PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده یکی از راههای اثبات اعجاز قرآن خبرهاى غيبى قرآن است توضیح دهید؟



محجوب
۱۳۹۱/۰۸/۲۲, ۱۵:۱۲
سلام و خسته نباشید

یکی از راههای اثبات اعجاز قرآن خبرهاى غيبى قرآن است . در قرآن کدام خبر غیبی آمده است ؟ ایا این اخبار مربوط به زمان بعد از نزول قرآن هست یا قبل از آن ؟
ممنونم



کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1

میقات
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۱۸:۲۷
با سلام و درود

اخبار غیبی می تواند خبر از گذشته، حال و یا آینده، و یا حتی خبر دادن از ضمیر و آن چه در دل افراد است باشد.

البته برای این که محدوده گفتگو خیلی وسیع نشود، گفتگو را اختصاص می دهیم به آن چه قرآن کریم نسبت به برخی وقایع که در آینده رخ خواهد داد، خبرهای غیبی و پیشگویی هایی که همه آنها تحقق یافتند.

در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:


1. پيشگويى در باره جنگ بدر


«وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ»

و به ياد آريد، هنگامى را كه خداوند به شما وعده داده بود كه يكى از دو گروه [كاروان قريش يا لشكر مسلح آن‏ ها] نصيب شما خواهد بود، شما دوست داشتيد كه كاروان براى شما باشد ولى خداوند مى‏خواهد، حق را با كلمات خود تقويت و ريشه كافران را قطع كند. (انفال، 7)


در این آیه شریفه به مؤمنين وعده غلبه و پيروزى بر دشمن و از بين رفتن كفار را داد.

قابل توجه این که مسلمانان در آن روز از نظر تعداد لشكر و وسايل جنگ، ضعيف و در اقليت بودند، تا جايى كه در ميان آنان تنها دو نفر سواره و بقيه همه پياده بودند، در حالی که در برابر آنان كفار در اكثريت و از نيروى بيش‏ ترى برخوردار بودند.

كفار آن چنان داراى نيرو و قدرت بودند كه مؤمنين از جنگ با آنان در ترس و وحشت به سر مى ‏بردند ولى خداوند در اين آيه اراده خويش را به مسلمانان اطلاع داده است كه او مى ‏خواهد حق را بر باطل پيروز گرداند و به وعده‏ اش وفا نمود و مسلمانان را بر دشمنان پيروز ساخت.

میقات
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۱۸:۲۸
2. پيشگويى در هزيمت دشمن نيرومند


«أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ»

يا مى‏ گويند: ما جماعتى متحد و نيرومند و پيروزيم ولى بدانند به زودى جمعشان شكست مى‏ خورد و پا به فرار خواهند گذاشت. (قمر، 44 و 45)


اين آيه از شكست مشركين و از پاشيده شدن اجتماعاتشان خبر مى ‏دهد.

اين جريان نيز در جنگ بدر واقع گرديد، آن‏ گاه كه ابو جهل اسب خويش را جلو راند و در پيشاپيش لشكر خويش قرار گرفت و گفت: ما امروز از محمد و يارانش انتقام خواهيم گرفت.

ولى خداوند او را هلاك و جمعيتش را متفرق ساخت.

اين جريان در موقعى به وقوع پيوست كه مسلمانان در اقليت بودند و كسى نمى ‏توانست، باور كند كه سيصد و سيزده مردى كه هيچ گونه وسايل جنگ در اختيارشان نبود، بر يك لشكر انبوه و نيرومند غالب شوند.

میقات
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۱۸:۲۹
3. پيشگويى در سرنوشت دشمنان پيامبر


«فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ»

آن چه را كه مأمور هستى، آشكارا بيان كن و از مشركان روى گردان! ما [خطر] استهزا كنندگان را از تو رفع خواهيم نمود، همانانى كه به خدا شرك مى ‏ورزند و آنان به زودى [از نتايج اعمال‏شان‏] اطلاع خواهند يافت. (حجر، 94 - 96)


اين آيه شريفه در مكه، در اوايل دعوت اسلامى نازل گرديد زمانی که قریش، پیامبر(ص) را مسخره می کردند و مى ‏گفتند: اين همان است كه خيال مى ‏كند پيامبر است و جبرئيل همراه او است.

در اين هنگام اين آيه شريفه نازل گرديد و پيروزى رسول خدا و كمك ‏هاى غيبى و نیز خذلان و شكست استهزا کنندگان را اعلام نمود.

كسى در آن زمان تصور نمى ‏كرد روزى خواهد آمد كه قريش شوكت و عزت خويش را از دست دهند و نفوذ و قدرت آنان با پيروزى رسول خدا (ص) از بين برود.

میقات
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۱۸:۳۰
4. پيشگويى در باره پيروزى اسلام بر تمام اديان ديگر


«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

اوست كه پيامبرش را با هدايت و آيين حق به سوى مردم فرستاد تا دين وى را بر تمام دين ‏ها پيروز گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند. (صف، 9)


اين آيه شريفه هنگامى نازل گرديد كه اسلام هنوز در جزيره عربستان رواج كامل پيدا نكرده بود.

اين آيه از پيروزى جهانى اسلام و از برترى و غلبه آن بر تمام اديان و ملل دنيا خبر داد.

قابل توجه است که بخش عظيمى از این وعده تحقق يافت و تحقق كامل آن با ظهور حضرت مهدی (عج) خواهد بود.

میقات
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۱۸:۳۳
5. پيشگويى در باره جنگ ايران و روم‏


«غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ»

روم در نزديك‏ ترين سرزمين شكست خورد ولى پس از مغلوب شدن به زودى پيروز و غالب خواهد گرديد. (روم، 2 و 3)


در آن زمان، ایرانیان آتش پرست بودند و رومیان، خداپرست و مسیحی.

در جنگ بین ایران و روم، رومیان شکست خوردند و ایرانیان پیروز شدند.

انتشار شکست رومیان خدا پرست (مسیحی) در برابر ایرانیان آتش پرست، بت پرستان مکه را خوشحال کرد.

آیه شریفه نازل شد و خبر از پیروزی رومیان در آینده داد.

آن چه اين آيه خبر داده بود، در مدت کمتر از ده سال واقع گرديد و روم بر ايران غالب شد و سپاه روم وارد سرزمين فارس گرديد.

میقات
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۱۸:۳۴
6. پيشگويى در سرنوشت ابولهب‏


«تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ ما أَغْنى‏ عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ سَيَصْلى‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ»

بريده باد هر دو دست ابو لهب [و مرگ بر او باد]، همان طور هم خواهد بود. آن چه از ثروت و اولاد به دست آورده است، به حال وى سودى نخواهد بخشيد، به زودى وارد آتش شعله‏ ور دوزخ مى ‏شود. [و نيز] همسرش در حالى كه هيزم‏ كش [دوزخ‏] است و در گردنش طنابى است، از ليف خرما! (لهب، 1- 4)


اين سوره كه در حال حيات ابو لهب نازل گرديده است، از داخل شدن او و همسرش به آتش دوزخ خبر مى ‏دهد و از اين آيه چنين استفاده مى ‏شود كه آنان تا زنده هستند، اسلام را نخواهند پذيرفت و در عناد و لجاجت خويش باقى خواهند ماند و يك سرنوشت شوم و ذلت ‏بارى در انتظار آن‏ ها است.

همان ‏طور كه قرآن پيش ‏بينى كرده بود، آن دو نفر در حال كفر و بى ‏دينى از اين جهان رخت بربسته و مستوجب عذاب ابدى گرديدند. در دنيا به ذلت و نكبت و در آخرت به عذاب الهى مبتلا شدند.


_____________________
(ر.ک: البیان فی تفسیر القرآن، آیت الله خویی، القرآن و الاخبار بالغیب، ص 67)

محمد 0202
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۲۰:۱۴
با عرض سلام

قبل از هر چیز یک سوال ترجمه ای داشتم: در تمام ترجمه های قرآن کریم عبارت (و اذا) به یاد آور ترجمه شده در صورتیکه ظاهرا معنی آن (هنگامی) است. لطفا در این مورد کمی توضیح بفرمایید.

نکته دوم در خصوص نفس پیش گویی است:
اقراد زیادی در طول تاریخ در مورد مسائل آینده پیش گویی هایی داشته اند از جمله نوستر آداموس و یا شاه نعمت ا... ولی. حتی در زمان ما هم کم و بیش انسان هایی هستند که در حد و اندازه ای محدود قادر به پیش بینی برخی وقایع میباشند. سوال من این است که وجه تمایز پیش گویی های قرآنی با این پیشگویی ها چیست؟

با تشکر

رضوان14
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۲۱:۱۶
اقراد زیادی در طول تاریخ در مورد مسائل آینده پیش گویی هایی داشته اند از جمله نوستر آداموس و یا شاه نعمت ا... ولی. حتی در زمان ما هم کم و بیش انسان هایی هستند که در حد و اندازه ای محدود قادر به پیش بینی برخی وقایع میباشند. سوال من این است که وجه تمایز پیش گویی های قرآنی با این پیشگویی ها چیست؟
.................................................. .................................................. .................................................. ............................
ابتداء بايد روشن شود كه به چه اموري، غيب اطلاق مي شود. تا بين آن و پيشگويي این افراد ، تفاوت قائل شويم .


غیب دارای اقسامی است ، يه وقت ممکن است که غيب ، درباره موجوداتي باشد كه از افق حس انسان بيرون هستند ، مثلا در باره فرشتگان و شيوة كار آنها و ...


ويه وقت ممکن است غيب ، درباره مكتشفات علمي بشر باشد ، مثلا با كشف قانون جاذبه ، پرده از روي قوانيني برداشته شد كه قرنها از افق كشف بشر بيرون بود. که قرآن هم به گونه اي از اين قوانين خبر داده است مثلا در آيه 2سوره مبارکه رعد مي فرمايد :( اللَّهُ الَّذِى رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيرْ عَمَدٍ تَرَوْنهَ...)
بر اساس اين آيه ؛ آسمان داراي ستوني است که براي ما قابل ديدن نيست ، واين همان نيروي جاذبه است .که تعادل اين قوه جاذبه و دافعه، به صورت يك ستون نامرئى، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است.


که قطعا اين نوع گزارش ، خبر از غيب بوده و اينگونه اخبار خود يكي از جهات اعجاز قرآن به شمار مي رود.


وگاهي هم ممکن است که غيب ، درباره حوادثي باشد که اتفاق افتاده و يا در آينده، رخ خواهد داد، مثل خبر هاي قرآن ، راجع به امت هاي گذشته، آنهم توسط پيامبري كه درس نخوانده است . که اين خبر از غيب است.


نكته اي كه در اينجا بايد توجه داشت، اين است كه پيش بيني غير از علم غيب است.
زيرا خبر از غيب دادن ، شرطش اين است که خبر ، به يك هیچ قرینه ایی مستند نباشد و گرنه، چنين گزارشي خبر غيبي نبوده، بلكه نتيجه مستقيم فكر و مغز انسان خواهد بود.


مثلا برخي بر اساس يك رشته اطلاعات كه از وضع دولتها و ملتها دارند، اوضاع آينده جهان را از نظر درگيري و جنگ و صلح و مسالمت تخمين زده و پيش بيني مي كنند و اخباري را منتشر مي سازند.
يا مثلا منجمين بر اساس محاسبات نجومي خود پيشگويي هايي مي کنند ،یا اینکه عده ایی بر اساس تسخیر اجنه ، از چیزی خبر می دهند ، که اين نوع خبر دادن ها ، مستند به قرائن و اطلاعاتي است كه موجب يك رشته نتيجه گيري از بعضی امور می شود . در حالي که آگاهي از غيب، بايد از تمام اين قرائن و مبادي پيراسته باشد و از طريق اسباب عادي و مجاري علمي بدست نيايد.


بنابراين پيش بيني غير از علم غيب است. چراكه شرط علم غيب آن است كه بدون قرائن و اسباب عادي باشد.
...............
باتشکر

محمد 0202
۱۳۹۱/۰۹/۰۸, ۲۳:۳۶
با تشکر از دوست عزیز رضوان 14
سوال من همانطور که شما هم اشاره کردید این بود:


اقراد زیادی در طول تاریخ در مورد مسائل آینده پیش گویی هایی داشته اند از جمله نوستر آداموس و یا شاه نعمت ا... ولی. حتی در زمان ما هم کم و بیش انسان هایی هستند که در حد و اندازه ای محدود قادر به پیش بینی برخی وقایع میباشند. سوال من این است که وجه تمایز پیش گویی های قرآنی با این پیشگویی ها چیست؟


مطالبی هم که پاسخگوی محترم مطرح فرموده اند در خصوص پیش گویی و پیش بینی های قرآن کریم نسبت به وقایع آینده است.
شما خودتان هم به عنوان نتیجه گیری در پایان مطلبتان فرموده اید:




بنابراين پيش بيني غير از علم غيب است. چراكه شرط علم غيب آن است كه بدون قرائن و اسباب عادي باشد.

حال با توحه به اینکه مطالبتان را در پاسخ به من فرموده اید مبخواستم بدانم چه ارتباطی بین سوال من و پاسخ شما وجود دارد؟

با تشکر

میقات
۱۳۹۱/۰۹/۰۹, ۱۸:۲۲
با عرض سلام

قبل از هر چیز یک سوال ترجمه ای داشتم: در تمام ترجمه های قرآن کریم عبارت (و اذا) به یاد آور ترجمه شده در صورتیکه ظاهرا معنی آن (هنگامی) است. لطفا در این مورد کمی توضیح بفرمایید.

نکته دوم در خصوص نفس پیش گویی است:
اقراد زیادی در طول تاریخ در مورد مسائل آینده پیش گویی هایی داشته اند از جمله نوستر آداموس و یا شاه نعمت ا... ولی. حتی در زمان ما هم کم و بیش انسان هایی هستند که در حد و اندازه ای محدود قادر به پیش بینی برخی وقایع میباشند. سوال من این است که وجه تمایز پیش گویی های قرآنی با این پیشگویی ها چیست؟

با تشکر



با سلام و درود

1. از نظر ادبیات عرب، "إذ" ظرف است و محلا منصوب، و متعلَقی باید داشته باشد، یعنی این ظرف برای چه و مربوط به چیزی است و یا نصب آن که مثلا بنابر مفعول بودن است، مفعول برای چه چیزی است.

لذا نیاز به متعلَق دارد که متعلق آن را معمولا فعلی محذوف و در تقدیر می گیرند، و در این موارد که در ابتدای جمله و یا برای بیان قصه و داستان می آید، متعلَق آن را فعل "اذکر" (به یاد آور) که در تقدیر است می دانند. (ر.ک: إعراب القرآن و بيانه، محی الدین درویش، ج ‏1، ص 76؛ تفسير جوامع الجامع، ج ‏1، ص 36)


2. پیشگویی با آینده نگری و پیش بینی کردن فرق دارد.

پیشگویی قرآن، بدون سابقه و بدون تکیه بر امور عادی است بلکه متکی بر وحی و غیب است، ولی پیش بینی و آینده نگری، مبتنی و بر اساس شواهد و قرائن است.

پیشگویی قرآن، قطعی و یقینی است، ولی کسی که پیش بینی و آینده نگری می کند، بر اساس حدس و گمان است. لذا هر چقدر هم حدسی قوی باشد، باز یقینی و قطعی نیست.

پیشگویی قرآن، صادق است تخلف بردار نیست کما این که این پیشگویی ها محقق شده است، ولی پیش بینی و آینده نگری های زیادی هست که اصلا محقق نشده و کذب بوده است.

محمد 0202
۱۳۹۱/۰۹/۰۹, ۱۹:۳۴
با عرض سلام

1- از آنچه در مورد ادبیات عرب و مسائل دستوری آن در مورد (و اذا) فرمودید تشکر میکنم. مطالب شما سوالات مرتبط با ادبیات عربی را در این خصوص پاسخ میدهد اما هنوز یک سوال باقی است و آن اینکه مخاطب این آیات، چه پیامبر (ص) و یا مردم چه چیز را باید به یاد آورند؟ بیاد آوردن در مورد فعلی اطلاق میشود که مربوط به گذشته است و در این ایات خداوند از وقایع اینده خبر میدهد. آیا نکته ای خاص در این موضوع نهفته است یا صرفا یک سوء برداشت از ترجمه یا یک ترجمه ناصحیح است؟

2- امیدوارم سوء تفاهم نشود. در موارد زیر من قصد جدل ندارم!


پیشگویی قرآن، بدون سابقه و بدون تکیه بر امور عادی است بلکه متکی بر وحی و غیب است، ولی پیش بینی و آینده نگری، مبتنی و بر اساس شواهد و قرائن است.

آیا واقعا پیش بینی هایی از نوستر آداموس که صد ها سال پیش انجام شده و در دوره معاصر به وقوع پیوسته متکی بر شواهد بوده است؟ اگر بلی، این شواهد چه بوده و یا هستند و چگونه برای انسان ها قابل دسترسی میباشند؟ آیا آنها ریشه علمی دارند و آیا این شاخه از علوم شناخته شده است یا افراد معدودی به آن دسترسی دارند؟
از سوی دیگر (از دید یک مخالف رسالت الهی حضرت رسول"ص") چگونه میتوان همین استدلال را در مورد ایشان رد کرد که حضرت بدون ارتباط با حبرئیل و از طریقی مشابه سایر پیشگویان چنین مطالبی را بیان نکرده اند؟





پیشگویی قرآن، قطعی و یقینی است، ولی کسی که پیش بینی و آینده نگری می کند، بر اساس حدس و گمان است. لذا هر چقدر هم حدسی قوی باشد، باز یقینی و قطعی نیست.
پیشگویی قرآن، صادق است تخلف بردار نیست کما این که این پیشگویی ها محقق شده است، ولی پیش بینی و آینده نگری های زیادی هست که اصلا محقق نشده و کذب بوده است.

عبارت قطع و یقین عبارتی است که ما بعنوان مسلمین و معتقدین به اسلام به کار می بریم. آیا این عبارت اصالت وجودی دارد؟ اگر بلی، چگونه میتوان آن را برای منکرین ثابت کرد؟

با تشکر

میقات
۱۳۹۱/۰۹/۱۲, ۱۹:۲۸
با عرض سلام

1- از آنچه در مورد ادبیات عرب و مسائل دستوری آن در مورد (و اذا) فرمودید تشکر میکنم. مطالب شما سوالات مرتبط با ادبیات عربی را در این خصوص پاسخ میدهد اما هنوز یک سوال باقی است و آن اینکه مخاطب این آیات، چه پیامبر (ص) و یا مردم چه چیز را باید به یاد آورند؟ بیاد آوردن در مورد فعلی اطلاق میشود که مربوط به گذشته است و در این ایات خداوند از وقایع اینده خبر میدهد. آیا نکته ای خاص در این موضوع نهفته است یا صرفا یک سوء برداشت از ترجمه یا یک ترجمه ناصحیح است؟




با سلام و درود

اولا در یک مورد از موارد فوق، با "اذ" شروع شده و بقه موارد چنین نیست.

ثانیا همه جا فعل "اذکر" (به یاد بیاور) در تقدیر نمی گیرند. بلکه متناسب با آیه، فعل محذوف را در تقدیر می گیرند مثلا در این جا فعل "اشکر" یا "اشکروا" (خدا را شکر کنید) را نیز در تقدیر می گیرند. (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏4، ص 801؛ الجوهر الثمين في تفسير الكتاب المبين، ج ‏3، ص 8)






آیا واقعا پیش بینی هایی از نوستر آداموس که صد ها سال پیش انجام شده و در دوره معاصر به وقوع پیوسته متکی بر شواهد بوده است؟ اگر بلی، این شواهد چه بوده و یا هستند و چگونه برای انسان ها قابل دسترسی میباشند؟ آیا آنها ریشه علمی دارند و آیا این شاخه از علوم شناخته شده است یا افراد معدودی به آن دسترسی دارند؟
از سوی دیگر (از دید یک مخالف رسالت الهی حضرت رسول"ص") چگونه میتوان همین استدلال را در مورد ایشان رد کرد که حضرت بدون ارتباط با حبرئیل و از طریقی مشابه سایر پیشگویان چنین مطالبی را بیان نکرده اند؟





شواهد می تواند شواهد و علوم طبیعی باشد یا غیر طبیعی مثل علوم غریبه.

پیش بینی های نوستر آداموس اگر هم بر اساس شواهد و علوم طبیعی نیست ولی از علم غیر طبیعی مثل علوم غریبه و ... کمک گرفته است کما این که در همان زمان هم از طرف کلیسا محکوم به جادوگری و ... شد.

در حالی که پیشگویی های قرآن که بر رسول خدا(ص) نازل شده نه بر اساس شواهد طبیعی و نه بر اساس علوم غیر طبیعی است زیرا علوم غیر طبیعی نیاز به آموزش و تعلیم دارد و رسول خدا(ص) نزد کسی آموزش ندیده اند.





عبارت قطع و یقین عبارتی است که ما بعنوان مسلمین و معتقدین به اسلام به کار می بریم. آیا این عبارت اصالت وجودی دارد؟ اگر بلی، چگونه میتوان آن را برای منکرین ثابت کرد؟




بهترین دلیل، وقوع آن است. یعنی هر وعده ای که خداوند داده محقق شده است و این می رساند که وعده های خداوند تخلف بردار نیست و قطعی و یقینی است.

لذا باید گفت یقین پس از شک و بعد از تحقق وعده ها، حاصل می شود یعنی بعد از این که همه وعده ها واقع شدند، شک تبدیل به یقین می شود.

در حالی که پیش بینی های اشخاص، موارد خلاف زیادی دارد و این گونه نیست که همه همانطور که او پیش بینی کرده واقع بشود. لذا یقین آور نیست.

ضمنا عبارتهای کتاب نوستر آداموس مبهم است و نمی توان مدعی شد آن چه واقع شده، دقیقا همانی بوده که او در ذهن داشته است.

توجه به بداء هم باید داشت لذا با تحقق بداء، دیگر آن گونه که او پیش بینی کرده واقع نخواهد شد.

در حالی که وقتی خدا می فرماید به پیامبر که این را بگو، دقیقا همان واقع شده و می شود.

میقات
۱۳۹۱/۱۰/۲۹, ۱۸:۱۷
قرآن و خبرهای غیبی



پرسش:
یکی از راه های اثبات اعجاز قرآن خبرهاى غيبى قرآن است. در قرآن کدام خبر غیبی آمده است؟ آیا این اخبار مربوط به زمان بعد از نزول قرآن هست یا قبل از آن؟

پاسخ:
اخبار غیبی می تواند خبر از گذشته، حال و یا آینده، و یا حتی خبر دادن از ضمیر و آن چه در دل افراد است باشد.
قرآن کریم نسبت به برخی وقایع که در آینده رخ خواهد داد، خبرهای غیبی و پیشگویی هایی دارد که همه آن ها تحقق یافتند. در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود:

1. پيشگويى در باره جنگ بدر
«وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ»؛ و به ياد آريد، هنگامى را كه خداوند به شما وعده داده بود كه يكى از دو گروه [كاروان قريش يا لشكر مسلح آن‏ ها] نصيب شما خواهد بود، شما دوست داشتيد كه كاروان براى شما باشد ولى خداوند مى‏خواهد، حق را با كلمات خود تقويت و ريشه كافران را قطع كند.(1)
در این آیه شریفه به مؤمنين وعده غلبه و پيروزى بر دشمن و از بين رفتن كفار را داد.
قابل توجه این که مسلمانان در آن روز از نظر تعداد لشكر و وسايل جنگ، ضعيف و در اقليت بودند، تا جايى كه در ميان آنان تنها دو نفر سواره و بقيه همه پياده بودند، در حالی که در برابر آنان كفار در اكثريت و از نيروى بيش‏ ترى برخوردار بودند.
كفار آن چنان داراى نيرو و قدرت بودند كه مؤمنين از جنگ با آنان در ترس و وحشت به سر مى ‏بردند ولى خداوند در اين آيه اراده خويش را به مسلمانان اطلاع داده است كه او مى ‏خواهد حق را بر باطل پيروز گرداند و به وعده‏ اش وفا نمود و مسلمانان را بر دشمنان پيروز ساخت.

2. پيشگويى در هزيمت دشمن نيرومند
«أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ»؛ يا مى‏ گويند: ما جماعتى متحد و نيرومند و پيروزيم ولى بدانند به زودى جمعشان شكست مى‏ خورد و پا به فرار خواهند گذاشت.(2)
اين آيه از شكست مشركين و از پاشيده شدن اجتماعاتشان خبر مى ‏دهد.
اين جريان نيز در جنگ بدر واقع گرديد، آن‏ گاه كه ابو جهل اسب خويش را جلو راند و در پيشاپيش لشكر خويش قرار گرفت و گفت: ما امروز از محمد و يارانش انتقام خواهيم گرفت.
ولى خداوند او را هلاك و جمعيتش را متفرق ساخت.
اين جريان در موقعى به وقوع پيوست كه مسلمانان در اقليت بودند و كسى نمى ‏توانست، باور كند كه سيصد و سيزده مردى كه هيچ گونه وسايل جنگ در اختيارشان نبود، بر يك لشكر انبوه و نيرومند غالب شوند.

3. پيشگويى در سرنوشت دشمنان پيامبر
«فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ»؛ آن چه را كه مأمور هستى، آشكارا بيان كن و از مشركان روى گردان! ما [خطر] استهزا كنندگان را از تو رفع خواهيم نمود، همانانى كه به خدا شرك مى ‏ورزند و آنان به زودى [از نتايج اعمال‏شان‏] اطلاع خواهند يافت.(3)
اين آيه شريفه در مكه، در اوايل دعوت اسلامى نازل گرديد زمانی که قریش، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مسخره می کردند و مى ‏گفتند: اين همان است كه خيال مى ‏كند پيامبر است و جبرئيل همراه او است.
در اين هنگام اين آيه شريفه نازل گرديد و پيروزى رسول خدا و كمک ‏هاى غيبى و نیز خذلان و شكست استهزا کنندگان را اعلام نمود.
كسى در آن زمان تصور نمى ‏كرد روزى خواهد آمد كه قريش شوكت و عزت خويش را از دست دهند و نفوذ و قدرت آنان با پيروزى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از بين برود.

4. پيشگويى در باره پيروزى اسلام بر تمام اديان ديگر
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛ اوست كه پيامبرش را با هدايت و آيين حق به سوى مردم فرستاد تا دين وى را بر تمام دين ‏ها پيروز گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند.(4)
اين آيه شريفه هنگامى نازل گرديد كه اسلام هنوز در جزيره عربستان رواج كامل پيدا نكرده بود.
اين آيه از پيروزى جهانى اسلام و از برترى و غلبه آن بر تمام اديان و ملل دنيا خبر داد.
قابل توجه است که بخش عظيمى از این وعده تحقق يافت و تحقق كامل آن با ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود.

5. پيشگويى در باره جنگ ايران و روم‏
«غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ»؛ روم در نزديك‏ ترين سرزمين شكست خورد ولى پس از مغلوب شدن به زودى پيروز و غالب خواهد گرديد.(5)
در آن زمان، ایرانیان آتش پرست بودند و رومیان، خداپرست و مسیحی.
در جنگ بین ایران و روم، رومیان شکست خوردند و ایرانیان پیروز شدند.
انتشار شکست رومیان خدا پرست (مسیحی) در برابر ایرانیان آتش پرست، بت پرستان مکه را خوشحال کرد.
آیه شریفه نازل شد و خبر از پیروزی رومیان در آینده داد.
آن چه اين آيه خبر داده بود، در مدت کمتر از ده سال واقع گرديد و روم بر ايران غالب شد و سپاه روم وارد سرزمين فارس گرديد.

6. پيشگويى در سرنوشت ابولهب‏
«تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ ما أَغْنى‏ عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ سَيَصْلى‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ»؛ بريده باد هر دو دست ابو لهب [و مرگ بر او باد]، همان طور هم خواهد بود. آن چه از ثروت و اولاد به دست آورده است، به حال وى سودى نخواهد بخشيد، به زودى وارد آتش شعله‏ ور دوزخ مى ‏شود. [و نيز] همسرش در حالى كه هيزم‏ كش [دوزخ‏] است و در گردنش طنابى است، از ليف خرما!(6)
اين سوره كه در حال حيات ابو لهب نازل گرديده است، از داخل شدن او و همسرش به آتش دوزخ خبر مى ‏دهد و از اين آيه چنين استفاده مى ‏شود كه آنان تا زنده هستند، اسلام را نخواهند پذيرفت و در عناد و لجاجت خويش باقى خواهند ماند و يک سرنوشت شوم و ذلت ‏بارى در انتظار آن‏ ها است.
همان ‏طور كه قرآن پيش ‏بينى كرده بود، آن دو نفر در حال كفر و بى ‏دينى از اين جهان رخت بربسته و مستوجب عذاب ابدى گرديدند. در دنيا به ذلت و نكبت و در آخرت به عذاب الهى مبتلا شدند.(7)
ممکن است کسی از فرق و وجه تمایز پیش گویی های قرآنی با پیشگویی های افرادی مانند نوسترآداموس و ... بپرسد، که در جواب باید گفت پیشگویی با آینده نگری و پیش بینی کردن فرق دارد.
پیشگویی قرآن، بدون سابقه و بدون تکیه بر امور عادی است بلکه متکی بر وحی و غیب است، ولی پیش بینی و آینده نگری، مبتنی و بر اساس شواهد و قرائن است.
پیشگویی قرآن، قطعی و یقینی است، ولی کسی که پیش بینی و آینده نگری می کند، بر اساس حدس و گمان است. لذا هر چقدر هم حدسی قوی باشد، باز یقینی و قطعی نیست.
پیشگویی قرآن، صادق است و تخلف بردار نیست کما این که این پیشگویی ها محقق شده است، ولی پیش بینی و آینده نگری های زیادی هست که اصلا محقق نشده و کذب بوده است.
لازم به ذکر است شواهد می تواند شواهد و علوم طبیعی باشد یا غیر طبیعی مثل علوم غریبه.
پیش بینی های نوستر آداموس اگر هم بر اساس شواهد و علوم طبیعی نیست ولی از علم غیر طبیعی مثل علوم غریبه و ... کمک گرفته است کما این که در همان زمان هم از طرف کلیسا محکوم به جادوگری و ... شد.
در حالی که پیشگویی های قرآن که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شده نه بر اساس شواهد طبیعی و نه بر اساس علوم غیر طبیعی است زیرا علوم غیر طبیعی نیاز به آموزش و تعلیم دارد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزد کسی آموزش ندیده اند.
بهترین دلیل بر اثبات یک چیز، وقوع آن است. یعنی هر وعده ای که خداوند داده محقق شده است و این می رساند که وعده های خداوند تخلف بردار نیست و قطعی و یقینی است.
لذا باید گفت یقین پس از شک و بعد از تحقق وعده ها، حاصل می شود یعنی بعد از این که همه وعده ها واقع شدند، شک تبدیل به یقین می شود. در حالی که پیش بینی های اشخاص، موارد خلاف زیادی دارد و این گونه نیست که همه همان طور که او پیش بینی کرده واقع بشود. لذا یقین آور نیست.
ضمنا عبارت های کتاب نوستر آداموس مبهم است و نمی توان مدعی شد آن چه واقع شده، دقیقا همانی بوده که او در ذهن داشته است.
توجه به بداء هم باید داشت لذا با تحقق بداء، دیگر آن گونه که او پیش بینی کرده واقع نخواهد شد.
در حالی که وقتی خدا می فرماید به پیامبر که این را بگو، دقیقا همان واقع شده و می شود.

_________
(1) انفال/ 7.
(2) قمر/ 44 و 45.
(3) حجر/ 94 – 96.
(4) صف/ 9.
(5) روم/ 2 و 3.
(6) لهب/ 1- 4.
(7) ر.ک: آیت الله خویی، البیان فی تفسیر القرآن، القرآن و الاخبار بالغیب، ص 67.