PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آسمانیان. شیوه سلوک، دستورالعملها و نکته آموزیها از عارفان بالله و افلاکیان خاک نشین



عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۶/۲۵, ۱۵:۲۳
ما نسل خوش اقبالی بودیم

ما نسل خوش اقبالی بودیم که اگرچه سن و سابقه زیادی نداشتیم، فرصت دیدن اتفاقهای عجیبی را پیدا کردیم.
اشکال کار این بود که از همان اول، وقتی میرزا عبدالکریم حق شناس، آقامجتبای تهرانی و حاج آقا دولابی و جناب خوشوقت را دیدیم، پیرمردهایی بودند عجیب و جدی و مهربان که به سادگی طی کردن چند خیابان، می شد پای مجلس اخلاق آنها نشست.

نه که از اول پیرمردی آنها را دیده بودیم، فکر نمیکردیم این دوران تمام خواهد شد. فکر میکردیم بزرگ میشویم و بچه هایمان را میبریم مثلا پیش حاج آقای حق شناس و میگوییم پسرم، این حاج آقا همه زندگی ماست و بیشتر چیزهایی که بلدیم، از او یاد گرفته ایم. فکر میکردیم کم کم موهایمان سفید میشود و میرویم گوشه های مجلس خیابان ایران آقامجتبی تهرانی می نشینیم. فکر میکردیم حتی وقتی مرگ سراغمان میآید، دعای خیر این ستونهای زمین، پشت سرمان خواهد بود.

ما درباره امام هم، همین گمان را داشتیم. فکر میکردیم نمیشود خدا، ناگهان همه چیز را از اهل این شهر دریغ کند. امام مهربان سالهای کودکی ما، قرار نبود بمیرد. گمان میکردیم روزی که سرزمین قدس آزاد میشود، راه می افتیم میرویم کنار قبه صخره و با امام همانجا نماز میخوانیم. فکر میکردیم بزرگ میشویم و پابه پای جوانهای آن روز، برایش سربازی میکنیم. قرار نبود همه آنها که تکیه گاه اهالی این سمت زمین بودند، یکی یکی از دنیا بروند و پشت سرمان، جایی نباشد که به آن تکیه کنیم.

فکر میکردیم بچه هایمان بزرگ میشوند. میرویم سراغ حاج آقا دولابی و بچه ها را به او می سپریم. فکر میکردیم روزی میرویم مسجد جامع بازار و به آقامجتبای تهرانی میگوییم حاج آقا، این پسر ما امر خیری دارد، کی خدمت برسیم؟
کار به اینجا نکشید. حالا ما مانده ایم و حرفهای فراوانی که از این اقطاب الارض به خاطر داریم و هنوز به خیلیهایش عمل نکرده ایم.
زمین از حجت خدا خالی نمیشود اما روزگاری که ما در نوجوانی گذرانده ایم، روزگار همنشینی با بهترین بنده های خدا بود که جان بیدارشان، وقف سر و سامان دادن به زار و زندگی مردم این شهر بود.

حالا وسط این روزگار بی پیر، به جان ما می افتد برویم توی بازار مولوی، جلو در مسجد امین الدوله منتظر بمانیم که نفس میرزاعبدالکریم حق شناس به ما حیات بدهد، حیات زندگی در شهر بزرگ و بی در و پیکری که ما اهل آنیم. برویم تا سه راه طالقانی، مسجد امام حسن (علیهالسلام) و چند رکعت نماز پشت سر حاج آقا خوشوقت بخوانیم که جانمان تازه شود. یا برویم سر تکیه دولاب، به یاد آن پیرمرد ساده بی ادعا که نامش میرزا اسماعیل دولابی بود.

حالا ما برای بچه هایی که داریم و بچه هایی که نداریم، چه بگوییم درباره دوره ای که آسمان این همه به زمین نزدیک بود؟ درباره تجربه تکرارنشدنی همنشینی همه آدمهای معمولی شهر، با عالمان فروتن دین که راه صلاح زندگی مردم را در گفتن و شنیدن اخلاق دیده بودند. درباره سالهای خوب مسجد امین الدوله و میدان هروی، درباره آن در بهشت که به مسجدی در سه راهی خیابان شریعتی - طالقانی باز می شد، درباره تکیه قدیمی و دوست داشتنی محله دولاب، درباره نمازهای ظهر مسجد جامع بازار و جلسه های شبانه خیابان ایران.

ما از خوشبخت ترین آدمهای روی زمین بودیم که سن و سابقه زیادی نداشتیم، اما فرصت دیدن بهترین اولیای خدا را پیدا کردیم.
صدای جناب حق شناس هنوز توی گوش ماست که «حالا فهمیدی داداش من؟» و لحن آرام حاج آقا خوشوقت که بگوید «خودت برو فکر کن ببین کجا اشتباه کردی، از همان توبه کن»، نگاه نافذ آقا مجتبی که نگاه کند و بگوید «برای چی غصه میخوری؟ برای این دنیا؟» و صدای صمیمی و ساده میرزا اسماعیل که بگوید «اگر چوپانی مثل اهلبیت پیدا کردی، گوسفندش باش، ضرر نمیکنی. تو را میبرد سر همان چشمه که خودش آب می خورد. که اگر یک جرعه اش را روی زمین بریزند، همه اهل زمین مجنون می شوند.»
ما از خوشبخت ترین آدمهای روی زمینیم. بهترین آدمهای روی زمین، ساعتها با ما سخن گفته اند.
محمد حسین بدری
-----------------------------------------------------------------------------
در این تایپک به یاری پروردگار به تدریج با
شیوه سلوک، دستورالعملها و نکته آموزیها از عارفان بالله و افلاکیان خاک نشین آشنا خواهیم شد. انشاءالله

yanoor
۱۳۹۲/۰۶/۲۷, ۱۷:۱۵
البته خوش بخت تر اینکه در زمان انقلاب سلامی مان به رهبری امام خمینی ره بودیم ...................

آری ما واقعا نسل خوشبختی بودیم و هستیم در تمام دنیا بهتر از این در روی کره زمین خاکی مان اکنون نداریم ...............

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۶/۲۸, ۰۹:۱۵
جلوه هايي از ويژگي هاي معنوي آيت الله سيدعلي قاضي

سلوك رفتاري بزرگان، بويژه كساني كه درعرصه عرفان صاحب نام و آوازه ای بوده اند، درسهاي تربيتي و اخلاقي فراواني براي علاقه مندان به اين مباحث دارد.

دراحوال آيت الله سيد علي قاضي نوشته اند:
کثرت سجده و انقطاع او به گونه اي بود كه گاهي شاگردان خدمتشان مي رسيدند و او آن قدر درسجده بود كه آنها نااميد شده و برمي گشتند.

عبادت شبانه كلامش را نافذ و آتشين كرده بود و با جمله اي دلي را مي ربود.
«دنيا مي خواهي نماز شب بخوان، آخرت مي خواهي نمازشب بخوان»

وعلامه طباطبايي با همین عبارت،شوري در دل مي بيند که تا آخر درمحضرش به كسب فيض مي نشيند ودست از او برنمي دارد.

انس با قرآن
آقاي قاضي به انس با قرآن تاكيد بسيار داشتند،
ازجمله درنامه اي به يكي از شاگردانشان اين چنين مي فرمايد:
عليكم بقراء ه القرآن الكريم في الليل بالصوت الحسن الحزين فهو شراب المومنين:
بر شما بايد به قرائت قرآن كريم درشب، با صداي زيبا و غم انگيز، پس آن شراب مؤمنين است.

و مي فرمودند: و آن قره العيون مخلصين را هميشه درچشم داشته باشيد
و با آن هادي طريق مقيم و در صراط مستقيم سير نماييد
و از جمله سيرهاي شريف آن، قرائت است به حسن صوت و آداب ديگر، خصوص در بطون ليالي.




https://lh3.googleusercontent.com/-SYEPx5XJWzU/UjqV8ESXfdI/AAAAAAAAD8M/c0yAYq-Cl_A/w346-h493/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C+%D9%82% D8%A7%D8%B6%DB%8C.jpg (https://plus.google.com/u/0/b/109799651830027343874/photos/109799651830027343874/albums/5925213114575370961/5925213118934777298?authkey=CJiZ0eLd6t3ElwE)

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۶/۲۹, ۱۸:۲۷
لذت عبادت....


http://media2.afsaran.ir/simfRNH_402.jpg

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۷/۰۱, ۰۹:۴۱
چرا به من توجه نداری، مگر من زیبا نیستم؟!


آیت‌الله سید ابراهیم خسروشاهی خاطره ای جالب از ایت الله بهجت نقل می کند:

آیت‌الله بهجت در دوران جوانی در حوزه علمیه نجف مشغول فراگیری علوم حوزوی بودند.

یک بار به علت بیماری به بیمارستانی در بغداد منتقل و بستری می گردد.

پرستار ایشان که یک زن مسیحی است، می بیند که برخلاف دیگران، این بیمار هیچ توجهی به او ندارد!

سرانجام از بی توجهی طلبه جوان به ستوه آمده و از طلبه می پرسد:

چرا به من توجه نداری، مگر من زیبا نیستم؟!

طلبه در پاسخ می گوید: من (دوست) زیبایی دارم که می‌ترسم اگر به تو توجه کنم، او [خدای صاحب جمال بدش بیاید و] به من توجه نکند!

آری مردان حق چنان پیوندی با محبوب و معشوق حویش بسته اند که هیچ زیباروئی نمی تواند توجه آنها را به خود جلب کند.

آخر خیلی ساده لوحانه است که کسی زیباترین زیبایان را بگذارد و به دیگری بپردازد!

چه کسی زیباتری از آفریننده همه زیبائیها سراغ دارد؟


https://lh4.googleusercontent.com/-d3Xur5AqjXQ/UOGY4RjxhUI/AAAAAAAACAI/Fq3WSgpowY4/w497-h373/62_20090827_1095649797.jpg (https://plus.google.com/photos/109799651830027343874/albums/5828107484658574161/5828107485347677506?authkey=COqopf3Y6qHrlQE)

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۷/۰۸, ۲۲:۱۳
هجرت و مراتب آن در سلوك عارفان

«هجرت عام» و «هجرت خاص»:

هجرت عام نسبت به جمیع موجودات عالم است و اختصاص به انسان ندارد.
تمام ذرات این عالم به یک معنا مهاجر الی الله هستند.
تمام اینها حرکت دارند و کوچ می کنند و مسافر هستند و مقصد هم اوست.
فقط فرق در این است که هجرت خاص انسان، اختیاری است و ارادی؛

ولی هجرت عام، غیراختیاری و غیرارادی است.
به تعبیر قرآن که در باب سجده عام همه موجودات برای خدا می فرماید:
«ولله یسجد من فی السموات والارض طوعا و کرها»(رعد-15)
این حرکت و کوچ هم یا «طوعی» است و یا «کرهی» که در باب هجرت عام، «کرهی» است.
هجرت ارادی و اختیاری انسان در جمیع ابعاد وجودی اش صورت می گیرد،
در ابعاد عقلی، قلبی و نفسی و اعضای جوارحی اش.

انسان مهاجر که هجرت الی الله تعالی دارد، هجرتش دارای مراتب و درجات است.
مقامات معنویه ای را که برای سیر انسان مطرح می کنند، همان هجرت از مقامی به مقام دیگر است.

یعنی این مسافر از منزلی به منزل دیگر کوچ می کند.
مثلا از منزل «یقظه» شروع می کند و به منزل «توحید» می رسد.
تمام این مقامات، منازل بین راهند و آنچه که برای انسان سازنده است، یعنی انسان را به کمال وجودی اش می رساند، همین هجرت ها و مسافرت ها است.

سلوک عاشورایی، آیت الله شیخ مجتبی تهرانی، منزل سوم، ص 137


http://media2.afsaran.ir/siwEtEJ_535.jpg

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۷/۱۲, ۰۹:۵۱
ما همه داد از توحيد مي زنيم؛ ولي باز درصدد جلب قلوب بندگان خدا هستيم!

عارف کامل حضرت روح الله(ره) می فرمایند:
(بدان اي سالك عزيز) توكل به خداي تعالي، يكي ازفروع توحيد و ايمان است.
ما غالباً يا به برهان يا به امور شبيه به برهان اركان توكلمان تمام است، ولي حقيقت توكل در ما حاصل نيست.

ما همه مي دانيم كه درمملكت حق تعالي كسي تصرفي، بي اجازه قيومي و اشاره اشرافي آن ذات مقدس نكند،
اراده كسي بر اراده قويمه ذات مقدس، قاهر نشود،
مع ذلك، ما از اهل دنيا و ارباب ثروت و مكنت، طلب حاجات كنيم و از حق تعالي غفلت نماييم.

توكل ما بر اوضاع طبيعت و امور طبيعيه صدها مقابل بالاتر است از توكل به حق!

اين نيست مگر آن كه حقيقت توحيد افعال در قلب ما حاصل نشده
و حكيم فلسفي «لاموثر في الوجود الاالله» گويد، و خود از غير خدا حاجت طلبد،
و متعبد متنسك «لاحول و لاقوه الابالله» و «لااله الاالله» ورد خود كند و چشمش به دست ديگران است.

اين نيست جز آن كه آن، برهانش از حد عقل و ادراك عقلي خارج نشده و به قلب نرسيده، واين، ذكرش از لقلقه لساني تجاوز ننموده و ذائقه قلب از آن نچشيده.

ما همه داد از توحيد مي زنيم و حق تعالي را «مقلب القلوب و الابصار» مي خوانيم؛ و «الخير كله بيده» و «الشرليس اليه» مي سرائيم ولي باز درصدد و جلب قلوب بندگان خدا هستيم،

و دائما خيرات را از دست ديگران تمنا داريم.
اينها نيست جز اين كه اينها، يا حقايق عقليه اي است كه قلب از آن بي خبر است و يا لقلقه هاي لساني است كه به مرتبه ذكر حقيقي نرسيده.

ما همه قرآن شريف را مي دانيم (كه) از معدن وحي الهي براي تكميل بشر و تخليص انسان از محبس ظلماني طبيعت و دنيا، نازل شده است، و وعد (و) و عيد آن، همه حق صراح وحقيقت ثابته است، و درتمام مندرجات آن شائبه خلاف واقع نيست، با اين وصف، اين كتاب بزرگ الهي دردل سخت ما به اندازه يك كتاب قصه تاثير ندارد، نه دلبستگي به وعده هاي آن داريم تا دل را از اين دنياي دني و نشئه فانيه برگيريم و به آن نشئه باقيه بنديم، و نه خوفي از وعيد آن در قلب ما حاصل آيد تا از معاصي الهيه و مخالفت با ولي نعمت احتراز كنيم.

اين نيست جز آن كه حقيقت و حقيقت قرآن به قلب ما نرسيده و دل ما به آن نگرويده و ادراك عقلي، بسيار كم اثر است.

و با اين قياس كليه نقصانهايي كه در ما است و جميع سركشيها و مخالفتهاي ما و محروم ماندن از همه معارف و سرائر، براي همين نكته است.

شرح حديث جنود عقل و جهل، امام خميني (ره)، ص 90





https://lh6.googleusercontent.com/--8GGO_H9M-s/Uk5yV3iaDQI/AAAAAAAAD-8/8YXSWSoPX70/w346-h340/111.jpg (https://plus.google.com/u/0/b/109799651830027343874/photos/109799651830027343874/albums/5930803473932799297/5930803479304604930)

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۷/۲۲, ۱۵:۴۷
عوامل بي تفاوتي سالك نسبت به تحصيل سعادت اخروي

آيت الله ميرزاجواد ملكي تبريزي:

(اي طالب سعادت ابدي!) چگونه مي شود كه آدمي در كسب خيرات زودگذر و سعادات دنيوي تا حدي كه در توان دارد، كوشش مي كند و هرچه بيشتر بدان دست مي يابد، شوق و حرصش در تحصيل آنها بيشتر مي شود و «هل من مزيد»(ق-30) مي گويد؟

ولي نسبت به خيرات و سعادات اخروي بي تفاوت بوده و با اين كه با كار اندك مي تواند به بسياري از آنها دست يابد، از تحصيل آنها سر باز مي زند؟!

به عقيده من اين مسئله، ثمره اجتماع چند امر است:

يكي ضعف ايمان به آخرت،

و ديگري عدم اطمينان بنده به قبولي اعمال و سالم ماندن آنها از آفات، تا هنگامي كه روز مزد و پاداش فرا رسد؛

و سوم الفت قلب و نفس آدمي به اين دنيا و لذات آن و عشق به شهوات و زينت هاي آن و همين عشق و دلبستگي است كه عاقل را از تعقل در عواقب امور باز مي دارد.
اسرارالصلوه ، ص 157

​http://www.askquran.ir/member78030-albums1557-34233.jpg

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۷/۲۹, ۰۸:۳۵
آيت الله سيدعلي قاضي و نماز

آيت الله قاضي مي گويد:« گاهي طلبكار به درمنزل مي آيد و درخانه چيزي نيست تا بدهم.
از هرطرفي در فشارم، ولي در نماز به بركت خود خدا مثل اين كه نه زن دارم و نه بچه و نه قرضي؛
مشغول نماز كه مي شوم آهنگ افلاك را مي شنوم.

از خدا خواسته ام كه اين سماع را از من برندارد.

از آيت الله نجابت نقل شده است كه:
اين تازه احوالات ايشان در اواسط راه و بدايات بوده، والا در نهايات كه بسيار برتر بود.
و او نه تنها از دنيا و مردم آن منقطع است كه از آخرت هم چشم پوشيده

و به شاگردان خود نيز مي گويد:
درحال حاضر نماز يا ذكر و عبادت در برابر زيباي مطلق و جمال جميل الهي هرچه ديديد و شنيديد، شما را مشغول نكند و مبادا به بهانه بهشت از بهشت آفرين غافل شويد.

http://www.askquran.ir/member78030-albums1571-34273.jpg

yanoor
۱۳۹۲/۰۷/۳۰, ۱۷:۱۴
آيت الله سيدعلي قاضي و نماز

آيت الله قاضي مي گويد:« گاهي طلبكار به درمنزل مي آيد و درخانه چيزي نيست تا بدهم.
از هرطرفي در فشارم، ولي در نماز به بركت خود خدا مثل اين كه نه زن دارم و نه بچه و نه قرضي؛
مشغول نماز كه مي شوم آهنگ افلاك را مي شنوم.

از خدا خواسته ام كه اين سماع را از من برندارد.

از آيت الله نجابت نقل شده است كه:
اين تازه احوالات ايشان در اواسط راه و بدايات بوده، والا در نهايات كه بسيار برتر بود.
و او نه تنها از دنيا و مردم آن منقطع است كه از آخرت هم چشم پوشيده

و به شاگردان خود نيز مي گويد:
درحال حاضر نماز يا ذكر و عبادت در برابر زيباي مطلق و جمال جميل الهي هرچه ديديد و شنيديد، شما را مشغول نكند و مبادا به بهانه بهشت از بهشت آفرين غافل شويد.

http://www.askquran.ir/member78030-albums1571-34273.jpg


//////////////////////////////

با ذکر منبع خواننده با اطمینان زیادتری از مطالب ما استفاده می کند لطفا همیشه منبع یا منابع نوشته ها را ذکر بفرمایید

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۷/۳۰, ۲۰:۲۸
دعا کن حاج آقا ، به ناموس خدا تجاوز کردم (http://www.drarf.ir/post/402)








خجالـت نمیکشی میگــویی گنـاه کردم؟بزرگواری میفرمودند :
روزی در محضر حضرت استاد علامه حسن حسن زاده روحی فداه نشسته بودیم ، چند نفر از عزیزانی به دیدارشان آمده بودند. یک آقا جوانی همین جور طبق متعارف برگشتند گفتند:
آقا ما گنهکاریم، ما را دعا کن.
آقا رو سرشان داد کشید :
این چه حرفی است تو می زنی؟ تو گنهکار هستی پیش من حسن زاده چرا می گوئی؟ آن را برو در خلوت خانه ات با خدایت حرف بزن. چه کار داری به این و آن بگوئی من گنهکارم. تند شد روی جوان، خجالت نمی کشی این طور حرف می زنی؟ تو می دانی یعنی چی داری می گوئی؟ کسی گناه خدا می کند یعنی به ناموس خدا تجاوز کرده. توداری رسماً در پیش من می گوئی من به ناموس خدا تجاوز کردم. خجالت نمی کشی؟ همچین حرفی می زنی، که چی؟ دعا کن من به ناموس خدا تجاوز کردم. غیرت خدا به جوش می آید . اتفاقاً گناه باعث می شود بین خدا و بین عبد یک رابطۀ فقط خصوصی برقرار شود. که بین بنده گنهکار با هیچ کس دیگر خدا راضی نیست رابطه برقرار شود. من غیرتم به جوش می آید گناه کردی یواشکی بیا شب، تاریکی، خلوت. دهن باز نکن داد نکش سروصدا نکن. نگذار مردم بشنوند.
پشیمان شدی آهسته با خودم حرف بزن. چه کار داری داد و فریاد کنی آبروی خودت را می ریزی آبروی من خدا را می ریزی. چون بین مردم می گویی من گناه کردم یعنی به ناموس خدا تجاوز کردم. این بَد است. خدا دوست ندارد چیزی را که فحاشی شده بی احترامی شده، شایعه اش کنی بین مردم داد بکشی.
حالا یکی می رود نعوذبالله یک عمل خلاف می کند دیگری می رود عمل خلافش را پخش می کند به همان اندازه که او خلاف کرد به همین اندازه اینی که دارد شایعه می کند هم گنهکار است. چرا داری گناه را پخش می کنی؟
قرآن من و شما می گوید:
اگر بدی هم دیدی خیلی آهسته، داد هم نکش. اگر امر به معروف هم می خواهی بکنی خیلی آهسته، مثل آینه باش. آینه داد نمی زند یقه ات بَد است. وقتی روبروی آینه می ایستی جیغ نمی کشد بگوید چرا موی سرت اینجوری است ؟ خیلی سکوت محض است، آهسته هیچ کس خبر دار نیست، جز تو و آینه…. / 375

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۸/۰۹, ۰۹:۰۲
اصلاح دل؛ مهم ترين كارسالك الي الله

آيه ا... ميرزا جواد ملكي تبريزي:

اي نفس! به «علم اليقين» بدان كه تا باطن خود را اصلاح نكرده اي، قادر به اصلاح ظاهر خود نتواني شد!

زيرا جريانِ اعمال از چشمه دل است؛

و از دلِ(صالح) جز كردارِ صالح برون نيايد

و از دلِ تباه و فاسد، جز كارِ تباه و عملِ فاسد، ناشي نشود،

پس عمده كار و مهمترين كردار، اصلاح دل است

المراقبات، ج 1، ص 18




https://lh4.googleusercontent.com/-Hz7ISiYCfuE/UnIAPlvD1WI/AAAAAAAAELQ/ZD4Trzw8l4o/w346-h548/DiniST+%2896%29.jpg (https://plus.google.com/u/0/b/109799651830027343874/photos/109799651830027343874/albums/5940811121034728145/5940811126282638690)

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۸/۱۳, ۱۱:۳۲
تفاوت جهاد اصغر با جهاد اکبر

آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی:
(بدان ای سالک راه خدا!) فرق است بین هجرت کبری که یک هجرت درونی و یک کوچ و سفر معنوی است، با هجرت صغری که جهاد اصغر یکی از مصادیق آن است.

انسان در جهاد اصغر «مسافر و مهاجر است. یعنی ابتدا از وطن و دار و دیارش خارج می‌شود و بعد اگر توفیق داشت به شهادت می‌رسد. ولی در هجرت کبری برعکس است، ابتدا باید شهید شود تا بعد بتواند حرکت کند!

در اینجا موت نفس به «موت هواهای نفسانی» است.

هواهای نفسانی همان خواسته‌های افسارگسیخته نفس است که فراتر از چهارچوب عقل و شرع می‌طلبد.

موت نفس به سرکوب خواسته‌های شهوی و غضبی نفس است...

مهاجر برای هجرت کبری ابتدا باید جهاد اکبر را انجام دهد.
که جهاد اکبر هم عبارت از همین سرکوب هواهای نفسانی است که ما از آن تعبیر می‌کنیم به «موت هواهای نفسانی»

بنابراین مهاجر در هجرت کبری اول شهید می‌شود و سپس به راه می‌افتد.

یعنی بعد از اینکه شهید شد، تازه راه را پیدا می‌کند «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (عنکبوت، 69)
بعد از شهادت است که خدا راه‌ها را باز می‌کند برای حرکت به سوی الی‌الله.

فرق دیگری که بین جهاد اصغر و جهاد اکبر است این است که در جهاد اصغر یک موت (یا شهادت) بیشتر نیست.
وقتی مجاهد از خانه و دار و دیارش بیرون می‌آید و به سوی دشمن می رود و می‌جنگد، اگر توفیق داشت شهید می‌شود.
اینجا فقط یک شهادت است.
اما در جهاد اکبر که هجرت کبری متوقف بر آن است، شهادت‌ها و موت‌ها است!

اینکه آن جهاد «اصغر» است و این «اکبر» چه بسا از همین جهت باشد...
حتی ممکن است کسی که در مسیر جهاداکبر است روزی هفتاد بار شهید شود و بمیرد!

در حدیث معراج که اهل خیر و اهل آخرت را توصیف می‌کند خداوند خطاب به پیغمبر اکرم(ص) می‌فرماید:
«مردم یک بار بیشتر نمی‌میرند، ولی مجاهد در جهاد اکبر روزی هفتاد بار کشته می‌شود!

عجب! روزی هفتاد مرتبه، به جهت مجاهده با نفس و مخالفت با هوای نفس و قوای حیوانی‌‌اش می‌میرد! هفتاد بار!»

یعنی مدام دل هوس می‌کند و او جلوی دل را می‌گیرد...

بنابراین هم در جهاد اصغر اگر کسی این توفیق را پیدا کند که شهید شود اطلاق شهادت می‌شود و هم در جهاد اکبر.

اگر کسی موفق شود یک خواسته از هواهای نفسانی‌اش را سرکوب کند، اطلاق شهادت می‌شود.
که همراه هر شهادت و هر موت، «حیات طیبه» در پی دارد.

سلوک عاشورایی، منزل سوم، ص 157




https://lh4.googleusercontent.com/-_KKfzbwDDpo/UndoY0mb6MI/AAAAAAAAEMk/OR2tZcCML10/w346-h254/254748_501405523203831_1604706277_n.jpg (https://plus.google.com/u/0/b/109799651830027343874/photos/109799651830027343874/albums/5942333009124556449/5942333008984664258)

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۸/۱۹, ۰۹:۵۲
راهكارهاي تضعيف شهوت سالك

آیت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي:
(اي سالك مجاهد) تضعيف شهوت به انجام سه امر است:
اول: قطع اسباب خارجي آن،
كه عبارت از خوردن غذاهاي رنگارنگ و مقوي، هم از حيث نوع و هم از حيث مقدار مي باشد،

پس مي بايست كه مريد، از خوردن غذاهاي مقوي بپرهيزد و از پرخوري برحذر باشد، و لذا شرع براي شكستن شهوت، دستور به گرفتن روزه داده است.

دوم: قطع اسبابي كه باعث تهييج شهوت مي شود، مثل نگاه كردن به مناظر شهوت انگيز،
چون نگاه باعث هيجان قلب مي شود و قلب قوه شهويه را به حركت درمي آورد،

و اين امر با كناره گيري و احتراز از اماكني كه گمان رؤيت مناظر شهوت انگيز و صورت هاي زيبا در آن مي رود، ميسر مي شود

و به همين خاطر است كه شرع از نگاه به زن ها و پسران زيباروي منع نموده است
و تير نگاه، از كمان صورت هاي زيبا و از راه ديده بر دل مي نشيند.

امام صادق(ع) فرمود: نگاه تيري از تيرهاي زهرآلود ابليس است. (الكافي، ج5، ص 559) و سپري جز ديده بر هم نهادن و گريختن و فرار كردن از اماكني كه احتمال ديدن مناظر شهوت انگيز در آن است، براي آن نيست.
سوم: نفس را از راه مباح كه نكاح مي باشد، به خواسته اش رسانيدن. اسرارالصلوه ، ص227




https://lh3.googleusercontent.com/-DSVX7CIj33Q/Un8wCFaz76I/AAAAAAAAEOw/XotnzXAbiPc/w346-h240/1_Khoda.jpg (https://plus.google.com/u/0/b/109799651830027343874/photos/109799651830027343874/albums/5944522843714013825/5944522845524848546)

سمیع
۱۳۹۲/۰۸/۱۹, ۱۶:۱۳
باسمه تعالی
حضرت علامه حسن زاده آملی می فرمودند:
مرحوم استاد علامه طباطبایی فرمودند:که مرحوم قاضی اول دستوری که می دادند ذکر یونسی بود[لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین](1) که در مدت یکسال در وقت خاص به حالت سجده ت بار خوانده شود و دیگر مسبحات ستّ که در هر شب تلاوت شود .فرمود ولی در خبر مسبحات خمس است که سوره اعلی را ندارد و ما این حدیث را به مرحوم قاضی عرضه داشتیم و ایشان با وجود این،سخت مصرّ بودند که مسبّحات ستّ قرائت شود زیرا خودش هم چیزهایی می‌دانست که از اساتید سینه به سینه اخذ کرده بود(2)
پی نوشت:
1-انبیا،88
2-علامه حسن زاده آملی،نکته 754 ،هزار و یک نکته

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۸/۱۹, ۲۳:۳۶
مسبّحات ستّ
سلام!!!
؟
توضیح نمی دهید!

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۸/۲۷, ۱۰:۱۶
دستورالعملی از عارف ربانی آیت الله سیداحمد کربلائی

دستورالعملی که پیش روی شماست، شلاقی است از عارف متقی سیدالسالکین آقا سید احمد کربلائی به مخاطبی که بی پذیرش رنج و زحمت، چشم داشت الهام واشراق را دارد.

زنده باد حضرت دوست و مرده باد هر چه غیراوست.

...... دستورالعمل آن است که از خود و خودرایی دست برداری،

جان من به لب آمد از گفتن این که راه نجات و خلاص در:

استغراق ذکر الهی

و تفکر در معرفت نفس

و خودشناسی است

و ذکر و فکر، خود راهنمای تو خواهد شد.

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء
ای که نام او دوای دردها و یاد او شفا بخش جانهاست

دوائک فیک ولاتبصر، ودائک منک و لاتشعر
دردتو در درون خود توست نمی بینی!

و داروی تو هم نزد خود توست فهم نمی کنی

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز.

باری نوشته بودی در تضرع وابتهال هم چیزی بنویس تااین که نوشتجات ناقص نماند.

براین حرف خنده کنم یا گریه؟

ای کاش بر دل مبارکت زده می شد و نوشته می شد والا بر کاغذ خیلی زده اند و نوشته اند.

فدایت این مساله و باقی مسائل راه آخرت آموختنی نیست، بلکه نوشیدنی است.

تضرع وابتهال از درد و سوز دل بر می خیزد. درد پیدا کن، آن خود تصرع وابتهال می آورد.

آب کم جو تشنگی آورد بدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست

هرگز شنیده شده که زن بچه مردم را گریه تعلیم کنند؟!

یا زن آبستن را زائیدن آموزند؟!

بلی نائحه را که اجاره کنند؛ یا بازی زائیدن بخواهند در آورند، محتاج به تعلیم و آموختن خواهد بود.

ازاین فرمایش سرکار، علاوه برسایر مطالب معلوم می شود که به ذکر و فکر نپرداخته تا آتش فراق مشتعل گردد

..... طرفه این که بااین همه بی التفاتی، تعجبم که از کجا یک مطلب را خوب فهمیده ای و آن این است که جهالت این حقیر را خوب فهمیده!

...... با وجوداین ، باز می گوئی کشف و شهودی برایم نشده و علمی بحقایق اشیاء نیافته ام. دراین خیال بوده باشید!

https://lh4.googleusercontent.com/-YOl4neR40Xo/T4ry8_UuVoI/AAAAAAAABH8/8v4i6icnPA4/w497-h373/amiraa840033d800.gif

asieh
۱۳۹۲/۰۸/۲۷, ۱۷:۱۵
خدا می گوید چیزی در نزد من محبوبتر و عزیزتر از واجبات نیست کجا می روید سیرو سلوک ؟ سیرو سلوک واجبات و محرماته ، مرد ، مرد باشد واجباتش را انجام دهد و محرماتش را ترک کند به همه جا می رسد .


گفتار هایی از آیت الله امجد


- هر وقت گرفتاری داشتید به سجده بیفتید و ذكر یونسیه را بگویید. لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ2- غیر از چهارده معصوم نمی شود از کسی دفاع مطلق كرد، حتی عرفا.
3- نگران كردن پدر و مادر-ولو یك دقیقه-گناه است. اگر می خواهی به منزل دیر بروی ، زنگ بزن اطلاع بده تا نگران نشوند.
4- ارزش ها باید ملاك باشد نه حزب و گروه. و الا بی دین می شویم.
5- همه چیز را ببازید تا برنده شوید.
6- اینقدر قرآن باید بخوانی تا بفهمی ، وقتی فهمیدی ، دیگر قرآن رهایت نمی كند.
7- نه مرید ؛ نه مقام ، نه كتابخانه ؛ انسان موقع مرگ ، اینها را با خود نمی برد!
8- متاسّفانه امروز در جامعه ی ما تعقّل خیلی كم شده آقا تعقّل ؛ همین منشاء بسیاری از مشكلات هست.
9- این یك كلمه زندگی را شیرین می كند : « من مقصّرم»
10- در قیامت با اینكه خود جهنّم از بوی بد آكنده است، باز اهل جهنّم از بوی بد عالم بی عمل در اذیّتی مضاعف اند.
11- ترك و فعل خیلی مهم نیست ، نیّت خیلی مهم است.
12- عمیق ترین حرف بنده این است: خدا هست.
13- بی خود این طرف و آن طرف نرویم هیچ كس غیر خدا كاره ای نیست.
14- خداوند گدای سمج را دوست دارد ولی در خانه خودش نه دیگران.
15- باید فقط برای خدا كار كرد ولو كم.
16- شما عزیزان با خصوصیّات نفس ،آشنا نیستید ! هیچ كس از عهده اش بر نمی آید ،الّا خدا. بزرگان و نوابغ ،زمین خورده اند.
17- زندگی مشترك بر اساس تعاون و همكاری و صفا و صمیمیّت است نه قانونمندی(به معنی خاص مضر).
18- وقار با تكبّر نباید اشتباه شود.
19- آن چیزی كه نفس را آرام می كند ، عشق است.
20- اگر كسی علم داشته باشد ولی حلم نداشته باشد ، مضرّ است

asieh
۱۳۹۲/۰۸/۲۷, ۱۷:۲۵
21- علامت علم این است كه خودمان كنار گذاشته شویم.
22 - هوای نفس هم مثل هوا متغیّر است.
23- اگر انسان بازیگری را كنار بگذارد از اولیاء خدا می شود.
24- برای كسب اخلاص ، التماس از خدا لازم است.
25- آدم عاقل به غیر خدا اعتماد نمی كند.
26- با مردم با محبّت رفتار كنیم كه محبّت بیش ترین اثر را دارد.
27- انسان به اندازه هر نفس زدنش، می‏تواند به سمت‏ خدا راه داشته باشد . هر انسان، بی‏نهایت راه به سوی خدا دارد . یکی مریضخانه می‏سازد، یکی مسجد می‏سازد، یکی به فقرا کمک می‏کند، یکی می‏تواند نماز بخواند و ... همه اینها راههایی است که می‏تواند انسان را به خدا برساند . همه اینها راه خداست; ولی گرایشها فرق می‏کند . یکی از راه مهندسی، یکی از راه پزشکی، یکی از راه روحانیت و ... هر کسی از یک راهی باید برود . خود انسان راههای فراوان دارد . بهترین راه را باید انتخاب کرد به نسبت آن گرایش و طبیعتی که در هر کسی هست .»
28- به جوان می گیم ای جوان! من نمی خوام تو رو به سمت خودم جذب کنم. من فقط به تو یه حرف می زنم. تو اگه بمب بارون بشه چی کار می کنی؟ نمی ری پناهگاه؟ خوب این دنیا همونه. همه اش ظواهره. گول این ظواهر رو نخور. برو تو پناهگاه خدا. اون جا باش بمب بارون که تموم شد بیا بیرون زندگی کن. اینا زندگی نیست که اینا ظاهرش قشنگه توش هیچی نیست.
29- اصلا در وادى خواب نباشید چون خواب خیلى پیچیده است. خیلى مشكل است. فقط اگر خوابتان خوب بود به فال نیك بگیرید. و اگر خواب بد دیدید، بگویید ان شاءالله چیزى نیست، ولى یك صدقه هم بدهید.
30- اعتماد به نفس یك حرف غلطى است، مال ما نیست. اعتماد به خدا درست است. ما نفسى در كارمان نیست. نفس چیست كه بدان اعتماد كنیم؟ نفسى كه هر لحظه در یك حالت متغیر است! فقط اعتماد به خدا مهم و مطرح است!

asieh
۱۳۹۲/۰۸/۲۷, ۱۷:۲۷
31-نماز را اول وقت‏ بخوانید. اگر بی حال هستید بگویید مى‏خواهم حتى با بی حالى نماز را در اول وقت‏بخوانم. البته اگر دلایلى مثل برخورد با كلاس و... هست مشكلى نیست ولى مثلا ما دور هم نشسته‏ایم و حرف مى‏زنیم; چون وقت نماز شد، بلند شویم، نمازمان را بخوانیم. به دوستانمان هم بگوییم معذرت مى‏خواهم من فعلا نماز دارم. در جایى نوشته بود آقاى مطهرى در وسط یك جلسه‏اى بلند شد و گفت وقت‏خواب من شده! همه مسخره كردند، گفتند از خوابش نمى‏گذرد. نمى‏دانستند كه او مى‏خواهد برود بخوابد كه در دل شب با حال خوش بلند شود.32- تمام فیوضات به دست امام حسین (ع) می باشد و پیشکارش حضرت ابوالفضل(ع) می باشد.
33- قرآن نامه ی خداست، صحیفه ی سجادیه جواب این نامه است و نهج البلاغه شرح این نامه است.
34- حزب الهی بی ترمز یعنی چه؟ بسیجی نور چشم همه می باشد باید ترمز داشته باشد . آخوند نور چشم همه می باشد باید ترمز داشته باشد .مومن باید ترمز داشته باشد تقوی یعنی ترمز ، آدم نمی تواند گاز بده بره توی دره می ره داغون می گردد.
35- درباره آیت الله العظمی بهجت: ایشان فرشته روى زمین بودند، ایشان در طفولیت هم معنوّیت را احساس می كرده است، و از جوانى اهل سیر و سلوك بوده اند. یكى از دوستان ایشان كه با هم درس آقاى قاضى می رفتند، می گفت: «یك روز آقاى قاضى به موقع سر درس حاضر نمی شود، آقاى بهجت می گوید: ایشان حالشان خوب نیست، و یكایك حالات او را از خانه تا به درس بیان می كند. وقتى آقاى قاضى وارد محل درس می شوند، طرف آقاى بهجت می روند و می فرمایند: «امروز شیرین كارى كردى!»
36- پیامبر نیامده است ما دولا راست شویم، آمده است ما را ببرد آنجایی که خودش می باشد آنجایی که جبرئیل پر می اندازد جبرئیل رئیس ملائک آنجا نمی تواند برود.
37- هرچی می خوای از خدا فقط بگو : اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم!!
38- خدا می گوید چیزی در نزد من محبوبتر و عزیزتر از واجبات نیست کجا می روید سیرو سلوک ؟ سیرو سلوک واجبات و محرماته ، مرد ، مرد باشد واجباتش را انجام دهد و محرماتش را ترک کند به همه جا می رسد .
39- اگر قدرت داشتم خیلی از مجالس مذهبی را در این شهر تعطیل می كردم.
40- انسان به تفریح هم نیاز دارد انسان که یک بعدی نیست چند بعدی می باشد همه اش عبادت کنید خشک می شوید همه اش مطالعه کنید چیزی نمی فهمید، علم همه جا محترم است منتهی علم انسان ساز علم توحید می باشد از اول تا آخر قرآن یک کلمه بیشتر نیست: نفی غیر... .
منبع: وبلاگ آیت الله امجد

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۹/۰۳, ۰۹:۲۸
توبه اهل قرب در سلوك عارفان

آيه الله ميرزا جواد ملكي تبريزي
(بدان اي طالب كمال!) احدي نيست كه نياز به توبه نداشته باشد، حتي انبياء!
.... براي آنها(انبیاء) احوالات مختلفي است كه بعضي فوق بعضي ديگر است
و رجوع و بازگشت از مرتبه پايين تر به مرتبه بالاتر، «توبه» مي باشد،

و تو اگر در معناي توبه و چگونگي آفرينش بندگان و ترقي آنها تامل كني، علت احتياج و نياز همگان را به توبه، درخواهي يافت،

زيرا توبه عبارت از رجوع و بازگشت از حال پست تر و پايين تر، به مرتبه عالي تر و برتر از آن است

و در عالم وجود، جز ذات ذوالجلال، كه غني بالذات است، موجودي يافت نمي شود كه از هر جهت كامل بوده و نيازي به ترقي و تكامل نداشته باشد.

.... توبه اهل قرب، توبه از هر چيزي است كه آنها را از حق بازداشته و به خود مشغول سازد،

.... لذت وصال آنگاه كامل مي شود كه غير خدا فراموش گردد....

اسرار الصلوه ، ص46





https://lh4.googleusercontent.com/-H9T5aUxDRqU/UpGqbq4SumI/AAAAAAAAET4/PzPfIbps84k/w519-h734/2484_926.jpg (https://plus.google.com/u/0/b/109799651830027343874/photos/109799651830027343874/albums/5949723975343851489/5949723975076723298)

asieh
۱۳۹۲/۰۹/۰۴, ۲۰:۱۶
یکی شاخصه هاي عرفان اسلامي

عرفان اصيل اسلامي، عرفاني «خدامحور» است، آيا «سلوك منهي خدا» و عرفان خداگزيرانه ممكن است؟
عرفان منهي بدون خدا و سلوك منهي حق سبحانه گرفتاري نفساني و ابليسي مي آورد و «انسان در تاريكي» خود را در «روشنايي» مي بينيد!!
بايد هوشيار بود كه ايمان به خدا داري دو ركن است:
1. باور قلبي پايدار، 2. عمل مؤمنانه(1).
و البته «ايمان» ذو مراتب است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا»(2) يا فرمود: «لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ»(3) و ايمان عقلي-شهودي، ايمان ناب و خالص مي تواند مأمن و مصونيت بخش باشد. «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»(4).
پس عرفان نبايد سكولار و منهي خدا باشد كه «سرابي» بيش نيست.

asieh
۱۳۹۲/۰۹/۰۶, ۲۲:۴۶
تأثیر اراده بر سلوک اخلاق
انسان بدونِ اراده، نمى تواند با رذایل اخلاقى مبارزه کند او با اراده، شایستگى آراسته شدن به هر فضیلت اخلاقى را نصیب خود خواهد کرد.
عالمان اخلاقى، طلب و اراده را اولین قدم در سیر و سلوک اخلاقى دانسته اند. تا او نخواهد و اراده نکند و در این امر جدّى نباشد راه به جایى نخواهد برد. این خواستن انسان است که محیط و بستر و فضاى دل و جان را بر شدنى زیبا هموار مى سازد و آدمى را در میدان سلوک مهیا مى نماید.



http://img1.tebyan.net/big/1390/03/701891477414656181279345224109194179150167.jpg

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۹/۱۱, ۱۴:۴۸
با افراد ضعیف الایمان مجالست نکنید

بخشی از دستورالعملی عرفانی از آیت الله بهجت(ره):

از واضحات است كه:
- خواندن قرآن در هر روز،
- و ادعيه مناسبه اوقات و امكنه، در تعقيبات وغيرآنها؛
- و كثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛
- و زيارت علما و صلحاء و همنشيني با آنها،
از مرضيات خدا و رسول(ص) است؛

و بايد روز به روز، مراقب زيادتي بصيرت و انس به عبادت و تلاوت و زيارت باشد.
و بر عكس؛ كثرت مجالست با اهل غفلت، مزيد قساوت و تاريكي قلب و استيحاش(دوري) از عبادت و زيارات است؛

از اين جهت است كه احوال حسنه حاصله از عبادات و زيارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفاي در ايمان، به سوء حال و نقصان، مبدل مي شوند؛

پس، مجالست با ضعيف الايمان- در غير اضطرار و براي غير هدايت آنها- سبب مي شود كه ملكات حسنه خود را از دست بدهد، بلكه اخلاق فاسده آنها را ياد بگيرد:

«جالسوا من يذكركم الله رؤيته، و يزيد في علمكم منطقه، و يرغبكم في الاخره عمله.»

(با كساني نشست وبرخاست كنيد كه ديدن آنها شما رابه ياد خدا بيندازد وسخن گفتنشان بر علمتان بيفزايد وعمل آنها شما را به آخرت ترغيب كند).

منبع: مجلات ایران

http://www.askquran.ir/member78030-albums1557-34603.jpg

asieh
۱۳۹۲/۰۹/۱۲, ۱۸:۱۵
http://www.askdin.com/gallery/images/9592/8_________.jpg

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۹/۱۵, ۱۵:۵۱
ضرورت پرهيز سالك از اتلاف وقت

آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي:
(اي سالك عزيز!) بر عاقل آنگاه كه دريافت، مدت عمرش به منزله سرمايه اي بس گرانبهاست به گونه اي كه با هر نفس آن مي تواند منافع عظيم و ممالك فراوان، بلكه سلطنتي الهي براي خود فراهم كند، واجب است كه از اتلاف وقت، بدون كسب فايده اي به شدت بخل ورزد!

و از اينكه به جاي اين همه سود، عمر خود را وسيله اي براي كسب شقاوت دائمي و خلود در عذاب الهي گرداند، به شدت برحذر باشد.

و سزاوار است كه بر آن چه از عمرش گذشته بينديشد
و ببيند آن مقدار از عمر را كه از كف داده، با همه لذات و خوشي ها و درد و رنج هايش، سپري شده؛
و نه از آن لذت ها بالفعل خبري هست؛
و نه از آن درد و رنج ها اثري،
بلكه آن چه باقي مانده، تبعات اعمال ناپسند؛
و اجر و پاداش كارهاي نيك اوست.

از اين گذشته آن چه از عمر باقي مانده، نمي توان بدان اعتماد نمود،
چه بسا صبحي كه آدمي آن را به شب نرساند
و چه بسا شبي كه عمر آدمي به آخر مي رسد با اين كه هنوز شب به آخر نرسيده،

پس كجا انسان عاقل با تكيه بر چنين امر مبهم و ناپيدايي؛
كه نه وجودش حتمي است؛
و در صورت وجود، زوالش زودرس،
از يك امر قطعي كه مرگ باشد؛
و يك امر دائمي كه حيات اخروي اوست، درمي گذرد؟!

اسرار الصلوه ، ص 131

http://www.askquran.ir/member78030-albums1557-34692.jpg

asieh
۱۳۹۲/۰۹/۱۵, ۱۸:۰۳
http://s1.picofile.com/file/8101962342/%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%B2%D8%B1% DA%AF.jpg

انسانها در مجموع در طول زندگی سه حرکت دارند .
در عمق ، در سطح ، در ارتفاع
بیچارگان در عمق تبهکاری فرو می روند .
واماندگان در سطح روز مره گی های زندگی سرگردانند
و فرزانگان در آسمان بی کرانه ی عرفان پر وبال می زنند.

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۹/۱۵, ۱۹:۵۸
سلام!!!
http://www.afsaran.ir/site/click/441701?url=http%3A%2F%2Fsedayemighat.com%2Ffa%2Fbr oadcast-p.php%3Fid%3D920912080105

عمار رهبری
۱۳۹۲/۰۹/۱۸, ۱۱:۴۶
دستى از دور بر آتش دارى‏.....

حضرت روح الله(ره) ما را چنین اندرز می دهد:

اى عزيز تا اين نعمت بزرگ الهى و اين نقد عمر خداداد، موجود است، براى روزهاى گرفتارى و بيچارگى، همتى كن

و خود را از آن سختيها و بد بختيها كه در پيش رو دارى نجات ده

كه امروز، در دار تغيّر و تبدّل و دار الزرعى، اين نتيجه را خوب مى‏توانى حاصل كنى.

اگر خداى نخواسته حزب شيطانى در تو غالب باشد و با همين حال، روزگارت سر آيد و دستت از اين عالم كوتاه شود، ديگر جبران شدنى نيست،

آن روز حسرتها و ندامتها فايده ندارد

وَ أنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إذْ قُضِيَ الامْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ 19: 39
خدا مى‏داند كه اين روز حسرت و ندامت چه روزى است.

امروز ما از حسرتهاى آن روز جز خبرى نمى‏شنويم:

از قيامت خبرى مى‏شنوى

دستى از دور بر آتش دارى‏

حسرتهايى است كه آخر ندارد، ندامتهايى است كه منتها از براى او نيست.

شرح‏ حديث‏جنودعقل‏ وجهل ص: 53

http://www.askquran.ir/member78030-albums1604-34739.jpg

عمار رهبری
۱۳۹۲/۱۱/۰۸, ۰۹:۱۱
نشانه مومن حقیقی

آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره):
رُوِيَ عَن الصّادِقِ عَلَيهِ السَّلامُ قالَ:لاتَکُونُ مُؤمِناً حَتّي تَکُونَ خَائِفاً رَاجِياً وَ لاتَکُونُ خَائِفاً رَاجِياً حَتّي تَکُونَ عامِلاً لِما تَخافُ وَ تَرجُو[بحار الانوار، جلد 75، صفحه 253]

حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
مؤمن نيستيد، مگر اينکه خوف و رجاء داشته باشيد
و خوف و رجاء نداريد، مگر اينکه به آنچه از آن مي ­ترسيد يا به آن اميدوار هستيد، عمل کنيد.

شرح حدیث: در باب اينکه حقيقت ايمان چيست، روايات زيادي هست. امّا اين روايت مؤمن حقيقي را مطرح مي ­نمايد که دو نشانه دارد.

اگر اين دو نشانه در او نباشد، بداند مؤمن نيست.
اوّل خوف به معناي بيم،
و دوّم رجا به معناي اميد.

اگر فقط بيم باشد و اميد نباشد و يا فقط اميد باشد ولي بيم نباشد، انسان بداند که حقيقت ايمان در او نيست.


خوف و رجاء دو صفت دروني و جوانحي مي‌­باشد،
يعني انسان در قلب خود خوف و رجاء داشته باشد.

حالا اين سؤال مطرح مي­ شود:
بيم از چه کسی؟
و اميد به چه چيزي؟

خوف، بيم و ترس از کيفر
و امید به پاداش و ثواب الهی.
این دو امر درونی باید در اعمال بیرونی انسان آشکار شود؛

به این معنا که انسانی که از کیفر و عذاب الهي یعنی جهنم مي ­ترسد آنچه را خداوند حرام کرده است انجام نمي ­دهد که ترک واجبات و انجام گناه و معصيت و محرّمات است.

از طرف ديگر، اميد به پاداش، ثواب و بهشت خداوند دارد؛
به اين معنا که اوامر الهي و واجبات را انجام مي­ دهد.


البته انسان مؤمن بعد از ترک حرام و انجام واجبات به مرتبه و درجه بالاتر، يعني ترک مکروهات و حتّي شبهات و انجام مستحبّات مي­‌رسد.

انسان اگر به اعمال خود نگاه کند، بدون هيچ پيچيدگي و به راحتي مي ­تواند بفهمد که حقيقتاً مؤمن است يا اينکه اسم مؤمن روي خود گذاشته است.

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره)


http://www.askdin.com/gallery/images/27312/1_12w.png

عمار رهبری
۱۳۹۲/۱۱/۱۳, ۱۶:۲۱
جواب­هایت را از الان آماده کن!




آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره)
رَویَ اَبُو حَمزِهِ ثَمالی قالَ: کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ عَلَیهِمَا السَّلامُ یَقُولُ: اِبنَ آدَمُ لایَزالُ بِخَیرٍ ماکانَ لَکَ واعِظٌ مِن نَفسِکَ وَ ماکانَتِ المُحاسِبَه مِن هَمِّکَ وَ ماکانَ الخَوفُ لَکَ شِعاراً وَ الحُزنُ لَکَ دِثاراً. اِبنَ آدَمُ! اِنَّکَ مَیِّتُ وَ مَبعُوثٌ وَ مَوقُوفٌ بَینَ یَدَیِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَسئُولٌ فَاَعِدَّ جَواباً
بحار الانوار، جلد 75، صفحه 147

ابوحمزه ثمالی می­ گوید: مکرّر از زین العابدین (ع) می شنیدم که می فرمودند:
ای پسر آدم!
تو همیشه به سوی خیر و نیکی می­ روی تا موقعی که از نظر درونی پند دهنده ­ای داشته باشی،
و تا موقعی که بررسی و محاسبۀ اعمال خودت را داشته باشی
و تا موقعی که خوف و اندوه از تو مفارقت نکرده باشد،
خوف، لباس رویین تو
و اندوه، لباس زیرین تو باشد.


ای پسرآدم!
‌تو می­ میری و برانگیخته می ­شوی و در پیشگاه عدل خداوند عزّوجل می­ایستی و در آن هنگام مورد سؤال واقع می‌­شوی، پس جواب­هایت را از الان آماده کن.

انسان در زندگی­ اش تا موقعی به سمت خیر و نیکی پیش می‌­رود که این مسائل جلوی چشمانش باشد:

اوّل: نفس لوّامه، که نکوهش گر انسان نسبت به اعمال زشت است و به انسان پند می­ دهد.
یعنی اگر آن واعظ الهی درونی انسان از بین نرفته باشد، واعظ بیرونی اثر می­ گذارد؛
یعنی باید آن عقل عملی در او باشد.

در روایات داریم اگر واعظ درونی نباشد، واعظ بیرونی کاربرد روی انسان نداشته و هیچ فایده­ ا­­ی ندارد...

اما اگر یک پند دهندۀ درونی داشته باشد، انسان خودش می ­فهمد که باید چکار کند، والا آهن سرد کوبیدن است.


دوّم: بررسی و محاسبۀ اعمال خود را می­ کنی، زیرا انسان­هایی هستند که کاری می ­کنند ولی اصلاً فکر نمی ­کنند که چه کار کرده ­اند.
باید همیشه رسیدگی کردن به اعمالت مدّ نظرت باشد.


سوّم: خوف از اعمالی که انجام داده­، داشته باشد و دارای بیم و ترس از عذاب الهی در قیامت باشد و موقعی که متوجّه شد بد کرده است، اندوه و ناراحتی از عواقب اعمال زشتش مانند لباس زیرین، او را در برگرفته و از او جدا نشود.

تا موقعی که اینها در انسان باشد، به سمت خیر و نیکی حرکت کرده و عاقبت به خیری دارد.

این مراحل، مقدّمه ­ای بود برای مراحل سخت و دشوارِ بعد که هشدار می‌­دهد.

ای انسان! تو می­ میری و در قیامت برانگیخته می ­شوی و در پیشگاه الهی نگهت می ­دارند و از تو می­ پرسند:
چه کار کردی؟

فکر کن فردا روز قیامت است و می ­خواهی جواب بدهی، حالا جوابی را که می­ خواهی بدهی از الان آماده کن.

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره)

http://www.askdin.com/gallery/images/27312/1_______________.jpg

عمار رهبری
۱۳۹۳/۰۴/۱۵, ۱۷:۴۴
برتری یک عمل خالص

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی:
(بدان ای سالک راه خدا!) بر بنده است که همت و جدیت خود را در صحیح کردن عمل و خالص ساختن و پاک نمودن آن از آفات و شوائب هوا و هوس قرار دهد،

پس اگر قادر باشد که یک بار با قلب و عمل خود، بلکه با روح و سرّ خود و جمیع جوارح خویش «لااله‌الاالله» بگوید، برای او سودمندتر است، از اینکه تمام عمرش شبها را بر پا برای عبادت باشد و روزها را روزه بگیرد و همیشه در حال ذکر باشد، ولی (عمل او از آفات مذکور) خالص نباشد!

و اگر تصدیق آن را بخواهی به ابلیس نظر کن که هزاران سال با ملائکه، خدا را پرستش کرد و برای او سودی نبخشید و او را از عذاب و لعن مانع نگشت،
و به حضرت آدم(علیه السلام) بنگر که کلماتی از او در توبه، سبب قبول توبه او شد و به مقام اجتباء و برگزیدگی رسید.
المراقبات، ج2، ص 453


اخلاق و عرفان، اوج نیاز (http://jmaliahmad1.samenblog.com/)

http://media3.afsaran.ir/siLXkT8c_210.jpg

عمار رهبری
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۸:۳۵
غرور عبادت‌سوز

روزی حضرت عیسی(ع) از صحرایی می‌گذشت. در راه به عبادت‌گاهی رسید که عابدی در آنجا زندگی می‌کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.

دراین هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود از آن جا گذشت.
وقتی چشمش به حضرت عیسی(ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همانجا ایستاد و گفت:
خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‌ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟
خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.

مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:
خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‌کار محشور مکن.

دراین هنگام خدای برترین به پیامبرش وحی فرمود که به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی‌کنیم،
چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی، اهل بهشت است!
و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ هستی!

کیمیای سعادت، محمد غزالی، ج 1

http://jmaliahmad1.samenblog.com/

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/jeW6a0LGLTsQF5rYZHOLleChkVp8iAJAnvONDlUMl5oPwCegqp NAqA/s/w222/