PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آداب پس از تولد نوزاد در سیره اهل بیت علیهم السلام



صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۱۶, ۲۲:۴۰
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/maghalat/family/kodak.jpg


تربیت انسان ها کار پیچیده و مشکلی است و جز با توکل بر خدا و توسل به معصومان (علیهم السلام) و نیز استفاده از شیوه های ارائه شده از سوی دین مبین اسلام، ممکن نیست. همچنین عملکرد انسان هایی که در تربیت موفق بوده اند می تواند کمک بسیار مؤثری در این امر مهم باشد. از این رو با توجه به مطالبی که در فصول و مباحث پیشین مطرح شد، در این مبحث به بررسی آداب و سنن زمینه ساز تربیت در آغاز تولد می پردازیم تا با پیروی از سیره تربیتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) بتوانیم گامی مؤثر در تربیت فرزندان خویش برداریم.

در سیره معصومان (علیهم السلام) آداب و سنت هایی یافت می شود که از آغاز تولد فرزند تا روز هفتم به آنها عمل می کرده اند. عمل به این آداب، زمینه های مساعد تربیت را در فرزند به وجود می آورد. ممکن است نقش برخی از این آداب در تربیت فرزند برای ما مخفی باشد یا تأثیر کمتری در تربیت داشته باشد، ولی به هر حال تأثیر خود را در فرزند خواهد گذاشت.

بخشی از این روش ها، زمینه های تربیت بعدی را فراهم می کند و برخی، علاوه بر آن، خود نیز اثر تربیتی مستقیمی دارند. از مجموع همین تأثیرات جزئی است که تربیت تحقق می یابد؛ زیرا تربیت امری لحظه ای نیست که یکباره صورت پذیرد، بلکه امری تدریجی است که با فراهم شدن زمینه های آن، از بین رفتن عوامل مزاحم و رعایت آداب و دستورهای تربیتی و استفاده از شیوه های مناسب تحقق می یابد. برخی از این آداب چنین است:

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۱۶, ۲۲:۴۱
1. اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد

نخستین کاری که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) پس از تولد فرزند انجام می دادند، این بود که در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه می گفتند. امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:

هنگامی که امام حسین (علیه السلام) متولد شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت (مجلسی، 1403، ج 43، ص 240).

همچنین در روایتی دیگر آمده است:

هنگامی که امام حسن (علیه السلام) متولد شد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت (همان، ج 104، ص 123).
نجمه، مادر امام رضا (علیه السلام) نیز می گوید:

وقتی حضرت رضا (علیه السلام) متولد شد، امام کاظم (علیه السلام) در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 138).

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۱۷, ۲۳:۲۷
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نیز می فرماید:

هنگامی که زایمان حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرا رسید، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به اسماء بنت عمیس و ام سلمه فرمود: بر بالین حضرت فاطمه (علیهاالسلام) حاضر شوید و وقتی فرزند متولد شد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید؛ زیرا اگر چنین کنید، از شیطان در امان خواهد بود (إربلی، 1405، ج 2، ص 148).

در این باره روایات فراوان دیگری نیز آمده است که معصومان (علیهم السلام) در زندگی خویش چنین شیوه ای داشتند و به دیگران نیز سفارش می کردند که این گونه عمل کنند.

در اینجا ممکن است بپرسید: آیا این عمل، در کودک تأثیری نیز باقی می گذارد یا اینکه آداب و سننی است که والدین با عمل به آن کسب ثواب می کنند؟ در پاسخ باید گفت: اولاً در برخی روایات آثار تربیتی و همچنین آثار جسمی و روحی دیگری نیز برای این عمل بیان شده است؛ از جمله محفوظ ماندن از جنون، پیسی، غش، که برای اطلاع بیشتر می توان به آن روایات مراجعه کرد (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 137). (1)

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۱۷, ۲۳:۲۸
براساس این روایات، اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد، موجب آرامش روحی کودک و ایمنی وی از شیطان، جنون و پیسی می شود. البته اذان هرجا گفته شود، شیطان از آنجا دور می شود؛ از این روست که برای کودکان نیز سفارش شده است. سلیمان الجعفری می گوید از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

أذن فی بیتک فانه یطرد الشیطان و یستحب من أجل الصبیان (کلینی، 1365، ج 3، ص 308)؛ در خانه ات اذان بگو که موجب دوری شیطان می شود و برای کودکان پسندیده است.

ثانیاً، این عمل، از نظر علمی نیز توجیه پذیر است. پژوهشگران اثبات کرده اند که کودکان نه تنها در روزهای اول تولد گفته های ما را می شنوند و در ذهن خود ضبط می کنند، بلکه پیش از تولد نیز از صدای قلب و حرکت غذا در روده و معده مادر و حتی صداهای بیرونی مثل صدای پدر و مادر و اطرافیان اثر می پذیرند و نسبت به آن صداها شناخت پیدا می کنند و بعد از تولد با آنها مأنوس خواهند بود.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۲۰, ۱۳:۱۶
یکی از علل آرامش فرزند، هنگامی که مادر او را در آغوش می گیرد، انس با صدای قلب مادر در رحم است. ویلیام سیرز در این باره می گوید:

با کودک صحبت کنید و برایش آواز بخوانید. برای کودکی که در رحم دارید خاطره های خوش ایجاد کنید. بررسی ها نشان داده است که کودکان بعدها به صداهای آشنایی که در دوران زندگی در رحم مادر شنیده اند، و به صدای کسانی که با آنها صحبت کرده اند و برایشان آواز خوانده اند، عکس العمل نشان داده اند. نوزادان به صدای پدرانشان - اگر قبل از تولد با آنها صحبت کرده باشند - بیشتر توجه می کنند و آوازهایی را که مادر در ماه های زندگی در زهدان برای آنها خوانده است، آسان تر یاد می گیرند (سیرز، 1369، ص 20).

همچنین «در یک آزمایش، 5 تا 6 هفته آخر بارداری، برای تعدادی از کودکان نوار سرودی که مادرشان خوانده بود، روزی دوبار پخش شد. پس از تولد، کودکان ترجیح می دادند که این سرود را از مادرشان بشنوند تا سرودی دیگر، هر چند آن را هم مادرشان می خواند. در آزمایشی دیگر، کودکان ترجیح می دادند به سرودی که مادرشان خوانده است، گوش دهند تا سرودی که شخص دیگری خوانده است. این هم به دلیل آن است که قبلاً با صدای مادر آشنا بودند (هترینگتون، 1373، ج 1، ص 212). (2)

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۲۰, ۱۳:۱۸
بنابراین، اذان و اقامه گفتن در گوش کودک از سه جهت می تواند تأثیر تربیتی داشته باشد: نخست، تأثیرات جسمی و ایمنی از بیماری هایی که ممکن است کودک به آنها دچار شود. دوم، تأثیرات معنوی و آرامش روحی که با دوری شیطان برای کودک حاصل می شود. سوم، تأثیرات آموزشی که کودک با مفاهیم اعتقادی و مذهبی آشنا می شود و در آینده به این مفاهیم انس و علاقه بیشتری پیدا کی کند.

2. نحنیک یا کام برداشتن

از دیگر آدابی که معصومان (علیهم السلام) در آغاز تولد فرزند رعایت کرده اند، برداشتن کام نوزاد است. کام برداشتن بدین معناست که مقداری خرما، شیرینی یا چیز دیگری را نرم و ملایم کرده، به صورت مایع در آورند و آن را در کام کودک بریزند (طریحی، 1408، ص 590). پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) خود به این سنت عمل می کردند و دیگران را نیز به آن سفارش می نمودند. امام صادق (علیه السلام) از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
حنکوا أولادکم بالتمر، فکذا فعل رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بالحسن و الحسین (علیهماالسلام) (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 137)؛ کام فرزندانتان را با خرما بردارید؛ زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با حسن و حسین (علیهماالسلام) چنین کرد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۲۳, ۱۶:۵۳
همچنین از مادر امام رضا (علیه لسلام)، نقل شده که وقتی علی بن موسی الرضا (علیه السلام) متولد شد، او را در پارچه سفیدی پیچیدم به امام کاظم (علیه السلام) دادم. امام (علیه السلام) در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت و آب فرات طلبید و با آن کام نوزاد را برداشت و او را به من برگرداند (همان، ص 138).

نیز وقتی عبدالله بن عباس صاحب فرزندی شد، علی (علیه السلام) به منزل او رفت و فرمود: او را بیاورید. کودک را آوردند. امام (علیه السلام) او را گرفت، کام او را برداشت، برای او دعا کرد و او را برگرداند... (ابن ابی الحدید، 1385، ج 7، ص 148).

بنابراین، کام برداشتن، از سیره معصومان (علیهم السلام) بوده است و با چیزهای مختلفی از قبیل خرما، آب (در صورت امکان آب فرات و پس از آن آب باران) (کلینی، 1365، ج 6، ص 24)، تربت امام حسین (علیه السلام)، عسل یا هر نوع شیرینی دیگر انجام می شده است. در روایات، برای کام برداشتن با برخی از این چیزها، فوائدی نیز ذکر شده است. برای مثال، امام صادق (علیه السلام) کام برداشتن با تربت امام حسین را موجب ایمنی فرزند می داند:

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۲۳, ۱۶:۵۴
حنکوا اولادکم بتربه الحسین (علیه السلام) فانه امان (نوری، 1408، ج 15، ص 138).

مراد از امان، ممکن است ایمنی از شیطان یا بلاها یا هر دو باشد. همچنین آن حضرت کام برداشتن با آب فرات را موجب دوستی اهل بیت (علیهم السلام) می داند:

ما أظن أحدا یحنک بماء الفرات إلا أحبنا أهل البیت (همان، ص 139).
و یا
الا کان لنا شیعه (همان، ش 4).

کام برداشتن با تربت امام حسین (علیه السلام) به دلیل قرب و منزلتی که آن امام نزد خدا دارد، آثار روحی و معنوی بسیاری دارد. در روایات متعدد از آثار مادی و معنوی آن، حتی در شفای بیماران سخن به میان آمده است. افراد بسیاری نیز این را تجربه کرده اند. روایات ما برای آب فرات اهمیت خاصی از حیث معنوی قائل است. (3) این اهمیت شاید از آن جهت باشد که این آب طعم گوارایی دارد. آب باران نیز چون آب خالص است و شوری و تلخی و مواد مخلوط ندارد، از سایر آب ها گواراتر است.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۲۵, ۲۲:۴۳
يادآور مي شويم که مستحب است که عمل کام برداشتن و تحنيک به دست بزرگان دين و افراد صالح و باتقوا واقع شود. اين خود، علاوه بر آثاري که در روايات آمده و نيز آثار احتمالي که بيان شد، نوعي تيمن و تبرک است و چون مستحب است که هنگام اين عمل براي کودک دعا کنند، دعاي بزرگان ديني براي کودک تأثيرات معنوي فراواني خواهد داشت. در صدر اسلام معمولاً کام کودکان مسلمان را پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه (عليهم السلام) برمي داشتند و براي کودک دعا مي کردند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۲۵, ۲۲:۴۶
3. پوشش نوزاد

پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه معصومان (عليهم السلام) به پوشش کودک، به ويژه در آغاز تولد، اهميت فراوان مي دادند. تأکيد بر پوشاندن لباس سفيد بر کودک و نهي از پوشاندن لباس زرد بر او، در سيره، حکايت از اهميت و تأثير رنگ لباس بر کودک دارد. زيد بن علي از پدرش امام سجاد (عليه السلام) نقل مي کند که

لما ولدت فاطمه (عليهاالسلام) الحسن (عليه السلام) أخرج إلي رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) في خرقه صفراء، فقال (صلي الله عليه و آله و سلم) ألم أنهکم أن تلفوه في خرقه صفراء، ثم رمي بها و أخذ خرقه بيضاء فلفه فيها (مجلسي، 1403، ج 104، ص 109)؛ زماني که حضرت فاطمه (عليهاالسلام) امام حسن (عليه السلام) را به دنيا آورد، [اطرافيان] او را در پارچه زردي پيچيدند و نزد رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) آوردند. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: مگر شما را از پوشاندن پارچه زرد بر نوزاد منع نکرده بودم؟ سپس پارچه زرد را به دور افکند و پارچه سفيدي بر او پوشاند.

همچنين گذشت که مادر امام رضا (عليه السلام) فرمود:

لما ولد الرضا (عليه السلام) ناولته موسي (عليه السلام) في خرقه بيضاء (حر عاملي، 1367، ج 15، ص 138)؛ وقتي [امام] رضا (عليه السلام) به دنيا آمد، او را در پارچه سفيدي پيچيدم و به امام کاظم (عليه السلام) دادم.

بنابراين، رنگ پوشش نوزاد در سيره معصومان (عليهم السلام) مهم دانسته شده و اصرار بر اين است که رنگ لباس نوزاد سفيد باشد، نه زرد. درباره سرّ رنگ سفيد و اينکه چه آثار جسمي يا روحي براي کودک خواهد داشت، در روايات چيزي بيان نشده است. البته در اين مورد، حدس هايي مي توان زد و نيز مي توان فوائد احتمالي براي آن بيان کرد. امروزه در روان شناسي رنگ ها، تحقيقات بسياري در زمينه تأثير رنگ ها بر حالات روحي - رواني انسان ها انجام شده و نتايج تحقيقات، تأثير رنگ ها را تأييد کرده است (لوشر، 1371). اما گرچه تأثير رنگ لباس بر کودک انکار ناپذير است، ولي در نوع و کيفيت تأثير آن، داوري قطعي و روشني نمي توان کرد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۳۰, ۰۰:۰۸
4. تبریک و دعا

از دیگر آداب آغاز تولد کودک که در سیره معصومان (علیهم السلام) رعایت شده، تبریک ولادت کودک به پدر و مادر اوست. مرازم از برادش نقل می کند:

مردی به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد که صاحب پسری شده ام. امام (علیه السلام) فرمود: خدا سپاسِ بخشنده را روزی ات کند و فرزند را برایت مبارک گرداند و او را حفظ فرماید و تو را از خیر او بهره مند سازد (کلینی، 1365، ج 6، ص 17).

همچنین در سیره ای که پیشتر از ابن ابی الحدید نقل شد آمده بود که

وقتی عبدالله بن عباس صاحب پسری شده امیرمؤمنان علی (علیه السلام) با اصحاب به دیدار او رفتند و حضرت این گونه به او تبریک گفت: خدا سپاسِ بخشنده را روزی ات کند و فرزند را بر تو مبارک گرداند (ابن ابی الحدید، 1385، ج 7، ص 148).

همچنین، امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

مردی ولادت فرزند مردی دیگر را چنین تبریک گفت: یهنئک الفارس؛ قدم سوارکار نورسیده مبارک! امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: از کجا می دانی که او سوارکار خواهد بود؟ آن مرد عرض کرد: فدایت شوم پس چه بگویم؟ امام فرمود: بگو: خدا سپاس بخشنده را روزی تو کند و فرزند را برایت مبارک گرداند و او را به رشد و کمال رساند (عمری طولانی به او بدهد) و تو را از نیکی او بهره مند سازد (کلینی، 1365، ج 6، ص 17).

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۳۰, ۰۰:۰۹
چنان که در این سیره ها آمده است، اولاً تبریک گفتن و اظهار شادمانی کردن برای تولد نوزاد، از سنن و آداب اسلامی است؛ ثانیاً باید تعبیرهای تبریک، آمیخته با ارزش های الهی و معنوی، آموزنده و یادآور شکر پروردگار و در برگیرنده دعا برای پدر و مادر و آینده نوزاد باشد.

در اینجا دو نکته مهم وجود دارد: نخست اینکه اظهار شادمانی دیگران مستقیماً در والدین تأثیر دارد و آنها را اگر احیاناً از تولد فرزند ناراحت اند، خوشحال می کند. با یادآوری نعمت الهی آنها را به شکر نعمت وا می دارد؛ در نتیجه والدین با علاقه و رضایت کامل به تربیت کودک می پردازند و این رضایت، در کودک اثر خواهد گذاشت. مادری که با رضایت کامل به فرزند خویش شیر دهد، به نظافت او بپردازد و به او محبت کند، در شکل گیری هرچه بهتر شخصیت کودک مؤثر است. «نتیجه تحقیقات نشان می دهد تمایل و علاقه مندی مادر، ضمن شیر دادن طفل، در ثبات شخصیت او مؤثر است. بدین ترتیب، تأثیر رفتار مادر در رشد شخصیت طفل از لحظه تولد نوزاد آشکار می شود... مادرانی که علاقه مند به شیر دادن کودکان خود نیستند و آنها را با بی میلی در آغوش می گیرند، انزوا، بی حسی و احتمالاً غش را در اطفال خودشان به وجود می آورند» (عظیمی، 1369، ص 106).

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۱/۳۰, ۰۰:۰۹
دوم آنکه دعا برای سلامت و رستگاری کودک، در هر لحظه و مرحله ای از تربیت کودک مؤثر، و در تبریک ولادت نیز مطرح است. در روایات و سیره تربیتی معصومان (علیهم السلام) دعا کردن برای فرزند در مراحل متعددی از جمله هنگامی که انسان قصد ازدواج می کند، وقت ورود بر همسر و هنگام آمیزش، وارد شده است؛ علاوه بر اینها هنگام کام برداشتن کودک، وقت عقیقه برای او و هنگام نامگذاری کودک، دعا وارد شده است و معصومان (علیهم السلام) در سیره خود بدان عمل می کردند. دعا برای کودک گذشته از تأثیرات روحی، معنوی و جسمی، تأثیرات روانی و تلقینی نیز دارد؛ زیرا وقتی کودک با والدینی روبه روست که هر آن، دم از ارتباط با خدا و استمداد از او می زنند، او نیز بدان سوی کشیده خواهد شد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۲/۰۲, ۱۳:۲۳
5. نام نيک

نامگذاري براي همه اشيائي که انسان با آنها سر و کار دارد، ضروري است؛ زيرا انسان براي شناختن و شناساندن هر چيز محتاج نام آن است؛ مثلاً براي شناساندن خود به ديگران، ناگزير از بيان نام است. امام مهم، زمان نامگذاري و انتخاب نام است. البته در سيره معصومان (عليهم السلام) بر هر دو کار تأکيد شده است. تأکيد اسلام بر نامگذار پيش از تولد فرزند است و اگر نشد، در بدو تولد، تا روز هفتم ولادت و همراه با عقيقه است. امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: پدرم از جدم نقل کرد که اميرمؤمنان علي (عليه السلام) فرمود:

فرزندان خود را قبل از اينکه متولد شوند، نامگذاري کنيد و اگر نمي دانيد پسر است يا دختر، از نام هايي استفاده کنيد که بر هر دو مي نهند؛ زيرا کودکاني که بر آنها نام نهاده نشده است، روز قيامت به پدر خود اعراض مي کنند که چرا بر من نام ننهادي و [حال آنکه] پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نيز محسن را قبل از تولد نام نهاد (کليني، 1365، ج 6، ص 18).

ابي بصير نيز از امام صادق (عليه السلام) نقل مي کند که درباره مولود فرمود:

مولود را در روز هفتم ولادت نامگذاري مي کنند و براي او عقيقه مي دهند و (موي) سرش را مي تراشند (کليني، 1365، ج 6، ص 29).
يادآور مي شويم که اين دو دسته روايات با هم منافاتي ندارند؛ زيرا طبق برخي روايات تا روز هفتم مي توان نام را تغيير داد. امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هيچ پسري براي ما متولد نمي شود، مگر اينکه نام او را محمد مي گذاريم؛ وقتي هفت روز از ولادت وي گذشت، اگر خواستيم نام او را تغيير مي دهيم يا باقي مي گذاريم (همان، ص 18).

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۲/۰۲, ۱۳:۲۵
بنابراين، نامگذاري پيش از تولد به احترام پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و براي تيمن و تبرک به نام او صورت مي گيرد و تا روز هفتم نيز قابل تغيير است. اما چرا پيش از تولد نامگذاري انجام مي شود؟

يک احتمال همان است که در روايت ذکر شده است که کودک پيش از تولد نيز داراي روح و شخصيت و احترام است و اگر نامگذاري نشود و سقط شود، به او احترام لازم گذاشته نشده است و آن کودک، در قيامت به اين بي احترامي والدين معترض خواهد شد.

احتمال ديگر اينکه اگر تا روز هفتم نامگذاري صورت نگيرد، چه بسا اقوام و آشنايان نامهاي نامناسب و ناشايستي را بر والدين تحميل کنند. بنابراين، بهتر است نامگذاري پيش از تولد صورت پذيرد. به همين دليل در سيره معصومان (عليهم السلام) و بزرگان صدر اسلام تأکيد بر اين بوده است که بزرگان براي کودکان نامگذاري کنند و خود نيز چنين مي کرده اند؛ براي مثال، پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) براي فرزندان علي (عليه السلام) نام برگزيد (مجلسي، 1403، ج 43، ص 242) (4) و علي (عليه السلام) فرزند ابن عباس را نامگذاري کرد. صحابه نيز فرزندان خود را براي نامگذاري نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه (عليهم السلام) مي آوردند تا نامهاي مناسب و شايسته اي براي آنها برگزينند. پس بهتر است نامگذاري تا روز هفتم به تأخير نيفتد.

مسئله ديگري که اهميت خاصي دارد، انتخاب نام است. در سيره معصومان (عليهم السلام) انتخاب نام نيک و پرمعنا از اهميت ويژه اي برخوردار است. اميرمؤمنان علي (عليه السلام) فرمود:
اولين خوبي انسان به فرزندش، نام نيکي است که براي او انتخاب مي کند (کليني، 1365، ج 6، ص 18).
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيز نام نيک را از حقوق فرزندان بر والدين مي داند. امام کاظم (عليه السلام) مي فرمايد:

مردي نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد و گفت: حق فرزندم بر من چيست؟ پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: «تحسن اسمه و ادبه و ضعه موضعاً حسناً (همان، ص 48، ش 1)؛ اينکه نام نيکو بر او بگذاري، او را خوب تربيت کني و او را به جايگاه مناسب [اجتماعي] (5) خويش برساني».

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۲/۲۱, ۲۳:۱۴
معصومان (عليهم السلام) بر همه فرزندان خود نام هايي با معاني خوب و عالي مي نهادند و همواره سعي مي کردند جامعه و محيط از نام هاي نيک و با معنا بهره مند، و از نام هاي زشت و بي معنا به دور باشد.

اما نام چه تأثيري مي تواند در تربيت داشته باشد که از نيک و بد آن بحث شود؟ پاسخ اين است که، نام نيک از چند جهت در انسان تأثير مي گذارد:

1. نام هر انساني نمادي از او و بيانگر هويت و شخصيت او براي ديگران است. نام هر شخص هويت و فرهنگ را به همراه دارد و ديگران براساس آن فرهنگ با او رفتار مي کنند و از او انتظار دارند. در هر فرهنگ و مليت، نام ها معاني و مفاهيم خاص خود را به همراه دارند و آن را به ذهن مخاطب منتقل مي کنند. بنابراين، نام نيک علاوه بر اينکه احترام به شخصيت انسان است، احترام ديگران را نيز بر مي انگيزاند.

2. نام انسان برچسبي است که از آغاز تا پايان عمر و حتي قيامت (کليني، 1365، ج 6، ص 19) همراه اوست و اثر تلقيني بر او دارد؛ زيرا همه افرادي که با انسان سرو کار دارند با اين نام، او را مي خوانند. اگر نام انسان فضل، ابوالفضل، عبدالرحمان و از اين قبيل نام ها باشد، به انسان، صفات فضيلت و بندگي خدا را تلقين مي کند و انسان مي کوشد اين صفات را در خود پديد آورد. کساني که با انسان سر و کار دارند نيز توقع دارند که او مطابق نام خويش عمل کند. بدين جهت است که در روايت آمده است:

در قيامت افرادي وارد مي شوند که نامشان محمد است. خداوند مي فرمايد: آيا حيا نکردي و مرا معصيت کردي در حالي که نام حبيب مرا بر خود داشتي؟ من از اينکه نام حبيبم را بر خود داري، از عذاب کردن تو حيا مي کنم (نوري، 1408، ج 15، ص 130).

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۲/۲۱, ۲۳:۱۵
3. انسان به طور ناخودآگاه مي خواهد با بزرگاني که نام او از آنان گرفته شده است و هم نام اويند، همانند شود و خود را مشابه آنان جلوه دهد؛ بنابراين مي کوشد چنان رفتار کند که آنان رفتار مي کرده اند.

4. نام هاي بد و نامناسب آثار بدي بر انسان مي گذارند. علاوه بر اين، نام هاي بد و ناشايست، دستاويزي براي ديگران در تمسخر و ضربه زدن به شخصيت انسان مي شود؛ به ويژه در کودکي و نوجواني که بچه ها معمولاً براي رونق بخشيدن به محافل و ميدان هاي بازي خود، به دنبال چنين دستاويزهايي هستند و حتي خود، نام هاي تمسخر آميزي را براي بازيچه قرار دادن ديگران بر آنها مي نهند. از اين روست که امام باقر (عليه السلام) به معمر بن خثيم فرمود:

ما از ترس القاب و برچسب هاي بدي که ديگران ممکن است به فرزندانمان نسبت دهند، براي آنان در کودکي کنيه انتخاب مي کنيم (کليني، 1365، ج 6، ص 19).

بنابراين، اثر نام نيک بر فرزند در تربيت او چنان است که نمي توان از آن چشم پوشيد، اگر تأثير کمي هم داشته باشد، بايد به آن اهتمام داشت؛ زيرا تربيت در پي توجه به نکات ريز محقق مي شود.

نکته ديگري که در سيره معصومان (عليهم السلام) براي نامگذاري مطرح است، آن است که آن بزرگواران همراه نام بزرگان دين را براي فرزندان خود بر مي گزيدند و ديگران را نيز به آن سفارش مي کردند. اين کار، علاوه بر احترام به بزرگان و آموزش آن به فرزندان و آثاري که پيشتر بيان شد، آثار تربيتي ديگري نيز دارد؛ مانند آثار معنوي حاصل از برگزيدن نام بزرگان دين براي فرزندان، و نيز آثار اجتماعي آن. زيرا نامگذاري فرزندان به نام هاي نيک، موجب مي شود که فرهنگ خانواده و جامعه، روح ديني به خود بگيرد و اين روح ديني، در تربيت و هدايت فرزندان مؤثر افتد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۳/۰۴, ۲۱:۵۲
6. عقيقه

از مهم ترين آداب و سنت هايي که در رفتار و گفتار پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه (عليهم السلام) بر آن تأکيد فراوان شده، عقيقه براي فرزند است. تأکيد بر عقيقه به حدي است که در برخي روايات واجب دانسته شده است. امام کاظم (عليه السلام) مي فرمايد:

العقيقه واجبه اذا ولد للرجل ولد (همان، ص 24).

همچنين برخي از فقهاي شيعه و اهل سنت به وجوب آن فتوا داده اند (مجلسي، 1363، ج 21، ص 44).

ولي بيشتر فقهاي شيعه بر استحباب آن تأکيد مي کنند. امام خميني قدس سره در تحرير الوسيله مي نويسد: «من المستحبات الأکيده العقيقه للذکر و الانثي»(موسوي، [بي تا]، ج 2، ص 448).

تأکيد بر عقيقه به حدي است که ائمه (عليهم السلام)، حتي با صدقه دادن قيمت آن، راضي به ترک آن نشده اند. عبدالله بن بکير مي گويد:

نزد امام صادق (عليه السلام) بودم. فرستاده عبدالله بن علي، عموي امام، به امام گفت: عمويتان مي گويد: به دنبال حيواني براي عقيقه رفتم، اما نيافتم. آيا قيمت آن را صدقه بدهم؟ امام فرمود: نه؛ زيرا خداوند غذا دادن به مردم و ريخته شدن خون حيوان را دوست دارد (کليني، 1365، ج 6، ص 25).

همچنين اگر والدين به هر دليلي موفق به عقيقه براي فرزند خود نشدند، بر فرزند مستحب است که پس از بلوغ براي خود عقيقه کند. عمر بن يزيد مي گويد:

به امام صادق (عليه السلام) عرض کردم: نمي دانم پدرم برايم عقيقه کرده است يا نه، (چه کنم؟) امام فرمود: «براي خود عقيقه کن». من نيز چنين کردم، در حالي که در سن پيري بودم (همان، ص 25).

بنابراين، عقيقه از سنت هايي است که در سيره معصومان (عليهم السلام) بر آن تأکيد بسيار شده است و علاوه بر آثار اجتماعي، داراي آثار روحي و تربيتي براي کودک است که برخي از آن آثار را بيان خواهيم کرد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۳/۰۴, ۲۱:۵۳
ممکن است برخي بگويند وضع عقيقه به دليل سنتي است که در جاهليت بوده و چون داراي آثار اجتماعي است، اسلام نيز آن را پذيرفته و با کمي تغيير آن را وسيله اي براي تقرب و نزديکي به خداوند قرار داده است. به نظر مي رسد گرچه عقيقه پيش از اسلام نيز بوده، ولي از سنت هاي جاهلي نيست، بلکه از سنت هاي ديني و حضرت ابراهيم (عليه السلام) است که به جاي ذبح اسماعيل، خداوند قوچي را براي ابراهيم (عليه السلام) فرستاد و اين يک سنت شد و به مرور زمان در جاهليت تغييراتي پيدا کرد؛ زيرا از همان زمان مسئله ذبح حج گزاران در منا مطرح است و در روايتي وارد شده است که عقيقه ساقط نمي شود مگر اينکه کسي در حج ذبح کند.

همچنين هدف از عقيقه، تنها آثار اجتماعي اطعام نيست، گرچه آن نيز مورد نظر است و با عقيقه حاصل مي شود؛ هدف اصلي از عقيقه اين است که اين قرباني در برابر جان کودک و براي تقرب به خدا ذبح مي شود. شواهد بسياري نيز در روايات بر اين مطلب وجود دارد که به برخي از آنها اشاره مي کنيم. امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

عقيقه براي غني و فقير، در صورتي که برايش ميسر باشد، لازم است؛ ولي اگر فقير بر عقيقه قادر نباشد لازم نيست.

اگر تنها آثار اقتصادي - اجتماعي عقيقه مراد بود، چرا براي فقير نيز در حد امکان عقيقه لازم است؟ پس بايد مسئله مهم ديگري در کار باشد.

علاوه بر اين، اگر تنها آثار اجتماعي - اقتصادي مراد بود، بايد در صورتي که حيواني براي عقيقه پيدا نشود، صدقه دادنِ قيمت آن کفايت کند؛ در حالي که ائمه (عليهم السلام) حتي در صورت يافت نشدن حيوان، راضي به صدقه دادن قيمت آن نشده اند و فرموده اند: صبر کنيد تا حيواني پيدا شود.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۳/۲۱, ۲۳:۳۶
در اينجا، برخي از آثار روحي و معنوي عقيقه را، که ممکن است زمينه هاي تربيت و هدايت کودک را مهيا کند، يادآور مي شويم:

1. عقيقه،

قرباني و فديه اي است در برابر سلامت جان کودک. اسلام، ظهور آثار اموالي، چون قرباني را که انسان در راه خدا مي دهد، در همين دنيا نيز پذيرفته است، از قبيل آثار صدقه در سلامت و حفظ جان انسان، و آثار نذر در بهبود بيماري ها. عقيقه نيز يکي از اينهاست و از آثار آن، صحت و سلامت و حفظ جان کودک در برابر بيماري ها و بلاهاي گوناگون است. در ضمنِ دعايي که مستحب است هنگام عقيقه براي فرزند خوانده شود، آمده است:

خدايا، گوشت اين حيوان را در برابر گوشت فرزندم، خون آن را در برابر خون او، استخوان آن را در برابر استخوان او، موي آن را در برابر موي او و پوست آن را در برابر پوست او مي دهم. خدايا، اين قرباني را مايه حفظ و سلامت او قرار ده (کليني، 1365، ج 6، ص 31).2. عقيقه،

مايه ي تقرب کودک به خدا، توجه خدا به کودک و خواري شيطان و دوري او از انسان است. گرچه والدين يا کسان ديگرند که براي کودک عقيقه مي کنند، ولي اين عقيقه از طرف کودک و آثار آن بيشتر متوجه کودک است تا والدين. در دعاي عقيقه آمده است:

خدايا، بر محمد و آل او درود فرست و اين قرباني را از فلان پسر فلان قبول فرما (همان، ص 31).

و نيز آمده است:

خدايا، خون ها براي تو ريخته مي شود که شريکي نداري و حمد، مخصوص پروردگار عالميان است. خدايا، شيطان رانده شده را خوار فرما (همان، ش 5).

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۳/۲۱, ۲۳:۳۹
3. عقيقه،

شکرانه نعمتي است که خدا به انسان عطا کرده است. فرزند، از منظر روايات، نعمتي از نعمت هاي الهي عطا شده به انسان است. اين قرباني نيز به شکرانه آن نعمت انجام مي شود و به موجب آيه قرآن که مي فرمايد: «لئم شکرتم لأزيدنکم (ابراهيم، 7)؛ اگر شکر نعمت کرديد بر نعمتتان مي افزايم»، مسلم است که اين شکر در بقا و تقويت فرزند مؤثر خواهد بود. افزايش نعمت، هم مي تواند جنبه کمي داشته باشد و هم جنبه کيفي. افزايش کيفي نعمتِ فرزند به اين است که وي، صالح، نيکوکار و براي والدين و جامعه با برکت باشد. در دعاي عقيقه مي خوانيم:

خدايا، اين قرباني را به شکرانه نعمتي که به ما روزي کردي و به علت شناختي که از فضل تو بر خانواده خود دارم، ذبح مي کنم (همان، ج 6، ص 30).

بنابراين، عقيقه براي کودک، علاوه بر اينکه به شکرانه نعمتي است که خدا به انسان ارزاني داشته، داراي آثار جسمي و به ويژه روحي بسياري براي کودک است. گرچه بسياري از اين آثار روحي بر ما پوشيده است، ولي در اصل اينکه يک سلسله آثار روحي بر آن مترتب است ترديدي نيست و اين مطلب را از تأکيدهاي فراواني که در روايات بر عقيقه شده است، مي توان استنباط کرد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۳/۲۴, ۱۲:۵۴
7. ختنه

ختنه کردن کودک از ديگر آداب و سنن برگرفته از سيره معصومان (عليهم السلام) است که در روز هفتم ولادت کودک انجام مي شود. امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) حسن و حسين (عليهماالسلام) را در روز هفتمِ ولادت ختنه کرد (مجلسي، 1403، ج 104، ص 120).
جابر بن عبدالله نيز مي گويد:

إن رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) نحر عن الحسن و الحسين (عليهماالسلام) و ختنهما لسبعه أيام (ابن ابي الدنيا، بي تا، ج 2، ص 783).

ختنه از شرايط وارد شدن در دين اسلام و مسلمان شدن است و بر هر کس واجب است هنگام بلوغ يا مسلمان شدن، ختنه کند. در سيره معصومان (عليهم السلام)، اين عمل در روز هفتمِ ولادت کودک انجام مي شود و رواياتي نيز به ختنه در روز هفتم سفارش مي کند. يکي از دلائل انتخاب روز هفتم آن است که ختنه در اين روز موجب پاکيزگي بيشتر است و گوشت نيز بهتر مي رويد (همان، 1365، ج 6، ص 35). اين مطلب از نظر علمي نيز پذيرفته شده است. چون از نظر علمي، زمينه هاي انعقاد خون در روز هفتم ولادت فراهم شده و به حد بالاي خود مي رسد و در نتيجه، خونريزي ختنه کمتر خواهد بود (پاک نژاد، 1349، ج 16، ص 164). شايد منظور امام صادق (عليه السلام) که فرمود:

ختنه در روز هفتم موجب پاکيزگي بيشتر مي شود، همين باشد که خونريزي کمتري صورت مي گيرد.

همچنين امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هنگام ختنه کودک مي گويي: خدايا، اين سنت تو و سنت پيامبر توست و هم پيروي از تو و کتاب تو و پيامبر توست و براي اجراي خواست و قضاي تو به امري است که اراده کرده اي و قضائي که حتمي فرموده اي و امري که نافذ ساخته اي، و گرماي آهن را در ختنه و حجامت بدان علتي که تو از ما بدان آگاه تري، به انسان چشاندي. خدايا، او را از گناهان پاک گردان و بر عمرش بيفزاي و آفت ها و بدي هاي بيروني و دروني را از جسم او دور کن. بر غناي او بيفزاي و فقر و تنگدستي را از او دور ساز؛ زيرا تو مي داني و ما نمي دانيم (طبرسي، 1412، ص 241).

همچنين آثار بهداشتي و جنسي ديگري براي ختنه بيان شده است. سرطان آلت در افراد ختنه شده اصلاً ديده نشده، در حالي که بين کساني که ختنه نمي شوند چنين سرطاني وجود دارد. سرطان پروستات در بين ختنه شده ها کمتر است. عفونت هاي مجاري ادراي نيز در بين آنها کمتر است و کامجويي هاي جنسي براي آنها بهتر و راحت تر صورت مي پذيرد (پاک نژاد، 1349، ج 16، ص 153).

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۰۳/۲۴, ۱۲:۵۶
8. تراشيدن موي سر نوزاد و صدقه دادن براي او

از ديگر آداب و سنني که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در روز هفتم ولادت کودک انجام مي داد، تراشيدن موي سر نوزاد و صدقه دادن به وزن آن است. عاصم کوزي مي گويد:

امام صادق (عليه السلام) از پدرش نقل کرد که پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) براي حسن و حسين (عليهماالسلام)، هر کدام يک قوچ عقيقه کرد و مقداري از آن را به قابله داد و سر آن دو را در روز هفتم ولادت تراشيد و به وزن موي سر آنان نقره صدقه داد (کليني، 1365، ج 6، ص 33).

نکته اي که در اين زمينه در سيره پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) مشاهده مي شد، اين است که پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به شدت با تراشيدن قسمتي از سر کودک و باقي گذاشتن قسمتي ديگر، که به آن «قزع» (6) مي گويند، مخالفت مي کرد. امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

کودکي را نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) آوردند تا براي او دعا کند، در حالي که قسمتي از سر او را تراشيده و قسمتي را باقي گذاشته بودند. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) براي او دعا نکرد و فرمود: سر او را [کامل] بتراشيد (کليني، 1365، ج 6، ص 40).
اميرمؤمنان علي (عليه السلام) نيز از اين کار نهي مي کرد و مي فرمود: