PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده چند سوال مهم در باره روح



سلوا
۱۳۹۱/۰۹/۱۰, ۱۲:۴۶
سلام و خسته نباشید

چند سوال مهم در باره روح دارم که امیدوارم با دلیل محکم پاسخ بدید

1- از کجا مشخص می شود یک روح مونث است یا مذکر ؟ 2
- اصلا می شود جنسیت برای روح در نظر گرفت
3- اصلا این تعریف ها که ما درباره مونث و مذکر داریم در مورد روح صدق می کنه ؟ اگر نه ، پس جریان تزویح مومنان در بهشت چه صورتی پیدا می کند ؟
ممنونم

abedinikarim
۱۳۹۲/۰۱/۲۱, ۰۲:۴۸
آیا روح همان آثار حیات است که شامل حواس مختلف و علائم حیاتی است یا چیزی که حواس و علائم حیاتی را کنترل و مدیریت میکند که وقتی این از بین رفت میگوییم روح از بدن خارج شده است؟
مرکز خیلی از این چیزها در سیستم مغز و اعصاب هست و با بیهوشی برخی از اینها گرفته میشود.در ضمن حیوانات هم آنرا دارند اینکه انسان روحی دارد که بعد از مرگ او ادامه می یابد و حیات ابدی او از طریق همین روح دنبال میشود چیست و با این حساب حیوانات هم بعد از مرگ روحشان چه میشود و تفاوت انسان با حیوان در این موضوع چه میشود؟

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۲/۰۱/۲۱, ۱۶:۴۲
با نام و یاد دوست






http://www.askquran.ir/member75940-albums1516-33185.png



http://www.askdin.com/gallery/images/80/1_shoayb.gif

شعیب
۱۳۹۲/۰۲/۱۱, ۱۱:۱۵
روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متكی است. واژه روح در قرآن در سوره‏ها و آیات متعددی تكرار شده است و متبادر از آن، همان موجودی است كه مبدأ حیات و زندگی است و آن را منحصر به انسان و یا انسان و حیوان ننموده است، بلكه آن را در غیر انسان و حیوان نیز اثبات نموده است مثل آیه مباركه: "...فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجابا فَأَرْسَلْنا اِلَیها رُوحَنا"1. "..مریم میان خود و آنان حجابی افكند و در این هنگام، ما روح خود را به سوی او فرستادیم".
و آیه مباركه: "وَ كَذلِكَ أَوْحَینا اِلَیكَ رُوحا مِنْ أَمْرِنا"2. "همان‏گونه(كه بر پیامبران پیشین، وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را به فرمان خود وحی كردیم". و آیات دیگر. پس برای روح، مصداقی در انسان هست و مصداق‏های دیگری نیز در برخی موجودات دیگر. این دو آیه و آیات دیگر به صراحت دلالت بر وجود روح در انسان و برخی موجودات دیگر غیر از انسان به معانی مختلف وجود دارد از جمله آیاتی كه به صراحت دلالت بر این دارد كه مراد از روح، تنها روح انسانی است، آیه مباركه زیر است:
"یسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی"3. "از تو (ای پیامبر) راجع به روح می‏پرسند، بگو روح از كار خدا است و به شما جز اندكی از علم داده نشده است". در این آیه گرچه روح، مطلق آورده شده و لكن از قرائن موجود در آیه، استفاده می‏شود كه مراد از روح مورد سؤال، روح انسانی است كه به امر خدا انجام گردیده است. بنابر عقیده بیشتر مفسّران در آیه بالا روح به معنای روان و عامل حیات به‏كار رفته است4. مفسّر بزرگ اهل سنت "شیخ ابوالفتوح رازی" در تفسیر "روح‏الجنان"5. در ضمن بیان اقوالمختلف در مورد مفهوم و معنای روح می‏گوید: "آنچه در این آیه مورد سؤال قرار گرفته، روح آدمی است كه قوام حیات به آن است و آدمی به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نمی‏ماند".

مرحوم شعرانی در حاشیه تفسیر رازی چنین بیان می‏كند: "تفسیر روح با این مفهوم درست‏ تر به نظر می‏آید كه سؤال از وجود روح و حقیقت آن از دیرباز میان ملل جهان متداول بود، خاصّه یهود و مخصوصا آن جماعت از یهودیان كه با فلاسفه آمیخته و از عقاید و اختلافشان درباره روح، اطلاع یافته بودند، تعجّب بشر درباره روح از آن است كه می‏بیند قدرتی است بر خلاف طبیعت و گوئی بر ضدّ آن در نبرد است و گوشت و پوست و استخوان را چون به خود رها كنند زود پوسیده و متعفّن و پراكنده می‏گردد و روح، او را سالها از فرسودگی و تعفّن، نگاه می‏دارد و به حركت و سخن می‏آورد و تعقّل و ادراك می‏كند و اینها هیچ‏یك، كار جسم نیست، جسم، سنگین است و سوی پائین میل دارد و روح بر می‏جهد و جسم را می‏جهاند.
آری روح مدبر بدن و اعضای بدن است و همه این مغز و اعصاب و چشم و گوشو ... همه وسایلی در اختیار روح اند که روح به واسطه آن ها کارها را انجام می دهد . و این که می بینیم که در بیهوشی خیلی لز این قدرت ها از انسان گرفته می شود با این که روح انسان از جسمش منسلخ نشده به خاطر گرفتن موقت این ابزار از روح است. حال اگر این بیهوشی کامل شود روح از این وسایل اعراض کرده و اگر از تمامی بدن اعراض کند مرگ رخ خواهد داد

روح مانند راکبی بر وسیله ای تا مادامی که این وسیله به او کار دهد از آن استفاده کرده و به مجرد نا کارامدی آن را رها کرده و در بدنی دیگر(بدن مثالی ) به مسیر خود ادامه خواهد داد.

شعیب
۱۳۹۲/۰۲/۱۱, ۱۱:۲۳
در ضمن حیوانات هم آنرا دارند اینکه انسان روحی دارد که بعد از مرگ او ادامه می یابد و حیات ابدی او از طریق همین روح دنبال میشود چیست و با این حساب حیوانات هم بعد از مرگ روحشان چه میشود و تفاوت انسان با حیوان در این موضوع چه میشود؟

فلاسفه نفس را به سه قسم: نباتی، حیوانی و انسانی تقسیم کرده و گفته اند: از ویژگی های نفس نباتی، تغذیه و رشد و تولید مثل است. هر گیاهی در ابتدا از گیاه دیگری به وجود می آید (تولد) و سپس رشد و نمو می کند و سرانجام منشأ تولید گیاهان هم نوع خود می گردد. ویژگی نفس حیوانی ادراک جزئیات و حرکت ارادی است. ویژگی نفس انسانی نیز دارا بودن دوقوه عاقله و عامله است. (1)
مطالعه در برخی از حالات و اعمال حیوانات نشان می‏دهد، برخی از حیوانات اراده و شعوری برتر از آن چه در غریزه‏شان وجود دارد، برخوردارند . دارا بودن همین شعور و اراده در حیوانات می‏تواند دلیلی بر وجود روح در این دسته از حیوانات باشد گرچه اگر حیوانات دارای روح باشند به یقین روح آنان با روح انسان از یك سنخ نبوده و نیست .(2)
اما در مورد مکان زندگی حیوانات بعد از مرگ توضیح روشنی در منابع دینی داده نشده اما به طور کلی آیاتی در قرآن کریم اشاره به حشر حیوانات در عالم دیگر دارد ، از جمله:
1 ـ وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُون ؛(3) هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست ، مگر این که امت هایی مانند شما هستند. هیچ چیز را در این کتاب فرو گذار نکردیم، سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می شوند.
2 ـ وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت؛(4) آن گاه كه حيوانات وحشي محشور مي شوند .
وحوش جمع وحش است . وحش حیوانی است که هرگز با انسان ها انس نمی گیرد.
به هر حال ظاهر آیه از این جهت که در سیاق آیات توصیف کننده قیامت قرار دارد ، بیانگر این است که حیوانات وحشی هم در روز قیامت مانند انسان ها محشور خواهند شد .

پی نوشت ها:
1 . ملا صدرا اسفار اربعه، نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت بی تا ج 8، ص 257.
2 . محمدشجاعی، معاد یا بازگشت‏به سوی خدا، نشر امیر کبیر تهران 1367 ج 1، ص 52- 64 .
3. انعام (6)آیه 38.
4. تکویر (81) آیة 5.

کریم
۱۳۹۲/۰۲/۲۸, ۲۲:۳۷
- از کجا مشخص می شود یک روح مونث است یا مذکر ؟ 2
- اصلا می شود جنسیت برای روح در نظر گرفت
3- اصلا این تعریف ها که ما درباره مونث و مذکر داریم در مورد روح صدق می کنه ؟ اگر نه ، پس جریان تزویح مومنان در بهشت چه صورتی پیدا می کند ؟
ممنونم
روح مجرد است ومذکر ومونث ندارد چون مذکر ومونث در مادیات است ودر مجردات جریان ندارد، خدوند متعال در قرآن از روح به بزرگی وعظمت یاد کرده است ونسبت به آن در مذکرها ومونث ها تفاوت قائل نشده است چون حقیقت واحدی است.در جایی می فرماید:ونفخت فیه من روحی که روح را به خود نسبت داده است ویا در اوایل سوره مومنون که مراحل شکل گیری شخصیت انسان را مطرح می کند ،می فرماید:نطفه را علقه کردیم وعلقه را تبدیل به مضغه و...ودر آخر می فرماید:وانشأنا فیه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین،بعد از اینکه مراحل خلقت مادی انسان تمام شد در او خلقت دیگری انجام دادیم، وآفرین باد برخدا که بهترین آفرینندگان است. نسبت دادن روح به خود واینکه خلقت روحی امری جدای از خلقت ا مادی نیست وقت اولجسمی بوده وبرتر از آن است نشان می دهد که این خلقت مادی نیست ومنسوب شدن آن به خدای بسیط وصرف که مجرد محض می باشد نشانگر مجرد بودن روح ویکسان بودن آن در تمام انسانها اعم از مرد وزن است.
اما نسبت به مساله بهشت باید عرض کنم زنده شدن دوباره انسان وحشر او در قیامت وزندگی در بهشت یا جهنم هم جسمانی است وهم روحانی ،ولذا وقتی خلقت جسمانی انسان در آنجا وجود دارد پس مذکر ومونث بودن نیز سرجای خود باقی است.

حامد14
۱۳۹۲/۰۲/۲۹, ۰۵:۱۴
چند سوال مهم در باره روح دارم که امیدوارم با دلیل محکم پاسخ بدید

1- از کجا مشخص می شود یک روح مونث است یا مذکر ؟ 2
- اصلا می شود جنسیت برای روح در نظر گرفت
3- اصلا این تعریف ها که ما درباره مونث و مذکر داریم در مورد روح صدق می کنه ؟ اگر نه ، پس جریان تزویح مومنان در بهشت چه صورتی پیدا می کند ؟
ممنونم
سلام
روح مراتبی دارد
در مرتبه ای ویژگی جسمانی ظاهری زن و مرد وجود دارد یعنی همین فرم و همین قیافه هست
در مراتب بالاتر هم همچنان برخی ویژگیها مثل لطافت بیشتر روحی زن نسبت به مرد و غلبه بعد عقلانی در مرد هم وجود دارد
اما در مراتب بسیار عالی روح که همه ویژگیهای مادی و حتی معنوی برداشته می شود دیگر تفاوتی بین ایندو نیست
والله الموفق

کریم
۱۳۹۲/۰۳/۰۱, ۰۶:۴۴
نسبت دادن روح به خود واینکه خلقت روحی امری جدای از خلقت ا مادی نیست وقت اولجسمی بوده وبرتر از آن است نشان می دهد که این خلقت مادی نیست
خداوند متعال روح را به خود نسبت داده وروح را به خو اضافه کرده است که اصطلاحا می گویند اضافه تشریفیه است در آنجا که می فرماید:ونفخت فیه من روحی،ولی هیچوقت خلقت جسمی انسان را این طور به خود نسبت نداده است واین نشان می دهد که روح غیر از جسم است ودر عین حال روح چیز برتری نسبت به جسم است وزمانی که به خدا نسبت داده شده است،خدایی که مبرای از خواص وآثار جسمی است پس روح جسم نیست وخواص جسمی را ندارد.بلکه چیز لطیف ومجردی است.

حامد14
۱۳۹۲/۰۳/۰۱, ۰۹:۵۵
خداوند متعال روح را به خود نسبت داده وروح را به خو اضافه کرده است که اصطلاحا می گویند اضافه تشریفیه است در آنجا که می فرماید:ونفخت فیه من روحی،ولی هیچوقت خلقت جسمی انسان را این طور به خود نسبت نداده است واین نشان می دهد که روح غیر از جسم است ودر عین حال روح چیز برتری نسبت به جسم است وزمانی که به خدا نسبت داده شده است،خدایی که مبرای از خواص وآثار جسمی است پس روح جسم نیست وخواص جسمی را ندارد.بلکه چیز لطیف ومجردی است.
سلام
1- نسبت چیزی به خدای تعالی دلیل بر تجردش نیست
2- خلقت تماما از ناحیه اوست هرچند با اسباب باشد جسم باشد یا روح
3- تجرد با تمایز منافات ندارد
4- زن و مرد در همین تعلق به بدنشان هم از لحاظ روحی تفاوت دارند
و هوالله الموفق

بیطرف منصف
۱۳۹۲/۰۳/۰۱, ۲۳:۳۶
سلام و خسته نباشید

چند سوال مهم در باره روح دارم که امیدوارم با دلیل محکم پاسخ بدید

1- از کجا مشخص می شود یک روح مونث است یا مذکر ؟ 2
- اصلا می شود جنسیت برای روح در نظر گرفت
3- اصلا این تعریف ها که ما درباره مونث و مذکر داریم در مورد روح صدق می کنه ؟ اگر نه ، پس جریان تزویح مومنان در بهشت چه صورتی پیدا می کند ؟
ممنونم



با عرض سلام
اول باید با تجزیه و تحلیل خود در یابیم که جسم چیست نفس چیست و روح چیست
ما معتقد هستمی تمام موجودات بر حسب تجلی خداوند منان خلق شدند از تجلی صفات در عالم جبروت خداوند نفس را خلق نمود و از تجلی نفس در عالم ملکوت ماده خلق شد حال خود را بنگرید ساختار بدن شما از ماده است و میدان مغناظسی که در اطراف شما هست که نشانگر انرژی نهفته در ان ماده هست و صفاتی که دارید
یعنی شما در خود داری همان عالمهای هستید که فبلا ذکر کردم ماده نفس و صفات حال باید ببینیم که وقتی خداوند منان میفرماید از روح خودم در انسان دمیدم ان روح چیست با یک مقایسه ساده میشود فهمید که فرق ما با حیوان بر حسب شعور و تفکر ماست پس ان چیز که ما را متمایز میکند روح خداوند است و انچیز که مشهود است شعور و صفات کریمه فطری ماست یا همان اسماء پس چون نمیتوانیم چنسی برای شعور و صفات پیدا کنیم نمیتوانیم جنسی برای روح پیدا کنیم با اینکه وجودش حتمی و صد در صد است ولی جنسیتی ندارد
حال دو قسمت دیگر وجود ما یعنی ماده و انرژِی اطراف ما در مورد ماده که احتیاجی به توضیح نیست ولی این میدان مغناطسی اطراف ما در اشخاص مرده وجود ندارد پس ما میتوانیم ان انرژی را همان نفس در نظر بکیریم و از انجای که منبع انرژی مشخص کننده نوع انرژِی است میتوان به مذکر یا مونث بودن ان نفس یا انرژی پی برد
البته اینها نظر شخصی بنده است و قابل بحث

مدیر ارجاع سوالات
۱۳۹۲/۰۳/۱۳, ۱۴:۲۷
http://askdin.com/gallery/images/80/1_er2.png

نظیر
۱۳۹۲/۰۳/۱۶, ۲۲:۰۷
وقتی خداوند منان میفرماید از روح خودم در انسان دمیدم ان روح چیست با یک مقایسه ساده میشود فهمید که فرق ما با حیوان بر حسب شعور و تفکر ماست پس ان چیز که ما را متمایز میکند روح خداوند است و انچیز که مشهود است شعور و صفات کریمه فطری ماست یا همان اسماء پس چون نمیتوانیم

سلام
حیوان هم به اندازه خودش دارای شعور و تفکر هست رفتار حیوانات این را نشان می دهد
و مغز حیوان به اندازه انسان پیچیده و کامل نیست و این نشان می دهد هوش و شعور بیشتر انسان بخاطر مغز او هست
نه به خاطر روحش

نظیر
۱۳۹۲/۰۳/۱۶, ۲۲:۱۰
حال دو قسمت دیگر وجود ما یعنی ماده و انرژِی اطراف ما در مورد ماده که احتیاجی به توضیح نیست ولی این میدان مغناطسی اطراف ما در اشخاص مرده وجود ندارد پس ما میتوانیم ان انرژی را همان نفس در نظر بکیریم

نظر شما راجع میدان انرژی اجسام چیست ؟ پس طبق نظر شما اجسام هم دارای نفس می باشند

نظیر
۱۳۹۲/۰۳/۱۶, ۲۲:۱۴
و یک سوال از شما دوست گرامی بیطرف منصف
نظر شما راجع راجع فردی که منتاسفانه الان اسمش یادم نیست ولی خارجی هست که ادعا می کنه از کوچکی ارواح و می بینه و با انها صحبت می کنه چیست ؟
کتابی هم به فارسی ازش ترجمه شده به اسم نگاه به ماورا

بیطرف منصف
۱۳۹۲/۰۳/۱۶, ۲۳:۲۱
سلام
حیوان هم به اندازه خودش دارای شعور و تفکر هست رفتار حیوانات این را نشان می دهد
و مغز حیوان به اندازه انسان پیچیده و کامل نیست و این نشان می دهد هوش و شعور بیشتر انسان بخاطر مغز او هست
نه به خاطر روحش
با عرض سلام
دوست عزیز نه تنها حیوانات بلکه تمام موچودات حتی سنک و اب هم به اندازه ظرفیت نفس خود داری شعور هستند

نظر شما راجع میدان انرژی اجسام چیست ؟ پس طبق نظر شما اجسام هم دارای نفس می باشند
بله تمام موجودات داری نفس هستند

و یک سوال از شما دوست گرامی بیطرف منصف
نظر شما راجع راجع فردی که منتاسفانه الان اسمش یادم نیست ولی خارجی هست که ادعا می کنه از کوچکی ارواح و می بینه و با انها صحبت می کنه چیست ؟
کتابی هم به فارسی ازش ترجمه شده به اسم نگاه به ماورا
نگاه کنید دوست من در ذهن انسان دو حالت وجود دارد یکی واقعیت و دیگری توهم ان چیزی که خارج از ذهن وجود دارد و با حواس پنچ گانه و منطق و استدلال قابل اثبات هست واقعیت و ان چیزی که این قابلیت را ندارد توهم است حال چون روح یک واقعیت خارج ار ذهن است این امکان وجود دارد ولی اینکه ایشان میتواند یا نمیتواند بنده اطلاعی ندارم ولی وقتی انسان می‏میرد، روح او زنده است، گرچه بدنش می پوسد و خاک می شود.
بعد از مردن، حجاب زمان و مکان و ماده و علائق آن برداشته می شود و روح از قیود عالم طبع و ماده خلاصی می یابد و بسیاری از کارهایی را که نمی توانست انجام دهد، به سهولت و سادگی انجام می دهد. مخصوصاً ارواح طیّبه و طاهره که به مقام اخلاص رسیده اند، قدرتهای غیر قابل توصیفی از جانب خداوند پیدا میکنند.
چنین ارتباطی به عنوان یک واقعیت، پذیرفتنی است؛ زیرا منابع اسلامی این مطلب را در موارد زیادی تایید کرده است که به عنوان نمونه می توان به ارتباط و سخن گفتن پیامبر (ص) با ارواح مشرکان کشته شده در جنگ بدرو ارتباط آن حضرت با ارواح مؤمنین در قبرستان بقیعو ارتباط و صحبت حضرت علی (ع) با ارواح مردگان، اشاره کرد.

شعیب
۱۳۹۲/۰۳/۱۹, ۱۷:۳۳
پرسش:
آیا روح همان آثار حیات است (حواس و علائم حیاتی را کنترل و مدیریت می کند) که وقتی این از بین رفت می گوییم روح از بدن خارج شده است؟ تفاوت انسان با حیوان در ابدی بودن روح، چه می شود؟ حیوانات بعد از مرگ روحشان چه می شود؟

پاسخ:
روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متكی است. واژه روح در قرآن در سوره‏ها و آیات متعددی تكرار شده است و متبادر از آن، همان موجودی است كه مبدأ حیات و زندگی است و آن را منحصر به انسان و یا انسان و حیوان ننموده است، بلكه آن را در غیر انسان و حیوان نیز اثبات نموده است مثل آیه مباركه: «...فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجابا فَأَرْسَلْنا اِلَیها رُوحَنا»؛..مریم میان خود و آنان حجابی افكند و در این هنگام، ما روح خود را به سوی او فرستادیم.(1) و آیه مباركه: «وَ كَذلِكَ أَوْحَینا اِلَیكَ رُوحا مِنْ أَمْرِنا»؛ همان‏گونه(كه بر پیامبران پیشین، وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را به فرمان خود وحی كردیم.(2) و آیات دیگر، پس برای روح، مصداقی در انسان هست و مصداق‏های دیگری نیز در برخی موجودات دیگر.

این دو آیه و آیات دیگر به صراحت دلالت بر وجود روح در انسان و برخی موجودات دیگر غیر از انسان به معانی مختلف وجود دارد از جمله آیاتی كه به صراحت دلالت بر این دارد كه مراد از روح، تنها روح انسانی است، آیه مباركه زیر است:
«یسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی»؛ از تو (ای پیامبر) راجع به روح می‏پرسند، بگو روح از كار خدا است و به شما جز اندكی از علم داده نشده است.(3)
در این آیه گرچه روح، مطلق آورده شده و لكن از قرائن موجود در آیه، استفاده می‏شود كه مراد از روح مورد سؤال، روح انسانی است كه به امر خدا انجام گردیده است.

بنابر عقیده بیشتر مفسّران در آیه بالا روح به معنای روان و عامل حیات به‏كار رفته است.(4)؛ مفسّر بزرگ اهل سنت "شیخ ابوالفتوح رازی" در تفسیر "روح‏الجنان"(5)، در ضمن بیان اقوال مختلف در مورد مفهوم و معنای روح می‏گوید: "آنچه در این آیه مورد سؤال قرار گرفته، روح آدمی است كه قوام حیات به آن است و آدمی به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نمی‏ماند."

مرحوم شعرانی در حاشیه تفسیر رازی چنین بیان می‏كند: "تفسیر روح با این مفهوم درست‏ تر به نظر می‏آید كه سؤال از وجود روح و حقیقت آن از دیرباز میان ملل جهان متداول بود، خاصّه یهود و مخصوصا آن جماعت از یهودیان كه با فلاسفه آمیخته و از عقاید و اختلافشان درباره روح، اطلاع یافته بودند، تعجّب بشر درباره روح از آن است كه می‏بیند قدرتی است بر خلاف طبیعت و گوئی بر ضدّ آن در نبرد است و گوشت و پوست و استخوان را چون به خود رها كنند زود پوسیده و متعفّن و پراكنده می‏گردد و روح، او را سالها از فرسودگی و تعفّن، نگاه می‏دارد و به حركت و سخن می‏آورد و تعقّل و ادراك می‏كند و اینها هیچ‏یك، كار جسم نیست، جسم، سنگین است و سوی پائین میل دارد و روح بر می‏جهد و جسم را می‏جهاند."

آری روح مدبر بدن و اعضای بدن است و همه این مغز و اعصاب و چشم و گوش و ... همه وسایلی در اختیار روح اند که روح به واسطه آن ها کارها را انجام می دهد . و این که می بینیم که در بیهوشی خیلی از این قدرت ها از انسان گرفته می شود با این که روح انسان از جسمش منسلخ نشده به خاطر گرفتن موقت این ابزار از روح است. حال اگر این بیهوشی کامل شود روح از این وسایل اعراض کرده و اگر از تمامی بدن اعراض کند مرگ رخ خواهد داد.
روح مانند راکبی بر وسیله ای تا مادامی که این وسیله به او کار دهد از آن استفاده کرده و به مجرد نا کارامدی آن را رها کرده و در بدنی دیگر (بدن مثالی) به مسیر خود ادامه خواهد داد.

مطلب دیگر:
فلاسفه نفس را به سه قسم: نباتی، حیوانی و انسانی تقسیم کرده و گفته اند: از ویژگی های نفس نباتی، تغذیه و رشد و تولید مثل است. هر گیاهی در ابتدا از گیاه دیگری به وجود می آید (تولد) و سپس رشد و نمو می کند و سرانجام منشأ تولید گیاهان هم نوع خود می گردد. ویژگی نفس حیوانی ادراک جزئیات و حرکت ارادی است. ویژگی نفس انسانی نیز دارا بودن دوقوه عاقله و عامله است.(6)
مطالعه در برخی از حالات و اعمال حیوانات نشان می‏دهد، برخی از حیوانات اراده و شعوری برتر از آن چه در غریزه ‏شان وجود دارد، برخوردارند . دارا بودن همین شعور و اراده در حیوانات می‏تواند دلیلی بر وجود روح در این دسته از حیوانات باشد گرچه اگر حیوانات دارای روح باشند به یقین روح آنان با روح انسان از یك سنخ نبوده و نیست.(7)

اما در مورد مکان زندگی حیوانات بعد از مرگ توضیح روشنی در منابع دینی داده نشده اما به طور کلی آیاتی در قرآن کریم اشاره به حشر حیوانات در عالم دیگر دارد ، از جمله:
1ـ «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُون»؛ هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست ، مگر این که امت هایی مانند شما هستند. هیچ چیز را در این کتاب فرو گذار نکردیم، سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می شوند.(8)
2ـ «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت»؛ آن گاه كه حيوانات وحشي محشور مي شوند. وحوش جمع وحش است.(9)

وحش حیوانی است که هرگز با انسان ها انس نمی گیرد.
به هر حال ظاهر آیه از این جهت که در سیاق آیات توصیف کننده قیامت قرار دارد ، بیانگر این است که حیوانات وحشی هم در روز قیامت مانند انسان ها محشور خواهند شد.


________
(1) مریم/ 17.
(2) شوری/ 52.
(3) اسراء/ 85.
(4) بررسی مقدماتی اصول روانشناسی اسلامی، جلد اول، تألیف دكتر سید ابوالقاسم حسینی، سال 1364، ص 21 و 20.
(5) تألیف: شیخ ابوالفتوح رازی، با حواشی مرحوم حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، كتابفروشی اسلامی، سال 1385هـ ق.
(6) ملا صدرا اسفار اربعه، نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، بی تا، ج 8، ص 257.
(7) محمد شجاعی، معاد یا بازگشت‏ به سوی خدا، نشر امیر کبیر تهران، 1367، ج 1، ص 52 ـ 64.
(8) انعام/ 38.
(9) تکویر/ 5.