PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آیا مراجع تقلید این حدیث را قبول دارند؟



عبدالکتاب
۱۳۹۱/۰۹/۰۹, ۲۰:۱۰
ما خالف الكتاب ، فاضربوه علي الجدار
هر آنچه با كتاب خداوند مخالف بود به ديوارش بكوب




تغییر
کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 1

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۱۳, ۰۸:۲۷
با سلام و تشكر فراوان از لطف شما

ببخشيد من كلمه عبور خود را فراموش كردم و درخواست بازسازي آن را دادم باوركنيد چندين بارهم
اين كار را كردم ولي نتوانستم داخل شوم اين شد كه با نام كاربري nooh آمدم.

من وقتي سئوال را فرستادم پشيمان شدم كه چرا آن را بصورت زير طرح نكردم:

آيا مذهب شيعه حديث فوق را قبول دارد؟
آيا قبول دارد هرچه با كتاب الهي مخالف بود به ديوارش بزند و فراموشش كند؟
يا مانند اهل تسنن فرقي بين كتاب خدا و كتب صحاح نمي گذارد و همانگونه كه براي قرآن
ختم مي گيرد براي صحيح مسلم و بخاري نيز ختم مي گيرد؟

هو الحق
۱۳۹۱/۰۹/۱۴, ۲۰:۲۱
ما خالف الكتاب ، فاضربوه علي الجدار
هر آنچه با كتاب خداوند مخالف بود به ديوارش بكوب



سلام دوست عزیز

از نظر بنده یک امر کاملا بدیهیست زمانی که مخالف کتاب باشد یعنی مخالف نور است , که میشود تاریکی

هو الحق
۱۳۹۱/۰۹/۱۴, ۲۰:۲۹
يا مانند اهل تسنن فرقي بين كتاب خدا و كتب صحاح نمي گذارد و همانگونه كه براي قرآن
ختم مي گيرد براي صحيح مسلم و بخاري نيز ختم مي گيرد؟
دوست عزیز به این شکلی هم که میفرمایید نیست ! البته احتمالا موردی دیده اید که این مطلب رو فرمودید از خود که چیزی نمیگویید . ولی کتاب صحیح مسلم و بخاری کلام انسان است نه خداوند و همچنین بقیه کتابها پس بین انها فرقی بسیار است اگر هم کتابی غیر از قران خوانده میشود به منظور فهم بیشتر قرآن است نه چیز دیگر
موفق باشید

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۱۴, ۲۱:۰۰
سلام دوست عزیز

از نظر بنده یک امر کاملا بدیهیست زمانی که مخالف کتاب باشد یعنی مخالف نور است , که میشود تاریکی

[/b][/size]

باسلام
همانگونه که عرض کردم اهل تسنن بین احادیث صحاح و قرآن فرق زیادی نمی گذارند
اگر در ادعا و عمل شیعه اینگونه که شما می گوئید عمل کند شیعیان رستگارترین مردمان
در طول تاریخ تدین و تمدن بشریت خواهند بود .

همانگونه که می دانید مراجع تقلید بر اساس حدیثی که می گویند از امام صادق است
طعام دریا را بجز ماهی پولک دار و میگو حرام اعلام می کنند در صورتی که قرآن طعام دریا
و صیدش را حلال اعلام کرده است.

أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُوا اللَّـهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٩٦ (http://tanzil.ir/#5:96) مائده﴾
صيد دريا و طعام آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‌اى باشد، و[لى‌] صيد بيابان -مادام كه محرم مى‌باشيد- بر شما حرام گرديده است. و از خدايى كه نزد او محشور مى‌شويد پروا داريد.

آیا شیعه حاضر است آنگونه که ادعا می کند این حدیث را که باقرآن مخالف است به دیوار بکوبد؟
آیا مراجع نمی دانند این حدیث با قرآن مخالف است که به دیوارش نمی کوبند؟!

مرید شاه طوس
۱۳۹۱/۰۹/۱۴, ۲۱:۳۵
این روایت از جمله روایاتی هست که مورد اتفاق شیعه و سنی هست و هر دو طرف بهش استناد میکنند

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۱۵, ۰۳:۳۸
این روایت از جمله روایاتی هست که مورد اتفاق شیعه و سنی هست و هر دو طرف بهش استناد میکنند



بله وقتی سنی می گوید صحیح بخاری یعنی هر آنچه در این صحیح آمده درست است و
حتی اگر در ظاهر هم مخالفتی با کتاب داشته باشد در باطن ندارد ما که باطنش را نمی دانیم!
همانگونه که آیات قرآن را دارای محکم و متشابه می دانند
احادیث فرضاً صحیح بخاری را هم
و همانگونه که قرآن را ختم می کنند(مراسم ختم می گیرند) صحیح بخاری را هم
حالا تو بگو سنگسار مخالف قرآن است آیا شیعه و سنی زیر بارش می روند؟!
آنها هرگز زیر بارش نخواهند رفت چون همانگونه که خدا(= قرآن) را تعبد مکی کنند
بحار و صحاح را هم بنابر این هم شیعه و هم سنی با تعبد من دون الله دارند دوگانه
پرستی می کنند و خود این را نمی دانند و یحسبون انهم یحسنون صنعا

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۱۵, ۰۷:۲۰
صيد دريا و طعام آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‌اى باشد، و[لى‌] صيد بيابان -مادام كه محرم مى‌باشيد- بر شما حرام گرديده است. و از خدايى كه نزد او محشور مى‌شويد پروا داريد.


سلام و عرض ادب
پس ایا طیق این ایه کریمه ،همه صید برِّ-در حالت غیر احرام- حلال است؟؟ نه چنین است.حتما باید روایت تبیین کننده ایات باشد.



آیا مراجع نمی دانند این حدیث با قرآن مخالف است که به دیوارش نمی کوبند؟!

بزرگوار می دانید که ایات قران ظهر و بطنی دارد. متخصص و حدیث شناس (صاحب علم رجال و درایه و....) که از مخصص و مقید و عام و خاص و...دیگر علوم در رابطه با قران اگاهی دارد و علاوه بر ظاهر قران با باطن آن هم اشنایی داشته باشد ،باید تشخیص دهد که کدام روایت به دیوار کوبیدنی است.!!

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۱۶, ۰۸:۵۱
سلام و عرض ادب
پس ایا طیق این ایه کریمه ،همه صید برِّ-در حالت غیر احرام- حلال است؟؟ نه چنین است.حتما باید روایت تبیین کننده ایات باشد.




بزرگوار می دانید که ایات قران ظهر و بطنی دارد. متخصص و حدیث شناس (صاحب علم رجال و درایه و....) که از مخصص و مقید و عام و خاص و...دیگر علوم در رابطه با قران اگاهی دارد و علاوه بر ظاهر قران با باطن آن هم اشنایی داشته باشد ،باید تشخیص دهد که کدام روایت به دیوار کوبیدنی است.!!




سلام بر خواهر بزرگوارم

خداوند سبحان در كلام شريفش آنچه را براي مخاطبش لازم بوده گفته و چيزي را براي من دون خود باقي نگذاشته است. اگر ما نمي فهميم، اگر نگاه مي كنيم و نمي بينيم، مشكل از كتاب نيست بلكه مشكل در اندرون خود ما و عينكهايي است كه به چشم زده ايم . هرچه از اين مشكل كاسته شود بر درجه فهم ما از قرآن افزوده خواهد شد. بايد قرآن را بدون عينك فرقه گرايي خواند تا آن را به رنگ خودش ديد.
خواهرم ؛ بدان كه چيزهايي همچون : درايه و رجال، حديث و روايت و چه و چه و چه همچون زنگاري بر روي فكر و عقل آدمي هستند و اجازه ديدن حقيقت را به او نمي دهند پس به آنها تكيه نكن و كتاب را به يمين بگير تا رستگار شوي.
خداوند حلال و حرام صيد و طعام خشكي را بطور كامل گفته و چيزي را فرو نگذاشته ، اگر خواستيد يك سري به سوره هاي مائده و انعام بزنيم تا حلال و حرام بهايم و انعام را نشانتان دهم.
وقتي خداوند صيد و طعام دريا را حلال كرده ديگر ايراد بني اسرائيلي جايز نيست و نبايد به دنبال جزئيات گشت تا امر را بر خود مشتبه كنيم و متفرق شويم. وقتي مي فرمايند گاوي بكشيد هر گاوي بكشيم تكليف خود را انجام داده ايم ديگر ما را به رنگ و سن و وزن آن گاو چه كه اگر لازم بود حتماً به ما ابلاغ مي شد.
خداوند صيد و طعام دريا را بطور كلي حلال كرده است و بر آن منعي نگذاشته پس آنان كه جز ماهي پولك دار و ميگو بقيه را حرام مي كنند بدون كوچكترين شك رب و الهي ديگر دارند كه از او فرمان مي گيرند.
البته خداوند براي چيزهاي حلال يك شرط هم گذشته و آن اينكه بايد طيب و پاكيزه نيز باشند و بايد همواره اين شرط را نيز در نظر داشت

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۱۶, ۱۷:۲۹
البته خداوند براي چيزهاي حلال يك شرط هم گذشته و آن اينكه بايد طيب و پاكيزه نيز باشند و بايد همواره اين شرط را نيز در نظر داشت


سلام و عرض ادب
به نکته جالبی اشاره کردید و بنده از همین مطلب استفاده می کنم .
1-حلال یعنی چیزی که ممنوعیت شرعی ندارد و طیب یعنی چیزی که موافق طبع سالم انسانی است.

طیب و پاکیزه بودن گاهاً مربوط به صورت ظاهر مأکول می باشد که باید ملائم طبع باشد و طبع از آن ابایی نداشته باشد. ولی از آنجایی که انسان فراتر از حیوانات است و علاوه بر بعد حیوانیش از روح الهی برخوردارست ،باید غذایش ملائم با بعد رو حانیش هم باشد .و آنچه که مضر برای رو حانیت ما نباشد چگونه مشخص می شود؟؟

2- پروردگار تبارک و تعالی می فرماید:

"أَیُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلًا طَیِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ؛"(اى مردم از آنچه در زمین است ‏حلال و پاکیزه را بخورید و از گامهاى شیطان پیروى مکنید که او دشمن آشکار شماست.)(بقره 168) در بداهت امر این روشن می شود که آنچه روی زمین است حلال و غیر حلال دارد ،طیب و غیر طیب دارد .
تشخیص حلال و حرام بودن و این که این غذا برای بعد روحانی انسان هم پاکیزه و طیب باشد از عهده بشر ،خارج است و باید آنها را در سایه اتصال به وحی و آموزه های وحیانی و از لسان ائمه (ع) در یافت.(با توجه به این که قران کتاب احکام نیست که همه جزئیات و مصادیق حلال و حرام صید بر و بحر ،در آن آمده باشد)

اما این که یک ماده خوراکی واحد با ترکیبات غذایی ثابت و مشخص، در اثر حلال یا حرام بودن، دارای آثار متفاوتی بر سلامت انسان گردد، بحث علمی بسیار عمیقی می طلبد; (نحل/114 و بقره 168)

موفق باشید

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۱۶:۱۳
سلام و عرض ادب
به نکته جالبی اشاره کردید و بنده از همین مطلب استفاده می کنم .
1-حلال یعنی چیزی که ممنوعیت شرعی ندارد و طیب یعنی چیزی که موافق طبع سالم انسانی است.

طیب و پاکیزه بودن گاهاً مربوط به صورت ظاهر مأکول می باشد که باید ملائم طبع باشد و طبع از آن ابایی نداشته باشد. ولی از آنجایی که انسان فراتر از حیوانات است و علاوه بر بعد حیوانیش از روح الهی برخوردارست ،باید غذایش ملائم با بعد رو حانیش هم باشد .و آنچه که مضر برای رو حانیت ما نباشد چگونه مشخص می شود؟؟

2- پروردگار تبارک و تعالی می فرماید:

"أَیُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلًا طَیِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ؛"(اى مردم از آنچه در زمین است ‏حلال و پاکیزه را بخورید و از گامهاى شیطان پیروى مکنید که او دشمن آشکار شماست.)(بقره 168) در بداهت امر این روشن می شود که آنچه روی زمین است حلال و غیر حلال دارد ،طیب و غیر طیب دارد .
تشخیص حلال و حرام بودن و این که این غذا برای بعد روحانی انسان هم پاکیزه و طیب باشد از عهده بشر ،خارج است و باید آنها را در سایه اتصال به وحی و آموزه های وحیانی و از لسان ائمه (ع) در یافت.(با توجه به این که قران کتاب احکام نیست که همه جزئیات و مصادیق حلال و حرام صید بر و بحر ،در آن آمده باشد)

اما این که یک ماده خوراکی واحد با ترکیبات غذایی ثابت و مشخص، در اثر حلال یا حرام بودن، دارای آثار متفاوتی بر سلامت انسان گردد، بحث علمی بسیار عمیقی می طلبد; (نحل/114 و بقره 168)

موفق باشید




با سلام
اما شما بازهم داريد موضوع را به سمت غير خدا مي كشانيد و من باز هم تذكر مي دهم كه خداوند آنچه را لازم بوده به ما گفته و چيزي را به غير واگذار نكرده و اگر من دون او در چيزي دخالت كرده نتيجه آن عكس چيزي شده كه خداوند اراده كرده است كه حالا اگر خدا بخواهد به مرور مواردي از آن را طرح مي كنم.
به آيه جالبي اشاره كرده ايد، اگر يك نگاه به موضعي كه اين آيه در آن قرار گرفته بيندازيد خواهيد ديد كه اين آيه مي خواهد به ما بگويد آنچه را خداوند براي شما حرام يا حلال مي كند قبول كنيد و دنبال شياطين و حرام و حلال كردن آنها نرويد.
وقتي خداوند هم صيد و هم طعام آبزيان را حلال مي كند اگر ما همه را حرام كنيم و فقط ماهي پولك دار و ميگو را حلال بشماريم در واقع دنباله رو خطوات شيطان شده ايم.
وقتي خداوند مي فرمايند گوشت خوك حرام است فقط و فقط گوشتش حرام است والا مي فرمود حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْخِنزِيرِ
سوره انعام را بخوانيد تا ببينيد آنچه را بر بني اسرائيل حرام كرده با چه جزئياتي بيان فرموده است:

وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿الأنعام: ١٤٦﴾
و هر حیوان ناخن دار، و پیه گاو و گوسفند را بر یهودیان حرام کردیم مگر چربی هایی که بر پشت یا روده های آنان است یا آنچه آمیخته و مخلوط با استخوان است؛ این [تحریم] را به سبب ستم کردنشان به آنان کیفر دادیم، و یقیناً ما راستگوییم.

آيه زير را بخوانيد تا ببينيد حرام كردن يا حلال كردن چيزي در منظر خداوند ممكن است دلايل مختلفي داشته باشد و گاهي ممكن است حتي يك چيز طيب حرام شود.

فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات أحلت لهم وبصدهم عن سبيل اللـه كثيرا﴿نساء ١٦٠ (http://tanzil.ir/#4:160)﴾
پس به کیفر ستمی که یهودیان [به آیات خدا و بر خود و دیگران] روا داشتند، و به سزای آنکه بسیاری از مردم را از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزه ای را که بر آنان حلال شده بود حرام کردیم.

وقتي مي فرمايند هر حلالي بايد طيب باشد يكي اين است كه پاكيزه باشد و ديگر اينكه راه بدست آوردن آن نيز درست باشد. يك گوسفند دزدي اگرچه حلال است ولي طيب نيست

صالح
۱۳۹۱/۰۹/۲۰, ۲۱:۳۹
با سلام به شما دوست عزیز

ضمن عرض تشکر از همکار محترم پاسخگو، مدیریت بحث به اینجانب واگذار شده است.


اما اولین سؤال شما


ما خالف الكتاب ، فاضربوه علي الجدار
هر آنچه با كتاب خداوند مخالف بود به ديوارش بكوب
آيا قبول دارد هرچه با كتاب الهي مخالف بود به ديوارش بزند و فراموشش كند؟

اول
این مطلب به این شکل در روایات نیامده بلکه با عبارات گوناگونی بیان شده است، مثلا امام رضا علیه السلام توصیه کردند میان دو حدیثی که به شما رسید و با یکدیگر تعارض داشتند آنچه موافق قرآن بود را عمل کنید و...(1)

دوم
این مطلب مربوط به جائی است که دو حدیث صحیح السند از پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام به دست ما رسیده و با یکدیگر تعارض داشتند و الا اگر تعارضی نبود به آن عمل می شود، زیرا اصولا طبق اندیشه پیروان پیامبر و اهل بیت، امکان ندارد مطلبی بر خلاف قرآن از آن بزرگواران صادر شود، زیرا آنها تنها عالمان و حاملان وحی هستند و قطعا چیزی بر خلاف آنچه دریافته و شاهدش بوده اند نمی گویند، از طرفی دیگر قرآن کریم،‌ حکم غیر خدائی را کار کافران و ظالمان و فاسقان می داند:
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُون‏... الظالمون... الفاسقون، آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، كافرند... ظالمند... فاسقند(2)

سوم
مخالفت با قرآن تعریف و شرائط خاص خودش را دارد، گاهی مخالفت به تباین است، یعنی 180 درجه میان آن و قرآن تفاوت و جای هیچگونه توجیهی را نمی گذارد، این روایت باید کنار گذاشته شود، اما گاهی قرآن نسبت به موضوعی ساکت است، یا حکم عام را می گوید در اینجا اگر روایت صحیح السندی مطلبی را مستقلا بیان کند یا وارد جزئیات عبادات و معاملات شود،‌ عمل به آن لازم است.

موفق باشید.

ــــــــــــــــ
1. ر.ک: عیون اخبار الرضا ج 1 ص 23.
2. آل عمران/44-46

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۲۲, ۱۵:۳۹
با سلام به شما دوست عزیز

ضمن عرض تشکر از همکار محترم پاسخگو، مدیریت بحث به اینجانب واگذار شده است.


اما اولین سؤال شما


اول
این مطلب به این شکل در روایات نیامده بلکه با عبارات گوناگونی بیان شده است، مثلا امام رضا علیه السلام توصیه کردند میان دو حدیثی که به شما رسید و با یکدیگر تعارض داشتند آنچه موافق قرآن بود را عمل کنید و...(1)

دوم
این مطلب مربوط به جائی است که دو حدیث صحیح السند از پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام به دست ما رسیده و با یکدیگر تعارض داشتند و الا اگر تعارضی نبود به آن عمل می شود، زیرا اصولا طبق اندیشه پیروان پیامبر و اهل بیت، امکان ندارد مطلبی بر خلاف قرآن از آن بزرگواران صادر شود، زیرا آنها تنها عالمان و حاملان وحی هستند و قطعا چیزی بر خلاف آنچه دریافته و شاهدش بوده اند نمی گویند، از طرفی دیگر قرآن کریم،‌ حکم غیر خدائی را کار کافران و ظالمان و فاسقان می داند:
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُون‏... الظالمون... الفاسقون، آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، كافرند... ظالمند... فاسقند(2)

سوم
مخالفت با قرآن تعریف و شرائط خاص خودش را دارد، گاهی مخالفت به تباین است، یعنی 180 درجه میان آن و قرآن تفاوت و جای هیچگونه توجیهی را نمی گذارد، این روایت باید کنار گذاشته شود، اما گاهی قرآن نسبت به موضوعی ساکت است، یا حکم عام را می گوید در اینجا اگر روایت صحیح السندی مطلبی را مستقلا بیان کند یا وارد جزئیات عبادات و معاملات شود،‌ عمل به آن لازم است.

موفق باشید.

ــــــــــــــــ
1. ر.ک: عیون اخبار الرضا ج 1 ص 23.
2. آل عمران/44-46




با سلام

ظاهراً حديث سنگسار يا همان آية الرجم از آن احاديث محكم، متواتر و صحيح السند و مورد اتفاق شيعه و سني مي باشد.
آيا با وجود اينكه حكم و حديث مذكور آشكارا با حكم و كتاب الهي مخالف است نبايد به ديوار كوبيده شود؟
شما بين حكم اين حديث و حكم حديث خداوند كداميك را انتخاب مي كنيد؟
اينكه ديگر چيزي نيست كه بگوئيم چون كتاب خدا در قبالش ساكت است اجراي حكم اين حديث اشكال ندارد!
كتاب خدا دارد مي گويد صد ضربه شلاق
حديث مي گويد سنگسار
آيا انداختن كتاب خدا به وراي ظهور و اجرا كردن حكم مخالف كتاب گذشته از شرك برتري جويي نسبت به كلام الله نيست؟!
مگر نشنيديد كه خداوند احدي را در حكمش شريك نمي كند ؟
آيا پيامبران ( كه احاديث راست يا دروغ به آنها نسبت داده مي شوند)و ديگران از اين قاعده مستثني هستند؟
آنها من دون الله بشمار نمي روند؟


قل اللـه أعلم بما لبثوا ۖ له غيب السماوات والأرض ۖ أبصر به وأسمع ۚ ما لهم من دونه من ولي ولا يشرك في حكمه أحدا ﴿٢٦ (http://tanzil.ir/#18:26)﴾

صالح
۱۳۹۱/۰۹/۲۲, ۲۰:۳۳
با سلام به شما دوست عزیز

ظاهراً حديث سنگسار يا همان آية الرجم از آن احاديث محكم، متواتر و صحيح السند و مورد اتفاق شيعه و سني مي باشد.
آيا با وجود اينكه حكم و حديث مذكور آشكارا با حكم و كتاب الهي مخالف است نبايد به ديوار كوبيده شود؟
دو نکته
اول
همانطور که شما نیز بدان واقفید حکم اعدام برای زانی محصنه متواتر و صحیح السند است، و وقتی چیزی متواتر شد یعنی شکی در صدور آن از دو لب گهربار پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نداریم، گویا اکنون در محضر آن بزرگوار نشسته و با دو گوش خود شنیدیم، حال اگر طبق پندار شما این حکم خلاف قرآن باشد از خود نمی پرسید چرا پیامبر به آن دستور داده است؟ مگر می شود پیامبر هم اطاعت دستورات قرآنی را بخواهد و عمل بر ضد قرآن را؟!!!
مگر ایشان امین پروردگار نیست؟
آیا این کار یک انسان عادی می کند؟
هم اطاعت از قانون و هم مخالفت با قانون را بخواهد؟

در حالی که خداوند مجازات سختی را در صورت نسبت دادن دروغ به خدا برای پیامبرش در نظر گرفته است(1)‏

پاسخ نکته اول را دقیقا بنویسید، تا به نکته دوم برسیم که آیا حکم سنگسار مخالف قرآن هست یا نیست!

موفق باشید.
ــــــــــــــــ
1. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويل‏، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ، ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين‏، اگر او سخنى دروغ بر ما مى‏بست، ما او را با قدرت مى‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مى‏كرديم، حاقه/44-46.

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۲۳, ۱۰:۰۴
با سلام به شما دوست عزیز

دو نکته
اول
همانطور که شما نیز بدان واقفید حکم اعدام برای زانی محصنه متواتر و صحیح السند است، و وقتی چیزی متواتر شد یعنی شکی در صدور آن از دو لب گهربار پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نداریم، گویا اکنون در محضر آن بزرگوار نشسته و با دو گوش خود شنیدیم، حال اگر طبق پندار شما این حکم خلاف قرآن باشد از خود نمی پرسید چرا پیامبر به آن دستور داده است؟ مگر می شود پیامبر هم اطاعت دستورات قرآنی را بخواهد و عمل بر ضد قرآن را؟!!!
مگر ایشان امین پروردگار نیست؟
آیا این کار یک انسان عادی می کند؟
هم اطاعت از قانون و هم مخالفت با قانون را بخواهد؟

در حالی که خداوند مجازات سختی را در صورت نسبت دادن دروغ به خدا برای پیامبرش در نظر گرفته است(1)‏

پاسخ نکته اول را دقیقا بنویسید، تا به نکته دوم برسیم که آیا حکم سنگسار مخالف قرآن هست یا نیست!

موفق باشید.
ــــــــــــــــ
1. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويل‏، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ، ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين‏، اگر او سخنى دروغ بر ما مى‏بست، ما او را با قدرت مى‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مى‏كرديم، حاقه/44-46.


با سلام خدمت دوست بزرگوار

آيه اي كه بدان اشاره كرده ايد هيچ ارتباطي به بحث ما ندارد و فقط نشان مي دهد پيامبر در بيان قرآن كاناليزه شده و امكان تحميل سخن ، نظر و حكم خود را ندارد( اگر خواستيد اين را در همان سوره به شما ثابت خواهم كرد)
رسول الله اولين كسي است كه بايد به ما انزل الله حكم كند و قطعاً شايسته ترين انسان موجود نسبت به اين موضوع خود اوست.
بنابراين چون در اينجا حكم ما انزل الله با حكمي كه به رسول نسبت داده شده فرق مي كند و مخالف است نتيجه مي گريم رسول هرگز چنين حكمي نكرده هرچند ميلياردها انسان در طول تاريخ اسلام آن را زبان به زبان و سينه به سينه نقل كرده باشند.
اگر در طول تاريخ اديان بگرديدفكر نمي كنم حديثي به تواتر آنچه مسيحيان ،در باره به صليب كشيده شدن عيسي نقل مي كنند ، وجود داشته باشد، آيا به صرف اين قدمت و كثرت ميلياردها انساني كه از قبل از اسلام تا كنون آن را سينه بسينه نقل كرده اند بايد به آن ايمان آورد؟!
اصلاً قرآن آمده تا ما را از اتكاء به اين قدمت و كثرت كه بزرگترين مانع راه تمامي پيامبران الهي بوده برحذر دارد و مي فرمايد اگر از اكثريت انسانهاي روي زمين تبعيت كني گمراهت خواهند كرد چون آنها جز دنباله رو ظن و گمان آباء اولين خود نيستند.
بنا براين امكان ندارد پيامبر عزيزمان چنين حكمي كرده باشد .
شما مي فرمائيد من به حكم واضح خداوند كه در كتاب محفوظ خودش آمده اعتنا نكنم و قوطي عطاري را به يمين بگيرم كه هرچه بخواهي( از شير مرغ تا جان آدميزاد) در آن يافت مي شود و نتنها محفوظ نيست بلكه بي درو پيكر ترين جاهاست؟!
آنوقت اسم خودم را بگذارم مسلمان؟!
من تسليم امر يگانه مولايم الله هستم و مولايم مي فرمايند زن و مرد زاني را بعد از شهادت چهار شاهد، صد ضربه شلاق بزنيد.
من در برابر هركسي كه اين مطلب را مي خواند با پشتوانه قرآن قول مي دهم محال است و محال است و محال كه در قرآن مجوز سنگسار را پيدا كنيد اما بنده مي توانم دليلي بياورم كه حكم سنگسار را باطل مي كند و پيامبر نازنين اسلام را از اين تهمت و افترا تبرئه مي نمايد

دليل من اين است، دليل شما چيست؟

خداوند سبحان در سوره نور حكم زنا كاران را صد ضربه شلاق اعلام مي كند.
در سوره نساء مي فرمايند اگر زن شوهرداركنيز مرتكب زنا شد مجازاتش نصف زن شوهردار آزاد است.
اگر مجازات زن شوهردار آزاد سنگسار و مرگ است، نصف مرگ چيست تا آن را در مورد زن شوهردار كنيز اعمال كنيم؟!

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۲۳, ۱۱:۴۲
دليل من اين است، دليل شما چيست؟

خداوند سبحان در سوره نور حكم زنا كاران را صد ضربه شلاق اعلام مي كند.
در سوره نساء مي فرمايند اگر زن شوهرداركنيز مرتكب زنا شد مجازاتش نصف زن شوهردار آزاد است.
اگر مجازات زن شوهردار آزاد سنگسار و مرگ است، نصف مرگ چيست تا آن را در مورد زن شوهردار كنيز اعمال كنيم؟!















سلام و عرض ادب

الف)دقت در معانی احصان و کاربرد آن بفرمایید:

کلمه (محصنات ) به فتحه صاد اسم مفعول از ماده (ح _ ص _ ن ) از باب افعال که مصدرش احصان است، كه به معناى منع است، حصن حصين (دژ محكم ) را هم از اين جهت حصن گفته اند، كه مانع از ورود اغيار است،

1- وقتى مى گويند: (احصنت المراة ) معناى آن اين است كه فلان زن عفت به خرج داد، و ناموس خود را حفظ كرد، و يا اين است كه از فسق و فجور امتناع ورزيد، در قرآن كريم نيز آمده كه : (التى احصنت فرجها) يعنى داراى عفت بود

2-وقتى گفته مى شود: (اءحصنت المراة ) بصورت معلوم و يا (اءحصنت المراة ) بصيغه مجهول، معنايش اين است كه فلان زن شوهر رفت، و در نتيجه شوهرش او را حفظ كرد، و يا بدون دخالت شوهر صرف ازدواج، او را حفظ كرد،

3-چون بخواهى در مورد زنى بگوئى اين زن آزاده است نه برده، مى گوئى (اءحصنت المراة ) زيرا آزاد بودن او مانع مى شود از اينكه كسى مالك ناموس او شود، و يا آزاد بودنش مانع مى شود از اينكه مرتكب زنا گردد، زيرا در آن ايام زنا در بين كنيزان شايع بود، و آزادها از ارتكاب آن ننگ داشتند.



ب)و مراد از عذاب در این آیه (25 سوره نساء)، تنها تازيانه است، نه سنگسار، چون سنگسار نصف نمى شود، و همين خود شاهد بر اين است كه مراد (از محصنات ) در جمله (فعليهن نصف ما على المحصنات...) زنان آزاد است، نه زنان شوهردار، كه در اول آيه مورد بحث بدان معنا بود، و حرف الف و لام در اين كلمه الف و لام عهد است، _ يعنى همان محصناتى كه در اول آيه نامش را برديم.
(منظورم :وَ مَن لَّمْ يَستَطِعْ مِنكُمْ طوْلاً أَن يَنكحَ الْمُحْصنَتِ الْمُؤْمِنَتِ .. آنها كه توانائى ازدواج با زنان ( آزاد ) پاكدامن با ايمان ندارند )
چون اگر بخواهیم محصنات را فقط به زن شوهر دار معنا کنیم مفهوم قسمت اول آیه این خواهد شد:هر کس از شما استطاعت ندارد با زنان شوهردار مؤمن ازدواج کند...
و این غلط است چرا که هرگز ازدواج با زن شوهر دار جایز نیست .پس معنای محصنات در اول ایه و اخر ایه به مفهوم زنان ازاد است.



ادامه دارد...

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۲۳, ۱۱:۴۹
و اما این كه قرآن مى‏گويد : اذا احصن يعنى اگر آنها محصنه بودند چنين مجازاتى در باره آنها جارى مى‏گردد در اينكه منظور از محصنه بودن در اينجا چيست ؟

همان طور که عرض شد ،با توجه به اينكه كلمه محصن در اين جمله دو بار ذكر شده و بايد هر دو به يك معنى باشد ، و از طرفى زنان آزاد شوهردار مجازاتشان سنگسار كردن است نه تازيانه خوردن ، روشن مى‏شود كه تفسير اول يعنى محصن بمعنى شوهردار بودن ، قابل قبول نيست .


حق اين است كه با توجه به اينكه كلمه محصنات در قرآن مجيد ، غالبا به معنى زنان عفيف و پاكدامن آمده است چنين به نظر مى‏رسد كه آيه فوق نيز اشاره به همين معنى است ،
یعنی : 1-كنيزانى كه بر اثر فشار صاحبان خود تن به خود - فروشى مى‏دادند از مجازات معاف هستند ،

2-اما كنيزانى كه تحت چنين فشارى نيستند (و از این فشار ارباب برای خودفروشی ازاد هستند)و مى‏توانند پاكدامن زندگى كنند اگر مرتكب عمل منافى عفت شدند همانند زنان آزاد مجازات مى‏شوند اما مجازات آنها نصف مجازات زنان آزاد است .


موفق باشید

صالح
۱۳۹۱/۰۹/۲۴, ۲۱:۱۴
با سلام به شما دوست عزیز

اگر در طول تاريخ اديان بگرديدفكر نمي كنم حديثي به تواتر آنچه مسيحيان ،در باره به صليب كشيده شدن عيسي نقل مي كنند ، وجود داشته باشد
صلیب کشیدن شدن حضرت مسیح حاصل یک اعتقاد و باور است نه رویداد یک خبر، پس تواتری در کار نیست، زیرا در تواتر نقل آنچه مشاهده شده و مستقیما شنیده شده شرط است، بله اگر مسیحیان ادعا کنند صلیب کشیده شدن حضرت عیسی را صدها نفر دیده و سینه به سینه به ما رسیده آنگاه می شد تواتر،‌ در حالی که چنین نیست یعنی هیچ سند متواتری در این باره وجود ندارد، بنابراین آنها سندی درباره مشاهده تصلب حضرت عیسی ندارند پس قیاس شما با آنچه با تواتر از پیامبر به ما رسیده باشد غلط است، زیرا آنچه بعنوان سنت قطعی به ما رسیده با حس و مشاهده صورت گرفته نه حدس و گمان.

در واقع شما میان اعتقاد و مشاهده را خلط نموده اید!
ــــــــــــــــــ

اصلاً قرآن آمده تا ما را از اتكاء به اين قدمت و كثرت كه بزرگترين مانع راه تمامي پيامبران الهي بوده برحذر دارد و مي فرمايد اگر از اكثريت انسانهاي روي زمين تبعيت كني گمراهت خواهند كرد چون آنها جز دنباله رو ظن و گمان آباء اولين خود نيستند.
اما اگر این اکثریت یک صحنه را دیده باشند و صدها نفر آن را سینه به سینه نقل کرده باشند چه؟

آنچه قرآن نفی می کند مربوط به باور و اندیشه غلط است، نه مشاهدات قطعی، و تواتر محصول مشاهدات قطعی است.

موفق باشید.

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۲۶, ۱۰:۵۹
با سلام به شما دوست عزیز

صلیب کشیدن شدن حضرت مسیح حاصل یک اعتقاد و باور است نه رویداد یک خبر



با سلام خدمت دوست بزرگوارم

اين اعتقاد و باور از كجا حاصل شده؟

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۲۶, ۱۱:۰۸
حق اين است كه با توجه به اينكه كلمه محصنات در قرآن مجيد ، غالبا به معنى زنان عفيف و پاكدامن آمده است چنين به نظر مى‏رسد كه آيه فوق نيز اشاره به همين معنى است ،
یعنی : 1-كنيزانى كه بر اثر فشار صاحبان خود تن به خود - فروشى مى‏دادند از مجازات معاف هستند ،

2-اما كنيزانى كه تحت چنين فشارى نيستند (و از این فشار ارباب برای خودفروشی ازاد هستند)و مى‏توانند پاكدامن زندگى كنند اگر مرتكب عمل منافى عفت شدند همانند زنان آزاد مجازات مى‏شوند اما مجازات آنها نصف مجازات زنان آزاد است .


موفق باشید



با سلام

اين هم نظريه ايست كه بايد بررسي شود . لطفاً آيه را بر اساس اين نظريه بدون اينكه چيزي را از قلم بيندازيد ترجمه كنيد بطوري كه مراجع تك تك ضمايري كه در آن بكار رفته مشخص باشد.

صالح
۱۳۹۱/۰۹/۲۷, ۱۸:۱۹
با سلام به شما دوست گرامی

اين اعتقاد و باور از كجا حاصل شده؟
پیشنهاد می شود درباره تواتر و سائر اقسام حجیت مطالعه بیشتری نمائید.

صلیب کشیده شدن حضرت عیسی اگر تواتر می داشت امکان انکارش نبود، مهم ترین انکار را قرآن دارد و فرموده امر بر آنها مشتبه شده، همین کافی است تا تواتر آن از بین برود،‌ علاوه بر قرآن، محققین زیادی از میان خود مسیحیان نیز، این تصلب را به چالش کشیده و دلائل آن را رد می نمایند.

تواتر وقتی حاصل شد، امکان رد کردنش نیست،‌ مانند خورشیدی در وسط آسمان کسی را یارای مقابله با آن نیست، یکی از مثالهای آن دو رکعتی بودن نماز صبح و هفت دور بودن طواف است، که به تواتر غیر قابل خدشه تبدیل گشته و هیچ قول مخالفی در آن یافت نمی شود و اگر کسی آن را رد کند در واقع متهم به بی خبری از مسلّمات فقهی و تاریخی می گردد.

پس اگر مطلبی با تواتر از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رسید، حجت بوده و نمی توان براحتی از کنار آن گذشت، گرچه در جای خود بحث خواهیم کرد که حجیت اخبار، محدود به تواتر نخواهد بود.

حال برگردیم به بحث، شما چه تفاوتی میان این دو گزاره می بینید:
1- قرآن کریم نظر تفصیلی و قطعی درباره زنای محصنه با زن آزاد (غیر کنیز) نکرده است، اما پیامبر برای آن حدی مشخص نموده است.
2- قرآن کریم هیچ نظر تفصیلی درباره تعریف نماز و مشخصات آن ننموده است، اما پیامبر آن را تعریف و شرائطش را بیان نموده است.

اگر بخواهیم روایات قطعی السند را کنار بگذارید بسیاری از واجباتی که قرآن به آن دستور داده است را نمی توانید انجام دهید، مانند نماز و زکات و خمس و ...

موفق باشید.

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۲۸, ۱۳:۵۱
با سلام به شما دوست گرامی

پیشنهاد می شود درباره تواتر و سائر اقسام حجیت مطالعه بیشتری نمائید.

صلیب کشیده شدن حضرت عیسی اگر تواتر می داشت امکان انکارش نبود، مهم ترین انکار را قرآن دارد و فرموده امر بر آنها مشتبه شده، همین کافی است تا تواتر آن از بین برود،‌ علاوه بر قرآن، محققین زیادی از میان خود مسیحیان نیز، این تصلب را به چالش کشیده و دلائل آن را رد می نمایند.

تواتر وقتی حاصل شد، امکان رد کردنش نیست،‌ مانند خورشیدی در وسط آسمان کسی را یارای مقابله با آن نیست، یکی از مثالهای آن دو رکعتی بودن نماز صبح و هفت دور بودن طواف است، که به تواتر غیر قابل خدشه تبدیل گشته و هیچ قول مخالفی در آن یافت نمی شود و اگر کسی آن را رد کند در واقع متهم به بی خبری از مسلّمات فقهی و تاریخی می گردد.

پس اگر مطلبی با تواتر از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رسید، حجت بوده و نمی توان براحتی از کنار آن گذشت، گرچه در جای خود بحث خواهیم کرد که حجیت اخبار، محدود به تواتر نخواهد بود.



با سلام و تقديم امتنان

من هرچه در متن فوق نگاه مي كنم پاسخ سئوال خود را نمي يابم اجازه دهيد اول تكليف سئوال بنده مشخص شود بعد به مطالب ديگر بپردازيم.
من بخاطر اينكه نشان دهم قدمت و كثرت نمي تواند حجت باشد و به قول قرآن معمولاً پيروي از اكثريت مردم باعث گمراهي و ضلالت مي شود، به شما نشان دادم كه ميلياردها انسان در طول قرون متمادي سينه به سينه و دهان به دهان قصه به صليب كشيده شدن عيسي را نقل كرده اند و آن را جزء بدهيات دين خود مي دانند در حالي كه ما مي دانيم اين قصه صليب حقيقت ندارد
شما مي فرمائيد ا:


صلیب کشیدن شدن حضرت مسیح حاصل یک اعتقاد و باور است نه رویداد یک خبر


و من دوباره مي پرسم:

اين اعتقاد و باور از كجا حاصل شده؟

صالح
۱۳۹۱/۰۹/۳۰, ۱۲:۱۰
با سلام به شما دوست عزیز

اين اعتقاد و باور از كجا حاصل شده؟
اعتقاد لزوما به معنای حجت داشتن به همراه قطع و یقین علمی نیست.

اگر اعتقاد به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح نتیجه تواتر بود،‌ شاهدی از تواتر برای آن یافت می شد، بنده چنین شاهدی را نیافتم اگر شما مستندا یافتید بفرمائید.

اما براستی اعتقاد و باور آنها از کجا نشأت گرفته است؟

شاید پنداشت غلط عده ای در این مسیر،‌ باعث به وجود آمدن چنین تخیلی شده باشد، اما به هر حال اگر جوابی برای پاسخ فوق یافت نشود معنای آن زیر سؤال بردن تواتر نیست.

یک نکته را بیشتر دقت کنید:
شرائطی که درباره تواتر گفته شده اگر محقق شود به هیچ وجه امکان خدشه ندارد، که مهمترین آن، حسّی بودن خبر است، یعنی باید حکایت همه راویان منتهی شود به کسانی که با چشم خود واقعه را دیده باشند.

موفق باشید.

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۳۰, ۱۳:۱۱
با سلام

اين هم نظريه ايست كه بايد بررسي شود . لطفاً آيه را بر اساس اين نظريه بدون اينكه چيزي را از قلم بيندازيد ترجمه كنيد بطوري كه مراجع تك تك ضمايري كه در آن بكار رفته مشخص باشد.



سلام مجدد
با عذر خواهی از تأخیر در پاسخ جناب عالی
ترجمه ایه 25 سوره مبارکه نساء

وَ مَن لَّمْ يَستَطِعْ مِنكُمْ طوْلاً أَن يَنكحَ الْمُحْصنَتِ الْمُؤْمِنَتِ فَمِن مَّا مَلَكَت أَيْمَنُكُم مِّن فَتَيَتِكُمُ الْمُؤْمِنَتِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَنِكُم بَعْضكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أهْلِهِنَّ وَ ءَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ محْصنَتٍ غَيرَ مُسفِحَتٍ وَ لا مُتَّخِذَتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَينَ بِفَحِشةٍ فَعَلَيهِنَّ نِصف مَا عَلى الْمُحْصنَتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِك لِمَنْ خَشىَ الْعَنَت مِنكُمْ وَ أَن تَصبرُوا خَيرٌ لَّكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ‏(25

25 -و آنها كه توانائى ازدواج با زنان ( آزاد ) پاكدامن با ايمان ندارند مى‏توانند با زنان پاكدامن از بردگانى با ايمان كه در اختيار داريد ازدواج كنند ، خدا آگاه به ايمان شماست ، و همگى اعضاى يك پيكريد ، و آنها را به اجازه صاحبان آنان ازدواج نمائيد و مهر آنها را به خودشان بدهيد ، مشروط بر اينكه پاكدامن باشند نه مرتكب زنا بطور آشكار شوند و نه دوست پنهانى بگيرند ، و در صورتى كه محصنه باشند و مرتكب عمل منافى عفت شوند نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت ، اين اجازه ( ازدواج با كنيزان ) براى آنها است كه ( از نظر غريزه جنسى ) شديدا در زحمت باشند و اگر خوددارى كنيد براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است .


احصان در صدر ایه به معنای حر وازاد است ،به قرینه ای که در مقابل محصنات المؤمنات ،فتیاتکم المؤمنات، یعنی کنیزان مؤمنه ،را آورده است.( اگر غیراز زن ازاد پاکدامن معنا شود ،و معنای زن شوهردار اخذ شود، جواز ازدواج با زن شوهر دار صادر شده و معاذالله از این معنا.)


نكته ديگرى كه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه قرآن مى‏گويد : اذا احصن يعنى اگر آنها محصنه بودند چنين مجازاتى در باره آنها جارى مى‏گردد در اينكه منظور از محصنه بودن در اينجا چيست ؟ مفسران احتمالاتى داده‏اند بعضى آن را به معنى شوهردار ( طبق اصطلاح معروف فقهى و طبق آيه سابق ) و بعضى به معنى مسلمان گرفته‏اند ، ولى با توجه به اينكه كلمه محصن در اين جمله دو بار ذكر شده و بايد هر دو به يك معنى باشد ، و از طرفى زنان آزاد شوهردار مجازاتشان سنگسار كردن است نه تازيانه خوردن ، روشن مى‏شود كه تفسير اول يعنى محصن بمعنى شوهردار بودن ، قابل قبول نيست ، همانطور كه تفسير دوم يعنى مسلمان بودن نيز شاهدى ندارد .


حق اين است كه با توجه به اينكه كلمه محصنات در قرآن مجيد ، غالبا به معنى زنان عفيف و پاكدامن آمده است چنين به نظر مى‏رسد كه آيه فوق نيز اشاره به همين معنى است ، يعنى كنيزانى كه بر اثر فشار صاحبان خود تن به خود - فروشى مى‏دادند از مجازات معاف هستند ، اما كنيزانى كه تحت چنين فشارى نيستند و مى‏توانند پاكدامن زندگى كنند اگر مرتكب عمل منافى عفت شدند همانند زنان آزاد مجازات مى‏شوند اما مجازات آنها نصف مجازات زنان آزاد است .

تفسير نمونه ج : 3ص :351

به نظر بنده ،محل بحث دقیق تر و نحوی این ایه در این تاپیک نمی باشد.

Nooh
۱۳۹۱/۰۹/۳۰, ۱۵:۵۶
با سلام به شما دوست عزیز

اعتقاد لزوما به معنای حجت داشتن به همراه قطع و یقین علمی نیست.

اگر اعتقاد به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح نتیجه تواتر بود،‌ شاهدی از تواتر برای آن یافت می شد، بنده چنین شاهدی را نیافتم اگر شما مستندا یافتید بفرمائید.

اما براستی اعتقاد و باور آنها از کجا نشأت گرفته است؟

شاید پنداشت غلط عده ای در این مسیر،‌ باعث به وجود آمدن چنین تخیلی شده باشد، اما به هر حال اگر جوابی برای پاسخ فوق یافت نشود معنای آن زیر سؤال بردن تواتر نیست.

یک نکته را بیشتر دقت کنید:
شرائطی که درباره تواتر گفته شده اگر محقق شود به هیچ وجه امکان خدشه ندارد، که مهمترین آن، حسّی بودن خبر است، یعنی باید حکایت همه راویان منتهی شود به کسانی که با چشم خود واقعه را دیده باشند.

موفق باشید.


با سلام

پس اين امكان وجود دارد كه در مسير حديثي به اين قدمت و كثرت دستكاري شده باشد
اگر شما به آنها بگوئيد حديثتان دستكاري شده محال است از شما اين را بپذيرند چون آنها
نيز متخصصيني دارند كه بدقت مسير را رصد كرده اند و هيچ شكي در آن ندارند و عكس اين
موضوع نيز صادق است شماهم حاضر نيستيد چيزي را از آنها بپذيريد .
اما من مي گويم مشك آن است كه خود ببويد. هرچقدر هم كه اين حديث سنگسار محكم و
صحيح السند و متواتر باشد وقتي با قرآن در تضاد است به هيچ نمي ارزد مگر اينكه با آيات قرآن
ثابت كنيد كه چنين نيست و من الأن دارم اين بحث را با خانم كنيز فاطمه در تاپيك آيا شيعه و سني مسلمانند؟
پي مي گيرم مي توانيد شركت كنيد يا ناظر باشيد ببينيد به كجا مي رسد

صالح
۱۳۹۱/۱۰/۰۳, ۱۸:۳۵
با سلام به شما دوست عزیز


پس اين امكان وجود دارد كه در مسير حديثي به اين قدمت و كثرت دستكاري شده باشد

مشخص است معنای تواتر را دقت نکردید،‌ هرگونه شک و تردید در صدور خبر حجیت تواتر را ساقط می کند.


آنها نيز متخصصيني دارند كه بدقت مسير را رصد كرده اند و هيچ شكي در آن ندارند

دارند خوب هم دارند، بهتر است مطالعه بیشتری روی اندیشه تصلب داشته باشید، اما همانطور که قبلا نیز عرض کردم آنها هیچگاه ادعای تواتر ندارند، و مخالفینی در میان خودشان نیز وجود دارد، توصیه می کنم به پاسخهای ارائه شده گذشته، بیشتر دقت نمائید.



اما من مي گويم مشك آن است كه خود ببويد. هرچقدر هم كه اين حديث سنگسار محكم و
صحيح السند و متواتر باشد وقتي با قرآن در تضاد است به هيچ نمي ارزد مگر اينكه با آيات قرآن
ثابت كنيد كه چنين نيست

وسط دعوا تعیین نرخ عاقلانه نیست، شما هنوز بحث تواتر و حجیت اخبار را تمام نکرده می خواهید ملاک قبول و رد آنها را با آیات قرآن بسنجید، اگر این کار درست باشد، قرآن هیچ تعریفی درباره نماز و شرائطش ندارد، چگونه می توانید روایات درباره نماز را ثابت کنید، حتما خواهید گفت:
چون هیچ تعریفی برای نماز در قرآن نیست،‌ پس هرکه هرچه خواست بکند و نامش را نماز بگذارد، و هر تعریفی برای نماز مخالف قرآن است!!

پس معلوم می شود بحث تطابق روایات با آیات یک بحث فنی و متمایز از بحث حدیث شناسی است، و تخصص در این دو رشته، ضروری است و پس از آن می توان اظهار نظر نمود.

موفق باشید.