PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : همه چیز درباره توبه (ارکان ،‌شرایط پذیرش ،ثمرات و جایگاه توابین)



ya zahra
۱۳۸۶/۰۸/۲۵, ۱۵:۲۴
بسمه تعالی
سلام
به نظرشمافرق بین توبه كردن وگناه نكردن درچی هستش كه امام علی(ع)گناه نكردن رابهترازتوبه كردن می داند؟
خداحافظ.

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۱, ۲۱:۱۹
بنام خدا
توبه در لغت به معناى »دست کشیدن از گناه، بازگشتن بر طریق حق، پشیمان شدن از گناه«(1) است.
توبه را مى توان از الطاف و محبّت‏هاى الهى دانست، پس از گناه، جاده و راهى براى بازگشت ایجاد مى‏شود، تا بنده خطاکار به محض آگاهى از بدى گناه، از آن راه باز گردد. توبه نعمت بزرگى است که بر بشر ارزانى شده است.
حقیقت »توبه« ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است. اگر کارى بوده که قابل جبران است، در صدد جبران بر آید. گفتن استغفار بیانگر همین معنا است، به این ترتیب ارکان توبه را مى توان در پنج چیز خلاصه کرد. ترک گناه، ندامت و پشیمانى، تصمیم بر ترک در آینده، جبران گذشته و استغفار.(2)
خدا در قرآن از توبه واقعى به نام توبه نصوح نام برده است: »اى کسانى که ایمان آورده‏اید! به سوى خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالصانه.(3)
شخصى از پیامبر سؤال کرد که توبه نصوح چیست، حضرت فرمود: »شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند، چنان که شیر به پستان هرگز باز نمى‏گردد.(4)
بعضى گفته‏اند توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانى قلبى، استغفار زبانى، ترک گناه و تصمیم بر ترک در آینده.(5)
پاورقی:
1. محمد معین، فرهنگى فارسى، ج 1، ص 1160.
2. تفسیر نمونه، ج 24، ص 290.
3. سوره تحریم ( ) آیه 8.
4. تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 318.
5. تفسیر نمونه، ج 24، ص 290.

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۱, ۲۱:۲۴
بنام خدا
توبه در لغت به معناى »دست کشیدن از گناه، بازگشتن بر طریق حق، پشیمان شدن از گناه«(1) است.
توبه را مى توان از الطاف و محبّت‏هاى الهى دانست، پس از گناه، جاده و راهى براى بازگشت ایجاد مى‏شود، تا بنده خطاکار به محض آگاهى از بدى گناه، از آن راه باز گردد. توبه نعمت بزرگى است که بر بشر ارزانى شده است.

بنام خدا
بیشتر علماى اخلاق توبه را مجموعه مرکّبى از علم و حال و عمل مى دانند. اگر کسى بخواهد موفق به توبه شود، باید این سه امر را مورد توجه قرار دهد، یعنى اوّل لازم است انسان به زشتى گناه پى ببرد، سپس حال پشیمانى در دل او به وجود آید، سرانجام در مقام عمل، گذشته را جبران نماید.(1)
آغاز توبه و ترک گناه، عنایت حق است. تا لطف الهى نصیب انسان نگردد، توبه امکان‏پذیر نیست. علامه طباطبایى مى گوید: توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروى انجام حسنه را خداوند مى دهد. او است که توفیق میدهد، یعنى اسباب را فراهم مى سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگى در لجنزار گناه و دورى از خدا بیرون آید و به سوى پروردگارش باز گردد.(2) امام سجاد(ع) به این نکته تصریح دارد که وفاى به توبه جز به نیروى حفظ و نگه‏دارى خداوند میسّر نیست.(3) بنابراین در ابتدا باید از خداوند کمک خواست و سپس قدرت تصمیم‏گیرى را افزایش داد و اقدام عملى را شروع نمود.
پاورقی:

1. محجة البیضاء، ج 7، ص 5.
2. ترجمه المیزان، ج 4، ص 376.
3. صحیفه سجادیه، دعاى 19.

خداجو
۱۳۸۷/۰۴/۰۱, ۲۱:۳۱
بنام خدا
بیشتر علماى اخلاق توبه را مجموعه مرکّبى از علم و حال و عمل مى دانند. اگر کسى بخواهد موفق به توبه شود، باید این سه امر را مورد توجه قرار دهد، یعنى اوّل لازم است انسان به زشتى گناه پى ببرد، سپس حال پشیمانى در دل او به وجود آید، سرانجام در مقام عمل، گذشته را جبران نماید.(1)
آغاز توبه و ترک گناه، عنایت حق است. تا لطف الهى نصیب انسان نگردد، توبه امکان‏پذیر نیست. علامه طباطبایى مى گوید: توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروى انجام حسنه را خداوند مى دهد. او است که توفیق میدهد، یعنى اسباب را فراهم مى سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگى در لجنزار گناه و دورى از خدا بیرون آید و به سوى پروردگارش باز گردد.(2) امام سجاد(ع) به این نکته تصریح دارد که وفاى به توبه جز به نیروى حفظ و نگه‏دارى خداوند میسّر نیست.(3) بنابراین در ابتدا باید از خداوند کمک خواست و سپس قدرت تصمیم‏گیرى را افزایش داد و اقدام عملى را شروع نمود.
پاورقی:
1. محجة البیضاء، ج 7، ص 5.
2. ترجمه المیزان، ج 4، ص 376.
3. صحیفه سجادیه، دعاى 19.

مولوى در مثنوى چنين گويد:
«توبه عبارتست از يك نوع انقلاب حال و تحولى در طالب‏و ابتداى حيات تازه‏اى است. براى مثال در مورد ابواسحق‏ابراهيم ادهم بلخى متوفاى (۲ - ۱۶۱) گفته شده است كه در ابتدااز امراى بلخ بوده است وشبى بر تخت آرميده بود و هاى هويى‏بر بام قصر شنيدو چون از سبب جويا شده، گفته‏اند: شترگم‏كرده‏ايم و در بام قصر مى‏جوييم. ابراهيم با تعجب پرسيد كه‏چگونه شترگم گشته را بربام قصرمن جست و جو مى‏كنيد؟مى‏گويد: تو چگونه برتخت، ملاقات خدا مى‏طلبى؟! سرانجام‏از سرتاج وتخت‏برخاست و به وادى فقر و سيرسلوك قدم نهادو در اين راه چندان كوشا وگرم سير بود كه به‏مقامات و درجات‏عالى نايل آمد مولوى‏اين داستان عرفانى رابه‏تفصيل آورده‏است:
بر سرتختى شنيد آن نيك‏نام
طقطقى وهاى هويى شب ز بام
گامهاى تند بربام سرا
گفت‏با خود چنين زهره‏كرا؟
بانگ زد بر روزن قصراو كه كيست؟
اين نباشد آدمى ماناپريست
سرفرو كردند قومى بوالعجب
ماهمى كرديم شب بهر طلب
هين چه مى‏جوييد؟گفتند اشتران
گفت:اشتربام بركى جست هان
پس بگفتندش كه تو برتخت وجاه
چون‏همى جويى ملاقات اله (۱)
پاورقی:
۱. جلال‏الدين رومى، مثنوى,ج 2، دفتر چهارم، ص ۸ – ۳۲۷

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۳, ۱۳:۱۲
بنام خدا

نخستين گام براى نجات از گناهان، توبه از گناه است; توبه اى كه حقيقى و خالص و محرك آن، فرمان خدا و ترس از گناه باشد و انسان را براى هميشه از معصيت جدا كند و بازگشتى به گناه در آن رخ ندهد.(1)
خداوند مهربان، پس از لعن مخفى كنندگان حق، در آيه 159 و 160 سوره بقره مى فرمايد: «مگر آنها كه توبه كردند و اعمال بد خود را با اعمال نيك اصلاح نمودند و آنچه را كتمان كرده بودند، آشكار ساختند; پس بر آنان خواهم بخشود، و من توبه پذير مهربانم.»
واژه «توّاب»، صيغه مبالغه است و به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر وسوسه هاى شيطان، انسان را فريب داد و توبه خود را شكست، درهاى توبه به روى او بسته نخواهد شد، و دوباره بايد توبه كند و به سوى خداوند بازگردد و هرگز نبايد از عفو و رحمت خداوند مأيوس شود.(2)
قرآن كريم در جايى ديگر مى فرمايد: «توبه، نزد خداوند، تنها براى كسانى است كه از روى نادانى مرتكب گناه مى شوند; سپس بزودى توبه مى كنند; اينانند كه خدا توبه شان را مى پذيرد، و خداوند، داناى حكيم است و توبه كسانى كه گناه مى كنند تا وقتى كه مرگ يكى از ايشان در رسد، مى گويد: «اكنون توبه كردم، پذيرفته نيست».(3) خداوند متعال در اين آيات به طور صريح، مسأله توبه را مطرح، و برخى از شرايط پذيرش آن را بيان فرموده است;(4) پس اولين قدم جهت ترك گناه، توبه حقيقى از گناه است.
**********


1: فرشتگان، عليرضا رجالى تهرانى
2. با استفاده از كتاب، الاعجاز العددى، طلحه جوهر، بيروت.
3. اعلام قرآن، دكتر محمد خزائلى، ص 557
4: سوره تحريم، آيه 8.

meshkaat
۱۳۸۷/۰۴/۰۳, ۱۳:۱۵
بنام خدا

نخستين گام براى نجات از گناهان، توبه از گناه است; توبه اى كه حقيقى و خالص و محرك آن، فرمان خدا و ترس از گناه باشد و انسان را براى هميشه از معصيت جدا كند و بازگشتى به گناه در آن رخ ندهد.(1)
خداوند مهربان، پس از لعن مخفى كنندگان حق، در آيه 159 و 160 سوره بقره مى فرمايد: «مگر آنها كه توبه كردند و اعمال بد خود را با اعمال نيك اصلاح نمودند و آنچه را كتمان كرده بودند، آشكار ساختند; پس بر آنان خواهم بخشود، و من توبه پذير مهربانم.»
واژه «توّاب»، صيغه مبالغه است و به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر وسوسه هاى شيطان، انسان را فريب داد و توبه خود را شكست، درهاى توبه به روى او بسته نخواهد شد، و دوباره بايد توبه كند و به سوى خداوند بازگردد و هرگز نبايد از عفو و رحمت خداوند مأيوس شود.(2)
قرآن كريم در جايى ديگر مى فرمايد: «توبه، نزد خداوند، تنها براى كسانى است كه از روى نادانى مرتكب گناه مى شوند; سپس بزودى توبه مى كنند; اينانند كه خدا توبه شان را مى پذيرد، و خداوند، داناى حكيم است و توبه كسانى كه گناه مى كنند تا وقتى كه مرگ يكى از ايشان در رسد، مى گويد: «اكنون توبه كردم، پذيرفته نيست».(3) خداوند متعال در اين آيات به طور صريح، مسأله توبه را مطرح، و برخى از شرايط پذيرش آن را بيان فرموده است;(4) پس اولين قدم جهت ترك گناه، توبه حقيقى از گناه است.
**********


1: فرشتگان، عليرضا رجالى تهرانى
2. با استفاده از كتاب، الاعجاز العددى، طلحه جوهر، بيروت.
3. اعلام قرآن، دكتر محمد خزائلى، ص 557
4: سوره تحريم، آيه 8.
بنام خدا

توبه كننده بايد دستورهايى را به كار بندد تا به گناه گذشته باز نگردد و به تعبيرى، تا به عهد و پيمانى كه در پيشگاه خداوند بسته، وفادار بماند; از جمله:
1. جدا شدن از محيط گناه و عدم شركت در مجالس معصيت; زيرا توبه كار، در آغاز امر آسيب پذير است و مانند بيمارى است كه تازه از بستر برخاسته كه اگر با پاى خود به محيط هاى آلوده برود، احتمال آلودگى مجدد فراوان است.
2. بايد در مورد دوستان و معاشران خود تجديد نظر كند و اگر كسانى بوده اند كه درگذشته او را به گناه تشويق مى كردند، از آنها فاصله بگيرد.
3. هر زمان كه وسوسه و انگيزه هاى آن گناه در او پيدا شد، به ذكر خدا روى آورد; زيرا: «أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ;(رعد،28) ذكر خدا مايه آرامش دلها است.»
4. همواره درباره آثار زيانبار گناهى كه آن را ترك كرده، بينديشد و آن آثار را نصب العين خود قرار دهد تا مبادا بر اثر غفلت از آن و فراموش كردن اثرهاى مرگبار آن گناه، بار ديگر انگيزه انجام آن در او رشد كند.
5. در سرگذشت پيشينيان و كسانى كه بر اثر گناهان مختلف گرفتار مصايب دردناكى شده اند، بينديشد.
6. در مورد عقوبت و مجازات هايى كه بر يكايك گناهان وعده داده شده، انديشه كند.
7. بايد وقت شبانه روزى خود را با برنامه هاى صحيح پر كند; برنامه هايى مانند تلاش براى زندگى آبرومند، عبادت و بندگى خدا و سرگرمى هاى سالم و...; زيرا بى كارى و خالى ماندن اوقات فراغت، دشمن بزرگى است كه زمينه را براى وسوسه هاى بازگشت به گناه و معصيت هموار مى سازد.(1)
*******
1:تفسير نمونه،ج 1، ص 552 و ج 24

خداجو
۱۳۸۷/۰۴/۰۳, ۱۳:۱۹
بايد توجه داشت كه، تصميم بر ترك جزء ذات توبه است و اگر نباشد توبه تحقّق نيافته است.
اميرالمؤمنين در حكمت 417 نهج البلاغه مى فرمايد استغفار و توبه شش شرط دارد: 1ـ پشيمانى از گذشته زشت; 2ـ تصميم بر عدم تكرار گناه براى هميشه; 3ـ برگرداندن حق الناس به صاحبان حق; 4ـ قضا كردن حق الله و واجبات شرعى; 5ـ آب كردن گوشت بدن كه از مال حرام روئيده شده در اثر غصه; 6ـ تحمّل رنج انجام دستورات الهى.
دو شرط اول پايه هاى اصلى توبه را تشكيل مى دهد و چهار شرط اخير، توبه را به كمال و نهايت آن سوق مى دهد; بنابراين براى قبولى توبه بايد در فراهم آوردن شرايط مقدماتى آن كوشيد و پس از فراهم آمدن زمينه آماده تر خواهد شد.
در برخى روايات، پشيمانى از گناه و تصميم بر عدم تكرار آن براى هميشه، اساسى ترين شرط هاى توبه دانسته شده است.(1) كه با فرمايش اميرالمؤمنين(ع) قابل جمع مى باشد; بدين معنا كه خلاصى كامل از اثرات اخروى گناه تنها در سايه رعايت شرايط شش گانه ميسور است و چنان چه كسى مثلا از گناه ترك نماز توبه كند و نمازهاى فوت شده را به جا نياورد، اگر چه توبه او در درگاه خدا پذيرفته شود، ولى جرم ترك نمازها همچنان بر عهده او خواهد بود، مگر آن كه خدا از حق خويش بگذرد.(2)
خلل در هر يك از اركان و شرايط توبه مى تواند مانعى در پذيرش آن باشد و اضافه بر آن، توبه زمانى اثربخش است كه نفسش به شماره نيفتاده باشد.(3) روايت شده كه امام رضا(ع) در پاسخ به اين پرسش كه چرا خداوند فرعون را با آن كه ايمان آورد و به يگانگى او اقرار كرد، غرق ساخت، فرمود: زيرا او هنگامى ايمان آورد كه عذاب را مشاهده كرد و ايمان آوردن به هنگام مشاهده عذاب پذيرفته نيست.(4)

*******
1. نساء، 17 و 18.
2: تفسير نمونه،ج 3، ص 348 و 349.
3: پيام قرآن،ج 1، ص 239 و 240
4: بحارالانوار، ج 6، ص 20 / ميزان الحكمة، باب التوبه.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۳۷
اثر توبه در استتار گناهان

اگر بنا شود هر کاری را که انسان انجام داده و زمین و زمان آن عمل را با تمام خصوصیات معنوی و روحی ضبط کرده باشند و تمام اینها باید در روز قیامت منکشف شوند، پس بنابراین توبه چه فائده ای دارد؟ چه اثری دارد! بعد از آنکه ثابت شد که چیزی که موجود شود دیگر معدوم نمی شود، و عمل خوب و یا بد پس از تحقق آن نیست نمی گردد!؟
در «کافی » محمدبن یعقوب کلینی با إسناد خود از معاویة بن وهب روایت میکند که او میگوید: «شنیدم از حضرت امام صادق علیه السلام که میفرمود: چون بنده ای از بندگان خدا توبه جدی و واقعی بنماید، خداوند او را دوست میدارد و در دنیا و آخرت بر روی گناه او پوششی می کشد و آن گناه را در زیر آن پوشش پنهان میکند. من عرض کردم : چگونه آن گناه را خداوند نسبت به او مستور و پوشیده میدارد؟
حضرت فرمودند: دو فرشته ای را که بر نوشتن اعمال او گماشته هستند به فراموشی می اندازد، که آنچه را که نوشته اند فراموش کنند و خداوند به اعضاء و جوارح این گهنکار وحی میکند که : گناه او را پنهان کنید! و خداوند به محل های مختلف زمین که بر آن ها گناه کرده است وحی میکند که : آنچه را بر روی شماها انجام داده است بر او پنهان کنید! و بنابراین چنین گنهکار تائبی خداوند را در مقام و موقف لقاء، ملاقات و دیدار میکند در حالی که هیچ چیزی که علیه او شهادت به گناهانش دهند وجود ندارد.»
و مفاد و محصل کلام حضرت اینست که : توبه یک حجاب و پوششی است که روی عمل زشت را میگیرد؛ چون همانطور که انسان یک عمل زشت انجام داده است و این خود عملی بوده است ، توبه نیز خود یک عملی است که در خارج متحقق میشود و در عالم تکوین ثابت می ماند، و اثر آن از نقطه نظر ملکوت یک روکش و حجابی است که روی گناه می افتد به طوری که کسی از گناه اطلاع پیدا نمی کند.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۳۸
ارکان و شرایط توبه و استغفار در احادیث

یک کسی آمد خدمت حضرت علی علیه السلام و گفت: «استغفرالله ربی و اتوب الیه»؛ خیال کرد توبه یعنی کلمه استغفار را بر زبان آوردن. علی علیه السلام به او گوشزد نمود و فرمود: «ثکلتک امک»؛ مادرت به عزایت بنشیند. «اتدری ما الاستغفار؟ ان الاستغفار درجة العلیین»؛ آیا می دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه علیین است ( نهج البلاغه، حکمت 417). بعد حضرت استغفار را تشریح می کند: پشیمانی کامل از گذشته تیره و سیاه، تصمیم قوی بر برنگشتن به گناهان سابق، ادای حقوق الهی که فوت شده است، ادای حقوق الناس که فوت شده است. بعد دو جمله می گوید که درست معنای شورش و انقلاب علیه خود و مجازات کردن خود را دارد. می گوید: دیگر اینکه این گوشتهای مبارکی! که در این بدنت از گناه روئیده، باید این ها را ذوب کنی. این گوشتها که از حرام روئیده است، این گوشتها که در مجالس لهو و لعب و توأم با هرزگی روییده است، باید بروی همه این ها را ذوب کنی از نو گوشت جدید بروید. دیگر اینکه باید به این بدنت سختی طاعت را بچشانی همچنان که لذت معصیت را چشانده ای. فرمود : استغفار و توبه یك كلمه است بر اساس شش پایه این شش پایه را كه علی ( ع ) بیان كرده است، علما اینطور درك كرده اند كه دو تا ازاینها ركن و اساس توبه، دو تای دیگر شرط قبول توبه یعنی دو تا ماهیت توبه را تشكیل میدهند و دو تای دیگر شرط قبول توبه ماهیت دار را، و دو تای آخر شرط كامل شدن توبه هستند. حالا این شش تا چیست؟
رکن اول توبه و استغفار: ندامت و پشیمانی
علی (ع) می فرماید: «اولها الندم علی ما مضی»، اولین شرط ( ركن ) توبه پشیمانی و حسرت و تأسف و آتش درونی و ناراحتی بر آنچه كه گذشته است، می باشد (نهج البلاغه/417). یعنی توبه آنوقت واقعا توبه است كه شما نگاهی به صحیفه سیاه اعمال گذشته خودتان بكنید، یكمرتبه یك ندامتی، یك پشیمانی زیادی، یك تأسف و حسرت فوق العاده ای در شما ایجاد شود و دلتان آتش بگیرد كه این چه كاری بود كه من كردم؟! شرط اول توبه كردن چنین پشیمانی و ندامتی است. خدای ناخواسته لب به یك حرام مثلا شراب آلوده ای، یكدفعه فكر میكنی كه آخر قرآن (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) درباره شرابخواری چه گفته است؟ قرآن (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) گفته است: «یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المسیر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون؛ ای مومنان! حق این است که شراب و قمار و بت های نصب شده و تیرهای بخت آزما، پلیدی (و) از عمل شیطان هستند، پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید» ( سوره مائده، آیه 90). شرابخواری با سعادت و رستگاری جور در نمی آید. قماردر اسلام حرام است، از گناهان كبیره است، به هر شكلی كه می خواهد باشد مسلمان قمار نمی كند.
ما دو تا گناه كبیره درجه یك داریم، یكی از آنها دروغ گفتن است و دیگری غیبت كردن. گناه كبیره یعنی گناهی كه انسان بوسیله آن استحقاق جهنم رفتن را پیدا می كند. «لا یغتب بعضكم بعضا ا یحب احدكم ان یأكل لحم اخیه میتا؛ مردم غیبت یكدیگر را نكنید آیا هیچیك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مسلمانش را در حالی كه مرده است بخورد؟!» »( سوره حجرات آیه 12). گوشت مرده چقدر تنفر آور است، خصوصا اگر انسان مرده را بشناسد و دوستش بوده باشد. دیگر بالاتر از این تعبیر هم هست؟ تهمت یعنی دروغ بعلاوه غیبت. یعنی دو گناه كه با همدیگر توأم شوند، اسمش می شود تهمت، و چقدر در میان ما تهمت زدن رائج است و بعضی از ما كه می خواهیم مقدسی بكنیم، یك " می گویند " اول حرفمان می آوریم. مثلا شخصی به یك نفر تهمتی زده، می خواهیم از گردن خودمان رد بكنیم خیال می كنیم كه سر خدا را هم می شود كلاه گذاشت! می گوئیم: می گویند فلانی چنین است، می گویند فلانجا چنین است. دیگری از ما می شنود و در جای دیگر می گوید: می گویند چنین، و بعد می گوید خوب من كه نگفتم، من میگویم دیگران گفته اند كه اینطور است. قرآن (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) جلوی این را هم گرفته است، این را هم یك گناه بزرگ شمرده است، می گوید: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم آنان كه دوست دارند در میان مردم زشتی درباره فرد مؤمنی، افراد مؤمنی، یك مؤسسه ایمانی شیوع پیدا كند برایشان عذاب دردناكی است» (سوره نور، آیه 19).
برای توبه كردن اول باید یك توجهی به غیبتهای خودمان بكنیم، توجهی به شرابخواریهای خودمان بكنیم، توجهی به تهمت زدنهای خودمان بكنیم، توجهی به قمارهای خودمان بكنیم، توجهی به چشم چرانیهای خودمان بكنیم، خانمها توجهی به لخت بودنهایشان بكنند. پیغمبر اكرم ( ص ) فرمود: من در معراج زنهائی را دیدم كه آنها را از موهایشان آویخته بودند و با تازیانه های آتشین می زدند. متحیر از جبرئیل پرسیدم اینها چه كسانی هستند؟! جبرئیل گفت: زنانی از امت تو كه مویشان را از نا محرم نمی پوشانند. آنوقت كه بی حجابی نبود ولی پیغمبر به چشم باطن دید. گفت زنانی را دیدم كه از پستانهایشان آویخته بودند، پستانشان را شلاق می زدند، زنانی كه چنین و چنان بوده اند. چه كسانی بودند؟ فرمود: بمن گفتند اینها زنانی از امت تو هستند كه بدنشان را به مردم ارائه می دهد. یك ذره فكر كنید، غفلت تا كی؟ «ا لم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق؛ آیا نرسیده آن وقتی كه این دلهای ما خشوع پیدا كنند، خاشع شوند، نرم شوند برای یاد خدا و به این قرآن (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) حقی كه از جانب خدا نازل شده است، اعتنائی بكنیم؟ به تعلیماتش توجهی بكنیم؟، توبه بكنیم؟!» ( سوره حدید، آیه 16). اولش اینست كه روحت آتش بگیرد، مشتعل بشود، خودت را غرق در حسرت ببینی، غرق در ندامت و پشیمانی ببینی. چشمت را بر روی گناهانت باز كن! یك محاسبة الاعمالی برای خودت درست كن، از خودت حساب بكش، ببین روزی چند تا گناه كبیره مرتكب می شوی؟
رکن دوم توبه و استغفار: تصمیم به عدم بازگشت
شرط ( ركن ) دوم توبه چیست؟ امام علی (ع) می فرماید: « العزم علی ترك العود؛ تصمیم بر ترک بازگشت به آن برای همیشه» (نهج البلاغه/ 417). یك تصمیم مردانه، یك تصمیم جدی كه دیگر من این عمل ناشایست را تكرار نمی كنم. البته شما را با این شعری كه خواندم مایوس نكرده باشم، نگوئید پس كار ما تمام است، نه «لا تقنطوا من رحمة الله؛ از رحمت الهی مأیوس نباشید» ( سوره زمر، آیه 53). از هر چه گناه دارید بر گردید، خدا می پذیرد. همه شرایط را ذكر كرده اند، ولی حد و اندازه برای گناه ذكر نكرده اند. نگفته اند اگر گناهت به این حد رسید توبه ات قبول می شود و از آن بالاتر كه شد نه، بلكه گفته اند توبه كن قبول می شود اما به شرط اینكه واقعا توبه كنی. اگر آتش درونی در تو پیدا بشود، انقلاب مقدس در روح تو پیدا بشود و تصمیم بر عدم عود بگیری، توبه تو قبول است، اما بشرط اینكه تصمیم تو واقعا تصمیم باشد، نه اینكه بیائی اینجا پچ پچی هم با خودت بكنی و بگوئی عجب وضع بدی داریم و بیرون كه رفتی فراموش بكنی. این بدرد نمی خورد و بدتر است. اما فرمود كسانی كه استغفار می كنند و باز گناه را تكرار می كنند استغفار شان از استغفار نكردن بدتر است. چون این مسخره كردن توبه است، استهزاء خداست، استهزاء توبه است. این دو تا، ركن توبه است: اول ندامت، حسرت، اشتعال درونی، ناراحتی از گذشته، پشیمانی كامل از گناه و دوم: تصمیم قاطع و جدی برای تكرار نكردن گناه.
شرائط توبه و استغفار
اما توبه و استغفار دو تا شرط هم دارد:
1- بازگرداندن حقوق مردم
بعد علی ( ع ) دو موضوع را فرمود كه شرط كمال توبه واقعی است. فرمود: توبه، آنوقت توبه است كه این گوشتهایی را كه در حرام رویانیده ای، آب كنی. اینها گوشت انسان نیست. یعنی چه؟ یعنی این گوشتهائی كه در مجالس شب نشینی در بدن تو آمده است، این هیكلی كه درست كرده ای از حرام، استخوانت از حرام است، پوستت از حرام است، گوشتت از حرام است، خونت از حرام است، باید كوشش كنی كه اینها را آب كنید و بجای اینها گوشتی كه از حلال روئیده باشد، پیدا شود. خودت را ذوب كن. حتما باور نمی كنید. سپس فرمود به این بدن كه اینهمه لذت معصیت را چشیده است، رنج طاعت را بچشان، از نازك نارنجی بودن بیرون بیا، با نازك نارنجی گری آدم بنده خدا نمی شود، اصلا انسان نمی شود، آدم نازك نارنجی انسان نیست. روزه می گیری سخت است، مخصوصا چون سخت است بگیر. شب میخواهی تا صبح احیا بگیری برایت سخت است، مخصوصا چون سخت است این كار را بكن. یك مدتی هم بخودت رنج سختی بده، خودت را تأدیب كن.
2- ادای حقوق الهی
شرط دوم قبول توبه اینست كه حقوق الهی را ادا كنی. حق الهی یعنی چه؟ مثلا روزه حق الله است، روزه مال خداست. روزه هایی را كه خورده ای باید قضا بكنی. نمازهائی را كه ترك كرده ای باید قضایش را بجا بیاوری. مستطیع بوده ای و حج نرفته ای. حجت را باید انجام بدهی، اینها شوخی نیست. در مساله حج وارد است كه اگر كسی مستطیع بشود و هیچ عذر شرعی نداشته باشد یعنی استطاعت طبیعی داشته باشد و از نظر راه مانعی نباشد، استطاعت مالی داشته باشد و امكانات ثروتش به او اجازه بدهد، استطاعت بدنی داشته باشد و مریض نباشد كه قدرت رفتن نداشتن باشد، و در عین حال به حج نرود و نرود تا بمیرد، چنین كسی هنگام مردن، مسلمان از دنیا نخواهد رفت. فرشتگان الهی میایند و به او می گویند: « مت ان شئت یهودیا و ان شئت نصرانیا؛ تو كه این ركن اسلامی را به جا نیاورده ای ، حالا مخیر هستی ، می خواهی یهودی بمیر ، می خواهی نصرانی بمیر ، تو دیگر نمی توانی مسلمان بمیری» (وسائل ج 8 ص 20 و 21).

شرائط كمال توبه واقعی
شرط اول اینست كه حقوق مردم، حق الناس را باید برگردانی. خدا عادل است، از حقوق بندگانش نمی گذرد. یعنی چه؟ مال مردم را خورده ای؟ باید یا آن مال را برگردانی با صاحبش یا لااقل او را راضی بكنی. از مردم غیبت كرده ای؟ باید استرضا بكنی، بروی خودت را بشكنی، بگوئی آقا من از تو غیبت كرده ام، خواهش می كنم از من راضی باش. انسان اگر میخواهد توبه كند باید حقوق و دیون مردم را بپردازد. آن كسی كه زكات به او تعلق گرفته و نداده، حق الناس به گردنش است و باید بپردازد، آن كسی كه خمس به گردنش است و نداده حق الناس به گردنش است و باید بپردازد، آن كسی كه به رشوه خورده است باید به صاحبش بر گرداند. هر كسی از راه حرامی مال به دست آورده باید بر گرداند. اگر جنایتی بر كسی وارد كرده است، باید او را استرضا كند. همین طوری كه نمیتوان گفت توبه!
علی ( ع ) فرمود: شرط توبه اینست كه حقوق مردم را بپردازی. مثلا مال مردم راخورده ای و حالا هیچ چیز نداری كه بدهی و در یك شرایطی هم هستی كه به او دسترسی نداری، مثلا او مرده است. در اینجا استغفار كن، برایش طلب مغفرت كن، خدا انشاء الله او را راضی می كند.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۴۰
ارتباط توبه و خودشناسی

مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از بزرگان اهل معرفت دوره معاصر که قبرش در قم (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=7767) است در یکی از نوشته هایش در مورد استاد بزرگوارش مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی که از عجایب اهل معنا بوده می نویسد: یک آقایی آمد پیش مرحوم آخوند و مرحوم آخوند او را توبه داد. چهل و هشت ساعت بعد وقتی آمد، ما او را نشناختیم. آن چنان از نظر چهره و قیافه عوض شده بود که ما باور نمی کردیم که این همان آدم چهل و هشت ساعت پیش است. واقعیت این است که این دگرگونی آن آقای تائب در محضر آخوند ملا حسینقلی همدانی، که راهش به آن طرف است یکمرتبه برمی گردد به این طرف و علیه خودش شورش و عصیان و انقلاب می کند، چه توجیهی دارد؟ چه کسی علیه چه کسی قیام و شورش و انقلاب می کند؟ این هاست که برای بشر درس است، درس بزرگ.
در حدیث آمده است: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هر که خود را شناخت خدای خویش را شناخته است».

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۴۲
پیام های آیه هشتم سوره تحریم

در قرآن کریم می خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدا توبه کنید، توبه ای خالص. امید است با این کار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند. در آن روزی که خداوند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و کسانی را که با او ایمان آوردند خوار نمی کند. این در حالی است که نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان در حرکت است و می گویند پروردگارا نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر همه چیز توانایی» (سوره تحریم، آیه 8).
پیام آیه:
1- ایمان، انتخابی است آگاهانه برای حرکت به سوی کمال مطلق و خیر و پاکی و زیبایی نامتناهی.
2- پیمودن چنین مسیری در شرایط زندگی دنیا و شرایط حاکم بر جسم و روح انسان کاری است دشوار و آمیخته با مشکلات و موانع و آفات بی شمار.
3- انسان با ایمان ممکن است در هر لحظه و هر صحنه از مسیری که برگزیده است غفلت کند و یا از آن منحرف شود.
4- پیشگیری از این آفت و خطر و نیز درمان این مشکل با توجه همیشگی به مقصدی که برگزیده ممکن است؛ یعنی پیوسته متوجه باشد که اگر غافل شد از غفلت خویش از آگاهی برگردد و اگر بیراهه رفت، از بیراهه به شاهراه بیاید و اگر منحرف شد مجدداً مسیر را درست طی کند آنچه این فرصت و موقعیت را پیشگیری و درمان در اختیار انسان باایمان قرار می دهد توبه نام دارد.
5- البته باید توجه داشت که توبه ای کارساز و تأثیرگذار است که خالص و ناب باشد و در آن ناخالصی وجود نداشته باشد زیرا نمی شود از آنچه به عنوان ابزار درمان استفاده می شود انتظار داشت که اگر خودش نیز آفت داشت اثربخش باشد.
6- تمام تلاش انسان باایمان رهایی از عوارض و پیامدهای نافرمانی و معصیت های احتمالی و دستیابی به نعمت بهشت است و اگر توبه راستین را در متن زندگی اش قرار دهد و همواره لذت و شیرینی بازگشت به خدا را در کام جانش احساس کند رهاورد تلاش هایش را خواهد یافت.
جمع بندی پیام ها:
گوهر ایمان پیوسته نیازمند پاسداری و آفت زدایی است و توبه خالص تنها راه تضمین برای پاسداری از ایمانی است که مؤمن می خواهد در پرتوش نعمت های جاودان سرای آخرت را در آغوش بکشد.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۵۱
توبه در قرآن


قرآن نمونه های متعددی از برانگیختن فرد علیه خودش و بازگشت از مسیر گمراهی و تباهی «توبه» ذکر می کند. البته قرآن خود به این نکته توجه دارد که بازگشت آنها که به رفاه و تنعم به سر می برند به مراتب دشوارتر از بازگشت محرومان و ستمدیدگان است.گروه دوم به اقتضای طبع در راه عدالت حرکت می کنند، اما گروه اول باید از منافع شخصی و گروهی خود صرف نظر کنند و پا روی امیال و خواستهای خود بگذارند. قرآن می گوید گروندگان به او آنها هستند که روحشان پاک و تصفیه شده است و این گروندگان صرفا بر اساس حقیقت جویی و عدالت طلبی که فطری هر انسانی است، به قرآن گرایش پیدا کرده اند نه به اقتضای منافع و تمایلات مادی و جاذبه های دنیوی

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۵۳
توبه یکی از شرائط از بین بردن ریشه‏هاى نفاق

خداى تعالى منافقین را به چند صفت سنگین توصیف فرموده، صفاتى كه ریشه هاى نفاق جز در زمینه وجود آن صفات رشد نمى كند و شرایطى را یادآور شده كه هر یك از آنها قسمتى از آن صفات زشت را از دلها پاك مى كند، یكى از آن شرائط و یا به عبارت دیگر یكى از آن عواملى كه ریشه هاى نفاق را مى خشكاند توبه است، یعنى برگشتن به سوى خداى تعالى و این برگشتن وقتى نافع است كه شخص تائب آنچه را كه تاكنون از خود تباه ساخته اصلاح كند، اگر جان پاك خدادادى خود را آلوده كرده، باید با رژیم هایى كه هست آن آلودگى ها را پاك كند و این اصلاح نیز نتیجه اى نمى دهد، مگر آنكه انسان خود را از خطر لغزش و انحراف به خدا بسپارد و از او عصمت و مصونیت بخواهد یعنى كتاب خدا و سنت پیغمبرش را پیروى كند زیرا راهى به سوى خدا نیست مگر آن راهى كه خود او معین فرموده، از آن گذشته هر راهى دیگر راه شیطان است.
باز این اعتصام كار را تمام نمى كند و سود نهایى را نمى رساند مگر وقتى كه انسان دین خود را خالص براى خدا كند و اتفاقا اعتصام هم در همین اخلاص معنا مى دهد، براى اینكه شرك، ظلم است، آن هم ظلمى كه آمرزیده و بخشیده نمى شود و وقتى بیماردلان توبه كردند و اصلاح مفاسد خویش نمودند و به خداى عز و جل نیز اعتصام جستند و دین خود را خالص براى خدا نمودند، در آن هنگام مؤمن حقیقى خواهند بود و ایمانشان آمیخته با شرك خواهد بود و آن وقت است كه از خطر نفاق ایمن شده، خودشان راه گم شده را پیدا مى كنند، هم چنان كه فرموده است: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ؛ كسانى كه ایمان آوردند و ایمان خود را به ظلم نیالودند، آنان داراى امنیت و همانان راه یافتگانند» ( سوره انعام، آیه 82).
از سیاق آیه هم این معنا بدست مى آید كه مراد از مؤمنین تنها آن دسته از مؤمنینى است كه ایمانشان محض و خالص است و خداى تعالى نیز این چنین معرفیشان كرده، كه ایشان كسانیند كه اولا توبه مى كنند و ثانیا گذشته خود را اصلاح مى نمایند و ثالثا از خدا عصمت و مصونیت مى خواهند و رابعا دین خود را خالص براى خدا مى كنند و این چهار صفت متضمن جزئیات تمامى صفات و خصائصى است كه خداى تعالى در كتاب عزیزش براى مؤمنین بر شمرده، مثلا یك جا در صفت مؤمنین فرموده: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ* وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ؛ مؤمنان رستگار شدند، آنهایى كه در نمازشان خاشعند و آنهایى كه از لغو و هر كار بیهوده روى گردانند» (سوره مؤمنون، آیات 1 تا 3).
و جاى دیگر فرموده:« وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً *وَ الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیاماً؛ بندگان خداى رحمان آنهایند كه در زمین با تواضع قدم بر مى دارند و چون افراد نادان با بى ادبى با آنان رو برو شوند پاسخى سالم مى دهند و آنهایند كه هنگام شب به خاطر خلوت با پروردگارشان هر بیننده آنان را مى بیند كه یا سر به سجده دارند و یا در حال نمازند» (سوره فرقان، آیات 63 و 64).
و در جاى دیگر فرموده: «فَلا وَ رَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ، حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ، ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً؛ نه به پروردگارت سوگند، این انسانها ایمان ندارند، مگر وقتى كه تو را در هر نزاعى كه برایشان پیش آید حكم قرار دهند و هر حكمى كه بفرمایى هر چند به ضررشان باشد در دل از حكم تو احساس ناراحتى نكنند و به تمام معنا تسلیم حكم تو باشند» ( سوره نساء، آیه 65).
از این آیات مى فهمیم كه قرآن (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) كریم هر جا كه كلمه مؤمنین را بطور مطلق و بدون توضیح ذكر كند مرادش چنین كسانى است، مگر آنكه قرینه اى در كلام باشد كه بفهماند در خصوص این كلام منظور از كلمه مؤمنین غیر دارندگان چنین اوصافى است. خداى تعالى هم به همین جهت می فرماید: «إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیراً *إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ أَجْراً عَظِیماً؛ منافقان در طبقه زیرین جهنمند و هرگز برایشان یاورى نخواهى یافت. مگر آنها كه توبه كرده و راه اصلاح را در پیش گرفتند و به خدا متوسل شده و دین خویش را براى خداخالص كرده اند، آنان قرین مؤمنانند و خدا مؤمنان را پاداشى بزرگ خواهد داد» (نساء/ 145 و 146). نفرمود: «فَأُولئِكَ مَنَ الْمُؤْمِنِینَ» ترجمه: كسانى كه داراى چنین اوصافى شده اند از مؤمنین هستند، بلكه فرمود:« فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ»، چون به صرف تحقق این اوصاف در مؤمنین، دارندگان آن، از مؤمنین بطور مطلق نمى شود بلكه براى اولین بار ملحق به مؤمنین بطور مطلق مى شوند. بله وقتى از خود آنان مى شوند كه این اوصاف در ایشان پاى بگیرد و در دلهاشان مستقر گردد و براى همیشه محفوظ بماند.
دقت فرمائید « ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ ...؛ اگر شکر گزاری کنید و ایمان آورید، خدا به عذاب شما اقدام نمی کند» (آیه 147 سوره نساء)، این آیه شریفه ظهور در این معنا دارد كه خطاب در آن متوجه مؤمنین است، زیرا زمینه كلام خطاب با مؤمنین بود، البته با حفظ ایمانشان مخاطب به چنین خطابى نشده اند بلكه در این خطاب از ایمانشان چشم پوشى شده، كانه انسانهایى فرض شده اند كه از ایمان عاریند. و این آیه شریفه كنایه است از اینكه خداى تعالى احتیاجى به عذاب كردن آنان ندارد، اگر خود آنان با شكر نكردن از نعمت هاى خدا و یا ایمان نیاوردن، خویشتن را مستوجب نسازند، براى اینكه بارى تعالى از شكنجه كردن بندگان سودى نمى برد تا انجام آن را بر ترك آن ترجیح دهد و از وجود گنهكاران متضرر نمى شود تا با عذاب كردن آنان، آن ضرر را از خود دفع كند، پس معناى جمله مورد بحث این است كه اگر شما شكر نعمت خدا را با اداى حق واجب او به جاى آورده و به او ایمان بیاورید هیچ موجبى نیست كه شما را عذاب كند بلكه خداى عز و جل شكرگزار شكرگزاران خویش و دارندگان ایمان به خویش است، او علیم است، اینگونه افراد را كه مورد شكرگزارى اویند با سایر موارد اشتباه نمى كند.
این آیه شریفه دلالتى دارد بر اینكه عذابى كه شامل اهل عذاب است از ناحیه خود آنان است نه از ناحیه خداى تعالى و همچنین هر عاملى و هر عملى كه مستوجب عذاب است، از قبیل ضلالت و یا شرك و یا معصیت، مستند به خداى تعالى و از قبل آن حضرت نیست و اگر چیزى از این امور از ناحیه خداى تعالى باشد عذابى هم كه دنبال این عناوین مى آید از قبل او بود، چون او مسبب الاسباب است و سببیت هر سببى مستند به او است

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۵۳
ثمرات توبه واقعی از نظر قرآن

توبه رجوع و بازگشت واقعی بنده به سوی خداوند است، و البته ممکن نیست که بنده ای واقعا و حقیقتا راه کج را که می رفته رها کند و به سوی راه راست و مستقیم باز گردد و از عمق باطن و روح خود به سوی خداوند بیاید نه فقط به دلیل اجبار و اضطرار - و خداوند او را در جوار رحمت خود نپذیرد. آن چیزی که رکن و اساس توبه را تشکیل می دهد، ندامت و پشیمانی از کار بد و تصمیم به ترک گناه است. توبه حقیقی یعنی انصراف جدی و بازگشت واقعی از گناه به سوی صلاح و ارشاد، و بدیهی است که اگر انصراف، جدی و واقعی باشد و معلول مشاهده کیفر نقد و حاضر نباشد البته خداوند متعال به رحمت واسعه خود آن را می پذیرد.
خداوند در سوره تحریم آیه 8 می فرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید! به سوى خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالص: (یا ایها الذین آمنوا توبوا الى الله توبة نصوحا). آرى نخستین گام براى نجات، توبه از گناه است، توبه اى که از هر نظر خالص باشد، توبه اى که محرک آن فرمان خدا و ترس از گناه، نه وحشت از آثار اجتماعى و دنیوى آن، بوده باشد، توبه اى که براى همیشه انسان را از معصیت جدا کند و بازگشتى در آن رخ ندهد. حقیقت توبه همان ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است، و اگر کارى بوده که قابل جبران است در صدد جبران برآید، و گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنى است.
سپس به آثار این توبه نصوح اشاره کرده، مى افزاید: امید است با این کار پروردگار شما گناهانتان را ببخشد و بپوشاند (عسى ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم)، و شما را در باغهائى از بهشت وارد کند که نهرها از زیر درختانش جارى است (و یدخلکم جنات تجرى من تحتها الانهار )، این کار در روزى خواهد بود که خداوند پیامبر و کسانى را که با او ایمان آوردند خوار و موهون نمى کند (یوم لا یخزى الله النبى و الذین آمنوا معه)، این در حالى است که نور ( ایمان و عمل صالح ) آنها از پیشاپیش و از سوى راستشان در حرکت است و عرصه محشر را روشن مى سازد، و راه آنها را به سوى بهشت مى گشاید (نورهم یسعى بین ایدیهم و بایمانهم ). در اینجاست که آنها رو به درگاه خداوند آورده، مى گویند پروردگارا! نور ما را کامل کن، و ما را ببخش که بر هر کار قادرى (یقولون ربنا اتمم لنا نورنا و اغفر لنا انک على کل شىء قدیر).
در حقیقت این توبه نصوح ، پنج ثمره بزرگ دارد: نخست بخشودگى سیئات و گناهان. دوم ورود در بهشت پر نعمت الهى. سوم عدم رسوائى در آن روز که پرده ها کنار مى رود، و حقایق آشکار مى گردد، و دروغگویان تبهکار خوار و رسوا مى شوند. آرى در آن روز پیامبر (ص) و مؤمنان آبرومند خواهند بود، چرا که آنچه گفتند به واقعیت مى پیوندد. چهارم اینکه نور ایمان و عمل آنها از پیشاپیش و سمت راست آنها حرکت مى کند و مسیر آنها را به سوى بهشت روشن مى سازد. پنجم اینکه توجهشان به خدا بیشتر مى گردد، به همین جهت رو به سوى درگاه خدا مى آورند و از او تقاضاى تکمیل نور و آمرزش کامل گناه خویش مى کنند.
یکی از اثرات تقوا در آخرت این است که گناهان گذشته را پاک می کند، کفاره عمل گذشته است، یعنی ( گناهان گذشته ) را محو می کند: (و یکفر عنکم سیئاتکم، انفال 29)؛ مقصود این است که اثر گناهان گذشته را جبران می کند، چون تقوای واقعی همراه با توبه است. کسی که یک آلودگیهایی در گذشته داشته، هنگامی با تقوا خواهد بود که از آن آلودگیها توبه کند. پس اثر آن گناهان گذشته پاک می شود، مجازات اخروی هم از انسان برطرف می شود، یعنی خدا دیگر بنده باتقوایش را به خاطر گناهان گذشته اش مجازات نمی کند

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۵۶
جایگاه توابین

در اسلام گفته اند اگر می خواهی توبه كنی لازم نیست بروی پیش كشیش، پیش آخوند و گناه را به او بگوئی، گناه را به خدای خودت بگو، چرا گناه را نزد یك بشر اقرار و اعتراف می كنی؟ نزد خدای غفار الذنوب خودت اقرار كن: «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا؛ بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده روی روا داشته اید! از رحمت خدا مایوس نشوید. همانا خداوند، همه گناهان را (با شرایطش) می آمرزد، که او خود آمرزنده ی مهربان است» (زمر/53). این ندای خداست: «ای بندگان اسرافكار من، ای بندگان گنهكار من، ای بندگان معصیتكار من، ای بندگان من كه بر خودتان ظلم كرده اید، ازرحمت من نا امید مباشید، بیائید به سوی من، من می پذیرم، قبول می كنم، در جو و فضای توبه وارد بشوید».
این حدیث قدسی چقدر عالی توبه را توصیف می كند: «انین المذنبین احب الی من تسبیح المسبحین» یعنی خدای تبارك و تعالی، این رحمت مطلقه و كامله فرمود: ناله گنهكاران در نزد من محبوبتر است از تسبیح تسبیح كنندگان. بروید به درگاه خدای خودتان ناله بكنید، فكر كنید تا گناهان بیادتان بیاید، به كسی نگوئید، اقرار به گناه پیش دیگران گناه است، ولی در دل خودتان (خودتان كه می دانید، خودتان قاضی و مؤاخذ وجود خودتان باشید) گناهانتان را در نظر بگیرید، بعد این گناهان را ببرید پیش ذات پروردگار، تقصیرهای خودتان را بگوئید، ناله كنید، تضرع كنید، طلب مغفرت كنید، طلب شستشو كنید، خدا شما را می آمرزد، روح شما را پاك و پاكیزه می كند، به دل شما صفا عنایت می كند، لطف خودش را شامل حال شما می كند و از آن پس یك لذتی، یك حالتی در شما ایجاد می شود كه شیرینی عبادت را در ذائقه خودتان احساس می كنید، گناهان و لذات گناهان در نظر شما كوچك می شود، دیگر رغبت نمی كنید كه بروید فلان فیلم شهوانی را ببنید، رغبت نمی كنید كه به ناموس مردم نگاه كنید، رغبت نمی كنید كه غیبت بكنید، دروغ بگوئید یا به مردم تهمت بزنید. می بینید اصلا همه رغبتتان به كارهای پاك وخوب است

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۵۷
حدیثی در مورد استغفار

گرایش های معنوی انسان با هیچ حساب مادی جور در نمی آید. همین گرایشهای اخلاقی ممکن است از نظر فرد مبتنی بر زیان و ضرر باشد. جان خود را فدای جامعه کردن، انصاف دادن به نفع دیگری که حق با اوست نه با من، عادل بودن یعنی تجاوز نکردن، علیه خود قیام کردن و عصیان علیه خود که در زبان دینی اسمش توبه است (شوریدن بر ضد خود).
یک وقتی من (شهید مطهری) آیات قرآن کریم (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) را در این زمینه جمع آوری کردم، دیدم منطق قرآن درست همین منطق است: انقلاب علیه خود. عجبا! انسان علیه خودش شورش و عصیان می کند، علیه خودش انقلاب می کند با همه خصوصیاتی که در یک انقلاب وجود دارد؛ خودش را محاکمه می کند، خودش را مجازات می کند.
یک کسی آمد خدمت حضرت علی علیه السلام و گفت: استغفرالله ربی و اتوب الیه؛ خیال کرد توبه یعنی کلمه استغفار را بر زبان آوردن. علی علیه السلام به او گوشزد نمود و فرمود: ثکلتک امک؛ مادرت به عزایت بنشیند. اتدری ما الاستغفار؟ ان الاستغفار درجة العلیین؛ آیا می دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه علیین است ( نهج البلاغه، حکمت 417). بعد حضرت استغفار را تشریح می کند: پشیمانی کامل از گذشته تیره و سیاه، تصمیم قوی بر برنگشتن به گناهان سابق، ادای حقوق الهی که فوت شده است، ادای حقوق الناس که فوت شده است. بعد دو جمله می گوید که درست معنای شورش و انقلاب علیه خود و مجازات کردن خود را دارد. می گوید: دیگر اینکه این گوشتهای مبارکی! که در این بدنت از گناه روئیده، باید این ها را ذوب کنی. این گوشتها که از حرام روئیده است، این گوشتها که در مجالس لهو و لعب و توأم با هرزگی روییده است، باید بروی همه این ها را ذوب کنی از نو گوشت جدید بروید. دیگر اینکه باید به این بدنت سختی طاعت را بچشانی همچنان که لذت معصیت را چشانده ای. این می شود توبه و تائبهای دنیا این جور بوده اند و همیشه بوده اند این گونه افراد

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۰:۵۸
شرایط پذیرش توبه

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آخرین خطبه ای که برای مردم خواند و موعظه فرمود، بحثی راجع به توبه و بازگشت بنده از معصیت و گناه کرد، فرمود: هر کس یک سال قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد. بعد خودش فرمود: یک سال زیاد است و در کمتر از یک سال هم ممکن است، اگر در یک ماه قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد. باز فرمود: یک ماه هم زیاد است و در کمتر از یک ماه هم ممکن است، اگر کسی یک روز قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد. باز فرمود: یک روز هم زیاد است و در کمتر از یک روز هم ممکن است، اگر کسی در یک ساعت قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد، باز فرمود: یک ساعت هم زیاد است و در کمتر از یک ساعت هم ممکن است، در این وقت فرمود: اگر کسی یک لحظه قبل از مردنش توفیق توبه پیدا کند خداوند توبه او را می پذیرد.

توبه رجوع و بازگشت واقعی بنده به سوی خداوند است، و البته ممکن نیست که بنده ای واقعا و حقیقتا راه کج را که می رفته رها کند و به سوی راه راست و مستقیم باز گردد و از عمق باطن و روح خود به سوی خداوند بیاید نه فقط به دلیل اجبار و اضطرار - و خداوند او را در جوار رحمت خود نپذیرد. آن چیزی که رکن و اساس توبه را تشکیل می دهد، ندامت و پشیمانی از کار بد و تصمیم به ترک گناه است. توبه حقیقی یعنی انصراف جدی و بازگشت واقعی از گناه به سوی صلاح و ارشاد، و بدیهی است که اگر انصراف، جدی و واقعی باشد و معلول مشاهده کیفر نقد و حاضر نباشد البته خداوند متعال به رحمت واسعه خود آن را می پذیرد.توبه در دو موقف و دو موطن پذیرفته نمی شود:
یکی در همین دنیا آنگاه که کیفر رسیده باشد، و در حقیقت حالتی که انسان در این وقت به خود می گیرد صورت توبه دارد ولی حقیقت توبه ندارد. در سوره مبارکه مؤمن آیه 85 درباره بعضی از اقوام گذشته که دچار عقوبت الهی شدند می فرماید: " همین که عقوبت سخت ما را دیدند اظهار داشتند که به خدای یگانه ایمان آورده ایم و تمام آن چیزهایی را که شریک خداوند ساخته بودیم به دور ریختیم. ولی اینچنین توبه و ایمانی که بعد از مشاهده عقوبت سخت پیدا شود هرگز به حال آنها سود نخواهد بخشید.
موقف دوم که توبه پذیرفته نمی شود جهان آخرت است. همینکه آدمی بدان جهان رفت دیگر توبه و پشیمانی سودی ندارد، نه تنها بدان جهت که در آنجا آدمی کیفر را حاضر و مشهود می بیند بلکه بدان جهت که در آنجا دیگر عمل و تغییر تصمیم و حرکت و تکامل معنا ندارد، هر کس در آنجا به هر حالت و با هر درجه و هر مقام که رفت برای همیشه در همان حالت باقی است و نمی تواند در خودش تصمیماتی و تغییراتی ایجاد کند. در آنجا هم توبه و انصراف واقعی پیدا نمی شود نه اینکه انصراف واقعی پیدا می شود و مورد قبول واقع نمی گردد.
خداوند در سوره النساء آیات 17 و 18 می فرماید: « إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السوءَ بجَهَلَة ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیب فَأُولَئک یَتُوب اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکیماً* وَ لَیْستِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السیِّئَاتِ حَتى إِذَا حَضرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْت قَالَ إِنى تُبْت الْئََنَ وَ لا الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کفَّارٌ أُولَئک أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِیماً؛ توبه تنها براى کسانى است که کار بدى را از روى جهالت انجام مى دهند و سپس به زودى توبه مى کنند، خداوند توبه چنین اشخاصى را مى پذیرد و خدا دانا و حکیم است. و براى کسانى که کارهاى بد را انجام مى دهند و هنگامى که مرگ یکى از آنها فرا برسد مى گوید الان توبه کردم، توبه نیست و نه براى کسانى که در حال کفر از دنیا مى روند، اینها کسانى هستند که عذاب دردناکى براى آنها فراهم کرده ایم».
شرائط پذیرش توبه
در این آیه صریحا مسئله توبه و پاره اى از شرائط آن را بیان مى کند و مى فرماید: توبه تنها براى آنها است که گناهى را از روى جهالت انجام مى دهند. کلمه جهل و مشتقات آن گرچه به معانى گوناگونى آمده است ولى از قرائن استفاده مى شود که منظور از آن در این آیه طغیان غرائز و تسلط هوسهاى سرکش و چیره شدن آنها بر نیروى عقل و ایمان است، و در این حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بین نمى رود اما تحت تاثیر آن غرائز سرکش قرار گرفته و عملا بى اثر مى گردد، و هنگامى که علم اثر خود را از دست داد، عملا با جهل و نادانى برابر خواهد بود. ولى اگر گناه بر اثر چنین جهالتى نباشد بلکه از روى انکار حکم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گیرد، چنین گناهى حکایت از کفر مى کند و به همین جهت توبه آن قبول نیست، مگر این که از این حالت بازگردد و دست از عناد و انکار بشوید.
در واقع این آیه همان حقیقتى را بیان مى کند که امام سجاد علیه السلام در دعاى ابو حمزه با توضیح بیشترى بیان فرموده است آنجا که مى گوید: «الهى لم اعصک حین عصیتک و انا بربوبیتک جاحد و لا بامرک مستخف و لا لعقوبتک متعرض و لا لوعیدک متهاون لکن خطیئة عرضت و سولت لى نفسى و غلبنى هواى؛ خداى من هنگامى که به معصیت تو پرداختم اقدام به گناه از راه انکار خداوندیت نکردم و نه به خاطر خفیف شمردن امر تو بود و نه مجازات ترا کم اهمیت گرفتم و نسبت به آن بى اعتنا بودم و نه وعده کیفرت را سبک شمردم بلکه خطائى بود که در برابر من قرار گرفت و نفس اماره، حق را بر من مشتبه کرد و هوى و هوس بر من چیره شد».
«ثم یتوبون من قریب» در این جمله اشاره به یکى دیگر از شرائط توبه کرده و مى فرماید: سپس به زودى توبه کنند. در باره معنای قریب ( زمان نزدیک ) در میان مفسران گفتگو است، جمع زیادى آن را به معنى قبل از آشکار شدن نشانه هاى مرگ مى گیرند، و آیه بعد را که مى گوید پس از ظهور علائم مرگ توبه پذیرفته نمى شود، شاهد بر آن مى دانند، بنا بر این تعبیر به قریب شاید به خاطر این است که اصولا زندگى دنیا هر چه باشد کوتاه و پایان آن نزدیک است.
اما بعضى دیگر آن را به معنى زمان نزدیک به گناه گرفته اند، یعنى به زودی از کار خود پشیمان شود و بسوى خدا بازگردد، زیرا توبه کامل آن است که آثار و رسوبات گناه را به طور کلى از روح و جان انسان بشوید، و کمترین اثرى از آن در دل باقى نماند، و این در صورتى ممکن است که در فاصله نزدیکى قبل از آنکه گناه در وجود انسان ریشه بدواند و بشکل طبیعت ثانوى در آید از آن پشیمان شود، در غیر این صورت غالبا اثرات گناه در زوایاى قلب و جان انسانى باقى خواهد ماند، پس توبه کامل توبه اى است که به زودی انجام پذیرد، و کلمه قریب از نظر لغت و فهم عرف، نیز با این معنى مناسبتر است.
درست است که توبه بعد از زمان طولانى نیز پذیرفته مى شود، اما توبه کامل نیست و شاید تعبیر به على الله ( توبه اى که بر خدا لازم است آن را بپذیرد ) نیز اشاره به همین معنى باشد زیرا این تعبیر تنها در این آیه از قرآن آمده است و مفهوم آن این است که پذیرش این گونه توبه ها از حقوق بندگان مى باشد در حالى که پذیرش توبه هاى دور دست از طرف خداوند یک نوع تفضل است، نه حق. به طور خلاصه شرط قبولى توبه دو چیز است: نخست این که قبل از مشاهده نشانه هاى مرگ باشد و دیگر این که انسان، با ایمان از دنیا برود. ضمنا از این آیات قرآن استفاده مى شود که انسان نباید توبه را به تاخیر اندازد، زیرا ممکن است به طور ناگهان مرگ او فرا رسد و درهاى توبه به روى او بسته شود.
خداوند در جای دیگر می فرماید: «إِلا الَّذِینَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِک وَ أَصلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ مگر کسانى که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند که خداوند غفور و رحیم است» (سوره نور ، 5). توبه تنها استغفار یا ندامت از گذشته، و حتى تصمیم نسبت به ترک در آینده نیست، بلکه علاوه بر همه اینها شخص گنهکار باید در مقام جبران بر آید. اگر واقعا حیثیت زن یا مرد پاکدامن را لکه دار ساخته براى قبولى توبه خود باید سخنان خویش را در برابر تمام کسانى که این تهمت را از او شنیده اند تکذیب کنند و به اصطلاح اعاده حیثیت نمایند. جمله « واصلحوا» بعد از ذکر جمله تابوا اشاره به همین حقیقت است، که باید این گونه اشخاص از گناه خود توبه کنند و در مقام اصلاح فسادى که مرتکب شده اند بر آیند. بنابر این جبران و اصلاح فساد انجام شده شرط قبولی توبه اعلام شده است

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۱:۰۰
شرایط عدم قبولی توبه

توبه حقیقی یعنی انصراف جدی و بازگشت واقعی از گناه به سوی صلاح و ارشاد، و بدیهی است که اگر انصراف، جدی و واقعی باشد و معلول مشاهده کیفر نقد و حاضر نباشد البته خداوند متعال به رحمت واسعه خود آن را می پذیرد. توبه در دو موقف و دو موطن پذیرفته نمی شود:
یکی در همین دنیا آنگاه که کیفر رسیده باشد، و در حقیقت حالتی که انسان در این وقت به خود می گیرد صورت توبه دارد ولی حقیقت توبه ندارد. در سوره مبارکه مؤمن آیه 85 درباره بعضی از اقوام گذشته که دچار عقوبت الهی شدند می فرماید: همینکه عقوبت سخت ما را دیدند اظهار داشتند که به خدای یگانه ایمان آورده ایم و تمام آن چیزهایی را که شریک خداوند ساخته بودیم به دور ریختیم. ولی اینچنین توبه و ایمانی که بعد از مشاهده عقوبت سخت پیدا شود هرگز به حال آنها سود نخواهد بخشید. این سنتی است از خداوند که همیشه بوده است و کافران در این موطن و موقف زیان کرده اند. درباره فرعون نیز در قرآن کریم (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) آمده است که فرعون دست از سر بنی اسرائیل بر نمی داشت. در حالی هم که آنها به رهبری موسی از مصر خارج شدند باز آنها را تعقیب کرد تا آنوقت که در دریا آنها را تعقیب کرد و غرق شد. در آن حال فریاد بر آورد: به خدای یگانه که قوم موسی به آن ایمان آورده اند من هم ایمان آوردم و تسلیم او هستم. به او گفته شد: حالا و در این وقت؟! و حال آنکه تا لحظه ای پیش آدمی فسادگر بودی.
موقف دوم که توبه پذیرفته نمی شود جهان آخرت است. همینکه آدمی بدان جهان رفت دیگر توبه و پشیمانی سودی ندارد، نه تنها بدان جهت که در آنجا آدمی کیفر را حاضر و مشهود می بیند بلکه بدان جهت که در آنجا دیگر عمل و تغییر تصمیم و حرکت و تکامل معنا ندارد، هر کس در آنجا به هر حالت و با هر درجه و هر مقام که رفت برای همیشه در همان حالت باقی است و نمی تواند در خودش تصمیماتی و تغییراتی ایجاد کند. در آنجا هم توبه و انصراف واقعی پیدا نمی شود، نه اینکه انصراف واقعی پیدا می شود و مورد قبول واقع نمی گردد.
آدمی میوه درخت طبیعت است. میوه تا در درخت است از طریق همان درخت و از راه ریشه و رگهای همان درخت تغذی می کند، مواد زمین را به خود می گیرد، آب می خورد، از نور و هوا و حرارت استفاده می کند، ولی همینکه به علت رسیده شدن و گذشتن اجل و مدت معلوم و یا به علت کندن آن میوه رابطه اش با درخت قطع شد دیگر برای این میوه راه تکامل و ترقی و اصلاح و مبارزه با آفت و همه چیز بسته است، اگر کال و نارس از درخت جدا شده دیگر چاره پذیر نیست، و اگر پژمردگی و افسردگی پیدا کرده دیگر از طریق آب دادن و نور و هوا به آن درخت نمی شود آن پژمردگی را اصلاح کرد. انسان هم در جهان طبیعت همین حال را دارد، هر اصلاح و تکمیلی که بایست بکند تا وقتی است که روی درخت طبیعت است و جدا نشده، و اما همینکه از این درخت با دست مرگ جدا شد دیگر راه اصلاح به روی او بسته است.
خداوند در سوره نساء آیه 18 می فرماید: « و لیست التوبة للذین یعملون السیئات ...»: و براى کسانى که کارهاى بد را انجام مى دهند و هنگامى که مرگ یکى از آنها فرا برسد مى گوید الان توبه کردم، توبه نیست و نه براى کسانى که در حال کفر از دنیا مى روند، اینها کسانى هستند که عذاب دردناکى براى آنها فراهم کرده ایم. در این آیه اشاره به کسانى که توبه آنها پذیرفته نمى شود نموده، مى فرماید: کسانى که در آستانه مرگ قرار مى گیرند و مى گویند اکنون از گناه خود توبه کردیم توبه آنان پذیرفته نخواهد شد. دلیل آن هم روشن است، زیرا در حال احتضار و در آستانه مرگ، پرده ها از برابر چشم انسان کنار مى رود، و دید دیگرى براى او پیدا مى شود، و قسمتى از حقایق مربوط بجهان دیگر و نتیجه اعمالى را که در این زندگى انجام داده با چشم خود مى بیند و مسائل جنبه حسى پیدا مى کند، واضح است که در این صورت هر گناهکارى از اعمال بد خود پشیمان مى گردد، و همانند کسى که شعله آتشى را نزدیک خود ببیند از آن فرار مى کند.
مسلم است که اساس تکلیف و آزمایش پروردگار بر این گونه مشاهده ها نیست، بلکه بر ایمان به غیب و مشاهده با چشم عقل و خرد است. به همین دلیل در قرآن مجید مى خوانیم: هنگامى که نخستین نشانه هاى عذاب دنیا بر بعضى از اقوام پیشین آشکار مى گشت باب توبه بروى آنها بسته مى شد، در سرگذشت فرعون مى خوانیم: «حتى اذا ادرکه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذى آمنت به بنو اسرائیل و انا من المسلمین الان و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین؛ آلان و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین؛ تا آن زمان که غرقاب دامن او را گرفت، صدا زد الآن ایمان آوردم که معبودى جز معبود بنى اسرائیل نیست و من از تسلیم شدگانم، اما به او گفته مى شود الان این سخن را مى گوئى؟ و پیش از این نافرمانى کرده و از مفسدان بودى!؟ بهمین دلیل توبه تو پذیرفته نخواهد شد» ( یونس/ 90 - 91 ).
از بعضى از آیات قرآن ( مانند آیه 12 سوره سجده ) استفاده مى شود که گناهکاران در قیامت با مشاهده عذاب الهى از کار خود پشیمان مى شوند ولى پشیمانى آنها سودى نخواهد داشت. چنین کسانى درست مانند مجرمانى هستند که وقتى چشمشان به چوبه دار افتاد و طناب دار را بر گلوى خود احساس کردند، از کار خود پشیمان مى شوند، روشن است که این پشیمانى نه فضیلت است و نه افتخار و نه تکامل، و بهمین جهت چنان توبه اى بى اثر است. البته این آیه با روایاتى که مى گوید: توبه تا آخرین نفس پذیرفته مى شود هیچگونه منافاتى ندارد، زیرا منظور از آن روایات لحظاتى است که هنوز نشانه هاى قطعى مرگ را مشاهده نکرده و به اصطلاح دید برزخى پیدا ننموده است.
دسته دوم: از کسانى که توبه آنها پذیرفته نمى شود آنها هستند که در حال کفر از جهان مى روند. در آیه 18 سور نساء در باره آنها چنین مى فرماید: «و لا الذین یموتون و هم کفار؛ آنها که در حال کفر مى میرند توبه براى آنان نیست». این حقیقت در آیات متعدد دیگرى از قرآن مجید نیز بازگو شده است. آیه مى گوید: کسانى که از گناهان خود در حال صحت و سلامت و ایمان توبه کرده اند ولى در حال مرگ با ایمان از دنیا نرفتند، توبه هاى گذشته آنها نیز بى اثر است. توضیح اینکه مى دانیم یکى از شرائط قبولى اعمال نیک انسان موافات برایمان است یعنى با ایمان از دنیا رفتن، و کسانى که در لحظه پایان زندگى کافر باشند، اعمال گذشته آنها ( حتى اعمال نیکى که در حال ایمان انجام داده اند ) طبق صریح آیات قرآن حبط و نابود مى گردد، توبه هاى آنان از گناه اگر چه در حال ایمان انجام شده نیز در چنین صورتى نابود خواهد شد.
البته این نکته را هم باید در نظر داشت که هر چند آدمی در آن جهان دستش از اصلاح و تکمیل خود کوتاه است در عین حال گاهی به واسطه سببی از اسباب از این جهان رحمتهایی به او می رسد. رسول خدا فرمود: همینکه آدمی می میرد دفتر عمل وی بسته می شود، ستونهای حسنات و همچنین ستونهای سیئات به کلی بسته می گردد مگر از ناحیه سه چیز: یکی اینکه آدمی یک مؤسسه خیر از ود باقی گذاشته باشد که بندگان خدا بعد از او از آن مؤسسه منتفع گردند، مثل اینکه بیمارستان یا مدرسه یا مسجدی تأسیس کرده باشد، دیگر اینکه اثری علمی از خود به یادگار گذاشته باشد که بعدها طالبان علم و معرفت از آن اثر علمی بهره مند شوند، سوم اینکه فرزندانی صالح و درستکار و مؤمن باقی گذاشته باشد که بعد از مردن برای وی طلب مغفرت نمایند.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۱:۰۰
شرایط توبه واقعی

توبه رجوع و بازگشت واقعی بنده به سوی خداوند است، و البته ممکن نیست که بنده ای واقعا و حقیقتا راه کج را که می رفته رها کند و به سوی راه راست و مستقیم باز گردد و از عمق باطن و روح خود به سوی خداوند بیاید نه فقط به دلیل اجبار و اضطرار - و خداوند او را در جوار رحمت خود نپذیرد. آن چیزی که رکن و اساس توبه را تشکیل می دهد، ندامت و پشیمانی از کار بد و تصمیم به ترک گناه است، چیزی که هست، ندامت و پشیمانی از گناه و تصمیم به ترک گناه دو نوع است: یک نوع پشیمانیها و تصمیمهای کاذب است که هر آدم خطا کاری هنگامی که با کیفر و چوب قانون مواجه می گردد پشیمان می شود و آرزو می کند که ای کاش آن عمل زشت را نکرده بود تا حالا این کیفر را نمی چشید. هر کسی که کیفر را جلو چشم خود ببیند در آن حال که کیفر را می بیند نمی تواند تصمیم به گناه بگیرد. خود همان شخص گناهکار در حین ارتکاب گناه اگر چشمش به کیفر می افتاد و آن را حاضر و آماده می دید، از همان اول مرتکب گناه نمی شد.
دیدن کیفر در جلو چشم و آنگاه ترک گناه چیزی شبیه به اجبار و اضطرار و به منزله امری خارج از حد اختیار است. ترک گناه آنوقت توبه و تصمیم و اختیار محسوب می گردد که آدمی خود گناه را نقل و حاضر ببیند و کیفر گناه را نسیه و غایب بداند و آنگاه به ملاحظه کیفر آینده و یا به خاطر اجر و ثواب آینده و یا به ملاحظه احساس زشتی و پلیدی که در خود گناه می کند از ارتکاب آن گناه منصرف گردد. توبه حقیقی یعنی انصراف جدی و بازگشت واقعی از گناه به سوی صلاح و ارشاد، و بدیهی است که اگر انصراف، جدی و واقعی باشد و معلول مشاهده کیفر نقد و حاضر نباشد البته خداوند متعال به رحمت واسعه خود آن را می پذیرد.

خداوند در سوره تحریم آیه 8 می فرماید: « ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدا توبه نکنید، توبه ای خالص. امید است با این کار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند. در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانی را که با او ایمان آوردند خوار نمی کند. این در حالی است که نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان در حرکت است و می گویند پروردگارا نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر همه چیز توانایی». گوهر ایمان پیوسته نیازمند پاسداری و آفت زدایی است و توبه خالص تنها راه تضمین برای پاسداری از ایمانی است که مؤمن می خواهد در پرتوش نعمت های جاودان سرای آخرت را در آغوش بکشد. باید توجه داشت که توبه ای کارساز و تأثیرگذار است که خالص و ناب باشد و در آن ناخالصی وجود نداشته باشد زیرا نمی شود از آنچه به عنوان ابزار درمان استفاده می شود انتظار داشت که اگر خودش نیز آفت داشت اثربخش باشد.

در جای دیگر خداوند راه نجات از آتش دوزخ را نشان مى دهد ومى گوید: اى کسانى که ایمان آورده اید ! به سوى خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالص (یا ایها الذین آمنوا توبوا الى الله توبة نصوحا ، سوره تحریم، 8). آرى نخستین گام براى نجات، توبه از گناه است، توبه اى که از هر نظر خالص باشد، توبه اى که محرک آن فرمان خدا و ترس از گناه، نه وحشت از آثار اجتماعى و دنیوى آن، بوده باشد، توبه اى که براى همیشه انسان را از معصیت جدا کند و بازگشتى در آن رخ ندهد. حقیقت توبه همان ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است، و اگر کارى بوده که قابل جبران است در صدد جبران برآید، و گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنى است، و به این ترتیب ارکان توبه را مى توان در پنج چیز خلاصه کرد: (ترک گناه - ندامت - تصمیم بر ترک در آینده - جبران گذشته - استغفار ).
در تعریف توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) گفته اند که: توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانى قلبى، استغفار زبانى، ترک گناه، و تصمیم بر ترک در آینده. بعضى دیگر گفته اند: توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا. یا اینکه توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینى و از آن شرمنده باشى! یا اینکه توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) آن است که مظالم را به صاحبانش بازگرداند، و از مظلومین حلیت بطلبد، و بر اطاعت خدا اصرار ورزد. یا اینکه توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن و کم خوابیدن. یا اینکه توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) آن است که توأم با چشمى گریان و قلبى بیزار از گناه باشد ... و مانند اینها که همگى شاخ و برگ یک واقعیت است و این توبه خالص و کامل است.
در حدیثى از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مى خوانیم هنگامى که معاذ بن جبل از توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) سؤال کرد، در پاسخ فرمود: «ان یتوب التائب ثم لا یرجع فى ذنب کما لا یعود اللبن الى الضرع؛ آن است که شخص توبه کننده به هیچوجه بازگشت به گناه نکند آنچنانکه شیر به پستان هرگز باز نمى گردد». این تعبیر لطیف بیانگر این واقعیت است که توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) چنان انقلابى در انسان ایجاد مى کند که راه بازگشت به گذشته را به کلى بر او مى بندد. همان گونه که بازگشت شیر به پستان غیر ممکن است. این معنى که در روایات دیگر نیز وارد شده، در حقیقت درجه عالى توبه نصوح (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5249) را بیان مى کند، و گرنه در مراحل پائینتر ممکن است بازگشتى باشد که بعد از تکرار توبه سرانجام منتهى به ترک دائمى شود.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۱:۰۱
معنای غفران

این نکته را باید توجه داشته باشید که قرآن هیچ وقت انسان را مادامی که زنده است و می تواند عملی انجام دهد و اراده و انتخاب و اختیار نماید، مأیوس نمی کند و لهذا می گوید در توبه همیشه به روی بنده باز است. اما توبه، گفتن لفظ نیست. «استغفرالله ربی و اتوب الیه» را به زبان آوردن توبه نیست. توبه یعنی بازگشت.
قرآن اتمام حجت می کند که ای پیغمبر به این کافران ان تنتهوا ( ینتهوا از ماده نهی است. نهی کردن منع کردن است. انتها یعنی نهی پذیری ) اگر نمی پذیرند، یعنی اگر باز گردند از راهی که می روند خدا می پذیرد. خدا با بنده خودش هرگز لجبازی نمی کند. «یغفر لهم ما قد سلف؛ اگر بازگردند تمام گذشته ها به نفع آنها پوشانده می شوند» (انفال/ 38). یغفر از ماده غفران است. غفران را معمولاً به کلمه آمرزش ترجمه می کنیم و درست هم هست. در فارسی ما کلمه دیگری نداریم که ترجمه کلمه غفران باشد. ریشه کلمه غفران، مفهوم پوشش را می دهد. به مغفرت و آمرزش از آن جهت غفران می گویند که خداوند روی گناهان گذشته را می پوشاند و ستر می کند. «یغفر لهم ما قد سلف »؛ اگر توبه کنند، آنچه که قبلاً گذشته است یعنی اعمال بدی که مرتکب شده اند آمرزیده می شود یعنی رویش پوشانده می شود، کالعدم می گردد، نادیده گرفته می شود. پس معنی کلمه غفران پوشیدن و پوشاندن است. شعری حافظ دارد که تقریباً در همین زمینه طلب مغفرت است و مناجاتی است در زبان غزل. می گوید:
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم *** از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
درگاه الهی را می گوید.
رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم *** تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم
شاهد من این شعر است:
آبرو می رود ای ابر خطاپوش ببار *** که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۰۱:۰۲
مهلت توبه با توجه به آیات قرآن

توبه اولین منزل اهل سلوك و اهل عبادت و عبودیت است. اگر كسی آهنگ تقرب نزد پروردگار را داشته باشد، برای اینكه خود را آماده كند باید از گذشته سیاه و تیره خود باز گردد و توبه كند. انسان تا در این دنیا هست و رشته حیاتش باقی است و تا وقتی كه مرگ مستقیما به او روی نیاورده است، مهلت برای توبه كردن دارد. تنها در وقتی كه انسان در چنگال مرگ گرفتار است و هیچ امیدی به نجات ندارد توبه مورد قبول واقع نمی شود، آن ساعات و لحظات آخر كه در تعبیرات حدیثی، ساعت معاینه نامیده شده است، یعنی لحظه ای كه انسان مرگ را و جهان دیگر را معاینه می كند، بچشم می بیند، در عین اینكه هنوز زنده است، دنیای دیگر را در مقابل خود حاضر می بیند. قبل از آن لحظه، توبه انسان قبول است ولی در آن لحظه دیگر توبه مقبول نیست، هم چنان كه در عالم آخرت هم توبه معنی ندارد. نه انسان در آنجا حال توبه پیدا می كند و نه فرضا اگر بخواهد توبه كند، كه قطعا توبه واقعی نخواهد بود و فقط یك عمل ظاهری است، توبه او پذیرفته است.
اما اینكه چرا توبه در لحظه معاینه قبول نیست قرآن (http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6573) تصریح میكند كه: «فلما راوا بأسنا قالوا امنا بالله وحده وكفرنا بما كنا به مشركین؛ پس چون سختی (عذاب) ما را دیدند، گفتند: تنها به خدا ایمان آوردیم و بدانچه با او شریک می کردیم کافر شدیم» ( سوره مؤمن، آیه 84 )، یعنی همینكه انتقام ما را دیدند می خواهند توبه كنند و توبه شان را نمی پذیریم. در ساعتی كه آن انتقام ما رسید، اظهار ایمان كردن و اظهار توبه كردن فایده ندارد. چرا؟ برای اینكه توبه تنها پشیمانی و بازگشت نیست. یعنی اگر انسان تحت هر عاملی فقط از راه كج خود باز گردد این توبه شمرده نمی شود. توبه آنوقت است كه یك انقلاب درونی در وجود انسان پیدا می شود. یعنی نیروهای شهوانی و غضبی و شیطانی انسان علیه تبهكاریهای او قیام بكنند و زمام مملكت وجود انسان را در دست بگیرند. این معنای توبه است. توبه یعنی انقلاب درونی انسان. انسان وقتی به مرحله ای می رسد كه احساس می كند در چنگال مرگ گرفتار است و عذاب الهی را می بیند، بدیهی است كه در آنجا اظهار ایمان می كند، اما این اظهار ایمان، انقلاب مقدس درونی نیست.
قرآن در مورد فرعون می گوید: «حتی اذا ادركه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذی آمنت به بنوا اسرائیل» ( سوره یونس، آیه 90 ) فرعون تا در دنیاست و باد دنیا به تنش می خورد فرعونی می كند، با هیچ استدلالی قانع نمی شود، هیچ نصیحت و موعظه ای را نمی پذیرد، بین سحره و موسی معارضه درست می كند، خود سحره ایمان می آورند و او بیشتر طغیان می كند، در صدد كشتن موسی و قومش بر می آید، آنها را تعقیب می كند، هنگامی كه در دریا غرق میشود، آب او را فرا میگیرد و خود را در لحظات آخر عمر می بیند و یقین می كند كه دیگر راه نجات ندارد میگوید: «آمنت انه لا اله الا الذی آمنت به بنوااسرائیل» نه، من دیگر بخدای موسی ایمان آوردم. اینجا دیگر قبول نمیشود. خدا چرا قبول نمیكند؟ مگر خدا بخل میورزد؟ نه، توبه باشد قبول میكند، این، توبه نیست، توبه یعنی انقلاب مقدس درونی. این انقلاب مقدس درونی نیست. آدمی كه در قعر دریا، آب تمام اطرافش را گرفته و به هر طرف كه نگاه می كند آب می بیند و در این حال اظهار توبه می كند، وجدانش منقلب نشده است، فطرتش زنده نشده است، خودش علیه خودش قیام نكرده است، بلكه حالا كه خودش را مضطر و بیچاره می بیند، از روی اضطرار اظهار تسلیم می كند.
به این ترتیب به او می گویند: « آلئن و قد عصیت قبل؛ آیا حالا (ایمان می آوری؟) در حالی که پیش از این نافرمانی کردی» (سوره یونس، آیه 91) چرا یك ساعت پیش كه آزاد بودی این حرف را نزدی؟ اگر یك ساعت پیش در حالیكه آزاد بودی این حرف را می گفتی معلوم بود كه در درون تو انقلاب مقدس پیدا شده، اما حالا كه این حرف را می زنی، این، انقلاب مقدس نیست، اضطرار و بیچارگی است. كدام جانی از جانیهای دنیاست كه در آن لحظه ای كه گرفتار عدالت میشود اظهار پشیمانی نكند؟ ولی این پشیمانی نیست، اصلاح نیست، علامت به صلاح آمدن نیست. اگر جانی، قبل از گرفتار شدن، خودش از درون منقلب شد و در حالیكه امكان جنایت برایش بود دست از جنایت برداشت، این اسمش توبه و بازگشت واقعی است. پس علت اینكه در لحظات آخر، در حال معاینه آن دنیا، توبه انسان مقبول نیست، اینست كه توبه نیست نه اینكه توبه هست و مقبول نیست. اصلا توبه نیست.
اما این كه چرا توبه انسان در دنیای دیگر قبول نیست چون در آن دنیا هم انسان همه چیز را معاینه كرده و می بیند. در آنجا هم وقتی كه ادعای كال بود این امكان وجود داشت كه رسیده شود، یك مرحله جلو بیاید، رنگش تغییر كند، حجمش بیشتر شود، طعمش مطبوعتر بشود، شیرینتر بشود، معطرتر بشود، ولی همینكه از درخت افتاد، تمام امكانات از بین میرود، یعنی آخرین فعلیتش، آخرین حالتش، در همان لحظه ای است كه از درخت می افتد. انسان میوه درخت طبیعت است، میوه درخت دنیا است. تمام امكاناتی كه برای ماانسانها موجود است، در طبیعت و در دنیا موجود است، برای ما خوب شدن در دنیا امكان دارد، وسائل بد شدن و بدتر شدن هم باز در دنیا موجود است. ما كه در این دنیا هستیم، روی درخت طبیعت و دنیا هستیم، میوه این درخت هستیم.
این جهان همچون درخت است ای گرام *** ما بر آن، چون میوه های نیم خام
تا ما روی درخت طبیعت هستیم، همه امكانات برایمان هست، اگر عبادت كنیم، مثل میوه ای كه میرسد، رسیده میشویم. اگر گناه بكنیم، مانند میوه ای كه آفت زده میشود، آفت زده میشویم مثل اینكه كرمی یا شته ای از راه درخت به این میوه برسد. توبه هم یكی از امكانات است، مثل آب و غذائی است كه از راه درخت طبیعت باید بما برسد. لذا وقتی مردیم دیگر به ما نمی رسد. چرا؟ چون عرض كردم توبه یك انقلاب مقدس است و همه تغییرها و انقلابها و حركتها مال این دنیا است، همه تغییر مسیر دادنها و تغییر جهت دادنها مال این دنیا است، بالا رفتن و پائین رفتن در این دنیا است. همینكه پا به آن دنیا گذاشتیم، در هر حد و درجه ای كه هستیم، در هر مسیری كه هستیم، بسوی هر چیزی كه هستیم، در همانجا متوقف میشویم. آخرین حد فعلیت تمام شده است. انسان پس از آنكه از این دنیا رفت، نظام زندگیش بكلی تغییر می كند و عوض میشود و امكان ندارد كوچكترین استفاده ای از نظاماتی كه در دنیا هست، بكند.
عمل و توبه، پیشروی و پسروی، بالا رفتن و پائین رفتن و تغییر مسیر و جهت دادن، همه مال این دنیا است. این كلام علی ( ع ) است: «الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب، و لا عمل؛ امروز روز عمل است و حسابی در کار نیست، و فردا روز حساب است و امکان عمل نیست» (نهج البلاغه/ خطبه 42). دنیا محل مجازات و رسیدن بحساب نیست. نه اینكه بخواهد بگوید هیچ مكافاتی در دنیا نیست. بعضی از اعمال در دنیا مكافات است، و بعضی از بدبختیهایی كه در دنیا به انسان میرسد، نتیجه عمل انسان است. اما نه خیال كنید كه حساب هر عمل بدی را خدا در این دنیا می رسد و نه خیال كنید كه هر حالت بدی كه انسان پیدا می كند، در نتیجه یك عمل گذشته او است، اینجور نیست. بنابر این آیا اگر انسانی در این دنیا هیچگونه مجازاتی نشد، دلیل بر این نیست كه حسابش پاك بوده است؟ نه آیا اگر كسی در دنیا سختی ای دید، دلیل بر بدی عمل اوست؟ نه، اینجور نیست.
درس اسلام به ما این است: «الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل». دنیا دار عمل است، دار رسیدگی و حساب كردن نیست. بر عكس آخرت دار عمل نیست، منحصرا دار حساب است و بس. پس سر اینكه توبه انسان محدود است به قبل از معاینه موت و آثار آن، و پس از آنكه انسان موت را معاینه كرد نظیر فرعون، دیگر توبه او قبول نیست. ازاین ها چه نتیجه ای باید بگیریم؟ سخن علی را: «الیوم عمل» از فرصت باید استفاده كنیم، از آن كسانی نباشیم كه توبه را تأخیر می اندازند به حساب اینكه وقت باقی است. خدا می گوید: «یعدهم و یمنیهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا؛ (آری) شیطان وعده شان می دهد و آنها را آرزومند می کند، لکن شیطان به آنها جز فریب وعده نمی دهد» (سوره نساء، آیه 120). این وعده ها كه: دیر نمیشود، هنوز از عمر ماخیلی باقی است، هنوز یك گل از صد گل ما باز نشده است، وعده های شیطانی است، فریبهای نفس اماره است، انسان نباید توبه را تأخیر بیندازد

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۵/۱۴, ۲۳:۱۱
http://noorportal.net/Page-Data/StaticImages/mako01.jpg


توبه یک بار اما برای همیشه
بازگشت به بارگاه حق
توبه، به معنای بازگشت بنده از عصیان و سرکشی و روی آوردنش به طاعت و عبادت است. انسان در این حالت، دل را از گناه و معصیت خالی کرده، خود را برای رسیدن به بارگاه قرب الهی مهیا می کند؛ زیرا تاریکی گناه، میان او و الطاف الهی، حجابی گسترده افکنده است. البته بنده ای که می خواهد از گناه برگردد، باید ایمان، یقین و اعتقاد به توحید و اعتماد به خدا را در وجود خویش احیا کند تا بدین وسیله، شعله های ندامت در اندرونش برافروخته گردد و بدین سان، از معاصی گذشته متأثر شده و حتی آرزو کند که ای کاش آن رفتار بد و کردار زشت از او صادر نشده و در کارنامه ي اعمالش ثبت نشده بود.1
خوبی، جایگزین بدی ها
قرآن کریم، در آیه 70 سوره ي فرقان می فرماید: « مگر کسی که توبه کند، ایمان آورد و عمل شایسته انجام دهد.» بر اساس این آیه ، ایمان و عمل نیک، قدرت آن را دارد که سیئات را به حسنات تبدیل کند و در صورت توبه ي راستین، بدی ها از کارنامه ي آدمی حذف و اعمال خوب جایگزین آن شود.2
مثال روشن آن ، کودها و زباله هایی است که در مزارع، بوستان ها و باغ ها ریخته می شود. اما همین ضایعات که مزاحم بهداشت و سلامتی انسان ها هستند و بوی بد آن ها همه را آزرده می سازد، توسط ریشه های گل ها و گیاهان جذب شده و تبدیل به موادی نیک می شوند و در افزایش بوی خوش گل ها و مزه ي شیرین میوه ها و خواص محصولات مؤثر واقع می شوند.
آری ، انسان شاید تصور نکند، این همه فضولات تنفرآور، روزی چنین به عطرافشانی در بوستان ها و طراوات محصولات باغ ها کمک خواهد کرد. مثال دیگر، بذرهای میوه است که در درون خاک پوسیده کاشته می شود ، اما رفته رفته این بذر، تبدیل به میوه ای خوش طعم یا گیاهی مفید خواهد شد.
این است معنای این آیه که « پس خداوند، بدی هایشان را به نیکی ها تبدیل می کند».3
خوشا به حال آنان که از بدی ها توبه کرده و زهرها و سم ها را به شهد با حلاوت مبدل ساخته اند.
درهای باز را به روي خود نبندیم!
بنده ای که سراپایش در آتش خطا می سوزد و پشیمانی و حسرت، در دلش آتشی سوزنده برپا کرده است و به هیچ کس و هیچ چیز امیدی ندارد تا او را از این وضع خطرناک و هلاک کننده رهایی ببخشد، متوجه چشمه ي پرفیض رحمت الهی می گردد که او را باز می خواند و خطاهایش را می بخشد، چرا که خداوند، در حق بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است: » و هر کس توبه کند و نیکوکار شود، البته ندامتش به درگاه حق، قبول می شود.»4
و این تا زمانی است که نفس در رفت و آمد بوده و فرصت باقی است و الاّ پس از گذر فرصت، حسرت سودی ندارد. در حقیقت توبه، پرتوی فضل عظیم الهی و دری همیشه گشوده از رحمت پروردگاراست، و بدبخت کسی است که خود را از این درگاه محروم کند و روز قیامت در مقام عذرخواهی بگوید:« خدایا! نادان بودم، گرفتار غضب و شهوت گشتم و در برابر وسوسه های شیطانی عاجز شدم و...» در برابر این عذرها به او گفته می شود: « مگر برای تو راهی قرار ندادیم، چرا این راه را بر روی خود بستی؟»
البته توفیق توبه را نیز باید از خداوند بخواهیم.
پنجره ي باز رحمت
در موضوع توبه، حساب همه ي افراد یکسان نیست. تفاوت ها، شرایط و نوع غفلت ها، جهالت ها و اغراض و مقاصد افراد در قبولی ندامت، اثرهای گوناگون می گذارد.
در سال نهم هجرت که بنا بود مسلمانان برای غزوه ي تبوک به قلمرو روم بروند، سه نفر از مسلمانان، بدون هیچ گونه عذری، در مدینه ماندند و نشستن در خانه را بر نبرد در راه خدا ترجیح دادند. چون لشکر پیامبر صلی الله علیه و آله از آن غزوه بازگشت، این سه نفر، به استقبال رفتند و بر رسول اکرم صلی الله علیه وآله سلام کردند، اما خاتم رسولان از ایشان روی برگردانید و به عذرخواهی آنان اعتنایی نفرمود، مردم نیز تبعیت کردند و با این سه نفر قطع رابطه کردند. تا جایی که به قول قرآن، چنان شرایط، برای آنان سخت و آشفته شد که زمین با آن وسعت و فراخی، بر آنان تنگ شد و به ناچار به کوه ها پناه بردند. در این حالت، خداوند توبه ي آنان را پذیرفته و در پرتو عنایت پیامبر و جامعه ي اسلامی قرار گرفتند.5
در واقع، آن گاه که متوجه شدند پناهگاهی جز خدا ندارند، ندامت آنان نتیجه داد.
توبه؛ بازگشت به شناخت ومعرفت
از قرآن چنین بر می آید که توبه ي کسانی پذیرفته می شود که از روی جهالت، یا بر اثر غلبه ي هوی و هوس گناه کنند، ولی بعد، به یک نوع معرفت و خودآگاهی برسند و از این مسیر بازگردند، والا بعد از قطعی شدن مرگ و آشکار شدن نشانه های آن، توبه قبول نمی شود.
علت عدم پذیرش ندامت در این حالات، آن است که ناامیدی از زندگی و خوف قیامت، او را ناگزیر به ندامت کرده و آن گاه که نه مجالی برای حیات دنیوی و نه فرصتی برای عملی مفید و صالح هست، پشیمانی سودی نخواهد داشت و این بازگشت، بازگشتی راستین و حقیقي نخواهد بود. وانگهی بنده، در چنین حالاتی به حسنات و ترک بدی ها مجبور و از حد تکلیف خارج شده و دیگر مستحق تشویق و تنبیه نیست. 6
از امام صادق علیه السلام روایت شده است : « به داوود پیامبر وحی آمد که چون بنده ي مؤمنم مرتکب گناهی شود و به سویم بازگردد و هرگاه به یاد معاصی خویش افتد و از من شرمسار گردد، وی را بیامرزم و خلافش را از یاد فرشتگان نگهبانش ببرم و آن گناه را به حسنه مبدل سازم که از هر مهربانی مهربان ترم».7
توبه برای مؤمنان
قرآن در ذکر اوصاف مؤمنان راستین، به همین ویژگی توجه زیادی نموده است. سئوال این است که اگر شخصی به خدا ایمان دارد، پس چرا این ویژگی درباره اش ذکر شده است؟
جواب، این است که ؛ آنان در راه راست در تلاشند و امکان دارد گاهی سختي ها و مشکلات، آن ها را ناامید کند و يا وقتی به سختی ها دچار می شوند، جزع و فزع و فریاد کنند.
با توبه ، آدمی می تواند، این کاستی ها را برطرف کند و چون خداوند، علیم و حکیم است و به این ضعف ها و نقص های بشر آگاه است و می داند انسان در راه کمال، گاهی دچار اشتباه و خلاف می شود، لذا در توبه را برایش باز می گذارد و با اصلاح مسیر، به بنده اش اجازه می دهد، تا راه خود به سوی کمال را ادامه دهد. خدا می خواهد آدمی در تلاش به سوی حقیقت ، سبک بار باشد؛ دلربایی ها، امیال نفسانی و شهوانی، او را سنگین ننماید و جاذبه های غلط، او را فریب ندهد. بهره گیری از شادی های مشروع و نعمت الهی، به شرط آن که در حد اعتدال باشد، همه فرع و شاخ و برگ آن سعادت واقعی است و نباید کمال طلبی ما را تحت شعاع قرار دهد. راننده ای که به سوی هدفی در حرکت است. می تواند در پارک ها و قهوه خانه های مسیر توقف کند، ولی باید بداند که نباید از مقصد اصلی باز بماند. ، فرصت ها کوتاهند و شیطان در کمین و توفان ها در حال وزیدن. مبادا باتلاق ها را با چشمه های ناب یکی بگیریم.
وارستگی از وابستگی
برای ساختن خود، باید ابتدا وابستگی هاي درونی و بیرونی را از بین برد. جاذبه هایی که انسان را به پستی می کشاند و او را به خوش گذرانی و عیش و نوش دعوت می کند، باید قاطعانه تحت کنترل ایمان و خرد درآید.
انسانی که صفحه ي افكار وجودش پاك و پيراسته شد و آفت هاي دروني را از بوستان خويش زدود، بهتر مي تواند به شكوفايي برسد، غير ازاين آفت زدايي، بايد شاخ و برگهاي اضافي كه مانع رشد اصلي هستند، كنترل و احياناً حذف شوند تا درخت وجود بتواند برگ و بار مفيد دهد. يك باغبان ، به آفت كش ، مراقب است كه گياهان به آفت ها و مزاحم هاي مرگ آور مبتلا نشوند، اما كسي كه آگاهي ندارد، فكر مي كند آن باغبان، درختان باغش را مسموم مي كند! آن گاه كه باغبان با اره، شاخ و برگ هاي درختان را قطع مي كند. شايد در نگاه اول، تصور شود او با باغ خويش سر ناسازگاري دارد و مي خواهد اين درختان سرسبز را از نعمت رشد و شكوفايي محروم كند ولي او مي خواهد درخت ازبرخي وابستگي هاي مضر رها شود تا بهتر بتواند طراوت خود را به دست آورد.
آدمي هم در مسير كمال طلبي و در جاده ي حقيقت، چنين وضعي دارد. بايد موانع را از سر راه خود بردارد و به اصلاح خويش بپردازد و پيرايش و پالايش شده به سوي معبود گام بردارد.
پس بايد فرصت ها را غنيمت شمرد و با چراغ توبه، تاريكي ها را روشن كرد.
پله هاي پاكي
شخص تائب، بايد تصميم قاطع بر ترك معصيت بگيرد و اگر احياناً به دليل طغيان نفس و اغواي شيطان به گناه روي آورد، بلافاصله عزم بر ترك آن كند. چون استغفار او، با مداومت برگناه، پذيرفته نمي شود. چنين كسي به فرمايش امام رضا (عليه السلام) ، خداي خويش را مسخره مي كند.8
توبه كننده بايد حقوق تضييع شده ي مردم را جبران نمايد و حق الناس را به طور كامل پرداخت كند و رضايت افرادي را كه حقوق شان را تباه ساخته جلب نمايد واگر در طاعت و عبادات كوتاهي كرده، همه را قضا نمايد. امام باقر (عليه السلام) فرمودند: « تا حق هر ذي حقي را ادا نكني، توبه صورت نگرفته است». 9
شخصي در حضور حضرت علي (عليه السلام) عبارت « استغفرالله» را بر زبان آورد. حضرت به وي فرمود « آيا مي داني استغفار چيست؟» آن گاه فرمودند :« براي آن شش چيز لازم است ؛ ندامت از گذشته، عزم بر ترك آن براي هميشه، اداي حقوق ديگران، و نيز گوشتي كه از حرام روييده با اندوه آب كني تا گوشت جديد برويد، زحمت عبادت را بچشي، همان گونه كه شيريني گناه را چشيده اي و هرگاه چنين كردي بگو استغفرالله».10
توبه چهار مرتبه دارد:
1. بازگشت از كفر به ايمان و از ايمان عادتي و موروثي به باوري معرفتي، و دست برداشتن از اعتقادات موهوم ، باطل و خرافي.
2. بازگشت از معصيت – چه كوچك و چه بزرگ – به سوي طاعت، و از تمرد به بندگي، و از مخالفت به موافقت.
3. بازگشت از مكروهات و نيت ها و خواطر شيطاني و امور لغو و بيهوده، كه اگر چه عقاب آور نيستند، ولي موجب نقصان در نفس و تنزل مقامات معنوي مي شوند.
4. بازگشت از كوتاهي ها يا تقصيرات در معرفت حق و شكرگذاري در برابر نعمت هاي الهي و انجام وظايف بندگي، آن چنان كه شايسته و سزاوار خداوند متعال در حد توان بنده است.
پي نوشت:
1. معراج السعاده، ملا احمد نراقي، ص 526.
2. مجمع البيان، طبرسي، ج 1، ص 201.
3. سوره فرقان، آيه 70.
4. سوره فرقان، آيه 71.
5. تفسيرالميزان ج 9، ذيل آيات 46 و 118 سوره توبه، تاريخ پيامبر اسلام، آيتي، 639-640.
6. معارف و معاريف، ج3، ص 702-703.
7. بحارالانوار ، مجلسي ج 6، ص 27.
8. اصول كافي، كليني، ج 2، ص 504.
9. همان، ص 331.
10. بحارالانوار- ج 6، ص 36.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۶/۰۴, ۲۰:۲۷
بسيارى از علماى اخلاق نخستين گام براى تهذيب اخلاق و سير الى اللّه را ((توبه)) شمره اند، توبه اى كه صفحه قلب را از آلودگيها پاك كند و تيرگيها را مبدّل به روشنايى سازد و پشت انسان را از بار سنگين گناه سبك كند، تا براحتى بتواند طريق به سوى خدا را بپيمايد.
مرحوم ((فيض كاشانى)) در آغاز جلد هفتم ((المحجّه البيضاء)) كه در واقع آغازگر بحثهاى اخلاقى است چنين مى گويد:
((توبه از گناه و بازگشت به سوى ستّارالعيوب و علّام الغيوب آغاز راه سالكين و سرمايه پيروزمندان و نخستين گام مريدان و كليد علاقه مندان و مطلع برگزيدگان و برگزيده مقربان است))!
سپس اشاره به اين حقيقت مى كند كه غالبا انسانها گرفتار لغزشهايى مى شوند و با اشاره به لغزش آدم (كه در واقع ترك اولى بود نه گناه ) مى گويد: چه اشكالى دارد كه همه فرزندان آدم به هنگام ارتكاب خطاها به او اقتدا كنند، چرا كه خير محض ، كار فرشتگان است ، و آمادگى براى شرّ بدون جبران ، خوى شياطين است ، و بازگشت به خير بعد از شرّ، طبيعت آدميان است ؛ آن كس كه به هنگام ارتكاب گناه و انجام شرّ به خير بازگردد، حقيقتا انسان است !
در واقع توبه اساس دين را تشكيل مى دهد، چرا كه دين و مذهب انسان را به جداشدن از بديها و بازگشت به خيرات دعوت مى كند؛ و با توجّه به اين حقيقت ، لازم است توبه در صدر مباحث مربوط به اعمال و صفات نجاتبخش قرار گيرد.))(205) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link205)
به تعبير ديگر، بسيار مى شود كه از انسان - مخصوصا در آغاز تربيت و سير و سلوك الى اللّه لغزشهايى سر مى زند، اگر درهاى بازگشت به روى او بسته شود بكلّى ماءيوس مى گردد و براى هميشه از پيمودن اين راه بازمى ماند؛ به همين دليل ، در مكتب تربيتى اسلام ، ((توبه)) به عنوان يك اصل مهّم مطرح است و از تمام آلودگان به گناه دعوت مى كند كه براى اصلاح خويش ‍ و جبران گذشته از اين باب رحمت الهى وارد شوند.
اين حقيقت در سخنان امام على بن الحسين عليه السّلام در مناجات تابئين با زيباترين صورتى بيان شده ، ((الهى اءنت الّذى فتحت لعبدك بابا الى عفوك سمّيته التّوبة فقلت توبوا الى اللّه توبّة نصوحا، فما عذر من اءغفل دخول الباب بعد فتحه ، معبود من ! تو كسى هستى كه به روى بندگانت درى به سوى عفوت گشوده اى و نامش را توبه نهاده اى ، و فرموده اى باز گرديد به سوى خدا و توبه كنيد، توبه خالص ! حال كه اين در رحمت باز است ، عذر كسانى كه از آن غافل شوند چيست))؟(206) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link206)
جالب اين كه خداوند علاقه فوق العاده اى به توبه بندگان دارد، چرا كه آغاز تمام خوشبختيهاى انسان است . در حديثى از امام باقر عليه السّلام مى خوانيم : ((اءنّ اللّه تعالى اءشدّ فرحا بتوبة عبده من رجل اءضلّ راحلته و زاده فى ليلة ظلماء فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بسيار شاد مى شود، بيش از كسى كه مركب و توشه خود را در بيابان (خطرناكى ) در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را بيابد.))(207) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link207)
اين تعبير كه با كنايات و لطف خاصّى آميخته است ، نشان مى دهد كه در واقع توبه ، هم مركب است و هم توشه راه ، تا انسان وادى ظلمانى عصيان را پشت سر بگذارد و به سر منزل نور و رحمت و صفات والاى انسانيّت برس

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۶/۰۴, ۲۰:۲۹
((توبه)) در اصل به معنى بازگشت از گناه است (اين در صورتى است كه به شخص گنهكارى نسبت داده شود) ولى در قرآن و روايات اسلامى بارها به خدا نسبت داده شده است در اين صورت به معنى بازگشت به رحمت است ، همان رحمتى كه به خاطر ارتكاب گناه از گنهكار سلب شده بود، پس از بازگشت او به خط عبادت و بندگى خدا، رحمت الهى به او باز مى گردد و به همين دليل يكى از نامهاى خدا، ((توّاب)) (يعنى بسيار بازگشت كننده به رحمت يا بسيار توبه پذير) است .
در واقع واژه ((توبه)) مشترك لفظى يا معنوى است ميان ((خدا)) و ((بندگان)) (ولى هنگامى كه به بنده نسبت داده شود با كلمه ((الى)) متعدّى مى شود و هنگامى به خدا نسبت داده شود با كلمه ((على)))(208) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link208)
در ((المحجة البيضاء)) درباره حقيقت توبه چنين آمده است كه توبه سه ركن دارد، نخست ((علم)) و دوم ((حال)) و سوم ((فعل)) كه هر كدام علّت ديگرى محسوب مى شود.
منظور از ((علم)) شناخت اهمّيّت ضرر و زيانهاى گناهان است ، و اين كه حجاب ميان بندگان و ذات پاك محبوب واقعى مى شود. هنگامى كه انسان اين معنى را بخوبى درك كند، قلب او به خاطر از دست دادن محبوب ناراحت مى شود و چون مى داند عمل او سبب اين امر شده ، نادم و پشيمان مى گردد؛ و اين ندامت سبب ايجاد اراده و تصميم نسبت به گذشته و حال و آينده مى شود.
در زمان حال آن عمل را ترك مى گويد، و نسبت به آينده تصميم بر ترك گناهى كه سبب از دست دادن محبوب مى گردد مى گيرد، و نسبت به گذشته در صدد جبران بر مى آيد.
در واقع نور علم و يقين سبب آن حالت قلبى مى شود كه سرچشمه ندامت است ، و آن ندامت سبب موضعيگريهاى سه گانه نسبت به گذشته و حال و آينده مى گردد.(209) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link209)
اين همان چيزى است كه بعضى از آن به عنوان انقلاب روحى تعبير كرده اند، و مى گويند توبه نوعى انقلاب در روح و جان آدمى است كه او را وادار به تجديد نظر در برنامه هاى خود مى كند.
2- وجوب توبه
تمام علماى اسلام در وجوب توبه اتّفاق نظر دارند، و در متن آيات قرآن مجيد كرارا به آن اءمر شده است ؛ در آيه 8 سوره تحريم مى خوانيم : ((يا اءيّها الّذين آمنوا توبوا الى اللّه توبة نصوحا عسى ربّكم اءن يكفّر عنكم سيّئاتكم و يدخلكم جنّات تجرى من تحتها الانهار؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد به سوى خدا باز گرديد توبه كنيد، توبه اى خالص و بى شائبه ، اميد است (با اين كار) پروردگارتان گناهانتان ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است داخل كند.))
همه انبياء الهى هنگامى كه براى هدايت امّتهاى منحرف ماءموريت مى يافتند، يكى از نخستين گامهايشان دعوت به توبه بود؛ چرا كه بدون توبه و شستن لوح دل از نقش گناه ، جايى براى نقش توحيد و فضائل نيست .
پيغمبر بزرگ خداوند هود عليه السّلام از نخستين سخنانش اين بود: ((و يا قوم استغفروا ربّكم ثمّ توبوا اليه ؛ اى قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او باز گرديد و توبه نماييد!)) (سوره هود، آيه 52)
پيامبر بزرگ ديگر صالح عليه السّلام نيز همين سخن را پايه كار خود قرار مى دهد و مى گويد: ((فاستغفروه ثمّ توبوا اليه ؛ از او طلب آمرزش ‍ كنيد و به سوى او بازگرديد توبه كنيد!)) (سوره هود، آيه 61)
حضرت شعيب عليه السّلام نيز با همين منطق به دعوت قومش پرداخت ، و گفت : ((واستغفروا ربّكم ثمّ توبوا اليه انّ ربّى رحيم ودود؛ از پروردگار خود آمرزش بطلبيد و به سوى او بازگرديد توبه كنيد كه پروردگارم مهربان و دوستدار (توبه كاران ) است !)) (سوره هود، آيه 90)
در روايات اسلامى نيز بر مساءله وجوب فورى توبه تاءكيد شده است ، از جمله :
1- در وصيّت اميرمؤ منان على عليه السّلام به فرزندش امام مجتبى عليه السّلام مى خوانيم :
((وان قارفت سيّئة فعجّل محوها بالتّوبة ؛ اگر مرتكب گناه شدى ، آن را به وسيله توبه هرچه زودتر محو كن !))(210) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link210)
البتّه با توجّه به اين كه امام مرتكب گناه نمى شود، منظور در اينجا تشويق ديگران به توبه است .
2- در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله و سلّم مى خوانيم كه به ابن مسعود فرمود: ((يابن مسعود لاتقدّم الذّنب ولاتؤ خّر التّوبة ، ولكن قدّم التّوبة و اءخّر الذّنب ؛ اى ابن مسعود! گناه را مقدّم مشمار، و توبه را تاءخير مينداز، بلكه توبه را مقدّم كن و گناه را به عقب بينداز (و ترك كن )!))(211) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link211)
3- در حديث ديگرى از اميرمؤ منان على عليه السّلام مى خوانيم : ((مسوّف نفسه بالتّوبة من هجوم الاءجل على اءعظم الخطر؛ كسى كه توبه را در برابر هجوم اجل به تاءخير بيندازد، در برابر بزرگترين خطر قرار مى گيرد، (كه عمرش پايان گيرد در حالى كه توبه نكرده باشد)!))(212) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link212)
4- در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السّلام مى خوانيم كه از جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله و سلّم چنين نقل مى كند: ((ليس شى ء اءحبّ الى اللّه من مؤ من تائب اءو مؤ منة تائبة ؛ چيزى در نزد خدا محبوبتر از مرد يا زنى با ايمانى كه توبه كند نيست !))(213) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link213)
اين تعبير مى تواند دليلى به وجوب توبه باشد به خاطر اين كه توبه محبوبترين امور در نزد خدا شمرده شده است .
علاوه بر اين ، دليل عقلى روشنى بر وجوب توبه داريم آن اين كه عقل حاكم بر اين است كه در برابر عذاب الهى - خواه يقين باشد يا احتمالى - بايد وسيله نجاتى فراهم ساخت ، و با توجّه به اين كه توبه بهترين وسيله نجات است ، عقل آن را واجب مى شمرد؛ چگونه افراد گناهكار خود را از عذاب الهى در دنيا و آخرت مى توانند محفوظ بشمرند در حالى كه توبه نكرده باشند.
آرى ! توبه واجب است ، هم به دليل صراحت آيات قرآن مجيد و هم روايات اسلامى و هم دليل عقل ، و از اين گذشته وجوب توبه در ميان تمام علماى اسلام مسلّم و قطعى است .
بنابراين ، ادلّه ، اربعه بر وجوب توبه دلالت مى كند، و اين وجوب فورى است زيرا مقتضاى ادلّه چهارگانه اى كه به آن اشاره شد، وجوب فورى مى باشد، و در علم اصول اين مساءله بيان شده كه تمام اوامر ظاهر در فوريّت است ، مگر اين كه دليل برخلاف آن قائم شود.
عموميّت توبه
((توبه)) مخصوص به گناه يا گناهان خاصى نيست ، و شخص و اشخاص معيّنى را شامل نمى شود، و زمان محدودى ندارد، و سنّ و سال و عصر و زمان خاصّى در آن مطرح نيست .
بنابراين ، توبه از تمام گناهان است و نسبت به همه اشخاص و در هر زمان و هر مكان مى باشد، همان گونه كه اگر شرايط در آن جمع باشد بقبول درگاه الهى خواهد بود.
تنها استثنايى كه در قبول توبه وجود دارد و در قرآن مجيد به آن اشاره شده اين است كه اگر انسان زمانى به سراغ توبه رود كه در آستانه برزخ قرار گرفته و مقدّمات انتقال او از دنيا فراهم شده است و يا عذاب الهى فرا رسد (مانند توبه فرعون هنگامى كه عذاب الهى فرا رسيد و در ميان امواج نيل در حال غرق شدن بود) پذيرفته نمى شود، و در آن زمان درهاى توبه بسته خواهد شد، زيرا اگر كسى در آن حال توبه كند، توبه او اضطرارى است نه اختيارى و تواءم با ميل و رغبت ؛ قرآن مى گويد:
((و ليست التّوبة للّذين يعملون السيّئات حتّى اذا حضر احدهم الموت قال انّى تبت الآن و لا الّذين يموتون و هم كفّار اولئك اءعتدنا لهم عذابا اليما؛ توبه كسانى كه كارهاى بدى انجام مى دهند و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا رسد مى گويد: الآن توبه كردم ، پذيرفته نيست و نه توبه كسانى كه در حال كفر از دنيا مى روند (و در عالم برزخ توبه مى كنند) اينها كسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم شده است !))(214) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link214)
در داستان فرعون مى خوانيم : هنگامى كه فرعون و لشكريانش وارد مسير خشكى داخل دريا شدند و ناگهان آبها فرو ريختند و فرعون در حال غرق شدن بود گفت : ((امنت اءنّه لااله الاّ الّذى امنت به بنواسرائيل و اءنا من المسلمين ؛ من ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آن كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده اند نيست ، و من از مسلمين هستم !))(215) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link215)
ولى بلافاصله جواب شنيد: ((آلئن و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين ؛ الان ايمان مى آورى ؟! در حالى كه قبلا عصيان كردى و از مفسدان بودى (توبه ات در اين حال پذيرفته نيست )!))(216) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link216)
درباره بعضى از اقوام گذشته نيز مى خوانيم : ((فلمّا راءوا باءسنا قالوا آمنّا باللّه وحده و كفرنا بما كنّا به مشركين ؛ هنگامى كه عذاب (شديد) ما را ديدند گفتند هم اكنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايى كه همتايى او مى شمرديم كافر شديم !))
قرآن در پاسخ آنها مى گويد: ((فلم يك ينفعهم ايمانهم لمّا راءوا باءسنا سنّة اللّه الّتى قد خلت فى عباده و خَسر هنالك الكافرون ؛ امّا هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند، ايمانشان براى آنها سودى نداشت ، اين سنّت خداوند است كه همواره در ميان بندگانش اجرا شده و آنجا كافران زيانكار شدند.))(217) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link217)
و به همين دليل ، در مورد حدود اسلامى هنگامى كه شخص مجرم بعد از دستگيرشدن و گرفتارى در چنگال عدالت و كيفر و مجازات ، توبه كند، توبه اش پذيرفته نيست ؛ چرا كه اين گونه توبه ها معمولا جنبه اضطرارى دارد، و هيچ گونه دلالتى بر تغيير موضع مجرم ندارد.
بنابراين توبه تنها در يك مورد پذيرفته نيست و آن جائى است كه مساءله از شكل اختيارى بودن بيرون رود و شكل اضطرارى و اجبارى بخود بگيرد.
بعضى چنين پنداشته اند كه توبه در سه مورد ديگر نيز پذيرفته نيست :
اوّل در مورد شِرك و بت پرستى زيرا قرآن مجيد مى فرمايد: ((اءنّ اللّه لايغفر اءن يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء؛ خداوند (هرگز) شِرك را نمى بخشد و پايين تر از آن را براى هر كس بخواهد و شايسته بداند مى بخشد!))(218) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link218)
ولى اين سخن صحيح نيست ؛ زيرا در اين آيه گفتگو از توبه نيست ، بلكه سخن از ((عفو بدون توبه)) است ، به يقين تمام كسانى كه در آغاز اسلام از شِرك توبه كردند و مسلمان شدند توبه آنها پذيرفته شد، و همچنين تمام مشركانى كه امروز نيز توبه كنند و رو به اسلام آورند به اتّفاق همه علماى اسلام توبه آنها پذيرفته مى شود، ولى اگر مشرك توبه نكند و با حال شِرك از دنيا برود مشمول غفران و عفو الهى نخواهد شد، در حالى كه اگر با ايمان و توحيد از دنيا بروند، ولى مرتكب گناهانى شده باشند، ممكن است مشمول عفو الهى بشوند، و مفهوم آيه فوق همين است .
كوتاه سخن اين كه ، عفو الهى شامل مشركان نخواهد نشد ولى شامل مؤ منان مى شود، امّا توبه سبب آمرزش همه گناهان حتّى شِرك خواهد شد.
دوم و سوم اين كه ، بايد در فاصله كمى بعد از گناه باشد نه فاصله هاى دور، و نيز بايد از گناهانى باشد كه از روى جهالت انجام گرفته است نه از روى عناد و لجاجت ، به دليل اين كه هر دو مطلب در آيه 17 سوره نساء آمده است :
((اءنّماالتّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب فاولئك يتوب اللّه عليهم و كان اللّه عليما حكيما؛ توبه تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى دهند سپس بزودى توبه مى كنند، خداوند توبه چنين اشخاص را مى پذيرد و خدا دانا و حكيم است .))
ولى اين نكته قابل توجّه است كه بسيارى از مفسّران اين آيه را بر توبه كامل حمل كرده اند زيرا مسلّم است كه اگر افرادى از روى عناد و لجاج مرتكب گناهانى شوند سپس از مركب لجاجت و غرور پايين آيند و رو به درگاه خدا آورند، توبه آنان پذيرفته مى شود، و در تاريخ اسلام نمونه هاى فراوانى براى اين گونه افراد است كه نخست در صفّ دشمنان لجوج و عنود بودند و سپس بازگشتند و از دوستان مخلص شدند.
همچنين مسلّم است كه اگر انسان ساليان دراز گناه كند و بعد پشيمان شود و حقيقتا توبه و جبران كند، توبه او پذيرفته خواهد شد.
ر حديث معروفى از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله و سلّم مى خوانيم كه فرمود: هر كس يكسال قبل از مرگش توبه كند خدا توبه او را مى پذيرد، سپس فرمود يكسال زياد است ، كسى كه يك ماه قبل از مرگش توبه كند خدا توبه او را مى پذيرد سپس افزود يك ماه نيز زياد است ، كسى كه يك جمعه (يك هفته ) قبل از مرگش توبه كند توبه او مورد قبول خداوند واقع مى شود، باز افزود يك جمعه زياد است كسى كه يك روز قبل از مرگش توبه كند خداوند توبه اش را پذيرا مى شود، باز فرمود يك روز نيز زياد است ! كسى كه يك ساعت قبل از مرگش توبه كند خداوند توبه او را مى پذيرد، سپس افزود يك ساعت هم زياد است ! كسى كه قبل از آن كه جانش به گلو رسد (در آخرين لحظه حيات و در حال اختيار) توبه كند، خداوند توبه او را مى پذيرد!))(219) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link219)
البتّه منظور اين است كه توبه با تمام شرايطش انجام گردد؛ مثلا، اگر حقوق افرادى ضايع شده در همان لحظه به افراد مطمئن توصيه كند كه حقوق آنها را بپردازند و سپس توبه كند.
آيات فروانى از قرآن نيز دليل بر عموميّت توبه و شمول آن نسبت به جميع گناهان است ؛ از جمله :
1- در آيه 53 سوره زُمر مى خوانيم : ((قل يا عبادى الّذين اءسرفوا على اءنفسهم لاتقنطوا من رّحمة اللّه انّ اللّه يغفر الذّنوب جميعا انّه هو الغفور الرّحيم ؛ بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است .))
2- در آيه 39 سوره مائده مى خوانيم : ((فمن تاب من بعد ظلمه و اءصلح فانّ اللّه يتوب عليه انّ اللّه غفور رحيم ؛ امّا آن كسى كه پس از ستم كردن توبه كند و جبران نمايد خداوند توبه او را مى پذيرد، خداوند آمرزنده و مهربان است .))
درست است كه اين آيه بعد از بيان حدّ سارق آمده است ولى داراى مفهوم عام و گسترده اى كه شامل همه گناهان مى شود.
3- در آيه 54 سوره انعام آمده : ((انّه من عمل منكم سوء بجهالة ثمّ تاب من بعده و اءصلح فاءنّه غفور رحيم ؛ هر كس از شما كار بدى از روى نادانى كند سپس توبه و اصلاح نمايد، مشمول رحمت خدا مى شود، چرا كه خداوند غفور و رحيم است .))
در اين آيه هرگونه عمل سوء كه تمام گناهان را فرامى گيرد، قابل توبه و بازگشت ذكر شده است .
4- در آيه 135 سوره آل عمران چنين آمده است : ((والّذين اذا فعلوا فاحشة اءو ظلموا اءنفسهم ذكروا اللّه فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذّنوب الّا اللّه و لم يصرّوا على مافعلوا و هم يعلمون ؛ و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى افتند، و بر گناه اصرار نمى ورزند با اين كه مى دانند.))
در اين جا نيز با توجّه به اين كه ظلم و ستم ، هرگونه گناهى را شامل مى شود، چرا كه بعضى از گناهان ستم بر ديگران است و بعضى ظلم به خويشتن ، و در اين آيه نسبت به همه آنها وعده پذيرش توبه داده شده است ، عموميّت توبه نسبت به تمام گناهان اثبات مى شود.
5- در آيه ديگرى (آيه 31 سوره نور) همه مؤ منان را مخاطب قرار داده مى فرمايد: ((وتوبوا الى اللّه جميعا اءيّها المؤ منون لعلّكم تفلحون ؛ اى مؤ منان همگى به سوى خدا بازگرديد تا رستگار شويد.))
واژه جميعا دليل بر اين است كه هر گناهكارى دعوت به توبه شده است ، و اگر توبه داراى شمول و عموم نباشد، چنين دعوتى صحيح نيست .
اين نكته قابل دقّت است كه در آيات بالا در بعضى از موارد روى مساءله اسراف تكيه شده و در مورد ديگر ظلم ، و در مورد ديگر عمل سوء، و وعده آمرزش همه اين عناوين بطور گسترده ، در صورت توبه داده شده است ؛ بنابراين ، هر عمل سوء و هر ظلم و ستم و هر اسرافى بر خويشتن از انسان سر بزند و توبه كند، خداوند توبه او را مى پذيرد.
در اين باره روايات زيادى در كتب شيعه و اهل سنّت نقل شده كه درهاى توبه تا آخرين لحظات عمر، مادام كه انسان مرگ را با چشم خود نبيند باز است .
اين روايات را مى توانيد در كتابهاى : بحارالانوار(220) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link220) و اصول كافى (221) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link221) و درّالمنثور(222) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link222) و كنزالعمّال (223) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link223) و تفسير فخر رازى (224) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link224) و تفسير قرطبى (225) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link225) و تفسير روح البيان (226) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link226) و تفسير روح المعانى (227) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link227) و كتب ديگر مطالعه فرماييد، و شايد بتوان گفت اين حديث از احاديث متواتر است .

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۶/۰۴, ۲۰:۳۰
- در آيه 160 سوره بقره بعد از اشاره به گناه بزرگ كتمان آيات الهى و مجازات سخت آنها مى فرمايد: ((الّا الّذين تابوا و اءصلحوا و بيّنوا فاولئك اءتوب عليهم و اءنا التّوّاب الرّحيم ؛ مگر كسانى كه توبه كنند و اصلاح نمايند و آنچه را كتمان كرده بودند آشكار سازند كه من توبه آنها را مى پذيريم ، و من توّاب رحيم هستم .))
2- و در آيه 89 سوره آل عمران بعد از اشاره به مساءله ارتداد (كافر شدن بعد از ايمان ) و مجازات سخت آنها مى افزايد: ((الّا الّذين تابوا من بعد ذلك و اءصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم ؛ مگر كسانى كه پس از آن توبه كنند و اصلاح نمايند (و در مقام جبران برآيند) زيرا خداوند آمرزنده و بخشنده است .))
3- و در آيه 146 سوره نساء، بعد از ذكر منافقان و سرنوشت شوم آنها مى فرمايد: ((الّا الّذين تابوا و اءصلحوا واعتصموا باللّه و اءخلصوا دينهم للّه ؛ مگر آنها كه توبه كنندو جبران و اصلاح نمايند و به ذيل عنايت الهى چنگ زنند و دين خود را براى خدا خالص نمايند.))
و در آيه 5 سوره نور بعد از ذكر مجازات شديد قذف (واردكردن اتّهام زنا و مانند آن به ديگرى ) و مجازات شديد آنها در دنيا و آخرت ، مى افزايد: ((الّا الّذين تابوا من بعد ذلك و اءصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم ؛ مگر كسانى كه بعد از آن توبه كنند و جبران نمايند كه خداوند (آنها را) مى بخشد زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است .))
5- و سرانجام به صورت يك قانون كلّى در همه گناهان ، در آيه 119 سوره نحل مى خوانيم : ((ثمّ انّ ربّك للّذين عملوا السّوء بجهالة ثمّ تابوا من بعد ذلك و اءصلحوا انّ ربّك من بعدها لغفور رحيم ؛ امّا پروردگارت نسبت به آنها كه از روى جهالت بدى كرده اند و سپس توبه نموده و در مقام جبران برآمده اند خداوند بعد از آن آمرزنه و مهربان است .))
6- شبيه همين معنى در آيه 82 سوره طه نيز آمده است آن جا كه مى فرمايد: ((و اءنّى لغفّار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثمّ اهتدى ؛ من هر كه را توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد و سپس هدايت شود مى آمرزم و مى بخشم .))
در اين جا علاوه بر مساءله بازگشت و عمل صالح (يعنى جبران گذشته ) كه دو ركن اساسى توبه است ، به مساءله ايمان و هدايت نيز اشاره شده است .
در واقع گناه نور ايمان را كم مى كند و انسان را از طريق هدايت منحرف مى سازد؛ به همين دليل ، بايد بعد از توبه تجديد ايمان كند و به راه هدايت بازگردد.
7- باز شبيه همين معنى در آيه 54 سوره انعام نيز آمده كه مى فرمايد: ((اءنّه من عمل منكم سوء بجهالة ثمّ تاب من بعده و اءصلح فانّه غفور رحيم ؛ هر كس از شما كار بدى از روى نادانى كند سپس توبه و اصلاح (جبران ) نمايد (مشمول رحمت خدا مى شود چرا كه ) او آمرزنده مهربان است .))
از مجموع آيات فوق ، منطق قرآن در مساءله توبه كاملا آشكار مى شود، كه توبه حقيقى تنها به گفتن استغفار و حتّى ندامت از گذشته و تصميم بر ترك در آينده نيست ، بلكه افزون بر اين بايد كوتاهى هايى كه در گذشته رخ داده و مفاسدى كه در روح و جان انسان به وجود آمده و آثار سوئى كه گناه در جامعه گذارده تا آن جا كه امكان دارد جبران گردد و شستشوى كامل حاصل شود، اين است توبه حقيقى از گناه نه تنها گفتن استغفراللّه ! نكته ديگرى كه در اين جا شايان توجّه است اين است كه كلمه اصلاح بعد از ذكر توبه در آيات بالا مانند بسيارى از تعبيرات قرآن مفهوم جامع و گسترده اى دارد كه هرگونه جبران مافات را شامل مى شود، از جمله :
1- شخص توبه كار بايد حقوقى را كه از مردم پايمال كرده است به آنها باز گرداند؛ اگر در حيات هستند به خودشان ، و اگر از دنيا رفته اند به وارثان آنها برساند.
2- اگر حيثيّت كسى را به خاطر غيبت كردن يا اهانت لكّه دار كرده باشد بايد از او حليّت بطلبد، و اگر از دنيا رفته است به تلافى حيثيّت برباد رفته ، كار خير براى او انجام دهد تا روح او راضى گردد.
3- اگر عباداتى از او فوت شد، قضا نمايد. و اگر كَفّاره دارد (مانند ترك روزه عمدا و شكستن عهد و نذر) كَفّاره آن را بدهد.
4- با توجّه به اين كه گناه قلب را تاريك مى سازد، بايد آنقدر اطاعت و بندگى كند تا ظلمت دل را با نور اطاعت برطرف سازد.
جامعترين سخن درباره تفسير معنى اصلاح همان چيزى است كه در كلمات قصار اميرمؤ منان على عليه السّلام در نهج البلاغه در شرح استغفار به معنى جامع و كامل آمده است .
كسى در محضر آن حضرت گفت :اءستغفر اللّهَ گويى امام از طرز سخن او و يا سولبق و لواحق اعمالش مى دانست كه اين استغفار جنبه صورى دارد و نه واقعى ، به همين جهت از اين استغفار بر آشفت و فرمود:
((ثكلتك امّك اءتدرى ما الاءستغفار؟ الاءستغفار درجة العلّيّين ؛ مادرت براى عزاى تو بگريد، آيا مى دانى استغفار چيست ؟ استغفار مقام بلند مرتبگان است !))
سپس افزود: ((و هو اسم واقع على ستّة معان ؛ استغفار يك كلمه است امّا شش معنى (و مرحله ) دارد.))
((اءوّلها النّدم على ما مضى ؛ نخست ، پشيمانى از گذشته است .))
((والثّانى العزم على ترك العود اليه اءبدا؛ دوّم ، تصميم بر ترك آن براى هميشه است .))
((والثّالث اءن توءدّى الى المخلوقين حقوقهم حتّى تلقى اللّه اءملس ‍ ليس عليك تبعة ؛سوم اين كه حقوق را كه از مردم ضايع كرده اى به آنها بازگردانى ، به گونه اى كه هنگام ملاقات پروردگار حقّ كسى بر تو نباشد.))
((والرّابع اءن تعمد الى كلّ فريضة عليك ضيّعتها فتؤ دّى حقّها؛ چهارم اين كه هر واجبى كه از تو فوت شده حقّ آن را به جا آورى (و قضا يا كَفّاره آن را انجام دهى ).))
((والخامس اءن تعمد الى اللّحم الذّى نبت على السّحت فتذيبه بالاءحزان حتّى تلصق الجلد بالعظم و ينشاء بينهما لحم جديد؛ پنجم اين كه گوشتهايى كه به واسطه حرام براندامت روئيده ، با اندوه بر گناه آب كنى ، تا چيزى از آن باقى نماند، و گوشت تازه به جاى آن برويد.))
((والسّادس اءن تذيق الجسم اءلم الطّاعة كما اءذقته حلاوة المعصية فعند ذلك تقول اءستغفر اللّه ؛ ششم آن كه به همان اندازه كه لذّت و شيرينى گناه را چشيده اى درد و رنج طاعت را نيز بچشى ، و پس از طىّ اين مراحل بگو استغفراللّه !))(228) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link228)
همين معنى در روايت ديگرى از كميل بن زياد از اميرمؤ منان على عليه السّلام نقل شده است كه عرضه مى دارد: ((يا اءميرالمؤ منان العبد يصيب الذّنب فيستغفراللّه منه فما حدّ الاستغفار؟؛ اى اميرمؤ منان ! انسان گناهى مى كند و از آن استغفار مى نمايد، حدّ استغفار چيست ؟))
امام فرمود: ((يا بن زياد، التّوبة ؛ اى كميل بن زياد! حدّ آن توبه است .))
كميل مى گويد: ((قلت بس (229) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link229)؛ گفتم ، همين كافى است !))
((قال : لا؛ فرمود: نه))
((قلت فكيف ؟؛ عرض كردم پس چگونه است ؟))
((قال اءنّ العبد اذا اءصاب دنبا يقول اءستغفر اللّه بالتّحريك ؛ فرمود: هنگامى كه انسان گناهى مرتكب مى شود، استغفار را به عنوان سرآغاز حركتى بر زبان جارى كند.))
((قلت و ماالتّحريك ؛ عرض كردم منظور از حركت چيست ؟))
((قال : الشّفتان و اللّسان يريد اءن يتبع ذلك بالحقيقة ؛ فرمود: لبها و زبان به گردش در مى آيد و مقصودش اين است كه آن را با حقيقت هماهنگ سازد.))
((قلت و ما الحقيقة ؟؛ عرض كردم حقيقت چيست ؟))
((قال تصديق فى القلب ، و اضمار اءن لايعود الى الذّنب الذّى اءستغفر منه ؛ فرمود: منظور تصديقى است كه در دل (نسبت به قبح و زشتى گناه ) حاصل شود و تصميم بگيرد كه هرگز به گناهى كه از آن استغفار كرده است بازگشت نكند.))
كميل مى گويد عرض كردم : ((فاذا فعل ذلك فانّه من المستغفرين ؛ هنگامى اين كار را انجام دهد در زمره توبه كنندگان است ؟))
((قال : لا؛ امام فرمود: نه))
كميل مى گويد گفتم : ((فكيف ذاك ؛ پس توبه حقيقى چگونه است ؟))
امام فرمود:((لانّك لم تبلغ الى الاءصل بعده ؛ اين به خاطر آن است كه تو هنوز به اساس و ريشه توبه نرسيده اى !))
كميل عرض مى كند: ((فاصل الاستغفار ما هو؛ پس اصل استغفار، چيست ؟))
امام فرمود: ((الرّجوع الى التّوبة من الذّنب الّذى استغفرت منه و هى اوّل درجة العابدين ؛ بازگشت به توبه از گناهى كه استغفار از آن كردى ، و اين نخستين درجه عابدان است .))
سپس امام افزود: ((و ترك الذّنب و الاستغفار اسم واقع لمعان ستّ؛ ترك گناه و استغفار اسمى است كه شش معنى و مرحله دارد:
سپس همان مراحل ششگانه اى را كه در كلمات قصار نهج البلاغه آمده بود، با كمى تفاوت بيان فرمود.(230) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link230)
ممكن است گفته شود: اگر توبه اين است كه اميرمؤ منان على عليه السّلام در اين حديث بيان فرموده ، كمتر توبه كارى مى توان پيدا كرد.
ولى بايد توجّه داشت كه بعضى از شرايط شش گانه بالا شرط توبه كامل است ، مانند شرط پنجم و ششم ، امّا چهار شرط ديگر، جزء شرايط واجب و لازم است . و به تعبير بعضى از محقّقان ، قسمت اوّل و دوّم از اركان توبه است ، و قسمت سوّم و چهارم از شرايط لازم ، و قسمت پنجم و ششم از شرايط كمال است .(231) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link231)
در حديث ديگرى از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله و سلّم مى خوانيم كه فرمود: ((اءمّا علامة التّائب فاربعة : النّصيحة للّه فى عمله ، و ترك الباطل ، و لزوم الحقّ، و الحرص على الخير؛ علامت انسان توبه كار چهار چيز است : نخست خيرخواهى براى (آيين و بندگان ) خدا، و ترك باطل و ملازمت حق و تلاش فراوان براى انجام كار خير.))(232) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link232)
اين نكته نيز قابل توجّه است كه اگر گناه او عملى بوده كه سبب گمراهى ديگران شده مانند تبليغات سوء؛ بدعتگذارى در دين خدا، خواه از طريق بيان و سخن باشد يا از طريق كتابت و نوشته ها اصلاح و جبران آن در صورتى حاصل مى شود كه تمام افرادى را كه به خاطر عمل او به انحراف كشيده شده اند تا آنجا كه در توان و قدرت دارد باز گرداند، در غير اين صورت توبه او پذيرفته نيست .
و از اين جا روشن مى شود كه تحريف كنندگان آيات الهى و بدعتگذاران و تمام كسانى كه مايه گمراهى مردم مى شوند، تا چه حدّ توبه آنها سخت و سنگين است .
اين صحيح نيست كه يك نفر در ملاء عام يا از طريق مطبوعات و وسائل ارتباط جمعى و نوشتن كتابها و مقالات مردم را به گمراهى بكشاند، و بعد در خانه خلوت بنشيند و از پيشگاه خدا تقاضاى عفو نمايد، به يقين چنين توبه اى هرگز مقبول نيست !
همچنين كسانى كه در حضور جمعيّت و ملاء عام ، افرادى را به دروغگويى و بى عفّتى و امثال اين امور متّهم مى سازند، و بعد خصوصى نزد طرف مى آيند و حلّيت مى طلبند، يا در غياب آنها در خانه خلوت توبه مى كنند، بى شك توبه آنها نيز قبول نيست ، مگر اين كه طرف آنها را ببخشد، يا در ملاء عام سخنان خود را باز پس بگيرند.
به همين دليل ، در روايات متعدّدى مى خوانيم افرادى كه تهمت به مردم مى زنند، و نسبتهاى ناروا به اشخاص مى دهند، بعد از اجراى حدّ شرعى ، در صورتى توبه آنها قبول مى شود كه سخنان خود را باز پس گرفته ، و خود را تكذيب كند.
در حديث معتبرى از امام صادق عليه السّلام مى خوانيم كه از حضرتش ‍ سؤ ال كردند: آيا كسى كه حدّ الهى بر او جارى شد اگر توبه كند شهادتش ‍ مقبول است ؟ فرمود: ((اذا تاب و توبته اءن يرجع ممّا قال و يكذّب نفسه عند الامام و عند المسلمين ، فاذا فعل فانّ على الامام اءن يقبل شهادته بعد ذلك ؛ (آرى ) هنگامى كه توبه كند و توبه اش به اين است كه از آنچه گفته باز گردد، و نزد امام و نزد مسلمين حاضر شود و سخنان خود را تكذيب كند، هنگامى كه چنين كند بر امام لازم است كه شهادت او را بپذيرد (و توبه اش قبول است )))(233) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link233)
در حديث ديگرى مى خوانيم : ((اوحى اللّه عزّوجلّ الى نبىّ من الانبياء قل لفلان و عزّتى لو دعوتنى حتّى تنقطع اءوصالك ، ما اءستجيب لك ، حتّى تردّ من مات الى مادعوته اليه فيرجع عنه ؛ خداوند به يكى از پيامبران وحى فرستاد كه به فلان شخص بگو به عزّتم سوگند اگر آن قدر مرا بخوانى كه بنده هاى تو از هم جدا شود، دعوت دعاى تو را اجابت نمى كنم (و توبه ات را نمى پذيرم )، تا كسانى را كه به خاطر دعوت تو منحرف شده اند و از دنيا رفته اند زنده كنى و از راه خطا بازگردند!))(234) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link234)
اين حديث بخوبى نشان مى دهد كه مساءله احسان و جبران تا چه حد گسترده است و بدون آن توبه بيشتر جنبه صورى يا مقطعى خواهد داشت .
آخرين سخنى كه در اين جا لازم به ذكر است اين است كه كسانى كه در برابر انبوه گناهان تنها به ذكر استغفار قناعت مى كنند، بى آن كه اركان و شرايط آن را تحصيل نمايند گويى خود را به سخريّه مى كِشند و يا توبه و استغفار را استهزا مى نمايند.
به همين دليل ، در روايتى از امام باقر عليه السّلام مى خوانيم كه فرمود: ((التّائب من الذّنب كمن لاذنب له ، و المقيم على الذّنب و هو مستغفر منه كالمستهزء؛ كسى كه از گناه خويش توبه (كامل و جامع الشّرايط) كند، مانند كسى است كه گناهى از او سرنزده ، امّا كسى كه گناه را ادامه مى دهد در حالى كه از آن استغفار مى كند، مانند كسى است كه استهزاء مى نمايد.))

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۶/۰۴, ۲۰:۳۱
همه علماى اسلام اتّفاق نظر دارند كه توبه اگر جامع الشّرايط باشد در پيشگاه خداوند مقبول است . و آيات و روايات نيز بوضوح بر اين مطلب دلالت مى كند، ولى در اين كه آيا قبول توبه عقلى يا عقلانى يا نقلى است ، بحثهايى وجود دارد.
جمعى معتقدند: سقوط عقاب و مجازات الهى بعد از توبه ، جنبه تفضّل دارد؛ اگر خداوند اراده كند بعد از توبه گناه بنده اش را نبخشد كاملا ممكن است همان گونه كه در ميان مردم نيز معمول است كه اگر كسى در حقّ ديگرى ظلم كند، سپس عذرخواهى نمايد، مى تواند او را ببخشد يا نبخشد.
در حالى كه جمعى ديگر سقوط عقاب را به وسيله توبه واجب و لازم دانسته اند، حتّى عدم پذيرش او را بعد از عذرخواهى مجرم ، زشت و ناپسند مى دانند، و اين كار مسلّما بر خداوند روا نيست .
ممكن است در اينجا نظر سومى را پذيرفت ، و آن اين كه لزوم قبول توبه ، امر عقلايى است ، يعنى اگر چه عقل ، پذيرش توبه و عذرخواهى را واجب و لازم نمى شمرد ولى بناى عقلاى جهان بر اين است كه اگر كسى كار خلافى انجام داد، و بعد در مقام عذرخواهى برآمد، و تمام آثار سوء عمل خود را جبران نمود، به گونه اى كه گويى هيچ چيز از ميان نرفته است ، اگر حيثيت كسى از دست رفته بود، اعاده حيثيت نمود،
و اگر حقوقى پايمال شده بود، حق را بطور كامل جبران كرد، و اگر طرف قلبا ناراحت شده بود، ناراحتى او را از طرق مختلفى از ميان بُرد؛ در چنين شرايطى ، بناى تمام عقلاى جهان بر اين است كه عذر و توبه را مى پذيرند، و اگر كسى نپذيرد، او را كينه توز و خارج از موازين انسانيّت و اخلاق مى شمرند.
بى شك خداوند قادر متعال و بى نياز از هر كس و هر چيز، سزاوارتر است كه در اين گونه موارد، توبه و عذرخواهى توبه كاران را بپذيرد و از مجازات آنها صرف نظر كند.
بلكه ممكن است پا را از اين فراتر گذاشت ، و وجوب قبول توبه را عقلى شمرد و آن را متّكى بر ((قاعده قبح نقض غرض)) دانست .
((توضيح اين كه : مى دانيم خداوند از عبادات و اطاعت بندگان بى نياز است و تكاليف الهى الطاف او براى تكامل و تربيت بندگان است ؛ نماز و روزه و ساير عبادات ، روح و جان ما را پرورش مى دهد و روز به روز به خدا نزديكتر مى سازد؛ ساير واجبات و محرّمات هر كدام به نحوى در تكامل ما تاءثّير دارد.
درباره حج مى خوانيم : ((ليشهدوا منافع لهم))؛ مردم ماءمور به زيارت خانه خدا هستند تا از منافع مادّى و معنوى آن بهره مند شوند))(236) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link236)
در آيات ديگر قرآن ، نماز، سبب نهى از فحشاء و منكر(237) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link237)و روزه سبب تقوا(238) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link238) و زكات مايه پاكى فرد و جامعه از رذائل اخلاقى و انحرافات شمرده شده است .(239) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link239)
در روايات اسلامى نيز ايمان مايه پاكى از شرك ، و نماز سبب پيراستن انسان از كبر... و حج مايه وحدت مسلمين ، و جهاد سبب عزّت اسلام ، و... شمرده شده است .(240) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link240)
به اين ترتيب ، همه تكاليف الهى اسباب سعادت انسان و حلقه هاى تكامل او محسوب مى شوند، همان سعادت و تكاملى كه هدف اصلى آفرينش ‍ انسان و رسيدن به مقام عبوديّت قرب به خداست (و ما خلقت الجنّ و الانس الاّليعبدون )(241) (http://www.ghadeer.org/akhlagh/akhlaq_q1/footnt01.htm#link241)
بى شك وجوب توبه و قبول آن يكى از اين حلقه هاى تكامل است چرا كه انسان به هر حال معصوم نيست و خطاهايى از او سرمى زند، اگر راه بازگشت را به روى او نگشايند، به يقين از تكامل باز مى ماند ولى اگر به او اعلام شود كه اگر خطايى از تو سَر زد به سوى خدا بازگَرد، و تمام آنچه را در گذشته ضايع كردى جبران نما، خداوند توبه تو را مى پذيرد؛ چنين كسى به سعادت و تكامل نزديكتر، و از انحراف و خطا دورتر خواهد بود.
نتيجه اين كه : عدم پذيرش توبه ، سبب نقض غرض مى شود، چون هدف از تكاليف و طاعات ، تربيت و تكامل انسان بوده ، و عدم پذيرش توبه به اين كار ضربه مى زند، و خداوند حكيم هرگز نقض غرض نمى نمايد. كوتاه سخن اين كه : توبه داراى فلسفه اى است كه با تكامل انسان ارتباط نزديك دارد؛ اگر دَرهاى توبه بسته شود، انگيزه تكامل از بين مى رود؛ بلكه انسان به عقب برمى گردد، چرا كه تصوّر مى كند راه نجاتى براى او نيست و در اين صورت چه دليلى دارد كه گناهان ديگر را ترك كند؛ و درست به همين دليل ، تمام مربّيان بشرى خواه آنها كه پايبند به اديان الهى هستند و آنها كه پايبند نيستند، راه توبه و بازگشت را به روى افراد مورد تربيت باز مى گذارند تا شعله انگيزه اصلاح و جبران و حركت به سوى كمال در آنها خاموش ‍ نگردد.
و به اين ترتيب ، قبول توبه تواءم با شرايط نه تنها به حكم آيات و روايات ، ثابت و مسلّم است بلكه به حُكم عقلا و عقل ، نيز اءمرى ثابت و غير قابل انكار مى باشد.

e.1_m
۱۳۸۷/۰۸/۱۶, ۱۲:۴۴
حضرت آدم (ع) به خدا عرض کرد : خداوندا ، شیطان را به من مسلط ساختی و مثل جریان خون در رگها ( در من جریان دارد ) ، او را هم قادر کردی که به بدن من داخل شود. خداوند فرمود : ای آدم ، در قبال این کار این امتیاز را به تو و فرزندانت دادم که هرکس فکر عمل بد کند به حساب او نوشته نشود ، ولی اگر آن عمل بد را انجام داد فقط یک جرم حساب شود ( یک گناه به حسابش نوشته میشود ) </font></p>
<p>اما اگر کسی نیت به انجام عمل خوب کرد ، ولی انجام نداد ، یک ثواب برای آن نیت نوشته و اگر آن نیت خوب را عمل کرد ، ده ثواب به وی داده میشود. آدم عرض کرد : خداوندا ، این عنایت را درباره من و فرزندانم زیادتر کن. خداوند فرمود : اگر کسی از فرزندانت گناهی را مرتکب شد و بعد از آن توبه کرد ، من آن گناه را می بخشم. باز هم آدم گفت : خداوندا ، بیشتر از این عنایت فرما ، خداوند فرمود : من مهلت توبه را تا دم مرگ به آنها دادم.آدم عرض کرد : خداوندا ، لطفت بسیار است و کافی میباشد. </p>
<p>کلیات حدیث قدسی صفحه 23>

ازاد
۱۳۸۷/۰۸/۱۶, ۲۰:۱۲
سلام.
خوبید
خیلی جالب و پر محتوا بود.
امیدوارم موفق باشید.
یا علی مدد

مخلص
۱۳۸۷/۰۸/۱۶, ۲۰:۳۵
باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی... گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی

این درگه ما درگه نومیدی نیست........ صد بار اگر توبه شکستی باز آی

e.1_m
۱۳۸۸/۰۸/۲۴, ۲۱:۲۳
حضرت آدم (ع) به خدا عرض کرد : خداوندا ، شیطان را به من مسلط ساختی و مثل جریان خون در رگها ( در من جریان دارد ) ، او را هم قادر کردی که به بدن من داخل شود. خداوند فرمود : ای آدم ، در قبال این کار این امتیاز را به تو و فرزندانت دادم که هرکس فکر عمل بد کند به حساب او نوشته نشود ، ولی اگر آن عمل بد را انجام داد فقط یک جرم حساب شود ( یک گناه به حسابش نوشته میشود )

اما اگر کسی نیت به انجام عمل خوب کرد ، ولی انجام نداد ، یک ثواب برای آن نیت نوشته و اگر آن نیت خوب را عمل کرد ، ده ثواب به وی داده میشود. آدم عرض کرد : خداوندا ، این عنایت را درباره من و فرزندانم زیادتر کن. خداوند فرمود : اگر کسی از فرزندانت گناهی را مرتکب شد و بعد از آن توبه کرد ، من آن گناه را می بخشم. باز هم آدم گفت : خداوندا ، بیشتر از این عنایت فرما ، خداوند فرمود : من مهلت توبه را تا دم مرگ به آنها دادم. آدم عرض کرد : خداوندا ، لطفت بسیار است و کافی میباشد.

کلیات حدیث قدسی صفحه 23پس تا هنوز هم مهلت (کم و ناگهانی و غافلگیرانه و ... ) داریم ... بسم الله ...

mohammad taha
۱۳۸۸/۰۸/۲۵, ۰۰:۴۴
پس تا هنوز هم مهلت (کم و ناگهانی و غافلگیرانه و ... ) داریم ... بسم الله ...
در امضای شما نوشته شده "مصلحت بازی را نشناسند"! معنیش چیه؟

e.1_m
۱۳۸۸/۰۹/۰۷, ۱۱:۵۹
در امضای شما نوشته شده "مصلحت بازی را نشناسند"! معنیش چیه؟
مصلحت بازی در شرایطی واجب و در شرایطی حرام است منظور از نشناختن این مصلحت در اینجا مصلحت بازیست که در واقع به مصلحت نیست اما اکثر مردم نمی دانند مگر امام ع و شیعیان حقیقیش

محب نور
۱۳۸۸/۰۹/۲۷, ۰۷:۵۳
و این هم توبه حضرت آدم (ع) در عرفات تقدیم به توابین...

عرفات نام جایگاهی است که حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می‎کنند و به دعا و نیایش می ‎پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مکه مکرمه باز می‎گردند و وجه تسمیه آن را چنین گفته ‎اند که جبرائیل علیه السلام هنگامی که مناسک را به ابراهیم می ‎آموخت
چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته‎اند سبب آن این است که مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می‎کنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می ‎دانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا که یکی از معانی «عرف» صبر و شکیبایی و تحمل است. (1)
حضرت آدم(ع) در عرفات فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه کَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ ؛ آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه‎پذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق علیه السلام، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار کوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:

ـ چرا گریه می‎کنی ای آدم؟

ـ چگونه می‎توانم گریه نکنم در حالی که خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.

ـ ای آدم به درگاه خدا توبه کن و به سوی او باز گرد.

ـ چگونه توبه کنم؟

جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل به هنگام خروج از مکه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیک گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع کرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد، این کلمات عبارت بودند از:

سُبحانَکَ اللهُمَ وَ بِحمدِک؛ خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می‎گویم .

لا الهَ الاّ اَنْتْ ؛ جز تو خدایی نیست .

عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی ؛ کار بد کردم و به خود ظلم نمودم .

وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی؛ به گناه خود اعتراف می‎کنم، مرا ببخش .

اِنَّکَ اَنْتَ الغَفور الرّحیمْ؛ تو مرا ببخش که تو بخشنده مهربانی .

آدم (ع) تا به هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشک می‎ریخت، وقتی که آفتاب غروب کرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با کلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت .

شهدای گمنام
۱۳۸۸/۰۹/۲۷, ۱۱:۵۶
بسم الله الرحمن الرحیم
توبه عنایتی است از جانب خداوند متعال
بله توبه عنایتی است از جانب خداوند که نصیب هر بنده گنهکاری نمی گردد و بندگانی شامل این عنایت الهی می گردند که تمامی راههای بازگشت به سوی خدا را برای خود نبسته باشند درست که درهای توبه تا زمان مرگ برای بندگان باز است ولی درک این مسئله و استفاده از آن هم نیازمند توفیق و عنایت الهی است انشاء الله که همگی ما توفیق توبه نصوح را داشته باشیم
خداوند متعال همه ما را به راه راست هدایت فرماید

احیا
۱۳۸۸/۰۹/۲۷, ۱۷:۳۶
سلام علیکم السلام علی الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین 1- خدا وند متعال تواب است - هوالتواب الرحیم - و هم توبه کنندگان را دوست دارد -ان الله یحب التوابین - پس بین توبه بنده خدا و توبه خداوند فرق است .2- هر توبه از بنده بین دو توبه از خداست .3- اولین توبه از خداوند، توفیق توبه است که بنده گنهکار رو به سوی او نموده و طلب بخشش می کند .4-توبه دوم از سوی بنده است که با طلب بخشش از او و اظهار ندامت و اراده بر ترک گناه یا ترک سستی و سهل انگاری و .. .از او می خواهد که اورا ببخشد .5- پس از توبه واقعی و نصوح - خالص - خداوند توبه بنده را از راه لطف و کرم می پذیرد و این تو به دوم خداوند است ..درایه 118 سوره توبه فرمود ...وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ .آن گنهکاران یقین کردند که غیر الله پناهگاهی ندارند سپس خداوند به سوی انان توبه اورد تا توبه کنند و او همانا توبه پذیر و ممهربان است . 6- توبه حتما نبایستی بر اثر انجام گناه اصطلاحی باشد بلکه توبه دارای مراتبی است که اولین مرتبه ان همین است و مراحل بالای آ ن گفته نبی مکرم اسلام که فرمود من در هر روز هفتاد بار-به تعداد زیاد - استغفار می کنم و امیر مومنان فرمود - الاستغفار درجه العلیین .7- بین این دو مرتبه از توبه مراتب بسیاری است که توبه از کم کاری توبه از کوتاهی و توبه از غرور به عمل صالح و توبه نهراسیدن از عمل ناقص خود و ... ازاین جمله است .8- بنا براین اگر می بینیم که هرکه خدا را بهتر شناخت دعا و نیایش و استغفارش بیشتر است و اولیائ الهی در دل شب های تاریک به سوی او مانند مادر فرزند مرده اشک میریزند به همین علت است چون خود را در برابر عظمت او مانند فردی می بینند که کمترین شرط بندگی را هم انجام نداده است - هرچند همه اوقاتش در اطاعت واقعی و خالص او صرف شده - و چنان از درد به خود می پیچد که گویا بدترین جرائم را مرتکب شده است 9- ازطرف دیگر خود مان را می بینیم که با ایمان ناقص و عمل کم و ناخالص دچار توهم بندگی شده و خود را از خدا طلبکار می دانیم و توقع پاداش و بهشت برین را داریم ولی نمی دا نیم که حق او چه بوده و ما چه کرده ایم . که اگر بدانیم شب و روز از اعمال نیک خود به سوی او توبه می کنیم که این چه بی عقلی است که در برابر مولای خود مرتکب شدیم و ران ملخی را نزد سلیمان بردن ،در برابر ان شرافت دارد ...10- هر چند او به فضل و کرم خود امید است که قبول کند ولی با ید به زبا ن و زبان حال بگوئیم خداوندا ، گر ببخشی گنهم شرم مرا آب کند ور نبخشی تو، به این روی سیاهم چکنم -الهی من لی غیرک و ...التماس دعا

good
۱۳۸۸/۱۰/۲۷, ۲۱:۲۳
خداوند به آدمي مي‌فرمايد:
اي فرزند آدم
چقدر اللّه! اللّه! مي‌گويي، در حالي كه در قلبت غير اللّه است؟! و زبانت اللّه مي‌گويد، و تو از غير خدا مي‌ترسي و به غير خداوند اميد مي‌بندي، و گناه مي‌كني و استغفار [و توبه راستين] نمي‌نمايي. پس، راستي كه استغفار و توبه‌اي كه همراه با پافشاري بر گناهان و ادامه‌ي معاصي باشد، توبه‌ي دروغ‌گويان است. و [بدان كه] پروردگارت، ستم‌كننده بر بندگان نيست [بلكه با مؤمنان و صالحان، به لطف و عنايت عمل مي‌كند و توبه‌گران راستين را مي‌بخشايد و پاداش مي‌دهد؛ و امّا نامؤمنان و ناصالحان را كيفر مي‌دهد و توبه‌كنندگان دروغين را نمي‌بخشايد].

منبع:
از اوج آسمان، على اكبر مظاهرى، مؤ سسه فرهنگى انتشاراتى پارسايان، قم، زمستان 1375

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۴/۲۸, ۲۳:۴۴
http://askquran.ir/gallery/images//53908/1_75036904325490590796.jpg




توبه، شعبه‏ي است از فضل عظيم الهي و دري است از رحمت خداوند كه به روي بندگان خود باز فرموده است، اگر اين در بسته بود، رستگاري، براي كسي نبود، زيرا سرشت بشر با آلودگي، خطاكاري و گناه پيوسته است به طوري كه هر بشري به حسب اعمال بدني و قلبي خود را به انواع آلودگي‏ها، مبتلا مي‏سازد. بنابراين، خداوند حكيم و رحيم، توبه را دواي دردهاي معنوي و پاك كننده انواع آلودگي‏ها قرار داده، تا انسان بتواند اهل نجات گردد.

اين را هم بايد دانست كه همه كس، توفيق توبه كردن، پيدا نمي‏كند بعضي از گناه كاران در اثر اصرار و زياده روي در گناه و آلودگي‏ها و انجام دادن گناهان بزرگ به جائي مي‏رسند كه ديگر لياقت توبه از آنان، سلب مي‏شود، مانند يزيد و عمر سعد و شمر و ديگر جنايتكاران تاريخ.

بنابراين، بايد سعي كنيم، از گناه دوري كنيم و اگر احياناً گناهي كرديم فوراً توبه كنيم و آتش را خاموش كنيم كه بعداً قابل جبران نيست:
"يا ايها الّذين آمنوا توبوا الي الله توبة نصوحا، عسي ربكم ان يكفّر عنكم سيئاتكم." (1)
"اي مؤمنين توبه كنيد توبه خالص. اميد است خداوند گناهان شما را جبران كند".

توبه اگر واقعي باشد حتماً قبول مي‏شود، ولي اگر واقعي نباشد و به استهزاء، شبيه باشد معلوم نيست قبول شود.

و اثر توبه در آخرت اين است كه بر اثر پاك شدن گناهان، انسان در مورد محبت خداوند متعال قرار مي‏گيرد "انّ الله يحبّ التوابين و يحبّ المتطهرين". (2) و هر كس محبوب خدا شد، جايگاهش، بهشت است.

پي نوشت‏ها:
1. تحرير، آيه 8.
2. بقره (2)، آيه 222.

یزدگرد 4
۱۳۸۹/۰۴/۲۹, ۰۰:۵۸
بنام اهورامزدا

درود بر دوستان

*انما توبه علی الله للذین یعملون السوء بجحلة ثم یتوبون من قریب فاولئک یتوب الله علیهم و کان الله علیما حکیما*

*محققا خدا توبه کسانی را میپذیرد که عمل ناشایست را از روی جهل و نادانی مرتکب شوند.پس از آنکه زشتی آن عمل را دانستند بزودی توبه کنند پس خدا آنان را میبخشد و خدا دانا و آگاه است*

آیه 17 سوره نساء


با توجه به آیه فوق کاملا مشخص است که خداوند توبه چه کسانی را میبخشد و چه کسانی را نخواهد بخشید

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۳۰, ۰۸:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_besm002.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54-nn.gif
کلید قبولی توبه

http://img.tebyan.net/big/1389/06/33123184834218190701681548470318369.jpg

پیام ها و نکات اخلاقی سوره مبارکه نساء

شرایط قبولی توبه


إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولئِكَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِیماً حَكِیماً ( 17) ؛
بى گمان (پذیرش) توبه بر خدا، براى كسانى است كه از روى جهالت كار بد مى‏كنند، سپس زود توبه مى‏كنند. پس خداوند توبه‏ى آنان را مى‏پذیرد و خداوند، دانا و حكیم است.
این
آیه به گوشه‏اى از شرایط قبولى توبه اشاره مى‏كند. از جمله آنكه:

الف: گناه، از روى نادانى و بى‏توجّهى به عواقب گناه باشد، نه از روى كفر و عناد.
ب: زود توبه كند، پیش از آنكه گناه او را احاطه كند، یا خصلت او شود، یا قهر و عذاب الهى فرا رسد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر گناهى كه انسان مرتكب شود گرچه آگاهانه باشد در حقیقت جاهل است،
زیرا خود را در خطر قهر الهى قرار داده است.
(تفسیر برهان، ج 1)
پیام‏های آیه:

1- پذیرفتن توبه‏ى واقعى،
از حقوقى است كه خداوند براى مردم، بر عهده‏ى خودش قرار داده است.
«التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ»
2- علمى كه در برابر هوس‏ها و غرائز پایدار نباشد، جهل است.
«یَعْمَلُونَ»، «بِجَهالَةٍ»
3- تا گناه زیاد نشده، توبه آسان است. در این آیه مى‏خوانیم:
«یَعْمَلُونَ السُّوءَ»
كه مراد انجام یك گناه است، ولى در آیه‏ى بعد مى‏خوانیم:
«یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ»
كه مراد گناهان زیاد است كه توبه از آن مشكل است.
4- خداوند، گناهكاران را به توبه‏ى فورى تشویق مى‏كند.
«یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ»
5- سرعت در توبه، كلید قبولى آن است.
«یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ»
6- توبه باید واقعى باشد، اگر تظاهر به توبه كنیم خدا مى‏داند.
«كانَ اللَّهُ عَلِیماً»
7- پذیرش عذر گناهكاران بى‏عناد، مطابق با حكمت است.
«عَلِیماً حَكِیماً»
مر قبول توبه باشد بر خدا
از خلایق در فعال ناسزا
گر كه آن باشد ز جهل و غفلتى
نى ز خود بینى كه نارد خجلتى‏
پس چو پیش از موت برگردند باز
حق پذیرد توبه ز ایشان در نیاز
داند او گر باشد از دل توبتى
مى‏نگیرد بر خطاش از حكمتى‏
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54-nn.gif

salamekhoda
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۰۷:۴۸
یک سوال شرعی عجیب و تکان دهنده





برگرفته از سخنان استاد حسین انصاریان


http://img.tebyan.net/big/1390/10/10318623015717011114327200131734253177166239.jpg






توبه یعنى پشیمانى، ما هم پشیمان هستیم.

یك بخش توبه ، استغفار با زبان است ؛ خدایا! اشتباه كردم « أستغفرُ اللهَ ربى و أتوب الیه » با زبان، حالا همین كه قلبمان پشیمان است، بس نیست؟ نه، چون خدا گفته است كه غیر از پشیمانى قلب، دوست دارم صداى التماس گنهكار را بشنوم. صدایت مهم است؛

« ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ »(1) من را صدا بزن، من با صدا زدن تو جواب تو را مى‏ دهم.
بیایى پشت در بایستى و زنگ نزنى كه كسى در را باز نمى ‏كند. تشنه‏اى، اما اگر نگویى آب مى‏ خواهم، آب نمى ‏آورند، گرسنه اگر نگوید نان، كسى به او نان نمى ‏دهد.

salamekhoda
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۲۱:۳۸
del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif


ترك گناه با اعضا و جوارح


سومین مرحله توبه: « تركٌ بالجوارح » هر عضوى از اعضا دچار هر گناهى است، امشب از چاه گناه بیرون بیاور، بگو: من از تاریكى مى‏خواهم بروم، خسته شدم.(2)

عزم برنگشتن به گناه


چهارمین بخش آن هم این است كه به خدا بگویى: از امشب تا سال دیگر، دیگر من به گناه برنمى‏ گردم « إضمار أن لایعود ».(3)

توبه نصوح توبه‏ اى است كه در آن رجوع به گناه نباشد. و توبه ‏كننده از گناه مانند كسى است كه گناه نكرده باشد. و آن كس كه اصرار بر گناه دارد و استغفار مى ‏كند خود را استهزاء و مسخره مى ‏كند.


و با این حالت شیطان او را مسخره مى‏ كند. و به تحقیق شخص وقتى بگوید: اى خدا من از تو طلب آمرزش مى‏ كنم و بازگشت به سوى تو مى ‏نمایم پس به گناه عود كند و برگردد و باز چنین بگوید تا چهار مرتبه، در مرتبه چهارم از دروغگویان نوشته شود.

del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif

salamekhoda
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۲۱:۳۸
del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif


داستانى درباره گرگ گرسنه


یكى از علماى جامع و كامل و عارف و فیلسوف كه همه شما او را مى ‏شناسید ، ایشان مى‏ فرمودند: براى دیدن یكى از اقوام به شهرمان در یك منطقه سردسیر كشاورزى رفتم.


وقتى وارد خانه ‏اش شدم، گفت: آقا! اول یك مسأله شرعى دارم، این را جواب بدهید.


گفتم: بفرمایید، گفت: امسال تا زانوى ما در این منطقه برف آمده است، پنج و نیم، شش صبح تازه هوا روشن شده بود، من آمدم بیل و پارو برداشتم كه به باغ بیایم داخل آلاچیق دیدم یك گرگ قوى آمده و زیر آلاچیق خوابیده، من و بیل و پاروى من را كه دید، اصلاً عكس العمل نشان نداد، نترسید، ولى من ترسیدم جلو بروم، خیلى گرگ قویى بود.

فكر كردم بیابان پر برف است، چیزى گیرش نیامده است، به اینجا پناه آورده. برگشتم و مقدارى نان و گوشت شب مانده بود، مقدارى شیر، این‏ها را داخل سینى گذاشتم و راه افتادم، گفتم: نزدیكش كه شدم، اگر قیافه عصبى گرفت، سینى را مى ‏اندازم و فرار مى ‏كنم. اگر عكس العملى نشان نداد، جلو مى ‏روم.

del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif

salamekhoda
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۲۱:۳۹
del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif


دیدن گرگ مادر و پذیرایى از او

كنار باغ هم آغل گوسفندهایم بود ، جلو آمدم ، دیدم نه ، عكس العملى نشان نمى ‏دهد ، زنده هم هست ، نمرده ، نزدیك او رسیدم ، دیدم مقدارى شكمش را بلند كرد و زیر شكمش چهار پنج تا بچه گرگ است كه تازه آنها را زاییده بود.


هیچ چیزى گیرش نیامده بود، گرسنه، بچه‏ ها یك مرتبه شروع به ناله كردن كردند، و حالت چشم این گرگ برگشت، مثل این كه مى‏ خواست با چشمش به من بگوید: دستت درد نكند، ما بیچاره بودیم، من تازه زاییدم، بچه‏ هایم گرسنه هستند.

سینى را گذاشتم. گرگ لقمه لقمه برداشت و اول در دهان بچه‏ هایش گذاشت، مادر است.



del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif

salamekhoda
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۲۱:۳۹
del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif


میزان محبت خدا بر بندگان


خدا فرمود: محبت كل مادرهاى عالم را از انسان و جن و حیوان را جمع كنند، یك ذره محبت من را نشان نمى‏ دهد. من محبتم به بندگانم اگر صد باشد، یكى ‏اش را در كل عالم پخش كردم، نود و نه تاى آن را گذاشتم كه قیامت خرج آنها كنم.(4)


ما با دلگرمى امشب پیش تو آمدیم، خیلى هم دلمان گرم است، هیچ ناراحتى‏ اى نداریم.


گرگ هم غذا را خورد و بهار شد، گرگ همانجا ماند و نرفت، كجا برود؟ نمك خورده اینجا بود، محبت و احسان دیده، كجا برود؟

حمیدى در جمع بین صحیحین گفته است: «اسیرانى را نزد پیامبر آوردند ناگاه زنى از میان ایشان دوان دوان در پى كودكى برآمد. طفل خویش را در میان اسیران یافت، به سینه گرفت و شیر داد.

پیامبر فرمود: آیا گمان دارید این زن فرزند خود را در آتش بیفكند؟ یاران پیامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پیامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از این زن به فرزندش است.»
در همان كتاب از رسول خدا روایت شده كه خداوند صد رحمت دارد كه یكى از آنها را نازل فرموده و به آن رحمت میان جن و انسان و درندگان و حشرات، دوستى و مهر افكند كه به واسطه آن با هم انس مى ‏گیرند


و ددان توله‏ هاى خود را پاس مى ‏دارند. نود و نه رحمت باقیمانده ذخیره‏ اى است كه پروردگار به وسیله آن در قیامت بندگان خود را با آن مورد ترحم قرار مى ‏دهد.»





درخت‏ها شكوفه كردند و بچه گرگها هم بزرگ شدند و روزها با همدیگر بازى مى‏ كردند، كم كم دیدم مادرشان دیگر غذا قبول نمى‏ كند، پشت یك درخت مخفى شدم، دیدم از دیوار كوتاه آخر باغ بیرون مى‏ رود و عصر برمى ‏گردد و غذا مى‏ آورد،
del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif

salamekhoda
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۲۱:۳۹
del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif


دریدن گوسفند صاحبخانه توسط بچه گرگها

یك روز صبح گرگ رفت، این سه چهار تا بچه گرگ با همدیگر رفتند داخل آغل و یك بره را خفه كردند و داخل آلاچیق كشیدند و شروع به خوردن كردند.

گفتم: عیبى ندارد، عصر بود، دیدم سر و صدا بلند شد، از اتاقم بیرون آمدم، دیدم گرگ برگشته بود، چشمش به این بره من افتاده كه بچه‏ هاى او كشته بودند، دیدم این بچه ‏ها را مى ‏گرفت و چهار پنج بار به زمین مى ‏كوبید؛ كه بى‏ مروت‏ها! آخر چهار ماه است به ما محبت كرده، بره او را چرا پاره كردید؟
ما كه پنجاه سال است نان خدا را مى‏ خوریم و كفران مى ‏كنیم.


گرگ، بچه‏ ها را زد و بعد هم هر چهار پنج تا را غروب جلو انداخت و برد، پشت دیوار انداخت و خودش روى دیوار نشست و به من نگاه كرد و چشمش پر از اشك شد كه من شرمنده و خجالت زده هستم.



del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif

salamekhoda
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۲۱:۳۹
del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif


حالا سؤال شرعى من این است كه گرگ رفت و دیگر نیامد، چهار پنج روز بعد آمد، دیدم یك بره كوچك آورده است، از آن طرف دیوار به این طرف دیوار انداخت و خودش هم روى دیوار نشست كه من به جاى آن بره ‏اى كه بچه‏ هایم خوردند، این را براى تو آوردم. نمى ‏دانم هم از چه گله‏ اى گرفته و آورده، آیا این بره حلال است یا نه؟


انسان عاقل و فهمیده! كسى كه خدا براى تو پیغمبر و على و حسین علیهم ‏السلام را فرستاده است! خانم‏هایى كه برایتان فاطمه علیهاالسلام را فرستاد! چه چیزى بیاوریم كه تلافى گناهان گذشته خودمان را بكنیم؟


باز معرفت گرگ كه رفت و یك بره پیدا كرد و آورد، ما برایت چه بیاوریم؟ ما همان حرف امام على علیه‏ السلام را مى ‏زنیم:

« ارحم من رأسُ ماله الرجاء و سلاحهُ البكاء » ما غیر از گریه سرمایه‏ اى نداریم.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64313410959905176379.gif


del.askquranbtb3d5nxikp0wp1yqs.gif

salamekhoda
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۲۱:۴۱
منابع:

1 ـ غافر (40) : 60؛ «مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم.»
2 ـ جامع الأخبار: 145، الفصل السابع و المائة فی الزنا؛ «قَالَ النَّبِیُّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله لِكُلِّ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ آدَمَ حَظٌّ مِنَ الزِّنَاءِ الْعَیْنُ زِنَاهُ النَّظَرُ وَ اللِّسَانُ زِنَاهُ الْكَلاَمُ وَ الاْءُذُنَانِ زِنَاهُ السَّمْعُ وَ الْیَدَانِ زِنَاهُمَا الْبَطْشُ وَ الرِّجْلاَنِ زِنَاهُمَا الْمَشْیُ وَ الْفَرْجُ یُصَدِّقُ ذَلِكَ كُلَّهُ وَ یُكَذِّبُه.»

3 ـ إرشاد القلوب: 1/45، الباب الحادی عشر فی التوبة و شروطها؛ «وَ قَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ایُّهَا النَّاسُ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا وَ بَادِرُوا بِالاْءَعْمَالِ الصَّالِحَةِ قَبْلَ أَنْ تُشْغَلُوا وَ أَصْلِحُوا بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ رَبِّكُمْ تَسْعَدُوا وَ أَكْثِرُوا مِنَ الصَّدَقَةِ تُرْزَقُوا وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ تَحَصَّنُوا وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ تَنْتَصِرُوا یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَكْیَسَكُمْ أَكْثَرُكُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً وَ إِنَّ أَحْزَمَكُمْ أَحْسَنُكُمُ اسْتِعْدَاداً لَهُ وَ إِنَّ مِنْ عَلاَمَاتِ الْعَقْلِ التَّجَافِیَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الاْءِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّزَوُّدَ لِسُكْنَى الْقُبُورِ وَ التَّأَهُّبَ لِیَوْمِ النُّشُورِ
وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یَقُولُ فِی دُعَائِهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی كُلَّ ذَنْبٍ عَلَیَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.»

4 ـ نهج الحق و كشف الصدق: 375، إیضاح خرافة الجبر؛ «وَ رَوَى الْحُمَیْدِیُّ فِی الْجَمْعِ بَیْنَ الصَّحِیحَیْنِ قَالَ قَدِمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سَبْیٌ فَإِذَا امْرَأَةٌ مِنَ السَّبْیِ تَسْعَى إِذْ وَجَدَتْ صَبِیّاً فِی السَّبْیِ فَأَخَذَتْهُ فَأَلْزَقَتْهُ بِبَطْنِهَا فَأَرْضَعَتْهُ فَقَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ا تَرَوْنَ هَذِهِ الْمَرْأَةَ طَارِحَةً وَلَدَهَا فِی النَّارِ قُلْنَا لاَ وَ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ أَرْحَمُ بِعِبَادِهِ مِنْ هَذِهِ الْمَرْأَةِ بِوَلَدِهَا وَ فِیهِ أَنَّ النَّبِیَّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله قَالَ إِنَّ لِلَّهِ مِائَةَ رَحْمَةٍ أَنْزَلَ مِنْهَا رَحْمَةً وَاحِدَةً بَیْنَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ وَ الْبَهَائِمِ وَ الْهَوَامِّ فِیهَا یَتَعَاطَفُونَ وَ بِهَا یَتَرَاحَمُونَ وَ بِهَا یَعْطِفُ الْوَحْشُ عَلَى وَلَدِهَا فَأَخَّرَ اللَّهُ تِسْعاً وَ تِسْعِینَ رَحْمَةً یَرْحَمُ بِهَا عِبَادَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.

تهیه و تنظیم: محمد حسین امین – گروه حوزه علمیه تبیان

yanoor
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۱۲:۰۰
کامل ترین شکل توبه توبه نصوح است

توبه نصوح چه توبه‏ای است؟ و روش دستیابی آن چگونه است؟

پاسخ


توبه نصوح توبه بسیار باارزشی است که در قرآن و روایات به آن سفارش شده است خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید به مؤمنان فرمان ‏داده است که توبه نصوح کنند« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا، ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدا توبه کنید، توبه ای خالص(توبه نصوح)؛...»[i]در روایات زیادی از پیامبر اکرم (ص)و ائمه طاهرین (ع) وارد شده که از خداوند متعال در خواست توبه نصوح داشته و مردم را نیز به توبه نصوح سفارش می کردند[ii].
عارفان و عالماننیز همواره به توبه نصوح تشویقکرده و آن را الگوی کامل و جامع توبه می‏دانند.
نجم‏الدین رازی در مرصادالعباد[iii]از آن یاد می‏کند. عطارنیشابوری[iv]در تذکرة‏الاولیاء می‏گوید: ابراهیم ادهم توبه نصوح کرد.در «کشاف اصطلاحات الفنون‏» می‏گوید:... و اصحّ توبه، توبه نصوح است[v]
اما این که توبه نصوح چه نوع توبه ای است باید به سراغ روایات برویم. از امام صادق علیه الصلوة والسلام از معنای آن سؤال ‏شد امام صادقعلیه‏السلام در پاسخ ‏فرمود:«توبه نصوح این است که بنده خدا طوری توبه کند که تا آخر عمر به گناه باز نگردد»[vi]






ادامه http://www.hawzah.net/fa/question/questionview/11742

yanoor
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۱۲:۱۱
آیات 8 تا 12 سوره مبارکه تحریم
گلبرگ پانصد و شصت و یکم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٨) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (٩) ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ (١٠) وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (١١) وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ (١٢)
http://www.blogfa.com/photo/g/gollbarg.jpg

ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ

v گاهی از مؤمن، گناه سر می زند که باید توبه کند.
v توبه باید به درگاه خدا باشد، نه افشای گناه نزد بندگان.
v یکی از تکالیف مؤمن، توبه از گناه است.
v توبه باید خالصانه و صادقانه باشد نه لقلقه زبان.
v هر توبه ای ارزش دارد.
v توبه، زمان و مکان خاصی ندارد.
v برای تشویق به توبه، باید مردم را به رحمت الهی امیدوار کرد.
v پذیرش توبه، از شئون ربوبیت است.
v ناپاکی و پلیدی در بهشت جای ندارد؛ اول پاک شدن، سپس وارد بهشت شدن.
v نتیجه توبه دو چیز است: محو گذشته و تأمین آینده.
ادامه در

http://www.gollbarg.blogfa.com/post-604.aspx

yanoor
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۱۲:۲۰
توبه واثار ان....زندگی و اثار توبه ی نصوح ... (http://www.askquran.ir/thread13430.html)

در

http://www.askquran.ir/thread13430.html

hanie sadat
۱۳۹۳/۰۲/۲۹, ۲۰:۴۶
بسیار پیش آمده است که ما آدمیان در رهگذر زندگی و در جای و جای و نقطه نقطه آن خطا رفته ایم، به بیراهه کشیده شده ایم، معصیت کرده ایم، و در ادامه آن پشیمانی سراغمان آمده است؛ استغفار کرده ایم.

گاه عزممان را جزم کرده ایم که تکرار گناه نداشته باشیم و بارها از خداوند سبحان خواسته ایم که در این مهم یاورمان باشد.

گاه خواسته ایم که توفیق توبه نصیبمان کند و با بار سنگین گناه و معصیت اجل سراغمان نیاید و فرصتمان تمام نشود.

بسیار گفته ایم که: "أُطلبُ العَفوَ، إِذا العَفوُ نَعتٌ لِکَرَمِکَ"[1] که ای باری تعالی، ای بلند مرتبه؛ بخشش نمایش کرم توست و ما هیچ از متاع ناچیر دنیا نمی خواهیم جز غفران و بخشایش تو. که خودت بارها در مصحف شریف گفته ای که: "انَّ اللهَ غفورٌ رحیمٌ، انَّ اللهَ عفوٌ غفورٌ، انَّ اللهَ هو توّابٌ الرحیمٌ و ..." و ما بر این باوریم؛ و قطعاً آنجا که جهل سراغمان می آید و عمل قبیحی مرتکب می شویم از سر عداوت و لجاجت با امر تو نیست؛ بلکه ما ضعیفیم.

در قرآن کریم خداوند می فرماید: (إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلىَ اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بجِهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍ فَأُوْلَئكَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیهْمْ وَ كاَنَ اللَّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا.)(جز این نیست كه توبه از آن كسانى است كه به نادانى مرتكب كارى زشت مى‏شوند و زود توبه مى‏كنند. خدا توبه اینان را مى‏پذیرد و خدا دانا و حكیم است.)[2]

می توان گفت که یکی از شرایط توبه این است که آدمی از روی جهالت و نادانی مرتکب گناهی شود، جهالت نه به این معنا که نمی داند آن فعل گناه است؛ بلکه بدین مفهوم که از سر عداوت و لجاجت با امر پروردگار انجام نداده باشد.

آدمی باید به محض متوجه شدن توبه کند و آن را به تعویق نیندازد و در ادامه به اصلاح بپردازد. (... أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءَ ا بجِهَلَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیم.)(... زیرا هر كس از شما كه از روى نادانى كارى بد كند، آن گاه توبه كند و نیكوكار شود، بداند كه خدا آمرزنده و مهربان است.)[3] (وَ إِنىّ‏ لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا ثمُ‏ اهْتَدَى.)(هر كس كه توبه كند و ایمان آورد و كار شایسته كند و به راه هدایت بیفتد، مى‏آمرزمش.)[4] یعنی با یاد قلبی خداوند و نه ذکر لسانی استغفار کند، تصمیم قطعی بگیرد که دیگر مرتکب آن نشود و اصرار بر انجام آن نداشته باشد؛ حتماً وعده خداوند شامل حال او می شود؛ (وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصرِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ.)(و آن كسان كه چون مرتكب كارى زشت شوند یا به خود ستمى كنند، خدا را یاد مى‏كنند و براى گناهان خویش آمرزش مى‏خواهند و كیست جز خدا كه گناهان را بیامرزد؟ و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى‏كردند پاى نفشرند.)[5]

آدمی باید بداند اگر از روی علم و عناد با حکم پروردگار عمل قبیح و معصیتی انجام دهد و یا اینکه هنگام فرا رسیدن اجل و مرگ توبه کند؛ در آن صورت طبق آیات قرآن آن توبه پذیرفتنی نیست. (وَ لَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّاتِ حَتىَّ إِذَا حَضرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنىّ‏ تُبْتُ الْانَ وَ لَا الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا.)(توبه كسانى كه كارهاى زشت مى‏كنند و چون مرگشان فرا مى‏رسد مى‏گویند كه اكنون توبه كردیم، و نیز آنان كه كافر بمیرند، پذیرفته نخواهد شد. براى اینان عذابى دردآور مهیا كرده‏ایم.)[6] چنین فردی از شیاطین الانس است،

به نوعی استکبار نسبت به مقام باری تعالی دارد و در واقع از هتک حرمت الهی باکی ندارد. این فرد مصداق آیه (مَنِ اتخَّذَ إِلَهَهُ هَوَئه)[7] است.

نکته دیگر در مورد توبه و بازگشت به سوی خداوند سبحان و طلب بخشش کردن این است که انسان توحید در غفران داشته باشد؛ بدین معنا که معتقد باشد هیچ غافر دیگری غیر از خدا وجود ندارد؛ و سهمی برای وثن و صنم نیست تا شمن به آنها مراجعه کند و اثری برای کشیش کاتولیک نخواهد بود تا ترسا بدو مراجعه کند. (... وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ...)(... كیست جز خدا كه گناهان را بیامرزد؟... .)[8]

خداوند باری تعالی نیز مزد و اجر توبه کنندگان را پذیرفتن توبه آنها و در ادامه بهشت برین قرار داده است تا آدمیان را تشویق کند تا در پی انجام هر گناهی بازگردند و طلب بخشش بجویند. (وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصرِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ، أُوْلَئكَ جَزَاۆُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تجَرِى مِن تحَتِهَا الْأَنهْارُ خَلِدِینَ فِیهَا وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعَمِلِینَ.)( و آن كسان كه چون مرتكب كارى زشت شوند یا به خود ستمى كنند، خدا را یاد مى‏كنند و براى گناهان خویش آمرزش مى‏خواهند و كیست جز خدا كه گناهان را بیامرزد؟ و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى‏كردند پاى نفشرند. پاداش اینان آمرزش پروردگارشان است و نیز بهشت هایى كه در آن نهرها جارى است. در آنجا جاویدانند و چه نیكو است پاداش نیكوكاران.)[9]

پس می توان اینگونه نتیجه گرفت که راه بازگشت به سوی خداوند عزوجل همواره باز است و انسان می تواند بعد از انجام گناه و معصیت که به خاطر غفلت، جهالت، نسیان، هوای نفس که نوعی جهالت است؛ توبه کند و عزم بر ترک آن داشته باشد و امیدوار باشد که رحمت خداوند شامل حال او خواهد شد. زیرا؛(فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیم.)(هر كس پس از كردار ناپسندش توبه كند و به صلاح آید، خدا توبه او را مى‏پذیرد، كه او آمرزنده و مهربان است.)[10] و هیچ گاه از رحمت الهی و اینکه توبه اش مورد قبول واقع شده است یا خیر؛ ناامید نشود؛ (قَالَ وَ مَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّون.)(گفت: جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگارش نومید مى‏شود؟)[11]

طبق فرموده حضرت امیر المۆمنین:"كَانَ فِی الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ, وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ، أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِی رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ ص، وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِی فَالِاسْتِغْفَارُ."[12] بر روى زمین دو پناهگاه از عذاب خداى موجود بود: یكى از آن دو از میان ما رفت، اما آن دیگرى باقى است. پس آن را از دست مدهید و در آن آویزید. پناهگاهى كه از میان ما رفت رسول خداى (صلی الله و علیه وآله) بود، و پناهگاه باقى طلب آمرزش از خداى آمرزگار است. یاد ما آدمیان باشد که توبه عدد و محدودیت ندارد.

باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بت پرستی باز آ

این درگه ما درگه نومیدی نیست صدبار اگر توبه شکستی باز آ [13]


پی نوشت ها :
1. مناجات شعبانیه.
2. نساء/17.
3. انعام/54.
4. طه/82.
5. آل عمران/135.
6. نساء/18.
7. فرقان/43.
8. آل عمران/135.
9. آل عمران/135-136.
10. مائده/39.
11. حجر/56.
12. نهج البلاغه، حکمت 88.
13. رباعی ابو سعید ابوالخیر.
منابع:
1. قرآن کریم، ترجمه آیتی.
2. تفسیر تسنیم، جوادی آملی، عبدالله، ج 15.
3. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، محمدحسین، ج4.
4. نهج البلاغه، شریف رضی، ترجمه اسدالله مبشری.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۰
سلام!!!
هیچ چیز شیرین تر از توبه و بازگشت نیست!
کمترین ثمره توبه مستجاب شدن دعای توبه کننده است!

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۵
هرگاه گناهانت زیاد شد پشت سر هم آب (به تشنگان) بنوشان .
http://media3.afsaran.ir/siFKE5Du_535.jpg





http://media3.afsaran.ir/tsiJUKVze_36 (http://www.afsaran.ir/user/profile/fatimaehya)خاطره تشرف به حج به خاطر آب دادن به یک معلول عقب مانده ذهنی

سی و سه سالی بود که در مرکز خیریه نگهداری معلولین عقب مانده ذهنی بقیةالله قم کار کرده بود

و حالا بازنشسته شده بود ولی یک ماه بیشتر طاقت نیاورد .

و حالا محمد باچارگی آمده بود دفتر من و میگفت :

اجازه بدید ماهی یکبار بیام به بچه ها سر بزنم و در حالی که اشک میریخت میگفت:

آخه خیلی به اینا عادت کردم دلم تنگ میشه .

وقتی ازش خواستم از خاطراتش بگه خاطره ای از علیرضا گفت .

ناتوان ذهنی که تکلم ندارد و در کارهایش نیاز به کمک دیگران دارد .

گفت : که نیمه شبی صدای گریه علیرضا را شنیدم بالای سر او رفتم به من فهماند که تشنه است

و آب میخواهد ، لیوان آبی برایش آوردم ، خورد ، باز هم گریه کرد باز هم به او آب دادم خورد

و آرام گرفت و خندید به او گفتم علیرضا برای من دعا کن برم خانه خدا ،

دیدم که به من نگاه کرد و گریه کرد دوباره تکرار کردم علیرضا برام دعا کن برم مکه اینبار هر دو با هم اشک ریختیم .

چند روز بعد در میدان آستانه جلوی حرم حضرت معصومه (س) ناگهان به دوستی برخورد کردم

که ۲۰ سال بود ندیده بودمش و در جبهه همرزم بودیم

و حالا از کارگزاران حج بود از دیدن هم بسیار خوشحال و شگفت زده شدیم و ناگهان به من گفت :

محمد میخوای بری مکه؟ با تعجب و ناباوری گفتم آرزوی من است .

و یک هفته بعد من مکه بودم و تا ۴۵ روز به عنوان آشپز به زائرین خانه خدا خدمت میکردم…



ثواب آب دادن به تشنگان در احادیث:

عنه صلی‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :
إذا کَثُرَت ذُنوبُکَ فاسْقِ‏الماءَ عَلَی الماءِ .

پیامبر خدا صلی‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :
هرگاه گناهانت زیاد شد پشت سر هم آب (به تشنگان) بنوشان .

کنز العمّال : ۱۶۳۷۷
منتخب میزان الحکمة : ۲۷۴

الإمامُ زینُ العابدینَ علیه‏السلام :
مَن سَقی مُؤمنا مِن ظَمَأٍ سَقاهُ اللّه‏ُ مِنَ الرَّحیقِ الَمختوم .

امام سجّاد علیه‏السلام :
هرکه مؤمن تشنه‏ای را آب دهد خداوند او را از شراب سر به مُهر بهشتی بنوشاند .

الکافی : ۲ / ۲۰۱ / ۵
منتخب میزان الحکمة : ۲۷۴

عنه علیه‏السلام :
إنّ أوَّلَ ما یُبدَأُ بهِ یَومَ القِیامَةِ صَدَقةُ الماءِ .

امام باقر علیه‏السلام :
نخستین چیزی که در روز قیامت به آن رسیدگی می‏شود (ثواب) صدقه آب (دادن به تشنه) است .
بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۷۳ / ۱۳
منتخب میزان الحکمة : ۲۷۴

الإمامُ الصّادقُ علیه‏السلام :
أفضَلُ الصَّدقَةِ إبرادُ الکَبِدِ الحَرّی ، ومَن سَقی کَبِدا حَرّی مِن بَهیمَةٍ أو غَیرِها أظَلَّهُ اللّه‏ُ عز و جل یَومَ لا ظِلَّ إلاّ ظِلُّهُ .

امام صادق علیه‏السلام :
بـهترین صـدقه خـنک کردن جگر تفتیده است .

هرکه جگر تفتیده حیوانی یا جز آن را سیراب کند خداوند عز و جل او را ، در آن روزی که هیچ سایه ‏ای جز سایه او نیست ،

سایه دهد .

بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۷۲ / ۸
منتخب میزان الحکمة : ۲۷

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۶
توبه مانند تاید و پودر پاک کننده و دستگاه لباسشوئی و چرک برطرف کننده است

که هر قدر گناه کرده و این قلب و دل چرک و سیاهی گناه گرفته باشد

دستگاه توبه با پودرهای پاک کننده اشک و تضرع و استغفار آن را پاک و نظیف و تمیز می کند

چنانچه در قرآن می خوانیم :

قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسْرَفُوا عَلی اَنْفُسِهُمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمَ .(1)
ای پیغمبر ما به بنده های گنه کار ما بگو که خداوند متعال می فرماید:

ای بندگان من که بر نفس خود در گناه اسراف و در ستم و ظلم به نفس خود زیاده روی کرده اید (توبه کنید)

و از رحمت خدا نا امید نشوید زیرا که (اگر توبه کردید) خدا هم تمام گناهان و معصیت های شما را می آمرزد

و او بسیار بخشنده و مهربان است .

تعبیراتی که در این آیه آمده مانند، بندگان من ، نا امید نشوید، رحمت خدا، غفران تمام گناهان ،

غفور و رحیم بودن خدا، همه حکایت از وسعت دامنه استغفار و قبولی توبه و گستردگی رحمت مطلق الهی میکند،

بخصوص تعبیر به عبادی (بندگان من ) و نسبت بندگان به ذات پاک حق ،

بیانگر آنستکه همه از خوب و بد بندگان خدا هستند و خداوند به آنها آنچنان مهربان است

که آنها را بندگان خودش ‍ خوانده است بنا بر این چشم انداز امید به آمرزش بسیار وسیع و گسترده است .

آقا حضرت امام رضا (ع ) از بعضی از اصحاب و یاران خود شنیدند که می گفتند خدا لعنت کند

کسی را که با آقا علی (ع ) جنگیدند.

حضرت فرمود: بگوئید مگرکسیکه توبه کرد واصلاح نمود حال خود را.

سپس فرمود: گناه کسی که علی (ع ) را یاری نکرد و پیشمان هم نشد بزرگتر است

از گناه کسی که با آقا علی (ع ) جنگید و پیشمان شد و توبه و انابه نمود.(2)

از این حدیث فهمیده می شود که اعظم گناهان یعنی جنگ با امام و وصی پیغمبر است

، هم به توبه قابل بخشش است یعنی اگر آنها هم توبه کردند خدا از سر تقصیر آنها می گذرد.

کسی روز محشر نگردد خجل
که شبها بدرگه برد سوز دل

اگر هوشمندی ز داور بخواه
شب توبه تقصیر روز گناه

اگر بنده ای دست حاجت برآر
و گر شرمساری آب حسرت ببار

نیامد بدین در کسی عذر خواه
که سیل ندامت نشستش گناه

1- سوره زُمر: آیه 53 .
2- وسایل الشیعه : کتاب جهاد، باب 36، حدیث 10

link.yamojir.com (http://link.yamojir.com)

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۶
توبه انسان سبب استجابت دعا می شود یعنی اگر گنه کاری توبه کرد

و از اعمال و رفتار و کردار بد سابق خود استغفار و توبه نمود، دعایش مستجاب می شود

، چنانچه در قرآن می خوانیم :

وَ یَسْتَجیبُ الَّذینَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصّالِحات وَیَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِه ... . (1)

و پروردگار متعال آن خدایست که توبه بندگانش را می پذیرد، و گناهانشان را می بخشد

و هر چه که کنید میداند و دعای آنان که (توبه کرده اند) و به خدا ایمان آوردند

و نیکوکار شوند مستجاب میگرداند

و از فضل و کرم خود بر ثواب آنها می افزاید،

و در قرآن تلاوت می کنیم :

وَ اِذا سَئَلَکَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ اُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَلْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشَدُونَ . (2)

و هر گاه و هر وقت بندگانم از من سؤ ال کنند بدانند که من به آنها نزدیک هستم

و هر کس مرا بخواند و یا صدا بزند، جوابش را می دهم دعایش را مستجاب می کنم

و ندایش را به اجابت رسانم ،

(در صورتیکه دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند) تا راه هدایت پیشه گیرند.

الهی منم بنده روسیاه
که پا تا سرم گشته غرق گناه

به دربار تو آمدم عذر خواه
به جز درگه تو ندارم پناه

آنقدر کوبم در این خانه را
تا که بینم لطف صاحبخانه را

گفت پیغمبر اگر کوبی دری
عاقبت زاندر برون آید سری

1- سوره شوری : آیه 26 .
2- سوره بقره : آیه 186 .

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۷
خدا توبه را قبول می کند

بازگشت به سوی حق تعالی و توبه از گناهان در هر وقت که باشد مورد قبول حضرتش است

و بشارت خداوند یکتاست ، چنانچه در قرآن می خوانیم :

وَ هُوَ الَّذی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ . (1)

و خداوند متعال آنکسی است که توبه بندگانش رامی پذیرد و از گناهان و کارهای زشت و ناپسند در می گذرد.

در کتاب اصول کافی باب العجب حدیث 8، حدیث جالبی نقل کرده که حضرت صادق آل محمّد (ص ) فرمود:

خداوند متعال به حضرت داود علی نبیّنا و آله و علیه السّلام وحی فرمود:

ای داود گناهکاران ومعصیت کاران و بذه کاران رامژده بده ودل آنها را شادکن و به آنها خبر خوشی بده ،

ولی اهل ایمان و صدیقان و نیکوکاران را از قهر من بترسان و به آنها آتش جهنّم را یادآوری کن و آنها را بیم ده

حضرت (ع ) فرمود: خدایا چطوری به گنهکاران مژده و به خوبان ترس و بیم دهم ؟!

خطاب رسید: به گنهکاران مژده بده که من توبه های آنها را قبول می کنم و از گناه آنها می گذرم

و خوبان را بترسان به خاطر اینکه مبادا به کردار و اعمال و رفتار خوب خود عجب ،

ریا کنند و خودبین شوند زیرا هیچ بنده ای را من پای حساب نکشم جز آنکه هلاک شود.

ای آنکه ز عاصیان کنی توبه قبول
سازی همه رابه رحمت خود مشمول

امید دهد توبوا الی اللّه به ما
هرکس که کند توبه نمائی مقبول

زیرا که بود امر به توبه دائم
پس توبه شکن برت نباشد مسئول

در وقت گناه گر نگیری دستم
توبه شکنم باز شوم خوار و ملول

در هر گنهی حال ندامت دارم
جز خجلت و توبه من ندارم محصول

پس دست مرا بگیر هنگام گناه
تا آنکه به توبه ام نمایم معمول

گر توبه شکسته ام خدایا بی حد
یا ربّ بپذیر توبه ام را به رسول


1- سوره شوری : آیه 25 .

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۷
توبه سبب طول عمر و وسعت در زندگی و رفع گرفتاریهای عیشی و رفاهیت در امور است

چنانچه در قرآن کریم می خوانیم :

وَ اَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا اِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعا حَسَنا .(1)

و طلب آمرزش کنید از پروردگار خودتان پس به سوی او رجوع کنید که اگر به سوی خدا توبه کردید

با شما برخورد بسیار خوب و شایسته و نیکی تا آخر عمرهائیکه برای شما مقدر شده است خواهد شد.

حضرت صادق آل محمّد (ص ) فرمود:

مَنْ یَمُوتُ بِالذُّنُوبِ اَکْثَر مِمَّنْ یَمُوتُ بِالاْجالِ .(2)

کسانیکه به سبب گناهان عمرشان کوتاه شده و می میرند

، بیشترند از کسانیکه با اجل مقدرشان می میرند یعنی کسانیکه اهل گناه باشند عمرشان کوتاه است .

خلاصه چنانچه گناه عمر را کوتاه می کند توبه عمر را دراز و طولانی می نماید، چنانچه خداوند می فرماید:

فَقُلْتُ اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ اِنَّهُ کانَ غَفّارا یُرْسِلُ السَّمآءَ عَلَیْکُمْ مِدْرارا .(3)

و گفتیم طلب آمرزش کنید و توبه نمائید از پروردگارتان ، بدرستیکه او بسیار آمرزنده است

از آسمان برای شما ابرهای زیادی که بارنده باران هستند پی درپی ریزنده می فرستد

و شما را به مالها و پسرها یاری میدهند یعنی اموال و اولادتان را زیاد میگرداند.

یا رب من از کردار خود هستم پشیمان هر نفس
چون مرغ بی بال وپری هستم پریشان درقفس

از اشک توبه شستشو هر دم دهم روی سیاه
خواهم ز تو یا رب مددبخشی گناه بی پناه

یا رب تو ستارالعیوب یا رب تو غفّار الذُّنوب
یارب تو علاّم القلوب یارب تو کشاف الکروب

من روسیاهم روسیاه تو خالقی پشت و پناه
من عاصی از جرم و گناه دارم امید از تو اِله

بخشی ز لطفت ای خدا چشم من است بر درگهت
گیری اگر با عدل خود من زرّه خاکی کمترت

عمرم به عصیان شد تباه ، پشتم خم از بار گناه
آلوده هستم رو سیاه دستم بیگر و ده پناه

1- سوره هود: آیه 3 .
2- سفینة البحار: ج 1، ص 488 .
3- سوره نوح : آیه 10 .

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۷
کسانیکه توبه کنند و از گناهان گذشته خود استغفار و طلب آمرزش نمایند

خداوند متعال بعد از این عالم آنها را در بهشت قرار میدهد که تا ابد در آنجا باشند چنانچه می خوانیم :

وَالَّذینَ اِذا فَعَلُوا فاحِشَةً اَوْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ ذکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفِرُوا لِذُنُوبِهِمْ

وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلا اللّهُ ولَمْیُصِرُّوا عَلی مافَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ

اُولئِکَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاَْنْهارُ خالِدینَ فیها وَ نِعْمَ اَجْرُ الْعامِلینَ . (1)

از نشانه های افراد نیک و خوب و شایسته اینستکه هرگاه کار ناشایسته ای یا گناهی از آنها سر زند

یا ظلمی بنفس خویش کنند خدا را بیاد آرند،

و از گناه خود به درگاه خدا توبه و استغفار کنند (و می دانند)

جز خدا هیچکس نمی تواند گناه خلق را بیامرزد

و آنها هیچگاه اصرار در کار زشت نمی کنند

چون بزشتی معصیت آگاهند و آنها جزایشان آمرزش است

از طرف پروردگارشان و بهشت و باغها و بوستانهائی است

که از زیر عمارت آنها جوی ها جاریست در حالیکه همیشه و جاوید در آنجا خواهند بود

و چه خوبست جزای کسانیکه برای خدا کار کنند.

ای کرمت همنفس بی کسان
جز تو کسی نیست ، کس بی کسان

بی کَسَم و، هم نفس من توئی
رو به که آرم ؟ که کس من توئی

کون و مکان ، مظهر نور تواند
جمله جهان ، محض حضور تواند

در دل هر ذرّه بود، سیر تو
نیست درین پرده کسی ، غیر تو

جز تو کسی نیست ، به بالا و پست
ما همه هیچیم و، توئی هر چه هست

1- سوره آل عمران : آیه 135 .

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۸
کسی که توبه کند ملائکه و فرشتگان حامل عرش پروردگار عالم برای او طلب آمرزش و رحمت می کنند

و از خداوند متعال خواستار دوری او (گنه کار توبه کننده ) از آتش جهنّم هستند چنانچه خداوند می فرماید:

الّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرشَ وَمَنْ حَوْلَهُ وَیُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ویُؤ مِنُونَ بِهِ ویَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شی ءٍ رَحْمَةً وَعِلْما فَاغْفِر لِلَّذینَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الْجحیم .(1)

فرشتگانی که عرش با عظمت الهی را بر دوش گرفته و آنانکه پیرامون عرشند به تسبیح و حمد و ستایش حق مشغولند

هم خود به خدا ایمان دارند و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت می طلبند و می گویند:

ای پروردگاری که علم و رحمت بی منتهایت همه اهل عالم را فراگرفته است

تو به لطف و کرم خویش گناه آنهائی را که توبه کرده اند و راه رضای تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.

رَبَّنا وَادْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتی وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ ابائِهِمْ وَاَزْواجِهِمْ وَذُرِّیاتِهِمْ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیم .

پروردگارا تو آنها (توبه کنندگان ) را در بهشت عدنی که وعده فرمودی با پدران و مادران صالح و همسران و فرزندانشان

و اصل گردان که همانا توئی خدای با حکمت و اقتدار.

خدایا، ای پناه بی پناهان
تو ای ستار و غفّار گناهان

کریمی ، دستگیری ، بی نیازی
رحیمی ، کارسازی ، دلنوازی

منم آن بنده محتاج و خسته
کنار خوان احسانت نشسته

توئی ، تنها تو، یا رب یاور من
ز جان و دل بُوَد این باور من

اگر لطف تو گیرد زیر بالم
شوم آزاد از غم در دو عالم

خدایا بگذر از این بنده بد
به حق احمد و آل محمد (ص )


1- سوره مؤ من : آیه 7 .

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۸
تبدیل گناه به حسنه

به واسطه توبه ، انسان نه تنها تاریکی گناه را برطرف می کند، بلکه بجایش نور طاعت جایگزینش می شود

و گناه مبدل به ثواب می گردد چنانچه حضرت حق جلّ جلاله در قرآن سوره فرقان آیه 70 فرموده :

الا مَنْ تابَ وَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صالِحا فَاُولئِکَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیَّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللّهُ غَفُورا رحیما

مگر آن کسانیکه (از گناه ) توبه کنند و ایمان (بخدا) آورند و عمل صالح بجا آورند پس خدا گناهان آنها

(گنه کارانی را که توبه کرده اند)

را مبدل به حسنات گرداند زیرا خداوند در حق بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است .

ای آنکه هرچه بنده بخواهد عطا کنی
هر درد بی دوای ضعیفان دواکنی

از لطف وجود و بخشش و از فضل و از کرم
مخلوق خویش را همه از خود رضا کنی

با راءفت و زحمت بی منتهای خویش
بیگانه را به درگه خود آشنا کنی

در حیرتم که من خجلم از گناه خویش
مولا توئی ، زبنده عاصی حیا کنی

عبد گریزپای تواءم نادم آمدم
نبود روا که آمده را خود رها کنی

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۸
فضیلت توبه

محبوب ترین کس در نزد خداوند متعال کسی است که از گناهانش توبه کننده باشد،

چنانچه در قرآن می خوانیم :

اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوابین .(1)

البتّه خداوند متعال توبه کنندگان (از گناه ) را دوست دارد.

آقا خاتم الانبیاء (ص ) فرمود: هیچ موجودی در پیشگاه حقتعالی محبوبتر از مرد و زن توبه کننده نیست (2)

و همچنین آن حضرت فرموده :

النّائبُ حَبیبُ اللّه توبه کننده از گناه محبوب خداست .(3)

حضرت باقر (ع ) فرمود:

اگر مردی در شب تاریک شتر با توشه اش را در سفر گم کند و سپس ‍ پیدا کند چقدر خوشحال می شود،

همینطور است در ارتباط با انسانی که راه اصلی حق را گم کرده و گناه و معصیت خدا را انجام داده

و حال توبه کرده خداوند متعال هم بیشتر از او نسبت به توبه کنندگان فرحناک و خورسند و خوشحال می شود.(4)


و در جای دیگر می فرماید:

خداوند متعال به توبه بنده اش خوشحال تر است از مرد عقیمی که بعد دارای فرزند شود

و از کسی که گمشده اش را پیدا کند و از تشنه ای که به آب می رسند

(آنها چقدر خوشحال می شوند که به فرزند برسند یا گمشده اش را پیدا کرده ،

یا وقتی که به آب می رسد چه حالت فرحناکی دارد.)

خدا هم وقتی ببیند بنده اش توبه کرده از اینها بیشتر خوشحال می شود زیرا خدا بنده اش را خیلی دوست دارد.(5)

شهید آیة اللّه دستغیب رضوان اللّه تعالی علیه در کتاب استعاذه اش می گوید:

پس از آنکه حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام نفرین کرد و همه کفار غرق شدند

ملکی در پیش او ظاهر شد.

شغل حضرت نوح (ع ) کوزه گری بود کوزه هائی از گِل درست می کرد و پس از خشک کردن می فروخت .

ملک کوزه ها را یکی یکی از حضرت نوح (ع ) می خرید و پیش چشمش آن را خُرد می کرد و می شکست

حضرت نوح (ع ) ناراحت شد و به او اعتراض ‍ کرد که این چه کاریست می کنی ؟

گفت به تو مربوط نیست من خریده ام و اختیارش را دارم .

حضرت نوح (ع ) فرمود:

بله لکن من آن را ساخته ام ، مصنوع من است ، ملک گفت کوزه هائی ساخته ای ،

نه اینکه خلق کرده ای ، اینک من که آن را می شکنم تو ناراحت می شوی چطور نفرین کردی

که این همه خلق خدا هلاک گردند در حالی که خدا بنده را خلق کرده و آنها را دوست دارد،

پس از این قضیه ازبس گریه کرد نامش را نوح گذاشتند.

غرض شفقّت پروردگار است خالق ، مخلوق خودش را دوست می دارد، خدا به پیغمبرش عتاب می فرماید

که چرا نفرین کردی این همه خلق هلاک شوند به خاطر اینکه خدا بنده اش را دوست دارد

. و در قرآن آنها را می ترساند و سفارش می کند مبادا فریب شیطان را بخورید دنیا سرای فریب است

شیطان دشمن است .

این آیات و روایات حاکی از اینست که خداوند متعال انسانهائی را که گناه و معصیت کرده اند

و از کار خود پشیمان شده اند و در خانه حق می آیند و توبه می کنند

خوشحال می شود زیرا به انسان علاقه دارد و دوست ندارد بندگانش به دوزخ سرازیر گردند.

اگر لطف تو نبود پرتو انداز
کجا فکر و کجا گنجینه راز؟

ز گنج راز در هر گنج سینه
نهاده خازن تو صد دفینه

ولی لطف تو گر نبود، به صد رنج
پشیزی کس نیابد ز آن همه گنج

چو در هر گنج ، صد گنجینه داری
نمی خواهم که نومیدم گذاری
به راه این امید پیچ در پیچ
مرا لطف تو می باید دگر هیچ

1- سوره بقره : آیه 222 .
2- عیون اخبار الرضا: ج 2، ص 21.
3- جامع السعادت : ج 3، ص 51 .
4- اصول کافی : ج 2، ص 435 .
5- میزان الحکمه : ج 1، ص 541.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۱:۴۹
که اگر گره افتاد به کارم، یعنی خدا با من کار دارد
http://media3.afsaran.ir/siZMd88B_535.jpg





http://media3.afsaran.ir/tsiJUKVze_36 (http://www.afsaran.ir/user/profile/fatimaehya)سرانگشتان دیگر بوی تسبیح تربت نمی‌دادند،

قرآن، به وقار نشسته بود کنار کتابهای دیگر کتابخانه. این‌ها شاید شرح حال ما باشد ؛ بعد از غرق نعمت شدن...

بعد از این که همه چیز همان‌جوری پیش می‌رود که ما دلمان می‌خواهد؛

اما ناگاه و ناغافل اندوهی می‌آید تا بیشتر حواس جمعمان کند.

وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلیلاً إِنَّکَ مِنْ أَصْحابِ النَّار

هنگامی که انسان را زیانی رسد، پروردگار خود را می‌خواند و بسوی او باز می‌گردد

امّا هنگامی که نعمتی از خود به او عطا کند، آنچه را به خاطر آن قبلًا خدا را می‌خواند از یاد می‌برد

و برای خداوند همتایانی قرار می‌دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد

بگو: «چند روزی از کفرت بهره‌گیر که از دوزخیانی!»

سوره مبارکه زمر،آیه 8

کتابها می‌نویسند:

[خداوند] در این آیه تنبه می‌دهد به اینکه انسان طبعاً کفران پیشه است، با اینکه او بالفطره پروردگار خود را می‌شناسد

و در هنگام بیچارگی و اضطرار که دستش از همه جا کوتاه می‌شود،

بی درنگ رو به سوی او می‌کند و از او نجات می‌طلبد هم چنان که خود او فرموده:

" وَ کانَ الْإِنْسانُ کَفُوراً"1 و نیز فرموده:" إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ"2

بنا بر این، معنای آیه چنین می‌شود که:

وقتی شدت و یا مرض یا قحطی و امثال آن به انسان می‌رسد، پروردگار خود را در حالی که اعتراف به ربوبیتش دارد می‌خواند، و به سوی او برمی‌گردد

، و از ماسوای او اعراض می‌کند، از او می‌خواهد که گرفتاری‌اش را برطرف سازد.

بعید نیست که مراد از" انداد" مطلق اسبابی باشد که بشر بر آن‌ها اعتماد نموده، و آرامش درونی پیدا می‌کند و در نتیجه از خدا غافل می‌ماند.

و یکی از آن اسباب، بت‌های بت‌پرستان است، چون آیه شریفه همه انسان‌ها را به این وصف معرفی می‌کند، و همه انسان‌ها بت‌پرست نیستند،

اگر چه مورد آیه کفارند، اما مورد مخصص نمی‌شود و باعث نمی‌گردد که بگوییم منظور از آیه هم همین مورد خاص است.3

راز و نیاز

با تو می‌گویم:

بعد از آمدن جواب عکس‌ها و آزمایش‌ها، بعد از جور نشدن وام بانک، بعد از جواب کردن صاحبخانه، بعد از ناگواری، علامت سۆال مدام توی سرش می‌چرخد.

«چرا من؟»

لحظه‌ای رهایش نمی‌کند. پیش از آمدن این سختی، نمازها دیگر اول وقت نبودند. قنوت‌ها، سرسری، رکوع می‌شدند. ...

فرصتی برای سجاده نشینی و سجده شکر در تعقیب نمازها نبود .

سرانگشتان دیگر بوی تسبیح تربت نمی‌دادند،

قرآن، به وقار نشسته بود کنار کتابهای دیگر کتابخانه. این‌ها شاید شرح حال ما باشد ؛ بعد از غرق نعمت شدن...

بعد از این که همه چیز همان‌جوری پیش می‌رود که ما دلمان می‌خواهد؛

اما ناگاه و ناغافل اندوهی می‌آید تا بیشتر حواس جمعمان کند.


خدا رحمت کند حاج اسماعیل دولابی را ...

که در سال‌های نوجوانی من، روی دست‌های مردم این شهر تشییع شد،

اما نگاه قشنگش به عالم، هنوز هم حال مثل منی را بعد از ناگواری‌ها، بهتر می‌کند.

این که بدانم گرفتار، گرفته یار است ...

این که اگر گره افتاد به کارم، یعنی خدا با من کار دارد و معنایش این است که خدا راه بندان کرده،

تا بنشینم و با او خلوت کنم و بگویم «با من کار داری که راه را بسته ای ؟»

این نگاه، قشنگ است اما راستش دل آدم می‌گیرد وقتی به خودش می‌آید،

وقتی فکر می‌کند گاهی آنقدر بیهوده، سرخوش و سرگرم می‌شود که اصلا یادش می‌رود منشا این شادی،

این خوشی، این تندرستی و سلامتی، این برکت و روزی، خداست .

این که باید گرفتار شود تا خلوت کند و یادش بیاید که همه چیز در ید قدرت اوست .

این که خدا بنده شناس است و می‌داند گاهی نعمت‌های فراوانش، غفلت می‌آورد اما باز هم می‌بخشد،

می‌دهد، بی منت عطا می‌کند،

اما گاهی هم کمی راه بندان می‌کند تا کمی تامل کنیم. این سختی‌ها که بسیار کمتر از شادی‌های زندگی‌اند،

تنها تلنگری است برای درنگی کوتاه و به خاطر آوردن منشا هستی ... برای به یاد آوردن او ...

نویسنده: زهرا نوری لطیف
کارشناس شبکه تخصصی قرآن تبیان
1. انسان همواره کفران پیشه است / سوره مبارکه اسرا، آیه 67
2. به درستی انسان ستمگر و کفران پیشه است/ سوره مبارکه ابراهیم، آیه 34
3.ترجمه تفسیر المیزان، ج 17، ص 169
4.مرحوم حاج اسماعیل دولابی

hanie sadat
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۲۲:۵۹
ساده می­گویم خدای من.. پروردگارا ! تو شاهد تمام آنچه بوده­ام بوده­ای..!پس شاهد باش بر هرآنچه هستم و آنچه می­خواهم باشم..رئوفا ! مرا ببخش که چه ساده از هرآنچه تو به من عطا کرده بودی غفلت کرده و گذشتم..پروردگارا ! مرا برای تمام غفلت­هایم ببخش و این­بار دستم را محکم­تر بگیر،البته می­دانم گرفته­ای که هنوز زنده­ام، ولی می­خواهم بند بندِ وجودم را به عشقت مبتلا کنی..عزیزا ! تو شاهد باش که برای جهاد در راه تو از هرچه در دل دارم می­گذرم..پس هرآنچه را دوست داری در دلم جایگزین کن که جز تو لایق­تر برای دل­ها نیست!خدای مهربانم!آنقدر دلم برای سوختن در سحرگاهت تنگ شده است که دیگر هیچ عشقی را برآن ترجیح نخواهم داد..معبودا ! ازین دنیا چیزی جز بی­وفایی ندیدم!آنقدر دلم را به خود مشغول کرد که فراموش کردم این دل از آنِ من نیست و به تو تعلّق دارد!خدایا ! خسته­ام ولی امیدوار..می­خواهم اینبار جهادی را شروع کنم که تمام وجودم را عاشقانه بسوزد و در رکاب آخرین بازمانده از نورت به اوج بندگی یعنی شهادت برسم..اولین قدم را از چشمانم آغاز می­کنم، و روی دل و نفسم پا می­گذارم!این چشم­ها باید آماده دیداری بزرگ و پراز عشق و دلدادگی شود.دیگر غریبه­ای نگاهم را نخواهد دید.بسم الله الرّحمن الرّحیم.لا حول ولا قوّة الا بالله العلیّ العظیم