PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ویژه ولادت امام حسین (ع) ، حضرت عباس (ع) و امام سجاد علیه السلام



sara.m
۱۳۸۷/۰۵/۱۴, ۲۱:۴۸
ولادت سه اختر تابناک ولایت و امامت:Gol: امام حسین (ع):Gol:، :Gol:حضرت عباس (ع) :Gol:و :Gol:امام سجاد علیه السلام :Gol:را خدمت همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم
:Tavallod::Tavallod::Tavallod::Mohabat az::Ebraz Doosti::Mohabbat::Rose:

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۵/۱۴, ۲۳:۲۹
http://img.tebyan.net/big/1387/05/121130190103249180176602141141961371956179136.jpg


طلوع مهر

صبح روز سوم شعبان سال چهارم هجري، شهر مدينه ميزبان کودک نو رسيده‌اي بود که در خانه فاطمه سلام‌الله‌عليها و علي عليه‌السلام چشم به جهان گشود و بعدها به "سيد الشهداي اسلام" ملقب شد. اين طفل نو رسيده، دومين فرزند خانواده‌اي است که پيامبر اسلام صلي‌الله‌عليه‌وآله پس از نزول آيه تطهير بارها آنها را با عنوان "اهل بيت نبوت" مورد خطاب قرار داده و به آنها سلام گفته بود. مادر او فاطمه سلام‌الله‌عليها، دختر پيامبر و يکي از برترين زنان تاريخ است که به جهت بلندي معرفت و فضايل اخلاقي و پاکي زبانزد خاص و عام بوده و خداوند در بيان شان و جايگاه رفيعش سوره‌اي را در قرآن آورده است. علي عليه‌السلام نيز که دومين فرزند پسر خود را در آغوش مي‌گرفت، اولين مسلمان، برترين داناي دين و بالاترين سخنور عرب و داراي سوابقي بي‌نظير در ايثار و دفاع از دين خدا، در سراسر دوران ظهور و گسترش دين اسلام بود. تا آنجا که پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله به دستور حضرت حق، بارها او را به عنوان جانشين خود معرفي کرده بود.

نام گذاری

در آن روز فرخنده طفل را به محضر رسول اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله آوردند و علي عليه‌السلام آن چنان که وظيفه داشت و نيز به رسم ادب و احترام از ايشان خواست که همچون فرزند نخست، نامگذاري اين نو رسيده را نيز بر عهده گيرند. پيامبر هم به امر الهي او را "حسين" خواند.

ريحانه پيامبر

حسين عليه‌السلام دوران کودکي را در دامان پر مهر علي عليه‌السلام و فاطمه سلام‌الله‌عليها و بيش از آن دو در دامان پيامبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله گذراند. علاقه و توجه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله به حسين عليه‌السلام چنان بود که همه اصحاب از آن آگاه بودند و بارها و بارها به چشم ديده و به گوش شنيده بودند.اصحاب، بارها رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله را ديده بودند که با حسن و حسين عليهماالسلام که کودک بودند، بازي مي‌کند و آنها را بر دوش خود سوار مي‌کند. حتي پيامبر لبهاي حسين عليه‌السلام را مي‌بوسيد و مي‌فرمود: حسين از من است و من از اويم، خداوند دوست بدارد کسي را که او را دوست مي‌دارد. در اين ميان بسياري مي‌دانستند که محبت پيامبر به اين دو کودک و مخصوصا به حسين عليه‌السلام، يک محبت عادي نسبي و فاميلي نبود. زيرا از طرفي پيامبر خدا فردي عادي مانند ساير مردم نبوده و بنا بر نص صريح قرآن، هيچ رفتار يا گفتار پيامبر از سر خواسته شخصي و هوي و هوس نيست، و از همين روست که خداوند مي‌فرمايد: شايسته است که رفتار و حرکات ايشان سرمشق و الگوي اهل ايمان باشد. از سوي ديگر پيامبر دختران زياد و حتي فرزند پسري نيز داشتند، اما اين گونه ابراز محبت و توصيه‌هاي موکد فقط در مورد حسن و حسين عليهما‌السلام ديده مي‌شد.

در آينه کتاب خدا

حسين عليه‌السلام هنوز کودک بود که منظور چندين آيه قرآن قرار گرفت. در روز مباهله پيامبر با مسيحيان نجران، حسين عليه‌السلام و خانواده‌اش تنها همراهان رسول خدا بودند و پيامبر اکرم، بنا به دستور الهي در آيه مباهله، حسن و حسين عليهماالسلام را به عنوان فرزندان خاندان وحي با خود براي مباهله همراه کرد. يکي از پنج تني که آيه تطهير در مورد آنها نازل شد، حسين عليه‌السلام بود و او نيز به همراه پدر، مادر و برادر خود زير عباي پيامبر بود که خداوند اين آيه را درباره آنها نازل کرد: همانا خداوند فقط و فقط مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور سازد و شما را قطعا پاکيزه سازد، گواهي روشن و سندي گويا بر عصمت اين خانواده و دوري ايشان از هر گناه و خطا.

ايام نوجواني

اما ساليان خوش کودکي حسين عليه‌السلام بزودي به پايان رسيد. حدوداً هفت ساله بود که رسول خدا مسلمانان را با انبوهي از سفارشات در مورد اهل بيت خود تنها گذاشت و جهان اسلام را غرق در ماتم کرد.در اين مدت حسين عليه‌السلام به عنوان يک مسلمان و ماموم، بر مسير حرکت علي عليه‌السلام راه مي‌سپرد و در عين نوجواني از هر فرصتي براي دفاع از حق استفاده مي‌کرد.

حسين ياور پدر

حسين عليه‌السلام تقريبا 32 سال داشت که با بيعت مردم، علي عليه‌السلام حاکم جامعه اسلامي گرديد. بعد از چندي ايشان به همراه فرزندان خود به کوفه هجرت کرد و آنجا را مرکز حکومت اسلامي قرار داد. در اين مدت حسين عليه‌السلام در تمام صحنه‌هاي نظامي و سياسي، يار و ياور نزديک پدر و امام خود بود و در نهايت احترام فرمانهاي پدر را اطاعت مي‌کرد. حسين عليه‌السلام تربيت شده دست بزرگ مدافع اسلام بود و شجاعت و شهامت را به خوبي از پدر آموخته بود و در هر سه جنگي که در اين دوران پيش آمد حضوري فعال داشت. در جنگ جمل فرماندهي جناح چپ سپاه اميرالمومنين به عهده ايشان بود. در جنگ صفين اولين فتح سپاه علي عليه‌السلام به دست او رقم خورد و شريعه فرات بدست او و يارانش آزاد شد. در جريان حکميت نيز ايشان يکي از شاهدان ماجرا از سوي پدر بود.

شيعه برادر

پس از شهادت امير المومنين عليه‌السلام، امام حسن عليه‌السلام، به دستور الهي و سفارش پيامبر به مقام امامت رسيد و هدايت جامعه مسلمين و ادامه راه تبيين و نشر دين خدا را به عهده گرفت.در دوران امامت برادر، حسين عليه‌السلام نيز همانند ساير شيعيان، مطيع و سر سپرده کامل برادر خود به عنوان امام شيعيان بود و در اطاعت اوامر او ذره‌اي سستي نمي‌کرد. چنان که ادب و اطاعت او از برادر مثال زدني شد. امام باقر عليه‌السلام در اين زمينه مي‌فرمايد: امام حسين عليه‌السلام به خاطر احترام و بزرگداشت مقام برادرش، امام حسن عليه‌السلام، هرگز جلوتر از او راه نرفت و در سخن گفتن از او پيشي نگرفت. حسين عليه‌السلام در تمامي مواضع سياسي و مهمترين آنها در قضيه صلح امام حسن عليه‌السلام با معاويه، پشتيبان و مطيع امر امام خويش بود. در اين واقعه حسين ابن علي به عنوان يکي از شخصيتهاي جهان اسلام علي‌رغم اينکه تمامي مسلمانان امام حسن را تنها گذاشتند، کاملا مدافع اين صلح بود و سرسختانه از موضع و تصميمات برادر حمايت مي‌کرد و او نيز حفظ اسلام را در مصالحه مي‌ديد.پس از جريان صلح، حسين عليه‌السلام به همراه برادر از شهر کوفه به مدينه زادگاه خود بازگشتند و در کنار مرقد رسول خدا به وظيفه تربيت و ارشاد مردم و تبيين و تفسير احکام الهي پرداختند. اما دير زماني نگذشت که امام حسن عليه‌السلام با حيله معاويه مسموم شد و به شهادت رسيد و حسين عليه‌السلام جانشين برادر و امام مسلمين گرديد.

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۵/۱۴, ۲۳:۳۸
http://img.tebyan.net/big/1387/05/016624872992220691193424110413616823913.jpg


طبق نقل تاریخ و روایات اهل بیت علیهم‌السلام، همه ائمه شیعه، پایان حیات دنیاییشان با شهادت بوده است.بنابر این، با توجه به اینکه قرآن کریم شهیدان را زنده معرفی می‌کند و مسلمانان را از مرده تصور کردن آنان نهی می نماید، لذا امامان ما همیشه زنده اند و حتی بعد از شهادت نیز، آگاهی و توجه آنها به این جهان کم نمی شود.از همین رو است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بارها یکسانی زیارتشان در حیات و پس از آن را بیان کرده‌اند و این ویژگی را برای دیگر ائمه نیز قائل شده‌اند. با توجه به این تعالیم، آثار و برکات زیادی در زیارت اهل بیت علیهم‌السلام پس از شهادت وجود دارد. به عنوان نمونه، اهل‌بیت علیهم‌السلام، کلام ما را می‌شنوند و پاسخ درخواست زایران را می‌دهند. در کنار این، زیارتشان برای زایر سازنده و تربیت کننده است و اجر و پاداشی عظیم دارد. اما با این وجود، برای زیارت هیچ امامی، به اندازه زیارت امام حسین علیه‌السلام در کربلا تاکید نشده است. آنچه در زیارت حسین بن علی علیه‌السلام بسیار چشم گیر است، ثواب‌های کلان و پاداش‌های عظیم و حیرت آوری است که در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام برای آن بیان گشته است.

علت چیست؟

اگر خوب بنگریم، می‌یابیم که امام حسین علیه‌السلام هرآنچه داشت، در راه خدا داد و با این كار، اسلام را زنده كرد و بقاء دین را بیمه نمود. لذا دین رسول خدا، با وجود امام حسین علیه‌السلام تداوم یافت. این همان مفهوم کلام سیدالشهدا است که در روز عاشورا فرمود: اگر استواری و استقامت دین جدم با مرگ من است، پس ای تیغ ها مرا در برگیرید. از همین رو است كه لحن و بیانی كه در احادیث مربوط به زیارت سیدالشهداء علیه‌السلام به كار رفته است، حاکی از عظمتی حیرت آور و آمیخته با تاكیداتی فراوان است. به عنوان مثال، روزی امام صادق علیه‌السلام از یکی از شیعیان به نام "سدیر" پرسید:

- آیا هر روز حسین(علیه السلام) را زیارت می کنید؟
- خیر!
- آیا هر جمعه زیارت می کنید؟
- خیر!
- هر ماه چطور؟
- خیر!
- هر سال چطور؟
- گاهی چرا.
آنگاه فرمود:
- ای سدیر، با توجه به اینکه هزاران فرشته غبار آلود و گریان، هر روز حسین علیه‌السلام را زیارت می‌کنند و خسته نمی‌شوند، چرا تو هر هفته، یا هر روز یک بار، آن حضرت را زیارت نمی‌کنی؟
سدیر گفت: فدایت شوم، میان ما و او فرسنگ ها فاصله است.
در این هنگام امام صادق علیه‌السلام فرمود: بر پشت بام برو ... و بگو:
السلام علیک یا اباعبدالله ، السلام علیک و رحمه الله و برکاته؛
با این کار برای تو زیارت محسوب می‌شود و پاداش حج و عمره می‌یابی.


http://img.tebyan.net/big/1387/05/35103114433456862928813973411953.jpg


با این همه در طول تاریخ، ستمگران و حکام جور و پیروان باطل و ساده لوحشان وقتی با یک فکر و ایمان و گرایش مذهبی نمی‌توانند مبارزه و مقابله کنند، درصدد محو و نابودی آن تفکر و باور بر می‌آیند. کربلای امام حسین علیه‌السلام نیز بارها شاهد این چنین تندروی‌ها و کج فهمی‌ها بوده است و هم اکنون نیز نظاره گر آن است. ستمگران و کج اندیشان می‌خواهند با محدود کردن مردم و ممنوع ساختن زیارت و اعمال فشارهای مختلف و حتی تخریب نمودن قبر مطهر سید الشهدا علیه‌السلام، یاد آن حضرت را از خاطرها ببرند؛ ولی علیرغم اینكه قبر آن حضرت در زمانهای مختلف مورد اهانت قرار گرفت و تخریب شد، اما شیعیان پیوسته طبق توصیه اهل بیت علیهم‌السلام، زیارت حسین بن علی علیه‌السلام را مورد توجه خاص قرار داده و می‌دهند.

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۵/۱۴, ۲۳:۴۳
چار سال از هجرت احمد گذشت

فاطمه درنزد پیغمبر نشست

بود زهرا منتظر بر زایمان

گفت احمد دخترش را آن زمان

دخترم طفلی كه داری در شكم

هست ریشه از درختی پُرحِكم

نه امام از طفل تو آید پدید

می شود در كربلا طفلت شهید

گفت زهرا این چنین بر آن قضا

برمقدّر از خدا باشم رضا 1

ماه شعبان روز سوّم چون رسید

شمس با لبخند از مشرق دمید 2

گشت مادر بار دیگر فاطمه

شاد گشتند از خبر مردم همه

فاطمه بنت اسد شادی كنان

پخش می كرد او رطب بین زنان

مصطفی بگرفت كودك را بغل

جمع گشته مؤمنان در آن محل

خواند او در گوش سبط خود اذان

بعد گفتا او به جمع مؤمنان

نام فرزند علی باشد حسین

رهنمای سوّم است این نورعین

بعد آوردند نزد فاطمه

تا كند او بهر كودك زمزمه

در بغل بگرفت و خواندش این چنین

بیت شعری پر زشهد و انگبین

اشبه الناسی حسینم بأبی

همچو من گشتی تو هم مثل نبی 3

نیست رخسار تو شكل مرتضی

می شنید این شعرحیدر از قضا

خنده آمد بر لبان بوتراب

نزد خود چون دید گل را گلاب

پی نوشت ها:

1. قالت " یا رسول الله قد رضیت عن الله عز و جل " علل الشرایع، ص 79 نهج الحیاه ،ص181 ، ح 124
2.شعبان سال چهارم ولادت حسین بن علی (ع) فاطمه الزهرا ، شهیدی ، ص 80.
3. قالت " انت شبیه بابی لست شبیه بعلی " ، امام علی سخنان فاطمه را می شنید و لبخند می زد . مناقب ابن شهر ج 3 ص 389 ،مسند احمد، ج 6 ،ص283 نهج الحیاه ص158.

برگرفته از: مثنوی ریحانه الرسول سروده ای از محسن سید اسماعیلی

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۰۲:۰۶
http://shiaupload.ir/images/wc9eloh5gb7dcfx5hbr.gifبنام تو اي قرار هستي http://shiaupload.ir/images/l67c9ruxqrde3qs9iv1.gif


http://shiaupload.ir/images/sw2sd861dysq6rff5a3k.gif


http://shiaupload.ir/images/oo2mrb94p3h5znko8e0.gifميلاد فرخنده سيد حوانان بهشت ؛ سرو ر و سالار شهيدانhttp://shiaupload.ir/images/oo2mrb94p3h5znko8e0.gif
http://shiaupload.ir/images/oo2mrb94p3h5znko8e0.gifاحياگر دين حق ؛ امام حسين عليه السلام بر همگان مبارك باد http://shiaupload.ir/images/oo2mrb94p3h5znko8e0.gif



http://www.shiaupload.ir/images/3oddqq66h245gc84z.jpg



:Sham:وفاي به عهد:Sham:



امام حسن عليه السلام فرمودند:



المسؤول حر حتي يعد ، ومسترق المسؤول حتي ينجز.



انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتي وعده ميدهد زير بار مسؤوليت ميرود ،و تا به وعدهاش عمل نكند رها نخواهد شد .



(بحار الانوار،ج78،ص113)




http://shiaupload.ir/images/sw2sd861dysq6rff5a3k.gif

مليكا
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۰۸:۲۹
http://img.tebyan.net/big/1383/06/551282281615210210117811280317512621026250.jpg

مليكا
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۰۸:۳۲
http://irapic.com/uploads/1187440064.jpg

مليكا
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۰۸:۳۶
http://www.irib.ir/occasions/H-Abbas/veladat.jpg
لقب راستین باب الحوائج
یکی از القاب مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع) "باب الحوائج" می باشد که به عقیده ی خود بنده ی حقیر خداوند متعال بسیار زیبا و نیکو بر ایشان این لقب را نهاده است و براستیکه ایشان دری از رحمات الهی برای بندگان خدا بودند و هستند و خواهند بود.

مليكا
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۰۸:۴۰
http://www.iricap.com/images/other/music/sajaddovom.jpg

سفیر
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۰۸:۵۵
امام حسين عليه السلام می فرمایند:

مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلى‏ أهلِ العُقولِ

از نشانه‏ هاى خوش‏نامى و نيك‏بختى ، همنشينى با خردمندان است.

عرشیا
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۰۹:۲۷
امام حسین(ع):هر که گره از کار مسلمانی بگشاید،خداوند در دنیا و آخرت گره از کارش خواهد گشود.

امام حسین(ع):نیازمند با درخواست کردن حرمت و آبروی خود را ریخته است.پس تو با نومید نکردن او،آبرو و حرمتت را نگه دار.

شعبان شد و پیک عشق از راه رسید
عطر نفس بقیه الله رسید
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه رسید

اعیاد شعبانیه بر قرآن دوستان مبارک:Rose::Rose::Rose:

prober64
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۱۱:۳۷
تو نماز هر شبم دعام اینه خدا کنه .... نیاد اون روز که خدا از تو منو جدا کنه:Rose:


ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم .... اگر چه کربلا بیام به هر چی می خوام میرسم:Sham:


میلاد سرور شهیدان ابا عبدلله بر همگان مبارک:Gol::Gol::Gol:

شهابی مهر
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۱۳:۰۱
میلاد با سعادت سه نور الهی ،نوراً علی نور، حضرت امام حسین (ع)،حضرت ابوالفضل العباس، امام زین العابدین(ع) بر تمام عاشقان اهل بیت مبارک باد
:Gol::Hedye::Sham::Rose:

sara.m
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۱۶:۵۰
:Rose:بده ساقی می باقی:Rose:
:Rose:که آمد از در رحمت :Rose:
:Rose:سه هم مکتب ، سه هم سنگر:Rose:
:Rose:سه هم ساغر ، سه هم پیمان:Rose:
:Rose:یکی ساقی ، یکی سقا:Rose:
:Rose:یکی عبد و یکی و مولا:Rose:
ولادت امام حسین (ع) :Gol:، حضرت ابوالفضل (ع) :Gol:(باب الحوائج) و امام سجاد (ع):Gol: تبریک و تهنیت باد
:Ebraz Doosti::Mohabbat:

آرامش
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۱۹:۵۰
:Rose::Rose::Rose:آلاله نو دمیده چیدن دارد آواز فرشتگان شنیدن دارد میلاد حسین و ابولفضل و علی یک ماه و دو آفتاب دیدن دارد:Rose::Rose::Rose:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۱۵, ۲۰:۲۷
http://shiaupload.ir/images/19nq0t0gcnltqzkdjq.gifبنام تو اي قرار هستيhttp://shiaupload.ir/images/pnqw3pwn2huveypayk1.gif



http://rahimi-azad.org/tavalod-hos-saj-ab/24410523719126511902491341495822673227171220.jpg

نورانيت پنچ تن در عرش الهي


پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: چون خدا آدم را آفريد، در سمت راست عرش پنج شبح در نور ديد كه در سجده و ركوع هستند. آدم پرسيد: اين پنج شبح كه در هيبت و صورت من هستند، كيستند؟ خطاب شد: اينان پنج تن از فرزندان تو هستند، كه پنج اسم براي آنها از نام‌هاي خود مشتق كرده‌ام، و اگر براي اينان نبود، بهشت و جهنم، عرش و كرسي، آسمان و زمين، فرشتگان و آدميان و جنيان را نمي‌آفريدم، پس من محمودم، و اين محمد است و من عالي هستم، و اين علي است، و من فاطرم، و اين فاطمه است، و من احسانم و اين حسن است، و من محسنم و اين حسين است. به عزتم سوگند ياد كرده‌ام كه هر كس ذره‌اي از كينه ايشان در دل داشته باشد، او را داخل آتش مي‌كنم، ايشان برگزيدگان من هستند، و به خاطر ايشان نجات مي‌دهم، و به خاطر ايشان هلاك مي‌نمايم، هر وقت حاجتي داري به اين پنج تن متوسل شو، پس پيغمبر فرمود: ماييم كشتي نجات! هر كس به آن ملحق شود، نجات يابد و هر كس از آن برگردد، هلاك شود

http://shiaupload.ir/images/egmkdgwlpg9vv3wjwq11.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۱۶, ۰۰:۴۱
http://shiaupload.ir/images/ebc8wj7y01lo0gl3rg8.gifبنام تو اي آرام جانhttp://shiaupload.ir/images/ebc8wj7y01lo0gl3rg8.gif


http://www.zom.ir/files/dbpup1czyepj08z72tzv.gif
ميلاد فرخنده سيد جوانان بهشت ؛ سرور و سالار شهيدان
؛ حضرت امام حسين ؛ ولادت مسعود آموزگار ادب و وفا ؛
قمر بني هاشم ؛ اباالفضل العباس وميلاد زينت عابدان و
ساجدان ؛ مظهر حلم و پارسايي ؛ حضرت علي ابن
الحسين عليهم السلام بر شيفتگان خاندان عصمت
و طهارت و محبان و منتظران مولاي مهربان
حضرت بقية الله الاعظم روحي و ارواح
العالمين له الفدا ء مبارك باد


http://www.zom.ir/files/c3vqwzcuq190wzrifrov.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۱۶, ۰۱:۱۷
http://shiaupload.ir/images/u6vuue5fzgp1p36e36li.gif بنام تو اي قرار هستيhttp://shiaupload.ir/images/clex7t87kyh2hhffxldy.gif
http://shiaupload.ir/images/6rggk5mychykx1ng251z.gif
عيد بر عاشقان مبارك باد
عاشقان عيدتان مبارك باد
http://www.shiaupload.ir/images/45stxph90vc513nju58.jpg



بريدن طمع




امام سجاد عليه السلام فرمودند:




الخيرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ في قَطعِ الطّمعِ عمّا في أَيدِي النّاس




تماميِ خير و خوبي در بريدن طمع و چشم نداشتن




به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.




(جهادالنفس،ص276)


http://shiaupload.ir/images/6rggk5mychykx1ng251z.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۱۶, ۰۱:۲۶
http://www.zom.ir/files/a5u3io4rivujfkn5nz27.gif بنام تو اي قرار هستيhttp://www.zom.ir/files/3h6y41ohdks30jul9gns.gif

http://shiaupload.ir/images/u8al09mr7qaen10tuh.gif



http://rahimi-azad.org/tavalod-hos-saj-ab/14211416116359227017416477178137965819845.jpg


جستارى درباره كنيه‏ ها و لقب‏هاى حضرت عباس عليه السلام



كنيه‏ هاى حضرت عباس عليه السلام


در فرهنگ عربى به آن دسته از نام‏هايى كه با پيشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، كنيه مى‏گويند. سنتِ گذاشتن نامى در قالب كنيه براى افراد در ميان قبايل عرب، گونه‏اى بزرگداشت و تجليل نسبت به فرد به شمار مى ‏آيد
در اسلام نيز توجه زيادى به آن شده است غزالى مى‏نويسد: «رسول خدا صلي الله عليه و آله اصحاب خود را از روى احترام براى به دست آوردن دل‏هايشان به كنيه صدا مى‏زند و آنهايى كه كنيه نداشتند، كنيه‏اى برايشان انتخاب مى‏فرمود و سپس آنها را بدان مى‏خواند. مردم نيز از آن پس، فرد مذكور را به همان كنيه مى ‏خواندند. حتى آنان كه فرزندى نداشتند تا كنيه‏اى داشته باشند برايشان كنيه‏اى مى ‏نهاد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله رسم داشت حتى براى كودكان نيز كنيه انتخاب مى‏نمود و آنان را مثلاً ابا فلان صدا مى‏زد تا دل كودكان را نيز به دست آورد.» در اينجا كنيه‏هاى حضرت عباس عليه السلام بر شمرده مى ‏شود
ابوالفضل


در منابع بسيارى، كنيه حضرت عباس عليه السلام را ابوالفضل بر شمرده‏اند كه در بين كنيه‏هاى ايشان، ابوالفضل (ابوفاضل، ابوالفضائل) مشهورترين است اما ديگر كنيه‏هاى او يا غير مشهور هستند و يا اين كه پس از واقعه كربلا حضرت را بدان خوانده‏اند. در مورد اين كينه بحث وجود دارد كه آيا اين كنيه واقعى بوده و ايشان پدر فرزندى به نام فضل بوده‏اند يا اين كه اين كنيه اعتبارى و در واقع لقبى بوده است كه به شكل كنيه به او نسبت داده‏اند. گفته‏ها و احتمالاتى در اين زمينه وجود دارد كه بدان پرداخته مى‏ شود
آن چه از بررسى اسامى افراد در تاريخ به دست مى‏آيد اين است كه انتخاب كنيه همواره بر اساس نام فرزند بزرگ‏تر فرد نبوده و در موارد بسيارى اين قاعده وجود ندارد
در فرهنگ عربى به آن دسته از نام‏هايى كه با پيشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، كنيه مى‏گويند. سنتِ گذاشتن نامى در قالب كنيه براى افراد در ميان قبايل عرب، گونه‏اى بزرگداشت و تجليل نسبت به فرد به شمار مى‏ آيد



نوشته‏اند در خاندان بنى‏هاشم هر كه عباس نام داشته او را ابوالفضل كنيه مى‏نهادند؛ همان گونه كه عباس بن عبدالمطّلب و عباس بن ربيعة بن الحارث بن عبدالمطّلب و ... نيز مُكنّى به همين كنيه بوده‏اند كه گفته‏اى مقبول و موجّه به نظر مى ‏رسد
برخى ديگر گفته‏اند اين كنيه برگرفته از برترى و فضلى بوده كه از كودكى در حضرت نمود فراوان داشته و او را بدان صفت مى‏شناخته‏اند آن گونه كه در سوگ او نيز سروده‏اند
اَبَاالفَضْلِ يَا مَنْ أَسَّسَ الفَضْلَ وَ الإبا أَبِى الفَضْلُ اِلاّ اَنْ تَكُونَ لَهُ أَبا؛ اى ابوالفضل! اى كسى كه هر برترى و پاكدامنى را بنا نهادى! آيا براى من برترى و فضلى وجود دارد كه تو پدر آن نباشى؟ (آيا كسى مى‏تواند فضلى داشته باشد كه در تو نباشد). هم ‏چنين در بين اعراب و مسلمانان نيز چنين سنتى بسيار ديده مى‏شده كه كنيه افراد را بر اساس ويژگى‏هاى آنان مى‏گذاشته‏اند. آورده‏اند روزى رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيد كه فردى را ابوالحَكَم مى‏خوانند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله او را نزد خود خواند و فرمود: همانا حَكم (داور )خداست و حُكم از آن اوست تو چرا ابوالحكم خوانده مى‏شوى؟ او پاسخ داد
قبيله‏ ام هر گاه بر سر مسأله‏اى اختلاف پيدا مى‏كنند نزد من مى‏آيند و من بين آنان داورى مى‏كنم و با صادر كردن حكم خويش اختلاف را برطرف مى‏نمايم.» پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به او فرمود: «چه كار خوبى مى‏كنى.» و اين گونه گذاشتن چنين كنيه‏هايى را بر افراد بدون اشكال دانست.
گذشته از اين همه، در رديف فرزندان عباس عليه السلام نام پسرى را به اسم فضل آورده‏اند اما چون كه فضل فرزندى نداشته، احتمال اين كه نام او از حافظه تاريخ ستُرده شده باشد، وجود دارد. اين مسأله سبب شده كه برخى براى توجيه كنيه حضرت عباس عليه السلام بر مطالبى مانند آنچه گذشت تمسك جويند گر چه هيچ يك از آنها با هم منافاتى ندارد و قابل جمع مى‏باشد. يعنى وقتى در كودكى كسى را ابوالفضل بخوانند در او زمينه‏هايى هم ايجاد مى‏شود كه نام يكى از فرزندان خويش را فضل بگذارد.
ابو القِربَة


در لغت عرب قِربة به معناى «مشك آب» است. حضرت عباس عليه السلام را به جهت آب رسانى‏اش در كربلا به اين كنيه ناميده ‏اند. در بسيارى از منابع تاريخى و رجالى چنين كنيه‏اى را براى حضرت برشمرده ‏اند
ابو الفَرجَة


در لغت عرب فرجه، «گشايش در سختى و برطرف شدن اندوه» معنا شده است. برخى چنين كنيه‏اى نيز براى حضرت برشمرده‏اند كه بيشتر به لقبى در قالب كنيه مى‏ماند. دليل آن هم برطرف كردن اندوه و گشايش در سختى‏ها در نتيجه توسل به او مى‏باشد
از علامه فقيد طباطبايى؛ نويسنده تفسير بزرگ الميزان در اين باره نقل شده است كه فرمود: «مرحوم سيد السّالكين و برهان العارفين، آقا سيد على قاضى فرمود در هنگام كشف بر من روشن و آشكار شد كه وجود مقدس ابا عبداللّه الحسين عليه السلام مظهر رحمت كليّه الهيه است و باب و پيش‏كار آن حضرت، سقاى كربلا، سرحلقه ارباب وفا، آقا باب الحوائج الى اللّه، ابوالفضل العباس صلوات اللّه و سلامه عليه است




لقب‏هاى حضرت عباس عليه السلام


به عناوينى كه بر اثر بروز و ظهور ويژگيهايى در انسان‏ها، به آنان نسبت داده شود و بيانگر ويژگي‏شان باشد، لقب مى ‏گويند. حضرت عباس عليه السلام القاب بسيارى دارد. براى ايشان بيش از بيست لقب مشهور برشمرده‏اند كه معروف‏ترين آنها عبارت‏اند از
قمر بنى ‏هاشم


حضرت عباس عليه السلام از جمال و زيبايى ويژه‏اى برخوردار بوده؛ به گونه‏اى كه سيماى دلرباى او جلب توجه مى‏كرد و چهره‏اش مانند ماه تمام، تابناك مى‏نمود. چون از دودمان هاشم، جد پيامبر صلي الله عليه و آله بوده، او را «ماه فرزندان هاشم» مى‏خواندند. اين لقب، لقبى مشهور براى حضرت به شمار مى‏رود و بسيارى از منابع آن را برشمرده‏اند
باب الحوائج


حضرت عباس عليه السلام در دوران زندگانى امام مجتبى عليه السلام پيوسته در كنار آن حضرت به مددكارى مردم و برآوردن نيازهايشان مى ‏پرداخت. اين رويه در زمان امامت امام حسين عليه السلام و پيش از جريان عاشورا نيز ادامه داشت تا آن جا كه هر گاه نيازمندى براى كمك خواستن نزد اين دو امام همام مى ‏آمد، حضرت عباس عليه السلام مأمور اجراى دستور امام خويش مى‏شد. حضرت عباس عليه السلام جايگاه بلندى نزد برادرش امام حسين عليه السلام داشت. نوشته‏اند
همان گونه كه پدرش امير المؤمنين عليه السلام جايگاه بلندى نزد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله داشت و باب او بود و هر گاه مشكلى روى مى‏داد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ابتدا آن را با على عليه السلام در ميان مى‏گذاشت، عباس عليه السلام نيز چنين حالتى نسبت به امام حسين عليه السلام داشت. امام با پيشامد هر مشكلى آن را با برادرش در ميان گذاشته و از او مى‏خواست كه آن مشكل را برطرف نمايد.» اين مسأله سبب شد تا ايشان را باب الحوائج؛ «برآورنده نيازها» بخوانند. البته به نظر مى‏رسد اين لقب بعدها در نتيجه توسل‏ها و كرامت‏هاى آن حضرت به ايشان داده شده است
باب الحسين عليه السلام


شدت دلبستگى حضرت عباس عليه السلام به برادر بزرگ‏تر خود، امام حسين عليه السلام تا آن جا بود كه همواره خود را خدمتگزار وى مى‏دانست و براى اجراى فرمان‏هاى ايشان هميشه پيش‏قدم بود. اين بدان دليل بود كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «اَنَا مَدِينَةُ العِلمِ وَ عَلِىٌّعليه السلام بَابُهَا فَمَن اَرَادَ مَدِينَةَ فَلْيَأْتِ البَابَ؛ من شهر دانش هستم و على عليه السلام دروازه ورود به آن است. پس هر كس خواهان ورود به شهر دانش است، بايد نخست سراغ درِ آن را بگيرد.» حضرت عباس عليه السلام نيز درب ورود به شهر حسينى عليه السلام بود.
از علامه فقيد طباطبايى؛ نويسنده تفسير بزرگ الميزان در اين باره نقل شده است كه فرمود: مرحوم سيد السّالكين و برهان العارفين، آقا سيد على قاضى فرمود در هنگام كشف بر من روشن و آشكار شد كه وجود مقدس ابا عبداللّه الحسين عليه السلام مظهر رحمت كليّه الهيه است و باب و پيش‏كار آن حضرت، سقاى كربلا، سرحلقه ارباب وفا، آقا باب الحوائج الى اللّه، ابوالفضل العباس صلوات اللّه و سلامه عليه است
سقّا


سقّا از مشهورترين لقب‏هاى حضرت عباس عليه السلام است و پس از واقعه كربلا به اين لقب متصف گرديد.(18) يكى از بى‏رحمانه‏ترين حربه‏هاى جنگى دشمن در واقعه كربلا، بستن آب به روى لشگر امام حسين عليه السلام بود كه از روز هفتم ماه محرّم آغاز شد اما حضرت عباس عليه السلام به همراه برخى ديگر از بنى‏هاشم، به فرات حمله مى‏برد و آب مى‏آورد.(19) او اين لقب را از پدران خويش به ارث برده بود؛ زيرا حضرت عبدالمطّلب، هاشم، عبد مناف و قُصَىّ نيز چنين لقبى داشتند. حضرت ابوطالب عليه السلام و عباس عموى پيامبر نيز به چنين ويژگى پسنديده‏اى مشهور بودند



http://rahimi-azad.org/tavalod-hos-saj-ab/255271271392041801911542004518130206230134112.jpg



القاب ياد شده از مشهورترين لقب‏هاى حضرت عباس عليه السلام است. البته ايشان لقب‏هاى ديگرى نيز دارند كه بدين شرح است
شهيد
عبد صالح
(مستجار (پشت و پناه
(ظَهر الولاية (پشتيبان ولايت
طيار
اكبر
(حامل اللّواء (پرچمدار
صابر
مجاهد
حامى
ناصر
در كلام معصومين ‏عليهم السلام لقب‏هاى ديگرى نيز براى حضرت عباس آمده است كه از جايگاه والا و مقام ارجمند حضرت عباس عليه السلام حكايت مى ‏كند


http://shiaupload.ir/images/u8al09mr7qaen10tuh.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۱۶, ۰۱:۴۵
http://www.zom.ir/files/a11vy6p78r0emwmaatxu.gifبنام تو اي آرم جانhttp://www.zom.ir/files/sdxk53iyoj3hqkl733mh.gif


http://shiaupload.ir/images/0hspiey1bc1qvhto9i6b.gif


http://img.tebyan.net/big/1384/06/414422218612968251182225197406417028233.jpg



:Sham:کراماتی از حضرت ابوالفضل(ع):Sham:


حضرت اباالفضل (ع) فرمود: بگو یا صاحب الزمان!

جناب حجة الاسلام آقای مكارمی فرمودند:
http://www.zom.ir/files/7i1ddzk25qepbtoq7d66.gifاثر روضه ها

نقل شده است در یكی از شهرهای شیراز شخصی همراه عمویش برای ماهی‌گیری به كنار ساحل می‌رود و در آنجا یكدفعه غرق می‌شود. عموی وی، نگران از مرگ برادرزاده ، ناگهان می‌بیند كه وی روی آب آمد! باری، شخص غرق شده كنار ساحل می‌آید و عمویش از او می‌پرسد: چگونه نجات یافتی؟ می‌گوید: در حال غرق شدن ، به یاد روضه‌ها افتادم، پس از آن عرض كردم: یا اباالفضل!
دیدم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام تشریف آوردند و در گوشم فرمودند: بگو یا صاحب الزمان! من هم متوسل به حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) شدم و عرض كردم یا صاحب الزمان! آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشریف آوردند و مرا نجات داده كنار ساحل آوردند.

http://www.zom.ir/files/7i1ddzk25qepbtoq7d66.gif2-در قبر گفت: السلام علیك یا اباالفضل العباس (ع)

جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ عبدالله مبلغی آبادانی نقل كردند:
در سال 1355 شمسی، یكی از وعاظ شهر یزد، به نام شیخ ذاكری، به بندرعباس می‌آید و از آنجا جهت تبلیغ به دهكده سیاهو، در اطراف این شهر، عازم می‌گردد و در روز 9 محرم الحرام در اثر سكته قلبی درمی‌گذرد. جنازه آن مرحوم را به بندرعباس منتقل می‌كنند و در جوار یكی از امامزاده‌ها به خاك می‌سپارند.
اینكه بقیه ماجرا را از زبان حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای مبلغی بشنوید:
ایشان می‌گوید:
من موقع تلقین خواندن، قسمت دست راست مرحوم ذاكری را تكان می‌دادم كه ناگاه چشم خود را باز كرد و با صدای بلند، به گونه‌ای كه همه شنیدند گفت: السلام علیك یا اباالفضل العباس علیه السلام! و سپس بست.
همزمان با این حادثه شگفت، بوی عطر خوشی به مشام من و حضار رسید كه بر اثر آن افراد حاضر شروع به صلوات بر پیامبر و خاندان معصوم وی سلام الله علیهم اجمعین نمودند. این بود مشاهدات این جانب كه خود در حال تلقین میت ، ناظر آن بودم.


http://www.zom.ir/files/7i1ddzk25qepbtoq7d66.gif3-صد دینار حواله حضرت اباالفضل العباس (ع)

ثقة الاسلام جناب آقای حاج شیخ علی رضا گل محمدی ابهری زنجانی، شب 27 جمادی الثانیه سال 1416 هـ. ق. در حرم مطهر كریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام نقل كرد:
یكی از اهالی كربلا، عربی را می‌بیند كه در حرم حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام كنار ضریح مطهر ایستاده و با حضرت سخن می‌گوید.
آقا جان، صد دینار از شما پول ‌می‌خواهم؛ می‌د‌هی كه بده و اگر نمی‌دهی می‌روم به حرم حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه السلام شكایت شما را به آن حضرت می‌كنم.
سپس سرش را به طرف ضریح مطهر برده و می‌گوید: فهمیدم، فهمیدم! و از حرم بیرون می‌رود. عرب مزبور به بازار رفته و به یكی از مغازه داران می‌گوید: آقا فرموده است صد دینار به من بده. او می‌گوید: نشانی شما از آقا چیست؟ می‌گوید: به این نشان، كه پسر شما مریض شده و شما صد دینار نذر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام كردی؛ بده! و او هم صد دینار را می‌دهد.
ناقل می‌گوید: به مرد عرب گفتم: چطور شد با حضرت صحبت كردی و نتیجه گرفتی. گفت: به حضرت گفتم اگر پول ندهی، می روم شكایت شما را به برادرت امام حسین علیه السلام می‌كنم. اینجا بود كه دیدم حضرت، داخل ضریح ظاهر شد و در حالیكه روی صندلی نشسته بود، حواله‌ای به من داد. من هم رفتم و از بازار گرفتم.


http://www.zom.ir/files/7i1ddzk25qepbtoq7d66.gif4- كفی از آب برداشت...

شب سی‌ام رمضان المبارك سال 1418 هـ ق در مسجد جواد الائمه علیه السلام در سادات محله(بابل) جناب آقای دكتر حاج سیدعلی طبری پور اظهار داشتند:
شخصی رفت كنار نهری وضو بگیرد؛ كفی از آب برداشت و نزدیك لبهایش آورد كه بخورد، به یاد سقای دشت كربلا، حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام افتاد و آب نخورد. آب را روی آب ریخت و همزمان، اشك زیادی هم در عزای آن حضرت از چشم جاری ساخت. همان شب، زن مریضش در خواب می‌بیند كه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام آمد و وی را شفا داد. به این طریق كه، پایش را به پشت كمر خانم گذاشت. خانم پرسید: مگر شما دست نداری؟ فرمود: من دست ندارم . گفت: تو كی هستی؟ فرمود: شوهرت به چه كسی متوسل شده است؟ حالا شناختی كه شوهرت به چه كسی متوسل شده است؟!


http://www.zom.ir/files/7i1ddzk25qepbtoq7d66.gif 5- رشته سبز را از بازویت باز نكن

جناب حجة الاسلام ، خطیب فرزانه، آقای حاج سیدحسین معتمدی كاشانی گفتند:
نعمت الله واشهری قمصری از فرزندش محسن نقل كرد كه:
اواخر خدمت سربازی، مرا به ایستگاه قطار تهران آورده بودند. حضور من در ایستگاه راه آهن مصادف با زمانی بود كه اسرای عراقی و زخمیها را با قطار می‌آوردند. در آنجا یك اسیر عراقی را از قطار خارج كردند كه رشته سبزی بر بازویش بسته بود. با او مصاحبه كردند و ضمن مصاحبه از او پرسیدند: شما رشته سبزی به بازویت بسته‌ای ، آیا سیدی؟ گفت: نه، و توضیح داد:
چند روز قبل از آنكه ما را به جبهه ببرند تا به دستور صدام علیه ایرانیها جنگ بكنیم، مادرم مرا به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام برد و یك رشته سبز رنگ را از یكی از خدام حرم گرفته، یك سر آن را به بازوی من بست و سر دیگرش را به ضریح مطهر حضرت ابوالفضل العباس قمر بنی هاشم علیه السلام گره زد و شروع كرد به گریستن. در حین گریه حضرت را قسم داد و گفت: این بچه‌ام را میخواهند به جبهه ببرند، من از زخمی شدن و اسیر شدن او حرفی ندارم، اما نمی‌خواهم كشته شود یا ابوالفضل، شما یك نظری بفرمایید، هر چه به سر بچه من بیاید مسئله‌ای نیست، ولی كشته نشود و دوباره به سوی من برگردد. سپس به من گفت رشته را از بازویت باز نكن كه من از حضرت عباس علیه السلام خواسته‌ام تا محفوظ مانده و به من برگردی.
وقتی كه به جبهه آمدیم، با چند نفر در یك مكان به ایرانیها حمله كردیم. ایرانیها ما را محاصره كردند. وضع بسیار سختی داشتیم و از چهار طرف تیر به طرف ما می‌آمد. چند نفر از رفقای من در اثر تیر خوردن كشته شدند، ولی من كه دستها را روی سرگذاشته و برای تسلیم آماده شده بودم، به لطف خداوند متعال و نظر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام و دعای مادرم از كشته شدن نجات پیدا كردم.


http://img.tebyan.net/big/1384/06/130162362032418716425218647201302266817228.jpg


http://www.zom.ir/files/7i1ddzk25qepbtoq7d66.gif6- بابا مرا بر زمین بگذار

جناب حجة‌الاسلام و المسلمین آقای سیداحمد قاضوی در تاریخ 26 صفر الخیر 1417 ق نقل كردند كه مرحوم آیة الله حاج شیخ محمد ابراهیم نجفی بروجردی می‌فرمودند:
زمانی كه در عراق بودیم، یك روز در صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام با عده‌ای از رفقا نشسته بودیم، كه ناگهان دیدیم عربی وارد صحن مطهر شد. وی پسر بچه‌ای 6 - 7 ساله را بر روی دست حمل می‌كرد كه به نظر می‌رسید جان خود را از دست داده و مرده است. پدر بچه اشاره به ضریح مطهر حضرت كرده و گفت: ای عباس بن علی علیهما السلام، اگر شفای پسرم را از خداوند نگیری شكایت شما را به پدرت علی علیه السلام می‌كنم.
با دیدن این صحنه، به ذهن ما رسید كه به او بگوییم اگر درخواستی هم داری باید با حضرت مؤدبانه صحبت كنی و این گونه عتاب و خطاب با این بزرگوار درست نیست. هنوز در این فكر بودیم كه دیدیم بچه چشمانش را باز كرد و به پدر گفت: بابا مرا بر زمین بگذار!
همه ما از مشاهده این صحنه بسیار منقلب شدیم و به چشم خود دیدیم كه بچه شفا یافته است.


http://www.zom.ir/files/7i1ddzk25qepbtoq7d66.gif7- یكی از كبوترهای حرم اباالفضل علیه السلام

ششم ذی الحجة الحرام سال 1417 ق مطابق با 25 فروردین 1376 ش در مدرسه آیة الله العظمی آقای حاج سید محمدرضا موسوی گلپایگانی(ره) با جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج سیدرسول مجیدی، مروج و حامی مكتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ملاقاتی دست داد. فرمودند:
جناب آقای حاج آقا رضا كرمانی صاحب فروشگاه گز عالی در اصفهان برای من نقل كرد كه، من بچه‌ای 10 - 12 ساله بودم. دیدم كودكی یكی از كبوترهای صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام را گرفت. دم كبوتر كنده شده و كبوتر فرار كرد. كودك هم دم كبوتر را كه در دستش مانده بود، رها كرد؛ دم كبوتر پشت سرش به هوا رفت تا به دم اصلی چسبید. این هم یكی از كرامات آقا قمر بنی هاشم علیه السلام.

http://www.zom.ir/files/7i1ddzk25qepbtoq7d66.gif 8- بابا مگر اربابت باب الحوائج نیست؟!

سلالة السادات جناب آقای سیدعلی صفوی كاشانی، مداح اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از جناب آقای هارونی نقل كرد كه گفتند:
یكی از عزیزان سقای هیئتی كه در ایام محرم (عاشورا) دور می‌زد و آب به دست بچه‌ها می‌داد، نقل می‌كند خدا یك پسر به من داد كه یازده سال فلج بود. یكی از شبها كه مقارن با شب تاسوعا بود وقتی می‌خواستم از خانه بیرون بیایم، مشك آب روی دوشم بود؛ یكدفعه دیدم پسرم صدا زد: بابا كجا می‌روی؟ گفتم: عزیزم، امشب شب تاسوعاست و من در هیئت سمت سقایی دارم؛ باید بروم آب به دست هیئتیها بدهم. گفت: بابا، در این مدت عمری كه از خدا گرفتم، یك بار مرا با خودت به هیئت نبرده‌ای. بابا، مگر اربابت باب الحوائج نیست؟ مرا با خودت امشب بین هیئتیها ببر و شفای مرا از خدا بخواه و شفای مرا از اربابت بگیرد.
می‌گوید: خیلی پریشان شدم. مشك آب را روی یك دوشم، و عزیز فلجم را هم روی دوش دیگرم گذاشتم و از خانه بیرون آمدم. زمانی كه هیئت می‌خواست حركت كند، جلوی هیئت ایستادم و گفتم هیئتها بایستید! امشب پسرم جمله‌ای را به من گفته كه دلم را سوزانده است. اگر امشب اربابم بچه‌ام را شفا داد كه داد، والا فردا می‌آیم وسط هیئتها این مشك آب را پاره می‌كنم و سمت سقایی حضرت ابالفضل العباس علیه السلام را كنار می‌گذارم این را گفتم و هیئت حركت كرد.
نیمه‌های شب بود. هیئت عزاداریشان تمام شد، دیدم خبری نشد. پریشان و منقلب بودم، گفتم: خدایا، این چه حرفی بود كه من زدم؟ شاید خودشان دوست دارند بچه‌ام را به این حال ببینم، شاید مصلحت خدا بر این است. با خود گفتم: دیگر حرفی است كه زده‌ام، اگر عملی نشد فردا مشك را پاره می‌كنم. آمدم منزل وارد حجره شدیم و نشستیم. هم من گریه می‌كردم و هم پسرم.
می‌گوید: گریه بسیار كردم، یكدفعه پسرم صدا زد : بابا، بس است دیگر، بلند شو بابا! بابا، اگر دلت را سوزاندم من را ببخش بابا! بابا، هر چه رضای خدا باشد من هم راضیم!
من از حجره بلند شده، بیرون آمدم و رفتم اتاق بغلی نشستم. ولی مگر آرام داشتم؟! مستمرا گریه می‌كردم تا اینكه خواب چشمان من را فرا گرفت در آن هنگام ناگهان شنیدم كه پسرم مرا صدا می‌زند و می‌گوید: بابا، بیا اربابت كمكم كرد. بابا، بیا اربابت مرا شفا داد. بابا. آمدم در را باز كردم، دیدم پسرم با پای خودش آمده است. گفتم : عزیزم، چه شد؟! صدا زد: بابا، وقتی تو از اتاق بیرون رفتی، داشتم گریه میكردم كه یك دفعه اتاق روشن شد دیدم یك نفر كنار من ایستاده به من می‌گوید بلند شو! گفتم : نمی‌توانم برخیزم. گفت: یك بار بگو یا اباالفضل و بلند شو! بابا، یك بار گفتم یا اباالفضل و بلند شدم،. بابا. بابا، ببین اربابت ناامیدم نكرد و شفایم داد! ناقل داستان می‌گوید: پسرم را بلند كرده، به دوش گرفتم و از خانه بیرون آمدم، در حالیكه با صدای بلند می‌گفتم : ای هیئتیها بیایید ببینید عباس علیه السلام بی‌وفا نیست، بچه‌ام را شفا داد!


http://shiaupload.ir/images/0hspiey1bc1qvhto9i6b.gif

valayat
۱۳۸۷/۰۵/۱۶, ۰۳:۴۱
:Gol::Hedye:ضمن عرض تبريك:Hedye::Gol:


نام عباس (عليه السلام)به عددحروف ابجدبرابراست با133،وباب حسين (عليه السلام)
نيزبه عددحروف ابجدبرابراست با133،وكساني كه ازعلم حروف واعدادآگاهي دارند
هيچ گاه اين مطلب راتصادفي نمي دانند،بلكه حكايت ازرمزورازي است كه حضرت ابالفضل (عليه السلام)
راباب الحسين(عليه السلام)درعلم ازلي دانسته اند.ازختومات مجرب براي برآورده شدن حاجات ورفع گرفتاري ها گفتن اين جمله به عددحروف اسم عباس (133مرتبه)است."ياكاشف الكرب عن وجه اخيه الحسين(عليه السلام)اكشف كربي بحق اخيك الحسين(عليه السلام) مي باشد.
الخصائص االعباسية،آيت الله كلباسي نجفي ص75

عرشیا
۱۳۸۷/۰۵/۱۶, ۱۰:۰۹
دامن علقمه و باغ گل یاس یکیست

قمر هاشمیان بین همه ناس یکیست

سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب

نام زیبای اباصالح و عباس یکیست

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۱۷, ۰۱:۳۳
:Sham:بنام تو اي قرار هستي:Sham:


http://www.zom.ir/files/vk5w3npzw6gbwp7rjhvy.gif



http://irapic.com/uploads/1187539634.gif

ميلاد فرخنده چهارمين اختر تابناک آسمان ولايت وامامت
حضرت سيد الساجدين امام زين العابدين بر شيفتگان
خاندان عصمت و طهارت مبارك باد
http://www.zom.ir/files/vk5w3npzw6gbwp7rjhvy.gif