PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تبدیل زندگی به بندگی"سلسله مباحث برنامه سمت خدا"



Partofar
۱۳۹۳/۰۱/۱۹, ۲۲:۳۴
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری
91/1/15

هوا هوای لطیفی ست طراوات است و ترنم و شبنم است و شقایق ، هوای همهمه دارند تندر و ابر و باران ، هوای زمرمه دارند بید و باد و بنفشه و من هوای تو را دارم .

سوال – آیا ما در سال گذشته ،در سنت تبدیل زندگی به بندگی موفق بوده ایم ؟

پاسخ – انشاء الله که ما بسترساز ظهور امام زمان (عج) باشیم . ما دائما باید به سمت خدا برویم . و همه ی حرکت ما باید برای خدا باشد. اگر جواب این سوال مثبت باشد معلوم می شود که این برنامه موفق بوده است . اگر جواب این سوال منفی است ، همه باید برای تاثیرگذارتر بودن این برنامه دعا کنید. شنیدن یک بحث است و استفاده و کاربردن یک بحث دیگر است. بیاییم با خودمان پیمان ببندیم که اگر قرار است به این حرفها عمل نکنیم ، پس آنها را نشنویم . به امام صادق (ع) گفتند که موعظه ای به ما بفرمایید. امام فرمود : آیا به چیزهایی که می دانید عمل کرده اید ؟ به چیزهایی که می دانید عمل کنید زیرا برای شما مسئولیت می آورد . آیت الله بهجت می فرمودند : به آنچه که می دانید عمل کنید. بعضی ها دوست دارند که زیاد بدانند و این در روز قیامت ،برای ما مسئولیت می آورد. البته ما نمی خواهیم جلوی دانستن خود را بگیریم ولی باید روند ما این باشد که به آنهاعمل کنیم . یعنی هم یک انگیزه ی درونی برای عمل کردن در ما باشد و هم در جامعه به یکدیگر یادآوری کنیم . مثلا در جبهه وقتی موقع اذان بود وکسی می خوابید ،عده ای می گفتند که آیا خداوند راضی است که شما هنگام اذان ،کاری به جز نماز خواندن انجام بدهید ؟ پس ما یک محرک درونی و یک محرک بیرونی می خواهیم . خداوند یک دادگاه هم در وجود خود ما گذاشته است ،ولااقسم بالنفس لوامه . اگر ما این دادگاه را تعطیل نکرده باشیم و در روز به خودمان تلنگر بزنیم ، این خودش محرک خوبی است . حاسبوا قبل از تحاسبوا . چند سال است که از پخش این برنامه می گذرد . قرار نیست که این برنامه فقط تهیه ،تنظیم و پخش بشود بلکه باید در مردم و خودمان تغییراتی ایجادکرده باشد . ماباید باور کنیم که هر روز یک روز ،نو است و فقط اول فروردین روز نو نیست . امام علی (ع) می فرماید :سلام بر توای امروز که قبلا نبودی و نو هستی . اما شرط نو بودن این است که ما هر روز یک قدم به جلو برویم . آجر تکرار دیوار است ولی هیچ وقت این تکرار ، بنّا و کارگر را خسته نمی کند زیرا بنا هر یک آجری را که می گذارد ، دیوار یک وجب بالاتر می رود. اگر ما در هر روزمان یک پیشرفتی داشته باشیم ، دیر زندگی خسته کننده و تکراری نمی شود. فردی گفته که مفاتیح برای هر ساعت وروزی دعایی دارد مگرمسلمانان بیکار هستند ؟آقای قرائتی فرموده بودند که مفاتیح ما مثل فرودگاه است و هر کس که می آید سوار همه ی هواپیماها نمی شود . مفاتیح می خواهد بگوید که ما آنقدر پویا هستیم که هر وقت شما قصد پروازبکنید ، می توانید آنرا انجام بدهید . هر لحظه که شما به عالم و حقیقت هستی وصل بشوی آن شب لیلة القدر تو است . تعدادی از شهدا در شب قدر شهید شدند ولی اکثر شهدا در شبهای دیگر شهید شدند ولی شهادت شان ، لیلة القدرشان شد . جوان هجده ساله ، لحظه ای که معنای حقیقت هستی را فهمید ، آن لحظه لیلةالقدر او شد. در عالم همه چیز تدریجی است ولی بعضی مواقع سرعت تدریج بیشتر است مثل نور . دراین عالم رشد انسان هم از این خاصیت مستثنی نیست . بعضی از انسانها به اقتضای ظرفیتی که در وجودشان است سرعت رشدشان بیشتر است . مقامات معنوی هم همین جور است . روال تبدیل زندگی به بندگی هم همین طوری است .شاید روال تبدیل زندگی به بندگی هشتادسال است اما بعضی ها این هشتاد سال را در هشت ساعت یا یک شب می پیمایند . البته باید اتفاقاتی افتاده باشد . نوروز یعنی لحظه ای که بتوان در این عالم جهشی حرکت کرد. شب تکرار نیست بلکه من هر شب یکقدم باید جلو بروم . اگر ما نوروزهای مان را این طور ببینیم تبریک دارد . روز 12 فروردین روز جمهوری اسلامی است . شهدا توانستند در این بستر جمهوری اسلامی شکوفا بشوند زیرا تبلیغ وتبیین دین جایگاه خوبی داشت . چون سفره ی دین و تبلیغ وتبیین دین پهن بود و آنها ظرفیت را داشتند این اتفاق در تاریج بشریت افتاد جمهوری اسلامی یک تاریخ نو، برای بشریت است .

زمان زیادی برای ثبت نام حوزه علمیه نمانده است . استعدادهای خوب دختران و پسران اگر در راه دین و سربازی امام زمان (عج) شکوفا بشود این خودش عیدی دیگری است .

...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۱/۲۰, ۱۰:۳۹
...
سوال – یکی دیگر از شاخصه های تبدیل زندگی به بندگی را توضیح بفرمایید.

پاسخ – یکی از زیباترین شاخصه های کاربردی ،داشتن یک روحیه است . من باید ببینیم که در زندگی ، روحیه ی طلبکارانه دارم یا بدهکارانه . بعضی از انسانها از خدا و ائمه طلبکار هستند و وقتی دعا می کنند از خدا طلبکار می شوند ، بعد نسبت به پدر و مادر ، معلم ، دولت ،انقلاب و همه طلبکار می شوند . یک عده احساس می کنند که به همه بدهکار هستند . این روحیه یک صفتی بنام تواضع در این افراد بوجود می آورد . طلبکاری صفتی بنام روحیه تکبر بوجود می آورد. اساس انحراف ابلیس تکبر بود . در قرآن داریم کسانی که در مقابل خدا تکبر می ورزند . حضرت زهرا (س) گل سرسبد روحیه ی بدهکاری است . اولین شاخصه ی طلبکارها این است که منت گذار هستند ، وقتی نماز می خوانند سر خدا منت می گذارند . این افراد غیر از واجبات شان اعمالی انجام نمی دهند اما کسانی که خودشان را بدهکار می دانند منت پذیر هستند و از خدا تشکر می کنند که به آنها اجازه داده است که با او حرف بزنند . کسی که خودش را بدهکار می داند هر وقت که بتواند ،بدهی خودش را می دهد . حضرت زهرا (س) واجبات را بعنوان ادای بدهی می دادند و بعد نمازهای مستحبی را بعنوان ادای بدهی می داند و حتی بیماریها و فقدان پدر ایشان را از ادای بدهی بازنداشت . تمام این فشارها باعث شد که نماز شب ایستاده ی حضرت به نماز نشسته تبدیل بشود . ما چون طبلکار هستیم با اولین مشکل ،نمازمان را حذف می کنیم . حضرت زینب (س) در شب یازدهم ، نماز شب را نشسته خواند . کسی که بدهکار است نسبت به خدا ، ائمه ، پدر و مادر، معلم و... منت پذیر است . شاخصه ی بعدی روحیه ی مسئولیت گریزی و مسئولیت پذری است.کسی که روحیه ی طلبکاری دارد از مسئولیت فرار می کند ولی کسی که روحیه ی بدهکاری دارد مسئولیت پذیر است . در جبهه ساعت کاری و کارتکس نبود ، آنها فکر می کردند که بدهکار هستند و نیازی نبود که کسی کار آنها را ببیند . کسی که روحیه ی طلبکاری دارد عمل خودش را می بیند و خودش را مالک عمل می بیند . اما کسی که روحیه ی بدهکاری دارد می گوید که این توفیق خدا بوده است و من کاری نکردم . شهید مهرداد عزیزاللهی چهارده ساله است ولی در تمام حرفهایش از خدا صحبت می کند . تمام شهیدان از خدا صحبت می کنند و خودشان را نمی بینند . خانمی سوال شرعی از حضرت زهرا (س)پرسیدند و ایشان را روی پا نگه داشتند و بعد از حضرت عذرخواهی کردند ولی حضرت فرمودند : من باید از شما تشکر کنم که خدا توفیق داد من گره ای از کار شما باز کنم . ویژگی بعدی تشکر و عذرخواهی است . کسی که اهل طلبکاری است اهل عذرخواهی و تشکر نیست . کسی که روحیه ی بدهکاری دارد دائما الحمدلله و استغفرالله می گوید . یک دعای جامعی است: الحمدلله علی کل نعمه و استغفرالله من کل ذنب واعوذبالله من کل شر و اسئل الله من کل خیر . در این دعا ما دائما از خدا تشکر می کنیم . شاخصه ی بعدی این است انسانهای طلبکار کم کار و پر گزارش هستند اما کسانی که روحیه ی بدهکاری دارند پر مار وکم گزارش هستند . حاج آقامهندسی بسیار پرکار بودند و اصلا گزارش نمی داد . امامان ما همه بصورت گمنام به فقرا کم می کردند زیرا احساس می کردند که بدهکار هستند . اگر ما بدهکاری خودمان را پنهانی بدهیم بهتر است تا اینکه همه بفهند . شاخصه ی بعدی تقاص کشیدن است . کسانی که طلبکار هستند می خواهند تقاص بکشند واز همه چیزی بگیرند حتی به زور و اجبار ولی کسی که روحیه ی بدهکاری دارد می خواهد فداکاری بکند تا بدهی اش را پرداخت کند. حضرت زهرا برای دفاع از ولی خدا و فداکاری ، به پشت درخانه آمد . زینب و امام حسین (ع) در کربلا فداکاری می کند . شهدا هم فداکاری کردند . این ایام ، ایام فتح المبین است و نام حضرت زهرا درجبهه گره گشا بود . شهید ردانی پور هر وقت برای حضرت زهرا گریه می کرد آنقدر سرش را به دیوار می زند که سرش خون می آمد . ما باید در سال 91 عملیات ترویج روحیه ی بدهکاری را شروع کنیم . بیاییم کمتر طلبکار خدا، اهل بیت ، پدر ومادر ، استاد و ... بشویم . نتیجه ی کلی این کار روحیه ی تواضع است که در جامعه ی ما بیشتر می شود و روحیه ی تکبر کم می شود.

سوال – آیات پایانی سوره منافقون را توضیح بفرمایید .

پاسخ – اصلی ترین کار در تبدیل زندگی به بندگی ،خدایی شدن زندگی است . همانطور که همه ی ابزار زندگی می تواند یاد خدا را برای ما حفظ کند ،همه ی ابزار زندگی می تواند یاد خدا را از ذهن ما پاک بکند . در این آیات می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید اموال و اولاد شما را از یاد خدا غافل نکند ، این می تواند باعث خسارت شما باشد . گاهی من نعمت را همراه با صاحب آن می بینم ولی گاهی این نعمت را بدون خالق آن می بینم و این ما را غافل می کند . نعمت ها وتوفیق ها را بدون مبدا و مقصد دیدن ،اسباب غفلت می شود. دنیا را با مبدا و مقصد دیدن ، اسباب ذکر خدا می شود. در قرآن داریم که مواظب باشید همسر و اولاد شما دشمن شما نشود. یعنی همسر و اولاد شما ، شما را از یاد خدا غافل نکند. نوروز می تواند اسباب ذکرالله یا اسباب غفلت ما بشود . گاهی ما از قرآن از یاد خدا غافل می شویم . پس ذکر الله نخ اصلی تبدیل زندگی به بندگی است ،اگر همه ی امکانات زندگی که ما داریم به نخ اصلی وصل باشد ، این ذکر و بندگی می شود. اما اگر ما این نعمت را بدون مبدا و مقصد ببینیم ،این اسباب غفلت می شود. ما نباید هیچ چیزی را جدای از مبدا و مقصد ببینیم .

سوال – در سال جدید چه برنامه ی عملی برای ما دارید ؟

پاسخ – زیبایی برنامه ی زندگی ما به این است که برنامه های سال گذشته ی ما تداوم داشته باشد و این برنامه ها ترقی بکند و برنامه های جدیدی هم به آن اضافه بشود . در سال گذشته ما توانستیم خواندن یک صفحه قرآن ، خادم معنوی شدن و ترویج خواندن قرآن و اهدا کنندگی قرآن و سلام بر امام حسین (ع) و توجه به رد مظالم و حق الناس را داشته باشیم . جوانان منتظر باشند که امسال هم ، ما هدایای خوبی داشته باشیم . یکی از بالاترین کارها در جبهه ها توسل به اهل بیت به ویژه حضرت زهرا بود وما هم باید این توسل را داشته باشیم . مثلا شما وقتی دارید درس می خوانید ، می توانید به حضرت زهرا توسل کنید . ما می توانیم در امور جاری و رشد به اهل بیت توسل کنیم تا گره های ما باز بشود. شهید گروسی (استاد حسین بنا)خیلی باسواد نبود ولی در جبهه فرمانده ی تیپ شد. ایشان به حضرت زهرا خیلی ارادت داشتند . ایشان در یکی ازعملیاتها گردان در معبر گیر کرده بود .او به خاک افتاد و آنقدر یا زهرا گفت که خاک های زیر صورتش خیس شد. وقتی ایشان بلند شدند توانستند نقشه را بگویند و گفتند که مادرم زهرا دست مرا گرفت . الان توسل در زندگی های ما کم شده است . شهید ردانی پور می گفت که ازدواج من در این دنیا نیست . او در آخرین باری که از جبهه برگشته بود به خانواده اش گفته بود که برای من یک دختر سید پیدا کنید که من به مادرم حضرت زهرا محرم باشم . او بعد از گذشت پانزده روز از ازدواجش ، شهید شد .

به آبروی حضرت زهرا ، خدا به همه ی ما توفیق روحیه ی بدهکاری نسبت به خدا ، اولیاء و ذوالحقوق عنایت بفرماید .

پایان

...


ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۱/۲۱, ۲۱:۱۰
91/1/29

حتی به خنده ای شده میهمان مان کنید زلفی نسان دهید و پریشان مان کنید ،از ما مسافران قدم دور خود زدن سلمان شدن گذشت مسلمان مان کنید ،یک نور واحدید که در چهارده افق تکرار می شوید که حیران مان کنید .

سوال – فرمول هایی را در مورد تبدیل زندگی به بندگی بفرمایید .

پاسخ – بعضی ها می گویند که ما چطور می توانیم اعمال روزانه ی خودمان را تبدیل به بندگی بکنیم . ما باید در مورد تمام کارهای روزانه مان ، سه تا سوال را از دین بپرسیم و جواب دین را در آن مورد پیاده کنیم ،دراین صورت ما اعمال روزانه را تبدیل به بندگی کرده ایم: چیستی ،چرایی و چگونگی . مثلا می پرسند که ما چگونه خواب مان را به بندگی تبدیل کنیم . یک سوم عمر همه ی انسانها درخواب می گذرد. خواب از نظر دین چیست؟ خواب استراحتی است که شب بهترین موقع برای آن است . در قرآن داریم : ما شب را برای آرامش شما قرار داده ایم. خواب اندازه ،زمان و آداب دارد . برای زمان خواب وجوبی وجود ندارد ولی دین دستوراتی برای آن داده است . پس ما چیستی خواب را از دین بپرسیم . دستگاه بدن تمام بیست و چهار ساعت نمی تواند کار بکند. چرا ما خواب لازم داریم ؟ برای اینکه استراحت و آرامش لازم داریم تا بتوانیم بهتر کار کنیم . حالا چگونه بخوابیم ؟ یکی از خواب هایی که سفارش شده است خواب شب است . شب را زودتر بخوابید ولی زمان سحر را نخوابید و بیدار باشید. در روایات داریم که مثل خروس سحرخیز باشید و از طرفی داریم که مواظب باشید خواب تان مثل سگ نباشد که تا نیمه شب بیدار است و سحر در خواب است . نیم ساعت قبل از اذان ظهر، خوابیدن خیلی خوب است و انرژی زیادی به بدن ما می دهد. یعنی شما بعد از بلند شدن از زمان سحر، نیم ساعت قبل از ظهر استراحتی بکنید. خواب قبل از غروب کسالت آور است . دین در مورد زمان های خواب با ما صحبت کرده است ،حلال و حرامی هم نگفته است ولی دستوراتی داده است . دین در چرایی ، فلسفه را به ما می گوید و در چیستی ،ماهیت را و در چگونگی آداب را به ما می گوید . من باید در کارم فلسفه ، ماهیت و آداب دین را بفهمم یعنی اگر از من پرسیدند که چرا این کار را می کنی ،من جواب دینی بدهم .دیگر اینکه هنگام خواب،سبک بخورید . گاهی افراد دیر می خوابند و شام سنگینی هم می خورند و بعد خواب پریشان می بینند. دیگر اینکه هنگام خواب با وضو و روبه قبله بخوابید . پیامبر وقتی از خواب بیدار می شدند سجده ی شکر بجا می آورند که خدا زنده کردن مرده ها را به ایشان نشان داده است . زیرا خواب برادر مرگ است . پس چیستی ،چرایی و آداب ،یکی از فرمول های تبدیل زندگی به بندگی است .

سوال – من جوان بیست ساله هستم .سال پیش گناه کبیره ای را مرتکب شدم ولی خدا من را آنچنان تکان داد که با تمام وجودم از او تشکر می کنم . من یکسال با نفس خودم جنگیده ام . من تمام سعی خودم را می کنم که یک چشم و زبان پاک داشته باشم اما گاهی اوقات شیطان بر افکار من غالب می شود. جنگیدن با نفس خیلی سخت است . شما به والدین بگویید که بچه ها برای مقابله با نفس به کمک آنها نیاز دارند نه اینکه وقتی ما می خواهیم گناهان گذشته را فراموش کنیم ، آنها با نیش و کنایه آنرا یادآوری کنند . برای داشتن یک فکر پاک به من کمک بکنید . راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – ما می توانیم در سوال ایشان فرمول چیستی ،چرایی و آداب را پیاده کنیم . گناه چیست ؟ آیا گناه چیزی است که مردم بد می دانند یا درعرف بین الملل بد است ؟ خیر . گناه کاری است که خدا آنرا نهی کرده است و برای ما ضرر روحی و جسمی یا دنیوی و اخروی دارد . پس خدا به پیامبر امر کرده است و ایشان هم به ما امر کرده اند . در قرآن داریم :از آنچه که خدا نهی کرده است ، از آن دوری کنید و آن گناه است. در قرآن چندین لفظ برای چیستی گناه آمده است . پس در گناه ما به حرف مردم کاری نداریم بلکه به حرف خدا کار داریم .البته ما نمی خواهیم کارهای غیرعرف را انجام بدهیم ولی نباید برای ما مهم باشد که مردم از کار ما بدشان می آید یا خیر . شما باید خدا را در نظر داشته باشید. ما نمی توانیم همه ی مردم را از خودمان راضی کنیم ولی می توانیم خدا را راضی کنیم زیرا او سریع الرضا است. امیرالمومنین می فرماید : هر کس رابطه اش را با خدا درست کند ، خدا رابطه اش را با مردمی که اهل بندگی هستند درست می کند . کسانی که اهل بندگی نیستند،هر کاری بکنیم از ما راضی نمی شوند. چرا ما نباید گناه بکنیم ؟ زیرا برای ما ضرر دارد . گاهی ما ضررهای گناه را می فهمیم و گاهی نمی فهیم و خدا که خالق ما و عالم هستی است اگر کاری با وجود ما سازگاری داشته باشد آنرا حلال و اگر سازگاری نداشته باشد حرام کرده است . هرچه کنی به خود کنی . چگونه گناه نکنیم ؟ فکرمان را به ثواب مشغول کنیم . در قرآن اول معروف و بعد منکر را می گوید. پس اگر می خواهید در ظرف خالی آب آلوده ریخته نشود ،آنرا خالی نگذارید . فکر پاک ،فکر طاعت خداست . شما فکر خودت را مشغول به بندگی خدا کنید و بدنبال واجبات بروید ، بدنبال خدمت به مردم بروید . شما بدنبال این بروید که چگونه می توان از زمینه های گناه فرار کرد. پس اولین قدم برای اینکه انسان گناه نکند این است که خودش را مشغول به طاعت خدا بکند.راه دیگر برای ترک گناه کمک خانواده است . اگر فرزند شما یک معلویت جسمی داشت ، حتما شما برای درمان او هزینه می کردید . آیا شما برای مشکل روحی این فرزند که خودش هم می خواهد گناهش را ترک بکند هزینه کرده اید ؟ اگر کسی عمل جراحی در بیمارستان بکند تا چند هفته همه مواظب او هستند .والدین عزیز ،این فرزند شما غده ی سرطانی را از وجود خودش در آورده است و شما باید به او کمک کنید و به روی او نیاورید. این بستر خانوادگی است . خانواده ها باید در چگونگی ترک گناه به یکدیگر کمک کنند . همانطور که خانواده مواظب است که فرزندش ساندویج آلوده نخورد ،باید مواظب باشد که زمینه ی گناه برای فرزندش فراهم نشود. راه دیگر داشتن جامعه ی پاک است . ارزش حکومت دینی نسبت به حکومت غیردینی در این است که در حکومت دینی ،گناه قاچاق است. و بستر برای بندگی فراهم تر است. اگر کسی واقعا بخواهد خوب باشد بستر برای خوب شدن او فراهم است . در زمان طاغوت گناه قانونی بود و طاعت قاچاقی بود. (تلاش اجتماعی)

ایشان در ترک گناه با خدا معامله کرده است . خدا می فرماید: توبه کنندگان را دوست دارد . خدا بین جوان توبه کننده و حضرت موسی ، ابر را بر روی سر جوان باقی گذاشت . اگر پدر و مادر به شما نیشی زدند شما ناراحت نشوید . یکی دیگر از راههای ترک گناه استغفار است .

سوال – من دختری هجده ساله و دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی هستم .من از اول دبیرستان آرزوی قبول شدن در رشته ی نفت را داشتم و هدف من در کنار پول ،خدمت به کشورم بود. نفت منبع اصلی اقتصاد ما است و من می خواستم یک ایرانی باشم که در این رشته بسیار تاثیرگذار باشم ولی نشد . من تصمیم گرفته ام که اهداف خودم را در رشته ی اقتصاد پیاده کنم . آیا دراحادیث دعا یا ذکر خاصی گفته نشده است که به ما در فهم عمیق مطالب درسی کمک کند ؟ من از خدا می خواهم که فرزندان سالم و صالحی مثل شهیدبابایی و تند گویان به من بدهد . آیا این دعای من زیاده خواهی و دور از بندگی است ؟

پاسخ – این سوال نشان از فهم و دقت بینندگان دارد. تحصیل چیست ؟چرا و چگونه ؟ کار چیست ؟چرا و چگونه ؟ دعا چیست ؟ چرا و چگونه ؟

تحصیل علم آموزی است . داریم : ای موسی ما تو را خلق کردیم تا در مسیر کمال بروی و کمال هم کسب معرفت است. ما برای کسب معرفت تو هیچ محدودیتی نگذاشتیم . ما در دین مان برای علم آموزی محدودیت جنسی و سنی نداریم . زگهواره تا گور دانش بجوی . ما برای استاد هم محدودیتی نداریم .ما حتی می توانیم از غیر مسلمان علم بیاموزیم . محدودیت زمانی هم نداریم . روایت داریم : علم را یاد بگیرید حتی اگر باید به چین (راه دور) بروید . پس تحصیل فقط راه بدست آوردن مدرک و پول و شغل نیست . علم یاد گرفتن یک ارزش ذاتی دارد . ای پیامبر تو باید علم خودت را زیاد کنی . در قرآن داریم : هر کس خودش را از علم آموزی بی نیاز بداند زمان طغیان اوست . شما هر علمی را بیاموزید ارزش دارد . علم آموختن باعث می شود روح و جسم ما تقویت بشود و توفیقات ما بیشتر بشود. نفع علم آموزی به خود من ، جامعه و فرزندانم می رسد .چگونگی آن هم مهم است .خوب است قبل از اینکه ما رشته ای را انتخاب بکنیم از دین بپرسیم که کدام رشته با من مناسب تر است و کارائی من را بیشتر می کند . طبیعتا با ساختار وجودی زن و مرد،یکسری رشته ها تناسب بیشتری دارد. ما باید رشته ای را انتخاب کنیم که استعداد و توان آن را داشته باشیم و تناسبی با جامعه و هدف ما هم داشته باشد . در چگونه درس خواندن، تناسب با توان ،هدف و نیاز جامعه خیلی مهم است . چند درصد از دانشجویان و طلاب ما بر این اساس رشته ی خود را انتخاب می کنند ؟ چگونگی را از دین بپرسید و دین به شما کمک می کند و بعد درس آموختن شما عبادت می شود. اگر ما بر این اساس درس بخوانیم هیچ وقت از درس خواندن مان پشیمان نخواهیم شد زیرا بهره ای را که من باید ببرم، برده ام حتی اگر شاغل نشوم یا پول بدست نیاورم . قطعا ما در همه کارهای نیت مان الهی می شود، ما پاداش اخروی می خواهیم . وقتی مبدا و مقصد الهی شد ،مسیر هم الهی می شود و ما باید مسیر را هم از دین بپرسیم . اگر ما این کار را بکنیم دیگر به بن بست نمی رسیم . اگر ما راه را اشتباه رفتیم می توانیم توبه کنیم و به راه اصلی که دین گفته است باز گردیم .

سوال - سوره معارج آیات 11 تا 39 را توضیح بفرمایید .

پاسخ – قبل از آیه 22 ( قرآن می فرماید :به جز نمازگراران ) می فرماید : انسان را حریص خلق کردیم ، وقتی به او مشکلی می رسد داد و فریاد می کند و وقتی خیری به او می رسد خساست به خرج می دهد، به جز نماز گذاران . اگر می خواهید زیبایی ها را پیدا کنید و از انحرافات به دورباشید نماز بخوانید. اگر کسی می خواهد بچه اش عاقبت به خیر بشود او را نماز خوان بکند . اگر فرزند شما بیماری لاعلاجی داشته باشد شما برای او خرج زیادی می کنید ، اگر سرطان بی نمازی در بچه اش بوجود آمده است تا می تواند خرج کند ،دعا و راز و نیاز کند و گریه کند تا بچه اش نماز خوان بشود زیرا اگر بچه اش نماز خوان شد از مشکلات نجات پیدا خواهد کرد و از زیبایی ها بهره مند می شود. نماز کلید همه ی خوبی هاست .بخاطر همین اگر در قیامت نماز ما را قبول کردند اعمال دیگر ما را هم قبول می کنند . لوطی مسلک های قدیمی نماز را کنار نمی گذاشتند .زیرا آنرا نخ ارتباط با خدا می دانستند . این آیه می فرماید که نماز شما را نجات می دهد . همه ی شهدا اهل نماز بودند .

سوال – من جوانی هستم که پس از هفت ماه ثبت نام برای خدمتگزاری حرم حضرت معصومه و نذر و نیاز در گزینش پذیرفته شدم . در کلاس های مربوطه شرکت کردم و پس از گذراندن امتحانات مربوطه ، چند هفته ای است که مشغول به خدمت شده ام . پستی به من محول شده است که تمام وجود من را پر از نگرانی کرده است . ما نگهبان درهای ورودی حرم هستیم که به زائران خوش آمد می گوییم و ماموریت امر به معروف و نهی از منکر را بعهده داریم یعنی نهی از منکر در مورد بد حجابی . من با شوق وارد این عرصه شدم ولی اکنون مردد شده ام . می ترسم که مبادا یکی از زائران ایشان از من رنجیده خاطر بشود و دل حضرت از این کار من برنجد . من در دعاهایم می گویم که مگر من چه کسی هستم که به زائران امر و نهی کنم . مگر من انسان بی گناهی هستم که می خواهم دیگران را امر به معروف کنم . با اینکه من مدت زیادی در انتظار این روز نشسته ام اما گاهی به فکر انصراف دادن می افتم . راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – اگر شما در مسیر حق به دیگران توصیه می کنید نگران نباشید و اگر کسی ناراحت بشود اشکالی ندارد و نه خدا و نه اهل بیت بر ما خرده نمی گیرند . ما باید دغدغه داشته باشیم که چگونه با این عزیزان برخورد کنیم . ما باید با آغوش باز از زائران پذیرایی کنیم و به آنها بگوییم که معمولا ما دوست داریم که وقتی به میهمانی می رویم آرایش و لباسی داشته باشیم که صاحبخانه از آن خوشش بیاید . حضرت معصومه از حیا و عفت بیشتر خوشش می آید . و هر کس آنرا بیشتر رعایت کند خانم او را بیشتر تحویل می گیرد . من برای باز شدن گره شما دعا می کنم و شما کاری را که خانم بیشتر دوست دارد انجام بدهید تا مزد بهتری بگیرید. خادم ها برای زائران دعا کنند و برای آنها استغفار کنند . زائران که با نیت پاک به سمت حرم می آیند ، آیا دوست دارند که حضرت معصومه را ناراحت کنند ؟ امام رضا (ع) صریحا فرموده اند که هر کس گناه آلود به زیارت ما بیاید ما را آزار داده است. جوانی در خواب دید که در ضریح امام رضا (ع) است و امام هم آنجا نشسته اند . او یک سیلی بصورت امام رضا(ع) زد. آنقدر این کار برای او سخت بود که وقتی از خواب بلند شد به سر خودش می زد . او تعبیر این خواب را از عالمی پرسید . عالم گفت که تو در حرم گناهی کرده ای .شما اهل بیت را دوست دارید که به زیارت آنها می آیید . پس ما باید از خودمان بپرسیم زیارت چیست و چرا باید زیارت کنیم و آداب زیارت چیست ؟

خدایا به آبروی محمد و آل محمد لذت معرفت دینی،مراجعه و سوال از دین و پذیرش الهی را به همه ی ما بچشان تا با ندانستن به خودمان ضربه نزیم و خودمان را از برکات عالم محروم نکنیم .

پایان

...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۱/۲۳, ۱۲:۲۳
حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری

91/2/5
در سینه ام زدوری تو غیر آه نیست ما را به غیر سایه ات آقا پناه نیست ،وقتی که هست جلوه ی خورشیدی شما اصلا مجال جلوه ی انوار ماه نیست ،ای سینه زن ترین غم مادرت بیا این انتظار سینه ی ما که گناه نیست ، امشب بیا و درد و دلت را به من بگو گرچه دلم به سنگ صبوری چاه نیست ،ای روضه خوان پهلوی مادرنگاه کن اشک دل است می چگد اشک نگاه نیست ،آقا ببخش روز دگر حرف می زنم امروز حال مادرتان روبراه نیست .
سوال – حضرت زهرا چه پیامی برای همه ی ما دارد ؟
پاسخ – سمت خدای امروز فاطمیه است .در مجلس عزا برای سلامت صاحب عزا دعا می کنند و ما هم برای سلامتی امام زمان (عج) دعا می کنیم .
زنهای همسایه در آخر عمر حضرت فاطمه تصمیم گرفتند که به عیادت حضرت بیایند . آنها با تمام بی وفایی ها و نامردی مردهایشان به عیادت آمدند . طبق روایت خانه پر از خانمهای همسایه بود و حضرت در بستر بودند. یکی از خانم های همسایه به نمایندگی از خانم های دیگر احوالپرسی را این طور شروع کردند که شب را چطور گذراندی ؟( آنها از مصیبت های حضرت که فراق پدر ، درد پهلو و سقط فرزند بود خبر داشتند)اطرافیان حضرت را بلند کردند و ایشان نشستند و شروع به خواندن خطبه کردند . در بحارالانوار این خطبه در دو صفحه آمده است و این خطبه با خطبه ی حضرت که در مسجد مدینه خواندند فرق می کند. حضرت فرمود: صبح کردم در حالیکه از دنیا پرستی شما و مردان شما متنفر هستم . درد جسم طبیعی است ولی آنچه که فاطمه را رنج می داد درد دنیا پرستی شما و بی دینی و بی هویتی مردان شما است . حضرت علی (ع) فرمود : شما شبیه مرد هستید ولی هیچ شباهتی به مردی ندارید . ( ما از مردم تشکر می کنیم که می خواهند عاشورای فاطمی برپا کنند و حق هم همین است . عاشورا ازکوچه های بنی هاشم شروع شد . در مجالس در مورد جایگاه زنان و حق آنها نسبت به همسر، پدر، فرزندان و جامعه بیان می شود ) در اینجا حضرت زهرا به ریشه ی سلامت یا عدم سلامت زنان اشاره کردند که آن بی غیرتی مردان است. حضرت می فرماید که این مردان شما بودند که خودشان بی هویت شدند و شما را هم بی هویت کردند. زن به اقتضای زن بودنش خوب از حق دفاع می کند ولی شما از حق دفاع نکردید و ریشه ی این در مردان شما است .پیامبر بعد از ازدواج فاطمه، از ایشان پرسید که علی چگونه همسری است ؟ حضرت فاطمه فرمود : کمک خوبی در طاعت خداست . وقتی که مرد بنایش بر بندگی خدا باشد ،غیرت دینی پیدا می کند . مگر امیرالمومنین چکارکرده بود که فاطمه همه ی هستی خودش را برای او فدا کرد ؟غیر از همسر بودن،علی چه نقشی برای فاطمه ایفا کرده بود که فاطمه خودش را فدا کرد و در آخر عمر از او حلالیت طلبید ؟ آیا مردهای ما نمی توانند این مسیر را ادامه بدهند ؟اگر مردها علوی بشوند ،می توانند زنها را فاطمی کنند . وقتی کلمه ی مرد به زبان می آید ، کلمه ی غیرت به ذهن انسان می آید. ما غیرت را نسبت به همسر بیان می کنیم ولی ریشه ی این غیرت بندگی و دینی است . اگر نگاه من ،نگاه توحیدی باشد، بالاترین ناموس من دین من است . فاطمه ی زهرا ،علی را دین خودش می دانست زیرا علی غیرت دینی در حداعلی دارد و از دین دفاع می کند حتی با فدا کردن فاطمه و فاطمه هم ازعلی دفاع می کند حتی با فدا کردن همه ی هستی اش .چرا بعضی ها از دین دفاع نمی کنند ؟ حضرت فاطمه سه تا کاربرد غیرت دینی را نشان داد . فاطمه از اصل دین دفاع کرد مثل شهدای ما که از دین دفاع کردند ، فاطمه از ارزشهای اسلام دفاع کرد مثل نماز حجاب حلال خوری ، فاطمه از ولی خدا و اسلام دفاع کرد . روزی که کسی قدرت دفاع از اسلام را نداشت فاطمه با تمام قدرت و مالش از اسلام دفاع کرد . فاطمه با خواندن خطبه ، نفرین کردن ، اشک ریختن و فرزندانش از اسلام دفاع کرد. او با وصیتش از اسلام دفاع کرد . دختر پیامبر مردم را از زیارت قبر خودش محروم کرد .همه ی هستی فاطمه علی و ولایت بود . فاطمه علی را تا قریب به سجده ،سجده کرد . امیرالمومنین چکار کرده است ؟تمام دغدغه مرد در خانه باید این باشد که خانواده را مدرسه بندگی بکند زیرا مدیر خانواده مرد است . موفقیت هر مدرسه ای به تدبیر مدیرش است . خدا این جایگاه را به مردان داده است ، الرجال قوامون علی النساء . مردان می توانند کاری بکنند که همه ی رابطه های خانواده بندگی خدا بشود. اگر مرد ازدواج را برای غریزه و هوس نخواسته باشد و زندگی را برای خوش گذشتن نخواسته باشد ، این اتفاق می افتد. خدا این قدرت را به من داده است که زندگی را مدرسه ی بندگی بکنم . اولین غیرتی که هر مرد باید داشته باشد غیرت دینی است . امروز بعضی از خانواده ها گله می کنند که ما می خواهیم ارزشهای دینی را رعایت کنیم ولی شوهران مان نمی خواهند. وقتی مرد غیرت دینی ندارد ،غیرت ناموسی هم ندارد. اصلی ترین ناموس ما دین ،قرآن و ولایت است . امیرالمومنین بیش از اینکه مواظب فاطمه بود مواظب دین فاطمه بود. امام خمینی برای کسانی که خطبه ی عقد می خواندند می فرمودند : مواظب دیانت همدیگر باشید. مرد باید مدیر خانه بر اساس دین باشد . بعضی از پدرها مواظب دین فرزندانشان نیستند. کسی که می تواند مواظب دین خود و خانواده اش باشد، می تواند مواظب دین جامعه اش هم باشد .یکی از ویژگی های فقهای عصر امام زمان (عج) این است که دین را ناموس خودش بداند . مردان مدینه که از دین گذشتند از زنان خودشان هم می گذرند.همین مردم مدینه ،پنجاه سال بعد که زمان امام حسین (ع) است ،صادر کننده ی زن رقاصه بودند . زیرا غیرت دینی نداشتند. آنها برای دین خودشان ارزش قائل نبودند . مسجدالنبی فعلی ،همان مدینه زمان پیامبر است.( منظور محله ی کوچکی بود) علی و فاطمه به در خانه های بنی هاشم رفتند و از آنها خواستند از حق دفاع کنند ولی آنها این کار را نکردند و زندگی خودشان را کردند . کسی که ولایت دینی را زیر پا می گذارد ،مواظب زنش نیست. شیطان اول غیرت دینی را از مردان می گیرد، وقتی غیرت دینی از مردان گرفته بشود ،غیرت نسبت به همسر و فرزند هم کمرنگ می شود. حتی ما در مراوده های اجتماعی نیاز به غیرت دینی دارد . اولیاء خدا از بی غیرتی دینی ،ترس داشتند . وقتی پیامبر خبر شهادت علی را به او داد ، علی پرسید : آیا در هنگام شهادت دین من سلامت است ؟ امروزه ما بخاطر هر چیز کوچکی (ثروت ،ریاست، اسم و رسم )از دین کم می گذاریم .زیرا دین دغدغه ی ما نیست . بعضی مواقع خانم می گوید که من نمازم را می خوانم ولی به خاطر شوهرم بی حجاب می شوم یعنی او بخاطر شوهرش از دین کم می گذارد .وقتی حضرت زهرا به علی گفتند که چرا مثل جنین در شکم مادر نشسته ای ؟ علی جوابی نداد و وقتی صدای اذان بلند شد علی فرمود: می خواهی صدای اذان و پیامبر بر ماذنه ها بلند باشد ، پس من نباید چیزی بگویم . فاطمه برای این مرد می میرد زیرا دین از فاطمه برای علی مهمتر بود. وقتی فرزندی به جبهه می رفت مادرش گفت که من می خواستم تو عصای پیری من بشوی . فرزند گفت که نمی خواهی من عصای قیامت تو بشوم ؟ مادر گریه کرد و گفت : برو . پس مرد دین خودش را بخاطر زن ، فرزند ،شهرت و قدرت کنار نگذارد . وقتی آنها می بینند که پدر همه چیزش را برای دین می گذارد ،خودشان را برای او فدا می کنند و از او اطاعت می کنند . البته آنها باید بدانند که او حتما دغدغه ی دین دارد .
سوال – سوره مدثر آیات 18 تا 47 را توضیح بفرمایید .
پاسخ – در آیات آخر داریم که در قیامت از مجرمین سوال می شود که چرا شما جهنمی شدید ؟ آنها می گویند : ما اهل نماز نبودیم ،اهل دستگیری از محرومین نبودیم ،با افراد آلوده حشرو نشر داشتیم و ما روز قیامت را هم تکذیب می کردیم .
قطعا در روز شهادت حصرت فاطمه ،گناهان ما کمتر می شود و طاعت مان بیشتر می شود و دست ما به دست اهل بیت می رود و حشرو نشر ما با اهل بیت می شود و به اینها وصل می شویم. این بالاترین لطفی است که خدا به ما کرده است . دراین وصل، از حال هر کس که بپرسید، حال خوبی دارد. چرا مردم برای گرفتن غذا و چای تبرکی التماس می کنند ؟ زیرا حس می کند که با خوردن آن سلامت و نشاط روحی پیدا می کنند . اگر دست ما در دست اهل بیت باشد ،این نشاط را در قیامت هم خواهیم داشت که اسم آن شفاعت است . کسی از شفاعت بهره مند می شود که در دنیا دستش را از دست اهل بیت جدا نکرده باشد. و دست دیگران را در دست اهل بیت گذاشته باشد .آقای شیخ حسین انصاریان نقل می کردند که ده شب محرم ،آقاسید مهدی قوام درمسجد لاله زار به منبر می رفتند .در شب دهم به آقا هدیه دادند یعنی مزد ده شب روضه را دادند.ایشان وقتی هدیه را می گیرد آنرا به یکی از خانمهایی که می خواسته سوار ماشین فردی بشود و گناه بکند می دهد . همه از این کار تعجب می کنند . آقا پول ده شب محرم را به این خانم می دهد و می گوید که این پول ده شب شما می شود ، بخاطر مادرم فاطمه ده شب گناه نکن .این خانم می گوید که چون شما اسم حضرت زهرا را بردی من دیگر گناه نمی کنم و پول شما را هم نمی خواهم . این زن توبه کرد . پس ایشان ده شب دست یکی را در دست حضرت زهرا گذاشت . آقای انصاریان می فرموند : وقتی این زن فوت کرد من بالای منبر رفتم و گفتم که این خانم بواسطه ی سیدمهدی قوام ،آزاد شده ی دست حضرت زهرا است . اگر ما می خواهیم در قیامت دست مان دردست حضرت زهرا باشد گناه نکنیم . اگر مردی می خواهد گناه بکند زن با گریه و التماس نگذارد که مرد این کار را بکند و اگر زنی می خواهد گناه بکند مرد با گریه و التماس نگذارد که مرد این کار را بکند . اگر ما بی نماز باشیم و اهل حشرونشر با افراد آلوده باشیم دست مان از دست حضرت زهرا جدا می شود. اگر دست ما در دست حضرت فاطمه باشد ،ضرر نمی کنیم .
سوال – اگر ما بخواهیم دست مان را دردست حضرت زهرا بگذاریم باید از کجا شروع بکنیم ؟
پاسخ – ایام فاطمیه ایام خوبی است . ما باید ترک گناه را شروع کنیم و یکی یکی گناهان مان را ترک کنیم .
در هدایت فرزند مادر نقش مهمی دارد مخصوصا اشک مادر .روز شهادت حضرت زهرا یک جوان به هیئت بیاید و از حضرت زهرا قول بگیرد که اگر گناه نکند و با پول ،آبرو و محبت دست کسی را بگیرد حضرت فاطمه شفاعت او را بکند. کسانی که حضرت فاطمه در خانه شان رفت تا از آنها کمک بگیرد و آنها کمک نکردند ، آیا در قیامت حضرت دست آنها را می گیرد ؟ ما باید غیرت دینی را در وجودمان تقویت کنیم .
همه ما می گوییم غریب حسین . وقتی دشمن می خواست بفهمد که امام حسین (ع) کشته شده است به سمت خیمه ها رفتند زیرا امام نسبت به خانواده اش خیلی تعصب داشتند. همین که دشمن به سمت خیمه ها رفتند امام حسین (ع) بلند شد و فریاد زد که اگر دین ندارید آزاد مرد باشید و تا من زنده هستم به سراغ ناموس من نروید . به حسب ظاهر، امام حسین (ع) هتک حرمت ناموس خودش را ندید ولی امام علی (ع) این را دید. تا خدا هست و خدایی می کند ،حیدر است و عذرخواهی می کند .
انشاء الله خدا ما و نسل مارا از فاطمه جدا نکند.
پایان

...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۱/۲۴, ۱۱:۰۴
حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری


12/2/91

سوال – در خصوص تبدیل زندگی به بندگی توضیح بفرمایید .

پاسخ – ابتدا من روز معلم و همینطور روز کارگر را به همه ی عزیزان تبریک می گویم . معلمی چیست و معلم کیست ؟ چرا ما باید کار بکنیم ؟ کارگری چیست ؟ چرا و چگونه ما باید به معلمان احترام بگذاریم ؟ امام سجاد(ع) چگونگی احترام به معلم را در بحث حق معلم بیان کرده اند . ایشان می فرمایند: و اما حق کسی که تو را تعلیم می دهد بر تو آن است که در تعظیم ، تکریم و احترام به او کوتاهی نکرده باشی، محضر و مجلس او را بزرگ شماری ، به نحو احسن به گفتار او در حال درس گوش فرا دهی ، با روی باز از گفتار و درس او استقبال کنی تا بتواند در آموزش تو موفق باشد ،دلت را برای پذیرش آنچه می شنوی پاک بگردانی و خاطرات خود را در آن حال فراموش کرده ، به لذایذ و امور شهوانی فکر نکنی . امام سجاد (ع) به زیبایی به ما یادآوری می کنند که تکریم و احترام به معلم، تنها دادن هدیه نیست . اولاً تکریم و احترام به معلم اختصاص به یک روز و یک هفته ندارد. ثانیاً پاداش مادی نباید تنها مد نظر باشد . عمده ترین پاداشی که امام سجاد (ع) برای معلم در نظرمی گیرند، نگاه به جایگاه او است . شما باید معلم را مرشد و راهنمای خود و نوری برای باز شدن راه خود بدانید تا بتوانید همه ی آنچه که معلم به عنوان نور معرفت به شما می دهد فرا بگیرید . اگر ما حتی پنجاه درصد از زحمات معلم را هم دریافت کنیم قدرشناسی کامل نکرده ایم . باید به همه ی آن چیزی که معلم می گوید با تمام وجود گوش دهیم . نباید هیچ چیزی اعم از افکار خارجی ، شهوات و تعلقات دنیوی ،مانع از گوش دادن کامل به سخنان و درس های معلم شود . باید بتوانید همه ی آن چیزی را که معلم به شما تعلیم می دهد دریافت کنید و این بستر را شما فراهم می کنید . در ادامه امام سجاد (ع) می فرمایند که بدان تو از طرف معلم و استاد رسالت داری تا آنچه را که از او می آموزی به غیر خودت منتقل نمایی . بنابراین یکی از حقوق استاد این است که درس او را به دیگران بیاموزید و فقط خود شما آن را دریافت نکنید . بنابراین در ابتدا باید جایگاه معلم را بزرگ دانست ، برای دریافت مطالب او آماده شد ،مطالبی را که می آموزد به طور کامل دریافت کرد و آن را به دیگران انتقال داد . باید مطالب را به طور کامل به دیگران منتقل کنید . یعنی در این خصوص امانت دار باشید . می فرمایند : چیزی از مطالب را کم و به آن اضافه نکنید ،لاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم . بدانید که در این قسمت خدا باید شما را کمک کند . الان چند سالی است که به واسطه ی شهادت آیت الله مطهری نگاهی ویژه به جایگاه معلم می شود . ما باید از نگاه دین به مفهوم معلمی نگاه کنیم . معلم به این دلیل برای ما عزیز است که چشم های بسته ی ما را باز می کند . علم یک نوع کشف و باز کردن چشم است . ارزش معلم به این است که چشم ها را بازکرده ، مجهولات را تبدیل به معلومات کرده و ناپیدا را ظاهر می کند . از دیدگاه دین پدر و مادر اولین معلم برای فرزندان هستند . دستم را به گرفت و پا به پا برد ، تا شیوه ی راه رفتن آموخت . بنابراین ما باید در روز معلم یک بوسه به دست پدر و مادر خود بزنیم . پدر و مادر بدون حکم ، استخدام ، حقوق و غیره ما را تعلیم و تربیت می دهند. از این مرحله که بالاتر برویم ، آیا عالمان دین که چشم ما را به حقیقت عالم باز کرده و ما را در مسیر یومنون بالغیب یاری کردند معلم ما نیستند ؟ افرادی مانند استاد مهندسی ، استاد مطهری و دیگران چشم ما را به عالم معنا باز کرده اند . بنابراین ما امروز باید جایگاه عالمان دینی را تکریم کنیم . این افراد چشم دل ما را به عالم آخرت باز کردند . آیا ائمه ی معصومین معلمین الهی ما نبودند ؟ خداوند آنان را برای سیستم آموزش و پرورش عالم مبعوث کرده بود. چون عالم مدرسه ی تربیتی است . خدا این عالم را خوابگاه و محل تفریح خلق نکرده است . خداوند معلمان عالم را با یک سیستم سخت گزینش کرده است . صد و بیست و چهار هزار پیامبر را خدا گزینش کرده است . آیا این پیامبران معلمان ما نیستند ؟ خیلی زیبا است که در روز معلم همه ی ما وضو گرفته ، نیت کرده و یک زیارت امین الله به نیابت چهارده معصوم (ع) بخوانیم و به این وسیله از آنان تشکر کنیم . اگر اهل بیت نبودند ما روش حرف زدن با خدا را بلد نبودیم . و از همه بالاتر، آیا خود خداوند معلم اولیه ی ما نبوده است؟ اگر ما اهل بزرگداشت معلم هستیم باید کلمات امام سجاد (ع) را راجع به خدا پیاده کنیم . اگر ما اهل احترام و اکرام به معلم هستیم ، خدا اولین معلم عالم هستی است . درصورتی که ما کسی غیر از خدا که صاحب قدرت ، شوکت و جمال است را بزرگ بدانیم ، تحقیر خداوند نیست ؟ وقتی که ما می گوییم: الله اکبر در واقع سر تعظیم نسبت به این معلم هستی فرود می آوریم . ما نمی توانیم مکانی را پیدا کنیم که خدا در آنجا حاضر نباشد . ما کلاً دو دسته معلم داریم . یکی کلاسیک و دیگری غیر کلاسیک. یک دسته از معلمان، روزگار و عالم خلقت هستند که خداوند آنها را معلمی برای ما قرار داده است . برگ درختان سبز در نظر هوشیار ، هرورقش دفتری است معرفت کردگار . دیگری هم معلمان ، پیامبران و اولیایی هستند که در زندگی ما می باشند . آیا ما دل خود را برای دریافت آموزش های خداوند آماده کرده ایم ؟ وقتی که ما قرآن می خوانیم درواقع خدا با ما حرف می زند . آیا در هنگام خواندن قرآن دل خود را از شهوات و خطوات خالی کرده ایم که بتوانیم حرف های معلم خود را خوب دریافت کنیم ؟ آیا حرف های معلم خود یعنی خدا را ضمن گرامی داشت ، خوب گوش دادن و بسترسازی به گونه ای دریافت کرده ایم که بتوانیم به فرد دیگری منتقل کنیم ؟ خیلی خوب است که در روز معلم ، معلمی به نام خدا را فراموش نکنیم . و همچنین از معلمانی به نام رسول الله و ائمه معصومین یاد کنیم . و همینطور معلمانی به نام پدر و مادر و علما را به یاد بیاوریم . نباید با یک تکریم جزئی از یک معلم فکر کنیم که حق تمام معلمان خود را ادا کرده ایم . امام سجاد (ع) فرمول ادای حق معلم را به ما یاد داده اند . ما باید دل و جان خود را در اختیار معلم قرار داده و از مسائل غیر الهی و غیر دینی آن را پاک کنیم . خوب به مطالب معلم عمل کرده و خوب آنها را به دیگران انتقال دهیم . در ضمن جایگاه معلمی، قله ی بالا و رفیعی است . اما هرچقدر این قله بالاتر باشد سقوط از آن هم دردناک تر است . بهترین جایگاه بعد از انبیاء و اولیاء، جایگاه عالمان دین است . از طرفی بدترین جایگاه هم در جهنم متعلق به معلمان است . اگر معلم چشم مخاطب خود را به یک حقیقتی باز کند ، قطعاً مخاطب با استفاده از آن حقیقت به سمت خدا منتقل می شود . چون آن حقیقت یک صاحب دارد و آن هم خدا است . جایگاه این چنین معلمی بعد از انبیاء و اولیاء است . اما امام می فرمایند : عالم فاسد مانند دزد چراغ به دست است . دزد چراغ به دست چون راه را خوب بلد است ، خوب هم دزدی می کند . این معلم ، چشم متعلم خود را به یک حقیقت می بندد و اجازه نمی دهد که باطن عالم هستی را ببیند. گاهی یک معلم فقط ظاهر یک چیز را آموزش می دهد و اجازه نمی دهد که مخاطب او باطن آن چیز که همان خدا است را ببیند . این فرد در واقع معلم ظلمانی است . باید از اینگونه معلم بودن بترسیم . علم کشف ارتباط بین دو پدیده است . خالق این ارتباط خدا است . عالم فقط چشم ما را باز می کند و ما باید خالق این ارتباط که خدا است را ببینیم . اگر عالم چشم ما را به سمت خالق باز کند ، علم او در هر رشته ای که باشد ما را به سمت مسیر توحید راهنمایی می کند . من علمنی حرفا فقد سیرنی عبدا . اما اگر یک معلم بخواهد چشم ما را به باطن ببندد و فقط ما را ظاهر بین کند ، طبیعتاً باعث می شود که از بسیاری از چیزها فرار کنیم . مثلاً ظاهر عبادات سخت است پس ما از آنها فرار می کنیم . ظاهر معصیت شیرین است به سمت آن گرایش پیدا می کنیم . در واقع باطن چیزها که خدا و قیامت است را نمی بینیم . این نوع معلم دزد اعتقاد است . در فطرت انسان اعتقاد وجود دارد . معلم باید پرده های غفلت را کنار زده و ما را با حقیقت خدا آشنا کند . اگر این کار را نکند ، دزد اعتقاد است و این دزد جایگاه سختی دارد .

...
ادامه دارد

محدثه67
۱۳۹۳/۰۱/۲۴, ۱۴:۳۰
با سلام و تشکر براي ايجاد اين تاپيک. ولي اي کاش پست ها کوتاه تر باشن که سريع تر و راحت تر بشه خوند. البته اين فقط يک پيشنهاده.:Rose:

Partofar
۱۳۹۳/۰۱/۲۵, ۰۹:۳۳
سوال – لطفاً در خصوص آیات 31 تا 40 سوره ی النّبأ و آیات 1 تا 15 سوره ی النّازعات توضیح بفرمایید.

پاسخ – در آخرین آیه ی سوره ی النّبأ می فرماید: روز قیامت ، روز پاداش نیت ها است . وقتی که ما می توانیم کارهایی که به طور کامل مربوط به زندگی است را با یک نیت تبدیل به عبادت کنیم ، چرا این کار را نکنیم . تا در روز قیامت به خاطر کفران این نعمت بگوییم ای کاش ما خاک بودیم . زمانی که نیت ما از کار کردن فقط تحصیل مال باشد، نمی توانیم آن را بعنوان عبادت انجام دهیم . این کار آسیب های جدی هم دارد . افرادی که پول دارند کار نمی کنند . و ارزش گذاری مردم در کارها براساس پولی است که از آن راه بدست می آید. در نتیجه برخی از کارها دارای ارزش کم و برخی دارای ارزش زیاد است . اولاً کار یک انجام وظیفه و عبادت است . خدا گفته که شما حرکت کنید تا من برکت بدهم . کار مجاهدت است حتی یک پله از تکلیف هم بالاتر است . کار عبودیت است . چون خدا دائماً در حال فیض است من هم که بنده ی او هستم باید دائماً در حال تلاش باشم تا شبیه به او بشوم . کار باعث ناامید کردن شیطان می شود . چون بی کاری معصیت است . با این نگاه های دینی ما می توانیم کار خود را تبدیل به عبادت کنیم . در این صورت با دست پر در روز قیامت حاضر می شویم . ولی اگر نیت ما از تعلیم و تربیت ، کار و امور دیگر فقط بدست آوردن پول باشد ، روز قیامت دست ما خالی است . به ما می گویند آن چیزی را که نیت کرده بودید که همان تحصیل مال بود، دردنیا بدست آوردید و در اینجا دیگر چیزی ندارید . اگر ما کارهای خود را با نیت دینی و نگاه الهی انجام دهیم در روز قیامت با دست پر حضور پیدا خواهیم کرد .

سوال – درخصوص طرح اهداء قرآن به بینندگان سمت خدا توضیحاتی بفرمایید .

...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۱/۲۵, ۱۹:۴۵
...
سوال – درخصوص طرح اهداء قرآن به بینندگان سمت خدا توضیحاتی بفرمایید .

پاسخ - علت اهداء قرآن در این برنامه ، انس بیشتر بینندگان با قرآن های همراه آنها است . والا برنامه ی سمت خدا مرکز پخش قرآن نیست . مرکز پخش قرآن نهادها ، سازمان ها و فروشگاه های مشخص است . این طرح نورانی که در راستای طرح خادمان معنوی امام رضا (ع) و اهل بیت بوده منحصر به این برنامه نیست . لازم نیست افراد این قرآن ها را به ما بدهند تا ما آنها را پخش کنیم . آنها می توانند در شهرهای مختلف به مناسبت های گوناگون بانی این کار شوند.این قرآنی که ما اهدا می کنیم با قرآن هایی که در فروشگاه ها موجود است هیچ تفاوتی ندارد . ما از این جهت این قرآن را انتخاب کردیم که قطع آن کوچک تر بوده و در کیف افراد جا می گیرد . فرهنگ انس با قرآن ، قرائت قرآن و انشاء الله عمل به قرآن و ترویج آن باید همه گیر شود . ما خوشحالیم که این طرح را در سالی مطرح می کنیم که متأسفانه چندین بار شاهد جسارت به قرآن بوده ایم . ما نمی دانیم این افراد با چه نیتی این جسارت ها را انجام داده اند . قرآن کتاب آسمانی است و ما هم تا به حال به هیچ کتاب آسمانی دیگری جسارت نکرده ایم . چرا باید در کشور آمریکا که دم از آزادی ادیان و آزادی بیان می زند به یک کشیش اجازه بدهند که به کتاب یک مکتب اینگونه جسارت کند ؟ ما خوشحالیم که در مقابل این مصیبت، به لطف و عنایت خداوند طرح ترویج قرآن را در دنیا مطرح کنیم . ما باید به افراد زیادی این قرآن را برسانیم . حالا که به قرآن جسارت شده است برای تسلای دل اهل بیت و امام زمان (ع) قرآن خوانی و اهداء آن را ترویج می کنیم . این قرآن سوزی ، نهایت قوت کتاب آسمانی ما و نهایت ضعف دشمنان را نشان می دهد. زیرا آنها جز اینگونه جسارت ها راهی برای مقابله با این کتاب که سرشار از استدلال و منطق است ندارند . این مسئله زیبا ترین دلیل بر حقانیت ، مظلومیت و سعادت بخش بودن دستورات وفرمول های این کتاب است . همه ی مسلمانان باید این جسارت را نقطه ی عطفی گرفته و یک احترام مجدد نسبت به قرآن بجا بیاورند .
پایان


...



ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۱, ۱۱:۳۵
دوستان بزرگوار
با سلام و عرض ادب و احترام
ببخشید که این موضوع بدلایلی به تأخیر افتاد.
امیدوارم که مباحث گذشته با به جایگاه فرمولی تشریحی" تبدیل زندگی به بندگانی" معلم عزیز حاج آقا ماندگاری آشنا و آنرا دنبال نموده باشید.
انشاء الله از امشب و یا فردا صبح این بحث را با شما عزیزان دنبال می نماییم.
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۲, ۰۶:۴۱
حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری
91/2/19

دل تنگی غروب همه جمعه های من کی می رسد به صحنه حضورت صدای من، دیگر دلم برای شما پَر نمی زند برگرد و بال تازه بیاور برای من ،غیر از ضرر برای تو چیزی نداشتم حتی به کارت نیامد دعای من ،اشکت اگر به نامه ی اعمال من نبود بخشش نبود شامل یا ربنای من ،یک شب میان سینه زدن ها و گریه ها مهری بزن به نامه ی کربلا .

سوال – ما پدر و مادر بسیار ساده داریم که حتی حرف زدن هم بلد نیستند. آنها بعد از ازدواج شان به شهری آمدند که ما الان در آنجا ساکن هستیم .آنها سواد خواندن و نوشتن هم ندارند و پنج فرزند دارند که همگی دارای تحصیلات دانشگاهی یا تکمیلی دارند . ما بعد از ده سال تلاش توانستیم دو فرزند اول را به خانه ی بخت بفرستیم .وقتی خواستگار با منزل ما تماس می گیرد مادر ما نمی تواند چند تا سوال ساده بپرسد و یکی از ما خودمان را جای مادرمان می گذاریم و صحبت می کنیم . پدرم بدون مشورت با ما زمین هایش را می فروشد و سر او را کلاه می گذارند . ما در حال دروغ گفتن ونقش بازی کردن جلوی دیگران هستیم . پدرم حتی موقع خواستگاری برادرم نمی خواست به مراسم بیاید. مادرمان این قدر ساده است که حتی صحبت های تلفنی را اشتباه می رساند و آنها را فراموش می کند. پدرم دختر فو ق لیسانس خودش را تحت فشار قرار می دهد که با خواهر زاده ی بی سوادش ازدواج کند. حتی ما برای اینکه پدرمان پیراهن کهنه اش را دور بیندازد و لباسی نو بپوشد بحث و جدال داریم. ما آنها را خیلی دوست داریم ولی بخاطر رفتار آنها ممکن است که حرفی به آنها بزنیم که آنها ناراحت بشوند. ما از این کارها خسته شده ایم . من نمی دانم خدا که می دانست پدر و مادر ما که این طوری هستند چرا به آنها این همه فرزند داده است ؟

پاسخ – جواب دادن به این سوالات مقدمات می خواهد .ما احساس می کنیم مردم ما نیاز به ظرافت های تربیتی در دین مان دارند. یک فردی که پدرو مادر شما او را قبول دارند باید به زندگی شما ورود پیدا بکند و با توجه به شرایط زندگی تان نکاتی را به پدر و مادر شما گوشزد بکند. من می خواهم به فضای این گونه مشکلات پاسخ بدهیم : ما در معیار ارزش گذاری مان تزلزل داریم . در اینجا برای بی سوادی پدر ومادر یک ارزش گذاری منفی شده است . در حالیکه سواد خیلی ملاک نیست بلکه معرفت ملاک است .خدا به پدرو مادرهای ساده ،بی سواد ،کارگر و کشاورز حکمت هایی داده است که به زبان آنها جاری شده است و این حکمت ها گره هایی را باز کرده است که شاید این گره ها بدست اساتید حوزه و دانشگاه هم باز نشود. اعتقاد ما این است که گره گشا خداست .خدا دستور داده که به پدرو مادر احترام بگذاریم زیرا آنها واسطه ی گره گشایی خداوند هستند .اگر من هوای این پدرو مادرساده را داشته باشم خداوند گره من را بدست اینها باز می کند. اما چون ما اینها را با حساب و کتاب مادی اندازه می گیریم مجبور هستیم که دروغ بگوییم و نقش بازی بکنیم . شاید ما ننگ داریم که این مادر ، مادر یک فرد تحصیل کرده باشد و ما او را نشان بدهیم. فرزندان با تمام دارایی شان محصول این پدر و مادر هستند .آنها واسطه ی خلقت تو بودند و آنها سوختند تا شما به جایی برسید . وقتی من جایگاه پدرو مادر را الهی نبینم و در رفتار، خودم را برتر از آنها حساب بکنم و حس کنم که از آنها بیشتر می فهمم ، آنگاه فکر می کنم که سر پدرم را کلاه گذاشته اند در حالیکه این جمله ی زیبایی نیست . ایشان باید می گفتند که پدرمن این قدر ساده است و خوب معامله می کند که بعضی ها فکر می کنند که سرش را کلاه گذاشته اند .تا ما آنها را واسطه ی فیض الهی نبینیم و گره گشا ندانیم ، از فیوضاتی که خدا وعده داده است خبری نیست .ادبیات خود را برتر دیدن از پدر و مادر مورد رضایت خدا نیست . بچه ای با پدرش به دیدن معرکه ای رفته بود . بچه می گفت که من نمی بینم . پدر او را دوش خودش گذاشت تا بچه همه جا را ببیند و خودش خم شد . بعد بچه به پدرش می گفت که من همه جا را می بینم و و نمی بینی. اگر این بچه همه جا ار خوب می بیند بخاطر این است که پدرش نردبان او شده است . پس فرزندان نباید بی انصاف باشند. اگر شما به جایی رسیده اید بخاطر مادرتان است که وقتی صورتش را روی خاک گذاشته است بچه هایش را دعا کرده است . پس درک شما به خاطر همین مادر بی سواد است . فرزندان باید استغفار بکنند و از پدر و مادرشان معذرت خواهی بکنند و به آنها افتخار بکنند .خدا در قرآن جایگاه پدر و مادر را بعد از خودش آورده است .

....




ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۲, ۲۰:۰۶
...
سوال – من در حال حاضر سرباز هستم و برای گرفتن چند امضا از فرمانده برای مرخصی از هشت صبح تا دوازده ظهر داخل پادگان معطل می شوم . اگر هم اعتراض کنیم به بازداشت گاه فرستاده می شویم . آیا این حق الناس نیست . من فکرمی کردم که برای امضا در ادارات باید چند روزه معطل بشویم. برای انتقالی ،اگر کسی آشنایی یا نامه ای پیش فرماندهی ببرد فورا انتقالی او را مهر و امضا می کنند . اگر سرباز خوشد پیش فرمانده برود وبگوید که من را به شهر خودم بفرست فرمانده به او می گوید که تو را به سر مرز می فرستم . آیا ما باید از آنها بگذریم ؟

پاسخ – امیدوارم که در همه پادگان ها این اتفاق نیفتد . ممکن است که در بعضی از پادگانها و ادارات این طوری باشد .اگر من بگویم همه فرمانده ها وهمه ی پادگانها این طوری هستند حق الناس هم به گردن خودم می آید . با این حرف من آبروی همه را می برم . اگر شما به مردم یک شهر نسبت ناروایی بدهید، باید همه شهر را راضی کنید . همه ی فرماده ها پارتی بازی نمی کنند . حق الناس دو طرفه است . محور حق و باطل ضرر من نیست بلکه محورحکم خداست. اگر کار ایشان راه می افتاد دیگر این نامه را برای ما نمی نوشتند . اولا مواظب باشیم که فقط خودمان را در نظر نگیریم که اگر حق ما ضایع شد بگوییم همه جا حق ضایع می شود و اگر حق ما ضایع نشد بگوییم عجب حکومت اسلامی خوبی داریم. دیگر اینکه حکم عمومی به همه جا ندهیم زیرا این خودش حق الناس است . اگر سیستم قضایی،انتظامی و ساختار حکومتی ما وقت مردم را تلف کند ، این حق الناس است . اگر من بدون مطالعه و تفکر و آمادگی در این برنامه صحبت بکنم، در واقع وقت مردم را تلف و حق شان را ضایع کرده ام .و من باید روز قیامت آنرا جواب بدهیم . مردم فکر می کنند که حق الناس یعنی اینکه ازمال مردم برداریم و وقت مردم را تلف کردن حق الناس نیست . اگر صدا و سیما برنامه هایی بسازد که فقط وقت مردم را پر کند این حق الناس است .اگر من با یک سرمایه ای بتوانم ده واحد کار تولید بکنم ولی کوتاهی کردم و هشت واحد کار تولید کردم ، یعنی می توانستم اثرگذاری بیشتری داشته باشم ولی این کار را نکردم من مدیون هستم . دایره ی حق الناس خیلی گسترده است . روایت داریم که خدا حق الناس شهید را هم نمی بخشد. پیامبر فرمود :خدادر روز قیامت وکیل شهیدمی شود و در روز قیامت خدا به طلبکار شهید می گوید که تو شهید را ببخش تا من هم تو را ببخشم . پس هر کس و در هر جایگاهی با وقت و مال مردم در ارتباط است، نیابد آنها را تلف کند و تلف کردن وقت مردم از مال مردم بدتر است .روایت داریم که ما باید به عمرمان حریص تر باشیم تا به مال خودمان. پس کسی که عمر مردم را تلف می کند در روز قیامت باید بیشتر جواب بدهد. اگر من در خیابان ماشین خودم را بد پارک کنم و باعث ترافیک بشوم این حق الناس است . در جامعه ی ما پر از حق الناس است و بخاطر همین این که در قیامت همه می خواهند از هم فرار کنند زیرا همه به هم بدهکار هستند . من به یکی از همکاران در مجلس ترحیم گفتم که یکی از حساس ترین مجالس تبلیغی مجالس ترحیم است زیرا خیلی از مردم بخاطر رودربایستی به این مجالس می آیند حتی اگر به نماز و... اعتقاد نداشته باشند و ما باید در این مراسم صحبتهایی بکنیم که مردم زیر و رو بشوند و نباید این مجالس را با حرفهای بیهود و وقت کشی تلف کنیم . ما نباید وقت مردم را هدر بدهیم.اینها همه حق الناس است . بیاییم عمر مردم را تلف نکنیم تا حق الناس را به گردن خودمان نیندازیم .

من در پادگان ها برنامه ی تبلیغی داشته ام و به سربازها بجای تشویقی مرخصی می دادیم . اگر فرمانده همه ی سربازها را فرزند خودش و امانت خدا بداند و وسیله سرمایه گذاری در آخرت بداند ، کاری می کند که آنها مرد بار بیایند و به آنها ستم نمی کند زیرا اگر آنها جفا ببینند نامرد می شوند و فرمانده در گناه آنها شریک می شود.
...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۴, ۰۴:۱۵
...
سوال – سوره ی بروج آیات 1 تا 22 را توضیح بفرمایید .

پاسخ –مفهوم کلی که از این سوره برداشت می شود این است که ای مردم هرکاری میخواهید بکنید بدانید که خدا ناظر، شاهد است و بر شما احاطه دارد و قدرت دارد که جلوی کار شما را بگیرد ولی نظارت خدا مچ گیری نیست .

اگر ما باور کردیم کسی که بر ما احاطه دارد و می خواهد در قیامت مو را از ماست بکشد ، در کارهای مان بیشتر دقت می کنیم مخصوصا در حق الناس تا در قیامت فقط با خدا طرف باشیم . خدا ارحم راحمین است . و ممکن است که از حق خودش بگذرد ولی خدا از حق الناس نمی گذرد . امیرالمومنین می فرماید :مالک بترس از ظلم به مظلومی که فقط خدا را دارد .زیرا خدا وکیل او می شود . در واقع هر کسی به کسی ظلم می کند به خودش ظلم می کند زیرا یک ظلم کوچک در دنیا، بازتاب بزرگی در آخرت دارد .

سوال – دختری 25 ساله هستم .و چهار سال پیش یکیاز اقوام من به خواستگار یمن آمد ولی بخاطر مشکلایت خانواد ام با اومخالفتکردم . ایشانهر سال به خواستگاری من آمد ولی پدر و مادر قبول نمی کردند ولی من به او خیلی علاقه داشتم زیرا انسان با اعتقادی بود ولی وضع مالی خوبی نداشت . ما در این مدت با هم ارتباط داشتیم . یکسال پیش خانواده ام با ازدواج ما موافقت کردند و ما اب هم نامزد شدیم ولی کسی متوجه نشود تا شوهرم سربازی اش تمام بشود . رابطه ی ما به گناه تبدیل شده است. ولی خانواده ام قبول نمی کنند که ما با هم محرم بشویم . بنظر شما مقصر کیست ؟

پاسخ – سه گروه مقصر هستند : جامعه . فرهنگ های غلطی در حامعه است که ملاک پولداربودن و شغل دارد بودن انسانها ست .جامعه خانواده ها را راضی می کند که خدا بار یآنها حرف در بیاورد ولی مردم برای آنها حرف در نیاورند .در جامعه ی ما باید فرهنگ ازدواج اصلاخ بشود . ما باید باور کنیم که در ازدواج حرف اول را ایمان و دیانت و علاقه می زند . علف باید به دهان بزی خوش بیاید . اگر دختر شما با اجبار ازداوج کند و فکرش پیش فرد دیگری باشد ، رابطه ی آنها گناه آلود می شود .باید معیارها در جامعه درست بشود . رسانه سهم جدی در این بحث دارند . آیا شما که از این جامعه می ترسید که مبادا بریا شما جرف دربیاورند در قیامت جواب می دهند ؟ شما بجای رضا خدا، رضای مردم را در نظر می گیرید . دیگری خود جوانان هستند . شما باید پدرو مادر خودتان را قانع بکنید .

ما در فقه داریم که پدر عروس و داماد می توانند دختر و پسر را عقد فضولی بکنند یعنی بدون اینکه دختر و پسر بفهمند که حداقل حرف زدن آنها حلال باشد و طولانی بودن دوران نامزدی به ضرر دختر و پسرخواهد بود. شما باید دختر و پسر را محرم کنید ولی می توانید علنی نکنید . چون رابطه ی دختر و پسر در مسیر ازدواج بوده اند انشاءالله با استغفار خدا گناهان آنها را ببخشد .

پایان

...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۵, ۱۵:۴۴
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری
91/2/24

سوال – در مورد مسابقه در میدان زندگی و بندگی توضیحاتی بفرمایید .

پاسخ – انسانها در بحث مسابقه علاقمند و پرحضورهستند زیرا بحث امتیاز مطرح می شود. مردم در مسابقه انگیزه دارند ، مشارکت می کنند و به نتیجه فکر می کنند. فطرت ما را به سمت مسابقه می کشاند زیرا فطرت کمال طلب است و هر موجود کمال طلبی دوست دارد که در میدان مسابقه خودی نشان بدهد .یکی از ویژگی طبیعی ما خودنمایی است .طبیعت حیوانی ما ، ما را به سمت مسابقه می کشاند . ما یک بُعد ملکوتی و یک بُعد حیوانی داریم . در زندگی حیوانات هم مسابقه برای زنده ماندن است . ما برای رشد کردن مسابقه می دهیم ولی حیوانات برای حیات مسابقه می دهند. هم خدا ما را به مسابقه دعوت می کند و هم شیطان ما را به مسابقه دعوت می کند. امروزه دستگاه ابلیس بانوان ما را برای مسابقه تحریک می کند . ما در این عالم دو تا میدان مسابقه داریم : مسابقات شیطانی و مسابقات الهی .رئیس ، داور و پاداش دهنده ی مسابقات شیطانی ، خود ابلیس است . رئیس فدراسیون ، داور و پاداش دهنده ی مسابقات الهی خداست .انسانها دائما در این دو زمین در حال مسابقه هستند .هر کس می خواهد در میدان مسابقات شیطانی نیفتد باید در میدان مسابقات الهی ثبت نام بکند. وقتی فکر ،ذهن ،تلاش ،تمرین ما در میدان مسابقات الهی باشد قطعا در میدان مسابقات شیطانی حضور نخواهیم داشت .کسی که در رشته والیبال مسابقه می دهد خیلی به مسابقات بسکتبال یا فوتبال کاری ندارد. کسی که می خواهد از دست شیطان نجات پیدا بکند،باید در مسابقات الهی ثبت نام کند تا فکر و ذهن آنها در مسابقات الهی مشغول باشد و از فکر و ذهن مسابقات شیطانی نجات پیدا کند.

....

ادامه دارد

fatemeh2
۱۳۹۳/۰۲/۰۵, ۱۵:۵۳
مدتیه که ثبت نام کردم اما مثل اینکه تمریناتم زیاد خوب نیست!:Ghamgin:

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۶, ۰۵:۴۹
...
چون وجود زن ظرافت و حساسیت بیشتری دارد شیطان بیشتر می تواند از این وجود در مسابقات شیطانی استفاده بکند. می گویند :وقتی زن خلق شد شیطان خوشحال شد . امروزه شیاطین جن و انس می خواهند خانمها را دعوت به مسابقه با مردها بکنند . حتی می گویند : طوری با مردها مسابقه بدهید که روی آنها را کم بکنید. الان در دنیا زن ها را در تمام رشته های ورزشی وارد می کنند حتی رشته هایی که با ساختار وجودی زن ارتباطی ندارد . جمهوری اسلامی در خیلی از رشته ها خانمها را وارد نمی کند یا مسابقات خانم ها را نشان نمی دهد ولی در دنیا این طور نیست .در مسابقات علمی و هنری و ... زن ها را وارد می کنند وحتی در تمام رشته های کاری زن ها را وارد می کنند، در همه ی صحنه ها زن را وارد می کنند و از طرفی مردها را تشویق می کنند که مثل زن ها بشوند.حتی از نظر ظاهری، می خواهند مردها را شبیه به زن ها و زن ها را شبیه به مردها بکنند. این مسابقه شیطانی است .متاسفانه الان مسابقات بی حیایی، حرام خواری، فرار از طاعت خدا و معصیت می گذارند . مدال هایی که شیطان در این مسابقات به ما می دهد تو خالی است .آیه ی 22 سوره ی ابراهیم می فرماید : شیطان روز قیام می گوید که مردم وعده ی خدا حق بود وعده های من دروغی بود، در روز قیامت وقتی مردن شیطان را ملامت می کنند ،شیطان می گوید که چرا من را ملامت می کنید، خودتان را ملامت کنید. نه امروز شما می توانید برای من کاری بکنید و نه شما می توانید برای من کاری بکنید. خدا در هیچ کدام از وعده هایش تخلف نمی کند.

مسابقات میدان الهی با فطرت انسانها سازگارتر است. آیه 35 سوره ی احزاب ده مسابقه را معرفی کرده است .خانم ها و مادران ،بیایید در این مسابقات شرکت کنید!

...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۷, ۰۲:۰۹
...
خدا بخاطر ارزش گذاری در وجود زن ، کمی زن را محدود کرده است. زن در حجاب، رفت و آمد و ارتباط محدود شده است وعده ای از خانمها فکر می کنند که خدا طرفدار مرده است .ما می خواهیم ثابت کنیم که خدا طرفدار خانمهاست زیرا خدا رشته هایی را طرح کرده است که امکان برنده شدن خانم ها در آن بیشتر است . خدا می فرماید :مردها و زن ها در برابر خدا تسلیم باشند. روحیه ی تسلیم خانم ها بیشتر از آقایان است .وجود خانم ها تسلیم است و این نشان می دهد که خدا هوای خانم ها را بیشتر دارد .پس شما در برابر حکم خدا و رسول و ولی خدا پیشقدم بشوید. ما روی حرف دکتر ومهندس حرفی نمی زنیم و آنرا قبول می کنیم با اینکه او هم بشر است و ممکن است اشتباه کند.خدا خالق ماست.اگر خدا و رسول میفرمایند که سن ازدواج نباید بالا باشد ما بگوییم :چشم . ما نگوییم که این برای زمان پیامبر بوده است یعنی خدا و پیامبر از امروز خبر نداشته اند که این حکم را داده اند .وقتی خدا می فرماید که مهریه ها را پایین بیاورید تا سعادت شما تامین بشود، تسلیم این امر بشویم . اگر فاطمه ی زهرا می فرماید : بهترین زن کسی است که مردان کمتر او را ببیند و او هم کمتر مردان را ببیند تا هیچ مردی همسرش را با خانم دیگری مقایسه کند و هیچ زنی هم شوهرش را با مرد دیگری مقایسه نکند ، بخاطر ثبات خانواده است و ما باید تسلیم این امر باشید. اگر خدا و رسول می فرماید که زندگی خودتان را از حلال تامین کنید و ربا حرام است ، ما بگوییم : چشم. به شهید جواد قربانی گفتند که امام فرموده است که نی زدن حرام است و او گفت که چون امام گفته است من قبول می کنم و نی را شکست .پس زن و مرد در تسلیم بودن به حکم خدا مسابقه بگذارند . دیگر اینکه مسابقه ی باور و ایمان با یکدیگر بگذارند. امروزه زن و مرد همدیگر را در غفلت جلو می برند .اگر مردی می خواهد گناه بکند زن قیامت را به او تذکر بدهد واگر زن می خواهد گناه بکند آقا قیامت را به او تذکر بدهد .زن و مرد نباید همدیگر را به سمت بی ایمانی هل بدهند. در قرآن داریم که زن و مرد باید لباس همدیگر باشند .لباس یعنی ایمان زیرا بهترین زینت، ایمان است .پسر و دختر فکر کنند که در جایی گناه بکنند که خدا در آنجا نباشد .اگر صاحب مغازه غفلتی دارد مشتری به او تذکر بدهد. جوانی می خواست به جبهه برود و مادرش به او گفت که من تو را بزرگ کردم که عصای پیری من باشی . جوان گفت که من می خواهم عصای قیامت تو باشم . جوان شهید شد و چند سال بعد هم مادر فوت کرد و مادر را خواب دیدند که می گفت همین که من را در قبر گذاشتید پسرم مرا به قصر برد و عصای قیامت من شد . استاد، شاگرد، برادر،خواهر، زن و شوهر با یکدیگر مسابقه ی باور بگذارند . دیگر اینکه مسابقه ی اطاعت بگذاریم . در اطاعت خدا و رسول دست و پای ما نلرزد . در آیه 65 سوره ی نساء می فرماید: کسانی تسلیم هستند که نه دل دل می کنند و نه در عمل شان معطل می کنند. پس حکم خدا را زود عمل کنیم ولی ما می خواهیم در حکم خدا هم آخرین نفر باشیم . مثلا تا صدای اذان بلند می شوند برای اطاعت امر خدا ،همه بدوند و از یکدیگر سبقت بگیرند .خدا هم پاداش می دهد و هم جام اخلاق می دهد . دیگر اینکه زن و مرد مسابقه صداقت بگذارند .امروزه زن و مرد به یکدیگر دروغ می گویند. پدر ومادر می خواهند به بچه دروغ بگویند،غافل از اینکه بچه قبلا به آنها دروغ گفته است .ظاهرا همه ی ما می خواهیم سر یکدیگر را کلاه بگذاریم .و حتی می خواهیم سر خدا را هم کلاه بگذاریم .زن و مرد برای صداقت با امام زمان (عج) مسابقه بگذارند . ما در دعای عهد می خوانیم : خدایا من هر روز صبح با امام زمان(عج) عهد می بندم که جان و مال و هستی خودم را برای امام فدا کنم . جوانی گفت که من خیلی امام زمانی هستم و خیلی ادعا دارم ولی خواب دیدم که صحرای کربلاست و امام حسین (ع) فرمودند که اگر می خواهی ما را یاری کنی ، جلوی ما بایست و نماز بخوان . من جلوی حضرت ایستادم و نماز را شروع کردم . تیرها بطرف من آمد و من خودم را کنار کشیدم و تیر به چشم امام حسین (ع) خورد . ما دروغ می گوییم که به درد امام زمان (ع)می خوریم . یاوری امام زمان (ع) صداقت می خواهد . جمعی فردی را انتخاب کردند که چله نشینی بکند تا امام زمان (عج) را ببیند و بپرسد که از میان این همه افراد خوب هنوز یاران امام به حدنصاب نرسیده است؟ .آن فرد در سحرگاه آخر چله نشینی خواب دید که در شب زفاف است و در پیش همسر است که ناگهان در زدند و گفتند که از طرف امام زمان (عج) آمده اند، شما با امام کاری داشتید .بار دوم در زدند و او گفت که به حضرت بگویید که مگر نمی دانید امشب چه شبی است ،بار سوم در زدند و او بی ادبی کرد و گفت که به حضرت بگویید که چقدر عجله دارند . کسی در مسابقه با حضرت برنده می شود که حاضر است از شکم ،شهوت ،گناه و مال خودش بگذرد. مادری چهارمین فرزند شهیدش را آوردند و مادر گفت: خدایا شکر، چهارمین قربانی را در راه امام زمان (عج) از من قبول کردی . دیگر اینکه ما در مسابقه ی صبر شرکت بکنیم .مادران و همسران شهدا و جانبازان غوغا کرده اند و کمی هم گله نکردند . فردی اسیر و جانباز بود و می گفت که دعا کنید خدا من را جزو شاکرین قرار بدهد. خدا باید به آنها مدال بدهد .
....
ادامه دارد

fatemeh2
۱۳۹۳/۰۲/۰۷, ۱۸:۰۷
خیلی مطلب قشنگ مفید و عبرت آموزی بود...:Rose::Rose::Rose:
قبلا که حدیث حضرت علی (ع) درباره ی ناقص العقلی زن گفته بودند را خوانده بودم یکچولو از خودم نا امید شدم اما بعد که احادیث دیگری دربارهی ی زن را خواندم و تفسیر حدیث حضرت علی (ع) را متوجه شدم و الان هم مطالب شما رو خواندم دیگه خیلی به خودم امیدوار شدم.:Labkhand:

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۷, ۲۰:۱۹
...
سوال – آیات پایانی سوره ی شمس و آیات ابتدایی سوره ی لیل را توضیح بفرمایید .

پاسخ – سوره های آخر قرآن ویژگی های خاصی دارند. لطافت سوره ی شمس بخاطر قسم های آن است . در بعضی از مواقع قسم خوردن برای تقویت باور است . خدا در این سوره قسم های زیادی خورده است . علامه ی طباطبایی می فرماید : قسم های خدا مبهم است و می فرماید : تا کسی خودش را اصلاح نکند بوی رستگاری به مشام او نمی خورد. خدا تاکید می کند که تنها کسی موفق می شود که تزکیه نفس بکند.فرمول شرکت در مسابقات الهی مخالفت با هوای نفس است. مهم مخالفت کردن با هوای نفس است .تزکیه یعنی هیچ رفتار و گفتار انسان موافق هوای نفس نباشد .امام خمینی می فرماید :مردم برای خدا قیام کنید و حرف بزنید .

سوال – در مورد ادامه ی بحث مسابقه در میدان زندگی و بندگی توضیحاتی بفرمایید.

خانمها اهل کلاس گذاشتن هستند ولی نباید با ابزار شیطان کلاس بگذارند. کلاس های شیطان توخالی است و مدارک آن جعلی است .بیاییم در تسلیم نسبت به خدا کلاس بگذاریم .

باطن خانم ها خیلی پاک تر از آقایان است زیرا خدا این وجود را لطیف خلق کرده است و کارهای نرم افزاری عالم را بعهده ی او گذاشته است .پس خانم ها در ایمان ،تسلیم ،اطاعت ،صداقت و صبر در برابر خدا کلاس بگذارند .دیگر اینکه ما مسابقه خشوع در برابر خدا بگذاریم که نمونه ی آن نماز است . بیاییم در نماز شب و طول و رکوع و قنوت مان مسابقه بگذاریم. به امام سجاد(ع) گفتند که این همه رکوع و سجود برای چیست ؟ امام فرمود :من هنوز به پدرم علی نرسیده ام . اگر شما از عبادت های پدرم خبر داشتید، این حرف را به من نمی زدید . ما معمولا خودمان را با پایین تر از خودمان مقایسه می کنیم. اگر به فردی بگوییم که چرا اینقدر تند نماز می خوانی ،می گوید که بعضی ها همین نماز را هم نمی خوانند. ما در امور معنوی خودمان را با پایین تر از خودمان مقایسه می کنیم ولی در امور مادی خودمان را با بالاتر مقایسه می کنیم . مسابقه ی اسراف، چشم هم چشمی ،چشم چرانی ،پرخوری ،بی حیایی ،ثروت اندوزی و حرص قدرت جزو مسابقات شیطانی هستند. ما باید در مسابقات الهی ثبت نام کنیم . همه ی بدبختی مسلمین بخاطر این بود که تسلیم امر خدا و پیامبر نشدند . عقب ماندگی ما از شهدا بخاطر نداشتن ایمان و باور است . ظاهر عبادات سخت است ولی باطن آن بهشت است . در مسابقه ی دوم وقتی من نسبت به قیامت حس دارم با اینکه ظاهر عبادت سخت است ولی چون باطن آنرا می بینم به طرف آن می دَوَم. هر کس باطن معصیت را ببیند، به خدا پناه می برد. پس ایمان یعنی حس . ایمان ما از علم الیقین است ولی ایمان شهدا حق الیقین بود.


پایان

...


ادامه دارد


Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۰۹, ۱۷:۳۳
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری

91/2/26

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی ، خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای من دوباره سنگ و چوب شد نیامدی ،برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه برای عده ای چه خوب شد نیامدی ، تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح ،ظهر،غروب شد نیامدی .

سوال – در مورد مسابقه در میدان زندگی و بندگی توضیحاتی بفرمایید .

پاسخ – مسابقه دادن خوب است . ما دوتا میدان مسابقه داریم: میدان مسابقات شیطانی و مسابقات الهی . در میدان مسابقات الهی انبیاء و اولیاء تماشاچی هستند و رئیس فدراسیون خداست . انسان دوست دارد که در مسابقه شرکت کند. اگر ما هوش و ذهن خود را در مسابقات الهی نیاوریم خودبخود به سمت مسابقات شیطانی می رویم . امروزه تعداد افرادی که در مسابقات شیطانی شرکت می کند بیشتراست . آیه 35 سوره احزاب متن مسابقات الهی است. خدا می فرماید که خانم ها با آقایان مسابقه بدهند. در این آیه، ده تا رشته ی برای مسابقه گفته شده است .اگر آمار شرکت کنندگان در مسابقات الهی بیشتر بشود ظهور امام زمان (ج) نزدیک تر می شود. بعضی ها فکر می کنند که خدا طرفدار مرده است ولی ما می خواهیم ثابت کنیم که خدا طرفدار زنهاست.چون زمینه ی برنده شدن خانمها در این رشته ها بیشتر از آقایان است . خدا در این آیه می فرماید: خانم ها و آقایان تسلیم امر خدا باشید. پس اولین مسابقه تسلیم در برابر خداست . روحیه ی تسلیم در خانم ها بیشتر از آقایان است و احتمال برنده شدن خانمها بیشتر است. تمام گرفتاری جهان اسلام به این دلیل بوده است که عده ای در صدر اسلام تسلیم حکم خدا و رسول نبوده اند. ما روی یک حرف کارشناس یا دکتر صحبت نمی کنیم و تسلیم آنها می شویم ولی در مقابل خدا تسلیم نمی شویم . یکی از گرفتاری جامعه ی ما ازدواج است . آیا ما در مهریه ، سن و فرهنگ ازدواج تسلیم حکم خدا و رسول هستیم ؟ آیا ما در پوشش و حجاب تسلیم امر خدا هستیم ؟ خانمها باید در این میدان با آقایان مسابقه بگذارند و روی آنها را هم کم کنند.خدا از ما به ما آگاهتر و مهربانتر است. اگر ما حکم خدا و رسول و ولی فقیه را فهمیدیم، بگوییم: چشم .مسابقه ی دوم ...
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۰, ۱۰:۳۹
...
مسابقه ی دوم مسابقه ی باور است . بهترین کلمه ای که می توان برای باور پیدا کرد حس است .یعنی ما نسبت به قیامت حس پیدا کنیم و اگر ما به قیامت حس پیدا کردیم نسبت به واجبات عمل می کنیم و از معصیت فرار می کنیم .اگر خانم یا آقایی بخواهند خطا بکنند باید قیامت را به یکدیگر تذکر بدهند . ما باید مسابقه ی باور بگذاریم .هر کاری که شما می خواهید بکنید یک تذکر قیامتی به یکدیگر بدهید. مسابقه ی سوم مسابقه ی اطاعت است .ما باید ببینم اطاعت چه کسی نسبت به خدا و دین بیشتر است .اگر ما نماز را آخر وقت بخوانیم خداهم در قیامت، به حساب ما آخر قیامت رسیدگی می کند و آخر وقت این دنیا پنج ساعت است ولی آخر وقت قیامت ،پنجاه هزار سال است. پس تا صدای اذان بلند شد همه با هم مسابقه بگذاریم و به سمت نماز برویم . مسابقه ی چهارم مسابقه ی صداقت است . کسی که دین قوی نداشته باشد نمی تواند با دیگران صداقت داشته باشد زیرا او به خدا صداقت ندارد .مسابقه ی پنجم مسابقه ی صبر است .مسابقه ی ششم مسابقه ی خشوع است که تابلوی آن نماز است .ما باید برای طولانی تر شدن رکوع های مان مسابقه بگذاریم .شهیدی برای اینکه رکوع یک روزش کوتاه بود استغفار می کرد. ما در جبهه مسابقه ی رکوع و سجود داشتیم. اگر ما کاری را برای تبلیغ عمل انجام بدهیم ریا نیست ولی اگربرای تبلیغ خودمان انجام بدهیم ریا است. نمازهای آیت الله بهجت نمازهای خاصی بود .مسابقه هفتم مسابقه ی صدقه است. بازاری ها حس تجاری خوبی دارند و هر جا که سود باشد آنجا سرمایه گذاری می کنند ، سرمایه گذاری برای خدا پر سود است. سوره ی بقره آیه261 می فرماید : هر دانه ای که در راه خدا کاشته می شود مثل این است که هفت خوشه کاشته شده است و از هر خوشه صددانه بیرون می آید. یعنی هفت صد برابر سود. شهید نعیمی هر جا سفره ی خیری بود، آنجا شرکت می کرد و می گفت که این سرمایه گذاری برای آخرت است.هر خیری صدقه است حتی اگر با زبان بشود گره ای را باز کرد. مسابقه ی هفتم مسابقه روزه (کنترل وامساک)است. ما برای کنترل زبان ،چشم ،دست، پا، شکم و گوش مان مسابقه بگذاریم .امام صادق(ع) می فرماید : هر روز می توان رمل جمره کرد و یک ریگ به چشم ،گوش ،زبان و ... زد تا اینها آلت دست شیطان قرار نگیرد .مسابقه ی نهم مسابقه ی کنترل شهوت است.الان در جامعه ی ما بی حیایی زیاد شده است و همه دارند در بی حیایی با یکدیگر مسابقه می گذارند. ظاهرا هیچ حجب و حیایی وجود ندارد . در ویترین مغازه ها و عروسی حیایی وجود ندارد . ما نمی توانیم به جوانان بگوییم که شهوت خودتان را کنترل کنید، ما باید به جامعه بگوییم که بی حیایی را کمتر کنید. در مقابل رشته های الهی رشته های شیطانی هم وجود دارد: تسلیم درمقابل اعتراض ،اعتماد در مقابل شک ،صداقت در مقابل دروغ، صبر در مقابل ناشکیبایی،خشوع در مقابل تکبر،کنترل در مقابل شهوترانی. دهمین مسابقه ،مسابقه ی یاد خدا است . بیایید در تمام موضوعات زندگی تان خدا را کمرنگ نکنید. حضرت علی (ع) در خطبه ی متقین می فرماید : با تقوا کسی است که اگر درجلسه ی متذکرها قرار گرفت غافل نشود و اگر در جلسه ی غافلین قرار گرفت متذکر بشود. بیایید در این ده رشته شرکت کنید . اگر شما در این مسابقات خطا کردید، خدا شما را می بخشد زیرا شما در میدان بندگی آمده اید و نیت بندگی کرده اید. خانواده ها مواظب این ده ویژگی باشند و آنها به یکدیگر تذکر بدهند .
...
ادامه دارد

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۲/۱۰, ۲۳:۱۹
سلام!!!
از خانم نیلچی زاده هم مطلب بگذارید!
ممنون می شوم

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۱, ۰۸:۳۹
سلام!!!
از خانم نیلچی زاده هم مطلب بگذارید!
ممنون می شوم
دوست و برادر زرگوارم جناب سلمان 313
با سلام و عرض ادب و احترام
به روی چِشم!
بعد از این موضوع تبدیل زندگی به بندگی که در دست اقدام داریم و یک موضوع دیگر ... انشاء الله از ایشان هم مطالب خواهم آورد.
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۱, ۰۸:۴۷
...
. مدال های مسابقات شیطانی سراب است زیرا شیطان در سوره ی 22 ابراهیم می گوید: وعده های من دروغی بود و وعده های خدا درست بود ، الان نه من می توانم برای شما کاری بکنیم و نه شما می توانید کاری برای من بکنید زیرا شما خودتان اراده داشتید. کسانی در این میدان مسابقه شرکت می کنند که به روز قیامت ایمان آورده باشند و بخاطر همین است که تعداد کسانی که در مسابقات شیطانی شرکت می کنند بیشتر از کسانی است که در مسابقات الهی شرکت می کنند. تا ما خدا را باور نکنیم به این مسابقات وارد نمی شویم . در مسابقات شیطانی برای ما سوت می کشند و کف می زنند ولی در مسابقات الهی امام زمان (عج) و پیامبر ما را تشویق می کند. اگر کسی در مسابقات الهی شرکت کند خدا گناهان او را نادیده می گیرد زیرا وارد مسابقات الهی شده است .

سوال – ایمان به غیب ،چگونه تقویت می شود؟

پاسخ – با یاد آوری قیامت اعتقاد ما به غیب تقویت می شود. کسانی که منکر قیامت و خدا هستند، منکر مرگ نیستند زیرا مرگ را می بینند. احتمال بودن قیامت، ما را مومن می کند ،احتمال سود ما را وادار به تجارت می کند ، پس احتمال بهشت و جهنم هم ما را وادار به عمل می کند. تذکر خیلی مهم است .

این مسابقات زندگی و بندگی چهار خروجی دارد. دو گروه بازنده و دو گروه برنده. یک گروه ملعون هستند . ملعون یعنی محروم از برکت، رحمت و مغفرت الهی . خدا کسی را محروم نمی کند بلکه ما خودمان را محروم می کنیم. چند روز دیگر سفره رجب و رمضان پهن می شود ولی کسی که در این مسابقات شرکت نمی کند چون ایمان به غیب نداشته ، در واقع خودش را محروم کرده است. یک ذکر در رجب ثواب زیادی دارد و کسی که این ذکر را نمی گوید چقدر ضرر کرده است. کسانی که در دنیا خودشان را مشغول شیطان می کنند خودشان را از آخرت محروم می کنند. اگر کسی در مسابقات الهی شرکت کند حتی اگر خیلی هم ضعیف باشد، محروم نخواهد بود. بعضی ها نماز نمی خواندند . اگر شما در اداره با یک مدیرکل صحبت کنید این یک امتیاز برای شماست و اگر این امتیاز را نداشته باشید این محرومیت است. پس شما که نماز نمی خوانید خودتان را محروم کرده اید زیرا با عبادت نکردن یا عبادت کردن شما از خدا چیزی کم یا زیاد نمی شود. پس عده ای خودشان می خواهند در دنیا محروم باشند.عده ای پیامک می خواندند ولی پیام قرآن را نمی خوانند . کسی که قرآن نمی خواند خودش را از این نور محروم کرده است. هر کس در میدان مسابقات الهی نیاید، محروم است . بعضی ها به حرم امام رضا (ع) می آید ولی با موبایل بازی می کند. فردی در حرم پیامبر ستون های آنرا می شمارد یعنی عمری آرزو داشته است که به این حرم بیاید ولی الان محروم است .

گروه دوم کسانی هستند که مغمون هستند یعنی سرشان کلاه رفته است .اگر ما نماز فرادی بخوانیم یک ثواب دارد ولی اگر نماز جماعت بخوانیم ثواب آن خیلی زیاد است . فرد مغمون خودش به سود کم راضی می شود .مثلا خانه ی فردی در نزدیکی مسجد است ولی در مسجد نماز نمی خواند. گروه سوم مورد غبطه هستند و آنها برنده هستند .گروه چهارم مدال آوران هستند . این افراد برای خدمت و نماز می دود و از گناه فرار می کند، السابقون السابقون اولئک المقربون.
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۲, ۰۸:۳۶
سوال – آیات سوره تین و علق را توضیح بفرمایید.

پاسخ – اولین آیه سوره ی علق ،آغاز اعلان بعثت پیامبر است. کامپیوتر یک پس ورد دارد. خدا یک پس ورد به پیامبر داد: ای رسول من این عالم را خلق کرده ام و همه جا با خدا باش و در سیتسم بندگی باش. بعضی ها فکر می کنند که رشوه گیری ،بداخلاقی و پیامک بازی با نامحرم جزو مسابقات شیطانی نیست و فکر می کنند که فقط دزدی جزو مسابقات شیطانی است .هر چیزی که معصیت باشد کارگردان آن شیطان است .شیطان بطور نامحسوس ما را وارد بازی می کند. خدا علنی ما را به مسابقات الهی می برد ولی شیطان سر ما را گول می زند و بخاطر نیازشناسی ما را به مسابقات شیطانی می کشاند.پس شیطان آرام و نامحسوس می آید . خدا می فرماید : با یاد خدا جلو بروید.

بعضی ها فکر می کند که ذکر مشکل را حل می کند ولی تنها ذکر مشکل را حل نمی کند بلکه ذکر ما را راهنمایی می کند. امام صادق(ع) می فرماید: من در شگفت هستم از کسانی که بیم دارند و به چهار چیز پناه نمی برند: برای ترس ،ذکر حسب الله و نعم الوکیل .( ما باید این ذکر را باور داشته باشیم که همه کلیدها دست خداست) ،برای غلیه بر غم ذکر لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین ( این ذکرها همین مسابقات است . اگر می خواهد مشکل حل بشود ، نیت و تداوم و عمل می خواهد ) ، برای بیم از مکر و حیله ذکر افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد و طلب زیبایی دنیا ذکر ماشاءالله ولاقوة الابالله العلی العظیم .خدایا به همه ما بویژه به بانوان، توفیق موفقیت در مسابقات الهی را عنایت بفرما.
پایان

...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۴, ۰۴:۱۳
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری

91/3/2

حتی به خنده ای شده میهمان مان کنید زلفی نشان دهید و پریشان مان کنید ، از ما مسافران قدم دور خود زدن سلمان شدن گذشت مسلمان مان کنید، یک روح واحدید که در چهارده افق تکرار می شوید که حیران مان کنید .

سوال – چکار کنیم که برنامه های معارفی و دینی باعث تبدیل زندگی مردم به بندگی بشود؟

پاسخ – برنامه های معارفی و دینی برای یک هدف ، دو تا کار زیبا انجام می دهند که اگر این هدف محقق نشود مسیر، این دو تا کار گم می شود و ما به آن نتیجه نمی رسیم . یک گروه ،دین را درایت می کنند یعنی از منابع دینی پژوهش و تحقیق می کنند تا مفاهیم دینی را دسته بندی و قابل فهم برای مردم بکنند و گروهی هم اینها را برای مردم بیان و روایت می کنند .برنامه ی سمت خدا و ... اینها را برای مردم روایت می کند. هدف اصلی نه تحقیق است و نه بیان و تبلیغ . همه ی هدف رعایت است یعنی مردم آنچه را که از دین گفته می شود، در زندگی بهره برداری کنند .تا ما این آداب و دستورات دین را در زندگی مان رعایت نکنیم، زندگی مان تبدیل به بندگی نمی شود. اگر کسی که اینها را بیان می کند و کسی که می شنود ،مطالب دینی را رعایت نکند، پس فرق کسی که از معدن سنگ استخراج می کند با فردی که مطالب دینی استخراج می کند چیست؟ ما سنگ و مطالب دینی را استخراج می کنیم که بفروشیم و ممکن است که در خانه مان از آنها استفاده نکنیم .اگر ما بخواهیم سود دنیوی بکنیم خَسَرَ دنیا و آخرت هستیم .باید در زندگی ما، رعایت اتفاق بیفتد .اگر قرار است که این مطالب رعایت نشود، زیاد گفتن برای من مشکل ایجاد می کند. وقتی به سراغ بزرگان می رویم و می گوییم که نصیحتی به ما بکنید،آنها می گویند: به آنچه که می دانید عمل کنید . اگر دست اندرکاران این برنامه دغدغه ی عمل نداشته باشند، مردم هم دغدغه ی عمل نخواهند داشت. آمار شنونده و بیننده خیلی به درد ما نمی خورد، آماری به درد ما می خورد که در آن بشنویم که فردی از گناه دوری کرده است یا حیا و حجاب خودش را بیشتر رعایت کرده است .روح برنامه های مذهبی برای این بود که بگویند و بشنوند تا عمل بشود . آیه 96 سوره اعراف می فرماید :خدا به شما فتح و گشایش و برکت می دهد .بهترین برکتی که خدا به انسان می دهد برکت به فکر است یعنی فکر انسان گره گشا می شود. بچه های جبهه خیلی تحصیلات حوزی و دانشگاهی نداشتند ولی چون رعایت کردند خدا فکرهای آنها را گره گشا کرده بود. آنها کم شنیده بودند ولی همان هایی را که شنیده بودند عمل کردند. وقتی حسین فهمیده در محاصره ی تانک قرار می گیرد ،به خودش نارنجک می بندد و به زیر تانک می رود و با این کار باعث می شود که تانک های بعدی برگردند.عمل این پسر دوازده ساله، باعث باز شدن گره انتفاضه فلسطین و جنگ های لبنان شد .ما شبکه های تلویزیونی و برنامه های معارفی زیادی داریم ،پس مشکل کجاست؟ حسن باکری پسر 24 ساله بود و قفل عملیات بیت المقدس را باز کرد .حسن باقری پاسدار بود که دانشگاه خودش را هم تمام نکرده بود ولی چون رعایت فکر و عمل کرده بود موفق شد. من الان استاد دانشگاه هستم ولی در مسائل اولیه زندگی ام و تربیت فرزندم گیر کرده ام. در خیلی مواقع در جبهه، امکانات و نفرات ما خیلی از دشمنان کمتر بود ولی بچه ها با فکرشان دشمن را بازی می دادند .در عملیات والفجر هشت ،بچه ها از اروند گذشتند. این کار خیلی سختی بود ،در عملیات بدر و خیبر، جاده های زیادی زدند . یعنی فکر بچه های جبهه غوغا می کرد.
...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۴, ۲۲:۰۵
...
شرط اینکه خدا فکرهای ما را قفل باز کن قرار بدهد این است که ایمان یعنی باور داشته باشم .انسان همیشه بدنبال بهترین است ،پس انسان به خدا ایمان پیدا کرده است. بچه های جبهه باور کردند که خدا بالاترین و مهربانترین و ... است و بدنبال خدا رفتند. ما نباید رئیس خودمان را بالاتر از خدا بدانیم و او را رازق خودمان بدانیم . اگر ما کبریایی خدا را باور کردیم درایت او را می پذیریم و زیر چتر کوچکتر از خدا نمی رویم .بچه ای سیزده ساله ولایت خدا را پذیرفت و خدا او را قفل باز کن کرد. پیرزنی که سواد ندارد وقتی چند کلام صحبت می کند قفل را باز می کند زیرا ولایت خدا را پذیرفته است .مردم باید ولایت خدا را رعایت کنند یعنی در فکرشان بزرگتر و رازق تر از خدا نبینند .پس باور اول آمنوا یعنی ایمان و باور است و باور دوم و تقوا یعنی عمل کردن است . اگر ما ایمان و باور داشته باشیم و به آن عمل کنیم خدا فکرها و برنامه های ما را گره گشا می کند.

سوال – آیات سوره اخلاص ،فلق و ناس را توضیح بفرمایید .

پاسخ – در روایت داریم :وقتی به شما نعمتی رسید سه تا ذکر را بگویید: الحمدلله رب العالمین ،استعفرالله ربی واتوب الیه و اللهم صل علی محمدوآل محمد . ما دو تا قرآن صامت و ناطق ( امامان و معصومین) داریم . ما مردم را به هر دو قرآن تشویق می کنیم .

خدا در آیات آخر قرآن ، پناهگاه سازی را به ما یاد داده است .در سوره ی ناس خدا به مردم می گوید که از شر شیطان به من پناه ببرید .

امام رضا (ع) در ماه رجب هر سه روز یک ختم قرآن داشتند .پس ما هم باید عهد ببندیم که ختم های قرآن مان را زیاد کنیم. ختم قرآن خودمان را به روح شهدا سی صد هزا شهدا هدیه کنیم .
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۵, ۲۰:۲۴
...
سوال – در مورد آرزوهای بندگی توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – اگر انسانها کوچک باشند آرزوهایشان هم کوچک است .دین انسان را بزرگ می کند. حضرت علی (ع) می فرماید: خدایا آنچه به خوبان خودت از اول خلقت تا الان داده ای و آنچه به مخلوقات زنده ات می دهی و آنچه که تا آخر قیامت به مخلوقات می دهی ، علی همه ی اینها را یکجا می خواهد . بیایید آرزوهای مان به اندازه ی خدا باشد. حضرت علی (ع) می فرمایند : قدر انسان های به اندازه همت آنهاست.

ما باید قفل شب جمعه اول ماه رجب را با زیارت امام حسین (ع) باز کنیم . دراین شب ما برای همه ی انسانها آرزو کنیم . انسان های بخیل فقط برای خودشان آرزو می کنند . ما برای همه آرزو کنیم و بگوییم :خدایا نعمت بندگی را به همه بچشان و شیرینی کاذب گناه را ازهمه بگیرد ،خدایا لذت بی حیایی را از بی حیاها بگیر و لذت عفت را به آنها بچشان،خدایا هر کس عشق امام حسین(ع) در دلش نیست عشق آنرا به او عنایت بفرما و لذت حرام خوری را از حرام خورها بگیر، خدایا همه جوانان پشت کنکوری را موفق کن، خدایا همه ی بی خانه ها را خانه دار کن و به همه بی دین ها مزه ی دین را بچشان، خدایا کلید همه ی خوبی ها این است که ما دین را بهتر بفهمیم و به آن عمل کنیم ، پس خدایا توفیق عمل کردن به دین را به ما بده .

بهترین آرزوها در قرآن این است که بدنبال پیامبر برویم و باور کنیم که پیامبر و امامان ما را به بهترین آرزوها می رسانند و اِلا شیطان سر ما را کلاه می گذارد.

خدایا به آبروی امام رضا(ع)، امام حسین(ع)، امام باقر(ع) و شهدای فتح خرمشهر، کمک کن که بنده ی تو باشیم و بنده بسازیم .
پایان

...


ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۷, ۱۱:۲۵
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری
91/4/13

عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود گاهی تمام من به تو تبدیل می شود، وقتی به داستان نگاه تو می رسند یکباره شعر وارد تمثیل می شود، ای عابر بزرگ که با گام های تو از انتظار پنجره تجلیلی می شود، تا کی بر دیدگان سکوت مبهم شبهای انتظار بر دیدگان غمزده تحمیل می شود، یک روز هم به پاس غزل های چشم تو بازار بزم و قافیه تعطیل می شود آن روز ،هفت سین اهورایی بهار ،موعود با سلام تو تکمیل می شود.

سوال – آیا امام زمان (عج) هم می خواهد که ما زندگی را به بندگی تبدیل کنیم ؟

پاسخ – امام زمان (عج) جز تبدیل زندگی به بندگی از ما چیزی نمی خواهد .امام می خواهد سه پیام را به مردم بدهد: یکی اینکه همه در این عالم می خواهیم بندگی کنیم . خدا برای انسانها شرط گذاشته است که اگر انسانها بندگی کنند، خدا همه ی مخلوقات را مسخر آنها قرار دهد. پس تا انسان بنده ی خدا نشودعالم بنده ی انسان نمی شود ، یکی اینکه برای بندگی نیاز به نعمت داریم یعنی باید امکاناتی داشته باشیم تا بتوانیم زندگی کنیم مثل نعمت آب، هوا، خاک ،نور و...این امکانات می تواند دو تا خاصیت داشته باشد: حیات دهنده و حیات کشنده . مثل چاقو که اگر در دست جراح باشد بیماری را نجات می دهد و اگر در دست بچه باشد فردی را زخمی می کند. پس امکاناتی که خدا برای زندگی ما گذاشته است دو پهلو است ، دیگر اینکه اگر ما بخواهیم از این امکانات برای حیات واقعی استفاده کنیم نیاز به راهنما و نقشه داریم ،راهنما پیامبر و نقشه دین است. امام می گوید که شما آمده اید که در این دنیا زندگی و بندگی کنید، زندگی یعنی استفاده از امکانات و ابزارهای حیات که دو پهلو است .جوانی به حضرت عیسی گفت که من می خواهم همراه تو باشم. شرط همراهی با امام زمان (عج) داشتن صداقت است . حضرت عیسی می خواست جوان را امتحان کند و به او پولی داد تا نان بخرد. او سه تا نان خرید ، یکی را در راه خورد و به حضرت گفت که من دوتا نان خریده ام یعنی به حضرت دروغ گفت. او با این کار شرط حضور در محضر حجت خدا را از دست داد. حضرت عیسی در راه معجزه ای به او نشان داد و باز سوال کرد که چند تا نان خریدی او گفت : دو تا .حضرت این کار را تکرار کردند. آنها به محلی رسیدند که حضرت از زیر خاک سه تا تکه ی طلا بیرون آورد .حضرت خواست که به او تکه های طلا را بدهد ، از او پرسید : چند تا نان خرید ؟ او گفت: سه تا .حضرت فرمود که تو برای همراهی با ما راست نگفتی ولی برای بدست آوردن طلاها راست گفتی و طلاها را به او داد .این طلا، همان داستان چاقو است که اگر بدون حجت خدا باشد ،برای انسان خطرناک است. حضرت از جوان خداحافظی کرد و رفت . او برای نگهداری طلاها دوتا دوست پیدا کرد.این سه نفر فکر کردند که با این سه تکه طلا چکار کنند، بعد از مدتی گرسنه شان شد و قرار شد که یکی به بازار برود و دو تای دیگر از طلاها نگهداری کنند. کسی که به بازار رفت مکر کرد ، انسان بی امام مکار می شود. او گفت که غذاها را مسموم می کنم و به دوستانم می دهم تا بمیرند و طلاها را بر می دارم . از طرفی دو نفر دیگر هم مکر کردند که او را بکشند تا طلای بیشتری بدست بیاورند. ما فکر می کنیم که فقط خودمان می توانیم سر دیگران را کلاه بگذاریم ولی غافل هستیم که دست بالای دست بسیار است. ما گاهی می خواهیم سر خدا را هم کلاه بگذاریم .آن دو نفر، کسی را که غذا آورد کشتند و بعد غذاهای مسموم او را خوردند و سه نفر با هم مردند و سه جنازه با سه تکه طلا باقی ماند .مدتها بعد حضرت عیسی با یاران شان از آنجا گذشتند و حضرت این داستان را برای آنها تعریف کرد و تکه های طلا را هم زیر خاک کرد. اصلی ترین عنصر تبدیل زندگی به بندگی راهنما است. نعمت ولایت نور است .اگر ما امکانات زیادی داشته باشیم ولی این نور را نداشته باشیم بیشتر به زمین می خوریم .الان دنیا امکانات زیادی دارد ولی چون نور امام زمان (عج) را ندارد مشکلات زیادی دارد .تا امام خودش را در زندگی ما نشان ندهد، زندگی ما تبدیل به بندگی نمی شود. امام صامت قرآن است و امام ناطق هم امام زمان است . آیا ما قرار گذاشته ایم که با این قرآن و امام، زندگی خودمان را قانونمند بکنیم ؟ به تعبیری زندگی خودمان را محدود کنیم تا از وعده های خدا محروم نشویم ؟
...

ادامه دارد

fatemeh2
۱۳۹۳/۰۲/۱۷, ۲۳:۴۳
مثل همیشه مطالبتون مفید بود :Rose:انشالله یه معجزه ای بشه ما هم بنده واقعی خدا بشیم همگی...




گناه میکنم

توبه میکنم-

توبه میشکنم-

گناه میکنم-

توبه ...

خدایا

از این رفت و برگشت ها خسته ام

کمک کن همیشه فقط بیایم

به سمت تو بیایم

اهدنا الصراط المستقیم

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۱۸, ۲۲:۰۲
مثل همیشه مطالبتون مفید بود :Rose:انشالله یه معجزه ای بشه ما هم بنده واقعی خدا بشیم همگی...




گناه میکنم


توبه میکنم-


توبه میشکنم-


گناه میکنم-


توبه ...


خدایا


از این رفت و برگشت ها خسته ام


کمک کن همیشه فقط بیایم


به سمت تو بیایم


اهدنا الصراط المستقیم


اِنَّ الله یُحِبُّ التَّوّابین

چه خوب وصف کرد شاعر که:
بازا بازا هر آنچه هستی بازا
...
شکسته نفسی می کنید:
در درجه دین حنیف وقیّم (رجوع کنید به تحقیقات خلاصه شده خلاصه) که یکی از صفات حنیفان که قسمت اعظم دین مرضی و کامل الهی است در قرآن کریم چنین آمده است:

و الیه منیب
یعنی دائماً در انابه بودند
...

انشاء الله امثال این برادر کوچکتان نیز چنین شوند و با محافظه و با محاسبه و ... هرروزمان را بهتر نماییم و روز عید پاک شدن از گناهانمان را جشن بگیریم.

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۲/۱۹, ۱۶:۳۹
پرمخاطب‌ترین برنامه‌ی دینی تلویزیون تعطیل می شود؟ (http://www.farhangnews.ir/content/74296) تعطیلی پرمخاطب‌ترین برنامه‌ی دینی تلویزیون به دلیل انتقاد از مدیران صداوسیما/ حذف «جناح مومن» حتی در ماه‌های پایانی مدیریت بر صداوسیما!
به گزارش فرهنگ نیوز ، در روزهای گذشته اخباری مبنی بر برکناری تهیه‌کننده‌ی برنامه‌ی «سمت خدا» - پرطرفدارترین برنامه‌ی مذهبی تلویزیون- در رسانه‌ها منتشر شد. در حالی که «سمت خدا» یکی از معدود برنامه‌های دینی و مذهبی تاریخ تلویزیون است که در جذب مخاطب نیز بسیار موفق عمل کرده و محبوبیت بسیاری در بین مردم دارد و در تازه‌ترین نظرسنجی شبکه‌ی سه هم که قبل از نوروز سال 93 انجام گرفت، «نجم‌الدین شریعتی» -مجری برنامه‌ی «سمت خدا»- به عنوان یکی از سه مجری محبوب تاریخ شبکه‌ی سه، انتخاب شد.
http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/93-02/18/75631-225116-1399562931.JPGبرای جویا شدن از صحت و سقم این خبر، گفتگویی را با آقای «سید عبدالمجید رکنی»، تهیه‌کننده‌ی موفق برنامه‌ی «سمت خدا» انجام دادیم.«سید عبدالمجید رکنی» در گفتگو با خبرنگار فرهنگی رجانیوز پیرامون انتشار خبر برکناری‌اش اظهار داشت: تقریبا این برکناری قطعی است و تمام مراحل اداری آن توسط مدیران شبکه و سازمان انجام شده است. متاسفانه برای مدیران، تصمیمات و اقتضائات مدیریتی بر مصالح دینی ارجحیت دارد.رکنی پیرامون دلایل برکناری‌اش از سمت تهیه‌کنندگی برنامه‌ی «سمت خدا» عنوان کرد: دلیل اصلی تمرد از رویه‌ی سازمانی و انتقاد حاج آقای ماندگاری از صداوسیما بیان شده است. ظاهرا انتقاد آقای ماندگاری از صداوسیما، طی نامه‌ای که ایشان به آقای ضرغامی زدند، برای برنامه‌ی «سمت خدا» بسیار گران تمام شد. متاسفانه صدا وسیما در دو موضوع بر خلاف قانون و نظر رهبری عمل می‌کرد و «آقای ماندگاری» طی نامه‌ای این دو موضوع را به «آقای ضرغامی» تذکر دادند.وی پیرامون دو موضوعی که صداوسیما بر خلاف قانون و نظر رهبری عمل می‌کرد، افزود: اولین موضوع تبلیغ اجناس مختلف در حین برنامه‌های کودک است که این مورد بر خلاف نص صریح قانون صداوسیماست. آیین نامه‌ی سیاست‌ها تامین،تولید و پخش صداوسیما در شماره‌ی 2570 خود به این موضوع اشاره می‌کند و تبلیغ در حین برنامه‌های کودک را غیرقانونی می‌داند. اما متاسفانه بیش از یک سال است که برنامه‌های کودک تلویزیون به بهانه‌ی نداشتن بودجه، اقدام به تبلیغ محصولات مختلف می‌کنند.وی پیرامون بهانه‌های صداوسیما مبنی بر نداشتن بودجه و اجبار برای پخش آگهی در حین برنامه گفت: این حرف درست نیست. اگر مسئول سازمان محیط زیست برای تامین بودجه‌ی کارمندانش به مشکل بخورد، حاضر است یوزپلنگ شکار کند و از درآمد حاصل از آن حقوق کارمندانش را بدهد؟ بدیهی است که این کار غیر منطقی است؛ چرا که وظیفه‌ی محیط زیست حفاظت از همان یوزپلنگ است. حال مگر وظیفه‌ی صدا و سیما حفاظت و صیانت از فرهنگ کودکان نیست؟ پس چه طور حاضر می‌شود برای تامین بودجه این فرهنگ را تخریب کند؟ این دلیل قابل قبول نیست.
رکنی در مورد نکته‌ی دومی که در نامه‌ی «حاج آقای ماندگاری» خطاب به رئیس صداوسیما وجود داشت، گفت: رهبری پیرامون برخی از مسابقات تلویزیون دستور صریح دارند. گاهی ایشان پیرامون موضوعی مثل بها دادن به جایگاه زن، به طور کلی صحبت می‌کنند و گاهی هم ایشان مستقیما به مصداق‌ها اشاره می‌کنند. رهبری در سال 83 در دیدار با مدیران سازمان صدا و سیما مخالفتشان را با برگزاری مسابقاتی که در آن‌ها جوایز غیر متعارف به شرکت‌کنندگان اهداء می‌شود، اعلام کردند و فرمودند که این مسابقات ترویج بی‌نطقی است. اما متاسفانه برخی مدیران و برنامه‌سازان در صداوسیما، انرژی می‌گذارند و بودجه خرج می‌کنند تا خلاف نظر رهبری عمل کنند.
http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/93-02/18/75631-225117-1399562931.jpgتهیه‌کننده‌ی برنامه‌ی «سمت خدا» پیرامون تبعات این نامه ادامه داد: «حجت الاسلام ماندگاری» در نامه‌ی خود به این دو مورد اشاره کردند و فکر نمی‌کنم هیچ آدم منصف و با وجدانی باشد که این دو مورد را قبول نکند. دوستان بعد از این نامه تبلیغ کردن محصولات در حین برنامه‌ی کودک را متوقف کردند، اما مسابقاتی که جوایز غیر متعارف داشت هنوز از تلویزیون پخش می‌شود. در ذهن مدیران سازمان این بود که شما یکی از برنامه‌های ما را تعطیل کردید، ما هم باید برنامه‌ی شما را تعطیل کنیم تا مساوی شویم!رکنی درباره‌‌ی احتمال تعطیلی برنامه‌ی پر مخاطب «سمت خدا» گفت: ما فعلا با قدرت به کارمان ادامه می‌دهیم. باید جبهه‌ی دین‌داران در این موضوع خودش را بسنجد. ما ادعا داریم که رسانه باید به دست افراد انقلابی سپرده شود. حالا باید ببینیم می‌توانیم 50 دقیقه برنامه را در تلویزیون حفظ کنیم؟ اگر توانستیم، آن زمان می‌شود به پله‌های بالاتر هم فکر کرد. اما اگر به هر دلیل، مثلا محافظه‌کاری یا ترس از موقعیت نسبت به این اقدام صدا و سیما ساکت بمانیم، نباید انتظار داشته باشیم که در آینده رسانه به دست افراد متعهد و انقلابی بیفتد.وی در مورد طرفداری مردم از این برنامه و واکنش آن‌‌ها در صورت تعطیلی «سمت خدا» عنوان کرد: حضرت آقا در سال 73 فرمودند که از درد فرهنگ با مردم سخن نمی‌گویم بلکه خطابم مسئولان هستند. اما امسال مسئولان فرهنگی کار را به جایی رساندند که حضرت آقا از مردم خواستند که فرهنگ کشور را احیا کنند.الآن هم مردم باید به این قضیه ورود کنند و اعتراضشان را اعلام کنند بنده و حاج آقای ماندگاری هم به عنوان یکی از مردم دعوت حضرت آقا را لبیک گفتیم.

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۲/۲۰, ۰۸:۰۰
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری
91/4/13

عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود گاهی تمام من به تو تبدیل می شود، وقتی به داستان نگاه تو می رسند یکباره شعر وارد تمثیل می شود، ای عابر بزرگ که با گام های تو از انتظار پنجره تجلیلی می شود، تا کی بر دیدگان سکوت مبهم شبهای انتظار بر دیدگان غمزده تحمیل می شود، یک روز هم به پاس غزل های چشم تو بازار بزم و قافیه تعطیل می شود آن روز ،هفت سین اهورایی بهار ،موعود با سلام تو تکمیل می شود.

سوال – آیا امام زمان (عج) هم می خواهد که ما زندگی را به بندگی تبدیل کنیم ؟

پاسخ – امام زمان (عج) جز تبدیل زندگی به بندگی از ما چیزی نمی خواهد .امام می خواهد سه پیام را به مردم بدهد: یکی اینکه همه در این عالم می خواهیم بندگی کنیم . خدا برای انسانها شرط گذاشته است که اگر انسانها بندگی کنند، خدا همه ی مخلوقات را مسخر آنها قرار دهد. پس تا انسان بنده ی خدا نشودعالم بنده ی انسان نمی شود ، یکی اینکه برای بندگی نیاز به نعمت داریم یعنی باید امکاناتی داشته باشیم تا بتوانیم زندگی کنیم مثل نعمت آب، هوا، خاک ،نور و...این امکانات می تواند دو تا خاصیت داشته باشد: حیات دهنده و حیات کشنده . مثل چاقو که اگر در دست جراح باشد بیماری را نجات می دهد و اگر در دست بچه باشد فردی را زخمی می کند. پس امکاناتی که خدا برای زندگی ما گذاشته است دو پهلو است ، دیگر اینکه اگر ما بخواهیم از این امکانات برای حیات واقعی استفاده کنیم نیاز به راهنما و نقشه داریم ،راهنما پیامبر و نقشه دین است. امام می گوید که شما آمده اید که در این دنیا زندگی و بندگی کنید، زندگی یعنی استفاده از امکانات و ابزارهای حیات که دو پهلو است .جوانی به حضرت عیسی گفت که من می خواهم همراه تو باشم. شرط همراهی با امام زمان (عج) داشتن صداقت است . حضرت عیسی می خواست جوان را امتحان کند و به او پولی داد تا نان بخرد. او سه تا نان خرید ، یکی را در راه خورد و به حضرت گفت که من دوتا نان خریده ام یعنی به حضرت دروغ گفت. او با این کار شرط حضور در محضر حجت خدا را از دست داد. حضرت عیسی در راه معجزه ای به او نشان داد و باز سوال کرد که چند تا نان خریدی او گفت : دو تا .حضرت این کار را تکرار کردند. آنها به محلی رسیدند که حضرت از زیر خاک سه تا تکه ی طلا بیرون آورد .حضرت خواست که به او تکه های طلا را بدهد ، از او پرسید : چند تا نان خرید ؟ او گفت: سه تا .حضرت فرمود که تو برای همراهی با ما راست نگفتی ولی برای بدست آوردن طلاها راست گفتی و طلاها را به او داد .این طلا، همان داستان چاقو است که اگر بدون حجت خدا باشد ،برای انسان خطرناک است. حضرت از جوان خداحافظی کرد و رفت . او برای نگهداری طلاها دوتا دوست پیدا کرد.این سه نفر فکر کردند که با این سه تکه طلا چکار کنند، بعد از مدتی گرسنه شان شد و قرار شد که یکی به بازار برود و دو تای دیگر از طلاها نگهداری کنند. کسی که به بازار رفت مکر کرد ، انسان بی امام مکار می شود. او گفت که غذاها را مسموم می کنم و به دوستانم می دهم تا بمیرند و طلاها را بر می دارم . از طرفی دو نفر دیگر هم مکر کردند که او را بکشند تا طلای بیشتری بدست بیاورند. ما فکر می کنیم که فقط خودمان می توانیم سر دیگران را کلاه بگذاریم ولی غافل هستیم که دست بالای دست بسیار است. ما گاهی می خواهیم سر خدا را هم کلاه بگذاریم .آن دو نفر، کسی را که غذا آورد کشتند و بعد غذاهای مسموم او را خوردند و سه نفر با هم مردند و سه جنازه با سه تکه طلا باقی ماند .مدتها بعد حضرت عیسی با یاران شان از آنجا گذشتند و حضرت این داستان را برای آنها تعریف کرد و تکه های طلا را هم زیر خاک کرد. اصلی ترین عنصر تبدیل زندگی به بندگی راهنما است. نعمت ولایت نور است .اگر ما امکانات زیادی داشته باشیم ولی این نور را نداشته باشیم بیشتر به زمین می خوریم .الان دنیا امکانات زیادی دارد ولی چون نور امام زمان (عج) را ندارد مشکلات زیادی دارد .تا امام خودش را در زندگی ما نشان ندهد، زندگی ما تبدیل به بندگی نمی شود. امام صامت قرآن است و امام ناطق هم امام زمان است . آیا ما قرار گذاشته ایم که با این قرآن و امام، زندگی خودمان را قانونمند بکنیم ؟ به تعبیری زندگی خودمان را محدود کنیم تا از وعده های خدا محروم نشویم ؟
...

ادامه دارد





در آستانه ی نیمه ی شعبان خوب است که ما همه دستورات اسلام را به دل خودمان عرضه بکنیم و ببینیم که چقدر پذیرنده و تشنه ی حکم خدا هستیم، چقدر تسلیم حکم خدا هستیم ، چقدر دوست داریم که در عمل این حکم را انجام بدهیم ،چقدر دوست داریم که این اعمال را ادامه بدهیم.


خیلی از مسلمانها در ماه رجب و شعبان و رمضان اعمال را انجام می دهیم ولی آنها را ادامه نمی دهند .اگر من نه اهل تسلیم، نه اهل عمل، نه اهل تداوم و نه اهل دفاع از حکم خدا هستم،کجای وجود من منتظر امام زمان(عج) است ؟




بیاییم افکارمان را قانونمند کنیم .



ادامه دارد...

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۲/۲۰, ۰۸:۰۵
اگر ما فقط به ظاهر و زیبایی جسم مان توجه کنیم ، کشورمان از نظر جراحی زیبایی رتبه ی اول را در دنیا بدست می آورد ولی به گفته ی رهبر، از لحاظ اخلاق و معنویت به اندازه صنعت پبشرفت نمی کنیم .همه در مادیات رشد می کنند ولی به همان اندازه در معنویات رشد نمی کنند. علت این است که هنوز فکر ما قانونمند نشده است و فقط ظاهر را می بینیم و باطن را نمی بینیم .


اگر ما باطن فکر را نبینیم عملیات فکر ما ناقص می شود. برای تبدیل زندگی به بندگی ، ما اول باید محدودیت و قانونمندی دین و ولایت را در عرصه ی فکرمان بپذیریم . یعنی فقط ظاهر و مادیات را نگاه نکنیم .فکری منتظر امام زمان(عج) است که نزدیک به فکر امام زمان(عج) باشد. ما باید فکرمان را به امام نزدیک کنیم .هنوز نگاه ما ظاهری است حتی در جشن امام زمان (عج) که فکر می کنیم جایی که شربت بهتر بدهند یا سکه بدهند خیلی خوب است .ما باید بگوییم : مجلس آنقدر معنوی بود که عطر امام را در آنجا استشمام کردیم. این فکر به امام زمان (عج) نزدیک می شود. این انسان می خواهد بنده بشود و پشت سر قانونمندی اسلام و عترت حرکت بکند. قانونمندی فکر،اعتقادات ماست و قانونمندی دل، اخلاقیات ماست و قانونمندی اعضا و جوارح احکام ماست. همه امام زمان (عج) را دوست دارند ولی باید ببینم که چقدر در اعتقادات شان محکم هستند، در حب و بغض شان به امام زمان (عج) نزدیک هستند.


کسی که امام را دوست دارد محبوب حرام را دوست ندارد. در شب نیمه ی شعبان همه با هم دعا کنیم. خدا به عزت و جلالش قسم خورده است که در این شب دعای سائلی را رد نکند. در دعا کردن باید چند نکته یادمان باشد. خدا بعضی از کارها را انجام می دهد و ارتباطی به دعا کردن یا نکردن ما ندارد. خدا یک سفره عمومی برای همه مخلوقاتش چیده است و ربطی به دعا کردن ندارد. خدا یکسری عنایت ها را برای کسانی گذاشته است که دعا می کنند. یکسری امکاناتی هست که اگر همه ی عالم دعا کنند خدا آنرا برآورده نمی کند زیرا با تدبیر و حکمت خدا منافات دارد. یعنی این دعاها مستجاب نمی شود.



مردم دوست دارند که با افراد دارای شهرت یا ثروت یا مقام ارتباط برقرار کنند . اگر انسان اهل ارتباط است و بدنبال کسی است که از همه بیشتر دارایی دارد آن خداست. دعا ارتباط با داراترین موجود است .این ارتباط باعث هویت ما می شود. شما دعا کنید تا بگویید که با بالاترین موجود هستی صحبت کرده ام. بعضی از دعاها فقط ارتباط است مثل دعاهای اهل بیت . الهی انت مولا یا مولا ... بالاترین افتخار من این است که من بنده ی تو هستم و تو مولای من هستی .پس دعا برای کسب هویت است.



دیگر اینکه دعا ارتباط با خدا برای شارژ شدن است .در سوره مزمل داریم که ای پیامبر ،با من حرف بزن و قرآن را بخوان بعد بار سنگین را بردار. دیگراینکه دعا ارتباط با خداست برای تعلیم و تربیت .خدا می فرماید که تو دعا کن ما تو را اجابت می کنیم . دعا یعنی عقد قرارداد با خدا به شرط حرکت تو و برکت خدا .ما حرکت را باید با قانونمندی قرآن و عترت انجام بدهیم .هر حرکتی هدفمند نیست . تعریف حرکت را باید در قرآن و عترت جست. دعا تنبل پروری و جری کردن انسانها برای گناه نیست .در آیه 80 سوره توبه داریم: ای پیامبر ،اگر تو هفتاد بار استغفار بکنی من آنها را نمی بخشم و این سنت الهی است . خدا به کاسبی که ربا می خورد، برکت نمی دهد زیرا این جزو سنت خدا نیست . حالا اگر ما نماز خواندیم ، روزه گرفتیم ، جهاد را انجام دادم و به پدر و مادر خدمت کردیم ولی کارهایمان کامل هم نبود، خدا آنرا تکمیل می کند.





ادامه دارد...

fatemeh2
۱۳۹۳/۰۲/۲۰, ۱۶:۳۸
منتظر ادامه هستم:Moshtagh:

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۲۲, ۰۷:۰۶
دوستان عزیز
با سلام و عرض ادب و احترام
خواهشمندم اگر علاقمند به این بحث هستید:

"تبدیل زندگی به بندگی" فرمولی که معلم بزرگوار حاج آقا ماندگاری دنبال می کند دنبال نمایید"

1. چستی؟


2. چرایی؟


3. چگونگی؟


متشکرم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۲۳, ۱۰:۲۶
خواهر بزرگوارم *عرفانی*
با سلام و عرض ادب و احترام
عید میلاد حضرت امیر المؤمنین امام علی صلوة الله علیه را خدمت شما و خاندان مکرّم تبریک عرض نموده و بهترین نعمات و ... را عاجزانه از پروردگار متعال برایتان خواستارم

از زحمات شما در حقّ این کمترین و برادر کوچکتان سپاسگزارم.
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۲۴, ۲۰:۱۷
دوستان عزیز
با سلام و عرض ادب و احترام
خواهشمندم اگر علاقمند به این بحث هستید:

"تبدیل زندگی به بندگی" فرمولی که معلم بزرگوار حاج آقا ماندگاری دنبال می کند دنبال نمایید"

1. چستی؟


2. چرایی؟


3. چگونگی؟


متشکرم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۲۴, ۲۰:۲۵
دعا نامه نوشتن به آدرس خداست . ما دوتا اشکال در دعاهای مان داریم : یکی اینکه کاغذ سفید به خدا می دهیم و دیگر اینکه آدرس خدا را هم نمی دانیم و آنرا به جای دیگری می فرستیم فبعد خدا را محاکمه می کنیم . شما باید مشکلات تان را به خدا بگویید نه بنده ی خدا .

در بعضی از ایام خدا دعاها را مستجاب می کند به برکت زمان و مکان و واسطه .دعا در زمان های دیگر باید بررسی بشود که شرایط آن وجود دارد یا خیر ولی در نیمه شعبان این طور نیست .کافی است که شما با خدا صحبت کنید و بخواهید .اگر شما زیر قبه ی امام حسین (ع) دعا کنید خدا در آنجا امضا کرده است که این دعا مستجاب بشود. پس دعا قرارداد بین من و خداست و یک کارهایی هم سهم من است که باید انجام بدهم .دعا نامه نوشتن است و خدا هیچ نامه ای را بی پاسخ برنمی گرداند. خدا هیچ پاکتی را خالی برنمی گرداند .اگر خدا دعا من را برآورده نکند حتما بهتر از آن را برای من می فرستد. در مناجات ماه شعبان داریم : خدایا من نمی توانم خودم را از معصیت جدا کنم ،تو به من کمک کن. آقایی گفت که من سیگاری بودم و نمی توانستم آنرا ترک کنم .وقتی به کربلا رفتم به گنبد ابوالفضل نگاه کردم و گفتم که من نمی توانم این سیگار را ترک کنم ، تو خودت محبت آنرا از دل من بگیر و بجای آن نفرت بگذار. یک لحظه تمام نفرت در وجود من جمع شد . این دعا است و واسطه ی آن ابوالفضل است و این فرد تلاش هم نکرده ولی حضرت به اوعنایت کرد .

شاید فرج امام زمان (عج) مشروط به بیرون آمدن ما از گناه باشد .پس در نیمه شعبان از خدا بخواهیم که ما را پاک کند تا مقدمه ی ظهورآقا باشد.
....

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۲۵, ۱۰:۲۰
پرمخاطب‌ترین برنامه‌ی دینی تلویزیون تعطیل می شود؟

(http://www.farhangnews.ir/content/74296) تعطیلی پرمخاطب‌ترین برنامه‌ی دینی تلویزیون به دلیل انتقاد از مدیران صداوسیما/ حذف «جناح مومن» حتی در ماه‌های پایانی مدیریت بر صداوسیما!
به گزارش فرهنگ نیوز ، در روزهای گذشته اخباری مبنی بر برکناری تهیه‌کننده‌ی برنامه‌ی «سمت خدا» - پرطرفدارترین برنامه‌ی مذهبی تلویزیون- در رسانه‌ها منتشر شد. در حالی که «سمت خدا» یکی از معدود برنامه‌های دینی و مذهبی تاریخ تلویزیون است که در جذب مخاطب نیز بسیار موفق عمل کرده و محبوبیت بسیاری در بین مردم دارد و در تازه‌ترین نظرسنجی شبکه‌ی سه هم که قبل از نوروز سال 93 انجام گرفت، «نجم‌الدین شریعتی» -مجری برنامه‌ی «سمت خدا»- به عنوان یکی از سه مجری محبوب تاریخ شبکه‌ی سه، انتخاب شد.
http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/93-02/18/75631-225116-1399562931.JPG
برای جویا شدن از صحت و سقم این خبر، گفتگویی را با آقای «سید عبدالمجید رکنی»، تهیه‌کننده‌ی موفق برنامه‌ی «سمت خدا» انجام دادیم.«سید عبدالمجید رکنی» در گفتگو با خبرنگار فرهنگی رجانیوز پیرامون انتشار خبر برکناری‌اش اظهار داشت: تقریبا این برکناری قطعی است و تمام مراحل اداری آن توسط مدیران شبکه و سازمان انجام شده است. متاسفانه برای مدیران، تصمیمات و اقتضائات مدیریتی بر مصالح دینی ارجحیت دارد.رکنی پیرامون دلایل برکناری‌اش از سمت تهیه‌کنندگی برنامه‌ی «سمت خدا» عنوان کرد: دلیل اصلی تمرد از رویه‌ی سازمانی و انتقاد حاج آقای ماندگاری از صداوسیما بیان شده است. ظاهرا انتقاد آقای ماندگاری از صداوسیما، طی نامه‌ای که ایشان به آقای ضرغامی زدند، برای برنامه‌ی «سمت خدا» بسیار گران تمام شد. متاسفانه صدا وسیما در دو موضوع بر خلاف قانون و نظر رهبری عمل می‌کرد و «آقای ماندگاری» طی نامه‌ای این دو موضوع را به «آقای ضرغامی» تذکر دادند.وی پیرامون دو موضوعی که صداوسیما بر خلاف قانون و نظر رهبری عمل می‌کرد، افزود: اولین موضوع تبلیغ اجناس مختلف در حین برنامه‌های کودک است که این مورد بر خلاف نص صریح قانون صداوسیماست. آیین نامه‌ی سیاست‌ها تامین،تولید و پخش صداوسیما در شماره‌ی 2570 خود به این موضوع اشاره می‌کند و تبلیغ در حین برنامه‌های کودک را غیرقانونی می‌داند. اما متاسفانه بیش از یک سال است که برنامه‌های کودک تلویزیون به بهانه‌ی نداشتن بودجه، اقدام به تبلیغ محصولات مختلف می‌کنند.وی پیرامون بهانه‌های صداوسیما مبنی بر نداشتن بودجه و اجبار برای پخش آگهی در حین برنامه گفت: این حرف درست نیست. اگر مسئول سازمان محیط زیست برای تامین بودجه‌ی کارمندانش به مشکل بخورد، حاضر است یوزپلنگ شکار کند و از درآمد حاصل از آن حقوق کارمندانش را بدهد؟ بدیهی است که این کار غیر منطقی است؛ چرا که وظیفه‌ی محیط زیست حفاظت از همان یوزپلنگ است. حال مگر وظیفه‌ی صدا و سیما حفاظت و صیانت از فرهنگ کودکان نیست؟ پس چه طور حاضر می‌شود برای تامین بودجه این فرهنگ را تخریب کند؟ این دلیل قابل قبول نیست.
رکنی در مورد نکته‌ی دومی که در نامه‌ی «حاج آقای ماندگاری» خطاب به رئیس صداوسیما وجود داشت، گفت: رهبری پیرامون برخی از مسابقات تلویزیون دستور صریح دارند. گاهی ایشان پیرامون موضوعی مثل بها دادن به جایگاه زن، به طور کلی صحبت می‌کنند و گاهی هم ایشان مستقیما به مصداق‌ها اشاره می‌کنند. رهبری در سال 83 در دیدار با مدیران سازمان صدا و سیما مخالفتشان را با برگزاری مسابقاتی که در آن‌ها جوایز غیر متعارف به شرکت‌کنندگان اهداء می‌شود، اعلام کردند و فرمودند که این مسابقات ترویج بی‌نطقی است. اما متاسفانه برخی مدیران و برنامه‌سازان در صداوسیما، انرژی می‌گذارند و بودجه خرج می‌کنند تا خلاف نظر رهبری عمل کنند.
http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/93-02/18/75631-225117-1399562931.jpg
تهیه‌کننده‌ی برنامه‌ی «سمت خدا» پیرامون تبعات این نامه ادامه داد: «حجت الاسلام ماندگاری» در نامه‌ی خود به این دو مورد اشاره کردند و فکر نمی‌کنم هیچ آدم منصف و با وجدانی باشد که این دو مورد را قبول نکند. دوستان بعد از این نامه تبلیغ کردن محصولات در حین برنامه‌ی کودک را متوقف کردند، اما مسابقاتی که جوایز غیر متعارف داشت هنوز از تلویزیون پخش می‌شود. در ذهن مدیران سازمان این بود که شما یکی از برنامه‌های ما را تعطیل کردید، ما هم باید برنامه‌ی شما را تعطیل کنیم تا مساوی شویم!رکنی درباره‌‌ی احتمال تعطیلی برنامه‌ی پر مخاطب «سمت خدا» گفت: ما فعلا با قدرت به کارمان ادامه می‌دهیم. باید جبهه‌ی دین‌داران در این موضوع خودش را بسنجد. ما ادعا داریم که رسانه باید به دست افراد انقلابی سپرده شود. حالا باید ببینیم می‌توانیم 50 دقیقه برنامه را در تلویزیون حفظ کنیم؟ اگر توانستیم، آن زمان می‌شود به پله‌های بالاتر هم فکر کرد. اما اگر به هر دلیل، مثلا محافظه‌کاری یا ترس از موقعیت نسبت به این اقدام صدا و سیما ساکت بمانیم، نباید انتظار داشته باشیم که در آینده رسانه به دست افراد متعهد و انقلابی بیفتد.وی در مورد طرفداری مردم از این برنامه و واکنش آن‌‌ها در صورت تعطیلی «سمت خدا» عنوان کرد: حضرت آقا در سال 73 فرمودند که از درد فرهنگ با مردم سخن نمی‌گویم بلکه خطابم مسئولان هستند. اما امسال مسئولان فرهنگی کار را به جایی رساندند که حضرت آقا از مردم خواستند که فرهنگ کشور را احیا کنند.الآن هم مردم باید به این قضیه ورود کنند و اعتراضشان را اعلام کنند بنده و حاج آقای ماندگاری هم به عنوان یکی از مردم دعوت حضرت آقا را لبیک گفتیم.
دوستان عزیز
با سلام و احترام و
عرض تسلیت بمناسبت وفات حضرت زینب عقیلة بنی هاشم صلوة الله علیها به پیشگاه امام زمان عج و خاندان رسالت و شما عزیزان

تا آنجا که من میدانم گویا مشکلی در در گروه اجرا و تهیه کنندگان وجود داشته و امروز چهارشنبه 93/2/24 سمت خدا را در تلویزیون نگاه میکردم برنامه طبق روال برگزار شد حاج آقا ماندگاری فرمودند که: اگر تهیه کننده و مجری هم اشتباهی نموده باشند باید در خانواده حل شود و به نامحرمان و مخالفان انقلاب ربطی ندارد و ...
و مجری آن روز حاج آقا براتی بود و حاج آقا براتی هیچ اشاره ای به این موضوع نکرد.(گویا مسئله ای که حاج آقا ماندگاری فرمودند: در حال پیگیری می باشد!) حاج آقا براتی را خانوادگی می شناسم از افراد مؤمن و انقلابی و متقی هستند و برادر بزگوارشان جزو هیئت استقبال ورود امام راحل ره از پاریس بهمراه مقام معزّز رهبری و از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند که در واقعه ننگین انفجار دفتر حزب در بهارستان زیز بتونها و آوار مانده و از جانبازان شریف هستند و حاج آقا ماندگاری و حاج آقا عالی نیز تقریباً 20سال است که کارشناس تلویزیون علیرغم کارهای سنگین و کارهای پُر مشغله اشان تقبل فرموده اند.
من دلیل گزارش پست خلاف بر این موضوع را نمی دانم و از مدیریت سایت علت آنرا جویا شده ام و مدیریت محترم سایت حاج آقا امیرخانی با تمام مشغله کاری و نیز طبق عرف و شرع بدلیل بازگشت از سفر حجّ خود در حال پیگیری آن هستند.
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۲/۲۵, ۱۹:۴۲
سوال – صفحه ی دوازده قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – آیه 83 عهدهایی است که خدا از ما می خواهد . خدا می فرماید که به جز من کسی را نپرستید، به پدر ومادرتان احسان کنید، به گرفتارها رسیدگی کنید و با مردم خوب صحبت کنید زیرا خودتان ضرر می کنید. ما هر چه بیشتر به توانایی خدا فکر کنیم نیازمندیهای خودمان را بهتر می فهمیم. هر چقدر ما نیازمندتر باشیم پاکت بیشتری برای خدا می فرستیم . ما نامه می نویسیم که خدا پاکت ما را باز کند و چیزی در آن بگذارد. داریم : سلاح مومن دعا است . قبل از دعا و بعد از دعا یک صلوات بفرستیم و استغفار هم بکنیم و به حالت دل شکستگی دعا کنیم و اشکی هم بریزیم که این اشک گدایی است نه ناراحتی. گدایی تخصص می خواهد. بخاطر همین است که دعاها باید قرین با روضه باشد. در مناجات شعبانیه داریم که خدایا تو گناهان من را در دنیا پوشاندی من دوست دارم که گناهان من را هم در آخرت بپوشانی . دعا با اشک و توسل به اهل بیت باعث می شود که خدا پاکت نامه ی من را باز بکند. وقتی قنداقه ی امام زمان(عج) را به پدرش دادند امام عسگری فرمود : بابا، خوش آمدی منتظرت بودم . یعنی حضرت زهرا ، رقیه و... انتظار تو را می کشیدند.

ما در ماه شعبان و تا نیمه ی رمضان شهادت نداریم به جز شهادت حضرت خدیجه ، خوب است که جشن ها ادامه پیدا بکند و در پایان ماه شعبان آنرا تمام نکنند و تا ماه رمضان ادامه بدهند. مسئولین هم کمک کنند تا جشن کامل تر بشود.

در روایت داریم که هم خودتان دعا کنید و هم از دعای دیگران استفاده کنید. خیلی سفارش شده است که از دعای پدر و مادرتان استفاده کنید. از پیامبرداریم که در زنده بودن پدر و مادرتان، صورت تان را کف پای آنها بگذارید و اگر آنها فوت کرده باشند صورت تان را روی قبر آنها بگذارید و بخواهید که برای شما دعا کنند. خدا وعده داده است که دعای پدر و مادر برای فرزند مستجاب بشود . یعنی این دعا پاکتی است که خدا آنرا باز می کند و دیگر اینکه بگوییم :امام مان برای ما دعا کند. فرزندان یعقوب از او خواستند که برای شان استغفار کند. دیگر اینکه اگر ما برای گرفتاری دیگران دعا کنیم خدا گرفتاری های ما را رفع می کند. وقتی من به فکر دیگران باشم، خدای دیگران هم به فکر من است. ما نباید طلبکارانه با خدا برخورد بکنیم .

خدایا آنچه که ما گفتیم و شنیدیم مرضی رضای خودت قرار بده ،خدایا ما را مثل شهدا مایه ی آبروی امام زمان (عج) قرار بده ، خدایا همه ی دعاها را در حق فرج مستجاب بفرما.
پایان

...
ادامه دارد

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۲/۲۷, ۰۶:۲۸
در آستانه ی نیمه ی شعبان خوب است که ما همه دستورات اسلام را به دل خودمان عرضه بکنیم و ببینیم که چقدر پذیرنده و تشنه ی حکم خدا هستیم، چقدر تسلیم حکم خدا هستیم ، چقدر دوست داریم که در عمل این حکم را انجام بدهیم ،چقدر دوست داریم که این اعمال را ادامه بدهیم.


خیلی از مسلمانها در ماه رجب و شعبان و رمضان اعمال را انجام می دهیم ولی آنها را ادامه نمی دهند .اگر من نه اهل تسلیم، نه اهل عمل، نه اهل تداوم و نه اهل دفاع از حکم خدا هستم،کجای وجود من منتظر امام زمان(عج) است ؟




بیاییم افکارمان را قانونمند کنیم .



ادامه دارد...





دعا نامه نوشتن به آدرس خداست . ما دوتا اشکال در دعاهای مان داریم : یکی اینکه کاغذ سفید به خدا می دهیم و دیگر اینکه آدرس خدا را هم نمی دانیم و آنرا به جای دیگری می فرستیم فبعد خدا را محاکمه می کنیم . شما باید مشکلات تان را به خدا بگویید نه بنده ی خدا .



در بعضی از ایام خدا دعاها را مستجاب می کند به برکت زمان و مکان و واسطه .دعا در زمان های دیگر باید بررسی بشود که شرایط آن وجود دارد یا خیر ولی در نیمه شعبان این طور نیست .کافی است که شما با خدا صحبت کنید و بخواهید .اگر شما زیر قبه ی امام حسین (ع) دعا کنید خدا در آنجا امضا کرده است که این دعا مستجاب بشود.

پس دعا قرارداد بین من و خداست و یک کارهایی هم سهم من است که باید انجام بدهم .دعا نامه نوشتن است و خدا هیچ نامه ای را بی پاسخ برنمی گرداند. خدا هیچ پاکتی را خالی برنمی گرداند .اگر خدا دعا من را برآورده نکند حتما بهتر از آن را برای من می فرستد.

در مناجات ماه شعبان داریم : خدایا من نمی توانم خودم را از معصیت جدا کنم ،تو به من کمک کن. آقایی گفت که من سیگاری بودم و نمی توانستم آنرا ترک کنم .وقتی به کربلا رفتم به گنبد ابوالفضل نگاه کردم و گفتم که من نمی توانم این سیگار را ترک کنم ، تو خودت محبت آنرا از دل من بگیر و بجای آن نفرت بگذار. یک لحظه تمام نفرت در وجود من جمع شد . این دعا است و واسطه ی آن ابوالفضل است و این فرد تلاش هم نکرده ولی حضرت به اوعنایت کرد .


شاید فرج امام زمان (عج) مشروط به بیرون آمدن ما از گناه باشد .

پس در نیمه شعبان از خدا بخواهیم که ما را پاک کند تا مقدمه ی ظهورآقا باشد.





سوال – صفحه ی دوازده قرآن کریم را توضیح بفرمایید.



پاسخ – آیه 83 عهدهایی است که خدا از ما می خواهد . خدا می فرماید که به جز من کسی را نپرستید، به پدر ومادرتان احسان کنید، به گرفتارها رسیدگی کنید و با مردم خوب صحبت کنید زیرا خودتان ضرر می کنید. ما هر چه بیشتر به توانایی خدا فکر کنیم نیازمندیهای خودمان را بهتر می فهمیم. هر چقدر ما نیازمندتر باشیم پاکت بیشتری برای خدا می فرستیم . ما نامه می نویسیم که خدا پاکت ما را باز کند و چیزی در آن بگذارد. داریم : سلاح مومن دعا است . قبل از دعا و بعد از دعا یک صلوات بفرستیم و استغفار هم بکنیم و به حالت دل شکستگی دعا کنیم و اشکی هم بریزیم که این اشک گدایی است نه ناراحتی.

گدایی تخصص می خواهد. بخاطر همین است که دعاها باید قرین با روضه باشد. در مناجات شعبانیه داریم که خدایا تو گناهان من را در دنیا پوشاندی من دوست دارم که گناهان من را هم در آخرت بپوشانی . دعا با اشک و توسل به اهل بیت باعث می شود که خدا پاکت نامه ی من را باز بکند. وقتی قنداقه ی امام زمان(عج) را به پدرش دادند امام عسگری فرمود : بابا، خوش آمدی منتظرت بودم . یعنی حضرت زهرا ، رقیه و... انتظار تو را می کشیدند.



ما در ماه شعبان و تا نیمه ی رمضان شهادت نداریم به جز شهادت حضرت خدیجه ، خوب است که جشن ها ادامه پیدا بکند و در پایان ماه شعبان آنرا تمام نکنند و تا ماه رمضان ادامه بدهند. مسئولین هم کمک کنند تا جشن کامل تر بشود.



در روایت داریم که هم خودتان دعا کنید و هم از دعای دیگران استفاده کنید. خیلی سفارش شده است که از دعای پدر و مادرتان استفاده کنید. از پیامبرداریم که در زنده بودن پدر و مادرتان، صورت تان را کف پای آنها بگذارید و اگر آنها فوت کرده باشند صورت تان را روی قبر آنها بگذارید و بخواهید که برای شما دعا کنند. خدا وعده داده است که دعای پدر و مادر برای فرزند مستجاب بشود .


یعنی این دعا پاکتی است که خدا آنرا باز می کند و دیگر اینکه بگوییم :امام مان برای ما دعا کند. فرزندان یعقوب از او خواستند که برای شان استغفار کند. دیگر اینکه اگر ما برای گرفتاری دیگران دعا کنیم خدا گرفتاری های ما را رفع می کند. وقتی من به فکر دیگران باشم، خدای دیگران هم به فکر من است. ما نباید طلبکارانه با خدا برخورد بکنیم .



خدایا آنچه که ما گفتیم و شنیدیم مرضی رضای خودت قرار بده ،خدایا ما را مثل شهدا مایه ی آبروی امام زمان (عج) قرار بده ، خدایا همه ی دعاها را در حق فرج مستجاب بفرما.

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۲/۲۷, ۰۶:۴۱
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری




92/4/19

سوال – در مورد بندگی و عبدخدا بودن توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ –خداوند هر چه را که بگوید باش می شود. خدا به ما اختیار و آزادی داده است. من مختار هستم که یک لیوان آب را روی دستم بریزم یا نریزم ولی اگر روی دستم بریزم دستم خیس می شود و اگر نریزم ،دستم خیس نمی شود. نمی توانم بگوییم که من دوست دارم آب روی دستم بریزم ولی دستم خیس نشود یا اینکه بگویم :من دوست دارم آب روی دستم نریزم و دستم خیس بشود .



خداوند در این عالم به ما اختیار داده است که می توانیم از خدا اطاعت بکنیم یا نکنیم. اما اگر اطاعت کردید فلان تبعات را دارد و اگر اطاعت نکردید تبعات دیگری را دارد. خالق از تبعات خبر دارد.



بعضی ها می گویند که اگر ما مختار هستیم چرا در بعضی مواقع احساس می کنیم که هیچ اختیاری از خودمان نداریم. جواب این سوال را امام صادق(ع) داده اند که ما نه مطلقا مجبور هستیم و نه مطلقا آزاد هستیم. یعنی حدوسط جبر و اختیار. ما اختیار داریم که کلید برق را روشن کنیم یا خاموش کنیم ولی در اداره ی برق سیمی وجود دارد که اگر قطع بشود، دیگر این کلیدهای برق خانه با دست ما کار نمی کند. اراده و اختیار ما در حد کلید های برق خانه مان است. ولی سوئیچ دست ما نیست و در دست خداست.



پس ما می توانیم کارهایی را انجام بدهیم یا ندهیم. ما می توانیم بنده ی خدا باشیم یا نباشیم. اگر ما بنده ی خدا شدیم یک آثاری دارد و اگر بنده ی خدا نشدیم آثار دیگری دارد. نمی شود که ما بنده ی خدا نباشیم و آثار بندگی را در وجودمان داشته باشیم.



امام کاظم (ع)از کوچه ای عبور می کردند و شنیدند که از خانه ای صدای ساز و آواز حرام می آید. خدمتکار بیرون بود. امام از او پرسید که صاحب این خانه آزاد است یا بنده ( یعنی صاحبخانه در قید اوامر الهی است یا بی قید است). خدمتکار گفت که صاحب آزاد است. و تعدادی غلام دارد. امام فرمود: او آزاد است که این صداها از خانه اش بلند می شود. ارباب از خدمتکار سوال کرد که چرا دیر به خانه آمدی و خدمتکار داستان را توضیح داد. صاحب خانه فردی بنام بشر حافی بود که از متمولین بود. او پای برهنه از خانه بیرون آمد( درعرب به پای برهنه حافی می گویند) و دنبال امام رفت و گفت که من تا امروز آزاد بودم ولی از الان می خواهم عبد باشم. کسانی که آزاد هستند فکر می کنند آزاد هستند زیرا یا بنده هستند یا برده. زیرا انسان موجودی وابسته است. یکی از نیازهای فطری ما پرستش است.




در سوره یوسف داریم که می خواهید یک خدا داشته باشید یا چندین خدا؟ راضی کردن یک خدا راحت تر است. کسانی که بنده ی خدا هستند، یک خدا دارند که نامش سریع الرضا است. و کسانی که بنده ی این خدا نیستند، بنده ی خداهای دیگر هستند. برای تک تک امور زندگی شان یک خدای جداگانه دارند خوراک ،سیرت، شهوت و ... روایت داریم که هر کس که چند خدا داشته باشد بیچاره می شود. اگر مردم یک خدا داشته باشند آرامش بیشتر و اضطراب کمتری دارند. ماه رمضان ماه بندگی است.



بزرگان ما اول عبد بودند و بعد کارشناس مذهبی وعالم بودند. خداوند می فرماید که تو عبد باش ما همه ی عالم را در تسخیر تو قرار می دهم.





ادامه دارد...

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۲/۲۸, ۱۰:۵۴
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری





92/4/19



سوال – دوستی دارم که می گوید: اگر در ایران هم مثل کشورهای غربی حجاب را آزاد می گذاشتند، ما دیگر نگران چشمهای ناپاک نبودیم و بی حجابی برای همه ی ما عادی می شد، آیا این نظر درست است؟

پاسخ – جواب دادن به این سوال سخت است. اگر ایشان مطالعاتی در جوامع غربی داشتند نظرشان این نبود. اگر بی حجابی برای آنها عادی شده است چرا در تبلیغ کالاها و شبکه های تلویریونی شان از زن های برهنه استفاده می کنند؟ معلوم است این موجود لطیفی که خدا آنرا خلق کرد هنوز لطافت خودش را دارد که مورد تبلیغ قرار می گیرد. شاید در نگاه هایشان عادی شده است ولی در وجودشان عادی نشده است. پس هنوز برای آنها بی حجابی و برهنگی جذابیت دارد که از آن استفاده می کنند. خداوند این جذابیت را گذاشته است و این جذابیت جایگزین ندارد.



اگر بی حجابی عادی شده است، چرا برای تنوع طلبی بدنبال لذت بردن مرد از مرد رفته اند؟ از لذت بردن از همجنس بدنبال لذت بردن از حیوان رفته اند ولی سیر هم نشده اند.



شاید آنها مثل ما به بی حجابی نگاه نکنند، و بی حجابی در جامعه ی اروپا عادی شده باشد، پس چرا هنوز خیانت هایی در محیط کاری و اداری دیده می شود؟ چرا کسی که به همه ی لذت ها دسترسی دارد به منشی خودش رحم نمی کند؟ اگر آزادی جنسی عادی شدن را بدنبال دارد، چرا تبلیغات ،تنوع طلبی، هم جنس بازی ،حیوان بازی و خیانت؟ پس در غرب بی حجابی عادی نشده است و ما فکر می کنیم که فضاهای خیابان شان عادی شده است ولی این طور نیست.


نگاه هایی که مردم به بی حجاب ها می کنند عادی نیست، فکرهایی که در سرها می گردد عادی نیست. زیرا خدایی که ما را خلق کرده است فرمود که دو جنس مخالف برای همدیگر عادی نمی شوند. زیرا قرار است که این دو جنس مخالف با نگاه های خاص به یکدیگر نگاه کنند. پس بیایید بنده خدا بشوید تا از نگاه هایتان لذت ببرید. گناه نکنید زیرا بنده ی شیطان می شوید. و شیطان شما را به سمت تنوع طلبی می برد. و شما را مضطرب می کند. آنها حاضرند خودشان را به سخیف ترین و زشت ترین قیافه ها در بیاورند زیرا از زیبایی لذت نمی برد. آنها آنقدر زیبایی دیده اند که می خواهند مدل دیگری ببینند. اگر انسان زیبایی ها را در یک مورد حلال خودش می دید، به این بلاها گرفتار نمی شد.





فرد تشنه با یک نصف لیوان آب شیرین تشنگی اش برطرف می شود ولی کسی که آب شور دریا را می خورد هیچ وقت تشنگی اش برطرف نمی شود. حرام آب شور و حلال آب شیرین است. خدا فرموده است که نیاز جنسی ات را با حلال تامین کن تا سیراب بشوی. در قرآن داریم :مرد و زن مومن چشمهایشان را پایین بیاندازند.






ادامه دارد...

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۰۷:۲۸
...

آقایانی که بگونه ای همسران شان را در خیابان ها و مجالس می برند که چشم های ناپاکان از آنها عکس می گیرند، اگر بدانند هنگامی که آنها می خواهند از همسرشان لذت ببرد، تصویر همسر آنها در آرشیو هزاران مرد است ، چه حسی دارند ؟

پس خطاب حیا مشترک است و برای مردان یک خطاب مضاعف بنام غیرت آمده است که مواظب ناموس شان هستند که آسیبی به آنها نرسد. اگر دوست داشتن واقعی است، باید غیرت در مردان دیده شود. آقایی با همسر بدحجابش می رفت. فردی به این آقا گفت که شما اجازه می دهید که من به همسر شما نگاه کنم، شوهر عصبانی شد و دعوایی براه افتاد. طرف گفت :همه بدون اجازه نگاه می کنند ،من خواستم با اجازه نگاه کنم. مرد به خودش آمد.

پلیس به دزدها می گوید که در کمین آنهاست و آنها را دستگیر می کند ولی بیشتر به مردم توصیه می کند که مواظب مال شان باشند. از این جهت است که دین ما به خانم ها بیشتر هشدار می دهد. زیرا زیبایی، طنازی، عشوه گری و ناز برای خانم هاست. بنابراین به خانمها بیشتر هشدار می دهد که مواظب دارائی هایشان باشند تا سارقان آنها را ندزدند تا آرامش بیشتری داشته باشند.

خداوند به دختران عالم که جواهرفروش هستند بیشتر توصیه می کند تا به یک پیرزن، همان طور که پلیس به مغازه های جواهر فروشی بیشتر توصیه می کند.

سوال – من همیشه با خودم فکر می کنم کسانی که حجاب مناسب ندارند در زندگی شان خوشبخت هستند، با همه بگو و بخند دارند و از زندگی شان لذت می برند و به خودشان سخت نمی گیرند که جلوی نامحرم خودشان را بپوشانند، راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – من تجربه های مشاوره ای در این مورد دارم. آیا خوشبختی این است که انسان با دیگران بگو و بخند داشته باشد ؟ اگر این افراد در عالم باطن خودشان(من از طریق مشاوره ها از عالم باطن بعضی افراد خبر دارم)و عالم آخرت هم خوشبخت بودند، حرف ایشان درست است. در شب معراج وقتی خدا زن های مسلمان را به پیامبر نشان داد، آنها بدجوری عذاب می شدند. پیامبر فرمود: اینها چه کسانی هستند ؟ فرمودند: این ها بی حیاها هستند.

موارد بسیاری برای تجربه به سراغ ما آمده اند. کسانی که شما فکر می کنید خوشبخت هستند باطن مضطرب و زندگی متزلزل دارند. من به آنها می گویم که ظاهر شما نشان می دهد که خوشبخت هستید ،آنها می گویند که چون غرق گناه هستیم می خواهیم ظاهرمان را خوب نگه داریم زیرا از سرزنش ها می ترسیم. کسی که آب روی دستش می ریزد دستش خیس می شود. اگر نأموس ما بدحجاب بیرون آمد ما نمی توانیم جلوی مقایسه ها را بگیریم. هم مردها به زن من نگاه می کنند و هم من به زن های دیگران نگاه می کنم. مقایسه یعنی زلزله و آتش. مرد و زنی که حلال شان (ناموس شان) را با حرام مقایسه کنند، شیطان نمی گذارد که یک لحظه آرامش داشته باشند. این همان خیس شدن با آب است. اگر شما بی حجاب هستید نمی توانید جلوی مقایسه را بگیرید. امروزه یکی از علل های طلاق مقایسه است. حضرت زهرا (س) فرمود: بهترین زنان امت پدرم زنانی هستند که نامحرمان او را کمتر ببینند و او هم نامحرمان را کمتر ببیند. این بخاطر این است که مسئله ی مقایسه اتفاق نیفتد. زن دوست دارد جلوه نمایی کند ولی باید برای شوهرش این کار را بکند و اگر برای دیگران جلوه نمایی کند ،در واقع همان خیس شدن با آب است.

بدحجاب نمی تواند خودش را از افشاء مصون بداند. مثلا دخترخانمی خواستگار دارد ولی می ترسد که مبادا خواستگارش از ارتباط پیامکی که قبلا با آقا پسری داشته است اطلاع پیدا کند و خواستگاری بهم بخورد. چرا آن موقع این خانم فکر نکرد که افشای این ارتباط طبیعی است؟
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۲, ۰۶:۵۱
...

سوء ظن لازمه ی طبیعی بدحجابی است یعنی خانم می گوید که شوهرم به زن های دیگر نگاه می کند و شوهر هم می گوید که خانمم به آقایان دیگری نگاه می کند. هر دوی اینها بدحجاب هستند. آنها احساس می کنند که اگر خودشان بد نگاه می کنند همسرشان هم بد نگاه می کند. دخترانی که به رابطه ی حرام افتاده اند می گویند که شوهر پاک پیدا نمی شود و می گویند که این پسرها به درد هوس بازی می خورند نه ازدواج .

لازمه ی دیگر بدحجابی سوء هاضمه است. آشپزها وقتی غذا می پزند چون دائم آنرا می چشند هنگام خوردن غذا سیر هستند زیرا ریزه خوری کرده اند و اشتهای شان کور شده است. وقتی جامعه بی حیا باشد، مرد و زن ریزه خوری شهوانی می کنند و وقتی به حلال خودشان می رسند، اشتها ندارند. و نتیجه ی آن طلاق عاطفی و سردی است.

خانمی می گفت که من تازه ازدواج کرده ام و با شوهرم سرد هستم. به او گفتم: علت این است که شما با همکارتان خیلی گرم هستید، با همکارت سرد شو تا با همسرت گرم شوی .نیاز ارتباطی در اینجا دست خورده می شود و طبیعی است که سردی ایجاد کند. آیا اسم اینها خوشبختی است ؟

سوال – در مورد تکلیف حجاب توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ - بیستم تیرماه روز حجاب وعفاف نامگذاری شده است. تکلیف حجاب مثل تکلیف نماز،روزه ،حج و جهاد سخت است. چادر سرکردن سخت است. کسی که از ما بندگی خواسته نیاز به بندگی نداشته است بلکه برای تامین نیاز های ما بندگی و تکالیف را گذاشته است. او برای کرامت زن واجبات را گذاشته است. خدا هم ظاهر و هم باطن ،هم مادیات و هم معنویات و هم دنیا و آخرت ما را می بیند .بعضی ها فقط نگاه ظاهری می کنند و می گویند :نمی ارزد که در تابستان حجاب داشته باشیم. خدا به ما دستور داده که روزه بگیرید تا رشد کنید .و برای حیات جاودانه ی آخرت ظرفیت پیدا کنید. اگر ما خودمان را در حد یک حیوان تنزل بدهیم و بخواهیم مثل یک حیوان زندگی کنیم، در آخرت حیات زیبایی نخواهیم داشت. باید بدانیم که سختی طاعت به برکات دنیوی و آخروی می ارزد.

پایان


...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۳, ۰۰:۰۸
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری

92/4/26

سوال – اخیرا گزارشی در یکی از شبکه ای ماهواره ای دیدم که بیان می کرد که ویتامین دی از طریق خورشید به پوست بدن می رسد و نتیجه ی این گزارش این بود که حجاب برای پوست خانم ها مضر است و باعث ضربه زدن به سلامتی آنها می شود. این گزارش دلسوزانه از زنان و دختران می خواست در صورتی که نگران کمبود ویتامین دی بدن شان هستند حجاب را کنار بگذارند. نظر شما در این مورد چیست؟

پاسخ – معلوم نیست که چرا آنها نگران سلامت خانم های با حجاب هستند؟ آنها که دلسوز بانوان کشورهای اسلامی هستند چرا نگران جوانان مسلمان فلسطینی، لبنانی عراقی و افغانستان نیستند؟ آیا آنها حیات لازم ندارند؟ چرا آنها نسبت به مسلمانانی که بخاطر تحریم های دارویی ظالمانه ی این کشورها دارند جان شان را از دست می دهند، دلسوزی نمی کنند؟ شما باید بدانید که دلسوزهای شما چه کسانی هستند.

قطعا ویتامین دی برای بدن لازم است ولی اینکه راه رسیدن ویتامین دی به بدن ،فقط از راه خورشید است را باید از متخصصین طب پرسید. باید اشاره کرد که دین اسلام برای سلامت روح و جسم انسان دستورات کاملی دارد. ادیان غیر توحیدی به ظاهر و جسم انسان ها توجه دارد. خالق ما عالم را بصورت باطن و ظاهر، جسم و روح ،مادیات و معنویات ،دنیا و آخرت آفریده است. دنیا نسبت به آخرت قابل مقایسه نیست. وسعت روح ما نسبت به جسم ما، قابل مقایسه نیست. خالق ما دستوراتی در قالب دین به ما داده است که این دستورات در قالب روحی و جسمی یا مادی و معنوی است ولی آنقدر جسم من برای خدا مهم بوده است که این دستورات روحی که برای ما قرار داده است تحت الشعاع سلامت ما قرار گرفته است.

مثلا روزه واجب است ،علاوه بر اینکه روزه مایه ی سلامتی جسم است ،غذای روح ماست. اولویت اول روزه برای بعد معنوی و آخرت ماست. همین غذای روح و باطن، اگر به جسم ضربه بزند واجب نیست و حتی حرام است. نماز که ستون دین است و قضای روح ماست و نخ بندگی اعمال است، در این مورد هم خدا آنرا تغییر داده است که مثلا اگر نمی توانیم ایستاده نماز بخوانیم ،می توانیم نشسته بخوانیم یا اگر نمی توانیم نشسته نماز بخوانیم خوابیده بخوانیم یا اگر آب برای ما ضرر دارد تیمم کنیم. حتی بیمار می تواند با اشاره نماز بخواند یعنی خدا برای سلامتی جسم ما اینها را در نظر گرفته است. با توجه به این نکات ،آیا خداوند می تواند نسبت به سلامتی بانوان بی توجه بوده باشد؟ خدایی که دستور حجاب را به خانم ها داده است،دستور حجاب را به کل جامعه هم داده است. مثلا برای محل خرید بانوان محل هایی را اختصاص بدهید که آنها راحت باشند. محل تفریح اختصاصی درست کنید تا خانم ها راحت باشند و ویتامین دی هم به آنها برسید. برای آموزش هم مرکزاختصاصی درست کنید. اگر همه ی مراکز اختصاصی برای خانم ها آماده باشد، داشتن چند ساعت حجاب در راه رفت و آمد، چندان ضرری به آنها نخواهد زد. خالقی که دستور حجاب را داده است از همه دلسوزتر است.

گاهی برای نیازهای انسان سفره ی آماده پهن نیست. و انسان باید تحمل داشته باشد. مثلا ما گرسنه هستیم. و نیاز به غذا داریم .آیا منطق اجازه می دهد که انسان گرسنه دست به هر غذایی ببرد و نیازش را برطرف کند؟ خیر. این کار انسانی نیست.

بفرض حجاب برای ویتامین دی مانع است. آیا خانم اجازه دارد برای بدست آوردن نیاز خودش جامعه را آلوده کند؟

حضرت موسی از خدا درخواست کردند که حضرت آدم را ببینند. خدا حضرت آدم را به حضرت موسی نشان داد. حضرت موسی با لحن تندی به حضرت آدم گفتند که چرا از آن درخت خوردی ؟حضرت آدم فرمود: شیطان با سه حربه سر من را کلاه گذاشت، شیطان فوق تخصص نیازشناسی است. پس شیطان به نیاز ویتامین دی خانم ها توجه دارد و این می شود بزرگترین دغدغه ی آنها ولی کشتار انسان ها دغدغه ی آنها نیست. شیطان نیاز آدم را درست تشخیص داد که نیاز به جاودانگی دارد ولی آدرس را اشتباه داد.

دیگر اینکه شیطان فوق تخصص ظاهرسازی است .مثلا آنها دلسوزانه ما را نصیحت می کنند و طرفدار حقوق زنان هستند .دیگر اینکه شیطان فوق تخصص استفاده از واسطه های ارزشی است و قسم خورده است. این سه حربه استراتژی شیطان است. پس بدانید که خدا دلسوزتر از آنهاست و حتما در مورد ویتامین دی خانم ها هم فکر کرده است. معمولا خانمها بدنبال نسخه های لاغری هستند. خالق مهربان فرموده: روزه بگیرید که روح تان را تعالی بدهد و سلامتی تان را هم تضمین کند. ما به دستورات مشاور عمل می کنیم در حالیکه دستورات خداوند که به عالم هستی اشراف دارد ،را در نظر می گیرد.

یکی از مُبلغین را دعوت کردند که بین جمعی از پزشکان یک بحث علمی مطرح کند. ایشان درجمع پزشکان حاضر شد و گفت: سیستم های پزشکی اشکالی دارد، دارویی که برای معده می دهید به کلیه توجهی نمی کند و دارویی که برای اعصاب می دهید به بخش های دیگر توجهی نمی کند. شما یک بُعد را می بینید و به بعدهای دیگر توجهی نمی کنید ولی خالق هستی وقتی حکمی می دهد به تمام بُعدهای آن در عالم هستی توجه دارد. ساده ترین کاری قضای حاجت است. خداوند فرموده است که این کار در آب روان نباشد،روبه ماه نباشد، روبه باد نباشد، روبه قبله و پشت به قبله نباشد ،در معرض نگاه کردن دیگران نباشد و ... خداوندی که برای چنین مسئله ای همه ی بُعدها را در نظر گرفته است ،آیا می شود که در مورد حجاب خانم ها ،ویتامین دی خانم را در نظر نگرفته است ؟

تا ما اعتماد به خدا و دین خدا پیدا نکنیم ( که اسمش ایمان است)عبد خدا نمی شویم. و برای هر دستور خدا یک بهانه می آوریم. اگر باور کنیم که خداوند برای ساده ترین مسائل، همه ی عالم هستی را در نظر گرفته است، دیگر دنبال بهانه نمی رویم. سعی کنید که با حرف های دیگران به دستورات خدا بدبین نشوید.
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۴, ۰۸:۱۰
...

سوال – من به اصل حجاب معتقد هستم اما احساس می کنم که داشتن روسری چیز اضافه ای است و بخاطر همین خودم را ملزم به داشتن روسری نمی کنم. ولی به اصل حجاب معتقد هستم ، راهنمایی بفرمایید.

پاسخ - محمدتقی جعفری فرمودند: تمام احکام دین باز گوکننده ی فطریات انسان است. همه ی انسانها می دانند که اگر از کسی نعمتی دریافت کردند از او تشکر کنند. پس عقلا شکر منعم واجب است .پوشش هم فطری است.در هیچ جامعه ای انسان از برهنگی خودش لذت نمی برد. بد بودن ظلم یک امر فطری است. خداوند برای عقلیات مشترک بشر یک چارچوب گذاشته است. ممکن است که در یک جمع خانم ها ، عده ای روسری سر کردن و عده ای جوراب پا کردن و ... را قبول نداشته باشند. ما به کدامیک باید عمل کنیم تا زندگی مان جلو برود؟ خداوند از طریق پیامبر یک قالب مطلوب برای حجاب آورده است بنام عفاف. خدا حیا و عفت قرار داده است که این عفاف برای مرد یک دستور و برای دختر نه ساله دستور دیگر و برای خانم هفتادساله هم یک دستور آورده است ولی همه بصورت یک شکل ،اصولی را رعایت می کنند. مثلا ممکن است که در مورد نماز خواندن هم هر کسی یک طوری رفتار کند یعنی در کوه عبادت کند و یکی ... در آیه 19 و 85 سوره آل عمران داریم که دین نزد خدا اسلام است و دین (قالب زندگی بر اساس فطریات) از طرف خداست. اگر همه به دستورات دین گوش بدهند، تشکلی ایجاد می شود و دیگر سلیقه ای عمل نمی کنیم. پس همه به حرف خدا عمل می کنیم و به آن اطمینان پیدا می کنیم.

سوال - صفحه 391 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – در این صفحه داریم :ای پیامبر بگو که شما برای زندگی تان کتاب و نقشه می خواهید که این نقشه یا باید الهی باشد یا شیطانی. اگر نقشه ی خدا را انتخاب کردید باید هزینه ی آنرا که بندگی است بدهید. اگر نقشه ی شیطان را انتخاب کردید برده ی شیطان می شوید. اگر انسان یک خدا داشته باشد بهتر از این است که صد تا خدا داشته باشد.

آیه 44 سوره یونس می فرماید:خدا به هیچ کس ظلم نمی کند مردم به خودشان ظلم می کنند. هر کس از نقشه ی خدا استفاده نکند به خودش ظلم کرده است و هر کس به نقشه ی خدا عمل کند در نورانیت است. به تمام نقشه ی خدا باید چشم گفت ،زیرا همه نور است.

سوال – شوهرم معتقد است که نگاه کردن به زن غیر مسلمان و کافر بصورت نیمه برهنه ،فیلم ها و آهنگ های مبتذل ماهواره اشکالی ندارد ،راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – امور سه دسته هستند: حلال آشکار، حرام آشکار و شبهات. دین و اهل بیت شبهات را به بعهده ی تلاش ما گذاشته اند. امام صادق(ع)برای این شبهات سه شاخصه مطرح کرده است:

1-در اول هرکار بسم الله الرحمن الرحیم بگویید. آیا می توان برای دیدن این فیلم ها و موسیقی ها بسم الله الرحمن الرحیم گفت و بعد فیلم را تماشا کرد؟ آیا بسم الله الرحمن الرحیم با این فیلم ها سنخیت دارد؟ آیا برای معامله ای که می خواهید انجام بدهید می توانید بسم الله الرحمن الرحیم.. بگویی ؟ آیا برای این میهمانی می توانید بسم الله الرحمن الرحیم بگویید؟

2-امام صادق(ع) فرمودند که در این موارد ببینید که می توانید ما را حاضر ببینید؟ آیا شما می توانید این فیلم را همراه با امام زمان(عج) یا حضرت فاطمه(س) ببینید؟ منظور ما این نیست که فقط عبادت کنیم. ما می توانیم این موارد را در کارهای مباح و مستحب هم استفاده کنیم.

3-روز قیامت ،روز یوم الفصل است ،عمل یا بهشتی است یا جهنمی، کاری در وسط نمی ماند. آیا شما می توانید دیدن فیلم های مبتذل را کنار نماز و روزه ها بگذارید؟

پس برای اعمالی که نمی دانیم حلال است یا حرام باید از سه موارد بالا استفاده کنیم. بشرط اینکه سر خودمان را کلاه نگذاریم.

امام صادق(ع) می فرماید:هر کس از شبهات دوری کند در حرام نمی افتد. عمده ی شبهات به سمت حرام است.

شب دهم رمضان شهادت اُم المومنین حضرت خدیجه است .ایشان همه ی دارائی شان را در راه دین خدا و رسول اکرم خرج کردند و خدا هم ایشان را از زنان بهشتی قرار داد، این زیباترین معامله باخداست. در شب دهم ماه رمضان می توانید دو رکعت نماز زیارت هم بخوانید.

خدایا به آبروی حضرت خدیجه به همه زنان و دختران عفت و دیانت خدیجه وار عنایت بفرما، آنچه به اهل رمضان وعده داده ای به ملتمسین دعا عنایت بفرما، فرج آقا را نزدیک بفرما .
پایان

...
ادامه دارد 

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۵, ۰۰:۴۴
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری

92/5/2

زیر پایش خدا غزل می ریخت غزلی را که از ازل می ریخت، آن امامی که تا سحر دیشب روی لب های من غزل می ریخت، آن که در جیب کودکان یتیم قمر و زهره و زحل می ریخت ،آن کریمی که در پیاله ی دست هر چه می ریخت لم یزل می ریخت، از هر آن کوچه ای که رد می شد حُسن یوسف در آن محل می ریخت ،شتر سرخ را به خون غلتاند لرزه بر لشکر جمل می ریخت، آن امامی که روز عاشورا از لب قاسمش عسل می ریخت.

سوال – چکار کنیم که در روز قیامت شرمنده ی پیامبر و اهل بیت نباشیم؟

پاسخ – ولادت کریم اهل بیت امام حسن(ع) را تبریک می گوییم. اگر ما با اهل بیت و امام حسن(ع) رابطه برقرار کنیم می توانیم کار کوچک بکنیم و برکت زیادی بدست بیاوریم. و هزینه ای هم برای امام درست نکنیم و کار را سخت نکنیم. سوره اسراء آیه 71 و 72 می فرماید: روز قیامت مردم گروهی وارد محشر می شوند و هر گروهی با امام شان وارد محشر می شوند. اگر امام، الگو و محبوب ما پیامبر و قرآن باشد، در روز قیامت با آنها محشور می شویم. و از شفاعت آنها بهره مند می شویم. اما اگر در دنیا کور بوده باشیم و به سراغ امام های ناقص رفته باشیم، در محشر هم کور خواهیم بود و با همان امام های ناقص وارد محشر خواهیم شد.

هر کس که کوچکترین محبتی به امام رضا(ع) و اهل بیت داشته باشد، در روز قیامت از عنایت اهل بیت بهره مند می شود. اگر محبت من به امامی که خدا تعیین کرده است حداقل باشد، در روز قیمت دو اتفاق بد می افتد: شفاعت امامان، دیر شامل حال ما می شود یعنی کسانی که ارادت شان بیشتر بوده است جلوتر از ما هستند و ما عقب تر هستیم. ممکن است که حدود پنجاه هزار سال معطل باشیم که این معطلی عذاب خواهد بود. ما نباید برای امامان هزینه درست کنیم و آنها را به زحمت بیندازیم .یعنی در قیامت امامان بگویند: خدایا از اعمال خوب ما بردار و شیعیان را به ما ببخش.

چرا باید برای امامان هزینه درست کنیم؟ ما می توانیم هزینه کم را درهمین دنیا بدهیم. اگر خانمها حجاب را رعایت کنند، دیگر نیازی نیست که امامان در قیامت خودشان را خرج کنند. اگر ما جلوی چشم مان را بگیریم که گناه نکنیم خیلی سخت است؟ اگر ما روزی هفده دقیقه برای نمازمان وقت بگذاریم برای امامان هزینه درست نمی کنیم که آنها به خدا بگویند: از نمازهای مستحبی ما بردار و به فردی که نماز نخوانده بده و او را به ما ببخش. ما نباید برای امام زمان(عج) خجالت درست کنیم.

آیت الله حکیم دوست بازاری داشتند که قرار بود هر کس زودتر بمیرد به خواب دیگری بیاید و برایش خبر بیاورد. دوست بازاری او فوت کرد و بعد از یکسال به خواب او آمد و گفت که من یکسال در زندان برزخ بودم زیرا من واجب الحج بودم ولی به حج نرفتم و آنرا عقب انداختم تا اینکه از دنیا رفتم. روایت داریم :هر کس واجب الحج باشد و کوتاهی کند، لحظه ی مرگ اجازه نمی دهند که مسلمان بمیرد و به او می گویند که یا یهودی بمیر یا نصرانی .من به حضرت زهرا نگاه کردم که به من کمک کند. حضرت فاطمه(س) به امام زمان(عج) فرمود که حج امسال را به نیابت او انجام بده. یعنی امام زمان(ع) خودش را برای این آقا خرج کرد.

اگر خانم ها حجاب را رعایت کنند که حضرت فاطمه(س) را به زحمت نیندازند و خودشان هم در قیامت معطل نشوند ، آیا این کار سختی است؟ پیامبر فرمود: مَثَل اهل بیت من مثل کشتی نوح است که هر کس سوار آن بشود نجات پیدا می کند
...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۶, ۱۶:۵۷
پس ما می توانیم در این دنیا هزینه ی کم بدهیم که در قیامت هم امامان را به سختی نیندازیم و هم خودمان معطل نشویم. آیا دادن خمس و زکات خیلی سخت است؟ آیا روزه گرفتن خیلی سخت است ؟ روزه که هم باعث سلامتی بدن می شود و هم باعث می شود که به حرف خدا گوش کنیم .آیا امر به معروف و نهی از منکر کردن هزینه ی بالایی دارد؟ پس هزینه ی کم بدهیم یعنی دین دار باشیم تا بهره ی زیاد ببریم. و همین اینکه در قیامت امامان با رغبت دست ما را بگیرند.

فردی گناه کرده بود و به محضر امام آمد. امام فرمود: شما گناه می کنید و ما را می سوزانید و ما را به مادرمان قسم می دهید.

در دنیای مادی جنس خوب با قیمت ارزان پیدا نمی شود ولی در دنیای معنوی اینطور نیست. با دین داری می توانیم زیر سایه ی چتر امام رضا(ع) وارد محشر بشویم.

ما می توانیم با انجام دادن واجبات و ترک محرمات در سایه ی ائمه باشیم .حضرت علی(ع) از پیامبر سوال کردند: بهترین عمل در ماه رمضان چیست؟ پیامبر فرمود :پرهیز از محرمات. پس خوب است که از نزدیک گناه هم عبور نکنیم و از زمینه های گناه هم فرار کنیم. اگر ماهواره، اینترنت و موبایل شما را به گناه می اندازد آنرا کنار بگذارید. رابطه ات را با دوست بد قطع کن تا رابطه ات با امام رضا(ع) وصل شود.

پس برای امام رضا(ع) هزینه ایجاد نکنیم. در قیامت همه از ما فرار می کنند ولی ائمه دنبال ما می گردند. حیف نیست که از امام رضا(ع) دور بشویم و به دوستی نزدیک بشویم که در قیامت از ما فرار می کند تا ما گناه مان را به گردن او نیندازیم. بیایید هزینه ی کم بدهیم و رحمت و شفاعت امام را بگیریم.

سوال – گاهی حقی ضایع شده است و ما کینه به دل داریم و نمی توانیم آنرا ببخشیم، تکلیف چیست؟

پاسخ – قرآن می فرماید: خط قرآن را بدون طهارت مسّ نکنید. این ظاهر آیه است ولی معنای باطنی آن این است :دلی که ناپاک است از فیض قرآن و اهل بیت بهره مند نمی شود. پس بدنبال دل های کینه دار؛ حسادت، غیبت ،تهمت ،بغض و رذایل دیگر هم می آید . روایت داریم :رحم کن تا به شما رحم شود. مردم به ما بیشتر بدی کرده اند یا ما به خدا و اهل بیت ؟ اگر می خواهیم که خدا و اهل بیت ما را ببخشند ما هم باید دیگران را ببخشیم. خوب است که در شب قدر به خدا بگوییم :هر کس که به من ظلمی کرده( اعم از :تهمت، غیبت یا خوردن مال) او را بخشیدم. وقتی خدا می بیند که شما بنده ی او را می بخشید، خدا هم شما را می بخشد.

بعضی می گویند :مگر امام سجاد(ع) هرمله را بخشید؟ ما نباید کسی را که فقط کارت عروسی دخترش را برای ما نفرستاده با هرمله و شمر مقایسه کنیم. از امام سجاد(ع) سوال کردند: اگر شمر توبه کند، آیا خدا او را می بخشد ؟ امام فرمود :بله .ولی شمر توفیق توبه پیدا نمی کند. مثلا فردی شما را در میهمانی دعوت نکرده است یا از مکه برای ما سوغاتی نیاورده است، این نیاز به کینه ندارد .گاهی فردی قتل غیرعمد کرده است، در این مورد هم به ما گفته اند که ببخشید البته بخشیدن آن خیلی سخت است.

اگر ما می خواهیم خداوند خطای بزرگ ما را ببخشد، ما هم باید خطاهای بزرگ را ببخشیم. نگذاریم ماه رمضان تمام شده باشد و کینه ها مانده باشد. خوب است که یک بزرگتر فامیل ،در شب قدر افطاری بدهد و کسانی که باهم قهر هستند را آشتی بدهد که ثواب آن هفتاد حج و عمره است.

گاهی یک طرف دعوا، آشتی را قبول می کند ولی طرف دیگر قبول نمی کند و ادعا دارد. ما به دو طرف می گوییم :کسی که خطا کرده باید عذرخواهی کند و کسی که خطا دیده ،بزرگواری کند. یعنی خطا کار کوچکی کند و خطابین بزرگواری کند. آیه 159 سوره آل عمران می فرماید :ای پیامبر، کسانی که خطا کرده اند یا نافرمانی من را کرده اند یا نافرمانی تو را کرده اند. کسانی که نافرمانی مرا کرده اند، تو واسطه بشو تا آنها را ببخشم و کسانی که نافرمانی تو را کرده اند ،من واسطه می شوم که تو آنها را ببخشی .بزرگترها به دوطرف دعوا بگویند که تو عذرخواهی کن و تو عذر را بپذیر.

قرار است که ما در محضر خدا عذرخواه باشیم و خدا هم عذرپذیر باشد. خداوند می فرماید که شما استغفار کنید همانا خداوند غفور و رحیم است. ما هم سعی کنیم که در مقابل کسانی که از ما عذرخواهی می کنند، غفور و رحیم باشیم. همه ی کینه ها بخاطر قتل وغارت نیست گاهی کینه ها بخاطر مسائل خیلی کوچک است که باعث کینه ی شتری شده است و خانواده ها از هم سرد شده اند و برای یکدیگر دعا نمی کنند و خدا هم به آنها رحم نمی کند.

می پرسند که آیا خوب است که ما گرفتن حق مان را به خدا واگذار کنیم و از طرف بگذریم ؟ ما باید بگوییم تا آنجا که سهم من است من شما را بخشیدم و انشاءالله خدا هم شما را ببخشد.

سوال – صفحه 398 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – در این صفحه داستان کشتی حضرت نوح است. خدا می فرماید :کسانی که در دنیا اهل حضرت نوح بودند، از عذاب نجات پیدا کردند.
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۷, ۱۵:۲۰
...
پس در قیامت هر کس اهل امام رضا(ع) باشد، سوار کشتی نجات امام و اهل بیت می شود. یادمان باشد که پسر و همسر حضرت نوح اهل نوح نبودند زیرا کسانی که پیرو نوح بودند اهل نوح بودند. اگر ما پیرو پیامبر و آل پیامبر باشیم، اهل آنها خواهیم بود. خداوند قصه ی کشتی و طوفان نوح را برای عالمیان قرار داده است.

سوال – توصیه ای به روزه داران و روزه خواران بفرمایید.

پاسخ – روزه داران زحمت می کشند و در این روزه های بلند روزه می گیرند، بیایید روزه ای بگیریم که نمره ی آن بیست باشد یعنی دل، چشم و گوش مان را از ناپاکی ها پاک کنیم، مواظب شکم مان باشیم که لقمه ی شبه ناک نخورد تا بتوانیم در کشتی اهل بیت باشیم و بتوانیم در شب قدر بهره ی بیشتری ببریم، بار گناه را سبک کنیم، بار آخرت را سنگین کنیم و مواظب باشیم که حق و حقوق دیگران هم به گردن ما نماند.

روزه خواران دو دسته هستند: دسته ای که با عذر شرعی روزه می خورند مثل بیماران و مسافران. دین به آنها اجازه داده است که روزه بخورند ولی همین دین به آنها دستور داده که تظاهر به روزه خواری نکنند. یعنی در خیابان ،پارک و ایستگاه راه آهن چیزی نخورند. شما مجوز برای روزه خوردن دارید ولی مجوز برای تظاهر به روزه خواری ندارید. ما نمی گوییم که چرا روزه خواری می کنید بلکه می گوییم که تظاهر به روزه خواری اشتباه است. حتی ما برای تظاهر به روزه خواری تنبیه هم داریم.

دسته ای هستند که بدون عذر شرعی روزه خواری می کنند .مگر روزه گرفتن چقدر زحمت دارد؟ روزه خواری شما برای امام رضا(ع) هزینه و شرمندگی درست می کند. روز قیامت امام رضا(ع) باید هزینه بگذارد تا شما را شفاعت کند. روزه خواری گناه است. خداوند به روزه گرفتن ما نیازی ندارد. روزه گرفتن یک تجارت معنوی است. تصمیم بگیرید که توبه کنید. روزه خواری شهامت نیست. کسی که می تواند روزه بگیرد، اگر روزه بگیرد هم برای خودش بهتر است و هم خدا را راضی کرده است.

مرد شامی وارد مدینه شد و به امام حسن(ع)جسارت کرد. امام حسن(ع) با روی گشاده و اخلاق زیبا به او فرمود که اگر گرسنه هستی یا جای خواب نداری یا مرکب نداری یا خرج راه نداری، ما به تو می دهیم. یعنی امام حسن(ع) درمقابل جسارت به او لطف کردند. این مرد شرمنده شد. و به امام گفت که شما را در شام بد معرفی کرده بودند ولی الان شما برای من بهترین هستید ، او محب و مرید امام شد.

بیایید به برکت تولد امام حسن(ع)، استغفار کنیم. امام رضا(ع) به جان مادرشان، جوادشان و عمه شان حضرت زینب حساس هستند.

خدایا تو را به آبروی امام حسن(ع)، امام رضا(ع) ،امام زمان(عج) ،قرآن وعترت قسم می دهیم که حاجات شرعیه همه ی کسانی که التماس دعا گفته اند را برآورده به خیر بفرما و حاجات امام زمان(عج) را برآورده بفرما. خدایا لذت بندگی و ترک معصیت را به همه ی ما بچشان ،لذت روزه داری و تلاوت قرآن را به ما بچشان، همسر و اولاد شایسته عنایت بفرما و ولی امر مسلمین را در پناه امام زمان(عج) نصرت بفرما.
پایان

...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۸, ۱۷:۱۵
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری
92/5/9

یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی مانده است شمشیر بردار هر آن کس با علی مانده است ،دیشب تمام کوچه های کوفه را گشتم تنها علی تنها علی تنها علی مانده است ،ای ماه تاب آهسته تر ایجا قدم بگذار در جذر و مد چاه یک دریا علی مانده است ،ازخیل مردانی که می گفتند می مانیم انگارتنها ابن ملجم با علی مانده است، ای مرد برتیغت مبادا خاک بنشیند برخیز تا برخاستن یک یا علی مانده است.

سوال – برنامه تلویزیون خانم آلمانی محجبه ای را نشان می داد که به اختیار خودش اسلام را انتخاب کرده بود و فرزندانش خیلی متدین و با وقار بودند. من تحت تاثیراین برنامه قرار گرفتم و با خودم فکر کردم که اگر در کشور ما هم اسلام اجباری نبود شاید ما هم مسلمان های بهتری می شدیم. تمام دین گریزی هایی که در جوانان وجود دارد بخاطر این است که دستورات اسلام در کشور ما اجباری است، راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – بعضی از سوالها مبتنی بر مقدمه ی ناقص یا نادرست است. و ما فکر می کنیم که همه این مقدمه را قبول دارند و تمام سوال مترتب بر آن است. مثل اینکه من برای کاری به شما اعتراض کنم و شما بگویید که من اصلا این کار را انجام نداده ام. اسلام چیست ؟ حرکات بیرونی است یا تسلیم قلبی؟ اگر اسلام تسلیم قلبی است آیا کسی می تواند ما را به اسلام اجبار کند؟ پس این پیش فرض اشتباه است. قبول هر عبادت و رفتار، نیت قلبی و قصد قربت لازم دارد. نماز یعنی حرکاتی با قصد قربت. اگر بخواهیم به کسی نماز را اجبار کنیم چون یک نیت قلبی است می تواند آنرا قبول نکند و اگر حرکاتی را انجام بدهد، آن نماز نیست.

هیچ مرجع تقلیدی مردم را اجبار نمی کند که خمس و زکات بدهند. در خمس و زکات اعلام درآمد، انتخاب مرجع و نحوه ی پرداخت دست خود فرد است. کجای اینکار می تواند اجباری باشد؟ روزه نخوردن با نیت است. قصد روزه گرفتن نمی تواند اجباری باشد. آیا برای نماز ،روزه ،خمس ، زکات و امر به معروف و نهی از منکر اجباری وجود دارد؟

اسلام آوردن و رفتار اسلامی اجباری نیست. یکسری ضوابط درهر کشوری وجود دارد و همه باید آنرا رعایت کنند. ممکن است که منظور ایشان حجاب اجباری است. حجاب یعنی پوشاندن تمام بدن به جز گردی صورت و دست، این حدّ حجاب اسلامی است. اگر خانمی کمی از موهایش را بیرون بگذارد، باز حجاب اسلامی را رعایت نکرده است ولی حجابی دارد. این حدی که اسلام آورده است در هیچ کجا اجباری نیست حتی در ادارات و خیابانها. فقط برهنگی در فضاهای عمومی آزاد نیست ولی در فضاهای خصوصی این آزادی وجود دارد.بر اساس توافقات اجتماعی ،برهنگی آلودگی روحی و روانی بوجود می آورد مثل آلودگی صوتی و آلودگی هوا. پس حجاب هم اجباری نیست جز برهنگی .آیا با وضعیت خیابان ها، حجاب اسلامی اجباری است؟

معمولا بچه ها از کودکی از مسواک زدن ،از مدرسه رفتن و از غذا خوردن فرار می کنند، پدر و مادر به اجبار به بچه غذا می دهند و برای آنها مسواک زدند و آنها را به مدرسه فرستادند ولی الان که بزرگ شده اند به اختیار خودشان این کارها را انجام می دهند. آیا هر اجباری در کوچکی غلط بوده است؟خیر. ایشان بدانند که اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست. اسلام می فرماید: لااکراه فی الدین. اسلام تسلیم اعتقاد قلبی و اقرار زبانی است. اسلام هیچ عیبی ندارد شاید پدر و مادر و بزرگترها اِعمال سلیقه کرده باشند. بعضی پدر و مادرها می گویند که فرزندان ما مقید به رفتارهای اسلامی نیستند و ما غصه می خوریم. چکار باید بکنیم؟ شاید پدر و مادر وظیفه اش را خوب انجام نداده است و این شبهه پیش آمده باشد. وظیفه ما این است که غذا را در اختیار بچه قرار بدهیم تا خودش بخورد. اگر پدر و مادر تبین درست کرده باشند، دین را درست معرفی کرده باشند، رفتار درست انجام داده باشند، بستر را برای پاسخ به سوالات فرزند آماده کرده باشند ،یک استاد دینی برای فرزندشان در نظر گرفته باشند، دعا هم کرده باشند و لقمه ی حلال هم فراهم کرده باشند ولی باز فرزندشان نماز نمی خواند، آنها تکلیفی جز دعا کردن ندارند.
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۱۰, ۱۱:۲۵
...
حضرت نوح کوتاهی نکرد ولی فرزندش با اراده ی او نیامد. اگر پدر و مادر علت تامه باشد می شود جبر.علت تامه، اراده است. در قرآن داریم :خداوند راه را روشن کرده، انبیاء راه را مشخص می کنند و پدر ومادر هم راه را برای فرزندان شان روشن می کنند. تکلیف پدر و مادر بیشتر از اینها نیست. اگر شما در تکالیف خطا کردید یا کم گذاشتید و فرزندتان را اجبار کرده اید، باید در شب قدر استغفار کنید. شاید الان دیگر تبین فایده ای نداشته باشد و باید دعا کنید. همچنین برای کوتاهی های احتمالی هم استغفار کنید. اگر ما کوتاهی کرده باشیم شک نکنیم که در آتش آنها می سوزیم. اما اگر واقعا کوتاهی نکرده باشیم و طبق دین همسر انتخاب کرده ایم ولی الان مشکلات دینی واعتقادی پیش آمده، ما در آتش آنها نمی سوزیم. شاید رفتارهای ما باعث مشکلات شده باشد. ما نباید اشکالات را به اسلام برگردانیم. شاید رفتار طلبه ،روحانی ،مدیر ،مسئول و ... مشکلاتی ایجاد کرده باشد، ما نباید مشکل را به اسلام برگردانیم. هیچ کدام از دستورات اسلام اجباری نیست.

باید گفت که ما در کنار نعمت و دریا هستیم و قدر نعمت آیات و روایات را نمی دانیم. بفرض اگر ما را هم اجبار هم کرده باشند، باید خدا را شکر کنیم که ما را در اسلام هُل داده اند. زیرا اسلام نعمت است. خداوند به پیامبر گفت که تو بر آنها منت بگذار که اجازه دادی آنها بر اسلام وارد بشوند. حالا که ما در مهد اسلام هستیم و اسلام در قلب ما آمده است، باید خدا را شکر کنیم. حتی مادرهای ما، شیر هم بر اساس اسلام به فرزندان شان داده اند.

سوال – داریم که خداوند اصرار کنندگان در دعا را دوست دارد.با اینکه خداوند دوست دارد که بنده اش به درگاه او تضرع و زاری بکند ،از طرفی داریم که نباید بر دعایی اصرار کرد شاید به صلاح ما نباشد. پس بالاخره ما در شب قدر بر خواسته های دنیایی اصرار بکنیم یا نکنیم ؟

پاسخ – بعضی ها شب قدرشان را از سال گذشته شروع کرده اند .در زندگی عادی وقتی مسابقاتی تمام می شود ،افراد زرنگ از پایان مسابقه ،برای سال بعد خودشان را آماده می کنند. اگر یک بازی ورزشی یک سال تمرین می خواهد برای بهره برداری از شب قدر نیاز به یک سال تمرین است. خوش به حال کسانی که یک سال مراقبت کردند تا بدانند که در شب قدر از خدا چه بخواهند. هر کس در شب قدر حواسش جمع تر است سهمش هم بیشتر است. در قرآن داریم :آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند مساوی هستند؟

دعا در دین، نظامی دارد. ایشان دو جمله را کنار هم گذاشته اند که اصرار بر خواسته ها بکنیم و دیگر اینکه از خدا به زور چیزی را نخواهیم. این دو جمله در جایگاه خودش درست است و نباید آنها را کنار هم گذاشت.

دعا تلفن زدن به خداست. اگر شما شماره تلفن یک مسئول را در دفتر تلفن خودتان داشته باشید با آن پُز می دهید. دعا قرآن صاعد است. اگر خدا بخواهد شماره تلفنش را به کسی ندهد یادش را از او می گیرد. و کاری می کند که به خدا زنگ نزند. خدا می فرماید: اگر تو بخواهی بنده ی من نباشی، آنقدر تو را مشغول به دنیا می کنم که فرصت یک یا الله گفتن نداشته باشی .

در شب قدر از خدا تشکر کنیم که به ما اجازه می دهد که یا الله بگوییم. در شب قدر خداوند برای هر فردی یک نامه ی خصوصی فرستاده است. خداوند پشت دل شما ایستاده است تا او را به دل تان راه بدهید. خداوند صاحبخانه ی خوبی است. خداوند فرمود: وقتی شما با من صحبت می کنید من طوری گوش می دهم مثل اینکه به جز شما بنده ای ندارم ولی وقتی من با شما صحبت می کنم، طوری گوش می دهید مثل این است که صد تا خدای دیگر دارید. پس دعا ارتباط با خالق هستی است. همه ی قدرت ها در اختیار خداست و او ارحم الراحمین است. وقتی یک بنده گنهکار توبه می کند، خداوند از مادری که فرزند گمشده اش را پیدا می کند، بیشتر خوشحال می شود. همین که خداوند اجازه داده است که با او حرف بزنیم، با چشمی که گناه کرده ایم اجازه می دهد که اشک بریزیم، باید از خدا تشکر کنیم.
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۱۱, ۱۰:۴۳
...
اگر می گویند در دعا اصرار نکنیم یعنی اینکه وقتی ما دعا می کنیم، نباید برای خدا تعیین تکلیف کنیم. ما باید برای خدا بندگی کنیم نه اینکه تکلیف معین کنیم.

ما در شب قدر به خداوند بگوییم که ما برای تو بندگی نکرده ایم ولی امشب آمده ایم ،تو هوای ما را داشته باش. شهیدی می گفت :خدایا اگر امشب تو مرا نخری ،دوباره شیطان مرا می خرد. خدایا مرا با همین نقص هایم بخر و مرا درست کنم. خدایا تو می توانی عیب های مرا برطرف کند. پیرمردی با حضرت علی(ع) می رفتند. سه تا اسب سوار رد شدند و به حضرت توهین کردند. پیرمرد ناراحت شد و گریه کرد. پیرمرد گفت: من برای غربت شما گریه می کنم و اینکه یکی از کسانی که به شما توهین کرد پسر من بود. من عاشق شما هستم ولی او دشمن شماست. حضرت به او فرمود که غصه نخورد. حضرت یک نگاه ولایتی به آن جوان کردند. جوان خودش را از اسب به پایین انداخت و از آقا معذرت خواهی کرد. پیرمرد خوشحال شد. ای کاش امشب حضرت علی (ع) چنین نگاهی به ما هم بکند.

پس ما باید تسلیم اراده و خواست خداوند بشویم و به زور چیزی را از خدا نخواهیم. به خداوند بگویید: شغل ،همسر، حج، کربلا و... می خواهیم ولی از خدا طلبکار نباشیم .زیرا ما به خدا بدهکار هستیم و او خالق ماست و همه چیز ما خداست. نگاه طلبکارانه نداشته باشیم و خدا را محاکمه نکنیم که چرا چنین چیزی را به ما داده یا نداده ؟ پس اصرار بر دعا اشکالی ندارد ولی نباید از خدا چیزی را طلبکارانه خداست. شهید ثانی یکسال برای دعایی اصرار کرد. بعضی ها برای دعایی ،چهل سال اصرار کرده اند.

اصل دعا کاسه ی خالی بردن به در خانه ی خداست. خداوند قرار گذاشته است که این کاسه ی خالی را خالی برنگرداند. پس هر چقدر ما کاسه ی خالی ببریم سهم مان بیشتر می شود. سعی کنیم که کاسه ی کوچک نزد خدا نبریم و دعای بزرگ بکنیم. در دعای ماه رمضان داریم که خدایا همه ی گرسنگان را سیر کن .روحیه ی زیاد خواهی از کرم خدا زیباست .خداوند می خواهد که ما در دعا بخیل نباشیم و برای همه بخواهیم. حتی اگر بدانیم که این دعا مستجاب نمی شود. کرم و نیاز خدا بی نهایت است و ما برای همه دعا می کنیم. هر چه ما دعاهای بزرگتر نزد خدا بکنیم ،سهم دنیا و آخرت ما بیشتر خواهد بود. اگر کسی از خداوند حاجتی را بخواهد یا خداوند آن حاجت را به او می دهد یا به فرزندش می دهد یا یک چیز دیگر به نسل و اجداد او در قیامت یا بهشت می دهد. پس کاسه ی خالی از نزد خدا بر نمی گردد.

نیازهای ما بر دو دسته است: ما یکسری نیازها را می بینیم ومی فهمیم و یکسری نیازها را نمی بینیم و نمی فهمیم . گاهی خداوند به بهانه ی دستی که بالا رفته است به ما نیازی را می دهد که ما نمی فهمیم. البته باید دانست که هر دعایی هزینه ای هم دارد. جوانی در محضر پیامبر خدمت می کرد و پیامبر به او فرمود که چیزی از ما بخواه. جوان گفت :من می خواهم در بهشت همنشین شما باشم. هزینه ی اینکار این است که در دنیا همنشین پیامبر باشد. دعا سلاح مومن است. ما باید برای خودمان دیگران ،اسلام و امام زمان(عج) و جلب دعای دیگران، دعا کنیم. دعا خودش یک عامل برای شفای ماست.

سوال – صفحه 405 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – در این صفحه داریم :خداوند وعده داده که دعا را برنگرداند ولی مردم نمی دانند. ما فقط حاجت های دنیایی می خواهیم و از حاجت های آخرتی غافل هستیم.

مردم فکر می کنند که اگر دعای مادی خواستند و خدا به آنها نداد یعنی دعایشان اجابت نشده است. پس ما دعا کنیم و اصرار هم بکنیم ولی اجابت را برعهده ی خدا بگذاریم. یا من یعطی القلیل الکثیر ... اگر به جنین مادر بگویند که چه می خواهی، الان غذا می خواهد ولی اگر به او بگویند که می خواهیم به تو چشم بدهیم، چون به دردش نمی خورد، آنرا نمی فهمد. پس استجابت دعاهای شب قدر را بر عهده ی خدا بگذاریم. افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.

به دعای ابوحمزه پناه آورده ام که هر وقت یاد گناهانم می افتم آنقدر العفو می گویم تا نفسم بند بیاید. آیا خدا توبه ی مرا قبول می کند؟

پاسخ – همین که خداوند به شما اجازه داده که مستقیم با اوحرف بزنی والعفو بگویی، شما را بخشیده است. اگر خداوند نمی خواست شما را ببخشد، شما را به اینجا نمی آورد. اگر خداوند بخواهد که کسی به مراسم شب قدر نرود برای او مانعی درست می کند. کسی که امشب بیدار است خدا او را راه داده است. من اسم اعمال شب قدر را نردبان لیلة القدر گذاشته ام. شب قدر خیلی بلند است و نیاز به یک نردبان بلند دارد. آقا شیخ عباس قمی این نردبان را به همه معرفی کرده است. در شب قدر خیلی قرآن بخوانید مخصوصا سوره روم، عنکبوت و دخان. خواندن هزار قل هوالله و انا انزلناه و زیارت امام حسین(ع)تاکید شده است.

ما به هر مناسبی که بخواهیم پیش خدا باشیم امام حسین(ع) را می بینیم. پس امام حسین(ع) مسئول دفتر خداست. ما برای امام حسین(ع) زحمت ایجاد می کنیم تا شفاعت کند که خدا ما را ببخشد.

عمل دیگر شب قدر خواندن نماز هفت قل هوالله است. دو رکعت نماز که بعد از حمد ،هفت مرتبه قل هوالله خوانده می شود و در آخر هفتاد مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه گفته می شود. احیا گرفتن و بیدار ماندن هم یکی از اعمال شب قدر است. بیدار ماندن یعنی اینکه اگر اشتباه مان را فهمیدیم آنرا درست کنیم و در خودمان تغییری ایجاد کنیم. پس در شب قدر تصمیم بگیریم که در خودمان تغییر ایجاد کنیم. کسانی که متوجه می شوند ماهواره مانع ارتباط آنها با خداست ، آنراعوض کنند. یکی دیگر از اعمال شب قدر انجام دو غسل است: یکی مقارن غروب آفتاب و یکی نزدیک سحر. غسل علاوه براینکه برای پاکیزگی جسم است برای پاکیزیگی روح هم هست. یکی دیگر از اعمال شب قدر قرآن به سر گرفتن و دعا خواندن و استغفار است. قرآن به سر گذاشتن یعنی زیر سایه ی قرآن و عترت باشیم.

خانم هایی که عذر شرعی دارند می توانند مراسم احیا را انجام بدهند ولی در مسجد نباشند.

خدایا در شب قدر آنچه به خوبان خودت از اول عنایت کرده ای و عنایت می کنی و در آینده عنایت خواهی کرد، همه را به دوستداران امیرالمومنین و نسل ما عنایت بفرما. فرج آقا امام زمان(عج) را نزدیک بفرما.
پایان

...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۱۲, ۱۹:۳۹
حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری

92/5/16

پیامبر بنی اسرائیل به همراه یاران شان از صحرایی عبور می کردند. شب بود و تا چشم کار می کرد سیاهی بود. پیامبرشان گفت: هر چقدر می توانید از سنگ های این بیابان بردارید. عده ای مقداری از سنگ را برداشتند و عده ای هم ترجیح دادند که بارشان را سنگین نکنند. صبح که شد همه حسرت خوردند زیرا سنگ ها یاقوت و قیمتی بودند. کسانی که اصلا سنگ برنداشته بودند حسرت خوردند و کسانی هم که مقداری برداشته بودند ناراحت بودند که چرا بیشتر برنداشته بودند.
سوال – کارشناس برنامه درست گفتند که نماز خواندن در کشور ما اجباری نیست، کسی را به زور به حج نمی برند، به زور از کسی خمس و زکات نمی گیرند و نمازی که درآن نیت نباشد درنهایت یک خم و راست شدن است و اسلام تسلیم قلبی است که نمی شود کسی را به آن اجبار کرد. حرف های شما در مورد اجباری نبودن احکام دین درست است اما بنظر من اجباری ترین کار این است که ما به اختیار خودمان نمی توانیم از دین اسلام بیرون برویم. بزرگترین اجبار این است که من که از پدر و مادر مسلمان بدنیا آمده ام باید تا آخر عمرم بر این دین باقی بمانم. فکر کنم علت اصلی دین گریزی جوانان همین است، راهنمایی بفرمایید.
پاسخ – در اداره ای کارمندی است که بی نظم، کم کار و بی ادب است و همه انتظار دارند که مدیر او را اخراج کند یا حقوق و مزایای او را قطع کند اما خلاف تصور همه ،این مدیر با فضل با او برخورد می کند و سر ماه حقوقش را می دهد. و تا چند ماه این کار ادامه را ادامه می دهد. همه می گویند که این چه مدیر باکرامتی است. عجب صبری دارد .
خداوند که مدیر عالم هستی است به ما دستورداده است که بگویید: اشهد ان لااله الاالله تا مسلمان بشوید تا اسم اسلام روی شما باشد حتی اگر شما نماز و روزه و ... را بجا نیاورید من حقوق ماهانه شما را می دهم. خون، آبرو، جان و حقوق مسلمانی شما هم محترم می ماند.
این مدیر با این همه فضل و لطف نمی تواند آدم کش باشد. روایت داریم :کشتن یک نفر مثل کشتن یک امت است. خداوند راضی نمی شود که حکم به قتل کسی بدهد.
اگر شما به مسئول پلیس راه بگویید که نظر من این است که باید سرعت در جاده ها و شهرها زیاد بشود،هیچ پلیسی شما را جریمه نمی کند ولی اگر شما عملا در جاده با سرعت بالا بروید جریمه خواهید شد. اگر شما یک خیابان را ورود ممنوع بیایید همه توقع دارند که شما جریمه بشوید، اما آیا شما تا باحال دیده اید که کسی را بخاطر بحث اعتقادی جریمه کنند؟ اگر کسی خواست سیستم اجتماعی را بهم بزند همه می گویند که او را جریمه کنید. پس وقتی کسی می خواهد سیستم اعتقادی جامعه را بهم بزند، باید جریمه بشود.
فردی خواب دیده بود که تمام دندان هایش ریخته است و از فردی تعبیر خوابش را پرسید و او گفت که تمام خویشاوندانت زودتر از تو می میرند. از فرد دیگری تعبیر خوابش را پرسید و او گفت: طول عمرتو از همه ی اقوام تان بیشتر است. یک وقت ما می گوییم که اگر کسی بخواهد ازدین برگردد خدا او را می کشد ولی یک وقت می گوییم که خداوند می گوید که اگر از همه ی اعمال دین هم برگردی ،امتیازات تو را قطع نمی کنم. و حقوق مسلمانی ات را حفظ می کنم. پس خداوند آدم کش نمی شود. شاید این کار حکمت دیگری دارد. ما حکمت دو رکعتی بودن نماز صبح را نمی دانیم ولی چون خدا فرمان داده است حتما حکمتی دارد که ما نمی فهمیم. یقین بدانید که خدای مهربان و رئوف با حکمتی که دارد این قوانین را برای شما گذاشته است.
اگر صد نفر گناهکار باشند و جرم شان محرز شده باشد و یک بی گناه فرار کند و به داخل این گروه بیاید و شناخته نشود، دستور دین این است که همه ی صد نفر را آزاد کنید تا یک بی گناه کشته نشود. خدایی که تمام دستوارتش مملو از رحمت است و دستور داده که اگر کسی ندای کمک مسلمانی را بشنود و او کمک نکند مسلمان نیست،آیا می شود مسلمان کش بشود؟
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۱۴, ۰۷:۴۹
...
سوال- الان که نزدیک پایان ماه مبارک رمضان است باز من نگران اختلافات مراجع در مورد روز عید فطر هستم. چندین بار اتفاق افتاده که مراجع مختلف در مورد عید فطر نظرات مختلفی داده اند بعضی ها رمضان شان بیست ونه روز بوده و بعضی ها سی روز. چرا این اختلافات بین مراجع رخ می دهد ،مگر ما چند تا عید فطر داریم ؟
پاسخ – در دین ما مهم داشتن روح اطاعت از خداست نه شکل عبادت .به این روح اطاعت عبودیت و بندگی خدا می گویند. اگر هر عملی که خداوند دستور داده و برای ما حجت گذاشته، انجام بدهیم ما عبد خداوند می شویم. یک نفر تکلیفش روزه گرفتن است و یک نفر تکلیفش روزه خوردن است بخاطربیماری یا سفر. این فردی که روزه نمی گیرد به انداه ی فردی که روزه می گیرد ثواب می برد شاید هم بیشتر. مهم نیست که کسی روزه است یا روزه نیست مهم این است که هر دو اطاعت خدا را بکنند و به وظیفه شان عمل کنند.
یادمان باشد که ما برای اطاعت آمده ایم. مستند ما برای اطاعت حکم خدا ،پیامبران ،امامان و مراجع تقلید( در زمان عصر غیبت)است. ما حق نداریم به عقاید شخصی خودمان یا اقوام مان عمل کنیم زیرا ما مجتهد نیستیم. پس ما باید به نظر مجتهد که کارشناس دین است عمل کنیم که همان مرجع تقلید است. ما به استناد مرجع تقلید خودمان یک روز را عید می دانیم و فرد دیگری به استناد مرجع تقلیدش آن روز را روزه می گیرد. مستند عمل ما باید نظر یک مراجع تقلید باشد. قرار است که ما از خدا اطاعت کنیم و امروز حجت برای ما نظر مراجع است.
به سه دلیل نظر مراجع تقلید با هم اختلاف نظر دارند. مراجع تقلید کارشناس هستند. آیا نظر همه ی پزشکان در مورد بیماری ها و داروها واحد است؟ مراجع هم متخصص هستند ولی معصوم نیستند. در استنباط نظر مراجع سه منبع دخالت دارد: راویان حدیث .یک روایت هزار و چهارصد سال طول کشیده است تا به ما رسیده است بخاطر همین به چندین صورت بیان شده است. مثلا یک مدیر اخلاق خوب و لب خندانی دارد. دو تحلیل در مورد ایشان وجود دارد :ایشان چاپلوس هستند و می خواهند وضعیتشان بهتر بشود و تحلیل دیگر این است که او رفتارش با ارباب رجوع خوب است و انسان خوبی است. پس برداشت ها باهم فرق دارد. نظرات مختلفی در مورد افرادی که روایت ها را بیان کرده اند وجود دارد. فردی روایتی از امام کاظم(ع) بیان کرده است، در پرونده ی این فرد دو روایت دروغ وجود دارد. کارشناسی می گوید که او می خواسته جان یک انسان را نجات بدهد و دروغ گفته است پس این فرد خوبی است و دروغگو نیست و حرف او را قبول می کند. کارشناس دیگر می گوید که این فرد دروغگو بوده است ولی دو تا از دروغ هایش معلوم شده است .بنظر این کارشناس حرف های این روای معتبر نیست ولی بنظر کارشناس دیگر حرف ها ی این راوی معتبر است. پس در مورد راویان حدیث تحلیل های مختلفی وجود دارد. بعضی ها مسئولین موجود مملکت را تقدیس می کنند، بعضی ها تکفیر می کنند و بعضی ها تحلیل می کنند.
روایاتی که برای تشخیص عید نقل کرده اند متفاوت است و یک مرجع تقلید روایت یک راوی را برای تشخیص عید قبول دارد و یک مرجع دیگر روایت روای دیگر را برای تشخیص عید قبول دارد. مثلا یک روایت می فرماید که اگر در یک نقطه ی در نیمکره ی زمین ماه دیده بشود، برای تمام نیمکره می تواند عید باشد. روایت دیگر می گوید که ماه بر هر محل اعتبار دارد یعنی ماهی که در ایران دیده می شود به درد افغانستان و عراق نمی خورد. پس به دلیل شرایط روایات ،متن روایات و راویان روایت، نظر مراجع تقلید با هم اختلاف دارد. همه ی مجتهدها متخصص هستند. هر کس با مبنای مرجع تقلیدش عید بگیرد اطاعت خدا کرده است .ما نمی توانیم به کسی که با مبنای مرجعش روزه می گیرد نگاه بد بکنیم.
از یک روایت برداشت می شود که باید دیدن ماه، با چشم غیر مسلح باشد و روایت دیگر می گوید که دیدن ماه با چشم مسلح هم کافی است. یک مرجع روایت با چشم غیر مسلح را قبول دارد و یک مرجع روایت با چشم مسلح را قبول داریم. پس مبناها باهم فرق دارند و مراجع همدیگر را قبول دارند .
بعضی می گویند که مگر حکم خدا یکی نیست؟ این اختلاف ها از آثار غیبت است. اگر این مراجع با هم اختلاف نداشتند و حکم اصلی خدا را پیدا می کردند ،ما دیگرنیازی به وجود امام زمان(عج)نداشتیم. این اختلافات از اقتضائات اصل غیبت است. تکلیف ما این است که به همین حجت ها عمل کنیم .وقتی شما به استناد مرجع تان عمل کنید، عمل شما مورد قبول است. عید فطر باید برای مرجع تقلید اثبات بشود. پس باید روح اطاعت در ما بوجود بیاید. اگر عمل ما مصداق اطاعت الهی شد، عمل قابل قبول است. مراجع تقلید، حجت اهل بیت هستند. پس بین مراجع اختلاف مبنا بوجود می آید. ما نباید به ساحت مراجع اهانت کنیم.
...

ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۱۵, ۰۸:۵۸
...

سوال – صفحه 412 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.


پاسخ – آیه ی 17 این صفحه فرمول تقویت اراده را بیان کرده است.خدا می فرماید:نماز را محکم داشته باش، امر به معروف و نهی از منکر را داشته باش و بر مصیبت ها صبر کن ، اینها اراده را تقویت می کند.

راه اثبات عید فطر در مفاتیح نوشته شده است و می توانید به آن مراجعه کنید.

امام سجاد(ع) در وداع با ماه رمضان می فرماید: سلام بر تو ای ماه خدا،ای ماه اولیاء خدا، ای بهترین رفیق ای عید خدا.

بچه ها عید را خیلی دوست دارند زیرا عیدی می گیرند، شیرینی می خورند و خوش می گذرانند. اگر این بچه درتمام عید خواب باشد هیچ چیزی ازعید نمی فهمد. در عید سفره پهن است و خدا کند که کسی خواب نباشد. امام سجاد(ع) درک کرده است که درماه رمضان چه خبر است که این طور سوزناک با ماه رمضان خداحافظی می کند.

وقتی برادران یوسف آمدند حضرت یوسف در ابتدا به آنها گندم نداد ولی بعد سهم آنها را در بارهایشان گذاشته بود. آنها فکر می کردند که گندم نیاورده اند ولی بعد دیدند که در میان بارهایشان گندم های بیشتری گذاشته شده است. خداوند می داند که ما در قیامت بارهای مان را باز می کنیم و می فهمیم که دست مان خالی است. خداوند در ماه رمضان در بارهای ما چیزهایی گذاشته است. نفس و خواب هر کس که دراین ماه نفس می کشد عبادت است یعنی حتی بی دین ها و گناهکاران .خداوند در ماه رمضان ،در پرونده ی همه ی مردم تسبیح ثبت می کند که در قیامت پرونده شان را خالی نبینند. و شرمنده نباشند.
خداوند در ساعات آخر ماه رمضان به تعداد کل بخشیده های ماه رمضان می بخشد. حیف نیست که در ساعات آخر ماه رمضان، حداقل دعا یا آیه ی قرآنی خوانده نشود. کسانی که تاکنون افطاری نداده اند به یک نفر افطاری بدهند. امام سجاد(ع) به خاطر امتیازات این ماه است که مثل مادری که از فرزندش جدا می شود با ماه رمضان خداحافظی می کند. امام می فرماید: تو بهترین همنشین و رفیق بودی .

در روایت داریم که خداوند در ماه رمضان کسانی را که استغفار می کنند می بخشد و بعضی ها را بدون استغفار می بخشد که خودشان خبر ندارند. از آخرین لحظات ماه رمضان استفاده کنیم و از خدا بخواهیم که ما را جزو اهل رمضان قرار بدهد.

یکی از بهترین دعاها و مناجات ها، مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه است: تو مولا هستی و من بنده هستم، توخالق هستی و من مخلوق هستم، تو بزرگ هستی و من کوچک هستم و ...

خدایا خودت مرا خلق کردی و مرا به این میهمانی آوردی، پس مرا در ماه رمضان عوض کن. بهترین عیدی در ماه رمضان این است که خداوند توفیق توبه و عوض شدن را به ما بدهد. بیایید رابطه ی خودمان را با امام زمان(عج) برقرار کنیم.

سوال – چطور می توانیم حال خوش ماه رمضان را ادامه بدهیم ؟

پاسخ -ما می توانیم این حال خوشی را که بدست آورده ایم ادامه بدهیم بشرط اینکه مواظب عوامل آن باشیم. عوامل حال خوش ماه رمضان عبارت است از :سحرخیزی ،عبادت و استغفار در سحر. در سحر جلوه های دنیا خاموش است. اگر سحرخیزی ماه رمضان را به مدت یک ربع ادامه بدهیم خیلی خوب است. ما می توانیم دعاهای سحر را در قنوت نماز شب مان بخوانیم.

قد و قواره ی کوچکی داشت .گفتند :چطور با این قد و قواره ی کوچک به جبهه آمدی؟ گفت:با التماس. گفتند: این گلوله های توپ را چطور به کنار قبضه می بری؟ گفت: با التماس .گفتند: به جبهه آمده ای که شهید بشوی؟ گفت : بله، این خیلی التماس می خواهد. وقتی قطعات بدن او را جمع می کردند دیدن که او چقدر التماس کرده است.


عامل دیگر تداوم حال خوش ماه رمضان ،روزه گرفتن است که می توانیم سه روز در هفته روز بگیریم. عامل دیگر خواندن قرآن، دعا و انس با معارف و ائمه است.

پایان

...
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۱۸, ۰۰:۲۸
-حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری

92/5/23

سوال – من دختری هستم که در خانواده ی من به مسائل مذهبی اهمیت چندانی نمی دهند .برای مثال من درخانه اجازه ی دیدن برنامه ی شما را ندارم. با وجود اینکه مشهدی هستیم تابحال یادم نمی آید که پدرم به حرم رفته باشد. در سال های گذشته کم کم با مسائل مذهبی آشنا شدم و سعی کردم آنها را وارد زندگی ام بکنم اما مخالفت جو خانه با نظرات من خیلی مرا اذیت می کند. من قبلا با مادرم رابطه ی صمیمانه داشتم ولی الان با هم اختلاف داریم. من می بینم که روز به روز آنها از خدا دور می شوند و حتی احکام دین را مسخره می کنند. من نگران سرنوشت نزدیکترین افراد زندگی ام هستم. حسرت روز قیامت را می بینم که به سراغ آنها می آید و این مرا اذیت می کند. حرف زدن با آنها هیچ فایده ای ندارد.و من با بحث کردن با آنها ،هر روز دور و دورتر می شوم، راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – من بخاطر نگاه زیبای این جوان به ایشان تبریک می گویم. همین که ایشان نگران قیامت خانواده اش است و دارد تلاش می کند که نگاه آنها را به دین عوض کند، بالاترین امتیاز و اجر را می برد. ایشان باید همین روند را با محبت، تبین ،رفاقت و دعا ادامه بدهد. انشاءالله وقتی ایشان خانواده اش را سر سجاده ی بندگی خدا ببیند خستگی اش در می رود.

وقتی پیامبر ندای شهادتین جوان یهودی را که خاکستر بر سر او می ریخت و به عیادتش رفته بود شنید، همه ی خستگی هایش را فراموش کرد. تکلیف ما محبت، رفاقت، تبیین دین اسلام ، دلسوزی و دعا است. نباید از این کارها خسته بشویم و امیدوار به کمک خداوند باشیم.

فقیری در شب عید به در خانه ی عالمی آمد. عالم گفت که من به تو پول نمی دهم ،مردم تعجب کردند و فقیر گفت که اگر به من پول ندهی همین جا می نشینم تا بمیرم. مردم به خانه هایشان رفتند و صبح دیدند که پیرمرد از گرسنگی مرده است. نگاه مردم نسبت به این عالم عوض شد. صبح این خبر را به عالم دادند و عالم نزد پیرمرد آمد و لباسهایش را باز کرد و دید که پر از پول است. عالم دارای چشم باطن بود. وای به حال کسی که دستش پر از سرمایه باشد ولی احساس فقر بکند.

کسانی که اهل مشهد یا قم یا شیراز هستند و به زیارت حرم های مطهر نمی روند، نکند از فقر معنویت بمیرند در حالی که در کنار دریای ائمه اطهار باشند. مردم از سرتاسر دنیا می آیند و رزق شان را از امام رضا(ع) می گیرند. یه این پدر و مادر می گویم که یک بار به حرم بروند تا امام را بشناسند. خداوند یک جوان را چقدر باید دوست داشته باشد که او در چنین محیط خانوادگی باشد و ارتباطش را با خدا حفظ کرده باشد.

سوال – کارشناس شما گفتند که در زمان پیامبر اگر کسی را اعدام می کردند، پیامبر برای ایشان نماز می خواندند و برای خانواده ی اعدامی حقوقی در نظر می گرفتند .من در اطرافم عدالتی نمی بینم. پدر من 24 سال پیش به جرم حمل مواد مخدر اعدام شد. پدرم اشتباهی کرد و تاوانش را داد ولی گناه خانواده و نسل های بعدی چیست که باید بسوزند. مادرم چهار فرزند را به تنهایی بزرگ کرد و چقدر مردم برای ما حرف درآوردند. مادرم ما را طوری تربیت کرد که مهترین چیز در زندگی مان ایمان به خدا باشد. ما بزرگ شدیم و درس خواندیم ولی هیچ کجا به ما کار ندادند و همه ما را به یک چشم دیگری نگاه می کردند. من و برادرم لیسانس گرفتیم. حدود ده سال است که کار می کنم ولی هنوز بیمه نشده ام و فقط پله ای برای ترقی دیگران شده ام. برادرم در نیروی انتظامی قبول شد ولی بخاطر مشکل پدرم رد صلاحیت شد. دو بار هم در بانک قبول شد ولی باز رد صلاحیت شد. در آخر هم بخاطر جنون آنی بلایی سرخودش آورد. برادرم بخاطر ایمان کم این کار را نکرد. او ایمانش خیلی قوی بود. چه کسی باید جواب اینها را در دنیا بدهد ؟ فردی مثل من نمی تواند برای مملکتش دل بسوزاند وقتی جایی در مملکت ندارم چرا باید این کار را انجام بدهم؟

پاسخ – ما با ایشان اعلام همدری می کنیم و از رفتارهای سلیقه ای که با این خانواده شده است عذرخواهی می کنیم. اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست. اسلام همان است که از پیامبر اکرم شنیده اید که اگر پدر و مادری خطا کردند فرزندان نباید تاوان خطای آنها را بدهند.

خطاب به مسئولان و مردم جامعه باید گفت که حرف ایشان کاملا درست است. مسئولین گزینش ها، استخدام و مردم ها باید بدانند که اگر بخواهیم جلوی آسیب های اجتماعی را بگیریم، باید به افراد آسیب خورده کمک کنیم. به افراد آسیب دیده به چشم یک متهم و مجرم نگاه نکنیم. پدر و مادری که در زندان هستند یا اعدام شده اند یا در جامعه گناه علنی کرده اند فرزندان شان چه گناهی دارند که باید از نعمت اشتغال ، ازدواج و... محروم بشوند.

اگر پدر فرزند شهید به ترکش دشمن به شهادت رسیده، پدر این خانم هم به تیر شیاطین گرفتار شده است و با گذراندن مجازات تطهیر شده است. مادر، خواهر و برادر ایشان دردی دارند و ما نباید با نگاه و رفتارهای مان دردی به آنها اضافه کنیم. اگر این جوان به درد استخدام نمی خورد، او را استخدام نکنید ولی به جرم اینکه پدرش اعدامی است نمی توانید او را رد کنید زیرا این نه دلیل شرعی است، نه عقلی و نه قانونی.

دین می گوید که باید خود فرد را بررسی کنید. گاهی به خواستگاری دختری می روند که مثلا برادرش معتاد است، همه ی خوبی های این دختر را کنار می گذارند و فقط عیب برادرش را به سرش می زنند. مردم ،مسئولین و ادارات نباید چنین قضاوتی داشته باشند.

البته باید گفت که اگر پدر شما یک کپسول گاز را درخانه بترکاند ممکن است یک ترکش در چشم برادر شما برود. پس این نوع نگاه ها در جامعه طبیعی است .اگر این نوع نگاه را طبیعی بدانیم بهتر می توانیم با آن کنار بیاییم.

پدر و مادرها بدانند که فقط به خودشان ختم نمی شوند و اگر خطایی بکنند ترکش آن به نسل شان هم اصابت می کند. و این حق ا لناس است. پدر حق ندارد بخاطر لذتش به دنبال اعتیاد برود زیرا دود این کار به چشم خانواده و نسلش می رود و این بالاترین حق الناس است. بدانیم کارهایی که بر اساس نادانی و هوس می کنیم به خانواده ما ارتباط پیدا می کند.

یکی از صفات خداوند جبار است یعنی جبران کننده. درست است که بچه ها بخاطر کار پدر دچار نقصی شده اند ولی بدانید خداوند سختی ،نقص و محرومیت های شما را جبران می کند هم در این دنیا وهم در آن دنیا.

اگر پدر و مادر اشتباهی کردند برای اینکه خطای آنها دامن فرزندان شان را نگیرد استغفار کنند. استغفار می تواند آسیب هایی که به نسل ما می رسد را کم کند یا از بین ببرد. فکر نکنیم که اگر استغفار نکردیم خدا آن اشتباه را فراموش می کند. روایت داریم که گناه تا هفتاد نسل ما اثر دارد. کاری نکنیم که تبعات کار ما دامن خانواده را بگیرد و ما را نفرین کنند.
.........
ادامه دارد

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۱۹, ۰۱:۰۰
...
سوال – صفحه 419 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – آیه هشتم سوره احزاب می فرماید: بالاترین صداقتی که خداوند از ما سوال می کند همان است که ما اولویت خدا و رسول را قبول کرده ایم ولی به آن عمل نمی کنیم. اگر اولویت انتخاب خدا و رسول را در زندگی انتخاب می کردیم گرفتاری های الان را نداشتیم. همه قبول داریم :خداوند که خالق ماست و بهتر از ما انتخاب می کند ولی در عمل صداقت نشان نمی دهیم. ما باید قبل از هر انتخابی از انتخاب خدا سوال کنیم. بالاترین اشتباه این است که بعضی ها ولایت اولیاء خدا را در زندگی انتخاب نمی کنند.

ما درهر بخشی از زندگی می توانیم انتخاب الهی داشته باشیم. صداقت این است که اگر اعتراف کردیم که خداوند و پیامبر عالم تر ،مهربانتر و قابل تر است،باید انتخاب های مان با خط کش خدا و پیامبر باشد. ما دچار انحراف شده ایم و بخاطر همین انحراف ،بشر دچار گرفتاری های زیادی شده است.

سوال – من یک نوجوان سیزده ساله هستم ،یک مادر بد اخلاق و بددهان دارم .او نمی تواند درست با من صحبت کند و با نیش و کنایه صحبت می کند. در اول یا آخر حرف هایش باید حرف بدی بزند. بعضی مواقع من نمی توان خودم را کنترل کنم و جوابی می دهم ولی بعداً پشیمان می شوم. مادرم بلافاصله به من می گوید که چقدر بددهان شده ای، برو ببین کدامیک از دوستانت لب تاپ یا موبایل دارند یا وقتی معدل من 5/19 شد گفت که تو لیاقت این همه امکاناتی که ما در اختیار تو گذاشته ایم را نداری و باید بیست می شد. من از دست مادرم خسته شده ام. مادرم قرآن می خواند، روزه می گیرد و برنامه شما را هم نگاه می کند. ولی این حرف ها روی اخلاق او تاثیری نگذاشته است. من چطور می توانم خشم خودم را کنترل و اخلاق مادرم را بهتر کنم؟

پاسخ – ایشان مقداری اغراق کرده است. پیشنهاد من این است که ایشان مادرش را بفروشد آیا این کار امکان دارد ؟ آیا می شود مادرش را بکشد یا مادرش را عوض کند یا مادرش را تربیت کند ؟ هیچ کدام از این کارها نمی شود پس باید تحمل کند و خدا هم همین را گفته است.

ایشان مشکل اخلاقی پدر و مادرش را می بیند ولی بعضی ها مشکل اعتقادی پدر و مادرشان را می بینند. اگر مادر ایشان یک بیماری داشت، آیا این را گزارش می کرد یا اصلا به چشمش می آمد؟ این جوان نباید سیاه نمایی بکند و باید مادرش را تحمل کند.

یکی از ویژگی های یاران امام زمان(عج)این است که ببینند امام شان چه چیزی لازم دارد و قبل از اینکه امام از آنها درخواسته داشته باشد، آنرا انجام بدهند .ایشان می توانند بعضی از خواسته های مادرش را قبل از اینکه مادر از او بخواهد انجام بدهد. مثلا اگر مادر دارد آشپزی می کند سوال کند که آیا وسایلی لازم دارد یا خیر، دست بوسی مادرهم خوب است و از مادرش بخواهد که برای او دعا کند.

به این مادر می گویم که اگر شما با فرزندان تان تندی کنید، او را تکریم نکنید و او دنبال محبت های کاذب در خیابان برود، آیا این کارخوب است؟ نگذارید که فرزندان شما از آغوش شما سردی ببیند و به آغوش گرم کاذب خیابان برود. سعی کنیم که سر فرزندان مان منت نگذاریم و آنها را با دیگران مقایسه نکنیم. به فرزندان مان بگوییم که تو خوب هستی ولی ما دعا می کنیم که تو بهتر بشوی.

سوال – برادرزاده ی من چهارده ساله است و من سی و سه سال دارم. او راحت از اسرارش با من صحبت می کند. او از دوستان جنس مخالفش صحبت می کند و به آنها داداش می گوید. وقتی من می گویم که آنها نامحرم هستند قبول نمی کند. فکر می کنم که راهنمایی من عمیق نیست، راهنمایی بفرمایید.

پاسخ- روح اطاعت و بندگی این است که من باور کنم آنچه که خداوند برمن واجب کرده به نفع من است چه بفهمم و چه نفهمم و آنچه که خداوند بر من حرام کرده به ضرر من است چه بفهمم و چه نفهمم. بعضی از چیزهایی که خداوند فرموده واجب است، سودهایش را هم بیان کرده است و بعضی از چیزهایی که خداوند حرام فرموده، ضررهایش را هم بیان کرده است . اگر ما بخواهیم احکام را با نفع و ضرر به دیگران بگوییم، آنجا که نفع و ضررش مشخص نیست، احکام کمرنگ می شوند. اگر ما احکام را با اعتماد به خدا که همان ایمان است بگوییم مشکلی پیش نمی آید.

اگراستاد شیمی بگوید که سدیم با رطوبت ناسازگای دارد یعنی سدیم به رطوبت نامحرم است و اگر آنها در کنار هم قرار بگیرند فاسد می شوند. ما باید به حرف استاد گوش کنیم یا خدای استاد؟ خدای استاد می گوید که اگر دختر و پسر بدون دلیل ازدواج در کنار هم قرار بگیرند فاسد می شوند. وقتی به حرف استاد شیمی اعتماد داریم باید به حرف خدای استاد هم اعتماد داشته باشیم. وقتی ما نزد پزشک می روییم آیا فواید تمام داروها را می پرسیم و بعد حرف پزشک را قبول می کنیم ؟

در امر به معروف و نهی از منکر آسیب های دنیوی و اخروی را بگوییم ولی مهتر اعتماد سازی نسبت به خداست. بعضی فکر می کنند که اگر خدا فرموده که نماز بخوان یا حجاب داشته باش ، خدا به اینها نیاز دارد ولی باید باور کرد که اگر بنده ی خدا بشویم به نفع ماست. اگر ایمان ما به خدا جا بیفتد امر به معروف ونهی از منکر هم جا می افتد. پس بگوییم: خدا گفته که این کار را بکنید. وقتی می خواهیم کسی را امر به معروف و نهی از منکر کنیم باید بگوییم :خدا این دستور را فرموده که خالق توست ،عادل هم هست و مهربان هم هست. اگر ما دلسوزی و عظمت خدا را جا بیندازیم تا روح ایمان تقویت بشود،آن گاه هرچه خدا بگوید همه می گویند: چشم.

پس اولین شیوه امر به معروف و نهی از منکر اعتماد سازی نسبت به خداست. بعد جلوه ای از محبت الهی را نشان بدهیم. یعنی بگوییم من بنده ی خدا هستم و دوست ندارم تو در مسیری بروی که از سقوط آن خبر نداری. با این حرف ها محبت و رفاقت خدا را به او بچشانیم . اگر ما هیچ کدام از دو کار را نمی توانیم انجام بدهیم باید دعا و استغفار کنیم.

اینکه این دختر خانم به پسرهای غریبه داداش می گوید، یقیناً این کار شیطان است. اگر کسی با شما رابطه ی محرمیت ندارد نمی تواند داداش شما بشود. و بعد سوهان روح شما می شود. وقتی شما ازدواج کردید همسرتان را با آن آقا پسر مقایسه می کنید ولی این خانم هیچ وقت داداش واقعی خودش را با همسرش مقایسه نمی کند. حتی ما چیزی بنام صیغه ی خواهر و برادری هم نداریم.

خدایا فرج امام زمان(عج) را برسان تا همه ی مردم جهان را از بن بست نجات بدهد.

پایان

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۲۰, ۱۵:۱۷
دوستان عزیز و گرامی
در مبحث تبدیل زندگی به بندگی که به پایان رسید. یک فرمول می بایست رعایت گردد و تمام این بحثها درباره همین موضوعات بود:
1. چیستی:
بعنوان مثال عرض می کنم این چیست؟ چشم
2. چرایی:
برای چه خداوند متعال به ما این چشم راداده است مسلماً برای دیدن
3. چگونگی:
حال برای اینکه در استفاده از این نعمت چشم و دیدن چگونه استفاده کنیم که رضایت او را بهمراه داشته باشد و یک بنده خوب خداوند متعال باشیم.
به هر چیزی که پروردگار متعال امر فرموده نگاه میکنیم و از هر چه منع شده نگاه نمیکنیم.
ببخشید که بصورت یک مثال بسیار ساده این موضوع بسیار بزرگ را عرض کردم.
سپاسگزارم
التماس دعا

منتظران ظهور
۱۳۹۳/۰۳/۲۰, ۱۶:۲۰
باسلام

با تشکر از شما برادر گرامی که این مباحث مفید را در اختیار ما قرار دادین...

مثالی که ذکر نمودین ساده و بسیار قابل فهم است ...سپاسگزارم


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12673955867385908320.gif

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۲۰, ۱۶:۴۰
باسلام

با تشکر از شما برادر گرامی که این مباحث مفید را در اختیار ما قرار دادین...

مثالی که ذکر نمودین ساده و بسیار قابل فهم است ...سپاسگزارم


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12673955867385908320.gif


خواهر بزرگوار و گرامی
این نظر لطف و عنایت شماست.
سپاسگزارم از عکس نوشته و نیز تاپیک شما که به من قوت قلب میدهد برای بیشتر نمودن مباحث مختلف آموزشی و فرهنگی
التماس دعا از شما بنده خوب پروردگار متعال دارم

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۲۱, ۰۰:۵۷
دوستان عزیز و گرامی
تذکر:
در مبحث تبدیل زندگی به بندگی که به پایان رسید. یک فرمول می بایست رعایت گردد و تمام این بحثها درباره همین موضوعات بود:
1. چیستی:
بعنوان مثال عرض می کنم این چیست؟ چشم
2. چرایی:
برای چه خداوند متعال به ما این چشم راداده است مسلماً برای دیدن
3. چگونگی:
حال برای اینکه در استفاده از این نعمت چشم و دیدن چگونه استفاده کنیم که رضایت او را بهمراه داشته باشد و یک بنده خوب خداوند متعال باشیم.
به هر چیزی که پروردگار متعال امر فرموده نگاه میکنیم و از هر چه منع شده نگاه نمیکنیم.
ببخشید که بصورت یک مثال بسیار ساده این موضوع بسیار بزرگ را عرض کردم.
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۲۲, ۰۰:۳۶
دوستان عزیز و گرامی
تذکر:
در مبحث تبدیل زندگی به بندگی که به پایان رسید. یک فرمول می بایست رعایت گردد و تمام این بحثها درباره همین موضوعات بود:
1. چیستی:
بعنوان مثال عرض می کنم این چیست؟ چشم
2. چرایی:
برای چه خداوند متعال به ما این چشم راداده است مسلماً برای دیدن
3. چگونگی:
حال برای اینکه در استفاده از این نعمت چشم و دیدن چگونه استفاده کنیم که رضایت او را بهمراه داشته باشد و یک بنده خوب خداوند متعال باشیم.
به هر چیزی که پروردگار متعال امر فرموده نگاه میکنیم و از هر چه منع شده نگاه نمیکنیم.
ببخشید که بصورت یک مثال بسیار ساده این موضوع بسیار بزرگ را عرض کردم.
سپاسگزارم
التماس دعا

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۲۳, ۰۸:۰۶
دوستان عزیز و گرامی
تذکر:
در مبحث تبدیل زندگی به بندگی که به پایان رسید. یک فرمول می بایست رعایت گردد و تمام این بحثها درباره همین موضوعات بود:
1. چیستی:
بعنوان مثال عرض می کنم این چیست؟ چشم
2. چرایی:
برای چه خداوند متعال به ما این چشم راداده است مسلماً برای دیدن
3. چگونگی:
حال برای اینکه در استفاده از این نعمت چشم و دیدن چگونه استفاده کنیم که رضایت او را بهمراه داشته باشد و یک بنده خوب خداوند متعال باشیم.
به هر چیزی که پروردگار متعال امر فرموده نگاه میکنیم و از هر چه منع شده نگاه نمیکنیم.
ببخشید که بصورت یک مثال بسیار ساده این موضوع بسیار بزرگ را عرض کردم.
سپاسگزارم
التماس دعا