PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آنچه در باب اربعین گفته اند



دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۰
اربـعین در لغت، به معنای چهل، چهار دهه (لغت نامه دهخدا، 5/164) و در اصطلاح، سپری شدن چهل روز از مرگ کسی و بر پای داشتن مراسمی برای بزرگداشت اوست. این واژه در اصطلاح شیعه، به طـور خـاص بـر روز بـیـسـتـم مـاه صـفـر یـعـنـی چـهـل روز پـس از واقـعـه عـاشـورا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش اطلاق می گردد (همان) و به اربعین حسینی نامبردار است.
غـالب دانـشـمـنـدان روز بـیـسـتـم صفر را اربعین حسینی دانسته اند. قـول شیخ بهایی درین باره یکتا و استثنایی است. او نوزده صفر را روز اربـعـیـن حسینی دانسته و تمام ویژگی های اربعین از لحاظ دینی، مانند زیارت وارد برای آن روز، و از لحاظ تاریخی، مانند حـضور جابر بن عبداللّه انصاری در کربلا را در روز نوزده صفر دانـسـتـه اسـت. ایـن اخـتـلاف از آن جاست که ظاهراً شیخ بهایی روزعـاشـورا را نـیـز در ایـن مـحـاسبه وارد کرده است. امّا باید گفت این مـحـاسبه در صورتی قابل توجیه است و می توان روز عاشورا رادر زمره چهل روز قرار داد که امام حسین (ع) پیش از ظهر آن روز به شـهـادت رسیده باشد. البتّه شیخ طوسی (تهذیب، 6/42) و علامه حلّی (تحریرالاحکام / 131) این معنی را تأیید کرده و آورده اند که واقـعـه عاشورا پیش از ظهر خاتمه یافته و امام به شهادت رسیده بـود. امـّا شـیـخ مـفـیـد (ارشـاد / 252) و طبرسی (اعلام الوری / ص241) هر دو برآنند که نبرد تا زوال ظهر ادامه داشت و امام حسین (ع) و بـاقـیـمـانـده اصحاب پس از ظهر نماز خوف خواندند و زید بنقیس و سعید بن عبدالله حنفی در این وقت برابر امام ایستادند تا در بـرابـر تـیـرهـای دشـمـن از حـضرت محافظت کنند. سیّد بن طاووس (لهوف / 164) نیز همین نظر را ابراز داشته است. امّا ابن نما حلّی مـعـتـقـد اسـت کـه امـام حـسـیـن (ع) هـنـگـام زوال ظـهـر هـنـوز مـشـغول جنگ بود و نمی توانست نماز بخواند و بنابراین به طور فـرادی و با اشاره نماز خوف به جای آورد (مثیرالاحزان، 34). باایـن بـیـان، مـعـلوم مـی گـردد کـه بـه اغـلب احـتـمـال، شـهـادت امـام حـسـین (ع) بعد از ظهر روز عاشورا اتّفاق افتاده است.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۲
بـه هـر حـال، چـهـل روز مـیـان عاشورا و بیستم صفر در روایات ما،دهـشتناک ترین و غمناک ترین ایام عالم شمرده شده است. زراره، ازبـزرگـانِ فـقـهـا و مـحـدّثـان امـامـیـّه، از امـام صـادق (ع) نـقـل کـرده: "در پـی شـهـادت حـسـیـن (ع)، آسـمـان چـهـل روز خـون بـاریـد و زمین چهل روز سیاهپوش گردید و خورشیدچـهـل روز روی در پـوشـیـد و خـونـرنـگ شـد و فـرشـتـگـان چهل روز بر حسین گریستند. هیچ زنی از ما حنا نبست و سرمه نکشید تـا آن گـاه کـه سـر عـبـیـداللّه بـن زیـاد را بـیـاوردنـد"(مـستدرک الوسـایـل، 2/215؛ کـامـل الزّیـارات، / 81).
در ایـن چـهـل روز، حـوادث بسیار بر اهل بیت امام حسین (ع) گذشت. گذشته از آنچه پس از شهادت امام حسین (ع) در کربلا بر آنان روا داشتند، چـون ایشان را در جامه اسیران به کوفه بردند، ابن زیاد درشتی ها و گستاخی ها و زشتکاری ها در حقّ خاندان پیامبر (ص) نشان داد و چون امام سجّاد(ع) و زینب و امّ کلثوم آن گستاخی ها را پاسخ دادند،بر آنان سخت گرفت و سرانجام همه را به سوی شام روانه کرد.راه طـولانـی کـوفه به دمشق و حوادثی که در این مسیر و سرانجام در شـام بـر اهل بیت گذشت، از فصول تاریک تاریخ اسلام است.از بررسی تاریخ این دوره چهل روزه آشکارا می توان دریافت که حـتـّی در شـام، مـرکز حکومت و تبلیغ امویان، مردم این شناعت در حقّ خـانـدان پـیـامـبـر(ص) را نـپـسـنـدیـدند و امویان را لعن می کردند.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۲
قـول شیخ بهایی درین باره یکتا و استثنایی است. او نوزده صفر را روز اربـعـیـن حسینی دانسته و تمام ویژگی های اربعین از لحاظ دینی، مانند زیارت وارد برای آن روز، و از لحاظ تاریخی، مانند حـضور جابر بن عبداللّه انصاری در کربلا را در روز نوزده صفر دانـسـتـه اسـت. ایـن اخـتـلاف از آن جاست که ظاهراً شیخ بهایی روزعـاشـورا را نـیـز در ایـن مـحـاسبه وارد کرده است
کـاروان اسـیران از شهرهای متعدّد عبور کردند تا به دمشق رسیدند.در مـوصـل، بـزرگان و مردم شهر می خواستند با لشکریانی که اسـیـران را هـمراهی می کردند نبرد کنند و سر امام حسین را از ایشان بـازسـتـانند؛ امّا والی اموی آن دیار، لشکریان شهر را آگاهانید و آنان وارد شهر نشدند (معالی السبطین 2 / 129؛ اسرار الشهادة 3 /414). در نـصـیـبـیـن،

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۲
والی مـنـطـقـه آمـاده اسـتـقـبـال از یـزیـدیـان شـد و شـهر را آذین بست. وقتی اسیران و سرهای شهدا را در شهر می گرداندند، حضرت زینب اشعاری خواندو قوم را سخت نکوهش کرد که فرزندان پیامبر خویش را در بیابانهـا سـرگـردان کرده و بر خدا و رسولش ‍ کفر ورزیده اند (قطیفی65). در عـیـن الورد، دروازه ای را کـه اسـیـران از آن جـا وارد شـهـرشدند، ((باب اربعین)) خواندند، زیرا ایشان را در شهر گرداندندو مردم به فغان آمدند و امام سجّاد بر یزیدیان تاخت که حقوق او وخـانـدان رسالت را ضایع گردانیده اند (اسرارالشهاده 3 / 415)در قـنسرین، مردم دروازه ها را بستند و سپاه یزید را با سنگ و لعن اسـتـقـبـال کـردنـد و ایـشـان را بـرانـدنـد. ام کـلثـوم در ایـن جـا اهـل بـیـت را به زنان اسیر رومی تشبیه کرد و گفت که این قوم بدکـردار، رنـج هـای نـیـای ایـشـان را در هدایت قوم فراموش کرده اند.گفته اند در همین محل، راهبی مسیحی پس از مشاهده سر امام حسین (ع)و رفتار یزیدیان با اسیران به اسلام گروید (قطیفی، 67). درسـیـبـور، مـردم سـپـاه یـزید را راه ندادند و با آنان به جنگی سخت بـرخـاسـتند، تا آنجا که تعدادی از طرفین کشته شدند.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۲
در حماة هم مـردم دروازه هـا را بـستند و یزیدیان را تهدید کردند که تا آخرین نـفـر بـا ایـشـان خواهند جنگید (معالی السبطین 2 / 132) مسجدی درحـمـاة وجـود دارد کـه گـفته اند قطعه سنگی در آنجاست که سر امام حـسـیـن (ع) را بـر آن نهاده بودند و بدان سبب خون آلوده شده بود(قـطـیـفـی، 86). ایـن مـحـل ظـاهـراً بـیـرون شـهر بوده و بعداً مسجدگـردیـده و داخـل شـهـر شـده اسـت. در حـمـص هـم مـردم بـه مـقـابـله بـرخـاسـتـنـد و تنی چند از یزیدیان را کشتند و از آن جا براندند.چـون به حلب رسیدند، یکی از زنان امام حسین (ع) از شدت رنج هاو سـخـتـی ها که بدو رسیده بود، فرزند خویش، موسوم به محسن یـا مُحَسِّن، را سقط کرد و بدان سبب در آن جا موضعی هست که آنرا مـشهد السّقط یا مشهد المحسِّن می خوانند. شیخ عبّاس قمّی و قطیفی هـر دو آن مـشـهـد را زیـارت کـرده انـد (قـطـیفی 89، 122، 123). و سـرانـجـام در دمـشـق، آن حـوادث کـه بـراهـل بیت رفت و سخنان زینب (ع) و امام سجّاد(ع) و شوریدگی خلق از آن کـار شـنـاعـت آمـیـز یـزیـد در خـلال آن چـهـل روز، هـمـه در منابع تاریخی و روایی ضبط است.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۳
خاندان امام حسین هفت روز در دمشق ماندند و چنان شوری درافکندند که یزید به صلاحدید مروان بن حکم، ایشان را روانه مدینه گردانید تا خلق رابـر ضدّ او نشورانند و کار خلافتش دشوار نگردد (قطیفی، 217 ـ219؛ معالی السبطین 2 / 184) تا این جا میان دانشمندان و مورخان،اخـتـلافـی مـگـر درباره بعضی از جزئیّات وجود ندارد. اختلاف برسـر راه بـازگـشـت اسـت که آیا اهل بیت امام مستقیماً از شام به مدینه رفتند یا به کربلا آمدند و از آن جا رهسپار حجاز گشتند.
بـه هـر حـال، اربـعین برای شیعیان از ایّام و ادوار مهم تاریخ به شـمـار مـی رود و نـتـایـج دیـنی و سیاسی آن همواره از نقاط اتّکای شـیـعـیـان در طول تاریخ ایشان بوده است. از امام حسن عسکری (ع)نـقـل کـرده انـد کـه نـشـانـه هـای مـؤمن پنج چیز است و یکی از آنها خواندن ((زیارت اربعین)) است (تهذیب، 6 / 52). مقصود از زیارت اربـعـیـن، زیـارت نامه ای است که با سند معتبر به وسیله صفوان بـن مـهـران از امـام صـادق (ع) مـخـصوص روز اربعین وارد شده است(مصباح المتهجد، 777)

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۳
شـیـخ مـفـیـد (ارشـاد / 252) و طبرسی (اعلام الوری / ص241) هر دو برآنند که نبرد تا زوال ظهر ادامه داشت و امام حسین (ع) و بـاقـیـمـانـده اصحاب پس از ظهر نماز خوف خواندند و زید بنقیس و سعید بن عبدالله حنفی در این وقت برابر امام ایستادند تا در بـرابـر تـیـرهـای دشـمـن از حـضرت محافظت کنند
دربـاره حـضـور اهـل بـیـت در اربـعـیـن حـسینی در کربلا، باید گفت بـعـضـی از دانـشـمندان برآنند که چون کاروان اسیران از دمشق به قـصـد مـدیـنـه بـه راه افـتـاد و بـه عـراق رسـیـد،اهـل بـیـت امـام حـسین (ع) از راهنمای کاروان خواستند تا ایشان را به کـربـلا بـَرَد. (المـلهـوف / 225) و ایـشـان بـنـا بـرنـقـل بـرخـی از مـورخـان (حـبـیـب السـیـر، 2 / 60) در بـیـستم صفرسـال 61 هجری بدان جا رسیدند و سرهای شهدا را که همراه ایشان کرده بودند، بازگردانده، در کنار تَن ها دفن کردند. در این میان،جـابـر بـن عـبدالله انصاری، از صحابه بزرگ پیامبر که در آن ایـّام سخت پیر و نابینا شده بود، همراه عطیّة بن سعد عوفی، به عـنـوان نـخـستین زائران مزار امام حسین (ع) در حالی که پای برهنه کـرده و بـر تـن خـود عـطـر زده بـودنـد و در راه ذکر خدا می گفتند،بـدان جا رسیدند. میان ایشان و اهل بیت امام حسین (ع) ملاقات دست داد و هـمـه سـه روز در آن جا به عزاداری پرداختند و سپس راه مدینه را در پـیـش گـرفتند (الملهوف / 225، 226؛ اعیان الشیعه، 4 / 47؛قطیفی 227؛ مثیرالاحزان / 59). ظاهراً این روایت را با این جزئیّات،نـخـسـتین بار سیّد بن طاووس ذکر کرده و از او به دیگر منابع راه یـافـتـه اسـت. بـا ایـن هـمـه از روایـتـی کـه ابـن اثـیـر(الکـامل، 4/88) در ذیل حوادث کربلا آورده، نیز برمی آید که درعصر او نیز خبر بازگشت اهل بیت به کربلا کم و بیش وجود داشته اسـت.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۳
او متذکّر شده که مطابق یک روایت، رباب دختر امرؤالقیس و همسر امام حسین (ع)، تا یک سال بر سر قبر امام ماند و با دیگران بـه مـدیـنـه نـرفـت. امـّا بـسیاری از مورخّان برآنند که وقوع چنین اتّفاقی بر حسب اوضاع تاریخی و جغرافیایی، ممکن نبوده و باتـوجـّه بـه اقـامـت خـاندان امام و شهدا در کوفه و دمشق، نمی توان گفت که آنان مسیر طولانی کوفه به دمشق را رفته و بازگشته و در بـیـسـتـم صفر به کربلا رسیده باشند (لولؤ و مرجان، 154؛مـنـتـخـب التـواریـخ، 367 ـ 363؛ مـنـتـهـی الامـال / 443 ـ 442؛ وقـایـع الشهور / 53).
در آثار مورخّان بزرگ چـون بـلاذری، طـبـری، یـعقوبی، ابوعلی مسکویه، ابن اثیر، وابـن اعـثم (تاریخ الامم، 4/352؛ الکامل، 4/87؛ انساب الاشراف،3/217؛ الفـتـوح، 5/250) که از واقعه کربلا یاد کرده اند، هیچ اشـاره ای بـه تـغییر مسیر کاروان به سوی کربلا وجود ندارد.
ازنـویـسـنـدگـان متقدم، تنها ابوریحان بیرونی (الاثار الباقیه،331) اشـاره ای کـلی بـه ایـن واقـعه کرده و متذکر گردیده که دربیستم صفر سال 61 هجری، خاندان امام حسین که از شام می آمدند،سـر او را بـه تـن وی در کـربـلا مـلحق کردند. او هیچ اشاره ای به جـزئیـّات ایـن امـر نـکـرده است.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۴
سیّد بن طاووس که نخستین بار این حـادثـه را بـا جـزئیـّات یاد شده، در کتاب لهوف، از نخستین آثارخـویـش در دوره جـوانـی آورده، بـعـدهـا در کـتـاب"اقـبـال"، از آخرین آثار خود، (اقبال / 599) با آن که الحاق سرامـام حـسـین (ع) را به بدن وی مسلّم دانسته، لحن گفتارش حاکی از تردید در امکان بازگشت اهل بیت امام به کربلا در روز اربعین است(هـمـان، 3 / 100). مـحـدّث نـوری از دانشمندانی است که در کتابی بـه تفصیل، محال بودن وقوع این سفر را مورد بحث قرار داده است(لؤلؤ و مـرجـان، 154).
بـه عـقـیده او، دوری مسافت میان کربلا وشـام، بـا تـوجـه بـه تـوقـّف هـای اجباری کاروان در مسیر رفت وبرگشت، امکان حضور اهل بیت در بیستم صفر در کربلا را منتفی می سازد (اقبال، 3 / 100؛ وقایع الشهور، 53؛ زاد المعاد، 371). چه طـیّ ایـن مـسـیـر بـرای چـنـان کـاروانـی لااقـل یـک مـاه بـه درازا مـی کـشـیـده اسـت. بـه عـلاوه،اهـل بـیـت امام حسین (ع) چند روزی را در کوفه محبوس بودند.
مطابق یک روایت، رباب دختر امرؤالقیس و همسر امام حسین (ع)، تا یک سال بر سر قبر امام ماند و با دیگران بـه مـدیـنـه نـرفـت

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۴
خطبه حضرت زینب (س) در آن شهر و آنچه میان مردم و ابن زیاد و حضرت زینب و امام سجّاد (ع) گذشت، همه حاکی از این اقامت است (الفتوح،5 / 222؛ مـقـتـل الحسین، 2 / 48 ـ 45؛ طبری، 4 / 350 ـ 349). ازهـمـین جا، عبیداللّه بن زیاد از یزید استفسار کرد که با اسیران چه کند و چون پاسخ رسید که ایشان را روانه شام کند، اسیران را بالشکریان شامی روانه گردانید (طبری، 4 / 351؛ لهوف / 208).
مخالفانِ امکان حضور اهل بیت در روز اربعین بر مزار امام حسین (ع)،هـمـچنین برآنند که رفت و برگشت پیک ابن زیاد به دمشق و کوفه نیز مانع از پذیرفتن فرض مذکور است (لؤلؤ و مرجان، همانجا).
بـی گـمان، دو بار طیّ این مسیر توسّط فرستادگان ابن زیاد ویـزیـد، و رفـت و بـرگـشـت کـاروان اسـیـران، بـیـش ازچـهـل روز بـه طول می انجامیده است.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۴
برخی از مدافعینِ امکان حضور اهـل بـیـت در روز اربـعـیـن در کـربـلا، ایـن اشکال را با فرضِ استفاده ابن زیاد و یزید از کبوتران نامه بر،بـرای ارسـال پـیـام پـاسـخ داده انـد (تـحـقـیـق دربـاره اوّل اربـعـیـن حـضـرت سـیـدالشـهـداء (ع) / 99 ـ 119) ولی شـواهدمـقـتـضـی بـرای وقـوع یـا رواج این شیوه ارائه نکرده اند، گر چه بـرای طـیّ مـسـافـت مـیان کوفه و دمشق در عرض یک هفته تا ده روزشـواهـد تـاریـخـی مـتـعـدّدی آورده انـد، هـمـچـون وصول خبر مرگ معاویه از شام به کوفه در عرض یک هفته (تنقیح المـقـال، 3 / 262؛ مـیـثم تمار، / 28) یا رسیدن مالک اشتر از شامبـه عـراق طـیّ ده یـا دوازده روز (تـحـقـیـق دربـارهاوّل اربـعین / 50). امّا فراموش کرده اند که این شواهد در مورد پیکهای تند پای پیام رسان یا گردان های نظامی است که مجبور بوده انـد بـه سـرعـت خود را به هدف برسانند، نه کاروانی از زنان وکـودکـان مـجـروح و خـسـته و بی پناه.
البته در این میان، چند خبرتـاریخی می تواند احتمال حضور کاروان اسیران را در کربلا به هـنـگـام بـازگـشـت از شام تقویت کند.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۴
نخست آنکه ابوریحان (همان،331) و قـزویـنـی (عـجـایـب المخلوقات، 67) تاریخ ورود کاروان اسیران را به شام، اول صفر سال 61 هجری دانسته اند. قزوینی تـأکـیـد کـرده کـه امـویـان بـه هـمـیـن مـنـاسـبـت روز اول صـفـر را عـیـد مـی دانـستند.
دوم آن که مدت اقامت اسیران در دمشق ظـاهـراً از هـفـت یـا ده روز تـجـاوز نـکـرده است (معالی السبطین، 2 /187). چـنـان کـه گـفـتـه انـد، بـیـمـنـاکی یزید و امویان از بروز شورش در دمشق در پی سخنرانی های امام سجّاد(ع) و حضرت زینب(س)، بـاعـث شـد تا به اهل بیت اجازه عزاداری دهند و سپس ایشان راروانـه حـجـاز کـنند (الفتوح 5 / 249؛ اعلام الوری، 249).
سوم،سخن از راه کوتاه و مستقیمی است که شام را به عراق پیوند می زد و مـسـافران می توانستند این مسافت را هفت روزه طی کنند. گفته اندایـن راه اکـنـون نـیـز مـورد اسـتـفـاده بـعـضـی قبایل عرب است و بعضی از آن قبایل فاصله حوران تا نجف را هشت روزه طـی می کنند (اعیان الشیعه، 1 (4) / 271).

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۵
بـه عـقـیده او، دوری مسافت میان کربلا وشـام، بـا تـوجـه بـه تـوقـّف هـای اجباری کاروان در مسیر رفت وبرگشت، امکان حضور اهل بیت در بیستم صفر در کربلا را منتفی می سازد. چه طـیّ ایـن مـسـیـر بـرای چـنـان کـاروانـی لااقـل یـک مـاه بـه درازا مـی کشیده است. بـه عـلاوه،اهـل بـیـت امام حسین (ع) چند روزی را در کوفه محبوس بودند. خطبه حضرت زینب (س) در آن شهر و آنچه میان مردم و ابن زیاد و حضرت زینب و امام سجّاد (ع) گذشت، همه حاکی از این اقامت است. ازهـمـین جا، عبیداللّه بن زیاد از یزید استفسار کرد که با اسیران چه کند و چون پاسخ رسید که ایشان را روانه شام کند، اسیران را بالشکریان شامی روانه گردانید
اگر این اشارات و اخـبـار بـا یـکـدیـگـر جـمـع گردد، می توان نتیجه گرفت که دراول مـاه صـفر کاروان اسیران به دمشق رسیده و حدّاکثر ده روز در آنجـا مـانـده انـد و سـپـس مـیـان هـشـت تـا ده روزطـول کـشیده تا به کربلا باز گردند و بدین ترتیب حضورش اندر بیستم صفر چندان بعید نمی نماید. از سوی دیگر، محدّث نوری، فقدان روایت و گزارشی درین باره را در آثار متقدّمانی چون شیخ مفید، از جمله دلایل نادرستی چنین روایاتی دانسته است.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۵
به نظر وی، اهل بیت امام حسین (ع) روز اربعین به قصد مدینه از دمشق خارج شده اند؛ و قرینه آن استعمال واژه "رجوع"در عبارت شیخ است و اگرمـقـصـود او آمـدن بـه مـدیـنـه در روز اربـعـین بود، از واژه ((ورود)) استفاده می کرد؛ چنان که برای حضور جابر بن عبداللّه در کربلا کـه مـورد تردید نیست، از واژه "ورود"استفاده کرده است (لؤلؤ و مـرجـان، / 171). قـاضـی طباطبایی متذّکر شده که آنچه کفعمی درمـصـبـاح مـبـنـی بـر بـرابـری بـیـسـتـم صـفـر بـا بـازگـشـت اهـل بـیـت از کـربـلا بـه مـدیـنـه آورده، دارای دو احـتـمـال اسـت: یـکـی آن کـه مـقـصـود وی بـازگـشـت اهـل بـیـت از کـربـلا به مدینه یعنی از شام به کربلا و از کربلا به مدینه است؛ و دوم آن که به معنای بازگشت از شام به مدینه،بـدون حـضـور در کربلاست که در این صورت، مشابه سخن شیخمـفـیـد و شـیـخ طـوسـی اسـت. امـّا انـکـار مـحدّث نوری مبتنی است برروایـتـی از عـطـیـة بـن سـعـد کـه از راویـان امـامـیـّه و مـورد اعـتـمـاد اهـل سـنـت اسـت و ابـوالقـاسم طبری در بشارة المصطفی / 74 آن رانـقـل کـرده اسـت.

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۵
آنـچـه مـهـم اسـت تـفـاوت نـقـل هـا از ایـن روایـت اسـت. آنـچـه مـحـدث نـوری از کـتـاب طـبـری نقل کرده شامل جزئیات سفر عطیّه با جابر بن عبداللّه به کربلا وزیارت ایشان است؛ ولی در نقل او هیچ اشاره ای به برخورد جابر با کاروان اسیران و بر پای داشتن عزاداری برای شهدا نشده است.
وی تـصـریـح کـرده که اگر چنین اتّفاق مهمّی واقعاً رخ داده بود،سـزاوار بـود کـه در روایـت مـنـدرج در بـشـارة المـصـطـفـی درج می گردید (لؤلؤ و مرجان / 171 به بعد). بعضی از محقّقان معاصرنـیـز آورده انـد که در هیچ یک از روایات مربوط به حضور جابر و عـطـیـّه در کـربـلا، اثـری از مـلاقـات ایـن دو بـا امـام سـجـّاد(ع) واهـل بـیـت وجـود نـدارد و حتّی "دو راهی عراق و حجاز"نیز در منابع جـغـرافـیایی شناخته نشده است (آیتی، ص 150).

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۱, ۱۶:۳۶
امّا محسن امین نیز هـمان روایت عطیّه را از کتاب ابوالقاسم طبری برای اثباتِ حضور اهـل بـیـت امـام حـسـیـن (ع) در کربلا در اربعین ذکر کرده است؛ زیراآنچه او نقل کرده مشتمل بر تکمله و اضافه ای است حاکی از ملاقات جـابـر بـن عـبـداللّه بـا امـام سـجـّاد(ع) واهـل بـیـت (لواعـج الاشـجـان، 238 ـ 237). نـکـتـه قـابـل تأمّل، منبع واحد هر دو نقل است. البتّه باید گفت نسخه ای از "بـشـارة المـصـطـفـی"که مورد اعتماد محدّث نوری بوده، چاپ سـال 1369 هجری قمری در مطبعه حیدری نجف است؛ امّا نسخه مورد اسـتـفـاده مـحـسـن امـیـن ظاهراً نسخه کامل تری بوده است که نسبت به نسخه چاپ نجف اضافاتی دارد.
نویسنده: سیّد صادق سّجادیsibtayn.com

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۰۲, ۰۵:۴۴
اهمیت اربعین حسینی در کلام رهبر انقلاب

http://qurantv.ir/News/News_d05636dc-0453-49d6-bf69-ad6f9a658639.jpg.zhr

اهمیت اربعین از کجاست؟ صرف این که چهل روز از شهادت شهید می گذرد، چه خصوصیتی دارد؟ اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی، یاد شهادت حسین زنده شد و این مسئله بسیار مهمی است. شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می افتاد، یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید می‌شدند، اما بنی امیه موفق می شد همان طور که خود حسین و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کرد، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کند، آیا در این صورت این شهادت فایده‌ای برای عالم اسلام داشت؟ یا اگر در آن روزگار اثری داشت، آیا این خاطره در تاریخ، برای نسل های بعد، برای گرفتاری ها و سیاهی ها و تاریکی ها و یزیدی های دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت؟ اگر حسین شهید می شد، اما مردم آن روز و مردم نسل های بعد نمی فهمیدند که حسین شهید شده، آیا این خاطره می توانست اثر و نقشی در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملت ها و اجتماعات و تاریخ بگذارد؟می بینید که هیچ اثری نداشت. بله، حسین که شهید شد، به اعلی علیین رضوان خدا رسید، شهیدانی که در غربت و سکوت شهید شدند، به اجر خودشان در آخرت رسیدند، روح آنها فتوح و گشایش را در درگاه رحمت الهی به دست آورد؛ اما چقدر درس شدند، چقدر اسوه شدند؟ آن شهیدی درس می‌شود که شهادت و مظلومیت او را نسل های معاصر و آینده‌اش بدانند و بشنوند. آن شهیدی درس و اسوه می شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر شود. مظلومیت یک ملت وقتی می تواند زخم پیکر ستم کشیده ملت ها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود؛ این مظلومیت به گوش انسان های دیگر برسد. برای همین است که امروز ابرقدرت‌ها صدا توی صدا انداختند که صدای ما بلند نشود. برای همین است که حاضرند پول های گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد که جنگ تحمیلی چرا و با چه انگیزه ای به وجود آمد. آن روز هم دستگاه های استکباری حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند تا نام و یاد و خون حسین و شهادت عاشورا مثل درس درذهن مردم آن زمان و ملت های بعد باقی نماند و شناخته نشود. آنها در ابتدا نفهمیدند که چقدر مطلب با عظمت است و هر چه بیشتر گذشت، بیشتر متوجه شدند.در اواسط دوران بنی عباس، حتی قبر حسین بن علی(ع) را ویران کردند، آب انداختند؛ خواستند هیچ اثری از او باقی نماند. نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت این است. شهادت بدون خاطره، بدون یاد، بدون جوشش خون شهید، اثر خودش را نمی بخشد و اربعین آن روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهادت کربلا آغاز شد و روز بازماندگان شهداست؛ حال چه در اربعین اول، خانواده امام حسین(ع) به کربلا آمده باشند یا نیامده باشند.اما اربعین اول روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی، جابربن عبدالله انصاری و عطیه از اصحاب پیغمبر، به کربلا آمدند. جابربن عبدالله نابینا بود و آن طور که در نوشته ها و اخبار آمده،عطیه دستش را گرفت و روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با او حرف زد و خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهدا را پایه گذاری کرد. اربعین چنین روزمهمی است.هدف از حرکت امام حسین(ع)حرکت امام حسین علیه السلام برای اقامه حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدّی ارید ان امر بالمعروف وانهی عن المنکر… »?در زیارت اربعین که یکی از بهترین زیارات است، می‌خوانیم: «و منح النّصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرةالضّلاله». آن حضرت در بین راه، حدیث معروفی را که از پیامبر(ص) نقل کرده اند، بیان می فرمایند: «ایهاالنّاس انّ رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم قال: من رأی سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه ناکثا لعهداللَّه مخالفا لسنة رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و اله و سلم یعمل فی عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم یغیر علیه بفعل و لاقول کان حقّا علی اللَّه ان یدخله مدخله»?
تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نیز گفتاری که درباره آن بزرگوار از معصومین رسیده است، این مطلب را روشن می‌کند که غرض، اقامه حق و عدل و دین خدا و ایجاد حاکمیت شریعت و برهم زدن بنیان ظلم و جور و طغیان بوده است.
غرض، ادامه راه پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران بوده است: «یا وارث ادم صفوةاللَّه یا وارث نوح نبی اللَّه… »? و معلوم است که پیامبران هم برای چه آمدند: «لیقوم النّاس بالقسط»؛ اقامه قسط و حق و ایجاد حکومت و نظام اسلامی.اهمیت اربعیناساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(ص)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه گذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون – از قبیل شهادت حسین بن علی(ع) در عاشورا – به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسل های بعد، از دستاورد شهادت استفاده زیادی نخواهند برد.درست است که خدای متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه می دارد و شهید به طور قهری در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعی ای که خدای متعال برای این کار – مثل همه کارها – قرار داده است، همین چیزی است که در اختیار و اراده ماست. ما هستیم که با تصمیم درست و بجا، می توانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه شهادت را احیا کنیم و زنده نگه داریم.رمز زنده ماندن واقعه عاشورااگر زینب کبری(س) و امام سجّاد(ع) در طول آن روزهای اسارت – چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت کربلا و عزیمت به مدینه و در طول سالهای متمادی که این بزرگواران زنده ماندند – مجاهدات و تبیین و افشاگری نکرده بودند و حقیقت فلسفه عاشورا و هدف حسین بن علی و ظلم دشمن را بیان نمی کردند، واقعه عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمی ماند.
چرا امام صادق(ع)- طبق روایت- فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره حادثه عاشورا بگوید و کسانی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟ چون تمام دستگاه های تبلیغاتی، برای منزوی کردن و در ظلمت نگه داشتن مسأله عاشورا و کلاً مسأله اهل بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ این گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرت های ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت آمیز می کردند. در چنین فضایی، مگر ممکن بود قضیه عاشورا – که با این عظمت در بیابانی در گوشه ای از دنیای اسلام اتفاق افتاده – با این تپش و نشاط باقی بماند؟ یقیناً بدون آن تلاشها از بین می رفت.آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین بن علی(ع) بود. به همان اندازه که مجاهدت حسین بن علی(ع) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب و امام سجّاد(ع) و بقیه بزرگواران دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه نظامی نبود؛ بلکه تبلیغی و فرهنگی بود. ما به این نکته ها باید توجه کنیم.درس اربعیندرسی که اربعین به ما می دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگه داشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و طوفان هایی که علیه جنگ به راه افتاد؛ جنگی که دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهدای عزیزی که جانشان – یعنی بزرگترین سرمایه شان – را برداشتند و رفتند و در راه خدا نثار کردند، چه کردند و مستقیم و غیرمستقیم، با رادیوها و روزنامه ها و مجله‌ها و کتاب هایی که منتشر می کردند، در ذهن آدم های ساده‌لوح در همه جای دنیا، چه تلقین هایی کردند.حتّی افراد معدودی از آدمهای ساده دل و جاهل و نیز انسان های موجّه و غیر موجّهی در کشور خودمان هم، در آن فضای ملتهب جنگ، گاهی حرف هایی می زدند که ناشی از ندانستن و عدم احاطه به حقایق بود. همین چیزها بود که امام عزیز را برمی آشفت و وادار می کرد که با آن فریاد ملکوتی، حقایق را با صراحت بیان کند.اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهی ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتی که در این کشور وجود دارد، قرار نگیرد؛ دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکی است. البته، اکثریت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به برکت آگاهی ناشی از انقلاب، در مقابل تبلیغات دشمن بیمه هستند و مصونیت پیدا کرده اند. از بس دشمن دروغ گفت و چیزهایی را که در مقابل چشم مردم بود، به عکس و واژگون نشان داد و منعکس کرد، اطمینان مردم ما نسبت به گفته ها و بافته ها و یاوه گویی های تبلیغات جهانی، به کلی سلب شده است.دستگاه ظالم جبار یزیدی با تبلیغات خود، حسین بن علی(ع) را محکوم می ساخت و وانمود می کرد که او کسی بود که بر ضد دستگاه عدل و حکومت اسلامی و برای دنیا قیام کرده است! بعضی هم، این تبلیغات دروغ را باور می کردند. بعد هم که حسین بن علی(ع)، با آن وضع عجیب و با آن شکل فجیع، به وسیله دژخیمان در صحرای کربلا به شهادت رسید، آن را یک غلبه و فتح وانمود کردند. اما تبلیغات صحیح دستگاه امامت، تمام این بافته ها را عوض کرد. حق، این گونه است.*پایگاه حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ایپی نوشت:
? و ?ــ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ??، ص ??? و ???
?ــ شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت وارث.

nekuee
۱۳۹۲/۱۰/۰۲, ۱۹:۰۶
اربعین که می آید، باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم ها و نمازهای نشسته ای که هنوز او را به یاد دارند.
اربعین می آید؛ اما تلاوت زیبایی را تنها در چشمان زینب علیهاالسلام باید جست.
اربعین می شکفد و نام زینب گل می کند.
زینب از آن چه یزیدیان شرم زده هراس داشتند هم بالاتر بود.
زینب علیهاالسلام ، با خطبه ای از غربت در میان هلهله زنان شام، گل گریه کاشت.

mahla
۱۳۹۲/۱۰/۰۳, ۱۹:۰۲
شرمنده ایم زینب جان...
که بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن تو بود