PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده قرانی که امروزه در دسترس ما می باشد تا چه اندازه کامل و واقعی است؟



رضوانه
۱۳۹۱/۰۲/۰۲, ۱۵:۵۴
قرانی که امروزه در دسترس ما می باشد تا چه اندازه کامل و واقعی است؟
در این باره نمی توان نظر قطعی داد. ولی آنچه که می دانیم ان است که : "عثمان" قران را جمع آوری و مرتب نمود و سوره های بلند را با سوره های بلند و سوره های کوتاه را با سوره های کوتاه تنظیم نمود و طی حکمی به نواحی مختلف نوشت تا تمام نسخه های موجود قران را جمع آوری کردند و سپس آنها را در آب گرم و سرکه جوشانید و به روایت دیگر آنها را سوزانید جز قران" عبدالله بن مسعود" را. (تاریخ یعقوبی .جلد 2 .صفحه 64)


کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4

عمار
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۱۱:۰۱
با سلام و عرض ادب
این نکته ای که شما فرمودید هیچ دلالتی بر تغییر و کم یا زیاد شدن قرآن ندارد و قرآن توسط عثمان جمع آوری نشد و آنچه از بيشتر روايات به دست مي آيد منافات دارد ؛ زيرا آنچه در اين روايات موجود است ، آن است که عثمان تنها مردم را بر يک قرائت ( يک طريق خواندن قرآن ) جمع نمود ودلالتي بر جمع آوري خود قرآن ندارد .

قرآن كه در دست ماست قرآن عثمانى است ولى هيچ كم يا زيادى نسبت به قرآن تنظيم شده توسط حضرت على (ع) ندارد تنها تفاوت در اين است كه حضرت امير سوره‏ ها را بر طبق ترتيب نزول آنها نوشتند نه به ترتيب بزرگ وكوچكى سوره ‏ها علاوه بر اين، حضرت امير شأن نزول آيات و توضيح و تفسير مربوط به آنها را مى‏نگاشتند. پس هرگونه تغيير به اجماع علماى شيعه و سنى مردود است.

بزرگان علماء اسلام از شيعه و سني نيز تصريح و تأكيد كرده اند به اينكه : "همانگونه كه چيزي بر قرآن كريم افزوده نشده، چيزي هم از آن كم نشده است و براي اين مطلب دلايل فراواني آورده اند.
س قرآن جمع آوري توسط عثمان، از نظر تعداد آيات و سوره ها و كلمات، همان قرآني است كه نزد ا ميرالمؤمنين است و فرق آن در نظم و ترتيب سوره هاست، يعني قرآن جمع آوري شده توسط علي ( ، بر اساس شأن نزول و به ترتيبي كه بر پيامبر( نازل شده، مي باشد.

و از جمله دلايل مهمي كه بر عدم تحريف قرآن جمع آوري شده توسط عثمان، دلالت مي كند، استفاده اهل بيت( از همان قرآن گردآوري شده توسط عثمان است. و در هيچ جايي نيامده كه امامان( بگويند كه اين قرآن كم و زياد شده است، چون اگر چنين اتفاقي مي افتاد، حتماً اهل بيت( بخاطر مهم بودن مسأله، جلوي آن را مي گرفتند.(1)
1. تاريخ قرآن، آيت ا...محمد هادي معرفت، انتشارات سمت.

عمار
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۱۱:۰۹
دوستان عزیز در این زمینه اطلاعات خوبی در انجمن هست که قبلا بحث شده و جهت اطلاعات بیشتر میتونید به این لینک ها رجوع کنید:

چرا امام علی(ع)مصحف خود را رو نکرد؟ (http://www.askquran.ir/thread29197.html)

جمع آوری قران (http://www.askquran.ir/tags/%D8%AC%D9%85%D8%B9%20%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C%20%D 9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86.html)

قرآن چگونه گرد آوری شد؟ (http://www.askquran.ir/thread11127.html)

رضوانه
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۲۰:۵۱
پس این چیه به نظر شما؟
http://askquran.ir/gallery/images//54175/1_nurain.gif

عمار
۱۳۹۱/۰۲/۲۰, ۰۸:۱۵
با سلام و عرض ادب
خوب بزرگوار این سوره دلیل بر چه موضوعی است؟
یعنی این سوره در قرآنهای سابق بوده و الان نیست؟
یا نه این سوره از سوره های جعلی می باشد؟

مرضیه سرودلیر
۱۳۹۱/۰۲/۲۰, ۱۴:۵۹
چی شد چی شد ؟
مثل این که جالب شد !
امکانش هست ترجمه فارسی این سوره ای که گذاشتین رو هم همراهش بذارین ؟
این سوره ی عربی که شما گذاشتین اینجا رو کجا دیدین ؟
خواهشمندم برای این تاپیک توضیح زیادی بدید . چشمام رو گرد کرد و عقاید ضد اسلام فعلیم رو قویتر .

رضوانه
۱۳۹۱/۰۲/۲۰, ۱۶:۱۶
این هم خدمت شما
http://askquran.ir/gallery/images//54175/1_wilaya.gif

عمار
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۰۹:۳۸
با سلام
این دو سوره معروف به سوره نورین و سوره الولایه می باشند.شکى نیست که این دو از ملفقات و مجعولات جهال است و تلفیق کننده آن مقدارى از آیات قرآن مجید را با مقدارى کلمات غیر مربوطه خود به زشت ترین ترکیبى جمع نموده تا تحریفی در قرآن داشته باشد.
ساختار این دو سوره و آهنگ کلی آن ها درباره وصایت و امامت اهل بیت به ویژه امام علی و نیز کجروی و ارتداد مخالفان آنان با تهدید عذاب خداوند نسبت به آن هاست، برای قرآن پژوهان و نیز اندک آشنایان با محتوای و فصاحت و بلاغت قرآن، ساختار مغلوط و محتوای بی مایه این دو سوره دلیلی روشن برای حکم به ساختگی و بی پایگی آن هاست و هر کس با دید انصاف به آن ها نگریسته بی گمان بر جعلی بودن آن ها حکم کرده است. (1)
به طور نمونه در نخستین بند سوره نورین می خوانیم:
«یا ایها الذین آمنوا آمنوا بالنورین انزلناهما یتلوان علیکم آیاتی و یحذرانکم عذاب . . .» در این بند به مؤمنان فرمان می دهد به دو نوری که فرود آمده اند تا آیات خدا را تلاوت کنند و . . . ایمان آورند و . . . مراد از این دو نوری که فرود آمده اند تا آیات را تلاوت می کنند، مردم را از عذاب بر حذر دارند و . . . چیست؟ آیا معنی معقول و محصلی برای این جمله ها می توان یافت؟ ! و یا در یکی دیگر از بندهای آن می خوانیم «. . . واصطفی من الملائکة وجعل من المؤمنین اولئک فی خلقه . . .» از فرشتگان برگزید و از مؤمنان قرار داد ایشان در و آفرینش اویند! !» برای چه فرشتگان را برگزید و مؤمنان را قرار داد، معنی عبارت: آنان در خلق و آفریدگان اویند، چیست؟
یا در بندی دیگر می گوید: «ولقد ارسلنا موسی و هارون بما استخلف فبغوا هارون فصبر جمیل » ، موسی و هارون را فرستادیم برای آنچه را که جانشین کرد (یا به آن چه که جانشین شد) پس ستم کردند هارون را پس صبر زیباست! !» این عبارت بی سر و بی ته به چه معناست!؟ یا در این بند که می گوید: «ولقد اتینا بک الحکم کالذین من قبلک من المرسلین وجعلنا لک منهم وصیا لعلهم یرجعون » ، ما به تو حکم دادیم مانند رسولان پیش از تو و قرار دادیم برای تو از ایشان جانشین را شاید برگردند» عبارت های به تو حکم دادیم و شاید برگردند چه معنی دارند؟ مرجع ضمیر در لعلهم و یرجعون چیست؟ هم چنین در بندی دیگر آمده است: «یا ایها الرسول قد جعلنا لک فی اعناق الذین آمنوا عهدا فخذه وکن من الشاکرین » ، ای پیامبر! ما برای تو بر عهده مؤمنان عهد و پیمانی قرار دادیم آن را بگیر و از شاکران باش » چگونه پیامبر عهدی را که به عهده مؤمنان و در اراده و اختیار آنان است، اخذ کند و شاکر آن باشد!
شاید این عبارت با تقلید از آیه شریفه 144 سوره اعراف ساخته شده که در آن خطاب به موسی علیه السلام می فرماید: «. . . یا موسی انی اصطفیتک علی الناس برسالاتی وبکلامی فخذ ما آتیتک وکن من الشاکرین وکتبنا له فی الالواح من کل شی . . .» خداوند در این آیات دستور به گرفتن الواح و سپاسگزاری موسی علیه السلام به سبب نعمت اعطای تورات به ایشان است، که قابل درک و معنی معقولی دارد و باز در بندی دیگر می گوید: «ان علیا قانت فی اللیل ساجد یحذر الآخرة و یرجوا ثواب ربه قل هل یستوی الذین ظلموا وهم بعذابی یعلمون » ، به درستی که علی در شب قانت است، سجده می گزارد از آخرت می هراسد و امید به پاداش پروردگارش دارد بگو آیا آنان که ستم کردند و آنان به عذاب من آگاه اند مساوی اند! !» در این جا عبارت «هل یستوی الذین ظلموا» چه جایگاهی دارد؟ و چه مناسبت آن با ادامه عبارت چیست؟ شاید کسی که این عبارات را ساخته آیات 11 و 12 سوره زمر در ذهنش بوده؟ که در آخرش می گوید: «هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون » و می خواسته از این آیه الگوبرداری کند بدون آن که به سبک و سیاق آن آشنا باشد، غافل از این که این آیه در مقام استفهام انکاری است قرآن در مقام مقایسه آنان که برای خداوند از روی جهل و عناد شریک قرار دادند تا مردم را از راه بیرون برند و کسانی که در شبانگاه در پیشگاه خداوند فروتنی دارند و چشم امید به رحمت او دوخته اند، می فرماید: «هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون » اما در عبارات ساختگی سخیف، استفهام انکاری چه جایگاهی دارد!؟

1. به طور نمونه ر . ک: محمد حسن آشتیانی، غرر الفوائد فی شرح الفرائد، قم مکتبة آیة الله نجفی مرعشی، 1404 ق، ص 101; سید محمد حسین شهرستانی، حفظ الکتاب الشریف من شبهة التحریف، بی جا، 1395 ق، ص 46; محمدجواد بلاغی، الآء الرحمن فی تفسیر القرآن، مکتبة الوجدانی، قم، بی تا، ج 1، ص 24، یوسف الدجوی، الجواب المنیف فی الرد علی مدعی التحریف فی القرآن الشریف، مصر مطبعة النهضة الاردنیة، 1331 ق و . . .

عمار
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۰۹:۴۶
اما سوره ولایه:
در این سوره مزعومه غلطهای فاحش وعبارت های بی معنی مانند برانگیختن «ولی » در بند اول، و نیافریدن پیامبران جز به حق و مهلت ندادن خداوند به آنان تا زمان نزدیک و ترکیب دستور به ستایش پروردگار با گواه بودن امام علی در بندهای آخر و . . . جملگی بر جعلی بودن این سوره از سوی افرادی ناآشنا به بافت ومحتوای قرآن دارد .

به هر حال، هر کس در دلیل های سلامت قرآن از تحریف درنگ کند و نیز در عبارات پریشان و بی سر و ته این دو سوره بنگرد به روشنی بر جعلی بودن این دو سوره حکم می کند و نیازی به بحث دیگر نمی بیند . البته این نکته به این دو سوره جعلی اختصاص ندارد بلکه پس از نزول قرآن هر کس کوشید با قرآن هماوردی کند و سوره ای مانند قرآن بسازد، سرانجام کارش به رسوایی و استهزا کشید و این به دلیل آن است که قرآن مانندناپذیر است و محتوای بلند و ساختار زیبایش با هیچ متنی قابل مقایسه نیست .

صاحب کتاب ((فصل الخطاب )) پس از نقل این سوره مجعوله از کتاب ((دبستان المذاهب )) مى فرماید: در هیچیک از کتب شیعه اسمى از این سوره نیست فیاللعجب از صاحب کتاب دبستان المذاهب از کجا این سوره را پیدا کرده و به چه جراءت به شیعه نسبت داده.
و هر صاحب ذوق سلیمى از خواندن آن ، مجعولیتش را مى فهمد؛ زیرا هیچ شباهتى به اسلوب قرآن مجید ندارد بلکه در نهایت رکاکت و زشتى است .

عمار
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۱۰:۱۳
کتاب دبستان مذاهب از نویسنده ای ناشناس است . طبق تفحص رضازاده ملک پژوهشگر توانای کتاب و از آن چه از متن دبستان مذاهب به دست آورده وی در سال 1025 به دنیا آمده و تا سال 1069 زنده بوده است . رضا زاده ملک پس از آن که نسبت کتاب دبستان مذاهب را به محمد محسن فانی کشمیری سست و با توجه به دلایل متعدد غیر واقعی می داند، (1) به ذکر ادله و بررسی قراین و شواهد گوناگون می پردازد و از آن ها چنین نتیجه می گیرد:

«همه این قراین و شواهد کافی است تا از بن دندان معتقد شویم مؤلف دبستان مذاهب یکی از پیروان پروپا قرص آذر کیوان و آیین دساتیری است آن هم معتقدی مورد احترام سایر آذر کیوانیان و وی کسی جز موبد کیخسرو اسفندیار فرزند آذر کیوان نیست .» (2)

او در ادامه بحث از انگیزه تالیف کتاب دبستان مذاهب پرده برداشته و نوشته است:
«مؤلف دبستان خود داعیه دار آیینی ساختگی و قلابی بوده و غرض اساسی اش - بدون آن که اظهار کند - سست کردن پایه های اعتقادی متدینین ادیان دیگر و کشاندن آن ها را در جرگه معتقدان خود بوده است . از این رو مبلغی از اسنادهای سست و بی پایه و مغرضانه از دهان مشتی مردم بنگی و چرسی بی فرهنگ نقل می کند .»

استعمارگران انگلیسی نیز برای اجرای غرض مؤلف دبستان مذاهب با وی هم داستان شدند; چون، کتاب دبستان مذاهب نخستین بار توسط انگلیسیان معرفی و به انگلیسی ترجمه شده است ،چون نخستین چاپ فارسی این کتاب به وسیله «ویلیام بیلی » سفیر انگلستان در هندوستان همزمان با تسلط کمپانی هند شرقی بر این منطقه صورت گرفته است . (3) در نخستین شماره از مجله هایی که درباره منطقه آسیایی و جهان اسلام به چاپ رسیده متن این سوره را به عنوان سوره ای که شیعی است و از تحریف قرآن در باور شیعه حکایت دارد، منتشر کردند . همه این ها حکایت از غرض ورزی و اندیشه (تفرقه بینداز و حکومت کن) (4) در اذهان این استعمارگران دارد، همان طور که همین استعمارگران در آن عصر، در ایران و هند به دین سازان بی مایه و شیادان دروغ پیشه کمک کردند تا افکارشان تحت عنوان بابیه و بهائیه رونق بگیرد و با ایجاد تفرقه و سست کردن پایه های اعتقادی مردم به چپاول و غارت اموالشان ادامه دهند . عبارت دبستان مذاهب درباره سوره نورین نیز بر انگیزه تالیف کتاب دبستان مذاهب مهر صحت می زند . مؤلف کتاب تحت عنوان «در ذکر مذهب اثنا عشریه » نوشته است:

«از ملا محمد معصوم ومحمد مؤمن تونی و ملا ابراهیم که در هزار و پنجاه و سه در لاهور بوده اند و از جمعی دیگر، آنچه نامه نگار [مراد خود مؤلف دبستان است] شنیده و دیده می آورد .» (5)
سپس به ذکر برخی از باورهای امامیه می پردازد و آن گاه درباره سوره نورین می گوید:
«بعضی از ایشان گویند که عثمان مصاحف را سوزانده بعضی از سوره ها که در شان علی و فضل آلش بود برانداخت و یکی از آن سوره ها این است .» (6)
سپس متن اسطوره مزعومه را در 42 بند [آیه!] می آورد .

مؤلف دبستان مذاهب درباره این که این بعض از شیعه چه کسانی اند؟ از کدام منبع چنین خبر داده اند؟ سند آنان چیست و . . . هیچ خبر به دست نمی دهد . بنابراین، می توان به آن احتمال یعنی بیان مبلغی از اسنادهای مغرضانه و بی پایه از سوی مؤلف دبستان مذاهب برای سست کردن پایه های اعتقادی متدینان اهتمام بیشتری داشت; چه این که از این عبارت کتاب دبستان مذاهب لغزش محدث نوری آشکار می شود . نوری می گفت: «ظاهر کلام دبستان مذاهب این است که وی از کتاب های شیعه این سوره را نقل می کند» (7) و حال آن که خود نویسنده دبستان می گوید: «بعض از ایشان گویند . . .» نه آن که از کتابی نقل کرده باشند .
منابع:

1. کیخسرو اسفندیار، دبستان مذاهب، به اهتمام رحیم رضازاده ملک، کتابخانه طهوری، تهران، 1362 ش، ج 2، ص 22 .
2. همان، ج 2، ص 58 - 46 .
3. همان، مقدمه، ص د .
4. Divideand Rule
5. همان، ج 1، ص 244 .
6. همان، ج 1 ص 246 .
7. فصل الخطاب، ص 180 .

معين الضعفاء
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۱۱:۲۲
سلام به همگي. جا داره اينجا ايه تحدي را بنويسم/
بسم الله الرحمن الرحيم
وان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فاتوا بسوره وادعوا شهداءكم من دون الله
ان كنتم صادقين

فان لم تفعلوا ولن تفعلوا فاتقوا النار التي وقودها الناس والحجاره اعدت للكافرين.

نیل
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۱۱:۲۶
به نظر من 30 درصد:Gig:

مرضیه سرودلیر
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۱۳:۰۸
سلام . شمادر پاسخ به این سوره در بخش اول گفتید که :
«یا ایها الذین آمنوا آمنوا بالنورین انزلناهما یتلوان علیکم آیاتی و یحذرانکم عذاب . . .» در این بند به مؤمنان فرمان می دهد به دو نوری که فرود آمده اند تا آیات خدا را تلاوت کنند و . . . ایمان آورند و . . . مراد از این دو نوری که فرود آمده اند تا آیات را تلاوت می کنند، مردم را از عذاب بر حذر دارند و . . . چیست؟ آیا معنی معقول و محصلی برای این جمله ها می توان یافت؟ !
منظور شما از معنی معقول و محصول چیست ؟ در جاهایی از قرآن به توضیحات مبهمی برمیخوریم که بدون تفسیر و توجیه نمیتوان به معنای آن پی برد ( برای مثال آنجا که حرف از شجره ملعونه زده شده است که میوه های آن سران شیاطین هستن ) در جایی شنیدم که خداوند نور پیامبر و حضرت علی را قبل از خلقت آفرید .

مرضیه سرودلیر
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۱۳:۱۳
در بخش دوم شما اشاره کردید که :
«. . . واصطفی من الملائکة وجعل من المؤمنین اولئک فی خلقه . . .» از فرشتگان برگزید و از مؤمنان قرار داد ایشان در و آفرینش اویند! !» برای چه فرشتگان را برگزید و مؤمنان را قرار داد، معنی عبارت: آنان در خلق و آفریدگان اویند، چیست؟
شاید منظوراین باشد :در آفرینش خداوند ، فرشتگانی که خداوند برگزید چهار ملک مقرب هستند و منظور از مومنانی که برگزیده شدند ، پیامبران هستند که از میان مومنان برگزیده شدند و همه فی خلقه و در آفرینش اویند .

مرضیه سرودلیر
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۱۳:۲۳
در بخش سوم شما گفتید که :
یا در بندی دیگر می گوید: «ولقد ارسلنا موسی و هارون بما استخلف فبغوا هارون فصبر جمیل » ، موسی و هارون را فرستادیم برای آنچه را که جانشین کرد (یا به آن چه که جانشین شد) پس ستم کردند هارون را پس صبر زیباست! !» این عبارت بی سر و بی ته به چه معناست!؟
من معنی جانشین کرد و یا جانشین شد را نمیفهمم . چه کسی جانشین کرد/شد ؟ اما احتمالا یک جاعل عرب جعلی بدین بیمفهمومی نمیکند . درمورد قسمت آخر که گفته شده پس صبر زیباست اشاره به صبر زیبای هارون بعد از ستمی که به او شد شده است . من معتقدم شما در مورد تفسیر این سوره ها پیش قضاوتی میکنید و چون تصور میکنید جعلی اند ، تمام آن را یک جا بی مفهوم میخوانید .و آن گونه که جزء به جزء و دقیق به تفسیر قرآن در دسترس میپردازید در این موارد انجام نمیدهید .

مرضیه سرودلیر
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۱۳:۲۸
در بخش چهارم شما اشاره کردید :
«ولقد اتینا بک الحکم کالذین من قبلک من المرسلین وجعلنا لک منهم وصیا لعلهم یرجعون » ، ما به تو حکم دادیم مانند رسولان پیش از تو و قرار دادیم برای تو از ایشان جانشین را شاید برگردند» عبارت های به تو حکم دادیم و شاید برگردند چه معنی دارند؟ مرجع ضمیر در لعلهم و یرجعون چیست؟
عبارت به تو حکم دادیم میتواند به معنای اعطای حکمت به پیامبر همان گونه که به پیامبران قبل داده شده باشد . شاید عبارت شاید برگردند به معنی بازگشت از اطاعت از فرامین شیطان و هوای نفس به اطاعت از فرامین خداوند ، باشد . مرجع ضمیر در لعلهم و یرجعون به کسانی برمیگردد که وصی از میانشان انتخاب شده است .

مرضیه سرودلیر
۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۱۳:۳۶
در بخش پنجم اشاره کردید که : هم چنین در بندی دیگر آمده است: «یا ایها الرسول قد جعلنا لک فی اعناق الذین آمنوا عهدا فخذه وکن من الشاکرین » ، ای پیامبر! ما برای تو بر عهده مؤمنان عهد و پیمانی قرار دادیم آن را بگیر و از شاکران باش » چگونه پیامبر عهدی را که به عهده مؤمنان و در اراده و اختیار آنان است، اخذ کند و شاکر آن باشد!
منظور از آن عهدی که برعهده مومنان است و پیامبر باید آن را پذیرفته و شاکر آن باشد دقیقا چیست ؟ آیا در واقعه غدیر بین پیامبر و حاجیان عهدی صورت گرفت که این آیه اشاره به آن دارد ؟
اگر منظور از آن عهد عهد غدیر است ، شاید با توجه به این که اعلام جانشینی حضرت علی (ع) اتمام رسالت است و پیامبر اگر آن را انجام نمیداد گویی رسالتش را ابلاغ نکرده بود باید پس از اتمام رسالتش و انجام فریضه خویش خدا را شاکر باشد .

عمار
۱۳۹۱/۰۲/۲۴, ۱۲:۱۳
منظور شما از معنی معقول و محصول چیست ؟ در جاهایی از قرآن به توضیحات مبهمی برمیخوریم که بدون تفسیر و توجیه نمیتوان به معنای آن پی برد ( برای مثال آنجا که حرف از شجره ملعونه زده شده است که میوه های آن سران شیاطین هستن ) در جایی شنیدم که خداوند نور پیامبر و حضرت علی را قبل از خلقت آفرید .

با سلام
ببنید در آیات صحیح ما طبق مبناء و قاعده تفسیر می کنیم و برای آن دلیل و شواهدی داریم که مشخص است و بارها بحث شده است اما در این آیه جعلی هیچ جای توجیه و پاسخ نیست و اینکه مثلا این دور نور چه کسانی هستند در کجای آیات قبل به آن اشاره شده است؟ یا در کدام حدیث به این دو نور در آیه اشاره شده؟ آیا شان نزول دارد؟ آیا از اهل بیت تفسیری در مورد آن ذکر شده است؟و...


شاید منظوراین باشد :در آفرینش خداوند ، فرشتگانی که خداوند برگزید چهار ملک مقرب هستند و منظور از مومنانی که برگزیده شدند ، پیامبران هستند که از میان مومنان برگزیده شدند و همه فی خلقه و در آفرینش اویند .
ببینید این توضیحات شما صرف احتمال است که باید موید داشته باشد و خداوند در آیات دیگر با سخنان شیوا و کلام بلیغ این مباحث رو مطرح کردند و این آیا به هیچ وجه با بلیغ بودن سازگاری ندارد.
افرادي كه با عربي آشنايند مي توانند جعلي بودن اين دو سوره را به جز بخش هايي كه از خود قرآن در آنها آمده ، درك كنند . سبك جعلي اين افزوده ها تقليدي از قرآن است كه هرگز موفقيت آميز نيست وخطاهاي نحوي نيز در آنها به چشم مي خورد .


من معتقدم شما در مورد تفسیر این سوره ها پیش قضاوتی میکنید و چون تصور میکنید جعلی اند ، تمام آن را یک جا بی مفهوم میخوانید .و آن گونه که جزء به جزء و دقیق به تفسیر قرآن در دسترس میپردازید در این موارد انجام نمیدهید .
نه خیر اینگونه که شما می فرمایید نیست و این ایرادات رو تنها بنده وترد نمی دانم بلکه بزرگان تفسیر و اهل فن هم ایرادات زیادی را وارد می دانند.


عبارت به تو حکم دادیم میتواند به معنای اعطای حکمت به پیامبر همان گونه که به پیامبران قبل داده شده باشد . شاید عبارت شاید برگردند به معنی بازگشت از اطاعت از فرامین شیطان و هوای نفس به اطاعت از فرامین خداوند ، باشد . مرجع ضمیر در لعلهم و یرجعون به کسانی برمیگردد که وصی از میانشان انتخاب شده است .
بر چه اساسی حکم در اینجا رو حکمت معنا می کنید؟ موید و دلیل حرفتان چیست؟این افراد که شاید برگردند در کجا اشاره شده و چه ربطی به آیات مرتبط دارد؟وصی از چه کسانی؟ طبق گفته های خود دقیق ترجمه کنید.



منظور از آن عهدی که برعهده مومنان است و پیامبر باید آن را پذیرفته و شاکر آن باشد دقیقا چیست ؟ آیا در واقعه غدیر بین پیامبر و حاجیان عهدی صورت گرفت که این آیه اشاره به آن دارد ؟
اگر منظور از آن عهد عهد غدیر است ، شاید با توجه به این که اعلام جانشینی حضرت علی (ع) اتمام رسالت است و پیامبر اگر آن را انجام نمیداد گویی رسالتش را ابلاغ نکرده بود باید پس از اتمام رسالتش و انجام فریضه خویش خدا را شاکر باشد .
به بحث غدیر که ربطی ندارد و شاید اين عبارت با تقليد از آيه ي شريفه ي 144 سوره ي اعراف ساخته شده كه در آن خطاب به موسي ( عليه السلام ) مي فرمايد : { . . . يا موسي إني اصطفيتك علي الناس برسالاتي و بكلامي فخذ ما آتيتك و كن من الشاكرين و كتبنا له في الاْلواح من كل شيء . . . }
در اين آيات دستور خداوند به گرفتن الواح و سپاس گزاري موسي ( عليه السلام ) به خاطر نعمت اعطاي تورات به ايشان است كه قابل درك است و معناي معقولي دارد .

رحيق
۱۳۹۱/۰۲/۲۴, ۱۶:۲۹
قرانی که امروزه در دسترس ما می باشد تا چه اندازه کامل و واقعی است؟
در این باره نمی توان نظر قطعی داد. ولی آنچه که می دانیم ان است که : "عثمان" قران را جمع آوری و مرتب نمود و سوره های بلند را با سوره های بلند و سوره های کوتاه را با سوره های کوتاه تنظیم نمود و طی حکمی به نواحی مختلف نوشت تا تمام نسخه های موجود قران را جمع آوری کردند و سپس آنها را در آب گرم و سرکه جوشانید و به روایت دیگر آنها را سوزانید جز قران" عبدالله بن مسعود" را. (تاریخ یعقوبی .جلد 2 .صفحه 64)
کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4


بجهت های زيادى مسلمانها بقرآن توجه و اهتمام شديد و بسيار داشتند و آن را مينوشتند و از بر ميكردند اينك ميافزائيم كه حتى زنهاى مسلمان نيز در اين راه كوشا بودند بحدى كه بعضى از آنها مهرشان را تعليم سوره‏اى از قرآن قرار ميدادند و بعضى ديگر تمام قرآن را مينوشتند يا حفظ ميكردند. آيت اللّه خوئى در مقدمه تفسير البيان ص 168 از طبقات ابن سعد نقل كرده‏اند كه ام ورقه دختر عبد اللّه بن حارث قرآن را جمع كرده است و پيغمبر بديدن اين زن ميرفت و وى را شهيده ميناميد و همين بانو در موقع غزوه بدر بپيغمبر گفت بمن اجازه ميدهيد با شما بيرون بيايم و زخميها را مداوا و بيماران را پرستارى كنم؟ شايد خداوند براى من شهادتى عطا فرمايد پيغمبر فرمود محققا خداوند بتو شهادتى خواهد بخشيد.
آقاى خوئى دنبال اين نقل در همان صفحه چنين ميافزايند «وقتى حال زنها در جمع- آورى قرآن چنين باشد پس حال مردان چگونه خواهد بود؟» و از حافظان قرآن در زمان پيغمبر جمعى بسيار بشمار آمده‏اند. قرطبى گفته در روز يمامه (جنگ با مسيلمه) هفتاد نفر قارى كشته شدند و در حيات پيغمبر همين اندازه در بئر معونه «2» بشهادت رسيدند و قبلا گفته شد كه در روز يمامه از قاريان چهارصد مرد كشته شدند «3».
بعلاوه شدت اهتمام پيغمبر بقرآن و داشتن نويسندگان متعدد و نزول تدريجى قرآن‏ همگى موجب قطع باين مطلب ميشود كه آنحضرت در حياتش دستور نوشتن قرآن را داده است و از زيد روايت شده كه گفت «ما نزد پيغمبر قرآن را از رقعه‏ ها گردآورى و جمع ميكرديم».
**********************************************
(1) تجارب السلف صفحه 82
(2) بئر معونه چاهى بوده است نزديك مدينه كه بقبيله هذيل يا سليم تعلق داشته است. [.....]
(3) آقاى خوئى در حاشيه‏اى از تفسير قرطبى نقل ميكند كه هفتصد قارى در روز يمامه و هفتصد نفر در بئر معونه كشته شدند. صادق رافعى در اعجاز القرآن بقولى شهداى يمامه را هفتصد نفر نقل كرده است.
__________________________________________________ ____
تفسير نوين، مقدمه، ص: 17

رحيق
۱۳۹۱/۰۲/۲۴, ۱۶:۳۵
قرانی که امروزه در دسترس ما می باشد تا چه اندازه کامل و واقعی است؟
در این باره نمی توان نظر قطعی داد. ولی آنچه که می دانیم ان است که : "عثمان" قران را جمع آوری و مرتب نمود و سوره های بلند را با سوره های بلند و سوره های کوتاه را با سوره های کوتاه تنظیم نمود و طی حکمی به نواحی مختلف نوشت تا تمام نسخه های موجود قران را جمع آوری کردند و سپس آنها را در آب گرم و سرکه جوشانید و به روایت دیگر آنها را سوزانید جز قران" عبدالله بن مسعود" را. (تاریخ یعقوبی .جلد 2 .صفحه 64)
کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4


ادامه از پست قبل

روايت زيد را عموم اهل سنت و از جمله مؤلف مقدمة المبانى با سند و اتقان جلد اول صفحه 99 نقل كرده‏ اند.

آقاى خوئى سپس رواياتى را از كتب اهل سنت و از جمله بخارى آورده‏اند كه در آنها نام جمع آورندگان قرآن در حيات پيغمبر باختلاف از چهار تا شش نفر آمده است ايشان اشكالاتى بر آنها وارد كرده و چنين ميگويند «حافظان و جمع كنندگان قرآن در زمان پيغمبر بيشتر از آن بودند كه بتوان نامشان را بشمار آورد پس چگونه ممكن است آنها را در چهار يا شش نفر منحصر دانست و هر كس احوال صحابه و احوال پيغمبر را بررسى و جستجو كند برايش علم يقين حاصل ميشود كه قرآن در عهد پيغمبر جمع‏ آورى شده بود و شماره جمع كنندگان اندك و ناچيز نبوده است «1»».
علاوه بر اهتمام فوق العاده پيغمبر بقرآن كه هم با حرص و ولع بسيارى آن را حفظ ميكرد و هم مسلمانها را بفرا گرفتن و از بر كردن و نوشتنش تحريض مينمود و ثواب فراوان و اجر جزيل بر خواندن و نوشتن و حفظ كردنش وعده ميداد و امر ميكرد تا آنچه را نوشته و حفظ نموده‏ اند بر او بخوانند و آنها را تصحيح و اصلاح ميفرمود و نيز علاوه بر عشق مسلمانها بقرآن و سعى بليغ و جد وافر در حفظ و كتابت قرآن بطوريكه علاوه بر شماره سوره‏ ها و آيات، حروف آن را ضبط نموده و حتى تعيين ميكردند كه چند الف و چند باء و چند تاء تا آخر حروف هجا در قرآن وجود دارد «2» و نيز دقت عجيب در حركات و سكنات و مد و تشديد و اشمام و روم و اماله و غيرها و در ضبط كلمات كه هر كلمه بچه صورت تلفظ و نوشته شود كه با اين اهتمام و دقت و مواظبت محال است كه يك كلمه بتوان بر آن افزود و يا از آن كاست و كسى نفهمد يا اعتراض نكند آرى علاوه بر همه اين اسباب و موجبات خداوند خود حفظ قرآن را بعهده گرفته و اين تعهد را با تأكيد شديد اعلام و اعلان نموده و فرموده است (آيه 9 سوره الحجر) إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ يعنى «محققا ما، خودمان قرآن را فرو فرستاديم و قطعا و يقينا ما آن را حفظ كننده‏ايم.»
لفظ حفظ شامل ميشود حفظ از هر گونه تصرفى را در الفاظ قرآن، خواه بكاستن و افزودن و خواه بتقديم و تأخير. آيا عقل چنين مطلبى را می پذيرد كه چنين كتابى و چنين معجزه جاودانى كه تا رستاخيز پروردگار حفظش را بعهده گرفته است اندكى بعد از رحلت پيغمبر تحريف شود؟

__________________________________________________
(1) بسيارى از دانشمندان اهل سنت نيز با آقاى خوئى هم عقيده هستند و از جمله دكتر صبحى الصالح شرحى راجع بنقل بخارى و تعليقات و تأويلات علماء راجع باحاديث او در اين باره بيان و از جمله از ماوردى نقل نموده كه صدها نفر همه اجزاء قرآن را حفظ كردند كه بشمار نميآيند- صفحه 66 «مباحث فى علوم القرآن».
(2) صفحات آخر مقدمة المبانى‏

تفسير نوين، مقدمه، ص: 18

و السلام علی من اتبع الهدی

ولایت پذیر
۱۳۹۱/۰۲/۲۴, ۱۷:۰۹
باسلام
قرآن کریم از نظر کامل بودن کامل است ولی اسرار آن در واقع بهترین تفسیر آن نزد امام بر حق است
انشاالله که بزودی همه مستفیض شویم

ناجی دلها
۱۳۹۱/۰۲/۲۵, ۱۰:۱۷
متاسفانه بعضی از اندیشمندان این موضوع را مطرح کردند ولی مثل اینکه آیات دعوت به تحذی قرآن را فراموش کردند

عمار
۱۳۹۱/۰۸/۰۱, ۰۸:۰۹
پرسش:
قرانی که امروزه در دسترس ما می باشد تا چه اندازه کامل و واقعی است؟چون توسط عثمان جمع آوري شد و او هم تغييراتي را در قرآن انجام داد.

پاسخ:قرآن توسط عثمان جمع آوری نشد و آنچه از بيشتر روايات به دست مي آيد منافات دارد ؛ زيرا آنچه در اين روايات موجود است ، آن است که عثمان تنها مردم را بر يک قرائت ( يک طريق خواندن قرآن ) جمع نمود ودلالتي بر جمع آوري خود قرآن ندارد .
قرآن كه در دست ماست قرآن عثمانى است ولى هيچ كم يا زيادى نسبت به قرآن تنظيم شده توسط حضرت على (ع) ندارد تنها تفاوت در اين است كه حضرت امير سوره‏ ها را بر طبق ترتيب نزول آنها نوشتند نه به ترتيب بزرگ وكوچكى سوره ‏ها علاوه بر اين، حضرت امير شأن نزول آيات و توضيح و تفسير مربوط به آنها را مى‏نگاشتند. پس هرگونه تغيير به اجماع علماى شيعه و سنى مردود است.

پرسش:
دو سوره نورين و الولايه آيا از سوره هاي قرآن بودند كه حذف شدند؟

پاسخ:
این دو از ملفقات و مجعولات جهال است و تلفیق کننده آن مقدارى از آیات قرآن مجید را با مقدارى کلمات غیر مربوطه خود به زشت ترین ترکیبى جمع نموده تا تحریفی در قرآن داشته باشد.
ساختار این دو سوره و آهنگ کلی آن ها درباره وصایت و امامت اهل بیت به ویژه امام علی و نیز کجروی و ارتداد مخالفان آنان با تهدید عذاب خداوند نسبت به آن هاست، برای قرآن پژوهان و نیز اندک آشنایان با محتوای و فصاحت و بلاغت قرآن، ساختار مغلوط و محتوای بی مایه این دو سوره دلیلی روشن برای حکم به ساختگی و بی پایگی آن هاست و هر کس با دید انصاف به آن ها نگریسته بی گمان بر جعلی بودن آن ها حکم کرده است.
صاحب کتاب ((فصل الخطاب )) پس از نقل این سوره مجعوله از کتاب ((دبستان المذاهب )) مى فرماید: در هیچیک از کتب شیعه اسمى از این سوره نیست فیاللعجب از صاحب کتاب دبستان المذاهب از کجا این سوره را پیدا کرده و به چه جراءت به شیعه نسبت داده.کتاب دبستان مذاهب از نویسنده ای ناشناس است .
و هر صاحب ذوق سلیمى از خواندن آن ، مجعولیتش را مى فهمد؛ زیرا هیچ شباهتى به اسلوب قرآن مجید ندارد بلکه در نهایت رکاکت و زشتى است .