PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : راه هاي تربيت كودك از نظر اسلام



صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۳, ۱۷:۰۲
http://s1.picofile.com/file/7839611391/5535_177.gif



آنان می‌پوشانند و موهای ایشان را برهنه می‌گذارند. سپس توقع دارند كه در هنگام بلوغ شكل و ظاهری دیگری به خود گیرد و حجاب داشته باشد، درحالی كه تا بیش از این نیمه عریان در اجتماع رفت و آمد داشته است. این دختر كه شخصیت او این گونه شكل گرفته و به این وضعیت عادت كرده است، دیگر به سادگی تحت پوشش حجاب نمی رود؛ چون عادت به این پوشش جدید ندارد و نسبت به آن مقاومت می‌كند؛ زیرا در زمان فرمانبرداری و تقلید كه دوست داشت مانند مادرش چادر بر سركند، اجازه داده نشده تا با تقلید این سنت و جامعه پذیری به وی منتقل شود، اكنون كه دوره نوجوانی او دوره وزارت است، دیگر وزیر نخواهد بود و خود مدعی راه دیگری است و پوشش خود را كه به آن عادت كرده ادامه می‌دهد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19643411403080476340.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۳, ۱۷:۰۳
مراحل سه گانه تربیت كودك


از پیامبر (ص) روایت است كه فرمود: فرزند هفت سال سرور، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزیر است. (مكارم الاخلاق، ص 222) این بدان معناست كه انسان درهر سنی نوعی واكنش نشان تربیت امری فرآیندی است و در تمام مدت عمر اتفاق می‌افتد؛ اما هر چیزی دارای بهترین زمان است و بهترین زمان تربیت، دوران كودكی و نوجوانی است. دراین دوره كودك همانند خشت خام است كه هر نقشی را به خود می‌گیرد. از این رو سفارش بسیاری برای تادیب كودكان دراین دوره بیان شده است. امیرمومنان علی(ع) به امام حسن(ع) سفارش می‌كند كه این زمان بهترین زمان تربیت و تادیب كودكان است؛ چنان كه شیوه و سیره تربیت آن حضرت(ع) این بوده كه در كودكی اقدام به تربیت و تادیب فرزندانش كرده است.

حسین49
۱۳۹۲/۰۷/۰۳, ۲۱:۳۵
تربیت صحیح کودک اگر چه یک بحث مفصلی است که در این مقال نمی گنجد اما در مورد آن نکاتی را باید در نظر داشت:


1. خودسازی قبل از تربیت: بسیاری از افراد غافل در محیط خانه به محض پیش آمدن کوچکترین ناراحتی و اختلاف، رکیک ترین الفاظ و فحش ها را بر زبان جاری می سازند. غافل از اینکه این گونه کلمات برای کودک تازگی داشته و او را وادار به جستجوی معانی آنها می سازد و به تدریج کودک نیز آن ها را یاد می گیرد و ممکن است در آینده اسباب انحرافات فکری و فساد اخلاقی او را فراهم کند، روانشناسان عقیده دارند یک نمونه و الگوی شایسته از هزار نصیحت نیکوتر است و الگوی نیکو بهتر از پند و ارشاد است و هیچ چیز برای کودک مثل این نیست که مشاهده نماید گفتار و کردار مربی و پند دهنده، با یکدیگر تضاد دارد که این باعث سبک شمردن نمونه های عالی و خوب و پندهای اخلاقی می گردد.[1] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#) پدر و مادر در خانه مواظب برخورد خود با یکدیگر بوده و در حضور فرزند احترام یکدیگر را نگهداشته و هیچ گونه بی احترامی نسبت به یکدیگر نکنند. پیامبر اکرم(ص) در روایتی می فرماید: از جمله حقوقی که فرزند بر پدر خود دارد این است که مادرش را احترام کند، برای کودک نام خوب انتخاب نماید، به کودک قرآن بیاموزد و او را به پاکی و پاکدامنی پرورش دهد.[2] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)

2. رعایت حد اعتدال در محبت و دوری کردن از افراط و تفریط در آن تنها نقطه امید و مایه شادی و نشاط کودک، مهر و محبت پدر و مادر است، هیچ نیرویی به اندازه محبت والدین، خاطر طفل را مطمئن و آرام نمی کند و هیچ مصیبتی مانند از دست دادن تمام یا قسمتی از مهر پدر و مادر، روان او را مضطرب و آزرده نمی سازد، چنانچه والدین بتوانند در این زمینه موفق باشند فرزندان آن ها نه تنها در دوران طفولیت بلکه در بزرگسالی نیز سعی می کنند خاطر والدین را آزرده نساخته و از اموری که والدین را می رنجاند دوری کنند، پس محبت و مهربانی به کودکان علاوه بر ارضای نیاز آنها وسیله جذب و زمینه اطاعت آنها را فراهم می سازد و بر همین اساس است که خداوند متعال نیز خطاب به پیامبرش می فرماید: به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن!..[3] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)


البته باید توجه داشت این محبت به حد افراط یا تفریط نرسد زیرا هم سخت گیری و بی مهری و هم محبت شدید و افراطی هر دو مخرب هستند.

محبت بیجا از همان روزهای نخست اطفال را لوس، ضعیف، بی اراده و خود رأی بار می آورد. این قبیل اطفال در ایام کودکی، پدران و مادران خود را با اعمال نادرست خویش به زحمت می اندازند و آنها را با مشکلاتی مواجه می کنند، شخص لوس بار آمده، به دو مصیبت گرفتار است، از طرفی توقع دارد زن و مرد اجتماع، مانند پدر و مادرش او را نوازش کنند و بی حساب احترامش نمایند و اوامر او را بی چون و چرا به کار بندند، وقتی مشاهده می کند که مردم نه تنها احترامش نمی کنند، بلکه در مقابل این توقع بی جا مسخره اش می نمایند سخت ناراحت می شود و در خود احساس حقارت و پستی می نماید، از طرف دیگر شکست های درونی و ناکامی های روانی که منشأ عقده حقارت شده است او را به انسانی تندخو و عصبی، بی حوصله، بداخلاق، زبون و فرومایه مبدل می کند، به مردم بدبین می شود و با کلمات زشت و رفتار ناپسند خویش آنان را خشمگین و ناراحت می نماید.[4] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)
پی نوشت:

[1] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#) دانشمند، مهدی ، ارزش والدین و تربیت فرزند، ص 69-70 ، یاس نبی، 1380ه ش.
[2] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#) موسوی راد لاهیجی، سید حسن، پدر مادر معلّم مرا خوب تربیت کن ص 128 ، انتشارات امام شناسی و آثار الحجه(عج)- 1379ه ش.
[3] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#) آل عمران، 159.
[4] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#) میخبر، سیما، ریحانه بهشتی یا فرزند صالح، ص 226، نور الزهرا(س) ، 1386ه ش.

حسین49
۱۳۹۲/۰۷/۰۳, ۲۱:۴۰
همان گونه که باید از افراط در محبت دوری کرد همچنین باید از تفریط در آن و برخورد تند و خشن پرهیز نمود؛ از نظر روانشناسی برخورد خشن با کودک بسیار اشتباه بوده و مضرّات فراوانی را به دنبال دارد که به برخی از ان اشاره می کنیم:

الف) باعث جرأت بر پدر و مادر می شود. آنجایی که پدر و مادر ، زبان به ملامت طفل می گشایند و در این کار اصرار می ورزند و در نتیجه با سرزنش های مداوم خود، به فرزند خویش توهین می کنند و او را تحقیر می نماید، این گونه والدین نه تنها به اصلاح کودک خود موافق نشده اند، بلکه با این عمل خام و ناصواب، طفل را به لجاجت و جرأت بر خود وادار کرده اند. از حضرت علی (ع) روایت شده است که فرموده اند: زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می کند.(1) (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)



ب) برخورد خشن و تند با کودک باعث می شود که کودک اعتماد به نفس خود را از دست بدهد.

هیچ چیز به قدر تحقیری که کودک در قبال قدرت و زورنمایی بزرگترها در خود احساس می کند اعتماد به نفس را در او خاموش نمی کند.(2) (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)



ج) باعث ایجاد روحیه انتقام گیری و عقده ای شدن کودک می شود. روانشناسان پس از بررسی های علمی به این حقیقت رسیده اند که بسیاری از جنایتکاران و تبهکاران بزرگ اجتماع کسانی بوده اند که در دوران کودکی از آنها نفی شخصیت شده است یعنی جامعه چنین افرادی را به کلی طرد نموده و هیچ نوع شخصیتی برای آنها قائل نبوده است، این عده وقتی احساس کردند که جامعه آنها را طرد نموده، یکباره همه پرده ها را کنار زده به رفتارهای زننده غیر اجتماعی دست زده اند تا عقده های خود را خالی کرده، از جامعه انتقام بگیرند، به طور مسلم اگر شخصیت این افراد تا حدودی تثبیت می گشت ممکن بود این نیرو و استعدادها به جای این که در مسیر غلط و ناروا به مصرف برسد در مجرای صحیح و اصولی به کار افتاده، منشأ آثاری می گشتند.(3) (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)



1. دادن شخصیت به کودک: به فرزندان خود شخصیت بدهید همان گونه که در روایات می خوانیم گاهی پیامبر (ص) به احترام کودک خود سجده نماز را طولانی می نماید تا از دوش آن حضرت پایین بیاید و گاهی به احترام کودک دیگران که صدای شیونشان بلند بود، نماز جماعت را با سرعت خاتمه می دهد و بدین وسیله عملاً به مردم درس و روش حفظ شخصیت اطفال را می آموزد.



2. فراهم آوردن میدان تجربه برای کودک:

اگر جلوی تجربه کردن کودک توسط شما گرفته شود، اولاً جلوی شکوفایی یک قسم از استعدادهای کودک را گرفته اید، ثانیاً فرزند شما در آینده اعتماد به نفس خود را از دست داده و صرفاً می خواهد از نظرات دیگران استفاده نماید و حاضر نیست تجربه کند، ثالثاً قدرت انجام کاری را نداشته و دائماً از تجربه کردن می ترسد.(4)حضرت علی (ع) از فرزندان خود در حضور مردم و گاهی حواله دادن جواب سؤالات مردم بر ایشان، به آنها شخصیت می دادند.(5) (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)



3. رعایت تکامل تدریجی کودک: تربیت فرزند باید به صورت مرحله ای و متناسب با سن او باشد.

پی نوشت:
1. (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)ریحانه بهشتی یا فرزند صالح، ص 235.

2. (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#) همان، ص 227.

3. (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)رشید پور ، مجید، تربیت کودک از دیدگاه اسلام، ص66، انتشارات کعبه 1362ه ش.

4. (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#) کاظمی، محسن، چگونه فرزند نابغه داشته باشیم، ص156 ، نشر میم، 1381ه ش.

5. (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4344#)ریحانه بهشتی یا فرزند صالح، ص 223.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۶, ۱۳:۱۸
آن حضرت در وصیت به فرزندش امام حسن(ع) می‌فرماید:




دل جوان، مانند زمین كشت نشده است، آنچه در آن افكنده شود، می‌پذیرد. از این رو، پیش از آنكه دلت سخت گردد و عقلت سرگرم شود، به تربیت تو همت گماشتم. (نهج البلاغه، نامه 31).

از پـیامبر(ص) روایت است كه تربیت پیش از تولد آغاز می‌شود:




ادبو الولادكم فی بطون امهاتهم قیل: وكیف ذلك یا رسول الله؟فقال: باطعامهم الحلال؛


فرزندانتان را در رحم مادرانشان تربیت كنید. سوال شد: این چگونه است، ای رسول خدا؟ فرمودند:




با خوراندن غذای حلال به مادرش. (جنگ مهدوی، ص 132).


آن حضرت(ص) همچنین فرمان می‌دهد كه:




من ولد له مولود فیلوداً فی ادنه الیمنی باذان الصلاه ولیقم فی الیسری فانها عصمه من الشیطان الرجیم؛



به هر كس فرزندی داده شود، باید درگوش راست او اذان و درگوش چپ او اقامه بگوید؛ چرا كه مایه ایمنی از شیطان رانده شده است. (كافی، ج6، ص 42، ح 6).

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۶, ۱۳:۱۹
بنابراین نباید گذاشت شخصیت كودك شكل گیرد و آن گاه اقدام به تربیت وتادیب كرد.این سادگی است كه كودك را رها كنیم تا به حال خودش باشد و آن گاه پس از شكل گیری شخصیت اقدام به تربیت و تادیب كنیم. برخی از مردم حتی مومنان، دختران خردسال را با وضعی نامناسب به اجتماعات می‌برند و لباس‌های نامناسب به می‌دهد. اگر دركودكی مسلط است و با طنازی و شیرین زبانی خود بر شما حكومت می‌كند. در هفت سال دوم موجودی فرمانبردار است. دراین دوره است كه می‌بایست آموزش‌های تربیتی دقیق ببیند؛ چون جامعه پذیری و رفتارهای اجتماعی را از طریق تقلید و پیروی از شما در این دوره یاد می‌گیرد پس باید دراین دوره به او آموزش‌های دقیق داد تا در دوره وزارت در كنار شما همان رفتارهای مناسب و هنجاری را در پیش گیرد.


امام صادق(ع) درباره شیوه تربیتی كه خودشان بر آن عمل می‌كردند و سیره خاندان ایشان بود، می‌فرماید:

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۹, ۱۲:۱۲
انا نامرصبیاننا بالصلاه و الصیام ما اطاقوا اذاكانوا ابناء سبع سنین؛

ما هنگامی كه كودكانمان هفت ساله می‌شوند به اندازه ای كه طاقت دارند آنان را به انجام نماز و روزه فرمان می‌دهیم.

این بدان معناست كه تربیت كودك و تادیب آنان نسبت به هنجارهای دینی و اجتماعی و آداب قومی و مذهبی می‌بایست از همان آغاز با توجه به توان و قدرت آنها شروع شود و این گونه نباشد كه آنان را تا زمان بلوغ كامل رها كرده و سپس یك شبه از آدم بالغ بخواهیم همه این تكالیفی كه تا دیروز ترك كرده بود، انجام دهد و به چیزی كه عادت نداشته عمل كند و پایبند آن باشد.

امام سجاد(ع) بر این باور است كه تربیت كودك بسیار سخت و دشوار است. از این رو تنها با یاری خداوند است كه می‌توان تربیت هنجاری را انجام داد. آن حضرت(ع) می‌فرماید:

اللهم.. اعنی علی تربیتهم و تادیبهم و برهم؛

خدایا مرا بر تربیت، ادب آموزی و نیكی كردن به فرزندانم یاری فرما. (صحیفه سجادیه، دعای 52)

همه تلاش والدین و اولیای مربیان باید بر این قرار باشد كه كودك را در دوره كودكی و نوجوانی به خوبی تربیت كنند. پیامبر(ص) می‌فرماید:

اكرموا اولادكم و احسنوا آدابهم یغفرلكم؛


فرزندان خود را گرامی بدارید و خوب تربیتشان كنید تا گناهان شما آمرزیده شود. (مكارم الاخلاق، ص222)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۰۹, ۱۲:۱۴
دوری از خشونت در تربیت


برای تربیت نیاز نیست كه از روش‌های خشونت بار استفاده كرد زیرا این روش همواره نتیجه عكس می‌دهد، بلكه باید با روش محبت و تكریم و احترام به آنان، در تربیت و تادیب آن كوشید. پیامبر(ص) دراین باره می‌فرماید:


لاتضربه واهجره ولاتطل؛ كودك را نزن،


بلكه با او قهركن، ولی نه به مدت طولانی. (عده الداعی، ص97)


امیرمومنان نیز دراین باره می‌فرماید:


لاادب مع غضب؛


با خشم، تربیت ممكن نیست. (غررالحكم، حدیث 92501)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۱۷, ۲۲:۵۲
پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) این شیوه آموزش را در پیش گرفته بودند. در روایت است كه پیامبر هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگانشان دست نوازش می‌كشیدند. (بحارالانوار، ج410، ص99، ح 57)


ایشان دیگران را نیز سفارش می‌كرد كه این شیوه را برای تربیت كودكان خود درپیش گیرند:


احبوا الصبیان وارحموهم و اذا وعدتموهم شیئا ففوا لهم فانهم لایدرون الاانكم ترزقونهم؛


كودكان را دوست بدارید و به آنان مهربانی كنید و هرگاه به آنها وعده دادید وفا كنید؛ زیرا آنها شما را روزی دهنده خود می‌دانند. (كافی، ج6، ص94، حدیث3)


اگر قرار است چیزی را به كودكان آموزش دهیم، بهترین آنها اموری است كه رسول اكرم(ص) می‌فرماید: ایشان در این باره می‌گوید:

ادبوا اولادكم علی ثلاث خصال: حب نبیكم و حب اهل بیته و قراءه القرآن؛


فرزندان خود را به كسب سه خصلت تربیت كنید: دوستی پیامبرتان و دوستی خاندانش و قرائت قرآن. (غررالحكم، حدیث 8844 و نیز كنزالعمال، ج16، ص654، حدیث 90454)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۷/۱۷, ۲۲:۵۴
پژوهشکده باقرالعلوم

عنوان : راه هاي تربيت كودك از نظر اسلام
تاریخ : 1391/06/21
منابع : روزنامه كيهان، شماره 20290 به تاريخ 5/6/91، صفحه 6 (معارف)
كلمات كليدي : تربيت كودك، نظر اسلام
نوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : زن و خانواده

علی ولی زاده
۱۳۹۲/۱۱/۱۶, ۱۵:۱۸
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/fawasel/WebPageContent/broad17.gif
صورتهای موجوددراهداف
هدفهامی توانندشامل چهارجنبه وبه چهارصورت باشند:
1-حفظ شرایط موجود؛ که درآن هدف باشرایط واوضاع کنونی تطابق داده شودوچنین چیزی موردتأییداسلام عزیز نمی باشدچراکه چه بسا اوضاع کنونی خلاف اهداف تربیت اسلامی باشد.
2-احیای شرایط وامکانات گذشته،وچنین امری می تواند به عنوان بخشی ازاهداف دراسلام عزیز باشدنه کل آن
که آن رامی توان بگونه ای ارزیابی شده وبابررسی واندیشه که مغایرتی با اسلام نداشته باشدپذیرفت.
3-ایجادوضعی نمونه وایده آل،که درآن فقط وضع امروز مطرح باشدنه گذشته وحال وآینده این امرهم خوبست اما امکان پذیرنیست. زیراهمانگونه که می دانیدبدون توجه به گذشته وآینده نمی توان زندگی کرد.
4-ایجادوضع نمونه وایده آل بادرنظرگرفتن شرایط زمان ومکان ازگذشته وحال وآینده
واین امری است که موردتوجه اسلام عزیز است

http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div24/WebPageContent/1447249j4mdz57p7l.gif

دکترعلی قائمی









برداشتی باتصرف ازکتاب خانواده وتربیت کودک دکترقائمی صفحۀ62-63

علی ولی زاده
۱۳۹۲/۱۱/۱۶, ۱۵:۴۶
ضرورت وجودهدف برای خانواده
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div24/WebPageContent/1447249j4mdz57p7l.gif

تأسیس وتشکیل خانواده به عنوان یک نهاداجتماعی نمی تواند بدون هدف باشد
پدرومادرویاوالدین بودن؛
تنها درکنارفرزندبودن واورا ازلحاظ غذاولباس ومسکن تأمین کردن نیست ،
خانه بایدمرکز آموزش درس زندگی،اصول عدالت ،زمینه های مربوط به اخلاق وامنیت،ودوری ازتشویش
وباصفاوصمیمیت توأم بامقررات وانضباط باشد.
خانواده بایدداری هدفی روشن وبرنامۀای مشخص داشته باشدوبداندکه :
درچه سمت وسوئی ودرچه جهت وراستائی حرکت می کندوچه فعالیت هائی را متناسب باآن هدف بایدانجام دهد وجودهدف وخط مشی روشن درخانواده ازعوامل مهم ومؤثر دربهداشت روانی اعضاءخانواده است
زیرابه مبنای آن هدف است که هرکس حدود وظیفه اش رامی داندوبابصیرت وفهم به پیش می رود.
وجوداهداف درخانواده وسیع وپردامنه وحتی شامل اقتصاد،وسیاست، اجتماعیات،وازجمله تربیت است.
درامرتربیت نسل؛ وجودهدف ضروری ترین وبه مراتب یکی ازمهمترین جنبه های دیگرآنست .
چراکه یک کودک بازمینه های مثبت ومنفی خودآنچنان است که اسلام عزیز اجازه نمی دهد
اورابه خودواگذارکنند.وضع درونی وتمایلات جبلی بشربگونه ایست که :
اگربی هدف وبه خودواگذارشود
نمی تواند پاک ومهذب باربیاید.
نتیجه:والدین که مؤسسین خانواده هستندباید
هدفها وایده آلهای خانه را روشن کنند ومتناسب باآن لباس وخواب وخوراک ورفتاروارتباط وعمل داشته باشند
یعنی هم درعمل وهم دررفتاروپنداروهم بابیان درزندگی خود معلوم کنندکه :
چه کارهائی نبایدبشود وچه کارهائی بایدبشود!
وازچه امکاناتی بایداستفاده کنند!
ودرنهایت به چه نقطه ای بایدبرسند!



http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div24/WebPageContent/1447249j4mdz57p7l.gif







برداشتی باتصرف ازکتاب خانواده وتربیت کودک دکترقائمی صفحۀ62-63

علی ولی زاده
۱۳۹۲/۱۲/۰۶, ۱۵:۳۶
بخش سوم
http://up.iranblog.com/images/p0sjc0b1dw1456bcmfg1.gif

دردوبخش گذشته ضرورت هدف وصورتهای موجوددراهداف رابیان کردیم

دراین بخش جنبه های اصلی هدف وارتباط اجزاءآن می پردازیم

ا-جنبۀاجتمائی اهداف:

هرچه نگرش انسان به جامعه بادیدوسیع وگسترده خارج ازقومیت وقشروگروه وقبیله باشددایره تفکرواحساس مسؤلیت وتعهد اووسیع تروعمیق ترودرنتیجه همت اوبلندترو اراده اوقویترخواهدشدلذاهدف اودر تربیت فرزندان برای جامعه متناسب بااین بینش متفاوت خواهدگردیدبهتراست بگوئیم اگرنگرش انسان به جامعه شعاع دایره فرض شوداهداف وتلاش او درتربیت فرزندانی که عضومفیدومؤثرومسؤل ومتعهدبرای جامعۀ انسانی باشدمتناسب بامحیط دایره خواهدبود.

2- جنبۀ الهی اهداف:

هدف ازازدواج وتشکیل خانواده ایجادکانونی است که برای خداودرراه خداوجهت کسب رضای خدایابرای رسیدن به مقام بندگی تلاش کندوادامۀحیات دهد.یعنی آنچه خداپسندیده وبه آن امرفرموده اوبه پسنددوانجامش دهدوازآنچه نهی فرموده ازآن دوری کندوبااین روش فرزندانی خوب وباتقواتربیت کرده وتحویل جامعه دهد.

ناگفته پیداست آنچه دراین هدف نهفته است درحقیقت همان اهداف دنیوی واخروی است؛ دوبخشی که به هم پیوسته است وازهم جداشدنی نیست.

ازدیددنیوی همان تلاش برای معاش جهت فراهم کردن زمینه ای که درآن وقاروعزّت وکرامت آدمی ازهرحیث شکوفاشود وزندگی دررفاه وامنیت واطمینان خاطرباشد.

ازدیداخروی همۀتلاشها مجاهده ای جهت کسب تقرب ورضای پروردگاروصول به افق فرشتگان وحتی بالاتررفتن واوج گرفتن ازآنهاونائل شدن به ملاءاعلی باشد.

دراین میان نکته ای بس مهم مطرح است که غفلت ازآن نکته موجب هلاکت وسقوط انسان می گرددتا اسفل سافلین وآن نکته پیوندوهمآهنگی بین جنبه های مختلف واجزاءاهداف موردبحث است یعنی هدفها بایدمکمل همدیگر ودرپی هم بااولویت های خاص خودش طوری قراربگیردکه هرهدفی همانندپله ای باشدبرای صعودبه پله دیگر

نه اینکه هدفی باهدف دیگرتعارض وتقابل داشته باشد وهمدیگررا خنثی کند.

پروردگارمتعال در (آل‏عمران ـ14) می فرماید: زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ جلوه داده شد در نظر مردم علاقه و محبّت بمشتهيات نفسانيّه از زنان و پسران و ذخيره‏هاى طلا و نقره و اسبان تربيت شده و گوسفندان و گاوها و شترها و اراضى كشت شده كه اينها مايه زندگانى دنيوى است و حال آنكه آنچه خداوند در آخرت از مثوبات مهيّا كرده كه محل بازگشت آنها حسن است.

باتوجّه به این آیه مبارکه حبّ ودوست داشتن یاعشق ونفرت درانسان حتمی وغیرقابل انکاراست اگرخوف وشوق یاعشق ونفرتش متوجّه به متاع دنیاشودذائقه انسان هم ذائقه اهل دنیامی گردد وهدف گیری های او فقط متوجه دنیادوستی وجاه پرستی وغیره میشودکه متاع دنیاوابزارزندگی را بازندگی عوضی می گیردواگرمتوجّه به حسن مآب گرددذائقه انسان هم ذائقه روحانی ومعنوی می شود که متاع دنیارادرمسیر رسیدن به اهداف اخروی کسب وهزینه می کند .ادامه دارد

علی ولی زاده
۱۳۹۲/۱۲/۲۱, ۰۲:۱۸
ادامۀ بخش سوم
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40194516993594533351.gif اگرذائقه انسان لذات متاع دنیاراچشیدوشیرینی ظاهری حیات دنیا اورا فریفته کردواهل دنیاشد.
اهداف اوهم درزندگی ودر خانواده فقط متوجه دنیاپرستی ومال دوستی ومنفعت طلبی وخودخواهی خواهدشد
واین واقعیت اوراصاحب روحیه وتفکر وباورهائی خواهدکردکه دررفتارو گفتاروافعال او بظهورخواهدرسید .
ناگفته پیداست که اولین اثرات شوم ومخرب این نوع شخصیت درخانواده وزن وفرزند اونمودار خواهدشد .
اگرمردچنین خانواده ای بدون هدف اخروی وبی توجه به احکام وآداب اسلامی شبانه روزبرای کسب مقام وشهرت وایجادرفاه وآسایش وجمع آوری مال بپردازد
و رفاه وآسایشی برای خودوافرادخانواده ایجادکند که چه بساتعجب مؤمنین راهم برانگیزدکه مؤمنین بگویند:
باتوجّه به عشق وایمانی که مابخداداریم چگونه است که ازچنین دارائی وآسایش ورفاهی که آنهابرخور دارند مابرخوردارنیستیم؟!
اماهمان آسایش ومال ورفاه موجب عذاب وشقاوت آنها گردد. که پروردگارخطاب به رسول گرامی در(التوبه ـ55) میفرماید:
فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ:
پس بتعجب نياورد شما را اموال آنها و نه اولاد آنها جز اين نيست كه اراده فرموده خداوند اينكه آنها را به اين اموال و اولاد عذاب فرمايد
در حيات دنيا و موقعى كه اجل آنها سر رسد وجان یانفس آنها خارج شود و آنها كافر بميرند.
پس این حب دنیاکه رآس کل خطیئة یاهمان کفرموردبحث است که مبدأش شهوات وهوای نفسانی وغایتش همان وقوداست
یعنی این انسان عوض رشدوبالندگی گرفتارغی شده وازمقام انسانی طوری ساقط گردیده که بد ترازحیوان ونبات وهیزم وهیمه ای میگرددکه نه می توان گفت صاحب نفس انسانی است واین سقوط به همان اسفل سافلین است که در(آل عمران ـ10) اینگونه افرادراچنین معرفی می کند:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ أُولئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ:
محقّقا كسانى كه كافر شدند اموال و اولادى كه براى خود ذخيره كردند بى‏نياز نميكند آنها راازعذاب الهى وآنهاهيزم آتش جهنم هستند.
واگراین حقیقت رامتوجّه نشوندوازاین مسیر با آگاهی ازعاقبتش برنگردند یعنی لجاج وعنادبورزندوبااین ذائقه دنیاپرستی بمیرند
در( المجادله ـ17)فرمودکه:لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ :
بى‏نياز نمى‏كند آنهاراازعذاب الهى اموال اينها و نه اولاد آنها از خداوند متعال هيچ شي‏ء را، اينها اصحاب آتش وهمیشگی در آن آتش هستند. درفرهنگ قرآنی اگرانسان باهمین متاع دنیاچنان تعاملی داشته باشدکه توجه اوبه حسن المآب روزبروز افزونترگردد.
یعنی نکوئی عاقبت و پایان کارو خوبی جای بازگشت و نیکوئی بازگشت و قرب الهی رادرنظر داشته باشد.
آن وقت است که بایدبگوئیم اواهل ایمانی است که خداوندگاربااین خطاب اورا مسؤل خانواده واهل خود معرفی می کند.
یابه بیان دیگر ازاومسؤلیت می خواهدکه در (سوره التحريم آيه 6)می فرماید:ياأَيُّهَاالَّذِين آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً:
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد نگهدارى كنيد و حفظ كنيد خود و كسانى كه اهل شما هستندراازآتش...
پس هرفردمسلمانی که بخداایمان آورده است بایدبداندکه:
(خانواده نخستین کانون رشدوآرامش بشری است
(سوره الروم -21)وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ :
و از جمله آيات قدرت الهى اينكه خلق فرمود از نفوس شما ازواج و زنهايى كه آرام گيريد و سكونت نفس پيدا كنيد به آنها و
بين شما و ازواج شما قرار داد و جعل فرمود دوستى و رحمت به يكديگر.بدرستى كه در اين، آيات بسيارى است از براى قومى كه تفكر كنند.
که مراقبت ازآن مسؤلیتی سنگین به شمار آمده وموجب نجات ازرنج وعذاب دنیوی واخروی خواهدگردید.
قرآن وروایات برای خانواده اهمیت ویژه ای قائل شده واحکام وآداب فراوانی برای رشدوبالندگی آن مقررکرده اندکه افزون بررعایت آنها
برای رفاه وآسایش ورشدوتعالی خانواده ،بایدازخدای سبحان نیز نجات وآسایش خانواده راخواست.
همانگونه که حضرت لوط پس ازتلاش فرهنگی فراوان نتوانست مردم راازهلاکت برهاند
برای نجات خانواده باایمان خودچنین دعاکردکه:" رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ"
پروردگارا!من وخانواده ام راکه تنهاگروندگان به من هستند ازوزر ووبال آنچه این مردم انجام می دهند رهائی بخش
ورسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:هرمعروفی صدقه به حساب می آیدوهرآنچه راکه مؤمن برای خودوخانواده وهمسرش
هزینه کندونیز هرآنچه باآن آبروی خودراحفظ کندبرایش صدقه نوشته می شود .
بهترین شماکسانی هستند که برای خانوادۀ خودبهترین باشندومن برای خانواده خودم بهترین شماهستم
ونیزفرمود:کسی که به بازار رود وتحفه ای بخرد وآن رابرای خانواده خویش ببرد .
مانندکسی است که صدقه ای رابه سوی نیازمندان می برد.
وامام رضاعلیه السلام فرمود:هرکس روزی راازراه حلالش بجوید وبرای خودوخانواده اش هزینه کند
همانندمجاهددرراه خداست آن امام علیه السلام درادامۀ این حدیث فرمود:
اگرمردی دچارتنگدستی شد،به ضمانت خداوپیامبرش صلی الله علیه وآله به میزان نیازخانواده اش وام بگیرد .
واگرپیش ازبازپرداخت وام خودوفات یافت ،برعهدۀ پیشوای مسلمانان است که وام وی را بپردازد)1
باتوجه به اهمیت این مسؤلیت الهی که بعده مردنهاده شده برنامه ها وآدابی رااسلام عزیز برای مؤمنین ارائه فرموده که :
رعایت آنهاعملاً بهترین وبالاترین اثررا درتربیت کودکان ورشدو شکوفائی خانواده دارد.ادامه دارد...




مفاتیح الحیاةص233

علی ولی زاده
۱۳۹۳/۰۲/۰۶, ۱۶:۰۰
ادامۀ بخش سوم(2)
http://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image627.gif




کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند
بی اعتماد به خود باشند.
وقتی با خشونت زندگی می کنند
می آموزند که پرخاشگرباشند.
وقتی با ترس زندگی می کنند
می آموزند که بُزدل وجبون باشند.
وقتی با تمسخر زندگی می کنند
می آموزند که خجالتی باشند.
وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که :
در خود احساس گناه داشته باشند.
اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.
اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.
اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند.
اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند.
اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند.
اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند.
اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند.
اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند.
اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند.
اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.
حسادت امری است طبیعی که حتی در بین کودکان نیز بسیار نمود پیدا می کند.
به خصوص هنگامی که والدین صاحب فرزند دوم می شوند،
این حسادت در فرزند اول که تاکنون بر پدر و مادر خود حکمرانی می کرده و تمام توجهات به سمت او بوده است،
خود را بیشتر از هر زمان دیگری نشان می دهد. کودک از یک طرف از اینکه موجود کوچک عروسک مانندی تحت عنوان خواهر یا برادر به جمع خانوادگی شان اضافه شده است احساس خوشحالی می کند؛ اما از طرف دیگر وقتی می بیند تمام توجهی که قبلا تنها صرف او می شده است، اکنون باید با فرد دیگری نیز تقسیم گردد، ناراحت شده و شروع به لجبازی و آزار و اذیت کودک می کند. به طوری که برخی از این رفتارها را می توان در به آغوش گرفتن های محکم، بوسیدن های با شدت، قائم کردن وسایل کودک، غذا نخوردن، خیس کردن رختخواب و... مشاهده نمود. این مشکل نیز مانند هر مشکل دیگری به راحتی قابل حل بوده و تنها سیاست والدین را طلب می کند. برای این امر به والدین عزیز توصیه می کنیم به فرزند اول خود یادآوری کنند که کوچولوی تازه به دنیا آمده همچون زمانی که او به دنیا آمده بود، نیاز به مراقبت و توجه بسیاری دارد؛ چرا که او هنوز توانایی انجام خیلی از کارها از جمله صحبت کردن، تعویض لباس، غذا خوردن و... را ندارد. بنابراین مامان و بابا دوست دارند که او نیز در انجام کارها و مراقبت کردن ها از کودک مراقبت نموده و همچون خواهر یا برادری بزرگتر، حامی کودک تازه به دنیا آمده باشد. برای این منظور شما می توانید با نظارت نامحسوس خود، مسئولیت خیلی از کارهای کوچک و ساده را به او بسپارید. مثلا هنگام تعویض لباس کودک از او بخواهید تا در آماده کردن لباس و یا تهیه شیر کودک به شما کمک نماید. یا از او بخواهید تا کودک را سرگرم نموده و خود به انجام کارهای روزانه تان بپردازید. هنگامی که اطرافیان به دلیل شیرین بودن حرکات کودک تازه متولد شده به تعریف و تمجید از او می پردازند، به آنها یاداوری کنید که فرزند بزرگتر را نیز فراموش نکرده و به او نیز توجه نشان دهند. برای این کار می توانید از کمک هایی که فرزندتان در نگهداری کوچولوی تازه وارد به شما می کند، تعریف کنید. مطمئن باشید که این امر بر ایجاد عشق و علاقه بین فرزندانتان بسیار کمک خواهد نمود. از موارد دیگری که توجه به آن بسیار حائز اهمیت می باشد این است که هیچگاه مگر در موارد اضطراری فرزند بزرگتر خود را برای طولانی مدت نزد پدربزرگ و مادربزرگ و یا سایر نزدیکان نفرستید. چرا که کودک از این دوری احساس دلتنگی کرده و تصور می کند که کودک تازه متولد شده، سبب این دوری شده است و شما دیگر او را دوست ندارید.










روانشناسی کودک (http://samiraeslamieh.blogfa.com/)

برداشتی ازمقـــالات روانشناســــــی درباره کـــــــودکان نوشته فاطمه اسلامیه