PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هفتم محرم}۩~*~۩



║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۲:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25761319479890682858.gif


۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..۩~*~۩
{ویژه نامه روز هفتم محرم}
روزمنتسب به ششماهه شهید آقا ابا عبدالله الحسین
حضرت علی اصغر علیه السلام

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07280878253323584092.gif

http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/muharam.ask16.swf

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۲:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41929206892017088858.gif

ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد
خواهد که آب گوید اما زبان ندارد

دیشب به گاهواره تا صبح دست وپا زد
امروز روی دستم دیگر توان ندارد

هنگام گریه کوشد تا اشک خود نوشد
اشکی که تر کند لب دور دهان ندارد

رخ مثل برگ پاییز لب چو دو چوبه خشک
این غنچه بهاری غیر از خزان ندارد

ای حرمله مکش تیر یکسو فکن کمان را
یک برگ گل که تاب تیرو کمان ندارد

شمشیر اوست آهش،فریاد او تلظی
جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد

رحمی اگر که دارید یک قطره آب آرید
بر کودکی که در تن جز نیمه جان ندارد

با من اگر بجنگید تا کشتنم بجنگید
این شیره خواره بر کف تیغ و ستان ندارد

مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها
جز اشک خجلت خود آب روان ندارد

تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن
جز شانه امامش دیگر مکان ندارد

غلامرضا سازگار

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44899350518783029945.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۳:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88444818026234064354.gif


شهید شیرخوار کربلا، حضرت علی اصغر علیه السلام

شیخ مفید(ره) در کتاب الارشاد خود، هنگام نام بردن فرزندان امام حسین علیه السلام از امام سجاد علیه السلام با تعبیر علی اکبر و از حضرت علی اکبر با تعبیر علی اصغر یاد می کند و می نویسد:

كانَ لِلحُسَینِ علیه السلام سِتَّةُ أولادٍ : عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ الأَكبَرُ ، كُنیَتُهُ أبو مُحَمَّدٍ و اُمُّهُ شاه زَنانُ بِنتُ كِسرى یَزدَجَردَ و عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ الأَصغَرُ ، قُتِلَ مَعَ أبیهِ بِالطَّفِّ ... و اُمُّهُ لَیلى بِنتُ أبی مُرَّةَ بنِ عُروَةَ بنِ مَسعودٍ الثَّقَفِیَّةُ.

امام حسین علیه السلام، شش فرزند داشت: على اكبر كه كنیه اش ابو محمّد و مادرش شاه زنان، دختر یزدگرد، شاه ایران بود. على اصغر كه با پدرش در كربلا كشته شد و مادرش لیلا، دختر ابو مُرّة بن عروة بن مسعود ثقفى بود.

در ادامه می نویسد:

و عَبدُاللّه ِ بنُ الحُسَینِ ، قُتِلَ مَعَ أبیهِ صَغیرا ؛ جاءَهُ سَهمٌ وهُوَ فی حِجرِ أبیهِ فَذَبَحَهُ(1)

عبداللّه بن حسین كه در كودكى با پدرش كشته شد. تیرى آمد و او را در دامان پدرش ذبح كرد.

مطالب السؤول از آن کودک شیرخوار با همین تعبیر علی اصغر یاد کرده و می نویسد:

فَأَمّا عَلِیٌّ الأَكبَرُ ، قاتَلَ بَینَ یَدَی أبیهِ حَتّى قُتِلَ شَهیدا . وأمّا عَلِیٌّ الأَصغَرُ جاءَهُ سَهمٌ و هُوَ طِفلٌ فَقَتَلَهُ(2)

على اكبر، كه پیشِ روى پدرش جنگید تا به شهادت رسید. على اصغر كه در حالى كه كودكى بیش نبود، تیرى به او رسید و كشته شد.

در «زیارت ناحیه مقدّسه» آمده است :

السَّلامُ عَلى عَبدِ اللّهِ بنِ الحُسَینِ الطِّفلِ الرَّضیعِ، المَرمِیِّ الصَّریعِ ، المُتَشَحِّطِ دَما ، المُصَعَّدِ دَمُهُ فِی السَّماءِ ، المَذبوحِ بِالسَّهمِ فی حِجرِ أبیهِ ، لَعَنَ اللّه ُ رامِیَهُ حَرمَلَةَ بنَ كاهِلٍ الأَسَدِیَّ وذَویهِ .

سلام بر عبداللّه بن الحسین، كودك شیرخواره تیر خورده ضربت خورده به خون تیپده كه خونش به آسمان، پرتاب شد و در دامان پدرش، با تیر، سر بُریده شد! خدا لعنت كند حَرمَلَه بن كاهِل اسدى و همراهانش را كه به او تیر زدند.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۳:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif



تا اینجا ثابت شد که حضرت علی اصغر نامش عبدالله است و نیز هنگام شهادت کودک شیرخواری بیش نبوده است؛ اما در مورد اینکه آیا شش ماهه بوده است (آنگونه که مشهور شده است) یا نه؛ دانش نامه امام حسین علیه السلام می نویسد:

باید توجّه داشت آنچه مكرّر شنیده مى شود كه آن كودك ، شش ماهه بوده ، سند معتبرى ندارد. منشأ این سخن ، احتمالاً نسخه منتشر شده مقتل ضعیف منسوب به ابو مِخنَف باشد كه در آن آمده : «از عمر او (على اصغر) شش ماه گذشته بود» . گفتنى است كه این سخن ، نه تنها در هیچ منبع معتبرى نیامده است ؛ بلكه در نسخه خطى اى از همین كتاب نیز ـ كه در كتاب خانه تخصّصى حدیث (قم / دار الحدیث) ، موجود است ـ این جمله نیامده است البته گزارشى از «یك ساله بودن» وى ، در تاریخ بلعمى آمده است .(3)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۳:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif



چگونگی شهادت علی اصغر علیه السلام

سید بن طاووس (ره) در کتاب الملهوف خود می نویسد:

هنگامى كه حسین علیه السلام، شهادت جوانان و محبوبانش را دید، تصمیم گرفت كه خود به میدان برود و ندا داد: «آیا مدافعى هست كه از حرم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله، دفاع كند؟ آیا یكتاپرستى هست كه در باره ما از خدا بترسد؟ آیا دادرسى هست كه به خاطر خدا، به داد ما برسد؟ آیا یارى دهنده اى هست كه به خاطر خدا، ما را یارى دهد؟»

پس صداى زنان، به ناله برخاست. امام علیه السلام، به جلوى درِ خیمه آمد و به زینب علیهاالسلام فرمود: «كودك خُردسالم را به من بده تا با او، خداحافظى كنم» .

او را گرفت و مى خواست او را ببوسد كه حَرمَلة بن كاهِل ، تیرى به سوى او انداخت كه در گلویش نشست و او را ذبح كرد .

امام علیه السلام به زینب علیهاالسلام فرمود: «او را بگیر !» سپس، كف دستانش را زیر خون [ گلوى او ]گرفت تا پُر شدند. خون را به سوى آسمان پاشید و فرمود: «آنچه بر من وارد مى شود، برایم آسان است؛ چون بر خدا پوشیده نیست و در پیش دید اوست» .

امام باقر علیه السلام [در باره آن خون] فرموده است: «از آن خون، یك قطره هم به زمین، باز نگشت.»(4)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۳:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif


شیخ مفید (ره) می نویسد:

حسین علیه السلام جلوى خیمه نشست . فرزندش عبداللّه بن حسین را كه خُردسال بود، برایش آوردند . امام علیه السلام ، او را در دامانش نشانْد . مردى از بنى اسد ، او را با تیرى زد و ذبحش كرد . حسین علیه السلام ، خون او را گرفت و هنگامى كه كفِ دستش پُر شد ، آن را بر زمین ریخت . سپس گفت : «پروردگارا ! اگر یارىِ آسمانى ات را از ما دریغ داشتى ، آن را براى جاى بهترى قرار بده و انتقام ما را از این مردم ستمكار ، بگیر» سپس ، آن كودك را آورد و كنار كشتگان خاندانش قرار داد.(5)

تذكرة الخواصّ به نقل از هشام بن محمّد می نویسد :

وقتى حسین علیه السلام دید كه آنها بر كُشتن او پافشارى مى كنند، قرآنى را گرفت و آن را باز كرد و بر سرش نهاد و ندا داد : «كتاب خدا و نیز جدّم محمّد ، فرستاده خدا ، میان من و شما [ ، داورى كند ] . اى مردم ! براى چه خونم را حلال مى شمرید ؟!»
همچنین حسین علیه السلام به سوى یكى از كودكانش كه از تشنگى مى گریست ، رفت . او را بر سرِ دست گرفت و گفت :

یا قَومِ ، إن لَم تَرحَمونی فَارحَموا هذَا الطِّفلَ

«اى قوم ! اگر بر من رحم نمى كنید ، بر این كودك ، رحم كنید» .

در این حال، مردى از آنان، تیرى به سوى او انداخت و ذبحش كرد. حسین علیه السلام مى گریست و مى‌گفت: «خدایا ! میان ما و گروهى كه ما را دعوت كردند تا ما را یارى دهند، امّا ما را كُشتند، داورى كن» .

در این هنگام، از آسمان، ندایى رسید: «او را وا گذار اى حسین ، كه او را در بهشت، شیر مى دهند».(6)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۳:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif



خوارزمى در مقتل الحسین علیه السلام می نویسد :

حسین علیه السلام هنگامى كه با فاجعه[ ى از دست دادن] خاندان و فرزندانش رو به رو شد و جز او و زنان و كودكان و فرزند بیمارش كسى نمانْد، ندا داد: «آیا مدافعى هست كه از حرم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله دفاع كند؟ آیا یكتاپرستى هست كه در حقّ ما، از خدا بهراسد؟ آیا فریادرسى هست كه به امید خدا، به داد ما برسد؟ آیا یاورى هست كه به خاطر پاداش خدا، به ما كمك كند ؟»

صداى زنان، به گریه و ناله، بلند شد . حسین علیه السلام ، به جلوى درِ خیمه آمد و گفت: «على، كودك خردسال را ، به من بدهید تا با او خداحافظى كنم» .

كودك را به او دادند . امام علیه السلام او را مى بوسید و مى گفت : «واى بر این مردم كه طرفِ دعوایشان، جدّ توست !» .

همان هنگام كه كودك در دامان حسین علیه السلام بود، حَرمَلة بن كاهِل اسدى، تیرى به سوى او پرتاب كرد و او را در دامان ایشان ذبح كرد. حسین علیه السلام، خون او را گرفت تا آن كه كفِ دستش پُر شد. سپس، آن را به سوى آسمان پاشید. سپس، حسین علیه السلام از اسبش فرود آمد و با دسته شمشیرش، چاله اى براى او كَنْد و او را به خونش آمیخته كرد [و به خاك سپرد] و بر او درود فرستاد.(7)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۳:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif


پی نوشت ها:
1. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 135
2.مطالب السؤول : ص 73
3.دانش نامه امام حسین علیه السلام ج7 ص33 (متن و پاورقی)
4.الملهوف: ص 168
5.الإرشاد: ج 2 ص 1ظ 8
6. تذكرة الخواصّ: ص 252
7. مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی: ج 2 ص 32
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
امید پیشگر




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۳:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif



در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع)

پس حضرت بر در خيمه آمد و به جناب زينب سلام الله عليه فرمود كودك صغيرم را به من سپاريد تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدی لعين تيری انداخت و بر گلوی آن طفل رسيد و او را شهيد كرد. و باين مصيبت اشاره كرده شاعر در اين شعر:

وَ مُنْعَطِفِ اَهْوي لِتَقْبيلِ طِفْلِهِ
فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً

پس آن كودك را به خواهر داد، زينب سلام الله عليه او را گرفت و حضرت امام حسين عليه السلام كفهاي خود را زير خون گرفت همينكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصيبتي كه بر من نازل شود زيرا كه خدا نگران است.

سبط ابن جوزي در تذكره از هشام بن محمد كلبي نقل كرده كه چون حضرت امام حسين عليه السلام ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآن مجيد را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در ميان لشكر ندا كرد:

بَيْني وَ بَيْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّدي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ.

اي قوم براي چه خون مرا حلال مي‌دانيد آيا من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ آيا به شما نرسيد قول جدم در حق من و برادرم حسن عليه السلام.

هذانِ سَيّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.

در اين هنگام كه با آن قوم احتجاج مي‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلي از اولاد خود كه از شدت تشنگي مي‌گريست حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود:

يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ.

اي لشكر اگر بر من رحم نمي‌كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد، پس مردي از ايشان تيري به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسين عليه السلام شروع كرد به گريستن و گفت اي خدا حكم كن بين ما و بين قومي كه خواندند ما را كه ياري كنند بر ما پس كشتند ما را، پس ندائي از هوا آمد كه بگذار او را يا حسين كه از براي او مرضع يعني دايه‌ايست در بهشت.

در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نيام شمشير گودي در زمين كند و آن كودك را به خون خويش آلوده كرد پس او را دفن نمود.

طبري از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روايت كرده كه تيري آمد رسيد بر گلوي پسري از آن حضرت كه در كنار او بود پس آن حضرت مسح مي‌كرد خون را بر او و مي‌گفت:

اَلَلّهَمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْم دَعَوْنا لِيَنْصُرُونا فَقَتَلُونا.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۳:۳۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63451004779076568336.gif


تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد

پدرش چیز زیادی که نمی خواست ، فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد ؟

با دو انگشت هم این حنجره میشد پاره
چه نیازی به سه شعبه است که تا پر برسد

خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد ؟

خون حیدر به رگش ، در تب و تاب است ولی
بگذارید به سن علی اکبر برسد

دفن شد تا بدنش نعل نبیند اما
دست یک نیزه برآن حلق مطهر برسد

شعله ور میشود این داغ دوباره وقتی
شیر در سینه بی کودک مادر برسد

زیر خورشید نشسته ، به خودش میگوید
تیر نگذاشت که آن جمله به آخر برسد

علی رضا لک


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88697422074819822447.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif


شهادت حضرت علی اصغر (ع)


یکی ازمصائب نا گوار وسوزناک واقعه کربلا شهادت حضرت علی اصغرعلیه السلام است نقل شده: که روزی (کمیت) شاعرمعروف به حضور حضرت صادق علیه السلام رسید،
حضرت فرمود:
یا کُمَیتُ اَنشِدنی فی جَدِّیَ الحسین (ع) فَلما اَنشَدَ کُمَیتُ اَبیاتاً فی مُصیبه الامام علیه السلام بَکیَ الامام بُکاء ًشدیداً وبَکَت النِّسوه و اهل حریمه وصَحنَ فی حجرا تهن
کمیت ! درباره جد ما حسین (ع) شعری بگو، همزمان با سرودن شعر، امام صادق به شدت گریه کرد با نوان وا هل خانه نیز در اتاق خودشان ناله زدند واشک ریختند.
اِذ خَرجت جارِیَه مِن خَلفِ الَّستر مِن حُجَرات الحَرم وفی یَدِها طفلٌ صغیر رَضیعٌ فَوَضَعَته فی حِجرِ الاِمام فاَشتَدَّ حینئذٍ بُکاء الامام فی غایهِ الاِشتداد وعَلا صَوته الشریف و عَلَت اَصواتُ النِّساء الطاهرات خلف الاَستارِِمِن الحجرات
در این زمان بانویی که کودک شیر خواری به دست داشت از اتاق بیرون آمده و کودک را در دامان امام علیه السلام قرارداد، گریه امام این بار بیشتر شده وصدای شریفشان بلند شد وبانوان در خانه نیز به صدای بلند گریستند.
ظاهرأ منظور از این کار یا دآوری شهادت علی اصغر وسنگدلی قاتل وی حرمله بن کا هل اسدی بوده است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif



تلخ تر از مرگ


مرحوم حا ئری ما زندرا نی در کتاب معالی السبطین آورده که:ازبقرا ط حکیم پرسیدند در ذائقه ا نسان چه چیزی ازمرگ تلخ تر است؟
گفت:تلخ تر از مرگ در ذائقه ا نسان کریم این است که از شخص لئیم حاجتی بخوا هد
فَما حال الحسین الکریم بن الکریم حینَ رَفع رَضیعَه علی یَدیه و طَلب لَه جُرعَه مِنَ الماء مِن اللؤماء اللُّعَناء اَهل الکوفه
پس چگونه بود حال حضرت حسین، این کریم فرزند کریم آن زمانی که کودک شیر خوار خود راروی دو دست بلند کرد و برایش جرعه آب ،از کوفیان پست ولعنت شده خواست





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۴۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif




کیفیت شهادت علی اصغر(ع)


وَلَمّا رَأی الحُسین علیه السلام مَصارِعَ فَتَیانِهُ وَاَحَِبَّته عَزَمَ علی لِقاءِ الْقَوم بِمُهجَته و نادی هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عَن حرم رسول الله صلی الله علیه وآله، هَل مِن مُوحِّد یَخافُ الله فینا، هَل مِن مُغیثٍ یُغیثُنا یَرجُو الله بِاِ غاثَتِنا هَل مِن مُعین
یَرجوا ما عِندِ الله فی اعانَتِنا ، فَارْتَفعت اَصوات النِّساء بِالعَویل فَتَقَدَّم اِلی بابِ الْخَیمه و قال لِزینَبَ ناوِلینی وَلَدیَ الصَّغیرَ حَتّی اُوَدِّعه فَأخَذَه واَو ما اِلَیه لِیُقَبِّله فَرَماهُ حَرمَلهُ بنُ الکاهِلِ الاَسَدی لَعنَه الله تعالی بِسَهم فَوقع فی نَحرِه فَذَبَحَهُ، فَقال لِزِیْنَب خُذیهِ ثُمَّ تَلَقّی الدَّمَ بِکَفَّیه فَلما اِمْتَلأتا رَمی بِالدَّمِ نَحْوَ السَّماءِ ثُم قالَ هَوَّن علی ما نَزَلَ بی اَنَّهُ بِعَین الله.


با به شهادت رسیدن جوانان بنی هاشم ویاران حضرت حسین علیه السلام، امام خود، با تمام وجود برای رزم با دشمن، به سویشان رفت در حا لیکه با نگ می زد:آیا مدافعی هست که از حرم رسول خدا صلی الله علیه وآله دفاع گند؟آیا موحدی هست که به خا طرما از خدا بترسد؟ آیا فریاد رسی هست که با امید به خدا به فریادما برسد؟آیا یاوری هست که با امید به آنچه در نزد خداست به یاری ما بشتابد؟ در این هنگام از میان بانوان در خیمه شیونی بر خاست پس امام علیه السلام به کنار خیمه رفته وخطاب به زینب فرمود کودکم را بیاور تا با او خدا حا فظی کنم


حضرت کودک را گرفت تا ببوسد در این زمان حرمله بن کاهل اسدی لعنه الله علیه به سوی او انداخت تیر به گلویش نشست وآن را برید پس حضرت به زینب فرمود او را بگیر. سپس خون را در هردودست جمع کرده و به سوی آسمان پاشید وفرمود:آنچه بر من وارد آمد برایم آسان است، چون در محضر خدا است.


قالَ الْباقِرُ عَلیه السلام : فَلَم یَسقُط مِن ذلکَ الدَّمِ قَطرَه الی الارض
حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود: که قطره ای از آن خون بر زمین نیفتادو
وقال اِبنُ نما: ثُم حَمَلَه فَوَضَعه مَعَ قَتلی اَهْلبَیته
سپس امام علیه السلام علی اصغر را برده ودر کنار شهدای بنی هاشم قرار داده.







http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۴۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif


شهادت علی اصغر به روایت ابی مخنف


زمانیکه حضرت امام حسین (ع) با ام کلثوم در باره علی اصغر سخن می گفت او عرض کرد قدری آب برایش تهیه کن
حضرت طفل را گرفت وسوی مردم بردوفرمود:شما برادرم و فرزندا نم ویارا نم را کشتید وغیر از این طفل کسی با قی نمانده ، او مثل ما هی از آب جدا شده می ماند شربتی از آب به وی بدهید.
طفل از این گوش تا آن گوش گلویش بریده شد آنگاه طفل را بر گرداندو خون بر سینه اش جاری بود، در خیمه گذاشت و مطالبی فرمود که حاکی از شکایت مردم به خداوند متعال بود.


در زيارت ناحيه مقدسه، درباره اين کودک شهيد، آمده است: "السلام على عبد الله بن ‏الحسين، الطفل الرضيع، المرمى الصريع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح‏ بالسهم فى حجر ابيه، لعن الله راميه حرملة بن کاهل الاسدى‏". و در يکى از زيارتنامه‏ هاى ‏عاشورا آمده است:" و على ولدک على الاصغر الذى فجعت به"


منبع:بنیاد دعبل خزاعی





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

آنقدر توان در بدن مختصرت نیست
آنقدر که حال زدن بال و پرت نیست


بر شانه بینداز خودت را که نیفتی
حالا که توانایی از این بیشترت نیست


"فرمود: حسینم، به خدا مسخره کردند
گفتند:مگر صاحب کوثر پدرت نیست


گفتی که مکش منت این حرمله ها را
حیف از تو و دریای غرور پسرت نیست


حالا که مرا می بری از شیر بگیری
یک لحظه ببین مادر من پشت سرت نیست؟"


تو مثل علی اکبری و جذب خدایی
آنقدر که از دور و برت هم خبری نیست


آنقدر در ان لحظه سرت گرم خدا بود
که هیج خبر دار نگشتی که سرت نیست


این بار نگه دار سرت را که نیفتد
حالا که توانایی از این بیشترت نیست


***علی اکبر لطیفیان***




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif



کيفيّت شهادت طفل شيرخوار امام حسين (ع)»


نويسنده: محسن رنجبر



از مصائب بزرگ روز عاشورا و حوادث مسلّم اين روز، شهادت طفل شيرخوار امام حسين(عليه السلام) است كه توسط سپاه عمر سعد با كمال بى رحمى و در آغوش امام(عليه السلام) به شهادت رسيد. در برخى منابع كهن، از نام اين طفل، سخنى به ميان نيامده، اما در برخى ديگر با نام عبدالله بن الحسين يا عبدالله رضيع از او ياد شده است.

هم چنين بسيارى از منابع، در باره سن او سكوت كرده اند. از طرف ديگر، برخى مورخان و مقتل نگاران، اصل تير خوردن و شهادت او را به اختصار بيان كرده و بعضى ديگر گفته اند كه در كنار خيمه در آغوش امام(عليه السلام) هدف تير قرار گرفت. گروه سوم، گزارش كرده اند كه امام(عليه السلام) او را در برابر سپاه كوفه گرفت و تشنگى او را مطرح كرد و در اين هنگام روى دست امام(عليه السلام) با تير دشمنان به شهادت رسيد.

اينك ابتدا نام و سن اين طفل و سپس كيّفيت شهادت او را با استناد به منابع قديمى (كه برخى، از برخى ديگر گرفته اند يا يك گزارش را يكى به اختصار و ديگرى به تفصيل آورده است) بررسى مى كنيم و در پايان به نقد تحليل يكى از محققان معاصر در اين باره مى پردازيم.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

نـام كودک



منابع تاريخى، نام اين طفل را گوناگون نوشته اند؛ در برخى منابع از او (بدون ذكر نام) تعبير به «صبى» شده،2 چنان كه در روايتى، امام باقر(عليه السلام) نيز از اين طفل، تعبير به «صبى» كرده است.3 دسته اى از منابع نيز با عنوان «صغير»4 از او ياد كرده اند. فضيل بن زبير (از اصحاب امام باقر(عليه السلام) و امام صادق(عليه السلام)) هم به صراحت نام او را عبدالله ضبط كرده است.5 ابومخنف در خبرى كه از حُمَيد بن مسلم نقل كرده، به نقل از برخى، نام او را عبدالله دانسته است،6 اما در جاى ديگر، به صراحت نام او را مى آورد.7 مورخان و رجال شناسان بعدى، همانند محمد بن حبيب بغدادى8 (م 245 ق)، بلاذرى9 (م 279 ق)، ابونصر بخارى10(زنده تا 341 ق)، ابوالفرج اصفهانى11 (م 356 ق) طبرانى12 (م 360 ق)، قاضى نعمان مصرى13 (م 363 ق)، بلعمى14 (م 363 ق)، شيخ مفيد15 (كه بيشترين گزارش عاشورا را از ابومخنف نقل كرده است) و به پيروى او، طبرسى16 و شيخ طوسى17 به صراحت نام او را عبدالله نوشته اند. بسيارى از منابع متأخر نيز با همين نام از او ياد كرده اند.18


ابن اعثم (م 314ق) نخستين مورخى است كه از طفل شيرخوار با نام «على» ياد كرده و از او با نام «علىٌ فى الرضاع» تعبير كرده است.19 خوارزمى (م 568 ق) نيز (كه بسيارى از مطالب مقتل خود را از ابن اعثم گرفته) از او به «علىٌ الطفل» (بدون ذكر اصغر) تعبير كرده است.20

اما تا جايى كه بررسى ها نشان مى دهد، اولين كسى كه نام يكى از فرزندان امام(عليه السلام) را (افزون بر على اكبر و امام چهارم(عليه السلام) و عبدالله) «على اصغر» دانسته است ، طبرى شيعى21 (از علماى قرن چهارم) است. پس از او ابن خشاب بغدادى22(م2 567 ق) و ابن شهرآشوب23 (م 588 ق) نام اين طفل را «على اصغر» نگاشته اند. و از آن پس، اين اسم به برخى از منابع متأخرتر، راه يافته است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد
آن روز معلم شهادت، چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد


***

گل غنچه ای از سلاله حیدر بود
افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود
آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد
آن مرد که نام کوچکش اصغر بود



احمدزاده

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۰۴:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif



تا ابد جلوه گَه حقّ و حقيقت سر توست‏

معنى مكتب تفويض على اكبر توست‏


اى حسينى كه تويى مظهر آيات خدا

اين صفت از پدر و جدّ تو در جوهر توست‏


درس مردانگى عبّاس به عالم آموخت‏

ز آن كه شد مست از آن باده كه در ساغر توست‏


طفل شش ماهه تبسّم نكند، پس چه كند؟

آن كه بر مرگ زند خنده على اصغر توست‏


اى كه در كرببلا بى كس و ياور گشتى‏

چشم بگشا و ببين خلق جهان ياور توست‏


(بأبى أنتَ و أُمّي) كه تويى مكتب عشق‏

عشق را مظهر و آثار على اصغر توست‏


اى حسينى كه به هر كوى عزاى تو بپاست‏

عاشقان را نظرى در دَمِ جان پرور توست‏


خواست «مهران» بزند بوسه سراپاى تو را

ديد هر جا اثر تير ز پا تا سر توست‏






«احمد مهران»



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۴
آوردن کودک شیرخوار، التماس یا اتمام حجت؟!



http://img.tebyan.net/big/1391/08/139131292312917992052155361199518117255.jpg


اگر امام حسین ـ علیه السلام ـ در آن لحظه سخت، علی اصغر را در آغوش می گیرد، برای اعلام مظلومیّت اهل بیت به جهانیان و برای رسیدن هر چه بیشتر ندای عاشورا به جهان و جهانیان است نه برای آب خواستن.

در این مقاله دو نکته در مورد حضرت علی اصغر مورد بررسی قرار می گیرد یکی مطالبی خلاصه در مورد مادر باکرامت آن حضرت و یکی مسئله طلب آب کردن امام حسین علیه السلام برای فرزند ششماهه اش .
مادر حضرت علی اصغر که بود؟ مادرش حضرت رباب دختر امرءالقیس بود.

روزی امیر مومنان علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) با امّرء القیس گفت‌وگو می‌کردند که وی به امام فرمود: یا اباالحسن، من سه دختر دارم. محیاة را به شما تزویج می‌كنم، و سلمی را به حسن، و رباب را به حسین.

این رباب مادر حضرت سكینه و علی اصغر می باشد. (قمقام زخّار: 2/653، نفس المهموم/527)
هشام كلبی گوید:‌« رباب از بهترین و فاضل ترین زنان بود».
و پدر رباب از اشراف واز خانواده بزرگ عرب بود، كه نزد امام منزلتی بسزا و مكانتی لایق داشت. (قمقام زخّار: 2/654)
ابن اثیر نقل می كند؛ بعد از شهادت امام (علیه السلام)، رباب را همراه اسرا به شام بردند چون به مدینه برگشت، عدّه ای از اشراف قریش از او خواستگاری كردند،او قبول نكرد و فرمود:‌«‌ بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پدر شوهری نگیرم».

سبط ابن جوزی گوید:‌ رباب بعد از امام حسین (علیه السلام) یكسال زنده بود، زیر سقف نمی‌رفت و درآفتاب می‌ماند، سپس از غصّه فوت نمود. (فرسان الهیجاء/270؛ نفس المهموم/528)






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88697422074819822447.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif



آوردن علی اصغر شیر خوار در مقابل لشكر یزید توسط امام حسین (علیه السلام) التماس بود یا اتمام حجت؟

امام حسین ـ علیه السلام ـ از همسرش «رباب» دختر امرء القیس دو فرزند داشته، یكی سكینه خاتون و دیگری عبدالله كه لقب او علی اصغر بوده و كودكی صغیر بوده است (شش ماهه) و در آغوش پدرش به شهادت رسید.[1] از این کودک،با عنوانهای شیرخواره،ششماهه،باب الحوایج،طفل رضیع و...یاد می‏شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمی است که در ارتباط با او آورده می‏شود.

درباره شهادت حضرت علی اصغر ـ علیه السلام ـ نقل ها بسیار متفاوت و متزلزل است كه در ذیل به بعضی از آنها اشاره می كنیم:

1ـ بعضی نقل ها حاكی از آن است كه امام به خیمه آمد، فرزندش را نزد او آوردند و آن حضرت طفل را در دامان خود نشانید، در این اثناء مردی از بنی اسد تیری پرتاب كرد و آن طفل را به شهادت رساند.[2]



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif


همانطور كه ملاحظه می فرمایید در این قول معروف كه مختار بزرگانی چون شیخ مفید[3] است، هیچگونه نامی از تشنگی علی اصغر برده نشده تا چه رسد به اینكه گفته شود امام درخواست آب برای او نمود.

2ـ بعضی نوشته اند كه بعد از شهادت حضرت عباس، امام حسین ـ علیه السلام ـ گفت آیا كسی هست كه مقداری آب برای این طفل بیاورد كه او طاقت تشنگی را ندارد، علی اكبر كه در آن زمان 17 سال داشت بلند شد و گفت من می روم آب می آورم و رفت وارد شریعه شد و مقداری آب آورد، امام خواست آب را به طفل بخوراند وقتی طفل آماده آشامیدن آب شد، تیر مسمومی آمد و قبل از اینكه علی اصغر آب بیاشامد بر گلوی او نشست و او را به شهادت رساند.[4]

این نقل اولا اشكالش این است كه گفته شده بعد از شهادت عباس، حضرت علی اكبر رفت آب آورد، در صورتیكه طبق نقل مقاتل، علی اكبر قبل از حضرت عباس به شهادت رسید، چون او اولین شهید از بنی هاشم بوده است.[5] و ثانیاً: از این نقل بر می آید (در صورت صحت) كه امام از دشمن درخواست آب نكرده، بلكه از اصحاب خود خواسته بروند آب بیاورند.

3ـ بعضی نقل كرده اند كه چون امام دید سپاه كوفه در ریختن خون او اصرار میورزند، قرآن را گرفته و آنرا باز كرد و روی سر نهاد و فریاد برآورد: بین من و شما كتاب خدا و جدم رسول الله حكم كند، ای قوم، خون مرا به چه چیزی حلال می شمارید؟ در این حال امام ـ علیه السلام ـ نظر كرد و طفلی را دید كه از تشنگی می گرید او را روی دست گرفته و گفت: ای جماعت! اگر به من رحم نمی كنید، به حال این كودك شیر خوار، رحم كنید. در این اثناء مردی از سپاه كوفه با تیری آن كودك بی گناه را به قتل رساند.[6]



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif

http://img.tebyan.net/big/1391/08/143167237562435981178128312125023222498.jpg


4ـ بعضی نوشته اند، ام كلثوم علی اصغر را نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ آورد و گفت: برادر جان این طفل سه روز است كه آب نیاشامیده است، مقداری آب برای او تقاضا كن، امام رو به لشكر كوفه كرد و فرمود:
ای قوم! برادر و اولاد و یاران مرا كشتید، فقط این طفل باقی مانده است كه از تشنگی دست و پا می زند در حالی كه هیچ گناهی ندارد او را به سوی شما آورده ام پس قطره ای آب به او بیاشامید.[7]
5ـ بعضی نوشته اند، بعد از اینكه ام كلثوم آن حرف را به امام گفت، امام رو به كوفیان چنین فرمود:
ای شیعیان آل ابی سفیان اگر مرا گناهكار می دانید به این كودك گناهی نتوانید بست، او را آب دهید كه از شدت عطش شیر در پستان مادرش خشكیده است.[8]
ملاحظه می فرمائید در نقل سوم با كنایه و در دو نقل آخری با صراحت گفته شده كه امام از دشمن درخواست آب نمودند، ولی این نقل ها نمی تواند صحیح باشد، چون:
اولا: گفته شده كه ام كلثوم به امام گفت سه روز است این كودك آب نیاشامیده است، در صورتی كه طبق نقل كتب معتبر در شب عاشورا، امام حسین ـ علیه السلام ـ و یارانش آب در اختیار داشتند كه بعنوان شاهد دو نقل را ذكر می نمائیم.
الف) شیخ مفید در ارشاد چنین نقل می كند: امام سجاد ـ علیه السلام ـ می فرماید، شبی كه پدرم در صبح آن شهید شد من در خیمه بودم و عمه ام زینب از من پرستاری می كرد، پدرم به خیمه رفت و جَون غلام ابوذر كه در تعمیر اسلحه استاد بود شمشیر پدرم را صیقل می داد و شنیدم پدرم این اشعار را زمزمه می كرد. «این روزگار اف بر دوستی تو باد كه از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب چه بسیار دوستان را می كشی و در كشتن هم عوض و بدل نمی پذیری و...».
امام سجاد ـ علیه السلام ـ می فرماید: «چون اشعار را شنیدم دانستم كه بلا نازل شده و پدرم تن به شهادت داده لذا گریه گلویم را گرفت اما سكوت را رعایت نمودم» بعد در دنباله دارد كه «عمه ام زینب كه این را شنید خود را به امام رسانید و گفتگویی بین حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ و خواهرش ردّ و بدل شد. حضرت زینب بیهوش شد امام حسین ـ علیه السلام ـ آب به صورت خواهر پاشید و او را به حال آورد».[9] ملاحظه می فرمائید كه امام آب در اختیار داشته كه به صورت خواهرش آب پاشید.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02044251238076000746.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44899350518783029945.gif


ب) شب عاشورا امام، حضرت علی اكبر را با بیست، سی نفر سواره و بیست نفر پیاده فرستاد تا آب آورند و خود اشعاری را خواند (همان اشعاری كه در نقل شیخ مفید بود) آنگاه روی به یاران خود نمود و فرمودند: برخیزید آب بنوشید كه این آخرین توشه شماست، و وضو گرفته و غسل كنید و لباسهای خود را بشوئید تا كفن شما باشد.[10]

ثانیاً از اینها كه بگذریم امام حسین ـ علیه السلام ـ اهل این جور درخواستها نبوده است، شهید مطهری درباره اینكه آیا ابا عبدالله ـ علیه السلام ـ تقاضای آب از دشمن كرده است یا نه؟ می فرماید: باور نكنید كه ابا عبدالله چنین درخواستی كرده باشد، حسین اهل این جور درخواستها نبود، بلكه او در مقابل لشكر دشمن می ایستد و فریاد می كند:
مردم كوفه آن ناكس پسر ناكس، آن زنا زاده پسر زنازاده فرمانده كل شما، آن كسی كه به فرمان او آمده اید به من گفته است كه از این دو كار یكی را انتخاب كن یا شمشیر یا تن به ذلت دادن، آیا من تن به ذلت بدهم، هیهات كه زیر بار ذلت بروم.[11]

ثالثاً: اگر امام حسین ـ علیه السلام ـ در آن لحظه سخت، علی اصغر ـ علیه السلام ـ را در آغوش می گیرد، برای اعلام مظلومیّت اهل بیت به جهانیان و برای رسیدن هر چه بیشتر ندای عاشورا به جهان و جهانیان است نه برای آب خواستن.

حاصل آنكه در میان نقل های مختلفی كه در این زمینه شده ما هم به تبعیت از بزرگانی چون شیخ مفید، طبرسی و شهید مطهری نقل اول را قبول داریم و نقل های دیگر علاوه بر اینكه متنشان متزلزل است در شأن امام حسین ـ علیه السلام ـ نیست و لذا قابل قبول نمی باشد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44899350518783029945.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07280878253323584092.gif
پى نوشت ها:

[1] . اصفهانی، ابی فرج ، مقاتل الطالبین، بیروت، مۆسسه اعلمی، چاپ دوم، 1408 هـ ق، ص94.

[2] . مفید، ارشاد، ج2، ص108 و نظری منفرد، علی، قصه كربلا، ص352.

[3] . ارشاد، ج2 ص108. شهید مطهری در این كتاب ص46 می گوید: شیخ مفید (ره) ارشاد را نوشته و چقدر متقن نوشته ما اگر به ارشاد مراجعه كنیم احتیاج به جایی دیگر نداریم.

[4] . منتخب طریحی، ص 431 و معالی السبطین ج1 ص423.

[5] . حماسه حسینی، همان، ص202.

[6] . ابن جوزی، تذكرة الخواص، نظر منفرد، علی، قصه كربلا، ص 253.

[7] . القندوزی، سلیمان بن الحسینی البلخی، ینابیع المودة، چاپ قدیم، ص342 به نقل از مقتل ابو محفف.

[8] . محمد تقی، سپهر، ناسخ التواریخ، انتشارات اسلامیه، 1343، ص394.

[9] . مفید، ارشاد، تحقیق مۆسسه آل البیت، چاپ اول، 1413، ج2، ص94.

[10] . امالی، شیخد صدوق مجلسی، 30.

[11] . همان، ج1 ص136.

آمنه اسفندیاری

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منابع:

سایت زائرین

پرسمان دانشجویی

سایت حضرت علی اصغر علیه السلام

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07280878253323584092.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifخون مقدسی که به زمین بازنگشتhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif



http://img.tebyan.net/big/1391/08/13222618916316145141442449202265119111497.jpg


از مصائب بزرگ روز عاشورا و حوادث مسلّم این روز، شهادت طفل شیرخوار امام حسین(علیه السلام) است
كه توسط سپاه عمر سعد با كمال بى رحمى و در آغوش امام(علیه السلام) به شهادت رسید.
در برخى منابع كهن، از نام این طفل، سخنى به میان نیامده،
اما در برخى دیگر با نام عبدالله بن الحسین یا عبدالله رضیع از او یاد شده است.
هم چنین بسیارى از منابع، در باره سن او سكوت كرده اند.


از طرف دیگر، برخى مورخان و مقتل نگاران، اصل تیر خوردن و شهادت او را به اختصار بیان كرده و بعضى دیگر گفته اند كه در كنار خیمه در آغوش امام(علیه السلام) هدف تیر قرار گرفت.
گروه سوم، گزارش كرده اند كه امام(علیه السلام) او را در برابر سپاه كوفه گرفت و تشنگى او را مطرح كرد و در این هنگام روى دست امام(علیه السلام) با تیر دشمنان به شهادت رسید. در این مجال بر ان آمدیم تبرکی به قلم خود ببخشیم و از آن حضرت بگوییم.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88697422074819822447.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کیفیت شهادت طفل شیرخواره

«وَلَمّا رَأی الحُسین علیه السلام مَصارِعَ فَتَیانِهُ وَاَحَِبَّته عَزَمَ علی لِقاءِ الْقَوم بِمُهجَته و نادی هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عَن حرم رسول الله صلی الله علیه وآله،
هَل مِن مُوحِّد یَخافُ الله فینا، هَل مِن مُغیثٍ یُغیثُنا یَرجُو الله بِاِ غاثَتِنا هَل مِن مُعین

یَرجوا ما عِندِ الله فی اعانَتِنا ، فَارْتَفعت اَصوات النِّساء بِالعَویل فَتَقَدَّم اِلی بابِ الْخَیمه و قال لِزینَبَ ناوِلینی وَلَدیَ الصَّغیرَ حَتّی اُوَدِّعه فَأخَذَه
واَو ما اِلَیه لِیُقَبِّله فَرَماهُ حَرمَلهُ بنُ الکاهِلِ الاَسَدی لَعنَه الله تعالی بِسَهم فَوقع فی نَحرِه فَذَبَحَهُ، فَقال لِزِیْنَب خُذیهِ ثُمَّ تَلَقّی الدَّمَ
بِکَفَّیه فَلما اِمْتَلأتا رَمی بِالدَّمِ نَحْوَ السَّماءِ ثُم قالَ هَوَّن علی ما نَزَلَ بی اَنَّهُ بِعَین الله.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif
با به شهادت رسیدن جوانان بنی هاشم ویاران حضرت حسین علیه السلام، امام خود، با تمام وجود برای رزم با دشمن، به سویشان رفت در حالیکه بانگ می زد:

آیا مدافعی هست که از حرم رسول خدا صلی الله علیه وآله دفاع گند؟
آیا موحدی هست که به خاطر ما از خدا بترسد؟
آیا فریاد رسی هست که با امید به خدا به فریاد ما برسد؟
آیا یاوری هست که با امید به آنچه در نزد خداست به یاری ما بشتابد؟

در این هنگام از میان بانوان در خیمه شیونی بر خاست پس امام علیه السلام به کنار خیمه رفته و خطاب به زینب علیها السلام فرمود کودکم را بیاور تا با او خداحافظی کنم.

حضرت کودک را گرفت تا ببوسد در این زمان حرمله بن کاهل اسدی لعنة الله علیه به سوی او انداخت تیر به گلویش نشست
و آن را برید پس حضرت به زینب علیها السلام فرمود: او را بگیر. سپس خون را در هر دو دست جمع کرده و به سوی آسمان پاشید
و فرمود: آنچه بر من وارد آمد برایم آسان است، چون در محضر خدا است.

حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود: که قطره ای از آن خون بر زمین نیفتاد و
سپس امام علیه السلام علی اصغر را برده و در کنار شهدای بنی هاشم قرار داد(1).

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

رسوایی بنیان ستم


جرجی زیدان یکی از نویسندگان مشهور مسیحی در کتاب خود درباره‌ی این طفل شیرخوار می‌نویسد:
«شهادت این طفل بی گناه، مظلومیت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام را ثابت می‌کند چرا که اگر شهادت این طفل نبود،
امکان داشت دستگاه تبلیغاتی بنی‌امیه واقعه عاشورا را طوری دیگر و وارونه جلوه دهد و بگویند
ای مردم این‌ها مردانی مسلح بودند که برای تصاحب قدرت و حکومت دست به مبارزه زده‌اند
و ما باتمام قدرت در مقابل آن‌ها ایستاده‌ایم. ولی با شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام این نقشه دستگاه تبلیغات بنی‌امیه
را نقش بر آب کرده هر انسانی به هر آئین و مذهبی این سئوال را از بنی‌امیه می‌کند که طفل شیرخوار گناهی نداشت که شما او را کشتید. (2)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۹
http://img.tebyan.net/big/1390/10/1804024011865255489011016923961219203661.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif
کرامتی خواندنی


در هندوستان، نسبت به امام حسین علیه‌السلام، علاقه و ارادت عجیبی موج می‌زند. نه تنها ارادتمندان امام حسین علیه‌السلام گروه مسلمانان هستند، بلکه هندوها هم نسبت به عزیز زهرا علیها السلام عرض ادب می‌نمایند.
چنان است داستان «امام باره» (یعنی عاشورا) روزی که آتش پرستان به امام علیه‌السلام اختصاص داده
و در گودالی بزرگ آتش می‌افروزند و آن را برای عاشورا یا روز معین پر از آتش حاضر می‌سازند،
آن گاه هر کدام لباسی سپید بر تن نموده و از آتش عبور کرده و از طرف دیگر به سلامت بیرون می‌روند و حرارت آتش به آن‌ها هیچ صدمه‌ای نمی‌زند.

باری در هند مجلس سوگواری تشکیل شده بود، جمعی از زنان مسلمان در منزلی اجتماع کرده و بر مصیبت‌های امام حسین علیه‌السلام می‌گریستند.
در همسایگی این خانه، زنی از اهالی آمریکا زندگی می‌کرد، پرسید: اینجا چه خبر است؟
گفتند: مجلس سوگواری سومین پیشوای شهید شیعیان است. گفت: بسیار مایلم من هم در این مجلس بروم و ببینم چگونه است.
او را به مجلس بردند و در جایی که باید جای دادند. آن گاه مرثیه خوان توسل به حجت الهی علی اصغر علیه‌السلام پیدا کرد.
صدای گریه و شیون زنان برخاست، این زن غیر مسلمان با توجه به جریان شهادت کودک شیرخواره‌ی امام حسین علیه‌السلام گریان شد و اشک فراوان ریخت.
سپس از سایر زنان و از گوینده خواست تا جریان را مفصل برایش توضیح دهند.
آنان صحنه‌ی کربلا را برایش مجسم و بیان نمودند.
با استماع این حقیقت و پی بردن به اصل داستان، گفت: «من می‌خواهم مسلمان شوم،
زیرا حقایقی در این مذهب احساس می‌کنم که شایسته نیست به حال کفر باقی باشم.
به عبارت دیگر، مکتبی که این گونه مردان فداکار تربیت کند که حاضر باشند به قیمت جان کودک عزیز خود در راه آن مکتب
و دین فداکاری نمایند تا انحرافی نیابد، معلوم می‌شود این دین، دینی است حق و با حقیقت توأم، بنابراین مسلمان می‌شوم.»

شیعیان در همان مجلس شهادتین را به وی تلقین کردند و بانوی آمریکایی از صمیم دل مسلمان گردید.(3)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif
سرّی که در خون او بود


مورخین اسلامی از قبیل: ابن شهر آشوب در مناقب، ابن نما حلی در مثیرالاحزان، سید در لهوف،
ابن کثیر در البدایه و النهایه، قرمانی در اخبار الدول، میرزا محمد تقی سپهر در ناسخ التواریخ، ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین،
عبدالرزاق موسوی مقرم در مقتل الحسین علیه‌السلام و علامه سید حسن امین در اعیان الشیعه و ...
قضیه فرستادن خون گلوی علی اصغر علیه‌السلام به آسمان را نقل نموده‌اند.

اما اینکه چرا خون مقدس علی اصغر علیه‌السلام به زمین برنگشت برای شیفتگان آن حضرت جای سئوال است؟
برای پاسخ به این سئوال شاید بتوان گفت برنگشتن آن خون مقدس بدین دلیل بوده که در حکمت حقه حقیقیه، مقرر و مذکور است
که اجسام لطیفه مایل به محیط می‌باشد چنان که اجسام کثیفه میل به مرکز و سفل می‌نمایند پس آن خون لطیف به محیط میل نمود.(4)
و یا سِرش این است که این خون نمی‌بایست به زمین برگردد چرا ملائکه آسمان می‌خواستند خون را در شیشه‌ای بهشتی
تحفه و هدیه به سوی جنت ببرند چنانچه این مطلب در زیارت چهارم تحفه الزائر وارد شده است.(5)
و یا سِرش این است که اگر خون علی اصغر علیه‌السلام به زمین می‌ریخت عذاب نازل می‌شد چنانچه بعضی مورخین نقل نموده‌اند.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88697422074819822447.gif
پی نوشت:

1. بنیاد دعبل خزاعی: وقال اِبنُ نما: ثُم حَمَلَه فَوَضَعه مَعَ قَتلی اَهْلبَیته

2. زندگی اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، ترجمه لهوف/ ص 132.

3. الوقایع و الحوادث/ ج 3/ ص 98.

4. اکلیل المصائب/ ص 66.

5. وقایع الایام/ ص 515.

فرآوری : فاطمه زین الدینی

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع:

مقاله مهدی آقابابایی.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88697422074819822447.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88697422074819822447.gif





تسلیت خدا در شهادت علی اصغر (ع)


می گویند که در تنها مصیبتی که از عالم بالا و از سوی خداوند متعال به امام حسین(ع) تسلیت گفته شد، مصیبت حضرت علی اصغر(ع) بود.

در ارتباط با نحوه شهادت فرزند شیر خوار امام حسین(ع) "عبد الله رضیع یا علی اصغر" چند نقل وجود دارد، از جمله:

الف. ایشان خطاب به خواهرشان زینب (س) فرمودند: فرزند کوچکم را به من بده تا با او خداحافظی کنم. سپس او را گرفته و برای بوسیدنش خم شد که ناگاه حرمله با تیری او را هدف قرار داده و تیرش به گلوی آن شیرخوار اصابت کرده، او را به شهادت رساند.

حضرت پس از مشاهده این ماجرا، پیکر این شهید کوچک را به خواهرش زینب داده و سپس دو دستان خود را پر از خون فرزندش کرده و آن را به سمت آسمان پاشیده و فرمود: چون در برابر چشمان خدا هستم، تحمل تمام این مشکلات برایم آسان است!

امام باقر (ع) فرمودند: از خون پاشیده شده به طرف آسمان، قطره ای به زمین برنگشت. [1]

شاید برخی صاحبان ذوق، برنگشتن خون این طفل شیرخوار را نشانه تسلیت پروردگار به امام حسین (ع) ارزیابی کرده باشند.

ب. امام حسین(ع) متوجه شد که فرزند کوچکش از تشنگی بی­تاب و گریان شده و به همین دلیل او را در مقابل سپاه دشمن بر فراز دستان خود گرفته و فرمود: ای مردم اگر به من رحم نمی­کنید، دلتان برای این طفل بسوزد!

در این هنگام یکی از افراد سپاه دشمن، با تیری این کودک را هدف قرار داده و او را به شهادت رساند. امام با دیدن این صحنه، گریان شده و به پروردگار عرضه داشت: خدایا! تو خود بین ما و این گروه که با وعده یاری و کمک، ما را دعوت کرده و اکنون ما را می­کشند، قضاوت کن!


بعد از این سخنان، ندایی از غیب رسید که ای حسین! به فکر کودکت نباش که اکنون دایه­ ای در بهشت در اختیار او بوده و به او شیر خواهد داد. [2]

در صورت پذیرش چنین نقلی، این سخن غیبی را می­توان تسلیتی از جانب پروردگار به امام حسین(ع) دانست.

---------------------
[1] سید بن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 117، انتشارات جهان، 1348 ش.

[2] سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص 227، منشورات الرضی، قم، 1418 ق




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88697422074819822447.gif

نوسفر
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۰:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif
روز هفتم محرم مزین به نام نامی باب الحوائج علی اصغر (علیه السلام)

در روز هفتم آب رو به خیمه های ارباب بستن و چه زیباست نامگذاری این روز بنام طفلی که در تلزی بود و به تیر حرمله آسمانی گشت.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif


كاش اين قبر تو گم باشد و پيدا نشود
اگرم شد سر نبش قبر بلوا نشود


از تو گهواره اي مانده ببرندش غارت
ولي اي كاش سر راس تو دعوا نشود


گفته بودم بنشيني به سر تيغ پسر
كه به سرنيزه سر كوچك تو جا نشود


کاش با دیدن تو در همه ی راه علی
بيش از اين قامت خم گشته ي من تا نشود ؟


من هنوز از نگه حرمله ها مي ترسم
كاش ديگر كسي مشغول تماشا نشود


لب به گريه نكني باز اگر مي خواهي
بوسه ي چوب به لبهاي تو پيدا نشود


گر چه خاليست علي جاي تو در آغوشم
ولي بهتر كه زآغوشه ي زهرا نشود


غارت اينجا نه فقط درهم و دينار و زر است
كاش اين سوخته معجر زسرم وا نشود

ياسر مسافر
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۰۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

در جهان هر نو گلی که پرپر است
پرپر از داغ علی اکبر است


غنچه ی نشکفته باشد هر کجا
دارد از بهر علی اصغر عزا


شبنم گل می چکد بر ماتمش
اشک می نالد ز اندوه و غمش


بر لب هر غنچه این آوازه است
داغ اصغر تا قیامت تازه است


وای اگر در گوشه ی گلزارها
حنجر گل بشکفد با خارها


خارهای بی حیای خوشه چین
از سر کینه نشیند در کمین


خارها تیر بلای خصم بود
کز تن گلها پذیرایی نمود


غنچه را تیر سه شعبه ناز کرد
تا ز دست باغبان پرواز کرد


خون سرخش شد نصیب آسمان
تا بهشت از خون او گیرد نشان


آسمان رنگ شقایق ها شده
تا ابد سرمست عاشق ها شده


باغبان دارد به زیر لب ندا
پیش چشمم گشته ای پرپر چرا


ماتم و هجرت مرا هم می کشد
جمع گلها را همین غم می کشد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif



رفتی و با نعش تو جا مانده ام
بعد تو تنهای تنها مانده ام


کربلا از ماتمت آکنده شد
تک تک گلبرگ هایت کنده شد


ماندم و قنداقه ی خونین تو
صحنه ای از خنده ی شیرین تو


آخرین لبخند تو روی لب است
روزم از این منظره همچو شب است


کی رود از خاطرم این منظره
یک سه شعبه بوسه زد بر حنجره


گوش تا گوش تورا در درم برید
کس به عالم این چنین ذبحی ندید


رمله ی آن دشمن بیگانه ام
حنجرت را دوخته با شانه ام


راس تو آویزه ای بر پوست شد
هدیه ای خونین به راه دوست شد


نمیه جان از ماتمت ای مه لقا
می برم نعش تو را تا خیمه ها


چون به پشت خیمه قبرت می کنم
ان که میمیرد زاندوهت منم


هیچ کس تا که جهان آمد پدید
قبری از قبر تو کوچکتر ندید


تا که جسمت در میان خاک شد
قلب من از داغ تو صد چاک شد


اشک می ریزد به حالت چشم آب .
.... در پی ات باشد روان چشم رباب


دیده اش بر حلق سرخت دوخته
قلب مادر درعزایت سوخته


اصغرم ای چشمه پاک حیات
اشک می ریزم برایت یک فرات


صحنه ای دل را به غم پیوند زد
اصغرم در خاک هم لبخند زد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif



«عبدالله بن الحسين» طفل شيرخوار امام حسين(عليه السلام) مشهور به «علي اصغر» بود. نام مادرش «رباب» دختر «امرء القيس بن عدي بن اوس بن جابر بن کعب بن عليم بن جناب بن کلب» بود. مادر رباب «هند الهنود» دختر «ربيع بن مسعود بن مضاد بن حصن بن کعب بن عليم بن جناب»(1) بوده است. در واقع «جناب» جد اعلاي پدري و مادري حضرت علي اصغر(عليه السلام) مي‌باشد. عبدالله در مدينه النبي(عليه السلام) ولادت يافت.(2) سماوي مي‌گويد: اين که برخي گفته‌اند علي اصغر در کربلا ولادت يافته است، چندان درست نيست. در مدح رباب همسر گرامي او شعري به امام حسين(عليه السلام) داده شده است:«اعمرك انني لاحب دارا تكون بها سكينة والرباب احبهما و ابذل جل مالي و ليس لعاتب عندي عتاب(3) «به جانت قسم، من خانه‌اي را دوست دارم که در آن سکينه و رباب باشند؛ آنها را دوست دارم و تمام مالم را براي آنها خرج مي‌کنم و هرگز خسته کننده‌اي مرا خسته نخواهد کرد.» امرء القيس سه دختر خود را در مدينه به ازدواج حضرت اميرالمومنين (عليه السلام) و امام مجتبي(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) در آورد که عبدالله و سکينه حاصل ازدواج رباب با امام حسين(عليه السلام) است.(4)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

وداع امام با شيرخواره(عليه السلام)


اصفهاني و طبري و ديگران گزارش کرده‌اند:

که امام حسين(عليه السلام) از حيات خود مأيوس شده بود.(5)(يعني مي‌دانست كه ديگر آخر عمرش است) آن حضرت به سوي خيمه‌گاه بازگشت و آل ابيطالب همگي به شهادت رسيده بودند.

آن حضرت در برابر خيمه‌ها نشست(6) تا قدري بياسايد. طفل خود - علي- را طلب کرد تا با او وداع کند. خواهرشان حضرت زينب (سلام الله عليها) آن شيرخواره را در دست گرفت و در دامان امام نهاد. امام او را در دامن خود نشانيد و بوسيد.(7) پس از آن فرمود: بعدا لهولاء القوم اذا كان جدك مصطفي خصمهم(8)؛ اين قوم از رحمت الهي دور باشند، هنگامي که جدت مصطفي دشمن آنها باشد»


سپس امام، علي را به سوي قوم آورده و براي او طلب آب کردند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif



شهادت علي اصغر(عليه السلام)


امام به علي مي‌نگريست که ناگاه تيري به گلوي علي نشست و او را ذبح کرد.(9) در اين هنگام «حرمله بن کاهل اسدي» با تيري علي را نشانه گرفت و او در دست امام ذبح شد. آن حضرت دست خود را زير گلوي او گرفت، دستش پر از خون شد و آن را به جانب آسمان پاشيد.(10)
امام باقر(عليه السلام) فرمودند: هرگز قطره‌اي از آن خون به زمين نريخت.»(11)
سيد بن طاووس اينگونه گزارش کرد: امام حسين(عليه السلام) طفل را از دست خواهرش زينب گرفت و جلو آمد تا او را ببوسد که ناگاه تيري آمد و کودک را ذبح کرد. علي را به دست خواهر داد و فرمود: «او را بگير»، سپس خون‌ها را به آسمان پاشيد و با خداوند سخن گفت.(12)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif


حوادث پس از شهادت علي(عليه السلام)


سپس امام حسين (عليه السلام) فرمود:«هوّن بي، ما نزل بي انّه بعين الله(13)؛ پروردگارا هر چه بر سر من مي‌آيد، در برابر چشمان توست؛ از اين رو (همگي) بر من آسان است.» سپس ادامه دادند: «پروردگارا اگر ياري‌ات از آسمان را از ما دريغ داشتي پس آن (نصر و ياري) را براي کسي (مهدي) که از ما بهتر است قرار ده، و انتقام ما را از اين ستمکاران بگير. و آنچه بر ما مي‌گذرد ذخيره آخرتمان قرار ده.»(14)

و نيز گزارش شده که امام(عليه السلام) به درگاه خداوند چنين عرض کرد: «پروردگارا! تو شاهد بر قومي هستي که آنها شبيه‌ترين مردم به رسول تو محمد(صلي الله عليه و آله) را کشته‌اند»(15) به دنبال اين سخنان امام بود، كه ندايي شنيده شد: دعه يا حسين فانّ له مرضعاً في الجنه(16)؛ اي حسين! علي را واگذار، او در بهشت دايه‌اي خواهد داشت» پس از آن امام، علي را از اسب پايين آورد و براي او با شمشير، قبري حفر فرمود و بدن کوچکش را دفن کرد. بدن کودک، غرق در خون شده بود. امام بر او نماز گزارد.(17) و نيز گفته شده که او را در کنار ساير شهيدان اهل بيت نهاد.(18)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif




درسي که از کلام حسین (ع) هنگام شهادتش طفل رضیعش مي‌توان گرفت:

امام حسين(عليه السلام) علي اصغر را چون علي اکبر شبيه‌ترين مردم به رسول خدا(صلي الله عليه و آله) معرفي کرد؛ از اين رو اگر علي در اين معرکه شهيد نمي‌شد، به مقام عصمت گام مي‌نهاد؛ گو اين که در آن لحظه هم آنگونه بود.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

نوزادي شهيد در كربلا


يعقوبي مي‌گويد: امام (عليه السلام) بر اسب خود سوار و عازم ميدان بود، کودکي که در همان ساعت متولد شده بود نزد آن حضرت آوردند. امام (عليه السلام) در گوش فرزند خود اذان گفت و کام او را برداشت.

در آن هنگام تيري به حلق آن طفل اصابت کرد و او را به شهادت رسانيد. امام آن تير را از حلق طفل بيرون کشيد و کودک را به خونش آغشته ساخت و گفت: «به خدا سوگند، تو گرامي‌تر از ناقه (ناقه صالح) در پيشگاه خداي تعالي هستي و جد تو رسول خدا، نزد خداوند گرامي‌تر از صالح پيامبر است» آنگاه بدن خون آلود کودک را نزد ساير فرزندان و برادرزادگان خود نهاد. (19)

سماوي مي‌گويد: اين که برخي گفته‌اند حضرت علي اصغر در کربلا ولادت يافته چندان درست نيست.(20) شايد هم عبدالله رضيع در کربلا به دنيا آمده و غير از حضرت علي اصغر(عليه السلام) باشد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۱:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif


پي‌نوشت‌ها:
1- مقاتل الطالبيين، ص 89 .
2- ابصارالعين، ص 54 .
3- ابصارالعين، ص 54، مقاتل الطالبيين، ص 90 .
4- ابصارالعين، ص 54 .
5- تاريخ الامم و الملوک، ج5، ص448 .
6- الارشاد، ج 2، ص 108 .
7- اللهوف، ص 50 .
8- بحارالانوار، ج45، ص46؛ مقاتل الحسين خوارزمي، ج2، ص32 .
9- تاريخ الامم و الملوک، ج5، ص448؛ مقاتل الطالبيين، ص 90 .
10- مقتل الحسين خوارزمي، ج2، ص 32 .
11- عن الباقر(ع):«انه لم تقع من ذلک الدّم قطره الي الارض». الملهوف علي قتلي الطفوف، ص 169؛ اللهوف، ص 59، بحارالانوار، ج45، ص 46؛ مثيرالاحزان، ص 70 .
12- اللهوف، ص 50.
13- انه بعينک يا ارحم الرّاحمين. اللهوف، ص 50؛ الملهوف علي قتلي الطفوف، ص 169 .
14- مثيرالاحزان، ص 70؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج2، ص 32، تاريخ الامم و الملوک، ج5، ص448 .
15- المنتخب للطريحي، ص 431 .
16- تذکره الخواص، ص 252 .
17- مقتل الحسين خوارزمي، ج2، ص 32 .
18- الارشاد، ج 2، ص 108؛ مثيرالاحزان، ص 70.
19- تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 245.
20- ابصارالعين، ص 54 .
برگرفته از كتاب ياران شيداي حسين بن علي عليهماالسلام، استاد مرتضي آقا تهراني


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

ماتم دوباره خانه ی دل را اجاره کرد

رخسار عاشقان تو را پر ستاره کرد

یک لاله لاله ی دگری را به بر کشید

وقتی که نیزه ها به گلویش اشاره کرد

محروم شد ز مستی جام مدام تو

هر کس ز بزم عشق تو آن شب کناره کرد

این سو بهشت و سوی دگر دوزخی الیم

یک لحظه در وجود خودش استخاره کرد

این غاصبان نگر که چه پیکار می کنند

قصد شکار پیکر او را سواره کرد

خورشید را به خون جگر سرخ دیده است

هر کس که روی نیزه دشمن نظاره کرد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۲۳
پس از قتل برادر آن شه جود







بيامد سوى خرگه بهر بدرود







فرود آمد ز اسب آن عشق چالاك‏


در پرده‏سرا بنشست بر خاك‏


به خواهر گفت كاى آرام جانم‏

بياور اصغر شيرين زبانم‏


كه بينم روى آن پژمرده گل را

گل گل دسته شاه رسل را


بياوردند آن شيرين زبان را

كه قربانى شود شاه زمان را


نشاند آن مظهر خلّاق ذو المنّ‏

گل پژمرده خود، روى دامن‏


سرش بنهاد بر بازو كه رويش‏

ببوسد وارهد از آرزويش‏


لب و رخساره‏اش ديد آن شه فرد

شده از تشنگى چون كهربا، زرد


نه مادر شير بودش، نه پدر آب‏

نه بود آن طفل را از تشنگى تاب‏




همى بوسيد روى چون گل او

همى بوئيد مشكين سنبل او


بناگه حرمله آن شوم گمراه‏

بديد آن ماه در آغوش آن شاه‏


بياض گردنش چون لمعه نور

بود رخشنده و پيداست از دور


سه پهلو تيرى آن مردود معبود

رهانيد از كمان كينه‏اش زود


قضا بدريد آن تير سه پهلو

شه و شهزاده را حلقوم و بازو


گلويش بردريد از گوش تا گوش‏

خوش الحان مرغ شه گرديد خاموش‏


تبسّم كرد بر رخسار بابش‏

كه شد از آن تبسّم دل كبابش‏


شهش خون از گلو بگرفت با چنگ‏

زمين ميكرد چون گلزار ارتنگ‏


همى گويد شريف ابن طاوس‏

خداوند خبر داراى ناموس‏


كه آن خون را شه دنيا و عقبى‏

بپاشيد اندر آن دم سوى بالا


پريد آن طوطى گلزار طوبى‏

ز دست شاه بر دامان زهرا


ز تيغ تيز آن قوم ستمگر

نه اكبر ماند بهر شه نه اصغر


چو شد آن نوگل مشكين كلاله‏


حرم را شد ز خون دل باغ لاله‏


بياورد آن شه لب تشنگانش‏

بخوابانيد نزد كشتگانش‏


به گفت اى داور بالا و پستى‏

كم از يك ذرّه پيشت ملك هستى‏




اگر نصر تو از ما گشته محبوس‏


بكش كيفر تو از اين قوم منحوس‏


ز بى‏يارىّ آن سلطان بى‏كس‏

فغان شد از حرم بر چرخ اطلس‏


دگر تيرى به شد پرّان ز لشكر

نهاد اندر دل شه داغ ديگر

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۲۹
پس از قتل برادر آن شه جود

بيامد سوى خرگه بهر بدرود


فرود آمد ز اسب آن عشق چالاك‏

در پرده‏سرا بنشست بر خاك‏


به خواهر گفت كاى آرام جانم‏

بياور اصغر شيرين زبانم‏


كه بينم روى آن پژمرده گل را

گل گل دسته شاه رسل را


بياوردند آن شيرين زبان را

كه قربانى شود شاه زمان را


نشاند آن مظهر خلّاق ذو المنّ‏

گل پژمرده خود، روى دامن‏


سرش بنهاد بر بازو كه رويش‏

ببوسد وارهد از آرزويش‏


لب و رخساره‏اش ديد آن شه فرد

شده از تشنگى چون كهربا، زرد


نه مادر شير بودش، نه پدر آب‏

نه بود آن طفل را از تشنگى تاب‏




همى بوسيد روى چون گل او

همى بوئيد مشكين سنبل او


بناگه حرمله آن شوم گمراه‏

بديد آن ماه در آغوش آن شاه‏


بياض گردنش چون لمعه نور

بود رخشنده و پيداست از دور


سه پهلو تيرى آن مردود معبود

رهانيد از كمان كينه‏اش زود


قضا بدريد آن تير سه پهلو

شه و شهزاده را حلقوم و بازو


گلويش بردريد از گوش تا گوش‏

خوش الحان مرغ شه گرديد خاموش‏


تبسّم كرد بر رخسار بابش‏

كه شد از آن تبسّم دل كبابش‏


شهش خون از گلو بگرفت با چنگ‏

زمين ميكرد چون گلزار ارتنگ‏


همى گويد شريف ابن طاوس‏

خداوند خبر داراى ناموس‏


كه آن خون را شه دنيا و عقبى‏

بپاشيد اندر آن دم سوى بالا


پريد آن طوطى گلزار طوبى‏

ز دست شاه بر دامان زهرا


ز تيغ تيز آن قوم ستمگر

نه اكبر ماند بهر شه نه اصغر


چو شد آن نوگل مشكين كلاله‏


حرم را شد ز خون دل باغ لاله‏


بياورد آن شه لب تشنگانش‏

بخوابانيد نزد كشتگانش‏


به گفت اى داور بالا و پستى‏

كم از يك ذرّه پيشت ملك هستى‏




اگر نصر تو از ما گشته محبوس‏

بكش كيفر تو از اين قوم منحوس‏


ز بى‏يارىّ آن سلطان بى‏كس‏

فغان شد از حرم بر چرخ اطلس‏


دگر تيرى به شد پرّان ز لشكر

نهاد اندر دل شه داغ ديگر

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۳۵
http://www.emamhossein.com/images/stories/0_aliasghar/aliasghar-12-h-80.jpg
چون حسين عليه السّلام قتلگاه جوانان و يارانش را نگريست، براى جنگ با دشمن با نفس نفيس خود عزيمت فرمود، و ندا در داد: «آيا مدافعى هست كه از حرم رسول اللَّه دفاع كند؟ آيا خداشناسى هست كه در حقّ ما هراس خدا را در پيش گيرد؟
آيا فريادرسى هست كه به اميد رحمت خدا به فرياد ما برسد؟ آيا ياورى هست كه به اميد آنچه در نزد خداست ما را يارى رساند؟». در اين وقت ناله زنان بلند شد، و امام به باب خيمه آمد و فرمود: خواهرم زينب، بچه كوچك‏ مرا بياور تا با وى وداع گويم، امام او را گرفت تا ببوسد، حرملة بن كاهل‏(يا عقبة بن بشر ) تيرى انداخت كه آن گلوگاه كودك را سوراخ كرد، امام به زينب فرمود: او را بگير». بعد خون صغير را با دو كف دست بگرفت تا پر شدند و آن خون را بسوى آسمان پاشيد و فرمود: «چه آسان است آنچه در محضر خدا بر من وارد مى‏آيد!». امام باقر عليه السّلام مي فرمايد: از آن خون قطره‏اى به زمين فرود نيامد. از طرق ديگر روايت شده كه آن به عقل نزديكتر است، چه زمان و حال زمان توديع با كودك نبود زيرا امام به حرب و جنگ اشتغال داشته، و همانا زينب خواهر امام عليه السّلام كودك را آورد و گفت: اين طفل تو سه روز است كه آب نياشاميده، برايش آبى طلب كن. امام عليه السّلام كودك را بر روى دست گرفت و فرمود: (يا قوم قد قتلتم شيعتي و أهل بيتي، و قد بقي هذا الطفل يتلظّى عطشا، فاسقوه شربة من الماء) ، «اى قوم! شيعيان و اهل بيتم را كشتيد و فقط اين طفل باقى مانده كه از عطش بخود مى‏پيچد، او را با شربتى از آب سقايت كنيد». در بين سخنان امام مردى از دشمن تيرى انداخت كه كودك را گلو بريد، و امام آنان را نفرينى كرد آن گونه كه به دست مختار و ديگران گرفتار آمدند. لهوف

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif


امام سجاد (عليه السلام) دعا كرد كه قاتل على اصغر هرچه زودتر به انتقام و عذاب الهى گرفتار شود. منهال گويد: از كوفه به سفر حج مى رفتم كه خدمت امام سجاد (عليه السلام) رسيدم. امام از من پرسيد: آيا حرمله زنده است؟ گفتم: آرى، امام (عليه السلام) دست به دعا برداشت و گفت: خدايا! حرارت آتش و داغى آهن را به او بچشان !
وقتى به كوفه بازگشتم و ديدارى از مختار كردم، با هم به منطقه كناسه كوفه رفتيم. آنجا بوديم كه حرمله را آوردند و مختار فرمان داد تا دست و پاى او را ببندند و در آتش افكنند و من با ديدن آن صحنه «سبحان الله» گفتم.
مختار پرسيد: چرا چنين گفتى؟ جريان نفرين امام سجاد (عليه السلام) را به او گفتم و او به خاطر آن كه دعاى امام به دست او مستجاب شده بود به سجده افتاد.(56)
بعضى نوشته اند: حرمله خطاب به مختار گفت: مهلت بده تا كارهايى را كه كرده ام بيان كنم و قلبت را بسوزانم:
سه تير سه شاخه داشتم كه آنها را زهرآگين ساختم!
ـبا يكى از تيرها گلوى على اصغر را در آغوش حسين دريدم. با دوّمى، قلب حسين را هنگامى كه پيراهن خود را بالا زد تا خون پيشانيش را پاك كند هدف قرار دادم و سوّمين تير را به گلوى عبدالله بن حسن كه در كنار عمويش حسين بود زدم.(57)
----------------------------------------
56 ـ حبيب السير: ميرخواند، غياث الدين بن همام الدين الحسين، (942 ه .)، كتابفروشى خيّام.
57 ـ حلية الأبرار: سيد هاشم بحرانى (1107 ه .) دارالكتب العلميه / قم.
عاشورا حماسه جاویدان سيد محمد شفيعى مازندرانى


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif
وقتى كه امام حسين عليه السّلام ديد همه جوانان و دوستانش كشته شدند، تصميم گرفت خود به ميدان رفته و با دشمن بجنگد، به ميدان آمد و صدا زد:
هل من ذابّ يذبّ عن حرم رسول اللَّه، هل من موحّد يخاف اللَّه فينا؟ هل من مغيث يرجو اللَّه باغاثتنا؟ هل من معين يرجو ما عند اللَّه في اعانتنا
، آيا دفاع‏كننده‏اى هست كه از حريم حرم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم دفاع كند؟ آيا خداپرستى هست كه در مورد ما از خدا بترسد؟ آيا دادرسى هست كه به اميد آنچه در نزد خدا است از ما دادرسى كند؟ آيا ياورى هست كه به اميد آنچه در نزد خدا است، به ما كمك كند؟
با شنيدن صداى مظلومانه امام حسين عليه السّلام، ناله و شيون بانوان حرم بلند شد، امام حسين عليه السّلام به در خيمه آمد، به زينب عليها السلام فرمود:
ناولينى ولدى الصّغير حتّى اودّعه‏
، كودكم را به من بده تا با او خداحافظى كنم.
امام حسين عليه السّلام كودك را [كه عبد اللّه يا على اصغر نام داشت‏] گرفت، همين كه خواست او را ببوسد، در همين هنگام، حرملة بن كاهل اسدى او را هدف تير قرار داد، آن تير بر حلقومش نشست، و سر آن كودك را از بدن جدا نمود.
امام حسين عليه السّلام به زينب عليها السلام فرمود: اين كودك را بگير، سپس هر دو كف دستش را به زير گلوى كودك گرفت، كف دستهايش پر از خون شد، آن را به سوى آسمان افكند و فرمود:
«هوّن علىّ ما نزل بى انّه بعين اللَّه‏
، آنچه اندوه مصيبت را برايم آسان كند، اين است كه خداوند مى‏بيند.»
امام باقر عليه السّلام فرمود: «از اين خون، قطره‏اى به روى زمين نريخت.»
در روايت ديگر مطلبى ديگر آمده كه به عقل نزديكتر است، زيرا آن وقت، وقت وداع با كودك نبود، چه آنكه امام عليه السّلام به كار جنگ اشتغال داشت، بلكه خواهرش حضرت زينب عليها السّلام از خيمه بيرون آمد و به برادر گفت: «برادرم! اين پسر تو است كه سه روز از عمرش گذشته كه هنوز آبى نچشيده است، براى اين نوزاد اندكى آب تحصيل كن.»
امام حسين عليه السّلام آن نوزاد را به دست گرفت، و به دشمنان خطاب نموده و فرمود:
يا قوم قد قتلتم شيعتى و اهل بيتى، و قد بقى هذا الطّفل يتلظّى عطشا، فاسقوه شربة من الماء
، اى مردم! شما شيعيان من‏
و خويشان مرا كشتيد، و از آنها همين كودك باقى ماند، كه از شدّت تشنگى، دهان را باز و بسته مى‏كند، او را با اندكى آب، سيراب كنيد.
هنوز گفتارش تمام نشده بود كه يكى از دشمنانش او را هدف تير قرار داده، به طورى كه آن تير سرش را از بدنش جدا نمود، در اين هنگام امام حسين عليه السّلام دشمنان را به مجازاتهاى سخت الهى به همان گونه كه بعدا مختار و غير او با آنها رفتار نمود، نفرين كرد.


غم نامه كربلا

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۳۹
http://www.emamhossein.com/images/stories/0_aliasghar/aliasghar-7-h-80.jpg
پس حضرت بر در خيمه آمد و به جناب زينب سلام الله عليه فرمود كودك صغيرم را به من سپاريد تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدی لعين تيری انداخت و بر گلوی آن طفل رسيد و او را شهيد كرد. و باين مصيبت اشاره كرده شاعر در اين شعر:


فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً



وَ مُنْعَطِفِ اَهْوي لِتَقْبيلِ طِفْلِهِ





پس آن كودك را به خواهر داد، زينب سلام الله عليه او را گرفت و حضرت امام حسين عليه السلام كفهاي خود را زير خون گرفت همينكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصيبتي كه بر من نازل شود زيرا كه خدا نگران است.
سبط ابن جوزي در تذكره از هشام بن محمد كلبي نقل كرده كه چون حضرت امام حسين عليه السلام ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآن مجيد را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در ميان لشكر ندا كرد:
بَيْني وَ بَيْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّدي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ.
اي قوم براي چه خون مرا حلال مي‌دانيد آيا من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ آيا به شما نرسيد قول جدم در حق من و برادرم حسن عليه السلام.
هذانِ سَيّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.
در اين هنگام كه با آن قوم احتجاج مي‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلي از اولاد خود كه از شدت تشنگي مي‌گريست حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود:

يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ. اي لشكر اگر بر من رحم نمي‌كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد، پس مردي از ايشان تيري به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسين عليه السلام شروع كرد به گريستن و گفت اي خدا حكم كن بين ما و بين قومي كه خواندند ما را كه ياري كنند بر ما پس كشتند ما را، پس ندائي از هوا آمد كه بگذار او را يا حسين كه از براي او مرضع يعني دايه‌ايست در بهشت.
در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نيام شمشير گودي در زمين كند و آن كودك را به خون خويش آلوده كرد پس او را دفن نمود.
طبري از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روايت كرده كه تيري آمد رسيد بر گلوي پسري از آن حضرت كه در كنار او بود پس آن حضرت مسح مي‌كرد خون را بر او و مي‌گفت: اَلَلّهَمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْم دَعَوْنا لِيَنْصُرُونا فَقَتَلُونا.

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۴۰
باب الحوائج علي اصغر ( ع )



http://www.emamhossein.com/images/stories/0_aliasghar/aliasghar-10-h-80.jpg
سلام بر تو كه وقتي بابا و مولايت تنها و بي ياور شده بود و ديگر نه از حبيب خبري بود و نه از عباس.
با چشماني گه نگران نيم نگاهي به خيمه ها داشت با مظلوميت تمام فرياد كرد:
آيا ياري كننده اي هست كه مرا ياري كند؟
آيا فريادرسى هست كه به اميد رحمت خدا به فرياد ما برسد؟
آيا ياورى هست كه به اميد آنچه در نزد خداست ما را يارى رساند؟
دل كوچكت ديگر تاب نياورد كه امامت را اينگونه مظلوم و تنها ببيني . تشنگي سه روزه ات را بهانه كردي ( چه خوب بهانه اي پيدا كردي ! )
با ناله هاي كم جان و بي رمقت گفتي لبيك يا مولا به من نيز اذن ميدان بده
و وقتي با تير سيراب شدي و در آغوش پدر با شهد شهادت
مهر ديگري بر سند مظلوميت امامت زدي كه تا هميشه تاريخ نشان دادي كه اين پيكار نبرد بر سر قدرت و حكومت نبود بلكه كينه اي بود كه سالها دشمنان آل عبا (علیهم السلام) در دل نهان داشته بودند از آن زمان كه رسول اكرم (ص)فرمودند : هركه من مولاي اويم پس علي مولاي اوست .
در ارزش خونت همين بس كه آسمان آن را از زمين دريغ كرد چه بسا كه اگر بر زمين مي رسيد زمين تاب نمي آورد و دنيا به آخر مي رسيد .
يا علي اصغر تو باب الحوائجي هستي كه با دستان كوچك خود گره هاي بزرگ را باز مي نمايي .
بر ما نظر كن و دل آلوده ما را به كيمياي محبت خود جلا ده .
اي سند مسلماني من .
اي باب الحوائج
علي اصغر .

شهید هدایت
۱۳۹۱/۰۹/۰۲, ۱۶:۴۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gifويژگى هاى حضرت على اصغر(ع)






1 ـ در توصيف او آمده است:«اَشبَهُ النّاسِ بِرَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه وآله) » .(50)
2 ـ معروف است كه سر مطهّر دو شهيد از بدن جدا نشد و آن ها عبارتند از:
على اصغر و حُرّبن يزيد رياحى. ليكن بعضى نوشته اند: ابو ايّوب غنوى دستور داد تا جسد اين كودك را بيابند و سرش را از تن جدا كرده، بالاى نيزه كنند و در مجلس عبيدالله سر امام حسين و سر على اصغر در يك تشت بوده است.
3 ـ امام (عليه السلام) از ميان جسدهاى شهدا، تنها جسد على اصغر را دفن كرد.
4 ـ امام (عليه السلام) بدن على اصغر را با خون گلويش رنگين كرد و آنگاه او را دفن نمود.(51)
5 ـ على اصغر تنها شهيدى است كه روى دست پدر جان داد. نوشته اند كه در لحظه جان دادنش منادى از آسمان ندا داد:«دَعْهُ يا حُسَين فَإِنَّ لَهُ مُرْضِعاً فِي الْجَنَّةِ»;(52)«او را به خدا بسپار; زيرا در بهشت شيردهنده اى براى اوست.»
8 ـ امام خون او را به آسمان پاشيد و قطره اى از آن به زمين نيامد.(53)
9 ـ در باره اثر تير حرمله و اصابت آن به حلقوم او، آمده است: «فَذَبَحَهُ»(54) يعنى تير گلويش را «بريد»، در حالى كه تير در محل اصابت سوراخ ايجاد مى كند. به نظر مى رسدكه نوك تير را پهن ساخته بودند و به همين علت گلوى او را بريده است.
10 ـ على اصغر مصداق كامل و بارز مظلوميت بود; چراكه او طفل بود و نمى توانست بر ضد سپاه دشمن كارى انجام دهد.
11 ـ پس از شهادت او امام (عليه السلام) سر به آسمان كرد و فرمود:«وَانْتَقِمْ لَنا مِنَ الظّالِمِينَ»;(55)«خداي ! انتقام ما را از جفاكاران بستان !»
12 ـ شهادت مظلومانه او، يكى از حوادث كم نظير و فراموش نشدنى تاريخ است.
13 ـ تنها جنازه اى را كه امام حسين (عليه السلام) تشييع كرد و از ميدان تا كنار خيمه ها آورد، على اصغر بود.
------------------------

50 ـ تنقيح المقال: مامقانى (شيخ عبدالله)، چاپ حجرى.
51 ـ تهذيب الأحكام: شيخ طوسى، محمد بن الحسن (460 ه .) دارالكتب الاسلاميه، طهران
52 ـ تهذيب التهذيب: ابن حجر العسقلانى (852 ه .) دار صادر / بيروت.
53 ـ الجامع الصغير: جلال الدين سيوطى (911 ه .) دارالفكر / بيروت
54 ـ جلاءالعيون: مولى محمد باقر مجلسى (1111 ه .) انتشارات رشيدى.
55 ـ جواهرالعقول فى شرح فرائدالاصول: محمد رضا الناصرى، الدار الاسلاميه.

عاشورا حماسه جاویدان سيد محمد شفيعى مازندرانى






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33859690921164853135.gif

yanoor
۱۳۹۲/۰۸/۱۹, ۲۱:۱۷
http://www.askdin.com/gallery/images/594/1_Ali-Asqar-6.jpg

http://aliyeasghar.blogfa.com/post-458.aspx

http://s1.picofile.com/file/7553346555/tarahaan_ir_moharam1.gif




http://www.blogfa.com/photo/a/aliyeasghar.jpg


السلام علیک یا باب الحوائج حضرت علی اصغر علیه السلام


http://aliyeasghar.blogfa.com/9205.aspx

yanoor
۱۳۹۲/۰۸/۱۹, ۲۱:۱۷
http://dls.axrangi.ir/Mazhabi/Moharram/11-2/91872022174863032138%28www.AXRANGI.ir%29.jpg


گوگل

شعر یوسف رحیمی برای حضرت علی اصغر(ع) (http://sherealiasghar.blogfa.com/post-22.aspx)


این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است
یعنی تمام شعرم اسیر دو راهی است

این واژه های تب زده غرق تلاطم اند
در های و هوی تشنگی و العطش گم اند
باید ز هرم آه دلی شعله ور کنیم
با چلچراغ اشک شبی را سحر کنیم
باید دخیل دل به پر جبرئیل بست
آری به قلب معرکه باید سفر کنیم
پس از کدام حادثه باید شروع کرد
پس از کدام واقعه صرف نظر کنیم
میدان پر از صدای کف و طبل و هلهله است
خیمه اسیر شیون و آشوب و ولوله است
آرام دیده‌ی تری از دست می رود
صبر و قرار مادری از دست می رود
بی‌تاب می شود ز تلظی اصغرش
با دیدن کبودی لب های پرپرش
در مشک های تشنه نَمی هم نمانده است
آبی به غیر اشک دمادم نمانده است
این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است
بانوی دل شکسته اسیر دو راهی است
ماتم گرفته کودکش آخر چه می‌شود
لب‌های خشک سوره‌ی کوثر چه می‌شود
یک جرعه آب گرچه دگر در خیام نیست
او را توان خواهش آب از امام نیست
با دست عمه هر گرهی باز می شود
قلب علی هوائیِ پرواز می شود
تا عرش دست های پدر پر کشیده تا ...
تا قلّه‌ی های عشق و شهادت رسیده تا ـ
ـ محشر به پا کند همه جا با صدای خود
این بار با صدای رجز گریه های خود
اما سپاه کوفه جوابش شنیدنی است
تصویر آب دادن این غنچه دیدنی است
چشمان تیر محو سیپیدی حنجرش
رحمی کند خدا به دل خون مادرش
ای وای التهاب سه شعبه چه می کند؟
با این گلو شتاب سه شعبه چه می کند؟
تیری که روی دست پدر کرد پرپرش
حالا دخیل بسته به رگهای حنجرش
این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است
حالا امام خسته اسیر دو راهی است
این گونه عاقبت پسر از دست می رود
بیرون کشد سه شعبه سر از دست می رود
«یک گام رو به پیش و یکی رو به پس رود
حالا مردد است به سوی چه کس رود»
دیده میان قلب حرم اضطراب را
دیده کنار خیمه غروب رباب را
دیدند پشت خیمه پدر قبر می‌کند
قبری برای این دل بی صبر می‌کند
اما چگونه خاک بریزد بر این گلو
بر چشمهای بی رمق و نیمه باز او
بهتر که پشت خیمه ای آرام خفته است
بهتر که راز جسم نحیفش نهفته است
بر ساحت تنش که جسارت نمی شود
اعضاش عصر واقعه غارت نمی شود
دیگر به شام شوم تماشا نمی‌رود
دیگر سرش به نیزه‌ی اعدا نمی‌رود
تا شام و کوفه همسفر آفتاب نیست
بر نیزه ها مقابل چشم رباب نیست
این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است
شاعر هنوز هم به سر این دو راهی است
گفتند که نیامده دشمن به سوی او
سر نیزه ای نبوده پی جستجوی او
اما چه کرد کینه‌ی این قوم با تنش
شد سینه‌ی شکسته‌ی ارباب مدفنش *

ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
* در باب محـل دفـن پیکر مطـهر حضـرت علی اصغـر علیه السلام در مقاتـل اختلاف نظر وجود دارد.
اما با توجه به شواهد و قرائنی که وجود دارد و همین طور با تکیه به نظر علما در دوران مختلف
تاریخی قول ذکر شده بر سایر اقوال رجحان دارد.
http://sherealiasghar.blogfa.com (http://sherealiasghar.blogfa.com/)

yanoor
۱۳۹۲/۰۸/۱۹, ۲۱:۱۸
شعر علیرضا لک برای حضرت علی اصغر(ع) (http://sherealiasghar.blogfa.com/post-21.aspx)

تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)

پدرش چیز زیادی که نمی خواست ، فرات (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد ؟ (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)

با دو انگشت هم این حنجره میشد پاره (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
چه نیازی به سه شعبه است که تا پر برسد (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)

خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد ؟ (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)

خون حیدر به رگش ، در تب و تاب است ولی (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
بگذارید به سن علی اکبر برسد (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
دفن شد تا بدنش نعل نبیند اما (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
دست یک نیزه برآن حلق مطهر برسد (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)


شعله ور میشود این داغ دوباره وقتی (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
شیر در سینه بی کودک مادر برسد (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
زیر خورشید نشسته ، به خودش میگوید (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
تیر نگذاشت که آن جمله به آخر برسد
(http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
http://www.blogfa.com/photo/s/sherealiasghar.jpg (http://www.blogfa.com/Desktop/www.aminsheikhnajdi.persiangig.com/audio/raha%20kon%20haj%20rajab.mp3)
http://sherealiasghar.blogfa.com

yanoor
۱۳۹۲/۰۸/۱۹, ۲۱:۱۸
https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRxxF3uGHVAuNaBY-xbNB1Uls36zmTwvxlcmzZgooyB_3QryBTylA
گوگل
شعر سعید سلیمان پور برای حضرت علی اصغر(ع) (http://sherealiasghar.blogfa.com/post-17.aspx)


هر تپش

لای لای عاشقانه ای میان خون و اخگر است

قلب تیرخورده ام
گاهواره ی علی ِ اصغر است

http://sherealiasghar.blogfa.com/

yanoor
۱۳۹۲/۰۸/۱۹, ۲۱:۱۸
http://www.bahar-20.com/pichak/albums/userpics/10001/ali-asghar-[1].jpg