PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : (**غريب كوفه(ویزه نامه شهادت و ضربت خوردن حضرت علی(ع)**)



║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92560821805836564733.gif

خدایا کاش آن شب بی سحر بود
که تیغ ابن ملجم شعله ور بود

اذان گفتند و ما در خواب بودیم
علی تنها به مسجد رهسپر بود

در آن شب تا قمر در عقرب افتاد
غم عالم به دوش زینب افتاد

فدک شد پایمال نانجیبان
علی لرزید و در تاب و تب افتاد

یقین دارم به جرم فتح خیبر
فدک در دست ال مرحب افتاد

علی جان کوفیان غیرت ندارند
که فرمان تو را گردن گذارند

علی جان کوفیان با کیاست
جدا کردند دین را از سیاست

بنام دین سر دین را شکستند
دو بال مرغ امین را شکستند

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97442052812232063452.gif

زمین تا آسمان بر شد
فلک را خاک بر سر شد
که شاه شیعه رفت و
سوی محراب مطهر شد

ثریا بر ثری لغزید
دل بانو زغم لرزید
کمر بر قامتش بست و
قیامت گشت و ناگه شور محشر شد

ملائک پر زنان ، بر سر زنان
از عرش می آیند
ببین بال ملائک را
کز آن شق القمر تر شد

غروبی کرد ماه آن سان
که دیگر بر نمی تابد
بیا زهرا ، تلافی کن
علی آخر به بستر شد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44060127504847220438.gif


ناله کن ای دل به عزای علی
گریه کن ای دیده برای علی

کعبه ز کف داده چو مولود خویش
گشته سیه پوش عزای علی

منبر و محراب کشد انتظار
تا زند بوسه به پای علی

ماه دگردر دل شب نشنود
صوت و مناجات و دعای علی

آه که محروم شد امشب دگر
چشم یتیمان ز لقای علی

مانده تهی سفره بیچارگان
منتظر نان و غذای علی

پیش حسن و حسن و زینبین
خون چکد از فرق همای علی

عمر علی عمره مقبوله بود
هر قدمش سعی و صفای علی

دیده زمزم که پر از اشک شد
یاد کند زمزمه های علی

تیغ شهادت سر او را شکافت
کوفه بود کوی منای علی

عالم امکان شد پر از غلغله
چون شده خاموش صدای علی


وای امیر دو سرا کشته شد

خانه غم گشته سرای علی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58480601324170097747.gif


دانــي زچـــه رو ديـــده مــا مــيـگــريــد
در مـاتــم شــــاه اولــيـــا مـيــگـريد


تـنـهـا ز غمش اهل زمين گريان نيست
عـيـسـي بـفـلك از اين عزا ميگريد

شـد كــشــتـــه بـمـحـراب عـبـادت حـيـدر
هـر ديـده بـحـال مـرتـضـي مـيـگـردد

بـشــكـافـت زتـيـغ كـين عـدو فرق علي
زين درد و الم ارض وسما ميگردد

بــا گــفـتـن قــد قـتـل زجـبـريــل امــيـــن
درخــلـد بـريـن خـيـر نـساء ميگردد

چـ‌ـون تـارك او شكـافـت بـا تـيـغ سـتم
از مــاتــم او عــرش عــلا مـيـگردد

از قـــتــل عــلـي يـاور خــيــل ضـعــفـــا
هــر گــوشــه يــتـيـم بـيـنـوا ميگردد

از تــارك مـجــروح عـلـي مـيـر عــرب
چـشــمــان طـبـيـب بـر مـلا ميگردد

چون ديد كه بر زخم سرش نيست علاج
زيــن فـاجعـه چشم او چرا ميگردد

مـيـگـفـت «حـيـاتـي »از غـم داغ عـلي
هــر ديــده كـــند گـريـه بجا ميگردد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08040146863092547410.gif

علی این مظهر عدل الهی چون دگر شب‏ها
فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکب‏ها

چه در پیش است کز باغ فلک بوی خزان خیزد
ز دشت شب چو نرگس‏ها نمی‏رویند کوکب‏ها

مگر رنگین ز خون پاک او محراب خواهد شد
که می‏روید به ناکامی گل افسوس بر لب‏ها

تب و تابی به جانش شعله افکنده است و می‏داند
که در خون سحر بی‏تاب می‏گردد از این تب‏ها

چه افتاده است در کرّوبیان عالم بالا
که می‏گریند و می‏نالند با فریاد یارب‏ها

علی کو دین احمد را علم بر بام گردون زد
ز پا افکند با تیغ دو سر رایات مرحب‏ها

چو مهر خاوری غلتید در خون سحرگاهان
به هنگامی که با معبود در دل داشت مطلب‏ها

علی شد کشته با شمشیر کین کز دیدگان، «مشفق»
فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکب‏ها

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38134893193213936353.png

ای دل صدپاره گل باغ تو
تا ابدیت به جگر داغ تو

ظلم‌کُش از همه مظلوم‌تر!
رهبر از فاطمه مظلوم‌تر!

پادشه وسعت ملک خدا!
صدرنشین حرم ابتدا!

محفل انس تو دل سوخته
عدل به نوع بشر آموخته

ساخته و سوخته با آه خود!
رانده جهان را ز سر راه خود!

سینه‌ات از لوح و قلم پاک‌تر
از گل پرپر شده صدچاک‌تر

باغ جنان شیفت? قنبرت
روح‌الامین مستمع منبرت

خانه تو کعبه عالم شده
خاک قدم‌های تو آدم شده

ماه، ‌طلوعش به تو آغاز گشت
مهر به دست تو ز ره بازگشت

ای همه جا طور مناجات تو
چشم اجابت پی حاجات تو

در دل شب هم‌سخن‌ چاه‌ها!
سوخته با ناله تو آه‌ها

جام طهورای خدا مست تو
وسعت گردون به کف دست تو

قنبر کوی تو سراج‌الهدی‌ست
صوت بلال تو صدای خداست

لاله زخمی شده از خارها!
جهل بشر کشته تو را بارها

خون دل و اشک بصر داشتی
زخم رعیت به جگر داشتی

زخم به دل شعله آتش به جان
خار به دیده به گلو استخوان

ناله تو ناله بی‌زمزمه
خانه تو خانه بی‌فاطمه

چشم به دیوار و به در دوختی
سوختی و سوختی و سوختی

ای به مقام از همه بالاترین
رهبر در جامعه تنهاترین

دوست تو، دشمن تو ناسپاس
تا صف محشر همه‌جا ناشناس

با چه گنه پور مرادی شتافت
فرق تو را چون جگر ما شکافت

سوز درونت به فلک تاب داد
خون سرت آب به محراب داد

کشته توحید و عدالت شدی
فزت برب گفتی و راحت شدی

تا که شود نخل و گل و باغ، سبز
در نفس ما بود این داغ، سبز

دل به عزایت حرم ماتم است
زخم سرت بر جگر «میثم» است
غلارمضا سازگار

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86369150261921529276.gif

گذردارد زمان از جاده سوگوار امشب
مه از غم کرده روی خویش پنهان در غبار امشب

نسیم مویه در گوش نخلستان ها چه می گوید
دوتا شد پشت چرخ از سوگ آن یکتا سوارامشب

چه افتادست یا رب درحریم گردون
که میریزند اشک حسرت در کنارامشب

بنال ای همنوا با من سرشک از دیده جاری کن
که خون می گریداز این غصه چاه دراز امشب

علی در چاه غم فریاد می زد تنهایی خود را
شنو پژواک آن را از سرای شام امشب

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47077470054463320069.gif

خون جبین به گلشن حسنش گلاب شد
چون شمع سوخته نور پراکند و آب شد

از خون او به دامن محراب، نقش بست
بر این شهید، ظلم و ستم بی‌حساب شد

شمشیر، گریه کرد به زخم سر علی
حتی به غربتش جگر خون کباب شد

محراب! ناله از دل خونین کشید و گفت:
یا فاطمه! دعای علی مستجاب شد

مویی که شد سفید زهجران فاطمه
جرمش مگر چه بود که از خون خضاب شد؟

هرکس گرفت سهم خود از دست روزگار
سهم تراب، خون سر بوتراب شد

فرق علی دو‌تا شد و جبریل صیحه زد
ای وای! چار رکن هدایت خراب شد

هر پادشه ستم به رعیت کند ولی
پیوسته بر علی ز رعیت عذاب شد

هم شیر حق برای شهادت شتاب داشت
هم خصم بهر کشتن او در شتاب شد

«میثم!» سرشک دیده و خون‌جگر کم است
بــر رهبــری کـه پیـر به فصل شباب شد
غلامرضا سازگار

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۵:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97917184183459627894.png

باز امشب منادی کوفه،از امامی غریب می خواند
گوشه ی خانه دختری تنها،دارد اَمن یجیب می خواند

مثل اینکه دوباره مثل قدیم،چشم اَز خون دل تری دارد
این پرستار نازنین گویا،باز بیمار بستری دارد

چادر پُر غبار مادر را،سرسجاده برسرش کرده
بین سر درد امشب بابا،یاد سر درد مادرش کرده

آه در آه ،چشمه در چشمه،متعجب زبان گرفته!پدر
خار درچشم، اُستخوان به گلو،درگلوم اُستخوان گرفته پدر

آه بابا به چهره ات اصلاً،زخم ودرد و وَرم نمی آید
چه کنم من شکاف زخم سرت،هرچه کردم به هم نمی آید

باز سر درد داری وحالا،علت درد پیکرم شده ای
ماه «اَبرو شکسته» باباجان،چه قَدَر شکل مادرم شده ای

سرخ شد باز اَز سر این زخم،جامه تازه تنت بابا
مو به مو هم به مادرم رفته،نحوه راه رفتنت بابا

پاشو اَز جا کرامت کوفه،آنکه خرما به دوش می بردی
زود در شهر کوفه می پیچد،که شما بازهم زمین خوردی

دیشب اَز داغ تا سحر بابا،خواب دیدم وَگریه ها کردم
اَز همان بُغچه ای که مادر داد،کَفنی باز دست وپا کردم

کاملاً در نگاه تو دیدم،مثل اینکه مسافری این بار
گر شما می روی برو اما،بهر ما فکر معجری بردار

کودکانی که نانشان دادی،روزگاری بزرگ می گردند
می نویسند نامه اَما بعد،بی وفا مثل گرگ می گردند

یا زمین دار گشته و آن روز،همه افراد خیزران کارند
یا که آهنگری شده آن جا،تیرهای سه شعبه می آرند

وای اَز مردمان بی احساس،دردهای بدون اندازه
وای اَز آن سوارکاران و،نعل اسبی که می شود تازه

وای اَز دست های نامَحرم،آتش ودود وچادر و دامان
وای اَز کوچه ی یهودی ها،سنگ باران قاری قرآن...
علي زمانيان


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۶:۳۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31033917714930612251.gif

می رود سمت مسجد کوفه
با دلی خسته از زمانه‌ی خود

خسته از کوفیان و بی دردی
غرق اندوه بی کرانه‌ی خود

می رسد با دل پر آشوبش
مرد غربت ، انیس سجاده

همدم چشمهای بارانیش
می شود چشم خیس سجاده

رنگ دلتنگی شفق دارد
سالها آفتاب چشمهانش

مصحف غربت و غم و درد است
صفحه صفحه کتاب چشمانش

گریه های شبانه‌ی او را
گونه‌ی خیس ماه می داند

شرح سی سال بی کسی اش را
دل بی تاب چاه می داند

سر خود را شب پریشانی
می گذارد به دوش نخلستان

می شود سوگوار چشمانش
دیده‌ی گریه پوش نخلستان

می رود سمت مسجد کوفه
تا که با عشق بی حساب شود

می رود تا محاسن خورشید
بین محراب خون خضاب شود

می رود تا که مستجاب شود
ندبه های شبانه اش حالا

می رود تا خدای خوبیها
مرتضی را بگیرد از دنیا

بین محراب اشک و دلتنگی
موسم آخرین سجود آمد

ناگهان مثل صاعقه ، تیغی
بر سر آسمان فرود آمد

سجده‌ی تیغ و ابروی خورشید
باز شق القمر شده انگار

بین محراب فرق کعبه شکافت
شب مولا سحر شده انگار

شوق پرواز بال و پر می زد
در تپش های چشم کم سویی

آمد از آسمان به دنبالش
بیقرار شکسته پهلویی

در کنار غروب چشمانش
آه سعی طبیب بی معناست

سالها بی قرار رفتن بود
بعد زهرا شکیب بی معناست

راوی سالها پریشانی ست
گیسویی که چنین سپید شده

در دل کوچه های دلتنگی
سالها پیش از این شهید شده

هر گز از یاد او نخواهد رفت
سوره‌ی کوثر و در و دیوار

آتش و تازیانه و سیلی
غنچه‌ی پرپر و در و دیوار

دست او بسته بود اما دید
گل یاسش به یک اشاره شکست

در هجومی کبود و بی پروا
دست و پهلو و گوشواره شکست

رفت و دلخستگان این عالم
در غم غربتش سهیم شدند

و یتیمان شهر دلتنگی
بار دیگر همه یتیم شدند
يوسف رحيمي


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۲۲:۱۲
http://kod-shahadat-ali.persiangig.com/heydar.swf


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif



امشب تمام آینه ها را صدا کنید




گاه اجابت است رو به سوی خدا کنید




ای دوستان آبرودار در نزد حق




در نیمه شب قدر مرا هم دعا کنید





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۲۲:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif
خــــــداحافظ
ای کوفه ای شهر غم

که در کام من ریختی زهر غم
بیا ای فروغ شهادت بیا
نجات علی ای شهادت بیا
که شام علی گشته دیگر سحر
به شامم کسی آفتابی نداد
سلام علی را جوابی نداد
خدایا زکارم گره وا شده
خدایا دلم تنگ زهرا شده

که امشب روم نزد پیغمبر
خــــــداحافظ
ای کوچه های خموش
نیاید دگر نان و خرما به دوش
خــــــداحافظ
ای سجده گاه علی

که مانده نگاهت به راه علی
خداحافــــــظ
ای ماجـــرای فدک
خداحافـــظ
ای نـــان خشک و نمک
خــــــداحافظ
ای خشـــــــم لب دوخته
خــــــداحافظ
ای خانه سوخته
خــــــداحافظ
ای کوچــــــه ی پر زدود
خــــــداحافظ
ای باغ یــــــــاس کبود
خــــــداحافظ
ای انتـــــظـــــار عجـــــــل

خــــــداحافظ
ای زانــــــــــــوی در بغل
دگر اشـــــک و آهـــــــــم ندارد سحر
خداحافظ ای پــــــــور من ای حـــــــسن

که سهم تو شدخـــــــــــــون دلهای من
خداحافظـی کرده ام با هــــمه
که چشـــــــم انتظارم بود فاطـــــمه
غم و دردم آخر به پایـــــــان رسید
به زهرا بگــــــــو این مهمان رسید

بیا حـــق ز حق ناسپاســـان بگیر
علـــــــی از علـــــی ناشناسان بگیر
خــــــداحافظ
ای سنـــــگ زن های بام
خــــــداحافظ
ای سرشــــــکن های شـــــام

خــــــداحافظ
ای نخــــــــل ها چاها
دگر نشـــــنوید از علـــــــــی آه ها
که شام علــــــــی گشته دیگر سحــــــر

که امشــــــــب رود نزد پیغمـــــــبر
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

yekta
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۰۳:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02353940066773036458.gif

در خانه دگر جز گل اميد گلي نيست
جز سوخته دلهاي غم آلود دلی نيست


بابا چه كنم كرده طبيب تو جوابم
گويد كه مداواي دگر بهر علي نيست


زينب نكند صبر اگر، واي به حالم
جز اشك حسينم مدد محتملي نيست


با اينكه مداراي تو شد شامل قاتل
جز بغض تو در سينه آن خصم ولي نيست


آنانكه به كف شير گرفتند برايت
در عهد و وفاشان به تو اهل عملي نيست


با طايفه كوفه بگوييد پس از اين
آسوده بخوابيد كه جنگ جملي نيست


مي‏بينم از اين پس بخدا غربت خود را
من بعد براي حسنت تنگ دلي نيست


ديگر نتوان ماند ز بعد تو به كوفه
همدردي و دلسوزي شان جز حيلي نيست


در شيون كوفي اُفقي تار ببينم
تا هلهله لشگر كوفي خللي نيست



http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

yekta
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۰۳:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97943999242449797127.gif
ایا سحری به رنگ خون دیدی تو

محراب و تو منبری چنین دیدی تو

خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو

فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو

ان زاده کعبه و امین حرمین

افتاده میان خاک و خون دیدی تو

انکس که ستیز خیبر و بدر و احد

چون شیر بغرید چنین دیدی تو

ایا تو درون ظلمت شام سیاه

نان اور کودک یتیم دیدی تو

ایا دل پرز خون و گریان چشمی

از جور زمانه و زمان دیدی تو

او زخم تن و زبان که در طول زمان

با جان به خرید و دم نزد دیدی تو

ایا زمیان مردم کوفه و شام

مظلوم تر از علی کسی دیدی تو


محمد مهدی نجفی



http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۱۱:۳۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97943999242449797127.gif

دانی زچه رو دیده ما میگرید
در ماتم شاه اولیا می گرید
تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست
عیسی بفلک از این عزا میگرید
شد کشته بمحراب عبادت حیدر
هر دیده بحال مرتضی می گرید
بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین
در خلد برین خیر نساء میگرید

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۱۲:۱۵
در سوگ مرتضی علیه السلام


امشب، شب فروچکیدن قطره قطره دل هاست؛ شب گریه ستاره هاست. امشب، زمین نظاره گر اشک های مهتاب است و فردا آفتاب مویه می کند، در خویش می شکند و پژمرده می شود. امشب، دلِ آسمان گرفته است. امشب آرامش از همه جا رخت بربسته و فردا، طوفان سهم ناک حادثه ای تلخ، دل های مؤمنان خدا را سخت می لرزاند. فردا برکه دل ها، سرشار از تلخابه اندوه می گردد و پیاله دیدگانِ سرخ عشاق حق، پر از غمابه فراق می شود.
فردا، پرندگان سپیدبال آسمان آبی، پروازی سیاه می کنند. پروانه ها به گل ها تسلیت می گویند، قاصدک ها، دیگر خبری از شادمانی و سرور را زمزمه نمی کنند. فردا، همه جا و همه چیز به رنگ عزاست و این همه، در سوگ مرتضی علیه السلام است.

:Graphic (59)::Graphic (59)::Graphic (59):

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۱۳:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00044032940524834636.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
یعنی امشب پدر از سمت سحر می‏آید؟!
گوش کن!
بوی قدم‏های پدر می‏آید
چشم‏ها دل نگران خیره به در می‏پرسند
ماه، ای ماه!
بگو، هان!
چه خبر؟
می‏آید؟
پیرمردی که ز چشمش غم تلخی جاری است
داد زد، آه خدا،
باز سحر می‏آید؟
کودکی دل نگران باز ز مادر پرسید
تو که گفتی پدرم رفته سفر،
می‏آید؟!
شهر از دلهره و درد به خود می‏پیچد
از همه جای زمین بوی خطر می‏آید
کوچه‏ها منتظر و چشم به راهند،
خدا!
یعنی آن صاحب شمشیر دو سر می‏آید؟
باز هم عطر قدم‏های کسی می‏پیچد
یک نفر از ته کوچه به نظر می‏آید...
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00044032940524834636.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

Tuberose
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۱۵:۴۶
http://up6.iranblog.com/uploads/13139284982.jpg

از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید



چون نامه جرم ما به هم پیچیدند
بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش ازهمگان گناه مابود ولی
ما را به محبت علی(ع)بخشیدند.
با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۲۳:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46689331424944855750.gif

نــخــورده سفــره‌ات جز خشک‌نانی
نــدیــده کـام تو جز استخوانی

نـــــدارد آســـمـــــان حــجـــره تـــو
به جز اقلیم اشکت کهکشانی

نـدیـدم پـهــن غیــر از بـــال جبــریل
مــیــان خــانــه‌ات فرش گرانی

به دست ذوالفقارت می‌نهی دست
بـه دنبال خودت سر می‌دوانی

بــرای درک تــو یـک پله هم نیست
نـدارد بـام هـسـتــی نــردبانی

رضا جعفری



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۰۰:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31033917714930612251.gif






با من سرشک از دیده جاری کن

گذردارد زمان از جاده سوگوار امشب
مه از غم کرده روی خویش پنهان در غبار امشب

نسیم مویه در گوش نخلستان ها چه می گوید
دوتا شد پشت چرخ از سوگ آن یکتا سوارامشب

چه افتادست یا رب درحریم گردون
که میریزند اشک حسرت در کنارامشب

بنال ای همنوا با من سرشک از دیده جاری کن
که خون می گریداز این غصه چاه دراز امشب

علی در چاه غم فریاد می زد تنهایی خود را
شنو پژواک آن را از سرای شام امشب





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۰۲:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97943999242449797127.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دانی زچه رو دیده ما میگرید

در ماتم شاه اولیا می گرید

تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست

عیسی بفلک از این عزا میگرید

شد کشته بمحراب عبادت حیدر

هر دیده بحال مرتضی می گرید

بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین

در خلد برین خیر نساء میگرید

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۴:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif
طبیبا وامکن زخم سرم را
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
مسوزان قلب زینب دخترم را
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
ببند آنگونه زخمم را که در قبر
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
نبیند فاطمه زخم سرم را
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
در و دیوار مسجد هست‏شاهد
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
که من گفتم اذان آخرم را
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
وداع زندگی را گفتم آنروز
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
که زد در کوچه قنفذ همسرم را
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۴:۲۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif
شاه مردان علی
نور یزدان علی
جان جانان علی
یا علی
تاج هفت آسمان علی
بر زمین و زمان علی
حکم و فرمان علی
یا علی
گو هر نه صدف
گشته طالع تو را
از گریبان علی
یا علی
خیمه سرمدی
تا ابد مست تو
می پرستان علی
ای شفیع همه روسیا هان
ای پناه دل بی پناهان علی
روح قرآن علی
یا علی
مانده کشتی به گل ای تو سکان علی
نیست آن را رسان تا به هم رسان
یا علی
تا به سامان علی
یا علی
از طلب تا فنا تا به ملک بقا
نو ر ایمان علی
یا علی
پای شکسته را
فرصت گفت و گو
در نیستان علی
یا علی
یاور بی کسان
یار گمگشتگان
در بیابان علی
یا علی
شد لبالب زخون
چون شفق در سینه ام
ای تو درمان علی
یا علی
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۴:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif
باز امشب در شب تنهایی ام

کو چه گرد شام سرگردانی ام
التهاب افتاد در جان وتنم
شعله بر می خیزد از پیراهنم
زخم خاموشم که لب وا کرده ام
معشری از درد بر پا کرده ام
باز می می خواهم از ام القدیر

ای امام عاشقان دستم بگیر
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۲۲:۰۴
http://www.askdin.com/attachment.php?attachmentid=5979&d=1282979513

پيشانى عدل و عدالت را شكستند
آن دسته اى كه با على پيمان ببستند

معصوم را ديدى كه مظلومانه كشتند
در سجده گاهى ناجوانمردانه كشتند

يا رب چه صبحى در پى شب هاى او بود
«فُزتُ وربّ الكعبه» بر لب هاى او بود

تا كى شود بى حرمتى در اين ليالى
وقت نماز و كشتن مولى الموالى

اسطوره علم و ولايت را شكستند
ديديد اركان هدايت را شكستند

ديگر اذان گويى نماند از بهر كوفه
بگرفت رنگ خون تمام شهرکوفه

ديگر كه، نان و آب بر ايتام آرد
ديگر كه بر دامن، سر آنان گذارد

ديگر ز سرها، هوش و از تن، عقل ها رفت
شب زنده دارى در كنار نخل ها رفت

آخر همان خار به ديده رفته اش كشت
آن استخوان در گلو بگرفته اش كشت

بانگ منادى را چو بشنيد ام كلثوم
ديگر يتيمى گشتنش گرديد معلوم

آن كس كه اقضى الناس بود و اشجع الناس
تاول زده بر دست زهرايش ز دستاس

مهر و ولايش «اشعرى» در حشر كافى است
مظلوم تر از فاطمه غير از على كيست




http://www.askdin.com/attachment.php?attachmentid=5979&d=1282979513

(عبدالحسين اشعرى)


http://kod-shahadat-ali.persiangig.com/nanokhorma.swf

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۰۹:۳۸
http://www.askdin.com/attachment.php?attachmentid=5979&d=1282979513


امشب هلاکم می‌کنی با کنجِ ابرو یا علی

تا نیمه شب در فکرِ تو گشتم ثناگو یا علی

من کیستم؟ من چیستم؟ جز ذره‌ی ناقابلی

در پیش پایت می‌زند جبریل زانو یا علی

گفتی به وقت مردنش هر کس تو را بیند علی

مردم بیا دیدارم ای یارِ سیه مو یا علی

راهم کجا؟ چاهم کجا؟ گم کرده‌ام کوی تو را

دل عازم روی تو شد، ره را بگو کو یا علی؟

گفتم شب میلاد تو گیرم ز تو مولا مدد

تا این که فانوس دلم گیرد ز تو سو یا علی

مشکل به کارم آمده، لطفی امیر‌المؤمنین

دانم گره وا می‌شود، با ذکر یا هو یا علی

بودی تمام عمر من غمخوار و یارِ سختی‌ام

هستی به هر زخمِ دلی، درمان و دارو یا علی


http://www.askdin.com/attachment.php?attachmentid=5979&d=1282979513

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۳:۰۴
http://www.askdin.com/attachment.php?attachmentid=5979&d=1282979513




از ذکر علی مدد گرفتیم


آن چیز که میشود گرفتیم


در بوته ی آزمایش عشق


از نمره ی بیست صد گرفتیم


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
دیدیم که رایت علی سبز


معجون هدایت علی سبز


درچمبر آسمان آبی


خورشید ولایت علی سبز
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


از باده ی حق سیاه مستیم


اما زحمایت علی سبز


شیرین شکایت علی زرد


فرهاد حکایت علی سبز
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


دستار شهادت علی سرخ


لبخند رضایت علی سبز


در نامه ی ما سیاه رویان


امضای عنایت علی سبز
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


یا علی در بند دنیا نیستم


بنده ی لبخند دنیا نیستم


بنده ی آنم که لطفش دائم است


با من و بی من به ذاتش قائم است


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
دائم الوصلیم اما بی خبر


در پی اصلیم اما بی خبر


گفت پیغمبر که ادخال سرور


فی قلوب المومنین اما به نور


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
نور یعنی اتشار روشنی


تا بساط ظلم را بر هم زنی


هر که از سر سرور آگاه شد


عشقبازان را چراغ راه شد


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
جاده ی حیرت بسی پرپیچ بود


لطف ساقی بود وباقی هیچ بود


مکه زیر سایه ی خناس بود


شیعه در بند بر العباس بود
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


حضرت صادق اگر ساقی نبود ی


ک نشان از شیعگی باقی نبود


فقه شمشیر امام صادق است


هر که بی شمشیر شد نالایق است
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


وای وی زقاب و قرب و های و هو


می دهد بر اهل تقوا آبرو


گر چه تعلیمات مردم واجب است


تزکیه قبل از تعلم واجب است
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


تربیت یعنی که خود را ساختن


بعد از آن بر دیگران پرداختن


یک مسلمان آن زمان کامل شود


که علوم وحی را عامل شود
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


نص قرآن مبین جز وحی نیست


آیه ای خالی زامر و نهی نیست


با چراغ وحی بنگر راه را


تا ببینی هر قدم الله را
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


گر مسلمانی سر تسلیم کو


سجده ای هم سنگ ابراهیم کو


ساقی سرمست ما دیوانه نیست


سرگذشت انبیاء افسانه نیست
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


آنچه در دستور کار انبیاست


جنگ با مکر و فریب اغنیاست


چیست در انجیل و تورات و زبور


آیه های نور و تسلیم وحضور


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
جمله ی ادیان زیک دین بیش نیست


جز الوهیت رهی در پیش نیست


خانقاه و مسجد ودیر و کنشت


هر که را دیدم به دل بت می سرشت
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


لیک در بتخانه دیدم بی عدد


هر صنم سرگرم ذکر یا صمد


یا صمد یعنی که ما را بشکنید


پیکر ما را در آتش افکنید
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


گر سبک گردیم در آتش چو دود


میتوان تا مبداء خود پر گشود


ای خدا ای مبداء و میعاد ما


دست بگشا بهر استمداد ما
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


ما اسیر دست قومی جاهلیم


گر چه از چوبیم و از سنگ وگلیم


ای هزاران شعله در تیغت نهان


خیز و ما را از منیت وا رهان
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


ای خدا ای مرجع کل امور


باز گردان ده شبم درتور نور


در شب اول وضو از خون کنم


خبس را از جان خود بیرون کنم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


سر دهم تکبیر تکبیر جنون


گویمت انا علیک الراجعون


خانه ات آباد ویرانم مکن


عاقبت از گوشه گیرانم مکن
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


بنگر یک دم فراموشم کنی


از بیان صدق خاموشم کنی


ما قلمهاییم دردست ولی


کز لب ما میچکد ذکر علی
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


ذکر مولایم علی اعجاز کرد


عقده ها را از زبانم باز کرد


نام او سر حلقه ی ذکر من است


کز فروغ او زبانم روشن است
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


گر نباشد جذبه روشن نیستم


این که غوغا میکند من نیستم


من چو مجنونم که در لیلای خود


نیستم در هستی مولای خود
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


ذکر حق دل را تسلا می دهد


آه مجنون بوی لیلا می دهد


جان مجنون قصد لیلایی مکن


جان یوسف را زلیخایی مکن
http://www.askdin.com/attachment.php?attachmentid=5979&d=1282979513

Tuberose
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۳:۰۶
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند
بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش ازهمگان گناه مابود ولی
ما را به محبت علی(ع)بخشیدند.
با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا
http://up.iranblog.com/images/jcuqqec7acogh0kxkyjz.jpg

Tuberose
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۳:۱۱
http://up.iranblog.com/images/n739gnxr9sacz1r4dm4.jpg

ادنیس
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۳:۴۹
http://up.iranblog.com/images/zi6aoszf0dw91g5iko1.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۵:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif
من آمده ام به کوی علی
که سر فکنم به پای علی
گداخته ام ا زجفای همه گریخته دل گداخته جان
به روز و شب دوان دوان روان به در علی
روان به صفای علی
علی مبتدای همه علی منتهای همه
خداست مبتدای علی
بریده نفس گسسته سخن
شکسته جان شکسته تن
صفای علی صفلی نبی
رضای علی رضای نبی
علی مرتضی نبی
نبی مصطفی علی
کجاست های وهوی علی
علیست هوی و های همه
زهستی خویش رسته شدم
به گوش و تنم رسته شدم
من آمدهام به کوی علی
که سر فکنم به پای علی
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

روژینا
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۵:۲۸
بنال ای دل ،دل عالم غمین است / شب قتل امیر المومنین است


پیمبر میزند بر سینه گویا / در این غم نوحه خوان روح الامین است


در بیت خدا شیر خدا را کشتند / داماد نبی امام ما را کشتند


یارب چه گنه داشت که در وقت سحر / آیینه روشن دعا را کشتند

neginsabz
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۵:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif در سوگ امیر مؤمنانhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

در خانه مولا نیست، یك خاطر شاد امشب
آن قامت همچون سرو، از پاى فتاد امشب

http://img.tebyan.net/big/1390/05/77219164111556916824521214863233669911224.jpg
بر فرق سر عالم، خاك غم و ماتم ریخت
از ضربت‏شمشیر فرزند مراد امشب
در كوفه زخم آلود، هر جا كه یتیمى بود
بارى ز غم و حسرت، بر دوش نهاد امشب
دلها همه محزون است، هر دیده پر از خون است
این محنت عظمى را بر كوفه كه داد امشب؟
محراب على از خون، رنگین شده، واویلا
در سوگ على چشمى، بى اشك مباد امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۷:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

توي نجف يه خونه بود،



كه ديوارش كاهگلي بود،



اسم صاحب اون خونه،



مولاي مردا علي بود،



نصفه شبها بلند ميشد،



يه كيسه داشت كه برميداشت،



خرما و نون و خوردني،



هرچي كه داشت تو اون ميذاشت.



راهي كوچه ها ميشد،



تا يتيمها رو سير كنه،



تا سفره خاليشونو،



پر از نون و پنير كنه،



شب تا سحر پرسه ميزد،



پس كوچه هاي كوفه رو،



تا پر بارون بكنه،



باغهاي بيشكوفه رو.



عبادت علي مگه،



ميتونه غير از اين باشه،



بايد مثل علي باشه،



هر كي كه اهل دين باشه،



بعد علي كي ميتونه،



محرم راز من باشه،



درد دلم روگوش كنه،



تا چاره ساز من باشه.



چشماتو واكن آقاجون، بالهاي خستمو ببين



منو نگاه كن آقاجون، دل شكستمو ببين

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

ایلام سرابله
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۸:۲۲
حکومت علی(ع) عالی ترین نمونه مردم سالاری

شهید آیت الله مطهری می فرمایند: امیرالمؤمنین با خوارج بر اساس آزادی و مردم سالاری رفتار کرد. او خلیفه بود و آنها رعیتش بودند. اعمال هرگونه سیاستی برایش مقدور بود، اما او زندانشان نکرد و شلاق شان نزد و حتی سهم شان را از بیت المال قطع نکرد. به آنها نیز همچون سایر افراد می نگریست.
علی همیشه در حال نماز بود

دیده علی لحظه ای از تماشای یار غافل نمی شد. در لیلة الهویر در جنگ صفین، پوستی برایش گسترده بودند و بر آن نماز می کرد. تیر از راست و چپ او می گذشت و او محو جمال دوست و غرق مناجات بود و زمزمه ای عاشقانه داشت. ناگه تیری به پای مبارکش فرو نشست. یاران خواستند آن را بیرون کشند. یکی بانگ برداشت بگذاری تا بار دیگر علی به نماز ایستد تا در هنگام بیرون کشیدن تیر مولای متقیان درد نکشد. صبر کردند تا مشغول نماز شد و در آن حال تیر را بیرون آوردند.
آورده اند علی(ع) در هر شب هزار رکعت نماز می گزارد و مگر تماشای یار و محو شدن در جمال دلدار، از علی شگفت است؟ علی همیشه در حال نماز بود.
آیه یا اَیُّها الرَّسُول و مظلومیت علی(ع)

ندا آمد: ای پیامبر، آنچه بر تو نازل کردیم، به مردم برسان. این، فرمان پروردگار توست، مگر آنچه بر پیامبر وحی می شد، امر پروردگار نبود؟ پس چرا این بار تأکید می شود که این آیه از جانب پروردگار فرو فرستاده شده است؟ شیخ مفید و طبرسی می گویند این همه تأکید از آن رو است که فرمان امامت علی(ع) بر پیامبر وحی شده بود، اما پیامبر از بروز اختلاف در میان مردم نگران بود و خداوند به آن حضرت وحی فرمود: ما ترا از شر مردم نگاه می داریم. در مظلومیت علی و قدرناشناسی مردم همین بس که حق تعالی به پیامبر(ص) می فرماید: اگر این کار را نکنی، رسالت خویش را به انجام نرسانده ای.
در این آیه ولایت امیرمؤمنان(ع) همسنگ رسالت پیامبر(ص) قلمداد شده است، اما علی رغم این همه تأکید، مردم ناسپاس نسبت به حضرت امیر(ع) بی مهری کردند.
غدیر خم تذکار دلیل واقعی حرمت انسان

پیامبر مبنای حرمت انسانی را روشن فرمود و مردمی را که به استخوان های پوسیده پدران شان مباهات می کردند، به تفکر وا داشت. آن حضرت هویت اصیل شان را یادآوری و فطرتشان را بیدار کرد تا دریابند که انسان فقط از آن رو گرامی و اشرف مخلوقات است که با خدا عهد و پیمان بسته و مخاطب او شده است. غدیر خم در حقیقت، تذکار بزرگ خدا و رسول و یادآوری دلیل واقعی حرمت انسان، و پیمان دیگری بود که با گردن نهادن بدان، انسان به قدر و منزلتی والاتر دست می یافت. زیبایی غدیر آنگاه به چشمان ما عیان تر می نماید که دریابیم پیمان و عهد ازلی خدا با انسان، در این روز تکرار شد و این بار پیامبر از همه زنان و مردان پیمان گرفت که به ولایتِ علی گردن نهند و یاریش کنند.
علی(ع) حفظ اسلام را مقدم بر هر کار دیگر می دانست

پس از رحلت پیامبر، سرانِ قبیله ها به گذشته خویش و سنت های تاریک جاهلی بازگشتند و پیمانی که با خدا و رسول بسته بودند، زیرپا گذاشتند. علی(ع) که مولود کعبه و مؤید تأییدات خداوند و تربیت شده دامان پیامبر و اوّلین کسی بود که به پیامبر ایمان آورده بود، کوچک ترین پیوندی با سنّت های جاهلی نداشت. آن حضرت از نظر شرافت نسب، سابقه ای که در اسلام داشت و دیگر امتیازات اجتماعی، برای رهبری جامعه، از همگان سزاوارتر بود. امّا آن حضرت هدف و وسیله را بهتر از هر کس تمییز می داد و حفظ اسلام و استمرار روح رسالت را هدف برتر و مقدم بر هر چیز دیگر می دانست. به همین دلیل، از حکومت که یکی از وسیله های حفظ اسلام و برقراری پیمانِ انسان با خداست، چشم پوشید و آن را فدای حفظ اسلام کرد.
ایمان علی(ع)

گفتار و کردار و سیره امیرالمؤمنین(ع) رنگ و بوی جهانی جز فضای جامعه مکه و مدینه داشت. ایمان علی(ع) متفاوت از ایمان مجاوران اوست.
رسول خدا(ص) درباره ایمان علی(ع) فرمودند: اگر تمامی آسمان ها و زمین در یک کفه ترازو و ایمان علی(ع) در کفه دیگر ترازو قرار گیرد، ایمان علی سنگین تر خواهد بود.
علم علی(ع)

دانش همگان در برابر علم حضرت علی(ع) همچون قطره ای است در مقابل دریا. حضرت علی(ع) می فرمایند: هرچه می خواهید، از من بپرسید قبل از آنکه مرا نیابید. به خدا از هم اکنون تا روز قیامت چیزی نیست که درباره اش از من بپرسید و پاسخش را نگویم.
تقوای علی(ع)

علی(ع) در تقوا و عمل به تعهد اعجاب انگیز است. در جنگ خندق، پس از آنکه عمرو بن عبدود بر چهره مبارکش آب دهان می اندازد، از روی سینه عمرو بر می خیزد و کمی درنگ می کند تا مبادا از روی خشم و تشفّی خاطر سرش را ببرد. حضرت، خلافت و امامت را در مقابل عمل به عقیده و پای بندی به تعهد خویش به کناری می نهد؛ چرا که مصالح جامعه اسلامی چنین اقتضا می کرد. آن حضرت بیست و پنج سال، به قول مبارک خودشان، خار در چشم و استخوان در گلو بود و این همه را تنها برای عمل به پیمان و تعهد به جان خرید.
دریای فضایل حضرت(ع)

شمع بیت المال را خاموش کردن و حساسیت فوق العاده حضرت در اجرای عدالت و احقاق حقوق مردم، تلاش خستگی ناپذیر در آبادانی زمین ها و وقت کردن آنها در راه خدا، نالیدن از قلت توشه آخرت و در هر فرصتی سر به نماز و سجده داشتن، راضی نبودن به یک روز حاکمیت ظلم و جور، منشوری چنان ماندگار به مالک دادن، راضی نبودن از ابن عباس برای به تأخیرانداختن پرداخت وام، شمشیر خود را برای خرید یک پیراهن فروختن، قوت خویش به سائل دادن و خود گرسنه ماندن، مردم شهر انبار را از دویدن در جلوی خود پرهیز دادن، نگرانی برای یتیمی فرزندان شهید و معیشت خانواده شهدا و هزاران فضیلت دیگر تنها اندکی از بسیار و قطره ای از دریای سرشار فضایل حضرت است.
علی تربیت یافته پیامبر بود، نه جامعه جاهلی

حضرت در زمان خلافت شان و در دادگاهی که در آن از یک یهودی شکایت کرده بود، به قاضی محکمه برای بوالحسن گفتن اعتراض کرد؛ حقوق آن که به او فحاشی کرده بود، پاس داشت؛ حقوق مخالفان و دشمنانش را از بیت المال بالسویه پرداخت؛ در نظر ایشان حکومتی که در آن حق مظلومی گرفته نشود به اندازه یک کفش وصله دار یا آب بینی بزی نمی ارزید؛ حضرت در پاسخ آب بستن معاویه، آب را باز، و تشنگان را سیراب کرد؛ برای قاتل اش کاسه شیر فرستاد. این ویژگی ها و هزاران خصلت دیگر، ما را بر این باور استوار می کند که علی تربیت شده جامعه جاهلی نبود، بلکه تربیت یافته پیامبر بود و در حقیقت، از جهانی دیگر آمده بود.
پس باید سر در چاه فرو بَرَد

علی(ع)، نمونه تربیت نبوی، بعد از پیامبر به فاطمه(س) دلخوش بود و تا فاطمه(س) بود تمامی مصائب و مشکلات آسان و همواره بود. اما حال که فاطمه می رود، علی تنها خواهد شد و دیگر کسی نیست که دلتنگی های علی را بشنود. پس باید سر در چاه فرو بَرَد و بر تنهایی خویش ناله و فریاد کشد.
علی(ع) بعد از فاطمه(س) تنهاست

فاطمه(س) بانوی شگفتی است، علی(ع) از او می خواهد تا در هق هق گریه هایی که به هر دو امان نمی دهد، وصیت کند. فاطمه(س) چنین وصیت می کند:
علی جان، دشمنان من حق تشییع مرا ندارند و من تنهایی را با تو دوست دارم مرا شب دفن کن. از آن شب تنهایی علی(ع) آغاز شد.
فاطمه رفتن تو بر من بسیار گران است

هنگامی که مرگ فاطمه(س) نزدیک شد، او ام ایمن و اسما بنت عمیس را در پی علی(ع) فرستاد. وقتی حضرت آمدند به ایشان فرمود ای پسرعمو، از آسمان خبر داده اند که هنگام مرگ من نزدیک شده است. ای علی(ع) من و تو صادقانه ترین سرود زندگی را سروده ایم. انس من و تو چنان بود که هرگز به مفارقت نینجامید. اما چه کنم که هنگام جدایی سر رسیده و مرا بدان سو خوانده اند. علی در جواب فرمود: فاطمه جان، فراق تو مصیبت پیامبر را بر من تازه کرد و رفتن تو بر من بسیار گران است. من از این درد جانکاه و دلسوز و غم افزا به خدا پناه می برم. به خدا سوگند این مصیبتی است که تسلی دهنده ندارد و آن قدر بزرگ است که هیچ چیز آن را تسکین نمی دهد.
سوگواری علی(ع) پس از شهادت حضرت زهرا(س)

وقتی خبر مفارقت دخت گرامی رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) رسید از خود بی خود شدند و بر زمین افتادند. وقتی حضرتش به هوش آمدند، فرمودند: بعد از تو خود را به که تسلی دهم و شعری بدین مضمون خواندند: هر جسمی روزی به خدایی پایان می یابد و هر مصیبتی غیر از جدایی و مرگ اندک است. ای فاطمه بعد از رفتن تو و رفتن رسول خدا، بر من ثابت شده است که هیچ دوستی، برقرار نمی ماند.
علی(ع) مولود آسمان

علی(ع) آفریده مکه نبود. علی(ع) از آسمان نازل شده بود. این حقیقت در صفین عیان تر شد آن جا که علی(ع) قرآن ناطق اعلام شد و صورت های کاغذی قرآن های به نیزه شده ورق پاره شدند. این بیان یادآور این نکته است که با ظاهر قرآن و اجرای مناسک و نام مسلمان داشتن هم می توان علم مقابله با علی(ع) را بپا کرد. سرانجام آنها که زاده مکه و مدینه و همیشه در کنار پیامبر بودند، در مقابل علی مولود آسمان ایستادند و علم جنگ افراشتند و منافقانه فرق توحید را شکافتند.
علی همتراز قرآن

چند ماهی از اتمام حجت پیامبر درباره ولایت علی نگذشته بود. پیامبر نگران بود که آیا در هجران وی، آنچه را خداوند همسنگ تمامی رسالتش خوانده است پاس خواهند داشت. آیا مسلمانان یادگار رسول را پاس خواهند داشت؟ از اینرو مکرر می فرمود: ای مردم من از پیش شما می روم و شما در حوض کوثر بر من وارد خواهید شد و از شما خواهم پرسید با دو چیز گران و بزرگی که در میان تان گذاشتیم چه کردید؟ پس به هوش باشید که چگونه عمل می کنید خداوند لطیف خبیر مرا خبر داده است که این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. من ایندو را در میان شما می گذارم و می روم پس بر خاندانم پیشی مگیرید و از گِردشان پراکنده مشوید و در حق ایشان کوتاهی مکنید که هلاک خواهید شد.
محبت علی تنها بی کسان شهر را مأوا نداده بود

آسمان در شب پرکشیدن علی بی تابی می کرد. استن حنانه علی دستگیره دری است که علی(ع) هر روز و شب نوازش می کرد. گرمای دستان محبتی که بر سر یتیمان کوفه کشیده می شد به دستگیره در نیز زندگی بخشیده بود. مرغان، راه بر علی می بستند و عبایش را می کشیدند تا به مسجد نرود. علی به آسمان می نگریست. آیا وقت رفتن نرسیده است؟ دلش برای دیدار رسول خدا و همسرش پر می کشید و در این کشاکش محبت آسمانیان موفق تر از اهل کوفه شدند. مسجد بار دیگر گهواره علی شد تا خدا، هم در آمدن و هم در رفتنش از او پذیرایی کند.
می خواهم خدا را ملاقات کنم

چشمان یعقوب در فراق یوسف، نابینا شد و چون بوی پیراهن یوسف رسید، پیراهن به دیده کشید و دیدگان را روشنایی بخشید. اگر دیده یعقوب از شوق روی یوسف نورانی می شود، آیا علی(ع) در فراق یار قرار خواهد داشت؟ آیا کسی که همیشه خدا را می بیند؛ لحظه دیدار، او را به شور شعف وا نمی دارد؟ علی در آن ماه رمضان شیفته دیدار یار بود. مکرر می فرمود: در این ماه محاسن ام را به خون سرم رنگین می کنند. به اصحاب خویش فرمود که امسال به حج خواهید رفت و من در میان شما نخواهم بود. در آن ماه یک شب در خانه امام حسن(ع) و یک شب در خانه امام حسین(ع) و یک شب در خانه زینب، دختر خود افطار کرد و بیش از سه لقمه نمی خورد. علت را که می پرسیدند می فرمود: امر خدا نزدیک شده است، می خواهم خدا را ملاقات کنم.
تحجر فرق عدالت را شکافت

تحجر و عصبیت دل را سخت و سیاه می کند و می میراند. خوارج که به عبادت شهره تاریخ شده اند عقل را در جمود مدفون کردند و بر علی، برترین وصی خداوند تیغ کشیدند. آنان بعد از واقعه نهروان در مکه جمع شدند و بر کشتگان شان می گریستند. اینجا بود که مصمم به شهادت امیرالمؤمنین(ع) شدند. از اینرو ابن ملجم مرادی، در شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری فرق عدالت را شکافت.
امشب مرا وعده شهادت داده اند

شب فراق علی(ع) از زبان ام کلثوم در آخرین افطار او چنین به تصویر آمده است: شب نوزدهم رمضان پدرم به خانه آمد و به نماز ایستاد. من برای افطار پدرم دو قرص نان جو با کاسه ای شیر و مقداری نمک در سفره نهادم. چون از نماز باز آمد نگاهی به سفره انداخت و به گریه گفت: دخترم مگر نمی دانی که پدرت به دو خورش افطار
نمی کند؟ یکی را بردار. کاسه شیر را برداشتم و پدر آخرین افطار خود را با نان جو و نمک میل کرد و دوباره به نماز ایستاد.
علی در آن شب پیوسته از خانه بیرون می رفت و به آسمان نگاه می کرد و قرار نداشت. آیا امشب، همان شب موعود است؟ آیا امشب علی از رنج دنیا رهایی می یابد؟ سوره یس بر زبان علی جاری بود و با خدای خویش چنین می گفت: خداوندا بر من مرگ را مبارک گردان. دختر از پدر می پرسد امشب ترا چه می شود که خواب و قرار نداری؟ علی(ع) فرمود: امشب مرا وعده شهادت داده اند. چون آهنگ اذان برخاست، تسبیح گویان آسمان به شیون و صیحه درآمدند و هر یک به نوعی از رفتن امیرمؤمنان به مسجد مانع می شدند. مرغابیان نوحه می کردند و سد راه علی می شدند. دستگیره در ردای علی را می کشید. اما تقدیر رقمی دیگر زده بود و آسمان آماده دیدار علی می شد و ساعتی بعد صدای علی نیز بلند شد. قسم به خدای کعبه که رستگار شدم و از آسمان ندا برخاست علی مرتضی کشته شد.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۲۰:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46689331424944855750.gif

نــخــورده سفــره‌ات جز خشک‌نانی
نــدیــده کـام تو جز استخوانی

نـــــدارد آســـمـــــان حــجـــره تـــو
به جز اقلیم اشکت کهکشانی

نـدیـدم پـهــن غیــر از بـــال جبــریل
مــیــان خــانــه‌ات فرش گرانی

به دست ذوالفقارت می‌نهی دست
بـه دنبال خودت سر می‌دوانی

بــرای درک تــو یـک پله هم نیست
نـدارد بـام هـسـتــی نــردبانی

رضا جعفری



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۲۰:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32312690364219592587.png

آخرين نماز اولين نماز گزار

فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکب‏ها
علی این مظهر عدل الهی چون دگر شب‏ها

چه در پیش است کز باغ فلک بوی خزان خیزد
ز دشت شب چو نرگس‏ها نمی‏رویند کوکب‏ها

مگر رنگین ز خون پاک او محراب خواهد شد
که می‏روید به ناکامی گل افسوس بر لب‏ها

تب و تابی به جانش شعله افکنده است و می‏داند
که در خون سحر بی‏تاب می‏گردد از این تب‏ها

چه افتاده است در کرّوبیان عالم بالا
که می‏گریند و می‏نالند با فریاد یارب‏ها

علی کو دین احمد را علم بر بام گردون زد
ز پا افکند با تیغ دو سر رایات مرحب‏ها

چو مهر خاوری غلتید در خون سحرگاهان
به هنگامی که با معبود در دل داشت مطلب‏ها

علی شد کشته با شمشیر کین کز دیدگان، «مشفق»
فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکب‏ها

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_17617813736131611211076919071731241962079249.jpg

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۸, ۰۴:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92560821805836564733.gif

دانی زچه رو دیده ما میگرید
در ماتم شاه اولیا می گرید

تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست
عیسی بفلک از این عزا میگرید

شد کشته بمحراب عبادت حیدر
هر دیده بحال مرتضی می گرید

بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین
در خلد برین خیر نساء میگرید

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

*صافات*
۱۳۹۱/۰۵/۱۸, ۰۷:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16375693885213573530.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16375693885213573530.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58646067611208379770.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58646067611208379770.gif)




که دیده در دل محراب پیکری خونین؟
میان شور و شرر سجده با سری خونین
برای وسعت هفت آسمان تداعی شد
دوباره قصه ی پرواز با پری خونین
و رفت باغ به تاراج نهروانی ها
نشست زخم تبر بر صنوبری خونین
زبان روزه نماز پر از جراحت را
سلام داد از اعماق حنجری خونین
بدون شک متولد شده ست این فتنه
از آتشی که زد ابلیس بر دری خونین

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58646067611208379770.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58646067611208379770.gif)




سید محمد بابا میری

گلبرگ...
۱۳۹۱/۰۵/۱۸, ۱۰:۴۳
سحر بود و غم و درد
سحر بود و صدای نفس خسته ی یک مرد
که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می کرد

غریب و تک و تنها
در آن شهر، در آن وادی غم ها
دلی خسته و پر از غم و شیدا
دلی زخم و ترک خورده پر از روضه ی زهرا
شبِ راحتیِ شیر خدا از همۀ مردمِ دنیا

عجب شام عجیبی ست
روان بود سوی مسجد کوفه
قدم می زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب
و لرزید به هر گام، دلِ حضرت زهرا، دلِ حضرت زینب

غریب و تک و تنها
نه دیگر رمقی مانده در آن پا
نه دیگر نفسی در بدن خسته ی مولا
به چشمان پر از اشک و قدی تا
پُر از وصله، عبایش
پُر از پینه دو دستان عطایش
رسید او به در مسجد و پیچید در آفاق نوایش
علی گرم اذانی ملکوتی و ملائک همه حیران صدایش
گُلِ خلقتِ حق رفت روی منبر گلدسته و تکبیر زنان
ساکت خاموش، زمین، رام، زمان
محو تماشا، همه ذرات جهان
باز در آن بذمِ اذان
ناله ی آهسته ی یک مادرِ محزونِ کمان
گفت عجب شام غریبی شده امشب

امان از دل زینب

و گلبانگ اذان گشت تمام و شده بی تاب
دل خاکیِ محراب
بُوَد منتظر مَقدَم ارباب

علی آمد و مشغول مناجات
زمین گرم مباهات
در آن جلوه ی میقات
عجب راز و نیازی
عجب سوز و گدازی
عجب مسجد و محراب و عجب پیش نمازی

علی بود و خدا بود
خدا بود و علی بود
علی گرم دعا بود
خدا گرم صفا بود
علی بود به محراب عبادت
علی رکن هدایت

همان مرد غریبی که به تاریکیِ شب ها
به یک دوش خودش نان و یکی کیسه ی خرما
بَرَد شامِ یتیمان عرب را

علی بود همان خانه نشین، شاهِ عرب، همسر زهرا
علی بود و نماز و دل محراب، پر از عطر گل یاس
در آن لحظه ی حساس
قیامی که تجلاّش بُوَد روز قیامت
رکوعی پُرِ از بارش انگشتر خیرات و کرامت
چه زیباست کلامش
قعودش و قیامش
ولی لحظه ی زیبای علی با شرری یک دفعه پاشید
از آن سجده که در آن بدن فاطمه لرزید
لب تیغ ستم بر سر خورشید درخشید
فرود آمد و شیرازه ی توحید فرو ریخت
علی ناله زد و آهِ علی با نفس فاطمه آمیخت:
که ای وای خدا،
جانِ علی آمده بر لب

امان از دل زینب
که علی از غم بی فاطمه گی رست و رها شد

همان سجده ی آخر
که در آن فرق علی با لب شمشیر دو تا شد

همان سجده ی آخر
که علی از غم بی فاطمه گی رست و رها شد

همان سجده ی آخر که حسن آمد
و یک بار دگر بر پدر خسته عصا شد
تن غرق به خون پدرش را
به درِ خانه رساند و به دعا گفت خدایا
کمک کن نرود جان ز تَن زینب کبری
به این حال، چو بیند پدرم را
دوباره حسن و یاد شب کوچه ی غم ها
دوباره حسن و قِصه ی پُر غُصه ی بابا
بمانَد ...
که چه آمد سر زینب
سَرِ شیرِ خدا، زخمی و مجروح،

نشد باور زینب
دوباره بدنی خونی و رخساره ی زرد و غم و بی تابیِ دختر
دوباره نفسی سوخته و غربت و بستر
دوباره به دل زینب کبری
شده تازه غم و غصه ی مادر
کنار بدنِ خسته ی حیدر

فضای در و دیوار پُر از درد و محَن بود
نه صبری، نه قراری، به دل زینب و کلثوم و حسن بود
در آن سوی دگر باز به جوش آمده غیرت به رگ غیرت دادار
چه طوفانِ عجیبی شده بر پا به دلِ پاک علمدار
در آن سوی دگر مرد غریبی، غریبانه پر از غم
فقط ناله زد و گفت که بابای غریبم
علی چشم گشود و به هر آن چه که رمق بود،
سوی صاحب آن ناله نظر کرد و بفرمود :
عزیزم! اگر چه که رسیده ست چنین جان به لب من
کنارم تو دگر گریه نکن، تشنه لب من
و رو کرد به عباس و صدا زد که بیا نور دو عینم
ابالفضل، عزیز دل من، جانِ تو و جانِ حسینم
و با دختر غمدیده ی خود گفت که ای محرم بابا
هنوز اول راهی
بیا همدم بابا
تو باید که تحمل کنی این رنج و مَحَن را
پس از من غم پرپر زدن و اوج غریبیِ حسن را
تو هستی و بلا، دختر بابا
تو و کرب و بلا، دختر بابا
تویی و بدن بی سر دلدار
نه عباس و حسین اند کنارت
تو و کوچه و بازار
علی اشک شد و گفت، نگهدار همه طاقت خود را
برای غم فردا

علی رفت و صفا رفت ز خانه
دوباره غم تشییع شبانه

حسین و حسن و زینب و کلثوم
همه خسته و مغموم
و اندازه ی یک کوه، غم و درد به سینه
دوباره همه رفتند مدینه
گذشت آن همه درد و پس از آن زینب کبری
به خود دید غم مرگ حسن را
پس از آن سفر کرب و بلا دید
غم رأس جدا دید
نه عباس علمداری و نه یاری و نه صبر و قراری
نه شاهی و امیری
به تن جامه ی تاریک اسیری
از آن شهرِ پُر از غربتِ کوفه گذر کرد
ولی آه وجودش همه لبریز شد از درد
همان طفل یتیمی که علی بال و پَرَش بود
و از روز یتیمی پدرش بود
به همراه یتیمان، دگر غرق تماشا
و در یاد ندارند دگر حرمت آن نان و نمک را
همه گرم تماشا، همه گرم تماشا

و انگار نه انگار که این طائفه ی حضرت زهراست

و انگار نه انگار که این خانم غم دیده همان زینب کبراست

به روی لبشان طعنه و دشنام
همه بر لبه ی بام
پَرانند همه سنگ به روی سر زینب
که ناگاه سری رفته به نیزه
صدا زد که عجب شام غریبی شده امشب
امان از دل زهرا
امان از دل زینب...

محمد ناصری

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۲۰, ۰۴:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92560821805836564733.gif

وقت پرواز آسمان شده بود
گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب
لحظه ی گریه ی اذان شده بود

کوفه لبریز از مصیبت بود
باد در کوچه نوحه خوان شده بود

شور افتاد در دل زینب (س)
پی بابا دلش روان شده بود

در و دیوار التماسش کرد
در و دیوار مهربان شده بود

شوق دیدار حضرت زهرا
در نگاه علی عیان شده بود

خار در چشم و تیغ بین گلو
زخم ،مهمان استخوان شده بود

سایه ای شوم پشت هر دیوار
در کمین علی نهان شده بود

ناگهان آسمان ترک برداشت
فرق خورشید خون فشان شده بود

در نجف سینه بیقرار از عشق
گفت "لا یمکن الفرار" از عشق

بندی از ترجیع بند علوی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

ونوس313
۱۳۹۱/۰۵/۲۰, ۱۰:۲۹
http://www.pic.iran-forum.ir/images/kas4om6w3fqvql0exr28.jpg

آن بنده‏اى كه بندگى كند براى ربوبيّت، كارش به جايى نمى‏رسد

عبوديت جز تذلّل و خاكسارى چيز ديگرى نيست. على عليه السلام در مناجات هاى خودش عرض مى‏كند: خدايا! كَفى‏ لى فَخراً انْ اكونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفى‏ لى عِزّاً انْ تَكونَ لى رَبّاً. خدايا! اين افتخار براى من بس كه بنده تو باشم و اين عزت و شرافت براى من بس كه تو رب و خداوندگار و پروردگار من باشى. ما براى على عليه السلام خيلى مقامات قائل هستيم و بايد هم قائل باشيم. اصلًا مسئله ولايت كه مى‏گويند، بدون ولايت تكوينى- در يك حدودى- اساساً ولايت نيست. اشتباه كرده‏اند، نفهميده‏اند، سواد ندارند كسانى كه منكر ولايت تكوينى شده‏اند و حتى ولايت تكوينى را نمى‏فهمند كه چيست؛ يك چيز ديگر را پيش خودشان جاهلانه فرض و تصور كرده‏اند و همان ها را هم مرتب به مردم گفته‏اند، در كتاب هايشان هم نوشته‏اند چون شعورشان به اين مسائل نمى‏رسد. آن ها اساساً انسان و خدا را نمى‏شناسند. در اين‏جور مسائل اظهارنظر كردن، فرع بر دو مسئله است:
اول شناختن خدا،
دوم شناختن انسان و استعدادهاى درونى انسان و معنى تقرب انسان به خدا و معنى عبوديت و معنى عبادت.
على كه اين چنين محبوب است به خاطر عبوديت است.
چه خوب مى‏گويد ابوسعيد ابى الخير:

آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند
ديوانه كنى هر دو جهانش بخشى
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند

آن كسى كه مجذوب تو مى‏شود چه اعتنايى به اين ربوبيت ها دارد كه بخواهد منيّت و غرور و تكبر پيدا كند.
بعد از پيغمبر اكرم ما بنده‏اى به اين بندگى سراغ نداريم [ منظور مولا علی علیه السلام است ] .

تخمين زده‏اند در حدود چهل و پنج ساعت از ضربت خوردن على عليه السلام تا وفات و شهادتش يعنى تا آن لحظه‏اى كه مرغ روحش به عالم ملكوت پرواز كرد فاصله شد و به نظر من اين مدت چهل و پنج ساعت از حيرت انگيزترين دوره‏هاى زندگى على عليه السلام است. شخصيت على را در اين چهل و پنج ساعت انسان مى‏بيند. يقين و ايمان على در اين چهل و پنج ساعت بر ديگران نمايان مى‏شود. از نظر خود او لحظات و ساعاتى است كه جايزه خودش را گرفته است، مسابقه را به نهايت رسانده است، با كمال افتخار مى‏خواهد نزد پروردگارش برود. على چيز ديگرى است.
در نهج البلاغه مى‏فرمايد اين آيه كه نازل شد:
احَسِبَ النّاسُ انْ يُتْرَكوا انْ يَقولوا امَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنونَ. وَ لَقد فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبين ؛
من فهميدم كه در امت اسلام فتنه‏ها پيدا مى‏شود. من خيلى آرزوى شهادت داشتم. آرزو داشتم كه در احد شهيد بشوم.
هفتاد نفر از مسلمين شهيد شدند وقتى كه من شهيد نشدم خيلى دلم گرفت، ناراحت شدم. (اين را يك جوان مى‏گويد. در زمان جنگ احد على تقريباً يك مرد 25 ساله است. دو بچه كوچك در خانه دارد: امام حسن و امام حسين. همسرى دارد مانند صدّيقه طاهره. در عين حال آن چنان آرزوى شهادت على را بى‏تاب كرده است كه پس از آن كه شهيد نمى‏شود ناراحت مى‏شود.) پيغمبر اكرم قبلًا به او وعده داده بود- شايد هم خودش قبلًا سؤال كرده بود كه يا رسول اللَّه! آيا من چگونه از دنيا مى‏روم؟
و پيغمبر فرموده بود- تو شهيد از دنيا مى‏روى. ولى وقتى كه ديد در احد شهيد نشد ناراحت شد. رفت خدمت رسول اكرم: يا رسول اللَّه شما به من اين‏طور فرموده بوديد كه خداوند شهادت را روزى من مى‏كند، پس چطور من در احد شهيد نشدم؟ فرمود:
على جان دير نمى‏شود، تو حتماً شهيد اين امت خواهى بود. بعد پيغمبر يك‏ سؤال مانندى از على كرد:

على جانم! بگو آن وقتى كه در بستر شهادت افتاده باشى چگونه صبر خواهى كرد؟ چه جوابى مى‏دهد!
يا رسولَ اللَّه! آنجا كه جاى صبر نيست، آنجا جاى بُشرى‏ است و جاى شكر و سپاسگزارى است. شما به من بفرماييد آن وقتى كه من در بستر شهادت افتاده‏ام چگونه خدا را شكر مى‏كنم.
هميشه على به دنبال اين گم گشته خودش مى‏رفت. اجمالًا مى‏دانست كه اين فرق او در راه خدا شكافته خواهد شد. مى‏گفت خدايا آن لحظه ی نازنين، آن لحظه ی زيبا، آن لحظه ی پرلذّت و پربهجت چه لحظه‏اى خواهد بود؟

پيغمبر به على فرموده بود كه شهادت تو در ماه رمضان است، در آن ماه رمضان سال 41 هجرى على مثل اين كه قلبش احساس كرده بود كه ديگر هرچه مى‏خواهد واقع بشود در اين ماه رمضان واقع مى‏شود. بچه‏هاى على احساس كرده بودند كه در اين ماه رمضان على يك حالت انتظار و اضطراب و دلهره‏اى دارد، مثل اين كه انتظار يك امر بزرگى را مى‏كشد. روز سيزدهم رمضان است، براى مردم خطبه و خطابه مى‏خواند. در وسط خطبه و خطابه چشمش افتاد به امام حسن، حرفش را بريد، صدا زد عزيزم حسن! از اين ماه چند روز گذشته است؟ خيلى سؤال عجيبى است. على خودش بهتر از همه مى‏داند كه چند روز گذشته است، چطور از اين جوانش مى‏پرسد؟ عرض كرد:
پدر جان سيزده روز. فوراً رو كرد به امام حسين: حسينم! از اين ماه چند روز باقى مانده است؟ (خيلى واضح است وقتى سيزده روز گذشته است هفده روز باقى مانده است) پدر جان هفده روز باقى مانده است. دستى به محاسن كشيد، فرمود: بسيار نزديك است كه اين محاسن با خون اين سر خضاب بشود. انتظار چنين ساعت و چنين روزى را داشت.
يكى از آن جمله‏هاى بسيار زيباى اميرالمؤمنين كه در خلال همين چهل و پنج ساعت ايراد كرده اين است؛ ديگران خيلى مضطرب و ناراحت بودند، اشك مى‏ريختند و گريه مى‏كردند ولى خودش اظهار بشاشت مى‏كرد، فرمود:
وَاللَّهِ ما فَجَأَنى مِنَ الْمَوْتِ وارِدٌ كَرِهْتُهُ وَ لا طالِعٌ انْكَرْتُهُ و ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ
به خدا قسم كه اگر مُردم من هيچ كراهتى ندارم، يك ذرّه كراهت ندارم. اين براى من يك امر نشناخته‏اى نبود، يك مهمان ناشناخته‏اى نبود، يك مهمان شناخته شده بود. بعد فرمود: مى‏دانيد مَثَل من مَثَل كيست؟ مَثَل آن عاشقى است كه به دنبال مطلوب و معشوق خودش مى‏رود و او را مى‏يابد. مَثَل من مَثَل آن تشنه‏اى است كه در يك‏ شب تاريك دنبال آب مى‏رود ناگهان آب را پيدا مى‏كند، چقدر خوشحال مى‏شود!

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

اصحابش مى‏آمدند: بله يا اميرالمؤمنين براى شما چنين است ولى بعد از شما ما ديگر چه خاكى به سرمان بريزيم؟ در شب نوزدهم، بچه‏هاى على احساس كرده بودند كه امشب يك شب ديگرى است، چون حضرت يك وضع خاصى داشت، گاهى بيرون مى‏آمد به آسمان نگاه مى‏كرد و برمى‏گشت، و آن شب را هم على تا صبح نخوابيد. بچه‏ها هر كدام به خانه خودشان رفته بودند. اميرالمؤمنين مصلايى دارد يعنى يك اتاقى در منزلش دارد كه در آنجا نماز مى‏خواند و عبادت مى‏كند.
فرزند بزرگوارش حسن بن على عليه السلام كه به خانه خود رفته بود، قبل از طلوع صبح از خانه خودش مراجعت كرد، آمد خدمت پدر بزرگوار، رفت به مصلاى پدر، ديد على نشسته است و مشغول عبادت است. على عليه السلام جريانى را كه در آن شب برايش رخ داده بود براى فرزندش حسن نقل كرد. فرمود: پسر جان! ديشب من همين‏طور كه نشسته بودم (يعنى من ديشب نخوابيدم، بستر نينداختم) چشم مرا خواب گرفت. در يك لحظه و به يك سرعت عجيبى در همان عالم رؤيا من پيغمبر اكرم جدّ شما را ديدم:
مَلَكَتْنى عَينى وَ انَا جالِسٌ فَسنَحَ لى رَسولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
چشمم (خواب) بر من مسلط شد، همان طورى كه نشسته بودم يك لحظه پيغمبر را ديدم. تا پيغمبر را ديدم فوراً شكايت امت را به او عرض كردم. عرض كردم:
يا رسولَ اللَّهِ ماذا لَقيتُ مِن امَّتِكَ مِنَ الْاوَدِ وَ اللَّدَدِ يا رسول اللَّه!
من از دست اين امت تو چه‏ها كشيدم و اين امت تو چقدر خون بر دل من وارد كردند!
.....
منبع : آزادی معنوی

Fatemeh M
۱۳۹۱/۰۵/۲۰, ۱۳:۲۴
خجسته باد نام خداوند، نيکوترين آفريدگاران که تو را آفريد.
از تو در شگفت هم نمی توانم بود که ديدن بزرگيت را، چشم کوچک من بسنده نيست:
مور، چه می داند که بر ديواره ی اهرام می گذرد يا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترين هرمی که فرعونِ تخيّل مي تواند ساخت
و من، آن کوچکترين مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت

پايی را به فراغت بر مريّخ، هِشته ای
و زلالِ چشمان را با خون آفتاب، آغشته
ستارگان را با سرانگشتان، از سرِ طيبَت، می شکنی و در جيب جبريل می نهی
و يا به فرشتگان ديگر می دهی
به همان آسودگی که نان توشه ی جوين افطار را به سحر می شکستی
يا، در آوردگاه، به شکستن بندگان بت، کمر می بستی

چگونه اين چنين که بلند بر زَبَرِ ما سوا ايستاده ای
در کنار تنور پيرزنی جای مي گيری،
و زير مهميز کودکانه بچّگکان يتيم،
و در بازارِ تنگِ کوفه...؟

پيش از تو، هيچ اقيانوس را نمی شناختم که عمود بر زمين بايستد...
پيش از تو، هيچ خدايی را نديده بودم که پای افزاری وصله دار به پا کند،
و مَشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد.

آه ای خدای نيمه شبهای کوفه ی تنگ.
ای روشن ِ خدا در شبهای پيوسته ی تاريخ
ای روح ليلة القدر
حتّی مَطلعِ الفجر

اگر تو نه از خدايی چرا نسل خدايی حجاز «فيصله» يافته است...؟
نه، بذرِ تو، از تبار مغيلان نيست...

خدا را، اگر از شمشيرت هنوز خون منافق ميچکد،
با گريه ی يتيمکان کوفه، همنوا مباش!
شگرفی تو، عقل را ديوانه می کند
و منطق را به خود سوزی وا می دارد

خِرَد به قبضه ی شمشيرت بوسه می زند
و دل در سرشک تو، زنگارِ خويش، می شويد
اما: چون از اين آميزه ی خون و اشک جایي به هر سياه مست دهند، قالب تهی خواهد کرد.

شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد
و توفان، از خشم تو، خروش را.
کلام تو، گياه را بارور می کند
و از نـَفـَست گل می رويد

چاه، از آن زمان که تو در آن گريستی، جوشان است.
سحر از سپيده ی چشمان تو، می شکوفد
و شب در سياهی آن، به نماز می ايستد.

هيچ ستاره نيست که وامدارِ نگاه تو نيست
لبخند تو، اجازه ی زندگی است
هيچ شکوفه نيست کز تبار گلخند تو نيست

زمان، در خشم تو، از بيم سِترون می شود
شمشيرت به قاطعيّتِ «سِجيّل» می شکافد
و به روانی خون، از رگها می گذرد
و به رسايی شعر، در مغز می نشيند
و چون فرود آيد، جز با جان بر نخواهد خاست


چشمی که تو را ديده است، چشم خداست.
ای ديدنی تر
گيرم به چشمخانه ی عَمّار
يا در کاسه ی سر بوذر

هلا، ای رهگذاران دارالخلافه!
ای خرما فروشان کوفه!
ای ساربانان ساده ی روستا!
تمام بصيرتم برخی چشم شمايان باد
اگر به نيمروز، چون از کوچه های کوفه می گذشته ايد:
از ديدگان، معبری برای علی ساخته باشيد گيرم، که هيچ او را نشناخته باشيد.

*چگونه شمشیری پیشانی بلند تو این کتاب خداوند را در هم می شکند؟
چگونه می توان به شمشیری دریایی را شکافت!

به پای تو مي گريم
با اندوهی، والاتر از غمگزايی عشق
و ديرينگی غم
برای تو با چشمِ همه ی محرومان می گريم
با چشماني: يتيم ِ نديدنت گريه ام، شعر شبانه ی غم توست...

هنگام که به همراه آفتاب به خانه ی يتيمکان بيوه زنی تابيدی
وصَولتِ حيدری را دستمايه ی شادی کودکانه شان کردی
و بر آن شانه، که پيامبر پای ننهاد کودکان را نشاندی
و از آن دهان که هَرّای شير می خروشيد کلمات کودکانه تراويد،
آيا تاريخ، به تحيّر، بر دَرِ سراي، خشک و لرزان نمانده بود؟

در اُحُد که گلبوسه ی زخم ها، تنت را دشتِ شقايق کرده بود،
مگر از کدام باده ی مهر، مست بودی که با تازيانه ی هشتاد زخم، برخود حدّ زدی؟

کدام وامدار تريد؟ دين به تو، يا تو بدان؟ هيچ دينی نيست که وامدار تو نيست

دری که به باغ ِ بينش ما گشوده ای هزار بار خيبری تر است
مرحبا به بازوان انديشه و کردار تو

شعر سپيد من، رو سياه ماند که در فضای تو، به بی وزنی افتاد
هر چند، کلام از تو وزن می گيرد
وسعت تو را، چگونه در سخنِ تنگمايه، گنجانم؟
تو را در کدام نقطه بايد بپايان برد؟

تو را که چون معنی نقطه، مطلقی.

الله اکبر

آيا خدا نيز در تو به شگفتی در نمی نگرد؟
فتبارک الله،
تبارک الله
تبارک الله احسن الخالقين
خجسته باد نام خداوند که نيکوترين آفريدگاران است
و نام تو که نيکوترين آفريدگانی

سید علی موسوی گرمارودی

Fatemeh M
۱۳۹۱/۰۵/۲۰, ۱۳:۴۰
http://hamandishi.com/data.asp?gid=33&id=138824

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۵/۲۰, ۱۳:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31033917714930612251.gif





منم که نیست کسی با خبر ز غم هایم
به غیر چاه که با اوست همیشه سودایم


همیشه یار همه بودم وخدا داند

همیشه بین همه خود غریب و تنهایم





نیاورید طبیب از برای من دیگر




که جز اجل نکند هیچ کس مداوایم


ز داغ یار جوانم سیاه شد روزم
به یاد فاطمه ام صبح گشته شبهایم


به یاد فاطمه افتادم وپس از عمری
دوباره در نظرم تازه گشت غم هایم


دوباره خاطرم آمد که پیش طفلانم

چگونه دشمنم از کینه بست دستهایم


دوباره خاطرم آمد به پیش چشم همه
میان کوچه چگونه شکست طوبایم


دوباره خاطرم آمد چگونه در کوچه

چهل نفر حرامی زدند به زهرایم


کنون مراست به دل شوق وصل دلدارم
که بهر دیدن زهرای خود مهیایم


بگو به همسر پهلو شکسته ام زهرا

که با سری که شکسته به دیدنش آیم




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۷:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70586872775364822718.jpghttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08215827199677569446.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70586872775364822718.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57761444298041426548.gif

ویزه نامه ضربت خوردن وشهادت مظلومانه
غريب كوفه،پدر یتیمان کوفه، مولي الموحدين ، اول شهيد محراب



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1-10-ask.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57761444298041426548.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۷:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_imam-ali-33-askquran.jpg



سمعت أبا عبدالله (عليه السلام) يقول:
كان أميرالمؤمنين (عليه السلام) أشبه الناس طعمة برسول الله (عليه السلام) كان يأكل الخبز و الخل و الزيت و يطعم الناس الخبز و اللحلم.





حضرت صادق (عليه السلام) فرمود:
حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نوع غذا شبيه ترين افراد به پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بود. او خود نان و سركه و روغن زيتون مى خورد و به مردم - مهمانان خود - نان و گوشت مى داد.



الكافى 6: 328


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73052255664930426488.gif

راهیان عشق
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۷:۵۲
http://www.up3.98ia.com/images/yi74t0kxl1z77cq30z.jpg

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۷:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_imam-ali-34-askquran.jpg

دو شب است که ماه،
بغض‏هایش را فرو می‏خورد.

سنگ‏فرش‏های کوچه‏های تنگ کوفه،

احساس نفس‏تنگی می‏کنند.

شب از ستاره‏های دردناکش آویزان است،
بوی خون، کوفه را دچار خفقان کرده،
فریاد سکوت، خواب را بر شهر حرام کرده است؛
شهری که سال‏هاست به بوی غربت دچار است،
شهر نفرین شده‏ای که سال‏هاست دلتنگی‏هایش را گریه نکرده،


شهری که آرزوهایش بوی نفرین می‏دهد؛
بوی خون می‏دهد و بوی دلتنگی و غربت.
دو شب است که نخلستان‏های کوفه،
دلتنگی‏هایشان را بغض کرده‏اند تا شاید دوباره عطش ناگفته‏هایشان را در تشنگی چاه فریاد کنند؛
چاهی که هر شب، مظلومیت مردی خداگونه را با پرنده‏هایی که بر دهانه‏اش حلقه می‏زدند، گریه می‏کرد؛
بزرگ‏مردی که نفس‏هایش بوی خدا می‏داد.
همیشه تنهایی که پیراهن تنگ غربتش در دنیایی که وسعت بودنش را تحمل نمی‏کرد، می‏آزردش.
مهربانی که هوای دورنگی و شرجی شهر، گلوگیر می‏شدش.

آفتابی بود از جنس دریاها.

دلتنگی‏هایش بوی اشک‏های خدا را می‏داد و بغض‏هایش بوی رفتن.

عدالتی که بر شانه‏های پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به عمر چند هزار ساله خدایان سنگی پایان داد. مسیحادمی که آسمان، آرزوی قدم‏هایش را داشت.

بغض تلنباری که شانه هیچ دیواری تحمل گریه‏هایش را نداشت.
دو شب است که تمام دیوارها زار می‏زنندش.
دو شب است که مسجد سر بر زانو زده،
غصه ندیدن مردی را که هنوز دل خون غدیر،
تشنه دست‏های اوست که تا آخرین لحظه، دنبال دست‏هایی بود که برای سکه‏های بیت‏المال به سویش دراز نشده باشد.


دو شب است که محراب خون گریه می‏کند تنهایی‏اش را در آفتاب پیشانی مردی که دیگر پیشانی‏اش را هیچ سجده‏ای بوسه نخواهد داد.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23222242435624182913.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۷:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_imam-ali-27-askquran.jpg




فعالیت فرهنگی


(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread283 01.html) (http://www.askquran.ir/thread32791-3.html)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif (http://www.askquran.ir/thread28301.html)سجاده خون{ویژه نامه شهادت مولی الموحدین حضرت علی(ع) } (http://www.askquran.ir/thread32791-3.html)(ویژه نامه سال 91)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifمحراب شکسته{ويژه نامه شهادت مولاي متقيان٬حضرت علي(ع)} (ویژه نامه سال 90) (http://www.askquran.ir/thread28301.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifفزت و رب الكعبه(ويژه نامه ضربت خوردن وشهادت حضرت علي(ع)‍(ویژه نامه سال 89) (http://www.askquran.ir/thread23311.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifسوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) (ویژه نامه سال 89) (http://www.askquran.ir/thread23267.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif**پيامک هاي تسليت شهادت مظلومانه مولاي متقيان٬حضرت علي(ع)** (http://www.askquran.ir/thread28307-2.html)
(http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%AD%D8%B6%D8 %B1%D8%AA%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%28%2C%29%20site%3Aa skquran.ir&source=web&cd=12&cad=rja&ved=0CC0QFjABOAo&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread23269.htm l&ei=cof2UbXsLMSxO4vIgPAL&usg=AFQjCNGDR1gPOPK_iO7GtmyouJOban4GEw&bvm=bv.49784469,d.ZWU)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif (http://www.askquran.ir/thread28307-2.html)**پيامك هاي شبهاي قدر و تسليت شهادت حضرت علي (ع) (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D9%BE%D9%8A%D8%A7%D9%85%D9%83+%D9%87%D8%A7%D9%8 A+%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%8A+%D9%82%D8%AF%D8%B 1+%D9%88+%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA+%D8%B4%D9% 87%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8% B9%D9%84%D9%8A+%28%D8%B9%29&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCUQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread23269.htm l&ei=yon2UcvEMMeuPMiYgMAH&usg=AFQjCNGDR1gPOPK_iO7GtmyouJOban4GEw&bvm=bv.49784469,d.ZWU)** ‍
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif**ناله کن اي دل زعزاي علي٬گريه کن اي ديده براي علي** (http://www.askquran.ir/thread28306.html)
(http://www.askquran.ir/thread28306.html)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif** (http://www.askquran.ir/thread28306.html)شهادت حضرت علی علیه السلام (صوت، تصویر،فلش)** (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B 1%D8%AA+%D8%B9%D9%84%DB%8C%28%2C%29&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCUQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread5583.html&ei=7YX2UauYCMOVPKmGgTA&usg=AFQjCNEJqX6WySzV5wH_euuqY3LFyMJong&bvm=bv.49784469,d.ZWU)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifفزت و رب الکعبه ( مجموعه مداحی هاوروضه خوانی ها ویژه شهادت حضرت علی ع ) (http://www.askquran.ir/thread32799.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif**مجموعه صوتی سخنرانی ها پیرامون امیرالمومنین حضرت علی (ع)** (http://www.askquran.ir/thread32800.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif**گالري تصاويرويژه شهادت مولاي متقيان** (http://www.askquran.ir/thread28308.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif (http://www.askquran.ir/thread28308.html)**شاه مردان تصاویر ویژه شهادت حضرت علی (ع)** (http://www.askquran.ir/thread33447.html)


مقالات و مطالب

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif (http://www.askquran.ir/thread25208.html)**چهل حدیث در سیره علوی** (http://www.askquran.ir/thread21907.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif**وصيت نامه امام علي (عليه السلام)** (http://www.askquran.ir/thread30998.html)
(http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B 1%D8%AA+%D8%B9%D9%84%DB%8C%28%2C%29&source=web&cd=6&cad=rja&ved=0CFYQFjAF&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread694.html&ei=7YX2UauYCMOVPKmGgTA&usg=AFQjCNGodQuc0WF14FjvRGlIfuMF-LYxgA&bvm=bv.49784469,d.ZWU)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif (http://www.askquran.ir/thread25208.html)**چرا شب قدر با شهادت حضرت علی (ع) گره خورده؟ (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B 1%D8%AA+%D8%B9%D9%84%DB%8C%28%2C%29&source=web&cd=6&cad=rja&ved=0CFYQFjAF&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread694.html&ei=7YX2UauYCMOVPKmGgTA&usg=AFQjCNGodQuc0WF14FjvRGlIfuMF-LYxgA&bvm=bv.49784469,d.ZWU)**
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif**علی ابن ابی طالب امام اول شیعیان در کجا مدفون شده است؟** (http://www.askquran.ir/thread25208.html)
(http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B 1%D8%AA+%D8%B9%D9%84%DB%8C%28%2C%29&source=web&cd=2&cad=rja&ved=0CDAQFjAB&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread28510.htm l&ei=7YX2UauYCMOVPKmGgTA&usg=AFQjCNEENavBMKzpw19T7yHN0s1S7g9urw&bvm=bv.49784469,d.ZWU)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif (http://www.askquran.ir/thread25208.html)**سرنوشت ابن ملجم بعد از شهادت حضرت علی (علیه السلام ) (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B 1%D8%AA+%D8%B9%D9%84%DB%8C%28%2C%29&source=web&cd=2&cad=rja&ved=0CDAQFjAB&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread28510.htm l&ei=7YX2UauYCMOVPKmGgTA&usg=AFQjCNEENavBMKzpw19T7yHN0s1S7g9urw&bvm=bv.49784469,d.ZWU)**
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif (http://www.askquran.ir/thread30998.html)**امام علی(ع) در هنگام ورود به مسجد به شهادت رسیده است, نه درمحراب مسجد** (http://www.askquran.ir/thread18321.html)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28335692148553572283.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۸:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97943999242449797127.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دانی زچه رو دیده ما میگرید

در ماتم شاه اولیا می گرید

تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست

عیسی بفلک از این عزا میگرید

شد کشته بمحراب عبادت حیدر

هر دیده بحال مرتضی می گرید

بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین

در خلد برین خیر نساء میگرید

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۸:۳۴
http://www.overdoz.ir/wp-content/uploads/url6.jpeg


کن عنایت بار اِلها سائل این خانه را
این منم در میزنم بگشا در کاشانه را

خدای من….


آمدم پیش تو با فرط گناهم ربّنا
لیلة القدر است و من نامه سیاهم ربّنا

خدای من….


آمدم تا بگذری از جرم بی پایان من
حیّ من معبود من یکتای من یزدان من

خدای من….


نامه ی اعمال من با تباهی ها قرین
کن گذر از بنده ات حقّ امیرالمومنین

خدای من…


کن گذر از ما به حقّ ناله های حیدری
که نمی آید دگر سوز صدای حیدری

علی جانم…


مسجد کوفه بگو مولای مظلومان چه شد
حُجّت الَّه،جانِ احمد،ناطق قرآن چه شد

علی جانم….


مسجد کوفه بگو از فرق مجرح علی(ع)
پر زده از بام تن تا به خدا روح علی(ع)

علی جانم…


دو سه روزی هست مولا میهمان فاطمه(س) است
همدم سوز دل و اشک روان فاطمه(س)است


گوید ای زهرای(س) من تا که سرم بکسته شد
گرچه دست صبر عالَم از غم من بسته شد


لیک من یاد تو افتادم که پهلویت شکست
تازیانه خوردی و از کینه بازویت شکست


یاد آن روزی که دل با سوز غم آغشته شد
بین آتش بودی و محسن همانجا کشته شد

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۸:۳۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_entezar-92.gif


از لطف زهرا(س)علی علی ذکر لبامه
گوهر اشک محبتش نور چشامه


با نام حیدر دل پر می گیره
سراغ کوی دلبر می گیره


علی علی جان… علی علی جان…
*سوز غمش در دل خراب سینه زنها



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73052255664930426488.gif


پر پر شدن از خزون داغش یاسمنها

حزین به یاد غم تو زهرا(س)


غریب کوفه تویی یا مولا
علی علی جان….علی علی جان…


*ای لَیلَةُ القَدرِ همه نام تو آقا

مرغ دلم پر می زد سر بام تو آقا


با عشق تو قلبم مُنجَلیّه
نوای قلبم علی علیّه


علی علی جان….علی علی جان…

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۸:۴۶
http://www.emamali.net/gallery/big/emamali5.jpg

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۸:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

ناله كن اي دل به عزاي علي
گريه كن اي ديده براي علي

كعبه ز كف داده چو مولود خويش
گشته سيه پوش عزاي علي

عمر علي، عمره مقبوله بود
هر قدمش سعي و صفاي علي

ديده زمزم، كه پر از اشگ شد
ياد كند، زمزمه هاي علي

تيغ شهادت سر او را شكافت
كوفه بود، كوه مناي علي

عالم امكان شده پر غلغله
چون شده خاموش صداي علي

نيست هم آغوش صبا بعد از اين
پيك ظفر بخش لواي علي

منبر و محراب كشد انتظار
تا كه زند بوسه به پاي علي

ماه دگر در دل شب نشنود
صوت مناجات و دعاي علي

آه كه محروم شد امشب دگر
چشم يتيمان ز لقاي علي

مانده تهي سفره بيچارگان
منتظر نان و غذاي علي

واي امير دو سرا كشته شد
خانه غم گشته، سراي علي

پيش حسين و حسن و زينبين
خون چكد از فرق هماي علي

خواهي اگر ملك دو عالم حسان
از دل و جان باش گداي علي


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۸:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_imam-ali-29-askquran.jpg

این گفت :بزرگ و نامداراست علی
آن گفت :که مرد کارزارست علی


اما حقیقت او نه آنست و نه این
آئینه ذات کردگارست علی

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۸:۵۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/medium/1_Untitled-66.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Untitled-66.jpg)

دور اما نزدیک

نــخــورده سفــره‌ات جز خشک‌نانی

نــدیــده کـام تو جز استخوانی

نـــــدارد آســـمـــــان حــجـــره تـــو

به جز اقلیم اشکت کهکشانی

نـدیـدم پـهــن غیــر از بـــال جبــریل

مــیــان خــانــه‌ات فرش گرانی

به دست ذوالفقارت می‌نهی دست

بـه دنبال خودت سر می‌دوانی

بــرای درک تــو یـک پله هم نیست

نـدارد بـام هـسـتــی نــردبانی


شاعر: رضا جعفری


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_58a.jpg

hoseindavudi
۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۱۹:۰۷
http://www.askdin.com/gallery/images/18641/1_1.jpg

بر روح تمام شـــــــیعیان تیغ زدند ◾ بر مردترین مرد جهان تیغ زدند

خورشیدبه سینه،ماه برسر می زد ◾ انگـــاربه فرق آسمان تیغ زدند

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/roya231/2lm290g.jpg



قرآن به

جز از وصف علي آيه ندارد
ايمان به جز ازعشق علي پايه ندارد
گفتم بروم سايه لطفش بنشينم
گفتا كه علي نور بود سايه ندارد .

شهادت مولای متقیان علی (ع) تسلیت باد

http://dc424.4shared.com/img/zgpKZxXX/s3/0.33682047881966637/tarh2_1600x916.jpg



ای کاش علی شویم و عالی باشیم
هم سفره کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم
نان آور سفره های خالی باشیم

شهادت مولای متقیان علی (ع) تسلیت باد.

آساره
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۰۱:۳۵
امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه،

کسی گریه‏ اش را ندیده بود.

پدری دل‏سوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود


و غصه ‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد،


ولی کسی از غربت او و دردهای دلش،



با خاری در چشم و استخوانی



در گلو، خبر نداشت.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23222242435624182913.gif


http://img.tebyan.net/big/1386/07/1761781373613161121107691971731241962079249.jpg

آساره
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۰۱:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23222242435624182913.gif



ای کاش علی شویم و عالی باشیم

هم سفره کاسه سفالی باشیم

چون سکه به دست کودکی برق زنیم

نان آور سفره های خالی باشی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23222242435624182913.gif




http://img.tebyan.net/big/1386/07/1942402668286619812313013672652023922639.jpg

آساره
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۰۱:۳۸
مولود خانه خدا، محبوب خدا، به سوی خانه خدا قدم برمی‏دارد.
دیوارها، دستان ترک‏ خورده‏شان را بالا آورده ‏اند تا در هیاهوی رفتن او،

تلاشی برای ماندنش کرده باشند.
کوچه‏ های آشنای کوفه، اشک می‏ریزند. مناجات عاشقانه مولا، ریسه‏ های نورانی این کوچه‏ های تاریک بود و قدم‏های مهربانش، فرش باشکوه خاک. شب‏های کوفه، حجله حجله از آفتاب حضور او نورانی می‏شد؛ وقتی انبان سخاوت بر دوش، دستان نیاز را سیراب می‏کرد. کوفه، دردهایش را بر شانه این مرد سبک می‏کرد

و تنهایی‏ هایش را با حضور او مأنوس بود.
کوفه، بر قامت مولا ایستاده بود؛ بی‏آنکه یک‏بار از خود بپرسد این کیست

که مرا این‏چنین تاب آورده است؟!
این کیست که ناله یتیمان مرا پاسخ داده و نگذاشته هیچ تهی‏دستی بی ‏پناه بماند؟!
کیست که از فانوس‏های روشن هدایتش، شهر روشن شده است و خطبه ‏های آسمانی‏اش،

بهشت را بشارت می‏دهد؟
مرد می‏ آید؛ تنها و استوار، خود، تنها سای ه‏سار وسعت خویش است.
او نیامده بود که بماند. پرنده ‏ترینِ نسل آدم بود. چگونه می‏توانست در اسارت خاک بماند؟
زهرآلوده ‏ترین شمشیر، به دستان شقی‏ ترین انسان، انتظار او را می‏کشید،

انتظار حیدر خیبرشکن را.
باید برود؛ پس ضربت شمشیر را مرهم زخم‏هایش می‏داند؛ اگرچه هیچ‏کس نتواند بفهمد معنای لبخند مولا در خضاب خون سرش و سرودن «فزت برب الکعبه» را.
اگرچه هیچ‏کس نتواند لذت مرگ را در نظر مولا درک کند
که مولا چرا انتظار مرگ را می‏کشید؟


http://img.tebyan.net/big/1386/07/2351424114624110524122315524321927525128244.jpg

mahdie1364
۱۳۹۲/۰۵/۰۸, ۱۳:۰۴
جانم فدای علی ...

چون علی در عالم خلقت کسی مظلوم نیست
هیچکس مانند او از حق خود محروم نیست

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۴/۰۴/۱۴, ۱۰:۲۸
امشب چه سینه‌سوز است بانگ اذان مولا
خیزد صدای تکبیر از عمق جان مولا

از لحظه‌های افطار در شوق وصل دلدار
بر چهره می‌درخشید اشک روان مولا

مولا گشوده آغوش بهر وصال جانان
قاتل به مسجد آید بر قصد جان مولا

زهرا کنار محراب با ذکرِ واعلیّا
یا فاطمه است امشب ورد زبان مولا

زخم سرعلی را دیدند اهل مسجد
دردا که نیست پیدا زخم نهان مولا

ای نخل‌ها بگریید ای چاه‌ها بنالید
دیگر علی ندارید ای دوستان مولا

حق علی ادا شد فرق علی دو تا شد
سرهایتان سلامت ای خاندان مولا

ای دوستان بیایید با من به شهر کوفه
تا سر نهیم امشب بر آستان مولا

ریزید ای یتیمان در سفره‌های خالی
خون جگر به جای خرما و نان مولا

«میثم» دگر امیدی در ماندن علی نیست
از دست رفته دیگر تاب و توان مولا

بی ریا
۱۳۹۴/۰۴/۱۴, ۱۰:۵۰
علی کیست؟ که حق نیز بود مدح سرایش
از آن دم که خدا بود
علی خلق شد وآل عبایش
صفا داده به عالم ز صفایش
خدا خلق نمودست جهان را زبرایش
علی کیست؟که افلاک
همه سجده نموده اند به پایش
شده حک به روی درب بهشت این سخن از خط خدایش
شود داخل آن هر که بود در دل او مهر و ولایش
علی عشق،ودلها همه گی معتکف صحن و سرایش
خدا باید از او خواند و از مدح و ثنایش
*****
علی کیست؟همانی که بهشت است به نامش
نشسته چو کبوتر دل زارم لب بامش
فتاده ست به دامش
علی آنکه خداییست مرامش
کلامش قعودش و قیامش
علی آنکه خدا گفته سلامش




https://s.yimg.com/fz/api/res/1.2/_c4Yy0BQ6zwt3xv82R2l6A--/YXBwaWQ9c3JjaGRkO2g9NDgwO3E9OTU7dz02NDA-/http://images.persianblog.ir/359160_5V34R2tM.jpg

بی ریا
۱۳۹۴/۰۴/۱۴, ۱۱:۰۳
علی کیست؟
همان صاحب دلها
همانی که خدا داده به او هستی خود را
وهستی خدا کیست؟
به جز حضرت زهرا؟
علی کیست؟
همانی که فکنده ست به عالم همه جا ظل هما را
همانی که دهد خاتم شاهانه گدا را
همانی که خداوند اجابت کند از واسطه اش حرف و دعا را
همانی که به زانو زده در پای خودش ارض و سما را
همانی که طرفدار خودش کرده خدا را
حسینش به جهان کرده علم کرب وبلا را
همانی که ابالفضل از او درس گرفته است وفا را
همانی که بود غیرت او در نفس زینب کبری
علی پاک وزلال است
علی چشمه دریا
علی شاه دو دنیا
علی صاحب وفرمانده عقبی
علی شیر و علی مرد
ندیده ست کسی مثل علی را به خداوند به رویا
درست است که هستی خدا حضرت زهراست
ولی حیدر کرار بود هستی زهرا
(یا علی)

بی ریا
۱۳۹۴/۰۴/۱۴, ۱۱:۱۵
یا حیدر (ع)

علی دلدار رب العالمین است
تمام عشق ختم المرسلین است
علی جنت مکان جنت نشین است
نخ شال علی حبل المتین است
علی عشق یل ام البنین است
ولی الله، امام المتقین است
پیام صاحب قرآن همین است
فقط حیدر امیر المومنین است

ستاره مشرقی
۱۳۹۴/۰۴/۱۵, ۱۷:۰۵
توي نجف يه خونه بود،


كه ديوارش كاهگلي بود،


اسم صاحب اون خونه،


مولاي مردا علي بود،


نصفه شبها بلند ميشد،


يه كيسه داشت كه برميداشت،


خرما و نون و خوردني،


هرچي كه داشت تو اون ميذاشت.


راهي كوچه ها ميشد،


تا يتيمها رو سير كنه،


تا سفره خاليشونو،


پر از نون و پنير كنه،


شب تا سحر پرسه ميزد،


پس كوچه هاي كوفه رو،


تا پر بارون بكنه،


باغهاي بيشكوفه رو.


عبادت علي مگه،


ميتونه غير از اين باشه،


بايد مثل علي باشه،


هر كي كه اهل دين باشه،


بعد علي كي ميتونه،


محرم راز من باشه،


درد دلم روگوش كنه،


تا چاره ساز من باشه.


چشماتو واكن آقاجون، بالهاي خستمو ببين


منو نگاه كن آقاجون، دل شكستمو ببين