PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : می‌روم در کربلا



دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۱۸, ۱۵:۲۹
* احمد باقریان
می‌روم در کربلا تا نهضتی بر پا کنم *** مکتب اسلام ناب احمدی احیا کنم
می‌روم در کربلا با زینب و زین العباد *** تا جنایات یزید دون صفت افشا کنم
می‌روم در کربلا با کودک و پیر و جوان *** جملگی در راه ذات ایزدی اهدا کنم
می‌روم در کربلا بر پا نمایم نهضتی *** باز بر پا پرچم احمد شهِ بطحا کنم
می‌روم در کربلا همچون علی شیر خدا *** تا که از دیوار کعبه سرنگون بت‌ها کنم
می‌روم در کربلا با عاشقان کوی دوست *** باز احیا راه و رسم مادرم زهرا کنم
می‌روم در کربلا با نوجوانان رشید *** جملگی قربان به راه حضرت یکتا کنم
می‌روم در کربلا با اکبر و عباس و عون *** تا که منشور فضیلت را به خون امضا کنم
می‌روم در کربلا با انقلابی خون فشان *** تا که طاغوت جنایتکار را رسوا کنم
می‌روم در کربلا با اصغر شیرین زبان *** تا که خونین کربلا همچون دل صهبا کنم
می‌روم در کربلا با نهضت خون‌بار خویش *** روز روشن بهر دشمن چون شب یلدا کنم
می‌روم در کربلا با اکبر رعنا جوان *** تا که قربان در ره حق زاده لیلا کنم
می‌روم در کربلا تا دفتر عشق و شرف *** سطر سطرش را به خون خویشتن امضا کنم
می‌روم در کربلا در جبهه‌های عشق و خون *** لاله‌گون از خون پاکم دامن صحرا کنم
می‌روم در کربلا با سالکان کوی عشق *** رزم در آن سرزمین با لشکر اعدا کنم
می‌روم در کربلا با شیر مردانی دلیر *** جان فدای راه حق در روز عاشورا کنم
می‌روم در کربلا تا «باقر» دیوانه را *** همچو دیگر عاشقانم واله و شیدا کنم
هلال ماه محرم

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۱۸, ۱۵:۳۰
* احمد باقریان


«تضمینی از شعرایت الله صافی گلپایگانی»


شروع گفته به نام عظیم یکتا شد *** سخن به نام خداوند پاک املا شد


ببین شروعِ قیامی سترگ و عظما شد *** «هلال ماه محرم ز نو هویدا شد


بیا که رایت سلطانِ عشق بر پا شد» *** بیا که سرّ قیام حسین افشا شد


قیام پاک حسین اسوه بهرِ فردا شد *** بیا که جان به ره پاک دوست اهدا شد


«بیا که رایت سلطان عشق بر پا شد *** بیا که ایت فتح و ظفر هویدا شد»


بیا بیا تو بشو عبد حضرت باری *** بیا و مکتب اسلام را نما یاری


ز بهر مکتب دین کن بسی تو غمخواری *** «درآ به مکتب حرّیت و فداکاری


بیا که دین ز قیام حسین بر پا شد» *** ببین که کاخ ستمکارِ دون شده معدوم


ببین که عاقبتِ ظلم و جور شد بس شوم *** زوال دولت ظلم و ستم بود مختوم


«شعار باطل و ظلم و ستم شده محکوم *** بیا که جلوه توحید عالم آرا شد»


اگر که پیرو اسلام و دین و قرآنی *** اگر که خصم طواغیت و ظلم و شیطانی


اگر که عبد خداوند پاک و سبحانی *** «اگر که حامی حقی و یار قرآنی


بیا که پرچم دین و جهاد برپا شد» *** نمای ترک خور و خواب و عیش و راحت و بزم


برای حفظ فضایل شده است موسم رزم *** برو به رزم ددان ای پسر به عزمی جزم


«به ملک غیرت و جانبازی و اراده و عزم *** شهید کرب و بلا قهرمان دنیا شد»


سعید گشت هر آن کس شنید پند حسین(علیه السلام) *** شهید راه خدا هست پای‌بند حسین(علیه السلام)

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۱۸, ۱۵:۳۰
یزیدیان زمان از پی گزند حسین(علیه السلام) *** «به دشت ماریه از همت بلند حسین(علیه السلام)


کتاب همّت و ایمان و صبر معنا شد» *** زوال دولت طاغوت شد، نما شادی


ز انقلاب حسین هر زمان نما یادی *** دوباره مکتب و دین یافت عزّ و آبادی


«حسینِ عدل و فضیلت، حسینِ آزادی *** فدای دین خدا در هجوم اعدا شد»


فدای مکتب پاک حسین شود جان ها *** گدای درگه اویند بس سلیمان‌ها


نموده نهضت او طرد راه شیطان‌ها *** «بزرگ‌تر سند افتخار انسان‌ها


از این مجاهده بی‌نظیر انشا شد» *** ز انقلاب حسین شامِ دین شده چون روز


گذشت فصل زمستان دین، شده نوروز *** شنیدم این سخن نغز از دلی پرسوز


«در این جهان مقدس حسین شد پیروز *** یزید ننگ بشر گشت و خوار و رسوا شد»


ز انقلاب حسین زنده شد ز نو ایین *** ببین که مکتب ظلم و فساد شد تدفین


به ظهر عشق به درگاه حق نهاد جبین *** «فدای رهبر لب تشنه‌ای که در ره دین


غریب و بی‌کس و تنها به سوی هیجا شد» *** فدای مکتب دین کرده او تمامِ یلان


فدایی ره حق ساخت طفل و پیر و جوان *** به راه دین الهی فدا نموده جان


«دریغ و درد که در کربلا ز جور خسان *** جدا سر از تن پاک عزیز زهرا شد»


به ظلم و ظالم و جبار و اهل کین شورید *** ببین که ریشه ظلم از قیام او پوسید


ز خاک پاک حسین بس گل شرف روئید *** نگشت تابع ظالم که ظلم را کوبید


«اگر چه رنج و بلایش فزون ز اِحصا شد» *** فدا نمود حسین، جان به راه پاک خدا


نمود اکبر و اصغر به راه حق اهدا *** سرود «باقر» بیچاره ایت عظما


«بنال (لطفی صافی) که روز عاشورا *** ز خون پاک شهیدان چو عید اضحی شد».


***


یا اباالفضل العباس

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۱۸, ۱۵:۳۱
* مهری حسینی


کاش دستم تا زمین کربلا پر می‌کشید *** تا کنار دشت سرسبز خدا پر می‌کشید


گفتم احساس دلم را نذر دستش می‌کنم *** نذر دستانی که از دنیا رها پر می‌کشید


دست‌ها در خون شناور بود و باران عطش *** بر فراز لاله‌زار کربلا پر می‌کشید


دست‌ها جاری شد و در زیر نعش مشک او *** عطر دستانش به کام خیمه‌ها پر می‌کشید


تشنگی هم با تمام گرمی احساس خود *** دل به دریا داد و اشکش بی‌صدا پر می‌کشید


وقتی از ذهن عطش احساس دریا پر کشید *** کاش باران از زمین بی‌اعتنا پر می‌کشید


ماه سرخ حسین(علیه السلام)

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۱۸, ۱۵:۳۱
* غلامرضا عبداللهی
ماه سرخ حسین است و لاله ***ماتم دست عباس دارد
ظهر هر روز صحرای خورشید *** بوی عطر گل یاس دارد
***
زیر این تاق پاک مقدس *** مجلس ماتم شاه دین است
بوی پیغمبر از منبر اید *** جلوه نور حق المبین است
***
باد و بیرق چه زیبا حدیثی *** باز گویند از ماندگاران
از کسانی که جاوید ماندند *** در شرفخانه روزگاران
***
آری اینجا عزای حسین است *** جان و دل‌ها همه کربلایی
روی پیشانی گنبد غم *** دست گلدسته‌های طلایی
***
در سیه چادر مکتب عشق *** صفحه سرخ تاریخ باز است
راه شام بلا تا مدینه *** سخت سنگین و دور و دراز است
***
مات و مبهوت رود فرات است *** ساحل ابری چشم دریا
دجله و نیل و کارون خروشان *** شاهد عینی خشم دریا
***
کوفه شرمنده بی‌وفایی *** کربلا وه چه شایستگی‌ها
کار زیبای حرّ ریاحی *** حد والای وارستگی‌ها
***
شهر من غرق اندوه دیرین *** هر چه دیوار دارد سیاه است
این چنار کهنسال غمگین *** قصه پردازِ خورشید و ماه است
***
هر چراغی که اینجا فرو مرد *** گر به یاد حسین خدا خفت
صبح فردای شام غریبان *** آفتاب تو با کربلا گفت
***
صبحدم با غروب ستاره *** در گلوی سحر بغض ترْکید
از تن یاس گل هر چه درد است *** دست مهتاب آهسته برچید
***
باد دیشب به گوش اقاقی *** رفتن باغبان را خبر داد
در بلندای این آشیانه *** مرغ آهنگ بدرود سر داد
***
با نوایی که از ساقه برخاست *** برگ از مرگِ ریشه خبر شد
دید پونه دل نسترن سوخت *** چشم نیلوفر از اشک تر شد
***
زانوی غم به دامان بنفشه *** اطلسی سر در آغوشِ شب بو
سنگِ دلسنگ آخر نیاورد *** از غم مرگِ گل خم به ابرو
***
نم نم اشک در چشم نسرین *** روی گلگونه باران شبنم
بین مینا و مینو اشاره *** ماجرا را به گل گفت کم کم
***
باغ بی باغبان سرد و نالان *** اشک ریزان به سر خاک پاشید
پنجه آه و افسوس و حسرت *** صورت ارغوان را خراشید
***
لادن و کوکب و یاس گریان *** یاسمن همچنان زار می‌زد
پیچک بی‌قرار هراسان *** بی‌امان سر به دیوار می‌زد

nekuee
۱۳۹۲/۰۸/۱۸, ۲۲:۵۰
http://upload7.ir/images/63301562628232318631.jpg#

دايي حسن
۱۳۹۳/۰۸/۰۶, ۱۴:۴۶
ماه سرخ حسین است و لاله ***ماتم دست عباس دارد
ظهر هر روز صحرای خورشید *** بوی عطر گل یاس دارد