PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نکاتی پیرامون تربیت کودکان



صدیقه طاهره
۱۳۹۱/۱۲/۱۹, ۱۸:۵۵
http://madarbanoo.com/wp-content/uploads/2013/03/ccv.jpg (http://madarbanoo.com/wp-content/uploads/2013/03/ccv.jpg)


حفظ تشنگی و اشتیاق کودکان، باید ملاک عمل قرار بگیرد، نه سیراب و خسته و خاموش کردن. اگر بخواهیم زودتر به نتیجه برسیم، باید آرام تر حرکت کنیم. کمتر بگوییم و فرصت بدهیم تا خودش ببیند، سؤال کند، به دنبال جواب بگردد و با موضوعات مختلف ارتباط برقرار کند.



نویسنده: مریم ادیب – کارشناس ارشد و مدرس مهارت های تربیت دینی


گاهی به ­نظر می­ رسد اگر معارف بلند الهی را از همان ابتدا به کودک بیاموزیم راه بهتری را انتخاب کرده­ ایم. این شبیه خوراندن گوشت و نخود کوبیده و پر قوت به نوزاد است. همان طور که رشد جسمی و نوع خوراک مرحله­ ای است، رشد علم و تفکر و اخلاق هم مرحله­ ای است و نیازمند زمینه ذهنی است. مثلاً برای این که کودکی حرف شنوی را یاد بگیرد، باید مرتباً «حـرف شنیدن» را ببیند تا یاد بگیرد به سخن دیگران توجه کند و اهمیت بدهد. حفظ تشنگی و اشتیاق کودکان، باید ملاک عمل قرار بگیرد، نه سیراب و خسته و خاموش کردن. اگر بخواهیم زودتر به نتیجه برسیم، باید آرام تر حرکت کنیم. کمتر بگوییم و فرصت بدهیم تا خودش ببیند، سؤال کند، به دنبال جواب بگردد و با موضوعات مختلف ارتباط برقرار کند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۱/۱۲/۱۹, ۱۸:۵۷
کودکان از همه دینی­ تر، تشنه­ تر، علاقمند تر، پر سؤال­ تر و درستکارترند. کافی است اجازه دهیم بازی کند، به درک تفاوت­ ها و شباهت ­ها بپردازد، ادب و آداب معمولی زندگی را بیاموزد و از سوی دیگر از آسیب ­های رفتاری و گفتاری ما بزرگترها در امان بماند. از تحقیر کردن، دعوا کردن، بد و نادان خطاب کردن و دخالت مرتب در گفتار و رفتارش خود را برحذر داریم و گمان نکنیم هر رفتاری که از او سر می­ زند، اشتباه است و باید غیر از این باشد. بلکه با تماشای نوع رفتار و تفکر او، دنیای کودکی را بشناسیم و درک کنیم. در برنامه هفتگی خردسالان بر موارد زیر برنامه ریزی کنیم:

صدیقه طاهره
۱۳۹۱/۱۲/۲۰, ۱۸:۵۶
بازی: انواع بازی­های آموزشی، تفریحی، حرکتی، گویشی و تربیتی.

خوراک: تنظیم وعده های غذایی و داشتن لیست غذایی غیر مضر، پر­خاصیت و متنوع.
قرآن و آموزه­ های دینی: با این هدف که در این کلاس خوش بگذرد. حتی اگر نتواند سوره­ ای را حفظ کند. آموزش سوره ­های کوچک و بعضی عبارات کوتاه از میان آیات قرآن، همراه با بازی و گاه ریتم دادن به سوره و گاه پخش کردن با سی دی یا نوار و با روش از کل به جزء. به بچه ها بگوییم بعداً که بزرگ­تر شدند با معانی جالب سوره ها آشناتر می ­شوند و در زندگی استفاده می­ کنند.

خواندن شعر، سرود و قصه­ های دینی کوتاه، با تصاویر و ادبیات قوی، در مورد اصول دین، امامان، مسائل اخلاقی. صحبت از بازی­های پیامبر، امیرالمؤمنین و حضرت زهرا با بچه ها و شادی های دینی و گذری خلاصه از مناسبت های دینی غمگین با نیمه سیاه کردن پوشش­ها (نه اینکه کاملا سیاه بپوشیم و خود و بچه ها را آزار دهیم).
قصه خوانی یا نمایش عملی و عروسکی با قصه ­هایی که محتوای آن با آداب زندگی یا تفکر تفکر ارتباط دارد:

صدیقه طاهره
۱۳۹۱/۱۲/۲۷, ۱۴:۰۱
آداب و اخلاق فردی و اجتماعی: سلام، مسواک، توصیه به خوردن صبحانه و شیر و گوشت و میوه و اجرای عملی، آموزش همکاری در آوردن و جمع کردن وسایل، آوردن و بردن میز صندلی، پیدا کردن راه­ هایی برای تمیز ماندن کلاس و مرتب ماندن وسایل و گم نکردن آنها با مشارکت فکری خود بچه­ ها، احترام و ادب در برابر والدین، نحوه همکاری با خواهر و برادرها، دوستی و مهربانی و سایر مفاهیم پایه از ص ۴۲ کتاب تربیت دینی کودک.



پرورش تفکر- برای این فرایند لازم است که بتوانیم: سؤال ایجاد کنیم، در مورد سؤالات فکر کنند، مقایسه کنند، حرف بزنند و توان بیانشان تقویت شود، خود را ابراز کنند و از دیدگاه ­ها و علائق خود بگویند، زشت و زیبا و بد و خوب را بشناسند و تفاوت قائل شوند: در تمیزی دست و صورت و لباس، در نوع حرف زدن، نظم و ترتیب رختخواب، جا کتابی، جا جورابی، دعوا کردن یا خواهش کردن و صبرکردن. شناخت و فهم تئوری تمایزهای رفتاری و ظاهری برای این سنین کافی است و اجرای بهتر آن مربوط به سالهای بعد و نوجوانی است، اما برای اجرا نباید رفتارهای بد را نمایش داد. تشخیص تفاوت­ ها و شباهت­ ها با اشیا و مفاهیمی مثل: ترس و شجاعت، داشتن و نداشتن.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۲, ۱۲:۵۲
قوانین: نگذاریم حرف هم را قطع کنند یا به جای دیگران یا بی نوبت صحبت کنند و مجال صحبت و تفکر بدهیم و گفتگوی منضبط جمعی راه بیندازیم، قانون­ ها و قاعده­ هایی هر چند کوچک را مراعات کنیم و استمرار داشته باشیم تا قانونمدی ذهنی ایجاد شود.




خلاقیت ها و فعالیت­های هنری: کاردستی خلاق، نقاشی خلاق، سفال، دوخت با نخ و پارچه یا کاموا و مقوا و فوم، کار با کاشی­ های رنگی آماده یا درست شده توسط مقواهای مربع شکل یا سفال­های مربع شکل دست ساز و رنگ شده، ساخت شمع، درست کردن غذا و … (در این سنین آموزش نقاشی بر اساس نقاشی خلاق است، نه آموزش طراحی و سبک های تصویرگری)

اردو: پارک- مسجد- خرید، شناخت مشاغل، دیداراز موزه جانوران، باغ گیاهان و گل­ها، جمع کردن سنگ، برگ، تکه چوب، صدف.

ابراز محبت زیاد با در آغوش گرفتن، نوازش و بوسیدن و گفت و شنودهای عاطفی.

پرورش حواس با رنگ ها، طعم ها و صداها و لمس اشیا و … و تمرین­ های حسی -حرکتی برای هماهنگی دست ها، هماهنگی پاها و «دست و پا» و «دست و چشم» یا تقویت حواس: بینایی (تمرین های مختلف از جمله شناخت رنگ ها)- شنوایی (این صدای چیست؟)- بویایی و چشایی میوه ها و خوراکی ها و لامسه (از توی کیسه چه چیزهایی را تشخیص می دهد؟)

yanoor
۱۳۹۲/۰۱/۰۲, ۱۷:۱۲
همانطوریکه زندگی می کنیم پاک با حفظ مطالب دینی در زندگی مان
با راستی و درستی در عمل بهترین الگو برای کودک همزمان با رشد اوست

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۶, ۰۰:۵۰
آمــــوختن نظــم و تــــرتيب اوليــــه


بدون ترديد بـــزرگترين مشكل والدين با كودكان نوپا، وادار كردن آنها به همكاري و تشريك مساعي است. وقتي كودكان شيطنت مي كنند، شما چه كار مي كنيد و چگونه به آنها مي گوييد كه نبايد بچه هاي كوچكتر را كتك بزنند. بچه ها بايد بتوانند حدو حدود خود را تشخيص بدهند و بدانند كه محدوديت هايي در كار است و نبايد سر ديگران داد بكشند، به آنها ناسزا بگويند و هــر كاري بخواهند انجام دهند. شما براي اين كه در اين راه كودك خود را كمك كنيد نبايد حتماً با داد و بيداد، خشـــونت و يا كتك او را ادب كنيد؛ بلكه معناي واقعـــي ادب كردن ، آمــــوختن و درس دادن است؛ يعني اين كه به فـــرزند خود بياموزيد راه بهتري انتخاب كند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۶, ۰۰:۵۱
ايجـــاد اعتمــــاد


تربيت كودك از روز تولد او شروع مي شود. رابطه عاطفي و سرشار از عشق و محبت با كودك است كه به ما امكان مي دهد او را در جهترفتار معقول هدايت كنيم. شما وقتي نيازهاي اوليه كودكان رابرآورده مي سازيد، اعتماد و اطميناني براي آنان ايجاد مي كنيد؛ رابطه اي مبتني بر اعتماد و اطمينان كه كودك را به اين نتيجه مي رساند كه شما صلاح او را مي خواهيد. در واقع پدرومادر به سه طريق مي توانند به فرزندان خود آموزش دهند:

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۱۶, ۱۹:۵۲
. پــرت كردن حواس كــودک:

شما مي توانيد حواس كودك را از كاري كه مي كند پرت كنيد. مثلاً اگر او ابراز ناراحتي مي كند، مي توانيد او را در آغوش بكشيد و از اتاق بيرون ببريد و يا مي توانيد به اويك اسباب بازي بدهيد. بچه ها خيلي زود فراموش مي كنند كه چه مي كردند و خيلي زود به شادي دوباره مي رسند. به اين صورت شما مي توانيد با پرت كردن حواس كودك، مانع رفتار قبلي او شويد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۱۶, ۱۹:۵۲
۲. هدايت دوبـاره :



براي پرت كردن حواس كودكان نوپا از اين روش استفاده كنيد.از آنجا كه كودك هنوز از توان و مهارت كلامي مطلوب برخوردارنيست، بايد آنها را هدايت كنيد. البته نه اين كه آنها را متوقف سازيد، بلكه در جهت كار آنها حركت كنيد. مثلاً فرض كنيد كودك شما دستش را به سمت ظرف شيريني دراز مي كند و جيغ مي كشد. اگر شما نمي خواهيد به او شيريني بدهيد، مي توانيد خوردني ديگري به او بدهيد كه از آن استقبال كند. با اين رفتار شما در واقع به او مي گوييد: مي دانم كه گرسنه اي، مي توانم كمكت كنم، اما نمي توانم دقيقاً آن چيزي را كه مي خواهي به تو بدهم .

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۱۸, ۱۳:۵۲
۳. گفتگــوي آمـــوزنده :


از دوران طفوليت تا زماني كه كودك به مدرسه مي رود، مهارت هاي فكري و جسماني او افزايش مي يابد و زماني فرا مي رسد كه كودكان دقيقاً مي دانند چه مي خواهند و حاضر نيستند كه به راحتي از خواسته هايشان بگذرند. ما بايد به آنها بياموزيم چگونه از چيزي كه به نفعشان نيست، دست بكشند و رفتارشان را تغيير دهند و نظم و انضباط را نيز رعايت كنند. هنگام طفوليت، وقتي فرزندمان گريه مي كند، بلافاصله بغلش مي كنيم و خواسته هايش را برآورده مي سازيم، اما وقتي كودكان بزرگتر مي شوند، بايد به آنها ياد بدهيم كه رفتارشان را كنترل كنند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۱۸, ۱۳:۵۳
لحـــــن قاطــع امــــا با محبـت


شما بايد به فرزند خود كمك كنيد تا خواسته ها و نيازهايش را بشناسد و به گونه اي صحيح خواسته هاي خود را برآورده سازد. آموختن انضباط براي راحتي پدرومادرو يا حفظ آرامش نيست، هرچند به اين امر نيز كمك مي كند. هدف اين است، كه مهارت هاي فرزندتان را افزايش دهيد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۰, ۱۹:۴۵
اصــلاح اشتباهـــات

اشتباه كردن بخشي از زندگي است و شما يكي از بزرگترين كمك هايي كه مي توانيد به فرزندتان بكنيد، اين است كه به او بگوييد مي تواند اشتباه كند و اشكالي ندارد، به شرط آنكه در مقام اصلاح اشتباهش برآيد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۰, ۱۹:۴۶
به رفتار خـــودتان تــوجه كنيـد


گاهي اوقات لازم است ابتدا مشكلي را كه در وجود خودمان است، برطرف كنيم.اگر ما براي حل مشكل فرزندمان او را كتك مي زنيم، نمي توانيم از او انتظار داشته باشيم كه براي رسيدن به خواسته خود ساير بچه ها را كتك نزند!

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۲, ۱۹:۳۵
توجه كم مــي تواند باعث بـــدرفتاري در كودكــان شــــود

اين درست است كه بچه ها گاهي رفتار بسيار ناخوشايندي دارند، زيرا آنها هنوز مهارت هاي خود را توسعه نداده اند، و نمي توانند ارتباط درستي با بزرگترها برقرار كنند، ولي در اين خصوص ممكن است خود والدين نيز مقصر باشند، بدين صورت كه بي توجهي والدين به فرزندان خود، گاه سبب بروز رفتار نادرست كودكان است. كودكاني كه والدين شان به آنها توجه كافي ندارند، سعي مي كنند با بدرفتاري، توجه والدين را به خود جلب كنند.
براي مثال، جيغ و داد راه مي اندازند، اشيا را به اطراف پرت مي كنند و… اين رفتار ممكن است براي والدين قابل قبول نباشد، زيرا كودكان مي خواهند توجه آنها را به خود جلب كنند، حتي اگر اين جلب توجه به قيمت ايجاد عصبانيت براي والدينشان باشد. در واقع، حتي اگر والدين با كودكان خود با عصبانيت نيز رفتار كنند، بهتر از آن است كه هيچ توجهي به آنان نداشته باشند. اگر شما در باره نحوه تربيت كودك خود نگران هستيد، مي توانيد به سوالات زير پاسخ دهيد:

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۴, ۰۶:۴۶
ـ آيا شما تا به حال به كودك خود گفته ايد كه دقيقاَ چه كارهايي را بايد انجام دهد و چه كارهايي را نبايد انجام دهد؟۲ـ آيا وقتي فرزندتان كار خوبي انجام مي دهد او را تشويق مي كنيد؟
۳ـ آيا وقت كافي به كودك خود اختصاص مي دهيد


والديني كه بيشتر به رفتار بد فرزندان خود توجه مي كنند، بايد سعي كنند كه رفتار خوب آنان را نيز در نظر بگيرند و آنها را تشويق كنند، براي مثال وقتي فرزندتان به خواندن كتاب توجه نشان مي دهد، او را تحسين كنيد و به او بگوييد: آفرين! چقدر خوب است. كه از اين كتاب خوشت آمده يا اينكه وقتي كودك از عهده كاري به خوبي برمي آيد، بگوييد: تو پشتكار خوبي داري و يا وقتي اسباب بازي هايش را مرتب مي كند او را تشويق كنيد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۴, ۰۶:۴۶
توجه زياد نتيجه منفــــي دارد

بعضي اوقات رفتار غلط كودكان در نتيجه توجه زياد والدين به آنهاست. براي مثال، كودكان در سنين پيش دبستاني خودشان مي توانند لباس هايشان را عوض كنند، موهايشان را شانه بزنند و يا اسباب بازي هاي خود را مرتب كنند. انجام اين كارها باعث رشد استقلال در كودكان مي شود و بدين ترتيب آنها احساس مي كنند كه مي توانند از عهده انجام وظايف خود برآيند. در واقع، والديني كه بيش از حد در انجام كارهاي فرزندانشان به آنها كمك مي كنند، مانع پرورش حس استقلال كودك مي شوند و بدين ترتيب فرزندان نيز ياد مي گيرند كه هر روز درخواست تازه اي از والدين خود داشته باشند، درحالي كه والدين آگاه به فرزندانشان ياد مي دهند كه انجام وظايف شان را به عهده بگيرند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۴/۰۴, ۱۹:۳۱
اختيار دادن بيش از حد به كودك مي تواند باعث بدرفتاري او شود.

برخي از والدين به كودك اجازه مي دهند هركاري مي خواهد انجام دهد، به اين علت كه:
گاهي والدين براي جلوگيري از دعوا و نزاع اينگونه رفتار مي كنند،عده اي هم عقيده دارند فرزندانشان به هيچوجه نبايد ناراحت شوند،زيرا گمان ميكنند كه كودكان ناراحت به معناي والدين ناآگاه هستند و عده اي ديگر نيز از اين واهمه دارند كه اگر فرزندان خود را بيازارند،آنها ديگر علاقه اي به والدين خود نخواهندداشت؛درحاليكه كودكان بوجود محدوديت وقانونمندي در امور نياز دارند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۴/۰۴, ۱۹:۳۱
والدين خـوب نحـــــوه رفتار صحيح با كـودک را مي دانند

والدين آگاه مي دانند در هر سني بايد چه توقعي از فرزند خود داشته باشند، تا چه اندازه در انجام كارها به او كمك كنند، چطور به او توجه كنند، چگونه رفتار قانونمند را به او بياموزند و تا چه ميزان براي او ،محدوديت قائل شوند. ممكن است شما در انجام اين امور دچار خطاشويد، ولي آنچه مهم است اين است كه به اشتباه خود پي ببريد و درصدد اصلاح آن برآييد.شما بايد نسبت به فرزند خود صبور باشيد،در واقع با رعايت اين نكات شما به كودك خود كمك مي كنيد تا فردي خوش خلق، مسئول و مستقل بار بيايد.

yanoor
۱۳۹۲/۰۴/۰۵, ۰۹:۴۵
http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1195.gif فرزندانمان را مثل گل باغبانی کنیم تا همیشه با نشاط باشند ..........http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1133.gif

http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1181.gifhttp://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1156.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1206.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1184.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1203.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1058.gif

http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1051.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1050.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-977.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-1015.gif

http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-320.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-290.gif http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-225.gif

همانطوریکه برای پرورش گلها نیازمند نور و خاک و آب و رسیدگس مستمر هستیم بچه های ما

که از گل کمتر نیستند برای دیدن لبخندی زیبا روی لبانشان باید به آنها در زمینه های مادی و معنوی

و خصوصا محبت کردن متناسب رسیدگی نماییم ...............

فرزندانمان را دریابیم ...............http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-284.gif آنها نیازمند یاری ما هستند http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-279.gif

آدرس عکسها http://babol2011.blogfa.com/post-931.aspx

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۴/۰۵, ۱۴:۳۷
والدين قاطـــــع

والدين قاطع و سخت گير اغلب كـــودكاني انعطاف پذير دارند، زيرا رفتار اين گونه والدين، با وجود خشونت، قابل پيش بيني است؛ بنابراين فرزندانشان دقيقاً مي دانند كه بايد از چه قوانيني پيروي كنند و چگـــونه خود را با رفتار آنها تطبيق دهند تا دچار دردسر نشوند، در نتيجه اين دسته از كودكان به ندرت تنبيه مي شـــوند، به علاوه آنها مي دانند كه براي والدين شان مهـــم هستند و پدر و مادر به آنها عشق مـــي ورزند، چون آنها اين نكته را به فـــرزندانشان نشان مــي دهند. در نتيجه در كنار قـــوانين خشك، محبت بي قيد و شرط هم وجود دارد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۴/۰۵, ۱۴:۳۷
والـديـن مستـبــــــــد

والدين مستبد تقريبا هميشه در برخورد با فرزندان خودعصباني هستند.خيلي اوقات عصبانيت آنها هيچ ربطي به رفتار كودكان ندارد و اغلب تنشهاي خود را با تنبيه و تحقير فرزندانشان آرام ميسازند. تحقير و تنبيه بيش از اندازه والدين بر بعضي كودكان تاثير مخربي دارد و باعث مي شود تا آنها ناخودآگاه در آينده همان گونه كه به آنان نسبت داده شده است، افرادي شرور و خرابكار شوند. پايه روابط در اين خانواده ها براساس اعمال زور و ترس بنا شده است. كودكان فقط بايد همان كاري را انجام دهند كه به آنها گفته مي شود و در غير اين صورت، احتمالاً تنبيه بدني مي شوند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۷:۲۰
والديـن سهل گيـــــــــــــر


والدين سهل گير بسيار فراوان اند. اين نوع والدين به كودك خود اجازه مي دهند هر كاري دوست دارد، انجام دهد و در واقع فكر مي كنند با اين كار مي توانند محبت و علاقه خود را به او نشان دهند، درحالي كه يكي از موارد مهم در تربيت كودكان اين است كه آنها با محدوديت ها و قوانين آشنا شوند و پدرومادر نخستين افرادي هستند كه بايد اين قوانين را به فرزندان خود آموزش دهند. كودكان بايد ياد بگيرند كه اجازه ندارند هر كاري را بخواهند انجام دهند و در واقع آموزش اين موارد به كودك از علاقه ما به او چيزي نمي كاهد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۴/۰۶, ۱۷:۲۰
قـبـــــول مسئــوليت


براي آن كه كودك كم كم احساس مسئوليت كند، بهتر است در كارهاي خانه از او كمك بخواهيد، به اين ترتيب او ياد مي گيرد كه به عنوان عضوي از خانواده بايد كارهايي انجام دهد و مسئوليت بسياري از امور را برعهده گيرد. افرادي كه در كودكي و نوجواني كارهاي خانه را با رضايت كامل و به خوبي انجام مي دهند، در بزرگسالي نيز مي توانند به خوبي از عهده مسئوليت هاي خودبرآيند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۲۰:۱۰
شما مي توانيد از 18 ماهگي تا 2 سالگي وظايف سبكي را به عهده فرزند خود قرار دهيد و به او آموزش دهيد چگونه كارهاي شخصي خود را انجام دهد. مثلاً در 3 سالگي مي تواند هميشه در چيدن ميز به شما كمك كند. سعي كنيد به تدريج مسئوليت هاي او را اضافه كنيد و در موقع لزوم به او خاطر نشان سازيد كه بايد چه كار كند و اگر درست كارش را انجام دهد تشويقش كنيد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۲۰:۱۱
كــــــــــــلام آخـــــــــــــــــــــــ ر


شما بايد علاوه بر آن كه كودكان خود را ملزم به رعايت قوانين و مقررات مي كنيد به آنها آزادي عمل دهيد تا عزت نفس بيابند و بتوانند خود را باور كنند. بدين ترتيب كودكان مي توانند جنبه هاي منحصر به فرد خود را درك كنند و به امكانات بالقوه خود برسند. كودكان بايد اجازه داشته باشند اشتباه كنند، اما در مقام اصلاح خود برآيند و از اشتباهاتشان درس بگيرند تا به موفقيت بيشتري برسند. شما بايد بتوانيد بهترين مربي براي فرزندان خود باشيد، زيرا آنها به والديني احتياج دارند كه بيشترين تلاش خود را مي كنند و مسئوليت اشتباهاتشان را نيز مي پذيرند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۶/۲۹, ۲۰:۱۶
چگونه در تربیت فرزندان موفق باشیم؟

* به واکنش‌های خود در مقابل فرزندتان دقت کنید:
در این مواقع همیشه باید به سن‌وسال او توجه داشته باشید و واکنش‌های مناسب با سن او را نشان دهید. هر سنی توقعات و انتظارات مناسب با آن سن را می‌طلبد. حساسیت‌های بی‌مورد شما و برخورد‌های خشونت‌آمیزتان تنها باعث شگفتی کودکان می‌شود زیرا از نظر خودش، هیچ کار اشتباهی مرتکب نشده و نمی‌تواند مفهوم کار شما را درک کند.

* هنگام تنبیه فرزندتان، علت را برای او توضیح دهید: تنبیه در واقع برخورد والدین با فرزند است و تنها در زمانی اثربخش است که علت آن برای کودک و فایده آن برای والدین روشن باشد. همچنین تنبیه باید برای آموختن درسی به کودک باشد و تحت شرایط اصولی و منطقی اجرا گردد. زیاده روی در تنبیه تنها قبح آن را در نظر کودک از بین می‌برد و پس از مدتی بی‌توجه به آن به کار خود ادامه می‌دهد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۶/۲۹, ۲۰:۱۶
* از تأکید بر کارهای بد کودک خودداری کنید:
این کار تنها باعث تحقیر و کاهش اعتماد به نفس او می‌شود. او پس از مدتی احساس می‌کند که تمام کارهایش زشت است و نمی‌تواند توقعات والدین را برآورده سازد. بسیاری از پدر و مادرها، پیوسته در انتظار این هستند تا مچ کودک خود را بگیرند، بهتر است به جای آن، به تشویق رفتارهای پسندیده او بپردازید و با تأکید بر آنها، او را از انجام کارهای ناپسند بر حذر دارید.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۲, ۰۷:۲۰
* از تربیت فرزند خود در مقابل دیگران چشم پوشی کنید:

کودکانی که مدام در مقابل افراد دیگر به‌ویژه کودکان هم‌سن و سال خود مورد تصحیح و نصیحت قرار می‌گیرند، دچار ترس و خجالت می‌شوند و به‌تدریج اعتماد به نفس خود را برای حضور در جمع از دست می‌دهند. بسیاری از والدین احساس می‌کنند که این کار به صلاح فرزندشان است ولی نمی‌دانند که در واقع حس خشم و رنجشی درونی را در او پرورش می‌دهند و خیلی زود او را وادار به مقابله می‌کنند.

* از محبت کردن به فرزندتان نترسید و او را در دریایی از عشق غوطه‌ور ‌سازید:

هنگامی که کودکتان با مهر بزرگ می‌شود، در بزرگسالی جذب هر محبت جزئی نمی‌شود و زندگی خود را بر پایه‌های سست بنیان بنا نمی‌سازد. کودکی که حمایت و محبت والدین خود را دارد، می‌داند که زمان مشکلات، همیشه پناهگاهی امن در اختیار دارد که می‌تواند به سراغ آن رود و تسکین یابد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۲, ۰۷:۲۱
* از استقلال طلبی فرزند خود ناراحت نباشید:


تا آنجا که می‌توانید، فرزندتان را در انجام کارهای خود آزاد بگذارید و به او استقلال عمل دهید. انجام این امر، از کودک فردی مسئول، می‌سازد و او در مواقع خاص ناچار به تصمیم‌گیری‌های مهم می‌شود که همین مسئله در دوران بزرگسالی از او فردی مسئول، مستقل، مدیر مدبّری می‌سازد.

* به کودکتان بیاموزید که هیچ انسانی کامل نیست:


گفتن عباراتی مانند «نمی‌دانم»، «نمی‌خواهم» و «نه» در بعضی مواقع ضروری است و لزومی ندارد که کودک همواره برای هر کاری، پاسخ مثبت بدهد. گفتن عقاید شخصی در قالبی محترمانه، نداشتن یک پاسخ صحیح و بکار بردن عبارت نمی‌دانم، به کودک کمک می‌کند تا از فشار مضاعف برخود بکاهد و در هنگام برخورد با مسائل گوناگون، در کمال آرامش به حل آن بپردازد

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۳, ۱۸:۵۶
* هر روز زمانی را به صحبت کردن با فرزند خود اختصاص دهید:

حرف‌های صمیمانه و دوستانه به او بزنید. ایجاد این رابطه شاید در دوران کودکی یک تفریح جذاب باشد ولی در دوران نوجوانی و جوانی یک ضرورت به حساب می‌آید و والدینی که از کودکی این کار را نکرده باشند، نمی‌توانند در دوران بلوغ فرزند خود این رابطه را ایجاد کنند.



به‌طور مثال زمانی در هفته را به گردش‌های دو نفره با او اختصاص دهید و در آن زمان با او در مورد ترس‌ها، نگرانی‌ها، علائق و احساساتش صحبت کنید. اگر از نظر کاری گرفتار هستید و برنامه‌ریزی هفتگی برای انجام این کار برایتان دشوار است، حداقل در هنگام خواب، چند لحظه‌ای در کنار تخت او بنشینید و به آرامی با او صحبت کنید و یا برایش کتاب بخوانید. البته دقت کنید که در هنگام این صحبت‌ها از نقش والدی سخت گیر و همیشه نصیحت‌گو در آمده و به یک دوست صمیمی و شنونده‌ای خوب تبدیل شوید.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۳, ۱۸:۵۶
* به فرزندتان قول‌های بی‌پایه ندهید:

قول‌هایی که می‌دانید از اساس امکان اجرای آن نیست را ندهید و همچنین از شکستن قول خود بپرهیزید و درصورت انجام آن، حتما برای فرزندتان توضیح دهید با این کار به او نشان می‌دهید که برایش ارزش قائل هستید. اگر خواهان آن هستید که فرزندی با شخصیت و مثبت اندیش و محترم داشته باشید، حتما به این مورد عمل کنید. درصورت تکرار شکستن قول و قرار، کودک کم‌کم می‌آموزد که به محیط اطراف خود و انسان‌ها بی‌اعتماد شود و این مسئله در بزرگسالی به او لطمات جبران‌ناپذیری وارد می‌سازد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۸/۰۳, ۱۹:۳۷
در روایت ها آمده است که حضرت فاطمه (س)از همان دوران ِ


کودکی با فرزندانش هم بازی شد و به این نکته نیز توجّه داشت

که در بازی ، نوع ِ الفاظ و حرکات ِ مادر سرمشق کودک قرار

می گیرد . روان شناسان می گویند:بازی کودکانه مادر با فرزندان

رشد ِ جسمی و فکری ِ کودک را سرعت می بخشد و احساسات

پاک ِ مادری را به او منتقل می کند . نشاط، شادابی ، خلاقیت،ابتکار

نو آوری و اعتماد به نفس در او ایجاد کرده و زمینه را برای ظهور ِ

استعداد های ِ نهفتۀ کودک فراهم می سازد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۸/۰۳, ۱۹:۴۰
سپاس و ستایش مخصوص ذات پاک و بی شریک الله است. درود و سلام بر آخرین فرستاده خداوند متعال.

نعمت های خداوند جل و علا قابل شمارش نیست و عطایای او خارج از حساب است. از جمله این نعمت های بزرگ نعمت اولاد است. خداوند متعال می فرماید: " المال و البنون زینة الحیاة الدنیا " کهف/ 46

عظمت این نعمت را کسی درک می کند که از داشتن آن محروم باشد. چنین فردی حاضر می شود اموال زیادی برای یافتن راه حلی جهت فرزند دار شدن صرف کند و مدت ها به انتظار بماند.

این نعمت بزرگ امانت و مسئولیتی است که والدین در روز قیامت درباره آن مورد بازخواست قرار می گیرند. ارزش این نعمت زیبا هنگامی کامل می شود که با دین و اخلاق نیک همراه شود، در غیر این صورت فرزندان در دنیا و آخرت برای پدر و مادر مایه زیان و خسران خواهند بود.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۸/۰۳, ۱۹:۴۱
پیامبر گرامی اسلام می فرماید: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته، فالإمام راع و هو مسئول عن رعیته والرجل راع فی أهله و هو مسئول عن رعیته" متفق علیه. (همه شما مسئولیت دارید و در قبال کسانی که تحت نظر شما هستند، مورد بازخواست قرار می گیرید. رهبر جامعه در قبال مردم آن مسئول است و مرد خانواده مسئول اعضای آن است.)

این رعایا امانتی هستند که خداوند متعال نسبت به از بین بردن و سستی کردن در حفظ و نگهداری آنها هشدار می دهد. " ما این امانت را به آسمان ها و زمین عرضه کردیم و آنها از پذیرش مسئولیتش ابا کردند و ناتوانی خود را اعلام داشتند و این انسان بود که آن را به دوش کشید و انسان ستمکار و نادان است. احزاب/72.

در آیه دیگری از قرآن کریم آمده است: ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خانواده تان را از آتش به دور دارید. تحریم/6.

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۲۰, ۰۷:۲۵
http://img1.tebyan.net/Medium/1392/06/61317ecde3214b328922a493624172e9.jpg

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۲۰, ۰۷:۲۵
http://img1.tebyan.net/Medium/1392/06/995000aa81964972bba255b5f369d3e1.jpg

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۲/۰۳, ۱۶:۴۰
زن و ایفای سه نقش خانوادگی (http://www.mashreghnews.ir/fa/news/303650/%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C)


زن مسلمان در خانواده می‌تواند در چهار موقعیت و جایگاه مختلف، ایفای نقش کند و تأثیرگذار باشد. نقش‌های دختری، خواهری، همسری و مادری. بنابراین ضروری‌ترین امر برای زنان جهت تأثیر‌گذاری بر خانواده، به‌عنوان مهم‌ترین عنصر فرهنگ‌ساز، آشنایی با اهمیت این نقش‌ها و کارکردهای هر یک از آن‌هاست.
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/2/3/553177_156.jpgبه گزارش گروه اجتماعی مشرق، زن و مرد دو موجود متفاوت و نیازمند تکامل و مکمل یکدیگرند. خانواده بهترین محل پیوند زن و مرد و بیشترین زمینه‌ساز کمال آن دو است. در فرهنگ اسلامی، برخلاف مسیحیت تحریف‌شده که تجرّد را مقدم بر ازدواج و ازدواج را تنها به‌عنوان راهی برای فرار از بدکاری به رسمیت می‌شناسد،(1) ازدواج پیوندی الهی و بهترین نهاد سازنده‌ی اجتماعی به حساب می‌آید.
اهمیت پرداختن به موضوع «زن و خانواده» ریشه در اهمیت نهاد خانواده دارد. نهاد مقدس خانواده، رکن بنیادین اجتماع بشری و محمل فرهنگ‌های گوناگون است. اولین شرط داشتن جامعه‌ای سالم و پویا، سلامت و پایداری خانواده است. بدون خانواده، نه تنها هویت انسانی بشر نابود می‌شود، بلکه همه‌ی تلاش‌های فردی و اجتماعی نیز بی‌ثمر و نافرجام خواهد ماند.
وقتی که صحبت از نیروی انسانی است، باید توجه کنیم که نصف جمعیت کشور و نیمی از نیروی انسانی، بانوان کشورند. اگر بینش غلطی در مورد زن وجود داشته باشد، بازسازی به معنای حقیقی و در سطح وسیع آن، شدنی نیست. هم خودِ بانوان کشور باید نسبت به موضوع زن از نظر اسلام، دارای آگاهی کافی و لازم باشند تا بتوانند با اتکا به نظر والای اسلام، از حقوق خود به طور کامل دفاع کنند و هم کل افراد جامعه و مردان در کشور اسلامی باید بدانند که نظر اسلام در مورد زن، حضور زنان در عرصه‌های گوناگون زندگی، نقش زن در خانواده و نقش زن در بیرون از خانواده چیست.
تعریف خانواده
تعریف خانواده در طول زمان با تغییراتی همراه بوده است. برخی خانواده را گروهی از افراد می‌دانند که از راه خون، زناشویی و یا فرزندپروری با یکدیگر ارتباط می‌یابند و طی یک دوره‌ی زمانی نامشخص، با هم زندگی می‌کنند.(2)
آنتونی گیدنز خانواده را گروهی از افراد می‌داند که با ارتباطات خویشاوندی مستقیماً پیوند یافته و اعضای بزرگسال آن مسئولیت مراقبت از کودکان را بر عهده دارند. پیوندهای خویشاوندی ارتباطات میان افراد است که یا از طریق ازدواج برقرار شده، یا از طریق تبار است که خویشاوندان خونی را با یکدیگر مرتبط می‌سازد.(3)
خانواده در اسلام
خانواده اساس اجتماع است و در فرهنگ اسلامی احترام و منزلت بسیاری دارد. این واحد، حاصل پیوند طبیعی ازدواج میان دو ناهمجنس است. در اسلام، ازدواج پیوندی الهی و بهترین نهاد سازنده‌ی اجتماع محسوب می‌شود. لذا در آموزه‌های دینی تصریح شده است که «از نشانه‏هاى او اینکه از خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرام گیرید و میانتان دوستى و مهربانی نهاد.»(4) «در اسلام هیچ بنیانی در نزد خداوند، دوست داشتنی‌تر از ازدواج نیست.»(5) خانواده طبیعی‌ترین واحد تولیدمثل و فراگیرترین واحد اجتماعی است که نیروی انسانی جامعه را فراهم می‌آورد. بنابراین سلامت همه‌جانبه‌ی اعضا (به ویژه فرزندان) در سلامت اجتماعی تأثیر دارد. از نظر برخی انسان‌شناسان، خانواده واحدی است که افراد در آن با هم ارتباط عاطفی دارند، سرپناهی است که نگه‌دار آدمی است و هنگامی که افراد پراکنده‌اند، آنان را زیر بال و پر شبکه همبستگی و همیاری خود می‌گیرد.(6)
خانواده‌ی سالم دارای کارکردهای فراوانی در رشد و ارتقای اعضا و پویایی جامعه است که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
1. کارکردهای جسمی و روانی
خانواده‌ی بهنجار بهترین الگو برای حفظ سلامت جسمانی افراد و رسیدن به شاخص‌های سلامت است. در آغاز، زن و مرد، با قرار دادن قوای شهوانی و عاطفی خود در مسیر قانونی روابط زناشویی، به سلامت جسمی و روانی می‌رسند. در مرحله‌ی بعد و با پیدا شدن فرزندان، والدین با نخستین واکنش‌های رضامندانه و آگاهانه در نوزادانشان، پاداش عاطفی و روانی بزرگی را از سوی آنان دریافت می‌کنند و خود نیز همواره از نظر روانی به آنان یاری می‌رسانند. تنها در خانواده است که هر انسان برای نخستین بار می‌تواند احساس ‌کند که دوست داشته می‌شود و این مسئله در رشد عاطفی و روانی هر کس سهمی به‌سزا دارد.(7)
2. کارکردهای جنسی
ارضای صحیح قوای جنسی در خانواده، علاوه بر اینکه زمینه‌ساز سلامت جسمی و روانی است، مانع از تهدید سلامت اجتماعی و موجب مصونیت اخلاقی جامعه می‌شود. در جامعه‌ای که این کارکرد خانواده به‌درستی انجام نشود، آمار خشونت‌های جنسی، تجاوز و... فراوان‌تر است.(8)
3. کارکرد تربیتی و جامعه‌پذیری
خانواده نخستین مکان برای یادگیری آغازین دانش‌هاست. نخستین دانش‌ها مانند سنگ‌نوشته‌هایی هستند که همواره پایدارند. خانواده از نظر بسیاری از پژوهشگران انتقال‌دهنده‌ی اصلی دانش، ارزش‌ها، نگرش‌ها، نقش‌ها و عادا‌ت یک نسل است. دختر و پسر پس از ازدواج، نخستین اختلاف سلیقه‌های جدی را در روابط زناشویی تجربه می‌کنند. در همین مواقع تحمل، مدارا و بردباری را نیز‌ می‌آموزند و در صورت مدیریت درست عواطف خویش، از همین مسیر کامل‌تر می‌شوند. فرزندان نیز مسیر جامعه‌پذیری‌شان را از خانواده آغاز می‌کنند. خانواده، با آموزش‌های غیررسمی خود، می‌تواند دانسته‌های مذهبی، رفتار مذهبی، اصول اخلاقی و شکل‌دهی به روابط اجتماعی را به فرزندان خود بیاموزد.(9)
در خانواده، سه دسته انسان اصلاح می‌شوند؛ یکی مردها، که پدران این خانواده‌اند؛ یکی زن‌ها، که مادران خانواده هستند و دیگری فرزندان که نسل بعدی این جامعه هستند. اگر خانواده در جامعه‌ای نباشد، همه‌ی تربیت‌های بشری و همه‌ی نیازهای روحی انسان‌ها ناکام خواهد ماند، زیرا طبیعت و ساخت بشری به‌گونه‌ای است که جز در محیط خانواده و در آغوش پدر و مادر، آن تربیت سالم و بی‌عیب و عقده و آن بالندگی لازم روحی پیدا نخواهد شد.(10)
4. کارکرد انسان‌سازی
یکی از مهم‌ترین علل تأکید اسلام بر تشکیل خانواده، بعد انسان‌سازی این امر مهم است. محیط خانواده مکتب بسیار ارزنده و سازنده‌ای است، به‌طوری‌که منشأ بسیاری از صفات خداپسندانه است. در صورتی که انسان متوجه این امر باشد و از فرصت استفاده کند، می‌تواند هم خودسازی کند و هم دیگران را تربیت نماید.(11)
5. کارکرد پایه‌گذاری اجتماع و حفظ آن
در کنار این‌ها، باید یادآور شد که خانواده، مناسب‌ترین گزینه برای پایه‌گذاری بنیان اجتماع است. هسته‌های اولیه‌ی اجتماع، چنانچه در محملی غیر از خانواده پایه‌گذاری شود، هسته‌هایی سست و لرزان خواهند بود. از طرف دیگر، خانواده در حفظ و گسترش قدرت ملی نقش مؤثری ایفا می‌کند و تباهی خانواده‌ها انحطاط ملت را به دنبال می‌آورد.(12)
مؤلفه‌های خانواده‌ی نمونه و موفق
در اسلام، برای تشکیل خانواده استانداردهایی معرفی شده است. هرقدر ارکان تشکیل‌دهنده‌ی خانواده با آن استانداردها منطبق باشند، به همان مقدار از شایستگی و برتری برخوردار خواهند بود. با توجه به آیات متعدد قرآن کریم از جمله آیه‌ی 21 سوره‌ی روم، می‌توان سه مورد از مهم‌ترین مؤلفه‌های موفقیت و نشاط خانواده را برشمرد:
محل آرامش: خانواده‌ای موفق است که محل آرامش برای افراد خانه باشد. اسلام خانواده را مظهر انس، الفت و آرامش مرد و زن می‌داند که هر کدام با توجه به حدود وظایف خویش، نقش خاصی را در جهت اعتلای خانواده دارند. از نظر اسلام، خانواده یک رکن بزرگ است. محیط امنی است که در آن چه فرزندان و چه خود پدر و مادر می‌توانند روح و فکر و ذهن خود را در این محیط امن و قابل اعتماد سالم نگه دارند و رشد بدهند. وقتی خانواده سست شد، نسل‌هایی که پشت سر هم می‌آیند، بی‌حفاظ‌اند. انسان برای تربیت و هدایت و تعالی و کمال است و این جز در محیط امن خانواده محقق نمی‌شود.(13)
مودّت: ویژگی دیگری که می‌توان برای خانواده‌ی نمونه و موفق برشمرد مودّت بین اعضای خانواده است. منظور از مودّت، دوست داشتن همراه با خیرخواهی است. «کلمه‌ی مودّت تقریباً به معناى محبتى است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد، در نتیجه نسبت مودّت به محبت نسبت خضوع است به خشوع، چون خضوع آن خشوعى را گویند که در مقام عمل اثرش هویدا شود...»(14)
رحمت: عنصر بسیار مؤثر و سازنده در اعتلای خانواده، مهربانی و رحمت بین اعضای خانواده است. «رحمت، به معناى نوعى تأثیر نفسانى است که از مشاهده‌ی محرومیت محرومى که کمالى را ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید مى‌آید و صاحب‌دل را وادار مى‌کند به اینکه در مقام برآید و او را از محرومیت نجات دهد و نقصش را رفع کند. یکى از روشن‌ترین جلوه‌گاه‌ها و موارد خودنمایى مودّت و رحمت، جامعه‌ی کوچک خانواده است، چون زن و شوهر در محبت و مودّت ملازم یکدیگرند و این دو با هم و مخصوصاً زن، فرزندان کوچک‌تر را رحم مى‌کنند، چون در آن‌ها ضعف و عجز مشاهده مى‌کنند و مى‌بینند که طفل صغیرشان نمى‌تواند حوائج ضرورى زندگى خود را تأمین کند، لذا آن محبت و مودّت وادارشان مى‌کند به اینکه در حفظ، حراست و تغذیه، لباس، منزل، و تربیت او بکوشند و اگر این رحمت نبود، نسل به کلى منقطع مى‌شد و هرگز نوع بشر دوام نمى‌یافت.»(15)
بنا بر آنچه گفته شد، درمی‌یابیم که از طریق روابطی که درون خانواده وجود دارد و در نتیجه‌ی حقوق و تکالیف آنان می‌توان معیارهای «الگو» بودن و «نمونه» بودن یک خانواده را به دست آورد. خانواده‌ای «الگو» و «نمونه» است که در آن حقوق همه‌ی اعضای آن استیفا شده و تکالیف آنان نیز انجام داده شده باشد؛ اما در بین اعضای خانواده، زنان به‌واسطه‌ی نقش‌های کلیدی و ویژگی‌های خاص زنانه‌شان، از جایگاه ریشه‌ای و تأثیرگذاری در خانواده برخوردارند؛ ویژگی‌هایی چون: قوای معنوی و تأثیرگذاری، عفت، حیا، صبر و... بر پایه‌ی‌ این ویژگی‌ها، به بررسی نقش‌هایی که زن مسلمان می‌تواند در کانون خانواده ایفا نماید، می‌پردازیم.
زن در بُعد خانوادگی، دارای نقش‌ها و کارکردهای گوناگونی است. یک خانواده‌ی کامل از سه رکن پدر، مادر و فرزند تشکیل یافته است. بنابراین زن در خانواده می‌تواند دارای این چهار نقش باشد: نقش دختری، نقش خواهری، نقش همسری و نقش مادری.
زن در نقش دختری
بررسی متون روایی نیز بیانگر ارزشمندی دختران از دیدگاه اسلام است. همچنان‌که در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «از میمنت و خوش‌قدمی یک زن این است که اولین فرزندش دختر باشد»(16) و نیز آمده است: «دختران، بهترین فرزندان شما هستند.»(17)
در ساختار تربیتی اسلام، هویت‌بخشی به شخصیت دختر متفاوت با پسر است. در زمینه‌ی علاقه به مذهب، اخلاق و رعایت دستورات الهی، دختران موفق‌ترند. در واقع، تربیت مذهبی در دختران نافذتر است.(18) بنابراین دختران از نظر امور عاطفی و تربیتی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند؛ چرا که عامل انتقال معنویات، خلقیات و روحیات به سبب آن‌هاست. بر همین اساس، پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «پدر و مادری که دختری داشته باشند، پس به او آداب بیاموزند و تربیت و ادب او را نیکو گردانند و نیز به او دانش بیاموزند و علم و دانش او را نیکو سازند و از نعمت‌هایی که خدا بر آنان فرو باریده به‌وفور در اختیار او قرار دهند، آن دختر مانع از آتش و عذاب الهی برای آنان خواهد شد.»(19)
در کنار همه‌ی ویژگی‌های یک زن در جایگاه «دختری»، باید وظایفی که هر فردی، اعم از زن و مرد، نسبت به پدر و مادر خود دارد، نیز مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که این امر، در اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته و رعایت شأن و منزلت و حقوق والدین و ادای حق آن‌ها به انسان‌ها بسیار سفارش شده است.
زن در نقش خواهری
نقش خواهری دومین نقشی است که یک زن می‌تواند در چارچوب خانواده ایفا نماید. «خواهری»، همانند سایر نقش‌های خلقتی زن، جایگاه مشخص و تعریف‌شده‌ای دارد و به هیچ‌وجه قابل جایگزینی نیست. «خواهر بودن» نقش تعادل‌بخش، سرشار از معرفت، بخشش، رحمت، سربلندی و شایستگی است. نقشی روح‌بخش و لطیف با ظرافت‌ها و لطافت‌های خاص خود، که چون از جنس گرایش‌های سیرتی و معنوی است و از فطرت پاک انسانی سرچشمه می‌گیرد، زیباشناسانه و زیباپسندانه است. در تاریخ اسلام، نمونه‌های والا و ارزشمندی از نقش خواهری قابل توجه و بررسی است که در اینجا به ذکر چند مورد اکتفا می‌گردد.
یکی از بانوان نمونه‌ی قرآنی که در نقش خواهری بسیار تأثیرگذار بود، خواهر حضرت موسی (ع) است. وی یکی از افراد تأثیرگذار در زندگی این پیامبر بزرگوار بود و با درایت و زیرکی توانست نقشی سازنده در هدایت زندگی حضرت موسی (ع) به سمتی که خواست خداوند بود، ایفا کرد.(20)
نمونه والای دیگری از «خواهری کردن»، در زندگی و شخصیت حضرت زینب (س) تجلی یافت. زینب (س) از ارکان مهم کاروان امام حسین (ع) در کربلا بود و در سرپرستی و اداره‌ی کاروانیان سهمی مهم به‌عهده داشت. او در تمام حرکت‌ها و صحنه‌های غم‌انگیز و با شکوهی که در این مسیر بروز کرد، حضور داشت و در تمام سختی‌ها، رنج‌ها و مصیبت‌ها خود را با برادرش حسین (ع) سهیم و شریک می‌دانست و برای او یاوری همراه، همدل و غمخوار بود.
زینب کبری (س) هم مانند مادرش فاطمه‌ی زهرا (س) وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد در راه دین و مبارزه با بی‌دینان به دوشش آمده است و در این راه باید از مال و شوهر و فرزند بگذرد؛ حتی اگر لازم شود از دادن جان نیز دریغ نکند، با کمال شهامت و فداکاری از خانه و شوهر و زندگی دست کشید و فرزندان خود را نیز برای مقابله با دشمنان اسلام به همراه برد و در همه‌جا، یاری مهربان و دلسوز برای برادرش (ولی زمانش) بود.
الگوی دیگری از «خواهری» را می‌توان در شخصیت حضرت معصومه (س) یافت. امام رضا (ع) خواهران زیادی داشت، ولی در میان همه‌ی آن‌ها، حضرت معصومه (س) با ابعادی متفاوت، سفری را در پیش گرفت که همان ویژگی سفر حضرت زینب (س) را دربرداشت. در آن روزگار، که ظلم و خفقان دستگاه بنی‌عباس در همه‌جا سایه افکنده بود، حضرت فاطمه معصومه (س) با تأسی به عمه‌ی بزرگوارش حضرت زینب (س) در مقابل تهدید و فشارهای حکومت علیه خاندان عصمت (ع)، علاوه بر فعالیت‌های علمی و روایی و بیان احادیث درباره‌ی غدیرخم، ولایت و امامت، در حرکتی سیاسی‌اجتماعی همراه برادران خویش به عرصه‌ی مبارزه وارد شد و «هجرت» را به‌عنوان عامل اعتراض به وضعیت موجود برگزید.»(21)
نمونه‌ی برجسته‌ی دیگری از نقش خواهری، که در تاریخ اسلام می‌درخشد، خواهر امام هادی (ع) است. «حکیمه خاتون» از جانب برادرشان مأموریت راهنمایی و تربیت «نرجس خاتون» مادر امام زمان (عج) را به عهده داشتند. وی تنها فردی از خاندان امام هادی (ع) بود که توفیق و شایستگی تعلیم دادن نرجس خاتون را داشت. شخصیتی که بتواند همسر امام و مادر عصاره‌ی خلقت شود و این نشانگر تبحر و توانایی این بانوی فرزانه در شناخت دین است. همچنین ایشان تنها زنی بود که در شب نیمه‌ی شعبان در کنار بستر حضرت نرگس حضور داشت و توفیق قابلگی امام زمان را داشت.(22)
زن در نقش همسری
سومین نقشی که زن می‌تواند ایفا کند، نقش همسری است که در فرهنگ اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد. در روایت‌های اسلامی «حسن تبعّل» (خوب شوهرداری کردن) در حد جهاد در راه خدا ارزشمند است.(23) از سوی دیگر، به مردان درباره‌ی همسرداری بسیار سفارش شده است؛ از جمله آنکه: «هر کس دوست دارد خداوند را پاک دیدار کند، باید همسردار باشد.»(24) در اینجا به برخی از مهم‌ترین شاخص‌های مثبت همسری در متون دینی اشاره خواهد شد:
الگوی دینی همسری آن است که همه‌ی کارکردهای مورد انتظار از زوجیت در آن دیده شود. در این الگو مهارت‌های ارتباطی اهمیت دارند. اساس ماهیت زوجیت، پیوند و ارتباط است. بنابراین هر آنچه ارتباط زن و شوهر را تعمیق کند در این الگو وجود دارد و هر آنچه به این ارتباط آسیب می‌رساند در آن دیده نمی‌شود. مهارت کلامی در این زمینه نقش مهمی دارد و گفت‌وگوهای زن و شوهر باید به غنی‌سازی فضای انس و الفت کمک کند. در این الگو، زن و شوهر لباس یکدیگرند. این استعار به عیب‌پوشی و کمک به یکدیگر در رفع نیازهای غریزی و جنسی بازمی‌گردد.(25)
قدردانی، محبت و تمکین، سه اصل اخلاقی‌علمی مهم‌اند که در الگوی همسری، به‌ویژه از سوی زنان، در تحکیم رابطه‌ی زوجیت مؤثرند. این سه اصل هم در سطح گفتار و هم در سطح کردار باید دیده شود تا تأثیری دوچندان داشته باشد.
در کنار آگاهی از وظایف حقوقی، عملکرد نیکوی اخلاقی بهترین نوع رفتار همسری است. این مسئله موجب می‌شود که امور خانواده و زوجیت بیشتر بر مبنای توافق و رضایت دو طرف پیش رود تا مرزبندی‌های حقوقی. اصل حسن معاشرت و معاضدت، اصل عامی است که به حکم قرآن همه‌ی این رفتار را پوشش می‌دهد.(26)
زن در نقش مادری
یکی از مهم‌ترین، سازنده‌ترین و ارزشمندترین نقش‌هایی که زن می‌تواند ایفا کند، نقش مادری است. در آموزه‌های دینی، مادری یک ارزش به‌شمار می‌آید که به دلیل ویژگی‌های زیستی و روانی، بر عهده‌ی زنان نهاده شده است. نقش مادری تنها در وضع حمل و شیر دادن خلاصه نمی‌شود، بلکه یک سلسله مسئولیت-های پرورشی و تربیتی بر عهده‌ی مادر گذاشته شده است که ثمره‌ی آن در هدایت کل جامعه‌ی بشری خود را نمایان می‌کند.
همان‌گونه که لقمه و غذا و شیر مادر در تربیت فرزند تأثیر مستقیم دارد، اندیشه و تربیت و رفتار مادر نیز در روح فرزند تأثیرات غیرقابل انکاری دارد که مسئولیت زنان را در این بُعد بسیار والا و بزرگ می‌نماید. به این سبب، برای زحمات مادر، پاداش‌های عظیمی همانند ثواب جهاد و شهادت قرار داده شده است.(27) در حقیقت، مادر است که فرهنگ، معرفت، تمدن و ویژگی‌های اخلاقی یک قوم و جامعه را با جسم، روح و اخلاق و رفتار خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل می‌کند.
یکی از مهم‌ترین وظایفی که در داخل خانه و خانواده به عهده‌ی زنان است، مسئله‌ی تربیت فرزند است. زنانی که به خاطر فعالیت‌های خارج از خانواده، از آوردن فرزند خودداری می‌کنند، برخلاف طبیعت بشری و زنانه‌ی خود اقدام می‌کنند؛ خداوند به این راضی نیست. کسانی که فرزند و تربیت فرزند و شیر دادن به بچه و در آغوش مهر و عطوفت بزرگ کردن فرزند را برای کارهایی که خیلی هم متوقف به وجود آن‌ها نیست، رها می-کنند؛ دچار اشتباه شده‌اند.
بهترین روش تربیت فرزند انسان، این است که در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبت او پرورش پیدا کند. زنانی که فرزند خود را از چنین موهبت الهی محروم می‌کنند، اشتباه می‌کنند. هم به ضرر فرزندشان و هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام کرده‌اند؛ اسلام این را اجازه نمی-دهد.(28)
نتیجه‌گیری
بنابر آنچه گفته شد، خانواده‌ی نمونه و موفق، خانواده‌ای است که محل امن و آرامش برای اعضای بوده و مودت و رحمت بر آن حاکم باشد. لذا برای استحکام این ویژگی‌ها در خانواده باید بنای آن بر پایه‌های ایمانی و تربیت دینی استوار گردد و اخلاق کریمانه و مسئولیت‌پذیری بر خانواده حاکم شود. برای تحقق یک خانواده‌ی موفق و نمونه، همه‌ی اعضا باید به حقوق و تکالیف خود پایبند باشند.
بنابراین، خانواده‌ای «الگو» و «نمونه» است که در آن حقوق همه‌ی اعضا استیفا شده و تکالیف آنان نیز انجام داده شده باشد. با بررسی نقش‌هایی که زنان در خانواده ایفا می‌کنند، می‌بینیم که دامنه‌ی تأثیرگذاری آن‌ها در کل روابط خانوادگی بسیار زیاد است و این امر در موفقیت و اعتلای خانواده بسیار مؤثر و سازنده است.
زن مسلمان در خانواده می‌تواند در چهار موقعیت و جایگاه مختلف، ایفای نقش کند و تأثیرگذار باشد. نقش-های دختری، خواهری، همسری و مادری. بنابراین ضروری است که زن مسلمان به جایگاه خود و نقش‌هایی که می‌تواند در حوزه‌ی روابط خانوادگی ایفا کند، آگاهی داشته باشد تا با علم به این موضوع بتواند در جهت سامان دادن به خانواده و روابط خانوادگی حاکم بر آن تأثیرگذار و سازنده باشد. همچنین نهادهای گوناگون اجتماعی، خصوصاً نهادهای آموزشی و فرهنگی، باید در جهت آگاهی دادن به زنان جامعه و تبیین اهمیت نقش زنان در خانواده عمل کنند.
در این راستا، رسانه‌ها خصوصاً رسانه‌های دیداری چون سیما و سینما به واسطه‌ی تأثیرگذاری بیشتری که بر مخاطب دارند، می‌توانند نقش بسیاری در زمینه به تصویر کشیدن نقش زنان در خانواده و اهمیت آن در اعتلای خانواده داشته باشند. آموزش‌وپرورش نیز از طریق گنجاندن چنین مفاهیمی در مواد درسی، می‌توانند بسیار تأثیرگذار باشند، خصوصاً اگر از سال‌های آغازین تحصیل این برنامه محقق شود که به‌تدریج فرهنگ-سازی و درونی کردن آن صورت گیرد.
منابع:
1- کتاب مقدس، نامه‌ی اول پولس به قرنتیان 7: 1.
2- کوئن، بروس، مبانی جامعه‌شناسی، ترجمه‌ی غلام‌عباس توسلی و فاضل، سمت، 1378، ص 127.
3- گیدنز، آنتونی، جهان رهاشده، ترجمه‌ی علی‌اصغر سعیدی، تهران، نشر توسعه، 1383، ص 424.
4- سوره‌ی مبارکه‌ی روم، آیه‌ی 21.
5- صدوق، ابوجعفر محمدبن علی، من لایحضره الفقیه، قم، مؤسسه‌ی نشر اسلامی، 1380، ص 383.
6- مورن، ادگار، هویت انسانی، ترجمه‌ی امیر نیک‌پی، قصیده‌سرا، تهران، 1382، ص 220.
7- علاسوند، فریبا، زن در اسلام، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، چاپ اول، 1390، ص 55.
8- همان.
9- رایس، فیلیپ. ف، رشد انسان: روان‌شناسی رشد از تولد تا مرگ، ترجمه‌ی مهشید فروغان، ارجمند، تهران، 1387، ص 240.
10- خامنه‌ای، سیدعلی، زن و بازیابی هویت حقیقی، انتشارات انقلاب اسلامی، 1390، ص 187.
11- مظاهری، حسین، خانواده در اسلام، انتشارات شفق، چاپ نوزدهم، 1387، ص 98 تا 100.
12- صفایی، سید حسین و اسدالله امامی، حقوق خانواده، جلد اول، تهران، دانشگاه تهران، 1375، ص 6.
13- خامنه‌ای، همان، ص 162.
14- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه‌ی سید محمد باقر موسوی همدانی، جلد 16، 1363.
15- همان.
16- طبرسی، حسن بن فضل، مکارم‌الاخلاق، نشر رضی، قم، 1412 ق، ص 115.
17- همان، ص 116.
18- قائمی، علی، دنیای بلوغ، سازمان ملی جوانان، تهران، 1380، ص 89.
19- الهندی، علاءالدین، کنز العمال، بیروت، مؤسسه‌ی الرساله، 1413 ق، ص 45193.
20- سوره‌ی قصص، آیات 11 و 12.
21- نیکوبرش، فرزانه، ه‍ج‍رت‌ ک‍ریمه‌: ب‍ررس‍ی‌ دوران‌ ام‍ام‌ رض‍ا (ع‌) و ع‍ل‍ل‌ ه‍ج‍رت‌ ح‍ض‍رت‌ م‍ع‍ص‍وم‍ه‌ (س)، ق‍م‌، ف‍ج‍ر ولای‍ت‌، 1381، ص 92.
22- شاکری، صدیقه، زندگانی حکیمه خاتون، مجله‌ی انتظار موعود، شماره‌ی 22.
23- مجلسی، محمدباقر بن محمد تقی، بحار‌الانوار، بیروت، مؤسسه‌ی الوفاء، چاپ سوم، 1403 ق، ص 597.
24- حر عاملی، محمد حسن، وسائل‌الشیعه، قم، مؤسسه‌ی آل‌البیت، چاپ اول، 1366، ص 25.
25- سوره‌ی مبارکه‌ی بقره، آیه‌ی 187.
26- علاسوند، همان، ص 94.
27- مظاهری، حسین، اندیشه‌های ناب: سیمای زن در اسلام، مؤسسه‌ی فرهنگی مطالعاتی الزهرا، 1391، ص 19.
28- خامنه‌ای، همان، ص 239.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۲/۰۳, ۱۶:۴۰
بهانه‌هایی برای بچه‌دار نشدن
هانی چیت‌چیان*
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif «تعریف‌ها» زندگی آدم‌ها را عوض می‌کند
چگونگی تعریف ما از زندگی و پدیده‌های آن، قطعاً مدار زندگی‌مان را عوض می‌کند. امروزه تعریف ما مثلاً از پدر بودن یا مادر بودن خراب شده است. یعنی به خاطر فضای زندگی تکنولوژیک، به خاطر فرهنگ‌های القایی، به خاطر تهاجم فرهنگی و بسیاری مسائل دیگر، تعاریف‌ ما تغییر کرده است. ما در موضوع فرزند دچار استحاله‌ی در تعریف شده‌ایم. مثلاً فرزند در بعضی موارد به ابزار پیونددهنده‌ی زن و شوهری تبدیل می‌شود که در آستانه‌ی جدا شدن هستند! برخی افراد برای این فرزند می‌آورند که زندگی‌شان را گرم کند! انگار که این فرزند چسب دوقلو است! در یک نگاه دیگر، فرزند عصای پیری است. در نگاهی دیگر، فرزند برای لذت بچه‌داشتن است. در نگاهی، اگر فرزند نیاوریم، چه کنیم؟ این عوامل پرکردن بی‌معنی‌ زندگی است و البته هرکدام از این تعاریف را فرض بگیرید، یک منظومه‌ای را هم بعد از خودش ایجاد و ایجاب می‌کند.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/spacer.gifبرخی افراد برای این فرزند می‌آورند که زندگی‌شان را گرم کند! انگار که این فرزند چسب دوقلو است!

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif احکام الهی یک سلسله‌ی واحد است
اسلام دیدگاهی در مورد فرزند و رزق و روزی او دارد و صراحتاً می‌گوید: «لا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکمْ خَشْیة إِمْلَاقٍ»۱ بچه‌هایتان را از ترس گرسنه‌ماندن و فقیرشدن نکُشید. این دستور اسلام، و یک منظومه‌ای از معارف است. البته در آن زمان بلد نبودند جلوی تشکیل نطفه را بگیرند و بچه را می‌کشتند، اما الان بلد هستند و کلاً بچه‌دار نمی‌شوند! اگرچه این یک بحث فقهی است و می‌گویند این دقیقا آن نیست، ولی طرح موضوعش همان است. بالاخره اگر کسی پیشگیری کند، باز هم همان وجه «خشیة‌ املاق» مهم است. یعنی نیت «خشیة املاق» نیت الهی نیست.

اگر خداوند چنین دستوری می‌دهد، فرزند را نیز یک طور خاصی تعریف می‌کند. خداوند یک منظومه‌ی احکام ایجاد می‌کند. ما نفقه را نمی‌دهیم، مهریه هم واقعاً صداق و صداقت نیست، هیچ چیز را درست انجام نمی‌دهیم، بعد می‌گوییم چرا باید مثلاً ارث زن نصف باشد؟ خب این یک بسته‌ی مالی بوده که امروزه ۹ قسمت آن را اجرا نمی‌کنند و بعد می‌گویند دهمین قسمتش اجرایی نیست و اگر می‌شود، قانونش را عوض کنید. اگر درباره‌ی هر چیزی در عالم این‌طوری عمل کنیم، نتیجه‌اش همین‌گونه می‌شود. قوانین اسلام یک بسته‌ی کامل است ولذا با حذف بخشی از آن‌ها قطعاً بخش‌های دیگر آسیب می‌بیند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif فرزند جایگاه والایی در منظومه‌ی توحیدی دارد
یک بحث استثنائی‌ قرآن درباره‌ی فرزند، در آیات ابتدایی سوره‌‌ی مبارکه‌ی «مریم» و در مورد حضرت زکریا علیه‌السلام است. جناب زکریا این‌گونه به پروردگارش می‌گوید که: «قالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیباً وَلَمْ أَکُن بِدُعَائِک رَبِّ شَقِیاً»۲ پروردگارا من پیر شده‌ام، ولی این‌طور هم نیستم که بگویم نمی‌شود؛ « وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِی مِن وَرَائِی»۳ من یک مَوالی‌ای دارم و نگران‌شان هستم. منظورش از موالی چیست؟ آیا یعنی خانواده‌ای دارد؟‌ نه‌خیر؛ می‌گوید: «وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِی مِن وَرَائِی» و ضمناً هم می‌دانم که «فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلِیّاً»۴.

نمی‌گوید من از جانب تو غلام می‌خواهم. نمی‌گوید: فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلداً، بلکه می‌گوید: «فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلیّاً». می‌گوید «ولیّ» می‌خواهم. یعنی یک مسیری را آمده و یک حرکت توحیدی را شروع کرده و حالا نگران است که در آینده برای این حرکت چه اتفاقی خواهد افتاد. یعنی می‌خواهد یک کسی این حرکت توحیدی را ادامه دهد. بعد توضیح می‌دهد و می‌گوید: «یرِثُنِی وَیرِثُ مِنْ آلِ یعْقُوب»۵. ارث نبوت برایش مهم است، نه این‌که من دچار کهولت سن هستم و می‌ترسم این پول‌هایی که جمع کرده‌ام، چه خواهد شد! او «ولیّ» می‌خواهد. می‌گوید من پرچم توحید را برافراشته‌ام و بعد از رفتنم نگران این پرچم توحید هستم. به خاطر این‌که موسی وقتی از میان قومش رفت، سیستم او را به هم ریختند. پس حالا من یک کسی را می‌خواهم که ولیّ باشد تا این پرچم توحید را به دست او بسپارم. فرزندش را برای ادامه‌ی ولایتش می‌خواهد و این همان نگاهی است که همه‌ی انبیاء به فرزندان‌شان دارند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24620/C/13920912_0124620.jpg (http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=24620)
ابراهیم نبیعلیه‌السلام فرزندش اسماعیل را ادامه‌ی آن حرکت توحید در نظر می‌گیرد. بعد از انبیاء هم ما در وصیتنامه‌ی امیرالمؤمنینعلیه‌السلام همین دغدغه‌ی توحیدی را می‌بینیم. یا همچنین در وصیتنامه‌ی امام خمینیرضوان‌الله‌علیه. آنها فرزند را در این منظومه می‌خواستند. در این منظومه فرزند از اول نذر توحید شده است و ما این را در قرآن داریم. در سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران برمی‌خوریم به خانمی که از آن تعبیر می‌شود به «امْرَأَةُ عِمْرَانَ». این همسر عمران، همان مادر حضرت مریم است که «نَذَرْتُ لَک مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا»۶؛ فرزند درون رحمش را نذر خداوند کرد و این یعنی همان بسته‌ی «نگران رزق نباش»، زیرا این فرزند افق بلندی دارد.

مادرش می‌گوید من این بچه را به دنیا می‌آورم، ولی این بچه برای من نیست؛ این بچه‌ی تو است که یک مدتی به من امانتش می‌دهی تا بزرگش کنم. این کودک من، آزادِ در راه توست و در بند من نیست، بچه‌ی نذرشده است. خداوند متعال هم متقابلاً می‌فرماید: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا»۷ یعنی قبولش کرد و رشدش را بر عهده گرفت. خداوند کفالت فرزند ما را بر عهده می‌گیرد، ولی به شرطی که او را سپرده باشیم به خدا.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif یکی از حیله‌های شیطان، تربیت است
در منظومه‌ی توحیدی می‌توان گفت که خیال آدم‌ها باید کاملاً از رزق و روزی راحت باشد. حتی بهتر بگویم که خیال آدم‌ها باید از رشد و تربیت فرزندشان هم راحت باشد. الان یکی از دغدغه‌های مذهبی‌های ما رزق نیست، بلکه تربیت صحیح فرزندان است. این یکی از فتنه‌های شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است که: آیا اگر بچه‌هایی به دنیا بیاورم، می‌رسم تربیتشان کنم یا نه؟ یعنی همان «خَشیَةَ إملاقٍ» را به اسم تربیت مطرح و وسوسه می‌کند. قرآن صریحاً گفته که اگر پدران و مادران توانستند فرزندانشان را نذر خداوندشان کنند، خداوند خودش تربیت آن را کفایت می‌کند. در قرآن، آن‌جا که می‌گوید شیطان از چپ و راست و جلو و عقب می‌آید، مرحوم علامه‌ی طباطبایی توضیح می‌دهد که یعنی به اسم کار خوب، مانع کار خوب می‌شود.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/spacer.gifالان یکی از دغدغه‌های مذهبی‌های ما رزق نیست، بلکه تربیت صحیح فرزندان است. این یکی از فتنه‌های شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است.

من نمی‌خواهم بگویم که اگر چنین کاری کردیم، دیگر لازم نیست به رشد و تربیت بچه‌ها اقدام کنیم؛ بلکه می‌گویم آدم برای رشد و رزقش تلاش کند و خیالش هم راحت باشد که کسی پشتش ایستاده است. مگر شده کسی به خدا اعتماد کند و جواب نگیرد؟ مشکل این‌جاست که ما به شکل «بگیر و نگیر» اعتماد می‌کنیم؛ یکی دو روز اعتماد می‌کنیم، اما شک می‌کنیم و دیگر ادامه نمی‌دهیم. چقدر آدم‌ها در تاریخ از ترس ذلیل‌نشدن، ذلیلانه زندگی می‌کنند. این روایت را امیرالمؤمنین علیه‌السلام ‌فرموده که: از ترس ذلیل‌شدن، ذلیل زندگی نکنید. اگر در "منظومه‌ی اعتماد به خدا" همه چیز درست و کامل چیده شود، و‌ این زنجیره قطع و وصل نداشته باشد و اتصالی نکند، این سیستم قطعاً درست کار خواهد کرد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif برای بچه‌نخواستن باید جواب داشته باشیم
حضرت علامه‌ی طباطبایی در تفسیر المیزان ‌نوشته‌اند: بشری که الان به وجود آمده، ماحصل توالد ‌نسل‌ قبلی خودش است. بشر آینده‌ای که الان نیست نیز حاصل توالد نسل امروز است. شما تصور کن اگر مردمان ده نسل پیش به این جمع‌بندی می‌رسیدند که هیچ احتیاجی به فرزندآوری نیست و چرا زحمت بچه‌داری را به خودشان بدهند؛ یعنی اگر ده نسل پیش تصمیم می‌گرفتند که این ماجرا را قطع کنند، نسل امروز اصلاً وجود نداشت. یعنی بودن من و شما بر روی زمین حاصل یک توالدی است که از قبل اتفاق افتاده است. اگر با یک دید بشردوستانه هم به این مسأله نگاه کنیم، باید برای توالد ارزش قائل باشیم.

حالا حرف سر همین است و قرآن صراحتاً می‌فرماید: «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یکن شَیئاً مَّذْکورًا»۸ شیئ بوده، اما مذکور نبوده است. یعنی الان هم انسان‌های نسل آینده هستند، اما مذکور نیستند و شما باید بگویید به چه حقی او را غیر مذکورش کرده‌ای؟ ما احساس می‌کنیم چیزی به گردن ما نیست و همین است که هست، دلم نخواست! حال آن‌که در آن دنیا باید در قبال چنین نخواستن‌هایی پاسخگو باشیم. از سوی دیگر در مورد ارتقای شخصیت خود انسان هم تجربه‌ی عینی نشان می‌دهد که هیچ بستری مانند فرزند و فرزندآوری، برای فضای عملکرد یک انسان مفید نیست و آن را به چالش‌ نمی‌کشد.

متأسفانه بعضی‌ها آن‌قدر در زندگی دچار افسردگی‌های متعدد هستند که می‌گویند اگر به خودم بود، ترجیح می‌دادم به دنیا نیایم و اصلاً چه بهتر که به دنیا نمی‌آمدم؛ این برمی‌گردد به یک معضل دیگر. ما در زندگی متأسفانه بعضی‌ جاها از حداقل‌های زندگی بشری فاصله گرفته‌ایم. حتی بنیان زندگی بشری که مبتنی بر امید و حرکت است هم ضربه خورده است. هیچ چیز به اندازه‌ی امید در جریان بشریت مهم نیست. لذا هر کسی و در هر حکومتی، اگر امید را از بین ببرد، این از هر خیانتی بدتر است. بشریت به امید زنده است.
*پژوهشگر علوم قرآنی

پی‌نوشت‌ها:
۱. سوره‌ی مبارکه‌‌ی إسراء، آیه‌ی ۳۱
۲. سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم، آیه‌ی ۴
۳. بخشی از آیه‌ی پنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم
۴. بخشی از آیه‌ی پنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم
۵. بخشی از آیه‌ی ششم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم
۶. بخشی از آیه‌ی سی‌وپنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی آل‌عمران
۷. بخشی از آیه‌ی سی‌وهفت سوره‌ی مبارکه‌‌ی آل‌عمران
۸. سوره‌ی مبارکه‌‌ی انسان، آیه‌ی ۱

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۲/۲۴, ۱۹:۳۷
اصول و نکات مهم در تربیت فرزندان

پدید آورنده : سیدمهدی طاهری ، صفحه 79


بچه ها آسمانی اندکودکان، پاک و معصوم به دنیا می آیند و چهره درون و باطنشان آسمانی است. هر کودکی ویژگی های منحصر به فردی دارد. آنها با تقدیر خاص خود به این دنیا پا می گذارند. همان گونه که طبیعی است از دانه سیب، درخت سیب به عمل آید و انتظار به بار آوردن میوه دیگر، از آن نمی رود، در تربیت فرزندان نیز نخستین وظیفه والدین این است که سرشت و طبیعت فرزندان را بشناسند و به آن احترام بگذارند. همچنین استعدادهای نهفته او را شکوفا کنند و هر کدام از آنها را در مسیر توانایی های ویژه او پرورش دهند. هرگز نباید آنها را بر اساس چارچوبی مشخص و دلخواه خود تربیت کنیم، بلکه آنان برای رسیدن به رشد و تکامل، تنها به حمایت های مدبّرانه و ارشادی ما نیاز دارند. برای اینکه جوانه های عظمت و شکوهشان رشد کند، باید زمین حاصل خیز را برایشان آماده کنیم و به توانایی ها و هوش مدیریتی سرشار آنان ایمان بیاوریم. آری همان گونه در هر دانه سیب، چگونگی رشد یک سیب پی ریزی شده است، در مغز، قلب و جسم همه کودکان نیز برنامه رشد و تکامل و دست یابی به همه حالت های درستِ مربوط به آنها وجود دارد. به جای اینکه بکوشیم فرزندانمان را به دلخواه خود تربیت کنیم، آگاه باشیم که بچه ها پاک و مستعد به دنیا آمده اند و ما مسئولیم که این خوبی و پاکی آنها را با تربیت شایسته، برایشان حفظ کنیم.
پیام متن:
1. حفاظت از معصومیّت کودک.
2. بسترسازی شکفتن استعدادهای نهفته فرزند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۲/۲۴, ۱۹:۳۸
سپردن مسئولیت
یکی از راه های تربیت اجتماعی فرزندان، فراهم کردن زمینه پذیرش مسئولیت های اجتماعی و نقش آفرینی آنان در جامعه است تا خود را در موقعیت جدید محک بزنند و پایه های یک شخصیت سالم در ایشان شکل بگیرد. در دوره نوجوانی و جوانی، مسئله ابراز وجود، امری طبیعی است. اگر فرصت مناسب و معقولِ «ارائه خود و اظهار من» برای نوجوانان و جوانان فراهم نیاید، این نیاز به صورت غیرمنطقی و نادرست تأمین خواهد شد. برای مثال، توجه به زیبایی ظاهر، زینت و نوعی خودنمایی، در سنین 15 ـ 16 سالگی پدیدار می شود که از نشانه های نیاز «توجه به من» است. امام صادق علیه السلام ، وظیفه پدران و مادران و مربیان را در این سنین، همراهی و مراقبت دختران و پسران می داند.
در این دوره حساس، پدر و مادر باید در چهره دوستی صمیمی و هم فکری صادق با فرزند فرد رفتار کنند و به همه نیازهای جسمی، روانی و دینی او به خوبی توجه داشته باشند. آنها افزون بر اینکه می خواهند محبوب پدر و مادر باشند، دوست دارند که دیگران نیز آنها را تمجید و تحسین کنند. یکی از راه های مناسب برای رسیدن به این مهم، فرصت دادن به آنها برای مشارکت داشتن در فعالیت های جمعی است، به گونه ای که نوجوانان و جوانان، با تصویری روشن از مسئولیت محول شده، توانایی خود را در محدوده اختیاراتشان نشان دهند.
پیام متن:
با واگذاری مسئولیت به فرزندان در حد توانشان، نیاز «توجه به من» آنان برآورده می شود و نیازی برای اظهار وجود غیرمنطقی و نامعقول در آنان باقی نمی ماند.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۲/۲۵, ۱۳:۰۰
نماز خون که باشی،حتی رو دیوار چین هم نماز میخونی... (http://www.afsaran.ir/site/click/597394?url=http%3A%2F%2Fwww.xum.ir%2FZdyv)
http://media3.afsaran.ir/siQpXJRb_403.jpg





نماز....
تربیت دینی در کودکان بالترین هنری است که پدر و مادر دارد.
کودکانمان را از کودکی عاشق نماز کنیم.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۰۲/۲۷, ۰۰:۱۹
http://www.harfeto.ir/sites/default/files/15455_446.jpg?1339248939
http://media.irna.ir/1392/13920202/80625168/80625168-4074764.jpg
http://asemooni14.persiangig.com/Picture%20212.jpg
http://womenhc.com/media/blogs/adabestan/1_4.jpg

امام صادق(ع) فرمود :« اِنّا نَأْمُرُ صِبْیانَنا بِالصَّلاةِ اِذا کانُوا بَنی خَمْسَ سِنینَ ، فَمُرُوا صِبْیانَکُمْ بِالصَّلاةِ اِذا کانُوا بنی سَبْعَ سِنینَ ؛

ما فرزندان را وقتی به پنج سال رسیدند به نماز امر می کنیم، ولی شما فرزندانتان را وقتی به هفت سال رسیدند به نماز وادار کنید.»

وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 12 ‌

رسول خدا(ص) فرمود:« مُرُوا صِبْیانَکُمْ بِالصَّلاةِ اِذا بَلَغُوا سَبْعاً ، و‌َاضْرِبُوهُمْ عَلَیْها اِذا بَلَغُوا تِسْعاً وَ فَرِّقُوا بَیْنَهُمْ فِی الْمَضاجِعِ اِذا بَلَغُوا عَشْراً؛

فرزندانتان را هنگامی که به هفت سال رسیدند به نماز وادار کنید و اگر به نماز توجّه نکردند ، در 9 سالگی آنها را تنبیه کنید و زمانی که به ده سالگی رسیدند، خوابگاهشان را از هم جدا سازید.»
مستدرک الوسائل ، ج 3 ، ص 19 ‌


امام باقر(علیه السلام) فرمودند :« ... فَاِذا تَعَلَّمَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلاةَ غَفَرَ اللهُ لِوالدیه ؛

« هنگامی که کودک وضو و نماز را ( به کمک والدین ) یاد گرفت ، خداوند سبحان گناهان پدر و مادرش را می بخشد . »

{ بحارالانوار ، ج 85 ، ص 131}

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۱۰/۰۲, ۰۸:۱۰
سبب گریه و خنده نوزاد
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/TlCSyCOpxkmWjWpcmkWbVVCG74uSld2wS-YQxR2vtcusc67UCrAN9g/s/w336/





✦ مفضل میگوید:

از امام صادق علیه السلام درباره نوزادی پرسیدم که بدون دلیل خاصی می خندد و یا بدون ناراحتی و درد گریه میکند.

آن حضرت فرمودند:

✦ ای مفضل،هیچ نوزادی نیست مگر اینکه امام زمانش را زیارت می کند

و با او راز و نیاز و گفتگو می نماید.

گریه نوزاد برای دوری و غیبت آن حضرت است

و خنده اش هنگامی است که آن حضرت به طرفش می آید.

این سعادت تا زمانی است که نوزاد زبان سخن گفتن نداشته باشد

و زمانی که بتواند سخن بگوید این باب رحمت بر او بسته گشته

و مهر فراموشی بر دل کودک زده می شود.✦

علل الشرایع ج۲ ص۵۸۴