PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چند سوال در مورد آیات 50 و 52 سوره احزاب



hamid3pnn
۱۳۹۳/۰۲/۲۳, ۲۲:۲۳
با سلام خسته نباشید
این متن که نقل قول میکنم مربوط به من نیست و در جایی یک نفر نوشته که باهاش بحث کردم ولی متاسفانه چون علم من زیاد نیست گفتم اینجا مطرح کنم تا جواب آن فرد را بدم چون اون فرد در یک جای عمومی مطرح کرده
فقط لطفا زودتر پاسخ دندانشکن بدهید که نتونه چیزی بگه.
انشاءالله سربلند باشید



سوره احزاب آیه 50يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا.ای پيامبر ، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که به عنوان ، غنايم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داييها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کرديم ، و نيز زن مؤمنی را که خود را به پيامبر بخشيده باشد، هر گاه پيامبر بخواهد او را به زنی گيرد اين حکم ويژه توست نه ديگرمؤمنان ما می دانيم در باره زنانشان و کنيزانشان چه حکمی کرده ايم ، تابرای تو مشکلی پيش نيايد و خدا آمرزنده و مهربان است.این آیه از آیاتی است که محمد برای اشباع تمایلات خود سروده است، یا الله خداوند جهانیان کار خود را رها کرده است و برای محترم شمردن و تکریم پیامبر بر او نازل کرده است تا پیامبر در یافتن شرکای خود بواسطه این محبت سخاوتمندانه الله، ، زیاد متحمل تلاش و تکاپو نشود و بتواند به زنی که در اطراف او یافت میشود بدون مشکل شرعی بگیرد


و



سوره احزاب آیه 52
لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا.بعد از اين زنان ، هيچ زنی بر تو حلال نيست و نيز زنی به جای ايشان ، اختيار کردن ، هر چند تو رااز زيبايی او خوش آيد ، مگرآنچه به غنيمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چيزی است.بر اساس روایات دو آیه قبلی (احزاب 50 و 51) به دلیل اعتراضی که از سوی اطرافیان محمد به این زیاده خواهی های او شده بود توسط این آیه منسوخ شدند. اما محمد همچنان نتوانسته است دل از زنانی که در جنگها به آنها دست میافته است بکند. بنابر این میگوید که همچنان میتواند همچون سایر مسلمانان به زنان اسیر شده و به غنیمت گرفته شده در جنگ تجاوز کند. در زنان محمد به زنانی بر میخوریم که محمد شخصاً آنها را از میان اسرای جنگی گرفته است.
جویریه از معروف ترین این زنان است. ریحانه نیز كه پس از قتل همسرش به عنوان برده برده شد

اگر جملات من دروغ بود و همبستری یا جماع اتفاق نیافتاده بود من به علت تهمت زدن کار بدی کرده بودم ولی وقتی مثلا میشه گفت برنوسکولی با یک دختر 16 ساله یا کیلینتون با مونیکا ارتباط داشته اشاره به واقعیت های اتفاق افتاده ایرادی نداره .
صحیح بخاری جلد 7 ام بخش 97 شماره 137
ابی سعید الخدری روایت کرده است:
ما در میان غنایم جنگی اسرای زنی بدست آوردیم و با آنها مقاربت جنسی منقطع (عزل) میکردیم، از پیامبر پیرامون اینکار پرسیدیم، او گفت "آیا واقعا اینکار را میکنید؟" بعد از اینکه این پرسش را سه بار تکرار کرد گفت "هیچ نفسی نیست که قرار باشد وجود داشته باشد، و تا روز قیامت بوجود نیاید."





صفیه دختر زیباروی حیی بن اخطب رییس قبیله بنی نضیر و همسر کنانة ابن ربیع بوده‌است كه رسول‌الله پس از قتل پدر و سر بريدن شوهرش او را به عنوان غنيمت جنگي تصاحب ميكند
رسول‌الله به بهانه اينكه كنانه شوهر صفيه از محل اختفاي گنج موهومي قبيله اش با خبر است او را به دست يكي از جلادانش به نام زبيربن‌عوام ميسپارد و به او ميگويد: «عذابش كن تا آنچه پيش اوست بگيري» و زبير چندان به سينه او كوفت كه نزديك بود جان بدهد. آنگاه محمد او را به محمدبن‌سلمه داد تا سر ببرد. (تاريخ طبري ج سوم ص1149)پس از کشته‌شدن شوهر صفیه در جنگ٬ وی را نزد محمد آوردند. او هم بنا به رسم معمول ردای خود را بر روی دوش وی انداخت و با این کار وی را به مالکیت خود در آورد



و لطفا در پایان هم خودم برام سواله که چرا اون زمان وقتی زنی به اسیری گرفته میشد حتما باهاش ازدواج میکردند و چرا انگار از شوهر قبلیش طلاق غیابی گرفته میشد
انشاءالله سربلند باشید

پیام
۱۳۹۳/۰۲/۲۸, ۰۸:۵۸
با سلام " شما در حقیقت چندین سوال را مطرح فرمودید که آنچه مربوط به تفسیر وعلوم قرآنی هست را بمورد بررسی قرار میدیم.
برای اطلاع شما بزرگوار این بحث را تحت عنوان اختصاصات پپامبر(ص) ویا همسران پیامبر (ص) بحث شده که به عنوان نمونه : پایان نامه «اختصاصات پیامبر(ص) در قرآن با تطبیق بر نظر فریقین» به قلم سید محمد نقیب و با راهنمایی حجت الاسلام محمدرضا جباری و با مشاوره حجت الاسلام محسن الویری برای اخذ مدرک سطح چهار «پایان نامه دکتری» حوزه علمیه قم نوشته شده و در سال 1391 دفاع شده و شما می تونید ازآن استفاده کنید ویاکتابهای:همسران پیامبر (ص)نوشته عقیقی بخشایشی ، زوجات النبی ا(ص) نوشته امیر مهنا الخیامی

پیام
۱۳۹۳/۰۲/۲۸, ۰۹:۰۸
اما راجع به اينكه آيا اين حكم كلى در مورد پيامبر ص مصداقى پيدا كرده يا نه؟ در ميان مفسران گفتگو است.
بعضى همچون ابن عباس و برخى ديگر از مفسران معتقدند كه پيامبر ص با هيچ زنى به اين كيفيت ازدواج نكرد، بنا بر اين حكم بالا فقط يك اجازه كلى براى پيامبر ص بود كه هرگز عملا مورد استفاده قرار نگرفت.
در حالى كه بعضى ديگر نام سه يا چهار زن از همسران پيامبر ص را برده‏ اند كه بدون مهر به ازدواج آن حضرت در آمدند،" ميمونه" دختر حارث و" زينب" دختر خزيمه كه از طايفه انصار بود، و زنى از بنى اسد به نام" ام شريك" دختر جابر و" خوله" دختر حكيم بوده است.
بدون شك اينگونه زنان تنها خواهان كسب افتخار معنوى بودند كه از طريق ازدواج با پيامبر ص براى آنها حاصل مى‏شد، لذا بدون هيچگونه مهرى آماده همسرى با او شدند، ولى همانگونه كه گفتيم وجود چنين مصداقى براى حكم بالا از نظر تاريخى مسلم نيست.

پیام
۱۳۹۳/۰۲/۲۸, ۰۹:۱۲
جمله اخير در آيه فوق در واقع اشاره به فلسفه اين احكام مخصوص پيامبر گرامى اسلام(ص) است، اين جمله می ‏گويد: پيامبر ص شرايطى دارد كه ديگران ندارند و همين تفاوت سبب تفاوت در احكام شده است.
به تعبير روشنتر می گويد: هدف اين بوده كه قسمتى از محدوديتها و مشكلات از دوش پيامبر ص از طريق اين احكام بر داشته شود.
و اين تعبير لطيفى است كه نشان مى‏دهد ازدواج پيامبر ص با زنان متعدد و مختلف براى حل يك سلسله مشكلات اجتماعى و سياسى در زندگى او بوده است.

پیام
۱۳۹۳/۰۲/۲۸, ۰۹:۱۴
اما راجع به صفیه
صفیه دختر حُیَّی بن اخطب از یهودیان بنی نضیر و از نوادگان هارون برادر موسی بن عمران(ع) بود. مادرش نیز بره دختر سموءال از طایفه بنی قریظه بود.
وی نخست به عقد سلام بن مشکم در آمد و سپس از او طلاق گرفت و به عقد کنانة بن ربیع ابن ابی الحقیق از یهودیان بنی نظیر درآمد. کنانه در ماه صفر سال هفتم هجری در جنگ خیبر به دست مسلمانان کشته شد.
پس از جنگ، خیبریان به اسارت مسلمانان در آمدند و صفیه نیز جزو اسیران جنگی قرار گرفت و سهم غنیمتی رسول خدا شد .حضرت وی را آزاد کرد و سپس به عقد خویش درآورد.
دربارة این ازدواج گفته اند که حضرت در صورت صفیه آثاری از کبودی مشاهده نمود و علت را از وی پرسید. وی در پاسخ گفت: شبی در خواب دیدم، ماهی از مدینه آمد و بر دامن من نشست. خواب را برای شوهرم بیان کردم وی برآشفت و سیلی محکمی بر صورتم نواخت و گفت: آرزو داری همسر پادشاهی شوی که در مدینه ظهور کرده است.
این اثر آن سیلی است. پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: اگر مسلمان شوی آزادت می کنم و همسر خودم قرار می دهم و اگر مسلمان نمی شوی آزادت می کنم و به قبیلة خودت باز می گردانم. وی مسلمان شد و پیامبر(ص) او را آزاد کرد و با وی عقد ازدواج بست.
وی در سال 50 یا 52 هجری در مدینه درگذشت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

پیام
۱۳۹۳/۰۲/۲۸, ۰۹:۱۹
گوشه ‏اى از فلسفه تعدد زوجات پيامبر (ص)

جمله اخير در آيه فوق در واقع اشاره به فلسفه اين احكام مخصوص پيامبر گرامى اسلام است، اين جمله مى ‏گويد: پيامبر ص شرايطى دارد كه ديگران ندارند و همين تفاوت سبب تفاوت در احكام شده است.

به تعبير روشنتر مى‏ گويد: هدف اين بوده كه قسمتى از محدوديت ها و مشكلات از دوش پيامبر ص از طريق اين احكام بر داشته شود.

و اين تعبير لطيفى است كه نشان مى‏دهد ازدواج پيامبر ص با زنان متعدد و مختلف براى حل يك سلسله مشكلات اجتماعى و سياسى در زندگى او بوده است.

زيرا مى ‏دانيم هنگامى كه پيامبر ص نداى اسلام را بلند كرد تك و تنها بود، و تا مدتها جز عده محدود و كمى به او ايمان نياوردند، او بر ضد تمام معتقدات خرافى عصر و محيط خود قيام كرد، و به همه اعلان جنگ داد، طبيعى است كه همه اقوام و قبائل آن محيط بر ضد او بسيج شوند.

و بايد از تمام وسائل براى شكستن اتحاد نامقدس دشمنان استفاده كند كه يكى از آنها ايجاد رابطه خويشاوندى از طريق ازدواج با قبائل مختلف بود، زيرا محكم ترين رابطه در ميان عرب جاهلى رابطه خويشاوندى محسوب مى‏شد، و داماد قبيله را همواره از خود مى‏ دانستند، و دفاع از او را لازم، و تنها گذاشتن او را گناه مى‏شمردند.

قرائن زيادى در دست داريم كه نشان مى ‏دهد ازدواج هاى پيامبر لا اقل در بسيارى از موارد جنبه سياسى داشته است.
و بعضى ازدواج هاى او مانند ازدواج با" زينب"، براى شكستن سنت جاهلى بوده كه شرح آن را ذيل آيه 37 همين سوره بيان كرديم. بعضى ديگر براى كاستن از عداوت، يا طرح دوستى و جلب محبت اشخاص و يا اقوام متعصب و لجوج بوده است.

روشن است كسى كه در سن 25 سالگى كه عنفوان جوانى او بوده با زن بيوه چهل ‏ساله‏ اى ازدواج مى ‏كند، و تا 53 سالگى تنها به همين يك زن بيوه قناعت مى ‏نمايد و به اين ترتيب دوران جوانى خود را پشت سر گذاشته و به سن كهولت مى ‏رسد، و بعد به ازدواج هاى متعددى دست مى ‏زند حتما دليل و فلسفه‏ اى دارد، و با هيچ حسابى آن را نمى ‏توان به انگيزه ‏هاى علاقه جنسى پيوند داد، زيرا با اينكه مساله ازدواج متعدد در ميان عرب در آن روز بسيار ساده و عادى بوده و حتى گاهى همسر اول به خواستگارى همسر دوم مى ‏رفته و هيچگونه محدوديتى براى گرفتن همسرى قائل نبودند براى پيامبر ص ازدواجهاى متعدد در سنين جوانى نه مانع اجتماعى داشت، و نه شرائط سنگين مالى، و نه كمترين نقصى محسوب مى ‏شد.

جالب اينكه در تواريخ آمده است پيامبر ص تنها با يك زن" باكره" ازدواج كرد و او عايشه بود، بقيه همسران او همه زنان بيوه بودند كه طبعا نمى ‏توانستند از جنبه ‏هاى جنسى چندان تمايل كسى را برانگيزند « بحار الانوار جلد 22 صفحه 191 و 192».

حتى در بعضى از تواريخ مى ‏خوانيم كه پيامبر با زنان متعددى ازدواج كرد و جز مراسم عقد انجام نشد، و هرگز آميزش با آنها نكرد، حتى در مواردى تنها به خواستگارى بعضى از زنان قبائل قناعت كرد « بحار الانوار جلد 22 صفحه 191 و 192».

و آنها به همين قدر خوشحال بودند و مباهات مى ‏كردند كه زنى از قبيله آنان به نام همسر پيامبر ص ناميده شده، و اين افتخار براى آنها حاصل گشته است، و به اين ترتيب رابطه و پيوند اجتماعى آنها با پيامبر ص محكمتر، و در دفاع از او مصمم تر مى ‏شدند.

از سوى ديگر با اينكه پيامبر ص مسلما مرد عقيمى نبود ولى فرزندان كمى از او به يادگار ماند، در حالى كه اگر اين ازدواج ها به خاطر جاذبه جنسى اين زنان انجام مى ‏شد بايد فرزندان بسيارى از او به يادگار مانده باشد.

و نيز قابل توجه است كه بعضى از اين زنان مانند عايشه هنگامى كه به همسرى پيامبر ص در آمد بسيار كم سن و سال بود، و سال ها گذشت تا توانست يك همسر واقعى براى او باشد، اين نشان مى ‏دهد كه ازدواج با چنين دخترى انگيزه‏ هاى ديگرى داشته و هدف اصلى همان ها بوده است كه در بالا اشاره كرديم.

گر چه دشمنان اسلام خواسته ‏اند ازدواج هاى متعدد پيامبر اسلام ص را دستاويز شديدترين حملات مغرضانه قرار دهند، و از آن افسانه‏ هاى دروغين بسازند، ولى سن بالاى پيامبر به هنگام اين ازدواج هاى متعدد از يك سو، و شرائط خاص سنى و قبيله‏ اى اين زنان از سوى ديگر، و قرائن مختلفى كه در بالا به قسمتى از آن اشاره كرديم از سوى سوم حقيقت را آفتابى مى ‏كند، و توطئه ‏هاى مغرضان را فاش مى ‏سازد.

«به نقل از تفسير نمونه ذيل آيه شريفه»

پیام
۱۳۹۳/۰۲/۲۸, ۰۹:۲۸
هبه النفس( بخشيدن مهریه) زنان براي پيامبر(ص)
يا ايها النبي انا احللنا لك ازواجك التي اتيت اجورهن وما ملكت يمينك مما افاء الله عليك وبنات عمك و بنات عماتك و بنات خالك و بنات خالاتك الاتي هاجرن معك و امرأه مؤمنه ان وهبت نفسها للنبي ان اراد النبي ان يستنكحها خالصه لك من دون المومنين قد علمنا ما فرضنا عليهم في ازواجهم و ما ملكت ايمانهم لكي لا يكون عليك حرج و كان الله غفورا رحيما [1] «هبه»: به معناي بخشيدن، بخشش و عطا مي باشد.[2] در اين آيه از دو جهت در خصوص ازدواج پيامبر(ص) حكم شده است، اين دو حكم، خاص آن حضرت بوده و كسي ديگر از مومنين را شامل نمي شود. الف؛ پيامبر(ص) مجاز بود هر تعداد كه بخواهد همسر برگزيند.[3] ب؛ چنانچه زني نفس خود را (بدون خواستن مهر) به پيامبر(ص) هبه مي كرد، پيامبر(ص) مي توانست او را تزويج نمايد.
روایات شأن نزول آیه
1. علي بن ابراهيم در شان نزول این آیه از پدرش از ابن محبوب از ابن رئاب از محمد بن قيس از ابي جعفر[امام باقر(ع)] روايت كرده است؛ «زني از انصار نزد رسول الله آمد او با لباسهاي مرتب و موهاي شانه كرده و در حاليكه پيامبر(ص) در منزل حفصه بود بر حضرت وارد شد و گفت: اي رسول خدا زن از شوهر خواستگاري نمي‌كند، من زني بي شوهر هستم و مدتهاست كه شوهر و فرزندي ندارم. چنانچه نيازي [به زن] داشتي باشي، واگر مرا قبول كني من خود را به تو هبه مي كنم. رسول خدا(ص) هم خير [= جملات خوب] به او گفت و براي او دعا كرد، سپس فرمود: اي خواهر انصاري خداوند به خاطر رسول الله به شما خوبي عطا كند؛ مردان شما مرا ياري كردند و زنان شما به من ميل دارند. حفصه خطاب به آن زن گفت: چقدر حيا و روي تو در برابر مردان كم است؟!!![كم حيا و پر رو هستي]. پيامبر(ص) خطاب به حفصه فرمود: رهايش كن او بهتر از توست او به رسول خدا رغبت دارد اما تو او را سرزنش و از او عيب جويي مي كني؛ سپس پيامبر(ص) به آن زن فرمود: از اينجا برو خداوند تو را رحمت كند، به خاطر رغبت و اظهار محبت به من و شادماني من، خداوند بهشت را بر تو واجب كرد. ان شاء الله خبر من به تو ميرسد سپس خداوند نازل كرد «و امرأه مومنه ان وهبت نفسها للنبي ان اراد النبي ان يستنكحها التبي خالصه لك من دون المومنين». امام باقر(ع) فرمودند: خداوند هبه النفس«خود بخشيدن» زنان را براي پيامبر(ص) حلال كرد و آن را براي غير او حلال نمي باشد.[4]
2. علي بن ابراهيم از پدرش و محمد بن يحيی ازاحمد بن محمد همگي از ابن عمير از حماد از حلبي روايت كرده اند كه گفت: «‌‌از ابي عبدالله[امام صادق(ع)] از قول خداوند عزوجل «يا ايها النبي انا احللنا لك ازواجك» سوال كردم، گفتم: چه تعداد زن براي پيامبر(ص) حلال بود؟ امام فرمود: هر تعداد كه مي‌خواست ……»[5]
3. عده‌اي از اصحاب ما [روات شيعه] از سهل بن زياد از احمد بن محمد از ابي نصر از داود بن سرحان از زراره روايت كرده اند كه گفت: «از ابي جعفر[امام باقر(ع)] از قول خداوند عزوجل «و امرأه مومنه ان وهبت نفسها للنبي» سوال كردم. امام(ع) فرمود: هبه جزء براي رسول خدا(ص) جايز و حلال نيست و براي غير او نكاح بدون مهر صحيح نمي باشد.»[6]
وهمچنین طبرسی(ره) «صاحب مجمع البیان» ذيل آيه «و امرأه مومنه ان وهبت نفسها للنبي ان اراد النبي ان يستنكحها النبي خالصه لك من دون المومنين» مي‌گويد: «يعني اين حكم به تو اختصاص دارد. ابن عباس گفته است: يعني براي غير تو اين امر حلال نيست. و در خصوص تو حليت دارد. و اين از خصايص پيامبر(ص) در نكاح بود و نكاح با لفظ هبه منعقد مي شد‌،‌ و نكاح با لفظ هبه براي غير او منعقد نمي‌شود‌.‌ اختلاف شده است كه آيا [در مقام اثبات و عمل] زني بوده است كه خود را به پيامبر(ص) هبه كرده باشد يا خير؟. قولي مي‌گويد: زني كه خود را هبه كرده باشد وجود نداشته است. قول ديگر مي‌گويد: ميمونه بنت حارث بدون مهر نزد پيامبر(ص) بوده است، او خود را به پيامبر(ص) بخشيده بود. قول ديگر مي‌گويد: آن زن زينب بنت خزيمه ام المساكين (از انصار) بوده است‌. ‌‌قول ديگر مي‌گويد: او زني از بني اسد بود كه به او ام شريك بنت جابر گفته مي شد‌‌.‌‌ قول ديگر مي‌گويد: او خوله بنت حكيم بوده است. گفته اند وقتي كه او خود را به پيامبر(ص) بخشيد عايشه گفت: براي چه زنها خودشان را بدون مهر هبه مي نمايند‌؟. ‌سپس اين آيه نازل شد. عايشه خطاب به پيامبر(ص) گفت: نديدم خداي تعالی را مگر اينكه در هوا و خاطر تو شتاب مي نمايد. پيامبر(ص) فرمود: و تو هم البته اگر او را اطاعت كني در هوايت شتاب مي‌كند». ثعلبي نيز در شأن نزول آيه نقل كرده است: «هشام بن عروه از پدرش از عايشه روايت كرده است: او بر زناني كه خود را براي رسول خدا(ص) هبه مي كردند عيب مي گرفت و مي گفت: چگونه است زني حيا نمي‌كند كه خود را بر مردي بدون مهر هبه يا عرضه مي‌كند‌؟. ‌ ‌سپس اين آيه نازل شد. عايشه گفت: به رسول خدا(ص) گفتم: خداوند در هوا (خواسته) تو زود شتاب مي‌كند.[7]

1- اي پيامبر ما همسران تو را كه مهرشان پرداخته اي براي تو حلال كرديم و همچنين كنيزاني كه - از طريق غنائمي كه خدا براي تو بخشيده است - مالك شده اي و دختران عموي تو و دختران عمه و دختران دايي تو و دختران خاله ها كه با تو مهاجرت كرده اند ( ازدواج با آنها براي تو حلال است ) و نيز زن با ايماني كه خود را به پيامبر بخشد( و مهري براي خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد او را به همسري برگزيند ؛ اما چنين ازدواجي تنها براي تو مجاز است نه ديگر مومنان ؛ ما مي‌دانيم براي آنان در مورد همسرانشان و كنيزان چه حكمي مقرر داشته ايم اين به خاطر اين است كه مشكلي براي تو نباشد و خداوند آمرزنده و مهربان است . احزاب :33 ، آيه 50 .
2ـ راغب اصفهاني مي گويد : « هبه آن است كه مال خود را بدون عوض براي غير قرار دهي » . مفردات الفاظ القرآن ص 884
3ـ حكم داشتن بيش از چهار همسر دائم خاص پيامبر (ص) بوده و براي مومنين در چهار همسرمحدود است ؛ «فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنی و ثلاث و رباع: با زنان پاك ازدواج نماييد، دو يا سه و يا چهار همسر » . نساء : 4 ، آيه 13 .
4- اصول كافي ج 5 ص 568 . در تفسير قمي و ديگر منابع اين روايت با اندكي تفاوت در لفظ و با حفظ مفهوم ذكر شده است و به جاي حفصه نام عايشه آمده است .
5- همان ص 384 [10]ـ همان ص 384
6- مجمع البیان ج 8 ص 571
7ـ الکشف و البیان عن تفسیر القران ، ج 8 ص 55

hamid3pnn
۱۳۹۳/۰۲/۲۹, ۱۶:۱۷
خيلي ممنون فقط دليل ازدواج با زنان اسيرشده رو متوجه نشدم که به عنوان غنايم استفاده ميشدند و به عقد خود درمي آوردند و بين مسلمانان تقسيم ميشدند يعني چرا آنها را آزاد نميکردند تا به نزد شوهران خود برگردند؟
چون ممکنه اشتباه کرده باشند و توبه کنند و بخواهند نزد خانواده خود برگردند , بيشتر در مورد اين موضوع سوال هست.

پیام
۱۳۹۳/۰۲/۳۰, ۰۶:۲۱
وَالْمُحْصَنَتُ مِنَ النِّسَآءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُکُمْ کِتَبَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ سوره نساء آیه24ترجمه:

و(ازدواج با) زنان شوهردار (نیز بر شما حرام شده است،) مگر آنان که (به حکم خداوند، در جنگ با کفّار) مالک شده‏اید. (این احکام،) نوشته و قانون خدا بر شماست.
پاسخ:
اسلام اسارت زن کافر را به منزله طلاق از شوهران سابق تلقى کـرده ، و اجـازه مى دهد بعد از تمام شدن عده آنها با آنان ازدواج کنند و یا همچون یک کنیز با آنان رفتار شود (الا ما ملکت ایمانکم ).
همانگونه که زن غیر مسلمانی بعد از اسلام آوردن رابطه او با شوهرش ( اگر به کفر ادامه) دهد قطع میگردد.

فـلسـفـه ایـن حـکـم در حـقـیـقـت ایـن اسـت کـه ایـن گونه زنان یا باید به محیط ((کفر)) بازگشت داده شوند، و یا بدون ((شوهر)) همچنان در میان مسلمانان بمانند و یا رابطه آنـهـا بـا شـوهـران سـابـق قـطـع شـود و از نـو ازدواج دیـگـرى نـمـایـنـد،
صـورت اول بـر خـلاف اصـول تـربـیـتى اسلام و صورت دوم ظالمانه است ، بنابر این تنها راه همان راه سوم است .1
1-تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه

Partofar
۱۳۹۳/۰۳/۰۱, ۰۷:۱۵
وَالْمُحْصَنَتُ مِنَ النِّسَآءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُکُمْ کِتَبَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ سوره نساء آیه24ترجمه:

و(ازدواج با) زنان شوهردار (نیز بر شما حرام شده است،) مگر آنان که (به حکم خداوند، در جنگ با کفّار) مالک شده‏اید. (این احکام،) نوشته و قانون خدا بر شماست.
پاسخ:
اسلام اسارت زن کافر را به منزله طلاق از شوهران سابق تلقى کـرده ، و اجـازه مى دهد بعد از تمام شدن عده آنها با آنان ازدواج کنند و یا همچون یک کنیز با آنان رفتار شود (الا ما ملکت ایمانکم ).
همانگونه که زن غیر مسلمانی بعد از اسلام آوردن رابطه او با شوهرش ( اگر به کفر ادامه) دهد قطع میگردد.

فـلسـفـه ایـن حـکـم در حـقـیـقـت ایـن اسـت کـه ایـن گونه زنان یا باید به محیط ((کفر)) بازگشت داده شوند، و یا بدون ((شوهر)) همچنان در میان مسلمانان بمانند و یا رابطه آنـهـا بـا شـوهـران سـابـق قـطـع شـود و از نـو ازدواج دیـگـرى نـمـایـنـد،
صـورت اول بـر خـلاف اصـول تـربـیـتى اسلام و صورت دوم ظالمانه است ، بنابر این تنها راه همان راه سوم است .1
1-تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه

با سلام و عرض ادب و احترام
در یکی از مسابقه های جام حذفی که من طراح آن بودم همین آیات را آورده ام ولی موارد دیگری است که به آن در بحث شما پاسخ داده نشد و نیمه کاره مانده:
در تفسیر نمونه ضمن بحث نتیجه گرفته اند:

کسانی میتوانند با این زنان ملکی خود ازدواج کنند که توان ازدواج با زنان آزاد را ندارند.

دیگر نتوانند خود را کنترل کنند.

این امر فقط برای جلوگیری فساد در جامعه اسلامی است و نه برای شهوت رانی


با تشکر و سپاس
التماس دعا

پیام
۱۳۹۳/۰۳/۲۹, ۱۶:۰۶
نکته پیرامون همسران پیامبر(ص)

مخیر بودن همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)بین جدایی از او - اگر دل به دنیا و زینت های آن بسته اند - یا تحمل سختی های زندگی در خانه او - اگرخدا و رسول و دار آخرت را می طلبندصورتی است که بخواهند همسر او باشند، و گرنه مانند سایر مردمند، و سپس ایشان راخطاب کند که متوجه باشند در چه موقفی دشوار قرار گرفته اند، و به خاطر افتخاری که نصیبشان شده چه شدایدی را باید تحمل کنند، پس اگر از خدا بترسند، خداوند اجر دو چندانشان می دهد، واگر هم عمل زشتی کنند، عذابشان نزد خدا دو چندان خواهد بود.

آنگاه ایشان را امر می کند به عفت، و اینکه ملازم خانه خودباشند، و چون سایر زنان خود را به نامحرم نشان ندهند، و نماز بگزارند، و زکات دهند، و از آنچه در خانه هایشان نازل وتلاوت می شود از آیات قرآنی و حکمت آسمانی یاد کنند، و در آخر، عموم صالحان از مردان وزنان را وعده مغفرت و اجر عظیم می دهد.
یا ایها النبی قل لازواجک...اجرا عظیماسیاق این دو آیه اشاره دارد به اینکه گویا از زنان رسول خدا(ص)یا از بعضی ایشان سخنی و یا عملی سرزده که دلالت می کرده بر اینکه از زندگی مادی خود راضی نبوده اند، و در خانه رسول خدا(ص) به ایشان سخت می گذشته، و نزد رسول خدا(ص)از وضع زندگی خود شکایت کرده اند وپیشنهاد کرده اند که کمی در زندگی ایشان توسعه دهد، و از زینت زندگی مادی بهره مندشان کند.
دنبال این جریان خدا این آیات را فرستاده، و به پیغمبرش دستورداده که ایشان رابین ماندن و رفتن مخیر کند، یا بروند و هر جوری که دلشان می خواهد زندگی کنند،و یابمانند و با همین زندگی بسازند، چیزی که هست این معنا را چنین تعبیر کرد، که اگر حیات دنیا و زینت آن را می خواهید،بیایید تا رهایتان کنم.و اگر خدا و رسول و دار آخرت رامی خواهید باید با وضع موجود بسازید، و از این تعبیر بر می آید که: اولا جمع بین وسعت در عیش دنیا، و صفای آن، که از هر نعمتی بهره بگیری و به آن سرگرم شوی، با همسری رسول خدا(ص)و زندگی در خانه او ممکن نیست، و این دو با هم جمع نمی شوند.
ثانیا دلالت می کند بر اینکه هر یک از دو طرف تخییر مقیدبه مقابل دیگرش است، ومراد از اراده حیات دنیا و زینت آن، این است که انسان دنیا و زینت آن را اصل وهدف قراردهد، چه اینکه آخرت را هم در نظر بگیرد یا نه، و مراد از اراده حیات آخرت نیز این است که آدمی آن راهدف و اصل قرار دهد، و دلش همواره متعلق بدان باشد، چه اینکه حیات دنیاییش هم توسعه داشته باشد،و به زینت و صفای عیش نائل بشود، یا آنکه از لذائذ مادی به کلی بی بهره باشد.

تنها ملاک سعادت و تقواست، و هیچ حسب و نسب دیگری ازآنجمله همسری پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) - ملاک نیست مطلب دیگر اینکه جزاء یعنی نتیجه اختیار کردن یکی از این دو طرف تردید مختلف است، اگر حیات دنیا و زینت آن را اختیار کنند، یعنی همسران رسول خدا(ص)از همسری او صرفنظر نمایند، نتیجه و جزایش این است که آن جناب ایشان را طلاق دهد، و هم از مال دنیابهره مندشان سازد و اما بر فرضی که به همسری آن جناب باقی بمانند وآخرت را بر حیات دنیا و زینت آن ترجیح دهند نتیجه اش اجر عظیمی است در نزد خدا، اما نه به طور مطلق، بلکه به شرطی که احسان و عمل صالح هم بکنند.
پس چنین نیست که صرف همسری رسول خدا(ص)اجرعظیم داشته باشد، و خدا برای هر کس که همسر آن جناب شود کرامتی و حرمتی قائل باشد، بلکه کرامت و احترام برای همسری توام با احسان و تقوی است، و به همین جهت است که می بینیم وقتی برای بار دوم علو مقام ایشان را ذکرمی کند، آن را مقید به تقوی نموده ومی فرماید: لستن کاحد من النساء ان اتقیتن.