PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده وجه شباهت قوم پيامبر با بني اسرائيل؟



hasan_mv
۱۳۸۷/۰۵/۰۶, ۱۸:۰۶
سلام يه حديث از پيامبر (ص) هست که ميفرمايند: هرچه در قوم بني اسرائيل اتفاق افتاد در قوم من هم اتفاق مي افتاد .
کتاب اسمانيه اونا تحريف شد .پس آيا قرآن هم تحريف شده است.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۵/۰۶, ۱۸:۲۳
با سلام به شما كاربر گرامي

همان طور كه در مورد قرآن كريم شان نزول وجود دارد در مورد احاديث پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام نيز شان صدور وجود دارد.

اين حديث در زمره همان سلسله رواياتي است كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به امير المومنين عليه السلام مي فرمودند :

انت مني بمنزله هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي .

تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسي هستي با اين تفاوت كه بعد از من پيامبر ديگري وجود ندارد.

بنا بر اين اين حديث بيشتر به بحث جانشيني و ولايت امر اشاره دارد و اتفاقات مشابهي كه در قوم پيامبر اسلام و قوم بني اسرائيل رخ داد.

از طرفي در روايات متواتر داريم كه براي درك مفهوم يك روايت بايد آن را به قرآن عرضه كرد اگر مخالف قرآن بود آن روايت پذيرفتني نخواهد بود.

وقتي به قرآن مراجعه مي كنيم مي بينيم كه اين برداشت ،‌ با مفهوم آياتي چون إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ در تعارض است لذا اين برداشت صحيح نمي باشد .

میقات
۱۳۹۰/۰۹/۰۶, ۰۶:۳۲
پرسش:
حديثی از پيامبر (صلی الله علیه و آله) هست که می فرمايند: هر چه در قوم بنی اسرائيل اتفاق افتاد در قوم من هم اتفاق می افتد. کتاب آسمانی آنها تحريف شد. پس آيا قرآن هم تحريف شده است.


پاسخ:
مرحوم آیت الله خویی (رحمه الله علیه) در کتاب "البیان"، این روایت و استدلال به آن را آورده و آن را از جهاتى مردود می دانند:

1- اخبارى كه اساس اين دليل را تشكيل مى‏دهند، خبر واحدى(1) بيش نيستند و نمى‏ توانند موجب اطمينان و يقين باشند و ادعاى كثرت و تواتر در اين روايات و اخبار، ادعايى بيش نيست و جز گزاف و مبالغه گويى چيز ديگرى نمى ‏تواند باشد و اين روايات در هيچ يك از كتب چهارگانه معتبر شيعه «كتب اربعه» نيامده است.
پس نمى‏ توان به اين روايات تكيه نمود و نتيجه گيرى كرد كه وقوع تحريف در تورات و انجيل مستلزم وقوع آن در قرآن است و در ميان اين دو ملازمه وجود دارد.

2- اگر كسى اين دليل را صحيح بداند، بايد «زيادت» را نيز در قرآن بپذيرد زيرا در تورات و انجيل زيادت به عمل آمده است در صورتى كه نظريه زيادت در قرآن به قدرى نادرست و بطلان آن واضح و روشن است كه كسى نمى ‏تواند به آن تفوّه كند.

3- حوادث زياد و بى‏ شمارى در امت‏ هاى گذشته اتفاق افتاده است كه در اين امت به وقوع نپيوسته، مانند گوساله پرستى و سرگردانى چهل ساله بنى اسرائيل، غرق شدن فرعون و پيروانش، سلطنت سليمان بر انس و جن، رفتن حضرت عيسى به آسمان، مرگ هارون (وصى حضرت موسى) قبل از خود وى، وقوع معجزات نه گانه حضرت موسى، ولادت عيسى بدون داشتن پدر، مسخ شدن عده زيادى از امت‏ هاى گذشته و به صورت ميمون و خوك در آمدن آن‏ها و وقايع و حوادثى كه از حد شمارش بيرون است و هيچ كدام از اين وقايع در ميان امت اسلام واقع نشده است.

عدم تطابق در اين موارد بهترين دليل و گواه است بر اين كه: اين احاديث صحت ندارند و بر فرض صحت نيز ظاهر آن‏ها منظور نمى‏ باشد.
شايد منظور، اين باشد كه مشابه آن حوادث كه در ملل گذشته به وقوع پيوسته است، در ميان امت اسلام هم به وقوع خواهد پيوست نه خود همان حوادث.

بنابراين، تحريف در ميان ملت اسلام نيز با حفظ الفاظ و ظواهر قرآن (تحریف معنوی نه لفظی) به وقوع پيوسته است كه مخالف حقايق و مفاهيم قرآن عمل مى‏ شود و اين خود نوعى تحريف است.(2)

_____________
(1) خبر واحد، خبرى را مى‏گويند كه تعداد راويان آن در حدى نيست كه موجب يقين شود، گرچه تعدادشان نسبتا زياد باشد. و اخبار متواتر، اخبارى را مى‏گويند كه در اثر كثرت نقل يقين‏آور باشد.
نکته: خبر واحد در مسائل اعتقادي، نه علم‏آور است و نه عمل‏آور؛ و اين به جهت اهميت و حساسيت مسائل اعتقادي است. بله، اگر مضمون روايت ناظر به مسائل فقهي باشد، خبر واحد در آن حجت است، ولي مسئله مورد بحث (يعني تحريف يا عدم تحريف قرآن) از مهم‏ترين مسائل اعتقادي است؛ زيرا اعتبار يا عدم اعتبار اصل اسلام در بقاء به آن بسته است.
(2) البيان في تفسير القرآن، سید ابوالقاسم خویی(ره)، ص 221.