PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : در بيان فرستادن سرهای شهداء به سوی كوفه



دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۰
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.hossin/imamhoseyn-karbala01.jpg

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۱
عمر بن سعد چون از كار شهادت امام حسين عليه السلام پرداخت نخستين سر مبارك آن حضرت را به خولي (به فتح خاء و سكون واو و آخره ياء) بن يزيد و حميد بن مسلم سپرد و در همان روز عاشورا ايشان را به نزد عبيدالله بن زياد روانه كرد خولي آن سر مطهر را برداشت و به تعجيل تمام شب خود را به كوفه رسانيد، و چون شب بود و ملاقات ابن زياد ممكن نمي‌گشت لاجرم به خانه رفت.طبري و شيخ ابن نما روايت كرده‌اند از نوار زوجه خولي كه گفت آن ملعون سر آن حضرت را در خانه آورد و در زير اجّانه جاي بداد و روي به رختخواب نهاد. من از او پرسيدم چه خبر داري بگو، گفت مداخل يك دهر پيدا كردم سر حسين را آوردم، گفتم واي بر تو مردمان طلا و نقره مي‌آورند تو سر حسين فرزند پيغمبر را، به خدا قسم كه سر من و تو در يك بالين جمع نخواهد شد. اين بگفتم و از رختخواب بيرون جستم و رفتم در نزد آن اجّانه كه سر مطهر در زير آن بود نشستم، پس سوگند با خدا كه پيوسته مي‌ديدم نوري مثل عمود از آنجا تا به آسمان سر كشيده، و مرغان سفيد همي ديدم كه در اطراف آن سر طيران مي‌كردند تا آنكه صبح شد و آن سر مطهر را خولي به نزد ابن زياد برد. مؤلف گويد: كه ارباب مقاتل معتبره از حال اهلبيت امام حسين عليه السلام در شام عاشورا نقل چيزي نكرده‌اند و بيان نشده كه چه حالي داشتند كه چه بر آنها گذشته تا ما در اين كتاب نقل كنيم، بلي بعض شعراء در اين مقام اشعاري گفته‌اند كه ذكر بعضش مناسب است. صاحب معراج المحبه گفته:

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۱
چو از ميدان گردون چتر خورشيد / نگون چون رايت عباس گرديد

چه خود را ديد بي‌ سالار و صاحب / بتول دومين ام المصائب

بنات العش را جمع‌آوري كرد / بر ايتام برادر مادري كرد

درون خيمه سوزيده ز اخگر / شدندي داغداران پيمبر

شبي بگذشت بر آل پيمبر / كه زهرا بود در جنت مكدر

ز جمال و حكايتهاي جمال / شبي بگذشت بر ختم رسولان

زبان صد چو من ببريده و لال / كه از تصوير آن عقل است حيران

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۱
ديگري گفته است :
بپا شد از جفا و جور امت / قيامت بر شفيعان دست امت
شفابخش مريضان شاه بيمار / غم قتل پدر بودش پرستار
ز انگشت و ز انگشتر كه بودش / بود دور از ادب گفت و شنودش

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۲
ديگري گفته از زبان جناب زينب سلام الله عليها :
اگر صبح قيامت را شبي هست آنشب ست امشب
طبيب از من ملول و جان ز حسرت بر لبست امشب
برادرجان يك سر بر كن از خواب و تماشا كن
كه زينب بي تو چون در ذكر يارب یاربست امشب
جهان پر انقلاب و من غريب اين دشت پر وحشت
تو در خواب خوش و بيمار در تاب و تبست امشب
سرت مهمان خولي و تنت با ساربان همدم
مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب
صبا از من به زهرا گو بيا شام غريبان بين
كه گريان ديدة دشمن به حال زينب است امشب

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۲
پس از عاشورا همه‌ی زن ‌های بنی هاشم لباس‌های سیاه بر تن کردند. به دستور امام سجاد علیه السلام برای آنها غذای عزاداران می‌پختند و تا پنج سال بعد از شهادت امام حسین علیه السلام هیچ یک از زنان هاشمی، سرمه به چشم نکشیدند و موی خود را حنا نبستند. در آشپزخانه‌ی خانه‌ی هیچ‌ یک از آنان غذایی پخته نشد تا زمانی که عبیدالله بن زیاد پس از 5 سال کشته شد. وقتی سر او را برای حضرت سجاد آوردند، آن‌گاه زنان بنی هاشم از عزا درآمدند.
و محتشم عليه الرحمه گفته :
اي مونس شکسته دلان حال ما ببين / ما را به صد هزار بلا مبتلا ببين
مردانشان شهيد و زنان در عزا ببين / كاي بانوي بهشت بيا حال ما بين

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۳
بالجمله چون عمر سعد (ملعون) سرامام عليه السلام را با خولي( لعين) سپرد امر كرد تا ديگر سرها را كه هفتاد و دو تن به شمار مي‌رفت از خاك و خون تنظيف كردند و به همراهي شمر (ملعون) بن ذي الجوشن و قيس (لعين) بن اشعث و عمرو (ملعون) بن الحجاج براي ابن زياد (ملعون) فرستاد و به قولي سرها را در ميان قبايل كنده و هوازن و بني تميم و بني اسد و مردم مذحج و ساير قبايل پخش كرد تا به نزد ابن زياد برند و به سوي او تقرب جويند. و خود آن ملعون بقيه آن روز را ببود و شب را نيز بغنود و روز يازدهم را تا وقت زوال در كربلا اقامت كرد و بر كشتگان سپاه خويش نماز گذاشت و همگي را به خاك سپرد و چون روز از نيمه بگذشت عمر بن سعد (ملعون) امر كرد كه دختران پيغمبر صلي الله عليه و آله را مشكفات الوجوه بر شتران بي‌وطا سوار كردند و سيد سجاد عليه السلام را غل جامعه بر گردن نهادند. ايشان را چون اسيران ترك و روم روان داشتند چون ايشان را به قتلگاه عبور دادند زنها را كه نظر بر جسد مبارك امام حسين عليه السلام و كشتگان افتاد لطمه بر صورت زدند و صدا را به صيحه و ندبه برداشتند: صاحب معراج المحبه گفته :

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۳
يكي شد موكنان بر سوگ دلبند

يكي داغ علي را تازه مي‌كرد

بپا گرديد غوغاي قيامت

بنور ديده ساقي كوثر

به جان خلد نار دوزخي زد

سيه شد روزگار آل عصمت

شنيدن كي بود مانند ديدن

چه بر مقتل رسيدن آن اسيران

يكي مويه كنان گشتي به فرزند

يكي از خون به صورت غازه مي‌كرد

به سوگ گلرخان سروقامت

نظر افكند چون دخت پيمبر

بناگه ناله هذا اخي زد

ز نيرنگ سپهر نيل صورت

ترا طاقت نباشد از شنيدن

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۳
------------------------------------------
منابع:
بحارالانوار،ج 48،ص 27 - معالی السبطین، ج 2، ص66 الی 70
(نفس المهموم، صفحه 388)
«کامل» شیخ بهائی