PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ¤**¤ اعتبارسنجى استخاره با قرآن ¤**¤



معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۱۹, ۰۶:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07716668565693826557.gif



چكيده:



اين مقاله به بررسى سندى و دلالى روايات مؤيد استخاره با قرآن مى پردازد و با نگاهى مجموعى به روايات وارد شده در مقام شك و ترديد، اين نتيجه به دست مى آيد كه استخاره با قرآن و نتيجه آن، به هيچ وجه قابل انتساب به شارع نيست و تنها فايده اش، مشخص كردن يكى از دو طرف ترديد در موارد بدون ترجيح است.

اين نقش را هر راه غيرشرعى ديگر نيز مى تواند ايفا كند، اما به رجاء اينكه ممكن است اين راه از طرف شارع پيشنهاد شده باشد، مى توان از آن بهره مند گرديد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۲۰, ۰۷:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



مقدمه




بدون ترديد خداوند از لطايف امور و غوامض احوال آگاه است; اما انسانِ محدود به زمان و مكان، به حقيقت بسيارى از كارهاى خويش جاهل و ناآشنا است و چون نگران آينده خويش است، همواره به دنبال راهى است تا از نتيجه كارهاى خود آگاه شود. در منابع اسلامى توصيه هايى در اين زمينه وجود دارد; ازجمله انديشيدن درباره عاقبت كار، مشورت با افراد آگاه، طلب خير كردن از خدا و توكل به او، و ... .

يكى از پرطرفدارترين روش ها براى تشخيص در ترديدها، استخاره با قرآن است كه در تصميم گيرى هاى مهم تأثير بسزايى دارد. چه بسيار تصميمات مهمى كه متأثر از استخاره با قرآن، منقلب و چه بسيار كارهاى خيرى كه در اثر استخاره با قرآن، ترك مى شوند. آيا مى توان خيرى را كه خداوند براى انسان مقدر مى كند، فهميد؟ آيا خداوند راهى براى بندگان قرار داده است تا در هر كارى نظر خدا را به صورت جزئى، جويا شوند و طبق آن عمل كنند؟ و آيا قرآن راه مناسبى براى اين تشخيص است؟ آيا در دو راهى ها مى توان سختى تصميم گيرى را با استخاره آسان كرد؟ بهترين راه براى يافتن جواب، مراجعه به شرع و جويا شدن نظر شارع است كه آيا استخاره با قرآن به گونه اى كه اكنون رواج يافته است، مورد تأييد شارع است يا خير؟

از اين رو ابتدا به رواياتى اشاره خواهيم كرد كه به استخاره، در معانى اى غير از معناى شايع آن، توصيه كرده اند; سپس به رواياتى خواهيم پرداخت كه تأييدى بر استخاره با قرآن به شمار مى آيند و اعتبار و دلالت آنها را در كنار ديگر روايات بررسى خواهيم كرد.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۰۷:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



معناى استخاره




معناى لغوى


استخاره در لغت به معناى »طلب خير كردن« است، و كسى يا چيزى كه از آن طلب خير مى شود به صورت مفعول فعل »استخار« مى آيد.1 ابن ادريس در سرائر مى گويد: »استخاره در كلام عرب دعا است«. او به نقل از يونس بن حبيب لغوى مى گويد: معناى »استخرت الله« اين است كه از خدا خواستم مرا به بهترين چيزى كه قصد مى كنم موفق بدارد.2


معناى اصطلاحى


استخاره در اصطلاح ائمه و اصحاب ايشان نيز به معناى لغوى آن، يعنى طلب خير است، اما امروزه در معناى فهميدن خوب و بد يا خير و شر بودن كارى با استفاده از قرآن يا تسبيح استعمال مى شود. البته اين معنا را مى توان برآمده از معناى لغوى آن دانست; به اين صورت كه به وسيله استخاره با قرآن يا تسبيح، از خداوند طلب خير مى شود. بنابراين معناى اصطلاحى استخاره معناى عامى است كه به روش هاى مختلف انجام مى گيرد.
براى بررسى معناى مورد نظر ائمه از استخاره و روشى كه براى آن ارائه فرموده اند، بايد به بررسى رواياتى بپردازيم كه در آنها لفظ استخاره و توصيه به آن بيان شده است.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۸/۲۷, ۰۸:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



توصيه فراوان ائمه به استخاره هاى دعايى و ذكرى



در اغلب موارد، استخاره در روايات به معناى طلب خير از خداوند وارد شده است. در بعضى از روايات در مواردى كه براى سائل شك ايجاد شده است، اذكار يا دعاهايى توصيه شده است، مانند »استخير الله« و »استخير الله برحمته« يا دعاهايى با همين مضمون; و در برخى ديگر قبل از انجام هر كارى به اين طلب خير امر شده است.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

* ثقلین *
۱۳۹۱/۰۸/۳۰, ۱۲:۲۴
بسم الله الرحمن الرحیم



http://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gif سلام علیکم و رحمة الله و برکاته http://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gif

به شما پیشنهاد میکنم برای هر کار بزرگ و کوچیکی استخاره کنید واقعا تاثیرات زیادی داره

به تجربه دارم میگم

کاملا هم واقعیه

اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم ان شاءالله

yanoor
۱۳۹۱/۱۲/۰۵, ۰۶:۴۸
بسمه تعالی

با توجه به تجربیات شخصی در کارهای مهم و وقتی بین
دو کار مانده ایم استخاره با قرآن کریم راه را به ما نشان می دهد
و باید به آن عمل کرد ...

اگر مخالف استخاره عمل شود حتما پشیمانی به دنبال خواهد داشت

و بهتر است دراین زمان مرتب با توکل و صدقه از خداوند متعال و مصومین ع
بخواهیم کارهایمان را ختم بخیر بگردانند

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۳/۱۸, ۱۱:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif


توصيه به استخاره دعايى قبل از انجام هر عمل

دسته اول: رواياتى كه استخاره را در معناى ذكر و دعا به كار برده و اختصاصى به مورد شك ندارند; مانند روايات معتبرى كه شيخ صدوق در كتاب من لايحضره الفقيه آورده است:

امام صادق(ع) فرمودند:
هيچ بنده اى از خدا هفتادبار به اين صورت استخاره نمى كند مگر اينكه خدا به او خير مى دهد; بگويد: »اى بيناترين ناظر، و اى شنواترين شنوا، و اى سريع ترين حساب رس، و اى رحيم ترين بخشنده، و اى حاكم ترين حكم كننده، بر محمد و اهل بيتش درود فرست و در فلان كار برايم خير پيش آور.3
در روايت ديگرى امام صادق(ع) درباره استخاره فرمودند:
انسان در آخر سجده نماز صبح [يا نافله صبح] صد و يك بار استخاره كند [استخير الله بگويد] و حمد خدا گويد و صلوات بر پيامبر و آلش بفرستد، سپس پنجاه بار استخاره كند، سپس حمد خدا گويد و صلوات بر پيامبر و آلش فرستد و صد و يك بار را تمام كند.4
در اين دو روايت لفظ استخاره در كلام امام استعمال شده است و در هر دو، دعا و ذكر را به عنوان روش طلب خير بيان كرده است. روايات ديگرى نيز وجود دارد كه همين معنا در زبان راوى روايت نيز به كار رفته است:
مرازم از امام صادق(ع) روايت كرده است كه فرمودند:
هركس خواست كارى را انجام دهد، ابتدا دو ركعت نماز بخواند، سپس حمد خدا و ثناى او گويد و صلوات بر پيامبر فرستد و بگويد: »خدايا اگر در اين كار خيرى براى دين و دنياى من است، آن را برايم آسان و مقدر كن، و اگر اين طور نيست، آن را از من دور گردان«. مرازم مى گويد پرسيدم: چه سوره اى در نماز بخوانم. حضرت فرمود: هر سوره اى خواستى; اگر خواستى قل هو الله و قل يا ايها الكافرون را بخوان كه قل هو الله معادل ثلث قرآن است.5
نيز از امام صادق(ع) روايت شده است كه هرگاه مى خواستند عبدى يا حيوانى بخرند يا حاجت كوچكى يا كار آسانى داشتند، هفت بار استخاره مى كردند و اگر امر مهمى بود، صدبار استخاره مى كردند.6






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۳/۱۹, ۱۷:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



توصيه به استخاره هاى دعايى در هنگام شك

دسته دوم: رواياتى كه در موارد شك نسبت به انجام كارى، استخاره به وسيله دعا و نماز را توصيه مى كنند; مانند روايت معتبر اسحاق بن عمار كه در كتاب من لايحضره الفقيه آمده است:

اسحاق مى گويد به امام صادق(ع) عرض كردم: خيلى از اوقات وقتى قصد انجام كارى را مى كنم، برايم شك پيش مى آيد كه انجام دهم يا نه; حضرت فرمود:

وقتى اين حالت برايت پيش آمد، دو ركعت نماز بخوان و صد و يك مرتبه »استخير الله« بگو، سپس نگاه كن ببين كدام يك از دو طرف در نظرت مناسب تر است، پس همان را انجام بده كه خير در همان است ان شاءالله، و طلب خيرت را در طلب عافيت قرار بده كه چه بسا براى كسى قطع دست و مرگ فرزند و از دست دادن مال، خير باشد.7
ابن اسباط نيز در روايت موثقى مى گويد به امام رضا(ع) گفتم: فدايت شوم راه ما بسيار پراضطراب و خطرناك است; نظرت درباره اينكه از خشكى بروم يا دريا چيست؟ حضرت فرمود:
از خشكى برو و توصيه فرمود به مسجد رسول الله(ص) برو و در غير وقت فريضه دو ركعت نماز بخوان سپس از خدا صد و يك بار استخاره كن، سپس ببين اگر خدا دريا را برايت عزم كرد بگو... و اگر به خشكى خارج شدى بگو... .8
علاوه بر رواياتى كه ذكر شد، روايات فراوان ديگرى در كتب معتبر وجود دارند كه نشان مى دهند ائمه(ع) چه قبل از انجام كارهاى مهم و چه در مواقعى كه اصحاب در دوراهى ها دچار شك مى شدند، آنها را به استخاره به معناى طلب خير از خدا با دعا و ذكر امر مى فرمودند.9

از مجموع اين روايات كه به استخاره به وسيله دعا و ذكر و نماز توصيه كرده اند، به دست مى آيد كه اصطلاح »استخاره« مانند اصطلاح »استغفار«، در زمان ائمه به معناى لغوى و درخواست خير از خدا به وسيله دعا بوده است. تعدد و شيوع روايات در كتب معتبر شيعه نيز دلالت بر عموميت عمل به اين روايات در ميان شيعيان عصر ائمه دارد. حال بايد بررسى كرد كه آيا معانى معمول امروزى مانند درخواست پيشگويى عاقبت كار، يا سؤال درباره خير و شر بودن كارى از خدا به وسيله قرآن، سابقه اى در روايات دارد؟ و آيا مى توان در مقابل روايات بسيارى كه در مواقع شك، به دعا و نماز سفارش مى كنند، مستندى روايى يافت كه استخاره با قرآن را راهى براى رهايى از دودلى در كارها معرفى كند؟ و در نهايت آيا جايز است كه نتيجه استخاره با قرآن را به شرع و خداى متعالى نسبت داد؟




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۳/۲۰, ۱۷:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



استخاره با قرآن
روشن است كه در ترديد بين دو عمل مباح، مى توان به هر روش مباحى يك طرف را برگزيد. بنابراين اصل در استخاره با قرآن، به اين معنا كه روشى باشد براى رهايى از ترديد و شك، جواز است. البته جواز استخاره، تنها اصلى است كه مبناى بحث درباره مشروعيت استخاره است. به عبارت ديگر، بحث درباره اعتبار استخاره و جواز انتساب نتيجه آن به شرع، از جواز كلى استخاره آغاز مى شود، اما نياز به بررسى دقيق ادله شرعى در ارتباط با آن دارد كه در ادامه آنها را بررسى خواهيم كرد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۳/۲۸, ۲۰:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



ادله روايى استخاره با قرآن

اولين دليل استخاره با قرآن، روايت يسع قمى است كه شيخ در تهذيب نقل كرده است. اين روايت مهم ترين مستند روايى براى اين نوع استخاره هاست و شهيد اول در ذكرى10 با استناد به آن، استخاره به مصحف را در زمره استخاره هاى ديگر قرار داده است.
يسع قمى مى گويد: به امام صادق(ع) گفتم خواستم كارى انجام دهم، از خدا استخاره كردم اما در انجام يا ترك آن به نتيجه اى نرسيدم; پس حضرت فرمود:
از آنجا كه وقتى انسان به نماز مى ايستد شيطان از هر وقت ديگر از او دورتر است، ببين در وقت نماز در قلبت چه چيزى است [قلبت به تو چه مى گويد] پس همان را انجام بده و قرآن را باز كن، پس اولين چيزى كه در آن ديدى به آن عمل كن ان شاءالله.11
در اين روايت امام به راوى مى فرمايد قرآن را باز كن و هرچه در نظر اول ديدى به آن عمل كن; اين توصيه دقيقاً همان چيزى است كه امروزه به عنوان استخاره شايع است.
علاوه بر اين روايت، سيد بن طاووس در كتاب فتح الابواب روايات ديگرى را نقل كرده است كه روش هاى مختلفى را براى تفأل به قرآن ارائه مى نمايند و مرحوم مجلسى نيز در بحار، روايات ديگرى بر روايات فتح الابواب افزوده و مجموعه اى از روايات مؤيد استخاره را يك جا جمع كرده است. در برخى از اين روايات، اصطلاح تفأل چه در كلام معصوم و چه در كلام راويان مورد استفاده قرار گرفته است. درباره استعمال »تفأل« به جاى »استخاره« بيشتر سخن خواهيم گفت، اما در اينجا به متن برخى از اين روايات مى پردازيم:
يكى از روايات را سيد بن طاووس از شيخ خطيب مستغفرى نقل كرده است كه در دعواتش گفته است:
وقتى خواستى به قرآن تفأل بزنى، سه بار سوره اخلاص را بخوان; سپس سه بار بر پيامبر(ص) صلوات بفرست; پس بگو: »خدايا من به كتاب تو تفأل زدم و بر تو توكل كردم، پس از كتابت آنچه كه پوشيده است از سرّ مخفيت در غيبت به من نشان ده«; سپس قرآن كامل را باز كن و فالت را از خط اول صفحه اول، بدون اينكه خطها و صفحه ها را بشمارى بخوان. اين طور از رسول الله(ص) به طور مسند رسيده است.12



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۶/۰۳, ۰۹:۲۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif




در اين روايت علاوه بر اينكه شيخ خطيب (راوى اين روايت) عبارت تفأل را در كتابش به كار مى برد، در دعايى كه براى قبل از تفأل ذكر و به پيامبر(ص) منسوب شده است، عبارت »انى تفألت بكتابك« آمده است، و در نهايت نيز استخاره با قرآن را با عبارت »خذ الفأل من الخط الاول« بيان كرده است. روش ارائه شده در اين روايت، شباهت بسيار زياد به چيزى دارد كه در حال حاضر به عنوان استخاره به كار مى رود.
سيد بن طاووس در يك مجموعه سه روايتى، درباره كيفيت تفأل به قرآن مى گويد:
... بدر بن يعقوب در حرم امام كاظم(ع) درباره كيفيت تفأل به قرآن بدون نياز به نماز، سه روايت به من گفت; اول اينكه قرآن را برمى دارى و اين طور دعا مى كنى: »خدايا اگر در قضا و قدرت اين است كه بر امت پيامبر منت نهى با ظهور ولىّ و پسر نبى ات، پس در آن عجله كن و آن را آسان و كامل بگردان و آيه اى نشانم بده كه مرا راهنمايى كند بر امرى كه انجام دهم يا نهيى كه ترك كنم يا فال را به هر مسير ببرى كه در آن عافيت باشد«; سپس هفت ورق مى شمارى; سپس از صفحه دومِ ورق هفتم، شش خط مى شمارى و به خط هفتم تفأل مى زنى... .13
در اين روايت نيز، هم در كلام راوى يعنى بدر بن يعقوب، عبارت »فى صفة الفأل« آمده است، و هم در دعايى كه ظاهراً منسوب به معصوم است، عبارت »أو ما تريد الفأل فيه« بيان شده است. در روايت ديگرش مى گويد:
دعا مى خوانى; سپس قرآن را باز مى كنى و هفت ورق مى زنى و تمام الله هاى صفحه دومِ ورق هفتم، و صفحه اولِ ورق هشتم را مى شمارى; سپس به همين تعداد ورق مى زنى و از صفحه دوم به بعد به همين تعداد خطوط را مى شمارى و به خط آخر تفأل مى زنى.14




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۱۳:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



در روايت سوم آمده است:

وقتى دعا را خواندى، هشت ورق بشمار; سپس در صفحه اولِ ورق هشتم، يازده خط بشمار و به خط يازدهم تفأل بزن. اين آن چيزى است كه درباره تفأل به قرآن شنيديم و ما دقيقاً آنچه شنيديم نقل كرديم.15
هيچ كدام از اين سه روايت كه در كتاب فتح الابواب نقل شده است، سندى ندارند و حتى مشخص نيست كه از كدام معصوم نقل شده اند و تنها به نقل بدر بن يعقوب الاعجمى16 مستند است كه آنها را به عنوان روايت براى سيد بن طاووس نقل كرده است.

سيد بن طاووس در روايت ديگرى مى گويد:

در بعضى از كتب شيعيان، مطالبى درباره چگونگى تفأل به قرآن يافته ايم و اين عين آن عبارت است: چگونگى تفأل به قرآن: نماز جعفر و دعايش را مى خوانى; سپس قرآن را برمى دارى و در ابتدا و نهايت، فرج آل محمد را نيت مى كنى; سپس مى گويى خدايا اگر در قضا و قدرت اين است كه فرج ولىّ و حجتت را در اين سال و در اين ماه برسانى، ابتداى آيه اى براى ما از كتابت نشان بده تا اين را به ما نشان دهد; سپس هفت ورق مى شمارد و از پشت ورق هفتم، ده خط مى شمارد و نگاه مى كند آنچه در خط يازدهم است; سپس همين كار را براى خودش انجام مى دهد; ان شاء الله حاجتش بيان مى شود.17
در هيچ قسمت از اين عبارت، اشاره اى به نقل آن از معصوم نيست، اما ظاهراً شكل مستند و كامل تر آن، همان روايت مفضل بن عمر از امام صادق(ع) است كه با سند مفصلى در بحار روايت شده است و در ادامه مورد بررسى قرار خواهد گرفت.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۱۳:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif




علامه مجلسى در بحار، تعدادى روايت را علاوه بر آنچه از فتح الابواب سيد بن طاووس آورده است، در تأييد استخاره نقل كرده و مى گويد:

خط شيخ محمد را يافتم كه نوشته بود به خط شيخ [ظاهراً شيخ طوسى] روايت حسنه اى را در تفأل به قرآن ديدم و روايت سوم كتاب ابن قولويه را آورده بود كه مى گويد: يكى از شيعيان روايت كرد كه نزد امام سجاد بودم، وقتى حضرت نماز صبح مى خواندند، صحبت نمى كردند تا آفتاب طلوع مى كرد. در همان روزى كه فرزند امام (زيد) متولد شد، عده اى بعد از نماز صبح نزد حضرت آمدند و بشارت فرزند را آوردند. حضرت رو به اصحاب كردند و فرمودند به نظر شما چه اسمى براى اين مولود بگذارم؟ هركسى نامى پيشنهاد كرد; سپس حضرت به جوانى فرمودند كه قرآن را برايم بياور. قرآن را آوردند. حضرت آن را بر دامنش نهاد و باز كرد و به اولين حرف صفحه نگاه كرد كه چنين نوشته بود: »خدا برترى بسيار زيادى داد مجاهدان را بر نشسته ها«; سپس آن را بست و تا سه بار باز كرد و اول صفحه را خواند كه چنين بود: »خدا مى خرد جان و مال مؤمنين را در مقابل اينكه به آنها بهشت دهد. آنها مى جنگند و كشته مى شوند در حالى كه اين وعده اى است بر گردن خدا كه در تورات و انجيل و قرآن آمده و چه كسى وفادارتر از خداست; پس بشارت بده به اين معامله اى كه انجام داديد و اين رستگارى بزرگى است«; سپس فرمود به خدا او زيد است، به خدا او زيد است، و او را زيد ناميد.18




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

▒▓ GølcĦeReĦ SДđДT ▓▒
۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۱۵:۰۹
درود

مطالب بالا درست...

ولی در مواردی که نیت مهمی دارید بهتره بدین به اهلش که بگیره براتون... مطلقاً خودتون انجام ندین>> چون ما بری از گناه نیستیم!!!

و خوبه کسی اینکارو برامون انجام بده که با خدا نزدیکی خوبی داشته باشه >> اونوقت می تونید با خیال راحت به استخاره عمل کنید و مطمئن باشید.

دیگه امام خمینی ره با اون عظمتشون وقتی برای استخاره می رفتن پیش آیت االه بهاءالدینی که براشون بگیرین ;
دیگه خودتون حساب کنید....

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۶/۱۷, ۱۷:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



با دقت در اين روايت، درمى يابيم كه هيچ دلالتى بر تأييد استخاره به معناى امروزيش ندارد; چون هيچ نشانه اى بر نام زيد در اين آيات نيست و برداشت امام از اين آيات، مختص به علم امام بوده است. علامه مجلسى در بحار در توضيح اين روايت گفته است:
شايد وقتى امام مى دانستند آن فرزندش كه در جهاد شهيد مى شود اسمش زيد خواهد بود، به همين دليل وقتى آيه ها دلالت كردند كه او مى جنگد و شهيد مى شود، پس اسمش را زيد نهادند و در اين عمل اشاره اى به جواز سؤال از قرآن براى انجام افعال مى باشد.19
امام در اين روايت با علم غيبى كه دارند از آيات قرآن استفاده مى كنند و به دليل خصوصيتى كه امام به وسيله آن به قرآن مراجعه كرده است، حتى جواز اين فعل براى كسانى كه چنين علمى را ندارند نيز قابل اشكال است.
مرحوم مجلسى در نقل روايت ديگرى مى گويد:
بعضى از معتمدها از شيخ جعفر بحرينى برايم نقل كرده اند كه او در كتابى از شيعيان ديده كه به طور مرسل از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند: چرا اين كار را انجام نمى دهيد كه هر وقت سختى اى بر يكى از شما پيش آمد، قرآن را بردارد با اين قصد كه كارى از طرف خدا انجام شود. حمد، اخلاص، آيت الكرسى، و عنده مفاتح الغيب، قدر، كافرون و معوذتين را سه بار بخواند و توجه كند به قرآن در حالى كه مى گويد: »اللَّهُمَّ إِنِّى أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِالْقُرْآنِ الْعَظِيمِ مِنْ فَاتِحَتِهِ إِلَى خَاتِمَتِهِ وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ وَ كَلِمَاتُكَ التَّامَّاتُ يَا سَامِعَ كُلِّ صَوْتً وَ يَا جَامِعَ كُلِّ فَوْتً وَ يَا بَارِى ءَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ يَا مَنْ لَا تَغْشَاهُ الظُّلُمَاتُ وَ لَا تَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الْأَصْوَاتُ أَسْأَلُكَ أَنْ تَخِيرَ لِى بِمَا أَشْكَلَ عَلَىَّ بِهِ فَإِنَّكَ عَالِمُ بِكُلِّ مَعْلُومً غَيْرُ مُعَلَّمً بِحَقِّ مُحَمَّدً وَ عَلِىًّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِى بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدً الْبَاقِرِ وَ جَعْفَرً الصَّادِقِ وَ مُوسَى الْكَاظِمِ وَ عَلِىًّ الرِّضَا وَ مُحَمَّدً الْجَوَادِ وَ عَلِىًّ الْهَادِى وَ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِىِّ وَ الْخَلَفِ الْحُجَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدً عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ«; سپس قرآن را باز كند و اسماء جلاله اى كه در صفحه اول است بشمارد و به همان تعداد ورق بزند و به همان تعداد خطها را از صفحه سمت چپ بشمارد و نگاه كند به آخرين سطر و آن را مانند وحيى كه براى كارش به او شده خواهد يافت.20





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۶/۱۷, ۱۷:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif



علامه مجلسى در روايت ديگرى مى گويد:
به خط جد شيخ بهايى ديدم كه از خط شهيد نقل كرده بود كه او هم از خط محمد بن احمد نقل كرده بود كه شيخ طوسى خبر داد به ما با اجازه از حسين بن عبيدالله از... . مفضل بن عمر گفت زمانى نزد امام صادق(ع) بوديم; صحبت از سوره حمد شد; مردى گفت: فدايتان شوم ما خيلى وقت ها تصميم به انجام كارى مى گيريم پس قرآن را برمى داريم و تفكر مى كنيم در كارمان، سپس در اول وقت قرآن را باز مى كنيم و از همان جا براى تصميم مان استفاده مى كنيم. حضرت فرمود: خوب كارى مى كنيد، والله خوب كارى مى كنيد. گفتم: فدايتان شوم چطور اين كار را انجام دهيم؟ فرمودند: وقتى براى كسى از شما حاجتى پيش آمد، نماز جعفر طيار و دعايش را بخواند; سپس قرآن را بردارد و فرج آل محمد را در ابتدا و نهايت نيت كند; سپس بگويد خدايا اگر در قضا و قدرت اين است كه فرج ولىّ و حجتت را در اين سال و در اين ماه برسانى، آيه اى براى ما از كتابت نشان بده تا اين را به ما نشان بدهد، سپس هفت ورق مى شمارد و از پشت ورق هفتم، ده خط مى شمارد و آنچه در خط يازدهم است را نگاه مى كند و اين بيان مى كند حاجتت را; سپس همين كار را دوباره براى خودت انجام مى دهى.21
در روايت ديگرى نيز مرحوم مجلسى مى گويد:
در يكى از نوشته هاى اصحاب چنين يافتم كه گفته بود به خط شيخ يوسف قطيفى اين طور نقل شده كه به خط شيخ علامه جمال الدين حسن بن مطهر از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: هر وقت اراده استخاره به قرآن كردى، بعد از بسم الله بگو اگر در قضا و قدرت اين است كه بر شيعه آل محمد با فرج ولىّ و حجتت بر خلق، منت نهى، بر ما آيه اى از كتابت خارج كن كه به آن بر اين مطلب استدلال كنيم; سپس قرآن را باز كن و شش ورق بشمار و از ورق هفتم در سطر ششم نگاه كن.22



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۲/۰۶/۱۷, ۱۷:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif




محدث نورى نيز در مستدرك، افزون بر آنچه گذشت، دو روايت از رساله مفاتيح الغيب مرحوم مجلسى به اين صورت نقل كرده است:
به خط يكى از فضلا اين استخاره را ديدم: آيت الكرسى را تا »هُمْ فِيها خالِدُونَ«، و »عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ« را تا »كِتابً مُبِينً« مى خواند; سپس ده مرتبه بر محمد و آلش صلوات مى فرستد سپس مى گويد: »اللَّهُمَّ إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ وَ تَفَأَّلْتُ بِكِتَابِكَ فَأَرِنِى مَا هُوَ الْمَكْنُونُ فِى سِرِّكَ الْمَخْزُونُ فِى عِلْمِ غَيْبِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ أَرِنِى الْحَقَّ حَقّاً حَتَّى أَتَّبِعَهُ وَ أَرِنِى الْبَاطِلَ بَاطِلًا حَتَّى أَجْتَنِبَهُ«; سپس قرآن را مى گشايد و آنگونه كه گفته شد انجام مى دهد.23
روايت ديگر نيز مانند همين روايت است با تفاوت اندكى در دعاى آن، و سندش نيز به همان شكل سابق يعنى: »به خط يكى از فضلا ديدم... « است.
آنچه بيان كرديم مجموعه رواياتى بود كه از كل منابع روايى در تأييد استخاره با قرآن به دست آمده است. همان گونه كه بيان شد، در تعدادى از روايات، اصطلاح تفأل براى مراجعه به قرآن و كسب تكليف از آن به كار رفته است; از اين رو براى تحليل و بررسى دقيق روايات، لازم است پيش از هرچيز، توضيحى مختصر درباره معناى تفأل و نسبت آن با استخاره بيان، و اعتبار و دلالت روايت نهى از تفأل بررسى شود.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06067842001736956918.gif