PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : معاد از منظر عقل( امكان معاد)



saeed623
۱۳۸۷/۰۳/۲۶, ۱۶:۵۵
بسم الله الرحمن الرحيم
هرچند در تاپيك انكار معاد به بحث و گفتگو در باره اثبات معاد مطالبي را كاربران ديگر بيان كردند ، لكن به نظر مي رسد نخست بايد در امكان معاد بحث كرد سپس ادله عقلي اثبات معاد را مطرح كرد، بنابراين در اين تاپيك به مباحث امكان و ادله اثبات معاد از منظر عقل مي پردازيم

رمضان
۱۳۸۷/۰۳/۲۶, ۱۷:۰۴
بسم الله الرحمن الرحيم
از نظر عقل همانطوري كه آفرينش نخستين انسان از طرف خداوند متعال صورت گرفته است ، زندگي كردن مجدد او نيز امكان پذير است ، چنانكه اگر به تاريخ اديان آسماني نگاه كنيم نمونه هاي بارزي از زنده شدن انسان ها ثبت شده است از قبيل داستان گاو بني اسرائيل ، عزير پيامبر، زنده شدن چهار پرنده براي حضرت ابراهيم ، يا زنده شدن مردگان به دست حضرت مسيح به اذن خداوند. و ملموس تر از هم مرگ طبيعت در پاييز و زمستان و زنده شدن مجدد آن در بهار و تابستان. همه اين موارد دليل بر اين است كه معاد امكان وقوعي د ارد و هر عقل سليمي اندك تاملي در مطالب فوق داشته باشد امكان وقوعي معاد را تصديق مي كند .
علاوه بر اين ها غايت مند بودن خلق موجودات ، عدالت الهي و ضمانت اجرايي تكاليف الهي ، ادله اي هستند كه اثبات معادرا ازنظر عقل تصديق مي كنند.
گذشته از اين ها ، عقل به ما مي گويد كه ضرر احتمالي را دفع كنيم، مانند اين كه كسي خبر دهد دشمني مي خواهد به ماحمله كند، اگر ما آماده دفاع شويم ضرر نمي كنيم ، اما اگر آماده نشديم و دشمن به ما حمله كرد ، معاد نيز چنين است، اگر ما معادرا پذيرفتيم و خودرا براي آن محيا نموديم و معادي و زنده شدني در كار نبود ضرر نمي كنيم ، اما اگر غافل شديم و معادي و زنده شدني در كار بود، آنموقع است كه دفع ضرر محتمل نكرده ايم و به عقل خود گوش نكرده دچار ضرر و زيان مي شويم.

مسلمان ایرانی
۱۳۸۷/۰۳/۲۸, ۱۸:۴۱
بحث اثبات معاد به لحاظ عقلی، سه مرحله دارد. اول اهمیت بحث پیرامون زندگی پس از مرگ دوم امکان معاد و سوم اثبات معاد.

لازم به ذکر است، اثبات اصل معاد،که اصل دوم یا سوم اسلام و شیعه، محسوب میشود، باید پس از اثبات اصل نخست یعنی توحید صورت گیرد. پس من این سؤال را با پیشفرض اثبات وجود خدا پاسخ میگویم.

مرحلۀ نخست که چندان مورد توجه نیست شامل دفع خطر احتمالی و توجه به میل خود ما به جاودانگیست. لذا لازم است که پیرامون وجود یا عدم وجود آن بحث کنیم.

مرحلۀ دوم بحث پیرامون امکان معاد است. آیا امکان وجود معاد وجود دارد؟ خب ما پیش از این پذیرفته ایم که جهان دارای خالقی است و همان خدایی که جهان را از هیچ و انسان را از خون بسته خلق فرمود و به موجودات زنده، جان داد قادر است اجزای جسم را دوباره جمع آوری کند و جان را به او باز گرداند. آیا برای کسی که اولین بار جان را به ما عطا کرد و خودش آنرا از ما ستانده، سخت است که دوباره این جان را به انسان بازگرداند؟

أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ (سورۀ قیامة: آیه های 3 و 4 )


مرحلۀ سوم، اثبات عقلی معاد است:
در مباحث خداشناسی ثابت کرده ایم که خداوند دارای صفاتی ثبوتی است و از جمله اینکه حکیم و عادل است و در این صفات هیچ نقصی ندارد. ما با هر یک از این دو صفت میتوانیم وجود معاد را اثبات کنیم:

اثبات با استفاده از بحث حکمت الهی: میدانیم که خداوند حکیم است. از سویی موجود حکیم کار عبث نمیکند. اینجا این مسئله مطرح میشودو آن اینکه خالقی موجوداتی را بدون هدف خلق کند تا پس از مدتی مرگشان برسد و دوباره گروهی دیگر از مخلوقات را خلق کند تا بینهایت عملی عبث است. پس خدای حکیم جهان را بیهدف خلق نکرده است (البته در برهان نظم هم ثابت میکنیم که جهان منظم و هدفدار است) پس این جهان نیز هدفمند است.

اثبات با استفاده از بحث عدالت الهی: میدانیم خدا عادل است. پس باید عدالت را در همۀ جوانب رعایت فرماید و هیچ ظلمی را فروگذار ننماید و هیچ نیکویی را بیپاسخ نگذارد . اما این جهان گنجایش مجازات مجرم و ظالم و پاداش متقین را ندارد. مثلا کسی که فرمان به قتل هزاران نفر میدهد را چگونه میتوانیم هزاران بار قصاص کنیم؟ یا اگر ظالم پیش از آنکه به زیر کشیده شود بمیرد چگونه باید مجازات شود؟ همین امر در مورد پاداش نیز هست. مثلا کسی که در راه خدا جهاد میکند و شهید میشود اگر آخرتی پس از این دنیا نباشد چگونه خدا میخواهد پاداش او را بدهد؟ پس باید جهانی پس از این جهان باشد تا عدالت خدا به طور کامل در آن اجرا شود.

بحث روح
در ضمن ما بنا به عللی، وجود روح را ثابت میکنیم. از جملۀ این علل وجود خوابهای صادقه است و اینکه، "من" انسان در تمام طول عمر تغییر نمیکند که بیانگر وجود "خودی" در انسان است که از مکان و زمان جداست.(اگر معاد را اصل سوم بدانیم از طریق آموزه های وحی نیز میتوان مزید بر علل) پس بخاطر اعتقاد به وجود روح که استهلاک و فنا برایش نیست، وجود زندگی ابدی نیز ممکن است.


البته ممکن است این شبهه مطرح شود که من در این استدلال از یک سری پیش فرضها سود جسته ام. باید بگویم که استنتاج روش نتیجه گیری بر مبنای حقایقیست که درستیشان را پذیرفته ایم و در ضمن ما پیش از اثبات معاد باید وجود خدا را اثبات کنیم و اگر اینکار را کرده ایم میتوانیم از وجود خدا و صفاتی کهب رایش اثبات میکنیم برای اثبات معاد سود ببریم. از سویی اگر وجود خدا را نپذیرفته باشیم بحث پیرامون معاد بحثی زائد و عبث است. پس استدلال من صد درصد عقلانی است.

alijohar
۱۳۸۷/۰۴/۰۲, ۰۶:۳۰
بسم الله الرحمن الرحيم
از نظر عقل همانطوري كه آفرينش نخستين انسان از طرف خداوند متعال صورت گرفته است ، زندگي كردن مجدد او نيز امكان پذير است ، چنانكه اگر به تاريخ اديان آسماني نگاه كنيم نمونه هاي بارزي از زنده شدن انسان ها ثبت شده است از قبيل داستان گاو بني اسرائيل ، عزير پيامبر، زنده شدن چهار پرنده براي حضرت ابراهيم ، يا زنده شدن مردگان به دست حضرت مسيح به اذن خداوند.



اینها هیچکدام دلیل عقلی نبود.





و ملموس تر از هم مرگ طبيعت در پاييز و زمستان و زنده شدن مجدد آن در بهار و تابستان.



یک دانه لوبیا را بکوب داغون کن بکار ! ببین بهار سبز می شه ؟ اینها چیست که به خورد خلق الله میدهید. ترا به خدا از اسلام دفاع نکنید ممنون خواهم بود.




همه اين موارد دليل بر اين است كه معاد امكان وقوعي د ارد و هر عقل سليمي اندك تاملي در مطالب فوق داشته باشد امكان وقوعي معاد را تصديق مي كند .
هر عقل سلیمی اندکی فکر کند به بی پایه بودن این حرف ها پی میبرد.


[QUOTE]

علاوه بر اين ها غايت مند بودن خلق موجودات ،

غایتمند بودن اول باید ثابت شود که منظور چیست ؟ دو اینکه لزوما غایت مندی به این مدل از معاد ختم نمی شود.





عدالت الهي و ضمانت اجرايي تكاليف الهي ، ادله اي هستند كه اثبات معادرا ازنظر عقل تصديق مي كنند.
ایضا






گذشته از اين ها ، عقل به ما مي گويد كه ضرر احتمالي را دفع كنيم، مانند اين كه كسي خبر دهد دشمني مي خواهد به ماحمله كند، اگر ما آماده دفاع شويم ضرر نمي كنيم ، اما اگر آماده نشديم و دشمن به ما حمله كرد ، معاد نيز چنين است، اگر ما معادرا پذيرفتيم و خودرا براي آن محيا نموديم و معادي و زنده شدني در كار نبود ضرر نمي كنيم ، اما اگر غافل شديم و معادي و زنده شدني در كار بود، آنموقع است كه دفع ضرر محتمل نكرده ايم و به عقل خود گوش نكرده دچار ضرر و زيان مي شويم.


اینکه شد بی زینس و بر خورد کاسب کارانه با مبحث عقلی و علمی . می شه از معاد دفاع نکنید لطفا:Gol:

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۴/۰۲, ۰۷:۰۵
[quote]


اینها هیچکدام دلیل عقلی نبود.





یک دانه لوبیا را بکوب داغون کن بکار ! ببین بهار سبز می شه ؟ اینها چیست که به خورد خلق الله میدهید. ترا به خدا از اسلام دفاع نکنید ممنون خواهم بود.




هر عقل سلیمی اندکی فکر کند به بی پایه بودن این حرف ها پی میبرد.



غایتمند بودن اول باید ثابت شود که منظور چیست ؟ دو اینکه لزوما غایت مندی به این مدل از معاد ختم نمی شود.



ایضا






اینکه شد بی زینس و بر خورد کاسب کارانه با مبحث عقلی و علمی . می شه از معاد دفاع نکنید لطفا:Gol:

مشكل در اين است كه ابتدا بايد يك تعريف مناسبي از عقل ارائه شود و بعد بحث بر مبناي آن انجام شود .

خوب علي جوهر ، تعريف عقل از ديدگاه شما چيست؟

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۲, ۰۷:۲۱
[quote]
اینها هیچکدام دلیل عقلی نبود.
یک دانه لوبیا را بکوب داغون کن بکار ! ببین بهار سبز می شه ؟ اینها چیست که به خورد خلق الله میدهید. ترا به خدا از اسلام دفاع نکنید ممنون خواهم بود.



هر عقل سلیمی اندکی فکر کند به بی پایه بودن این حرف ها پی میبرد.


غایتمند بودن اول باید ثابت شود که منظور چیست ؟ دو اینکه لزوما غایت مندی به این مدل از معاد ختم نمی شود.



ایضا




اینکه شد بی زینس و بر خورد کاسب کارانه با مبحث عقلی و علمی . می شه از معاد دفاع نکنید لطفا:Gol:
بنام خدايي كه جان را فكرت آموخت
سلام جناب علي جوهر گرامي
1:از نظر شما مفهوم عقل يعني چيه؟
2:تعريف مشخص وروشن شما از عقل سليم؟
3:ممكنه بفرماييد از نظر شما غايتمند بودن يعني چه؟
4:نهايت غايت را كجا ميدانيد شما؟
5:آيا با دليل عقلي برخورد كردن با مسائل ،برخورد كاسب كارانه است يا اينكه براي پاسخ دادن پول خواستن؟
دم خروس يا قسم حضرت عباس؟
كداميك؟

bababozorg
۱۳۸۷/۰۴/۰۲, ۰۸:۰۸
[quote] ... می شه از معاد دفاع نکنید لطفا:Gol:
جناب عالی یا علیجوهر : لطفا صریح بفرما :
آیا شما معاد بمعنی اینکه روزقیامتی هست و انسانها به ثواب یا عقاب اعمالشان میرسند راقبول دارید یاخیر؟

alijohar
۱۳۸۷/۰۴/۰۲, ۱۲:۲۱
1- فلسفه شناخت در جهان بینی توحیدی مبتنی بر روش رئالیسم است.یعنی امکان شناخت حقایق بطور نسبی ممکن است.
2- شناخت بر 3 بخش تقسیم می شود :
الف - شناخت علمی ، یا شناخت تجربی که به آن اصطلاحا همان علم م یگوییم.
ب- شناخت عقلی یا شناخت فلسفی - منطقی
پ- شناخت کشفی و شهودی
الف : شناخت علمی ، متدولوژی خاص خود را دارد ؛ مثلا با یک فرضیه شروع ، در آزمایشگاه تست ؛ و سپس با استفاده از استقرا ناقص تعمیم داده می شود. این شناخت مبتنی بر مشاهده و آزمایش و حس است. برخی از سر بی اطلاعی از متدولوژی علم ؛ می گویند علم قطعی نیست ! و از این حرف ها ، اینها مفهوم متدولوژی و انطباق با واقع را نمی دانند.شناخت دانشیک ابطال پذیر است ؛ نا اینکه احتمال ابطالش می رود ! این دو مفهوم با هم فرق دارند.وقتی م یگوییم شناخت علمی به این معنی نیست در این متد از عقل و قضایای منطقی و فلسفی استفاده نکنیم یا نم یکنیم.

ب- شناخت فلسفی و عقلی محض ، نظر به کل دارد ، بر اساس بدیهیات اولی و با اتکا به قضایای منطقی بدیهی شروع می کند و قضایای خود را اثبات میکند. مثل اصل این همانی در فلسفه
پ- شناخت شهودی که بحثش مفصل ست.
معاد غیر قابل اثبات علمی است. و هر قضیه غیر علمی معادل غلط بودن نیست . وقتی می گوییم معاد غیر علمی است به این معنی نیست که غلط است ! یعنی منطبق متدولوژی علمی نیست و با آن متد نمی شود معاد را اثبات کرد.
همچنین معاد با متد فلسفی و با اتکا به قضایای فلسفی هم قابل اثبات نیست و کسی تا کنون همچو کاری نکرده .
معاد یک مدل از بیان فلسفه آفرینش و هدفمندی ان است ؛ دلیل درستی آن اینست که فعلا مدل بهتری ارائه نشده ؛ ( و یا ارائه شده من خبر ندارم ) ، نتیجتن معاد در حد یک فرضیه باقی می ماند. بنظر من فرضیه معاد از فرضیه تناسخ کمی بهتر است ؛
گرچه آن فرضیه هم حرف برای گفتن زیاد دارد ، اما یک فرضیه هم پوچی کائنات است که من آن مدل را قبول ندارم.

ذهن آزاد
۱۳۸۷/۰۴/۰۲, ۱۳:۴۳
دوست گرامي جناب علي جوهر
من با دقت نوشته هاي شما را تعقيب مي كنم. كمي پراكنده مي نويسيد اما نكات جالبي را گوشزد مي كنيد.
من با شما هم نظرم كه آنچه از معاد بيان مي شود در حد يك نظريه مي تواند در نظر گرفته شود و بسياري از جنبه هاي آن با منطق سازگار نيست. اگر ما يك بار زندگي را تجربه مي كنيم اين عدم تناسب بين مخلوقات مي بايست در ديگر جايي جبران شود تا عادلانه دانسته شود. دوم اينكه ما خود را جاودانه مي دانيم و مي بايست تعبيري از اين جاودانگي داشته باشيم. نظريه معاد پر كننده اين دو خلاء هستند.
اما به نظر من پاسخگوي اين دو موضوع هم نيست. بنظر من شكلي از تناسخ قابل درك تر است. هوشياري ما (فعلا" مي توانيم آنرا مادي يا غير مادي بدانيم ، مهم نيست) را مي توان در كالبدي لطيف تري متصور شد كه بلحاظ ساختاري عمري در حد عمر جهان هستي داشته باشد.
اين كالبد نزديكترين بخش مادي ، به خود حقيقي ما در جهان مادي است. تكامل در اين محيط كه هوش و هوشياري در آن نصب شده و يا با آن در ارتباط است رخ مي دهد. زندگي هاي متوالي را براي درك بيشتر تجربه مي كند.
جهان مادي تنها جايي است كه تجلي شكوه و جلوه اوست. فرض كنيد سيارات در سطوح مختلفي براي تجلي اين هوشياري هاي آزاد وجود داشته باشد.
بالاترين و برترين سيارات، سياراتي باشند كه هوشمند ترين ها در آنجا تناسخ يابند. فرض كنيد كه هوشمندي اين موجودات به حدي باشد كه كنترل تمام اجزاء فيزيكي آنها در هوش و ذهن آنها قرار گرفته باشد. موجوداتي كه اين مسير تكاملي را از ميلياردها سال قبل آغاز كرده اند. و در نظر ما همچون فرشتگان ظاهر مي شوند و سكونتگاه آنان در نظر ما همچون بهشتي برين است. البته به اين بهشت با تكامل روحاني خود رسيده اند.
اين روايت كشاورزي استراليايي است كه در 1987 توسط موجودات فرازميني ساكن چنين سياره اي بطور فيزيكي طي مدت 10 روز ربوده شده و كتاب رسالت تيائوبا Thiaoouba Prophecy روايت گر اين سفر او مي باشد. اين بدان معني نيست كه من معتقد به اين كتاب باشم اما جهان بيني ارائه شده در اين كتاب جالب توجه است. مطالعه اين كتاب حتي اگر آنرا داستاني علمي تخيلي بدانيم، جالب است. فشرده داستان و ادعاهاي گفته شده در اين كتاب را مي توانيد در ويكي پديا به آدرس زير بخوانيد.

http://en.wikipedia.org/wiki/Thiaoouba_Prophecy

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۳, ۰۳:۰۴
بنام خدا
سلام جناب علی جوهر گرامی
پاسخ سوالات بنده و بابابزرگ عزیز را ندادید؟؟؟:Moshtagh:

1:از نظر شما مفهوم عقل يعني چيه؟
2:تعريف مشخص وروشن شما از عقل سليم؟
3:ممكنه بفرماييد از نظر شما غايتمند بودن يعني چه؟
4:نهايت غايت را كجا ميدانيد شما؟
5:آيا با دليل عقلي برخورد كردن با مسائل ،برخورد كاسب كارانه است يا اينكه براي پاسخ دادن پول خواستن؟
دم خروس يا قسم حضرت عباس؟
كداميك؟
اما سوال بابابزرگ عزیز:
آیا شما معاد بمعنی اینکه روزقیامتی هست و انسانها به ثواب یا عقاب اعمالشان میرسند راقبول دارید یاخیر؟

fatememeshkat
۱۳۸۷/۰۴/۰۴, ۱۶:۱۱
ضمنا در باره پست شماره 3 هم چیزی نفرمودند نه نقدی نه تاییدی . همچنین پاسخ پست شماره 5 .

sara.m
۱۳۸۷/۰۴/۰۴, ۲۲:۴۲
1:از نظر شما مفهوم عقل يعني چيه؟
2:تعريف مشخص وروشن شما از عقل سليم؟
3:ممكنه بفرماييد از نظر شما غايتمند بودن يعني چه؟
4:نهايت غايت را كجا ميدانيد شما؟
5:آيا با دليل عقلي برخورد كردن با مسائل ،برخورد كاسب كارانه است يا اينكه براي پاسخ دادن پول خواستن؟
دم خروس يا قسم حضرت عباس؟
كداميك؟
آیا شما معاد بمعنی اینکه روزقیامتی هست و انسانها به ثواب یا عقاب اعمالشان میرسند راقبول دارید یاخیر؟


جناب علی جوهر ، شما که هر روز آنلاین می شید ، پس چرا به سوالات دوستان جواب نمی دهید ؟
همچنین پستهای شماره 3 و 5

mohajer
۱۳۸۷/۰۴/۰۶, ۰۱:۴۳
[quote=meshkaat;24803]بنام خدا
سلام جناب علی جوهر گرامی
پاسخ سوالات بنده و بابابزرگ عزیز را ندادید؟؟؟:Moshtagh:

1:از نظر شما مفهوم عقل يعني چيه؟
2:تعريف مشخص وروشن شما از عقل سليم؟
3:ممكنه بفرماييد از نظر شما غايتمند بودن يعني چه؟
4:نهايت غايت را كجا ميدانيد شما؟
5:آيا با دليل عقلي برخورد كردن با مسائل ،برخورد كاسب كارانه است يا اينكه براي پاسخ دادن پول خواستن؟
دم خروس يا قسم حضرت عباس؟
كداميك؟
اما سوال بابابزرگ عزیز:
آیا شما معاد بمعنی اینکه روزقیامتی هست و انسانها به ثواب یا عقاب اعمالشان میرسند راقبول دارید یاخیر؟

عقل قدرت تمیز بین نیکی وشر و تنها وسیله اثبات چیزی که قابل درک باشد برای ما و اسلحه ما برای حمله به کلام بی اساس
عقل سلیم آن است که هیچ چیزی را قبول نکند حتی اگر دین بگوید تا خودش به آن نتیجه برسد
به سرانجام رسیدن زندگی وهدف ما از باور به خدا تنها رسیدن به اوست تا درابدیت در کنار وجود قدوس آسمانی باشیم
شگفت آور است که استفاده از عقل را شما کاسب کارانه میدانید. آیا باید مثل ... هر حرف مفتی را قبول کنیم چون شما وامثال شما میگویند
اما سؤال بابا بزرگ خوش تیپ شما . عزیز من حتی گاوپرستان وستاره پرستان هم به آنروز اعتقاد دارند چه برسد به ما که خدا را میپرستیم اما همانطور که بوعلی میگفت معاد روحانی ست یا با بدنی غیر از این بدن . که روحانی تر است .

نیکان
۱۳۸۷/۰۴/۰۶, ۰۸:۰۴
اگر سؤالی بود تعارف نکنید اما سؤال ؟ نه حرف مفت ! حالا که علی جوهر نیست خودتان جواب را پیدا کنید . چرا از او میخواهید. بعد هم شما که تعدادتان زیاد است از کنار دستی بپرس اگر هم بلد نبود مطرح کن یکی پیدا میشه جوابت رو بده. برادر
فیض با شما

نه بابا ، خودتون تنهایی گفتین یا از کسی کمک گرفتین؟؟؟ نکنه تا حالا فکر می کردین جناب علی جوهر جواب می دادن ، ببینم پس باید از کی بخوایم جواب بده ، وقتی جناب علی جوهر یه شبهه می ندازن و می گن خدای نظریه توحید دیدنیه ، خب عقل شما نمی گه ازش سوال کنید ببینید چه شکلیه ؟ خودشون ادعا می کنن که خدا دیدنیه اون وقت جنابعالی توقع داری ما جواب بدن خدا چه شکلیه
چرا ؟ چون تعدادمون زیاده و اگه بلد نبودیم از بغل دستیمون بپرسیم
از این به بعد با فکر وارد مباحث بشید جناب
به جناب علی جوهر هم سلام برسونین بگین به جای این کارا بیان بگن اون خدایی که دیدنیه چه شکلیه ، نه این که ........

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۶, ۱۰:۳۳
[quote=meshkaat;24803]بنام خدا
سلام جناب علی جوهر گرامی
پاسخ سوالات بنده و بابابزرگ عزیز را ندادید؟؟؟:Moshtagh:

1:از نظر شما مفهوم عقل يعني چيه؟
2:تعريف مشخص وروشن شما از عقل سليم؟
3:ممكنه بفرماييد از نظر شما غايتمند بودن يعني چه؟
4:نهايت غايت را كجا ميدانيد شما؟
5:آيا با دليل عقلي برخورد كردن با مسائل ،برخورد كاسب كارانه است يا اينكه براي پاسخ دادن پول خواستن؟
دم خروس يا قسم حضرت عباس؟
كداميك؟
اما سوال بابابزرگ عزیز:
آیا شما معاد بمعنی اینکه روزقیامتی هست و انسانها به ثواب یا عقاب اعمالشان میرسند راقبول دارید یاخیر؟

[QUOTE]عقل قدرت تمیز بین نیکی وشر و تنها وسیله اثبات چیزی که قابل درک باشد برای ما و اسلحه ما برای حمله به کلام بی اساس
بنام خدا

عقل داراي چندين معاني است:
الف) عقل گاه به مجردات تمام اطلاق مي‏شود.
ب) گاه به معناي مدرك مفاهيم و ماهيات كلمه است (اين معنا با معناي اول تفاوت چنداني ندارد بل در واقع يكحقيقت است كه در مرتبه اول به لحاظ ذات و درمرتبه دوم به لحاظ فعل تفسيرگرديده).
ج) گاه به معناي نيروي حسابگر و انديشمند است كه درانتخاب راه به كمك مي‏آيد. اين عقل نيز دو گونه است:
1- گاه در خدمت تأمين حوايج مادي و حيواني و تدبيركننده اين امور است. اين عقل محصور شديدا در منطق اهلعرفان مذموم و درمقابل «عشق» است.
2- گاه در افقي برتر فعاليت مي‏كند و راهبر به سوي خداست و به تعبير روايات «العقل ماعبد به الرحمن واكتسب بهالجنان».

عقل سلیم آن است که هیچ چیزی را قبول نکند حتی اگر دین بگوید تا خودش به آن نتیجه برسد
اگر در مورد مسئله ای که عقل بشر توان رسیدن و درک آن را ندارد آیا عقل سلیم حکم می کند که به کسی رجوع کنیم که بتوانیم به او رجوع کنیم؟کسی که از ما بالاتر باشد و بتواند جای عقل ما تصمیم بگیرد.


به سرانجام رسیدن زندگی وهدف ما از باور به خدا تنها رسیدن به اوست تا درابدیت در کنار وجود قدوس آسمانی باشیم
شگفت آور است که استفاده از عقل را شما کاسب کارانه میدانید. آیا باید مثل ... هر حرف مفتی را قبول کنیم چون شما وامثال شما میگویند

وقتی جناب علی جوهر که بابت هر پاسخی پول می خواهند از پرسشگر , بنده نباید به کاسبی ایشان گیر بدهم که از عقل استفاده کاسب کارانه می کنند.
بنده نمی گویم هر جرف مفتی را قبول کنید .چون با عقل انسان جور در نمیاد . ولی آیا حرف حق را باید قبول کرد ؟

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۶, ۱۰:۳۷
[quote=mohajer;25433][te=meshkaat;24803]


اما سؤال بابا بزرگ خوش تیپ شما . عزیز من حتی گاوپرستان وستاره پرستان هم به آنروز اعتقاد دارند چه برسد به ما که خدا را میپرستیم اما همانطور که بوعلی میگفت معاد روحانی ست یا با بدنی غیر از این بدن . که روحانی تر است .


بنام خدا
معاد ، هم جسمانى است و هم روحانى .

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۶, ۱۰:۴۶
اگر سؤالی بود تعارف نکنید اما سؤال ؟ نه حرف مفت ! حالا که علی جوهر نیست خودتان جواب را پیدا کنید . چرا از او میخواهید. بعد هم شما که تعدادتان زیاد است از کنار دستی بپرس اگر هم بلد نبود مطرح کن یکی پیدا میشه جوابت رو بده. برادر
فیض با شما
بنام خدا
ممنون از لطف ومحبت شما.
اگه به جناب علی جوهر نیز بفرمایید تا پاسخ سوالات قبلی را بدهند ممنون می شوم....
چون ما به امید پاسخگویی خوب ایشان که زیلذ ادعا می کردند سوالاتی را از ایشان پرسیدیم.ولی هنوز......

محمد مهدی 7
۱۳۸۷/۰۵/۲۳, ۰۹:۵۲
دوستان حرف های بسیار خوبی رو مطرح کردند . که جای بحثی رو باقی نذاشت .
اما باید بگم که مطمئنا عقل نمیتونه معاد رو رد کنه . یعنی عقل توانایی رد معاد رو نداره چون داده و اطلاعاتی و تجربه ای از پس از مرگ نداره بنابر این نمیتونه اون رو رد کنه . عقل تنها به احکامی صد درصد محال حکم میکنه که اون قضیه سر از تناقض در بیاره .
مسئله معاد از منظر عقل سر از تناقض و تضاد در نمیاورد و عقل نهایتا در این جور مسائل میگود نمیدانم .

شما تصور کنید که شخصی که تا به حال مدرسه نرفته است بگوید : 4=2*2غلط است .
چون عقل من میگوید !! زیرا در واقع عقل او نه با مفهوم اعداد و نه با مفهوم ضربدر اشناست
در این جور مواردسکوت میکند و یا نهایتا حکم به جهل خویش میکند و میگوید نمیدانم

maria1363
۱۳۸۸/۰۲/۳۰, ۱۲:۲۲
با سلام به دوستان . من تازه عضو اين مجموعه شدم. دنبال اثبات معاد ميگشتم به اين سايت برخوردم و واين مطالب رو خوندم اما واسه نظر دادن بايد عضو ميشدم... همين باعث شد من الان در خدمت شماها هستم اميدوارم كه بحث به جاهاي خوبي برسه . من با آقاي علي جوهر موافقم نبايد هر چيزي رو همينجوري قبول كرد و اون دلايل هم كه به اسم دلايل عقلي بيان شده قابل خدشه هستند و نمي تونن آدم رو متقاعد كنند .

اما بحث شما باعث شد من به اين مسئله فكر كنم...
اگر ما خدا رو قبول داشته باشيم و توحيد رو هم ثابت كنيم و خودمون رو جزئي از وجود خدا بدونيم ... كه البته اين با دلايل كاملا عقلي و بدون ارتباط به مسائل ديني (قابل توجه آقاي علي جوهر ) قابل اثبات هست ، اونوقته كه ميتونيم به اين دليل برسيم كه چون جزئي از خدا هستيم و خدا هم يك وجود باياست يعني از بين نميرود ، پس ما هم از بين نخواهيم رفت ... فكر مي كنم اين بهترين و ساده ترين اثبات عقليه زندگي پس از مرگ باشه

meshkaat
۱۳۸۸/۰۹/۱۵, ۱۱:۵۰
نظام آفرينش بيهوده و بي هدف نيست.خدا جهان را به گونه‌اي آفريده است که بيشترين خير و کمال ممکن بر آن مترتب شود و بدين ترتيب صفت حکمت اثبات مي‌شود که مقتضاي آن اين است که مخلوقات را به غايت و کمال لايق به خودشان برساند، ولي از آن جا که جهان مادي داراي تزاحمات است و خيرات و کمالات موجودات مادي با يکديگر تعارض پيدا مي‌کند، مقتضاي تدبير حکيمانه‌اي الهي اين است که به صورتي آنها را تنظيم کند که مجموعاً خيرات و کمالات بيشتري بر آنها مترتب شود.
جهان داراي نظام احسن مي باشد، به همين جهت است که انواع عناصر و کميت و کيفيت و فعل و انفعالات و حرکات آنها طوري تنظيم شده که زمينه آفرينش گياهان و جانوران و در نهايت زمينه آفرينش انسان که کامل‌ترين موجودات اين جهان است، فراهم شود . اگر جهان مادي طوري آفريده شده بود که پيدايش و رشد موجودات زنده را ناممکن مي‌ساخت ،خلاف حکمت بود.

meshkaat
۱۳۸۸/۰۹/۱۶, ۰۹:۰۵
با توجه به اين که انسان، داراي روح قابل بقا است و مي‌تواند واجد کمالات ابدي و جاوداني گردد، آن هم کمالاتي که از نظر مرتبه و ارزش وجودي، قابل مقايسه با کمالات مادي نيست، اگر حيات او منحصر به حيات دنيوي محدود باشد، با حکمت الهي، سازگار نخواهد بود، مخصوصاً با توجه به اين که حيات دنيوي، توأم با رنج‌ها و سختي‌ها و ناگواري‌هاي فراوان است . غالباً تحصيل يک لذت بدون تحمل اين همه رنج و زحمت فراهم نمي‌شود ،به طوري که حسابگران را به اين نتيجه مي‌رساند که تحمّل اين همه رنج و ناخوشي براي دستيابي به لذايذ محدود نمي ارزد . از همين محاسبات است که گرايش به پوچي و بيهودگي پديد مي‌آيد حتى کساني را با وجود علاقة شديد فطري به زندگي به سوي خودکشي مي‌کشاند.

محمد عبدي
۱۳۸۸/۰۹/۱۶, ۱۴:۳۰
به نام خدا كي گفته معاد را نمي شود با عقل ثابت كرد؟ متاسفانه ما كم مطالعه مي كنيم بعد از خودمون حرف در مي اوريم.يك كلام اگر زندگي همين 60 الي 70 سال بود وبعد هيچ واقعا درد ناك بود چه قدر ما بيچاره بوديم كه بعد ازمردن نابود مي شديم!!!نه نياز به قرآن هست نه به پيامبران(براي اونهايي كه خدا را قبول ندارند)فقط كمي فكر كردن مارا به اين نتيجه ميرسونه كه حتما آخرتي وجود داره.در يك كتاب احضار روح كه نويسنده آن غربيها بودند ظهور روح را مطالعه مي كردم كه اونها به راحتي روح را احضار ميكردند واز اون سئوالاتي مي پرسيدند. راستي اگر زندگي ما با مرگ تموم مي شد روحي وجود داشت كه احضار بشه و بتونيم از اون سئوال كنيم؟ايا اگر آخرتي وجود نداشت بهتر نبود انسان فقط دنبال قدرت باشه تا بتواند از لذات زندگي هرچه بيشتر استفاده كند واگر كسي جلوي اورا گرفت نابودش كند؟آيا واقعا عقل ما به اين حكم ميكند؟

meshkaat
۱۳۸۸/۰۹/۱۷, ۰۵:۰۷
به نام خدا كي گفته معاد را نمي شود با عقل ثابت كرد؟ متاسفانه ما كم مطالعه مي كنيم بعد از خودمون حرف در مي اوريم.يك كلام اگر زندگي همين 60 الي 70 سال بود وبعد هيچ واقعا درد ناك بود چه قدر ما بيچاره بوديم كه بعد ازمردن نابود مي شديم!!!نه نياز به قرآن هست نه به پيامبران(براي اونهايي كه خدا را قبول ندارند)فقط كمي فكر كردن مارا به اين نتيجه ميرسونه كه حتما آخرتي وجود داره.در يك كتاب احضار روح كه نويسنده آن غربيها بودند ظهور روح را مطالعه مي كردم كه اونها به راحتي روح را احضار ميكردند واز اون سئوالاتي مي پرسيدند. راستي اگر زندگي ما با مرگ تموم مي شد روحي وجود داشت كه احضار بشه و بتونيم از اون سئوال كنيم؟ايا اگر آخرتي وجود نداشت بهتر نبود انسان فقط دنبال قدرت باشه تا بتواند از لذات زندگي هرچه بيشتر استفاده كند واگر كسي جلوي اورا گرفت نابودش كند؟آيا واقعا عقل ما به اين حكم ميكند؟
بنام خدا
اگر از نیروی بالای قوه عاقله وشعور درست استفاده گردد میتوان بهترین بهره را برد از آن، تا به سعادت و کمال رسید.

meshkaat
۱۳۸۸/۰۹/۱۷, ۰۵:۰۹
اگر زندگي انسان جز اين نبود که پيوسته زحمت بکشد و با مشکلات طبيعي و اجتماعي دست و پنجه نرم کند تا لحظاتي را با شادي و لذت بگذراند و آن گاه از فرط خستگي به خواب رود تا هنگامي که بدنش آمادگي فعاليت جديد را پيدا کند و مجدداً تلاش کند تا مثلاً لقمة ناني به دست آورد و لحظه‌اي از خوردن آن لذت ببرد ، چنين تسلسل زيان‌بار و ملال‌آوري را عقل نمي‌پسنديد و به گزينش آن فتوا نمي‌داد.
نتيجه منطقي چنين نگرشي به زندگي انسان جز پوچ‌گرايي نخواهد بود. يکي از غرايز اصيل انسان، حبّ به بقا و جاودانگي است که دست آفرينش الهي در فطرت او به وديعت نهاده است و حکم نيروي محرک فزاينده‌اي را دارد که او را به سوي ابديت سوق مي‌دهد و همواره بر شتاب حرکتش مي‌افزايد، اکنون اگر فرض شود که سرنوشت چنين متحرکي جز اين نيست که در اوج شتاب حرکت به صخره‌اي برخورد کند و متلاشي شود، آيا ايجاد آن نيرو فزاينده با چنين غايت و سرنوشتي متناسب خواهد بود؟
پس وجود چنين ميل فطري، هنگامي با حکمت الهي سازگار است که زندگي ديگري جز اين زندگي محکوم به فنا و مرگ در انتظار او باشد.

meshkaat
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۰۶:۴۹
در اين جهان انسان‌ها در انتخاب و انجام کارهاي خوب و بد آزادند،‌از يک سو کساني يافت مي‌شوند که تمام عمر خود را صرف عبادت خدا و خدمت به بندگان او مي‌کنند و از سوي ديگر تبهکاراني ديده مي‌شوند که براي رسيدن به هوس‌هاي شيطاني خودشان، بدترين سمت و زشت‌‌ترين گناهان را مرتکب مي‌گردند. هدف از آفرينش انسان در اين جهان و مجهز ساختن او به گرايش‌هاي متضاد و به نيروي اراده و انتخاب و به انواع شناخت‌هاي عقلي و نقلي و فراهم کردن زمينه براي رفتارهاي گوناگون و قرار دادن وي بر سر دو راهي‌هاي حقيقت و باطل و خير و شرّ اين است که در معرض آزمايش‌هاي بي‌شمار، واقع شود و مسير تکامل خود را با اراده و اختيار برگزيند تا به نتايج اعمال اختياري و پاداش و کيفر آنها برسد. سراسر زندگي دنيا براي انسان، آزمايش و ساختن و پرداختن هويت انساني خويش است حتى در آخرين لحظات زندگي هم معاف از آزمايش و تکليف و انجام وظيفه نيست.
اما مي‌بينيم که در اين جهان، نيکوکاران و تبهکاران به پاداش و کيفري که درخور اعمال‌شان باشد نمي‌رسند و چه بسا تبهکاراني که از نعمت‌هاي بيشتري برخوردار بوده و هستند. زندگي دنيا ظرفيت پاداش و کيفر بسياري از کارها را ندارد، مثلاً کسي که هزاران شخص بي‌گناه را به قتل رسانيده است، نمي‌توان او را جز يک بار قصاص کرد و ساير جناياتش بي‌کيفر مي‌ماند، در صورتي که مقتضاي عدل الهي اين است که هر کس کوچک ترين کار خوب يا بدي انجام دهد ،به نتيجة آن برسد.
پس همچنان که اين جهان، سراي آزمايش و تکليف است ،بايد جهان ديگر باشد که سراي پاداش و کيفر و ظهور نتايج اعمال باشد و هر فردي به آنچه شايستة است، نايل گردد تا عدالت الهي تحقق عيني يابد.(1)
پي‌نوشت‌:
1:آموزيش عقايدص 264 ـ 266