PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مناظره بابابزرگ وبي خدا (اثبات واجب الوجود)



hoseintabar
۱۳۸۷/۰۵/۲۰, ۱۶:۱۴
با سلام به دوستان عزیز :Gol: (بخش اول)
متن زیر مناظره جناب بابابزرگ با جناب بیخداست که در تاریخ 19/5/87 = شنبه .درساعت 9/30 وبا حضور – سارا – عسکری 110 - معصومی - و... انجام شد:(عین متن نیز از صفحه 40 تا 27 درچتباکس موجود است)
بابا بزرگ : سلام به همه دوست داران اهل بيت . صلوات بر محمد و آل محمد
بابا بزرگ : جناب بيخدا هستيد؟
بیخدا : بله . امرتون؟
بابا بزرگ : چند روزه تو نوشته هات مطالب خوندني ديدم .خواستم بپرسم از خودتون هست؟
بیخدا : برا شما چه فرقی دارد یا برای من و یا دوستان من مهم اینکه شما جوابی اگه داریدبدهید که ندارید.
بابا بزرگ : چه جواب؟ دوست داريد ازابتدا شروع كنيم؟
بیخدا : برا من فرقی ندارد.
بابا بزرگ : سوال يا اشكالتان چيست؟ جناب من قول ميدم صادقانه حرف بزنم شما هم قولميدي؟
بیخدا : اره ولی به شرطی که شما خدا ودینت رو و تعصباات رو از حرفات حذف کنی .
بابا بزرگ : اگر هر كدوم سخن منطقي يا عقل پسند داشتيم بدان تندهيم . من بدون تعصب صحبت ميكنم ولي شما هو بدون تعصب و فقطاز دريچه عقل حاضري؟
بیخدا : من از اولم خودم گفتم من منطق پذیرم .
بابا بزرگ : با سلام به دوستان عزيز ناظر مناظره . درود بر هر انسان منطق پذير.
خوب دوست گرامي جناب بيخدا اشكال يا سوال شما چيه؟
بیخدا : یه وسوال راحت. کی میگه خدا وجود دارد و چه دلیلی داری؟
بابا بزرگ : من ميگم خدا وجود داره دليلش وجود من و شما و همه مخلوقاته . يعني عقلم ميگه زير
1- من ميدانم وجود دارم 2- ميدانم خودم خودم را نيافريدم .
ميدانم فرد ديگري مثل من هم نميتونه منوبيافريند نتيجه پس كسي هست كه ما را آفريده
بیخدا : من و شما و همه موجودات باشیم چه ربطی به خدا داره .
بیخدا : خودم که نه ولی خدا هم نیافریده .
بیخدا : من رو مادرم متولد کرده .
بابا بزرگ : مادرت تا..... را كي آفريده؟
بیخدا : افریننده من به عنوان خدا نمیشناسم .
بابا بزرگ : دوست من خودت گفتي اهل منطق هستي
بیخدا :همه چیز بر اساس یه تصادف این جوریه و این حرفای شما هم توهمات خودتون است
بابا بزرگ : حالا به من بگو مادرت كه مثل خودته چگونه ميتونه مستقلاتو را بيافريند؟
بابا بزرگ : چگونه سخن خودت را بدون دليل تصادف ميدونه ؟
بیخدا : بر اساس قانون شبیه سازی که الان داریم میبینیم
بابا بزرگ : ولي حرف منو كه دليل منطقي برات ميارم توهمميدوني؟!!!!
بیخدا : همه چیز شدنیه
بابا بزرگ : آيا اين هست منطق پذيري شما؟!!!
بیخدا : منطقی نیست گفتم حرف از خدا و دینتون وتعصباتون نزن
بیخدا : این ر واول شرط کردم
بابا بزرگ : خوب اون اولين چيز از كجا درست شد؟جواب منو بده داداش
بیخدا :تصادفی
بابا بزرگ : تصادف يعني چه؟اگه عالم تصادفي است چرا شما تصادفا از پدرت متولدنشدي؟
بیخدا : یعنی بر اثر فعل وانفعالات شیمیائی که تا حالا نمون های زیادیشم علمی ثابت شدهاولین انسانها بوجود امدند وبقیه هم که از نسل اونا هستند
بابا بزرگ : چرا تصادفا مثلا دختر نشدي؟چرا دوسر نشدي؟چرا اصلا انسان شدي؟
بیخدا : چون پدرم رحم نداره پدر شما ر ونمیدونم اینا پسر و دختر نشدن اتفاقا علم امروز میتونه پسر و دختر هم تعیین کنه
بابا بزرگ : چرا تصادفا از انسان حيوان درست نميشه؟
بیخدا : انسان شدم چون مادرم انسانه و پدرم هم انسانه مگه شما دوسری که منم باید دو سر بشم چون سنخیت ندارند.
بابا بزرگ : پس معلومه تصادفي نيست! خلقت رو حساب و كتاب و نظم هست درسته ؟
بیخدا : از کجای حرف من چنین برداشتی کردی؟برا خودتون برهان ساختید
بابا بزرگ : سنخيت يكي از ابزار علت ومعلول هست ميدونستي؟پس تا اينجا با زبون خودت تصريح كردي
بیخدا :نه نمیدونم از هوا یه کلمه ای ر وگفتم .
بابا بزرگ : در جهان قانون سنخيت وجو داره سنخيت يعني بي دليل چيزي از چيزي درست نميشه بايد رابطه اي بين دو چيز باشه .
بیخدا : خب منم منکر این حرف نشدم .
بابا بزرگ : داداش از هوا يك كلمه را اشتباه گفتي؟پس منكر سنخيت و رابطه بين خلق نيستي درسته؟ كدوم حرف را منكر نشدي؟
بیخدا : دلیلش طبیعت دنیا ست بله منکر نیستم . بابا بزرگ : دليل چي؟
بیخدا : اما سنخیت هم نسبی است مطلق نیست .
بابا بزرگ : منكر چي نيستي؟يعني مادرت تو را متولد كرد بدون دليل نبوددرسته؟
بیخدا : منکر اینکه سنخیت باید نسبی باشه
بابا بزرگ : سنخيت نسبي يعني چه؟
بیخدا : بله نبوده سنخیت نسبی یعنی اینکه ببین من خودم این صحبت هاتون رو از حفظم یعنی اینکه سنخیتلازمه پیدایشه ولی اصل نیست .
بابا بزرگ : پس دليلي داشت كه از مادرت انسان اون هم شما بيرونامديد؟ درسته؟خوب حفظي به ما هم بگو ياد بگيريم داداش
بیخدا : بله دلیلشم طبیعت زندگی ما ادم هاست .
بابا بزرگ :پس تا اينجا قبول كردي كه مادرت بدون دليل وتصادفي شمارا نزائيد درسته؟!
بیخدا :بله راستی بازم سوالات جالب دارم برات
بیخدا : من چیزی از حرفام ر ورد نکردم و منطق پذیرم آيا خدا ميتواند سنگی بسازد که خود نتواند بلند کند؟
بابا بزرگ : بزار اينو تمام كنيم بعد درخدمتت هستم
بابا بزرگ : حالا كه قبول كردي مادرت بدون دليل تو رانيافريد
بیخدا : يک نفر به کودکی تجاوز ميکند و بعد او را به قتل ميرساند: آيا این خواسته خدابوده؟ اگر بوده مگرساديست است؟ اگر نبوده چرا قدرت ندارد که جلوگيری کند؟
بابا بزرگ : پس بايد منطقا قانون علت و معلول را قبول كنيدرسته؟
بابا بزرگ : لطفا بحث را عوض نكن حاشيه نروبه جزئيات بعدا ميرسيم
بیخدا : عوض نکردم اینام سوالاتمه
بابا بزرگ : قانون علت و معلول را قبول كردي درسته؟به همه سوالات ميرسيم دوست من ولي اجازه بده از اولي نتيجه بگيريم
بیخدا : از دیدگاه خودم قبول دارم که سنخیتم قبول دارم .
بابا بزرگ :قانون علت و معلول و رابطه و سنخيت بين علت و معلول راقبول داري درسته درود بر اهل منطق
بیخدا :قبول داشتم از اول
بابا بزرگ : حالا ميرسيم به بحث اصلي سوال اينه مادرت و مادربزرگت و مادر مادربزرگ .... تا اولين ذره راكي آفريد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا بزرگ : خدا رو شكر كه تصادف رد شدالبته تصادف را امروزه هيچ عاقلي قائل نيست تا چه رسيدفيلسوف! حالا بفرما اولين ذره را كي آفريد
بیخدا : گفتم همشون از نسل ادم اولیه هستند که ادم اولیه هم تصادفی و بر اثر فعل وانفعالات شیمیائی بوجود امده اند
بابا بزرگ : يعني علتش كي بود؟و منطقا خودت اعتراف نمودي به علت و سنخيت ديگه نميتوني زيرشو بزني
بیخدا : کسی نبوده مثل اینکه الان زلزله میشه و رود جدید بوجود می یاید بعد بگم دلیل رودکی بوده کسی نبوده
بابا بزرگ : اگه يكي اولی تصادفي بود خوب چه دليلي دراه بقيه انسانها تصادفينباشن؟
بیخدا : تصادفی بوده
بابا بزرگ : خوب جواب اشكال منو بفرما!
بیخدا : جواب اشکال شما اینکه
بابا بزرگ : اگه اولي تصادفي بود
بابا بزرگ : اگه اولي تصادفي بودخوب چرا بقيه تصادفي نباشن مگه قانون عقلي استثنا پذيره؟!!
بیخدا : نمیخای حرف منطقی بپذیری من دلایلم علمی است نه بر اساس تخیل و توهم
بابا بزرگ : قانون عقلي استثنا نداره دوست من يا همه چيز را بايد تصادفي بداني يا همه را از قانون علت و معلول نميشه بي دليل شما اولين آدم را تصادفي بدانيد و بقيه راعلت دار .
بیخدا : افرینش تصادفیه بقیه چیزا هم طبق افرینش شکل گرفته .
بابا بزرگ : بازم سخن بي دليل ميزني داداش پس چرا قبول كردي شما بدون دليل از شكم مادرت نيامدي؟!!اگر كل آفرينش تصادفي هست اين سخن شما تناقض هست با گفتار اوليه ات
بیخدا : چون بی دلیل که نمیشه دلیلی داشته مگه بی دلیل اصلا عملی امکان پذیره؟کل افرینش نه خلط مبحث نکن فقط مبداش
بابا بزرگ : بايد تصادفا مثلا حيوان از شكم مادر انساندربياد
بیخدا : تصادف یهو بر اساس مبدا همه چیز ساخته میشود
بابا بزرگ : چرا هيچ وقت از انسان حيوان يا گياه متولدنميشه
بیخدا : مشکلات شما اسلام ستیزان در عدم تحلیل نظرات ماست نه در تبیین غلط آن
بابا بزرگ : اين حرفا ادعاي خالي و بدون دليل است سخنان شما با گفتار اوليه ات تناقض داره
بیخدا : بشارت بر , بکوی مي فروشان ..که حافظ توبه از زهد و ريا کرد ..
بابا بزرگ : لطفا حاشيه نريد
بابا بزرگ : خارج از موضوع صحبت نكنيدپس ثابت شد كه علت و سنخيت را براي وجودات قبول كردي
بیخدا : من خارج از موضوع حرف نزدم
بابا بزرگ : علت و سنخيت را براي وجودات قبول كردي ولي الان دوباره رفتي رو تصادف!!! اينجوري كه بحث علمي نميكنن داداش
بیخدا : از بعد از مبدا افرینش بله
بابا بزرگ : اول جواب اين سوام را بده بعد ميريم به سوالديگتون يعني چي؟از بعد از مبدء؟
بیخدا : من جواب میدهم
بابا بزرگ : بفرمايعني فقط مبدء تصادفي بود و بقيه طبق قانون علت ومعلول؟
بیخدا :یعنی مبدا افرینش انسان تصادفی بوده از مبدا به بعد سنخیت طبیعی دنیا بوجودامده .
بابا بزرگ : داداش قبول داري كه حكم عقل استثنا پذيرنيست؟خوب شما به چه دليل اولي را تصادفي
بیخدا : نه
بابا بزرگ : و بقيه را داراي علت ميدوني آيا اين با عقل خودت جور درمياد؟پس بايد قبول كني همه موجودات از جمله اولين آدم علتداشتن درسته؟
بیخدا : اره منطقیه مثل اینکه گفتم بر اثر زلزله دریائی بوجود می یاید و از او ن دریارودهای زیادی جاری میشودمبدا تصادفی بوده بقیه دارای سنخیت میشوند .
بابا بزرگ : درود بر اهل منطق باز كه تناقضاتت زيادتر شده دوست من چرا مبدء دربين ميلياردها عوامل تصادفا فقط آدمشده؟!!آيا بين بقيه و اولين موجود سنخيت هست ياخير؟
بیخدا : فقط ادم نشده دقب به نوشته ای من کنید من نوشتم مبدا افرینش
بیخدا : بله
بابا بزرگ : اگه سنخيت نباشه نبايد از اولي بقيه بيان
بیخدا : بین اولین وبقیه سنخیت هست
بابا بزرگ : اگر سنخيت باشه پس علت و معلول را بايد عقلا قبولكني!درسته؟
بیخدا : من گفتم بین اولی وبقیه سنخیت است
بیخدا : این ر وقبول دارم
بیخدا : این ر وقبول دارم بین اولی و بقیه بله علت و معلول هم نسبیه مطلق که نیست
بابا بزرگ : آيا سنخيت بين اولي و بقيه هم تصادفي بود؟
بیخدا : من 200 تا سوال دارمکه نمیتونید حتی یه دونشم جواب بدهید
بابا بزرگ : آقا چرا مغالطه ميكني؟
بیخدا : نه بین اولی و بقیه تصادفی نبوده .
بابا بزرگ : علت و معلول يك امري عقلي هست در امر عقلي كه نميشه يه جا قبول كني يه جاردكني
بیخدا : گفتم مطلق نیست نکفتم عقلی نیست
بابا بزرگ : اگر علت و معلول را بين اولي و بقيه قبولداري . بايد براي اولين آدم هم عقلا قبول كني
بابا بزرگ : مطلق نيست يعني چي؟شما هنوز نميدانيد كه احكام عقلي استثنا پذيرنيستندلطفا روي اين مساله بابا بزرگ : مطالعه كنيدتا سخنان پر تناقض نفرمائید.
بیخدا : من به نسبیتشون قبول دارم
بابا بزرگ :پس بايد انصافا و عقلا و منطقا قبول كني كه وجودات بدوتعلت نبودند حتي اولين وجودمگر شما براساس عقل سخن نميگوئي؟
بیخدا :قبول
بابا بزرگ : پس چرا حكم عقلت را برزبان نمياري
بیخدا : علتش بر اثر فعل و انفعالات بوده
بابا بزرگ : و برخلاف عقلت مينويسي؟!!علت چي؟
بیخدا : علت بوجود امدن انسان . منظورم منشا افرینشه
بابا بزرگ : پس چرا چند لحظه قبل گفتي اولين وجود تصادفي بود؟!!!چرا اينهمه غير منطقي ميفرمائي؟پس براي اولين آدم علت قائل هستي درسته ؟بقولتان فعل و انفعالات شيميايي؟
بابا بزرگ : پس تا اينجا قبول كردي كه همه انسانها علت دارند حتيانسان اولين (آدم) درسته؟
لكن اولين براساس فعل و انفعالات بوده
بیخدا : بله من از اول هم همین ر وگفتم .
بابا بزرگ :حالا سوال بعديم اينه اين فعل و انفهالات چگونه موجبپيدايش انسان اولين شد؟
بابا بزرگ : درود بر اهل منطق چون ديگر تصادف را خودت منكر شدي و رد كردي اگه جواب نداري من پاسخ دهم دوست من
بابا بزرگ :پس تا اينجا نتيجه گرفتيم كه : 1-هستي علت دارد2-اولين هستي (يا انسان ) هم علت دارد .
بابا بزرگ : تصادف در عالم هستي سخن كهنه و باطلي است از نظر عقل حتيدرنظر بيخدايان
بیخدا : نگفتم تصادف
بابا بزرگ : دوست من جناب بيخدا من الان تو تالار سخنرانيدارم
بابا بزرگ : اگه اجازه بديد بقيه بحث را درجلسه بعدي پيميگيريم .
بابا بزرگ : خدا رو شكر پس تصادف را قبول نداري
بابا بزرگ : با تشكر از همه دوستان ناظر بحث و از صبر و حوصله همه و شما دوست گرامي باشه
بیخدا : هر جور راحتید من کلی سوال دارم
بابا بزرگ الان سخنراني دارم
بابا بزرگ :پس ما درهستي چيزي بنام تصادف نداريم همه چيز از قانون علت و معلول ناشي ميشود.
حال سوال اصلي اينه: علت اولين و اصلي هستي ازجمله انسانها كيست؟تا جلسه بعد خدا نگه دار
سارا : برای سلامتی بابابزرگ صلوات . بابابزرگ مرسی عالی بود
بابا بزرگ :خدا يارتوناميدوارمجلسه بعد هم تشريف بياريد
سلام سارا خانم گرامي متشكرم سوال اصلي جلسه بعد يادتون باشه :
عسكري: من هم تشکر می کنم
بابا بزرگ :علت اولين هستي كيست؟
سارا : بابابزرگ برید تا سخنرانیتون دیر نشده
بابا بزرگ :قربان شما عسكري جان
عسكري بابا بزرگ ای ول دمت گرم
بابا بزرگ :صلوات بر محمد وآل محمد
نتیجه:
1- جناب بیخدا ابتدا خلقت انسان را تصادفی دونست .
2- سپس از حرف خود برگشت و فقط علت انسان اولی را تصادفی دونست و برای بقیه انسانها علت قائل شد.
3- درآخر برای همه انسانها حتی اولین انسان علت قائل شد و وجود تصادفی در خلقت انسان را مردود دانست.

بی خدا
۱۳۸۷/۰۵/۲۰, ۱۶:۲۸
با عرض معذرت مناظره دیشب از بس دوستانتون وسطش دخالت کردند و نذاشتند صحبت کنم شما به نتیجه ای که خاستی رسیدی ولی منطقی نبود

دلایل بنده در این تاپیک موجود میباشد http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4265&p=37285 (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4265&p=37285)

hoseintabar
۱۳۸۷/۰۵/۲۰, ۱۶:۳۰
اعترافات صریح بیخدا (بخش 2)
با سلام به دوستان عزیز :Gol:
متن زیر مناظره جناب بابابزرگ با جناب بیخداست که در تاریخ 20/5/87 = یکشنبه .درساعت 1 نیمه شب وبا حضور رضا 007 – سارا - منتظر- طباطبایی - معصومی - ابلیس و... انجام شد:(عین متن نیز از صفحه 26 تا 13 درچتباکس موجود است)
بابا بزرگ : سلام مجدد به همه دوستان
بیخدا: آيا خدا ميتواند سنگی بسازد که خود نتواند بلند کند؟میخام مثل خودتون بشم فقط سوال از این به بعد مطرح میکنم
بابا بزرگ : جناب بيخدا هستي؟
بیخدا: بله . آيا خدا ميتواند سنگی بسازد که خود نتواند بلند کند؟
بابا بزرگ : با درود دگر بار به همه دوستان . جناب بيخدا مايليد بحث قبل را ادامه بديم؟
بیخدا: چو ن دوستانتون روش سوالی رو دوست دارند ومن از این به بعد فقط سوال میپرسم
بابا بزرگ :شما تصادف را رد كردي و براي هستي علت قائل شدي ! درسته
بیخدا: آيا خدا ميتواند سنگی بسازد که خود نتواند بلند کند؟
بابا بزرگ : اگه مايليد منطقي صحبت كنيد من درخدمت شما هستم
بیخدا: مگه من غیر منطقیه؟
بابا بزرگ : درآخر مناظره قبل به اينجا رسيديم كه علت اوليه هستيكيست؟
بابا بزرگ : حرفي بايد بزنيم كه به عقل من و شما سازگار باشه و وجهمشتركمون باشه تا بتونيم قبول كنيم
بیخدا:من علت رو قبول کردم .
بابا بزرگ : احسن
بابا بزرگ : سلام بر یکتا پرستان حالا بفرما علت اوليه هستي كيست؟
بیخدا: آيا خدا ميتواند سنگی بسازد که خود نتواند بلند کند؟
بابا بزرگ : درود برشماباز داريد بحث را منحرف ميكنيد داداش
بیخدا: علت اولیه ر وگفتم فعل و انفعالات است نه . یعنی سوالاتم رو نپرسم؟
بابا بزرگ : سوال منو جواب بده كه از حرف خودت برام پيش اومد
بابا بزرگ : چرا بعد از پايان بحثمون درخدمتيم . خوب فعل و انفعالات علت وجود اولين انسان بود؟
بیخدا: بله
بابا بزرگ : خوب بفرما علت فعل و انفعالات چي بود؟
بیخدا: علت فعل انفعالات ماده قابلیت تغییر ر وداره .
بابا بزرگ : با توجه به اينكه شما هم براي هر چيزي علت قائليدعقلا
بیخدا: و چون جسم مادی است این قابل قبول است
بابا بزرگ : اين قابليت تغيير را كي در ماده ايجاد نمود؟
بابا بزرگ : شما كه تصادف را به حق ردكردي
بیخدا: طبیعت ماده همینه
بابا بزرگ : طبيعت ماده خود بخود و بيجهت و تصادفا فعل و انفعال ايجاد نموديا روي دليل عقلي؟
بیخدا: دلیل منطقی .
بابا بزرگ : من سوال كردم و از شما دليل منطقي ميخوام!
بابا بزرگ :طبيعت ماده خود بخود و بيجهت و تصادفا فعل و انفعالايجاد نمود يا روي دليل عقلي؟
بیخدا: من گفتم دلیل منطقی داردكدوم دليل منطقي داداش
بابا بزرگ :خوب دليلشو بفرما
بیخدا: فعل و انفعال امری کاملا منطقی و عقلی استمن گفتم عقلی و منطقی است
بابا بزرگ :من ميگم اين فعل و انفعالات از كجا ايجاد شده تا موجببوجود امدن انسان شد؟؟؟؟؟
بیخدا: چند بار بگم!!!!!!!!!!
بابا بزرگ :من فعل و افعال را نخواستم !!!
بیخدا:از کجاش رو نمیدونم چو ن قانون ماده همینه .
بابا بزرگ :منشاء و مبدء فعل و انفعال را ميخوام بدونمچيست؟حالا كه نميدوني من به شما پاسخ بدم؟
بیخدا: هیچی خاصیت ماده همینه که فعل و انفعال روی ان انجام میشود و تغییر پذیره
بابا بزرگ :ابليس دوستان ما ساكت هستند شما چرا شلوغميكني
بابا بزرگ :مگر نميخواي منطقي بحث كنيم؟؟؟؟؟؟؟؟
بیخدا: همین که ابلیس گفت درسته از گل بر اثر فعل و انفعالات همچین جسمی ساخته شده
بابا بزرگ :خوب گوش كن جناب بيخدا دارن پاسخ ميدنجناب بيخدا سوال من اينه:
بابا بزرگ :اين خاصيت را ماده از كجا پيداكرد؟؟!مشكل شما دوچندان شدآخه عاقل : اين خاصيت از كجا اومد؟
بابا بزرگ :ابليس لطفا ساكت باش
بیخدا: چوب سنخیت ندارندخوب اين سنخيت را كي به گل داد؟
بابا بزرگ :سارا : جناب ابلیس شما اجازه بدید.
بابا بزرگ : جناب بيخدا بهتر نيست استقلال در راي داشته باشي؟!!
بابا بزرگ : و تابع ابليس نباشي؟!!
سارا: شلوغ بازی می کنی که جناب بابابزرگ بحث علمیشون نصفهکاره بمونه ؟
بیخدا: من تابع کسی نیستمبه احترامش سکوت کردم
بابا بزرگ : تو كه گفتي اهل منطق هستي!!!
بابا بزرگ : درود بر همه دوستان كه با احترام دارن بحث را نظارهميكنند
بابا بزرگ : خوب دليل منطقي بيار رفيقبله گل را كي بوجود آورد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیخدا: گل هم نوعی فعل و انفعال ذرات هوا است
بابا بزرگ : شما ميگيد « اولين ادم دراثر فعل و انفعال ايجاد شد
بابا بزرگ : گفتم اون ازكجا اومد گفتيد از خاصيت گل هست . گفتم گل از کجا درست شد گفتی از ذرات هوا . حالا بفرما ذرات هوا از كجا ساخته شد؟
بابا بزرگ : شما كه همين چند دقيقه پيش تصادف و وجود خود بخود را ردكردي!!!!!!!!!!!!!!!!!
بیخدا: ذرات هوا خود به خود بوده
بابا بزرگ : بازم هر كجا گير كردي از تصادف مايه ميزاري؟!!اين كه روش سخن علمي وعقلي نيست رفيق
بیخدا: آیا حضرت آدم ناف داشت؟
بابا بزرگ : شما وجود خود بخود را درجلسه اول و درهمين جلسه ردكردي
بابا بزرگ : دوباره برگشتي به حرف اولتاين كه تناقض است رفيق!!!!!!!!!!
بابا بزرگ : پس سوال منو جواب نداري بدي درسته؟؟؟
بیخدا: سفسطه که جواب ندارد.
بابا بزرگ : پس باور كنيد كه درهمينجا درجا زديد!!
بابا بزرگ : اما اگر از ما بپرسيد بهتون پاسخ ميدیم . كه علت اصلي بدليل عقلي چه كسي بايد باشد.
ابلیس : نظریه داروین را خوندی؟
بیخدا: راست میگه ابلیس نظریه داروین هم همینه.
بابا بزرگ : آخرين حرف در نظريه داروين اين بود: انسان از نسلحيوان(ميمون)
بابا بزرگ : چطور نظريه داروين براتون مهمه ولي نظر عقلتون براتون اهميتنداره؟!!!
بابا بزرگ : شما كه بهتر از داروين نظر دادين رفيق!!
بیخدا: داروین کم کسی نیست حداقل سوادش ر وشماها هم قبول دارید
بابا بزرگ : حالا با سخن ابليس تحريك شدي و حرف منطقي ات را پسگرفتي؟!!
بابا بزرگ : خوب من ميگم ذرات ماده چه جوري پديد آمد؟
بابا بزرگ : شما اول گفتيد نميدونمبعد ميگيد خود بخود و تصادفدرحالي كه قبلا بارها گفتيد همه چيز حتي ماده اولين علتدارهاين يعني تناقض در گفتارت.
معصومي: جناب ابلس عزيز لطفا ادب رو رعايت كنيد اينجا قوانينيداره كه شما وقتي مينويسي يعني پذيرفته ايي قوانين رو.
بابا بزرگ :پس قبول كردي كه همه موجودات از هوا هستند!!ولي براي علت وجود هوا پاسخ منطقي نداديد!!!اگه مايل باشي تا ما پاسخ دهيم
جناب بيخدا پاسخي داريد يا براي علت هستي پاسخ دهيم؟
سارا : دوستان خواهش می کنم هیش کی هیچ چی نگه . تا رشته کلام از دست بیخدا خارج نشه و جواب بابابزرگ روبده
بابا بزرگ : پس تا اينجا قبول كردي هستي علت دارهو لي بدان هوا نميتونه علت هستي باشه !
طباطبايي : دوستان همه سكوت فقط بابابزرگ و طرف مقابلشون بحث رو ادامهبدن
بابا بزرگ : جناب بيخدا پاسخم را بديدشما اول هستي را تصادفي دونستيد
بابا بزرگ : بعد اولين آدم را تصادفي و بقيه را داراي علت .
بابا بزرگ : بعد گفتيد علت همه از فعل و انفعالات استبعد گفتيد فعل و انفعالات در گل
بابا بزرگ :بعد گفتيد گل علتش هواست . و برای علت هوا پاسخی ندادید!
بابا بزرگ : اگه پاسخي بيش از اين نداريد .
ما پاسخ دهيم كه علت اوليه هستي كي بود؟اونوقت شما با عقلت بسنجببين درسته يا نهما نميخوايم شما مسلمون بشي . فقط ميخوايم با عقلت تصميم بگيري.
بیخدا:بابا بزرگ اگه ثابت کنی من منطق رو میپذیرم
بیخدا: من بی خدای منطق پذیرماین دوستات اگه دخالت نکنن خیلی خوب میشه
بابا بزرگ :درود بر اهل منطق
بیخدا: شما میگید هوا از کجا اومده
بیخدا: من میگم هوا از جائی نیمده بوده خود به خود بوده.
بابا بزرگ :تا اينجا قبول داري كه منطقا هوا نميتونه پديد آورنده انسان ياهستي باشه
بیخدا: خب
بابا بزرگ : درود بر حقيقت طلباندرسته؟خود بخود كه ميشه تصادف
بیخدا: هوا خود ماده استحرفتون درسته
بابا بزرگ : شما تصادف را رد كرديد و علت را قبول نموديداحسن
بابا بزرگ :خوب حالا ميريم سر اصل بحث جلسه اول
بابا بزرگ : بفرما من و شما وجود داريم درسته؟
بیخدا: بله. من سوالام ر وبپرسم؟
بابا بزرگ : دوست من به سوال شما هم ميرسيم
بیخدا: بله وجود داریم هر زنده ای وجود دارد
بابا بزرگ : احسن
بابا بزرگ : من وشما خومان پديد آورنده خود نبوديم درسته؟
بیخدا: بله نبودیم
بابا بزرگ : وجود ديگري مثل من و شما هم ما را مستقلا نيافريدهدرسته؟
پس بايد قبول كنيم عقلا كهبوجود آورنده ما بايد كسي باشه كه هيچ يك از خصوصيات ما رانداشته باشه درسته؟
بیخدا:البته من قبول دارم . ولی دین وخدای شما این ر وقبول نداره
بیخدا: نه میتونه داشته باشهاین تناقضی نداره .
بابا بزرگ : خوب بفرما چگونه ممكنه يك ممكن الوجود كه مثل من هست منوبيافرينه؟
بابا بزرگ : در حالي كه هيچ امتيازي از نظر ممكن بودن بر مننداره؟!!
بیخدا: وارد فلسفه بشیم؟مثل که میدونید با عین فرق داره مثل باشه مشکلی نداره
بیخدا: عین نمیتونه باشه
بابا بزرگ : يا قدبلند يا چاق يا .... نيافري؟ميخوام بگم دست ممكن الوجود نبود كه ما را بيافرينه
بابا بزرگ : چون 1- هيچ امتيازي بين ايندو ممكن نيست.
بابا بزرگ : در ثاني اگه شما بگيد ممكن ميتونه ممكن ديگه رابيافرينهاشكال ديگه ايجاد ميشه كه اون ممكن را كي آفريد همينطور تا.... به تسلسل ميرسهو تسلسل را همه عقلا مردود ميدونن.
بیخدا: من گفتم مثل میتونهعین نمیتونه
بابا بزرگ : يعني چه مثل ميتونه؟توضيح بدينمن حرفم اينه : از نظر عقل ممكن الوجود هيچ امتيازي براي ايجادمثل خودش ندارهچون ترجيح بلا مرجح ميشه و اين را همه عقلا قبيح و محال ميدونن
بیخدا: یعنی عقل و فلسفه میگه اجتماع دو چیز در طول هم محاله ولی در عرض ممکنه.
بابا بزرگ : شما بر عكس گفتيد رفيق
بابا بزرگ : اجتماع طولي صحيح است نه عرضي
بیخدا: درسته بر عکس گفتم .
بابا بزرگ : طول هم يعني درراستاي هم . عرض هم يعني مقابل هم . پس اين فرمايش شما درست نتيجه نداد!
بابا بزرگ : خوب حالا من منظورم را گفتم مستقلا و در عرض هم .هيچ ممكني در عرض ممكن ديگه نميتونه اونو پديد بيارهدرسته؟لذا همه ممكنات بصورت طولي ميرن تا اولين ممكن.. اولين ممكن ديگه عرض نداره درسته؟
بیخدا:بله این عقلیه
بابا بزرگ : درود بر اهل منطق خوب حالا به اينجا ميرسيم كه همه ممكنات بايد به يه جا كه مثلاونا نباشه ختم بشن . يعني واجب الوجودكه هيچ شباهتي با ممکن نداره و از جميع جهات واجب است درسته؟
بیخدا: اره ولی اون خدا نیست این ر ونگو که خ نمیپذیرم
بابا بزرگ : خوب دوست بيخداوقتي با عقلت به نتيجه رسيدي ديگه چرا برخلاف عقلت حرف ميزني؟!!اين ديگه يعني زوراز شما بعيد دوست من كه به نتيجه عقل خودت هم تن ندي!!
بیخدا: آیا حضرت آدم ناف داشت؟
بابا بزرگ : من شما را اهل منطق دونستم خودت هم فرمودي هرچه عقل بگه قبول دارم .
بابا بزرگ : به اين سوالت ميرسيم(چه ربطی داره)
بابا بزرگ : آيا قبول كردي همه ممكن الوجود بايد عقلا به واجب الوجود متكيباشند؟
بیخدا:اره گفتم حرف شما درسته ولی به خدا نمیرسه
بیخدا: چون خدای دارای ضعف نمیتونه واجب الوجود باشه
بیخدا: واجب الوجود یعنی بی نیازو قادر
بیخدا: که خدای شما این جوری نیست .
بابا بزرگ : هدف ما اينه كه شما با عقلت به نتيجه مطلوب برسي
بابا بزرگ : شما هرچه ميخواي نام اين واجب الوجود را بزارما ميگيم خداوند
بابا بزرگ : آفرين خداي ضعيف نميتونه خدا باشه درسته. درود بر همه دوستان ناظر بحث
بیخدا: من دلیل دارم برای ضعف خداتون
بابا بزرگ : شما بدنبال خداي راستين بروو بيخدا نباش
بابا بزرگ : فقط ميخواستيم بگيم خدا هست
بیخدا: آيا خدا ميتواند سنگی بسازد که خود نتواند بلند کند؟
رضا:واقعا استفاده کردیم!
بابا بزرگ : درود برهمه دوستان ناظردست همتونو ميبوسم
رضا:خسته نباشی بابا بزرگ
منتظر: خسته نباشیدعالی بودبابابزرگبرو بروشام بخور
بیخدا: خسته نباشی ولی خدای ضعیف خدا نیست بله ولی خدای ضعیف خدا نیست
بابا بزرگ :پس خدایی جهان را خلق کرد که قادر و بی نیاز هست .بنابر این شما به حکم عقلت و قلم خودت نمیتونی بیخدا باشی بلکه باید بد نبال خدای بی نیاز و قادر باشی.
جلسه بعد درباره صفات این خدا و سوال شما ( خدای ضعیف نمیتونه واجب الوجود باشه) میرسیم.
بابا بزرگ : ساراخانم - طباطبايي - منتظر- سارا- رضا - معصومي و....اگه اجازه بديد بقيه براي جلسه بعدقضاوت با كاربران عزيز و عاقل همه به جناب باخدا تبريك ميگيم
منتظر: سایت مستدام
معصومي : خسته نباشيد بابا بزرگ عزيز
رضا: شبتون خوش بابا بزرگ
سارا: ممنون جناب بابابزرگ
نتیجه:
جناب بیخدا صریحا اعتراف نمود که:
1- همه انسانها از آدم آفریده شدند
2- آدم هم از گل آفریده شد
3- گل از ذرات هوا پدید آمد
4- از آنجا که همه اینها ممکن الوجودند بالاخره باید از یک وجود واجب خلق شده باشند.
5- واجب الوجود باید بی نیاز و قادر باشه.
ما هم به این نتیجه مهم که واجب الوجود باید بی نیاز و قادر باشه قبول داریم.

بی خدا
۱۳۸۷/۰۵/۲۰, ۱۶:۳۶
با عرض معذرت مناظره دیشب از بس دوستانتون وسطش دخالت کردند و نذاشتند صحبت کنم شما به نتیجه ای که خاستی رسیدی ولی منطقی نبود

(http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4265&p=37285)

Divine Love
۱۳۸۷/۰۵/۲۰, ۱۷:۴۵
باز رفتي سرچ كردي يه مقاله در پيت ديگه گذاشتي؟
تو دنبال حقيقت نيستي متاسفم كه تعصب كورت كرده.
اون شب خودت خيلي از براهيني كه الان مي گي دروغه قبول كردي.
چي شد مي زني زيرش.

sara.m
۱۳۸۷/۰۵/۲۰, ۱۸:۵۰
نمی شه که جناب بیخدا
شما جلوی این همه آدم قبول کردین ولی حالا زیر حرفاتون می زنین
واقعا این همون منطقی که ازش دم می زدید؟
مگه شما نمی گید منطقی هستین ، پس خواهش می کنم متعصبانه به قضیه نگاه نکنید
همه شاهد بودن شما دیشب فرمایشات بابابزرگ رو قبول کردین
چیزی که عیان است
چه حاجت به بیان است

hoseintabar
۱۳۸۷/۰۵/۲۰, ۲۱:۰۵
] =بی خدا;37326]با عرض معذرت مناظره دیشب از بس دوستانتون وسطش دخالت کردند و نذاشتند صحبت کنم شما به نتیجه ای که خاستی رسیدی ولی منطقی نبود.
دلایل بنده در این تاپیک موجود میباشد <A href="http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4265&p=37285"
جناب بیخدا!!! برای شما متاسفم که درحضور این همه آدم : با عقل خودت اعترافات شکننده ای علیه بیخدایی نمودید.
ولی با دیدن یک مقاله از شخصی بنام (سپنتا مهان (https://vvd1.net/b.php/_3D_3DAbtRHau/EGduFGclN1L0M/zLt92Yu4WY5FG/Zvh2apJmL3d3d/v8iO44804c56f/7179d1c85/)) عینا کپی کردید!! و بدون دقت مطالبش نوشته اون شخص رابر نتیجه عقلی خودت ترجیح دادید!!!
و تاسف بارتر اینکه: نوشته اون فرد را برخلاف قانون کپی رایت. باسم خودت تموم نمودید و
خنده دارتر اینکه نوشتید: دلائل بنده دراین تاپیک موجود است!!!!!
واین هم عین عبارت سپنتامهان: که به اسم خودت قالب کردی!!!!
اينكه اصولا چرا بسياري از مردم با وجود اينكه هيچ گاه اطمينان كامل و صد در صدي پيرامون "چيستي و كيستي خداي" ندارند، ولي هرگز و تحت هيچ شرايطي دست از وي نمي كشند، بسياري اوقات توجيه منطقي دارد!.......
فکر میکنم هر انسان عاقلی بود دیگه روش نمیشد ؛ از خجالتی چیزی بنویسه !!!

sara.m
۱۳۸۷/۰۵/۲۰, ۲۱:۱۲
[quote
و تاسف بارتر اینکه: نوشته اون فرد را برخلاف قانون کپی رایت. باسم خودت تموم نمودید و
خنده دارتر اینکه نوشتید: دلائل بنده دراین تاپیک موجود است!!!!!
واین هم عین عبارت سپنتامهان: که به اسم خودت قالب کردی!!!!

وای ، خب آخه چرا؟ جناب بیخدا
چی دارید جواب بدید؟
این کارا چه معنی ای می تونه داشته باشه؟
جز این که شما ........

hoseintabar
۱۳۸۷/۰۵/۲۱, ۱۰:۳۱
با سلام دوستان عزیز (بخش 3)
سومین جلسه مناظره بین بابابزرگ و بیخدا درتاریخ 21/5/87 ساعت ح12 شب . با حضور دوستان ارجمند: عسکری- سارا – رضا 007 – ناصح – منتظر –بچه باحال آسمون- بنده خدا سید – آناس – طباطبایی و..)( عین متن در آرشیو چتباکس کانون از ص 30 -1 موجود است)(بدون ذکر مباحث حاشیه )
بابا بزرگ: سلام به همه دوستان عزیز:
جناب بیخدا: تشریف دارید؟
بیخدا : بله:
بابا بزرگ:اگه مایلید ادامه بحث دیشب را پی بگیریم؟
بیخدا :سوال جدید دارم:
بابا بزرگ : قول میدی مثل صحبتهای دیشبت بعدا حرفای خودت را انکار نکنی؟
بیخدا :قبول دارم
بیخدا : آیا حضرت آدم ناف داشت؟
بابا بزرگ: من ندیدم . درضمن اگه ندونیم هیچ مشکلی در عقیده من و شما ایجادنمیکنه .
بیخدا :میخام دروغ بودن خداتو نر وبهتون ثابت کنم
ببا بزرگ: شما بفرما:
بمب اتم :اولش ناف نداشت اما وقتی خدا گل آدم رو سرشت و می خواستببینه خشک شده یا نه، با انگشت بیخدا :اشاره امتحان کرد؛ اونوقت بود که ناف بوجود آمد.
عسکری :بی خدا؛ مرد حسابی خودتو مسخره کردی؟ سوالی می پرسی که جیچربطی به دروغ بودن خدا نداره؟؟
بابا بزرگ:ولی همین الان گفتی خدا گل آدم رو سرشت و....
بابا بزرگ:پس اعتراف به خدا کردی.
بابا بزرگ:حرفات متناقض هست رفیق!!
بیخدا :که خداتون دروغگو است
بابا بزرگ:چرا خدا دروغ است؟
بابا بزرگ:اگه دروغه چرا گفتی خدا نافش را گذاشت؟
بابا بزرگ:خوب شما بفرما ما ندیدم
بابا بزرگ:دلیل دروغ بودن خدا چیه رفیق؟
بیخدا :پیامبر اسلام 23 سال پیامبر بوده اگر روزی 17 رکعت نماز خوانده باشه 138805 رکعتنماز خونده، چگونه است که مسلمانان چیزی که اینقدر تکرار شده را نتوانسته اند ثبتکنند تا ببینند پیامبر دست بسته نماز میخوانده یا دست باز، بعد از روی احادیثشانآدم میکشند؟ این دین مسخره نیست؟
بابا بزرگ:کجا دروغ گفت؟
بابا بزرگ:این چه ربطی به بحث دارهچرا مغلطه میکنی؟چرا حاشیه میری
بابا بزرگ:بیخدا شما دروغ میگی
بابا بزرگ:مگه قرار نشد منطقی و منظم حرف بزنی
بیخدا :چه دروغی گفتم
بیخدا :بابا بزرگ بیا بحث کنیم
بیخدا :قبوله اره منطقی
بابا بزرگ:من این صحبتهای شما را در شان پاسخ نمیدونم برو با بچه هاصحبت کن
بابا بزرگ:دیدی بازم زیر قول امشبتو هم زدی
بیخدا :باشه من سوال دیگه نمیپرسم
بابا بزرگ:سوال منطقی چه ربطی به نماز داره
بیخدا :بابا بزرگ من میگم خدا نیست
بابا بزرگ:پس کی شما رو آفرید؟
بیخدا :هیچکی
بابا بزرگ:یعنی تصادفی اومدید؟
بیخدا :وقتی واجب الوجود رو رد کردم
بیخدا :وبرهان نظمم رد کردم دیگه چیزی نمیمونه
بابا بزرگ:شما که همش ادعا میکنیاین که رسم بحث منطقی نیست
بیخدا : تئوری بیگ بنگ
بابا بزرگ:فرض کنیم خدایی نیست و همه رو رد کردی
بابا بزرگ:بفرما شما چجوری خلق شدید؟
بیخدا :تصادفی بر اثر تئوری بیگ بنگ من بوجود امدم
بابا بزرگ:بیگ بنگ چیه؟
بیخدا :تئوری بیگ بنگ میدونید که چیه؟اگه نمیدونید برید مطالعه کنید بعد صحبت کنیم
بابا بزرگ:بله میدونیم جناب رفیق ولی شما مدعی اید اگه بنا بود ما مطالعه کنیم که با شما بحث نمیکردیم باید توضیحبدید
بابا بزرگ:بله کتاب اسرار کائنا ابراهیم ویگتوری فیلسوف راخوندی؟
1-بیگ بنگ فرضیه هست یا علمت 2-بیگ 3- بنگ در امور غیر مادی هم نظر میده یاخیر؟
بیخدا :انفجار بزرگ
بابا بزرگ:بابا معنی لغویشو که میدونیم رفیق
بابا بزرگ:خوب چرا جوابم را نداید؟
بابا بزرگ:بیگ بنگ (انفجار بزرگ) در غیر ماده هم نظر داره یاخیر؟
بیخدا :نه وجود نداره
بابا بزرگ:همه فیزیکدانا میگن آخرین دستاورد فرضیه بیگ بنگ انفجار بزرگ درعالم مادههست
بیخدا :روحم وجود نداره .
بابا بزرگ:ولی سوال ما اینه تمام هستی از مادی و غیر مادی را کیآفرید؟
بیخدا :کی گفته عالم غیر مادی وجود داره؟ مادیه
بابا بزرگ:میتونید ماده را تعریف کنید؟ چیه؟
بیخدا :ماده تعریفش معلومه من ر ومسخره میکنید؟
بابا بزرگ:خوب بحث علمیه برای کاربرای دیگه هم مفیده
بیخدا :تمام موادی را که جهان از آنها ترکیب یافته است، بر روی هم ماده میگوییم
بابا بزرگ:اشتباه میکنید این تعریف را ازکجا گرفتی؟
بیخدا :از توذهنم
بابا بزرگ:اون تعریف جسم است نه ماده !رفیق سعی کن علمی پاسخ بده
بیخدا :یعنی چی اشتباه میکنم .حتما باید اون جوری که شما میخای جواب بدهم
بابا بزرگ:فقط استعداد استدر حالی که مواد موجود همه فعلیت یافته اند نه قوة
بیخدا :نه فلسفی . تعریف ماده علمی همینه که گفتم
بابا بزرگ:خوب ساده تر بحث میکنیم
بابا بزرگ:آیا شی مادی قابل دیدن و لمس هست یا خیر؟
بیخدا :فلسفه اصلا توبحث علمی و منطقی باطله
بیخدا :چرا ازش استفاده کردید؟
بابا بزرگ:جواب منو ندادی ؟!
بابا بزرگ:فکر کردم فلسفه خوندید!
بابا بزرگ:حالا بفرما آیا شی مادی قابل دیدن و لمس هست یاخیر؟
بیخدا :اگر از نوع مواد ی که ما میشناسیم باشه بله قابل دیدنه
بابا بزرگ:خوب شما گفتید : عقل مادی است
بابا بزرگ:درحالی که آیا میتونید خود عقل را لمس کنید و یاببینید؟!!!
عسکری :دمت گرم زدی تو خال
بیخدا :عقل مادی است ولی من کجا گفتم همه مواد ر ومیشه دید؟
بیخدا :مثلا هوا ماده است ایا شما میبینیش
بابا بزرگ:دیگه داری دبه درمیاری
بابا بزرگ:ماده یعنی قابل لمس
بیخدا :چه دبه ای
بیخدا :میگم هوا ماده است شما میبینیش؟
بابا بزرگ:ولی با یکی از حواس پنجگانه حس میکنم
بابا بزرگ:درست شد؟باز چه مثال داری
بیخدا :شما هوا ر وبا چه حس یحس میکنی؟
بابا بزرگ:با استنشاق
بیخدا :مثل مولکول مثل ذرات اتمی
بیخدا :اینا ر وچه جوری حس میکنی؟
بابا بزرگ:مولکول و ذرات اتمی را با میکروسکوپ
بیخدا :بو فرق داره شما اکسیژن ر وچه جوری حسش میکنی؟
بابا بزرگ:شما وقتی آب را جوش بدید ذرات مولکولی آن کاملا پیدا و درجریانمی افته
بابا بزرگ:قبوله؟
بیخدا :شما اکسیژن ر وچه جوری حسش میکنی؟
بابا بزرگ:وقتی تنفس میکنی
بابا بزرگ:لذا هروقت هوا نباشه یعنی تنفس نیست یعنی مرگ
بابا بزرگ:عسکری : خوب تا اینجایک هیج به نفع بابا بزرگ....
بیخدا :عجب پس منم عقلم ر ووقتی فکر میکنم حس میکنم
بابا بزرگ:اتفاقا ما میخوایم بگیم عقل اصلا مادی نیست
بابا بزرگ:شما مدعی شدید مادی ه و اینجا گیر کردی درسته رفیق گرامی؟!!
بابا بزرگ:پس قبول کن ما عالم فرا ماده هم داریم
بیخدا :نخیر فکر ثمرهکار کردن سلولهای مغزه
بیخدا :و مادی است
بابا بزرگ:آفرین فکر ثمره کار سلولهای مادی استنه اینه فکر خودش مادی باشه
بابا بزرگ:پس فکر و عقل مادی نیستند درسته؟
بیخدا :مادیه ولی نامرئیه
بیخدا :ولی من میگم غیر مادیه بعد شما رفتی گفتی وقتی تنفسش میکنیم
بابا بزرگ:پس قبول داری عقل نمیتونه مادی باشه چون با هیچ حواس 5 گانهقابل درک نیست
بیخدا :عقل گفتم همون فکرهو فکرم مادی است
بیخدا :چون فکر =کار کردن سلولهای مادی مغز
بابا بزرگ:ولی شما گفتید فکر ثمره و نتیجه کار سلولهاست
بیخدا :الانم همی نر ومیگم و میگی فکر کار کردن سلولهاست
سارا : درسته عوض کردید
بیخدا :کجاش ر وعوش کردم؟
عسکری :بی خدا قبول کن.... عقل نمیتونه مادی باشه چون با هیچ حواس 5گانه قابل درک نیست
بیخدا :عقل گفتم همون فکرهو فکرم مادی است
بابا بزرگ:قبلا گفتی فکر نتیجه کار سلولهاست
بیخدا :چون فکر =کار کردن سلولهای مادی مغز
بابا بزرگ:بین خودشی با نتیجه آن خیلی فرقه!!!
بیخدا :چی؟
بابا بزرگ:یکی از دوستا بره صفحه قبل عبارت بیخدا درباره فکر رابیاره
بابا بزرگ:تعریفش با الان فرق کرد
بابا بزرگ:عسکری: بی خدا قبول کن.... عقل نمیتونه مادی باشه چون با هیچ حواس 5گانه قابل درک نیست ....قبول داری؟؟؟قبول داری؟؟؟
بیخدا :عقل گفتم همون فکره و فکرم مادی استاما همین ک هالان میگم قبلا هم گفت مشما اشتباه متوجهه شدید
عسکری: دبه در نیار
بابا بزرگ:دوستان زحمت بکشید مردکشو درصفحه قبل بیارید
بیخدا :بذار من این چت رو سیو کنم
بیخدا :فردا کارش دارم
بیخدا :سارا: نخیر فکر ثمره کار کردن سلولهای مغزه
بیخدا :درست نوشتم فکر قمره کارکردن سلولهای مغزه
بیخدا :دقیقا خوب چیزی ر واوردید سارا خانمازتون ممنوننم
بابا بزرگ:دیدی من راست گفتم. پس عقل مادی نیست
بیخدا :من نظرم همینه که دارم میگمعقل گفتم همون فکره و فکرم مادی است چون فکر =کار کردن سلولهای مادی مغز .این دقیقا همونی که من میگم
بابا بزرگ:خود بیخدا عین عبارتشو آورد (ثمره)
بابا بزرگ:پس تا اینجا اعتراف نمودی که وجود دو نوع داریم
1- مادی 2- غیر مادی
بیخدا :عقل گفتم همون فکره و فکرم مادی است چون فکر =کار کردن سلولهای مادی مغز
بابا بزرگ:عقل رو که فرمودی ثمره کار سلولهای مغزی استلذا اگه مغز را بشکافید سلولهای مغزی میبینید ولی عقلینمیبینید.
بابا بزرگ:بفرما شجاعت و مهربانی و... مادی است یا غیر مادی؟
بابا بزرگ:و نیز گاهی که فراموشی پیش میاد سلولهای مغزی هست ولی فکر وعقل کار نمیکند
بابا بزرگ:معلوم میشه سلول با عقل فرق داره
بیخدا :بابا بزرگ محترم اگه لطف کنی همی نر وقبول یا رد کنی منطقی ممنون میشم
بابا بزرگ:اگر عقل و فکر همون سلول هست چرا وقتی کسی فراموشی میاره سلولمغزی داره ولی فکر نداره؟
بیخدا :چون سلول پیر میشود
بابا بزرگ:در ضمن اگه شما مغز را بشکافی سلول مغزی میبینی ولی عقل یا فکررا نمیبینی
بابا بزرگ:درسته ولی میخوام بگم عقلی را نمیبینی درستهفقط سلولهای مغزی رامیبینی
بیخدا :عقل وقتی همون کار کردن سلول مغزه پس دیدنیه
بابا بزرگ:آیا تاکنون کسی عقل رادید ؟شما عقلتون رادیدید؟
بیخدا :ایا تاگنون کسی هوا رودیده؟
بابا بزرگ:گفتن هوا با حس دیگری از حواس 5 گانه قابل درک است
بابا بزرگ:پس باید قبول بفرمائید عقل دیدینی یا شنیدنی یا بوئیدنییا...نسیت!
بیخدا :عقل مثل اکسیژنه خودش دیدنی نیست ولی مادیه
بابا بزرگ:این حرف زوره
بیخدا :من دلایل منطقی نیاوردم؟
بیخدا :دوباره بخونید ببینید من چی نوشتم البته ای ننظر علمی است و بنده از خودمننوشتم
بابا بزرگ:شجاعت و مهربانی و ترس و... مادی است یا غیر مادی؟
بیخدا :احساس ثمره واکنشهای شبمیائی درون بدن مادی است اینکه دیگه اصلا جای بحث ندارهاثبات شده است
بابا بزرگ:پس خود مادی نیست درسته؟
بابا بزرگ:بلکه بقول شما ثمره واکنشهای سلولهای بدن هست سوال اول هم همینطور جواب دادید
بیخدا :درون بدن مگه غیر ماد ه هم چیز دیگری است؟
بابا بزرگ:اینکه اصلا سوال ماست شما باید جواب بدید . بله غیر مادی هم هست
بابا بزرگ:مثل شجاعت - ترس و خوبی و...ولی عقل و احساس خوشی و بدی و... خود ماده نیست
بابا بزرگ:پس اگه ثمره و نتیجه بودن را قبول داری ما باهم توافقداریم
بیخدا :ثمره را قبول دارم ولی تناقضبی با ماده نبودن نمیبینم
بابا بزرگ:خوب شما ثمره بودن را قبول کردی ما هم قبول دیگه بحثینداریم
بابا بزرگ:عقل ثمره و نتیجه حرکات سلولهای مادی است
بابا بزرگ:نه اینکه عقل خودش سلول مادی است
بابا بزرگ:در بحث احساس هم همینطور خودت اونو ثمره و نتیجهدونستی
بیخدا :بله این درسته ولی ماهیتش مادیه
بابا بزرگ:بابا نمیشه شما در تعریف غیر مادی بدونیدولی در نتیجه گرفتن بازم مادی بدونیداینکه تناقض هست
بابا بزرگ:آیا شما آنچه دردرون قلب منه میتونه ببینی و درککنی
بابا بزرگ:پس قبول کن که این احساسات غیر مادی اند .
بیخدا :احساس بله ولی دارای ماهیت مادی است طبق منطقی که گفتم و پذیرفتیم
بابا بزرگ:احساس ماهیتش غیر مادی است
بابا بزرگ:چون با هیچ حواس ظاهری قابل درک نیست
بابا بزرگ:این دلیل منطقیه
بیخدا :عقل همون فکره و فکرم مادي است چون فکر =کار کردن سلولهاي مادي مغز
بابا بزرگ:پس چرا گفتی عقل ثمره کار سلولهاست؟صرف ادعا دوگانه که منطقی نیست رفیق
بیخدا :ببخشید تعریف ماهیت ر واگه ممکنه بیان کنید
بابا بزرگ:ماهیت = حقیقت و سوال از چیستی را گویند
بیخدا :ماهیت یعنی ذات و چیستی یک شئ
بابا بزرگ:اینکه همونی من گفتم
بیخدا :عجب پس یعنی نظر شهید مطهریتونم دروغه
بابا بزرگ:ولی البته شما اشتباه نوشتی
بیخدا :این ر واونجا دو سال پیش خونده بودم
بابا بزرگ:ذات شی با چیستی شی باهم فرق داره
بابا بزرگ:کجا کدوم کتاب؟چه صفحه ای ؟
بیخدا :کتاب کلیات علو م اسلامی نوشته مطهری
بیخدا :دیگه م نصفحش یادم نیست
بیخدا :همین بود که نوشتم عین جمله مطهری
بیخدا :ماهیت یعنی ذات و چیستی یک شئ
بیخدا :فکر کنم برای امشب کافیه بذارید برای بعد بقیش ر و چو نشما فردا میخاید سر کاربروید
بابا بزرگ:خوب ماهیت یعنی چیستی یک شی
بابا بزرگ:درسته
بابا بزرگ:ولی ماهیت عقل یعنی چه؟
بیخدا :ماهیت از دیدگاه مطهری=ماهیت یعنی ذات و چیستی یک شئ . نه ذات اولشم بگید
بابا بزرگ:شما یک ذات اضافه کردید
بابا بزرگ:حالا فرض را برهمین میگیریم مانعی نداره
بابا بزرگ:بحث اینبود که ماهیت عقل با ثمره و نتیجه حاصل از آن باهم فرقداره
بابا بزرگ:پس نتیجه این شد که ماهیت عقل غیر مادی است و همچنیناحساس
بابا بزرگ:ببین دوست من . شما یه وقت میگید این کتاب است
بابا بزرگ:بعد میگید ثمره این کتاب افزا یش معلومات است ایندو باهم فرق ندارند؟
بابا بزرگ:چرا غیر منطقی سخن میگید؟پس یوقت میگیم شما عقل دارید
بابا بزرگ:بعد میگیم فایده عقل داشتن اینه که منطقی بنویسید و سخن منطقیرا بپذیرید
بابا بزرگ:ایندو کاملا از هم فرق دارن
بیخدا :بله ولی تا کتاب که در تعریف ماماهیته نباشد معلومتی هم که ثمرشه معنائیندارد
بیخدا :من میگم بقیه بحث در شب دیگری اگه موافق باشید
بابا بزرگ: باشه دوستم
بابا بزرگ:تا اینجا قبول دارید عقل با آثار عقل باهم فرقدارند اول باید کتابی باشه تا این کتاب ثمره داشته باشه.
بابا بزرگ:یا عقل با ابزار اقل دوتا هستند؟
بابا بزرگ:عقل غیر مادی و ابزار عقل مادی است
بابا بزرگ:این مقدار را که قبول دارید رفیق گرامی
بیخدا : بله ولی بهم وابسته هستند مثل همو ن علت و معلول خودتون
بابا بزرگ:وقتی فرمودید بله یعنی وجود دوتا داریم . مادی و غیر مادی اما به هم وابسته مانند علت و معلول که دوتان
بابا بزرگ:تا ایجا با (بله) گفتن قبلو ل کردید که عقل غیر مادی ولی ابزار عقلمادی است .
بیخدا :اگه بابا بزرگتو ن موافق باشندیه شب دیگه ادامه بحث ر وانجام میدهیم
بیخدا :بابا بزرگ کی دوباره ادامه دهیم؟
بابا بزرگ:فردا شب
رضا :خسته نباشیدممنون بابا بزرگ
بیخدا :ساعت؟
بابا بزرگ:30/ 11دقیق .بعد از سخنرانیم درتالار
سارا: شب همگی بخیر
بیخدا :به امیدد اینکه منطق ر وزی بر همه جهان حکم فردا شود منطق بدون تعصب ازادیاست .
بابا بزرگ:تا اینجا ثابت شد دو وجود داریم مادی و غیر مادی
بیخدا :بله که وجود غیر مادی ذات و ماهیتش مادی است .
بیخدا :بابا بزرگ اینم تاپیکش کن اگه دوست داشتی بزار توسایتتون
بابا بزرگ:جناب بیخدا از اینکه حق را قبول داری و به وجود مادی و غیرمادی بله گفتی هم ممنونم. موفق باشید
بابا بزرگ:وقتی غیر مادی شد دیگه نمیتونه مادی باشه همزمان محال است. وتناقض و تضاد
ناصح: بابابزرگاحسنت
صلوات بر محمد وآل محمد
رضا : اللهم صل علی محمد و آل محمد
سارا: الهم صل علی محمد و آل محمد
ناصح :اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
منتظر : عالی بودشب به خیر
نتیجه :
1- جناب بیخدا ، ابتدا مبدء همه چیز را انفجار بزرگ ماده میدونست .
2- درانتهاء قبول نمود که عقل غیر مادی است و لی ابزار آن (سلولهای مغزی ) مادی اند
3- قبول نمود که وجود دو نوع داریم: مادی و غیر مادی . اما به هم پیوسته مانند علت و معلول .
حال سوال اینه :رابطه ایندو وجود مادی و غیر مادی چگونه است؟

bachemahal
۱۳۸۷/۰۵/۲۱, ۱۶:۰۹
بیخدا : آیا حضرت آدم ناف داشت؟
میخام دروغ بودن خداتو نر وبهتون ثابت کنم
1- جواب این پرسش بیخدا : (البته چون آدم اولین مخلوق بود پدر و مادر هم نداشت طبیعتا ناف هم نداشت.)
بابا بزرگ: دلیل دروغ بودن خدا چیه رفیق؟
بیخدا : پیامبر اسلام 23 سال پیامبر بوده اگر روزی 17 رکعت نماز خوانده باشه 138805 رکعت نماز خونده، چگونه است که مسلمانان چیزی که اینقدر تکرار شده را نتوانسته اند ثبت کنند تا ببینند پیامبر دست بسته نماز میخوانده یا دست باز، بعد از روی احادیثشان آدم میکشند؟ این دین مسخره نیست؟
2- اولا : بحث ما الان اصلا درباره دین نیست بلکه واجب الوجوده
ثانیا: اینکه پیامبر دست بسته یا دست باز نماز میخواندن که بحث احکام است چه ربط با وجود خدا داره که یک بحث عقیدتیه؟!!
ثالثا : این را تاریخ باید قضاوت کنه که پیامبر چگونه نماز میخوند و ربطی به خدا نداره.
این یعنی :‌سخن بی ربط زدن
بیخدا : بابا بزرگ من میگم خدا نیست
بابا بزرگ: پس کی شما رو آفرید؟
بیخدا : تصادفی بر اثر تئوری بیگ بنگ من بوجود امدم
3- درحالی که همه دانشمندان فیزیک میگن : بیگ بنگ یا انفجار بزرگ مربوط به عالم ماده است و درباره امور غیر ماده ما نمیتونیم نظر بدیم.
واین یعنی بی اطلاعی شما از فرضیه بیگ بنگ !
تعریف ماده :
بیخدا : تمام موادی را که جهان از آنها ترکیب یافته است، بر روی هم ماده میگوییم
4- این تعریف صد درصد غلط و غیر علمی است.
ماده را همه فلاسفه به ؛ استعداد شدن را گویند
واین نشون میده شما اصلا فلسفه بلد نیستید و از خودتون چیز علمی ندارید
بیخدا : فلسفه اصلا توبحث علمی و منطقی باطله. چرا ازش استفاده کردید؟
5- درحالی که اساسا بحث درباره وجود ؛ فقط در حیطه علم فلسفه هست
واین هم نشون میده شما اصلا درباره وجود چیز علمی نمیدونید .
بیخدا : نخیر فکر ثمره کار کردن سلولهای مغزه
بیخدا : عقل گفتم همون فکرهو فکرم مادی است
6- دراینجا دو تعریف مختلف برای عقل کردید یکبار ثمره فکر کردن و یکبار خود فکر کردن
واین یعنی ندونستن تعریف عقل
بیخدا : عقل وقتی همون کار کردن سلول مغزه پس دیدنیه
بیخدا : عقل مادی است ولی من کجا گفتم همه مواد ر ومیشه دید؟
7- یکجا گفتی دیدنیه و درجای دیگر میگی کی گفتم دیدنیه !!
واین هم تناقض بزرگ دیگر!!
قضاوت بارکاربران گرامی!

bababozorg
۱۳۸۷/۰۵/۲۳, ۰۸:۳۲
با سلام به دوستان عزیز(بخش 4 )متن زیر مناظره جناب بابابزرگ با جناب بیخداست که در تاریخ 22/5/87 درساعت 12 شب وباحضور – سارا – عسکری 110 - رضا و... انجام شد:(عین متن نیز از صفحه 65تا 40 درچتباکس موجود است)
بابا بزرگ : صلوات بر محمد وآل محمد
بابا بزرگ : جناب بیخدا هستید؟
بيخدا: بله هستم
بابا بزرگ : شما دیشب سه ادعا نمودیاول گفتی
بابا بزرگ :حضرت آدم ناف داشت؟
بابا بزرگ : جواب ندادی حالا بفرما میتونی پاسخ منطقی بدییانه؟
بيخدا: من از شما سوال کردم دیشب پس شما ه مباید جواب بدیبگید دلاشت یا نداشت؟
بابا بزرگ : بلدید اینجا جواب بدید یا نه؟
بيخدا: بابا بزرگ من سوال کردم خودم هم جواب بدم؟
بابا بزرگ : باشه من پاسخ میدم ولی میخوام بدونم پما پاسخی داریدیاخیر؟
بيخدا: شما جواب بدهید چون من سوال کردم
بابا بزرگ : یک کلمه بگو آری یاخیر
بيخدا: بابا برگ شما جواب بده اون وقت معلوم میشه م نمیدونم یا نه
بابا بزرگ : منظورم اینه اگه بلدید بریم سر بحث بعدی
بيخدا: گفتم من سوال پرسیدم شما جوابی داری یا نه؟من بلدم ولی شما فکر نمیکنم بلد باشی
بابا بزرگ : چون سوال از روی تعنت اخلاقا درست نیست!: شما که بلدید چرا اذیت میکنی؟
بابا بزرگ : این کار غیر اخلاقیه
بيخدا: بلاخره داشت یا نداشت؟
بيخدا: من میخام بهتون اثبات دروغهای خداتون ر وبکنم
بابا بزرگ : شما فقط ادعا کردی و هیچ دلیل دیشب نیاوردی!!معلومه دنبال بحث علمی نیستیفقط میخوای سوال بپرونیاگه بلدی بگو وگرنه من پاسخ بدم
بيخدا: بابا بزرگ شما پاسخ ر وبده یاد بگیرم نه میخام دروغاتونر وثابت کنم
بابا بزرگ : خوب باشه جواب میدم اما با منطق گوش کن .ناف برای جنین درشکم مادر برای چیست؟
بيخدا: ناف برای تغذیه است
بابا بزرگ : اول میخوام ازت اعتراف بگیرم یکی یکی میریم جلو و پاسخترا میدم برا ی تغذیه جنین
بابا بزرگ : ازطرفی میدانیم حضرت آدم نه پدر داشت و نه مادر .درسته؟
بابا بزرگ : درنتیجه موضوعی برای داشتن ناف او وجود ندارد. .
بيخدا: صبر ک نبابا بزرگ ببینم خلقت انسان چه جوریه مگه از نطفه نیست؟نطفه هم در رحم شکل میگیره
بابا بزرگ : حضرت آدم چون وجودمادی اش از گل و آب بود .
بيخدا: نطفه چه جوری برگ شده و شده حضرت ادم شما؟
بابا بزرگ : اشتباه میکنی بیخدا
بابا بزرگ : خلقت انسان از نطفه هستولی خلقت آدم از نطفه نبود جناب ایندو با هم فرق دارن
بيخدا: منم همین ر وگفتم چی ر واشتباه کردم
بابا بزرگ : خلقناه من تین لازباما بقیه انسانه چراخلقناکم من نطفه
بيخدا: از چی بود نکنه خداتون از اسمون یکی ر .فرستاد گفت این حضرت ادمه؟
عسکری: بی خدا مغلطه نکن...همراهی کن تا وقت نتیجه گیری
بيخدا: خداتونم حقه بازه و یا برخلاف عقل کار میکنه؟
بابا بزرگ : چرا مغلطه میکنیحاشیه نرو
بيخدا: ایات تازی نامه برای م ننیار
بابا بزرگ : اشتباه گفتی جناب
بيخدا: علم میگه خلقت انسان از نطفه استبعد شما میگید حضرت ادم از گل درست شده
بابا بزرگ : خلقت انسان با آدم اولیه فرق داره
بيخدا: مگه م نگفتم از چیه من میگم چه جوری نطفه رشد کرده؟
بابا بزرگ : گفتم اشتباه میکنی
بيخدا: پس خداتونم زده تو جاده خاکی درسته؟
بابا بزرگ : معلومه پاسخ را بلد نیستی
عسکری :بی خدا مغلطه نکن...بگذار بحث تا نتیجه چیش بره
بيخدا: عسکری باز داری تعصبی عمل میکنیا
بابا بزرگ : میخوای قبول نکن ولی پاسخ ما منطقی است نطفه برای تغذیه هست و آدم تغدیه نداشت پس دلیلی برای ناف داشتن نداشت .
سارا : سلام، ببخشید وسط حرفتون ، ولی خلقت انسان اولیه ازچه؟
بيخدا: خب منم همی نر ومیگم افرین سارا خانم
سارا: چی چی رو آفرین سارا خانم به جای پاسخ می گی آفرین
بابا بزرگ : فرق بین آدم با انسانهای دیگه رو اشتباه گفتی
بيخدا: خب منم میگم حتما خداتون در اسمو نر وباز کرده حضرت ادم ر وفرستاده پائین
بابا بزرگ : این دیگه بحث اعتقادیهباید اول خدا براتون ثابت کنیم بعد ایناروبفهمی
بيخدا: مگه ادما با هم فرق دارند .
بيخدا: مگه خداتون نمیگه تو این تازی نامتون که همه انسانها یکسانند پس دروغ گفته
بيخدا: انسانها را از نطفه ولی آدم را از گل آفریده
بابا بزرگ :د دیدی نمیدونیشما چرا خدای ما را مسخره میکنی؟
بابا بزرگ : از دیشب تا حالا هی میگی من بلدم
بيخدا: مسخره نمیکنم کار بی منطق کرده
بابا بزرگ : تو فرق حضرت آدم با بقیه انسانها را همنمیدونی
بيخدا: برای همی نمیگم خدا نیست
بابا بزرگ : آدم از گل و آب خلق شدحالا متوجه شدی رفیق؟!!خوب بگو خدا نیست تا با هم بحث کنیم: ربطی به ناف نداره جنابتا اینجا پاسخ ناف آدم را دادیم که نه آدم نافنداشت .
بابا بزرگ : ولی شما هیچ پاسخی ندادی بجز یک اشتباهحالا بریم روی خدا بحث کنیم
بابا بزرگ : صلوات
بابا بزرگ : موضوع دومت این بود:
بابا بزرگ : بابا بزرگ: عقل غیر مادی و ابزار عقل مادی است این مقداررا که قبول دارید رفیق گرامی
بابا بزرگ : شما پاسخ دادید:
2 بابا بزرگ :- بیخدا : بله ولی بهم وابسته هستند مثل همو ن علت ومعلول خودتون
بابا بزرگ : هنوز هم قبول داری که عقل غیر مادی ست
بيخدا: عقل فرکانسه و نتیجه ماده است
بابا بزرگ : درسته نتیجه حرکات سلولهای مادی است: ولی خودش مادی نیست درسته ؟باز دیشب گفتم:
تا اینجا ثابت شد دو وجود داریم مادی و غیرمادی
بيخدا: نه
بابا بزرگ : یعنی حرف دیشبتم میخای انکار کنی؟!!!بیخدا : بله که وجود غیر مادی ذات و ماهیتش مادیاستاین بله از کی بود بیخدا رفیق
بابا بزرگ : بیخدا : بله که وجود غیر مادی ذات و ماهیتش مادیاست
بيخدا: عقل گفتم همون فکره و فکرم مادي است چون فکر =کار کردن سلولهاي مادي مغز
بابا بزرگ : این سخن شما متناقض استدلیل بیارم؟
بيخدا: ماهيت يعني ذات و چيستي يک شئ (نظر مطهری)
بابا بزرگ : چرا حاشیه میریتناقضت را بگم؟: لان کار به ماهیت ندارم
بابا بزرگ : رو عقل صحبت داریم عقل غیر مادی و ابزار عقل مادی است این مقدار را که قبولدارید
بيخدا: این تناقضی ندارد چون ماهیت عقل مادی است
بابا بزرگ : بله ولی بهم وابسته هستند مثل همو ن علت و معلولخودتونمن تناقضش را ثابت کنم؟خوب گوش کن تا ثابت کنم: اگه قبول نداشتی رد کنحاضری؟
بيخدا: میشنوم
بابا بزرگ : بیخدای گرامی شما قبول کردید:که :عقل غیر مادی و ابزارعقل مادیبعد دوباره میگید عقل مادی استاین تناقض است دلیلش هم اینهدوست من وقتی شما گفتید عقل غیر مادیهیعنی ماهیت (جنس و فصل) داره تا او را از مادی جداکنه: گوش کن بیخداوقتی دوباره همون عقل را مادی بدونیدیگه جنس و فصل پیدا دیگر نیاز دارهچون جنس و فصل از لوازم هر وجود است (مادی و غیر مادی)
بيخدا: عقل غیر مادیه یعنی اینکه چون فرکانس است و فرکانس ماده نیست به تعبیر شماهامیشه غیر مادی بيخدا: ولی ذاتا و ماهیتا مادی است
بابا بزرگ : آقا نمیشه که هم مادی باشه و هم غیر مادی
بيخدا: پس نتیجه میگیریم عقل مادی است
بابا بزرگ : پس چرا دیشب قبول کردی عقل غیر مادی است
بابا بزرگ : میخوای عین متن شما رادوباره بیارم
بيخدا: الانم میگم غیر مادیه واینم ادامه دلایلم است
بيخدا: عقل غیر مادیه یعنی اینکه چون فرکانس است و فرکانس ماده نیست بيخدا:به تعبیر شماهامیشه غیر مادی بيخدا: ولی ذاتا و ماهیتا مادی است
بابا بزرگ : بابا بزرگ: عقل غیر مادی و ابزار عقل مادی است این مقداررا که قبول دارید رفیق گرامی
بیخدا : بله ولی بهم وابسته هستند مثل همو ن علت ومعلول خودتون
بابا بزرگ : پس این بله یعنی چه
بابا بزرگ : پس قبول داری که وجود غیر مادی هم داریم؟
عسکری: این بله به زبان بی خداها یعنی نه
بيخدا: یعنی:عقل غیر مادیه یعنی اینکه چون فرکانس است و فرکانس ماده نیست به تعبیرشماها میشه غیر بيخدا: مادی ولی ذاتا و ماهیتا مادی استاز بله من هر جوری میخای برداشت نکن
بابا بزرگ : جناب بیخدا حال که تصریح نمودی به اینکه عقل مادی نیست واینکه وجود غیر مادی داریم
بابا بزرگ : حالا میریم قدم بعدی:بفرما :درعالم چند نوع وجود داریم از نظرعقلی ؟
بيخدا: مادی و به قول شماها غیر مادی که ذاتا مادی است
2 بابا بزرگ :نوع ممکن و واجب .
بيخدا: من یه جمل ه ر وچند بار بگم غیر مادی=مادی این تعبیر شماهاست فقط
بابا بزرگ : غیر مادی چند نوع داریم ؟
بابا بزرگ : سوالم را جواب بده تا به حقیقت نزدیک شویمرفیق
بيخدا: جواب دادم مادی و به قول شماها غیر مادی که ذاتا مادی است
بابا بزرگ : پس ما کلا 3 عالم داریم :
بابا بزرگ :1- مادی 2- مثالی 3- مجردات
بابا بزرگ : برای هرکدوم مثال بزنم؟
بيخدا: بابا بزرگ چرا برا خودت میبری و میبافی
بابا بزرگ : مادی = قابل حس با حواس 5 گانه ظاهری است .
بابا بزرگ : مثال= مادی نیست ولی عوارض ماده رادارد
بابا بزرگ : مجرد= نه مادی است و نه عوارض ماده را
بيخدا: باز رفتی توفلسفهاینا در بحث علمی ارزشی ندارد
بابا بزرگ : حالا قدم سوم:شما گفتید وجود ما در اثر تئوری بیگ بنگ هست و تصادفی : درسته :
بابا بزرگ :خوب آیا قبول داری که بیگ بنگ فقط در امور مادیاست؟
بيخدا: این قانونشه
ا بابا بزرگ : ینو همه فیزیکدانا میگنشک که نداری؟!چی قانونشه؟ بفرما توضیح؟
بيخدا: قانونشه که فقط در مادیات معنی پیدا میکنه
بابا بزرگ : با توجه به اینکه بیگ بنگ فقط در حیطه ماده نظر میدهد وما ثابت کردیم وجود غیر مادی هم داریم .
بابا بزرگ : پس انسان که وجود دوگانه مادی و غیر مادی داره نمیتونهاز بیگ بنگ تنها مادی پدید بیاد
بابا بزرگ : میخوام بگم بیگ ینگ نمیتونه اتفاقی انسان را پدید بیارهچون مادی است
بابا بزرگ : خالق انسان باید فراتر از ماده (بیگ بنگ )باشهدرسته؟
بيخدا: خالقی انسان ندارد لطفا حرف رو عوض نکنید
بابا بزرگ : وجود دو نوع داریم: 1- وجود ممکن 2- وجود واجب که فراتر از همه ممکنات ازجمله ماده است
بابا بزرگ : دیگه نمیتونی به نتیجه عقلی پشت پا بزنی در حضور دوستانما و شمامن به فلسفه کار ندارم
بابا بزرگ : در باره وجود خودم میخوام تحقیق کنم و از شما عالم سوالدارم
بابا بزرگ : میتونم به عنوان انسان بپرسم چگونه بوجود اومدم یانه؟
بيخدا: شما اول تکلیف مسائل قبلی ر وروشن کن تا بعد
رضا: سلام بابا بزرگ خسته نباشی
بابا بزرگ : ادامه بحث دیشب هستجناب بیخدا بفرما آیا حق دارم از علت وجوم سخن بگویم؟
بيخدا: حق داری ولی اول جواب مسائل قبلی
بابا بزرگ : معلومه نمیخوای بحث منطقی داشته باشیممن از بحث قبلی به اینجا رسیدم که :آیا علتی برای خلق شدنم هست یا خیر؟
بيخدا: علتی برای خلق شدن همه هستواونم طبیعت و قانون حیات استبابا بزرگ منطق شما اینکه هر جا جوابی نداشتید یه سوال جدید بپرسید؟
بابا بزرگ : ادامه همون بحثهاستمن گفتم آدم ناف نداردبعد گفتم عقل غیر مادی.. استبعد گفتم بیگ بنگ فقط مادی استو چون مادی نمیتونه علت بوجود آورنده انسانباشه
بيخدا: بینگ بنگم مادی است
بابا بزرگ : حالا رسیدیم به اینجا که پس علت بوجود آورنده انسانچیست؟خو.ب بیگ بنگ مادی نمیتونه انسان مرکب از ماده و غیرماده را بیافرینه درستهحالا رسیدیم به اینجا که پس علت بوجود آورنده انسانچیست؟
بابا بزرگ : پس علت بوجود آمدن انسان کیست؟
سارا: اتفاقا جناب بیخدا این شما هستین که سوال رو با سوال جواب می دین
بابا بزرگ : چرا جوابم را نمیدی؟!!
بيخدا: سارا خانم شما اگه ادعا و یا نظری دارید بیانفرمائیددر غیر این صورت سکوت بهترین کاره
بابا بزرگ : دارید فرار میکنیدامشب که همه ساکتندبهانت چیه رفیق ؟یه بار دیگه میگمدلیل بوجود آمدن من چیست؟مایلید خودم پاسخ دهم ؟
بيخدا: گفتم بهتون همه چیز ماده استو به قول شماها وجود غیر مادی هم همون طور که اثبای کردم مادی است پس در نتیجه دلیل بوجود امدن من و شما و همه عالم مادهاست
بابا بزرگ : شما تنها دلیل بوجود آمدن انسان را بیگ بنگدونستید
بيخدا: تنها دلیل نه یکی از دلایل من کجا گفتم تنهادلیل؟
بابا بزرگ : مدرک سخنتون را بیارم؟: قبول میکنی؟
بابا بزرگ : دوستان برن اعترافات بخش 3 را ببینن و حرف جناب بیخدادرباب وجود انسان از بیگ بنگ را بیارن
سارا: بابابزرگ ، بابابزرگ من بیچاره شدم تا رفتم پیدا کردم
بابا بزرگ :بفرما شما چجوری خلق شدید؟
بيخدا:تصادفی براثر تئوری بیگ بنگ من بوجود امدم
بابا بزرگ : درسته سارای بزرگوار
بابا بزرگ : بیخدا حالا دیدی؟
سارا: آخی . مردم خدایی
بابا بزرگ : چون ماده پست تر از غیر ماده هست پس ماده نمتونه غیر ماده را بیافرینه درسته؟: بنا براین این سوال خود بخود پیش میاد کهپس علت خلقت انسان چیست؟ یا کیست؟بازم انکار میکنی؟ حقیقت راحرف خودتو لا اقل بها بده دستت درد نکنه سارای گرامی
سارا:بابابزرگ اینا چند نفرن ، هی بحث رو از هم می گیرن ، بعدنمی دونن قبلی چی گفته
بابا بزرگ : جناب بیخدا ببین حرفتو:
بيخدا: اون که درسته خسته نباشی سارا خانممگه م نگفتم اون حرف ر ونزدمبابا بزرگ شما برای من وجود غیر ماده ر وثابت کنبله مادی و تصادفی خلق شدیم
بابا بزرگ : حرفت همش ادعای بی دلیلهاگه راست میگی بگو:علت بوجود اومدن انسان چیه؟ماده که گفتم پست تر از انسان ترکیبی است پس با من باش
بابا بزرگ : من ثابت کنم؟ آیا شما تا حالا خواب دید ؟
بيخدا:بله دیدم
بابا بزرگ : تو خواب خواب میبینی که رفتی آمریکا و...
بيخدا:بابا بزرگ برای خوا ب هم دلیل مادی دارم بگم خدمتون؟
بابا بزرگ : بابا من چیزی نگفتم چرا نمیزاری جوابتو بدمآیا تاکنون خواب خوش یا بدی دیدید؟شما وقتی در خواب میبینی رفتی مسافرترآیا بدن مادی ات میره یا بدن غیر مادی (مثالی)؟چرا پاسخ نمیدی؟نه جوابم را بدهمگه پاسخ نخواستی؟!!!
بابا بزرگ : چرا بحث را منحرف میکنی؟!!از من میپرسی بعد خودت دنبال جواب میری؟در حالی که وقتی درباره ناف ازت پاسخ خواستمندادی
بابا بزرگ : و میگفتی چون سوال شماست من باید جواب بدم
بيخدا:از شما من چی پرسیدم؟
بابا بزرگ : مثال غیر مادی را
بيخدا:بابا بزرگ وقتی که خود خواب دلیل مادی داره دیگه کجا رفتن تو خواب چه معنائی دارد؟
بابا بزرگ : بله شما از من پرسیدی من پاسخت را میدمبعد پاسخ خودت را گوش میدم
داری مغلطه میکنی رفیقجواب علت وجود انسان را هم ندادی
و نزاشتی بدمو نزاشتی بدم
بيخدا:بابا بزرگ مغالطه نیست منطق است
بابا بزرگ : حالا اینجا هم داری موضوع را عوض میکنی؟!!!!اگه نمیدونی مهم نیستآیا منطق میگه از کسی پرسیدی خودت زودتر جواببده؟این اخلاقا درسته
بابا بزرگ : من که هنوز چیزی نگفتم
بابا بزرگ مناظره قانو ندارهو قانونشم این نیست که فقط یکیحرف بزنه و نتیجه ه مبرا خودش بگیره
بابا بزرگ : شما از من پاسخ خواستید: بعد خودت داری جواب میدیمگه از من نپرسیدی؟
بيخدا:من چی پرسیدم؟
بابا بزرگ : دلیل غیر مادی شما چیست؟
بابا بزرگ : آیا تا حالا خواب دیدی؟تو خواب رفتی مسافرت طولانی یا خواب خوش و یا بد ؟
بيخدا:اجازه بدید دلیلم ر وبگم
من دلیل نخواستم جناببحثو عوض نکن خواهش میکنمچرا بی احترامی میکنیلا اقل به احترام دوستان که بهت ارزش قائل شدن گوشکن
بيخدا:بابا بزرگ تو خواب من تا حالا مسافرت نرفتم
بابا بزرگ : خوب دارم مثال میزنم شما یا یکی دیگه: مثلا خودم تا حالا شده هزاران بار سفر کردمحالا خواب خوش دیدی یا بد؟
بيخدا:بله من انکار نکردم خواب دیدم
بابا بزرگ : درحال خواب ديدن بدن مادي همينجا است . بدن مثالي سفر ميره.
نتيجه:
1- بيخدا هيچ تعريفي از : آيا حضرت آدم ناف داشت ) نكرد و بلد نبود!
2- بيخدا اعترف نمود عقل غير مادي است.( درعين حال مغلطه وار و متناقضانه داري ماهيت مادي دونست)!!!
3- وجود غير مادي با مثال عقل و خواب ديدن ثابت شد.
با تشكر از همه دوستان حاضر بخصوص - سارا -رضا - عسكري - طباطبايي و..

hoseintabar
۱۳۸۷/۰۵/۲۳, ۰۸:۴۱
با سلام به دوستان عزیز(بخش 5 )
متن زیر مناظره جناب بابابزرگ با جناب بیخداست که در تاریخ 23/5/87 درساعت 12 شب وباحضور – سارا – عسکری - رضا ‌- طباطبايي – عمو مهربون – معصومي و انجام شد:(عین متن نیز از صفحه 36 تا11درچتباکس موجود است)
بابا بزرگ : .... سلام به همه دوستان عزيز
بيخدا : بريم به سوالي ديشب ازنو سوال دارم:
بيخدا :عقل =کارکردن سلولهای مغز=ماده ماهیت عقل مادهاست
بابا بزرگ :اين تعريف غلط هست .
ببين تعريف علمي عقل و درك اينه: ادارك حصول صورة الشي عند المدرك
اگه نياز به ترجمه داره براتون توضيح بدمدرك كردن ابزار ميخواد كه سلولهاي مغزي ابزار درك هستندنه خود درك
كمي دقت بيشتر كن رفيق سوال بعديتو بگو تا بريم رو واجب الوجود
تعريف علم منطق چيست؟علم منطق علمي است كه با آن انسان از خطاي درگفتار مصونميماند
اين تعريف منطقي درك و عقل است
درك حصول صورت چيزي در ذهن درك كننده راگويندواما حركات سلول ابزار درك كردن هست وبس
معلومه كه اصلا علم منطق را نميدمي رفيقحالا تسليم حق ميشي؟؟؟؟!!
بيخدا :بابا بزرگ بگذریم سوال بعدیم ر ومیپرسم
بابا بزرگ :سوال بعديتو بفرما
بيخدا :تعریف خواب چیه؟
بابا بزرگ :چه ربطي به بحث ما داره؟!!شما پرسيدي يك مثال براي غير مادي بزنمن مثال خواب ديدن را براتون گفتم
تعريف مورد بحث ما نيستحاشيه نروسوال ديشبت تون بود "
يك مثال براي وجود غير مادي بياريدمن مثال خواب را گفتمحالا بفرما آيا شما خواب ميبينيد يا خير؟
وقتي شما خواب ميبينيد مثلا در آمريكا رفتيدپس امر غير مادي هم داريم مثالش خواب ديدن
بيخدا :بله خواب میبینم
بابا بزرگ :آيا درخواب پيش مياد كه مثلا انسان از تهران به آمريكاسفر كنه؟يا خوشحال و خندان باشه ويا ناراحت؟
بيخدا :بله پیش می یاد
بابا بزرگ :دراينصورت آيا اين بدن مادي ميره تهران يا چيزديگريست؟
بيخدا :بابا بزرگ تعریف خواب اینه خواب دیدن نتیجه برانگیزشهایتصادفی مغز است که حافظه های باقی مانده از آثار تجربیات حسی پیشین را بویژه از بخشحافظه موقت مغز که دسترسی سریعتر و آسانتری به آن مقدور است بازپردازشمیکند
بابا بزرگ :دراينصورت آيا اين بدن مادي ميره تهران يا چيزديگريست؟
بابا بزرگ :بدن مادي كه اينجا افتاده و اصلا خبر نداره
بيخدا :بله بدن مادی اینجاست .
بابا بزرگ :پس اوني كه به آمريكا رفته چيه؟لابد بايد بفرمائيد بدن مثالي است نه مادي
حافظه های باقی مانده از آثار تجربیات حسی پیشین
بابا بزرگ :اين حافظه ماديه يا غير مادي؟
بيخدا :حافظه همان مغز است پس مادی است
بابا بزرگ :اگر حافظه مادي پس چرا بهمراه بدن مادي به آمريكانميره؟
بابا بزرگ :پس حافظه نميتونه مادي باشهچون حركت كرد درخواب و رفت آمريكا
بيخدا :بابا بزرگ شما با حافظت خواب میبینی
بابا بزرگ :اما بدن مادي همينجا افتاده است
بابا بزرگ :اين هم دانش ما و شما بود قضاوت با دوستانناظر
بيخدا :بابا بزرگ تعریف حافظه اینه حافظه = تصویر =بینائی =چشم =ماده
بابا بزرگ :خودت ادعا نمودي حافظه ماديه
بابا بزرگ :خوب حافظه كه مادي ميدونيد درخواب به آمريكا ميرهياخير؟
بيخدا :حافظه نمیره تصویر ی ک هدرون حافظه است ک هبر اثر بینائیاست میرود و بینائی هم از چشم اسنت و چشم هم مادی است
بابا بزرگ :پس اوني كه به سفر ميره كيه؟؟ماده است يا غير ماده؟
بيخدا :من گفتم حافظه هم مثل عقل مثل خواب غیر مادیه دارای ماهیتو ذات مادی است
بابا بزرگ :پس ثابت شد وجود غير مادي هم داريم
بيخدا :گفتم باور کن بابا بزرگ سر همین موضوع سه ماه تحقیق کردم یهبار دیگم میگم
بابا بزرگ :شما سه ماه تحقيق كرديمن 15 سال تحقيق كردم رفيق شفيق !!!ولي بازم شما را مجبور به قبول نميكنم
بابا بزرگ :فقط ميگم فكر بفرما ودقت كناگه نميتوني مهم نيست ولي عقل ميگه بدن مادي همينجاخوابيه است
بيخدا :بله جسم مادی خوابه من گفتم غیر مادیه ذاتا مادی
بابا بزرگ :پس اونيكه آمريكا رفته جسم مادي نيست درسته
بله غیر مادیه ذاتا مادی است
بله پذیرفتم .
بابا بزرگ :حالا حاضري بريم واجب الوجود
بيخدا :بابا بزرگ اول من میگمسوالم در مورد اینکه شما یه چیز غیر مادی نام ببر که ماهیتمادی نداشته باشد
بابا بزرگ :واجب الوجود
بيخدا :میخاید واجب الوجودم رد کنم؟
بابا بزرگ :من مدعي هستم بايد دليل بيارم اگه قبول نداري ردكن
بيخدا :بابا بزرگ قرار شد
بابا بزرگ :من كه هنوز چيزي نگفتم!!!!!!!!!11
بيخدا :بحصث واجب الوجود ر ومن شروع کنم
بابا بزرگ :خوب پرسيدي ديگه مگه جواب نميخواي؟؟؟؟!!!من بايد پاسخ دهم شما چرا عجله و شتابداريد؟؟!!!!
بيخدا :بابا بزرگ 5 دقیقه شما چیزی ننویس تامن بنویسم
بنا بر باور شبهه فلسفي موجود در كلام اسلامي و مسيحي، كهبرگرفته از آراي برخي فلاسفه ي خاص (چون افلاطون و ارسطو) است، و در عين حالمتكلمين آنها را اصول بديهي و غير قابل اجتنابِ تمام فلسفه هاي دنيا مي دانند، وجودبه دو نوعِ واجب و ممكن تقسيم مي شود. وجودِ واجب، وجودِ ماهيتي ست كه نبودنش تناقضآميز باشد، و وجودِ ممكن آنچه واجب نباشد. مثلا وجود نداشتن قلمي كه اكنون بر رويميز من است، ممكن است (؟) تناقضي منطقي به وجود نياورد، در اين صورت ممكن الوجوداست. اگر نبودِ آن تناقض آميز باشد، واجب الوجود خواهد بود
برهان را اينگونه اقامه مي كنند :
وجودِ اشيايي كهما مشاهده مي كنيم ضروري نيست. يعني هم مي توانند باشند و هم مي توانند نباشند. اگرهمه ي چيزها چنين باشند، هيچ چيز در آغاز وجود پيدا نمي كرد، و در نتيجه اكنون نيزچيزي وجود نمي داشت. بنا بر اين بايد موجودي باشد كه وجودش ضروري باشد، كه آنرا خدامي ناميم.
در توضيح بيشتر مي توان گفت كه وجودِ ممكن، نه به بودن گرايشدارد، نه به نبودن. پس اگر وجود داشته باشد، عاملي بوده كه باعث آن شده باشد. اگرتمام اشيا ممكن باشند، موجود بودنشان ايجاد تسلسل مي كند، كه قابل قبول نيست. پسحتما بايد موجودي باشد كه وجودش ضروري باشد و تكليف وجودهاي ممكن را مشخص كند. بهاين موجود، كه آنرا واجب الوجود مي ناميم، خدا مي گوييم
مسئله را به اين صورت نيز طرح مي كنند كه هر چيزي كه ضرورينباشد نياز به تبيين دارد. اينكه دو چيز برابر با چيز ديگر خود برابرند، نياز بهتبيين ندارد به اين خاطر است كه ضروري و بديهيست، در حالي كه شناور ماندن كشتي برروي آب اينچنين نيست، و نياز به تبيين دارد (!). تبيين يعني اينكه وجود چيزي ازطريق ارتباط آن با چيزهاي تبيين شده ي ديگر، كاملا يقيني و مشخص شود. حال، اگرسلسله ي چيزهاي موجود در جهان را تبيين كنيم، در نهايت به جايي مي رسيم كه به عامليبي نياز از تبيين (تبيين شده به خودي خود = ضروري) نياز داريم. آن عامل (يا عاملها) را خدا (يا خدايان) مي ناميم.
اين برهان توسط ابن سينا هم بيان شده، و خود او (كه كاش وقتخود را يكسره صرف پزشكي مي كرد و با دخالت در كار فلاسفه باعث بدنامي خود نمي شد) كه برهانهاي ديگر را به كلي غير قابل قبول مي دانست، اين يك برهان را درست و يقينيمي دانست، و يگانه راه رسيدن به وجود خدا. ملاصدرا نيز از آن با عنوان برهان صديقيننام مي برد
شايد به نظر آيد كه اين برهان همان برهان عليت است (به خصوصدر بيان دوم)، با اين حال تفاوتهاي ظريفي با آن دارد. اين برهان نيز برهاني عقليست،و چون برهان هستی شناسیک قصد دارد به صورت عقلي محض به وجود خدا برسد
اولين ايراد اين برهان اين است كه موجود بودن چيزي كه ذاتاممكن است، نه واجب، الزاما نياز به عاملي خارجي ندارد. براي اين ادعاي آنها هيچدليل و اثباتي وجود ندارد، و حتا به عنوان مثال نقض (كه حتا نبودن چنين مثال نقضيهم بي اعتباري آن را برطرف نمي كند) مي توان به سيستمهايي اشاره كرد كه به خاطركوچك بودنشان تابع عدم قطعيت مي شوند. به عنوان مثال، الكتروني را فرض كنيد كه بهسمت پرده أي پرتاب شده. بر اساس عدم قطعيت مي دانيم كه به هيچ وجه نمي توان محلبرخورد آن را تعيين كرد، بلكه مي توان احتمال برخورد آن به نقاط مختلف را مشخص كرد. نقطه أي را در نظر مي گيريم، كه مثلا احتمال برخورد الكترون با آن 20% است (منظورماز نقطه سطحي كوچك است، نه نقطه به معناي هندسي آن). در اين حالت مي دانيم كهبرخورد الكترون با آن نقطه ضروري نيست. يعني هم مي تواند برخورد كند، هم مي تواندبرخورد نكند، و اين سرانجامِ الكترون با هيچ رويداد پيشيني در تناقض نخواهد بود. پساين مسئله امري امكانيست. حال، اگر الكترون به آن نقطه برخورد كند تكليف چيست ؟چيزي كه ضروري نبوده رخ داده، در حالي كه عاملي باعث ترجيح اين عمل نشده. هيچ عامليباعث نشده كه امكان برخورد الكترون با اين نقطه تبديل به رويداد واقعي شود؛ هيچ چيزالكترون را مجبور به برخورد كردن يا برخورد نكردن به جايي نمي كند، بلكه تنهااحتمال آن را تعيين مي كند، كه اين نيز خود مسئله أي امكانيست، نه ضروري. امكاني كهبا هيچ عامل معين كننده أي كامل نمي شود
خوب حرفت تموم شد بيخدا
بيخدا : پس تبديل امكان به واقعيت الزاما نياز به عاملي خارجي ندارد، وبرهان ابطال مي شود، و نمي توان از آن وجودِ واجب را (واجب الوجود) نتيجهگرفت.
بيخدا :بابابزرگ حرفام تموم شد
بيخدا :دلایلم ر وگفتم
بابا بزرگ :حالا به دلائل من توجه ميكنيخوب بسم الله
بابا بزرگ :آيا اين را قبول داري؟
بابا بزرگ :كه:- درجهان هستی سه امر بدیهی در برابر انسان قراردارد. که به هیچ وجه برای انسان دارای عقل سلیم قابل انکار نیست.
1- انسان واقعا وجود دارد و این وجود خیال ووهمنیست.مثلا( من و شما وجود داريم)
2-درخارج از انسان حقیقت وواقعیاتی وجود دارد. مانند(اطراف ما خيلي چيزها وجود دار)
3- برانسان لازم است در باره این واقعیتهای خارجی فکرکند تا به آن پی ببردو عالم شود.
بيخدا :وجود به معنای موجود بله
. بابا بزرگ :درغير اينصورت عملا با حيوان فرقي ندارد.و شکا ک است ومریض که باید به دنبال علاج برود.
بيخدا :دیلی دوم تون هم منطقیه
بابا بزرگ :اولا :وجود من و شما از خودمان نيست ؟
ثانیا :وجود من و شما از كسي كه مثل ما وجود امكاني داردهم نيست
بيخدا :از ماده است
ماده كه مثل من و شماست نميتونه ما را پديدبياره
بيخدا :وجود من نیاز به عامل خارجی ندارد
بابا بزرگ :پس وجود شما از كجا اومده؟آيا خودت خودت را پديد آورديد؟
الان میگم
به عنوان مثال نقض (كه حتا نبودن چنين مثال نقضي هم بياعتباري آن را برطرف نمي كند) مي توان به سيستمهايي اشاره كرد كه به خاطر كوچكبودنشان تابع عدم قطعيت مي شوند. به عنوان مثال، الكتروني را فرض كنيد كه به سمتپرده أي پرتاب شده. بر اساس عدم قطعيت مي دانيم كه به هيچ وجه نمي توان محل برخوردآن را تعيين كرد، بلكه مي توان احتمال برخورد آن به نقاط مختلف را مشخص كرد. نقطهأي را در نظر مي گيريم، كه مثلا احتمال برخورد الكترون با آن 20% است (منظورم ازنقطه سطحي كوچك است، نه نقطه به معناي هندسي آن). در اين حالت مي دانيم كه برخوردالكترون با آن نقطه ضروري نيست. يعني هم مي تواند برخورد كند، هم مي تواند برخوردنكند، و اين سرانجامِ الكترون با هيچ رويداد پيشيني در تناقض نخواهد بود. پس اينمسئله امري امكانيست. حال، اگر الكترون به آن نقطه برخورد كند تكليف چيست ؟ چيزي كهضروري نبوده رخ داده، در حالي كه عاملي باعث ترجيح اين عمل نشده. هيچ عاملي باعثنشده كه امكان برخورد الكترون با اين نقطه تبديل به رويداد واقعي شود؛ هيچ چيزالكترون را مجبور به برخورد كردن يا برخورد نكردن به جايي نمي كند، بلكه تنهااحتمال آن را تعيين مي كند، كه اين نيز خود مسئله أي امكانيست، نه ضروري. امكاني كهبا هيچ عامل معين كننده أي كامل نمي شود
بابا بزرگ :جناب بيخدا پاسخ من را بدهيد لطفا:
بابا بزرگ :آيا خودت خودت را بوجود آورديد؟
بيخدا :تبديل امكان به واقعيت الزاما نياز به عاملي خارجيندارد،
فكر كردي؟
بيخدا :بابا بزرگ در مثال هم دلیلم ر وگفتم
بابا بزرگ :پاسخم را بفرما:آيا خودت خودت را بوجود آورديد؟
بيخدا :تبديل امكان به واقعيت الزاما نياز به عاملي خارجيندارد،
بابا بزرگ :آري يا خير؟يعني خودت باعث وجود خودت شدي؟چرا صريح سخن نميگويي جناب نترس
بيخدا :باباب بزرگ جواب من ر وشن است 100 بار که جوابنمیدهند
بابا بزرگ :منظورت اينه كه :يعني خودت باعث وجود خودتشدي؟
بيخدا :تبديل امكان به واقعيت الزاما نياز به عاملي خارجيندارد،
بابا بزرگ :مگه نميگويي تا ما بفهميم ؟ چرا واضحنميفرمائي؟
بيخدا :بابا بزرگ منظور م ندر پاسخم معلومه فکر نمکن متوضیح بیشتریلاز مداشت هباشد
بابا بزرگ :خوب منظورتو بفرما چيه ؟
سارا: با با یعنی خودش خودشو آفریده ، دارن اینو می گن
بيخدا :گفتم الزاما تبديل امكان به واقعيت الزاما نياز به عامليخارجي ندارد،
بابا بزرگ :خوب معني ميكنمامكان كه شما باشيد به واقعيت و وجود نياز به وجودآورنده بيروني ندارد درسته
بيخدا :باب ا بزرگ معنی نکنمعنیش واضحه
بابا بزرگ :داري بيراهي ميريخوب خودت توضيح نميديما را هم كه نميزاري توضيح بديماين چه منطقيه؟
بيخدا :الان توضیح میدهم خدمتون
تبديل امكان به واقعيت الزاما نياز به عاملي خارجي ندارد، اگهمیخاید توضیحش بدهم؟
به عنوان مثال نقض (كه حتا نبودن چنين مثال نقضي هم بياعتباري آن را برطرف نمي كند) مي توان به سيستمهايي اشاره كرد كه به خاطر كوچكبودنشان تابع عدم قطعيت مي شوند. به عنوان مثال، الكتروني را فرض كنيد كه به سمتپرده أي پرتاب شده. بر اساس عدم قطعيت مي دانيم كه به هيچ وجه نمي توان محل برخوردآن را تعيين كرد، بلكه مي توان احتمال برخورد آن به نقاط مختلف را مشخص كرد. نقطهأي را در نظر مي گيريم، كه مثلا احتمال برخورد الكترون با آن 20% است (منظورم ازنقطه سطحي كوچك است، نه نقطه به معناي هندسي آن). در اين حالت مي دانيم كه برخوردالكترون با آن نقطه ضروري نيست. يعني هم مي تواند برخورد كند، هم مي تواند برخوردنكند، و اين سرانجامِ الكترون با هيچ رويداد پيشيني در تناقض نخواهد بود. پس اينمسئله امري امكانيست. حال، اگر الكترون به آن نقطه برخورد كند تكليف چيست ؟ چيزي كهضروري نبوده رخ داده، در حالي كه عاملي باعث ترجيح اين عمل نشده. هيچ عاملي باعثنشده كه امكان برخورد الكترون با اين نقطه تبديل به رويداد واقعي شود؛ هيچ چيزالكترون را مجبور به برخورد كردن يا برخورد نكردن به جايي نمي كند، بلكه تنهااحتمال آن را تعيين مي كند، كه اين نيز خود مسئله أي امكانيست، نه ضروري. امكاني كهبا هيچ عامل معين كننده أي كامل نمي شود
سارا: گویا بلد نیستن معنی کنن ، این کپی پیست رو براشون فرستادن وگفتن اینو بزار
بيخدا :بابا بزرگ اینم جواب سادست تبديل امكان به واقعيت الزامانياز به عاملي خارجي ندارد،
بابا بزرگ :چگونه ممكنه خودت بدون عامل خارجي خودت را بوجودباري؟يعني شما از شكم مادرت زائيده نشدي؟!!!
مادرت عامل خارجي شما نبود؟پس كي شما ي بيخدا را زائيد؟؟!!!
بيخدا :چرا مادرم من رو متولد کرده نکنه شما ر ومادرتون متولدنکرده؟؟
بابا بزرگ :معلومه اصلا حرف براي گفتن نداري رفيقپس مادر شما عامل خارجي وجود شماست اين سخن سخن قيبلي ات را شديدا نقض ميكنه و مردودكردهاول گفتي وجود امكان (شما) نياز به عامل خارجيندارهحالا ميگي مادرت كه عامل خارجي است شما رو پديدآورد!!
تناقض به اين بزرگي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بيخدا :بابا بزرگ من نوشتم تبديل امكان به واقعيت الزاما نياز به عاملي خارجي ندارد،
بابا بزرگ :خو ب آيا براي وجود شما الزاما نبايد پاي مادرت دربينباشه؟
بيخدا :نه
بيخدا :الزامی ندارهمادر من همالزام ندارهچون همون طور کهقبلا هم گفتموجود من و شما ومادر من و شما بيخدا :همه ماده است
بابا بزرگ :اگه الزامي نيست پس بفرماراه ديگر بوجود آمدنت چيست؟اگه الزامي نيست پس بفرماراه ديگر بوجود آمدنت چيست؟
بيخدا :بابا بزرگ گفتم چون ذات و ووجود همه ماها همان طور که اثباتکردم ماده است
بابا بزرگ :آيا راهي غير از مادرت براي بوجود آمدنت هست؟؟
بيخدا :و ماده الزاما نیاز به عامل خارجی ندارد
بابا بزرگ :شما كه ماده هستيد آيا از غير مادرت ميتونيد پديدبياييد؟ولي من فكر ميكنم شما را الزاما مادرت زائيده باشه رفيق يا شك داري
بيخدا :گفتم بابا بزرگ محترم الزامی ندارد که از مادرم پدید امده باشم چون ماده
بابا بزرگ :پس راه ديگر پديد آمدنت از كجاست؟؟آيا از پدر هم ميشه؟!!!
بابا بزرگ :يا از آسمون يا زير زمين يا؟.....
بيخدا :بابا بزرگ قرار نشد علم ر وبه مسخره بگیری
بابا بزرگ :بالاخره الزاما بايد مادرت تورا بوجود آمردهباشه
بيخدا :مگه پدر هم رحم دارد؟
بابا بزرگ :درغير اينصورت اين نوشته هات توهين به خودت ميشه بيخداي گرامي خوب پس ديدي كه الزاما مادره كه بايد تورا بوجودبياره
بيخدا :من نگفتم مادرم منرو بوجود نیاورده
بيخدا :نطفه هم مادی است
بابا بزرگ :پس الزام را قبول كردي درسته واين يعني همون عامل خارجي پس الزاما عامل خارجي بايد تو رابوجود بياره
بابا بزرگ :پس تعريف شما غلط از آب دراومده كه گفتي الزام نيست مادرت كه خودت نيست رفيق
بابا بزرگ :خودت فردي هستي مادرت فرد ديگري غير ازتوست پس عامل تولدت خارج از خودت هست (مادرت)
بيخدا :خودم نیست ولی ماهیت و ذاتش با من یکی است
بابا بزرگ :آقا چرا اين حرفو ميزني؟؟اگه ماهيت و حقيقت مادرت با تو يكي باشه پس پدرت ميتونه بجاي مادر بابا بزرگ :شما را زنش خطابكنه؟؟؟؟؟؟؟؟!اين خيلي خطر ناكه بيخداچي داري ميگي؟؟؟
بيخدا :باشه پس س هروز دیگه ادامه میدهیم
بابا بزرگ :اين سخن را بچه ها هم نميگن!!!!!!!!پس قبول داري كه مادرت با تو فرق داره
بيخدا :بابا بزرگ تا سه روز دیگر بدرود
بابا بزرگ :گير عجيبي كردي بيخداپس بدون حرفت خراب دراومده بدون بابا ت نميتونه به شما خطاب كنه زنشي
بيخدا :بدرود بابا بزرگ تا سه روز دیگر
بابا بزرگ :خوب چرا فرار ميكني ديگه فردا دبه درنياري بيخداهمه دوستان شاهدن اين پيروزي را به همه دوستان عزيزم تبريك ميگم .
نتيجه :
1- عقل امر غير مادي است و لي سلولهاي مغزي ابزار مادي عقل هستند.
2- بالاخره بيخدا پذيرفت كه غير مادي هم داريم (حافظه)
3- سردرگرمي شديد بيخدا دراينكه از مادش زائيده شد (عامل خارجي) يا نه (عدم الزام عامل خارجي)

hoseintabar
۱۳۸۷/۰۵/۲۷, ۱۸:۲۹
بيخدا :گفتم بابا بزرگ محترم الزامی ندارد که از مادرم پدید امده باشم.....
................
اميد است تا حضور دوباره بيخدا ؛ به پوچي چنين سخنانش پي ببرد!!!

sara.m
۱۳۸۷/۰۵/۲۷, ۱۹:۰۵
البته می دونم الان اگه این حرف رو بزنم ، همه دادشون در می آد چون دو روز گذشته انقدر این مطلب رو ارسال کردم که دیگه خواجه حافظ شیراز هم فهمید
ولی خب نیت شانتاژ کردن ندارم ، فقط می خوام دوستانی که از ماجرا بی خبر هستند رو در جریان بزارم
جناب بیخدا گفتند :
من می رم با آرش می آم
فقط یکی نیست به این جناب بگه
ما که از اول هم گفتیم برو با بزرگترت بیا
جنابان بیخدایان ، هر دفعه می آین ، کم می آرین و به بهانه های مختلف می رید ، بعد دوباره با یه آی دی دیگه نامنویسی می کنید و از اول شروع می کنید
خب تا کی ؟
اگه یه کوچولو ذهنتون رو کار بندازین می فهمین که این همه دست و پا زدن شما رو هنوز اندر خم یه کوچه نگه داشته
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر خواه هر کاری که دلتون خواست بکنید
راستی یه چیز دیگه
جناب بیخدا گفتن من از مادرم پدید نیومدم
خب بهش حق بدید ، یه چیزی از دهنشون پریده که نتونسته جمش کنه
بابا من هم جای ایشون بودم ، می رفتم و دیگه بعد از این همه آبروریزی پیدام نمی شد

meshkaat
۱۳۸۷/۰۵/۲۷, ۱۹:۵۲
البته می دونم الان اگه این حرف رو بزنم ، همه دادشون در می آد چون دو روز گذشته انقدر این مطلب رو ارسال کردم که دیگه خواجه حافظ شیراز هم فهمید
ولی خب نیت شانتاژ کردن ندارم ، فقط می خوام دوستانی که از ماجرا بی خبر هستند رو در جریان بزارم
جناب بیخدا گفتند :
من می رم با آرش می آم
فقط یکی نیست به این جناب بگه
ما که از اول هم گفتیم برو با بزرگترت بیا
جنابان بیخدایان ، هر دفعه می آین ، کم می آرین و به بهانه های مختلف می رید ، بعد دوباره با یه آی دی دیگه نامنویسی می کنید و از اول شروع می کنید
خب تا کی ؟
اگه یه کوچولو ذهنتون رو کار بندازین می فهمین که این همه دست و پا زدن شما رو هنوز اندر خم یه کوچه نگه داشته
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر خواه هر کاری که دلتون خواست بکنید
راستی یه چیز دیگه
جناب بیخدا گفتن من از مادرم پدید نیومدم
خب بهش حق بدید ، یه چیزی از دهنشون پریده که نتونسته جمش کنه
بابا من هم جای ایشون بودم ، می رفتم و دیگه بعد از این همه آبروریزی پیدام نمی شد

بنام خدا
سلام خواهر گرامي
جاي تعجب نيست كه بيخدا و بيخداهاي ديگر ،نه يكبار بلكه هزاران مرتبه كم بياورند .وقتي انسان از معارف الهي تهي باشد هر قدر هم سواد علمي بالايي داشته باشد بالاخره روزي در برابر علوم ومعارف ناب الهي كم آورده و يكي از دور اه را بايد انتخاب كند.
1:اقرار و اعتراف به وجود خدايي كه تمام عالم هستي از او سرچشمه مي گيرد.
2:پافشاري بر عقائد باطل خود و فرار از پاسخگويي
برخي نيز هستند كه مانند رسول عزيزمان بعد از سالها بي اعتقادي به خداوند متعال، دلش به نور ايمان روشن شده وبه جمع خداباوران پيوسته است.
اميدوارم روزي آيدي بيخدا وآيديهاي ديگر بيخدا نيز مانند رسول عزيز به خبر از ايمان به خداوند متعال را براي ما به ارمغان بياورند.

bababozorg
۱۳۸۷/۰۵/۲۷, ۲۳:۳۲
....راستی یه چیز دیگه
جناب بیخدا گفتن من از مادرم پدید نیومدم
خب بهش حق بدید ، یه چیزی از دهنشون پریده که نتونسته جمش کنه
اميداست بيخدا بتونه در وجدانش به منشاء پديد آمدنش ( خداوند واجب الوجودي ) كه در اولين مناظره اعتراف نمود و بعد با مشورت آرش يا .. دوباره زير حرفشو زد .. و در آخرين مناظره همشو از جمله مادر بيچارشو خراب كرد. )پي ببره و اصلاح بشه.

hoseintabar
۱۳۸۷/۰۷/۰۱, ۱۱:۱۵
با سلام به دوستان عزيز :Gol:با تسليت شهادت حضرت (علي عليه السلام) (بخش 6)
مناظره بابابزرگ وجناب بيخدا كه درتاريخ 29/6/87 ودرساعت 10/10 وباحضور دوستان: حيدر كرار – بنده خدا – سيد ذاكر- بهراني - برزين – اوما و... با تشكر از حسن مديريت سارا خانم درمناظره
توجه : به جهت حفظ امانت غلطهاي املايي اصلاح نشد.
...........
[sara.m] 10:40 pm: سلام بيخداجان
10:40 pm: سلام سارا خانم بزرگوار
[sara.m] 10:40 pm: سلام بر جناببابابزرگ
[bababozorg] 10:40 pm: سلام جناب بيخداي گرامي صبحتون بخيربزرگواران
[بی خدا] 10:40 pm: درود
[bababozorg] 10:41 pm: بيخداي عزيز من در خدمت شماهستم
[بی خدا] 10:42 pm: اجازه دارم سوال بپرسم؟
[bababozorg] 10:42 pm: بفرما عزيزم البته با اجازه مدير محترم مناظره ساراخانم گرامي
[sara.m] 10:43 pm: بفرما بيخداجان
[sara.m] 10:43 pm: ممنون جناب بابابزرگ
[sara.m] 10:43 pm: ده تا سوال بپرس
[bababozorg] 10:43 pm: سارا خانم اجازه ميفرمائيد شروع كنيم؟
[بی خدا] 10:43 pm: شماهاميگيد خداتون وجود داره درسته؟
[sara.m] 10:43 pm: اجازه ما هم دست شماست بفرماييد
[بی خدا] 10:43 pm: وداراي يه سري صفات است
[bababozorg] 10:43 pm: بسمالله
[بی خدا] 10:44 pm: و يه سري صفات هم ازخداي شماها طبق نوشت ههاي خودتون سلب ميشود
[bababozorg] 10:44 pm: بله عزيزم بفرما هر سوال داريدبفرما
[بی خدا] 10:44 pm: من اگه ثابت کنم که خداي شماها داراي صفات سلبيه است پس خدائي نيست و دروغ است و توهم
[bababozorg] 10:44 pm: اما بيا با هم قول بديم اونچه عقل و منطق بدان رسيد تن بديم حاضريد؟
[بی خدا] 10:45 pm: من هميشه منطقي رفتار ميکنم از ظلم شروع ميکنيم
[bababozorg] 10:45 pm: ممنونم
[بی خدا] 10:45 pm: خداي شماها تو تازي نامتونگفته حق دو گروه انسان ر وخودش ميگيره يکي مظلومان يکيشم حق بچه يتيمه ولي من خودم هزاران انسان ر وميشماسم حق شان پايمال ميشود و بچه يتسم هم هستند و خداوند شما دروغ گفته ايت خب يکي يکيه ديگه دارم درباره همون سوال توضيح ميدهم
[sara.m] 10:48 pm: بيخدا جان الان توضيحاتت اگه تموم شد جناب بابابزرگ جواب بدهن
[بی خدا] 10:48 pm: بابابزرگ همش يه سوال بود حالاميشنوم
[bababozorg] 10:48 pm: من توضيح نيازندارم و لي سوالتو گرفتم باشه عزيزم ممنون تمومشد؟
[بی خدا] 10:49 pm: اين يه سوالم بله
[bababozorg] 10:49 pm: ببينيدپس قول ميديد كه منطقي و از نتيجه عقلي بحث پيروي كنيم من قول ميدم شماچي؟
[بی خدا] 10:50 pm: اگه از دينو تازي نامه نباشه فقط عقلو منطق بله
[bababozorg] 10:50 pm: اما گفتيد : خداي شما داراي صفات سلبيه هست پس خدايي نيست ودروغه
[bababozorg] 10:51 pm: خوب ببين عزيزم ما هم ميگيم خداوند داراي صفات سلبيه هست
[bababozorg] 10:52 pm: فكر ميكنم شما معني صفات سلبيه رو هنوزنميدونيد درسته اگه ميدونيد تعريف كنيد
[بی خدا] 10:52 pm: ميدونم
[bababozorg] 10:52 pm: از نظرمنطقي و عقلي صفات سلبيه دلالت بر وجود خدا ميكنه
[بی خدا] 10:52 pm: سلبيه يعني
[bababozorg] 10:53 pm: خوب بفرما صفات خدابر چند نوع هست؟اولا
[بی خدا] 10:53 pm: سلبيه و ثبوتيه البته اينا ر وتو کتباتون نوشته
[بی خدا] 10:54 pm: سلبيه يعني صفاتي ک هدروجود خداتون نيست و راهم پيدا نميکنه
[bababozorg] 10:54 pm: خوب حالا صفت سلبيه چيست با مثال؟
[بی خدا] 10:54 pm: ثبوتيه يعني صفاتي که ذات خداوند شما ر وتشکيلميدهد
[bababozorg] 10:54 pm: ميتوني براصفات سلبيه مثال بزني؟
[بی خدا] 10:55 pm: بازمطبق نوشته هاي کتاباي خودتون سلبيه مثل زنده بودن خداتون که البته دروغه حي بودنخدا که دروغه چون کلا خدا دروغه
[bababozorg] 10:55 pm: ولي بيخدا جون اينجا را داري اشتباه ميكني
[bababozorg] 10:56 pm: سلبيه يعني صفاتي كه درخدانباشه
[bababozorg] 10:56 pm: توجه بفرما
[بی خدا] 10:56 pm: اشتباه گفتم او ن براي ثبوتيه بود
[bababozorg] 10:56 pm: زنده بودن حي بودنو...همه مثبت هستند
[bababozorg] 10:56 pm: نه سلب سلب يعني منفي
[بی خدا] 10:56 pm: سلبيه مثل دروغگو نبودنکه خداي شما دروغگر است
[bababozorg] 10:57 pm: خوب حالا برا صفات سلبيه مثال بزن ممنون از اينكه اشتباهت را اصلاح نمودي خوب جناب بيخداي گرامي
[bababozorg] 10:58 pm: بله خداي مادروغگو نيست - شريك ندار-- ظلم نميكند و... قبول داريم شما به چه ديليل يفرمايي خدادروغگوست؟
[bababozorg] 10:59 pm: خوب شما به چه دليل ميفرماييد دروغگوست؟
[بی خدا] 11:00 pm: براياينکه ظالمه و دروف گفته توضيحاتم اولم براي همين بود
[bababozorg] 11:00 pm: با ادعا كه نميشه بايد دليل داشته باشيبزرگوار
[bababozorg] 11:00 pm: كجا ظلم كردهو كجا دروغ گفته بفرما؟
[بی خدا] 11:00 pm: گفتمت وتازي نامتون ميگه حق بچه يتيم وظالم ر وخودش ميگيره و خودش مسئول است
[بی خدا] 11:01pm: ولي من هزاران انسان ر وديدم مورد ظلم قرار گرفتند و بچه يتيم هم بودند
[بی خدا] 11:01 pm: و خداي شما هيچ کاري نکرده
[bababozorg] 11:01 pm: خوب بيخدا جون شما كه از اول گفتيد بقول شما از تازي نامه چيزي نيارم
[بی خدا] 11:01 pm: و دروغگفته
[bababozorg] 11:01 pm: چطوره خودتون بدان استناد ميكنيد؟
[بی خدا] 11:01 pm: بله نياريد
[bababozorg] 11:01 pm: من دليل عقلي ميخوام عزيزم
[بی خدا] 11:01 pm: چون تازي نامهشماها به قول خودتون حرفاي خداتونه
[bababozorg] 11:02 pm: آيا عادلانه هست منو نهي كني ولي خودت بدان استناد كني و نتيجهبگيري؟
[bababozorg] 11:02 pm: سارا خانم شمااينجا رو قضاوت بفرما
[بی خدا] 11:02 pm: بابابزرگ حرفاي خداتون مگه تو تازي نامه نيست؟
[bababozorg] 11:02 pm: آيا عادلانه هست؟
[بی خدا] 11:02 pm: خب منم حرفاي خداتونر وزدم
[bababozorg] 11:03 pm: آخه شما به من ميگيد از تازي نامه تونچيزي نياريد ولي خودتون يكطرف مياريد؟
[sara.m] 11:03 pm: بيخدا جان من اون بالا مي خواستم بهت بگم که خودتون داريد از قرآن مثال مي آريد منتهي سکوت کردم خانمم سر مثال سلبيه
[bababozorg] 11:03 pm: پس چرا منو نهي ميكنيد از استدلال قرآني؟
[bababozorg] 11:04 pm: آيا من از اونجا دليل بيارم قبول داريد؟
[بی خدا] 11:04 pm: بابا بزرگ کسي که وعده ميدهد خب بايد منبع سخنانش باشه که بتونم اونر وبگم
[بی خدا] 11:04 pm: از خودم يعني بگم؟
[sara.m] 11:04 pm: يعني اگه از قرآن دليل بياريم شما پس قبولداريد ؟
[بی خدا] 11:04 pm: نه شما منطقي و عقليمن حرفاي خداتونر ورد کردم
[bababozorg] 11:04 pm: سارا خانم شما بفرما آيا عادلانه هست كه ايشون به من بگن از اونجا دليل نياريدولي خودش بدان استناد كنه؟ ببين بيخدا جون
[sara.m] 11:05 pm: جناب بابابزرگ راست مي گن
[bababozorg] 11:05 pm: فرض را براين ميزاريم كه هنوز دنبال خدايييم شما بايد دليل بياري بر دروغگو بودنت شما ميگيد تو قرآن هست
[بی خدا] 11:06 pm: چي ر وراست ميگه سارا؟
[sara.m] 11:07 pm: اين که شما از اولگفتين از قرآن مثال نزنيم و دليل نياريم ولي خودشما داريد اينکار رو ميکنيد
[bababozorg] 11:06 pm: خوب حالا اگه منم ازقرآن حرف بزنم قبول داريد؟
[بی خدا] 11:06 pm: تازه سواي ايات تازي نامتونم
[bababozorg] 11:06 pm: پس بيا اصلا از قرآن چيزي نگيم اين خواسته خودت بود عزيزم
[بیخدا] 11:06 pm: صفات سلبيه است ظلم درسته؟
[bababozorg] 11:07 pm: خوب عزيزم چرامتوجه نميشيد مگه قرارنبود منطقي بحث كنيم
[bababozorg] 11:07 pm: شما دليل بيار بر ظالم بودن خدا
[bababozorg] 11:07 pm: بيخدا جون بهچه دليل ميگي خدا ظالم و دروغگوست؟
[بی خدا] 11:08 pm: اوردم چون ظلم جزو صفاتسلبيه است دروغ همهمينطور
[bababozorg] 11:08 pm: خوب خدا كجا و بهكي ظلم كرده بگو ديگه؟
[بنده ي خدا] 11:08 pm: سلام به همه ي دوستان و بابابزرگ مهربون
[sara.m] 11:09 pm: خب بيخدا جان چه اتفاقي افتاده که شما مي گي خدا دروغگو و ..... هستش
[bababozorg] 11:09 pm: خدا قوت بنده خوب خداي جون
[بی خدا] 11:09 pm: به مظلومين يتيما
[بنده ي خدا] 11:09 pm: ممنون
[بی خدا] 11:09 pm: درود بنده خداي دروغين
[bababozorg] 11:10 pm: خوب جناب بيخداگرامي با ادعا كهچيزي ثابت نميشه شمايه دليل بيار خدا ظالم و دروغگوست؟
[بی خدا] 11:10 pm: ادعا چيه اين همه حق مظلومو بچه يتيم پايمال ميشه دروغه يا ادعاست؟
[bababozorg] 11:11 pm: بابا چرا مارو اذيت ميكني عزيزم يه مورد و رودقيق مثال بزن ديگه؟
[بی خدا] 11:11 pm: باشه من چندين موردميگم
[bababozorg] 11:12 pm: كجا خدا حق بچه يتيما رو خورده؟
[بی خدا] 11:12 pm: يکي خودم
[bababozorg] 11:12 pm: خوب بفرماعزيزم
[بی خدا] 11:12 pm: پدر و مادر من ر وخداي دروغينش ما چند سال پيش کشتشون
[بی خدا] 11:12 pm: يعني توسط يه سري ادماکشته شد
[بی خدا] 11:12 pm: و اونا مظلومبودند و به نا حق خونشون حرومشد
[بی خدا] 11:13 pm: موردديگه مردمفلسطين هيتلر کشتار کوزوو کشتار مردم عراق و ...... اين همه حق مظلومو يتي مخوري
[bababozorg] 11:13 pm: تمومشد؟
[بی خدا] 11:14 pm: تمومي نداره براي مثال همينار و گفتم
[bababozorg] 11:14 pm: بيخدا جانمن اولا متاسفم از اينكه پدر و مادرت را از دست دادي خيلي متاسفم وهمچنين برا از بين رفتن مردمبيگناه منم مثل شماناراحتم عزيزم
[bababozorg] 11:14 pm: وليدوست عزيز اين چه ربطي به خدا داره؟
[bababozorg] 11:15 pm: ببينيد خدا انسانها را عقل داد و مختارآفريد و در همون قرآنفرمود
[sara.m] 11:16 pm: بنده هم متاسفم
[بی خدا] 11:16 pm: بيافرينه چه ربطي به ظلم داره وحق يتيم پايمال شدن
[bababozorg] 11:16 pm: اگه كسي ينفر از ادما را بكشه مثل اينه كه تمامي انسانهاي روي زمين راكشته
[بی خدا] 11:16 pm: تازي ناکمهنداريما بابا بزرگ خلف وعدهنکن
[bababozorg] 11:16 pm: اينقدر خدا از كشتن بدش مياد خوب خودتازاونجا مثال اوردي
[bababozorg] 11:17 pm: بعدي من بايد براي اثبات كاراهاي خدا از خود خدا براتون بگم ديگه غير ازاينه
[bababozorg] 11:17 pm: چرا حالا نوبتمن شده عدالت رو رعايت نميكني بزرگوار از كجا بگم خدا نكشته
[bababozorg] 11:18 pm: خوب از حرف خدا كه تو قرآن اومده بايد بگمديگه عزيزم
[بی خدا] 11:18 pm: خدا مسئوله چون خودش گفته يعني دروغ گفته؟
[bababozorg] 11:18 pm: خدا ي ما ميگه كشتنيك نفر بيگناهمانندكشتن همه ادماي روي زمينه هميچين حرف منطقي كجا ميتوني پيدا كني؟ عزيزم نه خيلي هم راست گفته معلوم ميشه خدا نكشته و خدا دروغ نميگه چون خودش داره نهي ميكنه ازكشتن به همين دليلروز قيامت را قرارداد
[بی خدا] 11:19 pm: بابابزرگ قرار شد دليل بگيد نه نتيجه گيري درسته؟
[bababozorg] 11:20 pm: براي تقاص همين جنايات ي كه به امثال پدرو مادر عزيزتون شده
[بی خدا] 11:20 pm: خوب منمهمين ر وميگم خودش نهي ميکن ه از ظلمو حق يتيم
[بیخدا] 11:20 pm: بعد ميذاره پايمال بشه
[bababozorg] 11:20 pm: دارم ميگم ديگه عزيزم شما مدعي شديد دليل نياز داريد من دارم حرفشما رو اصلاح ميكنم عزيزم
[بی خدا] 11:20 pm: براي همين ميگم دروغه اره ولي نتيجه گيرينکنيد لطفا
[bababozorg] 11:21 pm: بيخدا جون مندوست دارم ولي دوستدارم تو غمت هم شريك باشم
[sara.m] 11:21 pm: ببين بيخدا جان ، اگه من الان بيام تو رو مسخره کنم يا حتي بکشمت ، بنظر تو خدامقصره يا منه بنده خطاکار ؟
[bababozorg] 11:22 pm: منو با اين حرف ناراحت كردي ولي اين ظلم از بنده گان بد خداست نه ازخدا
[بی خدا] 11:22 pm: خدا مسئوله
[bababozorg] 11:22 pm: خدا چه گناه داره عزيزم
[بی خدا] 11:22 pm: چون خودش گفته نميذارهپايمال بشه حق يتيم و مظلوم
[bababozorg] 11:22 pm: پس چرا به ما عقل داد؟ احسن بيخدا
[بی خدا] 11:22 pm: فکر ميکني من خوشحالم بابا بزرگ منم دارماشک ميريزم و مينويسم
[bababozorg] 11:23 pm: خداچون نميزاره حق مظلومي پايمال بشه روز قيامت را بر پانمود تا همه مظلومان به حقشون برسون
[[بی خدا] 11:23 pm: نشد
[bababozorg] 11:23 pm: بيخدا جون چرا با اين حرفات منو هم گريانميكني
[بی خدا] 11:24 pm: باز رفتي سراغ تازينامه مگه نگفتيد منطقي و عقلي ميگيد؟
[bababozorg] 11:24 pm: خدا ميدونه منم برا شما متاسفمدوستانم هم همينطور
[بی خدا] 11:24 pm: معذرت ميخام نمي خاستم ناراحت شويد
[bababozorg] 11:24 pm: خوب مندارم توصيف خدا رو ميگم و ميگم اين ادعايي كه شمه نسبت به خدا داري در كتاب خدا چنين ادعايي وجود نداره اينحرف بده عزيزم
[بنده ي خدا] 11:25 pm: درسته ماهم همين طور دركتون مي كنيم چون به هر كس تو زندگي تا حدي ظلم مي شه يا كم يا زياديا هيچي
[sara.m] 11:25 pm: سارا رو خودش مي دونهکه چقدر هم دوسش داره و هم مثل بابابزرگ براي اين اتفاق متاثرشده
[bababozorg] 11:25 pm: خدا ميدونه قلبمو جريحه دار كردي
[بی خدا] 11:25 pm: من توتفسير خوندم تفسيرالميزان که نوشت هدر همين دنيا ميگيره
[bababozorg] 11:25 pm: كاش از اول ميدونستم مشكلتون چيه بزرگوار
[bababozorg] 11:26 pm: و در صحبتها با شما رعايت اين مسائل ميشد عزيزم
[بی خدا] 11:26 pm: بابا بزرگ براي من ترحم نکنيد من فقط جواب سوالام ر وميخام
[bababozorg] 11:26 pm: نه عزيزم ترحم نيست همدردياست لازمه انسانيت همينه عزيزم چشم
[bababozorg] 11:27 pm: پس بدان كه خدا ظلم نكرده بنده بد و نادرست هست كه ظلم كرده
[bababozorg] 11:27 pm: وسزاي اعمال ننگينش را در قيامت بايد ببيند
[bababozorg] 11:27 pm: بيخدا تورو خدا ديگه اشك نريز
[bababozorg] 11:27 pm: اينطوري نميتونم با هاتون درد دل كنم عزيزم اشك منون هم در ميار يعزيزم
[بی خدا] 11:27 pm: بابا بزرگ تو تفسير الميزان خوندم که نوشت هبود همين دنيا ميگيره حقش رو
[bababozorg] 11:28 pm: بله بفرما
[بی خدا] 11:28 pm: مخصوصا حق مظلوم و يتيم
[bababozorg] 11:28 pm: بله تو همين دنيا هم ميگريه اما اين دنياتمام حق را ظرفيت نداره
[[bababozorg] 11:28 pm: ببين يه مثال بزنم براتون اجازه ميدي عزيز؟
[بی خدا] 11:28 pm: ولي شما بالا گفتي قيامت تازه اونم وعدهاست
[bababozorg] 11:28 pm: اگه فرد ظالمي مثلهيتلر
[بی خدا] 11:29 pm: بگو بابا بزرگنميدونستم شما هممهربوني
[bababozorg] 11:29 pm: كه 35000000 انسان بيگناه رو كشته بنا بود تو همين دنياي كوچيك مجازاتبشه بيش از يكبارامكان داشت؟ خوب باهون يكبار اعدام از بين ميرفت خدا اخرت رو قرارداد تا تموم جناياتي كه انجام داد تقاصش روبده اين عدالتنيست؟
[بی خدا] 11:30 pm: بابا بزرگ حتي همونر وهم خدااجرا نکرد
[بی خدا] 11:30 pm: حداقل همه يه خورده ببينند که خداتون به وعدش عمل کرده
[bababozorg] 11:30 pm: خدا ميدونه بيخدا جون منو بگريه انداختيعزيزم
[بی خدا] 11:31pm: من مدارم گريه ميکنم
[bababozorg->sara.m] 11:31 pm: خواهش ميكنم خيلي متاثرم
[بی خدا] 11:31 pm: گفتم قصدم ناراحتي شما نبود
[بی خدا] 11:31 pm: نميدونيد پدرو مادر وبرادتون ر وبکشند يعني چي
[bababozorg] 11:31 pm: بيخدا جون تو رو خدا ديگه گريه نكن اينطوري منم نميتونمبنويسم
[بی خدا] 11:31 pm: دردش چند ساله بامنه
[bababozorg] 11:31 pm: درسته عزيزم
[بی خدا] 11:31 pm: ببخشيد نميخاستم ناراحتونکنم
[bababozorg] 11:32 pm: منم قبول دارم وليدنيا ميدان عمل است ومردم هم آزادن
[بی خدا] 11:32 pm: ازادي تاکجا؟ پس خداي شما چي کارهاست؟
[bababozorg] 11:32 pm: اما اخرت جايجوابگويي عمل و كرداراست اونجا به حق همه بطور كامل رسيدگي ميشه من از خدا ميخوام هر چه سريعتر به حق پدرو مادر عزيزتون رسيدگيكنه عزيزم
[bababozorg] 11:33 pm: [بی خدا] 11:33 pm: بابا بزرگ م ناخرت ر وقبول ندارم
[bababozorg] 11:33 pm: البته گفتم كه هر كس كار بدي انجام بدهسزاي عملش رو ميبينه ااماكاملش تو اوندنياست؟
[بیخدا] 11:33 pm: اينا همش وعده است و بعيد
[bababozorg] 11:34 pm: خدا انسان را ازاد افريد وبه او تكليفداد
[بی خدا] 11:34 pm: بابا بزرگ اي کاش ميدونستي
[bababozorg] 11:34 pm: اگه بنا بود هركس را بمحض كشتن بكشه خوب اين ديگه با اختيار منافات داره
[بیخدا] 11:34 pm: ازاد افريد ولي ت اکجا ازاده؟
[bababozorg] 11:34 pm: ديگه انسان نميشه كه ديگه انسان مختارنميشه
[بی خدا] 11:34 pm: من اصلا کاري باازادي انسان ندارم
[bababozorg] 11:34 pm: احسن
[بی خدا] 11:35 pm: من دارم ميگم خداي شماها به حرفاش عمل نکرده
[bababozorg] 11:35 pm: ازاد افريد ولي رهاش نكرده دستوراتي برا زندگي انسانگونه به او داده از جمله فرمود هميديگر را نكشيد دروغ نگيدزشتي نكيند و...
[بی خدا] 11:35 pm: نه حد ازادي چيه يعني هرکاري خواست بکنه تو اين دنيا و ت واون دنيا عذاب بشه اين منطقيه؟
[بی خدا] 11:36 pm: اره همه اينار وگفته ولي دروغگو خودخداتونه
[bababozorg] 11:36 pm: خوب حالا اانسانهر چه اين كارا را بكنه نتيجه عملش را در اين دنيا و كاملش را در اخرت ميبينه خوب عزيزم كجاش دروغه بزرگوار خوباين با اختيار منافات داره
[بی خدا] 11:36 pm: من يهساعته دارم چي ميگم دو تا نمونه بارز گفتم حق مظلومو حق يتيم
[bababozorg] 11:37 pm: پس اينهمه نهي ميكنه از ظلم كردن برا چيست؟ براي اينكه كسي ظلم نكنهديگه
[بی خدا] 11:37 pm: منم براي همين ميگمدروغگو است
[bababozorg] 11:37 pm: اگه بنا بودتو همين دنيا مجازات كنه كه ميتونست ولي دنياي گنجايششو نداره بطور كاملعزيزم
[sara.m] 11:37 pm: بيخدا جان شما مي دوني که خدا قاتل خونوادتو قصاص نکرده ؟ شايد کرده شما خبر ندارين
[بی خدا] 11:38 pm: سارا مهم فقط اونانيستند من کلي پرسيدم
[bababozorg] 11:38 pm: مثال هيتلر رو برات زدم كه خوب دنيا كوچيك برا نتيجه اعمال
[bababozorg] 11:39 pm: از طرفي ببين بيخدا جون اگه بنا بود همهرو تو همين دنيا بطور كامل مجازات كنه خود خدا تو قرآنگفته اگه ميخواست تو همين دنيا هر كه كار بديانجام داد بلافاصله مجازاتش كنم و بكشمش ديگر هيچكي زنده نميموند همه بايدمجازات ميشدن حتي من و شما
[بی خدا] 11:40 pm: همو ن هيتلر روخداتون حداقل يه بارم نکشتش چه مجازاتيش کرد ت واين دنيا ؟؟؟؟؟حتما گفته بيا اوندنيا خدمتت ميرسم اين که منطقي نيست همه چيز بايد اصولي باشد
[بی خدا] 11:40 pm: نشد بابا بزرگ اين وعده رو من که ندادم تو تفسير الميزان است
[bababozorg] 11:40 pm: بيخدا جون درسته همون هيتلر رو ديدي با دست خودش خودكشيكرده
بيخدا: آرش بيخدا به من گفت : خدا وجود نداره اگه داشت بايد ظلم نبود.(مضمون)
خانم * مدير سايت * هم گفت: اگه خدا به همه چيز احاطه داره چرا ظلم وجود داره؟ پس خدايي نيست.(بيخدا اسمش را گفت)
[am: [bababozorg] 11:56 am: پس خدا هم احاطه دار بر همه چيز
[بی خدا] 11:56 am: اتفاقا اونا بهم ياد دادند
[am: [bababozorg] 11:56 am: در عين حال انسان هم مختار است نهمجبور
[bachemahal] 1:52 am: درسته
[am: بی خدا] 11:56 am: فقط عقلي و منطقي باشم و وعده ر وياد نگيرم
[[am: [bababozorg] 11:56 am: خوب دوست عزيزمبيخدا جون اونا اشتباه فهميدن
[am: [بی خدا] 11:56 am: يه هفت هباهام حرف ميزدارش بي خدا
[am: [bababozorg] 11:56 am: منم بهتون ميگم كهاماري نباشيد فقط با عقل و منطق پيش بريد
[am: [bababozorg] 11:57 am: حال ببين بيخدا جون منطق و عقل شما چي ميگه
[am: [bababozorg] 11:57 am: اگه خدا ميخواست بلافاصله انسان را عقاب كنه بابا بزرگ قيامتر وبذارکنار ديگه هيچ منطقي نيست
am: [bababozorg] 11:57 am: بيبين بيخدا جان
am: [bababozorg] 11:58 am: حرف آرش و اون خانم وميگم
[am: [bababozorg] 11:58 am: اگه بنا بود خدا بلافاصله انتقام بگيره
[am: [bababozorg] 11:58 am: خوب اين با ازاديانتخاب انسان مخالف بود
[am: [bababozorg] 11:58 am: اون موقع انسان ميشدمجبور ومجبور هم كه پاداش نداره
[حیدر کرار] 1:55 am: [بی خدا] 11:58 am: چرا هم وعده وعقاب هم نداره نقد ر وول کنيم نسيه ر وبچسبيم؟
[] 1:55 am: [bababozorg]: چون اختيار نداشتدرسته عزيزم با عقل و منطقت حالا مقايسه كن بيخداي عزيزم به حرفم دقت كردي در رد ارش و اون خانمحرفاي اونا سر از جبر در مياره عزيزم
اما ايني كه منميگم هم انسان مختار است
[am: [بی خدا] 12:00 pm: قيامت ر وم ناصلا قبول ندارم اونا هم قبول ندارند
[am: [bababozorg] 12:00 pm: دوست عزيز كار به قيامت ندارمكه
[am: [بی خدا] 12:01 pm: بابابزرگ هم من هم شما خست هشديم دو ساعت است ممکنه جلسه ديگه ادامه بدهيم؟
[am: [bababozorg] 12:01 pm: من ميگم با عقل حرف آرش و اون خانم را به حرفي كه من ميزنم تطبيق بده باعقل كدوم درسته و منطقي؟
[bababozorg] 12:01فقط يه جمله بگم عزيزم پس ببينيد با حرفآرش و اون خانم سر از جبر درمياره قبول داري؟
[am: [بی خدا] 12:02 pm: نه
[am: [bababozorg] 12:02 pm: چرا مگه توضيح ندادم
[am: [بی خدا] 12:02 pm: اونا دلايل زيادي بهم گفتند و من منطقيپذيرفتم
[am: [bababozorg] 12:03 pm: مگه نميگي حرف ارش اينه كه اگه خدايي بودظلمي نبود چون قصاص ميكرد
[am: [بی خدا] 12:03 pm: ميگم براي همين گفتم باشه جلسه بعد چون طولاني ميشود
[am: [بی خدا] 12:03 pm: قصاص ميکردش رونگفته
[am: [bababozorg] 12:03 pm: نشد كه شما هنوز نتيجه يه بحث را كامل نكردي پس چي گفته يبار سريع بفرما
[am: [bababozorg] 12:04 pm: آرشگفته اگه خدا بود ظلمي نبود درسته؟
[am: [بی خدا] 12:05 pm: درباره صفات گفتند گفتند خدا داراي صفاتيهاگه باشه البته که اينا ر وميتونه اين جوري انجام نده
[3 am: [bababozorg] 12:05 pm: ديگه اين انسان مختار نبود ميشد مجبور
[am: [bababozorg] 12:06 pm: درحالي كه ما ميبينيم انسانها مختارن وآزاد
[amبی خدا] 12:06 pm: يعني انسان اگه ظلم نکنه اختيارنداره؟
[am: [bababozorg] 12:06 pm: نه ميخوام بگم انسان ازاد است در ظلم كردن يانه يا نيكي كردن
[am: [bababozorg] 12:07 pm: ولي بنا به گفته ارش انسان فقط مجبور ميشد
[am: [bababozorg] 12:07 pm: پس حرف اون منطقينيست
[am: [bababozorg] 12:08 pm: پس اين حرف ارش درست نيست كه اگه خدا بود ظلمي نبود
[am: [bababozorg] 12:08 pm: بايد اينجوري بگيم خدا هستو خدا گفت به كسي ظلم نكنيد
[حیدر کرار] 2:05 am: [بی خدا] 12:09 pm: برام قادر ر وتوضيخداد ذ وانتقامر وتوضي حداد و من منطقيپذيرفم
[حیدر کرار] 2:05 am: [bababozorg] 12:09 pm: اگه انسان با اختيارش ظلم كرد معاقبميشه و اگه با اختيارش كار نيك انجام داد پاداش داره خدا مي توانست موجوداتيبيافريند که مختارند اما همواره نيک کردار
[am: [bababozorg] 12:10 pm: پس ديديد حرف آرش سر از جبر درمياره
[am: [bababozorg] 12:10 pm: درحالي كه انسان مختار وازاده
: [bababozorg] 12:10 pm قبول داري؟خوب بحث آرش رو ميگم قبول داري حرفش سر از جبر انساندرمياره درحالي كه شما اول بحث گفتيد من مجازات قاتل پدر ومادرم راميخوام خوب اگه جبر را قبول كني ديگه نبايد اون قاتلبي رحم پدر و مادر عزيزت اعدام بشن چون مجبور بودن درسته؟
[am: [بی خدا] 12:13 pm: نميشهکه من جبر ر وقبول ندارم
am: [bababozorg] 12:14 pm: احسن پس جبر را رد ميكني
[am: [bababozorg] 12:13 pm: تنها درصورتي بايد اعدام بشن كه
[am: [بی خدا] 12:13 pm: انسان داراي جبر و اختيار است از رو ي اختيار و عمد دست به اين جنايت زدهباشن
[am: [bababozorg] 12:14 pm: انسان بين جبر و اختيار است ميدوني اين يعنيچه؟
[am: [بی خدا] 12:14 pm: جبر مطلق روبله
[am: [bababozorg] 12:15 pm: احسن
am: [bababozorg] 12:15 pm: ولي معني بين جبر و اختيار يعني چه؟
[am: [بیخدا] 12:15 pm: يعني در بعضي امور مجبور بعضي امور ازار
am: [bababozorg] 12:15 pm: چطورعزيزم؟
[am: [بی خدا] 12:16 pm: ضربان قلب جبره براي انسان ولي راه رفتماختياره
[am: [bababozorg] 12:16 pm: احسن بر شما بيخداي عزيز شما خيلي بهتر معني كردي
[am: [bababozorg] 12:17 pm: در حالي كه سخن ارشسر از جبر مطلق درمياره
[am: [bababozorg] 12:17 pm: اما سخن شمامنطقيه
[am: [bababozorg] 12:17 pm: و همون چييه كه از امام صادق هست لا جبر و لاتفويض بل امر بينالامرين
[am: [بی خدا] 12:17 pm: اون کلي دليلگفت من که همين جوري حرفي ر ونميپذيرم
[am: [bababozorg] 12:17 pm: خوب بيخدا جون دليل شما كه متطقيه
[am: [bababozorg] 12:18 pm: چرا منطق خودت را ول ميكني حرف بي منطق اونو قبولميكني
[am: [بی خدا] 12:18 pm: چون حدود 10 دليل گفت من کلي پذيرفتم
[am: [bababozorg] 12:18 pm: منم حرف شما رو قبولدار م
[am: [bababozorg] 12:18 pm: چون جبر مطلق را ردكردي امام صادق هم جبرمطلق را رد كرد حرف خودت منطقيه كه بزرگوار
[am: [بیخدا] 12:18 pm: بذار يه چيزي بهت بگم بدوني
[am: [بی خدا] 12:19 pm: من قبل از بي خدائيم خدا پرست بودم
[am: [bababozorg] 12:19 pm: ولي آرش ميگه جبرمطلق
[am: [بی خدا] 12:19 pm: و براي همين خدا نماز شب هم ميخوندم
12:19 pm: : [bababozorg خوب عاليه عزيزم
[am: [bababozorg] 12:19 pm: بفرما گوش ميديم
[am: [بی خدا] 12:19 pm: کلي هم تلاش ميکردم برايهمين خداتون
[am: [بی خدا] 12:20 pm: ولي در برابر ظلم خداومنطق حرفاي اونا اومدم و بي خدا شدم
[am: [بی خدا] 12:20 pm: م نکربلا ه مرفتم کل کتاباي شما ر وحداقلي هببار خودندم کتاباي اونا ر وهم خوندم
[am: [bababozorg] 12:20 pm: خوب تاالان كه هيچي از ظلم خدا ثابت نشد همش رد شدكه
[am: [bababozorg] 12:20 pm: اجازه ميدي حالا يه اسم قشنگ براتبزارم خدا خواه جون
[am: [بی خدا] 12:21 pm: من عناد ندارم با کسي فقط دنبال حقيقتم روز وشبم شده گريه
[am: [bababozorg] 12:21 pm: خوب يكمم از متنهايقرآن و.. بخون
[am: [bababozorg] 12:21 pm: اگه مايلي من درخدمتت هستم
[am: [bababozorg] 12:21 pm: ولي قضاوت نهايي باعقل سليمت عزيزم
[am: [بی خدا] 12:21 pm: من قران ر وحافظ بودم ي هزماني
[am: [بی خدا] 12:22 pm: خداي شما کاري کرده که بهم اثبات بشه وجودي نداره
[am: [bababozorg] 12:22 pm: تو كه معرفتت از منم بيشتر ه بزرگواربود
[am: [bababozorg] 12:22 pm: داشتي منو امتحان ميكردي؟ عزيزم
[am: [بی خدا] 12:23 pm: چه امتحاني من بايد خودم به نتيجه منطقيبرسم
am: [bababozorg] 12:23 pm: مهم نيست بازم اگه دوست داري با هم صحبت ميكنيم ولي تا اينجا معلومشد منطق خودت و ما كه امام صادق همفرموده جبر نسبي بهتر از حرف آرشه
[am: [bababozorg] 12:23 pm: جبر مطلق اين امكان نداره خوب تو حافظ قرآنبودي
[am: [bababozorg] 12:24 pm: خدا جو جان اجازه ميدي يه چيز بگم
[am: [بی خدا] 12:24 pm: بله هم جبر هم اختيار
[] 2:15 am: [bababozorg] 12:24 pm: امام صادق هم همينو ميگه البته نه جبر نه اختيار اين منطقي وعقليه
[am: [bababozorg] 12:24 pm: خستتنكنم
[am: [بی خدا] 12:24 pm: من خست هنميشم شما خستهميشي
[am: [bababozorg] 12:25 pm: حرفتو قبول دارم خدا جو جان من فكر ميكنم شما اصلا عنادنداري و بدنبال حقيقت هستي فقط بدون خدا دوست داشته كه پاتو اينجا وازكنه
[am: [bababozorg] 12:26 pm: با سارا خانم . من . دوستاي ديگه آشناهكنه
[am: [bababozorg] 12:26 pm: و بدنيال حقيقت بريم
[am: x[bababozorg] 12:26 pm: ديدي خدا چقدر دوستداره عزيزم
[am: [bababozorg] 12:26 pm: حال اسمشو هرچهميخوا يبزار
[am: [بی خدا] 12:26 pm: بابا بزرگ شعرر وولش کن
[am: [bababozorg] 12:26 pm: احسن بفرما در خدمتم عزيزم
[am: [بی خدا] 12:27 pm: ولي رفتار شما خوبهحداقل دشمني نداريد
[am: [bababozorg] 12:27 pm: خوب؟ من دوست دارم خدا جوجون يه چيزي هم بگم اگه تو مناظره ازم بدي ديدي منو حلالكن من تورو نشناخته بودم
[am: [بی خدا] 12:27 pm: و مطمئ نباشيد م نفقطدنبال اينم ببينم منطق و عقل چي ر وميگه الان منطقم بي خدائي روپذيرفته
[am: [bababozorg] 12:28 pm: حالا دارم ميفهمم تو بدنبال گمشده اي هستي
[am: [بی خدا] 12:28 pm: ولي .......
[am: [بی خدا] 12:28 pm: بابا بزرگ گمشده مطرحنيست دلايل اونا قانعم کرده
[am: [bababozorg] 12:29 pm: خوب خدا جوجان
[am: [بی خدا] 12:29 pm: من با اونام کلي حرفزدم نزديک 1 سال بعد قبول کردم
[am: [bababozorg] 12:29 pm: من كه دليل خودت را بهتر پسنديدم
[] 2:17 am: [bababozorg] 12:29 pm: نه جبر و نه اختيار
[2:17 am: [bababozorg] 12:29 pm: جبر مطلقنه
[am: [bababozorg] 12:29 pm: بين جبر و اختيار
[am: [bababozorg] 12:29 pm: اين واقعا منطقيهبيخدا جون
[am: [بی خدا] 12:29 pm: اين حرف منطقيه و منم قبلوش دارم
am: [bababozorg] 12:30 pm: چرا حرف منطقي خودترو فداي بي منطقي ديگران ميكني عزيزمن
[am: [bababozorg] 12:30 pm: خدا اجرت بدهبزرگوار
[am: [bababozorg] 12:30 pm: ديد گفتم شما رو ادم منطقي يافتم خدا ميدونه ديگهخيلي دوستدارم عزيزم حرف همه رو گوش كن اما اوني كه منطقي انتخاب كن اينو قرآنميگه خودت حافظ بودي
[am: [sara.m] 12:31 pm: بيخداي من با همه فرق داره
[am: [bababozorg] 12:31 pm: فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعوناحسنه
[am: [بی خدا] 12:32 pm: بابا بزرگ حرفات اشکمرو دراورد
[am: [bababozorg] 12:32 pm: پس تا اينجا با هم به اين نتيجه رسيديم
[am: [bababozorg] 12:32 pm: تورو خدا ديگه گريه نكن
[am: [bababozorg] 12:32 pm: خدا ميئدونه اشكام داره درمياد
[am: [bababozorg] 12:32 pm: آخه من دارم معصوميت رو تو چشات و قلمت ميبينم
[am: [sara.m] 12:33 pm: گريه نکن خانمم
am: [bababozorg] 12:33 pm: تو رو خدا ناراحت نباش
[am: [bababozorg] 12:33 pm: خدا قصاص بي رحميپدر و مادر عزيزت را ميگيره
[am: [bababozorg] 12:33 pm: مطوئنم
[am: [bababozorg] 12:33 pm: مطمئنم عزيزم
[am: [bababozorg] 12:33 pm: خدا جوي عزيزم خدا ميدونه ما دوست داريم
[am: [بی خدا] 12:34 pm: اين اسم حداقل يه خوردهارومم ميکنه
[am: [bababozorg] 12:34 pm: ببخشيد ديگه گريه اجازم نميده دستام ديگه شل شده جان
[am: [bababozorg] 12:34 pm: من برات دعا ميكنم با دوستا يعزيزم
[am: [bababozorg] 12:34 pm: كاش ميتونستم كاريبراتون انجام بدم
[am: [sara.m] 12:34 pm: من براش دعا مي کنم
[am: [حیدر کرار] 12:35 pm: جناب بي خدا خدا خودش مي دونه که من براي شما دعا کردم
[am: [بی خدا] 12:35 pm: ببخشيد بابا بزرگ اگهناراحت شديد
[am: [bababozorg] 12:35 pm: ولي حاضرم هر چي بفرماي از دستم بر بياد انجام بده
[am: [بی خدا] 12:35 pm: من فقط جواب سوالام روميخام
[am: [bababozorg] 12:35 pm: تورو خدا فقط ناراحت نباش
[am: [بی خدا] 12:35 pm: کاش اصلا نميگفتم ديگه نميتونماينجوري باهات حرف بزنيم خدا يا به حقت قسم اين خداجوي عزيز را به خودتبرسون باشه عزيزم
[am: [bababozorg] 12:36 pm: الان ديگه نميتونم ناراحتم
[am: [bababozorg] 12:36 pm: بقيه رو هر وقتفرمودي با سارا خانم در خدمتم
[am: [bababozorg] 12:36 pm: اما از خبري كه دادي خيلي متاثرمعزيزم ول ي افريدگار ماهست عزيزم او هميشه با من و تواست و هرچه بخوايم يما ميده
[am: [sara.m] 12:37 pm: خدا ، بي خداي عزيز منو خيلي دوست داشت که مهرشو به دلهمه ما انداخت
[am: [bababozorg] 12:37 pm: ببخشيد خستت كردم حلالم كن عزيزم
[am: [بی خدا] 12:37 pm: شما ببخش ناراحتشديد
[am: [بی خدا] 12:38 pm: من با سارا هماهنگ ميکنم
[3 am: [bababozorg] 12:38 pm: خدا جوي عزيزم مطمئنم خدا دوستداره
am: [bababozorg] 12:38 pm: تنهات نميزاره
[] 2:23 am: [بی خدا] 12:38 pm: اگه شما البت هدوست داشتهباشيد
[am: [بی خدا] 12:38 pm: فعلا که خودم هستم يه بچه يتيم
[ 2:24 am: [bababozorg] 12:38 pm: خدا يار و نگه دارن عزيزم
[am: [bababozorg] 12:39 pm: تورو خدا اينطورينگو ديگه
[am: [bababozorg] 12:39 pm: مهم نيست مهم اينه كه دلش را ارامكنيم
am: [sara.m] 12:40 pm: خدا جوي ي عزيزم
[2:26 am: [bababozorg] 12:41 pm: خدا جوي عزيزم تورو خدا فقط ناراحتي نكن
[am: [بی خدا] 12:41 pm: بابا بزرگ پس ادامهمناظره ر ابعدا هماهنگ ميکنم ممنو نبابا بزرگبدرود
[am: [bababozorg] 12:43 pm: خدايا تو رو به عظمت امشب كه شب قدر است حاجات خداجوي عزيزمونو بر آوردهبفرما
am: [بی خدا] 12:43 pm: معذرت ميخام ناراحت شديد
[am: [bababozorg] 12:43 pm: خواهش ميكنم
[am: [bahrani] 12:43 pm: آمين
[am: [سید ذاکر] 12:43 pm: امييييييييييييييييييييييي يييين
] 2:27 am: [bababozorg] 12:43 pm: خدا يار و نگه دارت عزيز
[am: [بی خدا] 12:43 pm: من حاجتي ندارم بدرود
[[حیدرکرار] 2:28 am: صلوات
[B]خلاصه:
1- خدا نميتونه ظالم باشه و دروغگو: زيرا ظلم و دروغ صفت سلبيه و صفت سلبي در خدا امكان نداره.
2- از طرفي اين كه بگيم اگر خدايي وجود داشت بايد ظالم را بلافاصله مجازات كنه تو دنيا: حرف منطقي نيست . زيرا اين كار با آزادي عمل انسان در دنيا منافات دارد. انسان بين جبر و اختيار است نه جبر مطلق .اگه بنا بود بلا فاصله خدا مجازات كنه خوب از اول انسان مجبور بود فقط كار خوب كنه واين يعني جبر . دراين صورت پاداش نيك و بد براي كار مجبور لغو بود.
3- جبر مطلق را هم بي خدا مردود دانست و هم بابابزرگ .

بی خدا
۱۳۸۷/۰۷/۰۱, ۱۱:۲۵
هنوزموضوع تموم نشده است ............ ادامه دارد..........

saeed623
۱۳۸۷/۰۷/۰۱, ۱۴:۱۶
بسم الله الرحمن الرحیم
:Sokhan:ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات برای شما عزیزان
و خسته نباشید از ایجاد مناظرات بسیار زیبای شما
با توجه به طولانی بودن متن مناظرات و خسته کننده بودن آن ها
پیشنهاد می شود در صورت امکان آن ها را در چند شماره و پست ارسال کنید تا بهتر مورد استقبال قرار بگیرد

yas313
۱۳۸۷/۰۷/۰۱, ۱۴:۳۲
خدا جوي عزيز ، تا همين جاش هم ثابت كردي كه فقط به دنبال حقيقتي نه چيز ديگه اي ، برات دعا مي كنم كه زودتر گمشدتو پيدا كني.

sacred
۱۳۸۷/۰۷/۰۱, ۱۴:۴۶
با عرض سلام به جناب بی خدا من خودمم تازه خدای خودم پیدا کردم نه اینکه قبلن بهش اعتقاد نداشته باشما نه اما تازه دارم لمسش می کنم
اینکه شما میگد خدایی وجود نداره و یا اگرم وجود داره ظالم باید به صورت منطقی برای من ثابت کنید تا من جوون قانع بشم اون دلایلی که شما می گید دلیل بر ظالم بودن خدا نیست
خداوند بنده هاش امتحان می کنه بستگی به ظرفیتی که دارن اسم این ظلم به حقوق کسی نیست اگر قرار باشه ما هم به صورت غریضی خیلی کارار بکنیم که ما هم حیوونیم و در این صورت جهنم و بهشتی وجود نداره ودر این صورت افرینش ما اشتبا وبی هدف می شه
خدا جواب ظالمارو میده من این به عینه دیدم اما درک اون چشم بصیرت واگاهی می خواد
من احساس می کنم شما خودتونم نمی خواید واقعیت پیدا کنید شاید خودتونم به حرفاتون اعتقاد کامل ندارید وگرنه دلایل بهترو قانع کننده ای میاوردید
امیدوارم شما هم مثل من خدای خودتون پیدا کنید.

hoseintabar
۱۳۸۷/۰۷/۰۱, ۱۹:۲۹
سلام دوستان عزيزم :Gol: (بخش 7) 1
مناظره بابابزرگ و بي خدا (اثبات دو وجود ممكن و واجب درهستي)
كه درتاريخ‌30/6/87 ساعت 10 وباحضور دوستان :مهر – اوما – اميد – حيدر كرار - مستسقي – بهراني –علي –سارا- 111 ثارالله فرزانه زمان - عرفاني و.... با تشكر از مديريت خوب ساراخانم درمناظره توجه: ( بجهت حفظ امانت غلطهاي املايي را اصلاح نكردم)
............
[bababozorg] 11:37 pm: سلام عليكم دوستان عزيزم
[oma1] 11:37 pm: سلام بابا بزرگ
[sara.m] 11:37 pm: سلام بر همه
[bababozorg] 11:38 pm: سلام بر بيخداي گرامي
[بی خدا] 11:38 pm: درود
[mostasqi] 11:38 pm: سلام بابابزرگ
[bababozorg] 11:42 pm: هر وقت سارا خانم بفرمان درخدمتم
[sara.m] 11:42 pm: با اجازه همه شروع کنيم ؟ بابابزرگ بفرماييد
[بی خدا] 11:42 pm: منم حاظرم طبق قرار براي مناظره
[bababozorg] 11:44 pm: بي خدا جان من درخدمت شمام اول يه چيزي رو اجازه ميدين بگم؟
[[بی خدا] 11:46 pm: چي؟
[اميد] 11:46 pm: اگه جناب بي خدا مثل ديشب توهين نكنه خيلي خوبه
[sara.m] 11:46 pm: دوستانخواهش کردم فضاي تنش رو بوجود نياريد
[bababozorg] 11:47 pm: من براتون قرآنو باز كردم گفتم هر چه بياد دراونباره براتون بگم وليبوقتش ميگم اگه خودت اجازه بدينا
[bababozorg] 11:47 pm: آيات بسيار جالبي بنظرم بود فعلا باشه حالا من درخدمتتونم
بي خداي گرامي بفرما
[بی خدا] 11:48 pm: بابا بزرگ منميتونم ثابت کنم خدائينيست
[بی خدا] 11:48 pm: با سه دليل
[بی خدا] 11:49 pm: 1-رد برهان نظم
[بی خدا] 11:49 pm: 2- ماده بودن همه چيز
[بی خدا] 11:49 pm: 3- بيگ بنگ
[bababozorg] 11:49 pm: خواهش ميكنم كسي پيام خصوصي بهم نده بهاحترام مناظره تا آخر بحث
[bababozorg] 11:50 pm: خوب بفرما عزيزم دليلتون چيه از يكي شروع بفرما
[بی خدا] 11:51 pm: اول برهان نظم روميگم
[bababozorg] 11:51 pm: بله بفرما
[bababozorg] 11:52 pm: بي خدا ي گرامي كجايبرهان نظم بي خدايي را اثبات ميكنه؟
[بی خدا] 11:53 pm: من فقط د واشکال عمدش ر وميگم
[bababozorg] 11:53 pm: خوب؟
[بی خدا] 11:53 pm: از نظر مدافعين اينبرهانان يه مجموعه منظم است که نظم ان نشان هدفمندي ان است اين نظريه از بينشي غير علمي
[bababozorg] 11:54 pm: خوب مشكلش؟
[بی خدا] 11:54 pm: وبدون هيچ گونه استنتاجي فرض گرفته شده است و هيچ مبنا و اصالت جهان شمولي ندارد زيرا جهان در حالت کلي نه در نظم يا به سوي نظم وهدفي خاص به سوي بي نظمي در حرکت است
[بی خدا] 11:56 pm: اولا از بينش فلسفي علمي
[بی خدا] 11:57 pm: جهان منظم يعني جهاني متعادل و بيحرکت
[بی خدا] 11:57 pm: نظم زماني حادث ميشود
[بی خدا] 11:58 pm: که تغييرات بيش از خروج ازبي نظمي
[بی خدا] 11:58 pm: و گرفتن نظمي خاص حادث نشوند
[بی خدا] 11:58 pm: زيرا هر تغييري باعث ايجادبي نظمي جديد در چرخه نظم
[بی خدا] 11:59 pm: ما فيسابق شده و در صورت سيستم دوباره منظم ميشود
[bababozorg] 11:59 pm: خوب بيخدا جان
[بی خدا] 11:59 pm: که چرخه حرکت فاقد حرکت گردد ونظمي نوين
[bababozorg] 11:59 pm: اوني كه تو فيزيك ديدي بقيه رو ميدونم اجازه هست پاسخ بدم
[بی خدا] 11:59 pm: بر چرخه حاکم گردد
[بی خدا] 12:00 am: اين نوع نظم حتي در ذراتبنيادين هم قابل دفاع نيست
[bababozorg] 12:00 am: بيخداي گرامي زحمت نكشيد از كتاب بياريد ميدونم
[بی خدا] 12:01 am: از متاب نمي يارم
[بی خدا] 12:01 am: کتاب
[bababozorg] 12:01 am: منظورم از نوشته و..
[بی خدا] 12:01 am: خب
[bababozorg] 12:01 am: حالا اجازه ميدين
[بی خدا] 12:01 am: يعني اين روميدونيد؟ بفرمائيد
[bababozorg] 12:02 am: بله عزيزم
[bababozorg] 12:02 am: دوستان و شمااز بالا نگاه بفرمايين اولا شما قبلا گفتي از فلسفه چيزي نگيم
[بیخدا] 12:02 am: هنوز تموم نشده
[بی خدا] 12:03 am: بله نميگيم فلسفه علمي
[bababozorg] 12:03 am: ثانيا :مگه تنها برهان نظمه كه خدا رو اثبات ميكنه؟
[بی خدا] 12:03 am: گفتم نه اون فلسفه اي که شماميگيد
[bababozorg] 12:03 am: فلسفه علمي يعني چه؟ مگه فلسفه غير علمي داريم؟
[بی خدا] 12:03 am: نه تنها اون نيست يکي يکي همه ر وميتونم رد کنم
[بیخدا] 12:03 am: منظورم از فلسفه در اين نوشته يعني دليل بود
[بی خدا] 12:03 am: نه چيز ديگرزي
[bababozorg] 12:04 am: خوب بيخداي گرامي ببين اگه فقط خودتونميخوايد بنويسيد و بگيد من اصا امروز حرف نزنم
[bababozorg] 12:04 am: ولي سارا خانم اين مناظره هست؟
[bababozorg] 12:04 am: يا بايد يكي يكيبريم جلو؟
[بی خدا] 12:05 am: ناراحتنشيد من قصد ناراحت کردن شما روندارم
[bababozorg] 12:05 am: الان من 8 اشكالتو حرف بي خدا دارم خوب به كدوم پاسخ بدم ناراحت نميشم
[sara.m] 12:05 am: بيخداجان اگه اجازه بدين يکي يکي
[بی خدا] 12:05 am: چه اشکالي؟
[bababozorg] 12:05 am: ولي عادلانهاينه كه يكي يكي بريم جلو
[بی خدا] 12:06 am: باشه خب اشکال اول؟
[bababozorg] 12:07 am: خوب بي خداي گرامي ببين خودتون گفتينفلسفه نگيم
[bababozorg] 12:07 am: چه شدالان خودت به فلسفه روي اوردي؟
[bababozorg] 12:07 am: آيا از فلسفه بگم قبول داري؟
[بیخدا] 12:07 am: الانم ميگم
[بی خدا] 12:07 am: منظورمر واز فلسفه گفتم
[بی خدا] 12:08 am: نه فلسفه تو بحث علمي ومنطقي نداريم
[bababozorg] 12:08 am: مگه فلسفه غير علمي هم داريم؟
[بی خدا] 12:08 am: من بحث علمي کردم نهفلسفس
[bababozorg] 12:08 am: خوب فلسفه علميديگه چيه؟
[bababozorg] 12:08 am: شما اونبالا گفتين منظورتون فلسفه علميه
[bababozorg] 12:08 am: اين يعني چه؟ مغالطه نيست؟
[بی خدا] 12:08 am: فلسفه در اين نوشته يعني دليل يعني دليل علمي
[bababozorg] 12:09 am: خوب بيخدايگرامي معني فلسفه رو ميدوني در لغت و اصطلاح؟
[بی خدا] 12:09 am: گفتم در اين نوشته منظور منهمين بود که گفتم استخرام لغتکردم فقط
[bababozorg] 12:10 am: اين تعريفتون اشتباه هيچكي اينو نگفته كه خوب تعريفت اشتباه عزيزم با بناي اشتباه نميشه نتيجه درست گرفت .
[بی خدا] 12:10 am: من فقط استخدام لغت کردم
[bababozorg] 12:10 am: درلغت فلسفه معني ديگه داره
[بی خدا] 12:11 am: باشه اون کلمه ر واصلاح ميکنم به جاي فلسفه علمي ميگم دليل علمي
[bababozorg] 12:11 am: پس اين اولش
[bababozorg] 12:11 am: ممنونم از تواضع شما
[بی خدا] 12:12 am: اينکه چيز خاصي نبود
[bababozorg] 12:12 am: حالا ببين مگه مافقط از برهان نظم خدا رو ثابت ميكنيم؟
[bababozorg] 12:12 am: گيرم شما برهان نظم رو قبول نكني ادله بديهي رو چي؟
[بی خدا] 12:13 am: بابا بزرگ شماخودت ميدوني وقتي يکي از دلايل اثبات يه موضوع علمي نقص داشت هباشد اون موضوع باطل ميشود
[bababozorg] 12:13 am: نه عزيزم ميخواستم بگم تنها با نظم كه خدا ثابتنميشه حالا به هميننظم هم ميرسيم
[bababozorg] 12:14 am: بيخدايگرامي ميدونيد فرق برهان با بداهت چيه؟
[بی خدا] 12:14 am: برهان دليل و استدلاله
[بی خدا] 12:15 am: بداهت يعني چيزاي غير قابل انکار بديهي
[bababozorg] 12:15 am: احسنخوب حالا بفرما
[bababozorg] 12:16 am: آيا قبول داري از نظر عقل ما انسانها در عالم واقع دو نوع وجودداريم؟
[bababozorg] 12:16 am: يكي ممكنالوجود و ديگري واجب الوجود؟
[بی خدا] 12:16 am: متوجه سوالتون نميشم
[bababozorg] 12:16 am: ووجود سومي به هيچ وجه نداريم
[بی خدا] 12:17 am: نشد بابا بزرگ فلسفه نداريم قرارشد منطقي و علمي
[bababozorg] 12:17 am: بيخدا جون من دارم ازنظر عقل خودت ميگم
[bababozorg] 12:17 am: كار به فلسفه ندارم اصلا من از شما ميخوام ياد بگيرم
[بی خدا] 12:18 am: واجب الوجود ومکن الوجود فلسفيه
[bababozorg] 12:18 am: از نظر عقل شما چند دسته وجود تو اين عالمهست؟
[bababozorg] 12:18 am: عزيزم من به عقلشما ميخوام رجوع كنم
[ali111] 12:18 am: يکي ازابزارهاي قرار بي خدا از بحث همينه که ميگه با فلسفه کاري نداره
[بی خدا] 12:18 am: فقط وجود مادي
[bababozorg] 12:18 am: خوب باشه
[بی خدا] 12:18 am: ببخشيد فرار از چي؟
[bababozorg] 12:18 am: سوال منو پاسخ بفرمامديراينجا هستن
[bababozorg] 12:19 am:
[بی خدا] 12:19 am: عوالم ر وتعريف کن ببينم عقلاني
[bababozorg] 12:19 am: خوب بيخداي گرامي با منيد؟
[بی خدا] 12:20 am: بابابزرگ ميبينيد که چي ميگه
[sara.m] 12:20 am: دوستان خواهش مي کنم نظارت بحث رو فقط بعهده بگيريد
[bababozorg] 12:20 am: ببينيد درسته عزيزم شما بامنباش و سارا خانم بهشون ياد آوريميكنه
[ali111] 12:20 am: فقط تماشاچي باشيم....همين؟
[sara.m] 12:20 am: دوستان وبزرگواران خواهشمندم در عمومي چيزي ننويسيد
[bababozorg] 12:21 am: فعلا بله علي آقا الان مناظره بيندونفره
[saarallah] 12:21 am: بله اين قانون مناظره در اين سايته
[bababozorg] 12:21 am: ازبقيه دوستان هم تشكر ميكنم بخاطر ادبو رعايت نظم
[بی خدا] 12:21 am: حواسم پرت شد
[ali111] 12:21 am: قانونش نديدم کجا زديد؟
[bababozorg] 12:21 am: خوب بيخدا جان علي آقا اينجا جاي بحث نيست برادر به سارا خانم صحبت كن توجيهت ميكنن عزيزم
[bababozorg] 12:22 am: صلوات
[بی خدا] 12:22 am: قانونش ر ومن نميدونم کجا زدن
[sara.m] 12:22 am: جناب بابابزرگ بفرماييدادامه مناظره
[bababozorg] 12:22 am: خوب بيخدا ي عزيز با منيدبزرگوار؟
[bababozorg] 12:23 am:ببينيداين رو قبول داريد كه من و شما وجود داريم
[بی خدا] 12:24 am: بل ه وجود ماديداريم
[bababozorg] 12:24 am: خوب حالا اينوقبول داريد كه اطرافمون وجوداتي هستن؟
[بی خدا] 12:25 am: مثلا؟
[bababozorg] 12:25 am: مثلادورو بر من وشما انسانهاي ديگه يا وجودات ديگه هستن درسته؟
[بی خدا] 12:26 am: وجود ديگر نه ولي انسانهاي ديگر خبهستش
[bababozorg] 12:26 am: خوب حيوانات وگياهان و نباتات و...وجود نيستن؟ نميبينيدشون يا دركشون نميكني؟ وجودات غير انساني را؟
[بی خدا] 12:27 am: وجود به معناي موجودبله
[bababozorg] 12:27 am: عقلت چي ميگه واقعا؟
[بی خدا] 12:27 am: من اشتباه متوجه شدم
[bababozorg] 12:27 am: احسن
[بی خدا] 12:27 am: حيوان و نبات و ...همهستش
[bababozorg] 12:27 am: البته اين حرفت فلسفي بودا بله منظورم از وجود همون موجوده ديگه خوب خيلي ممنونم عزيزم از حق گوييتان خوب حالا ببين
[bababozorg] 12:27 am: ما و شما بعنوان انسان عاقل بايد نسبت به محيط اطراف و خودمان فكر كنيم يانه؟
[بی خدا] 12:29 am: بله
[bababozorg] 12:29 am: احسن خوب حالاما ميگيم
[bababozorg] 12:30 am: دراين عالم از نظرعقل دو نوع وجود بيشتر نميبينيم و يادركش نميكنيم كه بديهين
[bababozorg] 12:30 am: يعني تمام اين بقول شماموجودات يا از نظر عقليبايد يا وجود امكاني داشته باشن و يا واجبي درسته
[بی خدا] 12:30 am: چيزي نداريم که درکش نکنيم
[bababozorg] 12:31 am: ووجود سومي را عقل ما دركش نميكنه و قبول نداره چون نيستدرسته؟
[بی خدا] 12:32 am: همه چيز وجودامکاني دارد
[bababozorg] 12:32 am: خوب بيخداجون الان وسط بحث هست نميشه ادعاي بي دليل كرد كه
[bababozorg] 12:32 am: داريم استپ باي استپ ميريمجلو
[bababozorg] 12:33 am: ببين خوبباشه حالا وجودامكاني رو برامون تعريف بفرما؟
[بی خدا] 12:33 am: منم ادعاي بي دليل نياوردم
[bababozorg] 12:33 am: چشم آخه كلمه- دارد- اخباري هستش مهم نيست
[bababozorg] 12:34 am: شما وجود امكانيرا برامون ميشه تعريف بفرمايين؟
[بی خدا] 12:35 am: يعني وجودي که به هستش يا بهتر ه يه جور ديگري بگم وجودي که خودش بر اثر يه دليلي بوجود امده که او ندليل ممکنه خود ديل ديگري باشد
[bababozorg] 12:36 am: درود برشما تاحدودي قبول دارم
[bababozorg] 12:36 am: حالا توجه بفرما
[bababozorg] 12:36 am: اون دليل وجود امكاني از خودش ميتونه باشه يا از وجود مثلخودش؟
[bababozorg] 12:37 am: يعني دليلبوجود اومدن من و شما ميتونيم خودمون باشيم؟
[bababozorg] 12:37 am: يا ممكن ديگري مثل ما ما رو بوجود بيارهبالمئال؟
[بی خدا] 12:37 am: از چيزي در ماهيت خودش ميتونه باشه
[bababozorg] 12:37 am: يعني چي؟ ماهيت را ميتونيد تعريف بفرمايين؟
[bababozorg] 12:38 am: ماهيت كه بعد ازوجوده بزرگوار .چطوروجود نيومده ماهيت مياد؟ اين كه اشتباه عزيزم
[بی خدا] 12:38 am: الانميگم تعريف ماهيت ر و
[bababozorg] 12:39 am: ببينيدوجود هستياست و ماهيت چيستي وچگونگي
[بی خدا] 12:39 am: شما سوال کردي بذاريد پس منم جوابش روبدهم
[بی خدا] 12:39 am: ماهيت يعني ذات و چيستي يکشي
[bababozorg] 12:40 am: احسن بزرگوارممنونم خوب ببينبيخدا جون اول تا هستينباشه كه دربارهچگونه بودنش نميشه بحث كرد كه درسته؟
[بی خدا] 12:41 am: فلسفي من بحث نميکنم
[bababozorg] 12:41 am: درسته از نظرعقل ميگم
[bababozorg] 12:42 am: شما بايداول وجودتون ثابت بشه بعد بگيم داراي چه خصوصياتي درسته؟
[بی خدا] 12:42 am: پس بحث فلسفي نگيد
[bababozorg] 12:42 am: قبول داري وجود مقدم برماهيته؟
[bababozorg] 12:42 am: خودت ماهيترا پيش كشيدي بزرگوار
[بی خدا] 12:42 am: وجودمن نياز به اثبات ندارد چون بيهي است
[بی خدا] 12:42 am: مگه بديهي ر وه ماثبات ميکنند؟
[bababozorg] 12:42 am: احسن برشما بي خدا جون شما خيلي چيزا رو ميدونيدا فقط كمي بايد روشون فكربشه
[bababozorg] 12:43 am: پس منشاء وجود ممكن نميتونه ماهيت باشه درسته
[bababozorg] 12:44 am: بيخدا جون پس منشاء وجودنميتونه ماهيت باشه درسته؟ بلكه وجود امر بديهياست
[بی خدا] 12:44 am: چرا اين حرف روميزنيد؟ وجود بهمعناي موجود بله
[bababozorg] 12:46 am: خوب بيخداجون
[bababozorg] 12:47 am: ببين پس تا اينجا رسيديم كه ممكن الوجودمبدء وجودش خودش يا ماهيتش نميتونه باشه درسته؟
[بی خدا] 12:47 am: نه اين روقبول ندارم
[bababozorg] 12:48 am: چطور ؟بيخدايگرامي
[بی خدا] 12:48 am: من کار با ماهيتش دارم که ميتونه باشه
[bababozorg] 12:48 am: يعني شما خودت خودترا بوجود آوردي؟؟؟
[بی خدا] 12:48 am: طبق اونتعريفي که از ماهيت کردم کاملادرسته لبت هاون تعريفم خودمحققين خودتون گفتند
[bababozorg] 12:49 am: بي خداي گراميمگه نميگي وجود مقدمبر ماهيته
[بی خدا] 12:49 am: م نر وخودم بوجودنياوردم وجود به معناي موجود کاملا حرف شما درسته
ادامه داره.........

hoseintabar
۱۳۸۷/۰۷/۰۲, ۰۷:۵۰
[bababozorg] 12:50 am: وجود هستي است
[bababozorg] 12:50 am: ماهيت چيستي
[بی خدا] 12:51 am: ماهيت خالق نيست بذار تو مثال بگم
[bababozorg] 12:51 am: هستي مقدم بر خصوصيته ديگه
[بی خدا] 12:51 am: ما ادما همه وجودمون ماده است
[بی خدا] 12:51 am: ماهيتمون ماده است
[بی خدا] 12:51 am: يعني همه ماه اااز ماده بوجود امديم
[bababozorg] 12:51 am: بيخدا جون نشد كه
[bababozorg] 12:51 am: ماهيت را بالا خودت گفتي كه چيستي و چگونگي ه ديگه
[bababozorg] 12:52 am: قبول داري چيستي صفاتن
[bababozorg] 12:52 am: چگونگي و چيستي صفات هستن؟
[بی خدا] 12:53 am: اولش ذات ه مداره درسته اونم تو تعريف من بود
[bababozorg] 12:53 am: بيخداجون ببين وقتي ماهيترا قبول داري كه چيستيه و چيستي صفته خوب صفت كه نميتونه بر ذات مقدم بشهعزيزم اين غير عقليهكه قبول داري حالا؟
[بی خدا] 12:54 am: بابابزرگ تعريف منر وتحريف ميکني؟گ کلمه ذاتم تو تعريف منبود
[bababozorg] 12:55 am: پس ماهيت نميتونه ماده باشه چون ماده صفت نيست
[bababozorg] 12:55 am: شما بزرگواريدعزيزم
[bababozorg] 12:55 am: ميخوام بگم ماهيت چون صفته نميتونه ماده باشه ماده وجود است درسته؟
[] 12:56 am: [bababozorg بيخدا جون چرا قاطي ميكني لا اقل رو حرف خودت پايبند باش با ادعا كه چيزي درست نميشه بزرگوار ماده وجوداست ماهيت صفت است چگونه ميشه صفت مقدم بروجود باشه
[] 12:58 am: آخه ببين بايد حرف عقلي باشه ديگه كدومو عوض كردم بزرگوار چيستي و چگونگي درسته؟
[[] 12:59 am[bababozorg: يه لحظه اجازه ميدي بيارم تعريفتونو؟
[] 1:00 am: بی خدا] 12:40 am: ماهيت يعني ذات و چيستي يک شي


[] 1:00 am: درسته بيخداجون منم گفتم چيستي ديگه يبار تعريفتو ميزارمببين
[] 1:02 am: بی خدا [] 1:03 am:يعني ذات و چيستي يکشي
[] 1:02 am[bababozorg:: حالا يه سوالدارم
[] 1:02 am: دراينجا چند كلمه گذاشتي ببين اين كه اونجا گفتمتا حدودي درسته بخاطر همين اشتباه بود(ذات چيز ديگري ست)
[[] 1:03 am: بين عزيزم شما گفتيدماهيت چيستي يك شي قبوله
بی خدا [] 1:03 am: بله درسته
[] 1:03 am[bababozorg:: خوب حالا بفرما
[] 1:04 am: تا ما اول يك شي نداشته باشيم
[] 1:04 am: چيستي آن معني نداره
[] 1:05 am: با تعريف خودت
[] 1:05 am: يكي شي
[] 1:05 am: ديگري چيستي شي
[] 1:05 am: درسته
[] 1:05 am: پس اول بايد شي يعني همون وجود باشه
[] 1:05 am: بعد درباره چيستي اش بحث شود
[] 1:05 am: بله ديگه مگه وجود معني ديگه هم داره؟
[] 1:05 am: پس قبول داري كه وجودمقدم بر ماهيته
[] 1:06 am: درسته؟
[] 1:06 am: وجود شياست
[] 1:06 am: و ماهيت صفت اونشي
[] 1:06 am: قبوله؟
[] 1:07 am: طبق تعريف خودتون
[] 1:07 am: ببين از بحث خارج نشيم بزرگوار
[] 1:07 am: قبول داري وجود مقدم بر ماهيت است؟
[] 1:08 am: ميخوام بگم ماهيت ماده نيست بلكه صفت است
[] 1:08 am: قبول داريد بزرگوار؟
[] 1:09 am: ببين بزرگوار
[] 1:09 am: وقتي ميگي مقدمه يعني ديگري موخره
[] 1:09 am: اين يعني دوچيز
[] 1:09 am: ديگه نميتونن يكي باشن كه
[] 1:09 am: اين كه خلاف عقله
[] 1:09 am: مثلاينكه بگيد
[] 1:10 am: 1 و 2 دو چيزه ولييكين
[] 1:10 am: يك ودو
[] 1:11 am: بالاخره قبول داري كه دوتاهستن؟
[] 1:11 am: وجود وماهيت
[] 1:11 am: اما دريك فرد
[] 1:12 am: خوب عزيزم بيخدا
[] 1:12 am: وجود وماهيت دوچيزن
[] 1:12 am: يكي وجود
[] 1:12 am: ديگري ماهيت
[] 1:12 am: نه اينكه دوچيز يه ماهيت
[] 1:13 am: خود اون دوتا
[] 1:13 am: يكي وجود است يكي ماهيت
[] 1:13 am: درسته
[] 1:13 am: اجازه ميدي اينو تموم كنيم؟
[] 1:13 am:بی خدا : بله
[] 1:14 am: خوب بيخدا جون اين حرف شما با عقل جور در نميادديگه
[] 1:14 am: خودت الان قبول كرديكه
[] 1:14 am: ماهيت چيستي هست وصفت
[] 1:14 am: صفت كه نميتونه ماده باشه
[] 1:14 am: مگه تعريف ماده رونميدوني؟
[] 1:15 am: پس ماده نميتونه خالق خودش باشه كه
[] 1:15 am: مگه چيستي همون صفت نيست؟
[] 1:15 am: چيستي يعني چه يه مثالبزن؟
[] 1:19 am: بی خدا : مثل درخت كه شاخ و برگ و ريشه و ساقه و... ماهيتش اند ودرخت ماده ووجود است.
[] 1:19 am: اي بابا خيلي خرابش كردي كه بزرگوار
[] 1:19 am: درخت كه وجودكلي اين اجزا هستش عزيزم
[] 1:21 am: [bababozorg: خوب بيخدا جان اين تعريف شخصي كه نيست بايد عقلي باشه
[] 1:21 am: برگ و شاخه و ... همه اجزا يك كلي اند به اسم درخت
[] 1:22 am: بيخداي گرامي
[] 1:22 am: ببين صفت را برات مثال بزنم؟
[] 1:23 am: نيكي - بدي - همدردي- عدالت - شجاعت و... اينها رو ميگن صفت يك انسان مثلا
[] 1:24 am: اينها ماهيتن يعني چگونه بودن يك انسان
[] 1:24 am: خوب بيخدا
بی خدا[[] 1:26 am: يا سيهاي يا سفيدي يا... اينها دردرخت صفتن
[] 1:27 am: [bababozorg: اما شاخ و برگ و ساقه ووو.. اينها وجودن
[] 1:27 am: درستشد؟ احست بيخداجون حالا درست فرمودي عاليه ببين سفيدي و سياهي و ... جزو عارضي هست يعني با وجود درخت فرق داره
[] 1:28 am: من و شما نميتونيم خودمون خودمون را وجود بديم درسته
[] 1:28 am: پس ميخام اينو بگم كه
[] 1:29 am: ماهيت ما كه صفته نميتونه مارا وجود بياره چون رتبه اش بعد ازوجوه
[] 1:29 am: درود بر شما كه انسان منطقي هستيد عزيزم
[] 1:29 am: من خيلي خوشحالم باادم منطقي دارم صحبت ميكنم و دگم نداره
بی خدا1:30 am[] وجود صفته؟
[] 1:30 am: 1:30 am: ما دو وجودداشتيم
[] 1:31 am: يكي ممكن
[] 1:31 am: و دومي واجب
[] 1:31 am: از اين دوحال كه خارج نيست عقلا
[] 1:31 am: خوب ما خودمون كه نتونستيم خالق خودمون باشيم درسته
[] 1:31 am: چون ما معلول ومخلوق هستيم
[] 1:31 am: و رتبه معلول پست تر از رنبه علت هست
[] 1:32 am: چيز كه رتبه اش پست تره نميتونه يهو مقدم بر عاليتر از خود بشه و علت بشه درسته؟
[بی خدا] 1:33 am: ببخشيد قطع شد
[] 1:34 am[bababozorg:: پس يبار ديگه ميگم بيخداي عزيزم هستيد؟
[بی خدا] 1:34 am: بابا بزرگ بقيش براي فردا نميخام خسته بشيد
[] 1:34 am: [bababozorg:گفتم كه از نظر عقل ما دو وجود بيشترنداريم
[sara.m] 1:34 am: تا ده دقيقه ديگه مناظره تموم مي شه
[بی خدا] 1:35 am: باشه
[] 1:35 am: [bababozorg: چشم سارا خانم باشه
[sara.m] 1:35 am: ممنونم
[] 1:35 am: [bababozorg: بيخدا ي عزيز وگرامي
[بی خدا] 1:35 am: بله
[] 1:35 am: [bababozorg: ببين ميخوام بگم كه پس ما از نظر عقل دو وجود بيشترنميتونيم پيدا كنيم
[] 1:35 am: يكي ممكن
[] 1:36 am: و ديگري واجب
[] 1:36 am: ممكن الوجود كه نميتونه خودش خالق خودش باشه چون معلول هست
[بی خدا] 1:36 am: بابا بزرگ همه حرف منم همينه همه چيز ممکنه واجبي نداريم
[] 1:36 am: ورتبه معلول بعد از علت هست و پست تره
[بی خدا] 1:37 am: خب بله هر معلولي علتي دارد ولي هر علتي هم معلوي دارد
[] 1:37 am: خوب ببين عزيزم
[] 1:37 am: ولي معلول رتبه اش بعد از علت هستش قبولداري؟ علت مقدم بر معلول ومخلوقه درسته؟
[بی خدا] 1:38 am[B]: بله
[] 1:38 am: درود بر شما
[] 1:38 am: خوب حالا ما ميگيم عقلا وقتي كه معلول رتبه اش پائين تره از علته
[] 1:38 am: خوب ممكن الوجود هم معلول شد
[] 1:39 am: ديگه نميتونه خودش دوباره مقدم بر علت باشه كه خودشه
[] 1:39 am: پس بايد علت ممكن چيزي غير از ممكن باشه
[بیخدا] 1:39 am: بابا بزرگ اصلا بحث ممکن وواجب نيست
[] 1:39 am: خوب ببين عزيزم
[بی خدا] 1:40 am: ممکن ووواجب وقتي معنا دارد که بهم ربطي نداشته باشند
[] 1:40 am: فقط ميخوام الان اينوبگم
[] 1:40 am: كه ما نميتونيم خودمون خالق خودمون باشيم
[] 1:40 am: چون معلوليم
[] 1:40 am: وخودت قبول كردي رتبه معلول بعد از علت هست
[] 1:40 am: اتفاقا ربط دارن
[] 1:41 am: پس انسان همزمان كه معلوله نميتونه علت خودش هم باشه درسته ؟
[بی خدا] 1:41 am: بله خودمون نميتوانيم ولي اصلا يحث خاق و مخلوق نيست ماها از ماده هستيم و ازاونم پديد امديم
[] 1:41 am: خوب بيخدا جون 5دقيقه مونده ظاهرا اين كه فقط ادعا ست عزيزم ما داريم با عقل جلو ميريم ديگه .ماده هموم ممكن الوجوده ديگه .وخودت هم الان گفتي ما (ممكن الوجود) خودمون نميتونيم خودمون را بوجود بياريم) .
[بی خدا] 1:42 am: بابا بزرگ باشه براي بعد ادعا نيست ميتونم راحت ثابتش کنم
[بی خدا] 1:42 am: با عقل ومنطق بابا بزرگ باشه براي بعد
[] 1:42 am: نشد كه شما تا الان همش رسيدي به اينجا كه
[] 1:43 am: معلول مادي (انسان ) نميتونه همزمان علت باشه چون رتبه اش بعد از علت هستدرسته؟
[بی خدا] 1:43 am: بله
[] 1:44 am: احسن
[بی خدا] 1:44 am: من خسته شدم باشه براي بعد خواهشا
[] 1:44 am: خوب انسان هم معلول هستش و لذا نميتونه علت وجود خودش باشه درسته؟
[sara.m] 1:44 am: بالاخره بدون نتيجه گيري که نمي شه بيخداجان
[] 1:44 am: از طرفي دو وجود بيشترنداشتيم يكي ممكن كه نتونست خالق خودش باشه
[] 1:44 am: پس يك وجود ميمونه واون واجب الوجوده
[] 1:45 am: لذا ما ميگيم تمام ممكن الوجودها معلول يك وجود واجبند كه علت همه هستش
[] 1:45 am: تموم شد ديگه چيزي نمونده
[بی خدا] 1:46 am: ولي الان واقعا خسته شدم
[] 1:46 am: يك كلمه هستش ديگه من همش با عقل خودت اومدم جلو
[] 1:47 am: شما قبول كرديدكه معلول نميتونه علت خودش باشه درسته؟
[بی خدا] 1:47 am: وقت تمومه
[بی خدا] 1:47 am: بابا بزرگ مندر جلسه بعدي حتما اي نر ورد ميکنم
[] 1:48 am: خوب انسان هم معلول هست پس نميتونه علت خودش باشه درسته؟
[] 1:48 am: پس نتيجه ميگيريم كه تمام معلولها ممكنالوجودن و همه ممكنالوجودها بهيك واجب الوجود بر ميگردن
[[بی خدا] 1:48 am: گفتم در جلسه بعد حتما اين ر وبهش ميپردازم
[] 1:48 am: و وجود سومي هم كه نداريم اينو هم قبول فرموديد بيخدا جون
[بیخدا] 1:49 am: بابا بزرگ چرا نميذاري بحث تمو مبشه بعد نتيجه بگيري
[] 1:49 am: اگه بنا باشه سر نتيجه گيري شما كنار بكشيمن ديگه بحث ندارم خوب خودت يكطرفه بفرما
[بی خدا] 1:49 am: من که گفتم منطق ميپذيرم
[hamidsar] 1:49 am: خوب وقت تموم نشد.
[] 1:49 am: شما هميشه وقتي به اينجا ميرسي ميزاري ميري
[بی خدا] 1:49 am: ر جلسه بعدي نتيجه هم بگيريرد
[بی خدا] 1:50 am: نه نميرم بابا بزرگ
[] 1:50 am: الان سارا خانم بما 5 دقيقه وقتدادكه
[بی خدا] 1:50 am: من قول ميدهم جلسه بعديحرفامر وکه زدم عد نتيجه منطقي روبپذيرم
[] 1:50 am: شما بجاي اين ميتونستيدپاسخم را بديد
[sara.m] 1:50 am: درسته
[] 1:50 am: فكر ميكنم نميخواي نتيجه حقيقت را حد اقل فعلا قبول كني هرچند درقلم قبول كردي بالا.
[بی خدا] 1:51 am: مطمئ نباشيد به قولم عمل ميکنم
[] 1:51 am: ولي من طور ديگري فكر ميكردم روشما
[بی خدا] 1:51 am: بابا بزرگ من فعلا تاجلسه بعد حرفاي شما ر وميخونم چند بارم ميخونم
[] 1:51 am: برا ما مهم بيان حقيقت بود
[بی خدا] 1:51 am: ولي نتيجه نگيريرد تا حرفاي منم تموم شود
[] 1:51 am: كه پيش خدا مسئوليت نداشته باشيم اختيار با شماست عزيزم
[sara.m] 1:51 am: دوستان همگي خسته نباشيد
[بی خدا] 1:51 am: بابا بزرگ شما براي من انسان قابل احترام و خوبيهستيد
[] 1:51 am: شما تنها يك كلمه مونده بود
[sara.m] 1:52 am: بابابزرگ خدا خيرتون بده،دهن روزه خسته شديد
[] 1:52 am: از حضور همهدوستان تشكر ميكنم
[sara.m] 1:52 am: بيخداجان شما هم خسته نباشيد
[بی خدا] 1:52 am: پس اجازه بدهيد دفعه ديگه مطئن باشيد منطقي باشه ميپذيرم
[] 1:52 am: من از سارا خانم بزرگوار كه خيلي زحمت ميكشن ممنونم
[] 1:52 am: بيخدا جون از حضور شما هم ممنونم
[بی خدا] 1:52 am: مرسيسارا
[] 1:52 am: ولي دوست داشتم منطقي ترباشيد و نتيجه عقل خودتون را حداقل بپذيريد به هرحال زحمت كشيديد
[بی خدا] 1:52 am: ابابا بزرگ يه خصوصي بازميکنيد؟ يه خصوصي لطفا بازکنيد
[[] 1:53 am: چشم من بازم دوستون دارم عزيزم بيخدا من هميشه خير وسعادت شما رو ميخوام ديشبم خيلي برات دعا كردم الان هم يه تفال از قرآن برات زدم آيه خيلي خوب برات اومده بود
[sara.m] 1:55 am: از همگي ممنونم موفق و مويد باشيد
[بی خدا->] 1:56 am: بابا بزرگحرفاتونر وميخونم فقط يه جلسه ديگه من مدلايلمر وبگم بعد نتيجه منطقي روميپذيرم
[] 1:56 am: خدا حافظ بيخدايگرامي سارا خانم متشكر اززحماتتون خدا يار و نگه دار همه دوستا نعزيزم
خلاصه توافق طرفين :
1- ما وجود داريم
2- اطرافمون وجودات و حقائقي هستند
3- بايد درباره حقائق تفكر كنيم
4- ما ممكن الوجوديم
5- وجود مابع علت نياز داره.
6- ممكن الوجود معلول هست ومخلوق . ومعلول نميتونه خودش علت و خالق خودشه باشه چون رتبه معلول از علت پست تره.
.... ؟

bachemahal
۱۳۸۷/۰۷/۰۲, ۱۰:۲۶
[بی خدا->] 1:56 am: بابا بزرگ حرفاتونر وميخونم فقط يه جلسه ديگه من مدلايلمر وبگم بعد نتيجه منطقي روميپذيرم.... ؟

با درود جناب بيخدا :Rose:
اميدوايم همه به نتيجه منطقي و عقلي تن دهيم.

yas313
۱۳۸۷/۰۷/۰۳, ۱۸:۱۸
مگه قرار نشد ثابت كني دنبال حقيقتي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی خدا
۱۳۸۷/۰۷/۰۳, ۱۸:۳۲
مگه قرار نشد ثابت كني دنبال حقيقتي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

:Moshtagh: