PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده آیا زنان پیغمبر داریم؟



منتظر منتقم فاطمه(س)
۱۳۹۲/۱۰/۲۳, ۲۰:۲۶
آیا خداوند زنی را به عنوان پیغمبر برگزیده است؟

حکمت
۱۳۹۲/۱۰/۲۴, ۱۴:۵۵
با نام الله






http://www.askquran.ir/member75940-albums1516-33185.png





کارشناس بحث: استاد رئوف

رئوف
۱۳۹۲/۱۰/۲۴, ۱۹:۵۲
آیا خداوند زنی را به عنوان پیغمبر برگزیده است؟


با سلام خدمت شما دوست گرامی

1. نه از نصوص ديني و نه از گزاراشات تاريخي هيچ شاهدي بر اينکه زني ، نبي به معني خاصّ آن بوده باشد در دست نيست.

2. اقسام نبوّت و جايگاه زنان نسبت به اين اقسام. بين علما و بخصوص عرفا براي نبوّت دو اصطلاح است که عبارتند از نبوّت تشريعي و نبوّت اِنبائي ؛ خود انبياء تشريعي نيز دو دسته اند. برخي صاحب شريعتند که آنها را انبياء الوالعزم مي نامند و برخي ديگر مبلّغ و تکميل کننده ي شريعتصاحب شريعت مي باشند.اين دو گونه از نبوّت ، همان اصطلاح خاصّ و معروف نبوّت است که در قرآن کريم و روايات اهل بيت(ع) استعمال شده است. امّا نبوّت انبائي به معني صرف اتّصال به منبع غيب و ارتباط با ملائک است و دريافت برخي حقايق رحماني است. اين اصطلاح از نبوّت يا در متون ديني استعمال نشده يا به ندرت استعمال شده است. آنچه از متون ديني مسلّم است اين است که نبوّت تشريعي ، به هر دو قسم آن ، اختصاص به مردان دارد ؛ امّا نبوّت انبائي مشترک بين مردان و زنان است. در طول تاريخ کسان بسياري از مردان و زنان بوده اند که به مقام نبوّت انبائي رسيده اند ولي چون اينها به عنوان پيامبر تشريعي مطرح نبوده و به عنوان «حجّةالله علي الخلق» شناخته نمي شدند نام اکثر آنها برده نمي شود. از بين هزاران انبياي تشريعي ، تنها نام تعداد اندکي از آنها باقي مانده و نام بسياري فراموش شده است کجا رسد نام کساني که نبوّت انبائي داشته اند. در بين زنان ، کساني چون حضرت مريم (س) و حضرت فاطمه(س) يقيناً صاحب مقام نبوّت انبائي بوده اند و با ملائک و بلکه بالاتر با روح ، که اشرف از ملائک بوده و به تصريح روايات عامل نبوّت است ، ملاقات داشته اند. « وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ (42) يا مَرْيَمُ اقْنُتي‏ لِرَبِّكِ وَ اسْجُدي وَ ارْكَعي‏ مَعَ الرَّاكِعينَ (43) ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ (44) إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ (45) وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصَّالِحينَ (46) قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي‏ وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني‏ بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُون‏ : و(به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند:«اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برترى داده است. (42) اى مريم! براى پروردگار خود، خضوع كن و سجده بجا آور! و با ركوع‏كنندگان ، ركوع كن! (43) (اى پيامبر!) اين، از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مى‏كنيم؛ و تو در آن هنگام كه قلمهاى خود را(براى قرعه‏كشى) به آب مى‏افكندند تا كداميك كفالت و سرپرستى مريم را عهده‏دار شود، و(نيز) به هنگامى كه(دانشمندان بنى اسرائيل، براى كسب افتخار سرپرستى او،) با هم كشمكش داشتند، حضور نداشتى؛ و همه اينها، از راه وحى به تو گفته شد. (44) (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خداوند تو را به كلمه‏اى‏ از طرف خودش بشارت مى‏دهد كه نامش«مسيح، عيسى پسر مريم» است؛ در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر، صاحب شخصيّت خواهد بود؛ و از مقرّبان(الهى) است. (45) و با مردم، در گاهواره و در حالت كهولت(و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت؛ و از شايستگان است.» (46) (مريم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، اين گونه هر چه را بخواهد مى‏آفريند! هنگامى كه چيزى را مقرّر دارد(و فرمان هستى آن را صادر كند)، فقط به آن مى‏گويد: «موجود باش!» آن نيز فوراً موجود مى‏شود.»(آل عمران) ازاين آيات شريفه به وضوح استفاده مي شود که : 1ـ حضرت مريم سلام الله عليها با ملائک ارتباط داشته 2ـ از جانب خدا براي امر خاصّي برگزيده شده بود. 3ـ به دست خدا تطهير شده و معصوم بود. 4ـ مستقيماً از عالم غيب دستور العمل مي گرفت. 5ـ ملائک از آينده به او خبر مي دادند. « وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا (16) فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا (17) قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا (18) قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا (19)قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لي‏ غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني‏ بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا (20) قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا . و در اين كتاب(آسمانى)، مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانواده‏اش جدا شد، و در ناحيه ي شرقى(بيت المقدس) قرار گرفت؛و ميان خود و آنان حجابى افكند(تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در اين هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستاديم؛ و او در شكل انسانى بى‏عيب و نقص، بر مريم ظاهر شد. (17) او گفت:«من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه مى‏برم اگر پرهيزکارى.(18) گفت:«من فرستاده ي پروردگار توام؛ تا پسر پاكيزه‏اى به تو ببخشم.» (19) گفت:«چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى كه تا كنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام.» (20) گفت:«مطلب همين استپ. پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است.(ما او را مى‏آفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم؛) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهيم؛ و رحمتى باشد از سوى ما ؛ و اين امرى است پايان يافته(و جاى گفتگو ندارد) »»( سوره ي مريم) در اين آيات شريفه با صراحت از نزول روح بر مريم (س) خبر داده شده است که به تصريح روايات فراواني اين روح ، علّت خاصّ نبوّت و امامت است. بنا بر اين اگر مريم(س) مرد بود يقيناً نبي يا امام مي شد. او يقيناً رتبه ي وجودي نبي را داشته است و الّا روح الهي بر او نازل نمي شد ؛ لکن فاقد سِمَتِ رسالت و نبوّت بوده است که سرّ اين فقدان در ادامه مطالب خواهد آمد. « وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (11) وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتي‏ أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتينَ : و خداوند براى مؤمنان ــ ــ ، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت:«پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!» (11) و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما از روح خود در آن دميديم؛ او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود.»(سوره ي تحريم) در اين آيات شريفه افزون بر حضرت مريم(س) ، حضرت آسيه(س) نيز به عنوان الگوي حسنه براي جميع انسانهاي مومن ، اعمّ از مردان و زنان ، معرّفي شده اند که حکايت از علوّ مقام اين دو بزرگوار دارد. امّا اينکه آيا حضرت آسيه هم مثل حضرت مريم با ملائک در ارتباط بوده است يا نه از آيات شريفه مطلبي استفاده نمي شود.

3. امّا چرا زنان به سِمَت نبوّت تشريعي نمي رسند؟ حقيقت و اساس نبوّت و امامت چيزي جز اتّحاد با روح القدس نيست. « عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِلنَّبِيِّ (ص) خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَى النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ أَمَرَ وَ عَدَلَ وَ رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِيُّ ص انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ فِي الْإِمَامِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ لَا يَنَامُ وَ لَا يَغْفُلُ وَ لَا يَلْهُو وَ لَا يَسْهُو وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحُ تَنَامُ وَ تَلْهُو وَ تَغْفُلُ وَ تَسْهُو وَ رُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ يَرَى بِهِ مَا فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَتَنَاوَلُ الْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِيَدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْعَرْش‏ : مفضل بن عمر گفت: به حضرت صادق عرض كردم: از كجا امام اطلاع دارد از اطراف جهان با اينكه در خانه نشسته و پرده آويخته است؟ امام فرمودند: اي مفضل! خداوند براى پيامبر پنج روح قرار داده: روح الحيات كه با آن حركت مي كند مي رود و مى‏آيد ؛ و روح القوة که با آن حركت مي كند و جهاد مى‏نمايد ؛ و روح الشهوة که با آن مي خورد و مى‏آشامد و با زنان از راه حلال همبستر مى‏شود و روح ايمان كه بوسيله آن دستور مي دهد و عدالت مي ورزد ؛ و روح القدس که بوسيله آن بار نبوت را بر مي دارد. وقتى پيامبر از دنيا رفت روح القدس به امام منتقل مى‏شود.روح القدس نه مى‏خوابد و نه غافل مي شود ؛ و اهل لهو نيست و اشتباه نمي كند ولى چهار روح ديگر مي خوابند و داراى لهو و غفلت و سهو هستند؛ روح القدس ثابت است. نبي و امام بوسيله ي او آنچه را در شرق و غرب و خشكى و دريا است مى‏بيند.عرض كردم آيا امام مي تواند چيزى را كه در بغداد است با دست خود بر دارد؟ فرمودند: آرى هر آنچه را که پائين‏تر از عرش است مي تواند.»( بحار الأنوار ،ج‏25 ،ص58 ) طبق تفاسير عرفاني و فلسفي اين روايت ــ که اين مقال گنجايش ورود در آن بحث را ندارد ــ مراد از روح القدس داشتن انبياء و ائمه(ع) اتّحاد آنها با موجودي مافوق ملائک است که در آيات و روايات از او تعبير به روح و روح القدس شده است. « أَبَو عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ إِنَّ الرُّوحَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص يُسَدِّدُهُ وَ يُرْشِدُهُ وَ هُوَ مَعَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِه : امام صادق (ع) مي فرمود: همانا روح (روح القدس) خلقي بزرگتر و شريفتر از جبرئيل و ميکائيل و با رسول الله (ص) بود ؛ او تقويت و. ارشاد مي كرد ؛ او بعد از رسول اکرم (ص) با ائمه(ع) است.»( بحار الأنوار ، ج‏25 ،ص60) طبق بيانات پيشين حقيقت امامت و نبوّت يک چيز است که عبارت است از اتّحاد با روح القدس ، از اين حقيقت تعبير به ولايت الهي نيز مي شود. يعني تا کسي به مقام و مرتبه ي ولايت نرسد نبي يا امام نمي شود. همه ي انبياء و اوصياي آنها بدون شکّ داراي مقام ولايت بوده اند که کمالي وجودي است ؛ زناني چون حضرت زهرا و حضرت مريم (س) نيز واجد اين مقام بوده اند ؛ امّا نبوّت و رسالت و امامت ، مثل ولايت مقام و کمال وجودي نيستند بلکه سِمَتها و مسئوليتهايي هستند که خداوند متعال بر عهده ي برخي از صاحبان ولايت مي گذارد. اين مسئوليتها داراي چندين رکن هستند که مقام و مرتبه ي وجودي شخص تنها يکي از ارکان آن است. اين رکن که اساسي ترين رکن است ، امکان دريافت پيام الهي را فراهم مي کند ؛ امّا ارکان بعدي مربوط به اجتماع مي شوند. يعني شرايط ديگري بايد در نبي يا امام باشد که به او امکان ارتباط درست و محکم با اجتماع را بدهد و مانع از ابلاغ پيام الهي نشود. بر همين اساس مرد بودن يکي از ارکان نبوّت و امامت شده است ؛ چرا که اغلب مردان و تعداد قابل توجّهي از زنان حاضر به تبعيت از زنان نيستند. همينطور امام و نبي بايد داراي قدرت تحمّل جسماني باشد تا بتواند آزار و اذيت دشمنان را تحمّل کند يا در جنگها شرکت نمايد ؛ و زنان براي چنين اموري آفريده نشده اند. زنان ذاتاً رئوف و منعطف هستند ، در حالي که مسئوليتهاي اجتماعي روحيه اي مقاوم مي طلبد. اگر خدا زني را به نبوّت برگزيند و در او روحيه اي مردانه قرار دهد براي او نقص است چون خصوصّات مردانه براي مردان کمال ولي براي زنان نقص است ؛ کما اينکه خصوصيات زنانه نيز براي مردان نقص است. همچنين اگر زنان به نبوّت مبعوث مي شدند ، دشمنان بهانه ي خوبي براي تضعيف دين پيدا مي کردند ؛ در اين صورت يقيناً چنين تبليغ مي کردند که ايمان آورندگان افراد شهوت پرستي هستند که به خاطر زن بودن نبي به او ايمان آورده اند. مشابه اين امر در مسئوليتهاي الهي ديگر نيز وجود دارد ؛ براي مثال زن مي تواند به مقام اجتهاد که مقامي علمي است نائل شود امّا نمي تواند مرجعيت مردم را به عهده بگيرد. آنچه حقيقتاً کمال است اجتهاد است نه مرجعيّت ؛ مرجعيت يک مسئوليت اجتماعي است که شرط اساسي آن اجتهاد و شرط فرعي آن مرد بودن است. حاصل مطلب اينکه ولايت که باطن نبوّت و امامت است اختصاص به مرد يا زن ندارد بلکه مقام و مرتبه اي روحي و وجودي است ؛ امّا نبوّت و امامت که مسئوليتي اجتماعي است ، به خاطر شرائط اجتماعي تنها اختصاص به مردان دارد. و اين نقصي براي زناني چون حضرت مريم و حضرت فاطمه (س) نيست ؛ لذا اعتقاد شيعه بر اين است که حضرت فاطمه (س) ، غير از خاتم الانبياء ، از همه ي انبياي گذشته افضل و اشرف است. کما اينکه برخي از مفسّرين ، مثل آيةالله جوادي آملي ، حضرت مريم (س) را هم از برخي انبياء افضل دانسته اند.
* برگرفته از سایت پرسمان

منتظر منتقم فاطمه(س)
۱۳۹۲/۱۰/۲۴, ۲۰:۴۳
عرض سلام و ادب خدمت جناب کارشناس عزیز و گرامی.

ممنون از پاسخهای زیبایتان.

باتوجه به سخنان جنابعالی نبوت تشریعی که همان رهبری بر تمام امت زمان و محدوده پیغمبران بوده است به هیچ زنی تعلق نداشته است.

و هیچ زنی به عنوان رهبر بر یک امت انتخاب نشده است.

خادمة المهدی
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۵:۵۸
عرض سلام و ادب خدمت جناب کارشناس عزیز و گرامی.

ممنون از پاسخهای زیبایتان.

باتوجه به سخنان جنابعالی نبوت تشریعی که همان رهبری بر تمام امت زمان و محدوده پیغمبران بوده است به هیچ زنی تعلق نداشته است.

و هیچ زنی به عنوان رهبر بر یک امت انتخاب نشده است.




سلام


دراین باره قبلابه اندازه کافی درسایت بحث شده

درنبوت انبائی بین زن ومردفرقی نیست

ننبوت انبائی جنبه شخصی داردودررسیدن به کمال تفاوتی بین زن ومردنیست

امانبوت تشریعی جنبه اجتماعی داردواین جنبه رامردان به علت مراجعه افرادزیادبهترمی توانندانجام دهند

واین بیانگربرتری مردبرزن نیست.

فقط به این علت است که مردان بهترمی تواننداین وظیفه راانجام دهند.

منتظر منتقم فاطمه(س)
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۶:۵۶
امانبوت تشریعی جنبه اجتماعی داردواین جنبه رامردان به علت مراجعه افرادزیادبهترمی توانندانجام دهند

واین بیانگربرتری مردبرزن نیست.

فقط به این علت است که مردان بهترمی تواننداین وظیفه راانجام دهند.

ببخشید اینکه زن نمیتواند رهبر شود بسیار بالاتر از این است که شما فرموده اید.
و ربطی به مراجعه افراد ندارد.
لطفا بدون سند سخن نگویید.

به لینک زیر مراجعه فرمایید.


آیا زنان میتوانند در حکومت اسلامی عهده دار رهبری شوند؟ (http://www.askquran.ir/thread42754.html)

خادمة المهدی
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۸:۰۴
ببخشید اینکه زن نمیتواند رهبر شود بسیار بالاتر از این است که شما فرموده اید.
و ربطی به مراجعه افراد ندارد.
لطفا بدون سند سخن نگویید.

به لینک زیر مراجعه فرمایید.


آیا زنان میتوانند در حکومت اسلامی عهده دار رهبری شوند؟ (http://www.askquran.ir/thread42754.html)



بحثی که گفتیدمربوط به حکومت زن بودنه پیامبری او

حکومت باپیامبری تفاوت دارد

زنی که به مقام نبوت انبائی رسیده هرگزفسادنمی کند

وبه دلیل محل رجوع بودن نمی تواندپیامبرتشریعی شود

حضرت زهرا(س)به مقام انبائی رسیدنداگربه تشریعی هم میرسیدندقطعافسادنمی کردند

دلیل همان است که عرض کردم.

منتظر منتقم فاطمه(س)
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۸:۰۷
دلیل همان است که عرض کردم.

دلیل شما بی پایه و اساس است.
اگر سند ندارید سخن نگویید.

خادمة المهدی
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۸:۵۷
دلیل شما بی پایه و اساس است.
اگر سند ندارید سخن نگویید.



دلایل من عقلی است وازبزرگان شنیده ام
اگرشمادلایل عقلی قبول نداریدبحث دیگری است


از جمله احکام خداوند این است که یک زن پس از حجاب کامل بازهم حضور نداشتن او در جامعه بهتر از حضور او میباشد
برای یک زن بهتر است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببنید ( فرمایش فاطمه زهرا سلام الله علیها )
(وسائل لشيعة 20 )


برای خداوندجنسیت تفاوتی نداردوفرقی نمی کندپیامبرزن باشدیامرد

به خاطرشرایط خاص زنان که رویارویی کمتربامردان برایشان بهتر است به پیامبری تشریعی مبعوث نمیشوند.

منتظر منتقم فاطمه(س)
۱۳۹۲/۱۰/۲۵, ۱۹:۰۵
دلایل من عقلی است وازبزرگان شنیده ام
اگرشمادلایل عقلی قبول نداریدبحث دیگری است


از جمله احکام خداوند این است که یک زن پس از حجاب کامل بازهم حضور نداشتن او در جامعه بهتر از حضور او میباشد
برای یک زن بهتر است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببنید ( فرمایش فاطمه زهرا سلام الله علیها )

(وسائل لشيعة 20 )


برای خداوندجنسیت تفاوتی نداردوفرقی نمی کندپیامبرزن باشدیامرد

به خاطرشرایط خاص زنان که رویارویی کمتربامردان برایشان بهتر است به پیامبری تشریعی مبعوث نمیشوند.


دوست گرامی شما چرا اصرار دارید همه چیز رو باهم قاطی کنید.
رهبری یک زن چه ربطی به عفت و .... دارد.
اگر در این باره میخواهید بحث کنید با تاپیکی که در پستهای قبل لینکش رو گذاشتم بروید و پستها را با دلایل روای نقد کنید.


قسمت قرمز شده بحث شما از پایه و اساس مردود است.

mohammadreza
۱۳۹۳/۰۵/۲۰, ۱۴:۱۸
خیر هیچ زنی به پیامبری یا امامت نرسیده است

mohammadreza
۱۳۹۳/۰۵/۲۰, ۱۴:۲۰
و اما علت:چرا در بین پیامبران زن وجود ندارد؟ چرا در بین 124 هزار پیامبر و 14 معصوم یک نفر زن است؟ چرا زنان به مرحله نبوت و امامت نمیرسند؟ این سوالات همواره از سوی افراد زیادی خصوصا زنان پرسیده می شود . به همین منظور در مقام پاسخگوئی به آنها برآمدیم. سیر کمالی یکسان زن و مردتردیدى نیست كه مرد و زن از نظر جسمى و شرایط فیزیولوژیك با یكدیگر متفاوتند و هر یك براى انجام وظایف ویژه‏اى آفریده شده‏اند. اندام مرد براى كارهاى سخت و سنگین مناسب است و اندام زن براى كارهاى ظریف،مسۆولیت حمل فرزند، شیردادن و... . این تفاوت عین حكمت و به منظور حركت و دوام نسل بشر است. هم‏چنین به دلیل ویژگی‏هایى كه ناشى از این تفاوت است، بیشتر قهرمانان و بزرگان علم و فن و تاریخ از میان مردان برخاسته‏اند. پیامبران نیز به دلیل مسۆولیتى كه بر عهده داشتند و وظیفه خطیرى كه باید انجام می‏دادند، از بین مردان برگزیده شده‏اند. ولى همه اینها این شبهه را در بر ندارند كه زن، نمی‏تواند به درجات عالى كمال انسانى و قرب خداوند نایل شود و همان سیرى را كه برخى از مردان دارند، نداشته باشد.نمونه‏هاى ذكر شده در قرآن، گواه این مطلب است: حضرت مریم(سلام الله علیها)، آسیه، هاجر، ساره، مادر موسى(علیه السلام) و... نمونه‏هاى این رشد و تكامل هستند كه در قرآن ذكر شده‏اند. بنابراین تفاوت فیزیولوژیك زن و مرد؛ بدان معنا نیست كه راه كمال بر زن بسته و یا محدود است. از زاویه‏اى دیگر، باید توجه داشت كه عدالت همواره مقتضى تساوى عددى، وزنى و... نیست. اگر كسى ادعا كند كه چون حجم و وزن بدن زنان كمتر از مردان است، پس عدالت رعایت نشده آیا این سخن معقولى است؟ و یا گلى، هم وزن نبودن خود را با هندوانه به عنوان بی‏عدالتى مطرح سازد؟!
چون نه زن براى خدمت به مرد آفریده شده و نه مرد براى خدمت به زن؛ بلكه این دو همانند دو بال یك پرنده هستند كه در كنار یكدیگر امكانات خود را در اختیار هم قرار می‏دهند تا هم خود زندگى كنند و به كمال برسند و هم ضامن بقاى نسل بشر باشد

اندام زن براى وظایف خاصى طراحى شده كه آن طراحى عین عدالت است؛ چرا كه متقضاى خلقت حكیمانه و مصلحت عام بشر است. در برابر این ادعا كه زن براى خدمت به مرد آفریده شده می‏توان ادعا كرد كه مرد نیز براى خدمت به زن آفریده شده است؛ چرا كه حاصل زحمات مردان نوعاً در اختیار زنان است و آنان هستند كه از یك سو در مردان انگیزه كار ایجاد می‏كنند و از سوى دیگر حاصل كار آنان را مصرف می‏كنند. پس باید از این سخن غیرمنطقى دست برداشت؛ چون نه زن براى خدمت به مرد آفریده شده و نه مرد براى خدمت به زن؛ بلكه این دو همانند دو بال یك پرنده هستند كه در كنار یكدیگر امكانات خود را در اختیار هم قرار می‏دهند تا هم خود زندگى كنند و به كمال برسند و هم ضامن بقاى نسل بشر باشد.حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی در پاسخ به سوالی پیرامون فلسفه وجود نداشتن زنان در میان پیامبران الهی، راز این مساله را چنین تشریح کرده می فرمایند.این طور نیست که فقط یک زن معصومه داشته باشیم آن هم وجود زهرای مرضیه ‏سلام اللّه علیها باشد. ما دلیلی بر عدم عصمت بعضی از زن‌های دیگر نظیر زینب کبری و ‏حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه علیهما نداریم. این‌ که 124 هزار پیامبر همه مرد ‏هستند برای این است که نبوّت و رسالت، کارهای اجرایی دارد و خصوصیات بدنی و ‏جسمی مردها به گونه‌ای است که کارهای اجرایی وظیفه مردهاست. از طرف دیگر ‏پشتوانه نبوت و رسالت، مقام ولایت است. کمال انسان در آن است که بشود ولی اللّه ‏و این مقام، اختصاصی به مرد یا زن ندارد. زنان بزرگی نظیر آسیه، مریم، حضرت زهرا، ‏زینب کبری و حضرت معصومه در عالم بوده‌اند و این‌ها هر کدام با حفظ مرتبه و درجه ‏خاص خود می‌توانند به ولایت رسیده باشند.نبوت و رسالت امر اجرایی است، این ‌که ‏زنی پیامبر نشده است برای این است که زن باید با همه افراد جامعه تماس بگیرد، در ‏جنگ و صلح فرماندهی جنگ را به عهده بگیرد. این کار اجرایی برای زنان دشوار است ‏این‌چنین نیست که اگر پیامبران همه از جنس مرد بودند معنایش این است که کمال ‏معنوی مخصوص مرد است، بلکه کمال معنوی مربوط به ولایت است و در ولایت الهی ‏بین زن و مرد تفاوتی نیست، زن و مرد هر دو می‌توانند ولی اللّه بشوند.‏
فرآوری: جعفری بخش اعتقادات شیعه تبیان

رئوف
۱۳۹۳/۰۷/۲۱, ۱۷:۳۶
پرسش:
آیا خداوند زنی را به عنوان پیغمبر برگزیده است؟

پاسخ:
نه از نصوص دينی و نه از گزاراشات تاريخی، هيچ شاهدی بر اين که زنی، نبی به معنای خاصّ آن بوده باشد در دست نيست.

_ اقسام نبوّت و جايگاه زنان نسبت به اين اقسام:
بين علما و بخصوص عرفا، برای نبوّت دو اصطلاح است، که عبارتند از: نبوّت تشريعی و نبوّت اِنبائی.
خود انبياء تشريعی نيز دو دسته اند: برخی صاحب شريعتند که آن ها را انبياء الوالعزم می نامند، و برخی ديگر مبلّغ و تکميل کننده شريعت صاحب شريعت می باشند. اين دو گونه از نبوّت، همان اصطلاح خاصّ و معروف نبوّت است که در قرآن کريم و روايات اهل بيت (علیهم السلام) استعمال شده است.

امّا نبوّت انبائی به معنی صرف اتّصال به منبع غيب و ارتباط با ملائک است، و دريافت برخی حقايق رحمانی است. اين اصطلاح از نبوّت يا در متون دينی استعمال نشده يا به ندرت استعمال شده است.
آن چه از متون دينی مسلّم است اين است که نبوّت تشريعی، به هر دو قسم آن، اختصاص به مردان دارد؛ امّا نبوّت انبائی، مشترک بين مردان و زنان است.
در طول تاريخ کسان بسياری از مردان و زنان بوده اند که به مقام نبوّت انبائی رسيده اند ولی چون اين ها به عنوان پيامبر تشريعی مطرح نبوده و به عنوان «حجّةالله علی الخلق» شناخته نمی شدند نام اکثر آن ها برده نمی شود. از بين هزاران انبيای تشريعی، تنها نام تعداد اندکی از آن ها باقی مانده و نام بسياری فراموش شده است؛ چه برسد نام کسانی که نبوّت انبائی داشته اند.

در بين زنان، کسانی چون حضرت مريم (سلام الله علیها) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) يقيناً صاحب مقام نبوّت انبائی بوده اند و با ملائک و بلکه بالاتر با روح، که اشرف از ملائک بوده و به تصريح روايات عامل نبوّت است، ملاقات داشته اند.
«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ * يا مَرْيَمُ اقْنُتی لِرَبِّكِ وَ اسْجُدی وَ ارْكَعی مَعَ الرَّاكِعينَ * ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ * إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهاً فِی الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ * وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصَّالِحينَ * قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لی وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنی بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُون»
و (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برترى داده است. اى مريم! براى پروردگار خود، خضوع كن و سجده بجا آور! و با ركوع ‏كنندگان، ركوع كن!
(اى پيامبر!) اين، از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مى ‏كنيم؛ و تو در آن هنگام كه قلم هاى خود را (براى قرعه ‏كشى) به آب مى ‏افكندند تا كداميک كفالت و سرپرستى مريم را عهده‏ دار شود، و (نيز) به هنگامى كه (دانشمندان بنى اسرائيل، براى كسب افتخار سرپرستى او،) با هم كشمكش داشتند، حضور نداشتى؛ و همه اين ها، از راه وحى به تو گفته شد.
(به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خداوند تو را به كلمه‏ اى‏ از طرف خودش بشارت مى ‏دهد كه نامش «مسيح، عيسى پسر مريم» است؛ در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر، صاحب شخصيّت خواهد بود؛ و از مقرّبان (الهى) است. و با مردم، در گاهواره و در حالت كهولت (و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت؛ و از شايستگان است.»
(مريم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، اين گونه هر چه را بخواهد مى ‏آفريند! هنگامى كه چيزى را مقرّر دارد (و فرمان هستى آن را صادر كند)، فقط به آن مى‏ گويد: «موجود باش!» آن نيز فوراً موجود مى ‏شود.»(1)

از اين آيات شريفه به وضوح استفاده می شود که:
1ـ حضرت مريم (سلام الله عليها) با ملائک ارتباط داشته است.
2ـ از جانب خدا برای امر خاصّی برگزيده شده بود.
3ـ به دست خدا تطهير شده و معصوم بود.
4ـ مستقيماً از عالم غيب دستور العمل می گرفت.
5- ملائک از آينده به او خبر می دادند.

«وَ اذْكُرْ فِی الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا * فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا * قالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا * قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا * قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لی غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنی بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا * قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَی هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا»
و در اين كتاب (آسمانى)، مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانواده ‏اش جدا شد، و در ناحيه شرقى (بيت المقدس) قرار گرفت؛ و ميان خود و آنان حجابى افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در اين هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستاديم؛ و او در شكل انسانى بى ‏عيب و نقص، بر مريم ظاهر شد.
او گفت: «من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه مى ‏برم اگر پرهيزکارى». گفت: «من فرستاده پروردگار توام؛ تا پسر پاكيزه‏ اى به تو ببخشم.»
گفت: «چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى كه تا كنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده ‏اى هم نبوده‏ ام.» گفت: «مطلب همين است، پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است. (ما او را مى ‏آفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم؛) و او را براى مردم نشانه ‏اى قرار دهيم؛ و رحمتى باشد از سوى ما؛ و اين امرى است پايان يافته (و جاى گفتگو ندارد)».(2)

در اين آيات شريفه با صراحت از نزول روح بر مريم (سلام الله علیها) خبر داده شده است که به تصريح روايات فراوانی اين روح، علّت خاصّ نبوّت و امامت است. بنا بر اين اگر مريم (سلام الله علیها) مرد بود يقيناً نبی يا امام می شد. او يقيناً رتبه وجودی نبی را داشته است و الّا روح الهی بر او نازل نمی شد؛ لکن فاقد سِمَتِ رسالت و نبوّت بوده است که سرّ اين فقدان در ادامه مطالب خواهد آمد.
«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَكَ بَيْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ * وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتينَ»؛ و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه ‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!» و هم چنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاک نگه داشت، و ما از روح خود در آن دميديم؛ او كلمات پروردگار و كتاب هايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود.»(3)

در اين آيات شريفه افزون بر حضرت مريم (سلام الله علیها)، حضرت آسيه (سلام الله علیها) نيز به عنوان الگوی حسنه برای جميع انسان های مؤمن، اعمّ از مردان و زنان، معرّفی شده اند که حکايت از علوّ مقام اين دو بزرگوار دارد. امّا اين که آيا حضرت آسيه هم مثل حضرت مريم با ملائک در ارتباط بوده است يا نه، از آيات شريفه مطلبی استفاده نمی شود.

اما چرا زنان به سِمَت نبوّت تشريعی نمی رسند؟ حقيقت و اساس نبوّت و امامت چيزی جز اتّحاد با روح القدس نيست. «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِی أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِی بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِلنَّبِی (ص) خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَى النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ أَمَرَ وَ عَدَلَ وَ رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِی (ص) انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ فِی الْإِمَامِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ لَا يَنَامُ وَ لَا يَغْفُلُ وَ لَا يَلْهُو وَ لَا يَسْهُو وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحُ تَنَامُ وَ تَلْهُو وَ تَغْفُلُ وَ تَسْهُو وَ رُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ يَرَى بِهِ مَا فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَتَنَاوَلُ الْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِيَدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْعَرْش»‏
مفضل بن عمر گفت: به حضرت صادق (علیه السلام) عرض كردم: از كجا امام اطلاع دارد از اطراف جهان، با اين كه در خانه نشسته و پرده آويخته است؟ امام فرمودند: ای مفضل! خداوند براى پيامبر پنج روح قرار داده: روح الحيات كه با آن حركت می كند می رود و مى ‏آيد؛ و روح القوة که با آن حركت می كند و جهاد مى ‏نمايد؛ و روح الشهوة که با آن می خورد و مى ‏آشامد و با زنان از راه حلال همبستر مى ‏شود؛ و روح ايمان كه بوسيله آن دستور می دهد و عدالت می ورزد؛ و روح القدس که بوسيله آن بار نبوت را بر می دارد.
وقتى پيامبر از دنيا رفت روح القدس به امام منتقل مى ‏شود. روح القدس نه مى ‏خوابد و نه غافل می شود؛ و اهل لهو نيست و اشتباه نمی كند، ولى چهار روح ديگر می خوابند و داراى لهو و غفلت و سهو هستند؛ روح القدس ثابت است. نبی و امام بوسيله او آن چه را در شرق و غرب و خشكى و دريا است مى ‏بيند.
عرض كردم آيا امام می تواند چيزى را كه در بغداد است با دست خود بر دارد؟ فرمودند: آرى هر آن چه را که پائين ‏تر از عرش است می تواند.(4)
طبق تفاسير عرفانی و فلسفی اين روايت ــ که اين مقال گنجايش ورود در آن بحث را ندارد ــ مراد از روح القدس داشتن انبياء و ائمه (علیهم السلام) اتّحاد آن ها با موجودی مافوق ملائک است، که در آيات و روايات از او تعبير به روح و روح القدس شده است.
«أَبَو عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ إِنَّ الرُّوحَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يُسَدِّدُهُ وَ يُرْشِدُهُ وَ هُوَ مَعَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِه»؛ امام صادق (علیه السلام) می فرمود: همانا روح (روح القدس) خلقی بزرگتر و شريفتر از جبرئيل و ميکائيل، و با رسول الله (صلی الله علیه و آله) بود؛ او تقويت و ارشاد می كرد؛ او بعد از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با ائمه (علیهم السلام) است.»(5)

طبق بيانات پيشين، حقيقت امامت و نبوّت، يک چيز است که عبارت است از اتّحاد با روح القدس. از اين حقيقت تعبير به ولايت الهی نيز می شود. يعنی تا کسی به مقام و مرتبه ولايت نرسد نبی يا امام نمی شود. همه انبياء و اوصيای آن ها بدون شکّ دارای مقام ولايت بوده اند که کمالی وجودی است؛ زنانی چون حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت مريم (سلام الله علیها) نيز واجد اين مقام بوده اند؛ امّا نبوّت و رسالت و امامت، مثل ولايت مقام و کمال وجودی نيستند بلکه سِمَت ها و مسئوليت هايی هستند که خداوند متعال بر عهده برخی از صاحبان ولايت می گذارد.
اين مسئوليت ها دارای چندين رکن هستند که مقام و مرتبه وجودی شخص، تنها يکی از ارکان آن است. اين رکن که اساسی ترين رکن است، امکان دريافت پيام الهی را فراهم می کند؛ امّا ارکان بعدی مربوط به اجتماع می شوند. يعنی شرايط ديگری بايد در نبی يا امام باشد که به او امکان ارتباط درست و محکم با اجتماع را بدهد و مانع از ابلاغ پيام الهی نشود.

بر همين اساس مرد بودن يکی از ارکان نبوّت و امامت شده است؛ چرا که اغلب مردان و تعداد قابل توجّهی از زنان حاضر به تبعيت از زنان نيستد. همين طور امام و نبی بايد دارای قدرت تحمّل جسمانی باشد تا بتواند آزار و اذيت دشمنان را تحمّل کند يا در جنگ ها شرکت نمايد؛ و زنان برای چنين اموری آفريده نشده اند.
زنان ذاتاً رئوف و منعطف هستند، در حالی که مسئوليت های اجتماعی روحيه ای مقاوم می طلبد. اگر خدا زنی را به نبوّت برگزيند و در او روحيه ای مردانه قرار دهد برای او نقص است، چون خصوصّیات مردانه برای مردان کمال، ولی برای زنان نقص است؛ کما اين که خصوصيات زنانه نيز برای مردان نقص است.

هم چنين اگر زنان به نبوّت مبعوث می شدند، دشمنان بهانه خوبی برای تضعيف دين پيدا می کردند؛ در اين صورت يقيناً چنين تبليغ می کردند که ايمان آورندگان افراد شهوت پرستی هستند که به خاطر زن بودن نبی به او ايمان آورده اند. مشابه اين امر در مسئوليت های الهی ديگر نيز وجود دارد؛ برای مثال زن می تواند به مقام اجتهاد که مقامی علمی است نائل شود امّا نمی تواند مرجعيت مردم را به عهده بگيرد. آن چه حقيقتاً کمال است اجتهاد است نه مرجعيّت؛ مرجعيت يک مسئوليت اجتماعی است که شرط اساسی آن اجتهاد و شرط فرعی آن مرد بودن است.

حاصل مطلب، اين که ولايت که باطن نبوّت و امامت است اختصاص به مرد يا زن ندارد، بلکه مقام و مرتبه ای روحی و وجودی است؛ امّا نبوّت و امامت که مسئوليتی اجتماعی است، به خاطر شرائط اجتماعی تنها اختصاص به مردان دارد. و اين نقصی برای زنانی چون حضرت مريم و حضرت فاطمه (سلام الله علیهما) نيست؛ لذا اعتقاد شيعه بر اين است که حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، غير از خاتم الانبياء، از همه انبيای گذشته افضل و اشرف است. کما اين که برخی از مفسّرين، مثل آيةالله جوادی آملی، حضرت مريم (سلام الله علیها) را هم از برخی انبياء افضل دانسته اند.

__________
(1) آل عمران/ 42-47.
(2) مريم/ 16-21.
(3) تحريم/ 11و12.
(4) بحار الأنوار، ج ‏25، ص 58.
(5) بحار الأنوار، ج ‏25، ص60.

بر گرفته از سایت پرسمان