PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده اگر قرآن تحریف نشده ، پس چرا قرائتهای مختلف از آن وجود دارد؟



بچه با حال
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۰۶:۴۷
اگر قرآن تحریف نشده ، پس چرا قرائتهای مختلف از آن وجود دارد؟

از قرآن بپرس
۱۳۸۵/۰۸/۳۰, ۰۶:۵۱
پاسخ: وقتی قرآن نازل و نوشته می شده حروف زبان عربی نقطه و حرکات کسره و ضمه و فتحه و غیره نداشته است. خودِ عربها می توانسته اند چنین متنهائی را بخوانند ولی وقتی دیگران می خواسته اند قرآن بخوانند نمی توانسته اند. به این خاطر کسانی حروف قرآن را نقطه گذاری و حرکت گذاری کرده اند تا غیر عربها نیز بتوانند آنرا بخوانند، که این کار البته چیزی را به متن اصلی قرآن اضافه نمی کند و چیزی را نیز از آن کم نمی کند.

به سوره فيل توجه كنيد :

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیل ـــ أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ ـــ وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ ـــ تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ ـــ فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ.

فرق متن اوليه قرآن با متن فوق از سوره فيل در "نقطه ها" و "حرکات" است. ولی متن همان متن است.


قرائت بمعنی خواندن است و قرائت های گوناگون از قرآن یعنی خواندن یک حرف یا یک واژه با حروف یا حرکتهای مختلف. مثلاً در همین سوره فیل واژه « ترمیهم» وجود دارد که دو تا قرائت دارد. یعنی به دو شکل مختلف خوانده می شود: 1ـــ تـرمـیـهـم. 2ـــ یـرمـیـهـم. چرا اینطور است؟

واژه « ترمیهم» فعل مؤنث است در جمله به پرندگان بر می گردد و آنها را فاعلِ جمله می کند. و معنی جمله این می شود که پرندگان بوده اند که به فیل داران شلیک می کرده اند.

و واژه « یـرمـیـهـم » فعل مذکر است و در جمله به خداوند بر می گردد و وی را فاعل جمله میکند. و معنی جمله این می شود که این خداوند بوده که (از طریق پرندگان) به فیل داران شلیک می کرده است.

حالا آن کسیکه فکر می کرده که منظور گوینده این بوده که کسیکه به فیل داران شلیک می کرده پرندگان بوده اند دو تا نقطه بالای حرف اولی گذاشته و حرف « تـ » درست کرده و خوانده: «ترمیهم». و آنکسی که فکر می کرده که منظور گوینده این بوده که خداوند شلیک می کرده دو تا نقطه زیر حرف اولی گذاشته و حرفِ « یـ » درست کرده و خوانده « یـرمـیـهـم ». اختلاف فقط در گذاشتن دو تا نقطه در زیر حرف یا بالای آنست که نتیجه آن درست شدنِ حرفِ « تـ » یا حرفِ « یـ » است.

قرائت های مختلف در جاهای دیگر قرآن هم به همین ترتیب مربوط به نقطه گذاری و حروف گذاری است و تعداد آنها البته زیاد نیست. و همینطور مشخص نمودن آغاز جمله و پایان جمله ها در آیات بزرگِ چند جمله ای است، که در قرآنها فرق می کند ولی متن همان متن است. و چنانکه گفتیم این کار چیزی را از قرآن کم نمی کند و چیزی را به آن اضافه نمی کند.

منبع : سایت جامعه القرآن الکریم

askari110
۱۳۸۵/۱۲/۱۵, ۱۶:۳۸
:o جواب : اختلاف بين قرائتها ي قرآن کريم دو بار بوجود آمد . بار اول پس از رحلت پيامبر (ص)به علتهاي مختلف از جمله اينکه کاتبان وحي از بين قبايل مختلف بودند و هر يک از صحابيان طبق گويش قبيله اي خود قرآن را مکتوب نموده بودند و نيز ابتدائي بودن خط عربي ـ بين قرآنهاي مکتوب شده که مصحف ناميده مي شدند اختلاف ( در حد جزئي و بيشتر در اختلاف حرکات و بعضي از حروف) به وجود آمد که اين اختلافات را عثمان(خليفه سوم ) با نوشتن قرآني يکنواخت تحت نظر صحابيان و کاتبان وحي از بين برد.;)

پس از عثمان مجددا بين قاريان اختلاف افتاد و آنها در بعضي از موارد از خود در خواندن آيات نظراتي ارائه کردند و اختلافات قرائت باز هم در حد حرکات و بعضي از کلمات و حروف مجددا جلوه گر شد.نواقص موجود در خط عربي هم همچنان وجود داشت.

اين اختلافات اندک به تدريج مدون شد و قرائتها به نام خود قاريان ثبت گرديد .که امروزه هم به نام خود آنان معروف است.مثل قرائت عاصم يا قرائت حمزه:) :)

رمضان
۱۳۸۶/۰۱/۱۶, ۰۷:۰۴
به چند نكته توجه شما را جلب مي كنم:
1. اختلاف قرائت ها به گونه اي نبوده كه به اصل قرآن آسيبي برساند اختلاف تنها در حركات برخي از كلمات بوده است .
2. در حال حاضر در قرآن موجود در دسترس ما هيچگونه اختلافي وجود نداشته و يك دست مي باشد. و قرآن موجود قرائت عاصم به روايت حفص است كه بهترين قرائت قرآن ، از ميان قرائت هاى مختلف مي باشد زيرا:

1 . قرائت عامه مسلمانان ، همين قرائت «حفص » است و حفص و استادش «عاصم » به آنچه با قرائت عامه و روايت صحيح موافق بود ، به شدت پاى بند و علاقه مند بودند ، و چنين قرائتى كه با روايت صحيح موافق است ، قرائتى بوده كه عاصم از استاد خود «ابوعبدالرحمان سلمى» و او نيز از اميرمؤمنان على بن ابيطالب (ع ) اخذ كرده است . و حضرت امير نيز به قرائتى كه با نص اصلى وحى ، ـ كه در بين مسلمانان معمول بوده ـ تمسك مى كرده است .
2 . «عاصم » در بين قرّاء ، معروف به خصوصيات و خصايلى ممتاز بوده كه شخصيت قابل توجهى به او بخشيده و ضابطى استوار و در اخذ قرآن نسبت به ديگران با احتياط بيشترى برخورد كرده است .•


1 . برگرفته از التمهيد ، آيت الله معرفت ، ج 2 ، ص 232 ، انتشارات اسلامى .

مشكی
۱۳۸۶/۰۱/۳۰, ۲۰:۰۷
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام،
سوال: چه زماني و به دست چه كسي اين نقطه گذاري شده است؟ تا آنجا كه من شنيدم امام علي(ع) بنيان‌گذار نقطه بود. آيا ايشان نيز در نقطه‌گذاري قرآن دخالت داشته‌اند؟
البته واژه يرميهم/ترميهم شايد چندان مشكلي وارد نكند اما آيا واژه‌هايي هستند كه با تغيير نقطه‌گذاري معناي آيه را به كلي تغيير دهند؟ اگر اينگونه باشد پس قرآن واقعا ناشناخته‌ها دارد.
راستي فكر كنم اين مسئله براي بعضي افراد كه در سايت‌هاي مختلف شعار حسبنا كتاب الله را سر مي‌دهند مشكل ايجاد كند!

mohammzd ali
۱۳۸۶/۰۲/۲۸, ۲۱:۰۹
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام،
سوال: چه زماني و به دست چه كسي اين نقطه گذاري شده است؟ تا آنجا كه من شنيدم امام علي(ع) بنيان‌گذار نقطه بود. آيا ايشان نيز در نقطه‌گذاري قرآن دخالت داشته‌اند؟
البته واژه يرميهم/ترميهم شايد چندان مشكلي وارد نكند اما آيا واژه‌هايي هستند كه با تغيير نقطه‌گذاري معناي آيه را به كلي تغيير دهند؟ اگر اينگونه باشد پس قرآن واقعا ناشناخته‌ها دارد.
راستي فكر كنم اين مسئله براي بعضي افراد كه در سايت‌هاي مختلف شعار حسبنا كتاب الله را سر مي‌دهند مشكل ايجاد كند!


سلام علیکم
دوست عزیز به نظر می رسد باید به چند نکته توجه کنیم :
الف : نقطه گذاری قرآن به یک معنی در حدود چهل سال پس از رحلت پیامبر بین سال هاى 50 تا 53 قمرى انجام شد البته در آن زمان از نقطه ها به جای حرکات هم استفاده می شد در نقلی تاریخی چنین می خوانیم :
«زياد بن سميه‏» والى بصره و حومه آن(50-53ق.) بود. از ابو الاسود دوئلی خواست كه كتاب خدا را اعراب گذارد. ابوالاسود - که از یاران و شاگردان حضرت علی بود -از اين كار سرپيچيد. زياد نيز دست از مقصود برنداشته مردى را دستور داد كه در سر راه او بنشيند و چون ابوالاسود نزديك مى‏شود صداى خود را به قراءت قرآن بلند كند و آيه ان الله برى‏ء من المشركين ورسوله را به‏كسر لام رسوله بخواند. معنی آیه این است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزار است ولی مرد به گونه ای می خواند که معنی آن این می شد که خداوند از پیامبرش و مشرکان .... است . ابوالاسود اين امر را بزرگ شمرده و گفت: خداوند عزيزتر است از اين كه از رسول خود بيزارى جويد. پس همان هنگام نزد زياد رفت و به او گفت: من تو را اجابت كرده آن چه خواستى پذيرفتم. رايم بر آن قرار گرفت كه به «اعراب‏» قرآن شروع كنم. پس كاتبى نزد من فرست.
زياد تنى چند از نويسندگان را نزد او فرستاد و او از ميان ايشان يكى از عبدالقيس را برگزيده و گفت: مصحف را بگير و رنگى كه مخالف با رنگ سياه باشد انتخاب كن. وقتى من دو لب خود را به حرفى مى‏گشايم، يك نقطه در بالاى آن بگذار (فتحه) و چون لب‏هاى خود را فرو آوردم، يك نقطه در زير آن قرار ده (كسره) و آن‏گاه كه هردو لب را به هم چسباندم، نقطه را به ميان حرف بگذار (ضمه) و علامت‏سكون را گويا دو نقطه قرار داده بود. سپس به آرامى شروع به خواندن كرد و نويسنده نقطه مى‏گذاشت. مردم اين روش را پسنديدند و از وى پيروى كردند
از اين نقل و نقل‏هايى نظير آن چنين برمى‏آيد كه اعراب‏گذارى حركات، ابتدا با نقطه‏گذارى آغاز گرديده است.
خلاصه این که نقطه گذاری قرآن به دو صورت انجام پذيرفته است:
1. «نقط الاعجام‏» كه نقطه‏گذارى براى حروف مشتبهه بوده‏است.
2. «نقط الاعراب‏» يا «نقط الحركات‏» كه عبارت از نقطه‏گذارى بر حروف به منظور تشخيص حركات مختلف بوده‏است، مثل نقطه فتحه در بالاى حرف، و نقطه كسره در زير حرف، و نقطه ضمه جلوى حرف .
انشاء الله در پیام های بعدی این بحث را پی خواهیم گرفت

شهيدان
۱۳۸۶/۰۲/۳۱, ۱۲:۴۲
دوست عزيز اختلاف قراءت با تحريف فرق مي كند در تحريف عين عبارت يا واژه اي از قرآن كم يا زياد مي شود يا محتوا به گونه اي غير صحيح معني شود.ولي اخنلاف قراءت به خاطر اين به وجود آمده كه چون در آن زمان اعراب گذاري نشده بوده هر كس براي اعراب كلمات به صورت ذوقي مي خوانده وطبق تحقيق اساتيدي مانند آيت الله معرفت(ره)هيچ كدام از اين قرءات به جز حفص از عاصم اعتبارندارند.

شهيدان
۱۳۸۶/۰۶/۲۹, ۱۰:۰۸
حالا چاره برای ما چیه؟

دوست عزيز:
بابررسي هايي كه توسط اهل فن ومحققين علوم قرآني مانند آيت الله معرفت (ره) در ايت رابطه صورت گرفته اين گونه بيان مي كنند كه همه قراءات موجود اعتبار ندارند وفقط قراءت حفص از عاصم معتبر است ونبايد قرآن وحتي سوره هاي در نماز را به قرءات ديگر خواند .چرا كه طبق فتواي علمايي مانند آقاي مكارم خواندن نماز با ساير قراءات مشكل داردواحتياط بايد كرد.پس اگر دنبال چاره مي گرديد بهترين كار اين است كه با اختلاف قراءات قرآن ونماز نخوانيدوفقط با قراءت حفص كه به تأييد اهل بيت هم رسيده بخوانيد.
قرآن كه اختلاف بر دار نيست .ما يك قرآن داريم ويك قراءت هم بايد داشته باشيم.

مسلمان ایرانی
۱۳۸۷/۰۲/۲۹, ۱۷:۱۶
سلام.

این پاسخ را در مورد اختلاف قرائات و اینکه ایا این نشانگر تحریف هست یا خیر؛ را از سایت پرسمان گرفتم:


(http://www.porseman.org/q)
در ادامه لازم است به نكاتى اشاره گردد:
1. در تعريف اصطلاحى قرائت گفته شده: هرگاه تلاوت قرآن به گونه‏اى باشد كه از نص وحى الهى حكايت كند و بر حسب اجتهاد يكى از قرّاء معروف استوار باشد، قرائت قرآن تحقق يافته است. بنابراين قرائت عبارت است علم به كيفيت اداى كلمات قرآن و اختلاف اين كيفيت به ناقل و راوى آن منسوب است. از سوى ديگر، قرائت قرآن دانشى است كاملاً نقلى و هدف اين علم دست‏يابى به قرائت رسول‏الله و چگونگى اداى كلمات توسط آن حضرت است، و چنان كه گفته شده تنها راه رسيدن بدين هدف سماع و نقل از راويان ثقه است. از اين رو، قرائت در صورتى قابل اخذ و معتبر خواهد بود كه درباره هيچ يك از راويان و ناقلان آن طعن و خدشه‏اى از سوى علما مشاهده نگردد.
2. با قطع نظر از عوامل اختلاف قرائات، كه قرآن پژوهان به آن اشاره كرده‏اند، بايد توجه كرد كه اين اختلافات ميان قراء بر سر به دست آوردن و رسيدن به نص واحدى است كه پيامبر(ص) با آن قرائت نموده‏اند. بنابراين اختلاف در قرائت مبيّن اين امر است كه هر قارى كيفيت خاصى را در تلفظ كلمات قرآن داشته و بدان معتقد بوده است و به نظر او اين كيفيت همان تلفظى است كه از زبان مبارك رسول الله جارى شده است امّا مهم اثبات اين استناد است كه بايد به شكل نقل همگانى در هر دوره و طبقه از زمان رسول‏الله به اثبات برسد. نظر غالب قرآن‏پژوهان شيعه اين است كه اثبات تواتر قرائتها از پيامبر(ص) امرى محال مى‏نمايد.
افزون بر آن، به نظر آنان قرائت قرآن كريم به يك صورت در ميان همه مسلمانان متداول بوده و در نسلهاى متوالى به تواتر رسيده است و اختلافى كه در قرائت‏ها نقل مى‏گردد بر اين صورت متداول تأثير نداشته و چهره واحد آن را از بين نبرده است. ما شيعيان از ناحيه پيشوايان معصوم مأموريت يافته‏ايم كه قرآن را بر طبق عموم مسلمين قرائت كنيم.
اين اختلافات غالبا مسائلي است که پس از نزول وحي,مقداري از آنها از طرز نگارش قرآن پديد آمده است,چون در اوائل نگارش قرآن,حروف کلمات متشابه,از هم ممتاز نبوده است ,زيرا تشخيص حروف وکلمات بوسيله نقطه گذاري ممکن است ودر آغاز نگارش قرآن نه نقطه داشته ونه اعراب,وهمين مطلب موجب اختلاف قرائتها گرديد.
بخش ديگري از اختلاف در قرائتها,به مطالبي بر مي گردد که به متن قرآن مربوط نيست بلکه اضافات وحواشي وتوضيحاتي است که برخي حافظان ونويسندگان اضافه نموده اند,چون مي ديدند معني کلمه درست مفهوم نمي گردد شرح وتفسيري برآن نوشتند وبعدها به صورت متن قرآن واختلاف قرائت تلقي شد,چون بنابر بعضي ازروايات,نگارش تفسير همراه با متن قرآن ,جايز بوده است.
در مورد آيه مورد سئوال نيز چنين است که توضيح وشرح کلمه صوم با متن قرآن مخلوط شده است.وصمتا وصياما توضيح است نه جزءقرآن(در اديان گذشته روزه سکوت مشروع بوده وحضرت مريم نيز روزه سکوت داشته اند)در نتيجه اين اختلاف قرائتهامشکلي ايجاد نمي کند وموارد مشابه اين زياد است که در روايتهاي تفسيري وکتابهاي تفسير موارد آن مضبوط است .در نتيجه ما موظفيم قرائت رسمي قرآن را که مورد اتفاق شيعه وسني مي باشدملاک عمل قرار دهيم وآنچه زائد بر آن است را بعنوان شرح وتفسيرکلمات بدانيم واين موضوع جديدي نيست که بعد از
گذشت قرنها تازه کشف شود.موارد اختلاف قرائت در کتابهاي علوم قرآني ثبت شده است.
جهت اطلاع بيشر ر.ک.به:دکتر سيد محمد باقر حجتي ,پژوهشي در تاريخ قرآن کريم ,ص301
فضلى، عبدالهادى، مقدمه‏اى بر تاريخ قرائات قرآن كريم، ترجمه دكتر سيدمحمدباقر محبتى، ص 103 انتشارات اسوه، تير 1365.
علامه خوئى، البيان، ص 175، مطبعه علميه قم.
سعيدى روشن، محمدباقر علوم قرآن، ص 176، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى.
ناهماهنگى رسم‏الخط عثمانى كه موارد آن را قرآن پژوهان مشخص كرده‏اند، مبيّن اين مى‏تواند باشد كه شايد نخستين مصحف عثمانى با يك رسم‏الخط هماهنگ نوشته شده است و حاصل روشن و دست خط يك املاءكننده و يك نويسنده بوده است. اما نسخه‏هاى ديگر را كه خواسته‏اند بنويسند، املاء كننده و نويسنده هر دو تغيير كرده‏اند و در نتيجه كلماتى را با رسم‏الخط ديگرى نوشته‏اند.
احتمال ديگر اين است كه اين اختلافات نگارش كلمات از آن جا پيدا شده است كه همه صحابه به يك روش خواندن و نوشتن را فرا نگرفته بودند و در صدر اسلام، بى‏قاعدگى در كتابت خيلى زياد بوده است و به همين دليل خليفه سوم عثمان در صدد يكسان‏سازى برآمد ولى باز هم نتوانست از بعضى ناهماهنگى‏ها در امان بماند. البته از اشتباهات و ناهنجارى هايى كه معانى را تغيير دهد كاملاً بركنار ماند و اين هم روشن است كه علماى قرائت كوشيده‏اند تا براى هر يكى از اين موارد دلايلى ذكر كنند و نشان بدهندكه صحابه عمدا اين كلمه يا آن كلمه را به اين شكل نوشته‏اند و منظور خاصى داشته‏اند.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1ـ عزت دروزه، محمد، تاريخ قرآن، ترجمه محمد على لسانى، ص 148 به بعد .
2ـ كروى، محمدطاهر، تاريخ قرآن، ترجمه محمدصالح سعيدى، انتشارات مسعود.
3ـ رژى، بلاشر، در آستانه قرآن، ترجمه محمود راميار، ص 172، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى.

http://www.porseman.org/q (http://www.porseman.org/q/)


پاسخ سایت پاسخگو به سؤالی مشابه:



اگر درعلت پیدایش قرائات مختلف دقت کنید روشن می شود که وجود اختلاف قرائات در قرآن به هیچ وجه دلیل بر تحریف آن نیست . جهت اطلاع شما مقاله ای را نقل مکنیم اگر اطلاعات بیشتری را طالب بودید به کتاب قران در اسلام علامه طباطبائی مراجعه نمایید . اختلاف قراآت قرائتهاى قرآن مجيد، به هفت نفر قارى مشهور مى رسد، كه چهار نفر از آنها شيعه و سه نفر از اهل سنت است . چهار نفر اولى عبارتند از: 1 - ((عاصم بن ابى الجنود)) او قرآن را بر ابوعبدالرحمن سلمى ، خوانده و او نيز بر اميرالمؤ منين - عليه السلام - خوانده است . چنانكه در مقدمه مجمع ، فن دوم ، بر اين مطلب تصريح فرموده است . ثقه جليل القدر ابان بن تغلب ، قرآن را بر عاصم خوانده است . چنانكه در تاءسيس الشيعه نقل شده ، قرائت عاصم از نظر شيعه و اهل سنت مقبول و همه قرآنهاى روى زمين با قرائت عاصم نوشته شده ، و او در سال 128 هجرى از دنيا رفته است . حفص بن غياث مى گويد: عاصم ، به من گفت : هر قرائتى كه بر تو خوانده ام ، همان است كه بر ابوعبدالرحمن سلمى خوانده ام . و او بر على - عليه السلام - خوانده است . (34) 2 - ((ابوعمرو بصرى (زبان بن علاء)))؛ در تاءسيس الشيعه فرموده است كه : او از شيعه مى باشد و قرآن را بر سعيد بن جبير شهيد، خوانده است . امام صادق - عليه السلام - به او فرموده : (( يا ابا عمرو! تسعة اعشار الدين فى التقيه )) . او از ترس حجاج بن يوسف ، گريخت و تا حجاج زنده بود، او متوارى زندگى مى كرد. در سال 68 هجرى متولد شد و در 154 از دنيا رفته است . و معلم قرائت قرآن بود. 3 - ((حمرة بن حبيب زيات ))؛ در تاءسيس الشيعة فرموده است : او از شيعيان است و قرآن را بر امام صادق - صلوات الله عليه - خوانده است . در رجال (35) خويش ، او را از اصحاب امام صادق - عليه السلام - شمرده است . او در سال 80 هجرى ، متولد شده و در 158 در حلوان از دنيا رفته است . كتابهاى : ((قرائة القرآن ، مقطوع القرآن و موصوله و...)) و همچنين در مجمع البيان : (( و اما حمزة فقرء على بن جعفر محمد عليهماالسلام )) و همچنين فرموده است : و نيز قرآن را بر حمران بن اعين و او بر ابوالاسود دئلى و او بر على بن ابيطالب - عليه السلام - خوانده است . و حمزه در عصر خود معلم قرائت قرآن بود. 4 - ((على بن حمزه كسايى )) او شيعه مى باشد و قرآن را بر شيوخ شيعه خوانده است از قبيل حمزه و ابان بن تغلب ، و حمزه نيز بر امام صادق - عليه السلام - خوانده است و او در سال 189 در شهر رى ، و به قولى در طوس از دنيا رفته است . در الكنى و الالقاب مى گويد: علامه بحرالعلوم فرموده است : او قرائت خود را از حمزة بن حبيب زيات اخذ كرد. ابتدا مردم را با قرائت حمزه تعليم مى داد و بعد براى خودش قرائتى اختيار نمود. ابن نديم در فهرست (36)، تاريخ وفات او را 179 ذكر نموده ، ولى تاءسيس الشيعه ، 189 را بيان كرده است . چنانكه در بالا نقل گرديد. او معلم قرائت قرآن بوده است . 5 - ((عبدالله بن عامر دمشقى )) رئيس اهل مسجد در زمان وليد عبدالملك مروان بود. او قرآن را بر مغيره بن ابى شهاب خواند، و او بعد از بلال بن ابى الدرداء، قاضى دمشق بود. اهل شام در قرائت ، او را امام و پيشواى خود نمودند. طبرسى (ره ) فرموده است : (( اما الشامى فهو عبدالله بن عامر اليحصبى لا غير، قرء على المغيرة بن ابى الشهاب و قرء المغيرة على عثمان بن عفان )) . ابن نديم وفات او را در 118 مى داند. در البيان از طبقات القراء، ولادت او را در هشتم هجرت نقل كرده . در اين صورت 110 سال در قيد حيات بوده است . 6 - ((عبدالله بن كثير مكى )) او در اصل ايرانى و در سال 45 هجرى در مكه متولد شده و در 120 وفات يافته است .(37) طبرسى (ره ) مى گويد: (( و اما المكى فهو عبدالله بن كثير لا غير، قرء على مجاهد )) . او در دوران حيات خويش ، قارى و معلم قرآن بوده است . 7 - ((نافع بن عبدالرحمن المدنى )). او يكى از قراء هفتگانه و از اصفهان است . قرائت قرآن را از عده اى از تابعان اهل مدينه فرا گرفته و در سال 169 هجرى از دنيا رفته ، و در عصر خويش ، معلم قرآن بوده است . غير از اين هفت نفر، سه نفر ديگر وجود دارند كه البته در حد آن هفت نفر نيستند. و آنها عبارتند از: خلف بن هشام ، يعقوب بن اسحاق و يزيد بن قعقاع پس از آنكه احوال قاريان مشهور و غير مشهور و نامهاى آنها معلوم گرديد اينك لازم است در اين باره ، دو مطلب را يادآورى كنيم : اول اختلاف قراآت ، فقط در تركيب كلمات است ؛ مثلا يكى ((مالك يوم الدين )) خوانده و ديگرى ((ملك يوم الدين )) و يا يكى ((لنحرقنه )) را از باب افعال خوانده و ديگرى از باب تفعيل . خلاصه : اختلاف ، از تركيب كلمات بيرون نرفته است . و اين ، سبب زيادى و يا نقصى در قرآن مجيد نمى گردد. دوم : آية الله خوئى در البيان (38) مى فرمايد: اهل بيت - عليهم السلام - شيعيان خويش را به يكى از قراآت منحصر نكرده اند. اين قرائتها در زمان آنها- عليهم السلام - معروف بوده است و از هيچ يك منع نفرموده اند و اگر منع كرده بودند با تواتر ولااقل با خبر واحد، نقل مى شد. بلكه از آنها نقل شده كه همه را امضا كرده و فرموده اند: (( اقرء كما يقرء الناس ، اقراءوا كما علمتم (39))) . و خلاصه سخن آنكه : جايز است قرائت در نماز، با هر قرائتى كه در زمان ائمه - عليهم السلام - متعارف بوده است . مرحوم طبرسى در مقدمه مجمع البيان ، فن ثانى مى فرمايد: ظاهر از مذهب اماميه آن است كه اتفاق دارند بر جواز هر قرائت متدوال . و فقط به يك قرائت اكتفا نكرده اند. آية الله خمينى - قدس سره - مى فرمايد: احتياط در آن است كه از قرائتهاى هفتگانه ، تخلف نشود، و نماز با يكى از آنها خوانده شود. چنانكه احوط آن است كه از قرآنهاى موجود، تخلف نشود.(40) ناگفته نماند كه : از قرائتهاى هفتگانه ، فقط قرائت عاصم و حمزه به معصوم - عليهم السلام - مى رسد؛ قرائت عاصم ، با يك واسطه به اميرالمؤ منين - عليه السلام - و قرائت حمزه ، بدون واسطه به امام صادق - عليه السلام - مى رسد. بعضى ديگر هم اگر به معصوم - عليهم السلام - برسد با واسطه زياد مى رسد. و نيز ناگفته نماند كه : همه قرآنهاى موجود طبق قرائت عاصم نوشته شده اند كه از نظر شيعه و اهل سنت ، مورد قبول است . اعتقاد اين جانب آن است كه از طرف ولى امر مسلمين دستور داده شود كه قرائت ، فقط منحصر به قرائت عاصم باشد. و قرائتهاى ديگر، تحريم گردد تا همه مردم ، قرآن را با يك وجه بخوانند. و تشتتى در بين نباشد. با چند قرائت خواندن ضرورتى ندارد و در عصر حاضر، حسنى هم ندارد. نگاهى به قرآن تاءليف : حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد على اكبر قرشى

http://www.pasokhgoo.net/fa


به امید ظهور

yasra
۱۳۸۷/۰۶/۱۵, ۱۴:۴۵
اگر قرآن تحریف نشده ، پس چرا قرائتهای مختلف از آن وجود دارد؟


یا الله
با سلام
بر چه اساسي اعتقاد يا ادعاي تحريف قران رو داريد؟؟؟ ايا چنين ادعايي با فرموده خداوند مبني بر حفاظت از قران مخالف و مغاير نيست؟؟؟
اينکه قرائتهاي مختلف از قران انجام ميگيرد ناشي از خطاي بشر هست نه تحريف قران .هر چند نص و صراحت قران کريم جايي براي خطا باقي نميگذارد.
قران به عنوان بزرگترين معجزه الهي طبق نص صريح قران هرگز قابل تحريف نبوه نيست و نخواهد بود. به ايه زير توجه بفرماييد:

اِنَّا نَحْن‌ُ نَزَّلْنَاالذِّكْرَ وَ اِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌»
ما ذكر (قرآن‌) را نازل‌ كرديم‌ و همانا خود حافظ‌ آن‌ مي‌باشيم‌ (سوره‌‌حجر آيه‌ 29)

قرآن كريم كتاب إلهى است كه خداوندآنرا در سينه هاى مسلمانان محفوظ داشته واكنون به همان حالت اول دردست آنان محفوظ است ، نه يك كلمه اى از آن كم ونه جيزى به آن أفزوده شده وتاقيامت هم امكان جنين تغييرى نخواهد بود .

mmj
۱۳۸۷/۰۶/۱۵, ۱۷:۴۶
خوشبختانه دوستان بخوبی دراینباره توضیح داده اند :

تحریف هم به دو معنی است : 1- چیزی به قران افزوده شده
2- چیزی از قران کاسته شده

همه متکلمان و مفسران و مورخان در رد قول نخست اتفاق نظر دارند هیچ روایتی نیز دراینباره نیست

در مورد دوم اختلاف است بیشتر دربین علمای اهل سنت و روایاتی که خاصه از عایشه نقل شده

damavand
۱۳۸۷/۰۶/۱۵, ۲۲:۳۶
میرزای نوری صاحب مستدرک الوسایل و نویسنده کتاب فصل الخطاب فی تحریف الکتاب رب الارباب، شیعه است نه سنی. از این گذشته ممکن است از میان آثار اهل سنت کتابهایی را که دال بر تحریف قرآن است نام ببرید؟ متشکرم

yasra
۱۳۸۷/۰۶/۱۶, ۱۷:۱۱
خوشبختانه دوستان بخوبی دراینباره توضیح داده اند :

تحریف هم به دو معنی است : 1- چیزی به قران افزوده شده
2- چیزی از قران کاسته شده

همه متکلمان و مفسران و مورخان در رد قول نخست اتفاق نظر دارند هیچ روایتی نیز دراینباره نیست

در مورد دوم اختلاف است بیشتر دربین علمای اهل سنت و روایاتی که خاصه از عایشه نقل شده



يا الله

باسلام
برادر يا خواهر محترم

اعتقاد راسخ اهل سنت طبق نص و صراحت قران كريم بر رد هر گونه شبهه اي در رابطه با تحريف قران كريم استوار هست و هر گونه روايت يا حديثي كه مغاير و مخالف با قول قران كريم هست از ديد اهل سنت بي اعتبار و غير مستند ميباشد حال از هر كس و هر منصبي كه نقل شده باشد .
خداوند رحمان قران كريم رو ازهر گونه تحريف و تغييري محفوظ نگه داشته است اما براي روايت و حديث كه نقل قول بشر در اعصار و ادوار مختلف ميباشد و همواره دستخوش تغيير احوالات جوامع بوده هيچ تضميني قائل نگريده است ضمن اينكه قران كريم رو براي سعادت زندگي بشر كامل و جامع نازل فرموده است.
شيعه اگر چه منكر تحريف قران بوده است اما علاوه بر منابعي كه توي همين تاپيك ذكر شده مستندات ديگري نيز در منابع مهم انها مبني بر تحريف قران وجود دارد از جمله ميتوان به منابع زير اشاره كرد:

مرأة ‌العقول‌ نوشته‌ محدث‌ شيعه‌ ملا باقر مجلسي‌، و كتاب‌ البرهان‌ في‌ التفسير القرآن‌ نوشته‌ سيد هاشم‌ بحراني‌ مفسر مشهورشيعه‌ ص‌49

كتاب‌ الانوار النعمانية‌ نوشته‌ نعمت‌ الله الجزائري‌ ج‌2 ص‌357

كتاب الكافي كليني جلد2 صفحة 734

الكافي‌، الحجة‌، ج‌1 ص‌428

الكافي‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌414 چاپ‌ايران

لكافي‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌422

الكافي‌، الحجه‌، ص‌414

تفسير قمي‌، ج‌2 ص‌125

لكافي‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌224

تفسير نورالثقلين‌، ج‌1ص‌454

سلطان‌ محمد شاه‌ قاجار از مرجع‌ شيعه‌ علي‌ اصغر بروجردي‌ درخواست‌ كرده‌ بود كه‌ كتابي‌ در توضيح‌ و بيان‌ عقايدشيعه‌ بنويسد. بروجردي‌ به‌ همين‌ منظور كتابي‌ بنام‌ عقايد الشيعة‌ تأليف‌ كرد. او در اين‌ كتاب‌ در مورد تحريف‌ قرآن‌ چنين‌اظهار نظر مي‌كند: بر ما واجب‌ است‌ معتقد باشيم‌ كه‌ قرآن‌ اصلي‌ خالي‌ از تحريف‌ و تغيير است‌. اما قرآني‌ را كه‌ گروهي‌ ازمنافقين‌ جمع‌ آوري‌ كردند دستخوش‌ تحريف‌ و تغيير گرديده‌ و قرآن‌ اصلي‌ نزد مهدي‌ موعود مي‌باشد. (كتاب‌ عقايدالشيعة‌ ص‌27 چاپ‌ ايران‌)

mmj
۱۳۸۷/۰۶/۱۶, ۲۲:۰۶
اقا تسلیم


دقت کنید به نوشته هام گفتم بیشتر در بین اهل سنت نگفتم تنها در بین اهل سنت

ermiya
۱۳۸۷/۱۲/۲۵, ۱۴:۱۲
با سلام
پس می توان گفت که قران تحذیف شده است ؟

a3emoon
۱۳۸۷/۱۲/۲۶, ۱۶:۳۹
با سلام
پس می توان گفت که قران تحذیف شده است ؟

سلام
خیر با توجه به پاسخ پست های پیشین می توان گفت قرآن هرگز تحریف نشده .
(لطف کنید پست های پیشین را مطالعه بفرمائید)

Hakim
۱۳۸۷/۱۲/۲۶, ۲۱:۰۱
قرائت همان تلاوت و خواندن قرآن كریم است و اصطلاحا به گونه ای از تلاوت قرآن اطلاق می شود كه دارای ویژگی های خاصی است بدین معنا كه هرگاه تلاوت قرآن به گونه ای باشد كه از نص وحی الهی حكایت كند و بر حسب اجتهاد یكی ازقرا معروف ـ بر پایه و اصول مضبوطی كه در علم قرائت شرط شده ـ استوار باشد، قرائت قرآن تحقق یافته است البته قرآن دارای نص واحدی است و اختلاف میان قرا بر سر به دست آوردن و رسیدن به آن نص واحد است.
امام صادق (ع) می فرماید: «قرآن یكی بیش نیست و اختلافات بر سر قرائت آن ازجانب راویان (قاریان) صورت گرفته است» قاریان قرآن (قرا معروف) راویان وناقلان همان قرآنی هستند كه بر پیامبر(ص) نازل گردیده و اختلاف آنان از اختلاف در نقل و روایت آن نص نشات گرفته، و آن به سبب عواملی است كه این اختلاف راایجاب كرده است پایه های آن عوامل عبارتند از:
ـ اختلاف مصاحف اولیه، چه پیش از اقدام به یك سان كردن مصاحف در زمان عثمان و چه پس از آن.
ـ نارسایی خط و نوشته های قرآن كه از هرگونه علایم مشخصه و حتی از نقطه عاری بوده است.
ـ ابتدایی بودن خط نزد عرب آن روز.
پس حساب قرائت با تحريف جداست و اختلاف قرائت باعث تحريف نميشود .

farhangsara
۱۳۸۸/۰۲/۲۹, ۱۴:۱۹
نکته دیگری که وجود دارد این است که قران به زبان قریش نازل شده و جالب این است که خود قریش مخلوطی از لهجه های مختلف عرب بوده. اختلافاتی که در روایات قرائت آن آمده از آنجاست که هر قبیله ای به زبان خودش آنرا می خوانده.ما در قران حتی کلمات فارسی هم داریم مانند فردوس که همان پردیس فارسی است. اختلاف در لهجه بوده نه در کل معنا

خیرالبریه
۱۳۸۸/۰۳/۰۵, ۰۷:۴۸
از این گذشته ممکن است از میان آثار اهل سنت کتابهایی را که دال بر تحریف قرآن است نام ببرید؟ متشکرم


با سلام

اتفاقا موضوع تحریف قرآن نزد اهل سنت بسیار صریحتر وصحیحتر (در صحاح سته) وگستر ده تر از شیعه است به لینک های زیر مراجعه وتعجب کنید :





تحریف قرآن نزد اهل سنت :





http://hojjah.googlepages.com/tahrif.ghoran.sonnah.zip (http://hojjah.googlepages.com/tahrif.ghoran.sonnah.zip)







اتقان در تحریف قرآن :



http://hojjah.googlepages.com/etghan.tahrif.ghoran.zip (http://hojjah.googlepages.com/etghan.tahrif.ghoran.zip)

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۳/۰۵, ۱۴:۰۹
اگر قرآن تحریف نشده ، پس چرا قرائتهای مختلف از آن وجود دارد؟
با سلام به شما دوست خوب..:Gol:
برای پاسخ به این سوال باید ابتدا معنی تحریف روشن شود...
تحریف درلغت بمعنی تغییر است....
تحریف بر دو نوع هست:
1- تحریف لفظی که کلمه یا آیه ای را کم یا زیاد کردن را گویند.
مثل آیاتی که بعضی اضافه نمودند... درباره عمر چنین نقلی هست.
2- تحریف معنوی که معنی نادرست کردن وبنفع خود برداشت نمودن هست بدون درنظر گرفتن آیات دیگر وروایات باب... مثلا یهود که آیات خدا در تورات را بنفع خود معنی میکردند.
با این توضیح قرائتهای مختلف یک کلمه را تحریف نمیگویند... بلکه کلمات درست اداء میشود ولی با لهجه مختلف ... قرآن نیز بنابر مشهور به لهجه معروف قریش نازل شد.
تقریبا بین شیعه وسنی اجماع هست که تحریف لفظی در قرآن وجود ندارد.
قرآن نیز با تاکید فراوان فرمود.. انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون..(سوره حجر آیه 9)
موفق باشید

مدیر تدوین
۱۳۸۹/۰۲/۱۴, ۱۸:۰۴
بچه باحال:
اگر قرآن تحریف نشده ، پس چرا قرائتهای مختلف از آن وجود دارد؟

وقتی قرآن نازل ونوشته می شده حروف زبان عربی نقطه و حرکات کسره و ضمه و فتحه و غیره نداشته است. خودِ عربها می توانسته اند چنین متنهائی را بخوانند ولی وقتی دیگران می خواسته اند قرآن بخوانند نمی توانسته اند. به این خاطر کسانی حروف قرآن را نقطه گذاری و حرکت گذاری کرده اند تا غیر عربها نیز بتوانندآنرا بخوانند، که این کار البته چیزی را به متن اصلی قرآن اضافه نمی کند وچیزی را نیز از آن کم نمی کند. 1
وانگهي به نكاتي نيز بايد در اين زمينه توجه نمود : (http://www.askquran.ir/member.php?u=89)
1. اختلاف قرائت ها به گونه اي نبوده كه به اصل قرآن آسيبي برساند اختلاف تنها در حركات برخي از كلمات بوده است .
2. در حال حاضر در قرآن موجود در دسترس ما هيچگونه اختلافي وجود نداشته ويك دست مي باشد. و قرآن موجود قرائت عاصم به روايت حفص است كه بهترين قرائت قرآن ، از ميان قرائت هاى مختلف مي باشد زيرا:
1 . قرائت عامه مسلمانان ، همين قرائت «حفص » است وحفص و استادش «عاصم » به آنچه با قرائت عامه و روايت صحيح موافق بود ، به شدت پاى بند و علاقه مند بودند ، و چنين قرائتى كه با روايت صحيح موافق است ، قرائتى بوده كه عاصم از استاد خود «ابوعبدالرحمان سلمى» و او نيز ازاميرمؤمنان على بن ابيطالب (ع ) اخذ كرده است . و حضرت امير نيز به قرائتى كه با نص اصلى وحى ، ـ كه در بين مسلمانان معمول بوده ـ تمسك مى كرده است .
2 . «عاصم » در بين قرّاء ، معروف به خصوصيات و خصايلى ممتاز بوده كه شخصيت قابل توجهى به او بخشيده و ضابطى استوار و در اخذ قرآن نسبت به ديگران با احتياط بيشترى برخورد كرده است .2.
گذشته از اين بايد دانست كه اختلاف قراءت با تحريف فرق مي كند در تحريف عين عبارت يا واژه اي ازقرآن كم يا زياد مي شود يا محتوا به گونه اي غير صحيح معني شود.ولي اخنلاف قراءت به خاطر اين به وجود آمده كه چون در آن زمان اعراب گذاري نشده بوده هر كس براي اعراب كلمات به صورت ذوقي مي خوانده وطبق تحقيق اساتيدي مانندآيت الله معرفت(ره)هيچ كدام از اين قرءات به جز حفص از عاصم اعتبارندارند.

مدیر تدوین
۱۳۸۹/۰۲/۱۴, ۱۸:۰۶
نكات قابل ذكر ديگر اينكه اولا اختلاف قراآت ، فقط در تركيب كلمات است ؛ مثلا يكى ((مالك يوم الدين )) خوانده و ديگرى ((ملك يوم الدين )) ويا يكى ((لنحرقنه )) را از باب افعال خوانده و ديگرى از باب تفعيل . خلاصه : اختلاف ، از تركيب كلمات بيرون نرفته است . و اين ، سبب زيادى و يا نقصى در قرآن مجيد نمى گردد. و ثانيا آية الله خوئى در البيان مى فرمايد: اهل بيت - عليهم السلام - شيعيان خويش را به يكى از قراآت منحصر نكرده اند. اين قرائتها در زمان آنها- عليهم السلام - معروف بوده است و از هيچيك منع نفرموده اند و اگر منع كرده بودند با تواتر ولااقل با خبر واحد،نقل مى شد. بلكه از آنها نقل شده كه همه را امضا كرده و فرموده اند: (( اقرء كما يقرء الناس ، اقراءوا كما علمتم)) . و خلاصه سخن آنكه : جايز است قرائت در نماز، با هر قرائتى كه در زمان ائمه - عليهم السلام - متعارف بوده است . مرحوم طبرسى در مقدمه مجمع البيان ، فن ثانى مى فرمايد: ظاهر از مذهب اماميه آن است كه اتفاق دارند بر جواز هر قرائت متدوال . وفقط به يك قرائت اكتفا نكرده اند. آية الله خمينى - قدس سره - مى فرمايد: احتياط در آن است كه از قرائتهاى هفتگانه ، تخلف نشود، و نماز با يكى ازآنها خوانده شود. چنانكه احوط آن است كه از قرآنهاى موجود، تخلف نشود.ناگفته نماند كه : از قرائتهاى هفتگانه ، فقط قرائت عاصم و حمزه به معصوم - عليهم السلام - مى رسد؛ قرائت عاصم ، با يك واسطه به اميرالمؤ منين - عليه السلام - و قرائت حمزه ، بدون واسطه به امام صادق - عليه السلام - مىرسد. بعضى ديگر هم اگر به معصوم - عليهم السلام - برسد با واسطه زياد مىرسد. و نيز ناگفته نماند كه : همه قرآنهاى موجود طبق قرائت عاصم نوشته شده اند كه از نظر شيعه و اهل سنت ، مورد قبول است .3
امام صادق (ع) می فرماید: «قرآن یكی بیش نیست و اختلافات بر سر قرائت آن ازجانب راویان (قاریان) صورت گرفته است» قاریان قرآن (قرا معروف) راویان وناقلان همان قرآنی هستند كه برپیامبر(ص) نازل گردیده و اختلاف آنان از اختلاف در نقل و روایت آن نص نشات گرفته، و آن به سبب عواملی است كه این اختلاف راایجاب كرده است پایه های آن عوامل عبارتند از:
ـ اختلاف مصاحف اولیه، چه پیش از اقدام به یك سان كردن مصاحف در زمان عثمان و چه پس از آن.
ـ نارسایی خط و نوشته های قرآن كه از هرگونه علایم مشخصه و حتی از نقطه عاری بوده است.
ـ ابتدایی بودن خط نزد عرب آن روز.
پس حساب قرائت با تحريف جداست و اختلاف قرائت باعث تحريف نميشود زيراتحریف درلغت بمعنی تغییر است وتحریف بر دو نوع هست:
1- تحریف لفظی که کلمه یا آیه ای را کم یا زیاد کردن را گویند.
مثل آیاتی که بعضی اضافه نمودند... درباره عمر چنین نقلی هست.
2- تحریف معنوی که معنی نادرست کردن وبنفع خودبرداشت نمودن هست بدون درنظر گرفتن آیات دیگر وروایات باب... مثلا یهود که آیات خدا در تورات را بنفع خود معنی میکردند.
با این توضیح قرائتهای مختلف یک کلمه را تحریف نمیگویند... بلکه کلمات درست اداء میشود ولی با لهجه مختلف ... قرآن نیز بنابر مشهوربه لهجه معروف قریش نازل شد.
تقریبا بین شیعه وسنی اجماع هست که تحریف لفظی در قرآن وجود ندارد.
قرآن نیز با تاکید فراوان فرمود.. انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون..(سوره حجر آیه 9)



1-منبع : سایت جامعه القرآن الکریم
2-برگرفته از التمهيد ، آيت الله معرفت ، ج 2 ، ص 232 ، انتشارات اسلامى
3-http://www.pasokhgoo.net/fa

میقات
۱۳۹۵/۱۲/۰۹, ۱۶:۴۲
پرسش:
آيا اختلاف در قرائات، موجب تحريف قرآن نمی ‌شود؟

پاسخ:
خیر، چنین نیست؛ در این زمینه چند مطلب بیان می شود:
مطلب اول:
اختلاف قرائات، نه از دیدگاه شیعیان و نه از دیدگاه اهل سنت موجب تحریف قرآن نیست؛ زیرا اختلاف قرائات، چیزی جدای از اصل قرآن است و بعدها به وجود آمد، که دیگر قرائت اصلی قرآن، مشهور بین مسلمانان بود و در همه حافظه ها و سینه ها ثبت شده بود و کسی نمی توانست آن را تغییر دهد. لازم به ذکر است «نصّ قرآن بالضروره متواتر است؛ يعنى از هر نسلى به نسل ديگر به تواتر نقل شده است. اين امر با قول به تحريف ناسازگار است‏.»(1)
البته اگر تصویر درستی از اختلاف قرائت های قرآن نداشته باشیم، اختلاف قرائت ها می تواند نوعی تحریف قرآن به حساب آید.

توجه داشته باشید كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در اواخر عمر شریف خود دستور نوشتن قرآن هایی با خط بهتر، و بر اساس متن و قرائت صحیح آن، و با نظم و ترتیب آیات سوره ها را دادند. به بیان دیگر، کتابت و جمع قرآن در زمان خود پیامبر(صلی الله علیه و آله) و با نظارت ایشان بوده است: «کتابت قرآن در دوران خود پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به دستور و نظارت وى انجام گرفته است.»(2)
بنابر این، چون این كار با نظارت حضرتش بوده، به طور قطع این تدوین بر متن صحیح و متقن قرآن و دقیقا مطابق همان قرائتی بوده كه توسط جبرئیل (علیه السلام) نازل شده است.

بعدها نیز خلفاء بر اساس همان متن و قرائت، قرآن فعلی را نوشتند، و نسخه هایی از آن را به عنوان نسخه های مادر به شهرها فرستادند، و دیگران نیز بر اساس همان نسخه های مادر، قرآن ها را استنساخ كردند.
در باره جمع قرآن نیز می توان گفت: «جمع‏آورى قرآن بر پايه قطع و يقين استوار بود، يعنى آيات قرآن در اثر تواتر و نقل‏هاى فراوان و يقين‏آور در ميان مسلمانان، معروف و شناخته شده بود و همان آيات قطعى و شناخته شده كه در دل‏ها و سينه‏ها بود و مسلمانان با آن‏ها انس و آشنايى داشتند، در قرآن آورده شده و در يك جا جمع‏آورى شد»(3)

مطلب دوم:
تا این جا مسلم است كه متن قرآن به هیچ عنوان دستخوش تحریف نشده است؛ كما این كه با این بیان معلوم می شود كه در هنگام وفات پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) تنها یک قرائت، به طور قطع، در میان مسلمانان، اعتبار داشته است.
مشكل از قرن بعد، كم و بیش آغاز شد؛ هنگامی كه عده ای با ادعاهای واهی احیانا قرائت های دیگر را جائز شمردند، و از قرائت رسمی تخطی های جزئی كردند، و قاریانی بوجود آمدند كه هنگام خواندن قرآن احیانا آن را با قرائت های دیگری خواندند.
آیت الله معرفت چنین می آورد: عوامل اختلاف در قرائت قرآن به دوران صحابه، پس از وفات پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) باز مى‏گردد. در آن زمان، صحابه بر سر جمع و نظم و تأليف قرآن اختلاف كردند و همين امر سبب شد كه گاه و بى‏گاه بر سر قرائت قرآن ميان قاريان اختلافى پديد آيد.(4)

با این وجود توجه داشته باشید كه قرائت رسمی بازمانده از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اصحاب اولیه هنوز هم باقی است، و آن همان قرائت امروزین ـ قرائت عاصم به روایت حفص ـ است؛ و اگر قرائت های دیگری هم هست، این تخطی عده ای از قرائت رسمی و صحیح است، نه آن كه قرائت اصلی در میان قرائت ها فراموش شده باشد، یا قابل شناسایی نباشد.
این تخطی عده ای است كه خود معترفند قرائت رسمی اصحاب سلف این نبوده است. لذا به این تحریف نمی گویند.

مطلب سوم:
بله، عده ای از اهل سنت معتقدند پیامبر (صلی الله علیه و آله) خود اختلاف قرائت ها را تصویب، بلكه تعلیم می داده است.
اگر بپذیریم همه قرائت ها تعلیم پیامبر بوده ـ كه البته قول صحیحی نیست ـ باز تحریف قرآن بی معنا است؛ چرا كه این قرائت ها تغییر قرآن نیست؛ كه خود قرآن چنین است.
البته همان طور كه بیان شد این قول صحیح نیست؛ و در ابطال آن گفته شده كه چون همه ساله ـ یا لااقل در سال اول و آخر حیات مبارك حضرتش ـ جبرئیل (علیه السلام) تمام قرآن را یكجا بر پیغمبر عرضه كرده است، به طور قطع، پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از آخرین نزول، مردم را بر یک قرائت وا داشته اند. این را عده زیادی از دانشمندان اهل سنت هم گفته اند.
بعضی از دانشمندان هم گفته اند: معنای تصویب و اجازه پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به قرائت های گوناگون این نیست كه آن حضرت اجازه داده باشد آن قرائت ها را به عنوان این كه قرآن چنان نازل شده، ثابت نگهدارند و نویسندگان وحی آن ها را بنویسند و ضبط كنند، بلكه این اجازه نوعی تخفیف و آسان گیری برای بعضی مردم ناتوان، آن هم در حالت مخصوصی بوده است.

بنابراین، بر فرض كه در آغاز امر، پیامبر تا جائی كه با بلاغت بیانی و مفاهیم و معانی حقیقی قرآن مخالف نباشد، در بعضی الفاظ به برخی افراد اجازه قرائت به وجهی دیگر داده باشند، بعدها مسلمان ها را موظف فرمودند كه فقط به قرائتی كه قرآن بر آن نازل شده است، بخوانند.(5)
بنابر این؛ اولا، اختلاف قرائت های قرآن امری مربوط به خطای عده ای از قرائت رسمی قرآن است، با توجه و علم به قرائت رسمی. ثانیا، قرائت ها با این تعریف دیگر تحریف نیست، بلكه انحراف عده ای از روش صحیح قرائت است.

مطلب چهارم:
اختلاف در قرائت ها در حدی نیست كه حقیقت مفهوم را مخدوش كند، و یا از بین ببرد؛ و لذا بنا به نظر بعضی از فقها، قرائت قرآن ـ چه در نماز و چه در غیر آن ـ بر طبق هر یک از قرائت های متعارف و معمول زمان اهل بیت (علیهم السلام) روا و جایز می باشد؛ چنان كه هم اكنون نیز همان قرائت های معروف، مورد عمل می باشد.
هم چنین این قرائت های معتبر هیچ گونه تغییری از جهت رسم الخط در قرآن ایجاد نمی كند تا باعث تحریف در كتابت قرآن شود.(6)

مطلب پنجم:
اساساً محور بحث در مساله تحریف و عدم تحریف قرآن، تحریف به زیاده و نقصان است، یعنی چیزی بر قرآن افزوده و یا از آن كاسته شود؛ وگرنه، با وجود قرآن واحد و معین، تحریف هایی مثل تحریف معنوی ـ یا تفسیر به رأی ـ در قرآن می تواند واقع شود، یعنی یک مفسر می تواند معنای نادرستی از قرآن برداشت كند؛ ولی این مساله خدشه ای به مصونیت قرآن از تحریف وارد نمی كند.
چرا كه اگر كسی برداشت نادرستی از قرآن داشته باشد، معنایش این نیست كه دیگر كسی معنای درست را نمی فهمد و قدرت تشخیص معنای درست و صحیح از بین می رود؛ یا اگر كسی كلمه ای را به شیوه غیر معمول ـ یا تحریف در قرائت ـ بخواند، معنایش این نیست كه دیگر قرائت شناخته شده بین مسلمین كنار می رود و قرآن دگرگون می شود.
زیرا بالاخره در میان قرائت های مختلف، قرائت صحیح وجود دارد، و اصل آن از بین نرفته است، تا چیز دیگری جانشین آن شده باشد.(7)

___________
(1) ر.ک: معرفت، صيانة القرآن من التحريف، ص 37؛ معرفت، علوم قرآنى، ص 449.
(2) خویی، البيان في تفسير القرآن، ص 256؛ ترجمه فارسی: بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، ترجمه هریسی و نجمی، ص 323.
(3) همان.
(4) معرفت، علوم قرآنى، ص 183.
(5) شریعتی، تفسیر نوین، مقدمه، ص 28.
(6) حجتی، تاریخ قرآن كریم، ص 247.
(7) معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ص 22.