جمله وهابیان است؛ زیرا خداوند انسان ها را محتاج یکدیگر کرده است و همه در کارهای خویش نیازمند کمک گرفتن از دیگران هستند.

اگر محمد بن عبدالوهاب خود را مانند احمد بن حنبل ، پیرو اهل حدیث می داند و ظواهر احادیث را می پذیرد باید به او گفت: توسل و طلب شفاعت در منابع معتبر اهل سنت و در احادیث متعدد وارد شده است و پیامبر اکرم :sallallah: خود به توسل و طلب شفاعت امر کرده اند، پس چگونه است که ایشان کاری را که پیامبر:sallallah: و اهل بیت او :alayhe: بدان امر کرده اند شرک و کفر میداند؟؟!!
اما درباره مشرکان زمان پیامبر:sallallah: باید گفت: میان توسل و طلب شفاعت مشرکان با مومنان تفاوت اساسی وجود دارد. مشرکان به اشیایی توسل می جویند که هیچ خاصیتی ندارد و اینگونه توسل از سوی خداوند نهی شده است، در حالی که خداوند به اولیای خویش مقام محمد شفاعت را اعطا کرده و آنان به اراده و اذن خدا به چنین توانایی و مقامی دست یافته اند.

از سوی دیگر ، خداوند خود به توسل به پیامبر:sallallah: و اهل بیت او :alayhe: و شفاعت آنان امر کرده است. در نتیجه این کارها نه تنها شرک نیست بلکه عین عبادت خدا است، زیراکه به دستور و امر خدا انجام می شود.

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۰۱:۰۱
تفاوت دیگر این است که مشرکان، بتها را می پرستیدند تا بتها آنان را شفاعت کنند نه آنکه تنها به طلب از شفاعت از بتها اکتفا کنند. در حالی که مومنان، اولیای الهی را نمی پرستند و آنان را به عنوان افراد مقرب و بندگان مأذون از جانب خدا که تنها از خدا درخواست مغفرت می کنند ، ملاحظه می کنند.به بیان دیگر، مشرکان بتها را مالک شفاعت و مستقلا در سرنوشت آدمیان مؤثر میدانستند در حالی که مسلمانان هیچ اثر مستقلی در عالم قائل نیستند و تأثیر شفاعت را تنها به اذن و اراده الهی می دانند. اصولا درخواست شفاعت ، نوعی درخواست دعاست و التماس دعا از افراد شایسته یک امر مستحب است.

منبع: آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی،رضا برنجکار،صص146-149.

-------------------------------------------------------------------
جهت آشنایی بیشتر با عقاید وهابیت ر.ک:
1 .في ظلال التوحيد، آيت الله سبحاني.
2 . السلفيه بين اهل السنة و الاماميه،‌سيد محمد كثيري.
3 . الفرقة الوهابية في خدمة من؟،سيد ابوالعلي تقوي.
4. آیین وهابیت،جعفر سبحانی.
5. وهابیان،علی اصغر فقیهی.

HONARGRAPH
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۱:۱۰
پاسخ به محمد بن عبدالوهاب

البته لازمه سخنان محمد بن عبدالوهاب ، مشرک و کافر بودن همه انسان ها و از جمله وهابیان است؛ زیرا خداوند انسان ها را محتاج یکدیگر کرده است و همه در کارهای خویش نیازمند کمک گرفتن از دیگران هستند.

اگر محمد بن عبدالوهاب خود را مانند احمد بن حنبل ، پرو اهل حدیث می داند و ظواهر احادیث را می پذیر باید به او گفت: توسل و طلب شفاعت در منابع معتبر اهل سنت و در احادیث متعدد وارد شده استو پیامبر اکرم :sallallah: خود به توسل و طلب شفاعت امر کرده اند، پس چگونه است که ایشان کاری را که پیامبر:sallallah: و اهل بیت او :alayhe: بدان امر کرده اند شرک و کفر میداند؟؟!!
اما درباره مشرکان زمان پیامبر:sallallah: باید گفت: میان توسل و طلب شفاعت مشرکان با مومنان تفاوت اساسی وجود دارد. مشرکان به اشیایی توسل می جویند که هیچ خاصیتی ندارد و اینگونه توسل از سوی خداوند نهی شده است، در حالی که خداوند به اولیای خویش مقام محمد شفاعت را اعطا کرده و آنان به اراده و اذن خدا به چنین توانایی و مقامی دست یافته اند.

از سوی دیگر ، خداوند خود به توسل به پیامبر:sallallah: و اهل بیت او :alayhe: و شفاعت آنان امر کرده است. در نتیجه این کارها نه تنها شرک نیست بلکه عین عبادت خدا است، زیراکه به دستور و امر خدا انجام می شود.

:Gol:با سلام و احترام
لطفا" آدرس بدهید که در کجا حضرت حق امر به توسل فرموده
واحادیث متحدد حضرت پیامبر را هم با مدرک بیان فرمایید
(ممنون)

smhm
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۲:۱۹
برخی از شواهد قرآنی در امر توسل:



المائدة : 35 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
النساء : 64 وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً
البقرة : 37 فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ

مویدات قرآنی برای عبارت «یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله» (در دعای توسل):

طه : 109 يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً
مريم : 87 لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
الأنبياء : 28 يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى‏ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
الزخرف : 86 وَ لا يَمْلِكُ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ

هو الحق
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۸:۲۷
بسم الله الرحمن الرحیم




المائدة : 35 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
النساء : 64 وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً
البقرة : 37 فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ

مویدات قرآنی برای عبارت «یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله» (در دعای توسل):

طه : 109 يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً
مريم : 87 لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
الأنبياء : 28 يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى‏ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
الزخرف : 86 وَ لا يَمْلِكُ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
سلام خدمت شما
موقعی که اشخاص در قید حیات باشند می شود که به آنها بگویی که برای ما دعا کن و خدا دعای آنها را اجابت می کند. ولی کسی که به رحمت خدا رفت چه؟
آیه ؟ مدرک ؟ دلیل ؟ لطفا :Gol:

smhm
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۹:۰۷
بسم الله الرحمن الرحیم


سلام خدمت شما
موقعی که اشخاص در قید حیات باشند می شود که به آنها بگویی که برای ما دعا کن و خدا دعای آنها را اجابت می کند. ولی کسی که به رحمت خدا رفت چه؟
آیه ؟ مدرک ؟ دلیل ؟ لطفا :gol:
لازمه اين حرف شما اين است كه به مسئله روح و بسياري از آيات قرآن مبني بر حيات بر از مرگ عقيده نداشته باشيم.

هو الحق
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۲۰:۱۴
لازمه اين حرف شما اين است كه به مسئله روح و بسياري از آيات قرآن مبني بر حيات بر از مرگ عقيده نداشته باشيم.
سلام دوست گرامی

فکر نمی کنم چنین باشد

موقعی که انسان میمیرد تمام اسباب بر او قطع می شود

إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ

یک آیه برا من بیاورید که در مورد انبیا و پیامبران چنین نباشد
دنیا مزرعه آخرت است چه برای ما چه پیامبران البته تاکید می کنم که موقعی که در قید حیات باشند می شود از آنها خواست که برای ما دعا کنند همانند ایه زیر
گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم

قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِين // یوسف آیه ی 97

smhm
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۰۹:۱۳
تقطعت بهم الاسباب همانطور که خودتان ازعان دارید مربوط به اهل عذاب است. اما در مورد صالحان چطور؟
خداوند در قرآن شهیدان را زنده خطاب می کند چه برسد به انبیاء و اولیاء (ع)
ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون (بقره/154)

در مورد اهل عذاب هم اینطور نیست که خبر از احوال دنیا نداشته باشند لکن آنها چنان در سختی اعمالشان گرفتارند که هیچ توجه و توانایی بر درخواست ما ندارند.

نکته دیگر آنکه منظور از تقطعت بهم الاسباب آن است که آنها وسیله ای برای بازگشت به دنیا و جبران اعمالشان ندارند و این هیچ ارتباطی با موضوع مورد بحث ندارد.

هو الحق
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۰۹:۴۸
بسم الله الرحمن الرحیم


تقطعت بهم الاسباب همانطور که خودتان ازعان دارید مربوط به اهل عذاب است. اما در مورد صالحان چطور؟

نکته دیگر آنکه منظور از تقطعت بهم الاسباب آن است که آنها وسیله ای برای بازگشت به دنیا و جبران اعمالشان ندارند و این هیچ ارتباطی با موضوع مورد بحث ندارد.
سلام دوست گرامی
ربط ایه به اینه که کسی که اسباب نجات انها از عذاب عمل صالحی هست که می توانستند در این دنیا انجام بدهند ولی انجام ندادند و امکان انجام عمل در ان دنیا برای انها وجود ندارد و دستشان کوتاه شده است


خداوند در قرآن شهیدان را زنده خطاب می کند چه برسد به انبیاء و اولیاء (ع)
ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون (بقره/154)

در مورد اهل عذاب هم اینطور نیست که خبر از احوال دنیا نداشته باشند لکن آنها چنان در سختی اعمالشان گرفتارند که هیچ توجه و توانایی بر درخواست ما ندارند.دوست گرامی من که نگفته ام مرده اند امکان دعا و استجابت ان نزد خدا برای ما را ندارند چون در این دنیا امکان دارد
و گر نه من چند تا ایه ی دیگر برای شما می اورم که انها زنده هستند و نزد خداوند مورد رزق قرار گرفته اند
مانند
وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
بگو : عمل کنيد ، خدا و پيامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند ديد و شما را به نزد دانای نهان و آشکارا خواهند برد و او از اعمالتان آگاهتان خواهد کرد

لطفا جناب پاسخگو هم در بحث شرکت کنند اگر زحمتی نیست با عرض پوزش

smhm
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۱۱:۵۲
چگونه است که کسی زنده است و نزد خدا روزی داده می شود اما امکان دعا و مناجات با خدا را ندارد.؟؟ آیا برای این گفته تان دلیلی دارید؟


ربط ایه به اینه که کسی که اسباب نجات انها از عذاب عمل صالحی هست که می توانستند در این دنیا انجام بدهند ولی انجام ندادند و امکان انجام عمل در ان دنیا برای انها وجود ندارد و دستشان کوتاه شده است

جمله را باید تصحیح کنید: امکان انجام عمل در این دنیا را ندارند نه آن دنیا.
در آن دنیا می توانند عمل کنند اما عملشان دیگر فایده ای ندارد.

هو الحق
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۱۶:۵۶
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت شما دوست گرامی
باید خدمت شما عرض کنم که جمله ای که نوشتم تصحیح نمیخواست و درست نوشتم


ربط ایه به اینه که کسی که اسباب نجات انها از عذاب عمل صالحی هست که می توانستند در این دنیا انجام بدهند ولی انجام ندادند و امکان انجام عمل در ان دنیا برای انها وجود ندارد و دستشان کوتاه شده است البته اگر درست توجه کنید منظور همان عمل صالحی است که اول فرمودم و مورد پذیرش خداوند می باشد تا انها را از عذاب حفظ کند

چگونه است که کسی زنده است و نزد خدا روزی داده می شود اما امکان دعا و مناجات با خدا را ندارد.؟؟ آیا برای این گفته تان دلیلی دارید؟دوست گرامی من اگر جواب این سوال را میدانستم از شما آیه نمی خواستم که برای من بیاورید که حرفتان را اثبات کنید !تا به حال دلیل منطقی پیدا نکردم ایه ای هم ندیدم که از کسانی که رفته اند می توان یاری جست
از جناب پاسخگو هم خواستم که در بحث شرکت کند ولی مثل اینکه حضور ندارند

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۲۳:۲۶
:gol:با سلام و احترام
لطفا" آدرس بدهید که در کجا حضرت حق امر به توسل فرموده


باسلام و عرض ادب خدمت شما

در آیاتی مانند:



یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (مائده/35)

ای كسانی كه ایمان آورده اید پرهیزگاری پیشه كنید و وسیله ای برای تقرب به خدا انتخاب كنید و در راه او جهاد كنید باشد كه رستگار شوید .


وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا (نسا/64)

و ما هیچ پـیامبرى را نفرستادیم ، مگر به این منظور كه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود، و اگر این مخالفان هنگامى كه به خود ستم مى كردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مى گذاردند) به نزد تو مى آمدند و از خدا طلب آمرزش مى كردند و پیامبر هم براى آنها استغفار مى كرد خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند.

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۲۳:۲۷
:Gol:
واحادیث متحدد حضرت پیامبر را هم با مدرک بیان فرمایید
(ممنون)

احمد بن حنبل در مسند خود از عثمان بن حنیف، چنین نقل می كند:
«مردی نابینا نزد پیامبر گرامی آمد و گفت: از خدا بخواه تا مرا عافیت بخشد، پیامبر فرمود: اگر می خواهی دعا نمایم و اگر مایل هستی به تأخیر می اندازم و این بهتر می باشد. مرد نابینا عرض كرد: دعا بفرما. پیامبر گرامی او را فرمان داد تا وضو بگیرد و در وضوی خود دقت نماید و دو ركعت نماز بگذارد و این چنین دعا كند: پروردگارا! من از تو درخواست می كنم و به وسیله محمد، پیامبر رحمت به تو روی می آورم ای محمد من در مورد نیازم به وسیله تو به پروردگار خویش متوجه می شوم تا حاجتم را برآورده فرمایی، خدایا او را شفیع من گردان»
المسند، ج 5، ح 16913 ؛ سنن النسائی الكبری، ج 6، ص 169، ح 10495 ؛ روح المعانی، ج 6، ص 125 ؛ سنن ابن ماجه، ج 1، كتاب الصلاه، باب 189، حدیث 1385 ؛ الجامع الصحیح (السنن الترمذی)، ج 5، كتاب الدعوات، باب 119، ح 3578.

در حدیث صحیح از انس بن مالك نقل شده: پیامبر عزیز اسلام روز جمعه در مسجد مشغول خواندن خطبه نماز جمعه بود، در این حال مردی وارد مسجد شد و مستقیماً به سوی رسول خدا :sallallah: رفت و به حضرت عرض كرد: یا رَسُولَ اللّهِ هَلَكتِ المَوَاشِی وَانقَطَعَتِ السُّبُلُ، فَادْعُ اللّهَ أَنْ یُغِیثُنَا. قال: فَرَفَعَ رَسُولُ اللّهِ صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم یَدَیْهِ فَقَالَ: «اللّهُمّ أَسْقِنا، اللّهُمّ أَسْقِنا اللّهُمّ أسقِفا...ای رسول خدا! احشام از بین رفت راه امید بسته شد، از خداوند بخواهید به فریاد ما برسد!
راوی می گوید: رسول خدا :sallallah: دو دست مباركشان بالا برد و عرض كرد: خدایا با آب سیرابمان كن.
الجامع الصحیح (صحیح البخاری)، ج 1 ص 243، كتاب الاستسقاء، باب 4، ح 1013.

عن السَّائِبَ بن یَزیدَ یَقولُ: ذَهَبَتْ بِی خَالَتِی إلَی رَسُولِ اللّهِ(ص) فَقَالَتْ: یَا رَسُولَ اللّه، إِنَّ ابْنَ أُختی وَجِعٌ، فَمَسَحَ رَأسِی، وَ دَعا لی بِالبَرَكَهِ، ثُم تَوَضَّاء فَشَرِبْتُ مِنْ وُضوئِهِ...
سائب بن یزید می گوید: به همراه خاله ام خدمت رسول خدا :sallallah: رفتیم، خاله ام عرض كرد: یا رسول اللّه این (سائب) پسر خواهرم مریض است، پس رسول خدا :sallallah: دست مباركش را به سرم كشید و در حق من دعا كرد، سپس وضو گرفت و من از آب وضوی آن حضرت خوردم.
الجامع الصحیح، (صحیح البخاری)، ج 4، ص 174، كتاب الدعوات باب 31، ح 6352.

هو الحق
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۰۰:۴۷
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت جناب پاسخگو
اینها هیچ کدوم ثابت نمی کند که از کسانی که رفته اند می توان یاری جست فقط کسانی که در قید حیات هستند
که فبلا در پست شماره 12 (http://www.askquran.ir/post537165-12.html) اشاره کرده بودم

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۰۲:۳۴
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت جناب پاسخگو
اینها هیچ کدوم ثابت نمی کند که از کسانی که رفته اند می توان یاری جست فقط کسانی که در قید حیات هستند
که فبلا در پست شماره 12 (http://www.askquran.ir/post537165-12.html) اشاره کرده بودم

با سلام خدمت شما

لطفا این پست (http://www.askquran.ir/thread27010-2.html) را مطالعه بفرمایید.

هو الحق
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۰۸:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم



با سلام خدمت شما

لطفا این پست (http://www.askquran.ir/thread27010-2.html) را مطالعه بفرمایید.


عرض سلام خدمت شما
حرف من این نیست که ما را می بینند یا خیر صدا ما را می شنوند یا نه چون ایه زیر این مطلب را روشن ساخته است .

وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
بگو : عمل کنيد ، خدا و پيامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند ديد و شما را به نزد دانای نهان و آشکارا خواهند برد و او از اعمالتان آگاهتان خواهد کرد
من می گویم نمی توانند برای ما کاری انجام دهند (البته اگر در قید حیات (مقصود این دنیا) باشند می توانند برای ما نزد خدا طلب مغفرت کنند)
اما موقعی که به رحمت خداوند متعال رفتند بجای اینکه از آنها طلب مغفرت نزد خداوند کنیم باید از خداوند یا اشخاصی که در قید حیات هستند نزد خداوند آمرزش بطلبیم
چون اولا آنها از خداوند نسبت به ما رئوفتر نیستند ثانیا خداوند دعایی بندگانی که در این دنیا هستند را بیشتر قبول می کند تا آن دنیا .چون امتحان در این دنیا هست .دعای بندگان آن دنیا زیاد توفیقی نمیکند

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۹:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام خدمت شما
حرف من این نیست که ما را می بینند یا خیر صدا ما را می شنوند یا نه چون ایه زیر این مطلب را روشن ساخته است .

من می گویم نمی توانند برای ما کاری انجام دهند (البته اگر در قید حیات (مقصود این دنیا) باشند می توانند برای ما نزد خدا طلب مغفرت کنند)
اما موقعی که به رحمت خداوند متعال رفتند بجای اینکه از آنها طلب مغفرت نزد خداوند کنیم باید از خداوند یا اشخاصی که در قید حیات هستند نزد خداوند آمرزش بطلبیم
چون اولا آنها از خداوند نسبت به ما رئوفتر نیستند ثانیا خداوند دعایی بندگانی که در این دنیا هستند را بیشتر قبول می کند تا آن دنیا . چون امتحان در این دنیا هست .دعای بندگان آن دنیا زیاد توفیقی نمیکند

با سلام خدمت شما

شما برای اینکه باید از افرادی که در قید حیات دنیوی هستند طلب حاجت و مغفرت کنیم دو دلیل آورده اید که به بررسی آنها می پردازیم.



چون اولا آنها از خداوند نسبت به ما رئوفتر نیستند

اولا ؛ با توجه به سخنان شما می توان گفت بنا به نظر شما ؛ اشخاصی که در دنیا هستند از خداوند رئوف تر هستند لذا می توان از آنها درخواست هایی را خواست!!!! (چون قبول دارید که می توان به اشخاص زنده متوسل شد.)

در صورتی که خداوند از تمامی موجودات رئوف تر و مهربان تر است خواه آن موجودات زنده باشند خواه از دنیا رفته باشند.


ثانیا خداوند دعایی بندگانی که در این دنیا هستند را بیشتر قبول می کند تا آن دنیا . چون امتحان در این دنیا هست .دعای بندگان آن دنیا زیاد توفیقی نمیکند

ثانیا ؛ اینکه شما دعا را به امتحان الهی ربط می دهید مربوط به ما است نه معصومین:alayhe: . خداوند ما را امتحان می کند که چقدر صبر داریم اگر دعایمان دیرتر مستجاب شود نا امید می شویم و ... .

مانند اینکه شخصی در یک اداره برای اینکه سریع تر مشکلش برطرف شود خواسته خود را به فرد معتمد رئیس اداره می گوید تا او از رئس بخواهد که مشکلش سریع تر برطرف شود. آیا اینکه مشکل آن شخص برطرف شود یا نشود تفاوتی برای شخص واسطه دارد؟!!

در توسل نیز ما کسانی را که در نزد خداوند دارای مقام و آبرویی هستند واسطه بین خود و پرودگار می کنیم تا خداوند به دلیل حرمت و بزرگی آنها ، سریعترحاجات ما را برآورده کند و ما را مورد لطف و مغفرتش قرار دهد.

تذکر : با توجه به اعتقادات ما ، مرگ پایان زندگی نیست بلکه انتقال از عالمی به عالم دیگر است. پس انسان وقتی میمیرد فقط روح او به بدن برزخی منتقل می شود و در آنجا حیات کامل تری نسبت به دنیا دارد. ما نیز در توسل ، متوسل به روح پیامبر :sallallah: ، اهل بیتش :alayhe: و اولیای الهی می شویم نه جسم مادی آنها.

هو الحق
۱۳۹۱/۰۱/۲۵, ۱۳:۲۱
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و ادب خدمت شما


اولا ؛ با توجه به سخنان شما می توان گفت بنا به نظر شما ؛ اشخاصی که در دنیا هستند از خداوند رئوف تر هستند لذا می توان از آنها درخواست هایی را خواست!!!! (چون قبول دارید که می توان به اشخاص زنده متوسل شد.)
ولی منظور من اصلا این نبود .در افرادی که این دنیا هستند و افرادی که در آن دنیا هستند بسی فرق است هم از نظر حواس و هم از نظر اعمال . در این دنیا ظاهر مشکلی نیست بنا بر آیه ی زیر

قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِين // یوسف آیه ی 97 یا

الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ
كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى‏كنند و آنها كه پيرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبيح مى‏گويند و به او ايمان دارند و براى كسانى كه گرويده‏اند طلب آمرزش مى‏كنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار (7)
اما در آن دنیا در قران آیه ای ندیدم که فرموده باشده از انها هم می توانید طلب آمرزش بکنید ولی ایه دیدم که فرموده آنها هم شفاعت می کنند برای هر کس که خدا بخواهد

یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یشفعون الا لمن ارتضا وهم من خشیته مشفقوناما ثابت نمی کند که از شافعون طلب شفاعت کنیم مثلا ملائکه خدا و یا معصومین


وَ كم مِّن مَّلَكٍ فى السمَوَتِ لا تُغْنى شفَعَتهُمْ شيْئاً إِلا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشاءُ وَ يَرْضى (26) // غافر در این آیه می توان نتیجه گرفت که ملائکه شفاعت می کنند در حالی که جایی ندیده ام از آنها طلب شفاعت کنیم
در واقع جاهایی که مربوط به این دنیا بوده در قران امده که برای هم دعا کنیم و یا از مومنان مقرب الهی می توانیم طلب مغفرت نزد خداوند کنیم

شخصی در یک اداره برای اینکه سریع تر مشکلش برطرف شود خواسته خود را به فرد معتمد رئیس اداره می گوید تا او از رئس بخواهد که مشکلش سریع تر برطرف شوددر مورد کسانی که در این دنیا هستند خداوند فرموده که مشکلی ندارد از اشخاص مقرب من طلب مغفرت نزد من کنید
همانند آیه 97 سوره ی یوسف
ولی بحث من سر اشخاصی که به رحمت خدا رفتند در قران ایه ای ندیدم که فرموده باشد از آنهایی که آن دنیا هستند طلب آمرزش کنیم

smhm
۱۳۹۱/۰۱/۲۶, ۱۰:۳۴
من فكر مي كنم عالم دنيا و عالم برزخ از سنخ هم نيستند و تفاوت ماهوي دارند. بهمين خاطر ساكنان اين دو عالم نمي توانند به راحتي با هم ارتباط برقرار كنند.
يعني همانطور كه ما نمي توانيم اهل برزخ را مشاهده كنيم و از اعمال آنها با خبر شويم آنها هم نمي توانند ما را ببينند يا صحبت ما را بشنوند. انسان وقتي وارد عالم برزخ ميشود گويا دنيا برايش خوابي بوده كه از آن بيدار شده و ديگر نمي تواند به آن خواب بازگردد.

اما ارتباط عالم دنيا و عالم برزخ ممكن است به يكي از سه طرق زير برقرار گردد:

1- ارتباط مثالي:
عالم خواب و رؤيا مي تواند حد وسطي باشد بين دو عالم باشد كه ارتباط را نزديك تر سازد.

2- ارتباط غير مستقيم:
مثلا شخصي براي پدر و مادر خود كه از دنيا رفته اند خيرات ميكند و اثر اين عمل در عالم برزخ بگونه اي براي آنان ميرسد كه متوجه عمل فرزند خود مي شوند. آنها هم متقابلا در حق فرزند خود دعا مي كنند و اين دعا نيز بگونه اي در عالم دنيا براي فرزند اثر مي كند. (البته اين انتقال و ارتباط توسط ملائكه باذن خدا صورت مي گيرد و بر ما پوشيده است.)

3- ارتباط شهودي (مستقيم):
گاهي انسان در اثر عبادت و تهذيب نفس به جايي ميرسد كه ابعاد فضا-زمان را درمي نوردد و گويا ساكنان برزخ را به وضوح مشاهده مي كند اين انسانهاي مقرب در درگاه پروردگار حتي در عالم برزخ هم كه باشند مي توانند عالم دنيا را به وضوح مشاهده كنند و از اعمال ما باخبر باشند.
عبارت قرآني «فسيري الله عملكم و رسوله والمؤمنون» نيز مويد اين مطلب است كه فقط خدا و رسول و مومنون ويژه مي توانند عمل ما را ببينند و نه ديگران. (دقت كنيد)

به نظر من همين آيه «فسيري الله عملكم و رسوله والمؤمنون» براي اثبات دعاي انبيا و اوليا عليهم السلام براي اهل دنيا كافي است. چرا كه امكان ندارد شخصيتي همچون پيامبر عظيم الشأن اسلام كه رئوف و دلسوز امت است اعمال ما را ببيند ولي در حق ما دعا نكند. و اگر اين چنين باشد كه ايشان امكان دعا كردن را نداشته باشند پس صرف ديدن و تماشاي دنيا چه سودي خواهد داشت؟

به نظر من مبحث «توسل» در مذهب شيعه يك نظر ويژه و مترقي است كه فراتر از جريان عادي و طبيعي ساير انسانهاست. و بهمين خاطر در قرآن بطور تفصيل از آن بحث نشده چون فهم اين مساله نياز به ظرفيت بالايي دارد و ممكن است براي برخي موجب انحراف يا غلو شود.
البته بحث توسل با بحث شفاعت فرق مي كند (شفاعت در آخرت صورت مي گيرد ولي توسل در همين دنياست).

هو الحق
۱۳۹۱/۰۱/۲۶, ۲۰:۳۹
بسم الله الرحمن الرحیم





وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
پس صرف ديدن و تماشاي دنيا چه سودي خواهد داشت؟
سلام دوست گرامی
مواظب اعمالمون باشیم که بعدا از انها باخبرمون میکنند.این چیزی که شما برداشت کردید هیچ اشاره ای به آن در این ایه نشده تا ما بفهمیم منظور دعا کردن است


به نظر من مبحث «توسل» در مذهب شيعه يك نظر ويژه و مترقي است كه فراتر از جريان عادي و طبيعي ساير انسانهاست
شاید , ولی من تا زمانی که من دلیلی پیدا نکردم فقط از خدا ویا از کسانی که در این دنیا هستند طلب مغفرت نزد خدا میکنم .

وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً
از آنچه به آن علم ندارى پيروى مكن ,همانا گوش و چشم و قلب، همه آنها مورد سؤال واقع خواهند شد


از خدا طلب مغفرت کردن که گناه نیست حد اقل به چیزی که میدونم عمل می کنم تا اینکه چیزی را ندونسته بپذیرم

و بهمين خاطر در قرآن بطور تفصيل از آن بحث نشده چون فهم اين مساله نياز به ظرفيت بالايي دارد و ممكن است براي برخي موجب انحراف يا غلو شود
کجا اشاره ی دوری به آن شده ؟ لطف کنید و بیان کنید شاید به نتیجه ای رسیدیم

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۰۰:۲۳
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و ادب خدمت شما
ولی منظور من اصلا این نبود .در افرادی که این دنیا هستند و افرادی که در آن دنیا هستند بسی فرق است هم از نظر حواس و هم از نظر اعمال . در این دنیا ظاهر مشکلی نیست بنا بر آیه ی زیر


قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِين // یوسف آیه ی 97

یا


الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ
كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى‏كنند و آنها كه پيرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبيح مى‏گويند و به او ايمان دارند و براى كسانى كه گرويده‏اند طلب آمرزش مى‏كنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار (7)

اما در آن دنیا در قران آیه ای ندیدم که فرموده باشده از انها هم می توانید طلب آمرزش بکنید ولی ایه دیدم که فرموده آنها هم شفاعت می کنند برای هر کس که خدا بخواهد

یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یشفعون الا لمن ارتضا وهم من خشیته مشفقون
اما ثابت نمی کند که از شافعون طلب شفاعت کنیم مثلا ملائکه خدا و یا معصومین

وَ كم مِّن مَّلَكٍ فى السمَوَتِ لا تُغْنى شفَعَتهُمْ شيْئاً إِلا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشاءُ وَ يَرْضى (26) // غافر
در این آیه می توان نتیجه گرفت که ملائکه شفاعت می کنند در حالی که جایی ندیده ام از آنها طلب شفاعت کنیم
در واقع جاهایی که مربوط به این دنیا بوده در قران امده که برای هم دعا کنیم و یا از مومنان مقرب الهی می توانیم طلب مغفرت نزد خداوند کنیم
در مورد کسانی که در این دنیا هستند خداوند فرموده که مشکلی ندارد از اشخاص مقرب من طلب مغفرت نزد من کنید
همانند آیه 97 سوره ی یوسف
ولی بحث من سر اشخاصی که به رحمت خدا رفتند در قران ایه ای ندیدم که فرموده باشد از آنهایی که آن دنیا هستند طلب آمرزش کنیم

با سلام خدمت شما


... وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيماً (نساء/64)

و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مى ‏كردند (و فرمان هاى خدا را زير پا مى‏ گذاردند)، به نزد تو مى‏ آمدند و از خدا طلب آمرزش مى ‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏ كرد خدا را توبه پذير و مهربان مى‏ يافتند.


در این آیه صراحتا بیان شده است که به سراغ پيامبر :sallallah: آمدن و ایشان را شفیع و واسطه در درگاه خداوند قرار دادن ، براى گنهكاران مؤثر است، و موجب پذيرش توبه و رحمت الهى است.

این خطاب (به نزد پیامبر :sallallah:براي طلب بخشايش رفتن) عام است لذا هم شامل حيات دنیوی ايشان و هم بعد از رحلت ایشان می شود .

smhm
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۰۸:۵۷
قل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله و المومنون و ستردون الي عالم الغيب و الشهاده فينبئكم بما كنتم تعملون



سلام دوست گرامی
مواظب اعمالمون باشیم که بعدا از انها باخبرمون میکنند.این چیزی که شما برداشت کردید هیچ اشاره ای به آن در این ایه نشده تا ما بفهمیم منظور دعا کردن است

وقتي خداوند شاهد اعمال ماست چه لزومي دارد پيامبر و مومنون هم شاهد اعمال ما باشند. شهادت آنان در برابر شهادت خدا چه سودي دارد؟
ثانيا هر چند آيه به لفظ دعا كردن پيامبر اشاره ندارد اما به وضوح مشخص است كه آيه شامل اين معنا نيز مي شود. چرا كه امكان ندارد پيامبر رئوف اسلام اعمال ما را ببيند و نسبت به آن كاملا بي تفاوت باشد و هيچ طلب استغفار براي ما نكند.

پس ما به سه دليل از پيامبر(ص) طلب دعا و استغاثه مي كنيم:
1. معتقديم پيامبر(ص) زنده است.
2. معتقديم اعمال ما را مي بيند و نداي ما را مي شنود.
3. معتقديم امكان دعا كردن در حق ما را نزد خداوند داراست.

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۹۱/۰۴/۰۱, ۰۶:۵۵
با سلام و تشکر از بزرگواران شرکت کننده در بحث:Gol:

اشکالات وارد بر وهایت

پرسش: اشکالات وارد بر وهابیت چیست؟

پاسخ: وهابیان از جهتی شبیه خوارج هستند. خوارج بر اساس تلقی خاصشان از ایمان و کفر، دیگر مسلمانان را کافر و مشرک می دانستند. وهابیون نیز بر اساس تلقی خاصشان از توحید، بسیاری از آداب اسلامی را شرک و کفر می دانند و در نتیجه معتقدان و عمل کنندگان به این آداب را که همه مسلمانان غیر وهابی هستند ، مشرک و کافر می دانند.
اگر بخواهیم عقاید وهابیان را بیان کنیم بیشتر باید بر نفی و انکار آنها تاکید بورزیم. به دیگر سخن، عقاید آنها نفی عقاید و اعمال دیگر مسلمانان و اتهام شرک به دیگران است.

از جمله مواردی که وهابیان آن را شرک می دانند عبارتند از:

- توسل به اولیای الهی و طلب شفاعت از آنها
- سفر به قصد زیارت قبر پیامبر و اهل بیت
- تبرک و استشفاء به آثار اولیای الهی
- تعمیر و زیارت قبور اولیای الهی و ساختن مسجد در کنار قبور و نذر بر اهل قبور
- خداوند را به حق و مقام اولیایش سوگند دادن
- اعتقاد به سلطه غیبی اولیای الهی

وهابیان تمامی موارد فوق را به دلیل مخالفت با توحید انکار می کنند. البته توحید مورد نظر وهابیان، توحید عبادی است. بر اساس توحید عبادی ، کلمه لا اله الا الله بیانگر آن است که تنها موجودی که باید عبادت و پرستش شود الله تبارک و تعالی می باشد. طبعا این آموزه دینی مورد پذیرش همه مسلمانان بلکه همه مومنان و موحدان است. تفاوت وهابیان با دیگر مسلمانان این است که آنان مواردی همچون توسل و کمک گرفتن و طلب شفاعت از غیر خدا را عبادت غیر خدا و شرک می دانند. موارد که در پست قبل ذکر شد همگی از همین جهت مورد انکار وهابیت قرار می گیرد.

حال پرسش این است که چرا این امور عبادت غیر خدا و شرک محسوب می شود؟؟
محمد بن عبدالوهاب در پاسخ می گوید:

لااله الا الله هر نوع اله و معبودی غیر از خدا را نفی می کند و واسطه ، نوعی اله و معبود می باشد.پس هرکس پیامبر را واسطه میان خود و خدا قرار دهد، پیامبر را اله و معبود دانسته و او را پرستش کرده است. دلیل او بر این مطلب آن است که مشرکان زمان پیامبر به خدا اعتقاد داشتند اما بتها را واسطه قرار می دادند و به آنها توسل می جستند و از آنها شفاعت می خواستند. در نتیجه همین کار آنها باعث شرکشان شد و خونشان مباح گردید. لازمه توحید این است که فقط خدا را بخوانیم و به او امید داشته باشیم و تنها به او استغاثه کنیم و برای او قربانی و نذر کنیم.پس هرکس به غیر خدا استغاثه کند و برای غیر او قربانی نذر کند ، کافر است. (1)

پاسخ به محمد بن عبدالوهاب

البته لازمه سخنان محمد بن عبدالوهاب ، مشرک و کافر بودن همه انسان ها و از جمله وهابیان است؛ زیرا خداوند انسان ها را محتاج یکدیگر کرده است و همه در کارهای خویش نیازمند کمک گرفتن از دیگران هستند.

اگر محمد بن عبدالوهاب خود را مانند احمد بن حنبل ، پیرو اهل حدیث می داند و ظواهر احادیث را می پذیرد باید به او گفت: توسل و طلب شفاعت در منابع معتبر اهل سنت و در احادیث متعدد وارد شده است و پیامبر اکرم خود به توسل و طلب شفاعت امر کرده اند، پس چگونه است که ایشان کاری را که پیامبر و اهل بیت او بدان امر کرده اند شرک و کفر میداند؟؟!!
اما درباره مشرکان زمان پیامبر باید گفت: میان توسل و طلب شفاعت مشرکان با مومنان تفاوت اساسی وجود دارد. مشرکان به اشیایی توسل می جویند که هیچ خاصیتی ندارد و اینگونه توسل از سوی خداوند نهی شده است، در حالی که خداوند به اولیای خویش مقام محمد شفاعت را اعطا کرده و آنان به اراده و اذن خدا به چنین توانایی و مقامی دست یافته اند.

از سوی دیگر ، خداوند خود به توسل به پیامبر و اهل بیت او و شفاعت آنان امر کرده است. در نتیجه این کارها نه تنها شرک نیست بلکه عین عبادت خدا است، زیراکه به دستور و امر خدا انجام می شود.

فاوت دیگر این است که مشرکان، بتها را می پرستیدند تا بتها آنان را شفاعت کنند نه آنکه تنها به طلب از شفاعت از بتها اکتفا کنند. در حالی که مومنان، اولیای الهی را نمی پرستند و آنان را به عنوان افراد مقرب و بندگان مأذون از جانب خدا که تنها از خدا درخواست مغفرت می کنند ، ملاحظه می کنند.به بیان دیگر، مشرکان بتها را مالک شفاعت و مستقلا در سرنوشت آدمیان مؤثر میدانستند در حالی که مسلمانان هیچ اثر مستقلی در عالم قائل نیستند و تأثیر شفاعت را تنها به اذن و اراده الهی می دانند. اصولا درخواست شفاعت ، نوعی درخواست دعاست و التماس دعا از افراد شایسته یک امر مستحب است.

----------------------------------------------------------
(1)مجموعه آثار محمد بن عبدالوهاب، ج10، ص363-366و398-399.

منبع: آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی،رضا برنجکار،صص146-149.

-------------------------------------------------------------------
جهت آشنایی بیشتر با عقاید وهابیت ر.ک:
1 .في ظلال التوحيد، آيت الله سبحاني.
2 . السلفيه بين اهل السنة و الاماميه،‌سيد محمد كثيري.
3 . الفرقة الوهابية في خدمة من؟،سيد ابوالعلي تقوي.
4. آیین وهابیت،جعفر سبحانی.
5. وهابیان،علی اصغر فقیهی.