PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پرسش های بسیار مهم و اساسی درباره ی قرآن و خدا



RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۱۵, ۰۰:۰۶
« بنام خدا »
درود ...
درود به همه ی دوستان گرامی ام . امیدوارم همیشه خوش و خُرّم باشید .
من یه عالمه پرسش دارم . حقیقتش ، من در جستجوی حقیقت هستم . من درباره ی قرآن و خدا یه عالمه پرسش دارم . که با اجازتون ،پرسشهام رو اینجا ( در هر پست چند پرسش ) مطرح می کنم . از اساتید گرامی و همه ی شما دوستان خوبم شدیدا خواهشمندم که تا اونجایی که اطلاعات دارین و می تونین ، من رو کمک کنید . شاید هم که در این بین پرسشهای خیلی افراد دیگر هم پاسخ داده بشه .
نمی دونم..... قبلا با خوندن قرآن و .... هرگز این چیزها به فکرم نمی رسید اما الان احساس می کنم که یک سری دریچه هایی در ذهنم باز شده و این پرسش ها رو می کنم و روش اندیشه می کنم .
نکته ی مهم :
من ایرانی هستم و مسلمان و شیعه هستم و به خدا و پیامبران و 14 معصوم (ع ) ایمان دارم .
پس خواهش می کنم پرسشها و مطلب های من رو ، روی بی ایمانی یا - منو ببخشید - کفر و .... مپندارید ... من فقط میخوام بدونم که حقیقت چیه و نمی خوام که فقط به اونچه که از بچگی به ما گفتن ، الکی باور داشته باشم .
واسه همین هم شاید بعضی از پستهایم کمی به زبان عامیانه و یا کمی رُک باشد . پس خواهش میکنم فقط از دید روشن شدن حقیقت و دانش و بدون تعصب و عصبانی شدن ، به این تاپیک بنگرید و بحث کنید و با هم دوستانه باشیم .
(پس خواهش می کنم این نکاتی رو که توی همین پست اول نوشتم رو رعایت بفرمایید . سپاس)

پس با سپاس از شما .... آغاز میکنم :

اکنون دو پرسش اولی :

پرسش 1 _ خدا خودش در قرآن خیلی ساده و راحت گفته است که : هر کس را بخواهد عذاب می کند و هر کس را بخواهد می بخشد . ( سوره ی 5 - مائده- آیه ی 40 )

أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗوَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
معنی : آیا نمی دانی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خدا است ؟ هر کس را بخواهد عذاب می کند و هرکس را بخواهد می بخشد و خدا توانا بر هر چیز است .
به هر کس را بخواهد توجه فرمایید . یعنی عشقیه ... هر کس رو دلش بخواد عذاب می کنه و هر کس رو دلش بخواد میخشه . آیا واقعا اینجوریه یا نه ؟
پرسش 2 _ خدا در قرآن گفته کسانی که در دلهایشان بیماری است، خدا خودش بیماری دلهای اونها رو بیشتر می کنه ( سوره ی 2 - بقره آیه ی 10 ) :

فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ
معنی : در دلهای آنان نوعی بیماری است . خدا بر بیماری آنها افزوده است و برای آنها به خاطر آنچه که تکذیب می کردند، عذاب دردناکی است .
خوب .... خدا مگه خوب نیست ؟ ..... خدا مگه برای همه خوبی رو نمی خواد ؟ خدا مگه سراسر خوبی مطلق نیست ؟
خوب ... بهتر اینه که کسی که بیچاره توی دلش نوعی بیماری است ، خدا اون بیماری رو شفا بده و اون آدم به سمت خوبی ها و راستی ها بیاد یا اینکه خدا بیماری توی دل اون بیچاره رو بیشتر کنه و بعدش هم بگه بخاطر تکذیب هایی که می کرده و علت اصلیش هم بیماری ای بوده ه توی دلش بوده ، عذابش می کنه ؟

بسیار سپاسگذارم که عصبانی نمیشید و متعصبانه نگاه نمی کنید و با من دوست هستید .
منظر پاسخ های خوب شما اساتید و دوستان گرامیم هستم .
بسیار سپاسگذارم .
شاد و پیروز باشید .

معین
۱۳۹۳/۰۵/۱۵, ۱۶:۵۷
با نام الله






http://www.askquran.ir/member75940-albums1516-33185.png






کارشناس بحث: استاد کریم

کریم
۱۳۹۳/۰۵/۱۸, ۰۵:۲۲
درود ...
درود به همه ی دوستان گرامی ام . امیدوارم همیشه خوش و خُرّم باشید .
سلام ورحمت الهی بر شما وبر تمام کسانی که بدنبال فهم ودرک حقیقت ووظایف خود هستند.





من ایرانی هستم و مسلمان و شیعه هستم و به خدا و پیامبران و 14 معصوم (ع ) ایمان دارم .
پس خواهش می کنم پرسشها و مطلب های من رو ، روی بی ایمانی یا - منو ببخشید - کفر و .... مپندارید ... من فقط میخوام بدونم که حقیقت چیه و نمی خوام که فقط به اونچه که از بچگی به ما گفتن ، الکی باور داشته باشم .
این روحیه شما خیلی روحیه خوبی است البته به شرطی که حتما با مطالعه وبحث جواب سوالات خود را به دست آوریم وخدای نکرده یک موقع دچار وسوسه فکری نشویم.



به هر کس را بخواهد توجه فرمایید . یعنی عشقیه ... هر کس رو دلش بخواد عذاب می کنه و هر کس رو دلش بخواد میخشه . آیا واقعا اینجوریه یا نه ؟
علامه طباطبایی در جلد 5تفسیر المیزان ص329 ذیل همین آیه 40 می فرماید: این آیه بعد از آیه مربوطه به قطع کردن دستان دزد است که در آنجا خداوند می فرماید: اگر آنها توبه کنند می بخشد وخداوند این حق را دارد چون لله ملک السموات والارض خداوند مالک آسمانها وزمین است وهمه آنها با تمام موجودات به اذن الهی حرکت می کنند وهمه مخلوق او هستند لذا خداوند می تواند چنین انسانهایی را ببخشد واگر توبه نکردند عذابشان کند. پس این عذاب دل بخواهی نیست بلکه در مقابل گناه آنهاست.( چون در فهم یک آیه ما باید به ماقبل ومابعد او هم نگاه کنیم ودر عین حال تمام آیات راجع به آن موضوع تا مقصود آیه به دست آید والبته روایات اهل بیت (ع) وکار مفسر همین است که با توجه به این نکات آیات را درست معنی کند. )
پس خداوند در قبال گناه ومعصیت آنها عذاب م یکند واگر آنها را می بخشد بعد از توبه یا از باب کرم است ومنتی است بر آنها واین حق را دارد چون هستس مال اوست وهمه چیز دارد وندار خود را از او دارند. البته یک نکته را باید مد نظر قرار داد وآن اینکه خداوند حکیم است یعنی کار بیهوده وبدون دلیل وحساب وکتاب انجام می دهد لذا وقتی ما این مساله را متوجه شدیم در فهم چنین آیاتی کمکمان می کند که بدانیم این بخشش ویا عذابها با حساب وکتاب است.
البته بنده لب کلام علامه را نقل کردم نه عین فرمایشات را.



خوب .... خدا مگه خوب نیست ؟ ..... خدا مگه برای همه خوبی رو نمی خواد ؟ خدا مگه سراسر خوبی مطلق نیست ؟
خوب ... بهتر اینه که کسی که بیچاره توی دلش نوعی بیماری است ، خدا اون بیماری رو شفا بده و اون آدم به سمت خوبی ها و راستی ها بیاد یا اینکه خدا بیماری توی دل اون بیچاره رو بیشتر کنه و بعدش هم بگه بخاطر تکذیب هایی که می کرده و علت اصلیش هم بیماری ای بوده ه توی دلش بوده ، عذابش می کنه ؟
مساله به این شکل است که منشا اصلی مرض این منافقین شک ودودلی است که خود دارند در عین حال که ادعای ایمان می کنند در باطن با کافران همکاری دارند. آنوقت این دروغگویی وشک آنقدر در اینها ریشه دوانده وآنقدر با آیات الهی وحقیقت مقابله کرده اند که هر قدر هم به آنها توصیه ونصیحت کنی وبا استدلال حقیقت برایشان اثبات کنی بجای ایمان آوردن بر نفرت وخصومت آنها اضافه می شود.
وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمومنین ولا یزید الظالمین إلا خسارا، (اسراء/82) وهر آنچه از شفاء ورحمت برای مومنین لازم است در قرآن نازل می کنیم وستمگران را جز زیان نمی افزاید.
چرا این قرآن که نور وهدایت است بجای هدایت موجب خسران بیشتر ظالمین که منافقان هم از زمره آنها هستند می شود؟ ایراد از قرآن است یااشخاص؟
اشکال اگر از قرآن بودنباید مومنان نیز هدایت می شدند پس اشکال از این ظالمین ومنافقین است چون خدواند در سوره انسان می فرماید: إنا هدیناه السبیل إما شاکرا وإما کفورا، ما راه را به انسان نمایاندیم حال می خواهد بنده شاکر باشد یا کفران کند.
پس انتخاب راه ایمان وکفر با خود انسان است. آنوقت کسی که راه عناد وکفر را با علم برگزیده مثل ابوجهل وابوسفیان ودر آن ریشه دوانده هر قدر شما بر او آیات قرآن بخوانی بجای اینکه موجب هدایت او شود بر عنادش می افزاید.
اینجا ایراد از قرآن نیستوخداوند هم برای اتمام حجت وبیان حقیقت این مطالب را باید بیان کند ولی چون اینها بیماری روحی دارند از پذیرش حق سر باز می زنند وهر قدر هم تکرار کنی بر عنادشان افزوده می شود. وچون این عناد وافزایش کفر ونفاق در سایه آیات قرآن ودعوت به حق است به خداوند نسبت داده شده ولی در اصل هر چه خداوند نقل کرده برای هدایت است.

|الهه|
۱۳۹۳/۰۵/۱۸, ۱۶:۳۴
درود...هرچند تاپیک را جناب rahe rast ایجاد کردند.ولی با اجاز من هم یک سوال در ادامه پست جناب rahe rast دارم.کارشناس محترم دقیقا منظور خدا از اینکه می گوید بر مرض او افزوده ایم چیست؟می شود توضیح دهید.خوب آنها مرض دارند حالا چرا خدا یک مرض اضافی هم به آن می افزاید...خوب طرف مرض دارد خدا بنا به این آیه( ما راه را به انسان نمایاندیم حال می خواهد بنده شاکر باشد یا کفران کند.)آزادش قرار دهد که در همان مرض خود عذاب بکشد و عقوبت ببیند و الی آخر...دیگر مرض اضافی اینجا منظور چیست که بر مرض های طرف اضافه می شود؟؟
از طرف دیگر اگر کسی مثلا یک مرض دارد و تنها یک جنایتی می کند و بعد خدا آمد بر مرض طرف افزود و طرف با افزوده شدن مرضش و کور شدن بیشتر عقل و قلبش به جای آن یک جنایت ابتدایی حال دو جنایت انجام دهد.آن جنایت دومی گناهش به حساب کی نوشته می شود؟.این جنایت دوم حاصل مرضی است که خدا بر دل او افزوده این طور نیست؟البته بنا به آیه زیر:
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ....

کریم
۱۳۹۳/۰۵/۱۹, ۰۵:۲۲
درود...هرچند تاپیک را جناب rahe rast ایجاد کردند.ولی با اجاز من هم یک سوال در ادامه پست جناب rahe rast دارم.کارشناس محترم دقیقا منظور خدا از اینکه می گوید بر مرض او افزوده ایم چیست؟می شود توضیح دهید.خوب آنها مرض دارند حالا چرا خدا یک مرض اضافی هم به آن می افزاید...خوب طرف مرض دارد خدا بنا به این آیه( ما راه را به انسان نمایاندیم حال می خواهد بنده شاکر باشد یا کفران کند.)آزادش قرار دهد که در همان مرض خود عذاب بکشد و عقوبت ببیند و الی آخر...دیگر مرض اضافی اینجا منظور چیست که بر مرض های طرف اضافه می شود؟؟
از طرف دیگر اگر کسی مثلا یک مرض دارد و تنها یک جنایتی می کند و بعد خدا آمد بر مرض طرف افزود و طرف با افزوده شدن مرضش و کور شدن بیشتر عقل و قلبش به جای آن یک جنایت ابتدایی حال دو جنایت انجام دهد.آن جنایت دومی گناهش به حساب کی نوشته می شود؟.این جنایت دوم حاصل مرضی است که خدا بر دل او افزوده این طور نیست؟البته بنا به آیه زیر:
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ....
سلام علیکم
نه اینطور که برداشت کردید نیست. در اول همین سوره بقره آیه 2 خداوند متعال می فرماید: ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین، این کتابی است که هیچ شکی در آن یست وهدایت کننده متقین است.
قرآن چرا باید فقط هدایتگر متقین باشد در حالی که برای هدایت همه بشر آمده است. اینجا ایراد از قرآن نیست بلکه از مردم است. در تفسیر نمونه ذیل همین آیه تمثیل خوبی آورده است. می گوید: زمینی که در آن کشاورزی می کنند باید قابلیت کشاورزی داشته باشد ودر زمین شوره زار وصفت نمی توان کشاورزی کرد. پس هر جایی محل کشاورزی نیست واینجا ایراد از بذر کشاورزی یا کود نیست بلکه زمین قابلیت دریافت ندارد واگر بپاشی از بین خواهد رفت. د ربحث ما هم قرآن نور است وشفاء قلوبی اما قلبی که از عناد ولجن گناه پر شده است شما هر قدر هم آیه قرآنی برای آن بفرستی لا یزید إلا خسارا، بر خسران وزیان او می فزاید وبه تعبیر دیگر همان لا یزید الا خسارا است.
اینطور نیست که مثلا یکی دو کیلو میوه خریده ما هم یک کلیلو بر آن اضافه کنیم بلکه قلب ودرون این آدمها برای دریافت حق آمده نکرده اند. وفساد آنها با اینکه می دانند این سخنان حق است اجازه نمی دهد به آنها گوش کنند. بنده در منزل یکی از اقوام روضه اهل بیت داشتم وقبل جلسه احکام می گفتم که یک یاز این بحثها احکام خمس بود، فامیل ما که اهل ربا بود وبا اینکه نماز خوان است با خمس رابطه ای ندارد فرا به بنده گفت: فلان کس در مورد خمس وزکات زیاد حرف نزن چون پا منبری ات کم می شه.
این آدم دردش من نبودم بلکه چون دلش نمی خواست خمس دهد لذا برای اینکه عذاب وجدان نگیرد وراحت در حرام خود غوطه ور باشد می گفت بهتر است این حرفها را نشنوم.
در اینجا نیز این منافق از درون مشکل دارد وه قدر حرف حق به او بگویی نتیجه عکس می دهد وچون این حرف حق از جانب خداوند است واین شخص خود را آماده برای دریافت آن نکرده وعنادش باعث می شود عکس عمل کند این ازدیاد مرض را خداوند به خودش نسبت داده است.

|الهه|
۱۳۹۳/۰۵/۱۹, ۰۸:۲۵
سلامی دوباره...ولی ظاهر آِیه در وهله اول برای افرادی شاید باعث شود که مثلا به اشتباه این طور فکر کنند که مثلا طرف که مرض گرفته خدا هم به تلافی،بر مرض طرف می افزاید...مثلا اینکه طرف یک چمش کور باشد و بعد خدا بگوید حالا که یک چشمت کور است من چشم دیگر را هم کور می کنم تا گمراه تر بشوی...ولی پس ببخشید با توضیحاتی که فرمودید می توان گفت که منظور آیه تقریبا این بود:
که طرف خود با ارداه و انتخاب خود به سمت جهل و تباهی رفته و در پی این امر شنیدن حقایق قرآن جهل فرد را افزون تر می کند و این همان افزایش مرضی است که خدا در آیه قرآن می گوید که بر فرد اضافه می کنیم....یعنی مرضی که خدا می گوید بر آنها افزوده است حاصل همان شنیدن حقایق دنیا یا آیات قرآن است؟و نتیجه عمل خود اشخاص است؟...

کریم
۱۳۹۳/۰۵/۲۱, ۱۳:۰۱
که طرف خود با ارداه و انتخاب خود به سمت جهل و تباهی رفته و در پی این امر شنیدن حقایق قرآن جهل فرد را افزون تر می کند و این همان افزایش مرضی است که خدا در آیه قرآن می گوید که بر فرد اضافه می کنیم....یعنی مرضی که خدا می گوید بر آنها افزوده است حاصل همان شنیدن حقایق دنیا یا آیات قرآن است؟و نتیجه عمل خود اشخاص است؟...
سلام
بله همین طور است وبه عبارت علمی تر اشکال از فاعلیت فاعل نیست بلکه از قابلیت قابل است یعنی خداوند آنچه برای هدایت بشر لازم است بیان کرده ولی عده ای از آدمها که خود را تهذیب نکرده ودچار رذائل اخلاقی هستند به جا ی اینکه با محور ومعیار قرار دادن عقل ووحی خود را پرورش دهند واز بدی ها دور یکرده وبه خوبی ها چنگ زنند. با آیات نورانی الهی عناد ورزیده وروز به روز به شقاوت خود می افزایند.

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۲۳:۰۲
با درود به همه ی شما گرامیان ............
بسیار سپاسگزارم از جناب « کریم » که پاسخ دادند .
و از دیگر دوستان که نظر دادند .

***
البته من متاسفانه چون بیمار هستم ، شاید نتوانم برخی از پرسش ها و پاسخ های این تاپیک را ، برای بحث کردن ، وقت زیادی رویشان بگزارم ... اما تا جایی که در توانم باشد ، می کوشم تا اگر درباره ی پاسخ ها و نظرات دوستانم ، مطلبی داشتم ، آن را بیان کنم . اگر هم که نتوانستم و بحث درباره ی چند پرسش ، کمی کوتاه تر شد ، باز هم فکر می کنم که برای خودم و خوانندگان این مطالب ، سودمند باشد و حداقل شاید برای آنها پاسخ هایی را (حتی اگر هم ناکامل باشد ) فراهم آورد و راهی را بگشاید . ( خواستار دعا از همه ی شما عزیران برای سلامتی خودم و برادرم هستم . سپاس )

***
پاسخ استاد ، و نظرات شما را درباره ی 2 پرسش اولی خواندم .
با سپاس از شما و دعای نیک برای شما عزیزان .
در مورد آنچه که همگی فرمودید ، چند نظر دارم که خیلی زود می نویسم .

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۴, ۱۴:۱۸
با درود به همه ..........

در مورد آنچه که همگی در باره ی پرسش اول ( سوره ی 5 - مائده - آیه ی 40 ) فرمودید ، چند نظر دارم که اینجا بیان می کنم . ( نظراتم درباره ی پرسش دوم را در پست بعدی بیان می کنم )
***


سلام ورحمت الهی بر شما وبر تمام کسانی که بدنبال فهم ودرک حقیقت ووظایف خود هستند.
متشکرم . همچنین درود و مِهر خدا بر شما باد .


این روحیه شما خیلی روحیه خوبی است البته به شرطی که حتما با مطالعه وبحث جواب سوالات خود را به دست آوریم وخدای نکرده یک موقع دچار وسوسه فکری نشویم.
بله کاملا درسته باید با مطالعه و تجربه و بحث باشد و از وسوسه هم به خدا پناه می بریم .


این آیه بعد از آیه مربوطه به قطع کردن دستان دزد است که در آنجا خداوند می فرماید: اگر آنها توبه کنند می بخشد ......


لذا خداوند می تواند چنین انسانهایی را ببخشد واگر توبه نکردند عذابشان کند. پس این عذاب دل بخواهی نیست بلکه در مقابل گناه آنهاست.........

با اجازتون من مقداری از قبل و بعد این آیه را خوانده بودم ( آیه ی 40 سوره ی مائده ) و همه ی آیه های دیگر قرآن در این زمینه (هر کس را بخواهد می بخشد و هرکس را بخواهد عذاب می کند ) را نیز با قبل و بعدش ، خوانده ام . اما در خود همین آیه ی 40 سوره ی مائده ، قبل و بعدش هیچ ربطی نمی تونه به این آیه داشته باشه . خواهش می کنم کمی دقت کنید ..........

در آیه ی 38 می گوید : مرد و زنی که دزدی کرده اند رو دستاشونو قطع کنید که این کیفری از سوی خداست .....
{خوب تا اینجا فهمیدیم که اینجا داره یک حکم الهی صادر میکنه که مرد و زن دزد رو دستاشون رو قطع کنین }
در آیه ی 39 می گوید : پس هرکس پس از ستم کردنش ، توبه کند و به صلاح آید ، خدا توبه اش را می پذیرد و خدا آمرزنده و مهربان است .
{خوب تا اینجا هم فهمیدیم که داره میگه (( هر کس )) پس از ستم کردنش توبه کنه و خودش رو اصلاح کنه خدا توبه اش رو می پذریه . حالا اصلا معلوم نیست که این آیه مربوط به آیه ی قبلیش یعنی بریدن دست دزدها است یا نه !

چون اینجا گفته (( هر کس )) . و مثلا اگر که فقط مربوط به دزدان بود باید می گفت (( از آنها )) ( مِنهُم ) هر کدام توبه کنند، .......(یعنی از آن دزدان ، هرکدام توبه کنند، ..... ) . و یا اینکه گفته « بعد از ستم کردنش » نه بعد از « دزدی کردنش » ...... پس با توجه به اینها ، به نظر من خود این آیه ی 39 هیچ ارتباطی نمی تواند به آیه ی 38 داشته باشد . ) ( و اگر هم که شما میفرمایید ، که نه با هم ربط دارد ، خوب پس این ربط داشتن بسیار به شکل گنگ و ضعیفی بیان شده و اصلا درست نیست }

پس اگر کمی دقت بفرمایید ، نتیجه می گیریم که خود آیه ی مورد بحث ، یعنی آیه ی 40 سوره ی مائده نیز نمی تواند هیچ ربطی به آیه ی 38 ( بریدن دستان دزد ها ) داشته باشد چرا که در اینجا هم فرموده « هر کس » ( مَن ) ( یا ، هرکس را بخواهد _ من یشاء ) .و نگفته « از آنها ( دزدان ) هر کس را بخواهد عذاب میکند و هر کس را بخواهد می بخشد» .

و ربط این آیه ( 40 مائده ) با ربط آیه ی قبلش یعنی آیه ی 39 نیز خود بسیار غیر قابل انجام شدن است . چرا که در آیه ی 39 ( که همانطور که گفتیم ربطی به آیه های قبلش ندارد، ) ، می گوید ، که هرکس توبه کند و بعد خودر را اصلاح کند ، خدا توبه اش را می پذیرد ( و او را می بخشد ) . اما ناگهان در آیه ی 40 می گوید که ،: فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خدا است هر کس رو بخواد عذاب می کنه و هر کس رو بخواد می بخشه. انگار که ناگهان ، این آیه پریده وسط و خودش رو اینجا جا کرده و در حالی که داری آیه های قبلی را میخونی ، تا به این آیه میرسی ، یکدفعه جا می خوری .
{تازه حالا می گوییم این آیه ، ارتباطش با آیه های قبلی ، کمی بحث بر انگیز است . آیه ی 21 سوره ی 29 - عنکبوت -که اصلا دیگر هیچ ربطی به آیه های قبل و بعدش ندارد و هر انسانی میتواند این را بفهمد. و خودش یک آیه ی مستقل است ( و تقریبا هم معنا با همین آیه ی مورد بحث ما یعنی آیه ی 40 مائده است ) :

يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَرْحَمُ مَنْ يَشَاءُ ۖ وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ (سوره ی 29 - عنکبوت - آیه ی 21 )
معنی : هر کس را بخواهد عذاب می کند و هر کس را بخواهد مورد مِهر(رحمت) قرار می دهد و به سوی او بازگردانیده می شوید .
( می توانید چند آیه ی قبل و چند آیه ی بعدش را بخوانید تا به این مسئله پی ببرید )

دوم اینکه :
خود آیه ی 40 مائده ( مورد بحث ما ) ،به نظر من بسیارساده و روشن است و اصلا هیچ جای بحث و تفسیر های عجیب و غریب و .... را باقی نمی گذارد . ( همانطور که خود قرآن خودش را کتاب مبین - روشن - می نامد ) ( وگمان هم نمیکنم که این آیه جزء آیات متشابه باشد ) . خودش یک اصل را ، محکم و بسیار صریح و ساده و روشن دارد بیان میکند :
(خدا) عذاب می کند « هر کس را بخواهد » و می بخشد « هر کس را بخواهد » .
خیلی ساده ....
و هرگز هم نگفته که : « عذاب میکند هر کس را که حقش باشد و می بخشد هر کس را که حقش باشد » ( در حالی که برخی مترجمان این را در ترجمه ی این آیه ، خودشان اضافه کرده اند ) در حالی که در خود متن عربیش هرگز چنین چیزی نیست .
متن عربیش این است :

يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ
در حالی که اگر قرار بود آنچه ما می خواهیم بیاید ، باید مثلا اینطوری می بود ( البته ببخشید عربی ام زیاد حرفه ای نیست ) : یعذب من حقه و یغفر من حقه .

و در آخر هم می گوید که خدا توانا بر هر چیز است . یعنی این را اینجا آورده تا همه بدانند که خدا میتونه این کار رو بکنه . میتونه هر کس رو که دلش خواست عذاب کنه و هر کس رو که دلش خواست ببخشه و هیچ کسی هم نمیتونه جلوی اون رو بگیره .

اگر هم که شما باز هم با همه ی این توضیحات من ، باز هم میگین که نه اینطوری نیست و منظور این آیه یعنی هر کس که مستحقش است رو ، خدا عذاب میکنه یا میبخشه و به آیه های قبل وبعدش ربط داره ، خوب خودتون قضاوت کنید ، آیا ضعیف نیست و این مسئله رو ضعیف بیان نکرده ؟ در حالی که می تونست توی یک آیه ی بسیار روشن خیلی به راحتی این مسئله رو بگه ( مثلا همون مثال آیه ای که من به عربی از خودم نوشتم ) ... .
به نظر من که این آیه خیلی روشن است خودش .....

((برای پرسش دومی در پست بعدی نظرات خودم را مینویسم )) .
با سپاس بسیار از شما ....
منتظر نظرات همه ی شما هستم ......

fatemeh2
۱۳۹۳/۰۵/۲۴, ۱۴:۵۳
بنظر من آیه 40 بیشتر به قدرت و توانایی خدا اشاره داره تا به افراد...
-میخواد بزرگی خدا رو تو بخشیدن و عذاب کردن بگه.....
-منظور به "دل بخواهی بودن یا نبودن" نبوده......
اینم نظر منه حالا خود دانید.....:Gig:

مبک
۱۳۹۳/۰۵/۲۴, ۱۵:۱۱
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
"وَاکْتُبْ لَنَا فِی هَـذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَـا إِلَیْکَ قَالَ عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَـاةَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ 156العراف"
"هم بنویس براما در این نزدیک نیکویی هم در سرانجام چون ما راه یافتیم سویت گفت ناگواریم را می رسانم باآن کسی را که بخواهم هم مهربانیم گسترش یافت هر چیزی را باز زود می نویسمشان برای کسانی که بیم میدارند هم می دهند پاکیزه را هم کسانی که آنها به نشانه های ما باور می دارند156 شناسایی ها"
در خواست موسی درود خداوند بر او باد از خداوند هم پاسخ خداوند بهش یک پاسخ سراسری برای هر دو پرسشتان.خداوندا مرا هم در گروه موسی بگذار هم مرا از بیمناکان هم پاکیزه دهندگان بگذار

کریم
۱۳۹۳/۰۵/۲۵, ۰۵:۰۱
( خواستار دعا از همه ی شما عزیران برای سلامتی خودم و برادرم هستم . سپاس )
سلام علیکم
بنده از خداوند متعال به حق اهل بیت علیهم السلام مسئلت می کنم شما دو عزیز وهمه مریضان را شفا عنایت فرماید واز همه دوستان خواستارم برای شفای مریضان بالاخص این دو بزرگوار یک حمد قرائت بفرمایند.



{خوب تا اینجا هم فهمیدیم که داره میگه (( هر کس )) پس از ستم کردنش توبه کنه و خودش رو اصلاح کنه خدا توبه اش رو می پذریه . حالا اصلا معلوم نیست که این آیه مربوط به آیه ی قبلیش یعنی بریدن دست دزدها است یا نه !

چون اینجا گفته (( هر کس )) . و مثلا اگر که فقط مربوط به دزدان بود باید می گفت (( از آنها )) ( مِنهُم ) هر کدام توبه کنند، .......(یعنی از آن دزدان ، هرکدام توبه کنند، ..... ) . و یا اینکه گفته « بعد از ستم کردنش » نه بعد از « دزدی کردنش » ...... پس با توجه به اینها ، به نظر من خود این آیه ی 39 هیچ ارتباطی نمی تواند به آیه ی 38 داشته باشد . )
تفسیر قرآن به این شکل نیست که ما آیه ای را از وسط سوره ای برداریم ویگوییم مراد آیه این است بلکه مفسران از جمله آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر خود بارها تصریح کرده اند که در تفسیر یک آیه باید آنرا اولا با کل آن سوره در نظر گرفت ومعنی کرد وقبل از آن با آیات مربوط به آن وبعد با کل سوره های قرآن پس نمی شود یک آیه را بریده از سایر آیات وبدون لحاظ این نکات معنی کرد وشما هم باید با در نظر گرفتن این نکات معنی کنید.
اما نسبت به سخن شما مگر دزد ستمکار نیست؟! کسی که مالی دیگری را چپاول کرده نسبت به او ستمکار وظالم حساب نمی شود؟
ستم چیز جدایی از گناهان وغصب اموال دیگران نیست. هر گناهی خود ستم به نفس است. پس دقت کنید.



خود آیه ی 40 مائده ( مورد بحث ما ) ،به نظر من بسیارساده و روشن است
قرآن را نمی شود با نظر من وشما تفسیر کرد چون می شود تفسیر به رای وآنوقت سنگ رو سنگ بند نمی شود بلکه قرآن را باید با متد تفسیر قرآن که خود علم مستقلی است تفسیر کرد.



عَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَرْحَمُ مَنْ يَشَاءُ ۖ وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ (سوره ی 29 - عنکبوت - آیه ی 21 )
معنی : هر کس را بخواهد عذاب می کند و هر کس را بخواهد مورد مِهر(رحمت) قرار می دهد و به سوی او بازگردانیده می شوید .
( می توانید چند آیه ی قبل و چند آیه ی بعدش را بخوانید تا به این مسئله پی ببرید )
اگر همین چند آیه قبلش را بخوانید سخن از تکذیب کنندگان رسالت انبیاء وامت های حضرت نوح وابراهیم است پس بی ربط هم نیست.
سوای همه اینها همانطور که گفتم باید آیات قرآن را با لحاظ تمام آیات معنی کرد نه گزینشی ودر آیات زیادی ما داریم که خداوند خود را حکیم خوانده است وحکیم یعنی کسی که کار بدون دلیل وحکمت انجام نمی دهد پس شخص حکیم کار دل بخواهی که هر کس را مثل پادشاهان ظالم خواست ببخشد وهر که را خواست عذاب کند انجام نمی دهد.
سوای این اگر اینطور باشد اینهمه که خدا به نیکوکاران وعده پاداش وبه ستم کاران وعده عذاب داده است چه خواهد شد. اینکه می فرماید: من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ومن جاء بالسیئة فلا یجزی إلا مثلها وهم لا یظلمون(انعام/160) هر کس کار خوبی بیاورد ده برابر پاداش خواهد گرفت وهر کس کار خلافی انجام دهد عذاب نمی شود مگر به اندازه همان گناه ودر حق آنها ظلم نخواهد شد.
در صورتی که ما حرف شما را قبول کنیم این سخنان بیهوده است واینکه خدا می فرماید به آنها ظلم نخواهد شد العیاذ بالله دروغ است چون دل بخواهی عمل کردن یعنی می تواند خوبان را به جهنم وبدان را به بهشت ببرد واین عین ظلم است در حالی که خودش می فرماید من در حق آنها ظلم نخواهم کرد.
یا اینکه در آخر سوره نحل می فرماید: إن الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون، همانا خداوند همراه با متقین ونیکوکاران است.
یا اینکه از آیه 2تا 5سوره بقره را بخوانید که خداوند کسانی را که اقامه کننده نماز، انفاق دهنده، معتقد به قیامت وانبیاء الهی و... است اهل هدایت ورستگا رخوانده است. در حالی که طبق گفته وبرداشت شما همه اینها کشکه چون خدا دل بخواهی عمل خواهد کرد.
در تفسیر قرآن همه این آیات ونکات را باید در نظر گرفت.

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۵:۰۳
بنظر من آیه 40 بیشتر به قدرت و توانایی خدا اشاره داره تا به افراد...
-میخواد بزرگی خدا رو تو بخشیدن و عذاب کردن بگه.....

درود....
به نظر من اینطور نیست ....
چرا که اگر که اینطوری که شما میگین هست ، یعنی داره قدرت خودش رو با ستم ، به رخ همه میکشه....
یعنی انگار داره میگه : من قدرت بی پایان و بسیار زیادی دارم هر کدومتون رو بخوام عذاب می کنم و هر کدومتون رو بخوام ، می بخشم ....
خوب این که ستمه .........

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۵:۱۹
ه نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
"وَاکْتُبْ لَنَا فِی هَـذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَـا إِلَیْکَ قَالَ عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَـاةَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ 156العراف"

با تشکر از شما ....
در مهربان بودن خدا که شکی نیست.....
اما ضمن احترام و تشکر از شما فکر نمی کنم این آیه پاسخی برای پرسش ما باشد .(البته فکر می کنم معنی آیه را هم کمی نادرست آورده اید )
یک چیزی را هم بگویم که البته خارج از موضوع است و به بحث ما ربطی ندارد : در خود همین آیه ای که شما عزیز فرمودید ، هم یک جای تعجب آور ، وجود دارد : حضرت موسی (که درود بر ایشان باد ) به خدا می گوید و از او می خواهد که در دنیا و آخرت برای او ، نیکی بنویسد و آنوقت خدا حرف از عذاب میزند و می گوید عذابم را به هرکس که بخواهم ، می رسانم ....
البته بقیه ی آیه درست به نظر می رسد و با خواسته ی حضرت موسی از خدا ، جور در می آید (که رحمت من هر چیزی را فرا گرفته و ......... ) . انگار که آن قسمت « عذابی اصیب به من یشاء ( عذابم را به هرکس که بخواهم می رسانم ) » ، جایش اینجا نیست . من نمی توانم بپذیرم که خدای به این مهربانی در پاسخ چنین خواسته ی لطیف و خالصانه ای از حضرت موسی (ع) ، این سخن ( همین یک تکه از این آیه ) را گفته باشد ...

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۶:۳۴
سلام علیکم
بنده از خداوند متعال به حق اهل بیت علیهم السلام مسئلت می کنم شما دو عزیز وهمه مریضان را شفا عنایت فرماید واز همه دوستان خواستارم برای شفای مریضان بالاخص این دو بزرگوار یک حمد قرائت بفرمایند.
بسیار لطف دارید جناب «کریم» . از شما سپاسگزارم به امید سلامتی برای همه ....

نکته :
من ، مفسر قرآن نیستم . ولی خودم در سطح خِرَد (عقل) و اندیشه ی خودم و با مطالعه و شنیدن حرفهای دیگران و تجربیات ( واقعیات دنیای خودمان ) روی مسایل و بویژه قرآن ، اندیشه می کنم ( همانطور که خود خدا هم در قرآن می گوید که بر روی این قرآن اندیشه کنین ) و برخی چیزها را متوجه می شوم . البته به کتاب های تفسیر ، که انصافا برای نوشتن آنها زحمت کشیده شده هم سر می زنم . اما گاهی به نظرم می آید که برخی از تفاسیر هم نتوانسته اند مسئله را حل کنند و تعابیرشان نادرست می آید .


مفسران از جمله آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر خود بارها تصریح کرده اند که در تفسیر یک آیه باید آنرا اولا با کل آن سوره در نظر گرفت ومعنی کرد وقبل از آن با آیات مربوط به آن وبعد با کل سوره های قرآن پس نمی شود یک آیه را بریده از سایر آیات وبدون لحاظ این نکات معنی کرد وشما هم باید با در نظر گرفتن این نکات معنی کنید.
درست می فرمایید . خوب من هم وقتی به همین روش پیش می روم و همین کار را می کنم ، تازه پرسش ها و ایرادها بیشتر هم می شود ( یا در برخی جاها تناقض ) . مثلا ، همان مثالهایی که خودتون زدید ; مانند « حکیم بودن خدا که در جاهای دیگر قرآن آمده یا آیه ی 160 سوره ی انعام و یا عادل بودن خدا و جاهای دیگر.... » . خوب خدایی که چنین است و چنین سخنانی را گفته ، نمی تواند در جای دیگر گفته باشد " هر کی رو بخواد عذاب می کنه و هر کی رو بخواد می بخشه " . آیا انصافا اینکه خدایی که آن سخنان پیشین را می گوید ، یک چنین سخنی بگوید( هر کی رو بخواد عذاب میکنه و هر کی رو بخواد می بخشه ) ، منطقی به نظر می رسد .
پس سه حالت پیش می آید :
1 - یا باید بپذیریم که در قرآن تناقض وجود دارد .
2 - یا باید بپذیرم که این آیه رو ( آیه ی 40 مائده و دیگر آیه های هم مفهوم ) رو خدا نگفته . چرا که خدایی که چنین سخن های منطقی و عادلانه ای را گفته ، نمی تواند چنین سخنی را نیز بگوید .
3 - یا اینکه همچنان بگوییم که نه این آیه به این معنی نیست و یا اینکه باید به سرتاسر قرآن نگاه کرد و........ که در این صورت باید بپذیریم و بگوییم که بسیار گنگ و ضعیف بیان شده و انسان را سردرگم میکند .


قرآن را نمی شود با نظر من وشما تفسیر کرد چون می شود تفسیر به رای وآنوقت سنگ رو سنگ بند نمی شود بلکه قرآن را باید با متد تفسیر قرآن که خود علم مستقلی است تفسیر کرد.
بله نباید هر کس بدون دلیل و اندیشه در مورد یک آیه یا هر چیز دیگری حکم صادر کند چون باعث به هم ریختگی می شود . اما نظر دادن از روی دلیل و اندیشه هیچ اشکالی ندارد و تفسیر به رای حساب نمی شود . ضمن اینکه گاهی اوقات یک آدم عادی مسئله ای را مطرح می کند که حتی یک دانشمند هم به ذهنش نرسیده است و در دنیای خودمان از این نمونه کم نداریم .
نکته ی مهم :
خِرَد ( عقل ) و هوش و زرنگی ، با دانش و سطح معلومات فرق دارد . یک وقت هست که نفر اول دانش و اطلاعات زیادی دارد و کتابهای زیادی خوانده است ، و نفر دوم از نظر دانش و اطلاعات بسیار پایینتر از نفر اول است . اما سطح خِرَد و هوش و زرنگی نفر دوم بالاتر از نفر اول است و ممکن است در تجزیه و تحلیل مسایل به نکات مهم تر و جالب تری دست پیدا کند ( هر چند که سطح کتابهایی که خوانده ، کمتر باشد ) ( البته این مسئله هیچ نفی کننده ی داشتن اطلاعات و به دست آوردن دانش نیست ) .
یک چیز دیگر هم داریم ( که واقعا وجود دارد ) بنام « به ذهن نرسیدن » . بعضی وقتها یک نفر یک مسئله ای به ذهنش نرسیده است ، وگرنه آن را مطرح می کرد . ولی یک نفر دیگر همان مسئله به ذهنش می رسد و آن را مطرح می کند .


اگر همین چند آیه قبلش را بخوانید سخن از تکذیب کنندگان رسالت انبیاء وامت های حضرت نوح وابراهیم است پس بی ربط هم نیست.
من دوباره خواندم . رویش اندیشه کردم ولی به هیچ طریقی نتوانستم ارتباطی منطقی بین این آیه با آیه های قبلش پیدا کنم طوری که آیه های قبل ، مضمون این آیه را توضیح دهند ....! { در آیه های قبل میگوید که کافران به مومنان می گویند از ما پیروی کنید و روز قیامت سوال خواهند شد و اینکه قوم نوح ظالم بودند و ما نوح و پیروانش رو نجات دادیم . و حضرت ابراهیم درباره ی پرستیدن بتها با قومش سخن میگه و کمی درباره ی آفرینش خدا صحبت میشه و یکدفعه این آیه ( آیه ی 21 عنکبوت ) میاد و میگه (خدا ) هر کس را بخواهد عذاب می کند و هر کس را بخواهد مورد مِهر ( رحمت ) قرار میدهد و به سوی او بازگردانیده می شوید . آخر چه ارتباطی در تبیین معنای این آیه ، با آیه های قبلیش وجود دارد ؟! } .

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۶:۴۵
بچه ها امیدوارم از دست من ناراحت نشوید و عصبانی هم نشوید .
من به همه ی نظرات شما احترام می گذارم و هیچ قصد مجادله و یا خدایی نکرده دعوا را ندارم .
من فقط می خواهم که حقیقت روشن شود .
شاید حقیقت آن چیزی نیست که ما تا به حال فکر می کردیم .
من با شما دوست هستم .
پس خواهش می کنم اگر در جایی عامیانه یا رُک ، سخن می گویم ( البته همراه با ادب ) و یا نظر کسی را رد کردم ، ناراحت نشین .

از همه خواهش می کنم که بیایند و نظر بدهند و از اینکه شاید نظرشان اشتباه باشد نترسند .

از همه ی کسانی که تا حالا نظر دادند سپاسگزارم .

صدید
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۷:۲۵
......
يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ
در حالی که اگر قرار بود آنچه ما می خواهیم بیاید ، باید مثلا اینطوری می بود ( البته ببخشید عربی ام زیاد حرفه ای نیست ) : یعذب من حقه و یغفر من حقه .





سلام

شما اول باید تکلیفتان با خودتان را روشن کنید. ابتدا باید نسبت به اثبات خداو نبوت پیامبر اکرم (ص) به نتیجه رسیده باشید تا پس از آن به قرآن برسید.

اگر شما خداوند را عادل بدانید و باور داشته باشید که ذره ای در حق کسی ظلم نمی کند، این آیه برایتان روشن است زیرا می دانید که منظور آن عذاب و پاداش از روی حجت و دلیل است نه ظالمانه و نادیده گرفتن حق انسانها.

اگر پیامبر (ص) را به عنوان فرستاده خدا و در ادعای نبوتش صادق و راستگو بدانید، ادعای الهی بودن قرآن را هم می پذیرید و اگر ابهامی در آن داشته باشید به دنبال دریافت پاسخ می روید، نه این که بگویید این کلام خدا نیست و ... .

اگر چنین باورهای پیش نیازی را ندارید باید ابتدا به دنبال اثبات یا رد آنها باشید و دیگر نوبت به گفتگو درباره الهی بودن قرآن و ... نمیرسد.

|الهه|
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۸:۰۴
سلام.

ابتدا باید نسبت به اثبات خداو نبوت پیامبر اکرم (ص) به نتیجه رسیده باشید تا پس از آن به قرآن برسید.
منظورتان از اینکه می گویید اول باید نسبت به اثبات نبوت پیامبر به نتیجه رسیده باشیم و پس از آن به قرآن برسیم... این است که ابتدا ما باید قبل از آنکه به سراغ قرآن برویم و بخواهیم آن را مورد بررسی قرار دهیم باید تکلیف خودمان را روشن کنیم که آیا حضرت،به راستی پیامبر خدا بوده اند یا نه ؟چرا؟؟ می شود توضیح دهید...

مبک
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۸:۱۷
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
دوستم شما به گونه گویش دارید که گمان می کنید زمانی که یکی بهت بگوید اگر غذا نخوری بیمار می شوید بیمارستانی هم می شوید هم اگر بخورید تندرست می مانید خشم سراسر تان را پر می کند که به اون آدم خواهید گفت دشمن چون مرا دستور دادید هم ترس از بیمارستان دادید, خدایی که شکم نیافریند خداوند نیست هم خدایی که جان نگیرد هم خداوند نیست آره اون خداوند یگانه است ,برایتان غمگین نیستم چون خودتان غم خودتان را نمی خورید هم برگردان درست فارسی همان است که آوردم نیاز به کمی اندیشه می خواهد!پناه بر خداوند

صدید
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۸:۳۶
سلام.

منظورتان از اینکه می گویید اول باید نسبت به اثبات نبوت پیامبر به نتیجه رسیده باشیم و پس از آن به قرآن برسیم... این است که ابتدا ما باید قبل از آنکه به سراغ قرآن برویم و بخواهیم آن را مورد بررسی قرار دهیم باید تکلیف خودمان را روشن کنیم که آیا حضرت،به راستی پیامبر خدا بوده اند یا نه ؟چرا؟؟ می شود توضیح دهید...


سلام

چون کسی که نبوت پیامبر برایش ثابت نشده و پیامبر را فرستاده خدا نمی داند، قطعا قرآن را هم الهی و کلام خدا نمی داند. پس وعده ها و نقل قولهایی از خدا که در قرآن است را صادق و راست نمی داند و نمی پذیرد.

|الهه|
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۱۸:۵۱
تشکر...

چون کسی که نبوت پیامبر برایش ثابت نشده و پیامبر را فرستاده خدا نمی داند، قطعا قرآن را هم الهی و کلام خدا نمی داند. پس وعده ها و نقل قولهایی از خدا که در قرآن است را صادق و راست نمی داند و نمی پذیرد.
کسی که نبوت پیامبر برایش ثابت نشده و شما می فرمایی یک همچین شخصی نباید یا نمی تواند به سراغ قرآن برود پس چگونه پی ببرد که حضرت به واقع پیامبر بوده یا نه؟مگر غیر از قرآن راه دیگری هم هست که ما یقین پیدا کنید که حضرت به معنای واقعی پیامبر خدا بوده یا نه؟
به فرض یک شخصی به نبوت پیامبر ایمان ندارد مگر نباید برای ایمان آوردن به سراغ قرآن برود و آن را بی طرفانه و بدونه جانب داری مورد قضاوت قرار دهد؟
برای اثبات نبوت پیامبر راهی یقینی به جز راه رجوع به قرآن هم مگر هست؟
نمی دانم شاید من منظورتان را نمی فهمم

صدید
۱۳۹۳/۰۵/۲۶, ۲۲:۴۷
تشکر...

کسی که نبوت پیامبر برایش ثابت نشده و شما می فرمایی یک همچین شخصی نباید یا نمی تواند به سراغ قرآن برود پس چگونه پی ببرد که حضرت به واقع پیامبر بوده یا نه؟مگر غیر از قرآن راه دیگری هم هست که ما یقین پیدا کنید که حضرت به معنای واقعی پیامبر خدا بوده یا نه؟
به فرض یک شخصی به نبوت پیامبر ایمان ندارد مگر نباید برای ایمان آوردن به سراغ قرآن برود و آن را بی طرفانه و بدونه جانب داری مورد قضاوت قرار دهد؟
برای اثبات نبوت پیامبر راهی یقینی به جز راه رجوع به قرآن هم مگر هست؟
نمی دانم شاید من منظورتان را نمی فهمم


سلام

بله قدری از قرآن (یقینیات و آن مقداری که یقینی است) را باید اثبات کنیم بعد ایمان بیاوریم؛ ولی خیلی از ظرائف و زوایای قرآن را با اعتماد به نبوت پیامبر (ص) و ... می پذیریم.

یک مثال ساده این است که ما مولوی را فردی حکیم می دانیم ولی این معنایش این نیست که همه آثار او را خوانده باشیم و به این نتیجه رسیده باشم، بلکه با مطالعه برخی آثار، به این نتیجه رسیده ایم.

در مواجه با قرآن، وقتی آن مقدار یقینی و محکمات آن را آموختیم و برایمان ثابت شد، دیگر نسبت به مابقی قرآن نیز قضاوت کنیم.

نتیجه این که باید مقداری ایمان به توحید و نبوت و ... داشت و به سراغ قرآن آمد و از طرفی از طریق قرآن می توان به اثبات نبوت و ... رسید.

fatemeh2
۱۳۹۳/۰۵/۲۸, ۲۰:۳۰
عزیز من...
خدا آیه رو فقط مال من و تو که نیاورده...
اگه همین آیات عذاب و هشدار و ترس نباشه و که دیگه اثری از تقوا نمی مونه......

کریم
۱۳۹۳/۰۵/۲۸, ۲۰:۵۳
اما ضمن احترام و تشکر از شما فکر نمی کنم این آیه پاسخی برای پرسش ما باشد .(البته فکر می کنم معنی آیه را هم کمی نادرست آورده اید )
یک چیزی را هم بگویم که البته خارج از موضوع است و به بحث ما ربطی ندارد : در خود همین آیه ای که شما عزیز فرمودید ، هم یک جای تعجب آور ، وجود دارد : حضرت موسی (که درود بر ایشان باد ) به خدا می گوید و از او می خواهد که در دنیا و آخرت برای او ، نیکی بنویسد و آنوقت خدا حرف از عذاب میزند و می گوید عذابم را به هرکس که بخواهم ، می رسانم ....
البته بقیه ی آیه درست به نظر می رسد و با خواسته ی حضرت موسی از خدا ، جور در می آید (که رحمت من هر چیزی را فرا گرفته و ......... ) . انگار که آن قسمت « عذابی اصیب به من یشاء ( عذابم را به هرکس که بخواهم می رسانم ) » ، جایش اینجا نیست . من نمی توانم بپذیرم که خدای به این مهربانی در پاسخ چنین خواسته ی لطیف و خالصانه ای از حضرت موسی (ع) ، این سخن ( همین یک تکه از این آیه ) را گفته باشد ...
سلام
بنده دو بار محضرتان عرض کردم که در تفسیر یک آیه صرفا به ماقبلش نگاه نمی کنند بلکه کل سوره وآیات قرآن را در نظر می گیرند هر چند در آیه مورد بحث شما کل آیه ماقبل را نیز در نظر نگرفته اید چون در آیه ماقبل سخن زا مردن هفتاد نفر برگزیده بنی اسرائیل است که اینها خواستار دیدن خداوند بعد از آنهمه عنایات والطاف الهی بر بنی اسرائیل بودند که آنها را از دست فرعون نجات داده بود.
وقتی تجلی الهی بر کل صورت گرفت ودر اثر آن صاعقه کل متلاشی شد وهمه مردند حضرت موسی از خداوند متعال در خواست زنده شدن آنها را داشت ودر اصل مردن اینها بخاطر عدم تحمل تجلی الهی بود والبته خداوند دوباره آنها را زنده مرد.
اگر به آیه خوب دقت کنید می فرماید عذاب من به هر کس که بخواهم می رسد ولی رحمت من همه جا را فرا گرفته است. پس اینطور عذاب بر خلاف رحمت الهی محدود است وشامل ظالمین ومقصران می شود وآنهم اگر خدا بخواهد وچه بسا آنها را ببخشد اما رحمت الهی شامل همه موجودات واشیاء است حتی آنهایی که برای خدا بندگی نمی کنند.




درست می فرمایید . خوب من هم وقتی به همین روش پیش می روم و همین کار را می کنم ، تازه پرسش ها و ایرادها بیشتر هم می شود ( یا در برخی جاها تناقض ) . مثلا ، همان مثالهایی که خودتون زدید ; مانند « حکیم بودن خدا که در جاهای دیگر قرآن آمده یا آیه ی 160 سوره ی انعام و یا عادل بودن خدا و جاهای دیگر.... » . خوب خدایی که چنین است و چنین سخنانی را گفته ، نمی تواند در جای دیگر گفته باشد " هر کی رو بخواد عذاب می کنه و هر کی رو بخواد می بخشه " . آیا انصافا اینکه خدایی که آن سخنان پیشین را می گوید ، یک چنین سخنی بگوید( هر کی رو بخواد عذاب میکنه و هر کی رو بخواد می بخشه ) ، منطقی به نظر می رسد
وقتی خداوند می فرماید من حکیم هستم پس آیات مختلف را نیز باید بر اساس در نظر گرفتن این امور معنی کرد تا تناقض اشاره شده پیش نیاید. در مورد دو مورد از تناقض ها که قبلا اشاره شده بود ما مفصل صحبت کردیم وتوضیح داده شد که ماجرا از چه قرار است ودر همه آیات نیز می توان این مساله را بررسی کرد. بالاخص در مورد همین جمله که هر که را بخواهم می بخشم وهر که را بخواهم گمراه می کنم که توضیح دادیم وعلی الظاهر هم معقول بود شما اگر در مورد توضیح داده شده ایراد دارید بیان فرمایید.




من دوباره خواندم . رویش اندیشه کردم ولی به هیچ طریقی نتوانستم ارتباطی منطقی بین این آیه با آیه های قبلش پیدا کنم طوری که آیه های قبل ، مضمون این آیه را توضیح دهند ....! { در آیه های قبل میگوید که کافران به مومنان می گویند از ما پیروی کنید و روز قیامت سوال خواهند شد و اینکه قوم نوح ظالم بودند و ما نوح و پیروانش رو نجات دادیم . و حضرت ابراهیم درباره ی پرستیدن بتها با قومش سخن میگه و کمی درباره ی آفرینش خدا صحبت میشه و یکدفعه این آیه ( آیه ی 21 عنکبوت ) میاد و میگه (خدا ) هر کس را بخواهد عذاب می کند و هر کس را بخواهد مورد مِهر ( رحمت ) قرار میدهد و به سوی او بازگردانیده می شوید . آخر چه ارتباطی در تبیین معنای این آیه ، با آیه های قبلیش وجود دارد ؟! } .
بنده نمی دانم شما چه منطقی می خواهید وقتی قومی با تمام این زحمات انبیاء به اینها ایمان نمی آورند وآنها را بدون دلیل منطقی وصرفا از روی عناد یا خباثت تکذیب می کنند خداوند حق دارد آنها را عذا ب کند یا نه؟ بر خلاف نظر شما این آیه یکدفعه وسط آیات نپریده بلکه د رادامه صحبت از این تکذیب کنندگان سالت انبیاء بیان شده است. این وسط عده ای از روی استضعاف فکری تکذیب می کنند که خداوند آنهارا می بخشد ولی عده ای هم از روی عناد وبا علم به حقانیت می بخشند که مشخصا خداوند آنها را عذاب می کند.

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۹, ۱۳:۴۸
سلام

شما اول باید تکلیفتان با خودتان را روشن کنید. ابتدا باید نسبت به اثبات خداو نبوت پیامبر اکرم (ص) به نتیجه رسیده باشید تا پس از آن به قرآن برسید.

درود برادر ....
ضمن تشکر ...
من درباره ی وجود خدا که هیچ شکی ندارم و خیلی روشن و از روی دلایل روشن بر من تمام شده است . ( حال مجال دلایل اثبات وجود خدا که اینجا نیست )
و در اینکه حضرت محمد (ص ) برگزیده ی خدا بوده است هم شکی ندارم اما این اعتقاد باعث نمیشود که پرسشهایی را که در مورد پیامبر برایم ایجاد میشود را نادیده بگیرم (ضمن احترام به ایشان ) .



اگر شما خداوند را عادل بدانید و باور داشته باشید که ذره ای در حق کسی ظلم نمی کند، این آیه برایتان روشن است زیرا می دانید که منظور آن عذاب و پاداش از روی حجت و دلیل است نه ظالمانه و نادیده گرفتن حق انسانها.

چند نکته :

1 - آیا یکی از بزرگترین راههای شناخت خدا ( هم مثلا همین که آیا عادل است یا نه ) بررسی کتاب یا همان راهنمایی که فرو فرستاده ، نیست ؟
2- مسئله ای که پرسش را در ذهن آدم ایجاد می کند همینجاست ! اگر که ما خدا را عادل بدانیم ، پس مشخص می شود که این قضییه ی « هر کی رو بخواد عذاب میکنه و هر کی رو بخواد می بخشه » ، با عدالت سازگاری نداره و عادلانه نیست .

این سخن شما مانند این می مونه که نویسنده ای کتابی نوشته و در فصل اول آن نوشته که : « من عادل هستم » و مثلا در فصل پنجم آن نوشته : « من هر کی رو بخوام می کُشَم و هر کی رو بخوام زنده نگه میدارم » . این درست نیست که شما بگین : در فصل اولش گفته من عادلم پس حالا این جمله ای هم که در فصل پنجم گفته ، عادلانه است ! خودتون نگاه کنید ... داره حرف از «خواستن خودش میزنه » .... داره حرف از « هر کسی رو » میزنه .... اگر که خودش گفته من عادلم ، پس چرا هرگز عدالتی در این جمله دیده نیمشه ؟!
پس یکی از این دو جمله ای که نویسنده گفته ، دروغ گفته . یا اون درسته... یا این ....
اگر هم که می خواست که بگه که اون کشتن و زنده نگه داشتنش از روی حق و عدالت است ، باید اینجوری می گفت که :« من از از روی عدالت و حق ، هر کس رو که حقش باشه می کُشَم و هر کس رو که حقش باشه زنده نگه میدارم » . حالا کدوم یکیش قشنگ تر شد ؟

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۹, ۱۴:۰۲
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
دوستم شما به گونه گویش دارید که گمان می کنید زمانی که یکی بهت بگوید اگر غذا نخوری بیمار می شوید بیمارستانی هم می شوید هم اگر بخورید تندرست می مانید خشم سراسر تان را پر می کند که به اون آدم خواهید گفت دشمن چون مرا دستور دادید هم ترس از بیمارستان دادید, خدایی که شکم نیافریند خداوند نیست هم خدایی که جان نگیرد هم خداوند نیست آره اون خداوند یگانه است ,برایتان غمگین نیستم چون خودتان غم خودتان را نمی خورید هم برگردان درست فارسی همان است که آوردم نیاز به کمی اندیشه می خواهد!پناه بر خداوند
درود جناب « مبک » عزیز ...
من از خواندن نوشته های شما این فکر برایم ایجاد شده که شما گویش خاصی را برای سخن گفتن دارید . آیا درست متوجه شده ام ؟ به هر حال بامزه است ....
ولی فکر می کنم که در برخی جاها از نظر دستور زبان فارسی ، نادرستی هایی در سخنان شما وجود دارد ( البته ببخشید ها ) .
به هر حال اگر دوست داشتید بگید تا ما هم بدونیم .
اما من منظور سخن شما رو فهمیدم . درست است .... خدا هر چیزی را باید درست بیافریند و سر جای خودش . این درست است که اگر در چیزی زیاده روی کنی برایت ضرر دارد و اگر چیزی را از خود محروم کنی باز هم برایت ضرر دارد . و همیشه هر چیزی یه اندازه ی خودش و در جای خودش ....

و اینکه ........
من خودم بسیار غمگین هستم و در سینه ام درد و غم دارم به خاطر همین مسایلی که دارم اینجا مطرح می کنم . شاید فکر کنید که راست نمیگم ولی به ارواح خاک پدرم که راست میگم .

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۹, ۱۴:۲۷
کسی که نبوت پیامبر برایش ثابت نشده و شما می فرمایی یک همچین شخصی نباید یا نمی تواند به سراغ قرآن برود پس چگونه پی ببرد که حضرت به واقع پیامبر بوده یا نه؟مگر غیر از قرآن راه دیگری هم هست که ما یقین پیدا کنید که حضرت به معنای واقعی پیامبر خدا بوده یا نه؟
به فرض یک شخصی به نبوت پیامبر ایمان ندارد مگر نباید برای ایمان آوردن به سراغ قرآن برود و آن را بی طرفانه و بدونه جانب داری مورد قضاوت قرار دهد؟
برای اثبات نبوت پیامبر راهی یقینی به جز راه رجوع به قرآن هم مگر هست؟

​به نظر من خانم « الهه » کاملا درست میگن ......

صدید
۱۳۹۳/۰۵/۲۹, ۱۴:۳۴
درود برادر ....
ضمن تشکر ...
من درباره ی وجود خدا که هیچ شکی ندارم و خیلی روشن و از روی دلایل روشن بر من تمام شده است . ( حال مجال دلایل اثبات وجود خدا که اینجا نیست )
و در اینکه حضرت محمد (ص ) برگزیده ی خدا بوده است هم شکی ندارم اما این اعتقاد باعث نمیشود که پرسشهایی را که در مورد پیامبر برایم ایجاد میشود را نادیده بگیرم (ضمن احترام به ایشان ) .




چند نکته :

1 - آیا یکی از بزرگترین راههای شناخت خدا ( هم مثلا همین که آیا عادل است یا نه ) بررسی کتاب یا همان راهنمایی که فرو فرستاده ، نیست ؟
2- مسئله ای که پرسش را در ذهن آدم ایجاد می کند همینجاست ! اگر که ما خدا را عادل بدانیم ، پس مشخص می شود که این قضییه ی « هر کی رو بخواد عذاب میکنه و هر کی رو بخواد می بخشه » ، با عدالت سازگاری نداره و عادلانه نیست .

این سخن شما مانند این می مونه که نویسنده ای کتابی نوشته و در فصل اول آن نوشته که : « من عادل هستم » و مثلا در فصل پنجم آن نوشته : « من هر کی رو بخوام می کُشَم و هر کی رو بخوام زنده نگه میدارم » . این درست نیست که شما بگین : در فصل اولش گفته من عادلم پس حالا این جمله ای هم که در فصل پنجم گفته ، عادلانه است ! خودتون نگاه کنید ... داره حرف از «خواستن خودش میزنه » .... داره حرف از « هر کسی رو » میزنه .... اگر که خودش گفته من عادلم ، پس چرا هرگز عدالتی در این جمله دیده نیمشه ؟!
پس یکی از این دو جمله ای که نویسنده گفته ، دروغ گفته . یا اون درسته... یا این ....
اگر هم که می خواست که بگه که اون کشتن و زنده نگه داشتنش از روی حق و عدالت است ، باید اینجوری می گفت که :« من از از روی عدالت و حق ، هر کس رو که حقش باشه می کُشَم و هر کس رو که حقش باشه زنده نگه میدارم » . حالا کدوم یکیش قشنگ تر شد ؟




سلام

ببخشید. برایم کمی نامفهوم است لذا از شما میپرسم چگونه به نبوت پیامبر ایمان دارید ولی قرآن را معجزه الهی ایشان نمی دانید؟! این یعنی انکار صداقت و راستگویی پیامبر.

1. بله، از طریق قرآن هم می توان به اثبات مراتبی از توحید و نبوت رسید.

2. اصلا هر آنچه خدا انجام میدهد، همان عدل است. لذا خدا چیزی غیر از عدل انجام نمیدهد. پس وقتی میگوید هر که را بخواهم عذاب و پاداش میدهم، میدانیم که عین عدل است.

از طرفی قرآن به صورت تدریجی و در مناسبتهای مختلف نازل شده و قرار هم نیست در هر آیه همه چیز را گفته باشد. در این آیات خدا میخواهد فاعلیت مطلق خودش را ثابت کند و در مقام بیان عدل نیست. بلکه عدل را درآیات دیگر بیان فرموده است.

قرآن با کتابهای معمولی فرق دارد. قرآن را اگر مانند یک کتاب قانون بدانیم برخی از مواد آن ماده دیگر را قید میزند یا تبصره و تتمه و ... برای ماده دیگر است. لذا نمیتوان قسمتی از آن را گرفت و مدعی شد همه چیز را باید در این ماده قانونی یکجا میآورد.

صدید
۱۳۹۳/۰۵/۲۹, ۱۴:۳۴
​به نظر من خانم « الهه » کاملا درست میگن ......



پست شماره 22

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۹, ۱۵:۱۵
هر چند در آیه مورد بحث شما کل آیه ماقبل را نیز در نظر نگرفته اید چون در آیه ماقبل سخن زا مردن هفتاد نفر برگزیده بنی اسرائیل است که اینها خواستار دیدن خداوند بعد از آنهمه عنایات والطاف الهی بر بنی اسرائیل بودند که آنها را از دست فرعون نجات داده بود.

با سپاس از استاد کریم ....
در مورد آیه ی 156 سوره ی اعراف ،
بله من آیه های قبلیِ این آیه را نخواندم . اما وقتی شما فرمودید ، رفتم و خواندم و کمی هم رویشان تأمل کردم . اما پس از تأمل ، باز هم برای من موجّه نشد که در پاسخ چنین در خواست قلبی ای از سوی حضرت موسی (ع) ، خدا چنین پاسخی بدهد . آیه های قبلی مواردشان ،همان چیزهایی بود که شما فرمودید ، اما باز هم آیه های قبلی را هرگز توجیه کننده ی اینکه خدا در پاسخ حضرت موسی (ع) چنین پاسخی بدهد ، نیافتم .

شما خودتان منصفانه قضاوت کنید :

کدام یک درست تر است ؟
( در هر دو حالت آیه ها را حتما کامل و با دقت بخوانید )

حالت 1 - حضرت موسی (ع) از صمیم قلب و بسیار خالصانه درخواستی چنین لطیف از خدا می کند و خدا در پاسخ او می گوید : عذابم را به هر کی بخوام می رسونم . حضرت موسی با حالتی خالصانه درخواست نیکی و مهربانی میکند بعد خدا یکدفعه میگه : عذابم رو به هر کی بخوام میرسونم :

وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ ۚ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ ۖ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ
معنی :« و برای ما در این دنیا و در آخرت نیکی بنویس که ما بسوی تو راه یافتیم . ( خدا ) فرمود : عذابم را به هر کی بخوام می رسانم و رحمت ( مِهرِ) من هر چیز را فرا گرفته است پس به زودی آن را برای کسانی که پرهیزکاری می کنند و ذکات میدهند و برای کسانی که به آیات ما ایمان می آورند ، می نویسم » .

حالت 2 - حضرت موسی (ع) از صمیم قلب و خالصانه ، از خداوند درخواست میکنه که براش در دنیا و آخرت نیکی بنویسه و درخواست نیکی و مهربانی میکنه و خدا میگه : « رحمت ( مِهرِ) من هر چیز را فرا گرفته است پس به زودی ان را برای کسانی که پرهیزکاری می کنند و ذکات میدهند و برای کسانی که به آیات ما ایمان می آورند ، می نویسم » .( به این حالت دومی آیه خوب دقت کنید) :
وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ ۚ قَالَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ
معنی : « و برای ما در این دنیا و در آخرت نیکی بنویس که ما بسوی تو راه یافتیم . ( خدا ) فرمود : رحمت ( مِهرِ) من هر چیز را فرا گرفته است پس به زودی ان را برای کسانی که پرهیزکاری می کنند و ذکات میدهند و برای کسانی که به آیات ما ایمان می آورند ، می نویسم » .

قضاوت با خودتان : حالت دوم ( 2 ) آیه درست تر و قشنگتر و شایسته ی خدا است ، یا حالت اول(1) ؟

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۵/۲۹, ۱۵:۳۳
(( راستی . سپاسگزارم از همه . تاپیک خوبی شده . همه با فرهنگ گفتمان بالا و احترام به هم حرف می زنیم و هر کس نظر خودش رو ابراز میکنه . از همه متشکرم )) .

من گمان می کنم بحث درباره ی پرسش نخست تا همینجا کافی باشه و خود خوانندگان گرامی میتونن با خِرَد و اندیشه ی خودشون قضاوت کنن . خود من هم چیزهایی دستگیرم شد . فرصت هم نشد که درباره ی پرسش دوم ( آنهایی که درون دلشان بیماری است ) ، بیشتر بحث بشه . اما اشکالی نداره .
باز هم اگر اساتید و یا دیگر اعضا و دوستان عزیز ، درباره ی آنچه تا به حال بحث شد ، نظری دارند ، میتونن بیان کنند تا پس از آن به پرسش بعدی بپردازیم .
شاد و پیروز و سر بلند باشید .

کریم
۱۳۹۳/۰۵/۳۰, ۱۵:۱۱
آیا یکی از بزرگترین راههای شناخت خدا ( هم مثلا همین که آیا عادل است یا نه ) بررسی کتاب یا همان راهنمایی که فرو فرستاده ، نیست ؟
سلام بر همه عزیزان وبزرگوارانیکه در این تاپیک شرکت کرده اند.
علاوه بر اینکه تاب تشریع شهادت به عدالت الهی می دهد کتاب تکوین نیز پر از نشانه هایی است که نشانگر عدالت خداوند می باشد.
عالم هستی پر از عجایب وهماهنگی بین موجودات وسیر عالم بصورت منظم ودقیق است که نشان می دهد خالق آن هر چیزی را در جای خود قرار داده است ودر حق هیچ موجودی اجحاف وظلم نکرده است وهرچه برای بقا وحیات موجودات لازم بوده به آنها اعطاء کرده است.



مسئله ای که پرسش را در ذهن آدم ایجاد می کند همینجاست ! اگر که ما خدا را عادل بدانیم ، پس مشخص می شود که این قضییه ی « هر کی رو بخواد عذاب میکنه و هر کی رو بخواد می بخشه » ، با عدالت سازگاری نداره و عادلانه نیست .
شما کتاب الهی را چه در تشریع وچه در تکوین نباید جدا از هم وتک تک نگاه کنید بلکه خلقت الهی نظامی زنجیره واره است که همه چیز آن به هم ربط دارد وبرای اینکه آن را درست وکامل بشناسیم باید همه زوایای آن را مطالعه کنید در کتاب تشریع یعنی قرآن نیز نباید یک آیه را گرفته وبریده از سایر آیات معنی کرد بلکه باید بعد از لم به علومی که در فهم قرآن لازم است مثل ادبیات، معانی وبیان، حدیث، لغت وغیره در معنای قرآن همه آیات مربوطه را در نظر گرفت همان طریقی که علامه طباطبایی طی کرده اند تا به قدر وسع وتوان علمی خود معنی ومفهوم آیات الهی را برای ما مشخص کنند.
در عین حال باید بدانیم که قرآن می فرماید: لا یمسه إلا المطهرون، قرآن را غیر مطهران وپاکان نمی فهمند. یا در حدیث می فرماید: لاقرآن ظهر وبطن ولبطنه بطن إلی سبعة أبطن، قرآن ظاهر وباطنی دارد وبرای باطن او هم باطنی است تا هفت بطن. که حضرت امام در مقدمه فصوص می فرماید: این هفت بطن در اجمال است وبرای کشف معنای کامل هفتاد بطن وجود دارد.
پس آیات قرآن لایه لایه هستندوفهم آنها به این سادگی نیست که ما یک آیه را علم کنیم ویا آن بگوییم اینجا تناقض وجود دارد. باز هم عرض می کنم معنی آیه قرآن بریده از سایرآیات واحادیث مربوطه درست نیست. واین روشی که شما طی می کند در بیان مضمون آیه غلط است.



اصلا هر آنچه خدا انجام میدهد، همان عدل است. لذا خدا چیزی غیر از عدل انجام نمیدهد. پس وقتی میگوید هر که را بخواهم عذاب و پاداش میدهم، میدانیم که عین عدل است.
البته این خواست الهی خلاف عدل حقیقی وصرفا خواست خدا ملاک نیست بلکه خداوند مطابق منطق وعقل وصلاح حقیقی عمل می کند واینکه عادل است نسبت به بندگان خود یعنی در حق هیچکدام ظلم نمی کند وچون پدر کشتگی با هیچکدام از عباد ندارد لذا لزومی ندارد یکی را سرور ودیگری را نوکر قرار دهد.



بله من آیه های قبلیِ این آیه را نخواندم . اما وقتی شما فرمودید ، رفتم و خواندم و کمی هم رویشان تأمل کردم . اما پس از تأمل ، باز هم برای من موجّه نشد که در پاسخ چنین در خواست قلبی ای از سوی حضرت موسی (ع) ، خدا چنین پاسخی بدهد . آیه های قبلی مواردشان ،همان چیزهایی بود که شما فرمودید ، اما باز هم آیه های قبلی را هرگز توجیه کننده ی اینکه خدا در پاسخ حضرت موسی (ع) چنین پاسخی بدهد ، نیافتم .
نمی انم چطور تامل کردید. مردمی که خداوند آنها را از دست فرعون ظالم نجات داده، از رود نیل عبورشان داده، برای آنه از آسمان منّ وسلوی فرستاده، وقتی می فرماید: مردم موجود در فلسطین ظالم ونااهل هستند بروید وآنها را بیرون کنید ودر آنجا ساکن شوید گفتند یا موسی تو با پروردگارت برو وآنها را بیرون کنید بعد ما برای سکونت تشریف می آوریم. حضرت موسی فقط ده روز در میقات بیشتر توقف می کند وهمین آدمها با این همه مهر ومحبت گوساله پرست می شوند. باز خداوند توبه آنهارا می پذیرد. این دفعه می گویند ما خداوند را می خواهیم ببینیم بعد ایمان بیاوریم. واز بین خود هفتاد نفر را برای دیدن خداوند انتخاب می کنند وهمین هفتاد نفر تاب دیدن تجلی الهی یعنی یک صاعقه را ندارند چه رسد به خداوند وهمه می میرند. ودر جوای درخواست حضرت موسی خداوند در خواست او را رد نمی کند بر عکس برداشت شما بلکه همین هفتاد نفر را زنده می کند. اما خداوند حق دارد در مقابل این همه نا انصافی بفرماید هر کدام از این نااهلان را بخواهد بخاطرظلمهایشان عذاب فرماید. ونگفته که در این دنیا عذاب خواهد کرد بلکه این عذاب چه بسا برای آخرت است. یعنی خداوند حق ندارد این انسانها را با این اوصافی که بیان شد عذاب فرماید.

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۶/۰۲, ۰۹:۰۷
سلام

ببخشید. برایم کمی نامفهوم است لذا از شما میپرسم چگونه به نبوت پیامبر ایمان دارید ولی قرآن را معجزه الهی ایشان نمی دانید؟! این یعنی انکار صداقت و راستگویی پیامبر.

1. بله، از طریق قرآن هم می توان به اثبات مراتبی از توحید و نبوت رسید.

2. اصلا هر آنچه خدا انجام میدهد، همان عدل است. لذا خدا چیزی غیر از عدل انجام نمیدهد. پس وقتی میگوید هر که را بخواهم عذاب و پاداش میدهم، میدانیم که عین عدل است.

از طرفی قرآن به صورت تدریجی و در مناسبتهای مختلف نازل شده و قرار هم نیست در هر آیه همه چیز را گفته باشد. در این آیات خدا میخواهد فاعلیت مطلق خودش را ثابت کند و در مقام بیان عدل نیست. بلکه عدل را درآیات دیگر بیان فرموده است.

قرآن با کتابهای معمولی فرق دارد. قرآن را اگر مانند یک کتاب قانون بدانیم برخی از مواد آن ماده دیگر را قید میزند یا تبصره و تتمه و ... برای ماده دیگر است. لذا نمیتوان قسمتی از آن را گرفت و مدعی شد همه چیز را باید در این ماده قانونی یکجا میآورد.
درود بر شما .....
عزیز .... اینجا من شاید نتوانم برخی از نظراتم را بیان کنم و شاید شما برای همین کمی برایتان نامفهوم شده است . اگر که پست اول رو بخونید متوجه میشید که من در ایمان داشتن ، خدا و پیامبران و پیامبر و 14 معصوم رو نوشتم ، اما قرآن رو ننوشتم . ( به خاطر همین دلایلی که اینجا دارم مطرح میکنم ) .
ولی با اجازتون یکی از نظراتم رو میگم : فکر می کنم که یک چیزهایی توی قرآن هست که اونها رو اصلا خدا نگفته . و منظورم این نیست که پیامبر از خودش گفته باشه ... نه .... . حالا نظر من درباره ی اینکه پس اونها رو کی گفته ، بماند . اگر دوست داشتین براتون میگم نظرم رو ( البته به شرطی که بحث به درازا کشیده نشه و مشکلی هم برای من پیش نیاد ) .... .
***
اینو بدونین که ما گاهی اوقات ، وقتی که یک چیزی در ذهنمون دوست داشتنی جلوه میکنه ، و رویایی در موردش داریم ، کوششمون رو میکنیم که به هر طریقی شده حتی به زور اون رو همونطور که در رویاهامون بوده نشون بدیم . ما دوست داریم که قرآن همون کتاب رویایی باشد که بهترین است و هیچ مشکلی ندارد ( که من هم دوست داشتم که چنین بود ) بنابراین همه ی تلاشمون رو میکنیم که به هر طریقی شده اگر حتی مشکلی در اون دیده شد با دلایل مختلف ( که گاهی نادرست هستند ) و روش های عجیب و غریب ( مانند چرخاندن لقمه دور سر و بعد خوردن آن ) از آن دفاع کنیم تا همچنان همانطور که در رویای ما بود باقی بماند . ( البته من به خودمون حق میدم چون ما می خوایم که یک چیزی باشه که خدا برای ما فرستاده باشه تا راه رو بدونیم و همون بهترین شکلش در جهان باشه )
تنها راه گریز از این مسئله این است که شما از بیرون به این مسئله بنگرید . یا فکر های قبلی خود را در مورد آن مسئله ( در اینجا قرآن ) به کلی کنار بگذارید و به عنوان کسی که بدون هیچ پیش فرضی تازه می خواهد روی آن مسئله فکر کند ( مثلا در اینجا قرآن ) با دقت بر روی آن اندیشه کنید .
***
برای شماره ی 2 که شما فرمودید ، ..... ، من میگویم که برای ما انسانها ( بویژه انسان امروز که هوش و ذهنش بسیار فراتر از همین انسانهای 50 سال پیش شده ) این جمله ای که شما فرموید هرگز قانع کننده نیست . آخر جمله تون که آوردید : « میدانیم که عین عدله » ... شما خودتون همون رویایی رو که دوست داشتید ( که البته هممون دوست داشتیم ) نوشتید و خودتون دلایل رو جور کردید . (البته من می دونم که دل شما پاکه و میخواید که همونطوری باشه که هممون دوست داریم . ولی خوب متاسفانه اینطور نیست تا اینجا که ما فهمیدیم )
***
دوست خوبم امیدوارم ناراحت نشی .....
***
من میگم بیاین خود قرآن رو ( جدا از متن های دیگر و جدا از پیش فرض های ذهنیمان درباره ی خدا و قرآن و دین ) با دقت بخونیم و با هوشمندی و زرنگی ... و کمی اندیشه کنیم ... اونوقت نکاتی رو متوجه میشیم که شاید آنچه که ما تا به حال حقیقت میدونستیم رو تغییر بده (و آگاه بشیم ) و راهی برای فهمیدن اونچه که واقعا حقیقته ، برامون باز کنه .

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۶/۰۲, ۰۹:۲۸
نوشته شده توسط صدید[/;692115]از طرفی قرآن به صورت تدریجی و در مناسبتهای مختلف نازل شده و قرار هم نیست در هر آیه همه چیز را گفته باشد. در این آیات خدا میخواهد فاعلیت مطلق خودش را ثابت کند و در مقام بیان عدل نیست. بلکه عدل را درآیات دیگر بیان فرموده است.
قبول دارید می تونست خیلی بهتر ، واضحتر و روشن تر و درستتر و قشتگتر بیان بشه ... ؟ فکر می کنم یک انسان هم ( که هوش و خِرَد دارد ) می تواند یک جمله ای بنویسد ( هم فقط در یک جمله ) که در آن حق مطلب را درباره عذاب شدن و بخشیده شدن از روی حق و عدالت بیان کند و انسان بوسیله ی آن بدون هیچ مشکلی ، راهنمایی شود .....
شما را نمی دانم اما فکر که می کنم ، میبینم خیلی ضعیف است .....


نوشته شده توسط صدید[/;692115]قرآن با کتابهای معمولی فرق دارد. قرآن را اگر مانند یک کتاب قانون بدانیم برخی از مواد آن ماده دیگر را قید میزند یا تبصره و تتمه و ... برای ماده دیگر است. لذا نمیتوان قسمتی از آن را گرفت و مدعی شد همه چیز را باید در این ماده قانونی یکجا میآورد.

اگر که برای قرآن ، کتاب قانون را مثال زدید ، خوب ما میبینیم که در کتابهای قانون ، همه چیز در سرجای خودش گفته شده و پراکندگی ندارد و همه چیز خیلی واضح و روشن بیان میشود تا شبه ای پیش نیاید . و اگر هم یک قانون تبصره ای دارد آن را در ذیل همان قانون می آورد ( نه در جای دیگر ) و کاملا همه چیز را بر انسان روشن میکند و هیچ دردسری پیش نمی آید....
این کتاب قانونی که شما گفتید از آنچه که در قرآن میبینیم قوی تره . در حالی که خدا ( ببینید دارم میگم خدا ... خدا چه کسیه ! ) شایسته ی او است که کتابی بهتر از این کتاب قانون که شما فرمودید بیاورد . آیا اینطور نیست ؟ ولی آیا این قرآن ، همان چیزی است که خدا باید به بهترین شکل به عنوان راهنمای روشن ، به ما می بخشید ؟!
( خواهش میکنم در خود قرآن دقت کنید . نه در ذهنیات خودتون که پیش از این داشته اید )

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۶/۰۲, ۰۹:۵۹
با درود به همه ....
پرسش 3 ( سوم ) - ( حالا اسمش پرسش یا مطلب و... فرقی نمیکنه )

پرسش 3 :
در سوره ی 2 - بقره - آیه ی 36 می خوانیم :

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ
معنی : پس شيطان هر دو را ( آدم و حوا را ) از آن بلغزانيد؛ و از آنچه در آن بودند ( از بهشت ) آنها را بیرون کرد؛ و فرموديم: «فرود آييد، بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید ؛ و براى شما در زمين قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود »

خوب حالا پرسش :
من واقعا تعجب میکنم و به فکر فرو می روم ....
یک بار دیگر آیه را بخوانید و در آن دقت کنید .... ( با هوش و زرنگی )

من از شما خواهش می کنم که روی این آیه دقت کنید و بگین که من چه مورد یا چه پرسشی رو درباره ی این آیه می خوام بگم ...

ازتون سپاسگذارم ....

منتظر پست هاتون هستم .....

بعدش خودم پست می زنم .

:Ebraz Doosti::Ebraz Doosti::Ebraz Doosti:

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۳, ۱۷:۳۲
ولی با اجازتون یکی از نظراتم رو میگم : فکر می کنم که یک چیزهایی توی قرآن هست که اونها رو اصلا خدا نگفته . و منظورم این نیست که پیامبر از خودش گفته باشه ... نه .... . حالا نظر من درباره ی اینکه پس اونها رو کی گفته ، بماند . اگر دوست داشتین براتون میگم نظرم رو ( البته به شرطی که بحث به درازا کشیده نشه و مشکلی هم برای من پیش نیاد ) ..
سلام علیکم
شما نظر خود را لطفا با دلایلش مطرح بفرمایید. اگر برخی از آیات قرآن از طرف خدا نیست در حالی که خداوند می فرمایید: ولو کان من غیر عندالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا(نساء/82) اگر قرآن از طرف غیر خدا بود شما در آن اختلاف زیادی پیدا می کردید.
پس این آیات از طرف کیست؟ وچه اختلاف وتناقضی بین آنها با سایر آیات قرآن وجود دارد؟
نکته دوم اینکه قرآن شریف می فرماید: وإن کنتم فی ریب مما نزّلنا علی عبدنا فأتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله إن کنتم صادقین(بقره/23) اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده ایم شک دارید پس سوره ای همانند آن بیاورید اگر راست می گویید وگواهان خود غیر از خدا را فرا خوانید.
این همه انگیزه بود بر غلط وغیر الهی بودن قرآن وقرآن هم به صراحت تحدی کرده وگفته اگز در گفته خود راست هستید سوره ای همانند قرآن بیاورید. پس چرا تا بحال هیچکس در عرض این چهارده قرن با وجود انگیزه نتوانسته چنین کاری انجام دهد.



ما دوست داریم که قرآن همون کتاب رویایی باشد که بهترین است و هیچ مشکلی ندارد ( که من هم دوست داشتم که چنین بود ) بنابراین همه ی تلاشمون رو میکنیم که به هر طریقی شده اگر حتی مشکلی در اون دیده شد با دلایل مختلف ( که گاهی نادرست هستند ) و روش های عجیب و غریب ( مانند چرخاندن لقمه دور سر و بعد خوردن آن ) از آن دفاع کنیم تا همچنان همانطور که در رویای ما بود باقی بماند . ( البته من به خودمون حق میدم چون ما می خوایم که یک چیزی باشه که خدا برای ما فرستاده باشه تا راه رو بدونیم و همون بهترین شکلش در جهان باشه )
البته ما نباید داشته های خودمان را وقتی بزرگ هستند کوچک جلوه دهیم .همین قرآن چهارده قرن است که در اوج بوده وهیچ کتابی شما پیدا نمی کنید که چهارده قرن دوام بیاورد وبعد از اینهمه سال در همین دهه اول قرن21 جزء پرفروش ترین کتابها در آمریکا واروپا باشد. واشخاصی مانند ادواردو آنیلی که خود فلسفه خوانده ودکترا داشت با خواندن قرآن متحول شده ومسلمان شود.
ما ساده فکر نمی کنیم وخیال پردازی هم نمی کنیم بلکه قرآن واقعا بزرگ است. فقط لطف کنید سخنان خود را با دلیل ومصداق ذکر کنید تا ببینیم که ایراد کار کجاست.



تنها راه گریز از این مسئله این است که شما از بیرون به این مسئله بنگرید . یا فکر های قبلی خود را در مورد آن مسئله ( در اینجا قرآن ) به کلی کنار بگذارید و به عنوان کسی که بدون هیچ پیش فرضی تازه می خواهد روی آن مسئله فکر کند ( مثلا در اینجا قرآن ) با دقت بر روی آن اندیشه کنید .
وقتی از بیرون نگاه می کنبم چه چیزی را میزان قرار دهیم؟ تا ببینیم که قرآن العیاذ بالله اشتباه دارد یا نه؟ آیا عقلهای ما می تواند میزان وسنجش درستس برای صحت ویا عدم صحت آیات قرآن باشد؟ قرآن را کسی نازل کرده که واهب عقول است.



من میگم بیاین خود قرآن رو ( جدا از متن های دیگر و جدا از پیش فرض های ذهنیمان درباره ی خدا و قرآن و دین ) با دقت بخونیم و با هوشمندی و زرنگی ... و کمی اندیشه کنیم ... اونوقت نکاتی رو متوجه میشیم که شاید آنچه که ما تا به حال حقیقت میدونستیم رو تغییر بده (و آگاه بشیم ) و راهی برای فهمیدن اونچه که واقعا حقیقته ، برامون باز کنه .
منتظر هستیم تا شما نمونه هایی را بفرمایید.

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۳, ۱۷:۴۱
اگر که برای قرآن ، کتاب قانون را مثال زدید ، خوب ما میبینیم که در کتابهای قانون ، همه چیز در سرجای خودش گفته شده و پراکندگی ندارد و همه چیز خیلی واضح و روشن بیان میشود تا شبه ای پیش نیاید . و اگر هم یک قانون تبصره ای دارد آن را در ذیل همان قانون می آورد ( نه در جای دیگر ) و کاملا همه چیز را بر انسان روشن میکند و هیچ دردسری پیش نمی آید....
این کتاب قانونی که شما گفتید از آنچه که در قرآن میبینیم قوی تره . در حالی که خدا ( ببینید دارم میگم خدا ... خدا چه کسیه ! ) شایسته ی او است که کتابی بهتر از این کتاب قانون که شما فرمودید بیاورد . آیا اینطور نیست ؟ ولی آیا این قرآن ، همان چیزی است که خدا باید به بهترین شکل به عنوان راهنمای روشن ، به ما می بخشید ؟!
اینکه بگوییم قرآن کتاب قانون است غلط است ومقایسه آن با کتابهای قانون ونحوه نوشتن آنها هم غلط است بلکه قرآن کتاب هدایت است ولذا در قرآن آنچه برای هدایت بشر لازم است بیان شده است وما می بینیم حتی قرآن وقتی داستان انبیاء را نقل می کند مانند کتابهای قصه نیست بلکه آنقدر از داستان انبیاء که برای هدایت بشر لازم است بیان کرده است. پس باید دانیم که قرآن کتاب هدایت است وخداوند آنچه برای هدایت بشر لازم است نقل کرده است وترکیب آیات با این محور بوده ونباید با نوع نوشته هیا رایج بین ما مقایسه شود.



من واقعا تعجب میکنم و به فکر فرو می روم ....
یک بار دیگر آیه را بخوانید و در آن دقت کنید .... ( با هوش و زرنگی )
بزرگوار جسارتا عرض کنم که اینجا فعلا محل سوال هوشی نیست.شما بفرمایید از کجای این آیه تعجب می کنید بعد ببینیم اصلا این تعجب جا دارد یا نه؟

|الهه|
۱۳۹۳/۰۶/۰۳, ۱۷:۵۴
سلام جناب کارشناس

وقتی از بیرون نگاه می کنبم چه چیزی را میزان قرار دهیم؟ تا ببینیم که قرآن العیاذ بالله اشتباه دارد یا نه؟ آیا عقلهای ما می تواند میزان وسنجش درستس برای صحت ویا عدم صحت آیات قرآن باشد؟ قرآن را کسی نازل کرده که واهب عقول است.
اگر عقلهای ما نمی تواند میزان و سنجش درستی برای صحت و یا عدم صحت آیات قرآن باشد پس ما از چه طریق پی ببریم که در قرآن اختلافی نیست و قرآن کلام برتر است و الی آخر...

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۳, ۱۸:۱۹
اگر عقلهای ما نمی تواند میزان و سنجش درستی برای صحت و یا عدم صحت آیات قرآن باشد پس ما از چه طریق پی ببریم که در قرآن اختلافی نیست و قرآن کلام برتر است و الی آخر...
سلام علیکم
بنده عرضم این نیست که عقل خود را کنار گزاریم وصد البته خود قرآن دعوت کرده به تدبر وتعقل در آیات قرآن، وباید بگویم که سخن بنده کمی ناقص بود که عذر می خواهم ودر تکمیل آن بگویم که امروزه عقل ما از چیزهای مختلف پیرامون خود ومکاتب وفرهنگ ها تاثیر پذیرفته وشما حتما کم وبه ندرت کسی را پیدا می کنید که وقتی تعقل یم کند همه این پیش فرضها را کنار گذاشته وبا عقل سلیم فکر کند که اگر این طور باشد مشکلی نخواهد بود.
اگر ما عقل وذهن خود را از پیش فرضهای دینی خالی کردیم که نمی شود بالفرض آیا می توانیم از این پیش فرضهایی که بر اث تبلیغ علیه قرآن واسلام امروزه رائج است خالی کنیم؟
بخشی از ما با تاثر از پیش فرضهای دینی قضاوت خواهیم کرد وبخشی دیگر با پیش فرضهایی که امروزه علیه اسلام است.
پس این راه درستی نیست. ما می توانیم سوالات واشکالاتی را که به ذهن می رسد با متخصصین در علوم قرآنی مطرح کنیم اما قبل از آنها نیم توانیم بگوییم که در قرآن اختلاف است حالا شما هم ببینید که آیا عقل شما چه می گوید.
کسی م یتواند در مورد اختلاف وعدم اختلاف در آیات قرآنی نظر نهایی دهد که آشنا به ادبیات عربی، مجاز وتشبیه ودر یک کلام معانی وبیان وقادر به ارجاع آیات متشابه به محکمات وقبل از آن توان شناخت آیات متشابه ومحکم را داشته باشد.
خداوند متعال در همان اوایل سوره آل عمران می فرماید: برخی آیات قرآن متشابه وبرخی محکم هستند وکسی می تواند غیر از خداوند اینها را تشخیص داده ومتشابه را به محکم برگرداند که از راسخین در علم باشد. پس به این سادگی هم نیست که ما عقل خود را محور قرار داده وطبق آن قضاوت کنیم بدون اینکه ادبیات عربی بدانیم یا متشابه را از محکم باز شناسیم واگر شناختیم متشابه را به محکم بر گردانیم.

مبک
۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۷:۲۹
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
دوستم کارشناس بزرگوار آقا کریم در آیه 23 بقره در بالا"و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین 23" که بجای "نزلنا" نوشتید "انزلنا" اگر عربی تان خوب است می توانید کمکم کنید که برگردان هر دو کلمه چی می شود؟ شاید یکی کنون باشد یکی گذشته خوب نمی دانم.اما نمی دانم برخی دیگر دنبال چیند؟خداوند نگهدارتان

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۹:۱۱
دوستم کارشناس بزرگوار آقا کریم در آیه 23 بقره در بالا"و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین 23" که بجای "نزلنا" نوشتید "انزلنا" اگر عربی تان خوب است می توانید کمکم کنید که برگردان هر دو کلمه چی می شود؟ شاید یکی کنون باشد یکی گذشته خوب نمی دانم.اما نمی دانم برخی دیگر دنبال چیند؟خداوند نگهدارتان
با تشکر از شما غلط تایپی از جانب ما بوده که تصحیح شد واز دوستان عذر خواهی می کنم. هر دو به معنای نزول در گذشته هستندبا این تفائت که أنزلنا بر نزول دفعی دلالت می کند ونزّلنا بر نزول تدریجی.

|الهه|
۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۱۰:۴۰
سلام بر همگان

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ معنی : پس شيطان هر دو را ( آدم و حوا را ) از آن بلغزانيد؛ و از آنچه در آن بودند ( از بهشت ) آنها را بیرون کرد؛ و فرموديم: «فرود آييد، بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید ؛ و براى شما در زمين قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود »

سلام....من داشتم کتاب تورات(به صورت فایل pdf) را مرور می کردم....گفتم شاید بد نباشد که بخشی که مربوط به این ایه است را از آن اینجا نقل قول کنم.:Labkhand:

کتاب پیدایش:فصل دوم:

7. خداوند خالق، آدم را از خاك زمين بوجود آورد و در بيني‌اش روح زندگي دميد و آدم جاندار شد 8. خداوند خالق در طرف شرق عدن باغي بنياد نمود و آدمي را كه بوجود آورده بود در آن جاي داد. 9. خداوند خالق هر (نوع) درخت خوش منظر و خوش خوراك را از خاك رويانيد و (همين‌طور) درخت زندگي را، و درخت معرفت نيك و بد را در ميان باغ (رويانيد). 10. و نهري براي آبياري آن باغ از عدن خارج شده از آنجا منشعب مي‌گشت و چهار شعبه مي‌شد..... 15. خداوند خالق، آدم را گرفته و او را در باغ عَدن گذاشت تا در آن كار كرده و آن‌را محافظت نمايد. 16. خداوند خالق به آدم چنین فرمان داد: از هر درخت باغ حتماً (مي‌تواني) بخوري. 17. و از درخت معرفت نيك و بد نخور چون روزی كه از آن بخوري، خواهي مرد.

کتاب پیدایش:فصل سوم:
1. مار كه از همه‌ي حيوانات صحرا كه خداوند خالق درست كرده بود، مكارتر بود، به زن گفت: آيا خداوند گفته است كه از هيچ درختي از اين باغ نخوريد؟ 2. زن به مار گفت: از ميوه‌ي درخت اين باغ می‏خوریم. 3. اما خداوند گفته است از ميوه‌ي آن درختي كه در ميان اين باغ است،‌ نخوريد و آن را لمس نكنيد مبادا بميريد. 4. مار به زن گفت: حتماً نخواهيد مرد. 5. چون‏كه خداوند مي‏داند روزي كه از آن بخوريد، چشمانتان باز مي‌شود و مانند خداوند تشخيص دهنده‌ي نيك و بد خواهيد شد. 6. زن ديد كه آن درخت براي خوراك نيكو و براي چشم‌ها هوس‌انگيز است و آن درخت براي معرفت‌دارشدن، پسنديده است. از ميوه‌ي آن گرفت و خورد، به شوهرش هم كه در كنارش بود داد و او خورد. 7. چشمان هردو گشوده شده دانستند كه عريانند و برگ‌هاي انجير را به هم دوخته وسيله‌ي ستر عورت براي خويشتن ساختند. 8. آدم و زنش صداي خداوند خالق را كه به سوي مغرب در آن باغ پخش مي‌شد، شنيده از حضور خداوند خالق، در ميان درختي در باغ پنهان شدند. 9. خداوند خالق آدم را صدا زده به وي گفت: كجايي؟ 10. گفت صدايت را در باغ شنيدم ترسيدم، چون‏كه عريان هستم پنهان گشتم. 11. گفت كي تورا مطلع نمود كه عريان هستي؟ آيا از درختي كه خوردن آن را به تو نهي كردم، خوردي؟ 12. آدم گفت؛ زني كه در كنار من نهادي از آن درخت به من داد و خوردم. 13. خداوند خالق، به زن گفت اين چه كاري است كه كردي؟ زن گفت مار فريبم داد و خوردم. 14. خداوند خالق، به مار گفت چون‏كه اين كار را كردي در ميان تمام چهارپايان و در ميان تمام حيوانات وحشي صحرا ملعوني. بر شكمت راه خواهي رفت و تمام روزگار زندگيت خاك خواهي خورد. 15. بين تو و زن و بين نسل تو و نسلش كينه ايجاد مي‌كنم. او (نسل زن) سر تو را خواهد كوبيد و تو پاشنه‌اش را خواهي گزيد. 16. به زن گفت: حتماً رنج و درد بارداري تو را زياد خواهم كرد. فرزندان را با رنج بزایي و اشتياق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو تسلط خواهد داشت. 17. و به آدم گفت چون به حرف زنت گوش دادي و از آن درختي كه دستور داده گفتم نخوري، خوردي زمين به خاطر تو ملعون است. تمام عمرت با رنج از (محصول) آن خواهي خورد. 18. و خار و خس برايت خواهد رويانيد و گياه صحرا را خواهي خورد. 19. تا برگشتنت به خاك كه از آن گرفته شده‌اي با عرق پيشانيت نان خواهي خورد. زيرا خاك هستي و به خاك برخواهي گشت..... 22. خداوند خالق گفت اينك آدم مانند فردي شده است كه از او تشخيص نيك و بد برآيد. می‏رود كه دستش را دراز كند و از درخت زندگي هم بردارد و بخورد و تا ابد زنده باشد 23. خداوند خالق، براي كشت و زرع خاكي كه (آدم) از آن گرفته شده بود، او را از باغ عدن اخراج كرد. 24. آدم را اخراج كرد و كروبيان و تيغه‌ي شمشير چرخان را در شرق باغ عدن قرار داد تا راه درخت زندگي را محافظت كنند.

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۱۶:۳۱
دوستان و عزیزان کانون
با سلام و عرض ادب و احترام
حضرت امام راحل ره نظرشان بود که قرآن تحریف نشده و تمامی آیاتی که بر پیامبر اسلام صلوةالله علیه و آله الطیبین الطاهرین نازل شده در آنست ولی آیات آن مرتب همانطورکه نازل شده پشت سر هم ننوشته اندبرای مثال آیه اکمال دین که با ولایت مولا امیرالمومنین صلوة الله علیه که به امر پروردگار انجام شد و بعنوان اسلام مرضی پروردگار متعال پذیرفته شد را در سوره مائده نگاه کنید هر انسان عاقلی متوجه می شود که این آیه با سیاق آیات اطرافش بسیار متفاوت است

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۱۷:۴۷
کتاب پیدایش:فصل دوم:

7. خداوند خالق، آدم را از خاك زمين بوجود آورد و در بيني‌اش روح زندگي دميد و آدم جاندار شد 8. خداوند خالق در طرف شرق عدن باغي بنياد نمود و آدمي را كه بوجود آورده بود در آن جاي داد. 9. خداوند خالق هر (نوع) درخت خوش منظر و خوش خوراك را از خاك رويانيد و (همين‌طور) درخت زندگي را، و درخت معرفت نيك و بد را در ميان باغ (رويانيد). 10. و نهري براي آبياري آن باغ از عدن خارج شده از آنجا منشعب مي‌گشت و چهار شعبه مي‌شد..... 15. خداوند خالق، آدم را گرفته و او را در باغ عَدن گذاشت تا در آن كار كرده و آن‌را محافظت نمايد. 16. خداوند خالق به آدم چنین فرمان داد: از هر درخت باغ حتماً (مي‌تواني) بخوري. 17. و از درخت معرفت نيك و بد نخور چون روزی كه از آن بخوري، خواهي مرد.
می دانید آنچه تورات گفته با آنچه در قرآن واحادیث ما آمده تفاوت دارد. هر چند قضیه مار در تفسیر صافی بیان شده است ومشخص هم نیست که درست باشد ولی به این معنی که شیطان در قالب مار ظاهر شده است. وما معتقد نیستیم که حضرت آدم با وسوسه همسرش از این درخت خورده است چون خداوند متعال این نساله را طبق آیه ای که بیان کردید به ه دو نسبت می دهد.
آنچه در احادی ثما آمده است این است که شیطان آنها را وسوه داد به اینکه اگز از این درخت بخورید در بهشت جاودانه خواهید بود واین وسوسه به خلود موجب خوردن از این درخت شد وشیطان برای وسوسه خود قسم هم خورد. ولی تورات می گوید که درخت علم معرفت بود وآنها بعد خوردن علم ومعرفت پیدا کرده اند وکَأَنَّ رقیبی برای خدا شده اند ولذا خداوند آنها را از بهشت بیرون کرد.
اما این سخنان به خداوند متعال نمی چسبد. بلکه وسوسه به خلود رد بهشت بود که بعد ا ز وردن هم دیدند دروغ بوده است. وآنها که قرار بود بعد از مدتی به زمین فرود آیند بخاطر این عمل زودتر از موعد مقرر به زمین هبوط کردند.



حضرت امام راحل ره نظرشان بود که قرآن تحریف نشده و تمامی آیاتی که بر پیامبر اسلام صلوةالله علیه و آله الطیبین الطاهرین نازل شده در آنست ولی آیات آن مرتب همانطورکه نازل شده پشت سر هم ننوشته اندبرای مثال آیه اکمال دین که با ولایت مولا امیرالمومنین صلوة الله علیه که به امر پروردگار انجام شد و بعنوان اسلام مرضی پروردگار متعال پذیرفته شد را در سوره انعام نگاه کنید هر انسان عاقلی متوجه می شود که این آیه با سیاق آیات اطرافش بسیار متفاوت است
اگر امکانش باشه لطفا سند سخن امام را ذکر بفرمایید. چون خیلی از علماء ما نظرشان بر این است که این قرآن عین همان قرانی است که بر رسول خدا(ص) نازل شده وآیات هم طبق نظر خود ایشان در این محلها قرا رداده شده است.

|الهه|
۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۱۹:۱۴
آنچه در احادی ثما آمده است این است که شیطان آنها را وسوه داد به اینکه اگز از این درخت بخورید در بهشت جاودانه خواهید بود واین وسوسه به خلود موجب خوردن از این درخت شد وشیطان برای وسوسه خود قسم هم خورد. ولی تورات می گوید که درخت علم معرفت بود وآنها بعد خوردن علم ومعرفت پیدا کرده اند وکَأَنَّ رقیبی برای خدا شده اند ولذا خداوند آنها را از بهشت بیرون کرد.
در تورات آمده که در عدن دو درخت بود.یکی درختی که با خوردن میوه اش انسان خوب و بد را از هم تشخیص می دهد.و دیگری درخــتی که بـا خوردن میوه اش جاودانه می شـــــوند.ولی حال اگر اشتباه نکنم در قرآن آمده که خدا خود وقتی که انسان را آفرید خودش به انسان خوب و بد را آموزش داد(دقیق در ذهن ندارم و مطمئن نیستم کدام آیه خدا بیان میکند که خودش به انسان نیک و بد را آموختــــــــــــه،اگر همچین آیه ای هست،جناب کارشناس اگر آن را به ذهن دارید،به آن بد نیست اشاره بفرمایید)اگر همچین آیه ای باشد پس با این حساب درخت اولی(موجود در تورات) از منظر قرآن حذف می شود،یعنی از منظر قرآن تنها یک درخت بوده که خوردنش ممنوع بوده و آن درخت،درخت معرفت نبوده چون خدا می گوید که ما خود انسان را آفریدیم و نیک و بد را به او آموختیم...پس تنها یک درخت می ماند، که همانطور که شما فرمودید در احادیث هست که شیطان گویا اشاره می کرد که آن درخت، درختیست که با خوردنش انسان جاودانه می شود،و این درخت مشابه درخت موجود در تورات....جالبه:Gig:....

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۵, ۰۹:۴۱
خدا خود وقتی که انسان را آفرید خودش به انسان خوب و بد را آموزش داد(دقیق در ذهن ندارم و مطمئن نیستم کدام آیه خدا بیان میکند که خودش به انسان نیک و بد را آموختــــــــــــه،اگر همچین آیه ای هست،جناب کارشناس اگر آن را به ذهن دارید،به آن بد نیست اشاره بفرمایید)اگر همچین آیه ای باشد پس با این حساب درخت اولی(موجود در تورات) از منظر قرآن حذف می شود،یعنی از منظر قرآن تنها یک درخت بوده که خوردنش ممنوع بوده و آن درخت،درخت معرفت نبوده چون خدا می گوید که ما خود انسان را آفریدیم و نیک و بد را به او آموختیم...پس تنها یک درخت می ماند، که همانطور که شما فرمودید در احادیث هست که شیطان گویا اشاره می کرد که آن درخت، درختیست که با خوردنش انسان جاودانه می شود،و این درخت مشابه درخت موجود در تورات....جالبه....
بله خداوند متعال در سوره والشمس می فرماید: ونفس وما سواها، فألهمها فجورها وتقواها(ایه7و8) قسم به نفس وآنکه آنرا نیکو آفرید. وبه او خیر وشر اور ا الهام کرد.
ودز سوره انسان آیه 3می فرماید: إنا هدیناه السبیل إما شاکرا وإما کفورا، ما راه حق وباطل را به انسان نمایاندیم حالا خود هدایت پذیر وشکر نعمت کند ویا اینکه کفران نعمت کند.

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۰۵, ۱۰:۵۹
اگر امکانش باشه لطفا سند سخن امام را ذکر بفرمایید. چون خیلی از علماء ما نظرشان بر این است که این قرآن عین همان قرانی است که بر رسول خدا(ص) نازل شده وآیات هم طبق نظر خود ایشان در این محلها قرا رداده شده است.

چگونه آیات قرآن طبق نظر ایشان در این محلها قرار داده شده وقتی کتابت قرآن کریم پس از فوت ایشان و در زمان خلفاء کتابت آن انجام شده و حضرت امیر المومنین امام علی صلوة الله علیه در آن زمان نگذاشتند که حتی نه یک حرف از آن کم یا زیاد شود؟
حتماً سندش را خواهم آورد من بدلیل اینکه بستری هستم امکان درسهایی که سالهاقبل فراگرفته ام اکنون ندارم سند میخواهید تشریف ببرید به محضر کتاب کافی باب "تحریف قرآن "در آنجا سند بسیار خواهید داشت آورد فقط سئوالاتی داشتم که لطف نموده پاسخ دهید:آیا با تعقل و تدبّر آیه اکمال دین مائده-3 را خواندید که بین حرمت گوشت خوک و... قرار گرفته است؟

چرا آيه "اليَوم‌َ اَكمَلت‌ُ لَكُم دينَكُم و اَتمَمت‌ُ عَلَيكُم نِعمَتي‌..." پس از حكم حُرمت گوشت مردار و خون و... آمده است‌؟



پاسخ:



1. آيه 3 سوره مائده‌، داراي دو بخش مستقل است كه هيچ كدام با ديگري ارتباط ندارند بخش نخست به حرمت گوشت مردار و ساير گوشت‌هاي حرام و جواز خوردن آن در موارد اضطراري مربوط است و بخش دوم‌، به يأس و نااميدي كُفّار، به علّت كامل شدن دين اسلام و جاويد ماندن آن است

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۰۵, ۱۷:۵۴
دوستان گرامی و برادر کار شناس کریم
تذکر مهم:
شما از کتاب قرآن کریم را با تورات مقایسه کرده و نتیجه گیری می کنید
شما در این بحث اجازه داده اید بگویند این قسمت از این آیه نباشد چقدر زیباتر است
قرآن کریم یک کتاب معمولی همانند تورات و انجیل تحریف شده نیست با اینکار شما کاربران و کارشناسان قرآن کریم که پروردگار متعال خود ضمانت محافظت از آنرا نموده و هدایت متقیان است فکر نمی کنید شأن قرآن کریم را پایین نیاورده اید و آیا موجبات مهجوریت قرآن را فراهم نیاورده اید!!! و حتماً شما که استادید باید بدانید سزای کسانی را که موجبات مهجوریت قرآن کریم را فراهم نمو ده اند چیست؟!!!!!
آقای کریم شما خط قرمز اسلام ناب محمدی صلوة الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین را نگاه نکرده اید انشاء الله که دقت نکرده باشید و سهواً بوده باشد.
بیش از این شأن قران کریم را که تنها میزان الهی و امانت رسولخدا صلوة الله علیه نزد ما است واحادیث معتبر و نامعتبر اهل البیت صلوة الله علیهم اجمعین است پایین نیاوزید و از عذاب الهی بترسید ونه تنها شمابلکه همه ماهم که ناظر بر این ماجرا بودیم و بی تفاوت گذشته ایم باید از عذاب الهی بترسیم که این وعده پروردگار متعال است برای ....!!!!
برای کاربر محترم الهه
اگر دانستن این موارد برایتان جالب است سراغ پروفسور حکاکیان بروید ایشان نه تنها تورات را بلکه انجیل و قرآن را نیز حفظ هستند از ایشان استفاده کنید ولی اگر میخواهید یک مسلمان باشید ما به رسولان پیشین و آنچه خداوند بر ایشان نازل کرده است ایمان داریم نه آنچه اینان سالهاست آنرا تحریف کرده اند و پروردگار سزای آنها را خواهد داد که این در قرآن آمده است و یقیناً همینطور خواهد بود

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۰۵, ۱۸:۲۵
ابعاد مهجوریت قرآن کریم

http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,3290

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۵, ۲۰:۳۸
چگونه آیات قرآن طبق نظر ایشان در این محلها قرار داده شده وقتی کتابت قرآن کریم پس از فوت ایشان و در زمان خلفاء کتابت آن انجام شده و حضرت امیر المومنین امام علی صلوة الله علیه در آن زمان نگذاشتند که حتی نه یک حرف از آن کم یا زیاد شود؟
اولا بنده در این شب رحمت ومغفرت از خداوند منان برای شما وهمه بیماران شفای عاجل طلب می کنم وامیداوام که هر چه زودتر خوب شوید.
اما سخنتان بر خلاف واقع است چون در زمان خود رسول خدا (ص) کاتبان وحی بوده اند که هر آنچه بر آن حضرت نازل می شد می نوشتند مثل این مسعود، امیرالمومنین، زید بن ثابت ودیگران. کاری
که خلفاء کردند برای برداشتن اختلاف قرائت ها وکتابتها نه کم وزیاد کردن آیات قران را از نو کتابت کنند والا قرآن از قبل کتابت شده بود که می توانید به کتابهای علوم قرآنی که نوشته شده مراجعه کرده وتاریخ این مساله را مطالعه کنید.
علامه طباطبایی در شیعه در اسلام وکتاب قرآن در قرآن نیز به این مساله اشاره کرده اند.
در ثانی بنده قصد جدل یا مچ گیری نداشتم که شما اینقدر خود را ناراحت کرده اید بلکه چون مطلب برایم تازگی داشت خواستم بدانم که این سخن کجا هست.

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۶, ۰۵:۰۷
سند میخواهید تشریف ببرید به محضر کتاب کافی باب "تحریف قرآن "در آنجا سند بسیار خواهید داشت
این روایاتی که به آنها اشاره می کنید ودر برخی کتابها مثل همین اصول کافی یا تفسیر البرهان آمده است از نظر اکثر علماء ما در شده است ودرست نمی باشد که با ادله مختلف جواب آنها را داده اند. از جمله علامه طباطبایی در جلد12المیزان، صفحه104تا133 در تفسیر آیه9 سوره حجر به طور مبسوط جواب این نوع احادیث را بیان داشته اند وهمچنین ایشان در مورد جمع قرآن در زمان ابوبکر وعثمان واینکه این جمع ها مغایر با قرآنی که در زمان رسول خدا(ص) شده بوده فرقی نداشت وتغییری صورت نگرفته توضیحات خوبی داده اند که می توانید مراجعه کنید.




:آیا با تعقل و تدبّر آیه اکمال دین مائده-3 را خواندید که بین حرمت گوشت خوک و... قرار گرفته است؟
یکی از چیزهایی که از مسلمات ادبیات عربی می باشد وجود جمله معترضه است که در وسط جمله قرار می گیرد وربطی به ماقبل ومابعد ندارد ومرحوم شیخ بهایی در صمدیه که در باب ادبیات عرب می باشد می فرمایند: هفت چیز محل از اعراب ندارد که یکی از آنها جمله معترضه است. این مساله که می فرمایید فقط در مورد این آیه شریفه نیست بلکه در مورد آیه تطهیر یا آیه ولایت نیز مساله به همین منوال می باشد که این آیات بمنزله جملات معترضه هستند که در وسط قرار گرفته اند. وجواب این مساله هم داده شده که جمله ای بعنوان جمله معترضه در ادبیات عرب قرار می گیرد که مهم باشدواهمیت این آیات شریفه باعث شده به این شکل قرا رگرفته باشند.



شما از کتاب قرآن کریم را با تورات مقایسه کرده و نتیجه گیری می کنید
شما در این بحث اجازه داده اید بگویند این قسمت از این آیه نباشد چقدر زیباتر است
فکر می کنم که در اینجا مقداری تند رفته اید وخوب می دانید که افراط در هر چیزی بد است. اولا کسی قصد مقایسه قرآن با تورات را نداشته بلکه مراد این بوده که تورات در این زمینه چه گفته ونظر ودیدگاه قرآن چیست. در ثانی اگر در مورد مساله ای دیدگاه قرآن کریم وتورات بررسی شده وبطلان نظر تورات روشن شده وصحت ومعقول بودن آیات قرآن شریف روشن شود، چه ایرادی دارد؟ کدام مرجع وعالم ربانی گفته است که این مساله خلاف دین ومهجور کردن قرآن است که حالا ما بخاطر دفاع از دیدگاه قرآن باید توبه کنیم ویااینکه به عذاب جهنم نائل شویم، بخاطر دفاع وبیان نظر قرآن؟!

مبک
۱۳۹۳/۰۶/۰۶, ۰۹:۲۷
دوستان و عزیزان کانون
با سلام و عرض ادب و احترام
حضرت امام راحل ره نظرشان بود که قرآن تحریف نشده و تمامی آیاتی که بر پیامبر اسلام صلوةالله علیه و آله الطیبین الطاهرین نازل شده در آنست ولی آیات آن مرتب همانطورکه نازل شده پشت سر هم ننوشته اندبرای مثال آیه اکمال دین که با ولایت مولا امیرالمومنین صلوة الله علیه که به امر پروردگار انجام شد و بعنوان اسلام مرضی پروردگار متعال پذیرفته شد را در سوره مائده نگاه کنید هر انسان عاقلی متوجه می شود که این آیه با سیاق آیات اطرافش بسیار متفاوت است

به نام خداوندمهرگستر خیلی مهربان
دوستان چرا بی اندیشه بس خودتان را اندیشمند می دانید می گویید در سوره ها هم نشانه ها آیات جابجایی رخ داد من هم این نشانه ها هم آیات را خواندم که سراسر به هم پیوند داشت همان "الیوم اکملت لکم "سراسر درجای خود است چیزی که به ناروا حرام هم آزاد حلال نشانه می رفت چیزی که به آزادی پیوند زناشویی با نوشتار داران پیشین نشانه داشت همش در رسا شدن آیین نقش دارد چرا بخش بخش میکنید چرا دوگانه پرستی دارید راستی شما که نری مادگی فرج بخشهایی از مغز فلان فلان جا را ناروا کردید با دستور کی؟خداوند گفت تنها اگر مردار بود یا نام خداوند را در سربریدن نبردیم یا خونش که ریخته شده نارواست یا سراسر دزدی یا غمار بود .آره سخن خداوند قرآن برای کسانی که باور کردند راهنما هم درمان است برای روی پوشان ازش زیان می افزاید.پناه بر خداوند

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۰۶, ۱۸:۰۶
به نام خداوندمهرگستر خیلی مهربان
دوستان چرا بی اندیشه بس خودتان را اندیشمند می دانید می گویید در سوره ها هم نشانه ها آیات جابجایی رخ داد من هم این نشانه ها هم آیات را خواندم که سراسر به هم پیوند داشت همان "الیوم اکملت لکم "سراسر درجای خود است چیزی که به ناروا حرام هم آزاد حلال نشانه می رفت چیزی که به آزادی پیوند زناشویی با نوشتار داران پیشین نشانه داشت همش در رسا شدن آیین نقش دارد چرا بخش بخش میکنید چرا دوگانه پرستی دارید راستی شما که نری مادگی فرج بخشهایی از مغز فلان فلان جا را ناروا کردید با دستور کی؟خداوند گفت تنها اگر مردار بود یا نام خداوند را در سربریدن نبردیم یا خونش که ریخته شده نارواست یا سراسر دزدی یا غمار بود .آره سخن خداوند قرآن برای کسانی که باور کردند راهنما هم درمان است برای روی پوشان ازش زیان می افزاید.پناه بر خداوند
منظور شما واز اين نقل قولي شماكه برايم ارسال كرديد را متوجه نشدم و لي در كتاب كافي كه كتاب مورد قبول علما است در باب تحريف قرآن كريم به مواردي كه عرض كردم مراجعه نماييد تا صحت و سقم تاپيك من را خواهيد فهميد و زخمت نكشيد من فقط به موضوع نگاه ميكنم خودم به اين موضوع انشاء الله هر روز مراجعه مي كنم وحتي يك قدم در اين موضوع كوتاهي نخواهم كرد لطف كنيد نقل قول بدون بررسي هاي خود را براي من پيام نفرستيد من خودم نقل قول و تاپيك هاي عاقلاته و يا بعضا بدون بررسي همه شما را خواهم خواند حال كه به اينجا رسيديم من مطالبي از كتاب كافي و نظر علامه طباطبايي ره را هم آورده بودم چرا از مطالب نقل قولي نديدم من هم فكر ميكنم حتماً بايد از غرض ورزي بايد به خدا پناه ببريم كه براي تمامي اينها بايد جوابگو باشيم

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۰۶, ۱۸:۴۲
اما سخنتان بر خلاف واقع است چون در زمان خود رسول خدا (ص) کاتبان وحی بوده اند که هر آنچه بر آن حضرت نازل می شد می نوشتند مثل این مسعود، امیرالمومنین، زید بن ثابت ودیگران. کاری
اينرا من هم تاكيد مي كنم عرض كنم آيا مطمئن ترين شخص بين اين افراد مولا اميرالومنين نبود كه قرآن كتابت شده او چرا خلفاء را رد كردند و مولا نيز آنرا در چاهي دفن نمودند يا خير ؟

اولا بنده در این شب رحمت ومغفرت از خداوند منان برای شما وهمه بیماران شفای عاجل طلب می کنم وامیداوام که هر چه زودتر خوب شوید.
اگر ميخواهيد براي بيماران دعا كنيد در كانون بسيار التماس دعا دارند و اگر ميخواهيد بيماري مرا مورد نظر قرار دهيد سن شما را نميدانم كه بدانيد اولاً بايد بگوييد يا آخراً !!!! دوستان عزيز كانون پيامهايي بسياري را بطور خصوصي براي من ارستل كرده اند كه در لابلاي اين نقل قولهاي ارسالي شما كه بصورت پيام خصوصي مي فرستيد گم ميشود اين چه كاري است در تاپيك قبلي نيز عرض كردم من با اين موضوع ايجاد شده شما حالا حالا كار دارم لطفاً پيام نقل قول نفرستيد!!!!


در ثانی بنده قصد جدل یا مچ گیری نداشتم که شما اینقدر خود را ناراحت کرده اید بلکه چون مطلب برایم تازگی داشت خواستم بدانم که این سخن کجا هست.
ولي من ميدانم كه كجاي مطلب من شما را ناراحت كرده اگر شما بيخبريد اين يك مسئله كوچكي نيست چرا كه صهيونستها يهودي جديداً وارد عرصه اسلام قرآن شده اند و نه من حقير بلكه خون شهداي عزيزمان نه به شما ونه به هيچكس ديگر اجازه نخوهد داد شماد كلاس تفسير تورات و انجبل اين كتابهاي تحريف شده را توسط قرآن كريم بگذاريد!!!!!
اينجا دوستانه عرض ميكنم اين عين كسي است كه شمشير بر روي قرآن كشيده و غافل از اينست كه خداوند جايگاه قرآن را دركجا قرار داده و حفاظت از آنرا بر دوش گرفته است
يك موضوع جديدي براي خود باز كنيد اينجايگاه كه انتخاب كرده ايد جايگاه بحث و جدل نيست!!!!

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۶/۰۶, ۲۲:۲۵
با درود به همه ی دوستان .....

ببخشید یک کم دیر کردم ..... ( بخاطر همون بیماریه )

نخست یک چیزی رو بگم که :
1- اول از همه بیایین همه به هم احترام بذاریم .
2- فرهنگ گفتمان و تحمل خودمون رو بالا ببریم .
3- اگر نظر کسی بر خلاف نظر ما بود ، نسبت به اون کینه و عصبانیت نگیریم . اون هم یک انسانه بالاخره .
4- با هم دوست باشیم .
امیدوارم که تاپیک از موضوع اصلی خودش خارج نشه و از دوستان نیز این خواسته را دارم .

(( من درباره ی پرسش سوم (آیه ی 36 سوره ی 2 -بقره-) ، فقط از شما خواستم که اینبار خودتون با اون شرایطی که عرض کردم روی اون کمی فکر کنین و اگر درباره ی اونچه که من می خواستم روی اون آیه بگم ، چیزی متوجه شد ، پست بزنین . می خواستم ببینم آیا این پرسش ها فقط برای من ایجاد میشه یا نه و می خواستم ببینم که آیا اونچه رو که من فهمیدم ، شما هم متوجه شدین یا نه ؟ ))
ولی کسی پاسخ نداد و بحث از موضوع خارج شد....
حالا اشکالی نداره ....
خودم میگم بهتون . ولی خواهش می کنم بحث از موضوع خودش خارج نشه و اون 4 نکته ای که نوشتم هم لطفا رعایت بفرمایید .
سپاسگذارم .

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۶/۰۶, ۲۲:۵۸
سلام علیکم
شما نظر خود را لطفا با دلایلش مطرح بفرمایید. اگر برخی از آیات قرآن از طرف خدا نیست در حالی که خداوند می فرمایید: ولو کان من غیر عندالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا(نساء/82) اگر قرآن از طرف غیر خدا بود شما در آن اختلاف زیادی پیدا می کردید.
پس این آیات از طرف کیست؟ وچه اختلاف وتناقضی بین آنها با سایر آیات قرآن وجود دارد؟
نکته دوم اینکه قرآن شریف می فرماید: وإن کنتم فی ریب مما نزّلنا علی عبدنا فأتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله إن کنتم صادقین(بقره/23) اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده ایم شک دارید پس سوره ای همانند آن بیاورید اگر راست می گویید وگواهان خود غیر از خدا را فرا خوانید.
با درود به شما جناب کریم ....

فعلا می خواهم مطالب پرسش گونه ام را یکی یکی بیان کنم ، طبق روال ابتدایی تاپیک . و اون توضیحی که دادم ، برای روشن شدن بیشتر دوستمان جناب (( صدید )) بود وگرنه قصد اینگونه توضیحات را نداشتم . فکر می کنم که خوانندگان این تاپیک در پایان خودشان بتوانند به قضاوت و نتیجه برسند .
ولی باز هم چَشم اگر موقعیتش بود ، درباره ی این مسئله نیز صحبت می کنیم .


وقتی از بیرون نگاه می کنبم چه چیزی را میزان قرار دهیم؟ تا ببینیم که قرآن العیاذ بالله اشتباه دارد یا نه؟ آیا عقلهای ما می تواند میزان وسنجش درستس برای صحت ویا عدم صحت آیات قرآن باشد؟ قرآن را کسی نازل کرده که واهب عقول است.
خدا خودش در قران اینهمه گفته که خِرَد بورزید ( عقل بورزید - تعقل کنید ) . و خودش یکی از راههای اینکه دریابیم که قرآن ، نشانه ای از سوی خدا است یا نه را تعقل و تفکر ( خِرَد ورزی و اندیشه ) می داند . مثلا فقط یک نمونه اش :
(آیه ی 2 سوره ی 12 - یوسف - ) :

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

معنی : ما آن را قرآنی عربی فرستادیم باشد که خِرَد بورزید ( تعقل کنید )

در حدیث هم از معصوم (ع)( امام موسی کاظم ) آمده ، که خدا دو حجت را برای انسان قرار داده یکی حجت آشکار که فرستادگان و پیامبران امامان هستند و دیگری حجت پنهان که عقل است .

اصلا قرآن و حدیث را هم در نظر نگیریم . جز عقل ( خِرَد ) ( که ابزار اندیشه کردن ما است ) ، مگر چیز دیگری هم هست که بتوانیم با آن درست را از نادرست و راست را از دروغ تشخیص دهیم .
( خدایا به غیر از عقل به ما چیزهای دیگر و وسیله های تشخیص دیگری ، بده ، ما سپاسگزارت هم هستیم و ازش استفاده می کنیم . دمت گرم :Labkhand::Labkhand::Labkhand::Ebraz Doosti:)

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۶/۰۶, ۲۳:۱۵
اگر ميخواهيد براي بيماران دعا كنيد در كانون بسيار التماس دعا دارند و اگر ميخواهيد بيماري مرا مورد نظر قرار دهيد سن شما را نميدانم كه بدانيد اولاً بايد بگوييد يا آخراً !!!! دوستان عزيز كانون پيامهايي بسياري را بطور خصوصي براي من ارستل كرده اند كه در لابلاي اين نقل قولهاي ارسالي شما كه بصورت پيام خصوصي مي فرستيد گم ميشود اين چه كاري است در تاپيك قبلي نيز عرض كردم من با اين موضوع ايجاد شده شما حالا حالا كار دارم لطفاً پيام نقل قول نفرستيد!!!!

درود ... امیدوارم خوب باشین ....
عزیز دل ، من فکر می کنم که جناب (( کریم )) برای شما آرزوی سلامتی کردند . فکر نمیکنین که این پاسخ شما چندان پسندیده نیست !
یک کم آروم تر و دموکرات تر باشی ، بهتر نیست رفیق !

و نکته ی دیگه اینکه این پیام های خصوصی که به شما ارسال میشه ، مال خود سیستم سایت هست . وقتی کسی از متن های شما ، نقل قول میکنه ، سیستم به طور خودکار یه پیام به شما میفرسته . برای من هم همینجوریه .
و خواهشم اینه که از موضوع تاپیک خارج نشیم لطفا . ( لطفا یک بار دیگه پست اول تاپیک رو بخونید ).

بازهم ازتون ممنونم جناب partofar

RAHE RAST
۱۳۹۳/۰۶/۰۶, ۲۳:۵۱
و اکنون پرسش ( مطلب سوم )(که در صفحه ی 4 تاپیک ،در پست35 ، آورده بودم) :

در سوره ی 2 - بقره - آیه ی 36 می خوانیم :

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ

معنی : پس شيطان هر دو را ( آدم و حوا را ) از آن بلغزانيد؛ و از آنچه در آن بودند ( از بهشت ) آنها را بیرون کرد؛ و فرموديم: «فرود آييد، بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید ؛ و براى شما در زمين قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود »

خوب نمی دونم که شما روش فکر کردین یا نه ولی حالا من می گم که با دقت در این آیه ، چه چیزی به ذهنِ من رسید :

انسان می خواد فرستاده بشه روی کره ی زمین .... لحظه های آغازینی است که پدر و مادر همه ی انسانها می خواهند پا به زمین بگذارند و زندگی را روی زمین آغاز کنند .....
خدا با انسان حرف میزنه و یک پیغام رو می خواد به انسان برسونه .... خوب خدا چی میگه ؟
اینو میگه : «فرود آييد، بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید ؛ و براى شما در زمين قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود »

دقت دوباره : « بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید »

نمی دونم شما هم به ذهنتون رسید یا نه ؟ ........


پس کو « دوستی » ؟! « دوستی » کجا رفت ... ؟!


دقت کنید ... پیغامی که می خواد بده ذاتاً خیلی پیغام مهمّیه . لحظه های اول اومدن انسان روی زمین ..... این لحظه ی مهم ...... می خواد درباره ی چگونگی زندگی روی زمین بگه .... خیلی باید مهم باشه ....
ولی خبری از « دوستی » نیست و فقط درباره ی دشمنی حرف زده شد ...
مگه ما نمیگیم که خدا سراسر خوبی و نیکی است و .... ؟! خوب .... پس چرا در ابتدای ورود انسان به زمین ، فقط از اینکه ممکنه بعضی هامون با بعضی دیگه دشمن بشیم صحبت کرده و این رو هم نگفته که بعضی هامون هم با بعضی دیگه دوست میشیم و بعضی هامون هم به بعضی دیگه عشق می ورزیم ؟!
آیا این خدا ، خدایی است که دوست دارد بین انسانها بیشتر دشمنی و اختلاف باشد تا دوستی و همدلی !!!!!!؟

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۷, ۱۰:۳۵
اينرا من هم تاكيد مي كنم عرض كنم آيا مطمئن ترين شخص بين اين افراد مولا اميرالومنين نبود كه قرآن كتابت شده او چرا خلفاء را رد كردند و مولا نيز آنرا در چاهي دفن نمودند يا خير ؟
با سلام دورباره محضر دوستان
تا آنجا که بنده می دانم این قرآنی که حضرت امیر(ع) جمع آوری کردند وخلفاء قبول نکردند در محضر ائمه علیهم السلام بوده والان هم در نزد امام عصر(عج) می باشد. وحضرت امام صادق علیه السلام در حدیث که اصول کافی نقل کرده است ودر تر جمه ای که سید جواد مصطفوی بر اصول کافی نوشته جلد4ص 443 حدیث 23آمده است. همچنین بصائرالدرجات، ج1، ص193؛ اصول کافی، ج2، ص633، باب النوادر آمده است. ودر حدیث اشاره می کند که وقتی حضرت قئم ظهور کند این قرآن را خواهد آورد.


لابلاي اين نقل قولهاي ارسالي شما كه بصورت پيام خصوصي مي فرستيد گم ميشود اين چه كاري است در تاپيك قبلي نيز عرض كردم من با اين موضوع ايجاد شده شما حالا حالا كار دارم لطفاً پيام نقل قول نفرستيد!!!!
این نقل قولها برای ما هم می آید وهمانطور که دوستان گفتند سیستم خود ساید است. می توایند به مدیر سایت اطلاع دهید نقل قولهای شما را قطع کنند. اگر امکانش بود.


ولي من ميدانم كه كجاي مطلب من شما را ناراحت كرده اگر شما بيخبريد اين يك مسئله كوچكي نيست
من قسم بخورم که من اصلا از حرف شما ناراحت نشده ام قبول می فرمایید. همانطور که قبلا گفتم این مطلب برای بنده تازگی داشت خواستم ببینم از کجا نقل می فرمایید. ولا غیر.



چرا كه صهيونستها يهودي جديداً وارد عرصه اسلام قرآن شده اند و نه من حقير بلكه خون شهداي عزيزمان نه به شما ونه به هيچكس ديگر اجازه نخوهد داد شماد كلاس تفسير تورات و انجبل اين كتابهاي تحريف شده را توسط قرآن كريم بگذاريد
دوست عزیز اگز بنده العیاذ بالله می خواستم کتابهای تحریف شده ای مثل تورات را بر قرآن ترجیح دهم واصلا برای آن ارزش علمی قائل شوم مسئولین این سایت حداقل اندازه شما دغدغه دینی واسلام دارند که اجازه نمی دادند بنده پاسخگو باشم. لذا باز هم عرض می کنم که تند نروید. برداشت شما چه زا سخنان بنده وچه از سخنان کابر محترم الهه غلط است.

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۷, ۱۱:۰۷
خدا خودش در قران اینهمه گفته که خِرَد بورزید ( عقل بورزید - تعقل کنید ) . و خودش یکی از راههای اینکه دریابیم که قرآن ، نشانه ای از سوی خدا است یا نه را تعقل و تفکر ( خِرَد ورزی و اندیشه ) می داند . مثلا فقط یک نمونه اش
بله بنده هم سخن شما را تایید کردم که خرد ورزی در قرآن زیاد آمده است ولی موضوع این خرد ورزی آیات قرآن وانسجام آنها باهم می باشد. واینکه رد جکع آوری قرآن بعضی سوره ها افتاده اند یا خدای نکرده چیزی بر آن اضافه شده یا نه؟ این یک امر تاریخی هم می باشد که باید تاریخ قرآن بررسی شود که آیا چنین چیزی بوده یانه؟
یا نسبت به آیات قرآن که یکی از وجوه اعجاز آنادبیات قوی قرآن می باشد که کسی قادر نمی باشد همانند آن بیاورد. حال ماصرفا با نگاه به معنای آیات وتعقل در آنها نمی توانیم قضاوت کنیم. بلکه شخصی که می خواهد این کار را انجام دهد حداقل باید با ادبیات عربی که خود رشته ها وگرایش های مختلف دارد آشنا باشد. آیات قرآن متشابه ومحکم دارد وکسی که فرق این دو را نمی داند چطور می خواهد صحت ویا سقم آیات قرآن را نشان دهد. تعقل یکی از راهها در این زمینه است نه تمام راه.

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۷, ۱۱:۱۵
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان،ج1، ص132 اشاره فرموه اند که اینکه می فرماید: وقلنااهبطوا بعضکم لبعض عدوّ، اهبطوا جمع است وظاهر آیه شامل حضرت ادم وحوا وابلیس می شود. یعنی ابلیس وآدم و حوا در طرف دیگر با همدیگر دشمن می شوند ویا به تعبیر دیگر انسان وابلیس با هم دشمن می شوند نه اینکه اشاره به دشمنی بین انسانها باشد.
دشمنی شیطان با انسان هم امری واضح وروشن است ودر آیات زیادی مثل آیه168 و208سوره مبارکه بقره؛ و142انعام نیز به آن اشاره شده است.

مبک
۱۳۹۳/۰۶/۰۷, ۱۴:۲۵
با سلام دوباره محضر دوستان
تا آنجا که بنده می دانم این قرآنی که حضرت امیر(ع) جمع آوری کردند وخلفاء قبول نکردند در محضر ائمه علیهم السلام بوده والان هم در نزد امام عصر(عج) می باشد. وحضرت امام صادق علیه السلام در حدیث که اصول کافی نقل کرده است ودر تر جمه ای که سید جواد مصطفوی بر اصول کافی نوشته جلد4ص 443 حدیث 23آمده است. همچنین بصائرالدرجات، ج1، ص193؛ اصول کافی، ج2، ص633، باب النوادر آمده است. ودر حدیث اشاره می کند که وقتی حضرت قئم ظهور کند این قرآن را خواهد آورد.

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
یک که باآغازگر این گفتاورد گفتاری دارم چرا نوشته من را در دو بخش پاک کردید که می گویید دموکرات تر خواهش می کنم فارسی بگویید چیزی سردر بیاوریم هم هی واسه خداوند خط نشون نکش که گفت" برخی برای برخی" نه همه که آره سرپیچی می کنی آغاز چشم داشت مهربانی نداشته باش تلخی اش را بچش نمی دانم خداوند آدم هم خانمش را مهربانی کند که خوب بود پشیمان شدند نه مانند سرکشه که لج گرفت جاش هم توی دوزخ است دو که شماها استاد گرامی نمی دانم کجا ها را می گیرید مگر سخن خداوند نیست که "فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَی عَلَی اللّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ 17یونس"​ پس چرا گوش نمی دهید خداوند مگر به ماها که فرمانبردار مسلمانیم گوشزد نکرد خداوندا مرا از آن دست از دریافت داشته گان نوشتار که دل به دیگری بستند هم از رفتار دریافت داشته گان نوشتار پیشین پند نمی گیرند مگذار

Partofar
۱۳۹۳/۰۶/۰۷, ۱۶:۴۲
و اکنون پرسش ( مطلب سوم )(که در صفحه ی 4 تاپیک ،در پست35 ، آورده بودم) :

در سوره ی 2 - بقره - آیه ی 36 می خوانیم :

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ

معنی : پس شيطان هر دو را ( آدم و حوا را ) از آن بلغزانيد؛ و از آنچه در آن بودند ( از بهشت ) آنها را بیرون کرد؛ و فرموديم: «فرود آييد، بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید ؛ و براى شما در زمين قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود »

خوب نمی دونم که شما روش فکر کردین یا نه ولی حالا من می گم که با دقت در این آیه ، چه چیزی به ذهنِ من رسید :

انسان می خواد فرستاده بشه روی کره ی زمین .... لحظه های آغازینی است که پدر و مادر همه ی انسانها می خواهند پا به زمین بگذارند و زندگی را روی زمین آغاز کنند .....
خدا با انسان حرف میزنه و یک پیغام رو می خواد به انسان برسونه .... خوب خدا چی میگه ؟
اینو میگه : «فرود آييد، بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید ؛ و براى شما در زمين قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود »

دقت دوباره : « بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید »

نمی دونم شما هم به ذهنتون رسید یا نه ؟ ........


پس کو « دوستی » ؟! « دوستی » کجا رفت ... ؟!


دقت کنید ... پیغامی که می خواد بده ذاتاً خیلی پیغام مهمّیه . لحظه های اول اومدن انسان روی زمین ..... این لحظه ی مهم ...... می خواد درباره ی چگونگی زندگی روی زمین بگه .... خیلی باید مهم باشه ....
ولی خبری از « دوستی » نیست و فقط درباره ی دشمنی حرف زده شد ...
مگه ما نمیگیم که خدا سراسر خوبی و نیکی است و .... ؟! خوب .... پس چرا در ابتدای ورود انسان به زمین ، فقط از اینکه ممکنه بعضی هامون با بعضی دیگه دشمن بشیم صحبت کرده و این رو هم نگفته که بعضی هامون هم با بعضی دیگه دوست میشیم و بعضی هامون هم به بعضی دیگه عشق می ورزیم ؟!
آیا این خدا ، خدایی است که دوست دارد بین انسانها بیشتر دشمنی و اختلاف باشد تا دوستی و همدلی !!!!!!؟


دوست گرامیrahe rast
با سلام و احترام
این موضوع که مرقوم فرموده ایدبطور تصادفی موضوع یکی از تحقیقات من در سالهای قبل بوده:
بله در زمان آخر سعی براینست که مهم ترین مطالب را هشدار و یا اشاره نمایند درآیه 36 و37و38 چند موضوع مهم را پروردگار متعال آورده اند:
1. به جایی که پس از بهشت پس از لغزش هبوط کرده اید یکی از خصوصیات آن بعضی از شما دشمن بعضی از شما هستندکه شما به این موضوع اشاره کرده اید! آیا ما بین خود بعض اول و بعض دوم آمده تفاوتی قائل شده هر کدام از بعض یا گروه گویا بر اثر مواردی که فعلاً نامعلوم است با هم متحد هستندکه با موازین بعض یا گروه دیگر در تضاد است پس اینها هم بدلیلی که فعلاً معلوم نیست با هم در متحد هستند پس این 2گروه با هم دشمنند ولی بین خودشان باهم اتحاد دارند!
پس اشاره به دشمنی در بین گروهها اشره بر عدم دوستی نیست در بهشتی که زندگی میکردند دشمنی معنا نداشت ولی به جایی که هبوط میکنند این هشدار لازم است؟ شما موافقیدیا نه
2. بجایی که شما را هبوط میدهم از زندگی جاویدخبری نیست محل استقراری بیش نیست تا وقت رفتن فرا رسد!

در آیه 37 به آدم با القای کلماتی نحوه توبه کردن واقعی را یاد می دهد.

در آیه 38 بازهم قلنا اهبطوا ...تذکرات و هشدارهای آخر و مهمتر از همه را :

هبوط کنید بهمراه شما جمیع نسلت ( فرزندانت) پس اگر از طرف من هدایتی آمد از آن تبعیت کنید و هر کس از هدایت من که فرستادم تبعیت کرد نه خوفی داشته باشد و نه حزنی(اینجا باید برداشت مهم را نمود اصل تبعیت: راه گشای تمامی هشدارها و تذکراتم به شماست )

و .... که مطلب جدیدی آغاز می شود!
از بحث زیبای قرآنی شما و رعایت تمام موارد یک بحث زیبا و بدون حاشیه سازی شما سپاسگزارم
اگر مسئله ای مبهم بود خواهشمندم به مقاله "مراتب دین اسلام از زمان خلقت تاکنون" که بسیار خلاصه آنرا ازتحقیقاتم(سال 78-80) تقدیم نموده ام اگر منّت بگذارید آنرا که بسیار مختصر است ملاحظه فرمایید بر من منّت گذارده اید چون انشاء الله تعالی اگر عمری باشد علاقه دارم با کمک دوستان گرامی در کانون تحقیقی کنیم که چگونه میتوان شیعه باشیم را شروع نماییم خیلی علاقمندم که شما و دیگر عزیزان نیز مراراهنمایی و مساعدت نمایید.
در همین جا عرض می کنم در تذکری که من به دوستان دادم فقط از روی دوست داشتن بود و بس چون صهیونیستهای یهودی وقتی بجان مسیحیان افتادند صهیونسیتهای مسیحی هم بوجود آمد و چند وقتی که من در بیمارستان و منزل بستری بودم نه برای بیماری بلکه بخاطر جراحتهایی از زمان دفاع مقدس خبر دادند که رد پای صهیونیستها البته بعنوان یهودی در اسلام دیده می شود و تمام تذکرات من بخاطر دوستان گرامی چه آقای کریم و دوست گرامی قرآنی کانون کاربرمحترم سرکار الهه بود و بس!
در هر صورت مطلبی را عرض میکنم عزیزان من ما دین خود را باید تقدیم امام حی زمان خودمان نماییم با ارادتی خاصی که خدمت جناب آقای امیرخانی دارم ایشان صلاحیت ما را برای خادمی قرآن بررسی میکنند ولی دینمان را همانگونه که عرض کردم باید در جای دیگری تاییدیه آنرابگیریم!!!
از تمام دوستان اگر از تذکر من ناراحتی هرچند کوچک بدل دارند حقیر درخواست عفو میکنم چرا که علت آن برای دوستان عزیز مشخص نبود!
با سپاس و تحیّات
التماس دعا

سلمان فارسی
۱۳۹۳/۰۶/۰۷, ۱۸:۰۷
دوستان و عزیزان کانون
با سلام و عرض ادب و احترام
حضرت امام راحل ره نظرشان بود که قرآن تحریف نشده و تمامی آیاتی که بر پیامبر اسلام صلوةالله علیه و آله الطیبین الطاهرین نازل شده در آنست ولی آیات آن مرتب همانطورکه نازل شده پشت سر هم ننوشته اندبرای مثال آیه اکمال دین که با ولایت مولا امیرالمومنین صلوة الله علیه که به امر پروردگار انجام شد و بعنوان اسلام مرضی پروردگار متعال پذیرفته شد را در سوره مائده نگاه کنید هر انسان عاقلی متوجه می شود که این آیه با سیاق آیات اطرافش بسیار متفاوت است


سلام!!!
بله درست است.بنده نیز نگاه کردم نظر شما کاملا تائید می شود.
مدتی از این بحث عقب ماندمبه علت گرفتاری!!!
ولی یک نگاه کلی کردم نظراتی دیدم که باعث تعجبم شد!
در روزهای آینده حتما پیگیر ماجرا خواهم بود!

کریم
۱۳۹۳/۰۶/۰۸, ۰۵:۱۹
یک که باآغازگر این گفتاورد گفتاری دارم چرا نوشته من را در دو بخش پاک کردید که می گویید دموکرات تر خواهش می کنم فارسی بگویید چیزی سردر بیاوریم هم هی واسه خداوند خط نشون نکش که گفت" برخی برای برخی" نه همه که آره سرپیچی می کنی آغاز چشم داشت مهربانی نداشته باش تلخی اش را بچش نمی دانم خداوند آدم هم خانمش را مهربانی کند که خوب بود پشیمان شدند نه مانند سرکشه که لج گرفت جاش هم توی دوزخ است دو که شماها استاد گرامی نمی دانم کجا ها را می گیرید مگر سخن خداوند نیست که "فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَی عَلَی اللّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ 17یونس"​ پس چرا گوش نمی دهید خداوند مگر به ماها که فرمانبردار مسلمانیم گوشزد نکرد خداوندا مرا از آن دست از دریافت داشته گان نوشتار که دل به دیگری بستند هم از رفتار دریافت داشته گان نوشتار پیشین پند نمی گیرند مگذار
با عرض معذرت بنده متوجه نشدم ایراد شما بر کجای سخنان ماست واینکه ما کجا دروغ گفته ایم که حالا اظلم الناس شده ایم.

مبک
۱۳۹۳/۰۶/۰۸, ۱۱:۱۵
با عرض معذرت بنده متوجه نشدم ایراد شما بر کجای سخنان ماست واینکه ما کجا دروغ گفته ایم که حالا اظلم الناس شده ایم.
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
اگر می شود خواهش دارم نشانه ها یا آیه های پیش هم پسش را نگاه بیاندازید چرا یک پیشوای جاخورده ساختید چرا از گفته های دیگران برای نشان دادن این که نشانه های سخن خداوند قرآن درست که همه چیزش خوب چیده باشد در دست مانیست بکارگیری,بگذریم از بدبکارگیری برخی آقایان اینجا که هی می گویند کج سازی تحریف کمبود که خداوند هرگز از این دست گفته ها در نمیگذرد"وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِی هَٰذَا الْقُرْآنِ مِن کُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ:"خواهش دارم سرسری از کنارش مگذرید هم دوستان دیگر خواهش دارم به دید کمبود یا کج شده گی یا بد چیده گی گفتگو نکنید مگر پرسش از مفهوم ها باز باور به این که همه چیز سرجاش است خداوند را که نباید به آیین خود بیاموزیم که خداوند همه چیز را میداند پناه بر خداوند

کریم
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۰۶:۳۹
جمع بندی: پرسشهای بسیار مهم در باره خدا وقرآن
سوال: آیا بهشت وعذاب به دلخواه خداست( یعذب من یشاء ویغفر لمن یشاء) یا دارای ملاکی است؟
جواب: علامه طباطبایی تفسیر المیزان، قم، جامعه مدرسین،ج5،ص330 ذیل همین آیه 40، 1417، چاپ پنجم، می فرماید: این آیه بعد از آیه مربوطه به قطع کردن دستان دزد است که در آنجا خداوند می فرماید: اگر آنها توبه کنند می بخشد وخداوند این حق را دارد چون لله ملک السموات والارض خداوند مالک آسمانها وزمین است وهمه آنها با تمام موجودات به اذن الهی حرکت می کنند وهمه مخلوق او هستند لذا خداوند می تواند چنین انسانهایی را ببخشد واگر توبه نکردند عذابشان کند. پس این عذاب دل بخواهی نیست بلکه در مقابل گناه آنهاست.
البته یک نکته را باید مد نظر قرار داد وآن اینکه خداوند حکیم است یعنی کار بیهوده وبدون دلیل وحساب وکتاب انجام نمی دهد لذا وقتی ما این مساله را متوجه شدیم در فهم چنین آیاتی کمکمان می کند که بدانیم این بخشش ویا عذابها با حساب وکتاب است.

سوال: (فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا) خداوند چه مشکلی با بنده اش دارد که بیماری او را زیادتر می کند؟
مساله به این شکل است که منشا اصلی مرض این منافقین شک ودودلی است که خود دارند در عین حال که ادعای ایمان می کنند در باطن با کافران همکاری دارند. آنوقت این دروغگویی وشک آنقدر در اینها ریشه دوانده وآنقدر با آیات الهی وحقیقت مقابله کرده اند که هر قدر هم به آنها توصیه ونصیحت کنی وبا استدلال حقیقت برایشان اثبات کنی بجای ایمان آوردن بر نفرت وخصومت آنها اضافه می شود.
وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمومنین ولا یزید الظالمین إلا خسارا، (اسراء/82) وهر آنچه از شفاء ورحمت برای مومنین لازم است در قرآن نازل می کنیم وستمگران را جز زیان نمی افزاید.
چرا این قرآن که نور وهدایت است بجای هدایت موجب خسران بیشتر ظالمین که منافقان هم از زمره آنها هستند می شود؟ ایراد از قرآن است یااشخاص؟
اشکال اگر از قرآن بودنباید مومنان نیز هدایت می شدند پس اشکال از این ظالمین ومنافقین است چون خدواند در سوره انسان می فرماید: إنا هدیناه السبیل إما شاکرا وإما کفورا، ما راه را به انسان نمایاندیم حال می خواهد بنده شاکر باشد یا کفران کند.
پس انتخاب راه ایمان وکفر با خود انسان است. آنوقت کسی که راه عناد وکفر را با علم برگزیده مثل ابوجهل وابوسفیان ودر آن ریشه دوانده هر قدر شما بر او آیات قرآن بخوانی بجای اینکه موجب هدایت او شود بر عنادش می افزاید.
سوال: مراد از اینکه بر مرض شان افزوده می شود چیست؟
جواب: عده ای از آدمها که خود را تهذیب نکرده ودچار رذائل اخلاقی هستند به جا ی اینکه با محور ومعیار قرار دادن عقل ووحی خود را پرورش دهند واز بدی ها دور یکرده وبه خوبی ها چنگ زنند. با آیات نورانی الهی عناد ورزیده وروز به روز به شقاوت خود می افزایند.
در تفسیر نمونه ذیل آیه دو سوره بقره(ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین) تمثیل خوبی آورده است. می گوید: زمینی که در آن کشاورزی می کنند باید قابلیت کشاورزی داشته باشد ودر زمین شوره زار وصفت نمی توان کشاورزی کرد. پس هر جایی محل کشاورزی نیست واینجا ایراد از بذر کشاورزی یا کود نیست بلکه زمین قابلیت دریافت ندارد واگر بپاشی از بین خواهد رفت. د ربحث ما هم قرآن نور است وشفاء قلوبی اما قلبی که از عناد ولجن گناه پر شده است شما هر قدر هم آیه قرآنی برای آن بفرستی لا یزید إلا خسارا، بر خسران وزیان او می فزاید وبه تعبیر دیگر همان لا یزید الا خسارا است.
سوال: رابطه بین پیامبر(ص) چیست؟ وچه نسبتی با هم دارند؟
جواب: همه انبیاء اولی العزم حتی برخی از پیامبران غیر اولی العزم مثل حضرت داود از جانب خداوند کتابی داشتند که بیانگر شریعت وفرامین الهی واحکام مربوط به آن دین بود. که در این میان شاخص ترین آنها قرآن است که هیچ تحریفی به آن راه پیدا نکرده ودر طول 23سال بر نبی مکرم اسلام نازل شده. قرآن مجموع وحی است که در مناسبتهای مختلف برای بیان حکم الهی در موراد مختلف ومسیر حرکت مسلمانا بر آنحضرت نازل شده است. ودر عین حال قرآن معجزه ای الهی است که کسی غیر خدا قادر بر بیان آیات وسوره های مانند آن نیست ودلیل آن تحدی خود قرآن ومبارز طلبی اوست که در این چهادره قرن کسی نتوانسته سوره ای مانند آن بیان کند.

سوال: راههای اثبات نبوت نبی مکرم اسلام(ص) چیست؟
جواب: کلا سه راه برای اثبات نبوت یک پیامبر وجود دارد: ا- از راه قرائن اطمینان بخش، مثل راستی ودرستی وعدم انحراف از مسیر حق وعدال در طول زندگی. 2- معرفی پیامبران پیشینیا معاصر، 3- ازائه معجزه (مصباح یزدی، آموزش عقاید، قم، سازمان تبلیغات اسلامی، ج2، ص54، 1378، چ سوم)
در بخش دیگری از کتاب نیز می فرماید: در مورد پیامبراسلام(ص) هر سه راه وجود داشت: زندگی چهل سله پر افتخار ایشان در بین مردم، بشارت پیامبران پیشین وانتظار ظهور آنحضرت از طرف اهل کتاب وآیه 6سوره صف که تصریح دارد حضرت عیسی آمدن آنحضرت را به پیروان خود مژده داده بود. همچنین معجزات زیادی از آنحضرت ظاهر گشت که معجزه جاویدان ایشان قرآن کریم بود.(مصباح یزدی، همان، ص91-93، با اختصار)
از باب نمونه در اینجا اعتراف رهبران بنی قریظه را در این باره بیان می کنم هر چند با علم ویقین به پیامبری آنحضرت وبشارت آمدن ایشان در تورات به ایشان خیانت کردند ودر آخر نیز به دست ایشان کشته شدند.
کعب ین اسد بزرگ بنی قریظه است که او اهالی را بنی قریظه جمع می کند ومی گوید ما سه راه بیشتر نداریم واولین راه که محل شاهد ما این است که ایم مرد(رسولخدا(ص) را تبعیت کنیم وبه او ایمان بیاوریم، سوگند به خدا که برای شما روشن شده است که او پیامیری فرستاده شده از جانب خداوند است واو همان کسی است که در کتاب خود(تورات)(نشانه هایش) دیده اید...اما آنها جوا بدادند که ما تورات را رها نمی کنیم وچیزی را بجای آن قرار نمی دهیم.(سیره این هشام متوفای 218ق،بیروت، دارالمعرفة، ج2، ص235)
واقدی سخن کعب بن اسد را چنین نقل می کند که گفت ای بنی قریظه، سوگند به خدا شما می دانید که محمد پیامبر خداست، وچیزی غیر از حسادت عربها مانع مسلمان شدن ما نبوده است چون او پیامبری از بنی اسرائیل نبوده است.(محمدبن عمرواقدی متوفای 207ق، المغازی، بیروت، موسسه اعلمی، ج2، ص501-502، چ سوم، 1989)

کریم
۱۳۹۳/۰۷/۰۲, ۰۷:۱۸
جمع بندی2: پرسشهای مهم در موردقرآن
سوال: دلیل بر عدالت خدا چیست؟
جواب: خداوند متعال دارای حکمت است یعنی همه کارهای او از روی حساب وکتاب بوده وبدون دلیل وحسن داشتن فعلی آنرا انجام نمی دهد، از طرف دیگر قدرت بی نهایت دارد وهر چه بخواهد انجام می دهد ولی چون کمال محض بوده وهیچ جهت سوء وشری در وجودش نمی باشد لذا کار غیر صحیح ودارای خیر انجام نمی دهد. خداوندی که دارای قدرت مطلقه بوده وچیزی غیر از حسن وخوبی در وجود او نیست واز طرف دیگر حکیم می باشد لزومی ندارد در حق بنده خود العیاذ بالله ظلم کند. پس خداوند کاری غیر از خوبی انجام نمی دهد وهیچ بدی از جمله ظلم در او راه ندارد.

سوال: آیا خطا واشتباه در قرآن راه دارد؟
جواب: خیر، چون قرآن کاب نازل شده از جانب خداوند است وهیچ ایرادی بر ذات هستی وجود ندارد ودارای کمال مطلق بوده وصفات کمالیه را بطور بی نهایت داراست لذا کلام او هم عاری از عیب ونقص بوده وهیچ ایراد وخطایی بر آن نیست. وبعد از نزول هم چون حفاظت آنرا خودش برعهده گرفته لذا هیچ کس نمی تواند درآن تحریف ایجاد کند.(إنّا نحن نزّلنا الذکر وإنّاله لحافظون، بی تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کردیم وخود نیز حافظ آن خواهیم بود. حجر/آیه9) واین امری مسلم بین مسلمانان از جمله شیعه می باشد.

سوال: معیار ودلیل صحت وعدم خطا آیات قرآن چیست؟
جواب: عدم وجود اختلاف در آیات قرآن با اینکه در طول 23سال بر نبی مکرم اسلام نازل شده واعجاز تمام آیات وسوره های آن خود دلیل محکمی بر عدم خطا وتحریف در آن است واینکه از جانب خداوند نازل شده است چون اگر کار بشر بود به این هماهنگی ونظم وانسجام نبود.
خداوند متعال می فرماید: أفلا یتدبرون القرآن ولو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا، نساء/82، (آیا در مورد قرآن تدبر نمی نید که اگر از جانب غیر خدا نازل شده بود در آن اختلاف زیادی می یافتید)
از طرف دیگر خداوند متعال در قرآن تحدی کرده است که هر کس می تواند فقط سوره ای مانند قرآن بیاورد، وتا بحال کسی نتوانسته ونمی تواند سوره ای حتی مانند کوثر بیاورد، وإن کنتم في ریب ممّا نزّلنا علی عبدنا فأتوا بسورة مثله وادعوا شهدائکم من دون الله إن کنتم صادقین، بقره/23( اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده ایم شک دارید پس سوره ای همانند آنرا بیاورد وگواهان خود غیر از خدا را هم فراخوانید اگر راس می گویید.
این آیه نیز خود شاهد دیگری بر عدم تحریف در قرآن وصحت آن می باشد.
سوال: آیا طبق احادیث اصول کافی در قرآن تحریف رخ داده است؟
جواب: این روایاتی که در برخی کتابها مثل همین اصول کافی یا تفسیر البرهان آمده است از نظر اکثر علماء ما در شده است ودرست نمی باشد که با ادله مختلف جواب آنها را داده اند. از جمله علامه طباطبایی در جلد12المیزان، صفحه104تا133 در تفسیر آیه9 سوره حجر به طور مبسوط جواب این نوع احادیث را بیان داشته اند وهمچنین ایشان در مورد جمع قرآن در زمان ابوبکر وعثمان واینکه این جمع ها مغایر با قرآنی که در زمان رسول خدا(ص) شده بوده فرقی نداشت وتغییری صورت نگرفته توضیحات خوبی داده اند که می توانید مراجعه کنید.
سوال: وجود آیاتی با موضوعات متفاوت وگاملا بی ربط در وسط برخی آیات مثل آیه اکمال الدین وتطهیر نشانگر تحریف وجابجا کردن آیات نیست؟
جواب: یکی از چیزهایی که از مسلمات ادبیات عربی می باشد وجود جمله معترضه است که در وسط جمله قرار می گیرد وربطی به ماقبل ومابعد ندارد ومرحوم شیخ بهایی در صمدیه که در باب ادبیات عرب می باشد می فرمایند: هفت چیز محل از اعراب ندارد که یکی از آنها جمله معترضه است. این مساله که می فرمایید فقط در مورد این آیه شریفه نیست بلکه در مورد آیه تطهیر یا آیه ولایت نیز مساله به همین منوال می باشد که این آیات بمنزله جملات معترضه هستند که در وسط قرار گرفته اند. وجواب این مساله هم داده شده که جمله ای بعنوان جمله معترضه در ادبیات عرب قرار می گیرد که مهم باشدواهمیت این آیات شریفه باعث شده به این شکل قرا رگرفته باشند.

سوال: قلنا اهبطوا بعظکم لبعض عدوّ، چرا خداوند از قبل نزول انسان آنها را نسبت به هم دشمن قرار می دهد نه دوست؟
جواب: علامه طباطبایی در تفسیر المیزان،ج1، ص132 اشاره فرموه اند که اینکه می فرماید: وقلنااهبطوا بعضکم لبعض عدوّ، اهبطوا جمع است وظاهر آیه شامل حضرت ادم وحوا وابلیس می شود. یعنی ابلیس وآدم و حوا در طرف دیگر با همدیگر دشمن می شوند ویا به تعبیر دیگر انسان وابلیس با هم دشمن می شوند نه اینکه اشاره به دشمنی بین انسانها باشد.
دشمنی شیطان با انسان هم امری واضح وروشن است ودر آیات زیادی مثل آیه168 و208سوره مبارکه بقره؛ و142انعام نیز به آن اشاره شده است.

برای مطالعه بیشتر در مورد سوالات مربوط به توحید، عدل وقرآن می توانید به منابع زیر مراجعه کنید:
1- مصباح یزدی، آموزش عقاید، ناشر، سازمان تبلیغات، چ سوم، بهار، 1379.
2- مرتضر مطهری، عدل الهی، صدرا،
3- جوادی آملی ، صیانت قرآن از تحریف
4- مطهری، توحید، نشر صدرا، چ16، 1388.