PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گریه شیر بر اباعبدالله



dada31
۱۳۹۲/۰۸/۲۵, ۱۹:۳۲
عالم بزرگوار جناب سيد محمد رضوي کشميري، فرزند مرحوم سيد مرتضي کشميري نقل مي‏کند: در کشمير در دامنه کوهي، حسينه‏اي قرار دارد که مي‏توان داخل آن را از بيرون ديد و پشت بام آن مقداري باز است که از آن، روشنايي بيرون آيد و هر سال در روز عاشورا براي امام حسين عليه‏السلام مراسم عزاداري گرفته مي‏شود تا شيعيان دور هم جمع بشوند. در شب اول محرم شيري وارد محوطه شد و به پشت بام حسينه رفت و از آن روزنه، به عزاداران نگاه مي‏کرد و اشک از چشمانش سرازير مي‏شد و تا شب عاشورا هر شب همين کار را انجام مي‏داد و بعد از مراسم از مجلس بيرون مي‏رفت. (داستان‏هاي شگفت، ص 152. )

http://www.ashoora.ir/images/stories/article_pictures/ashoora/emam-hosein/14.jpg
منبع: کرامات حسينيه و عباسيه ؛ موسي رمضاني‏پور نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان صفحات 35 و

ماه فیروزان
۱۳۹۲/۰۸/۲۶, ۰۷:۰۷
دوست عزیز .. بهتر است بجای پرداختن به این قبیل داستانها که زیاد هم نمی شود

بر صحت و سلامت آن تکیه کرد .

به این موضوع بیشتر تاکید شود که امام حسین به چه علت بر خلیفه وقت خروج کرد

چرا زیر بار تفکرات و اعمال او نرفت ؟

چرا یاران و بستگان را به جایی برد که احتمال خطر میرفت .. ؟ چرا در کنار فرات ؟

حال تکلیف دوستداران ایشان در قبال مسایل مشابه چیست ؟

آیا محبان در حال حاضر ، حسینی فکر و عمل می کنند یا یزیدی ؟

آیا باید تاریخ را دوباره تکرار کنیم ؟ آیا در حال حاضر باید بر تاریخ و وقایع تکیه کنیم

و اگر می کنیم چه انتظاری از آن داریم ؟

این سوالات و برداشتهایی است که باید از عاشورا داشت ..

حال اگر در جایی شیری دیده شده است که آب از چشمانش می آمده است زیاد چیزی را ثابت نمی کند ...

چرا که غدد اشکی چشمان حیوانات در برخی موارد و به علتهای مختلف زیاد ترشح کرده

و در بیننده این تصور را ایجاد می کند که دارد گریه می کند ...


------------------

موید انسانها رفتار خودانسانهاست نه کردار حیوانات ...

ناصر یوسف نژاد
۱۳۹۲/۰۸/۲۶, ۰۷:۵۵
روزي مشركين در بيابان با پیامبر ص برخورد کردند. گفتند تو اگر پیامبری بگو این درخت از زمین بیرون بیاید تا ماایمان باوریم. به امر پیامبر ص درخت از زمین بیرون امد. گفتند حالا بگو این درخت نزد ما بیاید. پیامبر ص امر کردند و درخت جلو امد. بعد گفتند حالا بگو درخت دوباره در سر جایش در زمین قرار گیرد. به امر پیامبر ص درخت به موضعش برگشت.
مشرکین در حالیکه می رفتند به یکدیگر می گفتند:عجب جادوگر و ساحر توانمندیست این محمد!

nekuee
۱۳۹۲/۰۸/۲۶, ۲۱:۴۰
http://up.shamsipour-ac.ir/uploads/images/1392/aban/77a34ff429871.jpg