PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ازدواج آسان



zahra banoo
۱۳۹۱/۱۲/۰۶, ۱۷:۲۵
کیا ازدواج آسان داشتن؟ لطفا بگین مراسم و چه طور برگزار کردین ؟
چه طور خانواده ها را در جهت ازدواج اسان راضی کردید؟
مهریه شما چقدر است؟
لطفا افراد تجربه دار پاسخ بدن تا درسی بشه برای مجردین محترم.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۲/۰۵, ۱۴:۱۰
می‌گویند زندگی هر انسانی سه نقطه عطف دارد: تولد، ازدواج، و مرگ. منظور از نقطه عطف، رخ‌دادی است که زندگی اشخاص را کاملاً متحول می‌سازد. تولد، نقطه شروع زندگی است و مرگ، نقطه پایان کار در این دنیا. اما ازدواج مهم‌ترین نقطه عطف زندگی هر انسان است، چراکه بیش از هر اتفاق دیگری، زندگی فردی و اجتماعی او را تحت تأثیر خود قرار داده و متحول می‌سازد. به علاوه، این تنها نقطه عطفی است که معمولاً خود شخص برای آن تصمیم می گیرد.

چرا ازدواج میکنیم و هدف از ازدواج چیست؟

بعد کم کم و پله پله به موارد دیگر برسیم.

asieh
۱۳۹۲/۰۲/۰۵, ۱۴:۲۴
فلسفه ازدواج از دیدگاه قرآن
قرآن به مساله سکون نفس ، آرامش خاطر و ارضاء روحیه یار گزینی و همسرخواهی توجه ویژه ای دارد
از نشانه های رحمت الهی این است که از جنس خودمان همسری آفریده تا در سایه عشق و محبت او آرامش خاطر و سکون نفس بدست آوریم
چند نکته مهم:
1- همسر موجب آرامش درون است
2- همسر گزینی باید با دقت صورت پذیرد زیرا کسی میتواند مایه ی آرامش خاطر باشد که همسر واقعی باشد نه همسر نما
3- همسری میتواند همسر واقعی باشد و نقش اساسی خود را در زنگی ایفا کند که با خدا باشد
4- تنها دارابودن ایمان در آرامش آفرینی کافی نیست، بلکه همسر باید با آدمی احساس یکرنگی درونی- مجالست روحی- احساس الفت و مانوسیت باطنی کند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۲/۰۵, ۱۵:۰۵
ممنون از دوست عزیزم سخنانشون کال بود منم اضافه میکنم.

زن و مرد مکمل و کامل کننده یکدیگرند یعنی اینکه با ازدواج مرد و زن کامل و کاملتر میشین .هدف از ازدواج تشکیل خانواده و بدست اوردن نیازهای مادی و معنوی و در کنارش بدست اوردن ارامش جسمی و روحی.حالا یه سوال چطور میتونیم این ارامش و اسایش را بدست بیاریم؟

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۵, ۱۵:۱۵
سلام!!!
ازدواج آسان از اسمش معلومه!
آسان باشد ودور از تجملات وچشم توهم چشمی ها.
من باشم مهریه را 14 می گیرم.
عروسی نمی گیرم.چون پولش را صرف هزینه های دیگر زندگیم می کنم!
به جاش ماشین می خرم تا همسرم را با ماشین شخصی جابه جا کنم تا سایه سنگین نگاه های افراد بیمار را نبینم ولی صد افسوس که بعضی ها اینها را نمی بینند.نمی دانم چرا.
دیگر برایم اهمیت ندارد نه تنها برای من بلکه از هر آقائی بپرسی همین را می گوید.درخواستهای سنگین خانواده ها باعث شده دیگر کسی رغبت به ازدواج نشان ندهد.نبودن افراد خوب و مومن در درجات بعدی هستند.
هرکسی نظر داشت بگوید ما هم می شنویم.
یک سرچی در سایت های معتبر در زمینه مشاوره ازدواج بکنید می بینید که بعضی از دخترها چقدر به تجملات وچشم توهم چشمی ودرخواستهای عجیب دارند البته ناگفته نماند بعضی ها هم واقعا خانم هستند ودرخواست چندانی ندارند و به تمام معنا خانم هستند!به تمام معنا

yanoor
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۶:۴۳
اگر آقا پسر یا همان شاه داماد دارای ملاکهای ایمان و شخصیت خوب و ....

فضایل زیاد باشد خود به خود خانواده دختران نمی گزارند چنین شاه پسری روی زمین بماند

و خودشان تن به ازدواج ساده و راحت می دهند ..........

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۶:۵۸
سلام!!!
من خودم تجربه ندارم ولي چند تا مراسم شنيدم كه چطوري برگزار شدند!
يكي تعريف مي كرد مي گفت گفتند يك دختر خانمي هست كه مي گويند همه چي تمامه.يعني مي گفتند برويد تحقيق كنيد وحتي امتحانش كنيد تا بفهميد كه چقدر باايمان وباتقوا است.وقتي مي گويم از اين آدم هاي متدين هستند واقعا متدين هستند نه از اينها كه فقط اسمن متدين هستند و وقتي تحقيق مي كني مي بيني دختره توي دانشگاه با يكي بوده توي محل با يكي ديگه.پدر مادره هم خبر ندارن ومردم هم از روي آبروي پدر مادره بهشون نمي گن.
همكارم تعريف مي كرد آدرس منزل خانم را گرفتم تا يك روز تعيين كنيم برويم خواستگاري،اما يك روز جلوتر خودم رفتم تا از نزديك خونشون را ببينم ومحلشون را نگاه كنم ببينم توي چه محيطي بزرگ شده وآيا عوامل محيطي بر رفتار ويا كردار وشخصيت ايشان وخانواده ايشان تأثير داشته يا نه!
رفتم ديدم محله محله ي معمولي بود با شرايط عادي يك محله ي ساده ومعمولي!
اول مادرم با خواهرم رفتند دختر خانم را ببينند.صبح زود رفتند تا خانواده دختر خانم غافلگير شوند تا وسائل پذيرائي نچينند(از اين كار چند تا هدف داشتيم همكارم مي گفت:اول اينكه از قبل خانواده ودختر خانواده آمادگي قبلي را نداشته باشند تا دختره وقت كنه هرچي بتونه ولوازم آرايشه خالي كنه روز صورتش!!!دوم اينكه ميوه وشيريني را به زور توي حلقمون نكنن.سوم اينكه اگر آن طوري كه تعريف مي كنند ببينيم چهره خانم چطوريه!همان چهره پاك ومهربانانه ومتين وبا شرم حيا توي صورتش هست يا اينكه مثل بعضي دخترهاي امروزي گارد گرفتند تا اگر حرفي برعليشون زده بشه طرف رو ج..................خلاصه!)
مادرم مي گفت رفتيم ديديم.دختر..............واي واي واي دختر نگو طلا بگو!!!!طلا اونم عياره 24 نه 100!!!!!
خلاصه قرار گذاشتيم تا من هم بروم البته با اجازه بزرگترهاي خانواده خانم.رفتيم ديديم بله هماني بود كه من مي خواستم.باور كنيد من خودم در صحبت كردن نه اينكه فكر كنيد ادا در مي آورم ونقش آدم هاي با ادب وبا شخصيت را درمي آورم نه واقعا با هركسي كه باشه با نهايت ادب واحترام صحبت مي كنم.خدائي دارم مي گويم هنگام صحبت كردن پيش خانم كم آوردم.بي نهايت با ادب صحبت مي كردند مثل يك استاد ادبيات .نكات،كلمات،سخنان به جا،نكات كليدي،مثال ها ونوع نگاه به زندگي وهمه وهمه داشتيم صحبت مي كرديم كه داشتيم به لحظه ملكوتي اذان نزديك مي شديم كه يك نيم نگاهي به ساعتم انداختم كه آماده بشوم براي نماز اول وقت!!!بدون هيچ عملي ويا عكس العملي يك دفعه خانم صحبتش را قطع كرد.بلافاصله فرصت را غنيمت شمردم وخواستم سخني بگويم كه دوتائي باهم گفتيم بهتره بعد نماز اول وقت به صحبتها ادامه بدهيم!
من رو مي گي گفتم جان دلم موسي بن جعفر عليه السلامhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Doaa.gif
نماز را خوانديم ودوباره صحبتها آغز شد ومن شروع كردم چون اول طبق برنامه كاريمان قرار شد اول خانم صحبت كند.بايد به همسرم تبرك بگويم كه بدون خجالت وخجالت با كمال آرامش ودر نهايت ادب وشرم حيا تمام مسائلي را كه بايد مطر مي كرد را در ميان گذاشت(نه مثل دخترهاي امروزي كه وقتي مي روي خواستگاري انگار داري با دختر 4 -5 ساله صحبت مي كني خودشون را لوس مي كنند وتوي صحبت كردن وپاسخ دادن طفره مي روند...اه اه
من هم با يك بسم الله الرحمن الرحيم زيبا كلامم را آغاز كردم ويك حديث برايش خواندم چون ايشان هم يك حديث بنده را ميهمان كرد.
خلاصه بقيه اش ديگه خصوصيه برام همه را تعريف كرد از سير تا پياز واقعا عالي برگزار كردند.
خودتون قضاوت كنيد وقتي خواستگاري اين طوري بوده ببينيد مراسم عقد وعروسي چطور برگزار كردند!
اگر خواستيد بقيه مراسم ها را براتون تعريف مي كنم!
خالی از لطف نبود همه دوستان بخوانند!

asieh
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۷:۰۴
داستانها رو بگید لطفا
استفاده میکنیم

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۷:۱۵
سلام!!!
من خودم تجربه ندارم ولي چند تا مراسم شنيدم كه چطوري برگزار شدند!
يكي تعريف مي كرد مي گفت گفتند يك دختر خانمي هست كه مي گويند همه چي تمامه.يعني مي گفتند برويد تحقيق كنيد وحتي امتحانش كنيد تا بفهميد كه چقدر باايمان وباتقوا است.وقتي مي گويم از اين آدم هاي متدين هستند واقعا متدين هستند نه از اينها كه فقط اسمن متدين هستند و وقتي تحقيق مي كني مي بيني دختره توي دانشگاه با يكي بوده توي محل با يكي ديگه.پدر مادره هم خبر ندارن ومردم هم از روي آبروي پدر مادره بهشون نمي گن.
همكارم تعريف مي كرد آدرس منزل خانم را گرفتم تا يك روز تعيين كنيم برويم خواستگاري،اما يك روز جلوتر خودم رفتم تا از نزديك خونشون را ببينم ومحلشون را نگاه كنم ببينم توي چه محيطي بزرگ شده وآيا عوامل محيطي بر رفتار ويا كردار وشخصيت ايشان وخانواده ايشان تأثير داشته يا نه!
رفتم ديدم محله محله ي معمولي بود با شرايط عادي يك محله ي ساده ومعمولي!
اول مادرم با خواهرم رفتند دختر خانم را ببينند.صبح زود رفتند تا خانواده دختر خانم غافلگير شوند تا وسائل پذيرائي نچينند(از اين كار چند تا هدف داشتيم همكارم مي گفت:اول اينكه از قبل خانواده ودختر خانواده آمادگي قبلي را نداشته باشند تا دختره وقت كنه هرچي بتونه ولوازم آرايشه خالي كنه روز صورتش!!!دوم اينكه ميوه وشيريني را به زور توي حلقمون نكنن.سوم اينكه اگر آن طوري كه تعريف مي كنند ببينيم چهره خانم چطوريه!همان چهره پاك ومهربانانه ومتين وبا شرم حيا توي صورتش هست يا اينكه مثل بعضي دخترهاي امروزي گارد گرفتند تا اگر حرفي برعليشون زده بشه طرف رو ج..................خلاصه!)
مادرم مي گفت رفتيم ديديم.دختر..............واي واي واي دختر نگو طلا بگو!!!!طلا اونم عياره 24 نه 100!!!!!
خلاصه قرار گذاشتيم تا من هم بروم البته با اجازه بزرگترهاي خانواده خانم.رفتيم ديديم بله هماني بود كه من مي خواستم.باور كنيد من خودم در صحبت كردن نه اينكه فكر كنيد ادا در مي آورم ونقش آدم هاي با ادب وبا شخصيت را درمي آورم نه واقعا با هركسي كه باشه با نهايت ادب واحترام صحبت مي كنم.خدائي دارم مي گويم هنگام صحبت كردن پيش خانم كم آوردم.بي نهايت با ادب صحبت مي كردند مثل يك استاد ادبيات .نكات،كلمات،سخنان به جا،نكات كليدي،مثال ها ونوع نگاه به زندگي وهمه وهمه داشتيم صحبت مي كرديم كه داشتيم به لحظه ملكوتي اذان نزديك مي شديم كه يك نيم نگاهي به ساعتم انداختم كه آماده بشوم براي نماز اول وقت!!!بدون هيچ عملي ويا عكس العملي يك دفعه خانم صحبتش را قطع كرد.بلافاصله فرصت را غنيمت شمردم وخواستم سخني بگويم كه دوتائي باهم گفتيم بهتره بعد نماز اول وقت به صحبتها ادامه بدهيم!
من رو مي گي گفتم جان دلم موسي بن جعفر عليه السلامhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Doaa.gif
نماز را خوانديم ودوباره صحبتها آغز شد ومن شروع كردم چون اول طبق برنامه كاريمان قرار شد اول خانم صحبت كند.بايد به همسرم تبرك بگويم كه بدون خجالت وخجالت با كمال آرامش ودر نهايت ادب وشرم حيا تمام مسائلي را كه بايد مطر مي كرد را در ميان گذاشت(نه مثل دخترهاي امروزي كه وقتي مي روي خواستگاري انگار داري با دختر 4 -5 ساله صحبت مي كني خودشون را لوس مي كنند وتوي صحبت كردن وپاسخ دادن طفره مي روند...اه اه
من هم با يك بسم الله الرحمن الرحيم زيبا كلامم را آغاز كردم ويك حديث برايش خواندم چون ايشان هم يك حديث بنده را ميهمان كرد.
خلاصه بقيه اش ديگه خصوصيه برام همه را تعريف كرد از سير تا پياز واقعا عالي برگزار كردند.
خودتون قضاوت كنيد وقتي خواستگاري اين طوري بوده ببينيد مراسم عقد وعروسي چطور برگزار كردند!
اگر خواستيد بقيه مراسم ها را براتون تعريف مي كنم!
خالی از لطف نبود همه دوستان بخوانند!


http://www.snn.ir/Images/News/Larg_Pic/6-12-1391/IMAGE634973399048006884.jpg

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۷:۲۶
داستانها رو بگید لطفا
استفاده میکنیم
سلام!!!
http://www.askquran.ir/group200-discussion1508.html

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۷:۲۷
سلام خیلی مطالب جالب بود مخصوصا داستان آخری ...

اتفاقا من خودم همیشه سوالی درباره ی این موضوع داشتم ... الان هر جا پای منبری میشینیم سخنرانها که معمولا از روحانیون بزرگوار هستن تاکیید دارن که مراسم ازدواج به طوری باشه که قلب امام زمان به درد نیاد .. تاکیید دارن که موسیقی ها نباشه شاباش دادنها نباشه و و و ... هزار نوع رسم بدی که در مراسم عروسی ایرانی ها امروزه جا گرفته و هر روز هم داره پیشرفت میکنه ... تا حدی که الان چند نوع شام رسم شده ... دادن پیش غذا و دسر رسم شده ... و خیلی رسمهای به نظر من بی خودی که شکل گرفته و به قول برادرمون از روی چشم و هم چشمی هر روز هم داره تجملاتش بیشتر میشه ...

خیلی دوست دارم افراد مذهبی که ازدواج کردن بیان و تجربه هاشون رو بگن .. با اعتقادی که داشتن و با شرایط عجیب جامعه چطوری ازدواج کردن ؟ مراسم رو چطور برگذار کردن ؟
حالا افرادی که کلا خانواده مذهبی هست مسلما مشکل کمتری دارن اما بعضی وقتا هست خانواده یک خانواده ی معمولی هست با همون دیدگاه های مردم جامعه بعد فرزندی که در این خانواده هست یک فرزند مذهبی هست ... حالا میخواد ازدواج کنه از طرفی همه ی فامیل اون رو به سمت رسوم (گرچه غلط) سوق میدن ولی خودش دیدگاه دیگه ای داره ...

این فرد با این شرایط چطور باید ازدواج کنه ؟ چطور وقتی تو فامیل عروسی شکل میگیره باید شرکت کنه وقتی از این نوع عروسی تنفر داره و میدونه گناه در اون رواج داره و شاید نتونه جلوی شنیدن یا دیدنش رو به راحتی بگیره ...

اگه کسی جواب این سوالها رو میدونه یا تجربه کرده بگه ... مخصوصا کسانی که تجربه کردن .. آخه معمولا ما انسانها راحت صحبت میکنیم اما موقع عمل یک مقدار ضعف داریم . پس کسانی که تجربه دارن مسلما کلامشون تاثیر بیشتری خواهد داشت .

التماس دعا

محمد طه
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۷:۳۶
سلام خیلی مطالب جالب بود مخصوصا داستان آخری ...

اتفاقا من خودم همیشه سوالی درباره ی این موضوع داشتم ... الان هر جا پای منبری میشینیم سخنرانها که معمولا از روحانیون بزرگوار هستن تاکیید دارن که مراسم ازدواج به طوری باشه که قلب امام زمان به درد نیاد .. تاکیید دارن که موسیقی ها نباشه شاباش دادنها نباشه و و و ... هزار نوع رسم بدی که در مراسم عروسی ایرانی ها امروزه جا گرفته و هر روز هم داره پیشرفت میکنه ... تا حدی که الان چند نوع شام رسم شده ... دادن پیش غذا و دسر رسم شده ... و خیلی رسمهای به نظر من بی خودی که شکل گرفته و به قول برادرمون از روی چشم و هم چشمی هر روز هم داره تجملاتش بیشتر میشه ...

خیلی دوست دارم افراد مذهبی که ازدواج کردن بیان و تجربه هاشون رو بگن .. با اعتقادی که داشتن و با شرایط عجیب جامعه چطوری ازدواج کردن ؟ مراسم رو چطور برگذار کردن ؟
حالا افرادی که کلا خانواده مذهبی هست مسلما مشکل کمتری دارن اما بعضی وقتا هست خانواده یک خانواده ی معمولی هست با همون دیدگاه های مردم جامعه بعد فرزندی که در این خانواده هست یک فرزند مذهبی هست ... حالا میخواد ازدواج کنه از طرفی همه ی فامیل اون رو به سمت رسوم (گرچه غلط) سوق میدن ولی خودش دیدگاه دیگه ای داره ...

این فرد با این شرایط چطور باید ازدواج کنه ؟ چطور وقتی تو فامیل عروسی شکل میگیره باید شرکت کنه وقتی از این نوع عروسی تنفر داره و میدونه گناه در اون رواج داره و شاید نتونه جلوی شنیدن یا دیدنش رو به راحتی بگیره ...

اگه کسی جواب این سوالها رو میدونه یا تجربه کرده بگه ... مخصوصا کسانی که تجربه کردن .. آخه معمولا ما انسانها راحت صحبت میکنیم اما موقع عمل یک مقدار ضعف داریم . پس کسانی که تجربه دارن مسلما کلامشون تاثیر بیشتری خواهد داشت .

التماس دعا


البته منتظر دوستان هستیم که تجربه هاشون رو در اختیار قرار بدهند...
پی نوشت :ولی خدا کنه البته بعضی از روحانیون که شاید تعداشان اندک باشد به صحبتهائی که می کنند عمل کنند......

محدثه67
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۷:۴۶
http://www.askquran.ir/group200-discussion1508.html


سلام.
این لینک وجود نداره...

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۸:۱۶
سلام!!!
یک دوستی دارم در شرکت که تعریف می کرد که ما یک فامیلی داشتیم که خیلی حساس بود!
هرکسی را که بهش معرفی می کردند نه می گفت!بابا این خوبه پسر نه مامان من این را نمی خواهم!پس دردت چیه پسر؟هزار نفر برای این دختره دست وپا می شکونند اما تو رد می کنی!
خلاصه از حاشیه ها که بگذریم یک روز اومد گفت مامان من فلانی را می خواهم.گفتم این دختره فلان فلان شده.فلان فلان شده یعنی این خانمی که الان هم همسر فامیل ماست اهل نماز اول وقت آن هم به جماعت در مسجد است.یعنی زمانی که مجرد بود همراه با پدر ویا مادرش در نماز جماعت مسجد محل شرکت می کرده(خدا قسمت همه آقایان پاک ایمان کن)نماز جمعه وشرکت در منسایتهای اسامی البته طبق موازین شرعی.خلاصه فکر نکنم از حجابش بگم خودتون بهتر می دونید یک حجاب کامل طبق سفارس اسلام ناب محمدی(ص).نگاه دختر همیشه به پائین بوده در یک کلام سر به زیر ومتین.همکلام شدن با نامحرم در خیابان هرگز!!!(آهای خانمها دقت کنید)
مادره پاشو کرد توی یک کفش نه!حالا من می گویم نه!!!!!
آدم باید زرنگ باشه وباهوش!
رفت به بابا گفت:بابا گفت:هرچی مادرت بگه!:Shekastan Del:
اما از آنجائی که در اسلام سفارش شده در این جور مواقع نقش یک واسطه می تواند مفید باشد رفت یک نفر را پیدا کرد که با پدرش خیلی دوست بودند وروی حرف ایشان حرف نمی زد!
می گفت:این دوست بابام دو ساعت تمام با بابام صحبت کرد.بعد دیدم آمد وگفت:مبارکه :shadi:
قرار شد این آقای محترم واسطه بشه.آقا رفت با خانواده دختر هم صحبت کرد وقرار شد برویم خواستگاری!
آقائی که شما باشی خانم محترمی که شما باشی رفتیم .اولش خیس عرق شدم زبانم بند آمده بود.جو سنگینی توی مجلس بود.که یکدفعه بابای خانمم,مهربان پدرم,نور چشمم گفت:حالا این پسر ما شغلش چیه؟(نمی دونید با نهایت ادب حرف می زد.از لبای باباهه عسل می ریخت)گفتم:آقاجان!من در شرکت.....................کار می کنم.الان نزدیک 9 سال است سابقه کار دارم.گفت پسرم شما درآ»دت چقدر است؟می تونی یک زندگی ساده را بچرخونی؟(نگفت می تونی برای دخترم هرچی بخواهد بخری؟؟؟)گفتم پدرجان!من درآمد نزدیم 1500000 نزدیک این حدود ها است.من 500 هزار هرماه پس انداز می کنم ویک میلیون را خرج زندگی می کنم.
گفت:چقدر پس انداز داری؟می تونی یک خونه نقلی برای جفتتون اجاره کنی(نگفت باید برای دخترم یک خونه بخری بزنی به نامش!!!نگفت برای دخترم یک قصر حاضر کن)گفتم بله.در حد توانم هست یک خانه 70 الی 80 متری رهن کنم.گفت:نه پسرم!!!!گفتم:(وا بدبخت شدم دختره ی به این خوبی از دستم رفت.)گفت: رهن نه.پول پیش همراه با اجاره باید بدهی که از نظر شرعی هم درست باشد.حالا توی این گیر ودار بابا ومامانم دارن من را نگاه می کنند!!!
مادرم ابرو بالا م انداخت ویکدفعه گفت:آقا مهدی ماشاءالله خوب زبان باز کردی:ok:
یک نگاه همراه با شرم انداختم وبعد صحبتم را ادامه دادم که یکدفعه بابائی جونم گفت:دخترم نمی خواهی از پشت ابرها بیائی بیرون.برای آقا داماد چائی بیاور گلوش را تر کنه!من را می گی تا شنیدم پاهام سست شد.یکدفعه عرق سردی نشست روی تنم.فکرش را بکن استرس داشت هلاکم می کرد.
خانمم,همه عمرم,عزیزن جونم,فداش بشم,تمام زندگیم اومد.دختر نگو یک پارچه ماه بگو.این قدر با حجب وحیا راه می آمد.این قدر آرام ومتین می آمد.قدمها مرتب و آرام وبا طمأنینه وبعد که نزدیک شد اول به پدر ومادر من سلام داد.وقتی مادرم لحن سلام دادن خانمم را شنید بلند شد وگفت:سلام عروسم!:yes:توی دلم گفتم:مامان چی شد؟نه می گفتی؟:Gig:
آقا وخانمی که شما باشی آمد به پدر ومادرش هم سلام داد وبعد به من .من هم به احترامش از روی صندلی بلند شدم وعرض ادب کردم.بعد چای را به پدرم تعارف کرد تا رسید به من(وای قلبم داشت از سینم می زد بیرون)نمی دانید,نمی توانم بیانش کنم ولی خودتون تصور کنید با یک حجب وحیایی مثال زدنی آمد وسینی چای را تعارف کرد وگفت:بفرمائید بعد یک نگاه همراه با متانت کرد ومن هم برای چند لحظه که معمول است مگاه کردم.این کار ماه آمده بود جلوی صورتم.
خلاصه آقاجون های دوتائیمون گفتن ما برویم توی حیاط خونه صحبت کنیم شما هم هر حرفی دارید بزنید.بعد گفت:پسرم خجالت نکش هرچی دوست داشتی بپرس.حرف یک عمر زندگیه!گفتم:چشم!آقاجون.خلاص ه من گفتم ایشان گفت!من گفتم ایشان سخن می گفت!نزدیک دو ساعت شد.بعد دیدیم بابای خانمم آمد وگفت:دخترم بیا.یعنی برای امروز بسه بقیه اش بمونه برای بعد.حدود چهار تا پنج جلسه صحبت کردیم(این صحبت کردن هم برای این بود که آقای خانمم می دونست که من واقعا قصدم برای ازدواج است نه اینکه بیام ببینم وبعد نپسندم)خلاصه وقت تعیین مهریه شد.دل نبود که مثل سیر وسرکه می جوشید.گفت پسرم می خواهم مهریه تعیین کنم شما نظری نداری؟(کجا می تونید همچین پدری را پیدا کنید)گفتم:والله آقاجان.هرجور مصلحت است ولی من اگر اجازه بدهید کلامی بگویم!گفت:بفرما سراپا گوشیم.گفتم:باباجان من در حد توانم می توانم مهریه بدهم شما راضی هستید؟با این شرایط می توانید به من دخترتان را بدهید؟گفت: مثلا چقدر؟گفتم:14 تا سکه!!!خندید وگفت: من مهر السنه حضرت زهرا سلا مالله علیها را برای دخترم مهریه می گذارم.یعنی یک چهارم مهریه تعیینی شما!!!
من را می گی.بلند شدم برم بابای خانمم را ببوسم که بابام گفت:پسر ادب را رعایت کن.مجلس مجلس رسمی وافرادی که نشسته اند توقع دارند ادب رعایت شود.نشستم وگفتم:ممنونم.
خلاصه رفتیم وبقیه کارها را انتجام دادیم وبعد از عقد رفتیم مشهد الرضا علیه السلام زیارت!
من توی کار این دختر موندم پیش خودم گفتم:بابا تو دختری یک چیزی درخواست کن بخرم.بالاخره زرق وبرق این مغازه ها چشم هرکسی را نوازش می دهد.اصلا وابداً.این دختر واقعا درست تربیت شده بود.فکر وذکرش زیارت خالصانه امام رضا علیه السلام بود.
بعد از زیارت آمدیم هتل وبعد از چند روز که می رفتیم وحرم بر می گشتیم برگشتیم منزلی که اجاره کرده بودم.الان 5 سال می گذرد.خدا دوتا فرشته ی کوچولو بهمون داده که از خدا به خاطر محبت بی دریغش ممنونم!:Rose:
نقش واسطه مومن را فراموش نکنید!:Rose:

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۸:۱۹
سلام.
این لینک وجود نداره...

سلام!!!
گروه همسران
تایپیک لطیفه های خواستگاری

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۱۸:۲۹
پیوند آسمانی یک زوج دانشجوی دانشگاه شیراز درمنطقه عملیاتی فتح المبین +عکس (http://basijsamashiraz.blogfa.com/post/26/-%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d9%81%d8%aa%d8%ad-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%b3)



در دورانی که تجمل گرایی بصورت یک امر پذیرفته شده در میان مردم تبدیل شده است و برگزاری مراسم های عروسی آنچنانی و پر خرج و پرهزینه چه برای دارا و چه برای ندار به مساله ای واجب تبدیل شده است ، ازدواج های بی آلایش و ساده ای همچون برگزاری مراسمی ساده ، اما با معنویت در جوار شهدای عزیزمان ، می تواند به همگان ثابت کند که هنوز با گذشت چندین سال از پایان دفاع مقدس ، فرهنگ و منش شهدا در میان جوانان نسل های بعد از میان نرفته است و هنوز هم افرادی پیدا می شوند که بدون توجه به زرق و برق دنیا ، مراسم ازدواج خود را با یاد و خاطره شهدا برگزار کنند و نیمی از ایمان خود را کامل کنند.
زوج های جوان با برگزاری مراسم های ازدواج خود در جوار شهدا ، به زندگی خود جلوه ای آسمانی می دهند ، که این خود حرکت در مسیر الهی و مسیر انبیا است.
زوج خوشبخت شیرازی دکتر محمد جواد احصایی که دوره پزشکی خود را به اتمام رسانده و خود را برای آزمون تخصصی آماده می کند و خانم ریحانه گیتی فروز دانشجوی پزشکی واحد بین الملل دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در آخرین روزهای اسفند ماه سال جاری زندگی مشترک خود را در جوار قبور شهدای گمنام یادمان منطقه عملیاتی فتح المبین آغاز کردند.
این زوج جوان شیرازی قصد و نیت خود را از برگزاری مراسم عقد خود در جوار قبور مطهر شهدا ، تبرک و بیعت دوباره با شهدای والا مقام دفاع مقدس و ادامه راه آنها دانستند.
در این میان مسئولان و دستگاه های اجرایی ، وظیفه دارند این خرده فرهنگ‌ها را در جامعه گسترش داده و به فرهنگ کلی جامعه تبدیل کنند . فرهنگ ازدواج آسان و زندگی های بدون تجملات مبحثی است که نیاز به کارهای فرهنگی و زیربنایی در حوزه ی اجتماع دارد که این ازدواج های آسمانی و آسان می تواند زمینه ساز و آغازگر این فرهنگ باشد.







http://mojema.ir/sysnews_img/photos/1391-shohada.jpg






http://mojema.ir/sysnews_img/photos/1391--shohada.jpg

asieh
۱۳۹۲/۰۲/۰۶, ۲۰:۴۹
بله!!!!!!!!!!!!
داستان خوبی بود ان شالله درس عبرتی باشه برای همه جوانها اول خودم

iranproud
۱۳۹۲/۰۲/۰۸, ۰۷:۰۶
من درآمد نزدیم 1500000 نزدیک این حدود ها است.
داستان خوبی بود
اما دو نکته :
ای کاش میشد حدس زد که اگر داماد میگفت حقوق من ماهی 400 هزار تومان هست ، پدر عروس چه عکس العملی نشان میداد ...
ای کاش اسم شرکتی که همچین حقوقی میده رو ذکر میکردین . آخه خیلی خوش بحالش....

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۸, ۱۱:۰۳
داستان خوبی بود
سلام!!!
واقعیت بود!

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۱۰, ۲۲:۳۲
سلام!!!
بخونید تا بدانید چقدر زندگی ها ساده بودند!
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/83813/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/84290/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DB%B6%DB%B3%DB%B0-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%B5%D8%A8%D8%AD-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D8%AA

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۱۱, ۰۹:۰۰
همـسـر داری.../
http://media.afsaran.ir/siG9Xy_425.jpg





زن در کشاکش زندگی زنانــه ی خود،
به تلاطم هایی برخـورد می کند،
و چون روح او ظریف تـر است؛
بیشتـر بــه آرامش، بـه آسایش، بـه تکیــه کردن بـه یک شخص مطمئـن احتیاج دارد.
او کیست؟
او « شـوهــر » است.
امام خامنه ای(حفظه الله)

راهیان عشق
۱۳۹۲/۰۲/۱۱, ۱۸:۱۴
آقا سلمان مطالبتون خیلی قشنگ و به دل هر کسی براحتی میشینه حتی مشکل پسندا چون حرفاتون منطقیه.اما متاسفانه بعضی زوج ها واقعا دخیل نیستندتو این رسم ورسومات . بیشترش چشم و هم چشمی شده.من خودم نهایت سادگی رو دوست دارم بدون تجملات ویرانگر زندگی - اما با وجود اینکه نظر بعضی خانواده ها اینه اما وقتی پای عمل پیش میاد کنار میکشن و حرف بیهوده ی اطرافیان رو گوش میدن.
ولی ازنظرمن اگه خانواده ها و دختر و پسر همه دیگه رو تا حدی کمی شناختند و به هم اطمینان کردند تا حدی توقع شون بیاد پایین.مثلا اگه سکه و بعضی مراسمات رو خانواده پسر حذف کردند - خانواده دختر جهیزیه رو کم کنند.توشهر ما که فوق العاده چشم به جهیزیه دارند.(هر چقدر توقعات و چشم هم چشمی زیاد شده -ناآرامی های زندگی و طلاق زیاد شده)-
خدا آخر و عاقبتمونو بخیر کنه-اگه امام زمان بیاد همه چی درست میشه.
یا علی

یا امیرالمومنین
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۰۷:۵۴
http://www.snn.ir/Images/News/Larg_Pic/6-12-1391/IMAGE634973399048006884.jpg
حالا این داستانی که گفتین واقعی بود؟
واقعا چه خوب بود
کاش خدا نصیب ما هم بکنه
تو رو خدا دعا کنید برای ما هم
راستی این عکسه چیه:Cheshmak:
یه جورایی آدم فکر می‌کنه که این عکس عکس همکارتونه که نقل قولش رو کردی:Ebraz Doosti:

یا امیرالمومنین
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۰۷:۵۶
سلام!!!
http://www.askquran.ir/group200-discussion1508.html

آقا سلمان این لینکی که گذاشتین خرابه!!!!!

fateme_d
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۳:۲۸
این هم خیلی مختصر از تجربه شخصی من هست که تو پست قادر بودن خدا وامر ازدواج زدم.کپی کردم حالا اگه خواستید بیشتر توضیح میدم.:Cheshmak:

((من از وقتی حرف میزنم که خیلی قدیم نیست.یعنی درسته وقتی راجع به دو سال پیش صحبت میشه انگار داریم راجع به 10 سال پیش حرف میزنیم.اما اینکه می گم یه تجربه مربوط به 3 4سال پیش هست.

من وهمسرم اون موقع به عقد هم دراومدیم.همسرم فقط با 400 یا 500 هزار تومن به خواستگاری من اومد.البته یه نکته ای هم فقط برای رفع ابهام بگم که همسر من از طبقه متوسط بود،پدرشون 10 سال قبل فوت کردند و همسرم سن زیادی نداشت وخودش کار میکرد.در حالیکه من دختر تقریبا مرفهی بودم .

با همون مبلغ محدود ما با هم عقد کردیم و دو سال بعد جشن عروسیمون رو به راه انداختیم.
توی تمام مدت این دوسال همسر من به تنهایی پس انداز کرد و از پس همه خرجای جلوی پاش بر اومد و عروسی خیلی خوبی در حد خودش برام گرفت.
به شکر خدا هم الان زندگی خیلی خوبی داریم.
شاید من هم یه زمانی فکر میکردم اینکه میگن اسباب ازدواج خودش فراهم میشه یعنی چی؟اما همه چیز انقدر خوب جفت وجور می شد که واقعا هنوز هم باورم نمیشه
.اعتقاد همسرم به خدا که 100% هستش.وگرنه جرات نمی کرد به خواستگاری بیاد.من هم همین که دیدم خودش گلیمش رو از آب بیرون کشیده برام کافی بود تا امیدوار بشم مثل پدرم زحمت کش هست وآینده ی خوبی داره.

پدر من چون از بچگی خودشون کار می کردن و به لطف خدا هرچی که دارن رو از لطف خدا و پشتکار خودشون می دونن،به همسر من هم اطمینان کرد و نظر پدر ومادرم این بود که پسری که با این سن کم روی پای خودش ایستاده و از نظر ایمان ظاهری(یعنی چیزی که می شد دید از همسرم وخانوادشون) مورد تایید هست،خودش زندگیش رو میسازه وقابل اعتماده.من همسرم موقعی که به خواستگاری من اومد21 سال داشت))

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۸/۰۷, ۰۰:۲۸
پیش شرط های یک امر خیر؛
قبل از ازدواج دانشجویی بخوانید (http://www.farhangnews.ir/content/51791) گذشته از مزایای ازدواج های دانشجویی، این ازدواج ها می تواند دارای برخی معضلات و نارسایی هایی نیز باشد که باید پیش از ازدواج درباره آنها آگاهی کسب نمود.
به گزارش فرهنگ نیوز (http://farhangnews.ir)، ازدواج و تشکیل خانواده به عنوان یکی از مهمترین وجوه زندگی هر شخص است که بسیاری از موفقیت ها و یا ناکامی های فرد در طول زندگی، مستقیم یا غیر مستقیم به آن وابسته است. به رغم توصیه و تأکید شرع مقدس بر قداست ازدواج و تشکیل زندگی در جهت صیانت و کمال انسان، برخی عوامل و رعایت نکردن اصولی چند در امر ازدواج موجب نابسامانی هایی در فرآیند مطلوب آن شده است که در نهایت این نابسامانی ها می تواند به پدیدۀ طلاق (طلاق رسمی یا عاطفی) منجر گردد.گذشته از بررسی تمام مشکلات و پیچ و خم های ازدواج در فراروی جوانان، ازدواج های دانشجویی نیز دارای معضلاتی چند است که بایستی به دقت مورد بررسی کارشناسانه قرار گرفته و ابعاد آن برای برنامه ریزی های آینده مد نظر قرار گیرد.اصطلاح ازدواج دانشجویی نخستین بار از سوی یکی از اساتید دانشگاه تهران پیشنهاد شد و اولین جشن ازدواج در زمستان سال 1376 با کمک نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید بهشتی و با شرکت 60 زوج از دانشجویان این دانشگاه برگزار شد. این رویکرد در سال های بعد در سایه پیام مقام معظم رهبری، حمایت نهادهای مختلف و هدایای بخش های مختلف دولتی و تبلیغات رسانه ها - به ویژه صدا و سیما- به تدریج با اشتیاق بیشتری روبرو شد، به گونه ای که شمار ازدواج های دانشجویی در سال 1378 به هزار و در سال 1381 به چهار هزار مورد رسید.گذشته از مزایای این گونه از ازدواج همچون تسهیل فرایند ازدواج، نقش موثر در کاهش سن ازدواج، کاهش فاصله نسل ها، جلوگیری از رفتارهای غیرمشروع در محیط های دانشگاهی، آرامش ذهنی و روانی در اوج فرآیندهای فیزیولوژیکی و روحی جوانان دانشجو، افزایش انگیزه در بین جوانان دانشجو جهت تحصیل و ورود جدی به زندگی و ... ازدواج های دانشجویی می تواند دارای برخی معضلات و نارسایی هایی نیز باشد.
http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-08/06/9449.jpgالف) کیفیت شناخت طرفین: بدون تردید بحث شناخت و آشنایی کامل طرفین که قصد ازدواج دارند، مهمترین عامل در موفقیت و پی ریزی یک ازدواج موفق خواهد بود. این شناخت عمدتاً در پرتو بررسی کامل روحیات، علایق و نیاز های هریک از طرفین صورت می پذیرد. اما جوان دانشجو که خود به تنهایی خواستار یافتن کفو و شریک زندگی برای خود در محیط دانشگاه است، به سبب برخی عوامل ممکن است نتواند آنچنان که شایسته است به این مهم دست یابد؛ عواملی چون وجود احساسات شدید در اوایل دوران جوانی و ابتدای ورود به محیط دانشگاه و نیز دوری از محیط خانواده جهت یاری گرفتن از آنان برای انتخاب درست و منطقی. برخی تحقیقات نشان داده اند که وجود عامل ثالث یعنی یک معرف که از طرفین شناخت کافی دارد، بیشتر موجب پایداری یک انتخاب جهت ازدواج را فراهم می کند تا اینکه طرفین خود و بدون وجود واسطه به انتخاب همسر آینده شان دست بزنند که البته وجود واسطه، بیشتر در ازدواج های سنتی متداول است. ب) امکان عدم تطابق دو فرهنگ با از دواج دانشجوییممکن است ازدواج دانشجویی با نوعی عدم مطابقت فرهنگی بین خانواده های آنان همراه باشد که این به نوبه خود می تواند موجب ناپایداری این گونه از ازدواج را پدید آورد. چرا که بیشتر ازدواج های دانشجویی در میان دانشجویانی که متعلق به شهرهای مختلف هستند، صورت می گیرد. ج) عدم وجود امکانات رفاهی مناسب و معضل اشتغال دانشگاه ها نمی توانند امکانات خوابگاهی و رفاهی چندان مناسبی برای تدارک و آغاز یک ازدواج دانشجویی را فراهم آورند و نیز مشکل هزینه ها و درآمد در دوران دانشجویی یکی از معضلات مهم ازدواج های دانشجویی است. پروفسور حسین باهر، متخصص رفتارشناسی، با اشاره به نقش کليدي شغل در زندگي زناشويي می گوید:"براي شروع زندگي مشترک، داشتن شغل و منبع درآمد ثابت الزامي است. براي اينکه زندگي زناشويي در دوران دانشجويي با مشکلات کمتري روبرو شود، بايد يکي از همسران شاغل باشد. وقتي دولت دانشجويان را به ازدواج تشويق مي‌کند، بايد شرايط را نيز براي آنها فراهم کند. در نظر گرفتن شغل براي اين زوج از اصول اساسي است ولي متاسفانه فقط تشکيل زندگي پيشنهاد مي‌شود و براي دوام آن هيچ‌ برنامه‌ريزي دقيق و اصولي‌اي وجود ندارد."در واقع اگر زوج دانشجو برای استفاده از خوابگاه دانشجویی و چند سکه و پتو و غیره با یکدیگر ازدواج کنند حتما به طلاق منجر خواهد شد. فراموش نکنید در حقیقت هر ازدواجی که غیر از مراتب الهی، و بدون عشق و علاقه قلبی انجام گیرد حتما با شکست همراه است.
http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-08/06/18529.jpgبه گفته یکی از کارشناسان این امر، زماني يک ازدواج آن هم از نوع دانشجويي مي‌تواند به خوشبختي برسد که دغدغه‌هاي زوج کم باشد. در اختيار گذاشتن يک خوابگاه به مدت 4 سال مشکلي را از يک زندگي زناشويي حل نخواهد کرد. زيرا در حال حاضر آمارها نشان مي‌دهد 50 درصد ازدواج‌هاي دانشجويي به دليل وجود مشکلات مذکور با شکست و طلاق روبرو مي‌شوند، هر چند که آمار نهاد ازدواج دانشجويي چيز ديگري مي‌گويد اما اين طرح در حال حاضر طرح کاملاً موفقي نيست.این در حالی است که به گفته مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور، در پنج سال اخیر، ۱۲.۵ طلاق در مقابل هر ۱۰۰ ازدواج در سال ۱۳۸۷ به ۱۸.۱ طلاق در مقابل هر ۱۰۰ ازدواج در سال ۱۳۹۱ رسیده است و به عبارت دیگر سرعت افزایش طلاق‌ها در مقایسه با ازدواج تقریباً ۱.۵ برابر شده است.با این اوصاف باید خاطر نشان کرد که هرچند ازدواج دانشجویی می تواند دارای مزیت ها و محاسن بسیاری باشد، اما اگر مدیریت صحیح و بینش منطقی در آن حکمفرما نباشد می تواند به پدیده نکوهیده طلاق دامن زده و روحیه نشاط را از جوانان دانشجو گرفته و نتیجه عکس دهد.

king81
۱۳۹۲/۰۸/۰۷, ۱۲:۴۷
گفتید ازدواج ...... نمیدونم بخندم یا گریه کنم .....

من نامزد دارم اما خانواده همسرم اجازه ازدواج نمیدن .... علت نامعلوم ( اگر کسی متوجه شد لطفا به ما هم اطلاع بده) .... امسال میشه12 سال .... شاید باور نکنید اما عین

حقیقته ...کارم گیره به داییش که متاسفانه دایی من هم میشه و عموش که هر دوی اونها معمم و اخوند های خیلی بزرگ و صاحب مقام علمی هستند . قراره 2 ماه دیگه باز برم

صحبت کنم .

دعا کنید از خر شیطون بیان بایین ....


:Sham::Sham::Sham:

fateme_d
۱۳۹۲/۰۸/۰۷, ۱۳:۰۷
گفتید ازدواج ...... نمیدونم بخندم یا گریه کنم .....

من نامزد دارم اما خانواده همسرم اجازه ازدواج نمیدن .... علت نامعلوم ( اگر کسی متوجه شد لطفا به ما هم اطلاع بده) .... امسال میشه12 سال .... شاید باور نکنید اما عین

حقیقته ...کارم گیره به داییش که متاسفانه دایی من هم میشه و عموش که هر دوی اونها معمم و اخوند های خیلی بزرگ و صاحب مقام علمی هستند . قراره 2 ماه دیگه باز برم

صحبت کنم .

دعا کنید از خر شیطون بیان بایین ....


:Sham::Sham::Sham:

واقعا تعجب برانگیزه!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب شما بدون دونستن دلیل اصلی برای چی این همه مدت دو راهی موندین؟؟؟؟؟؟

کار شما هم سوال برانگیزه:Gig:12 سال کم نیست.یه عمره

راهیان عشق
۱۳۹۲/۰۸/۰۷, ۱۷:۱۷
گفتید ازدواج ...... نمیدونم بخندم یا گریه کنم .....

من نامزد دارم اما خانواده همسرم اجازه ازدواج نمیدن .... علت نامعلوم ( اگر کسی متوجه شد لطفا به ما هم اطلاع بده) .... امسال میشه12 سال .... شاید باور نکنید اما عین

حقیقته ...کارم گیره به داییش که متاسفانه دایی من هم میشه و عموش که هر دوی اونها معمم و اخوند های خیلی بزرگ و صاحب مقام علمی هستند . قراره 2 ماه دیگه باز برم

صحبت کنم .

دعا کنید از خر شیطون بیان بایین ....

سلام-ببخشید-میشه بدونم چندسالگی نامزد کردید؟

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۸/۰۹, ۱۱:۳۲
چرا "ازدواج موقت" ناگهان محبوب شد؟ (http://www.seratnews.ir/fa/news/139278/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D8%AF)
یک جامعه شناس گفت: «جامعه ما اکنون به مرحله ای رسیده که باید برای تسهیل در ازدواج دائم تعجیل کرد؛ در غیر این صورت ازدواج موقت جای آن را می گیرد که تازه بهترین جایگزین است وگرنه روابط نامشروع در جامعه رواج پیدا می کند.»
صراط: (http://www.seratnews.ir/) آمارهای رسمی حاکی از کاهش ازدواج دائم و افزایش طلاق در جامعه است. از سوی دیگر سن ازدواج در ایران نیز افزایش یافته است. این در حالی است که به نظر می رسد در سال های اخیر ازدواج موقت از محبوبیت بیشتری نسبت به ازدواج دائم برخوردار شده است.

یک مقام آگاه در سازمان ثبت احوال می‌گوید: در ۱۲ ماه گذشته، ازدواج موقت در استان تهران حدود ۲۸ درصد بیشتر از دوره مشابه قبل به ثبت رسیده است. همچنین چند روز پیش احمد تویسرکانی معاون رئیس قوه قضائیه از افزایش 10 درصدی ازدواج موقت در کشور در نیمه نخست امسال نسبت به سال گذشته خبر داد.

برخی کارشناسان همچون دکتر مصطفی اقلیما معتقدند کاهش ازدواج دائم و افزایش ازدواج موقت یعنی افزایش بهم‌ریختگی خانوادگی که خبر خوشی نیست و در واقع خبری بدتر از افزایش طلاق است.

اقلیما معتقد است اکنون عقد موقت در واقع مخصوص افراد متمول شده است و اگر می‌خواهیم نیازهای روحی و روانی جوانان را پاسخگو باشیم باید عقد موقت را مخصوص افراد مجرد قرار دهیم.

با این حال اگرچه به لحاظ شرعی ازدواج موقت اشکالی ندارد اما به نظر می رسد فرهنگ جامعه ایران آن را جایز نمی شمارد. اما باید به این سوال مهم پاسخ داد که با سخت شدن ازدواج دائم و افزایش روابط نامشروع، راه جایگزین چیست؟

پروفسور حسین باهر جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفتگو با فرارو گفت: «درباره افزایش ازدواج موقت در جامعه می توان دلایل مختلفی ارائه کرد. در ابتدا باید اذعان کرد در حال حاضر اقدام به ازدواج دائم از نظر مشکلات اقتصادی سخت شده است. به اعتقاد من 90 درصد مشکلات ازدواج دائم ناشی از مسائل اقتصادی و 10 درصد نیز ناشی از مسائل فرهنگی است.»

وی ادامه داد: «مسائل اقتصادی شامل مسکن، شغل و درآمد مناسب، هزینه های بالای ازدواج و مهریه های سنگین می شود و مسائل فرهنگی برخاسته از تهاجم برنامه های ماهواره ای است که راه باز را به مردم نشان می دهند و اینکه زیر بار مسئولیت نروند و تعهد نپذیرند.»

وی افزود: «لذا به نظر من دلیل اصلی رواج ازدواج موقت را می توان سخت بودن ازدواج دائم و سهل بودن ازدواج موقت عنوان کرد.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «به لحاظ دینی باید گفت قرآن در آیه 24 سوره نساء صریحا ازدواج موقت را پذیرفته است. فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً. یعنی اگر به صورت مُتعه برخوردار شدید اجر آن را بپردازید.»

وی ادامه داد: «از این آیه دو نکته برداشت می شود. اول اینکه عقدی به نام مُتعه وجود دارد و دوم اینکه پرداخت آن مهریه نیست بلکه اجرت است. اما قرآن ازدواج دائم را نکاح می نامد و مهریه آن را صداق می نامد.»

باهر با بیان اینکه در فقه نیز عنوان می شود که نکاح بر دو نوع است: دائم و موقت؛ گفت: «منتهی باید گفت ازدواج دائم شرط لازم بر قضایا است و اگر کسی توانایی دارد واجب است که ازدواج دائم کند.»

وی ادامه داد: «به نظر من جامعه ما اکنون به مرحله ای رسیده که باید برای تسهیل در ازدواج دائم تعجیل کرد؛ در غیر این صورت ازدواج موقت جای آن را می گیرد که تازه بهترین جایگزین است وگرنه روابط نامشروع در جامعه رواج پیدا می کند.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «به نظر من از ازدواج موقت می توان با لحاظ شرایطی به عنوان جایگزین ازدواج دائم استفاده کرد. به طور مثال برای فردی که شرایط ازدواج دائم را ندارد اقدام به ازدواج موقت بلااشکال است.»

وی ادامه داد: «اما افراد رفاه زده که می توانند ازدواج دائم کنند ممکن است برای آنکه زیر بار مسئولیت نروند بخواهند ازدواج موقت کنند. در حالی که به نظر من ازدواج حق هر دختر و وظیفه هر پسری است و کسانی که از تمکن مالی برخوردارند و شرایط ازدواج دائم را دارند از دایره ازدواج موقت خارج هستند.»

وی تصریح کرد: «ازدواج دائم می تواند از عناوین اولیه باشد؛ در حالی که ازدواج موقت از عناوین ثانویه است. به نظر من ازدواج موقت همانطور که از نام آن پیداست یک امر موقتی و اضطراری است و باید در این باره فرهنگ جامعه را ارتقاء بخشید.»

باهر در پاسخ به این سوال که افزایش ازدواج موقت در جامعه چه تبعات مثبت و منفی در بر خواهد داشت؟، گفت: «به نظر من ازدواج موقت قابل قیاس با روابط نامشروع و هرزگی های موجود در جامعه نیست. لذا ازدواج موقت می تواند باعث کاهش روابط نامشروع، فساد و فحشا در جامعه شود.»

وی ادامه داد: «البته ازدواج موقت مردان متاهل از نظر همسران آنها پسندیده نیست و خانم های متاهل راضی نیستند شریکی در زندگی آنها پیدا شود. اما به نظر من همین که احساس شود می توان ازدواج موقت کرد، ازدواج دائم مستحکم تر می شود.»

وی افزود: «به عبارت دیگر من معتقدم تسهیل در ازدواج موقت می تواند جایگزین مهریه های سنگین که با هدف استحکام ازدواج دائم صورت می گیرد شود. هرچیزی که از انحصار بیرون بیاید رقابتی می شود و کمیت و کیفیت آن بالا می رود. ازدواج دائم نوعی انحصارگرایی است که باعث می شود برخی خانم ها پس از ثبت ازدواج به دنبال دریافت مهریه بروند. لذا تبصره ازدواج موقت می تواند قاعده ازدواج دائم را محکم کند.»

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «اما از سوی دیگر ازدواج موقت می تواند یک شمشیر دولبه باشد؛ بدین معنا که ممکن است به کاهش ازدواج دائم نیز دامن بزند.»

باهر در پایان تاکید کرد: «متاسفانه در بحث ازدواج موقت ما دچار مشکلات فرهنگی هستیم. به نوعی حتی می توان گفت در بحث ازدواج موقت، شرع مقدس از فرهنگ جامعه جلوتر و پیش روتر است. علمای اسلام در این باره فتاوای مختلفی صادر کردند و به نظر من قانون باید در این باره با شفافیت بیشتری عمل کند.»

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۸/۳۰, ۰۹:۲۶
سلام!!!
از کارشناسان محترم تقاضا می شود کمی در مورد احادیث زیر اطلاع رسانی کنند و توضیحاتی بدهند.:
اطاعت از زن در معصيت خدا
۸۱۰۴.امام على عليه السلام :از زنان بد بترسيد و از خوبان آنها نيز پروا داشته باشيد . اگر شما را به كار خوب فراخواندند گوش نكنيد ، تا در منكر و بدى ، به فرمانبرى شما از خود طمع نبندند .
.امام صادق عليه السلام :از خانواده اى كه [در حقانيت شما شيعيان] ترديد دارند، زن بگيريد، اما به آنها زن ندهيد ؛ زيرا زن ، تربيت و خلق و خوى مرد را به خود مى گيرد و مرد، او را تحت تأثير دينِ خود قرار مى دهد .
.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در مهريه آسان بگيريد ؛ زيرا مرد مهريه [سنگين] زن را مى دهد ، اما در دلش نسبت به او كينه و دشمنى پديد مى آيد .

۸۰۴۴.امام صادق عليه السلام :شومى و نا خجستگى زن ، زياد بودن مهريه او و نافرمانى از شوهرش است .
تمامی احادیث از کتاب میزان الحکمه اقتباس شده است.

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۹/۱۴, ۱۹:۰۲
با من ازدواج می‌کنید؟


مشکلات متعدد، موانعی بر سر راه ازدواج جوانان!

http://mojarradha.astanemehr.ir/Uploads/PhotoAlbum/313imgI306.jpg

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۹/۱۴, ۱۹:۲۹
"ســـــــــور ه " نور آیـــه 26
http://media2.afsaran.ir/siP6llu_425.jpg






الْخَبِیثَـــاتُ لِلْخَبِیثِیـــنَ وَالْخَبِیثُـــونَ لِلْخَبِیثَـــاتِ
وَالطَّیِّبَـــاتُ لِلطَّیِّبِیــنَ وَالطَّیِّبُــــونَ لِلطَّیِّـــبَاتِ

ســـــــــوره نور آیـــه 26

زنان ناپاک از آن مــــــردان ناپاکنـــد
و مــــردان ناپاک نیز به زنـــــــــان ناپاک تعلـــــق دارند
و زنــــان پاک از آن مــــردان پاک، و مــــردان پاک از آن زنــان پاکـــ...

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۳, ۱۷:۴۸
بهتره این بحث ادامه پیدا کنه . . .
و لو یک نفر هم استفاده کنه بنظر من توی برهه ای که هستیم میتونه مفید باشه
خواهش من از دوستان اینه که در این موضوع شرکت کنن...
یا علی

تبسم
۱۳۹۲/۱۰/۱۴, ۰۱:۳۷
در چند مورد توصیه شده که ولیمه داده بشه. یکیش همین ازدواجه. خب دوست و اقوام نزدیک که دیگه تو خونه های کوچیک امروزی جا نمیشن. پس ملت میرن تالار میگیرن و این سرآغار خرج هاست...
یکی از دوستانم تعریف میکرد که کسی رو میشناسه که خانواده بسیار متمولی داره و برای جشن ازدواجش یه راه متفاوت رو پیش گرفته بوده
اونا یه عروسی صاف و ساده توی بهزیستی و کنار بچه های یتیم گرفته بودن
حرفاش جالب بود. میگفت من اگه گرونترین لباس عروس رو میگرفتم و اصلا در زیبایی ملکه زیبایی هم میشدم بازم کلی نظرات آزار دهنده رو بعد از عروسیم باید تحمل میکردم اما میدونستم خیلی از اون بچه ها تابحال عروسی نرفتن . من برای همیشه یه خاطره زیبا و رویایی براشون میشم.
مگفت هر غذایی میدادم حتی اگه از بهترین رستوران شهرم میگرفتمش باز میگفتن شور بود نمک نداشت گوشتش سفت بود یـــــا فوقش میگفتن غذاش گرم نبود... اما یه چلوکباب ساده واسه اون بچه ها کلی مزه داشت. میگفت ما توی عروسی انتظار همه جور اتفاقی رو داشتیم.آخه این یه عروسی معمولی نبود. خلاصه یه مهمونی شاد با بچه ها گرفتن.هم ثواب کردن هم واسشون یه خاطره متفاوت شد و هم از دردسر حرفهای دیگران خودشونو نجات دادن

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۴, ۱۰:۵۵
در چند مورد توصیه شده که ولیمه داده بشه. یکیش همین ازدواجه. خب دوست و اقوام نزدیک که دیگه تو خونه های کوچیک امروزی جا نمیشن. پس ملت میرن تالار میگیرن و این سرآغار خرج هاست...
یکی از دوستانم تعریف میکرد که کسی رو میشناسه که خانواده بسیار متمولی داره و برای جشن ازدواجش یه راه متفاوت رو پیش گرفته بوده
اونا یه عروسی صاف و ساده توی بهزیستی و کنار بچه های یتیم گرفته بودن
حرفاش جالب بود. میگفت من اگه گرونترین لباس عروس رو میگرفتم و اصلا در زیبایی ملکه زیبایی هم میشدم بازم کلی نظرات آزار دهنده رو بعد از عروسیم باید تحمل میکردم اما میدونستم خیلی از اون بچه ها تابحال عروسی نرفتن . من برای همیشه یه خاطره زیبا و رویایی براشون میشم.
مگفت هر غذایی میدادم حتی اگه از بهترین رستوران شهرم میگرفتمش باز میگفتن شور بود نمک نداشت گوشتش سفت بود یـــــا فوقش میگفتن غذاش گرم نبود... اما یه چلوکباب ساده واسه اون بچه ها کلی مزه داشت. میگفت ما توی عروسی انتظار همه جور اتفاقی رو داشتیم.آخه این یه عروسی معمولی نبود. خلاصه یه مهمونی شاد با بچه ها گرفتن.هم ثواب کردن هم واسشون یه خاطره متفاوت شد و هم از دردسر حرفهای دیگران خودشونو نجات دادن
درود بر شما
آیا همه افرادی که در عروسی یا جشن یا اجتماع حضور دارند می توان رضایت شان را جلب کرد؟
بنظرم خانواده که مرحله نخست تشکیل اجتماع هستش رو نمی توان تمام اعضایش را راضی کرد. چه برسد به دوست و آشنا و بستگان<<<باید بپذیریم که افراد دارای بینش ها - سلایق - روحیات و ....... متفاوت هستند.
پس بهتر است بطور کلی کاری را انجام دهیم که:
1-رضای الهی را در نظر بگیریم.
2-نظر اسلام را جویا شویم.
3-ضمن احترام به نظرات پدر و مادر با آنها مشورت بجوییم.(با کسانیکه می دانیم می توانند به ما کمک کنند مشورت کنیم.)
4-در اجرای تصمیمات با حساسیت زیاد و با دقت، عمل کنیم.
تا بتوانیم مراسمی سرشار از شادی و نشاط به یادگار داشته باشیم وخاطرات خوشی برایمان تداعی شود.

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۴, ۱۱:۰۴
از سنین نوجوانی سوالی ذهن مرا مشغول کرده است...
آن اینست:
چــــــرا ما در عروسی هایمان یادی از اذان-نماز- امام حی (امام زمان ع) نمی کنیم...
اما : ارگ - بساط - عیش و . . . که هر کدام گران هم برایمان تمام میشود را فراموش نمیکنیم . . .
ما شیعه ایم؟
شیعه باصطلاح خودمانی یعنی پیرو...
ما پیرویم؟
پیرو چه کسانی؟
به شفاعت دل خوش کرد ه ایم که این هم میتواند تیر شیطان باشد تا ما غافل بمانیم و بیدار نشویم.
چرا؟

غریبه تنها
۱۳۹۲/۱۰/۱۵, ۰۷:۴۲
به راستی اگر در عروسی ها حواسمان به خدا بود هیچ گاه کار ضد اسلام در انها صورت نمیگرفت

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۵, ۱۴:۱۱
خواستگار ها(آقا پسر ها و دختر خانوما) بخوانند؟
نکند ما خودمان را بدون عیب و نقص میدانیم که طرف مقابل باید . . .
از هر نظر عالی باشد...
توقعات ما چــــــــرا بالا است؟ چــــــــــــــــــــــرا ؟؟؟؟؟:hamdel:

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۲۶, ۱۵:۵۷
درس ازدواج از آیت‌الله مشکینیدامادآیت الله مشکینی (یعنی آیة الله ری شهری)در مورد بزرگترین درسی که از مرحوم مشکینی یاد گرفته است هم اظهار داشت:« بزرگترین درسی که از ایشان یاد گرفتم و به درد همه مردم هم می خورد، همین موضوع ازدواج است که شما مطرح کردید. ایشان نسبت به مقوله ازدواج نگاهی آسان و سهل داشتند. وقتی صحبت در مورد ازدواج بنده و دختر ایشان بحث به مقدار مهریه رسید، من 5 هزار تومان را روی کاغذ نوشتم و تقدیم ایشان کردم. مرحوم مشکینی این رقم را به اشتباه، 500 تومان خوانده بودند. به من پیغام دادند من با مهریه 500 تومانی مشکلی ندارم ولی چون مهریه یکی دیگر از دخترانم، 1000 تومان بوده، شما هم مهریه را 1000 تومان قرار بده تا مهریه هر دو خواهر به یک اندازه باشد. ایشان تا این حد در مساله ازدواج تسهیل قائل بود که فکر می کنم برای همه ما می تواند درس بزرگی باشد»وی ادامه داد:« در مورد مسائل اخلاقی، مهم ترین مساله ای که از ایشان آموختم، مدیریت زمان بود. از همان ایامی که در نجف با هم معاشرت داشتیم؛ ایشان حتی یک لحظه از وقت خود را هم هدر نمی داد. اگر فرصت کمی برای نشستن داشتند، یا می نوشتند و یا مطالعه می کردند. از طرف دیگر ایشان فوق العاده متواضع بودند و این موضوع هم می تواند برای همه ما درس خوبی باشد.»

خادم الحسین (ع)
۱۳۹۲/۱۰/۲۶, ۲۱:۴۵
سلام به همه دوستان.مطلبی که راجع به برگزاری جشن عروسی تو بهزیستی بود برام جالب بود و تازگی داشت فکر میکنم با این اوضاع اقتصادی همه به فکر عروسی کم خرج باشند اما این که میگن داشتن تحصیلات و ماشین و غیره توقع زیادیه به نظر شما درسته؟اگه یه خانوم لیسانس با یه آقایی که زیر دیپلمه ازدواج کنه تو زندگی هیچ مشکلی براشون پیش نمیاد؟یعنی تحصیلات باعث بالا رفتن درک و شعور آدما نمیشه؟درسته که اگه طرف مومن باشه ادب و متانت و درک وشعورش بالاست اما کو مومن واقعی!پس اگه طرف هیچی نداشت لااقل باید تحصیلات داشته باشه.

راهیان عشق
۱۳۹۲/۱۱/۰۶, ۲۱:۵۶
از سنین نوجوانی سوالی ذهن مرا مشغول کرده است...
آن اینست:
چــــــرا ما در عروسی هایمان یادی از اذان-نماز- امام حی (امام زمان ع) نمی کنیم...
اما : ارگ - بساط - عیش و . . . که هر کدام گران هم برایمان تمام میشود را فراموش نمیکنیم . . .
ما شیعه ایم؟
شیعه باصطلاح خودمانی یعنی پیرو...
ما پیرویم؟
پیرو چه کسانی؟
به شفاعت دل خوش کرد ه ایم که این هم میتواند تیر شیطان باشد تا ما غافل بمانیم و بیدار نشویم.
چرا؟

مامان تعریف میکرد ازعروسی خودشوپدرم-اون موقع زمان جنگ بود و واقعا جون میداد ی مراسمه عروسی بگیری...خیلی جالبه مامانم میگفت واسه عروسیشون نوار قرآن گذاشته بودن-یکی ازفامیلای دور میاد تاداخل میشه خشکش زده بود-گفته بود مراسمه عروسیه یا فاتحه...مامانم میگفت خندم گرفته بود حالابهش چ بگم-آخه ی خاله خانمی بوده واسه خودش...میگفت ازاول تاآخرمراسم هی گفته جونه خودم اومدیم مراسم عروسی...ولی درعوض اکثرا استقبال کردن ازچنین مراسمی...شکرخدا زندگیه خوبه مامانوبابامودارم میبینم....
خیلی اثر داره ک مراسم چجور گرفته بشه-زنداداشه خودم میگفت دوست ندارم مراسمه ازذواجم باگناه شروع بشه ولومیخواد یک شب باشه-درعوض کساییه درمراسمه عروسیشون بود ک ب زنداداشم میگفتم اگه یکیشون واست دعا کنن تاآخر عمرتضمینی...نمیدونم چرا-امااحساس آرامشه زندگیشونودارن میبینن...
شایدالان یکی بگه من یکیوسراغ دارم ک مراسمش با سروصدا بوده و خوشبختن یابگن میشناسیم کساییکه خیلی متدین بودن ومراسمه معنوی ای داشتن اماالان زندگیشون از هم پاشیده....همه این ها هست-تادلتونم بخواد سراغ دارم---اماخب مراسمی ک از اولش دله آدم قرص بشه و بایاده خدا شروع بشه تاحدی ازاختلافات جلوگیری میشه-من خیلی ایمان دارم ب این حرفا...امادرکل اگ من باشم هی مراسم نمیگیرم-بیکاری 2نفربیان بگن مراسمت ال بود وچی بود وچی نبود-فلانی لباسش چحوری بود وچجوری نبود....عروس خانم دوس داشت لباس عروس کنه وباشوهرش برن آتلیه عکس بندازن وبعدش برن ماه عسل-وقتی برگشتن مثه ی مهمونی ی شامی چیزی بدن وفامیلاشونودوستاشونودعوت کنن-والسلام...حوصله داره آدم بیهوده ولخرجی کنه اونم اول زندگی...

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۱/۰۶, ۲۲:۰۲
در زمانی که در بعضی مراسم های عروسی یه شب هم برای جاهل نشون میگذارن بنده معتقدم عاقل ویریسون(پا شدن) باید گذاشت...

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۲/۳۰, ۱۷:۵۹
افزایش دختران مجرد و معضل افزایش سن ازدواج
http://media3.afsaran.ir/siTXaeO7_535.jpg





http://media2.afsaran.ir/tsictbVI_36 (http://www.afsaran.ir/user/profile/ferrari)به گزارش دیده بان نیوز ؛ چند سالی است که تعادل جمعیتی جوانان در سن ازدواج به هم ریخته بطوریکه تعداد دختران در سن ازدواج که در گذشته کمتر از پسران بود یکباره تغییر کرده و این باز تعداد دختران بیشتر از پسران شده است و همین باعث شده که نگرانی هایی برای ازدواج دختران در جامعه ایجاد شود. هنگامی که موضوع بیشتر بودن تعداد دختران در سن ازدواج شنیده می شود مردم تصور می کنند که حتما تعداد دختران متولد شده بیشتر از پسران شده است درحالیکه در ایران نیز مانند بسیاری از کشورها شاخص نسبت جنسیتی در بدو تولد به ازای هر 100 دختر 106 پسر است.




تعداد پسران در بدو تولد بیش از دختران است
مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در خصوص آمار تولد دختران نسبت به پسران به خبرنگار مهر گفت: در حال حاضر شاخص نسبت جنسی در بدو تولد در کشور به ازای هر 100 دختر بین 105 تا 106 پسر است و در دنیا نیز این شاخص بین 104 تا 107 متغیر است و بر همین اساس در کشورمان در بدو تولد تعداد پسران بیش از دختران است.
علی اکبر محزون تاکید کرد: هرچه سن افراد بالاتر می رود هرم سنی متقارن می شود به طوری که در سال های بعد تعداد زنان و مردان برابری می کند اما با توجه به اینکه ریسک مرگ و میر در سنین بالا در مردان بیشتر است بر همین اساس در سن بالاتر از 50 تا 60 سال تفاوت های جنسیتی در بحث مرگ و میر به نوعی دیگر خود را نشان می دهد به طوری که مردان در این سن تعدادشان کمتر از زنان می شود و از حالت برابری خارج می شود.
در بدو تولد تعداد پسران بیشتر از پسران است به مرور و تا سن 50 سالگی تعداد زنان و مردان مساوی است و بعد از 50 سالگی به دلیل فعالیت و اشتغال مردان در کارهای پر خطر و سنگین، بیماری و ... مرگ و میر آنان بیشتر می شود و درنهایت بعد از 60 سالگی هرم سنی به نفع زنان تغییر می کند و تعداد زنان مسن بالاخره بیشتر از مردان می شود.
این مقام مسئول در سازمان ثبت احوال به آخرین آمار دختران و پسران در سن ازدواج اشاره کرد و گفت: برای مقایسه تعداد دختران و پسران در سن ازدواج یک اختلاف 5 ساله را لحاظ و سپس نسبت به مقایسه آن اقدام می شود.
به گفته وی سه گروه سنی زنان 15 تا 19 سال با مردان 20 تا 24 سال، زنان 20 تا 24 سال با مردان 25 تا 29 سال و در نهایت زنان 25 تا 29 سال را با مردان 30 تا 34 سال ازدواج نکرده را با هم مقایسه می کنیم و آمار ها نشان می دهد که تعداد زنان در گروه سنی 15 تا 19 سال 2 میلیون و 559 هزار نفر، گروه سنی 20 تا 24 سال یک میلیون و 983 هزار نفر و در گروه سنی 25 تا 29 سال نیز یک میلیون و 131 هزار نفر هستند که مجموع آنها 5 میلیون و 670 نفر می شود.
تعداد زنان در سن ازدواج مجرد 100 هزار نفر بیش از مردان است
مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در مورد تعداد مردان ازدواج نکرده نیز گفت: همچنین 3 میلیون و 256 هزار نفر در گروه سنی مردان 20 تا 24 سال ، یک میلیون و 753 هزار نفر در گروه سنی مردان 25 تا 29 سال و 557 هزار نفر نیز در گروه سنی مردان 30 تا 24 سال ازدواج نکرده هستند که در مجموع تعداد آنها 5 میلیون و 570 هزار نفر می شود.
مقایسه زنان و مردان در سن ازدواج مجرد نشان می دهد که تعداد زنان 100 هزار نفر بیش از مردان است و برهمین اساس کارشناسان معتقدند هرچه سن ازدواج بالاتر رود تعداد دختران مجرد بیش از پسران می شود به همین دلیل جمعیت شناسان توصیه می کنند نباید اجازه دهیم سن ازدواج در دختران بالا رود تا مشکلی نیز برای ازدواج آنان بوجود نیاید.
از سوی دیگر براساس آمارهای سازمان ثبت احوال چنانچه بخواهیم دو گروه سنی مردان 25 تا 29 و زنان 20 تا 24 سال را با هم مقایسه کنیم متوجه می شویم که در این گروه تعداد دختران 229 هزار نفر از مردان بیشتر است و در گروه سنی زنان 25 تا 29 سال با مردان 30 تا 35 سال نیز 572 هزار دختر ازدواج نکرده بیش از پسران است که این افزایش آمار دختران مجرد تایید کننده نظر کارشناسان است که با افزایش سن تعدادشان بیشتر شده است.
اما در گروه دختران 15 تا 19 ساله با پسران 20 تا 24 ساله که البته ازدواج های کمتری در این سنین انجام می شود وضعیت آماری به گونه دیگری است به طوریکه در این گروه تعداد مردان 697 هزار نفر بیشتر از زنان شده است که این خود میتواند اتفاق خوبی باشد به شرطی که ازدواج در سن پایین در جامعه از سوی کارشناسان و مسئولان ترویج داده شود و مورد استقبال جوانان قرار گیرد.
آمارهایی که تا کنون ارائه شد با در نظر گرفتن تفاوت سنی 5 ساله موجود در ازدواجهای دختران با پسران بود و با توجه به نظر کارشناسان مبنی بر ازدواج گروههای همسن برای رفع مشکل ازدواج دختران در سن ازدواج به دلیل کمبود پسر گروههای سنی همسن را نیز با هم مقایسه کرده ایم که در این گروه همسن دختران و پسران آماده ازدواج 25 تا 29 ساله تعداد پسران بیشتر از دختران شده است.
محزون در مورد مقایسه دو گروه زنان و مردان همسن 25 تا 29 ساله نیز گفت: البته مقایسه این دو گروه به لحاظ جمعیت شناسی تعبیر درستی نیست و برای مقایسه باید فاصله سنی حدود 5 سال را رعایت کرد اما در مجموع در این گروه سنی 623 هزار نفر تعداد مردان بیشتر از زنان است.
مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشورگفت: در گروه سنی 20 تا 24 ساله زنان و مردان نیز باز هم تعداد مردان یک میلیون و 273 هزار نفر از زنان بیشتر است.
با توجه به این نتایج آماری کارشناسان عنوان می کنند که چنانچه اختلاف سنی 5 ساله در نظر گرفته نشود در این گروه تعداد پسران بیش از دختران است و می توان این گونه تعبیر کرد که ازدواج های در این سنین تا حدودی مشکلات را رفع خواهد کرد که البته باید شرایط و امکانات مورد نیاز ازدواج این افراد را نیز مهیا کرد.
فقط 12 درصد ازدواجهای ثبت شده مربوط به ازدواج گروههای همسن است
براساس آمارهای ثبت احوال فقط 12 درصد ازدواجهای ثبت شده مربوط به ازدواج گروههای همسن بوده و تعداد دختران و پسران مجرد آماده ازدواج نیز 11 میلیون و 240 هزار نفر هستند.
دراین باره شهلا کاظمی جمعیت شناس همسن گزینی را راه حل مشکل تعداد بیشتر دختران مجرد به نسبت مردان می داند و معتقد است: مشکل فعلی ما این است که در میان خانواده ها مرسوم است که مردان با دختران کم سن تر ازدواج می کنند و به همین دلیل تعداد دختران بیشتر از پسران است به همین دلیل راه حل مشکل تجرد دختران این است که همسن گزینی و یا اینکه ازدواجهای با فاصله سنی کم انجام شود.
وی تاکید کرد: به منظور فراهم کردن امکان ازدواج مجردها که تعداد آنان نیز نسبت به سالهای گذشته زیاد تر شده است باید به خانواده ها و جوانان اطلاع رسانی و آگاهی لازم داده شود و همچنین همسن گزینی و ازدواج در سنین پایین نیز از دیگر اقداماتی است که می توان برای حفظ تعادل جمعیت جوانان در سن ازدواج انجام داد.
به هرحال با توجه به نظرات کارشناسان تعداد زیاد دختران مجرد نسبت به پسران در سن ازدواج و از سوی دیگر نیز بالارفتن سن ازدواج که باعث بالا رفتن توقعات جوانان و به تبع آن سخت گیری در ازدواج می شود عواملی نگران کننده هستند که باید توسط کارشناسان و مسئولان بررسی و راهکارهای تعادل آن تدوین شود.