PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ║★║ * ║★║ مداحی یابن امی با صدای ملا باسم همراه با ترجمه فارسی ║★║ * ║★║



║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۹, ۱۴:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35493628480198634317.gif

مداحی عربی بسیار جانسوز با صدای ملا باسم
با نام یابن امی جارت الدنیا علینا


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60603937739317692632.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۹, ۱۴:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60603937739317692632.gif


ترجمه مداحی يا بن أمي جارت الدنيا علينا (ملا باسم )

يبن أمي جارت الدنيا علينا
ای پسرمادرم (برادرم) همه دنیا بر ما ستم کرد

يا أخي إنا من الأسر أتينا
ای برادر ما از اسارت برگشته ایم

لست أدري ! ...............أين خدري ؟
من نمی دانم که............ سراپرده من کجاست !

بالأسى والحزن نادت........زينب والدمع جاري
حضرت زینب با غم وحزن درحالی که اشکهایش جاری شده بود
برادرش راموردخطاب قرارداد :

سيدي أفديك مطروحاً.......على الرمضاء عاري
جانم فدایت ای آقای من که برروی زمین تفتیده و گرم ،برهنه رها شدید

هدم الأعداء مذ ..............فارقت یا رجواي داري
دشمنان همان زمانی که از من جدا شدی(شهیدشدی) خانه ام را ویران کردند ای امید من!

أضرموا .........وسط فؤادي بلهيب الحزن ........ناري
و آتش خشم را در میان قلب من با شعله های اندوه شعله ور کردند

جمر قلبي ..................في إتقاد
قلب من را در آتش خود سوزاندند

حق لي ....................لبس السواد
پوشیدن لباس سیاه حق من است

سوف أبكيك ..............مدى العمر وأنعى
ازاین به بعد همه عمر برای تو خواهم گریست و ناله خواهم کرد

وسأجري من .............جفون العين دمعا
و از پلک چشمهایم اشک ها را سرازیر خواهم کرد

ضاق صدري !.............أ ين خدري ؟
سینه ام تنگ شده است!....... آن سراپرده من کجاست؟

فوق قبر السبط بالدمع .....هوت تشكوا المصابا
خود را از بالا بر روی قبر سبط پیامبر انداخت درحالی که
اشکش جاری بود و از مصیبتهایش شکایت میکرد

وتناديه بأحزان ...........ومنها القلب ذابا
و امام را با حزنی میخواند که از آن حزن قلب آدمی ذوب میشد

أيها المظلوم يا............من بدره بالطف غابا
ای برادر مظلوم من ای کسی که ماه شب چهارده اش در سرزمین کربلا غایب شد

كم مآسي يا أبا الأحرار .... منها الرأس شابا
ای پدر آزادگان ، چه بسیارمصیبتهایی که بر ما وارد شد که موی سرها از آن سفید شد

وعيون باكيات ...........وقلوب شاكيات
و چشمانی که گریانند....... ودلهایی که شاکی اند

كم مصاباً مر ............بي يبن الكرام
چه بسیار مصیبتهایی که بر من گذشت ای فرزند بخشندگان

فلتقل لي كيف ...........صبري يا إمامي
به من گفته ای صبرکن اما چگونه صبرکنم ای امام من

جار دهري ..............أين خدري
دنیایم به من ستم کرد...... سراپرده من کجاست؟



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60603937739317692632.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۰۹, ۱۵:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60603937739317692632.gif


مذ رأيتُ الرأسَ مرفوعاً...على الرمح مشالا
از زمانی که سرت را بر روی نیزه برافراشته دیدم درحالی که لاغر شده بود

شفني الحزنُ وفاض ...... الدمع من عيني وسالا
حزن و اندوه بدن من را لاغر وضعیف کرد و اشکها از چشم سرازیرشد

وكأني مذ سمعتُ .........الرأس بالأحزان قالا
و گویا من در آن زمان شنیدم که سرت با حزن می گوید:

من أذى الظلام ............أشكوا الهم لله تعالى
از آزار ظالمان اندوهم را به خداوند شکایت میکنم

صاح صوتي بالأنين ...... ذاب قلبي يا حسين
با ناله فریاد زدم.......... ای حسین(ع) قلبم ذوب شد

نار وجدي قد.............سرت بين الضلوعي
آتش خشم درونم بین استخوانهای پهلویم سرایت کرد

لك حزناً يا أخي .........سيلُ الدموعي

و برای حزن تو ای برادر سیل اشک

بات يجري ..............أين خدري
تمام طول شب جاری بود..... سراپرده من کجاست؟

آه لو تدري بآلامي ......وحزني يبن أمي
آه ای برادر اگراز غصه ها و حزن من چیزی می دانستی !

آه لو كنت معي .........تكشف لوعاتي وغمي
آه اگر با من بودی دردها و غمهای مرا از بین میبردی

آه كنت تواسيني .....بذا الخطب الملمي
آه اگر مرا دربرابر آن خطبه خوانی که ملامتمان میکرد یاری میکردی

يوم أدخلنا على .........الطاغي يزيد هد عزمي
همان روزی که بر یزید طغیانگر واردشدیم و عزم من فروریخت

قد تحملنا العذاب........ ومرارات المصاب
چه بسیار عذاب و تلخیهای مصیبتی که تحمل کردیم

يا أبا الأيتام ............لما غبت ضعنا
ای پدر یتیمان همینکه غایب شدی ما ضایع شدیم(حرمتمان ازبین رفت)

لو أردنا فقدكم ..........نبكي مُنعنا
اگر میخواستیم برای فقدان شما گریه کنیم مانعمان میشدند

راح ذخري !.............أين خدري؟
اندوخته و پشتوانه من رفت ! ..... سراپرده من کجاست؟

قد رمتني بسهام .........الغدر أقوام الأعادي
دشمنان با تیرهای نفرت و دشمنی مرا نشانه گرفتند

لا تلمني لو بجمر .........محرق ذاب فؤادي
من را ملامت نکن اگر با آتشی سوزاننده قلبم ذوب شد

فلقد أدخلت قبرا ........عنوة لإبن زياد
به زور و درحالی که اسیر وذلیل بودم داخل مجلس ابن زیاد شدم

وعلي قيدوهُ .............إنُهم شر العبادي
و علی(ع) را با زنجیرها بسته بودند ....آنها بدترین خلق خدایند

لهف نفسي للعليل ........ كابد الهم الثقيل
برای سجاد بیمار افسوس خوردم واندوهگین شدم
که او اندوه بزرگ را تحمل میکرد

قيد السجاد من ...........قوم لئام
قومی پست سجاد(ع)را در غل و زنجیر کرده بودند

وأنا ناديت ..............يا نعم المحامي
ومن او را صدا زدم و گفتم: ای بهترین حمایت کننده

هاك عمري .............أين خدري
بیا این عمر من برای تو ...... سراپرده من کجاست؟



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60603937739317692632.gif