PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نقش التزام به آموزه هاي ديني در تربيت و استحکام خانواده (1)



صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۲۸, ۱۴:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53078550691741640486.gif






چکيده

نهاد خانواده و عوامل مؤثر در تربيت و استحکام آن از مباحثي است که در آموزه هاي ديني مورد توجه جدي قرار گرفته است. در متون ديني توصيه هاي اخلاقي و اعتقادي و عبادي زيادي وجود دارد که التزام به آنها باعث تقويت و تربيت و استحکام خانواده مي شود. نويسنده در اين نوشتار تلاش کرده است تا آموزه هاي ياد شده را مورد بررسي و تحليل قرار دهد و هدف اين پژوهش نيز دستيابي به اين آموزه ها مي باشد. از اين رو، در آغاز نگاهي گذرا به جايگاه عبادت و اعتقادات در خانواده پرداخته و پس از آن ضمن برشمردن نمودهاي اعتقادات و اعمال عبادي به تبيين نقش هر کدام مي پردازيم. روش نويسنده در بررسي خود، اسنادي بوده و با مراجعه به متون اصلي آموزه هاي اسلام به تبيين مسئله پرداخته است.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۲۹, ۱۲:۲۷
مقدمه


در رابطه با عوامل تأثيرگذار در استحکام، تقويت و تربيت خانواده اين سؤال مطرح است که التزام به آموزه هاي اعتقادي و عبادي چه نقشي در تقويت بنيان هاي خانواده به ويژه در تربيت اخلاقي و معنوي آنان دارند. براي هر فرد مسلمان و معتقد روشن است که پرستش و ارتباط معنوي با خالق متعال، جوششي است از اعماق وجود انسان که شعاع نورش، زندگي و اجتماع را نوراني مي نمايد و به زندگي معنا و مفهومي صحيح مي دهد. خاستگاه پرستش فطرت پاک و بي آلايش و جوهره ي ذاتي و حقيقي انسان بوده که اگر به صورت صحيح راهبري شود، انسان را به اهداف بلندش که همانا سعادت است، متصل مي سازد. به همين سبب ترويج عبادت و اشاعه ي سنت ارزشمند نيايش به درگاه حضرت حق، سرلوحه ي تعاليم همه ي انبيا بوده است.

تعاليم و آموزه هاي اسلام در حوزه ي عبادت و نيايش، به دو بخش کلي تقسيم مي شود که البته ميان اين دو ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. نخستين بخش اين تعاليم را اعتقاد و ايمان به خداوند، پيامبران، امامان معصوم و جهان آخرت تشکيل مي دهد . التزام عملي به اعمال و رفتارهاي ديني، معنوي و عبادي که از طريق وحي و يا از طريق اولياي خدا رسيده، بخش ديگري از تعاليم و آموزه هاي اسلام را شامل مي شود. در نوشتار حاضر، در صدد هستيم تا به جايگاه و نقش آموزه هاي عبادي و معنوي و اعتقادي در رابطه با خانواده و فرزندان بپردازيم و با تحليل و تفسير آموزه هاي مربوط به نقش آنها در تربيت، تقويت و استحکام خانواده مبادرت ورزيم. روش ما در اين پژوهش، تحليلي و اسنادي خواهد بود

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۲۹, ۱۲:۲۷
الف) نقش باورهاي اعتقادي در تحکيم خانواده


برخورداري همسران از باورهاي ديني و اعتقادي در تحکيم خانواده تأثير اساسي دارد. بيگانگي و بي توجهي آنها به اعتقادات و باورهاي مذهبي، باعث مشکلات جدي در زندگي خواهد شد. قرآن کريم مي فرمايد: هر کس از ياد و ذکر من رويگردان شود در زندگي سختي قرار خواهد گرفت.(طه: 124) پر واضح است که ذکر و ياد خداوند، از باور و اعتقاد دروني به خالق هستي و ايمان به توحيد برمي خيزد. قرار گرفتن در زندگي سخت و ناگوار مي تواند به دليل حرص، ترس و اضطراب حاصل از اين رويگرداني باشد.(1)

رويگرداني از باورهاي ديني و اعتقادي، آرامش و لذت را از زندگي مي ستاند و موجب حيرت و سرگرداني و احساس پوچي مي شود. ممکن است علي رغم امکانات مادي و رفاهي خوبي که دارد، اما زندگي آرام و مطمئني نداشته باشد.

در رابطه با تأثير باورهاي ديني بر آرامش روان علاوه بر آموزه هاي ديني، پژوهش هاي روان شناختي متعددي انجام گرفته که در ادامه ي بحث به آنها خواهيم پرداخت؛ در اين قسمت از بحث فقط به چند نمونه از آنها اشاره مي کنيم.

شريل و لارسون(2) در پژوهش هاي متعددي که روي افراد بيمار انجام دادند، دريافتند که اعتقادات مذهبي و باور به خداوند در بهبودي سريع تر ناراحتي ها دخالت دارد و بهبودي در افراد مذهبي به مراتب سريع تر و موفق تر از افرادي است که اعتقادي به خداوند ندارند. همچنين آقاي پيترسون(3) در مقاله ي خود با عنوان «جايگاه ايمان مذهبي در بهداشت رواني» نتيجه مي گيرد که ايمان به خداوند و باور مذهبي در دوره هاي دشوار و تحمل ناپذير از جمله در گرفتاري بدني و روحي، به انسان آرامش مي دهد.(4)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۳۰, ۲۰:۵۰
نمودهاي باور هاي ديني


باورها و اعتقادات ديني نمودهاي مختلفي دارد که البته در طول يکديگر هستند. اين نمودها عبارت اند از:


1. اعتقاد به خداوند


دين و باورهاي ديني با ارائه يک چارچوب جامع براي تفسير وقايع، و نيز ارائه پاسخ هاي مشخص و قانع کننده اي براي پرسش هاي وجود مانند اينکه از کجا آمده ام و به کجا مي روم، تفسيري همه جانبه از حيات انساني در اختيار مي گذارد و خلأ زندگي را با ايجاد معنا براي لحظه لحظه ي آن برطرف مي کند. سلامت بخش ترين جنبه ي دين، توانايي آن در فروکاستن از نگراني ها و تشويش ها از طريق اعطاي اين انديشه که يک احساس کنترل براين دنياي مادي دارد و در سايه قدرت خداوند، مي تواند بر مشکلات فايق شود. قدرتي که برترين قدرت ها و صاحب اراده و اختيار است. اين باور همان اعتقاد به خداي يگانه است که مهم ترين باور ديني به حساب مي آيد.
توحيد و خداپرستي موجب مي شود نگرش فرد به همه ي هستي و زندگي انسان، هدف دار و معنادار باشد و در رفتارها با انسجام، وحدت رويه و آرامش عمل کند. باور به خدا، همه ي رفتارها و زندگي خانوادگي را به سوي کسب رضايت خداوند، سوق مي دهد. فردي که خدا را ناظر و همراه خود و حتي از رگ گردن به خود نزديک تر مي بيند، تلاش مي کند در برخورد با اعضاي خانواده و انجام وظايف خانوادگي، رضايت او را جلب نمايد. توجه به عدالت خداوند و اينکه هيچ گونه ظلمي را روا نمي دارد و حق هيچ موجودي را ضايع نمي کند، زمينه ي شناختي ديگري براي مهار رفتاري اعضاي خانواده است. هر چه اين حالت قوي تر باشد، مشکلات فرد کمتر خواهد بود، و چنين افرادي به ناظر و داور بيروني براي حل مشکلات خود نياز نخواهند داشت. توجه به صفحات خداوند، از جمله رحمت و مهرباني گسترده، توانايي نامحدود، حمايت از مخلوقات خود از جمله انسان و کفايت آنها، نيز آثار مثبت بر زندگي فرد و جنبه هاي خانوادگي او بر جاي مي گذارد. عطوفت و رحمت اعضاي خانواده نسبت به هم که شعبه اي از تجلي رحمت خداوند است،(5) زمينه ي پيشگيري و حل بسياري از مشکلات است.(6) توکل برخداوند، يعني اعتماد و تکيه بر قدرت او در همه ي امور زندگي، از آثار ايمان به خداست. گاهي سستي اراده، ترس، غم، اضطراب و عدم اشراف کامل برموقعيت ها موجب مي شود فرد نتواند از روش هاي مقدور براي حل مشکل بهره برداري مناسب کند. توکل بر خدا باعث تقويت ارده و تأثير کمتر عوامل مخل رواني شده و فرد را در کوشش براي حل مسائل زندگي و رسيدن به تعادل و سازگاري، تواناتر مي کند.(7) خانواده ها در طول زندگي، با مشکلات متعددي روبه رو مي شوند که برخي اقتصادي اند، مانند در آمد کم، ورشکستگي يا دزديده شدن اموال و بيکاري، برخي به سلامت اعضا مربوط مي شوند، مانند بيماري، معلوليت و مرگ، و برخي به روابط و مشکلات باز مي گردد. در چنين شرايطي توکل بر خدا، به تقويت اراده اعضاي خانواده و کوشش بيشتر آنها کمک مي کند. افزون بر اين، در بن بست ها و شرايطي که به ظاهر همه ي اسباب و نشانه هاي مادي از عدم حل مشکل حکايت مي کند، توکل بر خدا روزنه ي اميدي در برابر افراد مي گشايد و گاه مشکلات را از راه هايي که افراد گمان نمي برند، حل مي کند. پژوهش هاي تجربي نيز که درباره ي رابطه ي توکل و حرمت خود(8)(عزت نفس) انجام شده مؤيد اين مطلب است. در تحقيقي که توسط محمد صادق شجاعي درباره ي رابطه ي توکل و حرمت خود انجام گرفت، اين نتيجه حاصل شده که کساني که بر خداوند توکل دارند، از حرمت خود(عزت نفس) بالايي برخوردار بوده و در زندگي احساس نيرومندي و کارآمدي مي کنند. اينها در مشکلات زندگي مقاوم بوده و با اراده اي قوي که در سايه ي اعتماد به خداوند به دست آورده اند، برمشکلات غلبه مي کنند.(9)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۳۰, ۲۰:۵۱
اگر نگاهي به زندگي اولياي خدا و پيامبران و همچنين افراد موفق داشته باشيم متوجه خواهيم شد که در سايه ي توکل به خدا و حرمت خود بوده است. حضرت شعيب (عليه السلام)، علت توفيق و موفقيت خود را در مقابل مشکلات و تهديدهاي مشرکين اين گونه بيان مي کند: توفيق، من فقط از خداست. به او توکل کردم و به سوي او باز مي گردم.(هود: 88) نکته ي مهم در خانواده، توصيه ي متقابل افراد به توکل است که اين نکته براي زنان بيشتر اهميت دارد و مثبت تر ارزيابي شده است؛(10) زيرا مسئوليت اصلي حل بيشتر مشکلات به ويژه اقتصادي بر عهده مرد است و تقويت روحيه ي او از جانب ديگران، اهميتي ويژه دارد.

از آثار ايمان به خدا، تسليم و رضا به مقدرات الهي است. پديدآيي اين حالت مبتني بر فراهم شدن زمينه هاي شناختي و عاطفي است. فرد بايد باور داشته باشد که همه ي رويدادهاي جهان منوط به اذن خداوند و تواني است که او به اسباب و علل افاضه مي کند.(کهف: 39)؛ اسراء: 20) به علاوه، خداوند نه تنها نسبت به مصالح انسان ها آگاه تر است، بلکه خيرخواه تر و سعادت طلب تر از خود آنها نسبت به خودشان است؛(11) بنابراين؛ همه ي حوادث در جهت خير و صلاح انسان ها روي مي دهد. حالت رضايت به رضاي الهي موجب مي شود اعضاي خانواده مشکلات را در زندگي، مثبت و تکامل بخش تلقي کنند و زمينه ي سازگاري با چنين حوادث بازگشت ناپذيري را فراهم کرده و اختلافات ناشي از اين حوادث را آسان تر حل کنند. در همين رابطه پژوهش هاي متعدد، تأثير باورهاي ديني بر رضايت مندي از ازدواج را تأييد کرده است. تحقيقات ديگر، دين را مهم ترين عامل ثبات و پايداري ازدواج اعلام کرده است.(12)

در پژوهشي که توسط مجتبي حيدري در سال 1383انجام گرديد اين نتيجه به دست آمد که بين دينداري و رضامندي خانوادگي رابطه ي زيادي است. هر مقدار نگرش ديني افراد قوي تر باشد، رضايت از زندگي آنان افزايش مي يابد. يعني هر چقدر اعتقاد به خداوند و دستورات او محکم تر باشد، زندگي زناشويي از ثبات بيشتري برخوردار بوده و آرامش بيشتري در خانواده حاکم خواهد بود.(13) هانت(14)(1978) پس از بررسي سازگاري زناشويي زوج ها اعلام کرد، مذهب و باورهاي مذهبي، با سازگاري زناشويي و سازگاري و رضامندي از زندگي ارتباط دارد و اين افراد سازگاري و رضايت بيشتري از زندگي دارند.(15)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۱, ۱۲:۲۷
2.اعتقاد به رسالت و امامت


دومين باور ديني که رکن دين داري به شمار مي رود، اعتقاد به رسالت انسان هايي از سوي خداوند است که به عنوان انبياي الهي در تاريخ شناخته شده اند. وصايت و جانشيني انبيا که در مذهب شيعه به «امامت» معروف است نيز در راستاي تکميل رسالت انبياست.(16)

در زندگي انسان، نقش باور به اصل نبوت و امامت به دو بعد، باز مي گردد: اولين بعد، آموزش امور ديني به ويژه زندگي بر اساس اصول ديني است. راه منحصر به فرد شناخت تعاليم دين، پس از کلام خداوند، سخنان پيامبر و جانشينان ايشان است، به گونه اي که حتي استفاده ي صحيح از کلام خداوند نيز مبتني بر شناخت و درک سخنان اولياي دين (عليهم السلام) است. دومين بعد در رابطه با اعتقاد به رسالت و امامت، نقش الگودهي آنان است. اصل همانندسازي که در ضمن تقليد و الگوگيري از کودکي در انسان وجود دارد، عامل اساسي يادگيري است، به گونه اي که براي کودکان تقليد از الگوهاي شايسته، هنگام حل مشکل يا در رويارويي با محيط اطراف، تأثير بسيار مثبتي دارد.(17) افزون بر اين، از ميان شيوه هاي متعدد يادگيري، مشاهده ي الگو مؤثرترين و پاياترين روش هاست. در زمينه ي چگونگي روابط اعضاي خانواده و نوع رفتارها نيز پيروي و همانندسازي با انسان هايي که تعاليم دين به طور کامل در آنها تجلي يافته، ضروري است. از آنجا که افراد براي يادگيري شيوه ي رفتار و برخورد مناسب در خانواده، به نمونه هاي عيني رفتاري در همه ي ابعاد زندگي نيازمند هستند، خواه ناخواه به سوي چنين الگوهايي کشيده مي شوند؛ از اين رو ارائه ي نمونه هاي مناسب، براي کارايي بهتر افراد و خانواده ها و رويارويي با مسائل زندگي، سودمند خواهد بود. در اين باره، قرآن افرادي را که به دنبال کمال معنوي هستند، دعوت مي کند که پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) را الگويي نيکو در زندگي در نظر گيرند.(18) همچنين در اين جهت، رفتار اولياي دين (عليهم السلام) از اولين تا آخرين مرحله ي زندگي خانوادگي درس آموز است؛ مانند: گزينش همسر، مهريه و جهيزيه، مراسم ازدواج، آداب معاشرت در همه ي ابعاد، روش برخورد با فرزندان؛ همچنين برخورد با والدين الگوي قابل اعتماد و کاملي است.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۱, ۱۲:۲۸
3. اعتقاد به زندگي پس از مرگ


سومين باور مهم ديني که مي تواند در زندگي انسان ها نقش بسزايي ايفا کند، اعتقاد به زندگي پس از مرگ، حساب رسي اعمال در روز قيامت، و پاداش و مجازات افراد بر اساس رفتارهايشان است. هر چند اعتقاد به معاد بر همه ي ابعاد زندگي انسان ها تأثيرگذار است، در اينجا بيشتر بر جنبه هاي خانوادگي تأکيد مي شود. امروزه علي رغم پيشرفت هاي علمي و کاهش مشکلات زندگي، اضطراب ها و نگراني ها رو به فزوني است. بخشي از اين مشکلات بر اثر احساس بي هدفي و پوچي در زندگي است.(19) باور نداشتن به زندگي پس از مرگ نيز اين مشکل را بيشتر مي کند. اين امر برخانواده نيز اثر نامطلوب گذاشته است. در خانواده اي که تقيد به اعتقادات نيست، به علت بي توجهي به اهداف متعالي، به کارکردهاي محدود زندگي خانوادگي اکتفا شده و خانواده ها بر اثر بي هدفي به راحتي به جدايي و انحلال کشيده مي شوند. اعتقاد به زندگي پس از مرگ، خانواده را متوجه اهداف پايداري مي کند که موجب پيوند بيشتر اعضاي خانواده مي شود؛(20) از اين رو، در خانواده هاي برخوردار از اين باور با وجود مشکلات شديد، مانند معلوليت ها، افراد سال هاي طولاني از يکديگر حمايت عاطفي کرده و احساسي رضايت بخش از زندگي دارند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۲, ۱۱:۳۶
اثر دوم باور به معاد، ايجاد انگيزه در افراد و تشويق آنهاست. در کلمات اولياي دين(عليهم السلام) به پاداش ها و نعمت هاي اخروي اشاره شده که در ازاي انجام وظايف خانوادگي به فرد داده مي شود. توجه به اين نعمت ها و آسايش در زندگي اخروي، افراد را برمي انگيزد که رفتارهاي خود را در جهت کسب اين نعمت ها، سوق دهند؛ براي نمونه، آياتي از قبيل آيات ذيل، شوق افراد را در انجام وظايف بسيار تقويت مي کند: «شما و همسرانتان در نهايت شادماني وارد بهشت شويد. سيني هايي از طلا و جام هايي در برابر آنها مي گردانند و در آنجا آنچه دل ها بخواهد و چشم ها از آن لذت ببرد، موجود است و شما در آن جاودانيد، و اين همان بهشتي است که به خاطر اعمالي که انجام مي داديد، وارث آن شده ايد».(زخرف: 70ــ72)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۲, ۱۱:۳۷
اثر سوم باور به معاد که بي ارتباط با اثر دوم نيست، نقش آن در مقابله ي مناسب با مشکلات است. خانواده اي که به فقدان عزيزي يا معلوليت گسترده يا مشکلات بسيار شديد اقتصادي دچار مي شود، کمتر چيزي مانند باور به معاد مي تواند او را تسکين دهد. اساساً برخي مشکلات جبران ناپذير است و افراد تنها با توجه به پاداش هاي زندگي اخروي مي توانند خود را آرامش بخشند.

اثر چهارم باور به معاد، نقش مهارکننده و بازدارنده ي آن است. بسياري از مشکلات خانواده به عدم مهار رفتارهايي باز مي گردد که افراد را به تعدي به حقوق يکديگر، تحميل به ديگران و پرخاشگري ها مي کشاند. باور به معاد و يادآوري عواقب بد تعدي به حقوق ديگران و عدم انجام مسئوليت ها، افراد را تا حدي از رفتارهاي نامناسب باز مي دارد. براي نمونه، يکي از آثار بدخلقي در خانواده فشار روحي در عالم برزخ است، به گونه اي که حتي اگر فرد در ابعاد ديگر زندگي به وظايف خود عمل کند، ولي در خانواده رفتار نامناسب بروز دهد، در عالم برزخ دچار فشار و سختي شديد مي شود.(21) همچنين در کلمات اولياي دين(عليهم السلام) به عواقب بدرفتاري با همسر اشاره شده است(22) که توجه فرد به اين عواقب ناخوشايند در زندگي اخروي، مي تواند او را تا حدي از رفتار نامناسب باز دارد.(23)

منبع: معرفت اخلاقي(2)
ادامه دارد...

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۴, ۱۰:۳۶
نقش التزام به آموزه هاي ديني در تربيت و استحکام خانواده (2) نهاد خانواده و عوامل مؤثر در تربيت و استحکام آن از مباحثي است که در آموزه هاي ديني مورد توجه جدي قرار گرفته است. در متون ديني توصيه هاي اخلاقي و اعتقادي و عبادي زيادي وجود دارد که التزام به آنها باعث تقويت و تربيت و استحکام خانواده مي شود. نويسنده در اين نوشتار تلاش کرده است تا آموزه هاي ياد شده را مورد بررسي و تحليل قرار دهد و هدف اين پژوهش نيز دستيابي به اين آموزه ها مي باشد. از اين رو، در آغاز نگاهي گذرا به جايگاه عبادت و اعتقادات در خانواده پرداخته و پس از آن ضمن برشمردن نمودهاي اعتقادات و اعمال عبادي به تبيين نقش هر کدام مي پردازيم. روش نويسنده در بررسي خود، اسنادي بوده و با مراجعه به متون اصلي آموزه هاي اسلام به تبيين مسئله پرداخته است.کليد واژه ها: خانواده، اعتقادات، عبادت، تربيت، اخلاق.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۴, ۱۰:۳۷
متن مقاله :




ب) نقش اعمال عبادي در تحکيم خانواده

علاوه بر تأثير باورهاي ديني و اعتقادات مذهبي برتحکيم خانواده، اعمال عبادي که جنبه ي عملي و ذکري دارند نيز تأثير فراواني در تحکيم خانواده دارد. در اين قسمت از بحث به نمونه هايي از اعمال عبادي و کارکرد آنها مي پردازيم و در آخر هر بحث به نمونه هايي از تحقيقات تجربي و ميداني نيز اشاره اي خواهيم داشت.

1. نماز و خانواده

قرآن کريم مي فرمايد: اي کساني که ايمان آورده ايد از صبر و نماز کمک بگيريد(بقره: 145) نمازگزار علاوه بر اينکه از اقامه ي نماز نيرو و نشاط مي گيرد، زمينه ي اضطراب و تشويش خاطر را در ميان اعضاي خانواده محدود مي کند؛ به وسيله ي نماز و ياد خدا معنويت و نورانيت در دل اعضاي خانواده به ويژه زن و شوهر نفوذ کرده و در آرامش خاطر و اطمينان قرار مي گيرند. علي (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: ياد خدا باعث روشنايي سينه ها و آرامش دل هاست.(24) نماز همچنين با مهار زشتي و بي عفتي در خانواده، زمينه ي بحران در خانواده را، سد مي کند. زيرا فجور و بي عفتي بنيان خانواده را سست مي کند و استحکام آن را در هم مي شکند. قران کريم يکي از ويژگي هاي نمازگزاران را پاکدامني و حفظ عفت مي داند؛ آنجا که مي فرمايد: نمازگزاران کساني هستند که دامان خود را محافظت مي کنند و از بي عفتي مصون هستند.(معارج: 29)
تحقيقات تجربي که در اين رابطه انجام شده نشانگر اين مطلب است که نيايش و ارتباط با خدا يا به صورت مستقيم در رضامندي زناشويي و استحکام خانواده دخالت داشته و يا از طريق به وجود آوردن ويژگي و صفاتي در افراد که آن ويژگي ها در ثبات زندگي سهيم هستند. در اين قسمت از بحث به نمونه هايي از آن تحقيقات اشاره مي کنيم.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۶, ۰۸:۳۶
اسپراوسکي(25)و هاگستون(26) در تحقيقي ميداني و تجربي دريافتند افرادي که براي مدت طولاني با هم زندگي کرده بودند، مذهب و رفتارهاي مذهبي را مهم ترين عامل رضايت مندي در ازدواج تلقي کرده اند. جريگان(27) و ناک(28) بعد از بررسي تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اند که انجام رفتارهاي مذهبي، مهم ترين عامل ثبات و پايداري ازدواج است. گروهي از محققان رابطه ي بين رضايت مندي از ازدواج و استحکام خانواده را با مذهبي بودن زن و شوهر مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه دست يافتند که مذهبي بودن در استحکام خانواده نقش مهم و مؤثري ايفا مي کند.(29)

الکسيس کارل مي گويد: نيايش، در روح و جسم تأثير مي گذارد و احساس عرفاني و احساس اخلاقي را توأماً تقويت مي کند. در چهره ي کساني که به نيايش مي پردازند، حس وظيفه شناسي، قلت حسد و شرارت، و نيکي و خيرخواهي نسبت به ديگران خوانده مي شود. نيايش خصايص خود را با علامات بسيار مشخص و منحصر به فردي نشان مي دهد: صفاي دل، متانت رفتار، انبساط خاطر، شادي بي دغدغه، چهره ي پر از يقين و آمادگي براي پذيرش حق، از ويژگي هاي نيايش گران است.(30) پر واضح است که با وجود چنين ويژگي هايي در زن و شوهر، زندگي استحکام بيشتر و بهتري پيدا مي کند.

از ميان هشتاد پژوهش انجام شده از سوي کوئينگ(31) و لارسون(32) که حاوي اطلاعات آماري درباره ي التزام ديني و رفاه ــ اصطلاح وسيعي که دربرگيرنده ي اموري نظير خوشبختي، رضايت از زندگي، خوش بيني و اميدواري است ــ 79 پژوهش، ارتباط مثبتي بين آنها را گزارش کرده و تنها يک پژوهش ارتباط آنها را منفي مي داند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۶, ۰۸:۳۶
همچنين در تحقيقات انجام شده مشخص شد افرادي که التزام به فعاليت هاي مذهبي دارند، در مقايسه با ديگران، گرايش بيشتر به ازدواج پايدار دارند. بيشتر اين افراد مشکلات ارتباطي، عدم توافق، عدم صداقت و مصرف مواد کمتري دارند.(33)

کوينگ و لارسون همچنين از تحقيقات خود نتيجه گرفتند که دليل کافي براي اثبات اين مسئله وجود دارد که رفتارهاي ديني و مذهبي با رفتار بهنجار و سالم در ارتباط است. ايشان مي گويد تحقيقات ثابت کرده که افراد مؤمن و ملتزم به دستورات ديني، کمتر دچار بي بند و باري جنسي، همسرآزاري و الکل هستند.(34)

در پژوهشي که نصيب البکاء و بني اسدي انجام دادند و در آن به مقايسه ي عوامل فردي، اجتماعي و شخصيتي افراد در زوج هاي سازگار و ناسازگار کرماني پرداختند، به اين نتيجه رسيدند که عواملي همچون امور مالي، رابطه ي جنسي و بارهاي مذهبي در گسستگي زندگي تأثيرگذار هستند و اعتقادات مذهبي نقش زيادي دراستحکام خانواده دارند.(35)

در تحقيقي که مهکام از پرونده هاي دختران فراري و مصاحبه ي با آنان انجام داد اين نتيجه به دست آمد که بيشتر دختران فراري از خانواده هايي هستند که يا کاملاً بي دين بوده و يا التزام آنها به دينداري در حد صفر بوده است. همچنين در يک نظر سنجي که از هفتاد دختر فراري نگهداري شده در مراکز مداخله و بحران شهر تهران، انجام شد اين نتيجه به دست آمد که 94 درصد دختران فراري در خانواده هايي زندگي مي کرده اند که سطح اعتقاد و آگاهي آنان از مذهب و التزام عملي آنان به دين، در حد بسيار پايين بود. اين خانواده ها آشفته و از استحکام لازم برخوردار نبوده اند.(36) توجه به تحقيقات ذکر شده بيانگر اين نکته است که اعتقادات و باورهاي مذهبي و انجام اعمال عبادي، نقش زيادي در استحکام و ثبات خانواده دارد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۷, ۰۸:۳۹
2.روزه و خانواده


روزه يکي از بزرگ ترين عبادت هايي است که در قرآن کريم و روايات اهل بيت (عليهم السلام) مورد تأکيد قرار گرفته است.

يکي از فايده هاي بزرگ روزه، تربيت روح و تقويت اراده و تعديل غرايز انساني است، روزه دار با وجود گرسنگي، تشنگي و خودداري از لذت هاي ديگري که بايد از آن چشم بپوشد، روح و اراده خويشتن را تقويت مي کند. از طريق روزه زمام نفس سرکش و شهوات هوس ها مهار مي شود. همچنين روزه ي واقعي زمينه ي ارتکاب گناهان مربوط به چشم، گوش، دست و پا را از بين مي برد. زيرا روزه دار مي داند که نبايد چشم به حرام باز کند و نبايد حرامي بشنود. امام صادق (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد:
بدانيد که روزه، تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست...؛ پس هنگامي که روزه هستيد، زبان خود را از دروغ حفظ کنيد، چشم هاي خود را از حرام بپوشانيد؛ با يکديگر دعوا نکنيد، به همديگر حسد نورزيد، غيبت يکديگر را نکنيد، با هم بحث و جدل ننماييد، دروغ نگوييد، با يکديگر مخالفت نکنيد، برهم خشم نگيريد، به يکديگر ناسزا نگوييد، همديگر را آزار و اذيت نکنيد، به ديگران ستم ننماييد، يکديگر را به ستوه نياوريد و از ياد خدا و نماز غافل نشويد.(37)
توصيه ها و آموزه هاي اين حديث شريف را مي توان به بهترين وجه در روابط زن و شوهر ها به کار گرفت. رعايت اين سفارش ها در خانواده و در برخورد با همسر، کانون خانواده را سرشار از انس و الفت مي نمايد، زن و شوهر را به هم نزديک مي سازد، دل هاي آنان را به همديگر پيوند مي دهد و استحکام خانواده را دو چندان مي کند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۷, ۰۸:۴۰
در تعاليم آسماني و اسلامي نيز به متفاوت بودن افراد در دينداري توجه گرديده و به اين نکته تأکيد شده که دينداري برخي از افراد ظاهري و صرفاً لقلقه ي زبان است. حتي برخي افراد دين و ارزش هاي ديني را وسيله اي براي نيل به اهداف دنيوي و مظاهر دنيوي مي دانند. حضرت اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) ضمن تقسيم بندي عبادت کنندگان، مي فرمايد: گروهي خدا را به طمع و رغبت بهشت عبادت مي کنند؛ عبادت اينها عبادت تجارت پيشگان است، گروهي خدا را از ترس جهنم و عذابش عبادت مي کنند؛ اين عبادت بردگان است و گروهي نيز خداوند را از سر سپاس عبادت مي کنند؛ اين عبادت آزادگان است و اين بهترين عبادت است.(38) همچنين حضرت امام حسين (عليه السلام) در روايتي فرمودند:

به درستي که عده ي زيادي از مردم نوکر دنيا و طالب دنيا هستند و ارزش هاي ديني لقلقه ي زبانشان است. تا موقعي از دينداري دم مي زنند که معاش و زندگي دنيوي شان تأمين شود و اگر گرفتاري دنيايي به آنان رو کند و امتحان شوند، دينداران بسيار کم مي شوند.(39)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۰۹, ۱۴:۳۲
گر چه همه ي اين گروه ها به ظاهر مسلمان اند و بهره اي از دينداري دارند و در اسلام هيچ کدام از اين عبادت کنندگان و دينداران رد نشده ولي ارزش و ثمره ي اينها با همديگر متفاوت خواهد بود. آن گاه عبادت خالص و واقعي خواهد بود که خداوند را به خاطر شايستگي اش براي عبادت، اطاعت و بندگي کنند. به اين مرتبه از عبادت عده ي قليلي رسيده اند و از مصاديق برجسته ي اين نوع عبادت کنندگان حضرت علي (عليه السلام) است که فرمود: خدايا تو را نه از ترس جهنم و نه به طمع رسيدن به بهشت عبادت مي کنم، بلکه تو را شايسته ي عبادت و فرمانبرداري و پرستش يافتم، پس تو را عبادت کردم.(40) هر چقدر افراد بتوانند به سوي اين قله ي(عبادت علي (عليه السلام)) حرکت کنند، اعتقاد و عبادتشان عميق تر و پرثمرتر خواهد بود.


منبع:معرفت اخلاقي(2)
ادامه دارد...

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۰, ۱۰:۵۷
نقش التزام به آموزه هاي ديني در تربيت و استحکام خانواده (3)

هر يک از جلوه هاي عبادات آثار تربيتي و معنوي ويژه اي بر همسران و فرزندان دارد. آثار تربيتي عبادات بر همسران و کيفيت تأثيرگذاري آن با نوع تأثيرگذاري عبادات بر فرزندان متفاوت است؛ لذا به هر کدام از اينها به طور مستقل پرداخته مي شود.

الف)آثار تربيتي عبادات بر همسران

جلوه ها و نمودهاي تربيتي عبادات در همسران زياد است که فقط به نمونه هايي اشاره مي گردد.

1.برطرف کننده ي تکبر

تکبر يکي از بيماري هاي روحي و اخلاقي است که آثار زيانباري در اجتماع به ويژه خانواده دارد. خيلي از اختلافات خانواده به دليل تکبر و خودبرتربيني همسران يا يکي از آن دو است. کسي که روزي پنج بار با نهايت خضوع و خشوع (در نماز) در برابر پروردگار خود مي ايستد و در هر نماز چندين بار به رکوع و سجود مي رود و اظهار بندگي و تواضع مي کند، نه تنها در مقابل خدا، بلکه در مقابل بندگانش هم تکبر نمي ورزد و روحيه ي خودبرتربيني و فخرفروشي در او کاهش پيدا مي کند. در دعا و مناجات با حضرت حق و در حج و روزه نيز وقتي روحيه ي تسليم پذيري در مقابل فرمان پروردگار در او ايجاد مي شود، و به عظمت خدا در طواف و دعا اعتراف مي کند، خود را کمتر از آن مي بيند که خود را برتر از ديگران بداند و بخواهد نافرماني نمايد. حضرت علي (عليه السلام) درباره ي آثار عبادت به ويژه آثار نماز در کاهش و زدودن روحيه ي تکبر مي فرمايند: خداوند، ايمان را براي پاک کردن از نجاست شرک و نماز را براي پاکيزه کردن از پليدي کبر و تکبر، واجب کرده است.(41) و در حديث ديگري که از محضر پيامبر اعظم حضرت محمد (عليه السلام) رسيده مي خوانيم: روزه هواي نفس و شهوت طبيعت حيواني را مي ميراند (و طغيان آن را فرو مي نشاند) و در آن صفاي قلب و پاکي اعضاء و آبادي بيروني و دروني انسان، و شکر برنعمت ها، و احسان به فقرا و فزوني تضرع و خشوع و گريه است؛ همچنين وسيله اي است براي التجاي به پروردگار و سبب شکستن دلبستگي ها و کم شدن گناهان و فزوني حسنات و در آن فوايد بي شماري است.(42)

امام خميني (قدس سره) مي فرمايد: چون نماز معراج کمالي مؤمن است و نزديک کننده ي افراد باتقوا به خداست، به دو چيز قوام پيدا مي کند که يکي از آن دو، مقدمه ي ديگري است: اول، ترک خودبيني و خودخواهي، که آن، حقيقت باطن تقواست، و دوم، خداخواهي و حق طلبي، که آن، حقيقت معراج و قرب است.(43) وقتي در خانواده اي، تکبر که يکي از رذايل اخلاقي است، مهار شود، بستري مناسب براي رشد فضايل اخلاقي و معنوي، مهيا مي شود.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۰, ۱۰:۵۸
2.برطرف کننده ي غفلت


غفلت، مفهوم گسترده اي دارد: بي خبري از شرايط زمان و مکان زندگي، از واقعيت هاي فعلي و آينده و گذشته ي خويش، از صفات و اعمال خود، از پيام ها و آيات حق و همچنين هشدارهايي که حوادث تلخ و شيرين زندگي به انسان ها مي دهد. مراد ما در اين بحث غفلت از ياد خدا و سرنوشت نهايي انسان است.

خطري که به وسيله ي «غفلت» از ياد خدا، متوجه کمال و پيشرفت انسان مي شود، بيش از آن است که غالباً تصور مي کنيم. غفلت سعادت ما را ويران مي کند و مانند آتش، خرمن زندگي را مي سوزاند و تمام امکانات و استعدادهاي خداداد را بر باد مي دهد. هنگامي که حضرت پيامبراکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) به معراج رفت، خطاب هايي از سوي خداوند در يافت نمود؛ از جمله اينکه: اي احمد! هرگز غافل مشو؛ هر کس از من غافل شود، نسبت به اينکه او در کدام راه نابود مي شود، اعتنا نمي کنم.(44)

اين بيان به خوبي نشان مي دهد که عاقبت غفلت از خداوند، هلاکت و نابودي است. زيرا سرچشمه ي بسياري از گناهان بوده و حتي باعث مي شود انسان از حيوانات هم پست تر گردد.(اعراف: 179)

اعمال عبادي به ويژه نماز، دعا و حج، انسان را متوجه خدا و ارزش هاي معنوي مي کند و انسان را از غفلت خارج ساخته و در مسير فهم و دقت در اهداف خلقت قرار مي دهد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۶, ۱۱:۵۰
3.باعث آرامش دل و صفاي درون


ايمان به خدا و راز و نياز با او به انسان اميد و توان مي دهد و انسان احساس مي کند به پناهگاه مطمئن و باقدرتي متکي است؛ از اين رو احساس نشاط و توانمندي مي کند. ديل کارنگي(46) مي نويسد: هنگامي که کارهاي سنگين، قواي ما را از بين مي برد و اندوه ها هر نوع اراده اي را از ما سلب مي کند و بيشتر اوقات که درهاي اميد به روي ما بسته مي شود، به سوي خدا روي مي آوريم؛ ولي اصلاً چرا بگذاريم روح يأس و نااميدي برما چيره شود؟ چرا همه روزه به وسيله ي دعا و مناجات و به جاي آوردن حمد و ثناي خداوند، قواي خود را تجديد نکنيم.(47)

امام سجاد (عليه السلام) در دعاي خمس عشر مي فرمايد:
پروردگارا! شادي و آرامش من در مناجات تو نهفته است و دواي بيماري و شفاي قلب سوزانم و فرونشانده شدن حرارت دل و برطرف شدن اندوهم، نزد تو است.(48)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۶, ۱۱:۵۱
ب)آثار تربيتي عبادات بر فرزندان


در شکل گيري ويژگي هاي شخصيتي، رفتاري، شناختي، عاطفي، ديني، معنوي و...عوامل چندي تأثيرگذار بوده و آنها را به وجود مي آورند. يکي از عوامل تأثيرگذار و مهم در اين عرصه، عوامل محيطي است. عوامل محيطي شامل خانواده، مدرسه، همسالان، محيط جغرافيايي، محيط اجتماعي و غيره مي شود. در اين بحث بيشترين توجه ما معطوف به محيط خانواده و به ويژه تأثير والدين برفرزندان، بيشتر تأثير را بر ابعاد مختلف تربيتي کودکان دارند. به اين دليل در آموزه هاي ديني بيشترين توجه به نقش تربيتي والدين معطوف شده است. در مباحث روان شناختي نيز بيشتر روان شناسان به تأثير والدين به شکل گيري شخصيت(49) و ويژگي هاي رفتاري فرزندان، پرداخته اند.

يونگ معتقد است: در مرحله ي کودکي، آنچه ممکن است شخصيت کودک خوانده شود چيزي نيست مگر انعکاس شخصيت والدين او. آنها مي توانند تأثير زيادي در شکل گيري ويژگي هاي کودک و فرزند داشته باشند.(50) اريکسون يکي ديگر از انديشمندان روان شناسي بر نقش بي همتاي والدين در فرزندان تأکيد کرده و آن را عامل تعيين کننده مي داند.(51)

در رابطه ي با نحوه ي تأثيرگذاري والدين در مسائل معنوي فرزندان، مي توان به روش ها و اصولي اشاره داشت.

منبع: معرفت اخلاقي(2)
ادامه دارد...

علی ولی زاده
۱۳۹۲/۱۱/۱۶, ۱۲:۵۳
هرکه چون گل به جهان ساده وخوشرو باشد
دل صاحب نظران شیفتۀ اوباشد

همچون گل اهل نظر دست به دستش ببرند
هرکه خوش سیرت وخوش صحبت وخوشخوباشد

آدمیت به سخندانی وفضل است وکمال
نه همین صورت وچشم ولب وابروباشد


گرتورا خصلت نیکوست چه حاجت به بهشت
کــه بهشــت تو همــان خصلــت نیکـــــو باشد

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۲۹, ۲۲:۵۰
نقش التزام به آموزه هاي ديني در تربيت و استحکام خانواده (4)

اصول و روش هاي تأثيرگذاري والدين


التزام والدين به مسائل عبادي و معنوي و همچنين همراه کردن فرزندان در اين عرصه ها، بر اساس چند مبنا و اصل، در فرزندان مؤثر بوده و برکات تربيتي و معنوي ويژه اي بر آنان خواهد داشت. اين مباني و اصول عبارت اند از:

1.تأثير ظاهر در باطن


منظور از ظاهر، همه ي اموري است که قابل مشاهده بوده و به صورت عيني و ملموس از انسان سر مي زند؛ و مراد از باطن، مسائلي است که قابل مشاهده نيست و دروني مي باشد مثل فکر، نيت، اراده، شناخت. هر عمل و کار ظاهري که از انسان سر مي زند گر چه تصنّعي و غير واقعي هم باشد، در درون و باطن انسان اثر مي گذارد. لذا در آموزه هاي اسلامي سفارش شده تا انسان خودش را به حالات خاص در آورد تا تأثيرات آن کار در باطن هويدا شود. به عنوان مثال درباره ي گريه ي بر سيد الشهداء (عليه السلام) سفارش شده که در مجالس عزاي حضرت گريه کنيد و اگر نشد، حالت گريه (تباکي) به خود بگيريد(52) و در روايتي حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند:

اگر بردبار نيستي پس خود را بردبار جلوه بده، چه اندک پيش مي آيد که کسي خود را به گروهي شبيه سازد و جزو آنان نشود.(53)

حضرت لقمان (عليه السلام) به فرزندش توصيه مي کند که به هنگام راه رفتن، با تفرعن و غرور بر زمين گام مزن؛(اسراء: 37) حالت تکبر و غرور يک نقش و حالت ظاهري است که فرعوني شدن دل، حاصل آن است. پس اينجا نيز ظاهر بر باطن اثر کرده است.

وقتي والدين تقيد به عبادات و مسائل معنوي دارند و فضاي منزل را با اعمال خود معنوي مي سازند و وقتي فرزند خود را نيز در اين فضاي معنوي و روحاني قرار مي دهند، بي گمان در فرزند نيز تأثير معنوي و تربيتي گذاشته و او را به طرف خدا و دينداري جلب خواهند کرد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۲۹, ۲۲:۵۰
2. ظهور تدريجي شاکله و شخصيت


ويژگي هاي شخصيتي و رفتاري انسان(شاکله) آرام آرام و به تدريج شکل مي گيرد و همان طور که در ابتداي بحث اشاره شد، عوامل زيادي در آن تأثيرگذار هستند. يکي از عوامل عمده محيط خانواده به ويژه پدر و مادر است. پدر و مادر به وسيله ي اصلاح شرايط و معنوي ساختن آن، مي توانند بسترهاي لازم را براي رشد معنوي و تربيتي فرزندان مهيا کنند و شخصيت ديني به فرزند خود عطا نمايند.
زماني که فرزند بيشتر اوقات خود را در فضا و محيطي عاطفي، دوستانه، با صفا و مملو از محبت پروردگار، سپري مي کند، تمام بسترهاي لازم براي شکل گيري شخصيتي ديني و معنوي فراهم بوده و شاکله ي وجودي فرزند، بر اساس دينداري شکل خواهد گرفت.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۰۶, ۲۲:۲۹
3.مداومت و محافظت بر عمل

به اين دليل که ما در صدد شکل دهي شخصيت و رفتارهاي فرزندان به نحو پايدار هستيم مي بايد در فرآيند تربيت آنان از قواعدي پيروي کنيم که نتيجه ي دلخواه را به وجود آورد. يکي از قواعد مهم و نتيجه بخش در تربيت معنوي، قاعده ي مداومت و محافظت است. مداومت، ناظر به کميت و محافظت، ناظر به کيفيت عمل است؛ مداومت بر عمل، استمرار آن را نشان مي دهد و محافظت بر عمل، مراقبت و مراعات شرايط و ضوابط آن را بيان مي دارد (شرايط و ضوابط عمل، اعم از ظاهري و باطني است). همراهي مداومت و محافظت، ضروري است، زيرا مداومت بدون محافظت، سازنده ي عادات سطحي و خشک و بي روح است و محافظت بدون مداومت، اصلاً سازنده نيست.

در قرآن کريم يکي از ويژگي هاي افرادي که از نوسان و انحراف در امان هستند، مداومت بر نماز و محافظت از آن قرار داده شده ...(انسان ها در خسرانند) مگر نمازگزاراني که بر نماز خود مداومت مي ورزند...و آنان که بر نماز خود محافظت دارند.(معارج، آيات 23ــ34) اگر محافظت در نماز نباشد، نه تنها باعث رستگاري نمي شود بلکه باعث بيچارگي و خسران مي گردد.(54)

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۰۶, ۲۲:۳۰
مداومت و تکرار و همچنين رعايت شرايط يادگيري و تأثيرگذاري از مباحث جدي و اساسي در تقويت ذهن، يادگيري بهتر و ايجاد شناخت، است. به طوري که در روان شناسي يکي از مهم ترين علل فراموشي اطلاعات از حافظه، بي توجهي به آن مطلب دانسته شده و همچنين يکي از راه هاي جلوگيري از فراموشي، تکرار و توجه جدي به آن مطلب است. همچنين عواملي از قبيل حواس پرتي، به خواب و خيال فرورفتن و بي علاقگي از عوامل کاهش تمرکز حواس، معرفي گرديده است.(55)

با توجه به نکات ذکر شده اولاً والدين مي بايد در اعمال عبادي خود استمرار و تکرار را رعايت نمايند و در هيچ شرايطي از اعمال عبادي غفلت نکنند و همچنين فرزندان را در جمع صميمي و معنوي خود به ويژه در دعا و زيارت داخل کرده و آنان را به اين کار عادت دهند. به عنوان مثال، پدر و مادر بايستي نماز، دعا، معنويات را در هر موقعيتي مثل عروسي، مسافرت، ميهماني، مريضي و ...ملتزم باشند تا فرزندان عبادات را جدي تلقي کنند و هرگز اين تصور برايشان پيش نيايد که عبادات براي زمان بيکاري و سرحالي است.

وقتي فرزندان التزام و استمرار پدر و مادر را در انجام مسائل معنوي به ويژه نماز، دعا و قرائت قرآن، مشاهده کردند، در ذهن آنها نقش بسته و تمايل قلبي و دروني به طرف معنويت ايجاد خواهد شد. به ويژه اگر والدين با توجه به روحيات و سن متناسب فرزندان، مسائل معنوي را آموزش داده باشند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۰۹, ۲۲:۰۳
4.زمينه سازي و آماده سازي موقعيت

حالات و ويژگي هاي رفتاري انسان ها در بستر شرايط و موقعيت مي رويد و از آنها تأثير مي پذيرد. از اين رو موقعيت هاي مختلف، زمينه ساز و بسترساز خوبي براي شکل دهي رفتارها و حالات انسان ها مي باشند. مهيا کردن زمينه هاي مناسب و موقعيت هاي مطلوب، به مثابه ي عامل تسهيل کننده اي براي ظهور رفتارها و کردارهاي مطلوب است.

در بحث تربيت معنوي فرزندان و در بحث تأثيرگذاري تربيتي ــ معنوي والدين بر فرزندان، توجه به اصل مذکور حياتي مي باشد. پدر و مادر با التزام به عبادات و اعمال معنوي و به دنبال آن جذب و قبول فرزندان در جمع صميمي و معنوي خود، زمينه ي تحول رفتاري کودکان را فراهم مي نمايند. وقتي پدر سعي مي کند شرايط اقامه ي نماز و قرائت قرآن را با تهيه ي سجاده ي زيبا براي فرزندان و يا مکان مناسب براي نماز و دعا، آماده سازد، در واقع زمينه را براي مشارکت فرزند آماده کرده است. حتي برخي والدين پا را فراتر گذاشته و مرتب فرزندان را در اين امر تشويق مادي و کلامي مي کنند؛ بلکه به صورت مستقيم و غير مستقيم صحبت از افراد و بچه هايي مي کنند که علاقه مند به معنويت و عبادت هستند.

پر واضح است که در اين موقعيت ها و بسترها، انگيزه ي کافي براي فرزندان وجود دارد تا خود را هم رنگ والدين کنند به ويژه اگر شرايط به گونه اي باشد که فرزندان بدون هيچ مشکلي بتوانند در مسائل عبادي مشارکت کنند. به عنوان مثال، در خانواده اي که دختر و پسر جوان و نوجوان حضور دارند و چه بسا ممکن است در خواب يا بيداري محتلم شوند و غسل جنابت نياز داشته باشند، پدر و مادر حتي بايستي شرايطي فراهم کنند که فرزندان بدون خجالت و بدون درد سر، بتوانند خود را طاهر کنند و آماده ي انجام وظايف شرعي شوند

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۰۹, ۲۲:۰۵
5.الگوگيري و اسوه پروري


يکي ديگر از اصول و راه کارهاي اساسي و بنيادين در امر تربيت و انتقال مفاهيم و ارزش ها به ديگران، استفاده از اصل الگوگيري و اسوه پروري است. اين اصل که در مباحث روان شناختي تحت عنوان «يادگيري مشاهده اي» مطرح گرديده، اهميت زيادي در يادگيري و تأثيرپذيري دارد. آلبرت بندورا که از طرفداران جدي اين اصل است، اعتقاد دارد بيشتر يادگيري هاي انسان و تأثيرپذيري هاي او، از طريق يادگيري مشاهده اي انجام مي شود. ايشان اعتقاد دارد چيزهايي را که انسان به صورت سمعي و بصري مورد مشاهده قرار مي دهد، تأثيرش از راه هاي ديگر بيشتر است. به عنوان مثال، ايشان مي گويد وقتي ما فيلمي را به کودک يا بزرگسال نمايش مي دهيم و يا در موقعيت اجتماعي با افراد خاصي ارتباط پيدا مي کنيم، رفتارها و منش هاي آنان در ما تأثير زيادي خواهد گذاشت. ايشان همچنين اعتقاد دارد هر قدر الگوي مورد مشاهده، احترام اجتماعي، شايستگي و تخصص، محبوبيت و جذابيت و رابطه ي عاطفي خوب با الگو گيرنده داشته باشد، تأثيرش زيادتر و بهتر خواهد بود.(56)

در آموزه هاي اسلامي به بحث الگوپروري و اسوه پروري تأکيد شده و سفارش شده تا با اعمال و رفتار نيکو ديگران را دعوت به خير و دينداري کنيم(57) و همچنين در قرآن کريم دستور دستور داده شده که: در وجود رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) براي شما اسوه و الگوي نيکويي وجود دارد و هست.(احزاب: 21)
وقتي والدين ملتزم به نماز، قرائت قرآن، دعا، زيارت و ...هستند در واقع از چند ناحيه مي توانند تأثيرگذار باشند. از طريق اسوه بودن، الگوي قابل مشاهده بودن، جايگاه عاطفي و اجتماعي داشتن و همچنين از طريق آماده کردن شرايط و موقعيت براي فرزندان مي توانند تأثير معنوي و تربيتي خوبي بر فرزندان داشته باشند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۲۱, ۱۶:۳۴
به عنوان نمونه، وقتي والدين فرزندان را به زيارت مرقد مطهر امامان معصوم (عليهم السلام) و امامزاده ها مي برند، علاوه بر اينکه اين عمل آنان الگو دادن به فرزندان است، فرزندان را در معرض و موقعيت تحولي عميق و ماندگار قرار مي دهند. وقتي فرزندان به زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و امامان معصوم (عليهم السلام) شرفياب مي شوند و با اعتقاد به اينکه آنان صدايشان را مي شنوند و جوابشان مي دهند و با اعتقاد به اينکه آنان منزلت و جايگاه بلندي پيش پروردگار دارند، شعله ي عشق آنها خرمن جانشان را مي سوزاند و دل را مشتعل ساخته و آماده ي پرواز به سوي ارزش هاي به جا مانده از آنان مي کند و به راهي مي روند که اولياي دين رفته اند. زيارت در واقع ايستادن در مقابل آينه است؛ چرا که انسان با زيارت، خود را در ميزاني عرضه مي کند که او را مورد سنجش قرار دهد. وقتي ما در برابر يک معصوم و امام قرار مي گيريم و در مزار پيشوايان دين، با شناخت، بصيرت و علاقه ي قلبي، حضور مي يابيم و مي دانيم که اينان کمال مجسم و عينيت فضيلت و جلوه هاي عبوديت و پاکي اند، در اين صورت عظمت آنان ما را متوجه نقايصمان مي کند و پاکي آنان ما را از نابهنجاري رفتاري مان واقف مي کند. اطاعت آنان معصيت ما را محو مي کند و نورانيت آنان تيره جاني و تاريکي دل ما را، نوراني مي سازد. صفاي آنان غل و غش ما را و خداترسي آنان، هواپرستي ما را، تعالي روح و رتبه والايشان، تنزل مقام و پستي منزل ما را، نمايان مي سازد. حضور در مزار امامان پاک، ما را آگاه مي کند که: اگر آنان در قله اند ما هنوز به دامنه هم نرسيده ايم. اگر آنان معصوم اند ما گرفتار معصيتيم. اگر آنان برگزيده ي خدايند ما در دام ابليس و هواي نفس اسيريم. اگر آنان در اوج معراج معنوي اند، ما در هبوط مادي مانده ايم و اگر آنان بنده ي خدايند، ما در بند خوديم. زيارت به عنوان يک عمل عبادي، زمينه ساز اين تقارن و مقايسه ها و محاسبه ها است و تا اين سنجش انجام نگيرد به کاستي هاي اخلاقي و معنوي خود اطلاع نخواهيم يافت. وقتي زائر با رعايت ادب، زمزمه هاي ويژه، درد دل هاي عاشقانه و تواضع در محضر اولياي خدا حاضر مي شود و اداي احترام مي کند؛ اگر اين حالات استمرار يابد، در وجود او دروني شده، او را تربيت خواهد کرد. به ويژه وقتي مي بيند ديگران نيز اين حالات را دارند، تأثيرش بيشتر خواهد شد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۲۱, ۱۶:۳۵
نکته اي که در انتهاي اين بحث بايد تذکر دهم اين است که گر چه تکرار و استمرار در اثر گذاري و نقش آفريني اهميت زيادي دارد، به طوري که ما خيلي از عبادت ها را تکرار مي کنيم و برخي از آنان مثل نماز و ذکرهاي آن را روزانه تکرار مي نماييم؛ حتي در روان شناسي تبليغات، تکرار و استمرار از اصول تبليغات شمرده شده و کارايي زيادي براي آن ثابت شده است؛ اما اگر در تکرار جذابيت و تنوع و نوآوري وجود نداشته باشد، ممکن است تأثير منفي بگذارد و اين امر در رابطه ي با تربيت فرزندان مي يابد به صورت جدي مورد توجه قرار گيرد.

به عنوان مثال، اگر والدين فرزندان را به طور مرتب به زيارت حرم امامان معصوم ببرند و يا مرتب به دعا و قرائت قرآن دعوت کنند، بدون اينکه ملاحظه ي توانايي و رغبت بچه ها را در نظر بگيرند و بدون اينکه تنوع و جذابيتي در کارها ايجاد کنند، ممکن است بچه ها، نفرت پيدا کنند و تمايل لازم را به اين اعمال نشان ندهند. لذا مي بايد اعتدال و دقت لازم را داشت.

حضرت علي (عليه السلام) در اين باره مي فرمايند: هر کسي از چيزي خوشش نيايد و برايش جذاب نباشد، و آن را دشمن بدارد، دوست ندارد به آن بنگرد و نزد او از آن ياد شود.(58) از اين فرمايش گهربار اين استفاده برده مي شود که بايد کاري کنيم که فرزندان اعمال عبادي را با رغبت و شوق و علاقه انجام دهند و الاّ آثار منفي خواهد داشت.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۲۱, ۱۶:۳۶
نتيجه گيري




ــ نقش آموزه هاي اعتقادي در تربيت اعضاي خانواده، بسيار اساسي است.
ــ تأثير آموزه هاي عبادي در استحکام و تقويت خانواده، جدي و شگرف است.
ــ وظايف عبادي و اعتقادي افراد، به نحو شايسته و روشن در متون ديني بيان شده است.
ــ همسران از طريق الگو و اسوه بودن براي فرزندان، نقش زيادي در گرايش فرزندان به عبادت و معنويت دارند.
ــ در خانواده اي که التزام عملي به اعتقادات و عبادات وجود دارد، آرامش رواني، نورانيت دروني و مسايل اخلاقي موج مي زند.
ــ اميدواري، پيشرفت مادي و معنوي و همينطور حس وظيفه شناسي نسبت به ديگران در خانواده هاي معتقد به آموزه هاي اعتقادي و عبادي، بسيار بالا است.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۲۵, ۱۴:۲۵
پي‌نوشت‌ها:

1.ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج13، ص 327ــ330.
2.Sherril, Larson.
3.Peterson.
4.علي احمد ابهري، نقش ايمان و اعتقاد مذهبي در درمان بيماري ها، ص 28.
5.متقي هندي، کنزالعمّال، ح5667.
6.محمد رضا سالاري فر، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسي، ص110.
7.ديمائتو، روان شناسي سلامت، ج2، ص757.
8.حرمت خود که همان Self-esteem» است به معناي ميزان ارزش و اعتباري است که شخص براي خود قايل است. به عبارت ديگر گستره اي است که فرد خود را در آن پهنه، توانا، مهم، موفق و باارزش مي داند (محمد صادق شجاعي، توکل به خدا،ص 98).
9.همان، ص 225.
10.حرّ عاملي، وسائل الشيعة، ج14، ص17.
11.کليني، کافي، ج3، ص100 ،101.
12.ر.ک: باقر غباري بناب، «باورهاي مذهبي و اثرات آنها بر بهداشت روان»، انديشه و رفتار، ش4.
13.مراد از دينداري در اين پژوهش اعتقاد به خداوند و آموزه هاي ديني است و مراد از رضامندي، توافق زناشويي، رابطه ي مناسب با همسر، استحکام خانواده و همدلي بيشتر در زندگي است (مجتبي حيدري، دينداري و رضامندي خانوادگي، ص192 و 202).
14.Hunt.
15.همان، ص34.
16.سيد محمد حسين طباطبايي، شيعه در اسلام، ص180ــ 189.
17.ناصر سقاي بي ريا، روان شناسي رشد با نگرش به منافع اسلامي، ج2، ص 555.
18.«مسلماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي هست. براي آنهايي که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند».(احزاب: 21)
19.کارل گوستاو يونگ، روان شناسي و دين، ص 12،13،85و174.
20.واکر هاپ، «دين به زندگي معنا مي بخشد»، ترجمه اعظم پويا، نقد و نظر، ش1و2ص141.
21.به عنوان مثال، سعد بن معاذ با وجود اينکه فردي درستکار بود به طوري که بعد از وفاتش پيامبر گرامي (صلي الله عليه و آله و سلم) او را غسل و کفن کرد، ولي فرمود او با خانواده اش بدخلقي کرده و ممکن است عذاب شود (مجلسي، بحار الانوار، ج6، ص220).
22.امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «از رحمت خدا به دور است زني که شوهر خود را اذيت کند و ناراحتش نمايد؛ و سعادت مند است زني که شوهر خود را اکرام کند».(همان، ج100، ص253).
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايند: «کسي که همسرش را بدون دليل بزند، در روز قيامت من دشمن او خواهم بود».(ديلمي، ارشاد القلوب، ج1، ص 175).
23.محمد رضا سالاري فر، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسي، ص116.
24.عبدالواحد آمدي، غررالحکم و دررالکلم، ج1، فصل32، ص363،ح 7.
25.Sparawski.
26.Houghston.
27.Jerrigan.
28.Nack.
29.علي احمد پناهي، آرامش در پرتو نيايش، ص 138.
30.الکسيس کارل، نيايش، ترجمه علي شريعتي، ج 8، ص32.
31.Koenig.
32.Larson.
33.ديويد فونتانا، روان شناسي، دين و معنويت، ص356.
34.همان، ص343.
35.عليرضا ميراحمدي زاده و همکاران، «رضامندي زناشويي و تعيين عوامل تأثيرگذار بر آن» انديشه و رفتار، ش32، ص57.
36.رضا مهکام، خانه گريزي دختران، ص102.
37.محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج93،ص292.
38.همان، ج 75، ص117.
39.همان.
40.همان، ج 67، ص186.
41.نهج البلاغه، ترجمه عابديني مطلق، حکمت 252.
42.محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج93، ص254.
43.امام خميني (قدس سره)، آداب الصلوة(آداب نماز)، ص350.
44.حسن بن محمد ديلمي، ارشاد القلوب، ج1، ص214.
45.ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي، اسرارالصلوة، ص53.
46.Dale Carnegie.
47.ديل کارنگي، آيين زندگي، ترجمه ريحانه سيف، ص203.
48.شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، مناجات خمس عشر، مناجات هشتم). جهت آشنايي با آثار تربيتي، روان شناختي و معنوي عبادات ر.ک: علي احمد پناهي، آرامش در پرتو نيايش.
49.براي شخصيت تعاريف زيادي ارائه شده از جمله آن را به مجموعه اي از خصوصيات نسبتاً ثابت و مداوم که فرد را از ديگري جدا مي کند، تعريف نموده اند(سعيد شاملو، مکتب ها و نظريه ها در روان شناسي شخصيت،ص13).
50.شولتز دوان، نظريه هاي شخصيت، ص 119.
51.همان، ص 245ــ 247.
52.محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج41، ص 288.
53.نهج البلاغه، ترجمه ي دشتي، ص672، قصار207.
54.«واي بر نمازگزاراني که از نماز خود محافظت نمي کنند و اهمال دارند».(ماعون: 4).
55.بي .آر، هرگنهان، مقدمه اي برنظريه هاي يادگيري ، ص 379ــ380.
56.دکتر بي.آر.هرگنهان، مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري ،ص 379ــ380.
57.«مردم را با اعمال خود به خوبي ها دعوت کنيد و نه فقط با زبان».(مجلسي، بحارالانوار، ج5، ص 198).
58.محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج16، ص 285.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۸/۲۵, ۱۴:۲۶
منابع



نهج البلاغه، ترجمه ي سيد جعفر شهيدي، تهران، آموزش و انقلاب اسلامي، 1372.
احمدي ابهري، علي، انديشه و رفتار، مقاله نقش ايمان و اعتقاد مذهبي در درمان بيماري ها، ضميمه ش 9 و10، تهران، انستيتو روان پزشکي، 1376، ص40ــ57.
امام خميني (قدس سره)، آداب الصلوة، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (قدس سره)، 1370.
آزموده، پيمان و همکاران، «نقش دين در زندگي»، روان شناسي، ش41، 1386، ص 25ــ40.
بي ريا، ناصر و همکاران، روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، تهران، سمت، 1375.
پناهي، علي احمد، آرامش در پرتو نيايش، قم مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني،1384.
حرّ عاملي، محمد بن حسن، وسايل الشيعه، قم، مؤسسة آل البيت، 1412ق.
حسيني دشتي، مصطفي، معارف و معاريف، قم، بي نا، 1376.
حيدري، مجتبي، دينداري و رضا مندي خانوادگي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (قدس سره)، 1385.
خوانساري، جمال الدين محمد، شرح غررالحکم و دررالکلم،(تأليف تميمي آمدي)، تهران، دانشگاه تهران، 1373.
دوان شولتز، نظريه هاي شخصيت، ترجمه ي يحيي سيد محمدي، تهران، ويرايش، 1384.
ديلمي، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، قم، شريف رضي،1412ق.
سالاري فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسي، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1386.
شاملو، سعيد، مکتب ها و نظريه ها در روان شناسي شخصيت، تهران، رشد، 1374.
شجاعي، محمدصادق، توکل به خدا، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (قدس سره)، 1383.
شجاعيان، رضا، «ارتباط دعا با سلامت رواني»، انديشه و رفتار، ش1381،3ص 58 ــ70.
طباطبايي، سيد محمد حسين، شيعه در اسلام، قم، دفتر انتشارات اسلامي،1373.
طبرسي، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، تهران، دارالکتب الاسلامي، 1376هـ ق.
غباري بناب، باقر، «باورهاي مذهبي و اثرات آنها در بهداشت روان»، انديشه و رفتار، ش1374،4، ص40ــ 58.
فونتانا، ديويد، روان شناسي دين و معنويت، ترجمه ي ساوار، تهران، اديان، 1385.
کارل، الکسيس، نيايش، ترجمه علي شريعتي، تهران، الهام، 1377.
کارنگي، ديل، آيين زندگي، ترجمه ي ريحانه سيف، تهران، پيمان، 1380.
متقي هندي، حسام الدين، کنزالعمال، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1409ق.
مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق.
مکارم شيرازي، ناصر و همکاران، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1380.
ملکي تبريزي، ميرزا جواد آقا، اسرار الصلوة، بي جا، پيام آزادي، 1365.
مهکام، رضا، خانه گريزي دختران، قم، مرکز پژوهش اسلامي، صدا و سيما، 1383.
ميراحمدي زاده، عليرضا و همکاران، «رضامندي و زناشويي و تعيين عوامل تأثيرگذار بر آن»، انديشه و رفتار، ش1382،32.
نوري طبرسي، ميرزا حسين، مستدرک الوسايل، بيروت، مؤسسة آل البيت، 1408ق.
نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، نقش دين در بهداشت روان، تهران، دفتر نشر معارف،1382.
واعظي نژاد، حسين، طهارت روح، نماز و عبادت در آثار شهيد مطهري، تهران، ستاد اقامه نماز،1381.
هاپ واکر، ل، «دين به زندگي معنا مي بخشد»، ترجمه ي اعظم پويا، نقد و نظر، سال هشتم، ش1و2، خرداد 1382، ص120ــ 145.
هرگِنهان.بي.آر، مقدمه اي برنظريه هاي يادگيري، ترجمه علي اکبر سيف، تهران، دوران، 1377.
يونگ، کارل گوستاو، روان شناسي و دين، ترجمه ي فؤاد روحاني، تهران، شرکت نشر کتاب هاي جيبي، 1370.
معرفت اخلاقي(2)