PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دين يا اديان(پلوراليسم ديني)



saeed623
۱۳۸۷/۰۳/۲۵, ۰۹:۴۷
واژه «پلوراليسم » در لغت ، به معناى «پذيرش تعدّد و كثرت » است و از فرهنگ غرب گرفته شده است .
ابتدا ، اين واژه ، در سنن كليسايى مطرح بوده و در مورد شخصى كه چند منصب كليسايى داشته ، به كار مى رفته است ، ولى امروزه ، در عرصه فرهنگ ، به اين معنا است كه در يك عرصه فكرى و مذهبى ، عقايد و روش هاى گوناگونى مورد قبول باشد . و كاربردهاى مختلفى در حيطه عقايد و مسائل اخلاقى و شريعت و اَحكام شرعى دارد .
بر اين نظريه ، اشكال هاى فراوانى كرده اند . كه دوستان در پست هاي بعدي به آن خواهند پرداخت

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۰۶
پيش از هر چيز لازم به يادآورى است :
پلوراليزم يا تكثّر اديان از مباحث «فلسفه دين » است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند . قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است ; و لازمه آن تعدّد صراطهاى مستقيم است . پيشينه اين بحث در ايران حدوداً به چند دهه گذشته ـ البته نه با اصطلاح پلوراليزم بلكه به عنوان «تعدّد اديان » ـ بر مى گردد . اين مقوله در آن عصر نيز براى خود طرفداران و مخالفانى داشته است كه مى توان به دو فيلسوف و متفكر معاصر يعنى علامه طباطبايى • و شهيد مطهرى اشاره كرد كه هر دو گام در اين عرصه نهادند و به ابطال پلوراليزم پرداختند .
در سالهاى اخير دوباره مشعل اين بحث روشن شده است و اين بار مدعيان ، آن را در مجامع و تريبون هاى مختلفى براى عموم مردم مطرح كردند كه چه بسا موجب سر در گمى مخاطبانى گردد كه آشنايى كامل با مبانى نظريه پلوراليزم و اسلام ندارند ; و به تعبير متفكر شهيد مطهرى «عصر ما از نظر دينى و مذهبى خصوصاً براى طبقه جوان ، عصر اضطراب و دودلى و بحران است .»•
از اين رو ضرورت ارائه يك بحث شفاف و به دور از هرگونه غرض ورزى و افراط و تفريط براى نسل جوان بيش از پيش احساس مى شود .
در پست هاي به ابعاد ديگر اين موضوع مي پردازيم...

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۰۷
در ابتداى بحثِ تكثر اديان بايد اين نكته تنقيح گردد كه انسان به وجود دين و بعثت پيامبران نيازمند است يا نه ؟ در پاسخ مختصر آن بايد گفت : كه هدف از آفرينش انسان رسيدن به ساحل نجات و خوشبختى است و تأمين آن با شكفته شدن استعدادهاى نهفته او ميسّر مى شود . در اينجا اين سؤال به وجود مى آيد كه آيا انسان ، خود توان شناخت استعدادهاى نهفته خود را دارد ، يا نه ؟ علاوه بر آن آيا انسان مى تواند قوانين اساسى فردى اجتماعى به منظور تأمين سعادت خود و اجتماع وضع كند ، يا نه ؟
تا عصر حاضر هيچ فيلسوفى و دانشمندى مدعى شناخت انسان و نيازهاى فطرى او نشده است و هر روز كه قافله علم و فلسفه به پيش مى تازد ، بر مجهولات انسان در اين زمينه افزون مى شود ; و لذا در تعريف انسان گفته شده است كه «انسان موجودى است ناشناخته » .
از اين رو ، حكمت و لطف الهى اقتضا مى كند كه انسان را در اين ره بى رهنما نگذارد و با فرستادن پيامبران هادى انسان گردد .
ادامه دارد...

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۰۸
بعد از احساس ضرورت انتخاب دين و بعثت انبيا ، انسان وقتى قدم در عرصه انتخاب دين مى گذارد ، در نگاه آغازين ، متوجه وجود اديان و مكاتب متكثرى مى شود كه هر كدام كثيرى از مردم را به سوى خود جذب كردند . در همين نگاه آغازين ، متوجه تعارض بنيادين ميان اديان موجود مى شويم ، براى نمونه ، مى توان به اديانى كه به «آسمانى » معروفند ، اشاره كرد . دين يهوديت و مسيحيت ، هر يك به نوعى به شرك و تعدد «اله » معتقدند . آيين زرتشت با طرح دوگانه پرستى (يزدان و اهريمن ) در عداد اديان شرك آلود قرار گرفته است ; و از سوى ديگر اسلام منادى توحيد محض است و خطاب به قوم يهود و مسيح ، در قرآن كريم آمده است :
«يَـأَهْلَ الْكِتَـبِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلِمَة سَوَآءِ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْـًا» (آل عمران ، 64) .
از وجود تناقصات در اركان اديان آسمانى موجود به راحتى مى توانيم وضعيت اديان ديگر را تشخيص بدهيم ، مكاتب و اديانى كه يا به كلى منكر وجود امر قدسى هستند و يا فقط قايل به وجود امر قدسى و عالم ماوراء طبيعت هستند و منكر وجود خداوند و نبوت اند ; مثل مكتب كمونيستها و آيين هندو .
ادامه دارد...

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۰۹
در برخورد و مواجهه با اديان مختلف اين سؤال براى ذهن هر متفكرى مطرح مى شود كه آيا به راستى همه اين اديان مختلف و بعضاً متناقض ، بر حقند؟ يا اين كه دين حق و صراط مستقيم يكى بيش نيست ؟ و بقيه اديان از حقيقت و خواسته الهى دور شده اند .
حكم عقل به وحدت اديان آسمانى
آيا ممكن است كه خداوند خيرخواه اديان مختلف از حيث ماهيت براى بشر بفرستد؟
با تأمل در حكمت ضرورت دين كه عبارت است از وجود نيازهاى فطرى و ثابت انسان و از سوى ديگر يكى بودن فرستنده اديان ، به نظر مى رسد پاسخ سؤال مذكور چندان مشكل نباشد ; زيرا فرستنده دين خداوند حكيم و خيرخواه است كه با برآوردن نيازهاى فطرى انسان و به فعليت رساندن استعدادهايش سعادت او را تأمين مى كند . در اين صورت ، فرستادن اديانى كه با يكديگر از حيث ماهيت مختلفند ، توجيه پذير نيست ، زيرا تفسير ماهوى يك برنامه و آيين در صورتى موجّه است كه العياذبالله ماهيت و لُبّ اديان پيشين فاقد محتوا و توانايى لازم در جهت هدايت انسان باشد ; خداوند دين ناقص فرستاده باشد . اين فرض با براهين عقلى و فلسفى ناسازگار است و خرد آن را نمى پذيرد .
فرض ديگر اين كه نقصان از سوى خود انسان باشد كه به خاطر هواى نفسانى از قرار گرفتن در ركاب ره يافته گان سرباز مى زند ، لازمه اين فرض ، نه تغيير ماهوى دين ، بلكه تأكيد و راهنمايى و نصيحت بيشتر است .
فرض سوم اين كه تغيير ماهوى اديان مستند به تغيير شرايط زمانى و مكانى و نيازهاى جديد بشرى باشد . در پاسخ اين احتمال ـ كه امروزه طرفدارانى دارد ـ بايد گفت كه گوهر اديان الهى مشتمل بر معارفى بنيادى است كه ناظر به سعادت انسان و نيازهاى فطرى و ثابت اوست ; مثلا دين از انسان خواسته است كه از خداوند و پيامبرانش اطاعت كنند و به اصول اخلاقى ثابت مثل نوع دوستى ، عدالت پايبند باشند . اديان الهى براى تعالى روح انسانى و برقرارى عدالت نازل شده اند و اين معارف و اصول نيز به هيچ وجه با گذشت زمان تغيير نمى كند . «مگر بشر چندگونه فطرت و سرشت و طبيعت مى تواند داشته باشد .»•
بلى تغيير زمان و نيازهاى جديد و غير ثابت انسان ، تغيير برخى احكام و فروع ، يا تكميل آن ها را مى طلبد ولى لازمه آن تغيير و تكامل شريعت است ; نه دين . شهيد مطهرى در اين زمينه مى گويد :
«تفاوت و اختلاف تعليمات انبياء با يكديگر از انواع اختلاف برنامه هايى است كه در يك كشور هر چندبار به مورد اجراء گذاشته مى شود و همه آن ها از يك قانون اساسى الهام مى گيرد . همه آنان ]پيامبران[ مردم را به يك شاهراه و به سوى يك هدف دعوت مى كردند .»
ادامه دارد...

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۱۰
با رجوع به قرآن كريم در مى يابيم كه خداوند نه تنها دين حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله) را «اسلام » مى نامد ; دين پيامبران پيشين را نيز به همين نام توصيف مى كند ، مثلا در آيه اى آيين حضرت ابراهيم(عليه السلام) را اسلام مى شمرد : «مَا كَانَ إِبْرَ هِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَـكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا» (آل عمران ، 67) و در آيه ديگر ، پيامبراسلام با اشاره به اسلام كه تنها صراط مستقيم است ، از راه هاى ديگر منع مى كند : «وَأَنَّ هَـذَا صِرَ طِى مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ» (انعام ، 153)
استاد شهيد با تذكر اين نكته كه دين در اصطلاح مورخان و مردم به صورت جمع و متعدد بكار مى رود ، موضع قرآن را چنين تقرير مى كند :
«از نظر قرآن دين خدا از آدم تا خاتم يكى است ، همه پيامبران اعم از پيامبران صاحب شريعت و پيامبران غير صاحب شريعت به يك مكتب دعوت مى كرده اند . اصول مكتب انبياء كه دين ناميده مى شود ، يكى بوده است .»•
استاد در جاى ديگر ، آيه «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم ، 30) را دليل وحدت دين مى شمارد .
ادامه دارد...

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۱۱
از مطالب بالا روشن شد كه «دين » اصول اعتقادى ثابت مطابق نيازهاى فطرى بشرى است ; و «شريعت » تعدادى احكام فردى و اجتماعى است كه بعضى از آن ها بر حسب ضرورت و تحول نيازهاى بشر قابل تغيير است . به ديگر سخن ، ماهيت دين در همه اعصار يكى است ; امّا با بالا رفتن استعدادها و قابليت هاى مخاطبان ، دين نيز جامع تر مى شود . استاد شهيد ، تعدد پيامبران را به تعدد معلمان و كتب آسمانى به كتب درس دوره هاى مختلف تحصيلى تشبيه مى كند و مى گويد : «بشر در تعليمات انبياء مانند يك دانش آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا برده اند . اين تكامل دين ]است[ نه اختلاف اديان . قرآن هرگز كلمه دين ]را [به صورت اديان نياورده است .»

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۱۲
مدعيان پلوراليزم پنداشته اند كه همان طور كه در جهان نه يك فلسفه بلكه فلسفه هاى مختلفى هست كه نشأت گرفته از اختلاف انديشه هاست ; به همين شكل نيز اديانى كه پيامبران مختلف مى آورند ، مانند مكاتب فلسفى ، رنگ اختلاف به خود مى گيرند .
بطلان اين قياس نيازمند توضيح بيشترى نيست زيرا منشأ اختلاف در فلسفه ها به اختلاف فيلسوفان و افكار مختلف يك فيلسوف بر مى گردد ; در حالى كه مصدر اديان ، خداوند حكيم و عالم است كه علم او ازلى و تغيير ناپذير است . پيامبران ، علاوه بر برخوردارى از نبوغ ، از طريق وحى به مبدأ هستى و علم ازلى نيز متصل اند .
«تفاوت پيامبران با نوابغ و فلاسفه بزرگ اين است كه فلاسفه هر كدام مكتب مخصوص به خود داشته اند ، از اين رو هميشه در جهان فلسفه ها وجود داشته نه فلسفه ; ولى پيامبران الهى هميشه مؤيد و مصدّق يكديگر بوده اند و يكديگر را نفى نكرده اند ، هر كدام از پيامبران اگر در محيط و زمان پيامبر ديگر مى بود مانند او قانون و دستورالعمل مى آورد .»

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۱۴
از مطالب بالا مى توان به راز ختم نبوت به دست پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) پى برد زيرا انسان بعد از طى مراحل مختلف ، قابليت دريافت برنامه كلى هدايت خود را پيدا مى كند و از اين مرحله به بعد انسان با رشد و تكامل عقلانى خود مى تواند بدون پيامبر و با اتكا به كتاب مقدس او و ائمه هدى طى طريق نمايد ، همان گونه كه شهيد مطهرى مى گويد :
«بشر در مسير تكاملى خود مانند قافله اى است كه در راهى و به سوى مقصد معينى حركت مى كند ، ولى راه را نمى داند . هر چند يك بار به كسى برخورد مى كند كه راه را مى داند و با نشانه هايى كه از او مى گيرد دهها كيلومتر راه را طى مى كند.. . تا تدريجاً خود قابليت بيشترى براى فراگيرى پيدا مى كند و مى رسد به شخصى كه نقشه كلى راه را از او مى گيرد و براى هميشه با در دست داشتن آن نقشه از راهنمايى هاى جديد بى نياز مى گردد .»•
نام احمد نام جمله انبياست *** چون كه صد آمد نود هم پيش ماست

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۱۶
تا اينجا ما به تحليل دو اصل مهم «ضرورت دين » و «وحدت دين » پرداختيم . اين دو بحث نقش كليدى در روشن شدن زواياى بحث «پلوراليزم » دارد و بعد از گذر از اين دو مرحله انسان براى تعيين دين حق و برتر ، از بين اديان مختلف ، نيازمند معيارهايى براى تعيين و شناخت دين حق است .
البته ملاك و معيار تشخيص دين حق از باطل را مى توان از دو نظر متفاوت يعنى درون دينى و بيرون دينى جستجو كرد امّا در اين جا به ادله اى كه شهيد متفكر بدان اشاراتى داشته است ، بسنده مى كنيم .•
1ـ حكم عقل به انتخاب دين كامل و برتر
گفتيم كه عقل بعد از احساس ضرورت و وحدت دين الهى به انتخاب دين بدون فحص از حقانيت و برترى آن نسبت به اديان ديگر ، اكتفا نمى كند بلكه دنبال معيار مى گردد .
يكى از اين ملاكها ارزيابى و سنجش اديان موجود از نظر جامعيت و مطابقت با نيازهاى فطرى انسان است كه در اينجا به مقايسه دو دين بزرگ جهان كه مدعى حقانيت نيز هستند ، يعنى اسلام و مسيحيت ، مى پردازيم :
1ـ جهان بينى اسلام بر اصل توحيد استوار است و جهان بينى مسيحيت بر تثليث (متى 28 :19 ـ يوحنا 5 :20 ـ اول قرنتيان 8 :6)
2ـ وحى مُنْزَل بودن قرآن كريم ، دست نويس و جبرى بودن انجيل .
3ـ اشتمال قرآن بر تعدادى مضامين عالى و انواع اعجاز ; و اشتمال كتاب مقدس بر آموزه هاى ناسازگار با عقل مانند تجسم خدا و گناه فطرى و مسأله فديه (يوحنا 16 :7 ، يوحنا 4 :26 ، يوحنا 14 :16 ، روميان 3 :20 و 24 ، روميان 5 :12 و كتاب هوشيع نبى 9 :5 ـ 10)
4ـ داعيه جهانى بودن اسلام و نسخ اديان پيشين ، اعلام موقتى بودن تورات و انجيل و بشارت به ظهور پيامبر پسين .
(يوحنا 16 :7 ، كتاب هوشيع نبى 9 :5 ـ 10)
5ـ عدالت و ظلم ستيزى اسلام ; توصيه به ستم پذيرى از اشخاص و حكومت در انجيل (متى 5 :38 ، متى 22 :21 ، متى 2 :17 ، لوقا 20 :25 ، متى 22 :18 ، مدقس 12 :15)
6ـ و بالاخره وجود قوانين و احكام اجتماعى ، اقتصادى ، حقوقى ، جزايى در اسلام ، منطبق با نيازهاى فطرى بشرى مثل اصل شورا ، قداست شغل ، حرمت رشوه ، ربا و احتكار ، توصيه به دفاع از حقوق خصوصى و اجتماعى و جهاد در مقابل متجاوزان ، احكام حدود و ديات به منظور اصلاح جامعه و پيشگيرى از وقوع جرايم .

manteqi
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۲۰:۱۷
2ـ خود سوز بودن پلوراليزم
به نظر مى رسد نظريه پلوراليزم و پذيرش حقانيت اديان ، وقتى پايش به قلمرو دين اسلام برسد يعنى مطابق مبناى خود بخواهد حقانيت اسلام را نيز بپذيرد ، دست به انتحار زده است . توضيح اين كه پذيرفتن حقانيت دين يهود يا مسيح هيچ منافاتى با پذيرش حقانيت اديان ديگر ندارد بلكه چه بسا مطابق اصول يهود و مسيح نيز باشد چرا كه در آن ها وعده و بشارت ظهور دين بر حق پسين داده شده است و شخص معتقد به پلوراليزم مى تواند بعد از پذيرش حقانيت يهود و مسيح سراغ اديان ديگر برود ; امّا وقتى آيين اسلام را نيز يكى از اديان بر حق معرفى مى كند معناى آن اين است كه اسلام و اصول مسلم آن نيز برخاسته از حقيقت است . در اينجاست كه با يكى از اصول مسلم اسلام يعنى اصل «نسخ » ـ كه بر انقضاء حقانيت اديان پيشين دلالت مى كند ـ مواجه مى شود . در اين صورت ، اگر آن را نيز بپذيرد ، لازمه اش دست كشيدن از ادعاى تعدد اديان است . شهيد مطهرى در اين زمينه گفته است :
«لازمه ايمان به همه پيامبران اين است كه در هر زمانى تسليم شريعت همان پيامبرى باشيم كه دوره اوست ، و قهراً لازم است در دوره ختميه آخرين دستورهايى كه از جانب خدا به وسيله آخرين پيامبر رسيده است عمل كنيم و اين لازمه اسلام يعنى تسليم شدن به خدا و پذيرفتن رسالتهاى فرستادگان اوست .»•
3ـ حكم عقل به پيروى از پيام آخر
بعد از پذيرفتن حقانيت اديان در عرض هم ، عقل دليلى ديگر براى انتخاب اسلام مى يابد و آن اين كه عقل حكم مى كند كه مكلّف ، پيام و تكليف آخر مولى را براى خود مبناى عمل و حجت قرار دهد . از اين رو مى بايد اسلام را برگزيد .
«لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى اوست و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است .»•
4ـ ادله نقلى
استاد شهيد در تأييد مدعاى خويش و ردّ تعدد اديان در مواضع مختلف به آيات الهى تمسك كرده اند كه برخى از آن ها ذكر شد . در اين جا به آيات ديگر اشاره مى كنيم :
«وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلَـمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الاَْخِرَةِ مِنَ الْخَـسِرِينَ ; (آل عمران ، 85) هر كس غير از اسلام دين بجويد ، هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود» .
آيه ديگر كه خطاب به اهل كتاب است كه اگر آنان اسلام آورند در هدايت و صراط مستقيم هستند . «فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ» (آل عمران ، 20) .
خداوند «اسلام » را دين حقيقى در نزد خود توصيف مى كند : «إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الاِْسْلَـمُ» (آل عمران ، 19) .•
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَ إِبْرَ هِيمَ وَ جَعَلْنَا فِى ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتَـبَ فَمِنْهُم مُّهْتَد وَ كَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَـسِقُونَ * ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى ءَاثَـرِهِم بِرُسُلِنَا ; (حديد ، 26و27) يعنى ما قبلا نوح و ابراهيم را فرستاديم و در نسل اين دو «پيامبرى » و كتاب قرار داده ايم ، بعضى از اينها هدايت شده و بيشترشان فاسق بودند ، سپس ما پيغمبران خود را يك يك پشت سر يكديگر قرار داديم » . استاد شهيد از اين آيه چنين نتيجه گيرى مى كند :
«كلمه فَفّينا مصدرش تقفيه و از ماده فقا است ، قفا پشت گردن را مى گويند . وقتى كه افرادى رديف و پشت گردن ديگرى بايستند ، مثل يك صف نظامى ، چهره هر يك از آن ها به پشت گردن ديگرى است .. . جمله «ثم قفيّنا على ءاثرهم » متضمن اين نكته است كه هر پيغمبر بعدى از همان راه رفته است كه پيغمبران قبلى رفته اند ; يعنى كسى خيال نكند پيغمبران راههاى مختلف دارند ; راه يكى بوده ، از نوح تا خاتم الانبياء راه يكى است .. . «آثار» جمع «اثر» است و اثر يعنى جاى پا ، پيغمبران هر كدام آمدند پا جاى پاى ديگران گذاشتند.. . راه انبيا يك راه بيشتر نيست .»

meshkaat
۱۳۸۷/۰۳/۲۹, ۰۹:۳۳
تا اينجا ما به تحليل دو اصل مهم «ضرورت دين » و «وحدت دين » پرداختيم . اين دو بحث نقش كليدى در روشن شدن زواياى بحث «پلوراليزم » دارد و بعد از گذر از اين دو مرحله انسان براى تعيين دين حق و برتر ، از بين اديان مختلف ، نيازمند معيارهايى براى تعيين و شناخت دين حق است .
البته ملاك و معيار تشخيص دين حق از باطل را مى توان از دو نظر متفاوت يعنى درون دينى و بيرون دينى جستجو كرد امّا در اين جا به ادله اى كه شهيد متفكر بدان اشاراتى داشته است ، بسنده مى كنيم .•
1ـ حكم عقل به انتخاب دين كامل و برتر
گفتيم كه عقل بعد از احساس ضرورت و وحدت دين الهى به انتخاب دين بدون فحص از حقانيت و برترى آن نسبت به اديان ديگر ، اكتفا نمى كند بلكه دنبال معيار مى گردد .
يكى از اين ملاكها ارزيابى و سنجش اديان موجود از نظر جامعيت و مطابقت با نيازهاى فطرى انسان است كه در اينجا به مقايسه دو دين بزرگ جهان كه مدعى حقانيت نيز هستند ، يعنى اسلام و مسيحيت ، مى پردازيم :
1ـ جهان بينى اسلام بر اصل توحيد استوار است و جهان بينى مسيحيت بر تثليث (متى 28 :19 ـ يوحنا 5 :20 ـ اول قرنتيان 8 :6)
2ـ وحى مُنْزَل بودن قرآن كريم ، دست نويس و جبرى بودن انجيل .
3ـ اشتمال قرآن بر تعدادى مضامين عالى و انواع اعجاز ; و اشتمال كتاب مقدس بر آموزه هاى ناسازگار با عقل مانند تجسم خدا و گناه فطرى و مسأله فديه (يوحنا 16 :7 ، يوحنا 4 :26 ، يوحنا 14 :16 ، روميان 3 :20 و 24 ، روميان 5 :12 و كتاب هوشيع نبى 9 :5 ـ 10)
4ـ داعيه جهانى بودن اسلام و نسخ اديان پيشين ، اعلام موقتى بودن تورات و انجيل و بشارت به ظهور پيامبر پسين .
(يوحنا 16 :7 ، كتاب هوشيع نبى 9 :5 ـ 10)
5ـ عدالت و ظلم ستيزى اسلام ; توصيه به ستم پذيرى از اشخاص و حكومت در انجيل (متى 5 :38 ، متى 22 :21 ، متى 2 :17 ، لوقا 20 :25 ، متى 22 :18 ، مدقس 12 :15)
6ـ و بالاخره وجود قوانين و احكام اجتماعى ، اقتصادى ، حقوقى ، جزايى در اسلام ، منطبق با نيازهاى فطرى بشرى مثل اصل شورا ، قداست شغل ، حرمت رشوه ، ربا و احتكار ، توصيه به دفاع از حقوق خصوصى و اجتماعى و جهاد در مقابل متجاوزان ، احكام حدود و ديات به منظور اصلاح جامعه و پيشگيرى از وقوع جرايم .
بنام خدا

از ديدگاه قرآن كريم دين حق ، يكى بيشتر نيست و آن اسلام است «إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الاِْسْلَـمُ» (آل عمران ، 19) دين در نزد خداوند يكى بيش نبوده ، اختلافى در آن نيست و بندگان را جز به آن دين مأمور نساخته است و در تمام كتاب هايى كه بر پيامبران فرستاده ، همان دين اسلام را بيان كرده است . اسلامى كه عبارت است از تسليم شدن در برابر حق (اعم از حق در مقام اعتقاد و عمل ) به بيان ديگر ; «اسلام » آن تسليمى است كه بنده در برابر آن چه از طرف خداوند نازل شده ، چه آن چه مربوط به معارف است يا مربوط به احكام ، داشته باشد .
تفاوت پيامبران در شريعت است . «لِكُلّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا * (مائده ، 48) براى هر يك از شما آيين و طريقه روشنى قرار داديم .»
اختلاف در شرايع به كمال و نقص است نه به نحو تضاد و تنافى . اين اختلاف هم در اثر تفاوتى است كه در استعدادهاى امت هاى گذشته و كنونى بوده است .(1)
به جهت اين كه هيچ يك از شرايع ، جامعيت شريعت اسلام را ندارند ; زيرا شريعت اسلام در همه شؤون زندگى از رابطه فرد با خدا گرفته تا روابط اجتماعى افراد ، روابط خانوادگى و.. . دخالت كرده است .


1 . تفسير الميزان، ج 3 ، ص 121

meshkaat
۱۳۸۷/۰۳/۲۹, ۰۹:۳۵
بنام خدا

از ديدگاه قرآن كريم دين حق ، يكى بيشتر نيست و آن اسلام است «إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الاِْسْلَـمُ» (آل عمران ، 19) دين در نزد خداوند يكى بيش نبوده ، اختلافى در آن نيست و بندگان را جز به آن دين مأمور نساخته است و در تمام كتاب هايى كه بر پيامبران فرستاده ، همان دين اسلام را بيان كرده است . اسلامى كه عبارت است از تسليم شدن در برابر حق (اعم از حق در مقام اعتقاد و عمل ) به بيان ديگر ; «اسلام » آن تسليمى است كه بنده در برابر آن چه از طرف خداوند نازل شده ، چه آن چه مربوط به معارف است يا مربوط به احكام ، داشته باشد .
تفاوت پيامبران در شريعت است . «لِكُلّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا * (مائده ، 48) براى هر يك از شما آيين و طريقه روشنى قرار داديم .»
اختلاف در شرايع به كمال و نقص است نه به نحو تضاد و تنافى . اين اختلاف هم در اثر تفاوتى است كه در استعدادهاى امت هاى گذشته و كنونى بوده است .(1)
به جهت اين كه هيچ يك از شرايع ، جامعيت شريعت اسلام را ندارند ; زيرا شريعت اسلام در همه شؤون زندگى از رابطه فرد با خدا گرفته تا روابط اجتماعى افراد ، روابط خانوادگى و.. . دخالت كرده است .
1 . تفسير الميزان، ج 3 ، ص 121
بنام خدا

انسان هاى هر دوره اى نسبت به انسان هاى دوره قبل ، از سطح آگاهى و بينش بيشترى برخوردار بوده و شرايع بعدى نيز از جهت پاسخ گويى به نيازهاى بشر ، جامعيت بيشترى نسبت به اديان قبلى خود داشته اند ; پس شرايع بعدى ، هميشه از شرايع قبلى كامل تر بوده اند تا به آخرين آن ها رسيد كه برنامه نهايى است ; مثل كلاس هاى تربيتى و آموزشى كه كلاس هاى مراحل بالاتر از كلاس هاى قبلى خود كامل تر هستند . پيامبران نيز براى اين كه انسان بتواند در راه پرنشيب و فراز تكامل پيش رود ، هر كدام قسمتى از نقشه اين مسير را در اختيار او گذارده اند تا اين كه شايستگى پيدا كرد نقشه كلى و جامع تمام راه به وسيله آخرين پيامبر از سوى پروردگارش در اختيار او قرار گيرد . بنابراين چون شريعت اسلام پيشرفته ترين و كامل ترين شرايع است ، خداوند براى ما برگزيد .(1)
2 : مجموعه آثار ، شهيد مطهرى ، ج 3 ، ص 169 - 195

moridenur
۱۳۸۷/۰۶/۱۱, ۱۶:۰۳
سلام و ارادت.پس خلاصه این شد که ما در بعد الهی چیزی بنام ادیان در ماهیت حقیقی خودش نداریم چون مبدا و مصدر همه خدای احد و واحد است و چون سر چشمه یکی است این تعدد شاخه ها دلیل بر کثرت در نیست.صورت بیرونی این تعدد ادیان بر میگردد به زمان و مکان و مقتضیات و نیازهای عصر چنانکه در قرّن هم رسالت همه انبیا بر مدار توحید است.
بسیار عالی.
اما من یک مطلبی دیدم در خصوص زرتشت پیامبر و اشاره داشتید به ثنویت در این دین.با توجه به اینکه همواره زرتشت پیامبر الهی معرفی شده و منادی توحید و دو نیروی خیر و شر (اهورا و اهریمن) صرفا بیانی است از تلاش اهریمن برای خاموشی جهان و ظلمت در برابر تلاش اهورا برای رسانیدن به نور معرفت و بصیرت موجب امتنان خاطر می شود بحث جدیدی در این مقوله باز کنید.
یارب

moridenur
۱۳۸۷/۰۶/۱۱, ۱۶:۱۱
بنام خدا

انسان هاى هر دوره اى نسبت به انسان هاى دوره قبل ، از سطح آگاهى و بينش بيشترى برخوردار بوده و شرايع بعدى نيز از جهت پاسخ گويى به نيازهاى بشر ، جامعيت بيشترى نسبت به اديان قبلى خود داشته اند ; پس شرايع بعدى ، هميشه از شرايع قبلى كامل تر بوده اند تا به آخرين آن ها رسيد كه برنامه نهايى است ; مثل كلاس هاى تربيتى و آموزشى كه كلاس هاى مراحل بالاتر از كلاس هاى قبلى خود كامل تر هستند . پيامبران نيز براى اين كه انسان بتواند در راه پرنشيب و فراز تكامل پيش رود ، هر كدام قسمتى از نقشه اين مسير را در اختيار او گذارده اند تا اين كه شايستگى پيدا كرد نقشه كلى و جامع تمام راه به وسيله آخرين پيامبر از سوى پروردگارش در اختيار او قرار گيرد . بنابراين چون شريعت اسلام پيشرفته ترين و كامل ترين شرايع است ، خداوند براى ما برگزيد .(1)
2 : مجموعه آثار ، شهيد مطهرى ، ج 3 ، ص 169 - 195
عرض سلام و ارادت.
موضوعی که امروزه در برخی متفکران رواج بافته و بحثهایی هم شده این است که دین اسلام بعنوان ختم ادیان در 14 قرن پیش گفتنی هایی داشته و رفع نیازمندی هایی کرده است.اشاره شما به کامل تر بودن سطح آگاهی مردم هر عصر نسبت به عصر قبل خود هم یک ماده از دلایل اینهاست.بعنوان یک سئوال برای وارد شدن به پاسخ مناسب برای این گروه و نسل نو که دین را با مقتضیات روزش می خواهند و وارد شدن به موضوع جدید عرض کنم:
آیا در حوزه دینی نیازهای امروز جهان با توجه به افزایش سطح علمی و فرهنگی و پیشرفتها کفاف پاسخگویی به این توسعه را دارد؟و این مورد در اسلام با چه دلایلی قابل دفاع است چنانکه در سایر ادیان هم شاهد این وضع هستیم که مروجان آنها معتقدند تعالیم آئین آنها می توانند این هماهنگی در خواست و نیازها را به تعدیل نزدیک کنند و پاسخگو باشند.
سپاس
یارب

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۱۸:۲۸
پلورالیسم دینى در بوته نقد

‏حسن معلمى

مقدمه
امروزه یکى از مباحث مطرح در فضاى فرهنگى بحث پلورالیسم دینى و اظهار نظرهاى گوناگون درباره آن است. این نوشتار بنا بر تفصیل اقوال و گفته‏ها و نوشته‏ها را ندارد، بلکه درصدد جمع‏بندى مطالب گفته شده در این باب و بررسى زمینه‏ها و دلایل و در نهایت، نقد آن‏هاست، بدون این‏که نظر به شخص یا گروه و یا نوشته خاصى داشته باشد. روشن است که براى طالبان حقیقت این نوع بررسى آرام‏ترین و بى‏دغدغه‏ترین روش نقد و بررسى است. بنابراین، ابتدا معانى پلورالیسم و سپس زمینه‏هاى آن و در نهایت، دلایل و نقد آن‏ها مطرح مى‏گردد:

معانى پلورالیسم

«پلورال‏» در لغت، به معناى جمع، جمعى، متکثر و چندگانه است و «پلورالیسم‏» به معناى تکثر، چند گانگى، آیین کثرت، کثرت‏گرایى، تعدد مقام، تعدد شغل و شرک فلسفى است. (1)

براى «پلورالیسم دینى‏» معانى گوناگون و بعضا متضادى ارائه شده که با توجه به مجموع نوشته‏ها در این زمینه، مى‏توان گفت: معانى اظهار شده یا قابل اظهار به قرار ذیل است:
ادامه دارد