PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : قادر بودن خدا و امر ازدواج



AMiSH13
۱۳۹۲/۰۵/۰۳, ۱۱:۲۹
سلامـــــــــــــــــــ

یکی از صفات الهی خدا قاذر بودن به معنای توانایی انجام کارهای منطقی هستش ( به نظر من)

و از اونجایی هم که شک به هر فصت الهی به معانی کفر هستش اینجا این سئوال مطرح میشه که :

بسیاری از جوانان به دلیل عدم توانایی مالی حاضر به ازدواج نیستن! یک حقیقت جامعه ما هستش دیگه. پول ندارم، خونه ندارم، کار درست حسابی ندارم و ....

در حالی که در مجموعه ای از روایات و آیات خدا اشاره کرده که من قادر هستم. اون با من.... تو برای این امر خطیر اقدام کن و به قادر بودن من اعتقاد داشته باش من برات حلش میکنم.

سئوال از اینجا شروع میشه:

آیا بدون داشتن آمادگی باید اقدام کرد؟ یعنی من نوعی که هنوز درسم تموم نشده، خدمت نرفتم و طبعا کار هم ندارم و دوست دارم ازدواج کنم باید به قادر بودن خدا که هست اطمینان کنم و برم جلو یا اینکه اول باید به مرزی از آمادگی رسید و بعد اقدام کرد؟ مثلن یه 40،50، 60 درصد آمادگی داشت و بقیه رو سپرد به دست خدا؟ هر چند همون مقدار درصدی هم که کسب شده با توجه به خواست خدا بوده....

نظر من گزینه دوم هستش. چون قضیه این طوری هستش از تو حرکت از من برکت. و اساسا خدا مفت و مجانی به کسی حال نمیده.... میخوای کاری انجام بدی تو شروع کن به اندازه توانت برو جلو تا من قادر بودن خودم رو بهت نشون بدم!

حالا نظر کارشناسان و سایر دوستان چیه؟

با تشکر AMiSH13

طاهر
۱۳۹۲/۰۵/۰۳, ۱۴:۰۸
با نام و یاد دوست





http://www.askdin.com/gallery/images/80/1_2_erjaa.png





کارشناس بحث: استاد امیدوار

fateme_d
۱۳۹۲/۰۵/۰۳, ۱۶:۵۶
من از وقتی حرف میزنم که خیلی قدیم نیست.یعنی درسته وقتی راجع به دو سال پیش صحبت میشه انگار داریم راجع به 10 سال پیش حرف میزنیم.اما اینکه می گم یه تجربه مربوط به 3 4سال پیش هست.

من وهمسرم اون موقع به عقد هم دراومدیم.همسرم فقط با 400 یا 500 هزار تومن به خواستگاری من اومد.البته یه نکته ای هم فقط برای رفع ابهام بگم که همسر من از طبقه متوسط بود،پدرشون 10 سال قبل فوت کردند و همسرم سن زیادی نداشت وخودش کار میکرد.در حالیکه من دختر تقریبا مرفهی بودم .

با همون مبلغ محدود ما با هم عقد کردیم و دو سال بعد جشن عروسیمون رو به راه انداختیم.
توی تمام مدت این دوسال همسر من به تنهایی پس انداز کرد و از پس همه خرجای جلوی پاش بر اومد و عروسی خیلی خوبی در حد خودش برام گرفت.
به شکر خدا هم الان زندگی خیلی خوبی داریم.
شاید من هم یه زمانی فکر میکردم اینکه میگن اسباب ازدواج خودش فراهم میشه یعنی چی؟اما همه چیز انقدر خوب جفت وجور می شد که واقعا هنوز هم باورم نمیشه.

yanoor
۱۳۹۲/۰۵/۰۳, ۱۸:۳۶
قادر بودن خدا و امر ازدواج (http://www.askquran.ir/thread41031.html)

البته توسل به معصومین ع برای ازدواجی مناسب هم حتما ضروری است

http://yoursmiles.org/dolls/fdolls/princess/princess45.gifhttp://yoursmiles.org/dolls/sdolls/boys/boys90.gif

AMiSH13
۱۳۹۲/۰۵/۰۴, ۱۴:۱۰
خانم fateme_d
خیلی ممنون که از تجربتون گفتید.
ان شاء الله که زندگی خوبتون تداوم داشته باشه...
خب! داشتن اعتقاد چقدر بهتون کمک کرد؟ اعتقاد به همون قادر بودن! هم به شما هم به همسرتون...
خانواده ها چطور کنار اومدن با این قضیه؟ یعنی نداشتن امکانات کافی؟ چیزی که شاید این دوره زمونه نشه پیداش کرد...




البته توسل به معصومین ع برای ازدواجی مناسب هم حتما ضروری است

حق با شما هستش یانور گرامی. ولی من جوابم رو نگرفتم!!!!! توسل بدون آمادگی یا توسل با آمادگی!؟ اگه با آمادگی هستش چند درصد آمادگی؟

فـــرعـــون
۱۳۹۲/۰۵/۰۴, ۱۹:۳۱
زمانی که اعراب با توکل آشنا شدند، شترهای خود را در بیابان رها می‌کردند و بر خدا توکل می‌کردند که آن شتر گم نشود.

پیامبر با دیدن این موضوع گفت:

گفت پیغمبر به آواز بلند
با توکل زانوی اشتر ببند

ازدواج یک موضوع ساده نیست که در سن پایین بخواهد انجام گیرد و اگر هم انجام گیرد، نباید انتظار زندگی درستی از این ازدواج داشته باشیم؛ برای ازدواج باید به مرز پیری برسیم:

پـیر، پـیر عقــل بـاشــد ای پســر
نه سپیدی موی، اندر ریش و سر

با خواندن («بسیار زیاد») کتاب‌های خوب، عبرت گرفتن از اشتباه‌هایی که دیگران انجام داده‌اند و بدست آوردن نگاهی نکته‌بین و عمیق، خیلی خوب می‌توانیم به جایی برسیم که زندگی را با همسر خود، بدون کدورت‌های بی‌جا، شروع کنیم.

پیش از ازدواج، باید به خوبی جنس مخالف خود را بشناسیم؛ برای اینکار نیازی نیست که با جنس مخالف خود رابطه‌ی دوستی برقرار کنیم؛

همه‌ی ما می‌دانیم که «مرگ‌موش» کشنده است و اگر کسی مرگ‌موش بخورد، می‌میرد.

ما از کجا فهمیده‌ایم که مرگ‌موش کسنده است؟ ما که تابه‌حال مرگ‌موش نخورده‌ایم!

از تجربه‌ی دیگران و از درون کتاب‌ها پی به این موضوع برده‌ایم؛ برای شناختن انسان‌ها، نیازی به برقراری ارتباط مستقیم با آن‌ها نیست حتی به نوعی، برقراری رابطه‌ به منظور شناخت، اشتباه است چون ما تنها با یک شخص رابطه برقرار می‌کنیم، اما اگر از دور آن‌ها و رفتارهایشان را تجزیه کنیم، همه‌ی آن‌ها را می‌توانیم بشناسیم

اگر سطح فکری ما به جایی که باید برسد، برسد؛ هم همسر خوب گیر ما می‌افتد، هم کار خوب و هم زندگی خوب و در این شرایط، نگرانی در مورد پول، بی‌مورد است؛ زیرا پول خوب، در‌پی اندیشه‌ی خوب و پویا، خود به خود می‌آید. این همانند این است که سپاهی برای کم آوردن پرچم نگران باشد؛ در صورتی که اگر سرباز باشد، پرچم کم نمی‌آید:

چونکه جان باشد، نیاید لوت، کم
چونکه لشکر هست، کم ناید عَلَم

*****
خداوند قادر است و این‌را با دیدن نظم آسمان‌ها به راحتی می‌توان حس کرد.

اما برای هرچیزی وسیله قرار داده است:

یک دختر تا زمانی که به سن مطلوب نرسد، نمی‌تواند باردار شود.

یک زن تا ازدواج نکند، نم‌تواند بچه‌دار شود.

یک انسان تا دانش کافی نداشته باشد، نمی‌تواند (در هیچ زمینه‌ای) موفق شود.

یک باغبان، تا درخت نکارد، میوه‌ای برداشت نمی‌کند.

برای داشتن همسر خوب نیز باید آدم خوبی بود:

تقریباً در همه‌ی خانواده‌ها دیده می‌شود که می‌گویند: « ما شناس نداریم، پسرانمان، زن بد گیرشان می‌افتد؛ دخترانمان هم مرد بد »

این‌گونه طرز فکر، نشان دهنده‌ی اینس که ما، بدی خود و فرزندانمان را نمی‌بینیم وگرنه پسر بد و فهمیده، چرا باید دختری بد را به همسری بپذیرد؟

دختری که تنها به ظاهر خود وابسته نباشد، چرا باید با اولین پسر که نمی‌شناسد، ازدواج کند؟

وقتی کسی فهمیده باشد، فهمیده‌ها جذب وی می‌شوند و تا زمانی فهمیده نباشد، در هیچ زمینه‌ای زندگی خوبی نخواهد داشت

فـــرعـــون
۱۳۹۲/۰۵/۰۴, ۱۹:۴۱
سلامـــــــــــــــــــ

و از اونجایی هم که شک به هر فصت الهی به معانی کفر هستش اینجا این سئوال مطرح میشه که :


با تشکر AMiSH13

منظور شما شک بد است؟

ما باید در صفت‌های خدا شک کنیم و این لازمه‌ی به کمال رسیدن بشر.

همانند ابراهیم(ع) که ابتدا ماه و ستاره را پرستید و سپس از خدا، نحوه‌ی برانگیختگی قیامت را خواست.

در صفات خدا شک کنیم (یعنی آن‌ها را تا زمانی که نفهمیده‌ایم، نپذیریم) اما همواره به عدم وجود زشتی در خدا نیز، یقین داشته باشیم

به صفت عادل بودن خدا شک کنیم و بگوییم: چگونه است که فردی در خانواده‌ای دزد به جهان می‌آید و او هم همانند خانواده‌اش دزد و نابکار می‌شود؛

اما شخصی در خانواده‌ای دانشمند به جهان می‌اید و وی، فردی مفید و درستکار می‌شود.

پس این چه عدالتی است؟

همین شک کردن باعث می‌شود که ما به دنبال دریافت دانش در مورد خداوند شویم و کتاب‌های خوبی همانند مثنوی مولوی را می‌خوانیم و پی به پاسخ این موضوع می‌بریم.

az4deh
۱۳۹۲/۰۵/۰۵, ۰۳:۰۷
با عرض سلام

توکل به خدا از واجبات زندگی همه ی انسانهاست و همچنین کلید موفقیتمان در تمام امور , اما صحیح نیست صرفا با توکل خالی و بدون داشتن آمادگی و توانایی لازم و کافی جهت انجام امور مهم زندگی از جمله ازدواج اقدام نمود و سپس به دنبال گرفتن یک نتیجه مطلوب نیز بود . (البته خداوند قادر است و هیچ چیز محال نیست ).

عاقلانه تر این است که ابتدا (حداقل) به آمادگی نسبی رسیده باشید و قدرت شروع یک زندگی معمولی اما آبرومندانه را در خود ببینید و یا (شاید در خوشبینانه ترین حالت) از این موضوع که در آینده نزدیک میتوانید شغل مناسبی بیابید و خودتان زندگیتان را اداره کنید به طریقی اطمینان حاصل نمایید . سپس درمرحله بعدی بایستی آستانه ی صبر و میزان سازگاری فرد مورد نظر خود را بسنجید اگر رگه هایی از "گذشت" و همچنین "انعطاف" در وجود فرد مورد نظر خود یافتید اختیار با شماست میتوانید "با توکل به خدا" اقدام نمایید در غیر اینصورت ریسک اشتباهی ست و احتمال شکست بالا خواهد بود !!

ضمن اینکه آمادگی ازدواج تنها داشتن تمکن مالی نیست و باید همه ی جوانب کار سنجیده شود .

این نظر بنده بود . موفق باشید .

yanoor
۱۳۹۲/۰۵/۰۵, ۱۱:۰۲
خانم fateme_d
خیلی ممنون که از تجربتون گفتید.
ان شاء الله که زندگی خوبتون تداوم داشته باشه...
خب! داشتن اعتقاد چقدر بهتون کمک کرد؟ اعتقاد به همون قادر بودن! هم به شما هم به همسرتون...
خانواده ها چطور کنار اومدن با این قضیه؟ یعنی نداشتن امکانات کافی؟ چیزی که شاید این دوره زمونه نشه پیداش کرد...





حق با شما هستش یانور گرامی. ولی من جوابم رو نگرفتم!!!!! توسل بدون آمادگی یا توسل با آمادگی!؟ اگه با آمادگی هستش چند درصد آمادگی؟


/////////////////////////////////////

با صد درصد آمادگی برای طرفین ازدواج اما در بعضی مسائل مثل مسائل ما لی اگر طرفین مشکل داشته باشند

با همان توسل و نماز اول وقت اگر نباشد هم جور می شود

fateme_d
۱۳۹۲/۰۵/۰۵, ۱۲:۴۸
خانم fateme_d
خیلی ممنون که از تجربتون گفتید.
ان شاء الله که زندگی خوبتون تداوم داشته باشه...
خب! داشتن اعتقاد چقدر بهتون کمک کرد؟ اعتقاد به همون قادر بودن! هم به شما هم به همسرتون...
خانواده ها چطور کنار اومدن با این قضیه؟ یعنی نداشتن امکانات کافی؟ چیزی که شاید این دوره زمونه نشه پیداش کرد...

ممنونم.اما اعتقاد همسرم به خدا که 100% هستش.وگرنه جرات نمی کرد به خواستگاری بیاد.من هم همین که دیدم خودش گلیمش رو از آب بیرون کشیده برام کافی بود تا امیدوار بشم مثل پدرم زحمت کش هست وآینده ی خوبی داره.

پدر من چون از بچگی خودشون کار می کردن و به لطف خدا هرچی که دارن رو از لطف خدا و پشتکار خودشون می دونن،به همسر من هم اطمینان کرد و نظر پدر ومادرم این بود که پسری که با این سن کم روی پای خودش ایستاده و از نظر ایمان ظاهری(یعنی چیزی که می شد دید از همسرم وخانوادشون) مورد تایید هست،خودش زندگیش رو میسازه وقابل اعتماده.من همسرم موقعی که به خواستگاری من اومد21 سال داشت.

به نظر من شما که اعتقادتون به خدا راسخ هست،باید به دنبال کسی بگردید که اون هم اعتقاد به خدا داشته باشه تا اون موقع ببینید که خیلی مسائل راحت پیش میره.
نمیگم هیچی نخواد و هیچ توقعی نداشته باشه.اما داشتن اخلاق و ایمان واراده مطمئنا همه چیز رو به همراه داره.به شرطی که همه چیز رو توی این دنیا تعبیر نکنیم.:Rose::Rose::Rose:

whisper
۱۳۹۲/۰۵/۰۵, ۱۳:۰۰
با صد درصد آمادگی برای طرفین ازدواج اما در بعضی مسائل مثل مسائل ما لی اگر طرفین مشکل داشته باشند

با همان توسل و نماز اول وقت اگر نباشد هم جور می شود


الان یعنی اگه زوجی مشکل مالی دارن برن نماز اول وقت بخونن و توسل کنن حل میشه ؟؟
من نمیدونم چرا ما بزرگترین نعمت که عقل و منطق هستو نادیده میگیریم

نتیجه اش میشه اینکه یک نگاه علمی میاد وسط یک نگاه دینی

بعدش باز همون وسط وقتی میبینیم یکجا نگاه علمی دینیرو تایید میکنه کلی ذوق میکنیم که اره دین ما درسته !! ( توجه کنین الویت نگاه علمی قرار میدیم سند و مدرک اونه که اینو باهاش توجیه کنیم )




یکی از صفات الهی خدا قاذر بودن به معنای توانایی انجام کارهای منطقی هستش ( به نظر من)

بعدش معجزات کجان پس تو این تعریف ؟

U.S.A
۱۳۹۲/۰۵/۰۵, ۱۷:۵۲
آره دیگه بدون شناخت جنس مخالف و با نماز و روزه و توکل همه چی حل میشه...
من نمیدونم کی میخوایم این افکار متحجرانه رو بزاریم کنار...
طلاق‌‌های زود‌هنگام در قم/ زوجینی که سر یک سال از هم جدا می‌شوند (http://www.entekhab.ir/fa/news/122602/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82%E2%80%8C%E2%80%8C%D9%87%D 8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AF%E2%80%8C%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A 7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%85-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%AC%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF)

poooya
۱۳۹۲/۰۵/۰۶, ۰۰:۰۲
سم الله الرحمن الرحيم

ما در ايرا ن مشكل فرهنگي داريم

ازدواج تبديل شده به يك پروژه خود نمايي و تجملگرايي خانواده ها كه حتي روي بچه هاي اونها هم تاثير گذاشته

خيلي اوقات تناسب و علاقه دو طرف مهم نيست با بوق و كرنا بگن ما دامادمون .ما عروسمون ...دكترا داره. كارخونه داره ....داره ....داره

تعهد .اخلاق . ايمان . درك انساني و اجتماعي
چقدر اينهارو شنيديم؟

برای ازدواج دلیلی ندارد هزار نفر تصمیم بگیرند
خداوند مجوز را صادر کرده برای دو جنس مکمل که شرایط زیر برای این پیوند مقدس و لذتبخش روحی و جسمی کافی است:
1- امکان ازدواج با فرد مقابل از لحاظ شرع الهی
2- رضایت داشتن دو طرف و پذیرفتن شرایط همدیگر
3- هم کفو بودن(توضیحات هم کفو را به دفاتر مراجع مراجعه نمایید یا در پستهای بعدی مطالعه فرمایید)
4- احترام به والدین در ازدواج برای جلب رضایت آنان حد المقدور لازم است

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRKqhN6ZmsT_UBKYT87dQWPgL_JoRSL9 C-rNsouSbIKNZpROibRsc-qvVM (http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.patogh98.com/uploads/2011/08/0431.jpg&imgrefurl=http://www.donyayegolhayeziba.blogfa.com/&usg=__aeobc553K7i8cTW3ZXSbXVOFj6Q=&h=300&w=400&sz=67&hl=fa&start=93&zoom=1&tbnid=HJAbd_bIELnglM:&tbnh=93&tbnw=124&ei=yu3rUZ6lGZHGtAaKzICABg&prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B7%25D8%25A8%25D9%258A%25D8%2 5B9%25D8%25AA%2B%25D8%25B2%25D9%258A%25D8%25A8%25D 8%25A7%252B%25DA%25AF%25D9%2584%26start%3D80%26sa% 3DN%26hl%3Dfa%26gbv%3D2%26tbm%3Disch&itbs=1&sa=X&ved=0CEIQrQMwDDhQ)

پدر و مادران گرامی که سالها زحمت میکشند و این دانه ها را به گل تبدیل میکنند نگذرانند این گلها در تنهایی پژمرده و فاسد شوند
باید این امانت را به گلستان زندگی مشترک هر چه زودتر واگذارند
به بهانه تجملات چشم کور کن و مدارک تحصیلی بی هدف و .... به افزایش نارحتی فکری و جسمی عزیزان خود کمک نکنند و بدانند که بالا رفتن سن ازدواج عامل بسیاری از معضلات اجتماعی ‘ فرهنگی و اقتصادی است
بگذاریم عقل و منطق و فطرت بجای حرف مردم تصمیم بگیرد.
خداوند اجر شما والدینی را که مانع بیدلیل ازدواج نوگلهای خود نمیشوید صد چندان میکند.
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه

امیدوار
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۰۹:۳۰
سلامـــــــــــــــــــ

یکی از صفات الهی خدا قاذر بودن به معنای توانایی انجام کارهای منطقی هستش ( به نظر من)

و از اونجایی هم که شک به هر فصت الهی به معانی کفر هستش اینجا این سئوال مطرح میشه که :

بسیاری از جوانان به دلیل عدم توانایی مالی حاضر به ازدواج نیستن! یک حقیقت جامعه ما هستش دیگه. پول ندارم، خونه ندارم، کار درست حسابی ندارم و ....

در حالی که در مجموعه ای از روایات و آیات خدا اشاره کرده که من قادر هستم. اون با من.... تو برای این امر خطیر اقدام کن و به قادر بودن من اعتقاد داشته باش من برات حلش میکنم.

سئوال از اینجا شروع میشه:

آیا بدون داشتن آمادگی باید اقدام کرد؟ یعنی من نوعی که هنوز درسم تموم نشده، خدمت نرفتم و طبعا کار هم ندارم و دوست دارم ازدواج کنم باید به قادر بودن خدا که هست اطمینان کنم و برم جلو یا اینکه اول باید به مرزی از آمادگی رسید و بعد اقدام کرد؟ مثلن یه 40،50، 60 درصد آمادگی داشت و بقیه رو سپرد به دست خدا؟ هر چند همون مقدار درصدی هم که کسب شده با توجه به خواست خدا بوده....

نظر من گزینه دوم هستش. چون قضیه این طوری هستش از تو حرکت از من برکت. و اساسا خدا مفت و مجانی به کسی حال نمیده.... میخوای کاری انجام بدی تو شروع کن به اندازه توانت برو جلو تا من قادر بودن خودم رو بهت نشون بدم!

حالا نظر کارشناسان و سایر دوستان چیه؟

با تشکر AMiSH13

بسمه‌تعالي
با عرض سلام و تحيت
چون دوستان و كاربران گرامي، مطالب و نكات لازم رو ارائه فرمودند، بنده ضمن تاييد نظر ايشان بويژه جناب خودتراش و سركار آزاده نيازي به بيان مطلب جديدي نمي‌بينم.
از همه دوستان تشكر مي‌كنم و براي حضرتعالي موفقيت در بندگي را مسئلت دارم.

امیدوار
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۰:۰۱
ما باید در صفت‌های خدا شک کنیم و این لازمه‌ی به کمال رسیدن بشر.

همانند ابراهیم(ع) که ابتدا ماه و ستاره را پرستید و سپس از خدا، نحوه‌ی برانگیختگی قیامت را خواست.

در صفات خدا شک کنیم (یعنی آن‌ها را تا زمانی که نفهمیده‌ایم، نپذیریم) اما همواره به عدم وجود زشتی در خدا نیز، یقین داشته باشیم

به صفت عادل بودن خدا شک کنیم و بگوییم: چگونه است که فردی در خانواده‌ای دزد به جهان می‌آید و او هم همانند خانواده‌اش دزد و نابکار می‌شود؛

اما شخصی در خانواده‌ای دانشمند به جهان می‌اید و وی، فردی مفید و درستکار می‌شود.

پس این چه عدالتی است؟

همین شک کردن باعث می‌شود که ما به دنبال دریافت دانش در مورد خداوند شویم و کتاب‌های خوبی همانند مثنوی مولوی را می‌خوانیم و پی به پاسخ این موضوع می‌بریم.

بسمه‌تعالي
با عرض سلام و تحيت
1- آنچه كه در مورد خداي متعال و صفات حضرتش صادق است جواز سوال و تحقيق است و نه اينكه ما لزوما و بايد شك كنيم. وقتي گفته مي‌شود بايد، معنايش اين است كه همه بايد شك كنند و اگر براي ايشان شك پديد نيايد به حقيقت ره نمي‌يابند!! پس لازم است بجاي واژه "بايد" از "جواز" استفاده كرد.

2- آنچه كه مجاز است سوال و يا به تعبيري شك ابتدايي است و نه سوال و شك استمراري!

3- هيچ پيامبري و از جمله حضرت ابراهيم عليه‌السلام هيچگاه غير خداي متعال را پرستش نكرده است. پرستش آفتاب و ماه از سوي حضرت ابراهيم ظاهري بوده و نوعي تبليغ براي خداپرستي. در واقع حضرت ابراهيم براي مبارزه با عقايد باطل افتاب پرستان و... از "جدل تبكيت" استفاده كردند. به اين معنا كه ابتدا با آنها همراهي نشان دادند و در فرصت مناسب از عقايد ايشان بر عليه خودشان استفاده نمودند و فرمودند: « اني لا احب الافلين »؛ به تحقيق كه من افول كننده‌گان را دوست ندارم.

4- قطع نظر از ايرادات، مثنوي معنوي حاوي مفاهيم آموزنده‌اي است، اما قابل قياس با روايات اهل بيت عليهم السلام نيست.

با تشكر
و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين

فـــرعـــون
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۷:۰۶
بسمه‌تعالي
با عرض سلام و تحيت
1- آنچه كه در مورد خداي متعال و صفات حضرتش صادق است جواز سوال و تحقيق است و نه اينكه ما لزوما و بايد شك كنيم. وقتي گفته مي‌شود بايد، معنايش اين است كه همه بايد شك كنند و اگر براي ايشان شك پديد نيايد به حقيقت ره نمي‌يابند!! پس لازم است بجاي واژه "بايد" از "جواز" استفاده كرد.


بازی با کلمات، تفاوتی در اصل موضوع نمی گذارد.

در قانون اقتصاد، پس از انقلاب:

- بزرگواران آمدند گفتند که کلمه‌ی «اوراق قرضه» جایز نیست و جای آن «اوراق مشارکت» قرار دادند ولی تفاوتی در ماهیت آن انجام نشد.

سپس گفتند «سود قطعی» نیز ربا است و به جای آن «سود علی‌الحساب» بگذاریم که حرام خدا حلال نشود؛ اما در باطن هیچ تفاوتی در موضوع انجام نشد و سود همان سود قطعی است؛ زیرا اگر اوراق قرضه یا همان اوراق مشارکت سود قطعی نداشته باشد، هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌گیرد.

و دیگر ظاهرگری‌های دیگر ....

حال شما می‌فرمایید: «باید» جایز نیست، «جواز» درست است. تفاوتی در معنای موضوع ندارد.


آنچه كه مجاز است سوال و يا به تعبيري شك ابتدايي است و نه سوال و شك استمراري!

منظور شما به درستی دریافت نشد!


اگر منظور شما اینست که: انسان در ابتدا باید به دنبال دلیل باشد و بعد از آن، نه:

انسان موجودی هست که در هر لحظه موضوعی جدید برای وی به وجود می‌آید و هر موضوعی ابتدایی دارد؛ پس به نوعی، وی هر لحظه به دنبال پاسخ خود می‌گردد و این موضوع تا پایان عمر استمرار دارد پس اگر کسی به صرف اعتماد به خدا بگوید: کاملاً درست است؛ بدون آن‌که بداند «چرا»، هیچ‌گاه از نظر معرفتی رشد نمی‌کند.


هيچ پيامبري و از جمله حضرت ابراهيم عليه‌السلام
هيچگاه غير خداي متعال را پرستش نكرده است. پرستش آفتاب و ماه از سوي حضرت ابراهيم
ظاهري بوده و نوعي تبليغ براي خداپرستي


عرض ما این نبود که حضرت ابراهیم، ستاره پرستی کرده است ؛ علاوه بر تبلیغ خداپرستی، تبلیغ این موضوع نیز هست که : «ای مردم، با دلیل به پرستش خدا روی آورید» همانند من وقتی با پژوهش به خدا پرستی برسید، می‌بینید که هرچیزی غیر از خدا، نابود می‌شود.
در آیه 45 و 46 سوره‌ی هود نیز این موضوع به نوعی از زبان حضرت نوح (که جزو پیامبران الوالعزم است؛ یعنی بینشی بس عمیق داشته ولی آن حضرت از خدا دلیل کارش را می‌خواهد)، اتفاق افتاده است.

حضرت موسی نیز با وجود هم‌صحبتی با خدا، از خدا می‌خواهد که قدرتش را به وی نشان دهد و خدا نیز کوهی را در برابر وی متلاشی می‌کند « این‌ها شک بد نیست، شک خوب است (همانند اضطراب که اضطراب خوب، باعث جهش و تلاش می‌شود اما اظطراب بد، باعث درماندگی)»

خداوند هر چیزی را می‌خواهد بگوید، با دلیل می‌گوید: «در آسمان‌ها بنگرید، آیا شکافی می‌بینید »(قضاوت را به عهده‌ی مردم می‌گذارد). «در وجود خود بنگرید» ؛ «شما از هیچ آفریده شده‌اید، پس در قیامت نیز، همانگونه برانگیخته می‌شوید»


قطع نظر از ايرادات، مثنوي معنوي


قطع نظر از کدام «ایرادات»؟
چند مورد از این ایرادات را لطفاً عنوان بفرمایید.



اما قابل قياس با روايات اهل بيت عليهم السلام نيست.


این جمله‌ی شما مرا یاد بزرگانی می‌اندازد که می‌گویند: «اگر مثنوی کتاب خوبیست، از قرآن کامل‌تر و بهتر نیست و اگر هم خوب نیست، پس همان بهتر که خوانده نشود؛ در کل خواندن مثنوی به مؤمنین و مؤمنات توصیه نمی‌شود، اگرچه جاهای خوبی در آن هست»


همین سخن را دیگر مذهب‌ها در مورد امامان می‌زنند: «اگر خدا قادر است، دیگر نیازی به امام نیست؛ پس تنها از خدا بخواهید»

1. مثنوی چیزی خلاف گفته‌های «واقعی و نه جعلی» امامان ما ندارد.
2. چه ایرادی دارد که از هر دو استفاده شود؟


اگر شما مثنوی‌شناس هستید، ما پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری در مورد جاهای مبهم مثنوی داریم، خوشحال می‌شویم که ما را در دست‌یابی به پاسخ‌ها راهنمایی فرمایید.

حامد14
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۰۸:۱۳
آیا بدون داشتن آمادگی باید اقدام کرد؟ یعنی من نوعی که هنوز درسم تموم نشده، خدمت نرفتم و طبعا کار هم ندارم و دوست دارم ازدواج کنم باید به قادر بودن خدا که هست اطمینان کنم و برم جلو یا اینکه اول باید به مرزی از آمادگی رسید و بعد اقدام کرد؟ مثلن یه 40،50، 60 درصد آمادگی داشت و بقیه رو سپرد به دست خدا؟ هر چند همون مقدار درصدی هم که کسب شده با توجه به خواست خدا بوده....
سلام
توکل باید با تدبیر همراه باشد چه اینکه سنت الهی تحقق امور از طریق اسباب است لذا در امور شخصی ، ما از آن اسباب محوری در تحقق اراده الهی خواهیم بود چه در مقام نیت و اندیشه و چه در مقام عمل
و هوالله الموفق

AMiSH13
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۱۲:۴۰
منظور شما شک بد است؟

بله منظورم شک بد هستش! شکی که با تحقیق همراه نیست.... شکی که همراه با پرسجو همراه نیست!


اما شخصی در خانواده‌ای دانشمند به جهان می‌اید و وی، فردی مفید و درستکار می‌شود.

پس این چه عدالتی است؟

جای تعمل داره! که بعدا در این مورد هم باید تحقیق کنم که ببینم اساسا معنای عدالت چیست!


ازدواج یک موضوع ساده نیست که در سن پایین بخواهد انجام گیرد و اگر هم انجام گیرد، نباید انتظار زندگی درستی از این ازدواج داشته باشیم

اتفاقا باید ازدواج در سنین پایین صورت گیرد. قبول که انسان باید یه تجربه خاصی داشته باشه و بی گدار به آب نزنه ولی این امر با بالا رفتن سن حل نمیشه...
شما بالاتر گفتید:


اما برای هرچیزی وسیله قرار داده است:

یک دختر تا زمانی که به سن مطلوب نرسد، نمی‌تواند باردار شود.

یک زن تا ازدواج نکند، نم‌تواند بچه‌دار شود.

در حالی که در سنین بالاتری و فقط پیری خطرناک تر هستش بارداری و ...
اگر منظور شما از پیری یه تجربه معقول از زندگی باشه قضیه کمی فرق میکنه! اون هم این هستش که جامعه های کنونی مخصوصا والدین
سعی نمیکنن اون تجربه رو منتقل کنن و یا وقت و حوصله اش رو ندارن جوان که زمانی که بهش اعتماد نشه برای به دست آوردن تجربه زندگی باید
زمان بیشتری رو سپری کنه که باعث بالا رفتن سن و تبعات بعدی میشه!


با صد درصد آمادگی برای طرفین ازدواج

اگه آمادگی کامل وجود داشته باشه که دیگه مشکلی نیست! بحث ما سر این هست که در صورت نداشتن آمادگی کامل باید چی کار کرد که
شما به توسل و نماز اول وقت اشاره کردید

AMiSH13
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۱۲:۵۰
الان یعنی اگه زوجی مشکل مالی دارن برن نماز اول وقت بخونن و توسل کنن حل میشه ؟؟

خیلی از ماها به همه در زدیم برای گرفتن نتیجه! با تمام قوا.... آیا یک بار هم با تمام قوا حاضر شدیم
نماز اول وقت بخونیم و توسل به خدا و ائمه داشته باشیم و بعدش نتیجه بگیریم! با تمام قوا....


نتیجه اش میشه اینکه یک نگاه علمی میاد وسط یک نگاه دینی
یه چیزی هست به نام ماورا الطبیعه که بعضی وقتها علم نمیتونه هیچ توجیهی براش بیاره! که این میتونه همون دین باشه


یکی از صفات الهی خدا قاذر بودن به معنای توانایی انجام کارهای منطقی هستش ( به نظر من)
بعدش معجزات کجان پس تو این تعریف ؟

حتمن یه منطقی پشت معجزات هستش... اگه ما الان درک نمیکنیم دلیل بر کار غیر منطقی نیستش...
آیا خدا میتونه کل جهان هستی رو با همون ابعاد درون یه تحم مرغ با همون ابعاد تخم مرغ قرار بده؟ بدون اینکه نه جهان هستی ذره ای کوچیک بشه نه اون پوسته تخم مرغ
ذره ای بزرگ؟



آره دیگه بدون شناخت جنس مخالف و با نماز و روزه و توکل همه چی حل میشه...

تحقیق، شناخت، توکل
سه اصل جدانشدنی

فـــرعـــون
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۱۳:۱۳
اتفاقا باید ازدواج در سنین پایین صورت گیرد. قبول که انسان باید یه تجربه خاصی داشته باشه و بی گدار به آب نزنه ولی این امر با بالا رفتن سن حل نمیشه.


وقتی می‌گویید «باید» حتماً دلیل قانع‌کننده‌ای پشت آن نیز وجود که ما هنوز به آن نرسیده‌ایم.



در حالی که در سنین بالاتری و فقط پیری خطرناک تر هستش بارداری و ...
اگر منظور شما از پیری یه تجربه معقول از زندگی باشه قضیه کمی فرق میکنه!

منظور از پیری، زیر همین موضوع در قالب شعر آورده شده است که: پیر، پیر عقلی است نه پیر تقویمی و سن و سال. زیرا پیر تقویمی خالی، چیزی نمادین و تو‌خالی است که سود و خاصیتی در پی آن نیست


[QUOTE=AMiSH13;622295]جامعه های کنونی مخصوصا والدین سعی نمیکنن اون تجربه رو منتقل کنن و یا وقت و حوصله اش رو ندارن جوان که زمانی که بهش اعتماد نشه برای به دست آوردن تجربه زندگی باید زمان بیشتری رو سپری کنه که باعث بالا رفتن سن و تبعات بعدی میشه!

پدر و مادرهای ما سعی می‌کنند که نتیجه‌ی تجربه‌های خود را بگویند اما چون تجربه‌های آن‌ها با وضع زندگی کنونی، همخوانی ندارد و همچنین چون مطالعه‌ی روزانه را در هیچ دوره‌ای از زندگی خود نداشته‌اند، تجربه‌ای سوخته دارند که به‌درد کسی نمی‌خورد.
نمونه: در زمان ما فلان کار را می‌کردیم؛ جوان‌های امروزی رو ببین که ...

این تجربه به هیچ درد یک جوان نمی‌خورد و آنان نیز خود این موضوع را درک می‌کنند و چیزی نمی‌گویند.

اما کسانی که اکنون در سن 50-60 سالگی هستند، اما به دلیل به‌روز بودن اطلاعاتشان و کسب هر روزی دانش، برای جوانان بسیار مفید و دوست‌داشتنی‌اند. پس بر ماست که به دنبال این چنین افرادی چه در حال حاضر و چه در تاریخ، بگردیم و از تجربه‌ی آن‌ها، استفاده کنیم.

خوشبختانه (!) در اطراف ما و در گذشتگان ما، اینقدر افرادی بوده‌اند که با کار‌های اشتباه خود، به دیگران درس زندگی‌ کردن را آموخته‌اند که هر لحظه می‌تواند تجربه‌های بسیاری را از همه‌ی آن‌ها دریافت کرد

این‌را باید بدانیم که: همانند پدران و مادرانمان - که در جوانی و هیچ دوره‌ای از زندگی خود مطالعه نداشته‌اند، فرزندان خود را درک نمی‌کنند و نمی‌توانند در دوران جوانی و بلوغ به ‌آنها کمک کنند، اگر ما هم مطالعه‌ی روزانه نداشته باشیم، روزی می‌رسد که فرزندان ما نیز به خاطر بی‌تجربگی و نادانی ما در سختی‌های سختی می‌افتند

*****

شهیده علمدار
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۱۳:۵۵
ازدواج باید عاقلانه باشه

yanoor
۱۳۹۲/۰۵/۰۹, ۰۳:۲۱
بی همسران را همسر دهید ........ (http://yabaqeyatallah.blogfa.com/post-1820.aspx)


وَ أَنْکِحُوا الْأَيامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ يَکُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ32

سوره : نور

آیت الله مکارم شیرازی

مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید ، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را اگر فقیر و تنگدست باشند ، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد خداوند گشایش دهنده و آگاه است!

http://tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=24&AYID=32

http://susawebtools.ir/img/gallery/glitter/140.gif http://susawebtools.ir/?spe=gallery&cat=14&page=14 (http://susawebtools.ir/?spe=gallery&cat=14&page=14)
http://susawebtools.ir/img/gallery/glitter/93.gif
http://susawebtools.ir/?spe=gallery&cat=14&page=10 (http://susawebtools.ir/?spe=gallery&cat=14&page=10)
http://tasver.persianblog.ir/tag/%d8%b9%da%a9%d8%b3_%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c% d8%b1_%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%a7%d9%86_%d8%a8% d8%a7_%da%a9%d8%af

آیا تا بحال باعث ازدواج دو جوان شده اید ؟

بله خدا قادر به ازدواج به موقع دو نفر است اما با توجه به آیه فوق الذکر دوست دارد ما وسیله این کار ثواب و عبادت و خیر شویم

راهیان عشق
۱۳۹۲/۰۵/۰۹, ۰۳:۲۹
بله خدا قادر به ازدواج به موقع دو نفر است اما با توجه به آیه فوق الذکر دوست دارد ما وسیله این کار ثواب و عبادت و خیر شویم
سلام....
خیلی کار قشنگیه اما امروزه همه میترسند ازینکه نکنه مشکلی پیش بیاد که بقول خودشون اومدن ثواب کنن-کباب شدن.......
شناخت ها خیلی کم شده.......

اما خدا خیر بده اونیکه باعث کار خیر میشه..........

یاعلی

AMiSH13
۱۳۹۲/۰۵/۰۹, ۰۴:۵۵
وقتی می‌گویید «باید» حتماً دلیل قانع‌کننده‌ای پشت آن نیز وجود که ما هنوز به آن نرسیده‌ایم.
این باید مثل should میمونه و حالت پیشنهادی داره مثل must نیست که حالت اجباری داشته... بیشتر توصیه هست
منظور هم از سن پایین زیر 18,19,20 نیست... از لحاظ من و خیلی ها سن بین 24 تا 28 رنج مناسبی هست...
که متاسفانه به دلیلهای خیلی زیادی این رنج محقق نمیشه... که همه بهش آگاه هستیم و تبعات بالا رفتن از این رنج رو هم شاهد هستیم!
توی کل دنیا

yanoor
۱۳۹۲/۰۵/۰۹, ۱۳:۵۸
البته باید شناخت باشد و تحقیق هم صورت بگیرد

fateme_d
۱۳۹۲/۰۵/۱۰, ۱۶:۳۱
البته باید شناخت باشد و تحقیق هم صورت بگیرد
این شناخت دو نوع داره:شناخت ظاهری که منوط به دیدن و بدون درک رفتارها و عادات وخلقیات فرد هست و به عبارتی فقط از روی پوشش وصورت(در مقابل سیرت)قابل دریافت هست.
شناخت باطنی افراد هم که طی مدت زمان تقریبا طولانی بدست میاد.
پس چیزی که ما از شناخت فرد مورد نظر برای ازدواج در وهله اول صحبت می کنیم شناخت ظاهری هست و تحقیق هم که به صورت گسترده و با دقت صد البته.

AMiSH13
۱۳۹۲/۰۵/۱۱, ۰۹:۲۴
شناخت باطنی افراد هم که طی مدت زمان تقریبا طولانی بدست میاد.

این نوع شناخت رو میشه از طریق با هم بودن قبل از ازدواج به دست آورد. منظورم دوستی نیست... نامزد بودن ( محرم بودن) میتونه
فصت مناسبی باشه ولی بعضی از خانواده ها مخصوصا طرف دختر مخالفت میکنه! میگن اسم رو دختر ما گذاشت و رفت

fateme_d
۱۳۹۲/۰۵/۱۲, ۱۳:۵۳
این نوع شناخت رو میشه از طریق با هم بودن قبل از ازدواج به دست آورد. منظورم دوستی نیست... نامزد بودن ( محرم بودن) میتونه
فصت مناسبی باشه ولی بعضی از خانواده ها مخصوصا طرف دختر مخالفت میکنه! میگن اسم رو دختر ما گذاشت و رفت
این طور نیست.شناختی که من مد نظرم بود فقط در چارچوب روابط خانوادگی صورت میگیره.به نظر من و طی تجربه های شخصی که در خودم و اطرافیان بدست آوردم شناخت باطنی با رفت وآمدهای درون خانواده هاوفامیل،در مسافرت و کلا در شرایط دیگه ی زندگی بدست میاد.شرایطی که شاید در دوران نامزدی اتفاق نیوفته یا حتی کنترل شده با موقعیت عمل بشه.این شناخت نیاز به مدت داره.دوران نامزدی نمیتونه اینقدر هم به درازا کشیده بشه.
پس این هم،همون شناخت ظاهری میشه.

AMiSH13
۱۳۹۲/۰۵/۱۳, ۱۷:۳۲
خب اینطوری که خیلی سخت میشه!
شناخت که بعد از ازدواج و در دراز مدت به وجود بیاد اگه دچار اختلاف بشه چی میشه؟
اونم با این شرایط جامعه ما!