PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده شيطان و شهر قم



رد باد
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۷:۰۱
ماجراي شيطان و نامگذاري منطقه اي به اسم قم چيست؟
آن مكان آيا همان شهر مقدس قم است؟





کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

مقداد
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۰۲:۰۰
ماجراي شيطان و نامگذاري منطقه اي به اسم قم چيست؟
آن مكان آيا همان شهر مقدس قم است؟





کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1


با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

مطلبي كه شما بدان اشاره كرده ايد،روايت معروفي است كه در مورد فضيلت قم نقل شده است،ولي اينگونه نبوده است كه وجه تسميه شهر مقدس قم بخاطر اين روايت باشد،براي روشن شدن اين موضوع مطالبي خدمت شما عرض مي كنم:

اینکه شهر قم در گذشته چه نامی داشته و چگونه به این اسم معروف شده است، به خوبی معلوم نیست . آنچه از منابع تاریخی و تحقیقات برخی از محققان استفاده می شود، این است که این شهر در کلمات قدما به تعابیر مختلفی مانند: کُم، کومه، کمندان، کونیا، کوآما، و غیر اینها نام برده شده[1] و پس از فتوحات اسلامی یکی از کلمات (کومه) یا کمیندان با عروض تخفیف و تعریب به آن، به صورت قم در آمده است.[2]

به گفته یاقوت حَمَوی هنگامی که اعراب اشعری مذهب به این شهر آمدند ، هفت روستا ساختند که از همه بزرگ تر را کمیدان نام دادند . کمیدان کم کم تبدیل به « کُم » شد و در عربی آن را « قُم » گفتند .[3]

صاحب تاریخ قم به نقل از احمد بن محمد برقی (م274) می نویسد: زمین قم محل گردآمدن آب رودخانه ها و علف زار بود. چون در اصطلاح عرب به چنین محلّی قم گفته می شد، ین محل به اسم قم معروف شده. او همچنین نقل کرده است که صحرانشینان بری آب و علف ین محل، در ین سرزمین فرود می آمدند و خانه هایی که بری سکونت خود درست می کردند، کومه نامیده می شدند. ین کلمه به تدریج تخفیف یافت و به صورت کُم در آمد، سپس به کلمه قم معرّب گردید و به ین اسم معروف شد.[4]

در برخي منابع ديگر هم آمده است كه قم از کلمه کمیدان که یکی از بلوک های قدیم آن بوده، تخفیف یافته و به صورت کلمه قم درآمده و ین همان قولی است که یاقوت حموی در ین باره نقل کرده است.[5]

البته در رویات اسلامی آمده: پیامبر اسلام به هنگام عروج به آسمان ها ابلیس را مشاهده کرد که در این سرزمین نشسته و دستانش را تا مرفق بر زانوها انداخته است. وقتی جبرئیل او را معرفی کرد، پیامبر اسلام خطاب به او فرمود: «قم؛ (یعنی برخیز)، ای ملعون!...»[6] از مضمون روایت مزبور بر می آید که ابلیس از این سرزمین رانده شده و این شهر جزء بلاد امن الهی قرار گرفته است.

روایت دیگر از ابو مُقاتِل دَیلَمی نَقیبُ الرَّیّ است که می گوید : « شنیدم که ابا الحسن علی بن محمد امام هادی (ع) فرمود : قم را از برای آن قم نامیدند ، چون سرزمینی است که از طوفان نوح (ع) محفوظ بود و در روزگار طوفان ، کشتی نوح به این سرزمین که رسید ایستاد و قم قطعه ای از بیت المقدّس است . »(7)

ولی صَفْوان بَصَری از امام صادق (ع) به گونه دیگر نقل می کند :

« امام (ع) به من فرمود آیا می دانی چرا قم را قم نامیدند ؟ در پاسخ گفتم : خدا و رسول او و شما بهتر می دانید . امام (ع) فرمود : همانا قم را این نام نهادند زیرا اهل قم با حضرت قائم آل محمد می باشند و با آن حضرت قیام می کنند و بر آن استقامت دارند و حضرت را یاری خواهند کرد . » (8 )

این گونه روایات هم سبب اشتهار کلمه قم برای این شهر در بین مسلمانان شده است،نه اينكه وجه تسميه ناميدن اين شهر به قم،به دليل اين روايات بوده باشد.

به هر حال، سبب تسمیه این شهر هر چه که باشد، در زبان روایات به ویژه روایات منقول از امام صادق(ع)، ین شهر با همین نام ذکر شده است و ساکنان آن مورد توجه قرار گرفته اند و مراد از قم در روايت مربوط به شيطان هم همين شهر مقدس قم مي باشد.


پي نوشتها:

[1] . لسان العجم، ص256؛ معجم البلدان، ج4، ص274؛ جغرافیی تاریخی قم، ص89.

[2] . تاریخ قدیم قم، حسن بن محمد، فصل اول، ص40، 25 و 42.

[3] . تاریخ و جغرافیای قم . غلامحسین ادیب کرمانی « افضل الملک » . صفحه 74

[4] تاریخ قم، ناصر الشریعة، ص25.

[5] . معجم البلدان، ج4، ص274و 397.

[6] . تاریخ قدیم قم، ص27؛ تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص17.

[7]. پژوهش در نام شهرهای ایران . صفحه 487.

[8]. بحارالانوار،ج60،ص216.

ceramic
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۱۳:۰۲
ز مضمون روایت مزبور بر می آید که ابلیس از این سرزمین رانده شده و این شهر جزء بلاد امن الهی قرار گرفته است.

آقا بی خیال !

جدا شما به چنین چیزی باور دارید ؟

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۲۲:۵۱
از مضمون روایت مزبور بر می آید که ابلیس از این سرزمین رانده شده و این شهر جزء بلاد امن الهی قرار گرفته است.

آنچه میبینیم که ، به برکت کریمه اهل بیت،معدن علم و خاستگاه معرفت و در بر گیرنده مردان خداست ،بر این باورم می افزاید.

جنات
۱۳۹۱/۰۲/۱۷, ۰۱:۴۸
خوشا به سعادت اهل قوم که با قاعم ال محمد هستند واو را یاری میکنند انشاالله که ما هم در زمره اهل قم یاریگر صاحب الزمان ولی امر مسلمین باشیم وتنها دعایمان ذکر فرج صاحب الزمان اللهم عجل لولیک الفرج باشد.

مرضیه سرودلیر
۱۳۹۱/۰۲/۱۷, ۱۴:۲۹
آنچه میبینیم که ، به برکت کریمه اهل بیت،معدن علم و خاستگاه معرفت و در بر گیرنده مردان خداست ،بر این باورم می افزاید.
توی این روایت هیچ اشاره ای به این که شیطان به حرف پیامبر گوش کرد ، نشده عزیز !
نکنه همونجا دست تا مرفق بر زانو انداخته ! مونده باشه ؟!!

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۲/۱۷, ۲۲:۵۲
توی این روایت هیچ اشاره ای به این که شیطان به حرف پیامبر گوش کرد ، نشده عزیز !
نکنه همونجا دست تا مرفق بر زانو انداخته ! مونده باشه ؟!!


درسته که تو روایت اشاره به گوش کردن حرف شیطان نشده،اما نگرفتید دیگه،بحث سر قرینه معنوی برکت کریمه اهل بیت و... است که حکایت از برخاستن شیطان دارد.
جناب پاسخگو گفتند که از مضمون روایت بر میآید و این هم قرائنش می باشد.

رد باد
۱۳۹۱/۰۲/۲۰, ۱۰:۲۷
يكي از عالمان معروف شهر تبريز (اسمش را ذكر نميكنم) در يك جلسه سخنراني ميگفت كه حضرت زهرا سلام الله عليها را در خواب ميبيند كه بالاي كوهي ايستاده و دستانش را باز كرده و اشاره ميكردند كه همه اهالي آذربايجان فرزندان من هستند و اين سرزمين را از گزند و اسيب و بلايا حفظ ميكنم.
خواب اين اشخاص بدون شك درست است چون بعضي از افراد متقي هستند و در معنويت آنها شكي نيست . ولي بلايايي مثل زلزله و سيل در اين مناطق چند بار اتفاق افتاده است.
سوالم اينجاست كه:
وقوع اين بلايا با خواب اين عالم چطور توجيح ميشود؟
اين شخصي كه خواب را ديده واقعا شخصي پرهيزگار بوده است. جداي از اين، فرض را بر صحت خواب ايشون ميزاريم كه بهش الهام شده بوده است. پس چطور اين شهرها از بلايا در امان نماندند؟

مقداد
۱۳۹۱/۰۲/۲۴, ۲۱:۴۱
يكي از عالمان معروف شهر تبريز (اسمش را ذكر نميكنم) در يك جلسه سخنراني ميگفت كه حضرت زهرا سلام الله عليها را در خواب ميبيند كه بالاي كوهي ايستاده و دستانش را باز كرده و اشاره ميكردند كه همه اهالي آذربايجان فرزندان من هستند و اين سرزمين را از گزند و اسيب و بلايا حفظ ميكنم.
خواب اين اشخاص بدون شك درست است چون بعضي از افراد متقي هستند و در معنويت آنها شكي نيست . ولي بلايايي مثل زلزله و سيل در اين مناطق چند بار اتفاق افتاده است.
سوالم اينجاست كه:
وقوع اين بلايا با خواب اين عالم چطور توجيح ميشود؟
اين شخصي كه خواب را ديده واقعا شخصي پرهيزگار بوده است. جداي از اين، فرض را بر صحت خواب ايشون ميزاريم كه بهش الهام شده بوده است. پس چطور اين شهرها از بلايا در امان نماندند؟


با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

در رابطه با خواب و حجيت آن بايد عرض كنم:

خواب در نظام فقه اسلامی (دلیل) و (حجت) محسوب نمی شود و نمی توان سخن کسی را به صرف این که خواب دیده است، پذیرفت. البته این دلالت بر بطلان یا نادرست بودن خواب و يا دروغگو بودن شخص،ندارد. ممکن است خواب درست و صحیح باشد، ولی در مقام اثبات، قابل اثبات نیست و تنها برای بیننده آن خواب، آن هم با حدود و ثغور خاص خود و بعد از تعبیر صحیح، قابل استناد در امور شخصی و غیر حقوقی است.

لذا در مورد سوال شما،هر چند كسي كه اين خواب را ديده است،به گفته شما انساني بزرگوار و اهل تقوي است،ولي در بيان خواب خود كاملاً صداقت دارند،ولي اين خواب ممكن است تعابير مختلف و متعددي داشته باشد،و اينگونه نيست كه با قاطعيت بگوييم خواب اين شخص و امثال ايشان حتماً درست است.حتی رؤیای پیامبران(ع) نیز که به اعتقاد برخی علمای شیعه همواره صادق بوده و الهام غیبی و بلکه هم‌پایه وحی قلمداد شده، از نظر علامه مجلسی برای انبیاء(ع) حجت‌آور نبوده و به ‌تنهایی علت افعال ایشان قرار نمی‌گرفته است.(1)

در رابطه با خواب و رؤيا بايد توجه داشته باشيم كه:

زمان خواب ديدن مثل سر شب يا وسط شب يا آخر شب يا بعد از نماز صبح فرق دارد. معمولاً خواب‏هاى صادقه نيمه‏ هاى شب مى ‏باشد و معمولاً خواب‏هاى بعد از نماز صبح قابل تعبير نيست، حتى فصل‏هاى سال هم در تعبيرخواب تأثير دارد؛ مثلاً فردى در پاييز ببيند كه درختان او ميوه كرده است، اين دلالت بر ضرر وى دارد و اگر هنگام بهار ببيند دلالت بر منفعت او دارد. حتى شخصى كه خواب مى‏بيند فرق دارد مثلاً اگر كاسب خواب ببيند كاسه شير مى‏ نوشد دلالت بر كسب مال دارد؛ ولى اگر دانشجو و طالب علم چنين خوابى ببيند، دلالت به تحصيل علم دارد و... .
به هر ترتيب تشخيص اين كه چه خوابى صادق است كار دشوارى است و اساسا تعبير نمودن خواب جنبه الهامى دارد و با صفاى باطنى به دست مى‏ آيد.

نکته آخر آن که خواب، به هر شکلي که باشد هيچ گونه الزام و تکليفي براي انسان درست نمي کند مگر خواب پيامبران که گاهي جنبه وحي دارد مثل خواب حضرت ابراهيم(ع) که در قرآن کريم آمده است (2).حضرت ابراهيم هم با اين قرينه كه سه شب متوالي همان يك موضوع را در خواب ديد،مطمئن شدند كه اين خواب از موارد رؤياي صادقه است.

بنابراين هر چند بيننده خواب شخصي متقي و با ايمان و راستگو باشد،دليلي بر درست بودن خوابش نمي شود،و اين خواب حجيّت ندارد.لازم است توجه داشته باشيم كه حجت نبودن خواب به معناي دروغ بودن آن خواب نيست.


پي نوشتها:

(1).بحارالانوار، ج۶۱، ص ۲۱۶ .

(2). آيات 102 تا 110 سوره صافات.

مقداد
۱۳۹۱/۰۴/۱۲, ۰۵:۴۳
شيطان و شهر قم

جمع بندی:

پرسش:

ماجراي شيطان و نامگذاري منطقه اي به اسم قم چيست؟ آیا آن مكان همان شهر مقدس قم است؟

پاسخ:

با عرض سلام و ادب
مطلبي كه شما بدان اشاره كرده ايد،روايت معروفي است كه در مورد فضيلت قم نقل شده است،ولي اينگونه نبوده است كه وجه تسميه شهر مقدس قم بخاطر اين روايت باشد،براي روشن شدن اين موضوع مطالبي خدمت شما عرض مي كنم:

اینکه شهر قم در گذشته چه نامی داشته و چگونه به این اسم معروف شده است، به خوبی معلوم نیست . آنچه از منابع تاریخی و تحقیقات برخی از محققان استفاده می شود، این است که این شهر در کلمات قدما به تعابیر مختلفی مانند: کُم، کومه، کمندان، کونیا، کوآما، و غیر اینها نام برده شده[1] و پس از فتوحات اسلامی یکی از کلمات (کومه) یا کمیندان با عروض تخفیف و تعریب به آن، به صورت قم در آمده است.[2]

به گفته یاقوت حَمَوی هنگامی که اعراب اشعری مذهب به این شهر آمدند ، هفت روستا ساختند که از همه بزرگ تر را کمیدان نام دادند . کمیدان کم کم تبدیل به « کُم » شد و در عربی آن را « قُم » گفتند .[3]

صاحب تاریخ قم به نقل از احمد بن محمد برقی (م274) می نویسد: زمین قم محل گردآمدن آب رودخانه ها و علف زار بود. چون در اصطلاح عرب به چنین محلّی قم گفته می شد، این محل به اسم قم معروف شده. او همچنین نقل کرده است که صحرانشینان برای آب و علف ین محل، در این سرزمین فرود می آمدند و خانه هایی که برای سکونت خود درست می کردند، کومه نامیده می شدند. این کلمه به تدریج تخفیف یافت و به صورت کُم در آمد، سپس به کلمه قم معرّب گردید و به این اسم معروف شد.[4]

در برخي منابع ديگر هم آمده است كه قم از کلمه کمیدان که یکی از بلوک های قدیم آن بوده، تخفیف یافته و به صورت کلمه قم درآمده و این همان قولی است که یاقوت حموی در این باره نقل کرده است.[5]

البته در رویات اسلامی آمده: پیامبر اسلام به هنگام عروج به آسمان ها ابلیس را مشاهده کرد که در این سرزمین نشسته و دستانش را تا مرفق بر زانوها انداخته است. وقتی جبرئیل او را معرفی کرد، پیامبر اسلام خطاب به او فرمود: «قم؛ (یعنی برخیز)، ای ملعون!...»[6] از مضمون روایت مزبور بر می آید که ابلیس از این سرزمین رانده شده و این شهر جزء بلاد امن الهی قرار گرفته است.

روایت دیگر از ابو مُقاتِل دَیلَمی نَقیبُ الرَّیّ است که می گوید : « شنیدم که ابا الحسن علی بن محمد امام هادی (ع) فرمود : قم را از برای آن قم نامیدند ، چون سرزمینی است که از طوفان نوح (ع) محفوظ بود و در روزگار طوفان ، کشتی نوح به این سرزمین که رسید ایستاد و قم قطعه ای از بیت المقدّس است . »(7)

ولی صَفْوان بَصَری از امام صادق (ع) به گونه دیگر نقل می کند :

« امام (ع) به من فرمود آیا می دانی چرا قم را قم نامیدند ؟ در پاسخ گفتم : خدا و رسول او و شما بهتر می دانید . امام (ع) فرمود : همانا قم را این نام نهادند زیرا اهل قم با حضرت قائم آل محمد می باشند و با آن حضرت قیام می کنند و بر آن استقامت دارند و حضرت را یاری خواهند کرد . » (8 )

این گونه روایات هم سبب اشتهار کلمه قم برای این شهر در بین مسلمانان شده است،نه اينكه وجه تسميه ناميدن اين شهر به قم،به دليل اين روايات بوده باشد.

به هر حال، سبب تسمیه این شهر هر چه که باشد، در زبان روایات به ویژه روایات منقول از امام صادق(ع)، ین شهر با همین نام ذکر شده است و ساکنان آن مورد توجه قرار گرفته اند و مراد از قم در روايت مربوط به شيطان هم همين شهر مقدس قم مي باشد.

مقداد
۱۳۹۱/۰۴/۱۲, ۰۵:۴۶
پرسش:

یکی از علمای بزرگوار حضرت زهرا(س) را در خواب دیده است که می فرمود همه مردم آذربایجان فرزندان من هستند،و من این سرزمین را از بلایا حفظ می کنم،حال آنکه چندین بار شاهد سیل و زلزله در این منطقه بودیم.حال وقوع این وقایع با توجه به آن خواب چگونه توجیه می شود؟

پاسخ:

با عرض سلام و ادب
در رابطه با خواب و حجيت آن بايد عرض كنم:

خواب در نظام فقه اسلامی (دلیل) و (حجت) محسوب نمی شود و نمی توان سخن کسی را به صرف این که خواب دیده است، پذیرفت. البته این دلالت بر بطلان یا نادرست بودن خواب و يا دروغگو بودن شخص ندارد. ممکن است خواب درست و صحیح باشد، ولی در مقام اثبات، قابل اثبات نیست و تنها برای بیننده آن خواب، آن هم با حدود و ثغور خاص خود و بعد از تعبیر صحیح، قابل استناد در امور شخصی و غیر حقوقی است.

لذا در مورد سوال شما،هر چند كسي كه اين خواب را ديده است،به گفته شما انساني بزرگوار و اهل تقوي است،و در بيان خواب خود كاملاً صداقت دارند،ولي اين خواب ممكن است تعابير مختلف و متعددي داشته باشد،و اينگونه نيست كه با قاطعيت بگوييم خواب اين شخص و امثال ايشان حتماً درست است.حتی رؤیای پیامبران(ع) نیز که به اعتقاد برخی علمای شیعه همواره صادق بوده و الهام غیبی و بلکه هم‌پایه وحی قلمداد شده، از نظر علامه مجلسی برای انبیاء(ع) حجت‌آور نبوده و به ‌تنهایی علت افعال ایشان قرار نمی‌گرفته است.(9)

در رابطه با خواب و رؤيا بايد توجه داشته باشيم كه:

زمان خواب ديدن مثل سر شب يا وسط شب يا آخر شب يا بعد از نماز صبح فرق دارد. معمولاً خواب‏هاى صادقه نيمه‏ هاى شب مى ‏باشد و معمولاً خواب‏هاى بعد از نماز صبح قابل تعبير نيست، حتى فصل‏هاى سال هم در تعبيرخواب تأثير دارد؛ مثلاً فردى در پاييز ببيند كه درختان او ميوه كرده است، اين دلالت بر ضرر وى دارد و اگر هنگام بهار ببيند دلالت بر منفعت او دارد. حتى شخصى كه خواب مى ‏بيند فرق دارد مثلاً اگر كاسب خواب ببيند كاسه شير مى‏ نوشد دلالت بر كسب مال دارد؛ ولى اگر دانشجو و طالب علم چنين خوابى ببيند، دلالت به تحصيل علم دارد و... .
به هر ترتيب تشخيص اين كه چه خوابى صادق است كار دشوارى است و اساسا تعبير نمودن خواب جنبه الهامى دارد و با صفاى باطنى به دست مى‏ آيد.

نکته آخر آن که خواب، به هر شکلي که باشد هيچ گونه الزام و تکليفي براي انسان درست نمي کند مگر خواب پيامبران که گاهي جنبه وحي دارد مثل خواب حضرت ابراهيم(ع) که در قرآن کريم آمده است (10).حضرت ابراهيم هم با اين قرينه كه سه شب متوالي همان يك موضوع را در خواب ديد،مطمئن شدند كه اين خواب از موارد رؤياي صادقه است.

بنابراين هر چند بيننده خواب شخصي متقي و با ايمان و راستگو باشد،دليلي بر درست بودن خوابش نمي شود،و اين خواب حجيّت ندارد.لازم است توجه داشته باشيم كه حجت نبودن خواب به معناي دروغ بودن آن خواب نيست.

پي نوشتها:

[1] . لسان العجم، ص256؛ معجم البلدان، ج4، ص274؛ جغرافیی تاریخی قم، ص89.

[2] . تاریخ قدیم قم، حسن بن محمد، فصل اول، ص40، 25 و 42.

[3] . تاریخ و جغرافیای قم . غلامحسین ادیب کرمانی « افضل الملک » . صفحه 74

[4] تاریخ قم، ناصر الشریعة، ص25.

[5] . معجم البلدان، ج4، ص274و 397.

[6] . تاریخ قدیم قم، ص27؛ تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص17.

[7]. پژوهش در نام شهرهای ایران . صفحه 487.

[8]. بحارالانوار،ج60،ص216.

[9]. بحارالانوار، ج۶۱، ص ۲۱۶ .

[10]. آيات 102 تا 110 سوره صافات.