PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چهل روز مراقبه برای پاکی همراه با کتاب رساله لقاءالله عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی(مشتاقان بشتابند)



seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۱۸, ۱۵:۳۸
بسم الله الرحمن الرحیم

ما سال گذشته درماه رمضان این برنامه چهل روز پاکی را در گروه محفل گرم سالکین با پایه نماز اول وقت انجام دادیم و دوستان استقبال کردند
http://www.askquran.ir/group147-discussion1745.html (http://www.askquran.ir/group147-discussion1745.html)

گفتم شاید برای همه دوستان گروه قابل مشاهده نباشه اینجا گفتگوی اول رو قرار دادم
خیلی وقته که در ذهنم جملاتی از عارف بی ادعا ایت الله بهجت(ره) مشغول شده و این که تا به کی علم اندوزی ؟!
آیا می‌دانید که‌ هر کس به‌ معلومات خود عمل کرد، خداوند مجهولات او را معلوم می‌فرماید؟ آیا اگر عمل به‌ معلومات ‌ اختیاراً ‌ ننماید شایسته‌ است توقع زیادتی معلومات؟ ... ؟؟؟

بله عمل ، باید عمل کرد به علوم

و این گفتگو را بر این اساس ارسال کردم که دوستانی چه در نت و چه حضوری سوالاتی رو در مورد چله گرفتن از بنده پرسیدند
و بر آن شدم تا موردی که در روايات آمده است: «من اخلص لله اربعين يوما فجر الله ينابيع الحکمه من قلبه علي لسانه؛ هر کس خود را چهل روز براي خداوند خالص و پاک گرداند، خداوند چشمه هاي حکمت را از قلبش بر زبانش جاري مي سازد (عيون اخبار الرضا(ع) ، ج 2، ص 85) دوستان مشتاق گرد هم جمع بشیم و چله ای را بر پایه و اساس نماز اول وقت که عارف کامل اقا سید علی قاضی(ره) در این زمینه می گه ؛ « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »
و ترک محرمات ، باشد که بعد چهل روز نماز اول وقت برای ما ملکه و چشمه های حکمت از قلبمان جاری شده و جز رستگاران باشیم

شاید خیلی از دوستان حد و ظرفیتشون بیشتر از این برنامه ها باشه ولی بنده حقیر مجبورم از پایین ترین حد ظرفیت ها شروع کنم

برنامه از این قرار است که ان شاالله برای چهل روز از خودمون مراقبت کنیم در همه زمینه ها
نماز اول وقت مخصوصا نمازصبح و تمام واجبات (
در قرآن مي خوانيم: (أَقِمِ الصّلاةَ لِدُلُوكِ الشّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُودًا)؛1 «نماز را از زوال خورشيد، تا نهايت تاريکي شب، (نيمه شب) بر پادار و همچنين قرآن فجر (نماز صبح) را؛ چرا که قرآن فجر، مورد مشاهده (فرشتگان شب و روز) است».
طبق رواياتي در ذيل آيه شريفه وارد شده است، مقصود از «قرآن الفجر» نماز صبح است و اين روايات را دانشمندان شيعه و اهل تسنن نقل کرده اند.
شاید دقت نکرده باشیم که نماز صبح در اول فجر، مورد شهود و نظاره ويژه «ملائکه شب و روز» است و هر دو گروه ثواب نماز صبح را مي نويسند.)
و ترک محرمات و گناه :
دروغ و کبر و حسد و کینه و دل شکستن و تهمت و غیبت ؛ متاسفانه رد مورد غیبت خیلی مواقع ادم خودش ترک می کنه ولی ناخواسته در محل هایی گوشش غیبت ها رو می شنوه! و در مورد زشتی و عقوبت گناه غیبت هم که خودتون بهتر می دونید
و موارد دیگر

چند روزی رو برای این که از برنامه دوستان با خبر بشن و اگر قرار از کسی حلالیت بطبن که عقب افتاده و موارد از این قبیل تا آمادگی بیشتری کسب بشه

وعده ما ان شاالله روز ولادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)(133){باشد که از اسیب های ناخواسته به حق باب الحوائج در امان مانیم) روز یکشنبه 4 تیر و 4 شعبان

و پایان چهل روز میشه پنج شنبه 12 مرداد برابر با 13 ماه رمضان نزدیک میلاد امام حسن(ع) ان شاالله که عیدی واقعی را از دستان کریم اهل بیت(ع) بگیریم

دوستان مشتاق را از این برنامه با خبر کنید

یا علی(ع)

امسال بر انیم که ان شاالله این مهم را با کتاب رساله لقاءالله عارف کاملمیرزا جواد آقا ملکى تبریزى انجام بدیم
از اونجا که ما می خواهیم از سال گذشته یک پله در مسیر معرفت و معنویت پیشرفت داشته باشیم و این کتاب از مسائل اخلاقی یه کم فرا تر است و مشرب عرفانی دارد شاید بشه با این نگاه "ظلمات است بترس از خطر گمراهی" ما هم از روح بلند این استاد امام (ره) در فهم هر چه بیشتر مطالب این کتاب استعانت گرفتیم ان شالله که دعای این بزرگوار همراه ما هست

در اولین فرصت کتاب لقاء الله را تهیه بفرمایید

برنامه از این قرار است که هر روز چند صفحه ای را از این کتاب مطالعه کنیم(هر کس بر اساس کشش قلبی خود ؛البته از مقدمه رد کرده بیش از ده صفحه در هر روز پیشنهاد نمیشه) و تفکر و عمل بر هرچند صفحه که خونده شده

پیشنهاد های حاشیه ای هم ان شاالله در مسیر راه صورت می گیرد

از همکاران پاسخگوی عرفان و اخلاق دعوت می کنم که ما را در این مسیر همراهی بفرمایند.

از همه دوستان همراه درخواست دارم که هم دیگر را از دعای خیر فراموش نکند
چرا که :

خداوند به موسی فرمود: بازبانی دعاکن که باآن گناه نکرده باشی تا دعایت مستجاب شود!
موسی عرض کرد چگونه؟
خداوند فرمود: به دیگران بگو برایت دعا کنند، چون تو با زبان آنان گناه نکرده ای.




یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۱۸, ۱۶:۱۸
به نام خدا

دوستانی که مشتاق هستند اعلام آمادگی کنند

برای خرید کتاب به اینجا مراجعه کنید:
http://www.booksite.ir/bo1.php?id=9786005634617

با این که ما اعتقاد داریم روح کتاب چیز دیگه ای ست ولی از این که بعضی ها به خاطر این موضوع انصراف ندهند:

دانلود کتاب (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=33680&stc=1&d=1373375664)

توجه:
- بعد از دانلود کتاب را از حالت زیپ خارج کرده و مطالعه بفرمایید.
- فرمت کتاب html می باشد.
- قابلیت کپی برداری از تمامی متون کتاب.
- ترجیحا برای مطالعه کتاب از مرورگر Internet Explorer استفاده نمایید.



یا علی(ع)

حلماء
۱۳۹۲/۰۴/۱۸, ۲۲:۳۹
سلام بزرگوار
زمان شروع برنامه ؟؟؟؟؟؟؟؟

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۲/۰۴/۱۹, ۱۲:۳۳
سلام علیکم.
دوستانی که با فایل پی دی اف راحت ترند میتوانند از این آدرس دانلود کنند:






(http://www.askquran.ir/attachments/33699d1373630468-resaleh-leghaalah.zip)کلیک (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=33688&stc=1&d=1373448542)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۱۹, ۱۵:۳۶
سلام بزرگوار
زمان شروع برنامه ؟؟؟؟؟؟؟؟

به نام خدا
سلام بر شما که بزرگی از ان شماست
ان شاالله تا چند روز اینده که دوستان بیشتری اطلاع پیدا کنند و کتاب را خریداری بفرمایند
و روح ما هم آمادگی بیشتری پیدا کنه دراین ماه عزیز
و نظرات دوستان را هم بشنویم

از دوست عزیزم جناب مبارز هم تشکر می کنم بابت فایل پی دی اف

التماس دعا
یا علی(ع)

حلماء
۱۳۹۲/۰۴/۱۹, ۲۰:۱۸
ان شاالله تا چند روز اینده که دوستان بیشتری اطلاع پیدا کنند و کتاب را خریداری بفرمایند
و روح ما هم آمادگی بیشتری پیدا کنه دراین ماه عزیز

سلام
انشاالله :Moshtagh::Moshtagh:

راهیان عشق
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۰۳:۲۲
سلام.انشاا...
اجرتون با خدا باشه.
یاعلی

مجنون
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۰۹:۳۶
سلام سید جان خیلی ممنون که ما رو هم لایق دونستی.
راستش زندگی به جایی رسیده که به نظرم دیگه راهی جز فرار به سمت خدا نداریم. فرار ها!! فرار!
چون در گذشته همه ی راه ها رو جز خدا امتحان کرده ایم و خدا خودش از روی علاقه تمام راه های انحرافی رو به رو مون بست که پیش خودش بریم.
منم تا حد توان کتاب رو میخونم و سعی میکنم عمل کنم
:Rose:

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۴:۴۷
سلام سید جان خیلی ممنون که ما رو هم لایق دونستی.
راستش زندگی به جایی رسیده که به نظرم دیگه راهی جز فرار به سمت خدا نداریم. فرار ها!! فرار!
چون در گذشته همه ی راه ها رو جز خدا امتحان کرده ایم و خدا خودش از روی علاقه تمام راه های انحرافی رو به رو مون بست که پیش خودش بریم.
منم تا حد توان کتاب رو میخونم و سعی میکنم عمل کنم
:Rose:

http://media.afsaran.ir/siYYxt.jpg

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۷:۰۰
به نام خدا

ان شاالله اگه عمری باقی باشه از روز شنبه 92/4/22 این چله نشینی رو شروع می کنیم و تا چهارشنبه 92/5/30 به پایین می رسونید

پایه اصلی؛ روش و دستورات را از کتابی که معرفی کردیم می گیریم
به این شکل که مقداری از کتاب مطالعه می شود (مثلا از شنبه تا دوشنبه پیشگفتار و مقدمه) بعد دوستانی که سوال داشتند مطرح می کنند و پاسخگویان گرامی جواب می دهند و این کار ادامه پیدا می کند تا اخر کتاب

ولی پیشنهادات حاشیه ای چله نشنی که ان شالله با مطالعه این کتاب هر روز به کیفیت و روح این اعمال ما اضافه خواهد شد چرا که قراره توبه ای واقعی بکنیم


یک؛ نماز اول وقت و ان شاالله با جماعت ( مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از استاد کامل خودشون علامه سید علی آقا قاضی(ره){که در عرفان اسلامی بی نظیر بودند} نقل می كنند كه می فرمودند: « اگر كسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند. ».
برای شناخت بیشتر: http://www.askquran.ir/thread32498.html (http://www.askquran.ir/thread32498.html)

و در مورد جماعت همین یک روایت بس
در روایتی وارد شده است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر
اقتدا کنند هر رکعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ثواب نمازشان بیشتر می شود تا به ده نفر برسند و عده آنان که از ده گذشت اگر تمام آسمان ها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمی توانند ثواب یک رکعت آن رابنویسند.


دو ؛ در ماه خدا هستیم و چی بهتر از خوندن یک جز قرآن کریم در روز ( حداقل به تفسیر یا ترجمه 50 ایه نگاه کنید)

سه؛ اگه حال خوبی بود و قرار شد مواقعه ای مثلا بین نماز یا پایان نماز ذکری گفته بشه
تسبیحات حضرت زهرا(س) (روایت است تسبیحات حضرت زهرا (س) بعداز هر نماز واجب ثواب ۱۰۰۰رکعت نماز نافله دارد)
خوندن ایه الکرسی ( http://www.askquran.ir/thread10270.html (http://www.askquran.ir/thread10270.html))
و ذکر های مستحبی که بهترین اونها صلوات بر محمد و ال محمد است (حداقل به اندازه یک تسبیح 100 تایی)

ان شالله مطالب دیگر را وقتی رسیدیم به مسئله توبه مطرح می کنم



التماس دعا
یا علی(ع)

na.emamy
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۸:۰۴
سلام دوستان
من هم اعلام امادگي ميكنم خيلي خوشحال شدم اين جمع روديدم .
من تازه تازه كتاب المراقبات رو خوندم بسيار مشتاقم هستم توي اين راه قدم بردارم به اميد خدا
اميدوارم اوقات خوبي رو كنارهم دراين مدت داشته باشيم.
التماس دعا

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۸:۴۴
( مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از استاد کامل خودشون علامه سید علی آقا قاضی(ره){که در عرفان اسلامی بی نظیر بودند} نقل می كنند كه می فرمودند: « اگر كسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند. ».
سلام!!!
والله در نماز اول وقت حتی اگر حضور قلب نباشد سر عظیمی نهفته است!
من هرچه دارم همه از نماز اول وقت است.هرچه دارم!

fmahmoodpoor
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۲۱:۰۴
سلام به همه ی چله نشینان مومن و باصفا

آدم وقتی خودش رو در یک جمع معنوی میبینه انرژی مضاعف میگیره

خداقوت

و یه تشکر ویژه از سید بزرگوار بابت زحماتشون...

متأسفانه بنده به دلیل مشغله ی زیاد نمیتونم شما عزیزان رو همراهی کنم ( از این بابت واقعا ناراحتم ) به همین دلیل در لحظه های خالصانتون ما رو هم دعا کنید...

در پناه حق باشید .... :Rose:

مطهره111
۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۲۱:۴۸
سلام به همگی:
جناب سید واقعا از زحماتتون ممنونم...
عالیه

عاطفه
۱۳۹۲/۰۴/۲۱, ۱۴:۲۴
سلام
منم دوس دارم توی این چله نشینی شرکت کنم
کتاب رو تهیه کردم
امیدوارم مقدمه ی توبه واقعی برایم باشد

التماس دعا
یاحق

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۱, ۱۴:۳۶
به نام خدا


به نام خدا

دوستانی که مشتاق هستند اعلام آمادگی کنند

برای خرید کتاب به اینجا مراجعه کنید:
http://www.booksite.ir/bo1.php?id=9786005634617

با این که ما اعتقاد داریم روح کتاب چیز دیگه ای ست ولی از این که بعضی ها به خاطر این موضوع انصراف ندهند:

دانلود کتاب

توجه:
- بعد از دانلود کتاب را از حالت زیپ خارج کرده و مطالعه بفرمایید.
- فرمت کتاب html می باشد.
- قابلیت کپی برداری از تمامی متون کتاب.
- ترجیحا برای مطالعه کتاب از مرورگر Internet Explorer استفاده نمایید.


یا علی(ع)

فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده

نوع فایل: zip 1298434844.zip , 183.2 کیلو بایت , 36 نمايش




سلام علیکم.
دوستانی که با فایل پی دی اف راحت ترند میتوانند از این آدرس دانلود کنند:





کلیک

کتابی که بنده در نظر گرفته بودم ترجمه سید احمد فهری بود که محتواش همراه با توضیح و شرح کامل بود
ولی کتاب های اینترنتی که ارسال شده خلاصه و ترجمه کسی دیگه است(البته من کتاب پی دی اف رو تونستم بازش کنم تو سیستمم ولی جناب مبارز می گفت با نمونه ای که شما ارسال کردید یکی است اگه یه نفر دقیقا مطابقت بدهد و اطلاع ممنون می شم)

درخواست دارم دوستانی که واقعا مشتاق هستند همت کنند و کتاب رو تهیه بفرمایند
اگه امکان خرید نیست از کتابخونه ها هم میتوانند کتاب رو امانی دریافت کنند

و اگه دوستی کتاب رساله لقاء الله از ایت الله میرزا جواد ملکی تبریزی(قدس سره) با مقدمه و توضیح و تعلیق و... ترجمه سید احمد فهری به شکل پی دی اف پیدا کرد برای ما ارسال کند / با تشکر

یا علی(ع)

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۲/۰۴/۲۱, ۱۵:۲۳
کتابی که بنده در نظر گرفته بودم ترجمه سید احمد فهری بود که محتواش همراه با توضیح و شرح کامل بود
ولی کتاب های اینترنتی که ارسال شده خلاصه و ترجمه کسی دیگه است(البته من کتاب پی دی اف رو تونستم بازش کنم تو سیستمم ولی جناب مبارز می گفت با نمونه ای که شما ارسال کردید یکی است اگه یه نفر دقیقا مطابقت بدهد و اطلاع ممنون می شم)

سلام علیکم. ظاهرا بنده در پیوست به علت تشابه اسمی کتابی لقا ء الله دیگری را گذاشته بودم. ولی الان لینک رو اصلاح کردم و کتاب لقاء الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رو گذاشتم ولی باز تعداد صفحاتش با صفحات واقعی کتاب کمتر است. علی ای حال دوستان برای دانلود پی دی اف کتاب رساله لقا آلله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی به لینک زیر مراجعه کنند ( البته بازم میگم تعداد صفحاتش کمتر از کتاب واقعی است . ظاهرا کتاب اصلی ترجمه آقای فهری هست و نسخه اینترنتی ترجمه آقای حسن زاده):


دانلود نسخه پی دی اف (http://www.askquran.ir/attachments/33699d1373630468-resaleh-leghaalah.zip)


ظاهرا بهترین راه حل همون خرید کتاب میباشد! :) :reading:

yas135
۱۳۹۲/۰۴/۲۱, ۲۲:۳۸
سلام متشکرم از دعوتتون این کتاب رو دارم انشالله بادوستان همراه هستم فقط یک برنامه ی ثابتی داشته باشم ده صفحه در هر روز و عمل به اون امیدوارم درست متوجه شده باشم.:Rose:در امان خدا التماس دعا یا علی.:Rose:

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۳:۴۱
بسم الله الرحمن الرحیم

نا خداگاه ذهنم رفت به سمت کتاب اشعار امام خمینی(ره) و باز کردم
این بیت اومد
خرم آن روز که ما عاکف میخانه شویم
از کف عقل برون جسته و دیوانه شویم

ان شاالله به مدد خداوند باری تعالی این چله رو شروع می کنیم و از ائمه معصومین ملتمسانه درخواست یاری داریم

از دوستان تازه وارد تقاضا دارم از پست نخست مطالب را مطالعه بفرمایند و با ما همراه باشند

ان شاالله تا روز دوشنبه از این کتابی که ماداریم (ترجمه سید احمد فهری)پیشگفتار و تا صفحه ده کتاب یعنی تا اول اولیاء،اسما عینیه حق اند که در فهرست کتاب نوشته

در بعضی مواقع کتاب دستوری نداده که عمل بشه بلکه باید به نوشته این صفحات با تامل و تفکر بیشتری فکر کرد

ان شاالله اگه سوالی بود پاسخگویان گرامی جواب گو هستند

نماز اول وقت با جماعت ان شالله فراموش نشود
دعا برای فرج مولا و هم دیگر...
یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۱۶:۴۹
پیشگفتار پژوهنده

رساله لقاء الله یا سیر و سلوك ( 1)اثر ارزنده و شورانگیز حضرت آی تالله سندالتجرید و العرفان حاج میرزا جوادآقا ملکى
تبریزى (وفات 1343 :ه.ق = 1304 ه.ش) است. این عارف بزرگ و حکیم فرزانه یکى از برجستگان و نخبگان عرصه
عرفان نظرى و عملى قرن اخیر است. ایشان درگسترش اخلاق و عرفان در میان اهل علم و ایمان، سهم به سزایى
داشته اند و با نگارش سه کتاب مهم و سرنوشت ساز یعنى المراقبات، اسرارالصلاه و لقاءالله گام مهمى در راستاى تهذیب
اخلاق مردمان برداشته اند. مؤلف با طرح و سب ک ساده و روشن مطالب سیر و سلوك را بیان کرد هاند چنانکه براى
همگان قابل درك است و براى همین نیز از کتابهاى ایشان استقبال کم نظیرى به عمل آمده است. مؤلف از شاگردان
معروف عارف نامى آخوند ملاحسینقلى همدانى و استاد امام خمینى است ( 2).امام راحل براى این استاد بزرگوارش
احترام و قدر و مقام خاص قائل بوده و در نوشته هایش از او با احترام یاد م ىکند و خواندن کتابهایش را توصیه
مى فرماید :از علماى معاصر، کتب شیخ جلی لالقدر عارف بالله حاج میرزا جواد تبریزى (قدس سره) را مطالعه کن، شاید
- ان شاء الله تعالى - از این تأبى ( 3)و تعسف ( 4)خارج شوى ( 5)و در بحث لقاءالله م ىفرماید ... :اگر کسى تفصیل
بیشترى بخواهد به رساله لقاء الله مرحوم عارف بالله حاج میرزا جواد تبریزى (قدس سره) رجوع کند که اخبار در این
باب را تا اندازه اى جمع کرده است( 6). علامه سید محمد حسین طهرانى (رحمه الله) درباره کتاب لقاءالله مى نویسد :
حقاً از نفیس ترین کتب مدونه در عرفان و سلو ك است، ( 7)کتاب لقاءالله ایشان آتشى مخصوص دارد و براى فتح باب
سالکین الى الله، کلید و رمز موفقیت است ( 8).علامه حسن زاده آملى نیز مى فرماید ... :تا شنیدم آن جناب را رساله اى
در لقاءالله است براى تحصیل آن بسیار این در و آن در زدم تا به حکم این که عاقبت جوینده یابنده بود، آن را تحصیل
.( کرده با شراشر جان و دلم آن را مطالعه کردم و در حد وسع خودم از او حظ و لذ برد هام( 9
آیت الله میرزا خلیل کمر هاى (رحمه الله) مى فرماید :این کتاب لقاءالله که با حجم کوچک، بسیار بزرگ و سترگ و
محتوى اعظم موضوعات و اهم مقاصد است که راه به خدا باشد، در نظر زمر هاى از مخلصین خلص، براى ابرار به منزله
جان است، مسحه اى از انوار الهى بر جبهه آن نمایان است ( 10 ).... آی تالله فهرى مى فرماید :این کتاب لقاءالله، از آن رو
که حقایق آن التقاطى نیست بلکه نویسنده اش خود، سالک این راه و اهل وجدان و در عین حال، فقیهى عالیقدر و
متشرعى دور از تمایل به افراط و تفریط و ملتزم به صراط مستقیم اهل بیت (علیهم السلام) بوده و براى مبتدیان در
سلوك آنقدر سودمند است که شاید تا مدت ها آنان را از استاد بى نیاز کند .این کتاب در تجزیه و تحلیل غام ضترین
مسایل اسلامى که نوشته هاى بسیارى از مدعیان بى خبر بجز سرگردانى و یا احیاناً گمراهى و انحراف فکرى، نتیج هاى
دستگیر نم ىشود، آنچنان ماهرانه و با بینش کامل و کافى از پیچ و خم هاى این گردنه صعب العبور، گذشته که براى
سالک الى الله با کمال اطمینان خاطر، چراغ راه و نور تابان است( 11 ). علامه طباطبایى (قدس سره) درباره کتاب
المراقبات میرزا جوادآقا تبریزى، م ىفرماید ... :این کتاب دریایى است پر از مروارید که در پیمانه نگنجد و نویسنده آن
بدون شک الگوى بلند مرتبه والا مقامى است که قدر و ارزشش با متر و مقیاس، اندازه نمى شود... در این کتاب، لطایف
و تیزبین ىهایى است که همیشه اهل ولایت الهى از آن مراقبت م ىکردند( 12 ).




1 انتخاب اسم لقاءالله براى این کتاب از آیت الله میرزا خلیل کمر هاى است که از شاگردان برجسته مؤلف بوده است )
و گرنه خود مؤلف نامى بر آن ننهاده بود و در بعضى منابع و شرح حا لها از این کتاب به سیر و سلوك نام برد هاند .
2ر.ك: طبیب دلها (گفته ها و ناگفته ها درباره میرزا جوادآقا ملکى تبریزى .(
3سرپیچى و نافرمانى . .
4بد رفتارى و گمراهى .
5سرالصلاه ص 68 ، چاپ اول . )
. 6چهل حدیث امام خمینى ص 453 ، حدیث 28 )
. 7توحید علمى و عینى)) ص 329 )((
. 40/ 8الله شناسى 2 )
. 9طبیب دلها ص 175 )
. 10 طبیب دلها ص 128 )
. 11 طبیب دلها ص 123 )
. 12 طبیب دلها ص 154 و 157 )

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۳, ۰۲:۲۹
به نام خدا

برای آشنایی بیشتر با مولف کتاب به تاپیک زیر مراجعه کنید:

http://www.askquran.ir/thread32910.html#post618717

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۴, ۱۶:۲۵
به نام خدا

با سلام
در ادامه مطالب مقدمه

علامه طهرانى (رحمه الله) درباره رساله لقاءالله و نیاز به تصحیح جدیدى از آن مى فرماید :این رساله در اولین مرتبه
توسط آقاى حاج میرزا خلیل کمر هاى طبع شد و در آن تحریفات و اضافاتى صورت گرفت. سپس از روى آن نسخه
مطبوعه، عکس بردارى شده و با حذف بعضى از ضمائم، باز با تحریفات واقع در متن به طبع رسید: و آقا سید احمد
فهرى آن را به ضمیمه مقاله اى از آی تالله خمینى (رحمه الله) در جمله منشورات نهضت زنان مسلمان منتشر کرد. و
تحریفات و تصحیفات این طبع از حیطه بیان بیرون است. در سنه 1405 هجریه قمریه انتشارات هجرت اقدام به طبع
آن نمود که گرچه آن نسبتاً پاکیزه تر است ولیکن مع ذلک خالى از تحریف نیست و این به سبب نسخ ههاى مطبوعه اى
بوده است که در طبع آن دخالت داشت هاست .امیدوارم خداوند مرا یا شخص دیگر را توفیق دهد تا به طبع آن از روى
.( نسخه اصلیه بدون یک جمله کم و یا زیاد اقدام نماید والله المستعان ( 13
همین فرمایش علامه طهرانى باعث شد تا در جستجوى نسخه اصلى برآییم که پس از پیگیرى و پرس و جوها سرانجام
نسخه خوب و پاکیز هاى از آن را فهرست نسخه هاى خطى کتابخانه آیت الله مرعشى نجفى شناسایى کردیم و کپى از آن
تهیه نمودیم. این نسخه در تملک آی تالله سید حسین فاطمى قمى - که از شاگردان معروف و نامى میرزا جواد آقا
تبریزى به شمار مى آیند - بوده و در اوائل نسخه مهر تملک با سجع نام فاطمى آمده است. این نسخه توسط برادرزاده
مؤلف، جناب دکتر عبدالحمید ملکى ملقب به ملک الاطباء در سال 1337 هجرى قمرى - یعنى شش سال قبل از
رحلت مؤلف محترم - کتابت شده و به نظر ایشان نیز رسانده شده که مؤلف حواشى بر آن اضافه کرده اند. بعد از مقابله
دقیق با این نسخه، با چاپهاى دیگر یعنى چاپ آی تالله میرزا خلیل کمر هاى، چاپ مصطفوى، چاپ هجرت و چاپ آیت
الله فهرى نیز مقابله شده است و با توجه به اینکه حدود نصف رساله لقاءالله به عربى بود، اینجانب مطالب عربى و
احادیث را ترجمه کرده و در متن کتاب داخل کروشه قرار دادم و اگر لازم بود کلمه یا جمل هاى به متن افزوده شود آن
را هم داخل کروشه گذاردیم و آیات و احادیث را اعراب گذارى نموده و منابع و مآخذ آنها را ذکر کردیم و حواشى که
خود مؤلف محترم در نسخه مصحح با امضاى منه عفى عنه آورده بود در پاورقى با عبارت مرحوم میرزا جوادآقا ملکى
تبریزى داخل پرانتز آورد هایم. توضیحاتى نیز از بزرگان عرفان و فلسفه به خصوص مرحوم علامه سید محمد حسین
طهرانى در پاورقى ذکر کرد هایم .
شایان ذکر است که یکى از امتیازات این چاپ ضمائم آن مى باشد که دو رساله ارزنده در مسأله لقاءالله و یک نامه
عرفانى و یک قصیده است:
لقاءالله به قلم عارف و محدث نامى مرحوم فیض کاشانى؛ کیفیت لقاءالله به قلم احیاگر علم و عرفان و بنیانگذار
جمهورى اسلامى ایران، حضرت امام خمینى - روحى له الفداء قصیده لقائیه از علامه استاد حسن آزاده آملى؛
نامه عرفانىآیت الله میرزا جواد آقاملکى تبریزى به علامه شیخ محمد حسین اصفهانى (قدس سره.(
امید است این رساله شورانگیز عارف تبریز، در ایجاد سوز و گداز، و در لقاى آن خداى بنده نواز، کارساز گردد و
روزنه اى براى اهل راز و نیاز باشد و تلاش این ناچیز نیز، در روز رستاخیز، مقبول درگاه خداوند عزیز قرار گیرد و روح
مؤلف بزرگوار شاد و خشنود گردد.
حوزه علمیه قم 1380
صادق حسن زاده

90/ 13 الله شناسى 2 )

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۴, ۱۶:۴۷
به نام خدا

مقدمه مولف
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله و الصلوه على رسول الله و على ءاله امناء الله
در قرآن مجید زیاده از بیست جا عبارت لقاءالله و نظر بر خداوند وارد شده، وهکذا در تعبیرات انبیا و ائمه (علیهم السلام) و
از این طرف هم در اخبار، در تنزیه حق - جل و علا - کلماتى وارد شده که ظاهرش تنزیه صرف است از همه مراتب
معرفت.
علماى شیعه - رضوان الله علیهم - را هم در این باب مذا قهاى مختلفه است؛ عمده آن دو مذاق است: تنزیه صرف حتى
اینکه منتهاى معرفت همان فهمیدن این است که باید خداوند را تنزیه صرف نمود و آیات و اخبارى که در معرفت و
لقاءالله وارد شده است، آنها را تأویل نمود .
مثلاً تمام آیات و اخبار لقاءالله را معنى مى کنند بر مرگ و لقاء ثواب و عقاب.
و فرقه دیگر را مذاق این است که اخبارى که در تنزیه صرف وارد شده اس ت باید جمع میان آنها و اخبار تشبیه و اخبارى
که ظاهر در امکان معرفت و وصول است، به این طور نمود که: اخبار تنزیه صرف را حمل کرد به معرفت به طریق رؤیت به
این چشم ظاهر و به معرفت کنه ذات اقدس الهى؛ و اخبار تشبیه و لقاء و وصول و معرفت را حمل کرد به معرفت اجمالى
و معرفت اسماء و صفات الهى و تجلى مراتب ذات و اسماء و صفات حق تعالى، به آن میزان که براى ممکن، ممکن است.
و به عبارت دیگر، ( 14 )کشف حجب ظلمانیه و نورانیه که براى عبد شد؛ آن وقت معرفت بر ذات حق تعالى و اسماء و صفات
او پیدا م ىکند که آن معرفت از جنس معرفت قبل از آن کشف نیست .و به عبارت دیگر، انوار جمال و جلال الهى در قلب
و عقل و سر خواص اولیاى او تجلى م ىکند، به درجه اى که او را از خود فانى مى نماید و به خود باقى مى دارد؛ آن وقت
محو جمال خود نموده و عقل او را مستغرق معرفت خود کرده، و به جاى عقل او خود تدبیر امور او را م ىنماید. اگرچه بعد
از این همه مراتب کشف سبحات جلال و تجلى انوار جمال و فناى فى الله و بقاى بالله، باز حاصل این معرفت، این خواهد
شد که از روى حقیقت از وصول به کنه معرفت ذات، عجز خود را بالعیان و الکشف خواهد دید.
بلى این هم عجز از معرفت است و عجز سایر ناس هم عجز از معرفت است؛ لیکن این کجا و آن کجا؟ بلى جماد هم عاجز
از معرفت است، انسان هم. ولى قطعاً تفاوت مراتب عجز حضرت اعلم خلق الله محمد بن عبدا لله )صلى الله علیه و آله و
سلم) با سایر ناس بلکه با علماى امت، زیادتر از عجز جماد یا انسان است .اجمالاً مذاق طائفه اى از متکلمین علماى اعلام
.( مذاق اول است؛ مستدلاً به ظواهر بعضى از اخبار و تأویلاً للآیات و الأخبار و الأدعیه الوارده فى ذلک( 15
این حقیر ب ىبضاعت م ىخواهم بعضى از آیات و اخبار وارده در این معنى را با تأویلات حضرات ذکر نمایم تا معلوم شود
حق از باطل .از جمله آیات، آیات لقاءالله است. جواب داد هاند طائفه اولى از این آیات به آنکه: مراد، مرگ و لقاى ثواب الهى
است.
این جواب را طائفه ثانیه رد کرده اند به اینکه: این مجاز است. و مجاز بعیدى هم هست. و اگر بنابر حمل به معناى مجازى
باشد، مجاز اقرب از او این است که به یک درجه از ملاقات را که در حق ممکن شرعاً جائز است حمل نمائیم، اگرچه عرف
عام آن را لقاى حقیقى نگویند و حال آنکه بنابر آنکه الفاظ براى ارواح معانى موضوع باشد و معنى روح ملاقات را تصور
نمائیم، خواهیم دید که ملاقات اجسام هم حقیقت است و ملاقات ارواح هم حقیقت است و ملاقات معانى هم حقیقت
است و ملاقات هر کدام به نحوى است که روح معنى ملاقات در او هست ولیکن در هر یک به نحوه لایق حال ملاقى و
ملاقى است. پس حالا که این طور شد، مى توان گفت که معنى ملاقات ممکن با خداوند جلیل هم روح ملاقات در او
حقیقتاً هست؛ ولیکن نحوه آن هم لایق این ملاقى و ملاقى است و آن عبارت از همان معنى است که در ادعیه و اخبار از
او به تعبیرات مختلفه، به لفظ وصول و زیارت و نظر بر وجه و تجلى و دیدن قلب و تعلق روح تعبیر شده است و از ضد آن
به فراق و حرمان تعبیر مى شود.و در تفسیر قد قامت الصلوة امیر (علیه السلام (روایت است: یعنى نزدیک شد وقت زیارت.
و در دعاها مکرراً وارد است :و لا تحرمنى النظر الى وجهک .و مرا محروم مگردان از نظر به سوى وجه خودت!
و در کلمات آن حضرت است :و لکن تراه القلوب بحقائق الایمان .
ولیکن او را م ىبینند دل هاى آدمیان به واسطه حقیق تهاى ایمان.
و در مناجات شعبانیه است :و ألحقنى بنور عزك الأبهج فأکون لک عارفاً .و مرا ملحق کن به نور عزتت که بهجت
انگیزترین است تا اینکه عارف تو گردم !
و هم در آن مناجات است :و أنر أبصار قلوبنا بضیآء نظرها الیک حتى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن
العظمه و تصیر أرواحنا معلقه بعز قدسک!
و دیدگان بصیرت د لهاى ما را به درخشش نظرتان به سویت نورانى نما تا آنکه چشمان دل هایمان حجا بهاى نور را پاره
کند و به معدن عظم ت واصل گردد و ارواح ما به مقام عز قدست بسته و پیوسته شود!
و در دعاى کمیل (رحمه الله) عرض م ىکند:و هبنى صبرت على عذابک فکیف أصبر على فراقک؟ !و مرا چنان پندار که
قدرت صبر و شکیبایى بر عذابت را داشته باشم، پس چگونه مى توانم بر فراقت شکیبا باشم؟!
مرد با فهم صافى از شبهات خارجیه بعد از ملاحظه این تعبیرات مختلفه قطع خواهد کرد بر اینکه مراد از لقاى خداوند،
لقاى ثواب او که مثلاً بهشت رفتن و سیب خوردن و حورالعین دیدن نیست. چه مناسبت دارد این معنى با این تعبیرات؟!
مثلاً اگر لقاى مطلق را کسى تواند به یک معنى دور از معانى لقاء حمل نماید، آخر، الفاظ دیگر را چه م ىکند؟ مثلاً نظر بر
وجه را چه باید کرد؟!ألحقنى بنور عزك الأبهج فأکون لک عارفاً را چه بکنیم؟!أنر أبصار قلوبنا بضیآء نظرها الیک را هم
مى شود که بگوید: گلابى خوردن است؟!
و اگر کسى بگوید که: قبول دارم مراد از لقاءالله اینها نیست؛ لیکن مراد از لقاى او، لقاى اولیاى او از انبیا و ائمه (علیهم
السلام) است. براى ماها مثلاً کسى به صدر اعظم عرض بکند، تجوزاً مى شود بگوید: به شاه عرض کردم .چنان چه در اخبار
اطلاقوجه الله بر ائمه (علیهم السلام) و انبیا شذه است؛ مثلاً پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) وجه خداست نسبت به
ائمه (علیهم السلام) و ائمه (علیهم السلام) وجه خدا هستند نسبت به ماها.
ادامه دارد...

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۴, ۱۶:۵۷
...

جواب م ىگوییم:
اولاً اینکه این دعاها را انبیا و اولیا حتى نفس مقدس حضرت نبوى (صلى الله علیه و آله و سلم) مى خواندند و خود وجود
مبارك آن حضرت که اسم اعظم و وجه خداست، پس او چه قصد م ىکرد؟!
!( مثلاً در خبر معراج که م ىفرماید: آن حضرت ذر هاى از نور عظمت را دید از خود رفت، این را چه باید کرد؟( 16
وانگهى این معنى هم که بر بعضى از مقامات انبیا و ائمه (علیهم السلام (اطلاق مى شود، بعد از این است که ایشان به
درجه قرب رسیده باشند و فانى فى الله شده اند و به صفات الله متصف شد هاند. آن وقت اطلاق وجه الله و جنب الله و اسم
الله براى آنها جایز مى شود. و قول به این معنى فى الحقیقه قبول مطلب خصم است نه رد.
تفصیل این اجمال تا یک درجه این است که در اخبار معتبره وارد شده است که فرمود هاند:نحن الأسماء الحسنى .و مراد
از این اسماء قطعاً اسم لفظى که نیست؛ اسم عینى خواهد بود. چنانکه از اخبار معلوم مى شود خداوند اسماء عینیه غیر
لفظیه دارد که با آنها در عالم کارها مى کند و خداوند جل جلاله با آن اس مها در عوالم تجلى م ىکند و تأثیرات در عالم
واقع م ىشود، بلکه وجود همه عالم از تجلیات اسماء الهیه است؛ چنانکه در ادعیه ائمه معصومین (علیهم السلام) خیلى
وارد است:
و باسمک الذى تجلیت به على فلان و على فلان!
و تو را سوگند مى دهم به اسم تو؛ آن چنان اسمى که با آن بر فلان و بر فلان تجلى نمودى!
و باسمک الذى خلقت به السموات و الأرض!
و تو را سوگند مى دهم به اسم تو؛ آ نچنان اسمى که با آن آسمان ها و زمین را آفریدى!
و در دعاى کمیل است:
و بأسمائک التى ملأت أرکان کل شى ء!
و من از تو م ىخواهم و مسألت دارم به اسمائت که ارکان و اساس هر چیزى را پر کرده است!
و در کتب اصول کافى و توحیدصدوق که از جمله کتاب هاى معتبره شیعه است، روایت کرد هاند از حضرت صادق (علیه
السلام.(قال:
ان الله خلق اسماً بالحروف غیر مصوت، و باللفظ غیر منطق، و بالشخص غیر مجسد، و بالتشبیه غیر موصوف، و باللون غیر
مصبوغ، منفى عنه الأقطار، مبعد، عنه الحدود، و محجوب عنه حس کل متوهم، مستتر غیر مستور.
فجعله کلمه تامه على أربعه أجزاء معاً؛ لیس منها واحد قبل الأخر.فأظهر منها ثلاثه أسماء لفاقه الخلق الیها، و حجب منها
واحداً، و هو الاسم المکنون المخزون. بهذه الأسماء التى ظهرت، فالظاهر منها هو الله تعالى.و سخر سبحانه لکل اسم من
هذه الأسماء أربعه أرکان؛ فذلک اثنا عشر رکناً .ثم خلق لکن رکن ثلاثین اسماً، فعلا منسوباً الیها. فهو الرحمن، الرحیم،
لملک، القدوس، الخالق، البار ىء، المصور، الحى، القیوم، لا تأخذه سنه و لا نوم، العلیم، الخبیر، السمیع، البصیر، الحکیم،
العزیز، الجبار، المتکبر، العلى، العظیم، المقتدر، القادر، السلام، المؤمن، المهیمن، المنشى ء، البدیع، الرفیع، الجلیل،
الکریم،الرازق، المحیى، الممیت، الباعث، الوارث.فهذه الأسماء و ما کان من الأسماء الحسنى حتى یتم ثلاث مأه و ستین
اسماً؛ فهى نسبه لهذه الأسماء الثلاثه و هذه الأسماء الثلاثه أرکان و حجب الاسم الواحد المکنون المخزون بهذه الأسماء
.( الثلاثه.و ذلک قوله تعالى: قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیاماً تدعوا فله الأسماء الحسنى( 17
خداوند اسمى را آفرید که با حروف صدا نم ىداد، و با لفظ گویا نبود، و با پیکر داراى جسد نبود، و با تشبیه در وصف
نمى گنجید، و با رنگ، رنگ آمیزى نشده بود. اقطار و اکناف جهان هستى از او طرف و نفى گردیده بود، حدود و ثغور آن از
او دور شده بود، حس هر شخص توهم کنند هاى از ادراك وى محجوب بود. پنهان بود بدون آنکه پنهان شده باشد.
پس خداوند آن را کلمه تامه اى بر چهار قسمت با هم قرار داد؛ بدون آنکه یکى از آنها پیش از دیگرى بوده باشد.
پس از آن اسماء، سه اسم را به جهت نیازمندى خلائق بدان ظاهر کرد؛ و یکى از آن اسماء را پنهان و مستور نمود و آن
است اسم پوشیده شده و سر به مهر گرفته شده و به واسطه این سه اسمى که ظاهر گردیده شده است؛ بنابراین، ظاهر،
عبارت مى باشد از الله تبارك و تعالى.
پس خداوند سبحانه براى هر یک از این اسماء ثلاثه، چهار عدد پایه را مسخر و رام آنها نمود؛ بناء على هذا به دوازده پایه
بالغ آمد و پس از آن آفرید براى هر پای هاى از این پای ههاى دوازده گانه، سى عدد اسم و بنابراین، آن اسم به نحو تصاعدى
بالا رفت (تا رسید به سیصد و شصت اسم فرعى) که منسوب هستند به آن سه اسم اصلى.
لهذا آن اسماء فرعى عبارتند از: رحمن، رحیم، ملک، قدوس، خالق، بارى ء، مصور، حى، قیوم، لا تأخذه سنه ولا نوم، علیم،
خبیر، سمیع، بصیر، حکیم، عزیز، جبار، متکبر، على، عظیم، مقتدر، قادر، سلام، مؤمن، مهیمن، منشى ء، بدیع، رفیع جلیل،
کریم، رازق، محیى، ممیت، باعث، وارث.

...

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۴, ۱۷:۱۳
...

بنابراین، این اسماء و بقیه اسماء حسنى تا برسد و تمام شود سیصد و شصت اسم، منسوب م ىباشند به آن اسماء سه گانه.
و این اسماء ثلاثه ارکان و حجا بهایى هستند براى آن اسم واحد که به واسطه این سه اسم، مخزون و مکنون گشته است
و آن است گفتار خداوند عزوجل: بگو اى پیغمبر! بخوانید الله را، یا بخوانید رحمن را، هر کدام یک را که بخوانید اسماء
حسنى از مختصات اوست.
از این روایت و روایات و ادعیه متواتره معلوم م ىشود که: اسماء مخلوقند، و اسماء عینیه هم هستند و هم روایات معتبره
هست که ائمه ما (علیهم السلام (مى فرمایند که: ما اسماء حسنى هستیم، بلکه امام اسم اعظم است.
و به اعتقاد طائفه شیعه، اشرف تمام مخلوقات حضرت رسالت پناه (صلى الله علیه و آله و سلم) است و به این قرار باید اسم
اعظم هم باشد. علاوه بر این در ادعیه ماه مبارك هست که م ىگوید: آن حضرت حجاب اقرب است. یعنى طرف ممکن و
.( اقرب مخلوقات است و در روایت است که على ممسوس است به ذات الله( 18
و باید انسان تدبر در این اخبار نماید؛ اولاً ملتفت باشد که این اخبار سنداً معتبر و در کتب معتبره و امضاهاى علماى
مذهب بر آنها واقع است و علاوه بر استحکام اسناد، علماى اعلام این اخبار را قبول کرد هاند و در کتب معتمد هشان که
تصریح به صحت اسناد آنها کرد هاند ضبط کرد هاند و از این اخبار عند التأمل واضح است که مقام حضرت ختمى مرتبت
مرتبه اسم اعظم و حجاب اقرب است و از این سیصد اسم ( 19 )که سى و پنج تاى از آن در این خبر ذکر شده بالاتر است؛
بلکه همه اسماء در حیطه مرتبت آن بزرگوار مى باشد؛ چرا که صریح روایت گذشته است که این سیصد اسم مخلوق از
ارکان اسماء ثلاثه و همه اینها با اسماء ثلاثه از ارکان و حجب اسم واحد مکنون مخزون است که آن هم مخلوق است.
و بعد از اینکه این مراتب مسموع سمع شریف باشد و مختصر تأمل نمایند، خواهند دید که اگر این اسماء الله و صفات الله
که در این اسماء است، مثلاً از مراتب حقیقت سید بشر (صلى الله علیه و آله و سلم) باشد، لابد قرب آن بزرگوار قرب
معنوى، و معرفت او معرفت حقیقیه خواهد بود؛ اگرچه بعد از این همه تفاصیل باز به تنصیص خود آن بزرگوار و فرمایشات
آل طیبین و خلفاى مقدسین ایشان که علمشان با آن حضرت مساوى است، به این معنى که وارث همه علوم آن حضرت
هستند، خود آن بزرگواران هم از معرفت کنه حقیقت ذات عاجز باشند؛ و این معنى را منافاتى با دعوا ى حضرات نیست که
معرفت حق جل جلاله اجمالاً براى بزرگان دین و اولیاى خداوند رحیم، ممکن و مرغوب فیه است. بلکه اهم مطالب دینیه
همین است که بلکه کسى از این مطالب و مراتب چیزى تحصیل نماید. بلکه این مطلب غایت دین بلکه علت غائیه خلق
سماوات و ارضین، بلکه تمام عالم هاست.
و اگر کسى با همه این مراتب در مقام تنزیه صرف ذات اقدس ایستادگى داشته باشد و بگوید: به هیچ وجه راه به معرفت
خدا نیست؛ نه تفصیلاً و نه اجمالاً، و نه کنهاً و نه وجهاً، آن وقت اگر تأمل صادق نماید خواهد دید که این تنزیه موجب
تعطیل و موجب ابطال و الحاق به عدم است من حیث لا یشعر، چنانکه ائمه (علیهم السلام) در اخبار معتبره نهى از تنزیه
صرف فرمود هاند.
در روایت کافى است که زندیق سؤال کرد که:
فله انیه و ماثیه؟!
قال (علیه السلام): نعم لا یثبت الش ىء الا بانیه و مائیه!
قال السائل: فله کیفیه؟!
قال (علیه السلام): لا لأن الکیفیه جهه الصفه و الاحاطه! و لکن لابد من الخروج من جهه التعطیل و التشبیه. لأن من نفاه
فقد أنکره و رفع ربوبیته و أبطله، و من شبهه بغیره فقد انتسبه بصفه المخلوقین المصنوعین الذین لا یستحقون الربوبیه. و
لکن لابد من اثبات أن له کیفیه لا یستحقها غیره و لا یشارك فیها و لا یحاط بها و لا یعلمها غیره.
آیا خداوند صاحب انیت و ماهیت است؟!
امام صادق (علیه السلام) گفت: آرى! چیزى ثبوت پیدا نم ىنماید مگر با انیت و ماهیت!
سائل گفت: آیا وى صاحب کیفیت است؟!
امام (علیه السلام) گفت: نه! به جهت آنکه کیفیت، جهت صفت و احاطه او م ىباشد (و صفت و احاطه او سمت و جهت
نمى پذیرد) ولیکن چاره اى نیست مگر آنکه کیفیتى براى او اثبات گردد تا او را در دو جهت تعطیل و تشبیه بیرون برد. زیرا
کسى که وى را نفى کند (همه انواع کیفی تها را از او بزداید) او را انکار کرده است، و ربوبیتش را رفع نموده است، و اصل
وجودش را ابطال کرده است و کسى که وى را به غیر او تشبیه نماید، او را به صفات مخلوقاتى که مصنوعات او هستند و
استحقاق و لیاقت ربوبیت راندارند منتسب کرده است. ولیکن ناچار لازم مى آید که براى وى اثبات کیفیتى نمود که غیر او
مستحق آن نباشد و در آن کیفیت مشارك با او نباشد، و خداوند محاط بدان کیفیت نگردد، و غیر خدا از حقیقت آن
کیفیت نتواند علم و اطلاع حاصل نماید!
و در اول همین روایت زندیق عرض م ىکند:فما هو؟ !پس او چیست؟
جواب م ىفرماید:هو الرب و هو المعبود و هو الله!
اوست پرورش دهنده و اوست پرستش گردیده شده و اوست الله!
و م ىفرماید: من که مى گویم، مقصود این نیست که کتابت این حروف را نمایم و مرجعم به سوى معانى و چیزى است که
خالق اشیاء است؛ و مرجعم به صفت این حروف است و آن معنى است.
الى أن قال: قال له السائل: فانا لم نجد موهوماً الا مخلوقاً!
قال أبوعبدالله (علیه السلام): لو کان کذلک لکان التوحید عنا مرتفعاً لأنا لم نکلف غیر موهوم! و لکنا نقول: کل موهوم
بالحواس مدرك به تحده الحواس و تمثله فهو مخلوق، اذ کان النفى هو الابطال و العدم – الخ.
تا اینکه هشام، راوى روایت گفت: سائل به حضرت گفت: ما چیزى را که اندیشه ما بدان برسد نمى یابیم مگر آنکه آن
مخلوق م ىباشد؟
امام أبو عبدالله جعفر صادق (علیه السلام) به وى گفتند: اگر این طور باشد تحقیقاً دنبال کردن و طلب نمودن توحید
خداوند از ما برداشته شده است؛ زیرا که ما مورد تکلیف و جستجوى امرى که خارج از اندیشه ما باشد قرار نخواهیم
گرفت!
ولیکن گفتار ما این است که مى گوییم: تمام آنچه را که به وسیله حواس ما به اندیشه ما وارد شوند، و با آنها ادراك گردند،
و حواس ما آنها را حد م ىزند و به صورت مثال و شکل در مى آورد؛ آنها مخلوق مى باشند. به علت آنکه نفى کردن مطلق
آنچه به اندیشه درآید (نه با خصوص حواس) آن باطل کردن مبدأ و معدوم داشتن و دانستن اوست - تا آخر روایت.
پس انسان نباید نفى هر معنى را تنزیه حق دانسته، نفى بکند؛ و حقیقت این نخواهد شد الا ابطال.
باید از معانى غیر لایقه که موجب محدود بودن و نقص ذات اقدس تعالى است تنزیه نماید، و معرفتى که مثلاً به حواس
است همه قسم آن را نفى نماید؛ ولیکن معرفت به چشم قلب و روح را آن هم نه معرفت بالکنه بلکه بالوجه، اگر نفى نماید
دیگر براى انبیاء و اولیاء و عرفاى حقه نمى ماند الا همین ها که اغلب عوام دارند.
بارى اگر انسان یک ذره بصیرت داشته باشد، خواهد دید همین اشخا ص هم که نفى معرفت بالوجه را مى کنند، ناچار و
اضطرارًا خودشان هم تا یک درجه مبتلا به معرفت به وجه عقد قلبى اعتقادى هستند و همین معرفت جزئى عقد
قلبى شان منافى با آن تنزیه صرف است که در مقام دعوى مى گویند؛ چرا که همی نها در مقام دعا، مثلاً خداوند را عرض
مى کنند که: تو رحمانى! تو رحیمى! تو غفورى! به من چنین و چنان بکن!
قطعاً مجرد حروف که به هی چوجه معنى آن را چیزى تصور ننمایند قصد نم ىکنند. لابد ذاتى را قصد مى کنند که واجد این
صفت است ولو بر وجهى که مطابق توصیف ذوات امکانیه نباشد و تصور نمایند که مرحمت خداوند منزه از معنى، مرحمتى
است که مستلزم تأثر و رقت قلب است؛ ولیکن همین معنى را هم اجمالاً باز تصور م ىکنند که ایشان را ایمان و اطمینان
به این معنى باعث مى شود به تضرع و دعا.
...

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۴, ۱۷:۱۷
به نام خدا
دوستان همراه نظرتون چیه که همه متن کتاب رو اینجا قرار ندم (چون فایل پی دی اف اش هست دیگه هر دوستی خواست می تونه به پست دوم مراجعه کنه برای دانلود)
و فقط بخش هایی رو که فکر می کنم مهم تره رو قرار بدم؟؟؟

ان شالله تا صفحه 10 کتاب رو مطالعه کردید دیگه؟
و مثل این که سوالی برای کسی پیش نیومده

ان شالله امشب بخش بعدی مطالعه رو برای دوستان ارسال می کنم

التماس دعا
یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۵, ۰۲:۵۳
به نام خدا
با سلام
ان شالله دوستان تا روز چهار شنبه
از اسماء حسنی(از کتاب من صفحه 10 میشه) الهی تا نتیجه قرب نوافل(صفحه 30) رو بخوانند

در مورد سوال بالا هم نظر خودشون رو بگن

التماس دعا
یا علی(ع)

na.emamy
۱۳۹۲/۰۴/۲۵, ۱۷:۳۵
سلام
موافقم كه مطالب مهم وكايدي رو بگذاريد
قبول بفرماييد كه اولشه وبايد براي جاافتادن مطلب مقداري پيشرفت .

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۷, ۰۱:۰۶
سلام
موافقم كه مطالب مهم وكايدي رو بگذاريد
قبول بفرماييد كه اولشه وبايد براي جاافتادن مطلب مقداري پيشرفت .

به نام خدا
ممنونم از نظر شما
بله کاملا درسته
موضوع در اوایل کتاب یه مقدار مشکل است برای همون یه مقدار با آرامش بیشتری حرکت می کنیم(لطفا مطالب رو کامل بخونید و اگه سوالی بود مطرح کنید)
ان شالله مبحث به موضوع توبه برسه شیرین تر و روان تر می شود

یا علی(ع)

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۴/۲۷, ۰۹:۵۲
به نام خدا

و فقط بخش هایی رو که فکر می کنم مهم تره رو قرار بدم؟؟؟


التماس دعا
یا علی(ع)



آری:Moshtagh:

Alireza56
۱۳۹۲/۰۴/۲۸, ۰۱:۴۹
به نام خدا
با سلام
اگر امکان دارد بجای قرار دادن متن کتاب،موضوع مورد مطالعه را بیشتر توضیح داده و شرح دهید چرا که به نظر حقیر بعد از مطالعه قسمت کمی از مقدمه و اول کتاب متوجه شدم خواندن خود کتاب و فهم بعضی از مطالب آن از نظر یک مبتدی (مبتدی در بیان و فهم اینگونه مطلب) دشوار می باشد.
با تشکر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۸, ۱۵:۴۳
به نام خدا
با سلام
اگر امکان دارد بجای قرار دادن متن کتاب،موضوع مورد مطالعه را بیشتر توضیح داده و شرح دهید چرا که به نظر حقیر بعد از مطالعه قسمت کمی از مقدمه و اول کتاب متوجه شدم خواندن خود کتاب و فهم بعضی از مطالب آن از نظر یک مبتدی (مبتدی در بیان و فهم اینگونه مطلب) دشوار می باشد.
با تشکر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان

به نام خدا
علیکم سلام
بزرگوار ما که گفتیم هر جایی از کتاب نامفهوم و نیاز به توضیح دارد بفرمایید تا پاسخگویان توضیح و شرح دهند

لطفا از امروز دائم الوضو بودن را به اون برنامه های حاشیه ای اضافه کنید.

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۸, ۱۶:۰۷
آری

به نام خدا

و هکذا در خبر است که سؤال کردند از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم:(کیف الطریق الى معرفه الرب؟ !
فرمودند:معرفه النفس!
مقصود از علمى که فرمود ه اند او را طلب نمایید اگرچه در چین
.( باشد، کدام علم است؟! فرمودند: مراد معرفت نفس است که در اوست معرفت رب

و بالجمله؛ این را داشته باش که انسان انسانیتش به صورت نیست؛ چرا که صورت در در حمام هم مى کشند و به
جسمانیت هم نیست؛ چرا که حیوانات خبیثه هم جسم دارند و با شره طعام و جماع هم نیست؛ چرا که خرس و خنزیر(یعنی خوک نر) هم
شهوت شان بیشتر از تو است و با غضب و قوه انتقام هم نیست، چرا که سگ و گرگ هم قوه غضبیه شان خیلى است. بلکه
خاصه انسانیت که تو را انسان کند و در شرکاء دیگر یافت نشود، علم است و معرفت و اخلاق حسنه.
علم و معرفت حاصل نشود مگر به تحسین اخلاق، چنانچه م ىفرماید:
لیس العلم فى السماء لینزل الیکم و لا فى الأرض لیصعد لکم؛ بل مجبول فى قلوبکم. تخلقوا بأخلاق الروحانیین حتى یظهر
!( لکم
نیست علم در آسمان تا به سوى شما فرود آید و نیست در زمین تا براى شما بالا آید؛ بلکه علم در د لهاى خودتان
سرشته و خمیر شده است. به اخلاق صاحبان روح و معنى متخلق گردید تا براى شما آشکار شود!

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۲۸, ۱۸:۳۰
به نام خدا

ان شالله تا پایان روز شنبه همه دوستان همراه کتاب را تا ابتدای " توبه کامل عوام" خونده باشند

التماس دعا
یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۳۰, ۰۳:۱۸
به نام خدا

تقریبا تازه موضوع اصلی کتاب از همین توبه شروع میشه
چون قبل این در اثبات این بود که لقاء الله منظور مرگ و اون مسائلی که بعضی اعتقاد دارند نیست
و بار ها برای اثبات این موضوع از ایات و روایات استفاده کردند

استاد بزرگواری دارم می فرمود؛ اگه خودتو(نفس) مثل یه باغچه فرض کنی برای توبه باید اول اون علف های هرز( غیبت ، تهمت ، دروغ و...) رو بکنی تا اینا باشند نمی زارن محصول به بار بشینه با هم دیگه نمیشه بعد باید چاله چوله رو پر کنی(با توسل و توکل تا توبه ات پذیرفته بشه) اون موقع می تونی محصولتو بکاری
خیلی مواقع ما دعا می کنیم ولی به اجابت نمیرسه مولا تو دعای کمیل می گه : اللهم اغفر الذنوب التی تحبس دعا خدایا ببخش گناهانی رو که دعا رو حبس می کنند و مانع استجابت دعا می شند

6 شرط كه براي توبه عام لازم است

* توبه اي كه براي عام لازم است، داراي 6 شرط است و اولين آن ندامت و پشيماني است. اينكه انسان بفهمد چه كرده و و اين كار را با چه كسي انجام داده است. انسان تا معرفت پيدا نكند كه با ارحم الراحمين چه كرده ندامت پيدا نمي كند.



* دومين شرط، عزم بر ترك گناه است. اداي حقوق مخلوقين سومين شر ط از توبه خواهد بود. انسان بايد تمام حقوقي كه بر گردن دارد را ادا كند، چه مالي و چه اخلاقي.


* اداي فرائضي كه از انسان فوت شده، چهارمين شرط محسوب مي شود. نمازها و يا روزه هايي كه از انسان جامانده از اين قسم است. البته انسان نبايد نا اميد شود و نگويد كه مثلا من فلان روز روزه و نماز دارم و نمي شود و . . .، بلكه بايد تمام تلاش خود را بكند و تا آنجايي كه مي شود فرائضي كه از او فوت شده را ادا كند و اميدوار باشد به رحمت و مغفرت خداوند.


* مرحوم ملكي تبريزي در رساله لقاء الله خود پنجمين شرط توبه را آب كردن تمام گوشت هايي كه از حرام روييده با اندوه و غصه و الم رياضات عنوان كرده تا اينكه جلد به استخوان بچسبد و دوباره گوشت جديدي برويد.


* اين شرط (شرط پنجم) را چند نوع تفسير كرده اند؛ اول اينكه گفته اند منظور از اين كه گوشت هايي كه به حرام در بدن روييده يعني گوشت هايي كه با خوردن مال حرام در بدن انسان روييده است، اما برخي ديگر معتقدند كه منظور اين بوده كه گوشت هايي كه در دوراني كه انسان گناه مي كرده در بدن روييده باشد.


* ششمين شرط آن است كه انسان به همان مقداري كه از معصيت لذتي برده است، الم و زحمت بر خود وارد كند.

اما تفصیل این اجمال اینکه اگر انسان معرفت واقعیه به حقیقت و شناعت و آثار معصیت پیدا نماید مثلاً واقعاً در وقت
خوردن مال یتیم اعتقاد نماید که آتش مى خورد و این آتش هم با خوردن خاموش نشود بلکه اگر بماند بعد از مردن قوت
پیدا م ىکند، عروق و اعماق را م ىسوزاند و هرچه هم که مى سوزاند عروق و اعماق دیگرى بدلش به جا م ىآید لابد از این
معرفت، پشیمانى بى اختیار برایش به قدر اندازه آن شقاوت و زحمت که بر خود وارد آورده، حاصل مى شود و لابد حرکتى
به سوى دفع آن مى کند لاسیما اگر هم قطع بکند که در رفع این بدل، این آتش که در توى خود روشن کرده، چه لذ تها
و کرام تها و شراف تها براى او حاصل م ىشود؛ آن وقت به قدر آن معرفت، شوق به دفع آن آتش پیدا م ىکند و هر عملى
شاقى را براى دفع آن متحمل م ىشود و به شوق اقدام نماید .
و اگر بگویى در توبه غیر از علاج معصیت، چه لذت و شرافت هست؟ در جواب بگویم: مگر نم ىدانى خداوند مبدل السیئات
بأضعافها من الحسنات ( 49 )است؟! مگر کرامت و بشارت عظماى ان الله یحب التوابین ( 50 )را در قرآن مجید ندید هاى؟! یا
اینکه تصویر مقام محبت خدا را نکرد هاى؟! اهل حق - و العهده علیهم - چنین مى گویند که محبت خداوند به بنده اش این
است که کشف حجب براى او م ىکند و او را از جوار و قرب و لقاى خودش بهر همند گرداند .
بارى؛ اگر این مقدمات عرفانى براى تائب موجود شد، البته با شراشر وجودش تماماً حاضر بر علاج بوده، هر ذره از وجودش
با تمام مراتب و جهات تضرع و ابتهال به درگاه حضرت ذ ىالجلال - اتوب الى الله - خواهد گفت و همه آن مراتب دیگر
بالضروره به اکمل وجوه درست م ىشود؛ مثلاً مواردى که فى الجمله حقیقت عرفانى شناعت معصیت دست داد، ببین که
چه حالات براى صاحبانش روى داد؛ مثلاً حکایت نباش ( 51 )را به یاد آور و ملاحظه کن که کسى او را یاد داده بود که
چنین بکن؟! یا اینکه فى الجمله معرفت شخصیه جزئیه به درجه بزرگى جنایت خودش حاصل شد و این معرفت، او را به
این هنگامه ها و اقدامات وادار نمود. بلى، هیچ دیده شده که پسر مرده را کسى نوحه یاد بدهد؟ مراسم نوح هگرى را از پسر
مرده یاد م ىگیرند .خوب است همین روایت توبه نباش را از درجه رعیت و بعد از آن، از درجه توبه اولیا و بعد از آن، از
درجه توبه انبیا؛ هر یک حکایتى ذکر شود تا بلکه در سنگ خاره، قطره باران اثر کند .

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۳۰, ۰۳:۴۵
به نام خدا

با سلام دو تا سخنرای اولی داستان رو به صورت خلاصه و استاد کافی با شرح بیشتری تعریف می کنند
ان شالله هر دو رو گوش کنید به در پایان متن داستان هم قرار دادم

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حسین هاشمی نژاد با موضوع توبه بهلول نباش

دانلود (http://dl.yasmedia.ir/sound/hashemi-nezhad/dastanhaye-motenave/tobeh/Hashemi-Nezhad--Tobeh-Bohlol-Nabash.mp3)

****

استاد کافی

بهلول نباش (http://dl2.yasinmedia.com/v2/file/Kafi_1/17_Bohloole-Nabbash%20%28kafi%29%20%28YasinMedia.com%29.mp3)



تفسير صافى در شأن نزول آيه مباركه:
والذين اذا فعلوا فاحشه أو ظلموا أنفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله...
و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى‏افتند و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى‏كنند و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟...
از مجالس صدوق ، روايت كرده از حضرت صادق (عليه السلام) كه معاذ بن جبل داخل شد خدمت حضرت رسالت پناه (صلى‏الله عليه و آله و سلم)، باكياً و سلام عرض كرد و جواب شنيد پيامبر فرمودند: چرا گريه مى‏كنى؟ عرض كرد: يا رسول الله، دم در، جوانى هست‏ خوش صورت و رنگ خوب، چنان بر جوانى خودش گريه مى‏كند كه مثل زن پسر مرده و مى‏خواهد و به حضور مبارك مشرف بشود؛ فرمودند: بياور آن جوان را؛ معاذ رفت و جوان را حاضر كرد؛ پس جوان سلام عرض كرد، حضرت جواب فرمودند، سپس فرمودند كه چه چيز تو را سبب گريه شده است؟
عرض كرد: چطور گريه نكنم كه گناه‏هايى را مرتكب شده‏ام كه اگر خداوند عالم مرا به بعضى از آنها اخذ نمايد مرا داخل جهنم مى‏كند و من چنين مى‏بينم كه به زودى مرا اخذ خواهد فرمود و ابداً اين گناهان را نخواهد بخشيد!پس حضرت فرمود: آيا به خدا شريك قرار دادى؟ عرض كرد: پناه مى‏برم به خدا از اينكه به خداى خود شريك قرار بدهم.

پس حضرت فرمود كه مى‏بخشد خداوند گناهان تو را، اگرچه به قدر آسمان‏ها و ستارگان و به قدر عرش و كرسى باشد!
جوان گناهكار عرض كرد: گناهان من از اينها هم بزرگتر است!
معاذ راوى حديث مى‏گويد: حضرت نظرى فرمودند به آن جوان مثل اينكه غضب فرمودند و سپس فرمودند: ويحك! گناهان تو بزرگ است يا پروردگار تو؟!
پس جوان به روى خود بر زمين افتاد و گفت: سبحان ربى! چيزى بزرگتر از خداى من نيست، پروردگار بزرگتر است از هر بزرگى يا رسول الله!
پس حضرت فرمودند: پس آيا مى‏بخشد گناهان عظيم را مگر پروردگار عظيم؟
جوان عرض كرد: لا والله! و ساكت شد.
پس حضرت فرمودند: ويحك يا شاب! آيا خبر نمى‏دهى مرا به يكى از گناهانت؟

عرض كرد: بلى خبر مى‏دهم. من كارم اين بود كه هفت سال نبش قبور مى‏كردم و مرده‏ها را درمى‏آوردم و كفن‏هاى آنها را برمى‏گرفتم تا اينكه يك دخترى از بنات انصار مرد، او را كه بردند و دفن كردند و شب شد، آمدم به سوى قبر او و آن را نبش كردم و جنازه‏اش را در آوردم و كفنش را واگرفتم و برگشتم؛ در اين وقت شيطان مرا وسوسه كرد كه نمى‏بينى كه چطور است؟! و چطور است؟! تا برگشتم به سوى او و با آن مرده مقاربت كردم و او را عريان گذاشته برگشتم؛ پس شنيدم كه ناگهان آن‏ مرده مرا صدا كرد، گفت: واى بر تو اى جوان از ديان يوم الدين در روزى كه وامى‏دارد مرا و تو را براى حساب، مرا اين‏طور توى مرده‏ها عريان گذاشتى و كفن مرا بردى و مرا اينطور كردى كه روز قيامت جنب از قبر برخيزم؟! پس واى باد بر جوانى تو از آتش و گمان نمى‏كنم كه بوى بهشت به مشام تو برسد!
آنگاه آن جوان گناهكار گفت: چه خوب است براى من يا رسول الله؟!
حضرت فرمود: آيا نفسى را كشته‏اى كه خداوند قتلش را حرام فرموده است؟ عرض كرد: نه.
پس فرمود: خداوند مى‏بخشد گناهان تو را، اگرچه به بزرگى كوه‏ها باشد!
جوان عرض كرد: گناهان من از كوه‏ها بزرگتر است!
حضرت فرمودند: خداوند مى‏بخشد اگر چه مثل هفت زمين و درياهاى آن و ريگ‏هاى آن و اشجار(55) آن و آنچه در آن است از مخلوقات بوده باشد!
جوان گناهكار عرض كرد: گناهان من از همه اينها بزرگتر است!

پس آن حضرت فرمودند كه دور شو از من اى فاسق! من مى‏ترسم كه به آتش تو بسوزم، چقدر نزديكى تو از آتش!
بعد از آن حضرت همى مى‏فرمودند و اشاره مى‏كردند بر او تا اينكه رفت و از نظر حضرت دور شد و رفت از شهر توشه‏اى گرفت و آمد به بعضى از كوه‏ها و پلاسى پوشيد و دست‏هايش - هر دو - را به گردن خودش بست و مشغول عبادت و مناجات شد، عرض مى‏كرد:
پروردگارا! اين بنده‏ات بهلول است كه دست بسته در محضر تو قرار گرفته؛ پروردگارا! تويى كه مرا مى‏شناسى و لغزشى از من صورت گرفته كه به آن آگاهى؛ سرورم! پروردگارم! پشيمان شده‏ام و با حال توبه به خدمت پيامبر شرفياب شدم، ايشان مرا طرد كرد و بر ترس و دلهره من افزود؛ سپس‏ به اسم تو و جلال و عظمت سلطنت تو، از درگاهت تقاضا مى‏كنم كه اميدم را ناكام نفرمايى، اى سرورم! و دعايم را باطل نسازى و از رحمت خود نااميدم نگردانى.
پس هميشه به اين نحو عرض مى‏كرد تا چهل روز و شب تمام شد و حالى داشت كه درنده‏ها و حيوانات وحشى كه او را مى‏ديدند در آنها اثر مى‏كرد و بر حال او گريه مى‏كردند!
و بعد از آنكه چهل روز تمام شد، عرض كرد:
خداوندا! با حاجت و درخواست من چه كردى؟ اگر دعايم را مستجاب فرموده و گناهم را بخشيده‏اى، پس به پيامبرت وحى فرما و اگر دعايم را اجابت نفرموده‏اى و مورد بخشش قرار نداده‏اى و تصميم بر مجازات من گرفتى، پس هرچه زودتر آتش بفرست تا مرا بسوزاند يا به كيفرى در دنيا دچارم ساز تا مرا هلاك گرداند و مرا از رسوايى روز رستاخيز رهايى بخش.

پس خداوند رحيم تعالى به پيامبر (صلى‏الله عليه و آله و سلم)، اين آيه را فرستاد: والذين اذا فعلوا فاحشه أو ظلموا أنفسهم ؛ يعنى به ارتكاب گناه اعظم از زنا و نبش و اخذ اكفان؛ ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ؛ يعنى ترسيدند از خداوند و زود توبه كردند؛ و من يغفر الذنوب الا الله ؛ خداوند مى‏فرمايد: آمد به سوى تو، بنده من يا محمد، در حالى كه تائب بود پس او را از پيش خودت راندى، پس او كجا برود و كه را قصد بكند و از كه سؤال بكند كه گناه او را ببخشد غير از من؟ و بعد از آن خداوند متعال فرمود:لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون ؛ يعنى بر گناه خود - كه زنا اخذ اكفان بود - باقى نماندند اينها، جزاى آنها مغفرت است از پروردگارشان و جناتى است كه تجرى من تحتها الأنهار ؛ در حالى كه هميشگى هستند در آن جنات ؛ و نعم أجر العاملين چه نيكو است پاداش اهل عمل!

همين كه آيه مباركه نازل شد، حضرت (صلى‏الله عليه و آله و سلم) بيرون آمد در حالى كه آيه مباركه را با لبخند تلاوت مى‏فرمودند، پس به اصحاب فرمودند: كيست كه مرا ببرد به نزد آن جوان تائب؟
معاذ عرض كرد: يا رسول الله! شنيده‏ايم كه او در فلان جا و فلان كوه است. پس حضرت (صلى‏الله عليه و آله و سلم) با اصحاب تشريف بردند تا رسيدند به آن كوه، پس بالا تشريف برده و آن جوان را جستجو مى‏فرمودند، پس ناگاه ديدند آن جوان را - چه جوانى؟! - ديدند كه در ميان دو سنگ، سرپا ايستاده، دست‏هايش به گردن بسته، رويش از شدت آفتاب سياه شده و مژه‏هاى چشمش از گريه تماماً ريخته! عرض مى‏كند

سرورم! تو مرا زيبا آفريدى و چهره‏ام را نيكو نمودى، كاش مى‏دانستم كه با من چه خواهى كرد؟ آيا در آتش جهنم مى‏سوزانى يا در جوار خود جايم مى‏دهى؟ خداوندا! تو بسيار به من احسان فرموده‏اى و به من نعمت داده‏اى، كاش مى‏دانستم كه كار و سرنوشتم به كجا خواهد انجاميد؟ آيا به سوى بهشتم خواهى برد يا به سوى جهنم سرازيرم خواهى كرد؟ خداوندا! گناه من از آسمان و زمين و كرسى گسترده و عرش بزرگت، وسيع‏تر است، كاش مى‏دانستم كه گناهم را عفو مى‏فرمايى؟ يا روز قيامت به خاطر آن گناه رسوايم مى‏كنى؟
و به همين منوال مناجات مى‏كند و خاك بر سرش مى‏ريزد و درندگان صحرا به اطراف و مرغ‏ها بالاى سر، صف كشيده به حال او گريه مى‏كنند!
پس وجود مبارك حضرت (صلى‏الله عليه و آله و سلم) نزديك رفته، دست‏هاى او را با دست مبارك خود گشودند و خاك از سر او پاك فرموده و فرمودند: بشارت باد تو را اى بهلول! تو آزاد كرده خدايى از آتش!
پس به اصحاب فرمود: اين جور تدارك بكنيد گناهان خود را چنانچه تدارك‏ كرد بهلول

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۳۱, ۱۰:۳۸
به نام خدا

به هر حال، لازم است که پشیمانى و تضرع و ناله و گریه از نظر کمى و کیفى با بزرگى و زیادى گناهش تناسب داشته
باشد و بهتر آن است که هنگام استغفارش، خدا را با نام ها و صفات مناسب مورد توبه بخواند بلکه اگر توبه اش از گناه
ویژ هاى است خدا را با اسماء و صفات مخصوص که با آن گناه مناسب باشد بخواند و باید حال و شکل و لباس و حرکات
اعضا طورى باشد که هرچه بیشتر و بهتر رحمت و عطوفت الهى را به خودش متوجه سازد و جلب نماید؛ از جمله آنهاست:
چاپلوسى و اظهار بیچارگى و ترس از عذاب الهى. (خلاصه اینکه (از درهایى که لایق و مناسب حال اوست وارد شود (و با
خدا مناجات نماید )

و بالجمله؛ این را بداند که در توبه - مادامى که مرگ را معاینه نبیند - باز است اگرچه گناهش در وصف نیاید .
و این را هم بداند که یأس از رحمت الهى، بدترین گناهان است و از آن، بالاتر گناهى را سراغ نداریم؛ جسارت م ىکنم و
عرض م ىکنم: به یک جهت، یأس از رحمت الهى، از کشتن انبیاء (علیهم السلام) بدتر است !
خلاصه؛ این هم از اهمیات است که باید سالک بداند که شیطان همه همتش این است که انسان را در هر حال که هست
از راه خدا منع نماید و اگر از را ههاى معمولى هواى نفس نتوانست برگرداند آن وقت از طرق مموهه ( 62 )شرع و عقل م ىآید
و اگر از اینها هم نتوانست غلبه نماید، م ىگوید: امر تو گذشته است، تو نمى توانى توبه حقیقى بکنى، توبه حقیقى شرایط
دارد، تو کجا عمل به شرایط توبه حقیقى کجا؟! و اگر به شرایطش عمل نکنى، توبه نکردن بهتر از توبه دروغى است؛ علاوه
بر این، مى گوید که تو آنقدر گناه کرده اى که از قابلیت و سعادت قبولى توبه و توفیق توبه افتاده اى !
و اگر سالک این حر فهاى او را قبول بکند، مادامى که قبول کرده است مغلوب شده، آن شیطان ملعون مقصودش را به
دست آورده؛ و اگر این حر فهاى او را جواب داد و رد کرد و گفت: که اولاً: رحمت الهى را که م ىتواند تخیل بکند، رحمت
او، رحمتى است که تو را مأیوس نکرد و دعایت را مستجاب نمود؛ ثانیاً: من اگر توبه حقیقى کامل نتوانم بکنم آن مقدارى
که توانستم بکنم، مى کنم؛ لعل ( 63 )خداوند مهربان به جهت همین مقدار توبه که کردم، توفیق بالاتر آن را بدهد، یک مقدار
کامل تر توبه بکنم، و آن را که کردم، باز توفیق بالاتر را مى دهد تا مرا به توبه کامل مى رساند؛ چنانکه عاده الله به همین
جارى شده است و اگر قول تو را قبول بکنم که هلاك قطعى است و ابداً نجات نیست و همین مأیوسى، خودش از گناهان
کبیره موبقه است که لعل(شاید) سبب بشود به تعجیل عذاب و سبب زیادتى عذاب و خسران دنیا و آخرت بشود .
توبه قاتل هفتاد پیامبر !
بارى؛ العیاذ بالله اگر هفتاد پیغمبر را هم کشته باشد ( 64 )نباید مأیوس بشود و ترك توبه نماید که یأس و ترك توبه هلاك
قطعى و سبب زیادتى عقوبت است؛ ولیکن در توبه، احتمال نجات کلى و در همین عقاب یأس و ترك توبه ( 65 )، خلاص
قطعى موجود است .
وانگهى، جواب دیگر محکم شافى براى این وسوسه خبیث این است که تو، به من مى گویى که تو، توبه صحیح نمى توانى به
جا بیاورى !
بلى، مرا اگر عنایت الله دستگیرى ننماید، توبه صحیح که سهل است توبه ناقص هم نمى توانم؛ ولیکن عنایت او - جل
جلاله - اگر برسد به هر درجه و مقام عالى که به خیال نگنجد ممکن است که برسم، اگر بگوید از کجا که عنایت او به تو
خواهد رسید؟ بگو: از کجا معلوم که نخواهد رسید! اگر بگوید عنایت او هم اهلیت مى خواهد، بگو: اهلیت را بزرگان از کجا
آورد هاند؟ نه این است که او داده، من هم از او م ىگیرم؛ اگر بگوید: آخر تو چه قابلیت کرم او دارى در قبال چه عملت این
تمنا را مى کنى؟ نمى بینى این قابلیت را به هر کس نمى دهند؟ !
جوابش بگو: به گدایى مى خواهم، گدا مجانى طلب است !
اگر بگوید: به گدایان هم همه چیز را نم ىدهند، بگو: لعل جد در گدایى ندارد؟ و اگر بگوید: تو نافرمانى کرده اى، حکم
سلطنت خداوند جلیل رد تو است؛ بگو: در حکم سلطنت و قهاریت واجب نیست که هر نافرمانى را غضب نماید و ردش
کند؛ اگر بگوید که قهاریت خدا پس کجا ظاهر خواهد شد؟ بگو: به امثال تو که معانده با خداوند جلیل نموده و بر ضد
دعوت او، بندگانش را از درگاه او منع و مأیوس نماید؛ و اگر بگوید که استحقاق عقاب تو که قطعى است و وعده عذاب
معاصى قطعى است؛ اما اجابت و عطاى گدایى تو، محتمل است؛ بگو: تو اشتباه دارى و غفلت از وعده اجابت و قبول او
دارى، بلکه اگر سلطان خلاف وعید خود را نماید قبیح نیست، ولى خلاف وعده را کسى بر خداوند احتمال نم ىدهد؛ و اگر
بگوید: آخر روى تو از گناه، سیاه و حال تو تباه است به چه روى به آستان قدس او مى روى؟ بگو: اگر روى من سیاه است
به وسیله انوار وجوه مشرقات اولیا او م ىروم! اگر بگوید: تو قابلیت توسل به آنها را هم ندارى؛ بگو: به ایشان هم به توسط
دوستان ایشان، توسل م ىنمایم !
خلاصه؛ الحذر، الحذر! که گول او را بخورى و از رحمت واسعه خداوند مأیوس بشوى؛ همچنین در جواب او بگو: اگر هزار
مرتبه از این در برانندم، باز برنمى گردم! و حال آنکه این در، درى است که تا به حال شنیده نشده که کسى به امید رحمت
!( ونوال آن در، به روش اهل مسألت و ضراعت و گدای ى آنجا برود و مأیوس شود ( 66
چنانکه فرعون کذایى یک شب گدایى نمود، مأیوس نگردید؛ توى شیطان خبیث را اجابت نمود. خلاصه؛ برانى ام گر از این
در، بیایم از در دیگر !

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۴/۳۱, ۱۳:۳۷
به نام خدا

از حدیث نبوى (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: اگر کسى هفتاد پیغمبر را کشته باشد و توبه کند، توبه او قبول
است
توبه وحشى - قاتل حضرت حمزه سیدالشهداء (علیه السلام) - را با اینکه آن همه به قلب مبارك حضرت - قلب الله الواعیه
!( (صلى الله علیه و آله و سلم - (وارد آورد، قبول کردند
آیا نشنیده اى به موسى کلیم خود چه فرمود؟ فرمود: از همه کس مى گذرم الا قاتل حسین (علیه السلام)


خلاصه؛ اگر توبه صحیح، سهل است؛ توبه ناقص هم نباشد؛ یک ذره اى از خیر، یک کلمه خیر، یک تسبیح و یک حمد و
یک تهلیل هم، البته فعلش مفید و ترکش ضرر است. هر خاطرى که انسان را دلالت نماید بر ترك این خیر جزئى، قطعاً از
شیطان است و قطعاً شیطان خیر انسان را نم ىگوید. گاه است این یک کلمه خیر سبب بشود به نجات کلى انسان، به این
میزان که در این خیر جزئى قطعاً اثرى و نورى هست؛ گاه همین نور سبب مى شود در یکى موردى، به توفیق خیر دیگر و
آن هم نورى دارد و آن هم به توفیق دیگر منجر مى شود - هلم جراً ( 70 )- انسان را به عالم نور مى رساند. این قاعده کلى -
ابداً - جاى انکار نیست و غالباً مؤمنین به تدریج به مقام عالى توبه نائل شده اند. این است که توبه هم مثل سایر مقامات
دین، مرات ب دارد .
بارى؛ بنده طالب و سالک راه خدا را، در اول قدم، توبه لازم است. خوب است در مقام اقدام به توبه، عملى که سید بزرگوار
در اقبال ، در اعمال ماه ذ ىقعده روایت کرده به جا بیاورد. تفضیل آن، این است که حضرت ختمى مرتبت (صلى الله علیه و
آله و سلم) روز یکشنبه دوم ذ ىقعده، بیرون تشریف آورده فرمودند :ایها الناس! که از شما اراده توبه دارد؟ عرض کردیم
که همه ما مى خواهیم توبه نماییم .فرمودند: غسل بکنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز و در هر رکعت یک مرتبه سوره
حمد و سه مرتبه سوره توحید و یک مرتبه معوذتین بخوانید و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار و ختم به لا حول و لا
قوه الا بالله العلى العظیم -و در بعضى از نسخ اقبال الأعمال آن هم هفت مرتبه - بعد از آن بگویید :
یا عزیز، یا غفار اغفر لى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت .
و فرمود: نیست هیچ بند هاى از امت من که این عمل را بکند الا اینکه منادى از آسمان ندا کند: اى بنده خدا! عملت را از
سر بگیر که توبه تو مقبول است و گناه تو آمرزیده؛ و ملک دیگر صدا کند از زیر عرش: اى بنده! مبارك باد بر تو و بر اهل
تو و ذریه تو؛ و دیگرى صدا کند: خصمان تو از تو راضى خواهند شد در روز قیامت؛ و دیگرى صدا م ىکند که اى بنده! با
ایمان م ىمیرى و دین از تو مسلوب نخواهد شد و قبر تو گشاده و منور خواهد شد؛ و دیگرى صدا م ىکند که اى بنده! پدر
و مادر تو از خود خشنود خواهند شد اگرچه بر تو غضبناك بوده باشند و پدر و مادر و ذریه تو بخشیده خواهند شد و
خودت در دنیا و آخرت در وسعت روزى خواهى بود؛ و حضرت جبرئیل (علیه السلام (ندا مى کند: من وقت مرگت با ملک
الموت م ىآیم و مهربانى مى کنم به تو و صدمه نمى زند به تو اثر مرگ و خارج م ىشود روح تو از بدنت به آسانى .
ما عرض کردیم: یا رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم)، اگر کسى این عمل را در غیر ذى عقده به جا آورد، چطور
. ( مى شود؟ فرمودند: هما نطور است که وصف کردم و فرمودند: این کلمات را جبرئیل در معراج به من یاد داد

سخنرانی در مورد توبه:

http://www.askquran.ir/thread28162-14.html#post620663

التماس دعا
یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۵/۰۱, ۱۸:۵۳
به نام خدا
در مسئله توبه یه مقدار باید بیشتر از اینا تامل کرد
چرا که هر چه قدر این توبه عمیق تر باشد ادامه مسیر بندگی کامل تر و راحتر

يا أَحمَدُ إِنَّ العِبادَةَ عَشَرَةُ أَجزاءَ: تِسعَةٌ مِنها طَلَبُ الحَلالِ فَإِذا طَيَّبتَ مَطعَمَكَ وَمَشرَبَكَ فَأَنتَ فى حِفظى وَكَنَفى؛
در حديث قدسى آمده است كه خداوند مى‏فرمايد: اى احمد همانا عبادت ده جزء است كه نه جزء آن طلب‏روزى حلال است، پس چون خوراكى و نوشيدنى خود را پاك كردى در پناه و حمايت من هستى.

مستدرك سفينة البحار، ج2، ص378
یکی از مهم ترین مسائل پاکی رزق حساب خمس و ذکات است
ذکات شاید کمتر مبطلا به باشد
ولی حساب سال خمسی باید همه داشته باشند(بجز کسی که در ولایت کسی دیگست) البته اون شخص هم اگه خودش کار می کنه و مال شخصی داره باید سال خمسی داشته باشه
خمس در واقع مالی است که برای امام زمان(عج) است و حق تصرف درش نداره بدونه اجازه

پس خیلی باید مراقب بود، خیلی مواقع دوستانی رو دیدم که می گویند ما که پولی برامون نمی مونه که خمس بدیم!
دوستان عزیز داشتن سال خمسی جز واجبات است ، بعضی مواقع مخلوت شدن 200 تومن ناقابل باعث میشه مال شبهه ناک بشه
پس لطفا کاملا احکام خمس رو بپرسید و عمل کنید دقیقا
http://www.askquran.ir/thread13503.html

مورد بعد داشتن مرجع تقلید است
بدونه مرجع تقلید خواندن نماز و گرفتن روزه خالی از اشکال نیست
http://www.askquran.ir/thread14088-9.html

التماس دعا
یا علی(ع)

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۲/۰۵/۰۳, ۰۴:۳۷
سلام علیکم.
اینکه گفته شده توبه هم مراتب عالیه دارد یعنی چی؟ مثلا یک شخص در مراتب توبه چگونه میتواند سیر صعودی داشته باشد؟
یا شخص چگونه میتواند مراتب توبه را طی کند؟

بصیر
۱۳۹۲/۰۵/۰۳, ۰۹:۱۴
سلام علیکم.
اینکه گفته شده توبه هم مراتب عالیه دارد یعنی چی؟ مثلا یک شخص در مراتب توبه چگونه میتواند سیر صعودی داشته باشد؟
یا شخص چگونه میتواند مراتب توبه را طی کند؟
باسلام و عرض ادب
از آنجایی که توبه به معنی بازگشت به سوی خداست، حال هر چه این بازگشت و رویکرد به سمت خدا سریعتر و بیشتر باشد، توبه ای با سیر صعودیِ بیشتری محقق خواهد شد. از همین روست که می فرمایند حداقل توبه، استغفار و پشیمانی از گناه است؛ با این وجود توبه ی صعودی و توبه با مرتبه ی عالی، توبه نصوح خواهد بود که بازگشتی در آن نباشد.
مجلسى (ره) گويد: در نهايه گفته است كه در حديث ابى بن كعب آمده از پيغمبر (ص) از توبه‏ نصوح‏ پرسيد؟ فرمود: آن توبه خالصى است كه پس از آن بگناه بازگشت نكند. و شيخ بهائى گفته است كه مفسران در معناى توبه‏ نصوح‏ چند وجه گفته‏اند:

از آنها جمله است اينكه مقصود توبه‏ايست كه مردمان را نصيحت كند و اندرز دهد يعنى آنها را بخواند كه مانندش بياورند بخاطر آثار نيكى كه از آن در صاحبش آشكار شود يا صاحبش را اندرز دهد و يكسره از گناهان دست بكشد و هرگز بازگشت نكند.

و از آن جمله اينكه نصوح توبه‏ايست كه خالص و پاك براى رضاى خدا و خالصا لوجه اللَّه باشد و ريشه اين لغت از «عسل نصوح» گرفته شده كه بمعناى آن عسلى است كه خالص و پاك از موم باشد.

و از آن جمله اينكه «نصوح» از نصاحت بمعنى خياطت باشد، زيرا بوسيله آن هر آنچه گناهان از پرده ديانت پاره كرده رفو كند، يا اين توبه ميانه او و اولياء خدا و دوستانش را جمع كند و او را بآنان متصل سازد چنانچه بوسيله دوختن، تيكه‏هاى پارچه بهم متصل گردد.
طبق فرمایش امیرالمومنین در نهج البلاغه، مراتب عالی توبه بدین قراراست:

كسى در محضرش گفت: «استغفر اللّه» فرمود: مادر به عزايت بنشيند،مى‏دانى استغفار چيست؟ استغفار مقام مردم بلند مرتبه است، و آن نامى است كه آن را شش معناست: اول پشيمانى از گناه انجام گرفته، دوم تصميم بر ترك گناه در آينده، سوم پرداخت حقوق مردم تا خدا را ملاقات كنى و حقى از مردم بر عهده‏ات نباشد. چهارم اراده بر اداى هر حق واجبى كه آن را ضايع كرده‏اى و آن را بپردازى. پنجم همّت بر آب كردن گوشتى كه از حرام بر وجودت روييده با اندوه بر گذشته تا جايى كه پوست را به استخوان بچسبانى و بين آنها گوشت جديد رويد. ششم چشاندن رنج عبادت بر بدن چنانكه شيرينى گناه را بر آن چشاندى. آن گاه مى‏گويى: استغفر اللّه‏.(نهج البلاغه، ص 550)

seyed133
۱۳۹۲/۰۵/۱۴, ۱۸:۱۲
به نام خدا
یکی از دوستان چند وقت پیش پرسیده بود چه طور میشه به نامحرم نگاه نکرد ، در صورتی که الان تو جامعه بدحجابی و... بیداد می کنه

ما زمانی پیش استاد بزرگواری بودیم که یکی از حضار همین گله رو کرد که واقعا ادم می مونه از این وضع حجاب و چاره چیه؟

استاد بزرگوار با یک بیت شروع کرد

هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای؟..... من در میان جمع و دلم جای دیگر است

میشه همه این بی حجابی ها رو ندید
شما این ور خیابون در حرکتید اون ور خیابون فقط یه سیاهی ببینید
نمونه اش وقتی داری پیاده راه میری و پیامک میدی هیچ وقت مسیر رو گم نمی کنی همه رو به شکل یه سیاهی میبینی ولی حواست فقط به صفحه گوشی است
ایشون می فرمودند خیلی از بزرگان مثل آیت الله بهجت(ره) و...جسمشون اینجاست دلشون جای دیگست

می فرمودند تمرین کنید خسته نشید حتما شما هم موفق میشید که اون چیزی که نخواهید رو نبینید
ما تو حرم امام رضا(ع) با اون شلوغی تجربه کردیم این موضوع رو
آقا جون هركيم يا هرچيم پيش تو سر به زير ميام ...

بنده از دوستان استاد شنیدم که می گفتند ایشون وقتی تو لبنان بودند وقتی چشمشون ناخوداگاه به یکی از خانم های بی حجاب اونجا می افتاد یک روز(یا چند روز اختلاف از بنده است) رو روزه می گرفتند(مردان بزرگ این چنینن)
ان شاالله که با تمرین و پایداری به این مهم برسیم

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۵/۱۵, ۱۶:۱۵
به نام خدا
متاسفانه با قطع شدن اینترنت بنده در کار وقفه افتاد
شاید هم خیری در کار بوده که مسئله توبه یه مقدار به درازا کشیده شد
بعد توبه نصوح(که ان شالله همه ما به ان دست پیدا کردیم یا در این مسیر قرار داریم)
نماز توبه را می خوانیم
قبل از نماز توبه

تهيه جدول مراقبه
و خوب است مريد توبه، دو سه روز قبل از اين عمل، يك دفترى قرار بدهد و در عرض اين روزها ايام گذشته‏اش را فكر بكند از حال صغر تا اين روزش، هر ضمانى و حقى كه از غير، بر ذمه‏اش وارد آمده در آن دفتر بنويسد؛ چون ضمان ماليه براى صغير هم هست و بعد از آن در زمان كبيريش، هر حقى از حقوق الله و عبادات هم كه تضييع كرده، همه آنها را ثبت نمايد بلكه خوب است براى مداقه، براى هر عضوى از اعضايش جدولى بكشد، تمام حقوق واجبه آن عضو را كه متصور است جداولى در زير آن جدول قرار بدهد، در هر يكى فكر مفصلى بكند كه از آن راه تقصيرى در اداى واجبى و يا ارتكاب حرامى و يا اثبات حقى بر ذمه‏اش نكرده است، آنها كه به يادش چيزى‏ نيايد، آن جدول را خالى بگذارد، آنها كه چيزى واقع ساخته، ثبت نمايد؛ مثلاً چشم را جدولى بكشد و براى معاصى كه براى چشم هست هريك جدولى قرار بدهد؛ مثلاً نگاه كردن به زن اجنبيه و نگاه كردن به جوان خوشگل و نگاه كردن به عورت مؤمن و نگاه كردن به خانه مردم و نگاه كردن به مكتوب غير كه راضى نيست و نگاه كردن براى اخافه مؤمن(73) و نگاه كردن به غضب به روى پدر و مادر و يا به روى ارحام و يا به روى علما و يا به روى مطلق مؤمن بى‏رجحان شرعى و يا نگاه كردن به طريق استهزاء و يا به طريق تعيير(74) و يا به طريق اهانت و يا تكبر و يا نگاه كردنى كه به آن اراده نشان دادن عيب مؤمن را بكند و يا كشف چيز مستور مؤمن را بكند به ظالم - كه مى‏خواهد مال او را ببرد، يا خود او را بگيرد - مثلاً گاه است كه يك نگاه كردن، علت تامه قتل نفس و يا قتل نفوس و يا غصب اموالى بشود و ضمان بياورد.
الله: يعلم خائنه الأعين و ما تخفى الصدور(75)
او چشم‏هايى را كه به خيانت مى‏گردد و آن چه را سينه‏ها پنهان مى‏دارند، مى‏داند.
را در نظر داشته باشد؛ هكذا حقوق نگاه نكردن و چشم پوشيدن را؛ و هكذا حقوق اعضاى ديگر را، لاسيما لسان كه حقوقش حد و حصر ندارد.

73)ترساندن مؤمن.
74)عيب‏جويى و طعنه زدن.
75)سوره مؤمن (40)، آيه 19.
...

seyed133
۱۳۹۲/۰۵/۱۵, ۱۶:۴۶
به نام خدا

الله: يعلم خائنه الأعين و ما تخفى الصدور(75)
او چشم‏هايى را كه به خيانت مى‏گردد و آن چه را سينه‏ها پنهان مى‏دارند، مى‏داند.
را در نظر داشته باشد؛ هكذا حقوق نگاه نكردن و چشم پوشيدن را؛ و هكذا حقوق اعضاى ديگر را، لاسيما لسان كه حقوقش حد و حصر ندارد.
خلاصه؛ حقوق ماليه و استحلاليه(76) اينها را تدارك نموده؛ عمليه(77) را، به جا آورده؛ استغفاريه(78) را، استغفار نمايد. و آنچه تداركش از قدرتش خارج است براى صاحبان حقوق، خيرات و مبرات و اعمال خيريه به مقدار حقش به عمل بياورد و كفاره‏اى را انجام دهد و قصاصى را - خود را - به مقام قود(79) بياورد. و آنچه از اين قبيل شبهه باشد و از عهده‏اش بيرون آمدن مشكل باشد، آن را با دستگردان صحيح، درست نمايد و بعد از آن، عمل شريف مروى از اقبال را به جا بياورد(80) و دعاى توبه صحيفه سجاديه را بخواند(81) و آنچه از معاصى كبيره كه به خاطرش بيايد ذكر بكند و ضم نمايد به ذكر آنها، ذكر نعم خاصه حضرت او - جلت الائه - و قدرتش را بر اخذ و وقوع همه اين بى‏حيايى در محضرش، در حالى كه از هزاران جهات متولى انعام اوست، ذكر كرده و خاك و خاكستر به سرش بريزد و خودش را به خاك بغلطاند بلكه دست راستش را بر گردن ببندد و دست چپش را به سينه چسبانده به كيفيت دست بستن اهل عذاب تشبيه نمايد؛ كه دست راست آنها را بر گردن مى‏بندند و دست چپ را از سينه‏شان گذرانده از قفا بيرون مى‏آورند و كتابش را به دست چپش مى‏دهند و لعل از اين طريق هم درست مى‏شود معناى:
و أما من أوتى كتابه وراء ظهره(82)
و اما كسى كه نامه اعمالش به پشت سرش داده شود.
گاهى خوف عذاب و ذكر بزرگى و شدت آتش جهنم را بنمايد و گاهى ازحيات(83) و عقاربش(84) ، عرض بكند و گاهى از سلاسل و اغلالش(85) ، عرض نمايد. در خبر است در تفسير:

ثم فى سلسله ذرعها سبعون ذراعاً فاسلكوه(86)
پس او را به زنجيرى كه هفتاد ذراع است، ببنديد.
كه طول آن ذراع، چندين فرسخ از فرسخ‏هاى دنيا است و آن را هم از سرش‏ داخل و از دبرش خارج مى‏نمايد و گاهى از شدت و عظمت و هيئت ملائكه غلاظ و شداد، ياد نمايد و از طعام و شراب و زقوم و ضريع و غسلين(87) ، ذكر كند:
يصب من فوق رءوسهم الحميم * يصهر به ما فى بطونهم و الجلود(88)
مايع سوزان و جوشان بر سرشان ريخته مى‏شود، آن چنان‏كه هم درونشان با آن آب مى‏شود و هم پوست‏هايشان!
75)سوره مؤمن (40)، آيه 19.
76)استحلاليه يعنى آن چه لازم است به صاحبانش برگردانده شود يا صرف حلاليت طلبيدن است، صورت گيرد.
77)حقوق عمليه از قبيل نماز و روزه قضاء.
78)استغفاريه آن‏چه كه فقط با استغفار كردن جبران مى‏شود.
79)قصاص.
80)اقبال الأعمال، ص 147 و 197.
81)دعاى سى و يكم.
82)سوره انشقاق (84)، آيه 10.
83)مارها
84)عقرب‏ها.
85)زنجيرها و دست‏بندها.
86)سوره الحاقه (69)، آيه 32.
87)زقوم: غذاى دوزخيان؛ ضريع: بوته خار تر؛ غسلين: خونابه و چرك و خونى است كه از دوزخيان جارى است.
88)سوره حج (22)، آيه 19 - 20. ...

یا علی(ع)

مینا مهرپویا
۱۳۹۲/۰۵/۱۵, ۲۱:۲۱
حیف که من دیر رسیدم :Ghamgin:
میشه از الان شروع کنم ؟ :please:

seyed133
۱۳۹۲/۰۵/۱۶, ۲۱:۳۹
حیف که من دیر رسیدم
میشه از الان شروع کنم ؟

به نام خدا
با عرض سلام و خوش آمد گویی خدمت شما دوست بزرگوار
بله؛ چرا که نشه!
کتاب را تهیه بفرمایید و از هر وقت که آمادگی داشتید شروع کنید(لطفا مطالب را از پست اول دنبال کنید)


خدایـــا دلــــــم بـــاز امشب گــــــرفته...

بیــــــا تا کمی با تـــو صـــــحبت کنـــم...

بیا تا دل کوچــــــــــکم را

خدایـــا فقــــط با تـــو قسمت کنم...

خدایـــــا بیــا پشت آن پنــجــره..

که وا می شود رو به ســــــوی دلــــــــم

بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن...

که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم

خدایـــا کمـــک کـــن :

که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد...

کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...

مبـــادا بمیـــرد...

خــــدایــا دلــــــم را

که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت...

اگر چه شــــــکســــــته

شبــــی می فرســــتم بــرایــت...

یا علی(ع)

مینا مهرپویا
۱۳۹۲/۰۵/۱۶, ۲۲:۵۴
کتابو دارم . ممنون از لطفتون :Gol:

یا مهدی (عج)
۱۳۹۲/۰۵/۱۶, ۲۲:۵۶
سلام
من هم تازه اومدم

seyed133
۱۳۹۲/۰۵/۱۹, ۱۲:۲۱
به نام خدا
با سلام و تبریک عید فطر :Rose:
برای جبران نماز و روزه هایی که از شما فوت شده (گفتن تا اونجایی که یادتون هست باید بجا بیارید مثلا من دقیقا می دونم یک سال اول تکلیف نماز و روزه رو قضا کردم یا وقتی نماز های قضا رو از تکلیف تا الان جمع می زنم یک سال می شه یا بیشتر )
بهتره یک تقویم سال گذشته انتخاب کنید و در کنار نماز های واجب خود یک نماز قضا رو هم بجابیارید و روی روز های تقویم تیک بزنید تا تعداد روزها را داشته باشید
روزه رو هم به همین منوال

التماس دعا
یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۲/۰۵/۲۱, ۰۰:۴۲
به نام خدا
بعضی ها می گن نمیشه به این راحتی
درسته :Labkhand:
چرا که :
يقظه اولين مرحله ى سير و سلوك الى الله است. انسان تا در خواب غفلت است، نمى تواند دريابد كه براى چه به اين دنيا آمده است، بعد از اين دنيا به كجا مى رود و هدف از اين حيات و ممات چيست; در نتيجه نمى تواند به رسالت و مسئوليت خويش عمل نمايد و طى طريق كند.


كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش
نقطه ى عشق نمودم به تو هان سهو مكن



كى روى ره، ز كه پرسى، چه كنى، چون باشى
ورنه چون بنگرى از دايره بيرون باشى

یا علی(ع)

محدثه67
۱۳۹۲/۰۵/۲۱, ۱۰:۳۴
سلام.

من هم متاسفانه دیر رسیدم

ممکنه از امروز شروع کنم؟؟:Moshtagh:



از پست اول به ترتیب شروع کنم برم جلو؟؟


الان من قاتی کردم... خب خیلی عقبم از برنامه ... باید چیکار کنم؟؟:help:




برای خرید کتاب به اینجا مراجعه کنید:
http://www.booksite.ir/bo1.php?id=9786005634617


دوستان کسی از طریق این سایت تهیه کرده؟؟
مطمئنه؟؟

محدثه67
۱۳۹۲/۰۵/۲۲, ۱۳:۵۵
خب، کسی جواب ما رو نداد...

سپاسگذارم...

seyed133
۱۳۹۲/۰۵/۲۴, ۱۱:۵۸
سلام.

من هم متاسفانه دیر رسیدم

ممکنه از امروز شروع کنم؟؟



از پست اول به ترتیب شروع کنم برم جلو؟؟


الان من قاتی کردم... خب خیلی عقبم از برنامه ... باید چیکار کنم؟؟



نقل قول نوشته اصلی توسط seyed133 نمایش پست ها
برای خرید کتاب به اینجا مراجعه کنید:
http://www.booksite.ir/bo1.php?id=9786005634617

دوستان کسی از طریق این سایت تهیه کرده؟؟
مطمئنه؟؟

به نام خدا
سلام همکار بزرگوار
خوش آمدید :Gol:
با عرض معذرت دو روزی مشغول خانه تکانی بودیم(گفتیم بعد خانه تکانی دل حالا نوبت خونه است :Labkhand: )
جای تاسف نداره ! برای تولدی دوباره هیچ وقت دیر نیست ، هر وقت عزمی جزم شد و اشتیقاق غلیان پیدا کرد
فقط یه یا علی(ع) برای وارد شدن در مسیر نیاز است ، از هر روزی که دوست دارید تاریخش رو برای خودتون یادداشت کنید تا چهل روز
اگه سوال دیگه ای بود در خدمتم
برای خرید کتاب با جناب مبارز صحبت کنید فکر کنم ایشون اینترنتی خریده
موفق و موید

یا علی(ع)

seyed133
۱۳۹۳/۰۴/۱۵, ۰۴:۴۱
به نام خدا
چقدر زود یک سال از استارت این تاپیک گذشت!
از دوستان جدید اگر کسی مشتاق است می تونه از پست اول استفاده کنه و چهل روز را از هر موقع صلاح می دونه شروع کنه


شرحی از نویسنده کتاب:


http://www.askquran.ir/thread32910-4.html#post682126




http://roohollah19.persiangig.com/image/kochik/m-j-m.jpg



التماس دعا یا علی(ع)