PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نظر قران درمورد كنترل جمعيت چيست؟(بحث سياسي دراين مورد ممنوع)



belher2
۱۳۹۱/۰۸/۲۱, ۱۰:۴۲
با توجه به پيامد هاي افزايش وكاهش جمعيت نظر قران دراين موضوع چيست؟




کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 3

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۳, ۰۴:۲۶
به نام خدا
با سلام

با توجه به پيامد هاي افزايش وكاهش جمعيت نظر قران دراين موضوع چيست؟

قرآن كريم در خصوص كاهش جمعيت واز ترس فقر و گرسنگي مي فرمايد:
وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا(1)
و از بيم تنگدستى فرزندان خود را مكشيد ماييم كه به آنها و شما روزى مى ‏بخشيم آرى كشتن آنان همواره خطايى بزرگ است
مرحوم علامه در توضيح اين آيه مي فرمايند:"معناي آيه اين است كه فرزندان خود را از ترس اين كه مبادا دچار فقر و هلاكت شويد و به خاطر ايشان تن به ذلت گدائي دهيد به قتل نرسانيد ، و دختران خود را از ترس اينكه گرفتار داماد ناجوري شويد و يا به جهت‏ هاي ديگري مايه آبروريزي شما شود مكشيد زيرا اين شما نيستيد كه روزي اولادتان را مي‏ دهيد ، تا در هنگام فقر و تنگدستي ديگر نتوانيد روزي ايشان را برسانيد ، بلكه مائيم كه هم ايشان و هم شما را روزي مي‏ دهيم ، آري كشتن فرزندان خطائي است بزرگ . "(2)


(1)-اسراء/31
(2)-الميزان ، ج 13، ص 116

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۳, ۰۴:۲۹
اما بايد توجه داشت كه كشتن فرزندان از ترس تنگدستي با كنترل مواليد متفاوت است .همچنين بايد اين مساله را نيز مد نظر قرار داد كه تربيت فرزندان صالح از اهداف نظام خانواده در اسلام است كه بايد موجبات اين امر نيز فراهم گردد .
زياده خواهي و ايده آل طلبي و رفاه زدگي در تربيت فرزندان ، به گونه اي كه والدين مايل باشند تعداد فرزند كمتري داشته باشند و در عوض فرزندان آنان از رفاه كامل برخوردار شوند ، شيوه مناسبي در تربيت و نيز تنظيم خانواده نيست زيرا اگر تنهايي و تاثيرات سوء اين مساله را در خانواده هاي كم فرزند - كه اكنون خود به والديني بي خواهر يا برادر يا هردو تبديل شده اند و فرزندان از نعمت اقوام نزديك و رفت و آمد با آنان و حمايت يا تمدد رواني حاصل از مراودات فاميلي نزديك بي بهره اند- وجود دارد لحاظ كنيم ، ملاحظه مي شود كه تعداد فرزندان در خانواده ها بايد به نحوي صحيح و جدي مد نظر قرار گيرد و اين تجديد نظر به معناي كثرت بي حد و حساب و يا كنترل بي مرز نيست بلكه بايد با احتساب شرايط و امكانات موجود - نه احتساب شرايط رفاه زدگي- به تعداد فرزندان افزود.
بنظر مي رسد نه كميت را بايد فداي كيفيت نمود و نه كيفيت را فداي كميت بلكه به فرمايش قرآن كريم امر "واقصد في مشيك" را بايد در تمام امور و شئون زندگي من جمله كثرت يا كنترل مواليد لحاظ نمود .

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۳, ۰۷:۲۹
خداوند در قرآن فرموده فرزندان خود را نکشید خدا روزیشون رو می ده.
یعنی فرزندانی که دارید نکشید خدا روزی به آنها می ده، نه اینکه هرسال یکی بیارید با استناد به این آیه قرآن.
امیرالمؤمنین به صراحت فرمودند (نهج البلاغه) آسایش در فرزندان کم است.(در حکمت ها بود دقیقا شمارش یادم نیست)
خداوند در قرآن به صراحت فرموده تکثیر اولاد از امور دنیوی باطل است.(سوره حدید آیه 20)
ازدیاد جمعیت جنگ به همراه داره و فقر و بلا.
پس بچه زیاد کردن هم خلاف عقله، هم خلاف کلام خدا، هم خلاف کلام معصوم (ع).
شیعه با دو راه می تونه زیاد بشه:
1-تندتند بچه بیاره!
2- با رفتار صحیح و اسلامی و طبق آموزه های اهل بیت (ع)، باعث گرایش مردم به تشیع بشه. اینجوری هم شیعه زیاد می شه، هم دنیا درگیر ازدیاد جمعیت و جنگ و ... مفاسد دیگه نمی شه.
یا حق

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۳, ۰۹:۵۴
به نام خدا
با سلام

یعنی فرزندانی که دارید نکشید خدا روزی به آنها می ده، نه اینکه هرسال یکی بیارید
ما هم همين را عرض كرديم :

بايد توجه داشت كه كشتن فرزندان از ترس تنگدستي با كنترل مواليد متفاوت است .

امیرالمؤمنین به صراحت فرمودند (نهج البلاغه) آسایش در فرزندان کم است.
بنده مدعي نشدم كه تكاثر فرزندان راهي مناسب است .تصور مي كنم مطالب بنده را بخوبي مورد عنايت قرار نداديد .منظور ، تعادل و مديريت در تعدد فرزندان است .آنچه مد نظر و مورد تاييد اسلام است ازدياد بي حصر جمعيت نيست بلكه تربيت يك انسان بر اساس اصول و ضوابط اسلامي و به تعبيري تربيت فرزند صالح ملاك است حال اگر خانواده اي توان - نه صرفا توان مالي- داشتن دو يا سه يا چهار فرزند را داشته باشند و بتوانند آنان را با ملاك صحيح تربيت ديني بزرگ كنند چرا به اين كار اقدام نكنند و فرزندان را مثلا منحصر در يك فرزند يا دو فرزند بنمايند ؟ از طرف ديگر چرا خانواده اي كه توان داشتن يك يا دو فرزند را دارد بايد چهار پنج يا ... فرزند داشته باشد ؟
منظور ما از اعمال فرمايش عام قرآن كريم در امر "و اقصد في مشيك" همين مديريت صحيح و تنظيم خانواده بود كه هر خانواده اي بر مبناي توان خود- كه تاكيد مي كنم صرفا توان مالي نيست- اقدام به ازدياد يا كنترل مواليد نمايد .

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۳, ۱۰:۳۱
خدا پدرتان را بیامرزد جناب پاسخگو. اما ارسال بنده خطاب به شما نبود. در هر صورت اگر ارسال بنده باعث سوءتفاهم برای جنابعالی شده از شما معذرت می خواهم.
یا علی مدد

belher2
۱۳۹۱/۰۸/۲۳, ۱۷:۰۷
به نام خدا
با سلام

ما هم همين را عرض كرديم :


بنده مدعي نشدم كه تكاثر فرزندان راهي مناسب است .تصور مي كنم مطالب بنده را بخوبي مورد عنايت قرار نداديد .منظور ، تعادل و مديريت در تعدد فرزندان است .آنچه مد نظر و مورد تاييد اسلام است ازدياد بي حصر جمعيت نيست بلكه تربيت يك انسان بر اساس اصول و ضوابط اسلامي و به تعبيري تربيت فرزند صالح ملاك است حال اگر خانواده اي توان - نه صرفا توان مالي- داشتن دو يا سه يا چهار فرزند را داشته باشند و بتوانند آنان را با ملاك صحيح تربيت ديني بزرگ كنند چرا به اين كار اقدام نكنند و فرزندان را مثلا منحصر در يك فرزند يا دو فرزند بنمايند ؟ از طرف ديگر چرا خانواده اي كه توان داشتن يك يا دو فرزند را دارد بايد چهار پنج يا ... فرزند داشته باشد ؟
منظور ما از اعمال فرمايش عام قرآن كريم در امر "و اقصد في مشيك" همين مديريت صحيح و تنظيم خانواده بود كه هر خانواده اي بر مبناي توان خود- كه تاكيد مي كنم صرفا توان مالي نيست- اقدام به ازدياد يا كنترل مواليد نمايد .

بنام خدا
با سپاس از دوستاني كه سعي دارند براين موضوع بامنطقي قراني پاسخ دهند
درمورد اينكه اگر توان باشد تعداد فرزندان بيشتر واگر توان نباشد تعدادفرزندان كمتر باشد خيلي كلي است درحالي كه جواب اين چنيني چندان مشكل به نظر نمي رسد اماپاسخ موضوع را تامين نمي كند
وبه منشائ توان مالي ويا توان علمي يا توان جسمي و...اشاره اي خاص نشده است وديگر اينكه تا چه حد را بايد جزءتوان قلمداد كنيم؟درحالي كه يك خانواده مثلا با يك ميليون درامد ميتواند 4فرزند را اداره كند اما درنقطه اي ديگر با ان درامد همان خانوار نمي تواند حتي دو فرزند را اداره كنداين تازه بحث تامين مالي انهاست بحثهاي ديگر هم به نوبه خود گستردگي خاص خود را دارندسوال اينست كه بر پايه آموزه هاي قراني چه ملاكهايي براي اين موضوع بايد جستجو نمود؟واينكه ايا با گذشت زمان مسئله قابل تغيير وتبديل است؟در بررسي برخي كتابها مثلا تورات گاهي اشاره ميشود كه فلان پيامبر فلان فرزند خود را دعا كرده وبركت ازدياد اولاد ميدهد بدون اينكه مجال بروز شرايط پديد ايد(مثلابراي فرندش كه هنوز درسن كودكي است بركت ازدياد اولاد ميدهد)واين مواردرا با سنجش توان ...حال مالي يا جسمي يا علمي يا امنيتي و....نمي توان ربط داد چون هنوز مسئله اي كه مربوط به اينده است بروز پيدا نكرده است بنا براين ازدياد نسل بايد بر مبناي منطقي استوار باشد تا بر ان اساس انسان به دنبال دستورات منطقي عمل نمايد

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۸/۲۳, ۲۰:۱۹
سلام و عرض ادب
باتشکر از جناب پاسخگوی محترم

آنچه در بحث توالد و یا پیشگیری از آن و به تبع ملزومات آن ، مطرح است،بحث تفکر و ایده ای است که القا می کند «فرزند کمتر زندگی بهتر».این فکر با آموزه های دینی سنخیتی ندارد.
در باب زیاد داشتن اولاد رسول خدا(ص) می فرماید:
.....آیا نمیدانید که ،من به شما امت در روز قیامت افتخار می کنم،حتی به جنینی که سقط شده باشد...
و یا به نقل از امام باقر (ع)روایتی از جد بزرگوارش است که :
...زیرا من به شما افراد امت در روز قیامت بر سایر امت ها مباهات می کنم.(هردو روایت در وسایل الشیعه ج 7)
و یا اینکه می فرماید: بهترین زنانتان کسی است که زیاد بچه بزاید(وَلُود باشد)
و یا دیه ای که برای سقط جنین ،مطرح است و امثالهم.

اینها دلالت دارد بر اینکه ،نظر اسلام بر افزون شدن فرزندان است.اما چون این افزایش فرزند ،پیامدهایی برای خانواده و والدین دارد و به همان نسبت مسئولیت افزون و....نفس انسان هم که راحت طلب است، در نتیجه با یک شعاری که موافق با راحتی نفس و ملائم طبع است ،نظر از حقیقت برمی دارد و پی اسایش خود می رود .
در حالی که اصل هدف خلقت و...فراموش میشود و یادش میرود که دنیا جای تن آسایی نیست.

تمام مطلب بر سر این موضوع است که این تفکر ،غلط است .اگرافرادصاحب این تفکر غلط نباشند در مرحله بعد هر خانواده می اندیشند که، اولاً شرایط را دارند یا نه؟و اگر ندارند ،آن شرایط را ایجاد کنند و اگر نتوانستند ایجاد کنند (چون همه فاکتورهای ایجاد شرایط ،دست افراد نیست) حد اقل با تبلیغ نابجا فرزند آوری را ضد ارزش معرفی نمی کنند.
(عذر خواهی می کنم اگر پست طولانی شد)

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۰۷:۴۲
حالا یک سؤال می پرسم. بنده توان مالی برای اداره امور یک فرزند بیشتر را ندارم، اما دو فرزند آورده ام. آیا باید بیشتر فرزند بیاورم، یا همین دو فرزند کافی است؟

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۰۹:۴۲
این تاپیک نظر قرآن را در مورد ازدیاد اولاد خواسته. این هم نظر قرآن:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَکُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ

صدق الله العلی العظیم

آیت الله مکارم شیرازی: بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است ، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می برد ، سپس خشک می شود بگونه ای که آن را زردرنگ می بینی سپس تبدیل به کاه می شود! و در آخرت ، عذاب شدید است یا مغفرت و رضای الهی و ( به هر حال ) زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست!


ترجمه ی اکثر مفسرین شبیه به هم هست در مورد این آیه و این ترجمه رو بعنوان نمونه آوردم.

پس خواهشا الان دوستان با احادیث و روایات، جواب آیات صریح قرآن را ندهید (فقط با آیات قرآن جواب بدهید) که قرآن افضل احادیث است و بر هر حدیثی رجحان و برتری دارد و فرقان است و فصل الخطاب.

طبق فرمایش رسول اکرم (ص) هر حدیث یا روایتی از معصومین خلاف ترجمه ی صریح آیات قرآن درآمد باید به دیوار کوبیده شود، زیرا:

یا آن حدیث یا روایت از معصوم است ،اما خلاف حق و بصورت باطل تفسیر و ترجمه شده که در تضاد با قرآن قرار گرفته،

یا اصلا آن حدیث و روایت جعلی است که با متن صریح قرآن در تضاد است.

اینجا این آیه ی قرآن به صراحت زیاده خواهی در اموال و اولاد را از امور باطل می داند و ببینید چه مثال قشنگی هم می زند تا همه بفهمند و گمان نکنند هرچه بیشتر فرزند و مال و منال داشته باشند، بیشتر مورد رضای خداوند است.

یا مهدی ادرکنی

حقیقت
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۱۰:۳۷
با توجه به پيامد هاي افزايش وكاهش جمعيت نظر قران دراين موضوع چيست؟




کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 3

جالب توجه شما سوال کننده عزیز

در اوایل انقلاب عده ای این کنترل جمعیت را جنگ با اسلام میخواندند و به درستی حق و باطل رو با هم آمیختند و چون توان تشخیص در ملت نبود باعث رشد بی رویه جمعیت شد

belher2
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۱۳:۵۳
این تاپیک نظر قرآن را در مورد ازدیاد اولاد خواسته. این هم نظر قرآن:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَکُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ

صدق الله العلی العظیم

آیت الله مکارم شیرازی: بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است ، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می برد ، سپس خشک می شود بگونه ای که آن را زردرنگ می بینی سپس تبدیل به کاه می شود! و در آخرت ، عذاب شدید است یا مغفرت و رضای الهی و ( به هر حال ) زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست!


ترجمه ی اکثر مفسرین شبیه به هم هست در مورد این آیه و این ترجمه رو بعنوان نمونه آوردم.

پس خواهشا الان دوستان با احادیث و روایات، جواب آیات صریح قرآن را ندهید (فقط با آیات قرآن جواب بدهید) که قرآن افضل احادیث است و بر هر حدیثی رجحان و برتری دارد و فرقان است و فصل الخطاب.

طبق فرمایش رسول اکرم (ص) هر حدیث یا روایتی از معصومین خلاف ترجمه ی صریح آیات قرآن درآمد باید به دیوار کوبیده شود، زیرا:

یا آن حدیث یا روایت از معصوم است ،اما خلاف حق و بصورت باطل تفسیر و ترجمه شده که در تضاد با قرآن قرار گرفته،

یا اصلا آن حدیث و روایت جعلی است که با متن صریح قرآن در تضاد است.

اینجا این آیه ی قرآن به صراحت زیاده خواهی در اموال و اولاد را از امور باطل می داند و ببینید چه مثال قشنگی هم می زند تا همه بفهمند و گمان نکنند هرچه بیشتر فرزند و مال و منال داشته باشند، بیشتر مورد رضای خداوند است.

یا مهدی ادرکنی

بنام خدا
با سلام وادب
درموضوع فوق قران به صراحت مسئله جمعيت را مورد بحث قرار نداده است ونظر بندگان خدا را درمورد كثرت اولاد ومال و...بيان كرده وروشن نموده است كه اگر هدف شما از ازدياد نسل چنين باشد( اينكه اگر انسان ازدياد اولادش را بعنوان تفاخر به هم نوعش ارائه نمايد مذموم است) ولي درمورد زيادي جمعيت به نكته خاصي اشاره ندارد
تفسير الميزان دراين مورد مينويسد كه:
كلمه ((لعب )) به معناى بازى نظامدارى است (كه دو طرف بازى به نظام آن آشنايى دارند، مانند الك دولك و نظاير آن ) كه اطفال به منظور رسيدن به غرضى خيالى آن را انجام مى دهند. و كلمه ((لهو)) به معناى هر عمل سرگرم كننده اى است كه انسان را از كارى مهم و حياتى و وظيفه اى واجب باز بدارد. و كلمه ((زينت )) به اصطلاح علم صرف بناى نوع است ، يعنى مى فهماند كه مثلا فلانى به نوعى مخصوص خود را آراسته ، و چه بسا منظور از آن وسيله آرايش باشد، و به اين منظورش استعمال كنند و آرايش ، عبارت از آن است كه چيز مرغوبى را ضميمه چيز ديگرى كنى تا مردم به خاطر جمالى كه از اين ضميمه حاصل شده مجذوب آن چيز شوند، (مثلا آرايش زنان عبارت از اين است كه زن با طلا و جواهرات و يا رنگهاى سرخ و سفيدى خود را جلوه دهد، و از ضميمه كردن آنها به خود جمالى كسب كند، به طورى بيننده مجذوب جمال او شود). و ((تفاخر)) به معناى مباهات كردن به حسب و نسب است . و ((تكاثر در اموال و اولاد)) به معنا است كه شخصى به ديگرى فخر بفروشد كه من مال و فرزند بيشترى دارم .
و زندگى دنيا عرضى است زائل ، و سرابى است باطل كه از يكى از خصال پنجگانه زير خالى نيست :

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 289
يا لعب و بازى است ، يا لهو و سرگرم كننده ، يا زينت است ، (كه حقيقتش جبران نواقص درونى خود با تجمل و مشاطه گرى است )، يا تفاخر است ، و يا تكاثر، و همه اينها همان موهوماتى است كه نفس ‍ آدمى بدان و يا به بعضى از آنها علاقه مى بندد، امورى خيالى و زائل است كه براى انسان باقى نمى ماند، و هيچ يك از آنها براى انسان كمالى نفسانى و خيرى حقيقى جلب نمى كند.
و از شيخ بهايى (رحمه اللّه ) نقل شده كه گفته است : اين پنج خصلتى كه در آيه شريفه ذكر شده ، از نظر سنين عمر آدمى و مراحل حياتش مترتب بر يكديگرند، چون تا كودك است حريص در لعب و بازى است ، و همين كه حد بلوغ مى رسد و استخوان بنديش محكم مى شود علاقه مند به لهو و سرگرمى ها مى شود، و پس از آنكه بلوغش به حد نهايت رسيد، آرايش خود و زندگيش مى پردازد و همواره به فكر اين است كه لباس فاخرى تهيه كند، مركب جالب توجهى سوار شود، منزل زيبايى بسازد، و همواره به زيبايى و آرايش خود بپردازد، و بعد از اين سنين به حد كهولت مى رسد آن وقت است كه (ديگر به اينگونه امور توجهى نمى كند، و برايش قانع كننده نيست ، بلكه ) بيشتر به فكر تفاخر به حسب و نسب مى افتد، و چون سالخورده شد همه كوشش و تلاشش ‍ در بيشتر كردن مال و اولاد صرف مى شود.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۱۵:۳۵
اما امامان (ع) چرا اولاد زیاد داشتند:

1- امامان (ع) مأمور بودند از جانب خداوند، تا همانطور که پیامبر (ص) بر آنان گواه بوده (در مورد اسلام واقعی)، آنان هم بر مردم گواه باشند.
پس باید اولادشان را برای تبلیغ دین خدا به هرجا که می توانستند می فرستادند.
در نتیجه باید اولادشان را هرچه می توانستند زیادتر می کردند و به اقصی نقاط عالم می فرستادند. و می بینیم که همین کار را هم کردند.

2- امامان معصوم (ع) از یک همسر 12 فرزند نیاورده اند. (لااقل بنده در این مورد چیزی نشنیده ام) و اولاد آنها اگر چه زیاد بوده، اما تعداد زنانشان هم متعدد بوده است. یعنی از هر زن، دو تا 3 یا 4 (یعنی تعدادی که الان هم هر زن بصورت عرفی می تواند فرزند بیاورد) فرزند داشته اند، اما متأسفانه امروزه تبلیغ می شود که از یک زن ، بهتر است 12 فرزند بیاوریم!!!

3- آن زمان که امامان معصوم (ع) شروع به تکثیر اولاد کردند، تازه ابتدای تبلیغ اسلام بود و باید همان اسلامی که پیامبر (ص) از جانب خدا آورده بودند و علی (ع) و فاطمه (س) را و حسنین (ع) را طبق احکام شریعت آموزش دینی داده بودند، در دنیا تبلیغ می شد.
خوب این ممکن نبود مگر با تکثیر اولاد و ارسال آنها به اقصی نقاط جهان تا جمعیت شان مثلا چند هزار نفر، یا چند صد هزار نفر شود تا به هر شهر و دیاری که انسان زندگی می کند ، حداقل یکنفر از فرزندان اهل بیت (ع) برای تبلیغ اسلام حقیقی برود.

اما امروزه ما حداقل در ایران 70 میلیون شیعه داریم. همین میزان اگر تمام کرات منظومه شمسی هم مسکونی بود، برای تبلیغ اسلام واقعی کافی بود، دیگر چه لزومی به ازدیاد نسل است؟؟؟

ای آقایان. ترابخدا مانند عُمَر فقط ظاهر احکام قرآن و ظاهر احکام اسلام را و ظاهر کلام پیامبر (ص) را نگاه نکنید و ببینید دلیل گفته هایشان چه بوده است.

به عمق کلام اهل بیت (ع) توجه کنید. بخدا قسم منظور افرادی مثل اهل بیت (ع) از تکثیر اولاد در زمان خودشان نمی تواند این باشد که تا قیامت شیعیان هی تند و تند زاد و ولد کنند و هر شیعه 12 فرزند بیاورد، تا سپاه شیعه پرتعدادتر شود!!!

بخدا قسم خدا قومی را که به لحاظ تعدد نفر در اقلیت بوده اند بارها بر اقوامی که چندبرابر آنها جنگجو داشته اند پیروزی بخشیده. اصلا برتری در جنگ، به عدد و نفر نیست، بلکه به ایمان به راهی است که جنگجویان می روند.
هر مؤمن واقعی در جنگ، اگر ایمانش در درجه ی اعلا باشد، با 10 کافر برابری می کند و اگر حتی ایمانش ضعیف باشد، با یک تعداد کمتر. تعداد زیاد نفر در جنگ، متضمن پیروزی نیست که طالوت اکثریت سپاهیانش را به سبب نافرمانی از سپاه بیرون کرد و فقط قشر گوش به فرمان و با ایمان را نگه داشت.

پس تکثیر جمعیت اگر علت آن فقط تشکیل سیاهی لشکر است، بخدا قسم اشتباه است، و هیچ یک از بزرگان دینی برای تشکیل سیاهی لشکر امر به تکثیر اولاد نکرده اند.

اما چگونه شیعیان متکثر می شوند:

ما با تأسی به رفتار اهل بیت (ع) و استمداد از قرآن و نهج البلاغه، می توانیم به اصلاح رفتارمان بپردازیم، و با اصلاح رفتارمان، صاحبان مذاهب دیگر به سمت مذهب ما گرویده خواهند شد و به تشیع روی خواهند آورد و به این طریق، جمعیت شیعیان روز به روز بیشتر و بیشتر خواهد شد.
یا مهدی ادرکنی

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۱۵:۴۰
بنام خدا
با سلام وادب
درموضوع فوق قران به صراحت مسئله جمعيت را مورد بحث قرار نداده است ونظر بندگان خدا را درمورد كثرت اولاد ومال و...بيان كرده وروشن نموده است كه اگر هدف شما از ازدياد نسل چنين باشد( اينكه اگر انسان ازدياد اولادش را بعنوان تفاخر به هم نوعش ارائه نمايد مذموم است) ولي درمورد زيادي جمعيت به نكته خاصي اشاره ندارد




پس جناب در مورد این نوع تفسیری که از کلام پیامبر (ص) ارائه می شود در مورد تفاخر پیامبر (ص) حتی به جنین های سقط شده... این تفاخر به جمعیت نیست به نظر جنابعالی؟! شما فرمودید تفاخر به جمعیت مذموم است، الان چه می گویید؟! آیا گمان نمی کنید کلام پیامبر (ص) را ناجور تفسیر کرده اند که الان شما به این تناقض رسیدید؟!



سلام و عرض ادب
در باب زیاد داشتن اولاد رسول خدا(ص) می فرماید:
.....آیا نمیدانید که ،من به شما امت در روز قیامت افتخار می کنم،حتی به جنینی که سقط شده باشد...
و یا به نقل از امام باقر (ع)روایتی از جد بزرگوارش است که :
...زیرا من به شما افراد امت در روز قیامت بر سایر امت ها مباهات می کنم.(هردو روایت در وسایل الشیعه ج 7)
و یا اینکه می فرماید: بهترین زنانتان کسی است که زیاد بچه بزاید(وَلُود باشد)


اگر منظور از این روایات را مباهات به تکثر اولاد در نظر بگیریم، می شود همان تفاخر که از نظر جنابعالی مذموم است، اما از نظر این دوستمان مذموم نیست که هیچ، پسندیده هم هست.

یا حق

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۱۵:۴۲
این تاپیک نظر قرآن را در مورد ازدیاد اولاد خواسته. این هم نظر قرآن:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَکُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ

صدق الله العلی العظیم

آیت الله مکارم شیرازی: بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است ، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می برد ، سپس خشک می شود بگونه ای که آن را زردرنگ می بینی سپس تبدیل به کاه می شود! و در آخرت ، عذاب شدید است یا مغفرت و رضای الهی و ( به هر حال ) زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست
..............

اینجا این آیه ی قرآن به صراحت زیاده خواهی در اموال و اولاد را از امور باطل می داند و ببینید چه مثال قشنگی هم می زند تا همه بفهمند و گمان نکنند هرچه بیشتر فرزند و مال و منال داشته باشند، بیشتر مورد رضای خداوند است.

یا مهدی ادرکنی



سلام و عرض ادب

در آيات مختلف قرآن ، گاه زندگى دنيا توصيف به لعب و لهو و زينت و تفاخر و تكاثر شده ( مانند آيات مورد بحث ) و گاه از آن به متاع غرور تعبير شده ( مانند آل عمران - 185 - و آيات مورد بحث ) و ....
از مجموعه اين تعبيرات و تعبيرهاى ديگر قرآن به خوبى ديدگاه اسلام در مورد زندگى مادى و مواهب آن روشن مى‏شود كه براى آن ارزشى ناچيز قائل است ، و تمايل و دلبستگى به آنرا ناشى از حركتهاى بى‏هدف ( لعب ) و هدفهاى سرگرم كننده ( لهو ) و تجمل پرستى ( زينة ) و حب مقام و رياست و برترجوئى بر ديگران ( تفاخر ) و حرص و آز و افزون‏طلبى ( تكاثر ) مى‏شمرد ، و عشق به آنرا سرچشمه انواع مظالم و گناهان مى‏داند.

اما اگر اين مواهب مادى تغيير جهت دهند و نردبانى براى رسيدن به اهداف الهى گردند ، سرمايه‏هائى مى‏شوند كه خدا آنها را از مؤمنان مى‏خرد و بهشت جاويدان و سعادت ابدى به آنها مى‏بخشد ، «ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة ... »( توبه - 111 )

پس زیاده خواهی اموال و اولاد مشروط بر این که خود ،هدف باشد و مانع رسیدن به اهداف والا و الهی مذموم است و مصداق دنیا طلبی، در غیر این صورت خود وسیله است و رساننده.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۱۵:۴۶
طبق آیه 20 سوره حدید، این 6 مورد توسط خود خداوند، از مصادیق امور باطل دنیوی برشمرده شده است:

1-بازی
2-سرگرمی
3-تفاخر
4-تجملات
5-تکثیر اموال
6-تکثیر اولاد

روزی امیرالمؤمنین علی (ع) به همراه تنی چند از راهی می گذشت. ناگهان چشمش به مدفوعی افتاد. رو به همراهانش کرد و گفت:

این همان چیزیست که دیروز بر سر آن دعوا می کردید!!!

و این همان چیزیست که بخیل آنرا سفت در مشت خود نگاه می دارد!!!

یا علی مدد

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۱۵:۵۵
[/center]
سلام و عرض ادب

پس زیاده خواهی اموال و اولاد مشروط بر این که خود ،هدف باشد و مانع رسیدن به اهداف والا و الهی مذموم است و مصداق دنیا طلبی، در غیر این صورت خود وسیله است و رساننده.

فقط یک مورد از زیاده خواهی در اموال و اولاد ذکر بفرمایید که وسیله یا رساننده رسیدن به هدفی متعالی در زمان حاضر برای شیعیان باشد. شاید بنده وسیله بودن ازدیاد اموال و ازدیاد نسل را درنیافتم. پس در اینصورت شما مرا ارشاد بفرمائید.(با ذکر مصداق روشن).

یا علی مدد

belher2
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۲۱:۴۶
پس جناب در مورد این نوع تفسیری که از کلام پیامبر (ص) ارائه می شود در مورد تفاخر پیامبر (ص) حتی به جنین های سقط شده... این تفاخر به جمعیت نیست به نظر جنابعالی؟! شما فرمودید تفاخر به جمعیت مذموم است، الان چه می گویید؟! آیا گمان نمی کنید کلام پیامبر (ص) را ناجور تفسیر کرده اند که الان شما به این تناقض رسیدید؟!

دوست عزيز اگر شما مجدد مطلب را مرور فرماييد تفاخري كه انسان براي ازدياد اولاد بكند با تفاخري كه پيروان يك دين وكيش براي اولاد ويا جمعيت ملت خود ميكنند تفاوت دارد
تفاخري كه انسان براي اولادش ميكند زاييده غرور وخود پسندي است اما تفاخر براي افراد يك جامعه(انهم جامعه اي كه تك تك افرادش مسلمان باشند) احترام به همنوعان وهم كيشان وذوب شدن در متن انان محسوب ميشود ودرمتن ارسالي من اگر دقت فرماييد "تفاخر به جمعيت"مذموم نيست بلكه تفاخرنسبت به ازدياد اولاد خود انهم به همنوعان مذموم است.


اگر منظور از این روایات را مباهات به تکثر اولاد در نظر بگیریم، می شود همان تفاخر که از نظر جنابعالی مذموم است، اما از نظر این دوستمان مذموم نیست که هیچ، پسندیده هم هست.

یا حق
در مورد فوق بايد فرق قائل شويم بين تفاخر نسبت به اولاد خود درمقابل تفاخر نسبت به جمعيت همنوعان خود

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۲۱:۵۵
با سلام

سوال اينست كه بر پايه آموزه هاي قراني چه ملاكهايي براي اين موضوع بايد جستجو نمود؟واينكه ايا با گذشت زمان مسئله قابل تغيير وتبديل است؟در بررسي برخي كتابها مثلا تورات گاهي اشاره ميشود كه فلان پيامبر فلان فرزند خود را دعا كرده وبركت ازدياد اولاد ميدهد بدون اينكه مجال بروز شرايط پديد ايد(مثلابراي فرندش كه هنوز درسن كودكي است بركت ازدياد اولاد ميدهد)واين مواردرا با سنجش توان ...حال مالي يا جسمي يا علمي يا امنيتي و....نمي توان ربط داد چون هنوز مسئله اي كه مربوط به اينده است بروز پيدا نكرده است بنا براين ازدياد نسل بايد بر مبناي منطقي استوار باشد تا بر ان اساس انسان به دنبال دستورات منطقي عمل نمايد
تا جايي كه بنده تحقيق كردم دستور يا ملاك يكساني براي همه ي مسلمانان در تمام شرايط وجود ندارد .
اما در مساله اولاد و همچنين تكاثر در اولاد كه مد نظر يكي از كاربران بزرگوار بود ، توضيحاتي وجود دارد كه مساله را تا حدي به مسيري صحيح هدايت مي كند .
استاد جوادي آملي ضمن تفسير ايه 5 سوره مباركه مريم- كه مشتمل بردعاي حضرت زكريا در خصوص فرزند دار شدن است - :"يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا" بيان مي كنند كه :
" ﴿إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ﴾ اين آزمون عمومي است كه هر فرزندي بالأخره آزمون است دربارهٴ بعضي از فرزندها هم فرمود: ﴿إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلاَدِكُمْ عَدُوّاً لَّكُمْ﴾ پس هر فرزندي و هر مالي به نحو موجبهٴ كليه آزمون الهي است كه ﴿إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ﴾ آزمون است, اما همهٴ فرزندها دشمن نيستند, همهٴ همسران دشمن نيستند ﴿إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلاَدِكُمْ عَدُوّاً لَّكُمْ﴾ چون مسئلهٴ فتنه و آزمون از يك سو, مسئلهٴ عداوت از سوي ديگر دربارهٴ فرزندها مطرح است وجود مبارك زكريا(سلام الله عليه) برابر آيهٴ سورهٴ «آل‌عمران» عرض كرد ﴿مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً﴾ كه ديگر فتنه نباشد براي ما, دشمن ما نباشد. در اينجا فرمود: ﴿وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً﴾ كه ديگر فتنه‌اي در كار نباشد عداوتي در كار نباشد"(1)
بنابراين اولاد ابتلا و آزمون است و برخي از اولادها دشمن انسانند لذا حضرت زكريا ، اولاد صالح از خداوند طلب نمود .


(1)- ر.ك: بنياد بين المللي اسراء، ذيل آيه 6 سوره مباركه مريم، جلسه 5

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۲۱:۵۶
از طرف ديگر طبق آيه كريمه 74 فرقان عباد الرحمان كساني هستند كه از خداوند فرزنداني كه مايه روشني چشم باشند و بر متقين امام باشند درخواست مي كنند:
"عبادالرحمان كساني‌اند كه عرض مي‌كنند ﴿وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا﴾ ... ﴿هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ﴾ اينها قرّةالعين باشند براي ما قُرّة به معناي روشني چشم تفسير مي‌شود "(2)
همچنين مطابق با آيه 38 سوره مباركه آل عمران ، حضرت زكريا طلب ذريه طيبه از خداوندنمودند:"
هنالك دعا زكريا ربه قال رب هب لي من لدنك ذريه طيبه انك سميع الدعاء"
از مجموع آيات فوق حاصل مي شود كه آنچه مورد نظر قرآن كريم و دعاي عباد صالح خدا بوده است ، ذريه و اولاد صالح و طيب است و بر اين امر اصرار داشته و براي آن دعا نموده اند .


(2)- همان ، ذيل آيه 74 سوره مباركه فرقان ، جلسه 28

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۲۲:۰۰
و اما مطلب دوم يعني تكاثر اولاد :
تكاثر هم معني مكاثره و به معني تفاخر كردن و رقابت كردن است (1) در اصطلاح فرآني آن را به دو معني گرفته‌اند: اول به معناي افتخار به كثرت مناقب و اولاد و اموال (2)دوم به معناي رقابت در كثرت اولاد و اموال و مناقب(3)و(4)

همانگونه كه در آيه 20 سوره مباركه حديد آمده است "تكاثر در اولاد" امر مذمومي است .مرحوم علامه طباطبايي نيز در تفسير آن فرموده اند :"تكاثر و مفاخرات شما در داشتن مال و زينت دنيا، و مسابقه گذشتنشان در جمع عده و عده، شما را از آنچه واجب بود بر شما بازداشت، و آن عبارت بود از ذكر خدا، در نتيجه عمري را به غفلت گذرانديد، تا مرگتان فرا رسيد"(5)

اين مساله در تقبيح تكاثر اولاد و اموال بود .
اما آيا اگر تعداد فرزندان از دو به سه رسيد ضمن اينكه مراد از طلب فرزند مفاخرت و رقابت ومسابقه در دنيا نباشد بلكه طلب ذريه طيبه و اولاد صالح باشد ، اين مساله تكاثر و مورد تقبيح است ؟

ظاهرا در قران كريم صراحتي بر ازدياد يا تقليل اولاد وجود ندارد آنچه مورد اهميت است ، طيبه بودن و صالح بودن فرزند يا فرزندان است و بنظر مي رسد هر فردي با توجه به امكانات موجود خويش و توان همه جا نبه اش در راستاي بوجود آوردن ذريه اي صالح ،بايد در تنظيم خانواده برنامه ريزي نمايد .





(1)- ابن منظور، لسان العرب، ج5،ص133
(2)- الميزان،ج19،ص289
(3)- مفردات راغب ، ص 703
(4)-برگرفته از سايت پژوهه
(5)-الميزان ، ج 20،ص600

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۲۲:۰۴
و اما مساله كنترل مواليد كه آيا امري ثابت است يا متغيير :
با توجه به پيشرفت جوامع و ازدياد همه ساله جمعيت بشري از يك سو و محدوديت منابع و امكانات از سوي ديگر ، بحث كنترل جمعيت به امري مهم و حياتي و نيز فاكتوري متغير تبديل شده است .
همانگونه كه مقام معظم رهبري - حفظه الله - در سخنراني مربوط به توصيه به افزايش جمعيت داشتند ، فرمودند كه امر كنترل مواليد در برهه اي از زمان ، صحيح بود و اكنون لزومي بر آن وجود ندارد .
بنظر نمي رسد هدف از توصيه به افزايشجمعيت تكاثر و مفاخرت بر ديگران باشد بلكه افزايش سن جمعيت ميانسال ، كشور را در چند سال آتي به سمت جامعه اي پير و ناكارآمد تبديل خواهد نمود و موجب تقليل رشد و پيشرفتهاي علمي كشور خواهد شد .
لذا ملاك فعلي ، مديريت استفاده و بهره برداري بهينه از امكانات و منابع به نحوي عادلانه ميان جمعيت كشور است به نحوي كه امر تغذيه ، تحصيل ،اشتغال و پيشرفت جامعه را -كه از ملزومات تربيت صحيح است - با اختلال مواجه نسازد چه در جهت استفاده بيش از حد و كمبود امكانات و چه در جهت ركود پيشرفتهاي علمي و ... جامعه .
حال در اين ميان اگر فردي با توجه به توان خويش - مالي، تربيتي ،وقت ، توان روحي وجسمي و رواني و...- مي تواند سه فرزند داشته باشد كه بتواند آنان را فرزنداني صالح ببار آورد كه در راه اسلام و دين بتوانند خدمت و عبوديت الهي نمايند بنظر نمي رسد اين مساله تكاثر باشد و مخالف با دستورات قرآن عزيز .

belher2
۱۳۹۱/۰۸/۲۴, ۲۲:۲۰
و اما مساله كنترل مواليد كه آيا امري ثابت است يا متغيير :
با توجه به پيشرفت جوامع و ازدياد همه ساله جمعيت بشري از يك سو و محدوديت منابع و امكانات از سوي ديگر ، بحث كنترل جمعيت به امري مهم و حياتي و نيز فاكتوري متغير تبديل شده است .
همانگونه كه مقام معظم رهبري - حفظه الله - در سخنراني مربوط به توصيه به افزايش جمعيت داشتند ، فرمودند كه امر كنترل مواليد در برهه اي از زمان ، صحيح بود و اكنون لزومي بر آن وجود ندارد .
بنظر نمي رسد هدف از توصيه به افزايشجمعيت تكاثر و مفاخرت بر ديگران باشد بلكه افزايش سن جمعيت ميانسال ، كشور را در چند سال آتي به سمت جامعه اي پير و ناكارآمد تبديل خواهد نمود و موجب تقليل رشد و پيشرفتهاي علمي كشور خواهد شد .
لذا ملاك فعلي ، مديريت استفاده و بهره برداري بهينه از امكانات و منابع به نحوي عادلانه ميان جمعيت كشور است به نحوي كه امر تغذيه ، تحصيل ،اشتغال و پيشرفت جامعه را -كه از ملزومات تربيت صحيح است - با اختلال مواجه نسازد چه در جهت استفاده بيش از حد و كمبود امكانات و چه در جهت ركود پيشرفتهاي علمي و ... جامعه .
حال در اين ميان اگر فردي با توجه به توان خويش - مالي، تربيتي ،وقت ، توان روحي وجسمي و رواني و...- مي تواند سه فرزند داشته باشد كه بتواند آنان را فرزنداني صالح ببار آورد كه در راه اسلام و دين بتوانند خدمت و عبوديت الهي نمايند بنظر نمي رسد اين مساله تكاثر باشد و مخالف با دستورات قرآن عزيز .

درمورد فرمايشات رهبر معظم تا جايي كه من به ان گوش دادم ايشان اعلام كردند كه درمورد كاهش جمعيت مديران وحتي ايشان اشتباه نموده اند (خواهشمندم اگر دسترسي داريد نوار فرمايشات معظم اله را مرور فرماييد)
البته دراين تاپيك ما بدنبال ان بوديم كه مسئله را از نگاه ايات قراني درمورد جمعيت بررسي فرمايند.

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۵, ۰۶:۵۴
به نام خدا
با سلام

درمورد فرمايشات رهبر معظم تا جايي كه من به ان گوش دادم ايشان اعلام كردند كه درمورد كاهش جمعيت مديران وحتي ايشان اشتباه نموده اند (خواهشمندم اگر دسترسي داريد نوار فرمايشات معظم اله را مرور فرماييد)
فرمايش معظم له :"ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر کنیم. سیاست تحدید نسل در یک برهه اى از زمان درست بود؛ یک اهدافى هم برایش معین کردند. آنطورى که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمىِ این قسمت تحقیق و بررسى کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدى که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر می دادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم."(1)


البته دراين تاپيك ما بدنبال ان بوديم كه مسئله را از نگاه ايات قراني درمورد جمعيت بررسي فرمايند.
بنده تمام سعي خودم را كردم كه نظر قرآن كريم را در خصوص دو مقوله اي كه با اين موضوع مرتبط هستند بيان كنم . يكي تكاثر اولاد و ديگري طلب نمودن ذريه طيبه از خداوند كه در بيان عباد صالح خدا و يا انبياء عظام (ع) وجود داشت .همچنين تبيين بحث قتل اولاد به دليل ترس از فقر كه هر چند با بحث كنترل مواليد متفاوت است اما بي ارتباط با اين موضوع نبود .
ساير مسائل مرتبط با موضوع كنترل جمعيت ، يا سياسي است و يا جامعه شناختي كه خارج از موضوع تاپيك يا سايت است .
در زمينه موضوع تاپيك اگر مطلب ناگفته اي وجود دارد بفرماييد تا در خصوص آن به بحث بنشينيم .

(1)- لينك (http://www.khabaronline.ir/detail/230829) فايل صوتي معظم له در خصوص هشدار به كاهش جمعيت

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۵, ۱۰:۵۱
ببینید بزرگواران. ما یه تجربه از این تکثیر اولاد در گذشته داریم. یعنی حدود 40 سال (کمی بیشتر یا کمتر) پیش، این نظریه تکثیر نسل شیعیان طبق فتوای علمای شیعه صادر شد و اکثریت شیعیان هم به اون عمل کردند.

حالا باید بعد از 40 سال ببینیم چه داریم و چه چیز عاید شد این وسط. این یک تجربه ی واقعی و عملی و عینی هست از کاری که مجددا قصد انجامش رو داریم. اگر تجربه ی قبلی موفق بوده، چه اشکال داره یک تجربه ی موفق دوباره تکرار بشه. اگر ناموفق بوده، باید دلایل شکستش مشخص بشه.
باید مشخص بشه که چرا چیزی که قرار بوده منفعت داشته باشد برای شیعه، اتفاقا برای شیعه ضرر داشته!

پدر بنده مقلد امام خمینی (ره) بودند و 9 فرزند آورد. (11 فرزند آوردند! که 2 تای آنها در کودکی از دنیا رفتند!)
خیلی های دیگر هم به همین شکل. حالا به گروه افرادی که حدود 40 سال سن دارند در جامعه باید نگاه کنیم. باید آمار بگیریم و مشخص کنیم چه تعداد از این نسلی که 40 سال پیش با فتوای مراجع شیعه تکثیر شدند، از زندگی خودشون راضی هستن، از گذشته ی خودشون راضی هستن، و مهمتر از همه اینکه جامعه تا چه میزان از این افراد راضی هست و اونها را شیعه می داند.

اینها مواردی هست که باید روش تحقیق و مطالعه صورت بگیره. باید مشخص بشه که صرف بچه ی شیعه به دنیا آوردن، بقای تشیع را تضمین می کند؟ آیا اگر این بچه ها در بزرگسالی به 1001 علت تغیر مذهب دادند و اعلام نکردند، یا کلا ملحد شدند و اعلام نکردند، یا تارک الصلاة شدند و واجبات را ترک کردند و محرمات را انجام دادند (بی سروصدا)، این به نفع شیعه بوده یا به ضرر شیعه؟!
خوب رفتار همین افراد را افراد غیر شیعه خواهند دید و هرکار این گروه انجام دهند، مردم غیر شیعه آن را به پای شیعیان می نویسند.

در ژاپن خیلی اسم ایرانی ها توسط همان نسل خراب شد. می توانید تحقیق کنید. الان در ژاپن ایرانی ها را مثل دزد و موادفروش نگاه می کنند.

در همین ترکیه بغل گوشمان. بنده رفته بودم آنجا صاحب هتل بعد از یک هفته آمد و گفت شما ایرانی نیستید و به ما دروغ گفتید! گفتم چرا؟! گفت بیا و ببین. مرا برد به چند اتاقی که تحویل ایرانی ها بود، از قوطی و شیشه ی مشروب بگیر تا سیخ و سنجاق و ک...دوم! و ... همه چیز در اتاقشان پیدا می شد. گفت این نشانه ی ایرانی ها در هتل ماست. این نشانه ی شیعیان ایرانی در هتل ماست. هرچه دزد و مشروب خور و قمارباز و زناکار و ... هستند ایرانی هستند. بخدا قسم بنده هرچه قسم خوردم که بابا، ایرانی ها همه اینطور نیستند این بنده ی خدا باور نکرد که نکرد.

اما 50 سال پیش کسانی که به خارج از کشور می رفتند، چیز دیگری تعریف می کنند. هم ایرانی های نسل قدیم آنجا خرابکاری نکرده بودند، هم خارجی ها با ایرانیان خوشرفتاری می کردند و به ایرانیان احترام می گذاشتند.
حالا باید از خومان بپرسیم که چرا وجهه ایرانی شیعه در خارج از ایران خراب شده. آیا با این وضعی که این نسل(حدود چهل ساله ها) در خارج از ایران به وجود آوردند، آیا مردم جهان دیگر هوس شیعه شدن می کنند؟!

حالا از شما می پرسم. آیا فتوای 40 سال پیش علما، به نفع تشیع شد، یا به ضرر تشیع؟؟؟

بنده ضررهای این تکثیر نسل بی برنامه را دیدم و می گویم به ضرر تشیع بود. شما اگر دلیل دارید، ثابت کنید که به نفع تشیع بوده. بنده از همان نسل هستم و لحظه به لحظه این مشکلات را دیدم:

کمبود شیرخشک!
کمبود مدرسه و وجود مدرسه های 4 شیفت!
عدم امکان ادامه تحصیل برای همه!
نبود شغل و بیکاری!
عدم امکان ازدواج!
بیماری های روانی!
ترک واجبات و انجام محرمات!
الحاد و بی دینی و لامذهبی!
...

خوب. امروز هم می خواهیم یک موج دیگر مثل 40 سال پیش راه بیندازیم. خوب مشخص است که همان تجربه ی قبلی دوباره تکرار می شود. پس باز هم شیعه ضربه می خورد.

اما به جای دعوت مردم به تکثیر نسل، آنهم بدون برنامه می توان کشور شیعه نشین را جوری تربیت کرد، تا میهمانان خارجی که در قالب توریست، دانشجو، زائر و ... به ایرانی می آیند، به طرز زندگی ایرانی شیعه غبطه بخورند و به مذهب تشیع گرایش پیدا کنند. اینجوری بهترین تبلیغ را برای تشیع کرده ایم و روز به روز بر میزان پیروان تشیع افزوده می شود، بدون اینکه بی برنامه زاد و ولد کرده باشیم.

یا حق

belher2
۱۳۹۱/۰۸/۲۵, ۱۱:۵۰
بنام خدا
از انجايي كه پياده كردن هر برنامه اي نيازمند به مطالعه وايجاد بستر هاي لازم است بحث تغيير درروند رشد جمعيت هم مهم است
درتحليلي درمورد اين موضوع يكي از روزنامه ها مطلب تامل برانگيزي نوشته بود وان اينكه در بحث كنترل جمعيت كلاه بر سر دختران گذاشته شد!ودليل ان اين بود كه اگرچه مواليد دختران همواره از پسران كمتر است كه تعداد پسران متولد شده از دختران بيشتر است اما با توجه به اينكه دختران همواره حدود 5تا6سال زودتراز پسران همسال خود ازدواج ميكنندكاهش لحظه اي مواليد باعث ميشود كه تعداد پسران اماده ازدواج دريك دوره خاص از تعداد دختران درحال ازدواج كمتر شود واين خود باعث بوجود امدن زندگي مجردي براي دختراني كه فرصت ازدواج را از دست ميدهند شودومشكلاتي كه ازاين ناحيه متوجه جامعه ميگردد جبران ناپذير است. زيرا خود اين مسئله باعث كم شدن مادراني خواهد شدكه قرار است دراينده روند مواليد را ادامه دهندلذا هر اهنگي درتغيير نرخ رشد بايد متناسب با پي امد هاي ناشي از ان باشد.
به هر حال درمورد تغيير جمعيت بايد دقيق وزير بنايي تصميم گرفته شود.

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۵, ۱۴:۵۶
خوب عزیز من این مشکلی که شما مطرح می فرمایید درمان و راه حلش این نیست که فرزند پسر رو در جامعه بیشتر کنیم. قرآن داروی این درد رو به ما نشون داده. نبی مکرم اسلام (ص) هم بصورت عملی به مانشان دادند. امیرالمؤمنین علی (ع) هم راه حل رو برای ما مشخص کردند. بقیه ائمه (ع) هم همینطور.

هر مسلمان تا 4 زن می تونه بگیره. این دارویی برای همین جور دردهاست. شما الان نگاه کنید در ایران اگر همه ی مردان ازدواج کنند، باز خیلی از خانمها مجرد می مانند! پس تکلیف این گروه چه می شود؟؟؟ آیا باید صبر کنند تا همسر یکی از مردان بمیرد تا با او ازدواج کنند؟! یا اینکه همسر یکی از مردان طلاق بگیرد تا با او ازدواج کنند؟!
نخیر جانم. یک مرد اگر توانایی مالی دارد می تواند از دو زن تا 4 زن هم داشته باشد. این راه درمان است، نه دستگاه جوجه کشی درست کردن از زنان جامعه!

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۷, ۰۸:۲۴
جناب يوسف نژاد ! در بحث كنترل جمعيت و آسيب شناسي آن بايد اصولي تر و عميق به شناخت محاسن و معايب آن پرداخت .
مواردي كه شما ذكر نموديد قدري فرافكنانه بنظر مي رسد .اينكه عده اي ايراني - حالا بگذريم صاحب هتل راست مي گفته يا دروغ- در گوشه اي از دنيا به كار خلافي دست بزنند دليل صحيحي نيست بر اينكه حكم كنيم اين عده ، محصول افسار گسيختگي جمعيت و خروج از تربيت والدين در اثر كثرت فرزندان هستند بسا بسياري از اين افراد از خانواد هاي تك فرزند يا كم فرزند باشند اين كه دليل نمي شود چون يك فردي خلافي مرتكب شد بگوييم تنها و تنها دليلش ، سوء تربيت در اثر كثرت فرزندان است .دهها دليل مي تواند در اين پروسه و در خلافكاري اين افراد موثر باشد .وانگهي كم نيستند آمار خانواده هاي پر فرزندي كه تمامي فرزندانشان صالح و با تر بيت خوب پرورش يافته اند . و همچنين كم نيستند خانواده هاي كم فرزندي كه فرزندان غير صالح و ناخلف تربيت كرده اند . اساسا اصول تربيت در خانواده يك چيز است و كثرت فرزند دليل تام و جامعي بر خروج از تربيت صحيح نيست چه اينكه كمي فرزند دليل بر تربيت صحيح داشتن نمي باشد .

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۷, ۰۸:۵۳
کمبود شیرخشک!
کمبود مدرسه و وجود مدرسه های 4 شیفت!
عدم امکان ادامه تحصیل برای همه!
نبود شغل و بیکاری!
عدم امکان ازدواج!
بیماری های روانی!
ترک واجبات و انجام محرمات!
الحاد و بی دینی و لامذهبی!
شما در ريشه يابي تمامي معضلات فوق صرفا عامل ازدياد جمعيت را موثر مي دانيد ؟!!!
الحاد و بي ديني و لامذهبي حاصل ازدياد جمعيت و كثرت فرزند است ؟ ترك واجبات و ارتكاب محرمات محصول تعدد فرزندان در جامعه است ؟ اگر اينطور است پس بايد فرزند ان تمامي خانواده هاي تك يا دو فرزند افرادي مذهبي و متدين باشند آيا حقيقتا اينگونه است ؟
بنظر نمي رسد آسيب شناسي شما در ريشه يابي معضلات صحيح باشد .شما بطور كلي چشم بر تمامي عوامل موثر در بروز معضلات فوق بسته ايد و تنها يك عامل را بصورت كامل تاثير گذار مي دانيد و اين قضاوت و كارشناسي صحيحي در ريشه يابي معضلات موجود،نيست .
سياست افزايش بي رويه جمعيت همانقدر بد ، غير علمي و اسيب رسان است كه كنترل بي رويه مواليد .
ما نبايددر بحث كنترل و مهار جمعيت به قانون همه يا هيچ معتقد باشيم .
آنچه موجب بروز مشكلات شد و مي شود و خواهد شد ، كنترل جمعيت بدون تعادل است هم افزايشش هم كاهشش .
در بحثهاي قبل از قول قرآن عزيز عرض شد كه كنترل جمعيت نيز بايد در ذيل قانون و فرمايش گرانقدر قران عزيز قرار داشته باشد كه فرمود :" واقصد في مشيك"
بايد تعادل و ميانه روي برقرار باشد تا از اسيب هاي افزايش يا كاهش جمعيت مصون بمانيم .
مساله رشد جمعيت مساله دو يا سه برابر شدن جمعيت نيست بلكه افزايش تصاعدي آن در هر سي يا چهل سال است وبايد ديد آيا امكانات براي اين جمعيت تصاعدي ، تصاعدي افزايش يافته است تا همه بتوانند از امكانات بهره برداري يكسان داشته باشند ؟آيا امكان افزايش امكانات وجود دارد ؟
متاسفانه اين بحث علمي و كارشناسانه دقيق ، آنگونه كه بايد ، كارشناسي شده به مردم عرضه نشده است .افزايش جمعيت بايد ملاك و ميزان مشخصي داشته باشد تا در مثلا بيست يا سي سال آينده كشور و مردم با تبعات افزايش بي رويه جمعيت مواجه نشوند و يكباره هر خانواده ، داراي پنج شش فرزند نشود زيرا جمعيت فعلي در دو سه دهه اينده ناگهان شش برابر مي شود و باز ممكن است با مشكلاتي مواجه شويم .كنترل فرزند به گونه يكي دو فرزند براي هر خانواده نيز آسيب زاست زيرا باز هم در دو سه دهه اينده با افزايش جمعيت سن دار در جامعه مواجه خواهيم شد .لذابايد بصورت كارشناسي شده بحث كنترل جمعيت براي مردم بازگو شود تا تعادل برقرار شود و از آسيب افزايش يا كاهش بي رويه مصون بمانيم .

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۷, ۰۹:۱۴
جناب يوسف نژاد ! در بحث كنترل جمعيت و آسيب شناسي آن بايد اصولي تر و عميق به شناخت محاسن و معايب آن پرداخت .
مواردي كه شما ذكر نموديد قدري فرافكنانه بنظر مي رسد .اينكه عده اي ايراني - حالا بگذريم صاحب هتل راست مي گفته يا دروغ- در گوشه اي از دنيا به كار خلافي دست بزنند دليل صحيحي بر اينكه حكم كنيم اين عده ، محصول افسار گسيختگي جمعيت و خروج از تربيت والدين در اثر كثرت فرزندان هستند بسا بسياري از اين افراد از خانواد هاي تك فرزند يا كم فرزند باشند اين كه دليل نمي شود چون يك فردي خلافي مرتكب شد بگوييم تنها و تنها دليلش ، سوء تربيت در اثر كثرت فرزندان است .دهها دليل مي تواند در اين پروسه و در خلافكاري اين افراد موثر باشد .وانگهي كم نيستند آمار خانواده هاي پر فرزندي كه تمامي فرزندانشان صالح و با تر بيت خوب پرورش يافته اند . و همچنين كم نيستند خانواده هاي كم فرزندي كه فرزندان غير صالح و ناخلف تربيت كرده اند . اساسا اصول تربيت در خانواده يك چيز است و كثرت فرزند دليل تام و جامعي بر خروج از تربيت صحيح نيست چه اينكه كمي فرزند دليل بر تربيت صحيح داشتن نمي باشد .



علیک سلام برادر مسلمان من!!!

یعقوب (ع) 14 پسر داشت که 12 تاش ناخلف بودند!!!
شما قرار شد برای تکثیر فرزندان در ایران امروز، دلایل قانع کننده و علمی بیاورید، نه حدس و گمان!

برادر عزیز یک جوری صحبت می کنید انگار نه انگار که تا همین یک سال پیش شما بودید که با هزار جور آیه و حدیث سعی بر اثبات کنترل موالید داشتید! اما امروزه هر کس همان استدلالات سابق شما را بیاورد، او را تکفیر می کنید!!!

خوشبختانه یا متأسفانه برادر من امروزه دیگر هر حرفی از دهان هر شخصی بیرون بیاید، مربوط به یکی از شاخه های علوم ریاضی، علوم تجربی یا علوم انسانی می شود.

میزان تولید مثل و کمی و زیادی آن در حوزه علوم انسانی و جامعه شناسی و تنظیم خانواده و روانشناسی و ... قرار می گیرد و هر شخصی که بخواهد در زمینه ی علوم مشخصی، نظریه ی جدیدی مطرح کند، باید برای تأیید گفته هایش از منابع همان علوم رفرنس ارائه دهد.

بنده می توانم از علوم فوق الذکر، حداقل 10 منبع ارائه بدهم که در آن با دلایل علمی و تجربی، نظر جنابعالی را رد می کند.

حالا اگر این گفته ی بنده را قبول ندارید، شما هم منابع تان را از علوم انسانی اینجا ارائه دهید، تا بنده هم منابع ام را ارائه دهم، بعد ببینیم که «علم» ، به بنده حق می دهد یا به شما.

اگر هم نه، قضیه را می خواهید با دلایل متافیزیکی اثبات کنید! بنده وارد آن حوزه نمی شوم چون با عوامل متافیزیکی در ارتباط نیستم!

شما تا اینجا نمونه ی عینی، یا یک مورد تجربه ی موفق معاصر، یا هیچ مدرکی علمی نشان ندادید، فقط عنوان می کنید که ممکن است نتیجه ی این کار خوب باشد!
برادر من عزیز من. در سال 1391 دیگر دوره ی این آزمون و خطاهای ابتدایی گذشته و علوم مختلف، حاصل زحمات گسترده و تحقیقات متنابع دانشمندانی هستند، که در جای جای دنیا پراکنده اند و در گوشه گوشه ی این جهان هر کدام به یک شکلی عمر خود را وقف یافتن پاسخ این قبیل سؤالات کرده اند و با ارائه آمار های گوناگون و پر شمار و ارائه ی تحقیقات موثق و غیر قابل انکار، کنترل جمعیت و تنظیم خانواده را برای حفظ بقای بشر در صلح و آرامش و بهره مندی از مواهب خدادادی، لازم و ضروری می بینند.

برادر من، بنده مانند پدر خدابیامرزم رفتار نمی کنم، و به هیچ عنوان چیزی را که عموم دانشمندان به رد آن رأی داده اند، دوباره احیا نمی کنم و در این عمل بی مطالعه و بی برنامه که تبعات منفی غیرقابل جبرانی دارد، با شما همراه نمی شوم.
شما هم مطمئن باشید در سطح ایران این فقط بنده نیستم که به این منابع علوم انسانی دسترسی دارم، بلکه اکثریت قریب به اتفاق جامعه را افراد تحصیلکرده تشکیل داده اند و این افراد، برای هر تز یا تئوری جدیدی، دلایل علمی طلب می کنند.

شما بواسطه مدارک علمی باید این گفته هایتان را اثبات کنید تا مورد قبول قشر تحصیلکرده قرار گیرد.

شما بفرمائید برای این نسلی که قصد دارید به این دنیا دعوت کنید، چقدر زمینه سازی برای بهداشت، تحصیل، شغل، مسکن، و ازدواج شان انجام دادید؟! به بنده نشان بدهید که این فرزندان بدبختی که قرار است در ایران بعد از این به دنیا بیایند، چه تسهیلاتی براشون فراهم شده تا از حداقل امکانات برای زندگی محروم نباشند؟! شما زمانی حق دارید تکثیر اولاد را از جامعه طلب کنید، که توانسته باشید نیازهای همین جامعه ی فعلی رو برطرف کنید یا همین جمعیت حاضر را از حداقل ها بهره مند کنید. آیا در ایران اکثریت حداقل ها را دارند؟!
شما قسم بخورید که اکثریت ایران فقیر نیستند تا بنده تکلیفم با شما روشن شود!!!:Moshtagh:
و اگر قسم خوردید، بنده دیگر هیچ حرفی با شما ندارم و به میزان عدالت خدا می سپارمتان، و اگر جرأت قسم خوردن ندارید، چرا توقع دارید به فقرای امروز، فقرای جدیدی هم اضافه شود؟! شما دلیل این اصرارتان را می شود ذکر کنید؟!
حالا شما بفرمائید دلایل علمی تون رو ارائه بدید تا روی آنها با هم بحث کنیم، در غیر اینصورت، بنده هیچ اصراری به ادامه بحث های غیرعلمی و بدون دلیل و مدرک ندارم.

به زبان ساده: نام یک کتاب یا جزوه یا هر منبع علمی را به بنده معرفی کنید که طی آن محققی روی یک جامعه با شرایط ایران که تکثیر اولاد را انجام داده اند و موفق هم بوده اند و تبعات منفی برایشان نداشته، تحقیق انجام داده باشد تا بنده قانع شوم.
یا علی مدد

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۸, ۰۶:۲۱
با سلام. پاسخ شما را در ارسال خودتان و با رنگ آبی می دهم:



شما در ريشه يابي تمامي معضلات فوق صرفا عامل ازدياد جمعيت را موثر مي دانيد ؟!!! خیر نه «تمام» معضلات، اما ریشه ی بسیاری از معضلات در تکثیر بی حساب و کتاب جمعیت است.

الحاد و بي ديني و لامذهبي حاصل ازدياد جمعيت و كثرت فرزند است ؟ خیر. در تمام دنیا ملحد و بی دین داریم، اما عامل اصلی الحاد در «ایران شیعه» فقر است. فقری که از کثرت جمعیت بوجود آمده، زیرا اولین نتیجه ی منابع محدود و مصارف نامحدود، فقر است. شما آب پشت سد را فرض کن بی حساب و کتاب مصرف شود. نتیجه چه می شود؟! آیا سد خالی می شود یا نه؟! پس فقر، با الحاد ارتباط منطقی دارد.

ترك واجبات و ارتكاب محرمات محصول تعدد فرزندان در جامعه است ؟ از آنجاییکه واجبات و محرمات مربوط به دین است و فقر بی دینی به همراه دارد، پس جواب بالا در مورد همین سؤالتان هم صدق می کند.

اگر اينطور است پس بايد فرزند ان تمامي خانواده هاي تك يا دو فرزند افرادي مذهبي و متدين باشند آيا حقيقتا اينگونه است ؟ خیر اینگونه نیست چون «حقیقتا» نباید اینگونه باشد، بلکه با مغلطه فرض جنابعالی درست درمی آید! برادر من، همه چیز را سیاه و سفید نبینید. چه کسی گفته یا باید این طور باشد یا آن طور؟! شما آن بالا حرفی را که بنده نزده ام در دهانم گذاشتید و یک نتیجه ی فاسد گرفتید به این شکل که «تمامی خانواده های پرفرزند، فرزندان ملحد تحویل جامعه می دهند» در حالیکه بنده همچین چیزی نگفتم. بعد از همان نتیجه ی فاسد این نتیجه ی فاسد دومی را گرفتید که «پس تمامی خانواده های کم فرزند، فرزندان مؤمن و سالم تحویل جامعه می دهند». هر دو نتیجه ی جنابعالی فاسد است. از بین خانواده های کم فرزند هم، هم بی ایمان درآمده هم مؤمن. اما بحث بنده بر روی رابطه ی فقر و ازدیاد جمعیت است که باعث الحاد می شود.
بنظر نمي رسد آسيب شناسي شما در ريشه يابي معضلات صحيح باشد .شما بطور كلي چشم بر تمامي عوامل موثر در بروز معضلات فوق بسته ايد و تنها يك عامل را بصورت كامل تاثير گذار مي دانيد و اين قضاوت و كارشناسي صحيحي در ريشه يابي معضلات موجود،نيست .

عزیز من جان من! آیا علی (ع) نفرموده اند فقر باعث بی دینی است؟! بنده به همین کلام مولا شما را ارجاع می دهم. آیا علی (ع) را هم متهم می کنید که فقط یک علت را عامل تمامی معضلات دانسته است؟؟؟!
سياست افزايش بي رويه جمعيت همانقدر بد ، غير علمي و اسيب رسان است كه كنترل بي رويه مواليد .
ما نبايددر بحث كنترل و مهار جمعيت به قانون همه يا هيچ معتقد باشيم .
آنچه موجب بروز مشكلات شد و مي شود و خواهد شد ، كنترل جمعيت بدون تعادل است هم افزايشش هم كاهشش .
در بحثهاي قبل از قول قرآن عزيز عرض شد كه كنترل جمعيت نيز بايد در ذيل قانون و فرمايش گرانقدر قران عزيز قرار داشته باشد كه فرمود :" واقصد في مشيك"
بايد تعادل و ميانه روي برقرار باشد تا از اسيب هاي افزايش يا كاهش جمعيت مصون بمانيم .
مساله رشد جمعيت مساله دو يا سه برابر شدن جمعيت نيست بلكه افزايش تصاعدي آن در هر سي يا چهل سال است وبايد ديد آيا امكانات براي اين جمعيت تصاعدي ، تصاعدي افزايش يافته است تا همه بتوانند از امكانات بهره برداري يكسان داشته باشند ؟آيا امكان افزايش امكانات وجود دارد ؟
متاسفانه اين بحث علمي و كارشناسانه دقيق ، آنگونه كه بايد ، كارشناسي شده به مردم عرضه نشده است .افزايش جمعيت بايد ملاك و ميزان مشخصي داشته باشد تا در مثلا بيست يا سي سال آينده كشور و مردم با تبعات افزايش بي رويه جمعيت مواجه نشوند و يكباره هر خانواده ، داراي پنج شش فرزند نشود زيرا جمعيت فعلي در دو سه دهه اينده ناگهان شش برابر مي شود و باز ممكن است با مشكلاتي مواجه شويم .كنترل فرزند به گونه يكي دو فرزند براي هر خانواده نيز آسيب زاست زيرا باز هم در دو سه دهه اينده با افزايش جمعيت سن دار در جامعه مواجه خواهيم شد .لذابايد بصورت كارشناسي شده بحث كنترل جمعيت براي مردم بازگو شود تا تعادل برقرار شود و از آسيب افزايش يا كاهش بي رويه مصون بمانيم .

با تمام جملات سبز رنگتون 100% موافقم

belher2
۱۳۹۱/۰۸/۲۸, ۰۹:۰۷
با سلام وعرض ادب
در مورد افزايش ويا كاهش جمعيت موارد ذيل مطر ح ميشود:
1-ايا هدف افزايش جمعيت افزايش تعداد مسلمين است؟
2-آيا هدف جوانسازي جامعه مسلين ودر نتيجه كارآمدتر كردن مسلمانان است؟
3-ايا هدف اين است كه بافت مسلمين با توجه به افزايش جمعيت جهان متناسب بماند؟
4- آيا با قدرت اقتصادي وسياسي كشور بافت جمعيت بايد متغير باشد؟
5-پس چرا ما بايد در كم يا زياد شدن جمعيت دخالت كنيم؟
با توجه به اينكه دولت ميتواند با بالا بردن اميد به زندگي كه ناشي از عوامل بهداشتي وصنعتي ورفاه واقتصادودرامد و...بدون اينكه مردم احساس كنند تعداد جمعيت را زياد كند
يا بعنوان مثال ذيل سوال شماره 1 دين اسلام را به ديگر نقاط جهان صادر نموده وبه جاي ساختن سنگر به فكر فتح سنگرهاي بيگانه شود

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۸, ۱۰:۱۱
به نام خدا
با سلام
برادر گرامي جناب يوسف نژاد
بجاي نقل قول جمله به جمله از سخنان شما و نقد آن ، به ذكر چند مطلب كلي بسنده مي كنم :
ابتدا يك پيشنهاد به خودم و شما و تمامي دوستان پيگير اين تاپيك :
اگر مايل بوديم در يك بحث علمي مشاركت كنيم ، سعي كنيم نظراتمان را دقيق و اصولي و با جملاتي كه حاكي از ديدگاه دقيق مان باشد بيان كنيم تا ديگران با تكيه بر آن جملات و بيانات بتوانند قضاوت صحيحي نسبت به افكار و باورهايمان داشته باشند . بكار بردن يا نقل مطلب خاصي كه جامعيت و كليت نداشته باشد و بيانگر استقرايي ناتمام و ناقص است و يا بيانگر همه جانبه دلايل مورد نظر گوينده نيست ،نمي تواند جايگاهي در يك بحث علمي داشته باشد لذا نقد هايي كه بر آن صورت مي گيرد بجا و صحيح است اگر گوينده منظوري غير از آن دارد بايد با ذكر دقيق نظرات خويش ، ديگران را بدان واقف نمايد . اين يك پيشنهاد كلي بود .
و اما مطلب اصلي و كلي بنده :
مبحث كنترل جمعيت در تمامي ابعادش ، يك مساله كاملا تخصصي است ، افزايش يا كاهش بي رويه جمعيت ضربات مهلكي بر پيكر جامعه در ابعاد وسيعي بر جاي خواهد گذارد .
به همان ميزاني كه عادت به رفاه بيش از حد ، مانع پيشرفت است ، فقدان حداقل امكانات و يا عدم دسترسي به امكانات لازم نيز مانع پيشرفت است .
به همان ميزاني كه كهولت جامعه زيانبار است ، جامعه جوان بي امكانات و بي بهره از حداقلها نيز زيانبار است .
تعادل و نيزتعامل با كارشناسان فن و پرهيز از اظهار نظر غير كارشناسانه در حوزه هاي تخصصي دو اصل قرآني قابل اعتنا در اين خصوص است :
واقصد في مشيك(1)
ولاتقف ما ليس لك به علم (2)
مسائلي چون كنترل جمعيت - در دو حوزه افزايش و كاهش- امري مطلق نيست كه به افزايش هميشگي يا كاهش هميشگي آن بتوان حكم نمود زيرا حوزه هاي ديگر مستقيما و بسرعت تحت تاثير اين روند صعودي يا نزولي جمعيت ، قرار خواهند گرفت بلكه بايد بر اساس نيازها ، امكانات و شرايط موجود ، اولويت ها مد نظر قرار گيرند و اين مساله بايد با توجه به آمار علمي و نيز اظهار نظر كارشناسان فن ، صورت گيرد تا از آسيب هاي احتمالي در آينده مصون بمانيم .
ارائه آمار دقيق براي افزايش و نيز كاهش جمعيت بايد بصورتي كاملا تخصصي انجام شود تا برنامه ريزي هاي كلان نيز بر پايه آن صورت گيرد . در اين صورت حداقل آسيب و ضرر متوجه جامعه خواهد شد و حداكثر استفاده از امكانات بعمل خواهد آمد .

(1)- لقمان/19
(2)- اسراء /36

هدی
۱۳۹۱/۰۸/۲۸, ۱۰:۱۹
با سلام وعرض ادب در مورد افزايش ويا كاهش جمعيت موارد ذيل مطر ح ميشود:
1-ايا هدف افزايش جمعيت افزايش تعداد مسلمين است؟
2-آيا هدف جوانسازي جامعه مسلين ودر نتيجه كارآمدتر كردن مسلمانان است؟
3-ايا هدف اين است كه بافت مسلمين با توجه به افزايش جمعيت جهان متناسب بماند؟
4- آيا با قدرت اقتصادي وسياسي كشور بافت جمعيت بايد متغير باشد؟
5-پس چرا ما بايد در كم يا زياد شدن جمعيت دخالت كنيم؟
با توجه به اينكه دولت ميتواند با بالا بردن اميد به زندگي كه ناشي از عوامل بهداشتي وصنعتي ورفاه واقتصادودرامد و...بدون اينكه مردم احساس كنند تعداد جمعيت را زياد كند
يا بعنوان مثال ذيل سوال شماره 1 دين اسلام را به ديگر نقاط جهان صادر نموده وبه جاي ساختن سنگر به فكر فتح سنگرهاي بيگانه شود
سلام و عرض ادب
برادر بزرگوار بنده تصور مي كنم با توجه به تاكيدي كه در موضوع و عنوان تاپيك وجود دارد ، پرداختن به تمامي از موارد فوق ، بحث ما را در حوزه مباحث سياسي خواهد كشاند . لذا صرفا در مواردي بحث را دنبال بفرماييد كه از موضوع ، خارج نشويم
با تشكر از شما

belher2
۱۳۹۱/۰۸/۲۸, ۱۰:۳۰
سلام و عرض ادب
برادر بزرگوار بنده تصور مي كنم با توجه به تاكيدي كه در موضوع و عنوان تاپيك وجود دارد ، پرداختن به تمامي از موارد فوق ، بحث ما را در حوزه مباحث سياسي خواهد كشاند . لذا صرفا در مواردي بحث را دنبال بفرماييد كه از موضوع ، خارج نشويم
با تشكر از شما

با سلام به سركار پاسخگوي قراني 3وهمه دوستان وعرض تسليت ايام سوگواري امام شهيدمان حسين(ع)
اگر در مورد بحت -موارد قيد شده بررسي نشود امكان تبيين موضوع از بين ميرود شايد درشماره 4 پست ارسال بنده چون كلمه سياسي قيد شده مورد نظر شماست كه ميتوتنيم بخاطر تاكيد موضوع از آن صرف نظر كنيم.
التماس دعا

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۸, ۱۴:۲۰
علیک سلام جناب پاسخگو

این ارسالهای اخیر جناب عالی نشان از وجود تفکری عمیق و دلسوز پشت این کلمات دارد. بنده با کارشناسی شدن مطلب مورد بحث موافقم. اصلا این قضیه ی کار علمی و کارشناسی شده، از ابتدا تنها دلیل بنده برای ورود به این بحث بود و خوشحالم که می بینم دیدگاه شما از تعصب و رفتار کورکورانه بدور است و با مآل اندیشی و ژرف نگری ودلسوزی، قصد پیشگیری از وقوع مشکلات را دارید، نه افزودن بر مشکلات.

ای کاش مسئولان محترم قبل از اینکه مسئله ای به این مهمی را در بوق و کرنا کنند و جامعه را به تبعیت بی چون و چرا از دستورالعملی مبهم تشویق کنند، به تبیین عقلانی و علمی این مسئله پرداخته و این پروژه را بصورت جزء به جزء از مرحله ی تجزیه و تحلیل تا آخرین مراحل اجرایی (زاد و ولد شیعیان) به جامعه ارائه نمایند تا جامعه ی هدف این طرح، و همچنین خانواده هایی که مشمول این طرح ملی قرار نمی گیرند به طور واضح مشخص شود و فرد فرد شیعیان و تک تک خانواده های شیعه ایرانی هرکدام جایگاه صحیح خود را در این طرح شناسایی کرده و در آن قرارگیرند.
طرح موضوع کلی در سطح جامعه، بدون مقدمه چینی و پرداختن به جزئیات آن، و تشویق «تمام» اقشار جامعه، بدون در نظر گرفتن وجوه اشتراک و افتراق آنها، یا لحاظ کردن استعدادها و محدودیت ها کار صحیح و پسندیده ای نبود، و شما می بینید که این حرکت بدون برنامه و کلی، یعنی تشویق تمام اقشار جامعه به تکثیر اولاد بدون درنظر گرفتن شرایط اقتصادی و معیشتی و فرهنگی و ... و در نهایت توانایی یا ناتوانی شان مدتیست در جامعه آغاز شده و خوشبختانه این طرح تا به الان مورد استقبال جامعه واقع نشده است.
اما در نهایت از شما سپاسگذارم که در صدد تبیین دلایل لزوم اجرای این طرح برای قشری خاص و به شکلی مشخص و با برنامه می پردازید.
چون در این تاپیک نظر قرآن در مورد این طرح خواسته شده، بنده شما را به دقت در کلام خدا تذکر می دهم که خداوند در قرآن فرموده اگر چنانچه توانایی مالی ندارید، حتی ازدواج هم نکنید تا خدا برای شما راهی باز کند. حالا به نظر شما امکان دارند همین قرآن به شما امر کند زمانیکه توانایی مالی ندارید، تعداد نان خورهای خود را «عمدا» زیاد کنید؟! ازدواج سنت پیامبر (ص) است و بدون آن، دین هیچ مسلمانی کامل نمی شود، اما داشتن فرزند از درجه ی اهمیت کمتری نسبت به ازدواج برخوردار است و با نداشتن فرزند، دین کسی ناقص نمی ماند.
حال از خودمان بپرسیم چگونه خداوند داشتن شرایط مالی مساعد را شرط ازدواج قرار داده، اما برای داشتن فرزند، داشتن شرایط مالی مساعد نیاز نمی باشد؟!
ممکن است بفرمائید که خداوند در قرآن فرموده است که از ترس فقر فرزندان خود را نکشید که من روزی آنان را خواهم داد. خوب بنده هم با این آیه موافقم زیرا که خداوند فرموده فرزندان خود را نکشید. یعنی چه؟ یعنی فرزندانی که هم اکنون دارید یا جنین هایی که باردارید. یعنی فرزندانی که اکنون در خانه ی شما هستند و در قید حیات یا در رحم زنان قرار دارند. حالا شما که این آیه را به تکثیر موالید ربط می دهید، بفرمائید بگویید ببینم فرزندانی که هنوز به دنیا نیامده اند یا حتی جنین آنان شکل نگرفته را چگونه می توان کشت؟؟؟؟؟
پس منظور نظر این آیه، فرزندان زنده ایست که در خانه دارید، یا آن جنین هایی که زنان باردارند، نه فرزندانی که هنوز حتی جنین آنها به وجود نیامده است.
به نظر بنده خطاب این آیه بیشتر در مورد فرزندان «ناخواسته» است. معمولا خانواده هایی که بضاعت مالی ندارند، وقتی با حاملگی های ناخواسته روبرو می شوند، اقدام به سقط جنین می کنند که این آیه ی خداوند مربوط به آن حالات است و خداوند طبق این آیه امر میکند که از ترس فقر، سقط جنین نکنید یا فرزندان خردسال خود را که هنوز به شما وابسته اند، از ترس فقر نکشید.
یا حق

belher2
۱۳۹۲/۰۸/۱۱, ۰۶:۱۷
http://www.tabnak.ir/fa/news/354983/:Gig:

هدی
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۷:۴۴
نظر قران درباره كنترل جمعيت
پرسش : با توجه به پيامد هاي افزايش وكاهش جمعيت نظر قران دراين موضوع چيست؟

پاسخ: قرآن كريم در خصوص كاهش جمعيت واز ترس فقر و گرسنگي مي فرمايد:
وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا(1)
و از بيم تنگدستى فرزندان خود را مكشيد ماييم كه به آنها و شما روزى مى ‏بخشيم آرى كشتن آنان همواره خطايى بزرگ است
مرحوم علامه در توضيح اين آيه مي فرمايند:"معناي آيه اين است كه فرزندان خود را از ترس اين كه مبادا دچار فقر و هلاكت شويد و به خاطر ايشان تن به ذلت گدائي دهيد به قتل نرسانيد ، و دختران خود را از ترس اينكه گرفتار داماد ناجوري شويد و يا به جهت‏ هاي ديگري مايه آبروريزي شما شود مكشيد زيرا اين شما نيستيد كه روزي اولادتان را مي‏ دهيد ، تا در هنگام فقر و تنگدستي ديگر نتوانيد روزي ايشان را برسانيد ، بلكه مائيم كه هم ايشان و هم شما را روزي مي‏ دهيم ، آري كشتن فرزندان خطائي است بزرگ . "(2)
اما بايد توجه داشت كه كشتن فرزندان از ترس تنگدستي با كنترل مواليد متفاوت است .همچنين بايد اين مساله را نيز مد نظر قرار داد كه تربيت فرزندان صالح از اهداف نظام خانواده در اسلام است كه بايد موجبات اين امر نيز فراهم گردد .
زياده خواهي و ايده آل طلبي و رفاه زدگي در تربيت فرزندان ، به گونه اي كه والدين مايل باشند تعداد فرزند كمتري داشته باشند و در عوض فرزندان آنان از رفاه كامل برخوردار شوند ، شيوه مناسبي در تربيت و نيز تنظيم خانواده نيست زيرا اگر تنهايي و تاثيرات سوء اين مساله را در خانواده هاي كم فرزند - كه اكنون خود به والديني بي خواهر يا برادر يا هردو تبديل شده اند و فرزندان از نعمت اقوام نزديك و رفت و آمد با آنان و حمايت يا تمدد رواني حاصل از مراودات فاميلي نزديك بي بهره اند- وجود دارد لحاظ كنيم ، ملاحظه مي شود كه تعداد فرزندان در خانواده ها بايد به نحوي صحيح و جدي مد نظر قرار گيرد و اين تجديد نظر به معناي كثرت بي حد و حساب و يا كنترل بي مرز نيست بلكه بايد با احتساب شرايط و امكانات موجود - نه احتساب شرايط رفاه زدگي- به تعداد فرزندان افزود.
بنظر مي رسد نه كميت را بايد فداي كيفيت نمود و نه كيفيت را فداي كميت بلكه به فرمايش قرآن كريم امر "واقصد في مشيك" را بايد در تمام امور و شئون زندگي من جمله كثرت يا كنترل مواليد لحاظ نمود .
آنچه مد نظر و مورد تاييد اسلام است ازدياد بي حصر جمعيت نيست بلكه تربيت يك انسان بر اساس اصول و ضوابط اسلامي و به تعبيري تربيت فرزند صالح ملاك است حال اگر خانواده اي توان - نه صرفا توان مالي- داشتن دو يا سه يا چهار فرزند را داشته باشند و بتوانند آنان را با ملاك صحيح تربيت ديني بزرگ كنند چرا به اين كار اقدام نكنند و فرزندان را مثلا منحصر در يك فرزند يا دو فرزند بنمايند ؟ از طرف ديگر چرا خانواده اي كه توان داشتن يك يا دو فرزند را دارد بايد چهار پنج يا ... فرزند داشته باشد ؟
منظور ما از اعمال فرمايش عام قرآن كريم در امر "و اقصد في مشيك" همين مديريت صحيح و تنظيم خانواده است كه هر خانواده اي بر مبناي توان خود- كه صرفا توان مالي نيست- اقدام به ازدياد يا كنترل مواليد نمايد .

هدی
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۷:۴۶
پرسش: بر پايه آموزه هاي قراني چه ملاكهايي براي اين موضوع – ازدياد جمعيت- بايد جستجو نمود؟واينكه ايا با گذشت زمان مسئله قابل تغيير وتبديل است؟
پاسخ : تا جايي كه بنده تحقيق كردم دستور يا ملاك يكساني براي همه ي مسلمانان در تمام شرايط وجود ندارد .
اما در مساله اولاد و همچنين تكاثر در اولاد كه مد نظر يكي از كاربران بزرگوار بود ، توضيحاتي وجود دارد كه مساله را تا حدي به مسيري صحيح هدايت مي كند .
استاد جوادي آملي ضمن تفسير ايه 5 سوره مباركه مريم- كه مشتمل بردعاي حضرت زكريا در خصوص فرزند دار شدن است - :"يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا" بيان مي كنند كه :
" ﴿إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ﴾ اين آزمون عمومي است كه هر فرزندي بالأخره آزمون است دربارهٴ بعضي از فرزندها هم فرمود: ﴿إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلاَدِكُمْ عَدُوّاً لَّكُمْ﴾ پس هر فرزندي و هر مالي به نحو موجبهٴ كليه آزمون الهي است كه ﴿إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ﴾ آزمون است, اما همهٴ فرزندها دشمن نيستند, همهٴ همسران دشمن نيستند ﴿إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلاَدِكُمْ عَدُوّاً لَّكُمْ﴾ چون مسئلهٴ فتنه و آزمون از يك سو, مسئلهٴ عداوت از سوي ديگر دربارهٴ فرزندها مطرح است وجود مبارك زكريا(سلام الله عليه) برابر آيهٴ سورهٴ «آل‌عمران» عرض كرد ﴿مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً﴾ كه ديگر فتنه نباشد براي ما, دشمن ما نباشد. در اينجا فرمود: ﴿وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً﴾ كه ديگر فتنه‌اي در كار نباشد عداوتي در كار نباشد"(3)
بنابراين اولاد ابتلا و آزمون است و برخي از اولادها دشمن انسانند لذا حضرت زكريا ، اولاد صالح از خداوند طلب نمود .
از طرف ديگر طبق آيه كريمه 74 فرقان عباد الرحمان كساني هستند كه از خداوند فرزنداني كه مايه روشني چشم باشند و بر متقين امام باشند درخواست مي كنند:
"عبادالرحمان كساني‌اند كه عرض مي‌كنند ﴿وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا﴾ ... ﴿هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ﴾ اينها قرّةالعين باشند براي ما قُرّة به معناي روشني چشم تفسير مي‌شود "(4)
همچنين مطابق با آيه 38 سوره مباركه آل عمران ، حضرت زكريا طلب ذريه طيبه از خداوندنمودند:"
هنالك دعا زكريا ربه قال رب هب لي من لدنك ذريه طيبه انك سميع الدعاء"
از مجموع آيات فوق حاصل مي شود كه آنچه مورد نظر قرآن كريم و دعاي عباد صالح خدا بوده است ، ذريه و اولاد صالح و طيب است و بر اين امر اصرار داشته و براي آن دعا نموده اند .
و اما مطلب دوم يعني تكاثر اولاد :
تكاثر هم معني مكاثره و به معني تفاخر كردن و رقابت كردن است (5) در اصطلاح فرآني آن را به دو معني گرفته‌اند: اول به معناي افتخار به كثرت مناقب و اولاد و اموال (6)دوم به معناي رقابت در كثرت اولاد و اموال و مناقب(7)و(8)

همانگونه كه در آيه 20 سوره مباركه حديد آمده است "تكاثر در اولاد" امر مذمومي است .مرحوم علامه طباطبايي نيز در تفسير آن فرموده اند :"تكاثر و مفاخرات شما در داشتن مال و زينت دنيا، و مسابقه گذشتنشان در جمع عده و عده، شما را از آنچه واجب بود بر شما بازداشت، و آن عبارت بود از ذكر خدا، در نتيجه عمري را به غفلت گذرانديد، تا مرگتان فرا رسيد"(9)

اين مساله در تقبيح تكاثر اولاد و اموال بود .
اما آيا اگر تعداد فرزندان از دو به سه رسيد ضمن اينكه مراد از طلب فرزند مفاخرت و رقابت ومسابقه در دنيا نباشد بلكه طلب ذريه طيبه و اولاد صالح باشد ، اين مساله تكاثر و مورد تقبيح است ؟

ظاهرا در قران كريم صراحتي بر ازدياد يا تقليل اولاد وجود ندارد آنچه مورد اهميت است ، طيبه بودن و صالح بودن فرزند يا فرزندان است و بنظر مي رسد هر فردي با توجه به امكانات موجود خويش و توان همه جا نبه اش در راستاي بوجود آوردن ذريه اي صالح ،بايد در تنظيم خانواده برنامه ريزي نمايد .
و اما مساله كنترل مواليد كه آيا امري ثابت است يا متغيير :
با توجه به پيشرفت جوامع و ازدياد همه ساله جمعيت بشري از يك سو و محدوديت منابع و امكانات از سوي ديگر ، بحث كنترل جمعيت به امري مهم و حياتي و نيز فاكتوري متغير تبديل شده است .
همانگونه كه مقام معظم رهبري - حفظه الله - در سخنراني مربوط به توصيه به افزايش جمعيت داشتند ، فرمودند كه امر كنترل مواليد در برهه اي از زمان ، صحيح بود و اكنون لزومي بر آن وجود ندارد .
بنظر نمي رسد هدف از توصيه به افزايش جمعيت تكاثر و مفاخرت بر ديگران باشد بلكه افزايش سن جمعيت ميانسال ، كشور را در چند سال آتي به سمت جامعه اي پير و ناكارآمد تبديل خواهد نمود و موجب تقليل رشد و پيشرفتهاي علمي كشور خواهد شد .
لذا ملاك فعلي ، مديريت استفاده و بهره برداري بهينه از امكانات و منابع به نحوي عادلانه ميان جمعيت كشور است به نحوي كه امر تغذيه ، تحصيل ،اشتغال و پيشرفت جامعه را -كه از ملزومات تربيت صحيح است - با اختلال مواجه نسازد چه در جهت استفاده بيش از حد و كمبود امكانات و چه در جهت ركود پيشرفتهاي علمي و ... جامعه .
حال در اين ميان اگر فردي با توجه به توان خويش - مالي، تربيتي ،وقت ، توان روحي وجسمي و رواني و...- مي تواند سه فرزند داشته باشد كه بتواند آنان را فرزنداني صالح ببار آورد كه در راه اسلام و دين بتوانند خدمت و عبوديت الهي نمايند بنظر نمي رسد اين مساله تكاثر باشد و مخالف با دستورات قرآن عزيز .

هدی
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۷:۴۷
مطلب مهم و قابل اعتنا اينكه مبحث كنترل جمعيت در تمامي ابعادش ، يك مساله كاملا تخصصي است ، افزايش يا كاهش بي رويه جمعيت ضربات مهلكي بر پيكر جامعه در ابعاد وسيعي بر جاي خواهد گذارد .
به همان ميزاني كه عادت به رفاه بيش از حد ، مانع پيشرفت است ، فقدان حداقل امكانات و يا عدم دسترسي به امكانات لازم نيز مانع پيشرفت است .
به همان ميزاني كه كهولت جامعه زيانبار است ، جامعه جوان بي امكانات و بي بهره از حداقلها نيز زيانبار است .
تعادل و نيزتعامل با كارشناسان فن و پرهيز از اظهار نظر غير كارشناسانه در حوزه هاي تخصصي دو اصل قرآني قابل اعتنا در اين خصوص است :
واقصد في مشيك(10)
ولاتقف ما ليس لك به علم (11)
مسائلي چون كنترل جمعيت - در دو حوزه افزايش و كاهش- امري مطلق نيست كه به افزايش هميشگي يا كاهش هميشگي آن بتوان حكم نمود زيرا حوزه هاي ديگر مستقيما و بسرعت تحت تاثير اين روند صعودي يا نزولي جمعيت ، قرار خواهند گرفت بلكه بايد بر اساس نيازها ، امكانات و شرايط موجود ، اولويت ها مد نظر قرار گيرند و اين مساله بايد با توجه به آمار علمي و نيز اظهار نظر كارشناسان فن ، صورت گيرد تا از آسيب هاي احتمالي در آينده مصون بمانيم .
ارائه آمار دقيق براي افزايش و نيز كاهش جمعيت بايد بصورتي كاملا تخصصي انجام شود تا برنامه ريزي هاي كلان نيز بر پايه آن صورت گيرد . در اين صورت حداقل آسيب و ضرر متوجه جامعه خواهد شد و حداكثر استفاده از امكانات بعمل خواهد آمد .

(1)-اسراء/31
(2)-الميزان ، ج 13، ص 116
(3)- ر.ك: بنياد بين المللي اسراء، ذيل آيه 6 سوره مباركه مريم، جلسه 5
(4)- همان ، ذيل آيه 74 سوره مباركه فرقان ، جلسه 28
(5)- ابن منظور، لسان العرب، ج5،ص133
(6)- الميزان،ج19،ص289
(7)- مفردات راغب ، ص 703
(8)- برگرفته از سايت پژوهه
(9)- الميزان ، ج 20،ص600
(10)- لقمان/19
(11)- اسراء /36