PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ▲٭ỗ٭▲صبحی درخشنده تراز آفتاب{ ویژه نامه روز پر افتخار مباهله}▲٭ỗ٭▲



║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۵:۴۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27238644988379685625.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66031970058093158059.gif
▲٭ỗ٭▲صبحی درخشنده تراز آفتاب▲٭ỗ٭▲
{ ویژه نامه روز پر افتخار مباهله}
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66031970058093158059.gif
http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/mobahele.ask91.swf
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66031970058093158059.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۵:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28579670598118144645.gif

در هاله ‏ای از نور، آرام آرام پیش می ‏آمدند
و زمین زیر پایشان از تواضع، مثل حریر نرم می‏شد.

عده ‏ای سایه نشین، که همیشه در تاریکی به سر برده بودند،
گویی قصد مقابله با نور دارند؛ با صلیب‏های به ظاهر آراسته،

با ناآرامیِ تمام و با گیسوان چلیپایی، بازی می‏کردند
و تمام ذهنشان سرشار از شکّ بود؛ شکّ به آن‏چه در دست و دلشان بود.

امّا آنان که در هاله‏ ای از نور پیش می‏آمدند، تبلور وجودشان
مثل آب زلال و صداقت حضورشان، مثل خورشید، آشکار بود.

هستی، چنان غرق تماشایشان بود که انگار خداوند،
بهشت را به معرض تماشا گذاشته است.

تواضع خورشید در آسمان و کُرنش خاک در زمین نشان می‏داد
که آن «پنج تن»، آیینه ‏ی جمال الهی ‏اند؛

برگزیدگان راستین خداوند در زمین.
و عنایت الهی، آنان را زیر چتری از حمایت گرفته است.

عطر «کسای» حقیقت از وجودشان می‏تراوید
و نگاهشان آکنده از تبسّم مِهربانی بود.

پنج تن، پنج کهکشان و پنج اقیانوس که وجودشان
نشانه‏ ی عظمت الهی و سر چشمه‏ی زلال معرفت است.

چه کسی می‏تواند به انکار برخیزد؛ وقتی که آدم علیه‏ السلام بگوید:
اِلهی یا حَمیدُ بِحَقّ مُحَمّدٍ صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم ...؟

وقتی که نوح بگوید: ...،
وقتی ابراهیم و موسی و عیسی بگوید: ...
چه کسی می‏تواند انکار کند!

محمّد صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم یعنی: قرآن،
یعنی: لَوْلاک لَما خَلَقتُ الْاَفْلاک؛

علی علیه ‏السلام و فاطمه علیهاالسلام ،
حسن علیه ‏السلام و حسین علیه‏ السلام یعنی:
محمد صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم ،یعنی:
اِنَما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجسَ اَهْلَ البَیْتِ و یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28329461902388031220.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۵:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31288022362981007640.gif

چه کسی می‏تواند سخاوت خورشید، شرافت ماه،
صداقت آب، کرامتِ درخت و نجابت گل را نادیده بگیرد.؟!

رنگ از رخسار «ابو حارثه» و نصارای نجران پریده بود
و لرزش دست‏هایشان، نشان از ضعف و پشیمانی داشت.

نجوایی در ضمیر ناخودآگاه ابو حارثه جریان گرفت
او که عطر پیامبران دارد، او که مثل پیامبران می‏ نشیند،

او که آسمان و زمین می‏ ستایندش.
از آن لحظه که دست‏هایش بوی قنوت بگیرند،
توفان خشم الهی، همه‏ ی دشت‏ها و کوه‏ها را متلاشی خواهد کرد.

از جا می‏ خیزد و سر بر آستانِ کبریایی
پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم می‏گذارد:

ای ستوده ‏ترین خلقت الهی،
ی آسمانی ‏ترین آیینه‏ ی خلقت و ای حقیقت محض!
رضای ما، در رضایت تو است
و رشته ‏ی جان ما در دست‏های آسمانی‏ات.

در دایره‏ ی قسمت، ما نقطه ‏ی تسلیمیم
لطف، آنچه تو اندیشی، حکم، آنچه تو فرمایی
سید علی اصغر موسوی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95698963465385499659.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۵:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23033865325982448126.gif

امروز هم مباهله است و طلوع حق
جنگي ميان آدم مخلوق از علق

قومي گرفته سمت يمين و پر از يقين
قومي گرفته سمت شمال و ز جنس كين

قومي صداي رهبر خود را شنيده اند
پا از گليم بازي دنيا بريده اند

قومي رسول خويش به ذلت كشيده اند
پيراهن برادر خود را دريده اند

هان اي امام امت و رمز نجات ما
اقرأ نداي رحمت و بنما صراط ما

اقرأ كه پايه هاي يقين گردد استوار
آرام و مطمئن شود اين قلب بي قرار

اقرأ دوباره آيه سرخ مباهله
پايان پذيرد اين ستم و اين مجادله

اقرأ كه گوشها عطشي بينهايت اند
دل هاي ما هميشه به سوي ولايت اند

اقرأ كه سخت ناشنوا گشته گوششان
خاموش گشته شعله به فانوس هوششان

اقرأ كه خسته گشته دگر چشم انتظار
در آرزوي ديدن گرد سم سوار


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02638021039920772806.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۶:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64908102129450066439.gif





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38415318765866804645.gifمباهله، تابش پنچ خورشیدعالم افروز درصبحی به جاودانگی تاریخ ╫●*●╬(ویژه نامه سال 90)
(http://www.askquran.ir%2Fthread29250.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38415318765866804645.gifمباهله روز اثبات حقانيت اسلام ومعرفي اهل بيت رسول الله(ص) (http://www.askquran.ir/thread24519.html)(ویژه نامه سال 89)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38415318765866804645.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread25386.html#post186850)نگاهی به جایگاه فاطمه زهرا علیهاالسلام در آیه مباهله از نظرگاه اهل سنّت (http://www.askquran.ir/thread34284.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38415318765866804645.gifمباهله اثبات حقانیت پیامبرو آل پیامبر صلوات الله علیهم (http://www.askquran.ir/thread29256.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38415318765866804645.gifبررسی تاریخی آیه مباهله و بازتاب‌های آن (http://www.askquran.ir/thread29258.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38415318765866804645.gifمباهله پیامبر (ص) جلوگاه حقانیت اسلام (http://www.askquran.ir/thread29255.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38415318765866804645.gifآیه مباهله، سند افتخار شیعه (http://www.askquran.ir/thread29257.html)






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42023168029550054759.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۶:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47609828256747833313.gif


اعمال ویژه روز مباهله




اعمال و دعای روز مباهله

روز بیست و چهارم روزی است که مُباهَلَه کرد رسول خدا صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَاله با نصارای نجران و پیش از آنکه خواست مُباهله کند عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت امیرالمؤ منین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت پروردگارا هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او خداوندا اینها اهل بیت منند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک کردنی پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شاءن ایشان آورد پس حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله آن چهار بزرگوار را بیرون برد از برای مباهله چون نگاه نصاری بر ایشان افتاد و حقّیت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده کردند جُراءَت مُباهله ننمودند واستدعای مصالحه و قبول جزیه نمودند و در این روز نیز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در حال رکوع انگشتری خود را به سائل داد و آیه اِنَّما وَلِیکُمُ اللّهُ در شانش نازل شد.

در کل این روز روز شریفی است و در آن چند عمل وارد است:

اوّل: غسل

دوّم: روزه

سوّم: دو رکعت نماز و آن مثل روز عید غدیر است (دو ركعت است؛ در هر ركعت، یك مرتبه حمد و ده مرتبه توحید، ده مرتبه آیة الكرسى و ده مرتبه قدر خوانده مى شود و بهتر است پیش از اذان ظهر خوانده شود.)

چهارم: خواندن دعای مباهله که شبیه به دعای سحرهای ماه رمضان است و شیخ و سید هر دو نقل کرده اند لکن مابین روایات آن دو بزرگوار اختلاف کثیر است لکن روایت شیخ از طریق امام صادق همانند دعای سحر ماه مبارک رمضان است.

اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاء...
روایت شده است بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار کند.

شایسته است در این روز تصدّق بر فقراء به جهت تَاءسّی به مولای متقیان امیر المؤ منین علیه السلام و زیارت کردن آن حضرت و بهتر است زیارت جامعه خوانده شود.

روز بیست و پنجم ماه ذی الحجه نیز روز شریفی است و روزی است که هَل اَتی در حقّ اهل بیت نازل شده به جهت آنکه سه روز روزه گرفتند و افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و به آب افطار نمودند و شایسته است که شیعیان اهل بیت عَلیهمُ السلام در این ایام خصوص در شب بیست و پنجم تاءسّی به موالی خود نمایند در تصدّق به مساکین و ایتام و سعی در اطعام ایشان و این روز را روزه بدارند و چون بعض علماء این روز را روز مباهله می دانند مناسب است زیارت جامعه و دعاء مباهله را نیز در این روز بخوانند.

پایگاه اطلاع رسانی غدیر



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17793674120193921208.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۹:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16401546429905101720.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16401546429905101720.gif)



درس‌هایی که از واقعه مباهله می‌گیریم:
1. از آن‌جا که مباهله، به‌عنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بی‌اثر
.2. پیشنهاد مباهله را کسی می‌دهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.
3. آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می‌کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.
4. مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی علیه‌السلام، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.
5. زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).
6. در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه‌ها و شخصیت‌هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله‌کننده پنج نفر بیش‌تر نبودند).
7. علی بن ابی‌طالب، جانِ رسول خداست. (انفسنا)
8. استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.
9. آخرین برگ برنده مؤمن واقعی، دعاست.
10. استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.
11. اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب‌نشینی می‌کند.
12. قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می‌توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم‌گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ‌اند.

تهیه و تنظیم برای تبیان: حسین عسگری



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75346536788291657529.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۹:۴۹
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/26819070998778864238.jpg

همراه با چهار دلیل محکم


فَمَنْ حَاجَّکَ‌ فِیهِ مِن بَعْدِ مَاجَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أبْنَاءَنـَا وَأبْنَآءَکُمْ وَنِسَاءَنـَا وَنِسَاءَکُمْ وَأنفُسَنَا وَأنفُسَکُمْ ثُمَّ نـَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکَذبِینَ

پس هرکه در این[باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده، با تو محاجّه کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فراخوانیم؛‌ سپس مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

نور تو را نمی‌دیدند و حقیقت را درک نمی‌کردند که تو را به مبارزه می‌طلبیدند.

باورشان نبود که زمین ارزش خود را مدیون شما است و عرشیان، خاک پایتان را سرمه چشم می‌کنند.

نمی‌دانستند که دیره در مقابل گلدسته‌های عرش نمی‌توانند قد علم کنند و بر خود ببالند!

نمی‌پنداشتند که غرور پوشالی آنها در مباهله توان مقابله شانه‌های عزت و سرافرازی آل عب را ندارد و فرو خواهد ریخت!

یقین نداشتند که آفرینش با شما حرکت می‌کند و هستی به دنبالتان می‌آید تا به گام‌هایتان برسد.

نمی‌دانستند که صدای دل نشین قدوم شما،‌ عطر خوش کاینات را در گستره‌ی افلاک می‌افشاند...

نمی‌دانستند...

و تو می‌آیی ساده و بی پیرایه با جانت، نفست و با تمام زندگی‌ات.

می‌آیی تا حقانیت خویش را اثبات کنی و حقانیت دینت را!

می‌آیی با نگاهی که هیچ کهکشان نمی‌تواند در برابر آن تاب بیاورد و تسلیم آن می‌شود.

و آنان که با تو بودند؛ چهار دلیل محکم برای فرو نشستن توفان جهل و سیاهی: ...
إنّمَا یُرِیدُاللهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیر؛ خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.

تو باید می‌آمدی با چشمان معصوم حسین علیه‌السلام و نگاه پر معنای فاطمه علیهاالسلام، با آرامش علی علیه‌السلام و سکوت صبور حسن علیه‌السلام تا عطر یقینتان در همه جا بپیچد و پرده های تردید از دیدگان بی‌خبر نجرانیان کنار رود.

آنان باید ایمان راسخ در چشمانتان را می‌دیدند تا بدانند هیچ هیمنه‌ای پاسخ این همه جلال را نخواهد داد و هیچ کوهی، هرچه عظیم، هیبت گام‌های مهربان، اما محکم شما پنج گنج را تاب نخواهد آورد!

باید می‌آمدی استوار با آرامشی آسمانی، سرشار از عطر رضوان تا عاقب دریابد که یارای مواجهه با معجزات علوی علی علیه‌السلام را ندارد و ابوحارثه ناتوان از مباهله و مقابله با تو که سرور کایناتی و اشرف مخلوقات.

باید می‌آمدی با استدلالی زلال؛ همچو آب و برهانی عطوف همچو نسیم تا نجرانیان دریابند نفرین شما باران بی وقفه‌ای است که دنیا را همچو توفان نوح، غرق خواهد کرد، تا زبان ادّعایشان بسته شود و دست‌های عهد بسته‌شان، شکسته.

دریابند که اگر مخلوقات عالم با تو هم ندا گردند، و دست‌های ملائک در دستان دعای علی علیه‌السلام گره بخورند،

اگر قطره اشکی از چشمان فاطمه علیهاالسلام بر بیابان تشنه نفرین بچکد و عمامه سبز حسن علیه‌السلام برای اجابت باز شود و آه حسین علیه‌السلام از نهادش برآید؛

به یقین، دنیا تاب نخواهد آورد نفرینتان را و گریزی نیست جز تسلیم در برابر اسلام.

و باید حقانیت این جمع الهی را پذیرفت و شکست شانه‌های خاک گرفته را قبول کرد؛ چرا که خود می‌دانستند اگر تو با اهلت می‌آمدی؛ یعنی بر حق بودی و به طریق حق.

تهیه و تنظیم برای تبیان: حسین عسگری






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12760651069286098993.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۰۹:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11512932948571695448.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11512932948571695448.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62392418365766748606.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62392418365766748606.gif)
حقیقت ناب

مباهله، داستان حقیقتِ نابی است به نام «اسلام».
زمین و زمان، چشم به عظمتشان دوخته است و
مبهوت بزرگی جان‌هایی است که هستی از ادراک آن ناتوان است.
نمی‌دانیم معنای ایمانِ خالصِ این خاندان چیست که

خدا به سبب عظمت ایمانشان، دعوت به مباهله می‌کند.
عالمان مسیحی هم درمانده‌اند؛ تنها تکاپوی غریبی در
عالم می‌بینند که آماده‌اند هر لحظه که اشاره نمایند، استجابت کنند.
چشم‌ها تنها ارواح پاکی را می‌بینند که جسم خاکی بر زمین دارند

و خیال می‌کنند این مرد یعنی محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، و آن یکی یعنی علی علیه‌السلام،

و آنها هم فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیه‌السلام!
اما چه کسی جز خدا بر حقیقت وجود و ظرفیت ارواحشان آگاه است؟
این خاندان پاک، تا کجای تقرب الهی پیش رفته‌اند که خدا به دعای آنها،

آزمون بندگی بر پا می‌کند و حقیقت کفر و ایمان را عیان می‌سازد؟!
آیه مباهله را مرور کن و بار دیگر ردّ نشانه‌ها را بگیر.
بر واژه «انفسنا» چشم بدوز و با خود بگو: «علی جان پیامبر است یعنی چه؟»
چه کسی می‌تواند به منزله جان رسول خدا باشد؟
جز این است که باید تمام ارکان وجودش و تمام ذرات هستی‌اش، با پیامبر یکی شده باشد؟!
در این میان، تنها خطِ فاصلِ میان‌شان نبوت محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله و ولایت علی علیه‌السلام است.
علی علیه‌السلام، محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله است، منهای نبوت و این یعنای بزرگ‌ترین شرف علی علیه‌السلام که نمی‌شود از آن چشم فرو بست!

به قلم: فاطره ذبیح‌زاده
تنظیم: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62392418365766748606.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62392418365766748606.gif)

گلپر
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۱۴:۳۷
مباهله یعنی چه؟ آیا در زمان حاضر نیز میشود با مخالفان اسلام مباهله کرد؟


مباهله در لغت عرب به معنی درخواست عذاب بر مخالف در اعتقاد است و برای اولین بار پیامبر آماده شد تا با سران مسیحی منطقه نجران به مباهله برخیزد و حتی دست حسن و حسین را گرفت و با دختر و داماد خود در گوشه بیابان حاضر شد، و منتظر آن گشت که سران مسیحی نجران از اسقف و کشیش برای مباهله حاضر شوند ولی آنان با مشاهده آیات صدق پیامبر عقب نشینی کردند و پرداخت جزیه را بر مباهله برگزیدند.
این معجزه یعنی مباهله برای اثبات صدق دعوی در قلمرو و عقائد باقی و پایدار است و هم اکنون نیز این دعوت باقی است و لازم است به سمع مخالفان اسلام برسد. آنان از هر فرقه و گروهی باشند اگر به خدا ایمان دارند، در سرزمین دور از اجتماع آماده مباهله باشند و طرفین بر علیه یکدیگر از خدا عذاب بطلبد، آنگاه ببینند عذاب خدا فرود میآید یا نه و اگر فرود میآید کدام یک از دو طرف را طعمه خود قرار میدهد؟
مرحوم علامه طباطبائی در مورد مباهله چنین میگوید:
هر فرد با ایمان با تأسی به نخستین پیشوای اسلام میتواند در راه اثبات حقیقتی از حقائق اسلام با مخالف خود به مباهله بپردازد و از خداوند برای او درخواست عذاب کند.
و هر فردی از مسیحیان و کلیمیان که بخواهند این معجزه الهی را از نزدیک مشاهده کنند. میتوانند با فردی از افراد با ایمان اسلام در مورد حقانیت اسلام به مباهله بر خیزند و نتیجه آن را با دیدگان خود مشاهده نمایند.
امام صادق (ع) به یاران خود همین دستور را میداد که مخالفان را به مباهله دعوت کنند یکی از یاران آن حضرت به نام ابو مسروق به حضرتش گفت: من با مخالفان با آیه «وَاُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ» نساء/59. بر فضیلت و پیشوائی شما استدلال میکنم آنان میگویند این آیه مربوط به فرماندهان سپاه است و وقتی با آیه «اِنَّما وَلِیُّکُم اللهُ وَرَسُولُهُ...» مائده/55. بر امامت علی(ع) احتجاج میکنم میگویند: این آیه مربوط به افراد با ایمان است نه شخص خاصی و هر موقع با آیه «اِلّا المَوَدَّةَ فِی القُرْبی» شوری/23. استدلال میکنم، مخالفان میگویند: این آیه مربوط به تمام بستگان پیامبر است.
امام صادق (ع) در پاسخ سائل فرمود: در چنین صورت آنان را به مباهله دعوت کن آنگاه نحوه مباهله را بیان کرد و فرمود: چیزی نمیگذرد مگر اینکه آثار مباهله ( نزول عذاب) را مشاهده میکنی. (کافی، 2/ کتاب دعا، باب مباهله).

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۱۵:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28579670598118144645.gif





ترجمه منظوم ایه مباهله











به دستــــور پــــروردگــــار جـــــــــلال


بود خـــــلقت عیسی انــــدر مثـــــال




چــــــو آدم که او را زخــــــــاک آفریــد


که چون گفت شو، ناگهان شد پدید




پس از این هر آن کس که ورزد جلال


کـــه در بـاب عیسی بود آن مقـــــال




کنـون چون به وحـــــــی یگانــــه خدا


شـــدی آگه از حــالش ای مصطفـــی




بـــــگو پس بیـــایند تا ایــــن زمـــــان


همــــــه گـــــرد آییم دریــــک مـــــکان




به همــــراه انفــــاس و اطفــــال و زن


تبـــــاهــل نمــــاییـم ای انـجمـــــــن




نمـــــــاییـم نفـــــــرین بر یــکدیـــــــگر


بـــه درگـــاه پروردگـــار بشــــر




کـه ناراست گــــو را به خشــــم خــدا


نمـــاییم با این عمــــل مبتــــلا











http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75346536788291657529.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۲۲:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42023168029550054759.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50462471156549363913.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50462471156549363913.jpg)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42023168029550054759.gif


مثل سحرگاهان پرندین بهار، سرشار از عطر رضوان، پیش روی نگاه‏ها طلوع می‏کردند؛ می‏آمدند، با آرامشی آسمانی، تا تردید «کویر» را رنگ باور ببخشند و عظمت «بهار» را به حافظه‏ها بسپارند!
می‏آمدند؛ امّا از سمتی که به خدا، خیلی نزدیک بود و این را درخشش جبینشان نشان می‏داد که در هاله‏ای از انوار ملایم ربّانی بود!
می‏آمدند، از سمت بهار، با منطق لطافت؛
مثل باران! با استدلال زلالی؛ مثل آب! با برهان عطوفت؛ مثل نسیم! با رسالت شکوفایی؛
مثل گل! با صداقت محبت؛ مثل آسمان! می‏آمدند، تا در آیینه روزگار؛ مثل بهار؛ زیبایی، عشق، و شکوه شکوفایی آنان را، ناباوران به چشم خود تماشا کنند!
آسمان به خرامیدن نجیبشان می‏نازید و فرشتگان از خاک پایشان؛ سُرمه به «تبرّک» می‏بردند! شگفتا! شگفتا که خزان برای مقابله و «مباهله» با بهار، نازیبایی‏های پوسیده خود را آراسته بود و می‏پنداشت که زرق و برق «صلیب»هایش، معجزه خواهد کرد! می‏پنداشت که دست‏های لرزان «ابوحارثه» را توان مباهله و مقابله با «سرور کاینات و اشرفف مخلوقات،
محمّد مصطفی صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله خواهد بود!
می‏پنداشت که «عاقب» را یارای مواجههِ با معجزات علوی مولا امیر مؤمنان هست!
می‏پنداشت که خداوند «جلّ جلاله»، «عبد المسیح» را بر میوه‏های دل «زهرا علیهاالسلام » ترجیح خواهد داد!
حاشا که خداوند برگزیدگان خویش را، معصومان «آل کساء علیه‏السلام » را تنها بگذارد! حاشا که خداوند به انتشار انوار خویش نپردازد! آن هم انوار جاودانه وجه اللهی! آن هم انوار «آل عبا»!
آری! هیبت بهار، آیینه خودنمایی خزان‏زدگان را فرو شکست و ترس و پریشانی، سراسر وجود کویری‏شان را فرا گرفت!
آری اوست «جلّ جلاله» که گردن‏کشان را با شمشیر مولا علیه‏السلام ، جاهلان را با صبر پیامبر صلی‏الله ‏علیه‏ و‏آله ، و خودبینان متحجّر را با انوار آل عبا، ادب می‏آموزد تا راه به مکتب معرفت بیابند! چگونه می‏تواند خداوند (عزّ و جلّ) کسانی را فرو گذارد که خود درباره آن‏ها فرموده است: إِنَّما یُریدُ اللّه لِیُذْهِبَ عَنْکُم الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْت وَ یُطَهِّرَکُم تَطْهیرا؟! (احزاب: ۳۳)
چگونه می‏تواند کسانی را که شرافت نبوّت و امامت عنایت کرده است، در خطرات تنها گذارد و عظمتشان را به دیگران ننمایاند؟!
«نصارایِ» خودخواه «نجران» که خزان‏زدگی، وجودشان را گرفته بود، چنان جذب وجود بهاریِ «آل اللّه» شده بودند که راهی جز تواضع و ادب، در برابر انوار الهی نداشتند!
پس با تواضع و ادبِ تمام، تسلیم رضای پیامبر می‏شدند!
تسلیم سروری که حکمش بر تمام موجودات عالم: از نباتات و جمادات و... ، جاری بوده و هست! و اوصیای معصومینش علیه‏السلام حُجج خداوند در آسمان و زمینند.
عطوفت و صبر مصطفوی پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله و پرهیز از نفرین به آنان، صلابت بهارانه و رحمت کریمانه اهل بیت علیهم‏السلام را به آن گروه خودخواه نصاری، نشان داد و از رفتارشان پشیمان ساخت و سبب «هدایت» عده‏ای از آنان به جاده سبز «سعادت» شد!
سید علی‏ اصغر موسوی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42023168029550054759.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۲۲:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23501141580622904837.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23501141580622904837.gif)


مباهله؛ جلوه اي از حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در عرصه سياست

" نجران" بخش با صفايي با هفتاد دهكده تابع خود، در نقطه مرزي حجاز و يمن قرار گرفته است.
در آغاز طلوع اسلام، اين نقطه تنها منطقه مسيحي نشين حجاز بود. پيامبراسلام(ص) در سال هاي اول رسالت خود، با سران كشورهاي جهان مكاتبه كرد و بدين وسيله آنها را به دين مبين اسلام دعوت نمود. در اين بين نامه اي نيز به اسقف نجران نوشت و طي آن مسيحيان نجران را به آئين اسلام دعوت نمود.
« به نام خداي ابراهيم، اسحاق و يعقوب. اين نامه اي است از محمد پيامبرخدا به اسقف نجران.
خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب را حمد و ستايش مي كنم و شما را از پرستش بندگان، به پرستش خدا دعوت مي نمايم.
شما را دعوت مي كنم كه از ولايت بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند وارد آييد، اگر دعوت مرا نپذيرفتيد(لااقل) بايد به حكومت اسلامي ماليات(جزيه) بپردازيد و در غير اين صورت به شما اعلام خطر مي شود.»
نمايندگان پيامبراكرم، نامه ايشان را به اسقف مسيحيان نجران رساندند. وي پس از خواندن نامه، شورايي مركب از شخصيت هاي مذهبي و غيرمذهبي تشكيل داد كه وارد مدينه شوند و از نزديك با پيامبر صلي الله عليه و آله ديدار كنند و دلايل نبوت ايشان را مورد بررسي قرار دهند.
ديدار نمايندگان نجران با پيامبراكرم(ص)
نمايندگان نجران پس از ديدار با پيامبر با ايشان به مباحثه و تبادل نظرات و افكار پرداختند و در مورد حضرت مسيح و حضرت مريم و خدا به گفتگو نشستند، كه در نهايت آنان به پيامبر(ص) گفتند: گفتگوهاي شما ما را قانع نمي كند. در اين هنگام حضرت جبرئيل نازل گرديد، و آيه مباهله را آورد و پيامبر را مأمور كرد تا با كساني كه با او مجادله مي كنند و حق را نمي پذيرند به مباهله برخيزد.
فرمان الهي از اين قرار بود
:" فمن حاجك فيه من بعد ما جاء ك من العلم فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناء كم و نساء نا و نساء كم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين."( آل عمران/61)
هرگاه بعد از علم و دانشي كه(درباره مسيح) به تو رسيده،(باز) كساني با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو:« بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛
آنگاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»
نمايندگان نجران از پيامبر وقت خواستند و قرار شد فرداي آن روز به مباهله بروند.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88723086950592885007.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۲۲:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44787645289442975737.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44787645289442975737.gif)



رسول اكرم با چه كساني به مباهله مي رود؟
وقت مباهله فرا رسيد. قبلاً پيامبر و نمايندگان نجران، توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه اي خارج از شهر مدينه، در دامنه صحرا انجام بگيرد.
اسقف مسيحي به نمايندگان نجران گفته بود در مراسم مباهله نگاه كنيد، اگر محمد با فرزندان و خانواده اش براي مباهله آمد، از مباهله با او بترسيد و اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد، زيرا چيزي در بساط ندارد. پيامبراكرم(ص) به همراه حضرت علي، امام حسن و امام حسين و حضرت فاطمه عليهم السلام به سمت صحرا رفت.
از آن سو نمايندگان نجران در حالي كه اسقف آنها پيشاپيش حركت مي كرد به محل رسيدند. وقتي پيامبر را ديد، از همراهان ايشان پرسيد، كه به او گفتند: اين پسرعمو و داماد او و محبوبترين خلق خدا نزد او است و اين دو پسر، فرزندان دختر او از علي عليه السلام هستند و آن بانوي جوان، دخترش فاطمه عليها السلام است كه عزيزترين مردم نزد او، و نزديك ترين افراد به قلب او است. به اسقف گفته شد كه براي مباهله قدم پيش گذار.
اسقف گفت: نه، من مردي را مي بينم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام مي كند و مي ترسم راستگو باشد.
من چهره هايي را مي بينم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهي بخواهند كه بزرگترين كوهها را از جاي بركند، فوراً اينطور خواهد شد. بنابراين، هرگز صحيح نيست ما با اين افراد مباهله نماييم. زيرا بعيد نيست كه همه ما نابود شويم، و ممكن است دامنه عذاب گسترش پيدا كند، و همه مسيحيان جهان را بگيرد و در روي زمين حتي يك مسيحي باقي نماند.
نمايندگان نجران وقتي كه ديدند پيامبراكرم(ص) نزديكان و عزيزان خود را براي مباهله به همراه آورده است، دريافتند كه رسول الله(ص) به دعوت و دعاي خود اعتقاد راسخ دارد، والا يك فرد مردد، عزيزان خود را در معرض بلاي آسماني و عذاب الهي قرار نمي دهد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55032932919596733834.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25376560252108947022.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۲۲:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11512932948571695448.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11512932948571695448.gif)



انصراف از مباهله
هيات نمايندگي نجران با ديدن وضع ياد شده، وارد شور شده و به اتفاق آراء تصويب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند، آنان حاضر شدند كه هر سال مبلغي به عنوان "جزيه" ( ماليات سالانه) بپردازند و در برابر آن، حكومت اسلامي از جان و مال آنان دفاع كند.
پيامبراكرم(ص) نيز رضايت خود را اعلام نمود و قضيه مباهله به اتمام رسيد.
سپس پيامبراكرم(ص) فرمود: عذاب، سايه شوم خود را بر سر نمايندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از در ملاعنه و مباهله وارد مي شدند، صورت انساني خود را از دست داده، و در آتشي كه در بيابان برافروخته مي شد، مي سوختند و دامنه عذاب به سرزمين نجران نيز كشيده مي شد.
عظمت حضرت زهرا عليهاالسلام
درعربستان پيش از اسلام، زن هيچ جايگاهي نداشت.
زن به عنوان كنيزي كه در خدمت مرد قرار مي گرفت تا كارهاي خانه اش را انجام دهد، ايفاي وظيفه مي نمود.
او در مسائل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و غيره حق دخالت و اظهارنظر نداشت.
در چنين شرايطي بود كه اسلام ظهور نمود، ديگر به جنس انسان اهميتي نمي داد بلكه انسانيت وي حائز اهميت بود. زنان صاحب حق و حقوقي شدند و ديگر كمتر مورد ظلم قرار مي گرفتند. در چنين شرايطي كه دختران زنده به گور مي شدند و براي زنان در جامعه هيچ شخصيتي قائل نبودند.
حضرت زهرا عليهاالسلام پا به عرصه هستي نهاد و همگان از كارهاي پيامبر(ص) نسبت به ايشان تعجب مي نمودند. پيامبراكرم با آن مقام مادي و معنوي، خم شده و دستان دختر خود را مي بوسيد و به او احترام ويژه مي گذاشت.
البته خيلي ها به اشتباه تصور مي كنند كه ارزش حضرت به خاطر اين بوده است كه ايشان دختر نبوت، همسر ولايت و مادر امامت بوده اند.
حال آنكه بايد در نظر داشت كه ايشان شايستگي و ارزش آن را داشته كه در اين مسندها جاي گرفته است.
با بررسي تاريخ روز مباهله پي مي بريم كه خود حضرت زهرا(س) آن قابليت را داشته و از مقام والاي معنوي برخوردار بودند كه به همراه پيامبر(ص) به مباهله مي روند. چرا كه در درگاه الهي قرب داشته و دعا يا نفرين ايشان به استجابت مي رسيد.
مباهله با مسيحيان نجران كار ساده اي نبود كه با هر زن و مرد عادي بتوان آن را به اجرا درآورد بلكه افراد شركت كننده در مباهله بايد به درجه اي از حق و يقين رسيده باشند كه خداي متعادل درخواست آنان را پاسخ گويد.
اين كه حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام در مراسم مباهله شركت داشته، حاكي از عظمت شخصيت ايشان مي باشد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19727315518342110489.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۲۲:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31288022362981007640.gif



چون همیشه، ایمانی راسخ در دریای نگاهت موج می‏زد.
تمام فانوس‏های هدایت را روشن کردی، دلیل و برهان قاطع برایشان آوردی، معجزه قرآن را به همه نمایاندی و حتی انجیل را بر صدق گفتارت
گواه گرفتی؛ ولی نور هدایت، راه نفوذی در دل‏هایشان نیافت.
خدا بر ضمیر نهانشان آگاه بود و نیت‏های ناپاکشان را می‏دید؛ پس وحی فرستاد که پیامبرم!
«به آنانی که بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، با تو ستیز می‏کنند بگو که فرزندان و زنان و نزدیکان خود را گرد آوریم و لعنت...»
شما پنج نفر...
روز مباهله فرا رسید. تلاطم مهیبِ شک و تردید، آرامش پوشالی قلب‏هایشان را درهم کوبیده بود. آرزو می‏کردند تو را با گروهی از یاران و سربازانت ببینند
تا اینکه با خاندان سراسر نورت به میدان مباهله قدم بگذاری.
ولی تو آمدی؛ با دنیایی که محو تماشای جمال و هیبت خاندان پاک و روحانی‏ات شده بود.
قلب زمان از استواری گام‏های علی علیه‏السلام به تپش افتاد و گل‏های یاس، به تماشای فاطمه علیهاالسلام عطرافشان شدند.
دست در دانه اهل آسمان، حسن علیه‏السلام ، را در دستان مهربانت داشتی و جگرگوشه‏ات حسین علیه‏السلام را عاشقانه به سینه چسبانده بودی.
زمین بر آسمان فخر می‏فروخت که بر پشت او گام می‏نهید و آسمان از دیدن آن همه شکوه و وقار، به وجد آمده بود. باد، عظمت ایمانتان را در گوش هزار سرو آزاد نجوا کرد و یک دشت شقایق، شیفته پاکی نگاهتان شد... . و نجران، به حقانیت این خاندان، اعتراف کرد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88723086950592885007.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۷, ۲۲:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62155873013489538675.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62155873013489538675.gif)



سند آيه مباهله
غالب مفسران و محدثان شيعه و اهل تسنن تصريح كرده اند كه آيه مباهله در حق اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شده است و پيامبر تنها كساني را كه همراه خود به ميعادگاه برد فرزندانش حسن و حسين و دخترش فاطمه و علي عليهم السلام بودند.
برخي از مفسران اهل تسنن كه در اقليت هستند، كوشيده اند كه ورود احاديث واقعه ي روز مباهله را در اين زمينه كه در عظمت اهل بيت عليهم السلام بوده است، انكار نمايند.
ولي با مراجعه به مسانيد و منابع اهل تسنن ديده مي شود كه بسياري از آنان احاديثي ذكر نموده اند بنابر اين نظر كه قضيه تاريخي مباهله مربوط به پيامبراكرم، حضرت علي، حسنين و حضرت زهرا عليهم السلام مي باشد.
براي اثبات اين حرف، برخي از روايات آنان را در اين باب با ذكر مدارك ذكر مي نماييم.
" قاضي نورالله شوشتري" در جلد سوم از كتاب نفيس" احقاق الحق" طبع جديد صحفه 46 چنين مي گويد:
" مفسران در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه " ابناء نا" در آيه فوق اشاره به حسن و حسين عليهماالسلام و " نساء نا" اشاره به فاطمه عليهاالسلام و" انفسنا" اشاره به علي عليه السلام است.
سپس- در پاورقي كتاب مزبور- در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت ذكر شده اند كه تصريح نموده اند آيه مباهله درباره اهل بيت عليهم السلام نازل شده است و نام آنها و مشخصات كتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحاً آورده است.
از جمله شخصيتهاي سرشناسي كه اين مطلب از آنها نقل شده افراد زير هستند:
1. " مسلم بن حجاج نيشابوري" صاحب " صحيح" معروف كه از كتب شش گانه مورد اعتماد اهل سنت است. در جلد 7 صفحه 120.
2. " احمد بن حنبل" در كتاب " مسند" جلد1، صفحه 185.
3. " طبري" در تفسير معروفش در ذيل همين آيه، جلد سوم، صفحه 192.
4. " حاكم" در كتاب " مستدرك" جلد سوم، صفحه 150.
5. " حافظ ابونعيم اصفهاني" در كتاب " دلائل النبوة" صفحه 297.
6. " واحدي نيشابوري" در كتاب" اسباب النزول"، صفحه 74.
7. " فخر رازي" در تفسير معروفش، جلد8، صفحه85.
8. " ابن اثير" در كتاب " جامع الاصول"، جلد 9، صفحه 470.
9. " ابن جوزي" در " تذكرة الخواص" صفحه 17.
10. " طنطاوي" مفسر معروف در تفسير" الجواهر" جلد دوم، صفحه 120.
11. " زمخشري" در تفسير" كشاف" جلد1، صفحه 193.
************************************************** ******
منابع:
1- فروغ ابديت، جعفر سبحاني.
2- تفسير نمونه، ذيل آيه مباركه.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46361395985559330219.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۱:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23033865325982448126.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09501169365540339013.gif

روز موعود
نويسنده:رضا اسلامی
آفتاب مدينه بالا آمده بود و چشمها به انتظار نشسته بود.
مسلمانانى كه از قرار اين روز اطلاع داشتند جمع شده بودند و مسيحيان نجران چشم دوخته بودند كه پيامبر كى و چگونه خواهد آمد به يك باره ديدند كه پيامبر از خانه بيرون شد مانند هميشه ساده و با صفا و معنويت و در پيرامون او تنها مرد و زن جوانى به همراه دو فرزند خردسال اما چهره‏هايشان جذاب و گيرا، قدمهايشان استوار و دلهايشان در برابر پروردگار خاشع و بى اعتنا به دنيا و اهل دنيا به ميقات خويش مى‏روند.
هيئت خروج پيغمبر با وصى‏اش على‏عليه السلام و دخترش فاطمه زهرا س و دو فرزندش حسن و حسين عليهما السلام چندگونه نقل شده است.
دست على در دست پيامبر بود.
حسن و حسين پيش روى آن حضرت مى‏رفتند و فاطمه پشت سر پدر حركت مى‏كرد. (1) على سمت راست پيامبر و حسن و حسين سمت چپ و فاطمه پشت سر پيامبر بود. (2) حسن طرف راست پيامبر و حسين در طرف چپ او و فاطمه پشت سر پيامبر و على پشت فاطمه بود . (3)
دست حسن در دست پيامبر و حسين در آغوش او و على‏عليه السلام پيش روى او و فاطمه پشت سر پيامبر حركت مى‏كرد. (4) دست حسن در دست پيامبر و حسين در آغوش او و فاطمه پشت سر آن حضرت و على پشت سر فاطمه قرار داشت (5) و رسول‏خدا بدانان فرمود كه چون من دعا كردم شما آمين بگوييد. (6) و در بسيارى منابع ديگر كيفيت خروج اين پنج تن به طور مطلق ذكر شده است (7) و براى هر محقق منصف كه اندكى تأملى در منابع تاريخ اسلام دارد.
اين نكته عيان گشته كه اصل ماجراى خروج رسول‏خدا با على و فاطمه و حسنين مورد اتفاق فريقين است. بارى پيامبر خدا از مدينه بيرون شد (8) در حالى كه عباى موئين سياه رنگى بر دوش داشت آمد تا به نزديكى دو درخت رسيد.
او فرمود كه ميان دو درخت را جاروب و مسطح كردند عباى خود را روى آن دو درخت پهن كرد و همراهان خود را در زير آن جاى داد و خود در پيش ايستاد و دوش چپ خود را در زير عبا داخل كرد و بر كمانى كه در دست داشت تكيه داد و دست راست خود را براى مباهله به سوى آسمان بلند كرد و مردم از دور نظر مى‏كردند كه چه خواهد كرد.
سيد و عاقب كه اين حال را ديدند رنگ رخسارهايشان زرد شد و پاهايشان لرزيد و نزديك بود كه مدهوش شوند.
يكى از آنها به ديگرى گفت آيا با او مباهله مى‏كنيم؟ آن ديگرى گفت مگر نمى‏دانى كه هر گروه كه با پيغمبر خود مباهله كردند بزرگ و كوچك ايشان هلاك شدند ديگرى گفت رهبانيت برطرف شد.
زود درياب اين مرد را كه اگر لب او به يك كلمه نفرين بجنبد ما به اهل و مال خود برنخواهيم گشت.
پس به خدمت حضرت شتافتند و گفتند تو با اين جماعت آمده‏اى كه با ما مباهله كنى؟
حضرت فرمود بلى بعد از من اينها مقرب‏ترين خلق نزد خدا هستند. پس لرزه بر بدن آنها افتاد و با آن حضرت مصالحه كردند و راضى به جزيه شدند. پس از آن حضرت فرمود سوگند ياد مى‏كنم كه اگر با من و اينهايى كه زير عبايند مباهله مى‏كرديد تمام اين وادى بر شما آتش مى‏گشت و به قدر يك چشم به هم زدن آتش به قوم شما مى‏رسيد و همه را هلاك مى‏كرد.
پس جبرئيل نازل شد و گفت يا محمد حق تعالى سلامت مى‏رساند و مى‏فرمايد به عزت و جلال خود سوگند ياد مى‏كنم كه اگر به همراه اينها كه در زير عبا ايستاده‏اند با همه اهل آسمان و زمين مباهله كنى هر آينه آسمانها پاره‏پاره شوند و فرو ريزند و زمينها از هم بپاشند و پاره‏پاره بر روى آب جارى شوند و ديگر قرار نگيرند.
پس حضرت دستهاى مبارك خود را به سوى آسمان بلند كرد به حدى كه سفيدى زير بغلهاى او پيدا شد و گفت بر كسى كه ستم كند بر شما و حق شما را از شما بگيرد و مزد رسالت مرا كه خدا براى شما مقرر كرده است كه آن مودت شماست كم كند لعنت و غضب خدا پياپى تا روز قيامت نازل شود. (9)
و به نقلى سيد و عاقب گفتند چرا با بزرگان اهل شأن كه ايمان به تو آورده‏اند بيرون نيامده‏اى و تنها با تو همين جوان و زن و دو كودك است؟ حضرت فرمود كه من از جانب خداوند مأمور شده‏ام كه به همراه اينها با شما مباهله كنم. پس به سوى اصحاب خود بازگشتند و منذربن علقمه برادر ابوحارثه كه پيشتر در مجلس مشورتى اهل نجران حاضر نبود و بعد از آن همراه اين گروه شده بود بقيه را نصيحت كرد كه شما و هر كسى كه با كتابهاى الهى آشنا است مى‏ داند كه ابوالقاسم محمد همان پيامبرى است كه همه پيامبران به او بشارت داده‏اند.
(10) و همين گزارش حاكى است كه در اين وقت علائم نزول عذاب ظاهر شد. آفتاب متغير شد و كوه‏ها لرزيد و با آن كه فصل تابستان بود ابر سياهى پيدا شد درختان سر به زير آورده بودند و مرغان بر زمين بال گسترده بودند. پس سيد و عاقب به منذربن علقمه گفتند نزد محمد و پسر عمويش على را واسطه كن كه محمد خاطر او را مى‏خواهد و از گفته او بيرون نمى‏رود و پيمان‏نامه درست كن. منذر به محضر رسول‏خدا رسيد و مسلمان شد و پيام آنان را رساند و رسول‏خدا على را براى مصالحه با آنان فرستاد.
على ‏عليه السلام پرسيد كه با ايشان چگونه صلح كنم حضرت فرمود هر چه كه رأى تو باشد پس على‏عليه السلام با آنان توافق كرد كه هر سال دو هزار جامه نفيس بدهند و هر سال هزار مثقال طلا نصف آن را در محرم و نصف ديگر را در رجب.
پس چون رسول‏خدا با اهل بيت خود به سوى مسجد بازگشت جبرائيل نازل شد و گفت حق تعالى به تو سلام مى‏رساند و مى‏گويد كه بنده‏ام موسى به همراه هارون و فرزندان هارون با دشمن خود قارون مباهله كرد و حق تعالى قارون را با اهل و مالش و ياورانش به زمين فرو برد .


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12880788756293425387.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۱:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64908102129450066439.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65331050554285624997.gif

به جلالت خود قسم مى‏خورم كه اگر تو به همراه اهلت با اهل زمين و همه مردمان مباهله مى‏نموديد هر آينه آسمانها پاره‏پاره و كوهها ريز ريز مى‏شدند و زمين فرو مى‏رفت پس رسول به سجده رفت و پس از آن دستها را بلند كرد سه بار گفت شكرا للمنعم چون از وجه اين كار پرسيدند
فرمود خداوند جهانيان را شكر كردم به واسطه انعامى كه نسبت به اهل بيت من كرامت فرمود و سپس از آنچه جبرئيل آورده بود به ايشان خبر داد. (11) و به نقل شيخ مفيد و شيخ طبرسى چون پيامبر با آن چهار تن آمد اسقف آنان پرسيد اينان چه كسانى هستند كه همراهش مى‏آيند بدو گفتند اين پسرعمويش و دامادش و پدر دو فرزندش و محبوبترين مردمان نزد او على‏بن ابى‏طالب است و اين دو طفل دو پسر دخترش از طرف على هستند كه نزد او از همه محبوبترند و آن زن دخترش فاطمه است كه عزيزترين مردم نزد اوست و علاقه قلبى پيغمبر بدو از همه بيش‏تر است.
(12) اسقف آنان گفت ببينيد كه با خواص خود يعنى فرزندان و اهلش آمده است و مى‏خواهد به وسيله آنان مباهله كند چون به حقيقت كار خويش مطمئن است به خدا قسم اگر مى‏ترسيد كه چيزى به ضررش تمام شود آنان را نمى‏آورد از مباهله با او بپرهيزيد به خدا قسم كه اگر موقعيت قيصر نبود مسلمان مى‏شدم (13) ـ (14)
در اينجا سخنان قابل توجه ديگرى به طور جسته و گريخته در كتب تفسير و تاريخ نقل شده است. از جمله آن كه چون حضرت براى مباهله بر دو زانوى خود نشست ابوحارثه گفت بخدا سوگند چنان نشسته است كه پيغمبران براى مباهله مى‏نشستند و برگشت و جرأت بر مباهله پيدا نكرد .
سيد به او گفت به كجا مى‏روى؟ گفت اگر بر حق نمى‏بود چنين جرأت بر مباهله پيدا نمى‏كرد و اگر با ما مباهله كند يك سال نخواهد گذشت كه هيچ نصرانى باقى نخواهد ماند
(15) من روهايى را مى‏بينم كه اگر از خدا بخواهند كوهى را از جاى خود بركند هر آينه خواهد كند پس مباهله نكنيد كه هلاك مى‏شويد (16) و از سوى ديگر رسول‏خدا فرمود اگر با من مباهله مى‏كردند هر آينه همه به صورت ميمون‏ها و خوك‏هايى مسخ مى‏شدند و تمام اين وادى برايشان آتش مى‏شد و مى‏سوختند و حق تعالى جميع اهل نجران را مستأصل مى‏كرد به گونه‏اى كه حتى مرغى بر سر درختان آنان باقى نمى‏ماند . (17)
سرانجام آفتاب حقيقت ظاهر شد و هيچكس از عام و خاص، مسلمان و غيرمسلمان در آن صحنه حاضر نبود جز آن كه ديد رسول‏خ داصلى الله عليه وآله وسلم على و فاطمه و حسن و حسين‏عليهم السلام را در زير عبا جمع كرد و آنگاه فرمود : «اللهم هؤلاء اهلى» (18)
و در حق آنان آيه تطهير را قرائت فرمود
«انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهرهم تطهيرا» (احزاب/ 32) (19)
و از همينجا براى برخى اين باور پيدا شده است كه آيه تطهير بار ديگر در واقعه مباهله نازل شد، چنان كه پيش از آن در خانه ام سلمه نازل شده بود ولى آنچه درست به نظر مى‏رسد آن است كه بگوييم پيامبر خدا آيه تطهير را پس از نزول در مرتبه اول در موقعيت‏هاى مختلف تكرار و بر مصاديق واقعى آن تطبيق مى‏داد تا براى ديگران در شناخت اهل بيت پيغمبر جاى هيچگونه ترديدى باقى نماند. و شاهد اين نظر آن است اهل تاريخ و سيره آورده‏اند كه بعد از نزول آيه تطهير تا مدت شش و يا هفت و يا هشت ماه متوالى آن حضرت به هنگام رفتن به سوى مسجد براى اداى نماز صبح بر در خانه على‏ عليه السلام و فاطمه س مى‏ايستاد و ندا مى‏داد كه «يا اهل البيت انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» تا ديگران بعدها جرأت پيدا نكنند كه زنان پيغمبر را در معناى كلمه «اهل البيت» داخل كنند و اينجا نيز از جمله آن موارد بود كه پيامبر اهل بيت خود را در زير عبا جمع كرده بود و با قرائت آيه تطهير مصاديق آن را روشن ساخت.
(20) با آن كه دانشمندى سنى چون فخر رازى كه امام المشككين لقب گرفته است گويد اين روايت كه رسول‏خداصلى الله عليه وآله وسلم حسنين و فاطمه و على را تحت كساء خود داخل كرد و آيه تطهير را خواند، روايتى است كه صحت آن در ميان اهل تفسير و حديث همچون امورى است كه مورد اتفاق مى‏باشد (21) و آنگاه كه مفسر بزرگى چون زمخشرى گويد در اين آيه [يعنى آيه مباهله ]دليلى بر فضل و برترى اصحاب كساء هست كه هيچ دليلى قوى‏تر از آن يافت نشود (22) ،
تعجب است كه معدودى از دانشمندان اهل سنت تلاش كرده‏اند واقعه مباهله را كم رنگ كنند يا ابعادى از آن را بى‏اهميت جلوه دهند و برخى با نقل رواياتى بى‏اساس و غريب خواسته‏اند كه ديگران را نيز به همراهى رسول‏خدا در اين واقعه مفتخر سازند و بدين سان اگر دليلى بر فضيلت اهل بيت يافت شده ديگران نيز شريك آن باشند.
ولى در مقابل قاطبه اهل سنت در كتب خود اعتراف دارند كه چون آيه مباهله نازل شد، پيامبر اسلام تنها على و فاطمه و حسنين (عليهم السلام) را براى مباهله همراه خود كرد و برخى ديگر تصريح دارند كه مراد از «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» در آيه مباهله كسى جز حسنين و فاطمه و على (عليهم السلام) نبود .



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92902809314490871401.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۱:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16401546429905101720.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16401546429905101720.gif)

در اينجا ذكر فهرستى از كتب اهل سنت و مؤلفين آنها، اعم از كتب تفسير و تاريخ و سيره و حديث خالى از فائده نيست. (23)
1ـ مسند احمدبن حنبل
2ـ تفسير طبرى
3ـ احكام القرآن از ابوبكر جصاص
4ـ مستدرك حاكم نيشابورى
5ـ معرفة علوم الحديث از حاكم نيشابورى
6ـ تفسير ثعلبى
7ـ دلائل النبوة از ابونعيم اصفهانى
8ـ اسباب النزول از واحدى نيشابورى
9ـ معالم التنزيل از بغوى
10ـ مصابيح السنة از بغوى
11ـ تفسير كشاف از زمخشرى
12ـ احكام القرآن از ابن عربى
13ـ تفسير كبير از فخر رازى
14ـ مطالب السؤول از محمدبن طلحه شامى
15ـ اسدالغابة از ابن‏اثير
16ـ تذكرة الخواص از سبطبن جوزى
17ـ الجامع الاحكام القرآن از قرطبى
18ـ تفسير بيضاوى
19ـ ذخائر العقبى از محب‏الدين طبرى
20ـ الرياض النضره از محب‏الدين طبرى
21ـ تفسير القرآن از ابوبركات عبدالله نسفى
22ـ تبصيرالرحمن و تيسير المنان از مهايمى
23ـ مشكاة المصابيح از خطيب تبريزى
24ـ تفسير سراج المنير از شيربينى
25ـ البحر المحيط از ابوحيان اندلسى
26ـ البداية والنهاية از ابن‏كثير
27ـ تفسير ابن‏كثير
28ـ الاصابة از ابن‏حجر عسقلانى
29ـ الكاف الشاف فى تخريج احاديث الكشاف از ابن‏حجر عسقلانى
30ـ الفصول المهمه از ابن صباغ مالكى
31ـ تفسير المواهب از حسين كاشفى
32ـ معارج النبوة از معين‏الدين كاشفى
33ـ الدرالمنثور از جلال‏الدين سيوطى
34ـ تاريخ الخلفا از جلال‏الدين سيوطى
35ـ الاكليل از جلال‏الدين سيوطى
36ـ تفسير الجلالين از جلال‏الدين سيوطى
37ـ الصواعق المحرقه از ابن‏حجر هيتمى
38ـ سيره حلبى
39ـ مدارج النبوة از شاه عبدالحق دهلوى
40ـ مناقب مرتضوى از ميرمحمد صالح كشفى ترمذى
41ـ الاتحاف بحب الاشراف از شبراوى
42ـ فتح القدير از شوكانى
43ـ تفسير روح البيان از آلوسى
44ـ تفسير الجواهر از طنطاوى
45ـ رشفة الصادى از ابوبكر علوى حضرمى
46ـ التاج الجامع للاصول از شيخ منصور على ناصف
47ـ المناقب از ابن‏مغازلى
48ـ حسن الاسوة از سيد صديق حسن خان
49ـ السيرة النبوية از سيد احمد زينى دحلان شافعى
50ـ السنن الكبرى از ابوبكر احمدبن حسين بيهقى

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75346536788291657529.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۱:۴۱
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/26819070998778864238.jpg

51ـ الشفاء بتعريف حقوق‏المصطفى از قاضى عياض مغربى
52ـ منهاج السنة از احمدبن عبدالحليم‏بن تيميه
53ـ مقاصد الطالب از سيد احمدبن اسماعيل برزنجى
54ـ نزول القرآن از ابونعيم احمدبن عبدالله اصفهانى
55ـ المنتقى فى سيرة المصطفى از سعيدبن محمدبن مسعود شافعى
56ـ الاختلاف فى اللفظ والرد على الجهمية والمشبهة از ابن‏قتيبه كاتب دينورى
57ـ الصحيح المسند فى تفسير النبوى القرآن الكريم از ابومحمد سيدبن ابراهيم ابوعمه
58ـ معارج القبول بشرح سلم الوصول الى علم الاصول از حافظبن احمد حكمى
59ـ تفسير الاعقم از احمدعلى محمدعلى الاعقم
60ـ الانوار القدسية از شيخ ياسين‏بن ابراهيم سنهوتى شافعى
61ـ غاية المرام فى رجال‏البخارى الى سيد الانام از محمدبن داودبن محمد بازلى شافعى
62ـ عيون المسائل از سيد عبدالقادربن محمد حسينى
63ـ زهر الحديقة فى رجال الطريقة از عبدالغنى‏بن اسماعيل نابلسى شامى
64ـ فقه الملوك و مفتاح الرتاح از عبدالعزيزبن محمد رحبى حنفى
65ـ تحفةالاشراف بمعرفة الاطراف از جمال‏الدين ابوالحجاج يوسف‏بن زكى
66ـ توضيح الدلائل از شهاب‏الدين احمد شيرازى شافعى
67ـ تاريخ دمشق از ابن‏عساكر
68ـ الجامع بين الصحيحين از ابونعيم عبيدالله‏بن حسن‏بن احمد حداد اصفهانى
69ـ سير اعلام النبلاء از شمس‏الدين محمدبن احمدبن عثمان ذهبى شافعى
70ـ مراح لبيد از ابوعبدالمعطى محمدبن عمربن على نووى
71ـ البريقة المحمودية از شيخ ابوسعيد خادمى
72ـ تثبيت دلائل نبوة سيدنا محمد از شيخ عبدالجباربن محمدبن عبدالجبار
73ـ تاريخ الاحمدى از احمدحسين بهادر خان حنفى
74ـ العشرة المبشرون بالجنة از شيخ قرنى طلبة بدوى
75ـ عيون التواريخ از صلاح‏الدين محمدبن شاكر شافعى
76ـ الدرر و اللآل از محمد على انسى
77ـ الكوكب المضى‏ء از شيخ ابوالجود بترونى حنفى
78ـ الدرر المكنونة فى النسبة الشريفة المصونة از ابوعبدالله محمدبن مدنى مالكى
79ـ صحيح مسلم
80ـ سنن ترمذى
81ـ جامع الاصول از ابن‏اثير
82ـ مناقب خوارزمى
83ـ الكامل از ابن‏اثير
84ـ انوار التنزيل از بيضاوى
85ـ كفاية الطالب از كنجى شافعى
86ـ تفسير قرطبى
87ـ تفسير الخازن از علاءالدين على‏بن محمد
88ـ تفسير غريب القرآن از نيشابورى
89ـ ينابيع المودة از شيخ سليمان
90ـ نورالابصار از شبلنجى
91ـ تفسير الواضح از محمد محمود حجازى
92ـ على و مناوؤه از دكتر فوزى جعفر (معاصر)
93ـ احسن القصص از على فكرى (معاصر)
94ـ خديجة ام‏المؤمنين، نظرات فى اشراق فجرالاسلام از عبدالمنعم محمد عمر (معاصر)
95ـ تحرير المرأه فى عصرالرسالة از عبدالحليم ابوشقه (معاصر)
96ـ رياض الجنة فى محبة النبى‏صلى الله عليه وآله وسلم و اتباع السنة از محمد سليمان فرج (معاصر)
97ـ عقيلة الطهر و الكرم زينب الكبرى از موسى محمد على (معاصر)
98ـ الابتهاج بتخريج احاديث المنهاج از سيد عبدالله‏بن محمد صديق (معاصر)
99ـ صفوة التفاسير از محمد على صابونى مكى. (24)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12760651069286098993.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۱:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11512932948571695448.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11512932948571695448.gif)


با اين حال معلوم نيست چگونه صاحب تفسير «المنار» مى‏خواهد در آيه مباهله سند افتخارى را كه خدا و رسول‏خدا براى اهل بيت به جاى گذاشته‏اند مخدوش گرداند و سخن قاطبه علماى اهل سنت را انكار كند.
او مى‏گويد حمل كلمه «نساءنا» بر فاطمه و كلمه «انفسنا» فقط بر على از نظر لغت عرب قابل توجيه نيست و تنها اين كار ناشى از روايات بسيارى است كه از منابع شيعى نقل شده است و معلوم است كه مقصود شيعه از نقل اين روايات چيست. آنها در ترويج اين روايات بحدى كوشش كرده‏اند كه بسيارى از اهل سنت را نيز تحت تأثير قرار دادند وگرنه ما هيچ شخص عرب زبان را نمى‏بينيم كه «نساءنا» بگويد و با وجود زنانش دخترش را قصد كند و از اين دورتر آن است كه از كلمه «انفسنا» فقط على مقصود باشد. (25)
ما گوييم عجيب است كه شيعه آن قدر توفيق داشته كه تمام علماى اهل سنت را در طول قرون متأثر از افكار و آراء خود كرده و با آن كه اخبار واقعه مباهله نسل به نسل توسط محدثين و مفسرين و مورخين نقل مى‏شد و موازين جرح و تعديل در آن اعمال مى‏شده ولى با اين حال علماى اهل سنت نتوانسته‏ اند از اين رواياتى كه به گمان صاحب المنار ساخته و پرداخته شيعه است خود را دور كنند و همه در دام آن افتاده‏اند.
(26) واقعا اين چه استدلالى است و چه تعصبى است كه انسان را از درك واقعيت باز مى‏دارد. اگر اين رسول‏خداست كه تنها على و فاطمه و دو فرزند آنها را همراه خود كرده پس اين تفسير منسوب به عمل رسول‏خدا است و شيعه در اين جهت كافى است كه به اعتراف امثال فخر رازى و به روايت اشخاصى چون عائشه (27) استناد كند.
علاوه بر اين كه اين مفسر ناآشنايى خود با زبان قرآن و زبان عرب را نيز ثابت كرده است. چرا كه كافى بود به آيه 176 سوره نساء (و ان كانوا اخوة رجالا و نساء فللذكر مثل حظ الانثيين) و نيز آيه 10 همين سوره (يوصيكم‏الله في اولاد كم للذكر مثل حظ الانثيين فان كن نساء...) مراجعه كند و ببيند چگونه كلمه «نساء» بر دختران حمل مى‏شود نه بر زنان. (28)
اگر خوشبينانه بنگريم بايد گفت منشأ خطاى اين مفسر آن بوده كه برخى روايات مانند روايت جابر را كه گويد «نسائنا فاطمه و انفسنا على» ملاحظه كرده و چنين تصور كرده است كه از لفظ «نسائنا» مراد فاطمه و از لفظ «انفسنا» مراد على است.
حال آن كه ما گوييم رسول‏خدا در مقام امتثال كسى را جز فاطمه و على و حسنين عليهم السلام نياورد و اين يعنى آن كه تنها مصداق «انفسنا» على و تنها مصداق «نسائنا» فاطمه بوده است. پس نبايد مصداق را با مفهوم اشتباه گرفت. و معناى كلام رسول‏خداصلى الله عليه وآله وسلم كه فرمود «اللهم هؤلاء اهل بيتى» آن بود كه خدايا من از اهل بيت و خواص خودم جز اينها كسى را نيافتم كه براى اين كار دعوت كنم.
بدين ترتيب صاحب المنار خواسته است تفسير مذكور را برخلاف قواعد لغت عرب قلمداد كند بى‏توجه به آن كه اين زمخشرى صاحب كشاف پيشواى اهل ادب و بلاغت است كه در تفسير خود گويد: «فيه دليل لاشى‏ء اقوى منه على فضل اصحاب الكساءعليهم السلام.»
گذشته از اين همه بايد ديد مراد اين مفسر از اين كه گويد مصادر اين روايات شيعه است، چه مى‏باشد؟
آيا كسانى را كه سلسله اسناد روايات بدانها ختم مى‏شود مانند سعدبن ابى وقاص و جابربن عبدالله و عبدالله‏بن عباس و جمعى ديگر از صحابه و كلبى و شعبى و ابوصالح و جمعى ديگر از تابعين را شيعه به شمار آورده است و همه آنان را به جرم روايتى كه مورد پسند او نيست شيعه و متهم به جعل و تزوير دانسته است و يا مقصودش آن است كه شيعه اين روايات را در جوامع اوليه حديث و كتب معتبر تاريخ وارد كرده است؟
در هر دو صورت او سخن شيعه را غيرقابل قبول دانسته است ولى به قيمت آن كه اساس سنت و شريعت متزلزل گردد واز سنت مأثور چيزى باقى نماند (29) . گرچه قبل از صاحب المنار نيز كسانى بوده‏اند كه در مقابل اين همه نصوص غيرقابل انكار و توجيه، روايتى شاذ يا سخنى غريب آورده‏اند ولى بحق كه او گوى سبقت را بر همه آنان ربوده است.
چرا كه ديگران به جاى متهم ساختن شيعه به جعل و تزوير يا با حذف نام على از ميان همراهان رسول‏خدا به سرعت از آن گذشته‏اند همچون ابن‏كثير در البداية و النهاية (30) و يا سعى كرده‏اند كه علاوه بر على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام برخى همسران رسول‏خدا يعنى عائشه و حفصه را نيز به همراهى با رسول‏خدا مفتخر سازند همچون حلبى در سيره‏اش (31) و يا در جهت تثبيت موقعيت خلفاى ثلاثه و فضيلت‏سازى براى آنان از امام صادق نقل كرده‏اند كه چون آيه مباهله نازل شد رسول‏خدا ابوبكر را با فرزندش و عمر را با فرزندش و عثمان را با فرزندش و على را با فرزندش آورد، همچون ابن‏عساكر در تاريخ دمشق و جلال الدين سيوطى در تفسير آيه مباهله به نقل از او. (32)
در اين مورد معلوم است كه راوى حديث مى‏خواسته ترتيب خلفاى چهارگانه حفظ شود.
و گويا ترتيبى را كه حوادث بعدى شكل بخشيد در زمان رسول‏خدا نيز معهود بود چراكه دست سياست‏بازان واجب كرده بود كه عده‏اى به تلاش و تكاپو بيافتند و سخنى ساز كنند و باورى براى بى‏خبران ايجاد كنند كه خلفاى چهارگانه به اندازه فضيلت و شأن و منزلتى كه نزد رسول‏خدا داشتند به خلافت رسيدند. به راستى اگر قرار بود رسول‏خدا بزرگان اصحاب و خويشاوندان خود را جمع كند. پس چرا در ميان صحابه به مانند سلمان و ابوذر و عمار و مقداد توجهى نكرد و چرا عمويش عباس شيخ هاشميون و عمه‏اش صفيه دختر عبدالمطلب و دختر عمويش ام‏هانى كه از زنان برگزيده هاشمى بودند را همراه خود نكرد.
(33) علاوه بر آن كه خلفاى چهارگانه در آن زمان همه داراى پسر نبودند (34) پرواضح است كه اين گونه روايات غريب چرا و چگونه پديد آمده است.
در پايان اين بحث جاى آن دارد كه به كلام شاگرد ديگر شيخ محمد عبده يعنى ابن عاشور مغربى نيز اشاره كنيم.
او مى‏گويد هرگاه لفظ «نساء» به واحد يا جماعتى اضافه شود لامحاله مراد از آن همسران مرد هستند مانند نساء النبى و نساء المؤمنين، بخلاف آنجا كه لفظ «نساء» غيرمضاف باشد.
پس لا محاله مراد از نساءنا ازواج النبى است و مراد از انفس در آيه شريفه انفس متكلمين و مخاطبين است يعنى ايانا و اياكم و در مورد ابنائنا دو احتمال است يا جوانان مراد هستند و يا اطفال. آنگاه خود اين مفسر از بيهقى در دلائل النبوة نقل كرده است كه رسول‏خدا براى مباهله على و فاطمه و حسن و حسين را آورد و زنان و ديگر مردان مسلمان را همراه خود نكرد (35) .
پس بايد از او پرسيد آيا رسول‏خدا آشناتر به لسان وحى بود يا شما و چگونه است كه رسول‏خدا برخلاف امر الهى كه بايد همسران خود را فراخواند.
تنها دخترش را همراه خود كرد؟ در نهايت اين مفسر چاره‏اى ندارد جز آن كه روايات منقول در كيفيت خروج پيامبر را كه مشهورترين آنها روايت سعدبن ابى‏وقاص است منكر شود.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11979152946381093596.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۱:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31288022362981007640.gif



امضاء صلحنامه
سرانجام و نقطه پايان اين واقعه امضاء صلحنامه‏اى ميان رسول‏خدا و مسيحيان نجران بود . گويا در تنظيم اين صلحنامه و تعيين شروط آن على‏عليه السلام از جانب پيغمبر اختيار كامل داشت (36) و حتى كاتب آن را نيز على شمرده‏اند. (37) اينك متن اين صلحنامه را به نقل از ارشاد مفيد مى‏آوريم.
بسم ‏الله الرحمن الرحيم
هذا كتاب من محمد النبى رسول‏ الله صلى‏ الله عليه و آله و سلم لنجران و حاشيتها فى كل صفراء او بيضاء و ثمرة و رقيق لايؤخذ منهم شى‏ء غير الفى حلة من حلل الأواقى، ثمن كل حلة اربعون درهما فمازاد او نقص فعلى حساب ذلك يؤدون الفا منها فى صفر و الفا منها فى رجب و عليهم اربعون دينارا مثواة رسولى مما فوق ذلك و عليهم فى كل حدث يكون باليمن من كل ذى عدن عارية مضمونة ثلاثون درعا و ثلاثون فرسا و ثلاثون جملا عارية مضمونة لهم بذلك جوارالله و ذمة محمدبن عبدالله فمن اكل الربا منهم بعد عامهم هذا فذمتى منه بريئة.
بسم‏الله الرحمن الرحيم. اين صلح نامه‏ اى است از محمد پيامبر خدا (ص) براى [اهل‏] نجران و اطراف آن.
از آنان چيزى از طلا و نقره و ميوه و برده گرفته نشود جز دو هزار حله از حله اواقى كه قيمت هر حله چهل درهم باشد و اگر كم و زيادى شد به همان اندازه حساب مى‏شود .
هزار حله آن را در ماه صفر و هزار حله ديگر را در ماه رجب بپردازند
و بر عهده ايشان كه چهل دينار براى خرج منزل فرستادگان من بپردازند و بر عهده ايشان است كه هرگاه در يمن حادثه‏اى [يا جنگى‏] از جانب قبيله ذى عدن روى داد به عنوان عاريه مضمونه [كه اگر از بين رفت مانند آن پس داده شود] سى زره و سى اسب و سى شتر [به مسلمانان براى جنگ‏] بدهند و در مقابل اين تعهدات براى آنان است پناه خدا و ذمه محمدبن عبدالله. پس از اين سال هر كس از آنان كه ربا خورد من در مقابل او تعهدى ندارم. (38)
متن اين صلحنامه در منابع ديگر با تفاوتهاى نه چندان زياد نسبت به متن مفيد نقل شده است و ما در اينجا درصدد بررسى اين اختلافات نيستيم ولى گاه زيادتى در ذيل نامه رسول‏خدا ديده مى‏شود كه قابل توجه است. اين زيادت به نقل ابن‏سعد چنين است:
«و لنجران و حاشيتهم جوارالله و ذمة محمد النبى رسول‏الله على انفسهم و ملتهم و ارضهم و اموالهم و غائبهم و شاهدهم و بيعهم و صلواتهم لايغيروا اسقفا عن اسقفيته ولا راهبا عن رهبانيته ولا واقفا عن وقفانيته و كل ما تحت ايديهم من قليل او كثير و ليس ربا ولادم جاهلية و من سأل منهم حقا فبينهم النصف غير ظالمين ولا مظلومين لنجران و من اكل ربا من ذى قبل فذمتى منه بريئة ولا يؤاخذ احد منهم بظلم اخر و على ما فى هذه الصحيفة جوارالله و ذمة النبى ابدا حتى يأتى‏الله بامره ان نصحوا و اصلحوا فيما عليهم غير مثقلين بظلم . (39)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95698963465385499659.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۱:۴۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82856743018616823943.gif

پی نوشت :

1) شيخ مفيد، الارشاد، ج 1، ص 255 و نيز شيخ طبرسى، مجمع‏البيان، ذيل آيه مباهله.
2) سيدبن طاووس، سعدالسعود، ص .90
3) سيدبن طاووس، سعدالسعود، ص .90
4) فخر رازى، التفسير الكبير، ذيل آيه مباهله؛ علامه مجلسى، حياةالقلوب، ج 4، ص 1299 به نقل از شيخ طبرسى و در تاريخ يعقوبى، ج 1، ص 451 نيز به همين صورت آمده ولى با اين فرق كه دست حسين نيز در دست رسول‏خدا بود.
5) بغوى، معالم التنزيل، ذيل آيه مباهله، ج 1، ص .480
6) زمخشرى، جارالله، الكشاف، ذيل آيه مباهله؛ تفسير ثعلبى، ذيل آيه مباهله؛ قرطبى، الجامع الاحكام القرآن، ذيل آيه مباهله؛ جلال الدين سيوطى، الدر المنثور، ذيل آيه مباهله .
7) چنان كه در تاريخ المدينة المنورة از ابن‏شبه و سيره حلبى و تفسير قمى و تفسير التبيان ديده مى‏شود.
8) ناگفته نماند كه امروزه مسجد مباهله به عنوان مكان دقيق انجام مباهله رسول‏خدا با مسيحيان نجران شناخته شده است. موقعيت كنونى اين مسجد در سمت راست شارع ستين (ملك فيصل كنونى) قرار دارد. اين خيابان در مجاورت ضلع شمال شرقى بقيع است. فندق الدخيل در سمت راست و مستشفى الولادة و الاطفال در سمت چپ آن خيابان واقع بوده و مسجد المباهله يا مسجد الاجابة حدود يكصد متر از فندق الدخيل بالاتر است (قائدان، اصغر، تاريخ و آثار مكه و مدينه، ص 311) ولى بيشتر منابع از اين مكان به عنوان مسجد الاجابة فقط ياد كرده‏اند و در اين كه مباهله در موقعيت كنونى همين مسجد واقع شده باشد ترديدهايى وجود دارد هرچند در برخى كتب دعا و زيارت، اين مكان به عنوان مسجد مباهله خوانده شده است (علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 97، ص 225) لويى ماسينيون در تحقيق خود آورده است كه رفتن به گورستان براى مباهله اشاره به ريشه و پيشينه تاريخى اسلامى آن دارد. در سال دهم هجرى محمد ص در گورستان بقيع از هيئت مسيحى براى مباهله دعوت به عمل كرد. مكان مباهله نقطه‏اى موسوم به كثيب احمر بود. اين مكان از سال 359 هجرى به بعد به نام جبل المباهله مشهور شد (منبع مذكور، ص 69 به نقل از احمدبن عبدالجليل السجزى در جامع شاهى، نسخه خطى فارسى، ص 30، سطر 3) به هر صورت اين مطلب نيازمند تحقيق بيشتر است.
9) سيدبن طاووس، سعدالسعود، ص 90 با تلخيص و نيز علامه مجلسى، حياةالقلوب، ج 4، ص .1305
10) سيدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص 511؛ علامه مجلسى، حياةالقلوب، ج 4، ص .1345
11) سيدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص 512 با تلخيص؛ علامه مجلسى، حياةالقلوب، ج 4، ص .134
12) الارشاد، ج 1، ص 224؛ مجمع‏البيان، ذيل آيه مباهله؛ علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 21، ص 227؛ شيخ طبرسى، اعلام الورى، ج 1، ص .254
13) الارشاد، ج 1، ص .224
14) در خصوص عاقبت امر ابوحارثه و سيد و عاقب منابع مختلف نوشته‏اند. ابن‏سعد در الطبقات الكبرى، ج 1، ص 358 گويد پس از مدت كوتاهى سيد و عاقب به نزد رسول‏خدا بازگشتند و مسلمان شدند رسول‏خدا آن دو را در خانه ابوايوب انصارى جاى داد. علامه طبرسى در مجمع‏البيان در ذيل آيه مباهله نيز از بازگشت آندو و مسلمان شدن آن‏دو خبر مى‏دهد و نيز در تاريخ يعقوبى ج 1، ص 452 آمده است كه ايهم مسلمان شد ولى گزارش مفصل سيدبن طاووس از مجلس مشورتى بزرگان نصارى در سرزمين نجران حاكى از آن است كه سيد و عاقب خبر از درستى نبوت رسول‏خدا داشتند ولى درصدد كتمان آن و گمراه نگاه داشتن مردم بودند. در آن‏جا ابن‏طاووس آورده است كه اين سيد و عاقب در مكر و حيله از جمله شياطين انس بودند.
15) شيخ طبرسى، مجمع‏البيان، ذيل آيه مباهله و نيز علامه مجلسى، حياةالقلوب، ج 4، ص 1299 به نقل از او و بحارالانوار، ج 21، ص 277؛ تاريخ يعقوبى، ج 1، ص .451
16) همان و نيز زمخشرى در تفسير الكشاف ذيل آيه مباهله و سيدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص .513
17) فخر رازى، التفسير الكبير؛ شيخ طوسى، التبيان؛ شيخ طبرسى، مجمع البيان؛ علامه طباطبائى، الميزان و تفسير ثعلبى در ذيل آيه مباهله و نيز سيره حلبى، ج 3، ص 236؛ علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 21، ص . 326
18) سيره حلبى، ج 3، ص 236؛ رحمانى همدانى، احمد، الامام على، ص 267 به نقل از ابوحيان اندلسى در البحر المحيط، ج 2، ص 479 و مسند احمدبن حنبل، ج 1، ص 185 و كنجى شافعى در كفاية الطالب، ص 142 و سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص، ص 18؛ علامه مجلسى بحارالانوار، ج 35، ص 265 با ذكر حديث سعدبن ابى وقاص كه در صحيح مسلم آمده است.
19) فخر رازى، التفسير الكبير، ذيل آيه مباهله؛ سيدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص 513؛ شبلنجى، نورالابصار، ص .223
20) شرف الدين، سيد عبدالحسين، الكلمة الغراء فى تفضيل الزهراء، ص .15
21) عين تعبير فخر رازى در ذيل آيه مباهله در التفسير الكبير چنين است:
«واعلم ان هذه الرواية كالمتفق على صحتها بين اهل التفسير و الحديث» و چنان در بحارالانوار، ج 21، ص 285 آمده است، عين همين تعبير از نيشابورى در انوار التنزيل ديده شده است.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82856743018616823943.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۱:۴۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08284895924032255340.gif



22) عين تعبير زمخشرى در الكشاف چنين است: «و فيه دليل لاشى‏ء اقوى منه على فضل اصحاب الكساء»86) فهرستى كه مرحوم آيت‏الله العظمى مرعشى نجفى در تعليقه مجلداتى از احقاق الحق تهيه كرده است با حذف مكررات به بيش از صد مورد مى‏رسد و فهرستى كه مرحوم شيخ قوام الدين وشنوه‏اى در كتاب اهل بيت و آيه مباهله ارائه داده است بالغ بر شصت مورد است ولى حسن كار ايشان آن است كه از علماى اهل سنت به ترتيب از قرن سوم تا قرن چهاردهم ياد كرده است. علاوه بر اين دو شخصيت بزرگ، سيد حسين بحرالعلوم در تعليقه تلخيص الشافى و نيز آيت‏الله احمدى ميانجى در مكاتيب الرسول به معرفى منابع در اين زمينه پرداخته‏اند و ما آدرس‏هاى مطلب مورد استشهاد در عمده اين منابع را در لابلاى بحث خود آورده‏ايم.
23) احقاق الحق، ج 3، ص 46 و ج 9، ص 70 و ج 22، ص 34 و ص 44 و ج 24، ص 6 و ج 33، ص 22 و نيز قوام‏الدين وشنوه‏اى، اهل البيت و آيه مباهله، ص 34 تا ص 72؛ شروانى، ما روته العامة من مناقب اهل البيت، ص .85
24) محمد رشيد رضا، المنار، تقرير درس شيخ محمد عبده، ذيل آيه مباهله؛ علامه طباطبائى، الميزان، ذيل آيه مباهله به نقل از او
25) سبيتى، عبدالله، المباهله، ص 103
26) زمخشرى در الكشاف ذيل آيه مباهله و نيز علامه مجلسى در بحارالانوار، ج 35، ص 224 حديث عائشه را چنين نقل كرده‏اند: «ان رسول‏الله ص خرج و عليه مرط مرحل [مرجل‏] من شعر اسود فجاء الحسن فادخله ثم جاء الحسين فادخله ثم فاطمه ثم على ثم قال انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» و نيز شيعه و سنى در ذيل آيه تطهير به اين حديث عائشه اشاره كرده‏اند.
27) رحمانى همدانى، احمد، الامام على‏عليه السلام، ص .284
28) علامه طباطبائى، الميزان، ذيل آيه مباهله.
29) منبع مذكور، ج 5، ص 65 و نيز طبرى در جامع البيان عن تأويل آى القرآن، ج 3، ص 407، در ذيل آيه مباهله در ضمن حديث شماره 5666 و حديث شماره 5671 همراهان پيامبر را فقط فاطمه و حسنين معرفى مى‏كند ولى همو در ضمن حديث شماره 5675 از منذربن ثعلبه از علباءبن احمر اليشكرى نقل مى‏كند كه چون آيه مباهله نازل شد رسول خدا به دنبال على و فاطمه و حسنين فرستاد.
30) در سيره حلبى، ج 3، ص 236 آمده است كه عمر گويد از رسول‏خدا پرسيدم اگر شما ملاعنه مى‏گرديد دست چه كسى را مى‏گرفتيد؟ آن حضرت فرمود دست على و فاطمه و حسن و حسين و عائشه وحفصه را مى‏گرفتم. سپس حلبى اضافه مى‏كند كه زيادت «عائشه و حفصه» در اين روايت شاهدش آن بخش از آيه است كه مى‏فرمايد: «و نساءنا و نساءكم». و خطاى حلبى در اين استشهاد واضح است چون اگر «نساءنا» به معناى همسران رسول‏خدا باشد پس چرا فاطمه همراه رسول‏خدا بود و اگر «نساءنا» بر دختر رسول‏خدا تطبيق كند پس چرا همسران رسول‏خدا حاضر شدند. و از خلال نكاتى كه در تفسير آيه مباهله خواهيم گفت قرائن كذب اين خبر واضح‏تر خواهد شد.
31) احمدى ميانجى، على، مكاتيب الرسول، ج 2، ص 506؛ سبيتى، عبدالله، المباهله، ص 109؛ محمدرشيد رضا، المنار، ذيل آيه مباهله به نقل از ابن‏عساكر؛ جلال الدين سيوطى، الدرر المنثور، ذيل آيه مباهله به نقل از ابن‏عساكر.
32) سبيتى، عبدالله، المباهله، ص .109
33) علامه طباطبائى، الميزان، ذيل آيه مباهله ص .243
34) محمدبن الطاهر ابن عاشور، التحرير والتنوير، ذيل آيه مباهله.
35) اين مطلب از گزارش سيدبن طاووس در اقبال الاعمال، ص 512 استفاده مى‏شود كه سابقا نقل شد.
36) تاريخ يعقوبى، ج 1، ص 452 ولى بلاذرى و ابن‏كثير و ابن‏قيم جوزى و عبدالمنعم كاتب اين صلحنامه را مغيرةبن شعبه دانسته‏اند. ابويوسف كاتب را عبدالله بن ابى‏بكر دانسته است. و نيز بلاذرى از يحيى بن آدم نقل مى‏كند كه مكتوبى از صلحنامه نزد اهل نجران ديدم كه زير آن نوشته شده بود «كتب على‏بن ابى‏طالب». بيهقى در سنن كبرى و نيز ياقوت حموى در معجم‏البلدان آورده‏اند كه اهل نجران در دوران زمامدارى آن حضرت به نزد او آمدند و صلحنامه خود را آوردند و گفتند اين خط شماست و به نقل ديگرى گفتند اين خط شما و املاء رسول‏خدا است. آنگاه اشكهاى على ع به گونه‏اش جارى شد. سپس سربرداشت و گفت اى اهل نجران اين آخرين چيزى بود كه در پيشگاه رسول‏خدا نگاشتم. احمدى ميانجى، على، مكاتيب الرسول، ج 3، ص 169 و .170
37) شيخ مفيد، الارشاد، ج 1، ص .226
38) ابن‏سعد، الطبقات الكبرى، ج 1، ص 288 و نيز نگاه كنيد به تاريخ يعقوبى، ج 1، ص 452؛ ابن‏شبه، تاريخ المدينة المنورة، ج 2، ص 585؛ ابوالفتوح رازى، تفسير، ذيل آيه مباهله؛ حاجى نورى، مستدرك الوسايل، ج 11، ص 133؛ ابن‏كثير، البداية و النهاية، ج 5، ص 66؛ مرحوم استاد احمدى ميانجى در مكاتيب الرسول اختلاف منابع در نقل متن اين صلحنامه را به دقت بررسى كرده و لغات مشكل آن را توضيح داده است. ايشان علاوه بر منابع بالا از فتوح البلدان و الاموال لابى عبيدة و الاموال لابن زنجويه و الخراج لابى‏يوسف نيز ذكر به ميان آورده است.
39) الارشاد، ج 1، ص .227
منبع:کتاب مباهله


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64598574909095372536.gif

گلپر
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۴:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46361395985559330219.gif

در سال دهم هجري گروهي از مسيحيان نجران در مدینه منوره نزد حضرت رسول ( ص ) آمدند و درباره حضرت عيسي با او گفتگو کردند . چون بحث به نتيجه نرسيد ، رسول خدا به فرمان پروردگار فرمود : « ما و شما ؛ پسران ، زنان و خودمان مباهله مي کنيم تا دروغ گويان مشمول لعنت الهي گردند » .
در آن روز ( 24 ذي الحجه ) ، رسول خدا با علي مرتضي و فاطمه زهرا و حسن و حسين ( عليهم السلام ) براي مباهله بيرون آمدند . مسيحيان چون شکوه و جلال آن بزرگواران را ديدند ، ترسيدند و از مباهله چشم پوشيدند و با رسول خدا مصالحه کردند و جزيه پذيرفتند .
آيات 60 و 61 سوره آل عمران ، درباره اين واقعه افتخار آميز است .

بدین میمنت در محل آن واقعه مسجدی ساخته شده که به مسجد مباهله و یا اجابه معروف است.
مسجد مباهله (http://www.hadj.ir/fa/default1.php?part=holy&id=madine1) پشت ديوار شمالي بقيع و در خيابان ستين است و فاصله چنداني با مسجد النبي ندارد.


http://askquran.ir/gallery/images//71903/medium/1_____________2.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//71903/1_____________2.jpg)


http://askquran.ir/gallery/images//71903/medium/1_____________3.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//71903/1_____________3.jpg)


http://askquran.ir/gallery/images//71903/medium/1_____________4.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//71903/1_____________4.jpg)


http://askquran.ir/gallery/images//71903/medium/1_____________5.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//71903/1_____________5.jpg)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46361395985559330219.gif

گلپر
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۴:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46361395985559330219.gif

http://askquran.ir/gallery/images//71903/medium/1___________1.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//71903/1___________1.jpg)


درعربستان پیش از اسلام، زن هیچ جایگاهی نداشت. زن به عنوان كنیزی كه در خدمت مرد قرار می گرفت تا كارهای خانه اش را انجام دهد، ایفای وظیفه می نمود.او در مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره حق دخالت و اظهارنظر نداشت. در چنین شرایطی بود كه اسلام ظهور نمود، دیگر به جنس انسان اهمیتی نمی داد بلكه انسانیت وی حائز اهمیت بود. زنان صاحب حق و حقوقی شدند و دیگر كمتر مورد ظلم قرار می گرفتند. در چنین شرایطی كه دختران زنده به گور می شدند و برای زنان در جامعه هیچ شخصیتی قائل نبودند. حضرت زهرا علیهاالسلام پا به عرصه هستی نهاد و همگان از كارهای پیامبر(ص) نسبت به ایشان تعجب می نمودند. پیامبراكرم با آن مقام مادی و معنوی، خم شده و دستان دختر خود را می بوسید و به او احترام ویژه می گذاشت. البته خیلی ها به اشتباه تصور می كنند كه ارزش حضرت به خاطر این بوده است كه ایشان دختر نبوت، همسر ولایت و مادر امامت بوده اند. حال آنكه باید در نظر داشت كه ایشان شایستگی و ارزش آن را داشته كه در این مسندها جای گرفته است.با بررسی تاریخ روز مباهله پی می بریم كه خود حضرت زهرا(س) آن قابلیت را داشته و از مقام والای معنوی برخوردار بودند كه به همراه پیامبر(ص) به مباهله می روند. چرا كه در درگاه الهی قرب داشته و دعا یا نفرین ایشان به استجابت می رسید.مباهله با مسیحیان نجران كار ساده ای نبود كه با هر زن و مرد عادی بتوان آن را به اجرا درآورد بلكه افراد شركت كننده در مباهله باید به درجه ای از حق و یقین رسیده باشند كه خدای متعادل درخواست آنان را پاسخ گوید.این كه حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام در مراسم مباهله شركت داشته، حاكی از عظمت شخصیت ایشان می باشد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46361395985559330219.gif

ابدیت
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۴:۵۱
مفاخره حضرت علی(علیه السلام) و فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

*****
مرغ سحر اگر دمی ناد علی(ع) نوا کند
در دل و جان عاشقان محشر از آن به پا کند
هر که بدید گوشه ی ابروی چون هلال او
پشت کند به عالم و از همه انزوا کند

گر مددی کند ورا همت عالی علی(ع)
شرح دهد مفاخره یادی از آن هما کند
مهر علی چو کیمیا بر دل عاشقان او
قلب من شکسته را فضّه او طلا کند

همسر جان عارفان ،کشتی نوح راغبان
نور بهشت از او بود لب چو به خنده وا کند
موسم حج و می روم در طلبش به سعی او
آب حیات حب او سعی مرا صفا کند

پیرهنی که می دهد عطر نماز قدسیان
فاطمه با دو دست خود بر تن آن گدا کند
کیست که در رکوع خود خاتم اسم اعظمی
میدهد و به جود خود حق زکات ادا کند

وصف حسن چه گویمت هست کریم اهل بیت
کز کرم او به دشمنش خون جگر عطا کند
چونکه حسین می خورد شیر خدا ز فاطمه(س)
صولت حیدر آورد شور به کربلا کند

زاده ی زمزم و صفا حرمت مکه و منا
آنکه رسول(ص) در پی اش بانگ به یا أخا کند
سیده النساء از او ،حرمت کبریا ازو
مهر علی(ع) چون از ازل قسمت او خدا کند

ناد علی چو در أحد ،خواند رسول و می شنید
زمزمه ای کز آن مَلک ذکر به لافتی کند
نان یتیم چون برد دُرّ یتیم می برد
مهر و صفای او گره ،از لب غنچه وا کند

ساقی حوض کوثر است شیر خدا و حیدر است
بهر سلامت نبی جان جهان فدا کند
وصف علی(ع) و فاطمه(س) من چه کنم خدا مگر
بعد نزول "هل أتی" "واقعه"ای بپا کند

باد صبا چو بگذری بر سر خاک کوی او
گو که به شُکر دولتش یادی از این گدا کند
یا اگرت گذر فتد بر سر زلف پُر شکن
گو که ز زلف و کار ما عزم گره گشا کند

"مهدی" اگر بجان کشد ابروی چون کمان او
تیر هلاک دشمنان باشد از آن رها کند

http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/11/sajaade_by_photographystation-d4fc95w.jpg



منبع: ادیان نیوز
شاعر و سراینده: مهدی مکّنی

ابدیت
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۴:۵۶
http://www.askquran.ir/member31977-albums762-6060.gif

فصل پنجم از کجا آغاز کنم ؟!
از کودکی که بر پشت پیامبر سوار می شد
یا او که در روز مباهله
در حالی که کودکی بیش نبود
دست در دست رسول راهی شد
یا از مردی بگویم که در صحرای کربلا
مظلومانه...
نه... مظلومانه...نه...
شجاعانه جنگید
در حالی که نه رمقی در بازوانش باقی مانده بود
و نه آبی در مشک اش
با کدامین واژه توصیف ات کنم سردار
با کدامین زبان
ساقی قلب های تا ابد تشنه
سردار قلبهای نا آرام
http://www.askquran.ir/member31977-albums762-6060.gif

*صافات*
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۶:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64211143676482328889.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64211143676482328889.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14131311426499679958.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14131311426499679958.gif)




فاطره ذبیح‏ زاده


چون همیشه، ایمانی راسخ در دریای نگاهت موج می‏زد.
تمام فانوس‏های هدایت را روشن کردی، دلیل و برهان قاطع برایشان آوردی، معجزه قرآن را به همه نمایاندی و حتی انجیل را بر صدق گفتارت گواه گرفتی؛ ولی نور هدایت، راه نفوذی در دل‏هایشان نیافت.
خدا بر ضمیر نهانشان آگاه بود و نیت‏های ناپاکشان را می‏دید؛ پس وحی فرستاد که پیامبرم! «به آنانی که بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، با تو ستیز می‏کنند بگو که فرزندان و زنان و نزدیکان خود را گرد آوریم و لعنت...»
شما پنج نفر...
روز مباهله فرا رسید. تلاطم مهیبِ شک و تردید، آرامش پوشالی قلب‏هایشان را درهم کوبیده بود. آرزو می‏کردند تو را با گروهی از یاران و سربازانت ببینند تا اینکه با خاندان سراسر نورت به میدان مباهله قدم بگذاری.
ولی تو آمدی؛ با دنیایی که محو تماشای جمال و هیبت خاندان پاک و روحانی‏ات شده بود. قلب زمان از استواری گام‏های علی علیه‏السلام به تپش افتاد و گل‏های یاس، به تماشای فاطمه علیهاالسلام عطرافشان شدند. دست در دانه اهل آسمان، حسن علیه‏السلام ، را در دستان مهربانت داشتی و جگرگوشه‏ات حسین علیه‏السلام را عاشقانه به سینه چسبانده بودی. زمین بر آسمان فخر می‏فروخت که بر پشت او گام می‏نهید و آسمان از دیدن آن همه شکوه و وقار، به وجد آمده بود. باد، عظمت ایمانتان را در گوش هزار سرو آزاد نجوا کرد و یک دشت شقایق، شیفته پاکی نگاهتان شد... . و نجران، به حقانیت این خاندان، اعتراف کرد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14131311426499679958.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14131311426499679958.gif)

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۶:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42023168029550054759.gif

مباهله، اثبات صدق دعوت پیامبرمباهله پیامبر با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبر کسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر به درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42023168029550054759.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۷:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14131311426499679958.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14131311426499679958.gif)


ويژگي هاي اعجاز مباهله:


داستان مباهله در منابع تاريخي و حديثي فراواني به صورت مفصّل آمده و آن چه گذشت اشاره اي گذرا و کوتاه به آن حادثه فضيلت آفرين بود.مرحوم سيد بن طاووس پس از گزارش مفصّلي که از رويدادهاي اين روز بزرگ مي آورد، شانزده کرامت و معجزه مخصوص اين روز را برشمرده،مي نويسد:
«روز مباهله پيامبر اکرم (ص) با نصاراي نجران،روز بزرگي بوده که در بر دارنده چندين معجزه و کرامت است از جمله:

1.دراين روز،خداوند جلّ جلاله براي اوّلين بار باب مباهله را که جدا کننده حق از باطل است،درآيين اسلام گشود،آن گاه که منکران برهان هاي روشن را نپذيرفتند.
2.دراين روز، سر بلندي خداوند و رسول او آشکارگرديد، زيرا نصاراي اهل کتاب واداربه پذيرش ذّلت، پرداخت جزيه وتسليم فرمان و خواست نبوي(ص) شدند.
3.روزمباهله روزي بود که سرا پرده هاي نيرو هاي الهي و قدرت نبوي برافراشته شد و افراد را فرا گرفت.
4.روزمباهله،روزي بود که رسول خدا (ص) از مقامات بلند و اختصاصي اهل بيت (ع) پرده برداشت.
5.روزمباهله،روزي بود که خداوند اين حقيقت راروشن ساخت که امام حسن و حسين(ع) با وجود خردسالي از اصحاب رسول خدا (ص) و کساني که در راه رسالت جهاد کردند، براي مباهله شايسته تر و سزاوارترند.
6.روز مباهله، روزي بود که خداوند اين نکته را آشکارساخت که دخت بزرگوار رسول خدا،حضرت فاطمه زهرا(س) در مقام مباهله،از پيروان و افراد شايسته و مورد عنايت رسول خدا (ص) شايسته تر است.
7.روزمباهله روزي بود که خداوند اين حقيقت را بيان کرد که مولا علي بن ابي طالب (ع)جان و نفس رسول خدا و از معدن ذات و صفات اوست،اراده خدا است و اگر چه اين دو بزرگواراز لحاظ صورت و ظاهر با هم متفاوت هستند اما در باطن و معنا در تمام فضيلت ها، وحدت دارند.
8.روز مباهله،روزي بود که تا آن جا که ما از احاديث و روايات صحيح سراغ داريم هيچ روزي مشابه آن در تاريخ اسلام وجود ندارد.
9.روزمباهله، روزي بود که زبان مدّعيان بسته شدو خداوند آشکار ساخت که اهل بيت (ع) ازتمامي تقرّب جويندگان به او از راه اطاعت و عبادت، نزديک او گرامي تر هستند.
10.روز مباهله، روز تعيين «برهان صادقي» است که خداوند در آيات مقدّس قرآن بدان دستور داده است.
11.روزمباهله براي تصديق صاحب نبوّت از تحدّي و هماورد طلبي قرآن رساتر و دلالت آن از تحدّي رسول اکرم (ص) با قرآن آشکارتراست، زيرا مشرکان در برابر قرآن گفتند: «لو نشاء لقلنا مثل هذا؛ اگر مي خواستيم ما نيز مي توانستيم مشابه آن سخن را بگوييم».-اگرچه سخن آنان مدعا و بهتاني بيش نبود-اما نصارا در برابر مباهله اقدام به انکار آن نکردند و به خاطر ظهور حجّت و نشانه هاي نبوّت تسليم شده و حاضر به مباهله نگشتند.
12.درروزمباهله، خداوند با روشن کردن برتري اهل بيت (ع) که به صفات الهي آراسته بودند،آتش جنگ را خاموش کرد و جان مسلمانان را از رنج جهاد نگاه داشت».سيّد بن طاووس در پايان مي نويسد:
«روزمباهله، بزرگ تر از آن است که ما بدان اشاراتي داشتيم زيرا ما فقط بخشي از فضيلت هاي آن را که خداوند ما را بدان رهنمون شده بود، يادآور شديم بنابراين اين روز يکي از بزرگ ترين روزهاي بشارت و گرامي ترين روزهاي نيک بختي است ازاين رو شايسته است که در آن مجالس و محافلي براي تشکر از خداوند و ستايش او -جلّ جلاله- تشکيل گردد و نيز سزاوار است که در اين روز به اندازه عزّت و سربلندي اهل بيت (ع) بدان توجه شده و ازآن تعظيم شود».


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14131311426499679958.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14131311426499679958.gif)

مجیب
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۲۰:۳۳
به دستــــور پــــروردگــــار جـــــــــلال
بود خـــــلقت عیسی انــــدر مثـــــال







چــــــو آدم که او را زخــــــــاک آفریــد
که چون گفت شو، ناگهان شد پدید







پس از این هر آن کس که ورزد جلال
کـــه در بـاب عیسی بود آن مقـــــال







کنـون چون به وحـــــــی یگانــــه خدا
شـــدی آگه از حــالش ای مصطفـــی







بـــــگو پس بیـــایند تا ایــــن زمـــــان
همــــــه گـــــرد آییم دریــــک مـــــکان







به همــــراه انفــــاس و اطفــــال و زن
تبـــــاهــل نمــــاییـم ای انـجمـــــــن







نمـــــــاییـم نفـــــــرین بر یــکدیـــــــگر
بـــه درگـــاه پروردگـــار بشــــر







کـه ناراست گــــو را به خشــــم خــدا
نمـــاییم با این عمــــل مبتــــلا

مجیب
۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۲۰:۳۶
﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾
پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
(سورهٔ آل‌عمران-آیهٔ ۶۱)



http://www.askquran.ir/member16548-albums1099-25811.jpg

( نماد روز مباهله در مدینه)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۹, ۰۰:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64211143676482328889.gif

پیامبر، سرشار از یقین بود و تو پر از تردید.
هنوز در گوش‏هاى ناباورى ‏ات، آن دعوت صریح تکرار مى‏ شود؟
هنوز سه واژه‏اى که از فراوانى سرشارند، ترس غریب درونت را کبریت مى‏ زنند؟

«...ابنائنا...، نسائنا... انفسنا... نکند محمد خواص خود را به همراه بیاورد!
نکند به شیوه پیغمبران، هنگام مباهله زانو بزند! نکند...».

مباهله را پذیرفته ‏اى اسقف!
اما ذهنت، این صخره لجوج، هنوز سیلى خور امواج کلمات است.

نمى ‏توانى برجستگى ملموس آن سه واژه را انکار کنى،
تکرار مى ‏شوند...تکرار مى‏ شوند... در قالب فراخوانى مقتدر:
«فَقُلْ تَعالَوا ندْعُ «أَبْنائنا» و أَبْنائکُمْ وَ «نِسائَنا» و نِسائَکُمْ
و «أَنْفُسَنا» و أنْفُسَکُم ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَل لَعْنَهَ اللّهِ عَلَى الکاذِبینَ».

انجیل را دوباره مرور کن:
این‏بار، رو به روى دو راهى اقرار و نابودى قرار گرفته‏ اى.

جدل، صحراى وسیعى است که تو را به این ورطه کشانده است.
اضلاع وجودند اینان که در تدارک نفرینند.

درست مى ‏بینى اسقف!
پیامبر با خواص خود آمده است
و ردایى نورانى این پنج تن را پوشانده است.

به آن دو نهال روشنایى نگاه کن؛ ببین که مسیح،
چه هم‏زادان بى ‏بدیلى در این سوى تاریخ دارد.
تو نیک مى ‏دانى که این دو هیئت نورانى
چه جمع مبارک فراوانى در پى آورده‏ اند.

در برابر آفتاب کویر دست ‏خالى!
توفان شن را فراموش کن!
تو هیچ پرده‏اى ندارى که روى حقیقت خورشید بکشى.
نیستى‏ ات را رقم نزن؛ مگر نمى‏ دانى که روز را نمى ‏شود انکار کرد؟!

و تو در برابر آفتابى.
انجیل را دوباره مرور کن و ببین،
این مقدسه عفیف، تو را به یاد مریم مقدس نمى ‏اندازد؟

این چه دارایى کامل و شاملى است که همراه محمد است؟
این زهراست که مى ‏آید؛ قطعه گمشده تاریخ، پیدا شده
و شمار بهترین زنان عالم، با او تکمیل شده است.

تو در برابر قرینه مادر مسیحىْ اسقف!
هیچ زن دیگرى در پى پیامبر نیست.
این سیده نساءالعالمین است.

بانگ مرگ مى‏ وزد
توده ظلمانى درونت را قانع کن.
شش روز از غدیر مى ‏گذرد و نه تنها تو،
که از مکه تا مدینه، تمام ذرات خاک هم على را مى‏ شناسند.

یکى است؛ اما هزاران است، مرد پولادین حماسه‏ ها.
جان نبى است این که در وعده انفسنا لبریز است.

ابو حارثه!چهره ‏هایى مى ‏بینى
که اگر از خدا بخواهند کوهى را از جاى برکنند، البته خواهند کرد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07933739673410999514.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۸/۱۹, ۰۱:۰۰
http://www.uploadtak.com/images/s8669_mabaheleh.jpg


روز مباهله و سال‌روز نزول آیه تطهیر
بیست و چهارم ذی‌الحجه روز مباهله نام گرفته و روزی است بسیار گرامی و دارای فضیلت بسیار. در این روز که روز نزول آیه «تطهیر» نیز هست، خداوند مهر تأییدی دیگر بر ارزش‌ها و فضیلت‌های اهل بیت(ع) و جایگاه راستین آنان در درک و شناخت اسلام راستین را بازنمود.


«خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد...»

پیامبر اکرم عبا بر دوش گرفته است و علی بن ابی‌طالب(ع)، فاطمه(س)، حسن و حسین(علیهما السلام) را زیر آن عبا گرد آورده است و در همان حال این جملات از سوی خداوند تعالی بر او نازل گشته است.

این واقعه در روز بیست و چهارم ذی الحجه اتفاق افتاده است. روزی که بنا شده بود، پس از مذاکرات بسیار پیامبر با مسیحیان نجران، بنا شده بود در مکانی با آنان گرد آید و مباهله کند.

مسیحیان نجران، پس از گفت‌وگوی بسیار پیامبر با ایشان گفته بودند: «گفت‌و گوهای شما ما را قانع نمی كند. راه این است كه در وقت معینی با یكدیگر مباهله نمائیم و بر دروغگو نفرین بفرستیم، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاك و نابود كند.»

در این هنگام بود که حضرت جبرائیل نازل گردید، آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور کرد تا با كسانی كه با او مجادله می كنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد:

«فمن حاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائكُم وَ نِسائنا و نِسائكُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـكُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علی الكاذبین.» (آل عمران / آیه 61) «پس هرکه بعد از رسیدن به علم با تو محاجه کرد... پس بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را فرا خوانیم، آن‌گاه مباهله کنیم و لعنت خداوند را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.»

چنین بود که دو طرف مذاکره‌کننده رضایت دادند که بحث و گفت‌وگو را پایان دهند و قرار بر این شد که فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود با یکدیگر مباهله نمایند و از خداوند بخواهد که دروغگویان را عذابی نازل کند و به کیفر برساند.

اکنون بیست و چهارم ذی الحجه است و روز مباهله فرا رسیده است. پیامبر اسلام فاطمه را به مصداق «نسائنا»، حسن و حسین را به مصداق «ابنائنا» و علی را به مصداق «انفسنا» (که نفس و خویشتن پیامبر اسلام است) فراخوانده و آنان را در زیر عبای خویش و در محضر پروردگار خویش گردآورده، این عزیزترین کسانش را تا چون گواهی بر صدق رسالتش به مباهله با مسیحیان بیرون رود. و در همین لحظه فرشته وحی آیه تطهیر را بر او نازل می‌کند که:

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» / «خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد.»

و چنین بود که وقت مباهله فرا رسید. قبلاً پیامبر و هیئت نمایندگی «نجران»، توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر از میان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برگزیده است كه در این حادثه تاریخی شركت نمایند. زیرا در میان تمام مسلمانان، نفوسی پاك تر، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن، وجود ندارد.

پیامبر در حالی رهسپار محل قرار شد كه حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب (ع) پشت سر وی حركت می‌كردند؛ پیامبر (ص) این چنین گام به میدان مباهله نهاد، او پیش از ورود به میدان «مباهله»، به همراهان خود گفت: من هر وقت كه دعا كردم، شما دعای مرا با گفتن آمین بدرقه كنید.

شاید سران هیئت نمایندگی نجران گمان می‌کردند که محمد(ص) با افسران و سربازان خود به میدان مباهله بیاد و شكوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما دهد. اما پیامبر وارد شد در حالی که جز جگرگوشه‌هایش کسی همراهش نبود.

مسیحیان نجران که صحنه آمدن بی پیرایه پیامبر به صحنه مباهله را دیدند، همگی با بهت و حیرت به چهره یكدیگر نگاه كردند و از اینكه او فرزندان معصوم و بی‌گناه و یگانه دختر و یادگار خود و داماد و پسرعمویش را به صحنه مباهله آورده، انگشت تعجب به دندان گرفتند.

آنان دریافتند كه پیامبر، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یك فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره‌هایی را می‌بینم كه هر گاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهی بخواهند كه بزرگ‌ترین كوه‌ها را از جای بكند، فوراً كنده می‌شود. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد بافضیلت، مباهله نمائیم.

و چنین بود که هیئت نصرانیان نجران درخواست مباهله را پس گرفتند و از پیامبر خواستند تا تحت حاکمیت حکومت اسلام درآیند.

از این روی روز بیست و چهارم ذی الحجه، در تقویم دینی اسلام، روزی با اهمیت شد و مهر تأییدی دیگر بر حقانیت خاندان پیامبر اکرم(ص) و اسلام راستین گردید.
منابع:
1. جعفر سبحانی، فروغ ابدیت.
2. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.
3. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16868999723422702607.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۱۹, ۰۷:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42023168029550054759.gif

نزول آیه تطهیر در روز مباهله
روزی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42023168029550054759.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۸/۱۹, ۱۷:۰۴
مباهله، سالروز نزول آیه تطهیر و اثبات درستی بیان راستین

http://www.ad.gov.ir//files/cache/files_news_222026222[5e83f230c8e5444324e1ac605db8f97c].jpg




محمد امین عبایش را بر سر علی و فاطمه و حسن و حسین گشوده است و خداوند آیه تطهیر را نازل می‌کند
خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد
و مباهله روز مرور خانواده علی است، روز آموختن روش زندگی آسمانی و الهی
مباهله سالروز اثبات کلام راستین محمد است......
و روز دعاهای مستجاب، به حرمت فرزندان فاطمه (س)